پایگاه مجازی کبوتر حرم
 
اگر چه نامه سیاهم، اگر چه پرگنهم کبوتر حرمم، پای بند لطف توام
خجسته ميلاد هشتمين گوهر تابناک آسمان امامت ، حضرت امام رضا (ع) حضور يکايک شما دوستان تبريک عرض مي کنم

براي رفتن به ادامه ي مطالب ، روي عنوان پست کليک کنيد




رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله در ضمن سفارشات خویش برای امت اسلام از دو امانت گرانسنگ و ارزشمند یاد کرده و فرمود: «اِنّی تارِکٌ فیکُمُ الثَّقَلَیْن کِتابَ اللّه‏ِ وَعِتْرَتی وَلَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَیَّ الْحَوْض؛(1) من در میان شما دو امانت گرانسنگ می‏گذارم، کتاب خدا و عترت من و آن دو هیچگاه از هم جدا نخواهند شد تا اینکه در حوض کوثر بر من وارد شوند».
طبق این گفتار مهم رسول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، قرآن و عترت تا روز قیامت با هم بوده و تفکیک ناپذیرند. هر کس بخواهد به دامن قرآن پناه بَرَد، بدون در نظر گرفتن راهنمائیها و هدایتهای اهل بیت علیهم‏السلام راه به جایی نخواهد بُرد، چرا که آنان چراغهای هدایت به سوی انوار معنوی قرآن هستند و لطائف و ظرائف و نکته‏های ناب قرآن، در نزد آن بزرگان است. در زیارت جامعه می‏خوانیم: «السَّلامُ عَلی مَحالِّ مَعْرِفَةِ اللّه‏ِ وَمَساکِنِ بَرَکَةِ اللّه‏ِ وَمَعادِنِ حِکْمَةِ اللّه‏ِ وَحَفَظَةِ سِرِّ اللّه‏ِ وحَمَلَةِ کِتابِ اللّه‏ِ؛ سلام بر آنانکه [دلهایشان] محل معرفت خداست و مسکن برکات حق و معدن حکمت پروردگار، آنانکه پاسداران رازهای الهی و حاملان کتاب خدا هستند». ابونواس شاعر در قصیده‏ای که برای امام رضا علیه‏السلام قرائت کرد به این حقیقت اشاره دارد:
مُطَهَّرُونَ نَقیّاتٌ ثیابُهُمُ تَجْری الصَّلوةُ عَلَیْهمْ اَیْنَما ذُکِرُوا
«آل پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله دامنشان از هر گناه و آلودگی پاک و مطهر است و هرگاه نامی از آنان به میان آید، درود و سلام بر آنان فرستاده می‏شود.»



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

یازدهم ذی القعده، سالروز میلاد با برکت پیشوای هشتم، خورشید تابان آسمان پرنور ایران، غریب آشنا، نگین خراسان، شهد شیرین مشهد، حضرت امام رضا علیه‏السلام است. در این روز دیدگاه رنجور و خسته امام موسی بن جعفر علیه‏السلام ، به چهره دلربا و جمال نورانی فرزند نورسیده‏اش روشن شد و صبح سپید را از پس پرده شب تاریک نوید داد. در روز جشن و سرور اهل بیت پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، سر بر آستان باعظمت حضرتش می‏ساییم و ذرات غبار حرم پاکش را توتیای چشمان خود می‏کنیم.



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 25 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

روايات و شواهد بسيار زيادي نشان مي‌دهد كه حضرت رضاعليه السلام به دستور مامون و در حضور او به شهادت رسيده است. زيرا مامون براي حفظ حكومت خود آن حضرت را به خراسان آورده بود، ولي وقتي كه رفتار و قاطعيت و نظرات گوناگون آن حضرت را ديد، دريافت كه گفتار و رفتار آن حضرت، موجب ضعف و تزلزل حكومت او مي‌شود، و از سوي ديگر عباسيان در مورد ولايت عهدي حضرت رضا مامون را تهديد مي‌كردند و هشدار مي‌دادند، در نتيجه مامون تصميم گرفت كه نقشه شيطاني خود را عملي كند و آن حضرت را از ميان بردارد،
مامون خيلي مراقب بود كه اين عمل را به طور بسيار محرمانه و در پنهان انجام دهد تا مشكلي براي حكومتش پيش نيايد، غافل از آن‌كه با اين جنايت، زندگي دنيا و آخرتش را به آتش كشاند.
مامون هنگامي كه آن جنايت را انجام داد و حضرت را مسموم نمود و به شهادت رساند، شب بود، فردا كه صبح شد مردم زيادي با شنيدن خبر شهادت فرزند رسول خدا صل الله عليه و آله جمع شدند و در حالي كه به سر و سينه مي‌زدند، گفتند: مامون با نيرنگ، حضرت رضاعليه السلام را كشته است آنها فرياد مي‌زدند: مامون پسر رسول خدا را كشت.
به اين ترتيب، آن بزرگوار در آخرين روز ماه صفر سال 203 هجري قمري در سن 55 سالگي به دستور مامون به شهادت رسيد، و مظلومانه و شبانه و غريبانه به خاك سپرده شد.



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

امام رضا عليه‌السلام از نسل رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم بود و خون و غيرت علي (ع) و عصمت فاطمه عليْهاالسلام را در وجود خود داشت. او وارث حسين و از نسل امامان پيشين بود كه پرچم اسلام را بر دوش داشتند و بايد بار امانت الهي را به مقصد مي‌رساندند. او مصداق مفهوم اهل بيت و بر اين اساس، به دور از هر گونه رجس و پليدي ظاهري و باطني به شمار مي‌آمد.



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 17 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

مدينه، يادگار رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، مركز رشد و توسعه‌ي اسلام، كانون سازماندهي مسلمانان و جايگاه پرورش انسان‌هاي وارسته بود. ايمه (ع) همگي در آن محيط رشد و پرورش يافته بودند و آنجا را محلي امن براي آموزش علم و فقه به حساب مي‌آوردند و به دليل علاقه به جد و جده‌شان در آن محل اقامت گزيده و حاضر نبودند از آن خارج گردند.
مامون، امام رضا عليه‌السلام را به ايران دعوت كرد كه در واقع، دعوتي به اجبار و نوعي احضار بود و تنها چهره‌اي محترمانه داشت. فرستادگان مامون محرمانه به او خبر دادند كه در صورت مخالفت، گردن او را مي‌زنند و امام براي حفظ مصالح اسلام و تداوم و تكميل وظايف ناتمام خود، اين دعوت را پذيرا شد و به سوي ايران حركت كرد.
او از پيش، بنا بر اطلاعاتي كه از اجداد و پيشينيان داشت،



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 17 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

بنا بر آنچه گفته شد، امام بين مردم محبوبيتي بسيار داشت. همگان مهر او را در دل مي‌پروراندند و او را براي خود، پدري مهربان و مدد رساني الهي مي‌دانستند. او مردم را با محبت و عطوفت مي‌پذيرفت و در ديدارهاي عمومي، هميشه تبسمي بر لب داشت كه همين به مردم جرات مي‌داد كه به او نزديك شوند و خواسته‌هاي خويش را بي‌هيچ ملاحظه‌اي با او در ميان بگذارند.



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 17 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

پيش از وارد شدن به اين موضوع مي‏طلبد كه به اختصار علت شيعه شدن ايرانيان را بررسي نماييم. علت گراييدن ايرانيان به اسلام و مذهب تشيع دو چيز است:
1. حكومت حق؛
2. عدالت اجتماعي.

بقیه در ادامه مطلب



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

بررسي هر يك از ابعاد معنوي، علمي، اجتماعي و اخلاقي شخصيت علي بن موسي عليه‏السلام، اهميت خاص خود را داراست. چه بسا گروهي شيفته‏ي جنبه‏ي علمي و مناظرات و مباحثات آن حضرت باشند و در شناختن و نماياندن چهره علمي آن امام، اهتمام فزونتري داشته باشند، ولي توجه به اين حقيقت كه علم، اخلاق و شخصيت اجتماعي و سياسي امامان، تحت تاثير شخصيت معنوي و عبادي ايشان قرار داشته است و آنان هر كمالي را از اين رهگذر كسب كرده‏اند و خدا محوري منش و كنش آنان به ايشان عزت و امتياز بخشيده است، اين باور را تقويت خواهد كرد كه بررسي اين جنبه‏ي از زندگي امام عليه‏السلام شايسته تقدم و توجه فزونتر است. آنچه از جلوه‏هاي عبوديت و بندگي آن حضرت در آينه اخبار و نقلهاي تاريخي به ياد مانده، در بيان فهرست گونه زير مي‏توان شاهد آن بود:
- شبها، كم مي‏خوابيد و بيشتر شب را به عبادت سپري مي‏كرد.
- بسياري از روزها را روزه داشت و به ويژه روزهاي اول، نيمه و آخر هر ماه را روزه مي‏گرفت و مي‏فرمود:
«ذلك صوم الدهر»؛ اگر كسي اين چند روز را روزه گيرد، به شخصي ماند كه تمام عمر، روزه بوده است.
- سجده هايش بسيار طولاني بود، به گونه‏اي كه اگر پس از نماز صبح در برابر حضرت حق، به خاك مي‏افتاد، تا دميدن آفتاب صبحگاهي، همچنان در سجده بود.
- قرآن بسيار تلاوت مي‏كرد و انس امام عليه‏السلام با قرآن چنان بود كه جز از قرآن نمي‏گفت، پاسخ او به هر پرسشي، از قرآن بود. تمثيلهاي او نيز برگرفته از قرآن بود.
- هنگامي كه در بستر خواب قرار مي‏گرفت، به ياد خدا و تلاوت قرآن مشغول مي‏شد.
- در تلاوت آيات نوراني قرآن، اگر به آيه‏اي مي‏رسيد كه در آن سخن از دوزخ و كيفر الهي بود، سخت مي‏گريست و ازآن به خدا پناهنده مي‏شد.   به نماز در اول وقت اهتمام داشت، روزهايي نيز كه روزه داشتند، هنگام افطار، نخست نماز مي‏خواندند.
- نوافل، به ويژه نماز شب را حتي در سفر رها نمي‏كرد و چون ثلث آخر شب فرا مي‏رسيد، از بستر بر مي‏خاست، در حالي كه ذكر بر لب داشت. به محل وضو رفته، مسواك مي‏كرد، وضو مي‏گرفت، به نماز مي‏ايستاد و هر شب، علاوه بر نافله شب، نماز جعفر طيار را نيز مي‏خواند. تا هنگام نماز صبح و پس از انجام فريضه صبح، به تعقيبات ادامه داده، با طلوع خورشيد، سجده‏ي شكر مي‏كرد و اين مرحله عبادي را به انجام مي‏رسانيد.
- همواره ذكر خدا را بر زبان داشت.
- از خدا سخت مي‏ترسيد.
- در غير نماز نيز به مناجات با خدا، انس داشت.
- بسياري وقتها، به خواندن نماز اشتغال داشت.
– رجاء بن ابي ضحاك، مامور شد تا حضرت را از مدينه به - مرو، همراهي كند، خليفه به وي دستور داد، در تمام شبانه روز و در طول سفر، ملازم و همراه امام عليه‏السلام باشد. او در پايان سفر چنين گفت:
«به خدا سوگند، كسي را نيافتم كه از او پرهيزكارتر باشد و بيش از آن گرامي به ياد خدا و در خوف از خدا به سر برد.»
آنگاه وي به جلوه‏هاي مختلف عبادت امام نيز اشاره مي‏كند، كه در اين مختصر نمي‏گنجد.
حضور امام رضا عليه‏السلام در ميدان عبادت، حضوري انزوا طلبانه نبود و عبادت و بندگي به درگاه خدا را وسيله رها كردن مسووليتهاي اجتماعي و پرداختن به واقعيتهاي زندگي قرار نداده بود، بلكه آن گرامي در اوج زهد و تقوا، شخصيتي سازنده و حاضر در ميدانهاي علمي و اجتماعي بود؛ چنان كه بدانها اشاره خواهيم داشت.



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

امام علي بن موسي عليه‏السلام هر چند از روي ناگزيري و به منظور حفظ مصالح برتر اسلام و مسلمانان، ولايتعهدي را پذيرفت، ولي اين به معناي تسليم و فروهشتن رسالت و وظيفه امامت نبود. بلكه آن حضرت مانند همه‏ي امامان، تقيه را وسيله براي حفظ موجوديت و دستيابي به زمينه‏هاي مساعد و نشر افكار صحيح مي‏دانست.
زندگي امام و اقدامات آن حضرت بخوبي نشان مي‏دهد كه آن گرامي هرگز در اتخاذ تدابير لازم جهت افشاگري عليه خلافت غاصبان كوتاه نيامد.
درست است كه مامون عهدنامه مي‏نويسد، مجلس بر پا مي‏كند، از مردم بيعت مي‏گيرد، به علامت جشن همبستگي، لباس سياه عباسيان را به لباس سبز و پرچم سبز مبدل مي‏سازد 323، به نام امام سكه مي‏زند و در سراسر كشور منتشر مي‏سازد، 324.
ولي امام عليه‏السلام نيز برنامه‏هايي دارد كه نه تنها تحمل آنها براي مامون دشوار است، بلكه تمام تلاشهاي او را در جهت عظمت اهل‏بيت و زبوني عباسيان، هدايت مي‏كند.
اگر بخواهيم نگاهي گذرا به ريوس اين تدابير داشته باشيم، بايد موارد زير را ياد كنيم.
1 - تعاليم عمومي آن حضرت براي شيعيان و مرتبطان با اهل‏بيت عليهم‏السلام در زمينه مسايل اعتقادي و سياسي.
2 - تاييد شيوه‏ي زندگي سياسي و ديني امامان پيشين و استمرار آن.
3 - خروج از مدينه، همراه با اكراه و اظهار نگراني، به همراه نداشتن خانواده، ترغيب خانواده به مرثيه‏سرايي هنگام حركت امام از مدينه به سوي مرو، وداع با مرقد پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله با شيوه‏اي خاص كه نارضايتي و ناگزيري امام را از پذيرش فرمان مامون مي‏رساند.
4 - روايت تاريخي امام در نيشابور كه مساله امامت و رهبري اهل‏بيت را شرط كلمه توحيد دانسته و در آشكارترين شكل مطرح كرده است.
5 - رد پيشنهادهاي مامون و انكار امام از پذيرش خلافت و ولايتعهدي در طول دو ماه مذاكره و اصرار مامون. 325.
6 - خبر دادن از عمر كوتاه خود و اطمينان به بهره نگرفتن از ولايتعهدي.
7 - مشاهده نشدن آثار خشنودي در سيماي امام، پس از تحميل ولايتعهدي بر آن حضرت و اظهار غم و اندوه در موقعيتهاي مناسب. 326.
8 - پيش شرطهاي امام براي پذيرش ولايتعهدي، مبني بر اين كه آن حضرت در هيچ امر حكومتي نظر ندهد و در هيچ عزل و نصبي دخالت نكند. 327.
9 - نوع زندگي و مشي اجتماعي و ارتباطات مردمي امامي در طول مسير حركت از مدينه تا مرو و پس از مساله ولايتعهدي، و جلب نظر مردمان نسبت به مراتب علم و عمل و زهد و معنويت و اخلاق آن حضرت.
10 - جلوه‏ي علمي امام در مناظرات و مباحثات بزرگ بين الاديان.
11 - برگزاري نماز عيد، با شيوه و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و تاثير عميق آن بر مردم و كارگزاران حكومت مامون.
12 - ارتباط با شيعيان و ارايه رهنمودهاي لازم به ايشان و افشاي چهره‏ي مامون براي آنان.
مجموعه‏ي اين تدابير و عوامل سبب گرديد تا امام برخلاف پندار مامون، بيش از پيش در ميان مردم شناخته شود و محبوب قلبها واقع گردد و در فاصله‏اي نه چندان طولاني، مامون از ترفند سياسي خود، احساس نارضايتي كند و در انديشه‏ي محدود ساختن امام و حتي از ميان بردن آن حضرت فرو رود.



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب

- او بسيار به مستمندان رسيدگي مي‏كرد.
- به دادن صدقه به ويژه در شبهاي تار و به صورت پنهاني بسيار مبادرت مي‏كرد.
- با خدمتگزارانش كنار يك سفره مي‏نشست و غذا مي‏خورد.
- هيچ فرقي ميان غلامان و اشراف و اقوام و بيگانگان نمي‏گذارد، مگر براساس تقوا.
- همواره متبسم و خوش رو بود.
- بهترين بخش غذاي خود را قبل از تناول، براي گرسنگان جدا مي‏ساخت.
- با فقرا مي‏نشست.
- در تشييع جنازه شركت مي‏جست.
- خدمتكاري راكه مشغول خوردن غذا بود، به خدمت فرا نمي‏خواند.
- با صداي بلند و با قهقهه هرگز نمي‏خنديد.
- رفع نياز مومنان و گره گشايي از ايشان را بر ديگر كارها مقدم مي‏داشت.
- روي حصير مي‏نشست.
- قرآن زياد تلاوت مي‏كرد.
- با گفتارش دل كسي را نرنجانيد.
- سخن هيچ كس را ناتمام نمي‏گذاشت و نمي‏شكست.
- هيچ نيازمندي را تا حد امكان رد نكرد
- پاي خود را هنگام نشستن در حضور ديگران دراز نمي‏كرد.
- در حضور ديگران همواره از ديوار فاصله داشت و هيچ گاه تكيه نزد.
- همواره ياد خدا بر زبان جاري داشت.
- از اسراف و تبذير سخت پرهيز داشت.
- به مسافري كه پول خود را تمام و يا گم كرده بود، بدون چشمداشت، هزينه سفر مي‏داد.
- در دادن افطاري به روزه داران كوشا بود.
- به عيادت بيماران مي‏رفت.
- در معابر عمومي، آب دهان خود را نمي‏انداخت.
- از ميهمان شخصا پذيرايي مي‏كرد.
- هنگامي كه بر جمعي كنار سفره وارد مي‏شد، اجازه نمي‏داد تا براي احترام وي از جاي برخيزند.
- به سخن ديگران كه وي را مورد خطاب قرارداده، از او پرسشي داشتند، با دقت كامل گوش مي‏داد.
- خويش را به بوي خوش معطر مي‏كرد، به خصوص براي نماز.
- به نظافت جسم و لباس به ويژه موي سر توجه داشت.
- قبل از غذا دستها را مي‏شست و با چيزي خشك نمي‏كرد، بعد از غذا نيز آنها را مي‏شست و با حوله‏اي خشك مي‏كرد.
- اگر غذايي از حد نياز زياد مي‏آمد، آن را هرگز دور نمي‏ريخت.
- در حضور ديگران بتنهايي چيزي نمي‏خورد.
- بسيار بردبار و شكيبا بود.
- كارگري را كه به مبلغ معين اجير مي‏كرد، در پايان افزون بر مزدش به او عطا مي‏كرد.
- با همگان با رافت و خوشرويي روبرو مي‏شد.
- بسيار فروتن بود.
- به فقرا و بيچارگان بسيار مي‏بخشيد و آن را براي خود پس انداز مي‏دانست. 80.
اين همه كه ياد شد، بي گمان خوشه‏اي از خرمن شخصيت اخلاقي آن امام بزرگ است و نه تمام آن.



نوشته شده در تاريخ یک شنبه 10 شهریور 1392  توسط نوکر ارباب
تمامي حقوق مطالب براي پايگاه مجازي کبوتر حرم محفوظ مي باشد
تبديل کننده : وبلاگ قالب هاي راسخون