خبر

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ خبر خوش آمد میگویم ... من غلامی ز غلامان توام یا زهرا / مستمندی به سر خان توام یا زهرا / از زمانی که به خود آمده ام فهمیدم / خاطر آشفته و حیران تو ام یازهرا


پرسش : 
مفاد روايات در مورد مدت حكومت حضرت مهدى (عليه السلام) چيست ؟

پاسخ : 
روايات در اين زمينه بر دو دسته اند:
الف : رواياتى كه دلالت دارند بر اينكه مدت بقاى حكومت حضرت ده سال يا كمتر است . اين قول مشهور بين علما بوده ، غالب رواياتش در مصادر اهل سنت يافت مى شود.
ب : برخى روايات ديگر دلالت دارد بر اينكه مدت حكومت حضرت بيش از ده سال است .
رواياتى از نوع اول
1- ابو داوود به سندش از ابو سعيد خدرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود:((مهدى از من است ... و هفت سال حكومت خواهد كرد)). (1)
2- ترمذى به سند خود از ابو سعيد خدرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل كرده كه فرمود:((همانا در ميان امتم مهدى است كه خروج خواهد كرد و در مدت پنج يا هقت سال يا نه سال حكومت خواهد نمود)). (2) 
رواياتى از نوع دوم
1- قندوزى حنفى از حذيفة بن يمان نقل كرده كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:((مهدى مردى از اولاد من است ... بيست سال حكومت خواهد نمود)). (3)
2- سيوطى به سندش از امام على عليه السلام نقل كرده كه فرمود:((مهدى در مدت سى يا چهل سال ، متولى امر مردم خواهد شد)). (4)
3- شيخ طوسى به سندش از جابر از امام باقر عليه السلام در حديثى نقل مى كند كه به حضرت عرض كردم : چه مدت قيام حضرت در جهان طول خواهد كشيد؟ حضرت فرمود:((نوزده سال)). (5)
4- و نيز به سندش از ابن ابى يعفور نقل كرده كه امام صادق عليه السلام فرمود:((حكومت قائم از ما نوزده سال و چند ماه خواهد بود)). (6)
5- و نيز از عبد الكريم خثعمى نقل مى كند كه به امام صادق عليه السلام عرض كردم : مدت حكومت قائم عليه السلام چه مقدار است ؟ حضرت فرمود:((هفت سال ، خداوند روزها و شب ها را طولانى خواهد كرد به حدى كه يك سال از سال هاى او به مقدار ده سال از سال هاى شما است . لذا مدت حكومت آن حضرت هفتاد سال از سال هاى شما خواهد بود)). (7)
و نيز به سندش از ابى الجارود از امام باقر عليه السلام نقل كرده كه فرمود:((همان قائم سيصد و نه سال حكومت خواهد نمود همان گونه كه اهل كهف در غارشان درنگ كردند ، زمين را پر از عدل و داد خواهد كرد آن گونه كه پر از ظلم و جور شده باشد)). (8)
پی نوشتها:
1- سنن ابى داوود ، ج 2 ، ص 422.
2- صحيح ترمذى ، ج 3 ، ص 343.
3- ينابيع المودة ، ص 537.
4- الحاوى للفتاوى ، ص 155.
5- الغيبة ، طوسى ، ص 286.
6- الغيبة ، طوسى ، ص 181.
7- الغيبة ، طوسى ، ص 432.
8- الغيبة ، طوسى ، ص 283.
منبع : موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
فراوانی القاب امام عصر علیه السلام به چه دلیل است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آیا فراوانی القاب امام عصر علیه السلام به‌ خاطر ویژگی‌های ذاتی، روحی و جسمی یا ناشی از بزرگی کارهای اصلاحی اوست؟

پاسخ: 
نام‌های مبارک امام دوازدهم در روایات عبارتند از: قائم، مهدی، غایب و حجت. به علاوه احادیث مختلف از آن حضرت با عناوینی چون: حجةالله و خلیفةالله هم یاد کرده‌اند. بخشی از القاب آن حضرت به ویژگی‌های ذاتی، روحی و جسمی ایشان بازمی‌گردد و بخشی دیگر، از اصلاحات و عملکرد ایشان در زمان ظهور و حکومت ناشی می‌شود. البته در میان این القاب بعضی مشهورترند. ممکن است اوضاع و احوال در یک زمان موجب توجه بیشتر مردم به یکی از این القاب و یا صفات بشود و یا جنبه خاصی از مسئله بیشتر مطرح گردد، درنتیجه سخنرانان و نویسندگان و یا شاعران آن لقب یا جنبه خاص را بیشتر مورد توجه قرار دهند؛ نظیر اسماءالحسنی خداوند متعال که شرایط و احوال شخصی یا عمومی مردم موجب می‌شود که به یکی از آن اسم‌ها مثلاً اسم «الشافی» یا «السلام» یا «الحافظ» یا «الرزاق» بیشتر توجه داشته باشند و خدا را با آن اسم بخوانند، اما این بدان معنی نیست که سایر اسماءالحسنی وجه تسمیه ندارند.
بنابراین هریک از اسم‌ها و القاب امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف به یکی از اوصاف و اعمال آن حضرت اشاره دارند و از اغلب آن‌ها در روایاتی که اصل مسئله امام دوازدهم و ظهورش را مطرح کرده‌اند یاد شده است؛‌ یعنی آن حضرت حتی سال‌ها قبل از آن که خود و پدرشان متولد شده باشند، با این نام‌ها و القاب مشهور بوده‌اند. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
القاب امام عصر , نام‌های امام زمان , قائم , مهدی , غایب , حجت , امام دوازدهم , ویژگی‌های امام زمان , اسماءالحسنی
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
بنا بر روایات، شمایل حضرت مهدی علیه السلام به هنگام ظهور چگونه است؟

پاسخ : 
محدثان معتبر از شیعه و سنی، بنابر احادیث بسیار از رسول اکرم(ص) و امام علی(ع) و دیگر امامان(ع)، شمایل و اوصاف امام مهدی را در کتاب‌های خویش آورده‌اند:
«چهره‌اش گندمگون، ابروانش هلالی و کشیده، چشمانش سیاه و درشت و جذاب، شانه‌اش پهن، دندان‌هایش براق و گشاده، بینی‌اش کشیده و زیبا، پیشانی‌اش بلند و تابنده، استخوانبندی‌اش استوار و صخره‌سان،‌ دستان و انگشتانش درشت، گونه‌هایش کم‌گوشت و اندکی متمایل به زردی که از بیداری شب عارض شده، خالی مشکین بر گونه راستش پیچیده و محکم، موی سرش بر لاله گوش ریخته و به قولی به دوشش ریخته، اندامش متناسب و زیبا و نگاهش دگرگون کننده، خروشش دریاسان، فریادش همه‌گیر و...» (۱)
شبلنجی عالم بزرگ اهل سنت در نورالابصار می‌نویسد: «امام مهدی دارای چشمان سیاه و ابروان پیوسته، بینی بلند و قلمی، ریش انبوه و خال هاشمی در گونه راست است.»
امیرالمومنین در بالای منبر فرمود: «در آخرالزمان مردی از نسل من با صورتی سرخ و سفید، فراخ شکم، ران قوی و شانه‌ای سترگ خروج می‌نماید که در پشتش دو خال است؛ یکی رنگ پوست بدن و دیگری شبیه خال پیغمبر است.» (۲)
اباصلت از امام رضا درباره خصوصیات و شمایل حضرت هنگام ظهور پرسید و آن حضرت فرمود: «نشانه قائم ما این است که در سن یک پیرمرد و به صورت یک جوان است، طوری‌که هرکس حضرتش را ببیند او را چهل ساله یا کمتر می‌پندارد و تا هنگام مرگ اثر پیری بر او ظاهر نشود.» (۳)
امیرالمومنین فرمود: «مهدی چهل ساله در بین مردم می‌آید.» (۴)
مفضل‌بن‌عمر از امام صادق روایت کرده که ایشان فرمود: «آنگاه که خداوند به حضرت قائم اجازه خروج دهد، آن حضرت به منبر رود، پس مردم را به سوی خویش دعوت کند و به خداوند سوگندشان دهد و به حق خویش آن‌ها را بخواند و به اینکه بین ایشان به روش رسول خدا رفتار کند و به کردار آن حضرت عمل کند. آنگاه خداوند جبرییل را می‌فرستد که نزد او بیاید، جبرییل در حجر اسماعیل نزد آن حضرت می‌آید و می‌گوید: به چه چیز مردم را می‌خوانی؟ حضرت قائم دعوت خود را به او خبر دهد. جبرییل می‌گوید من نخستین کسی هستم که با تو بیعت می‌نمایم، دست خویش را برای بیعت باز کن. پس دست به دست آن حضرت گزارده و سپس متجاوز از ۳۱۰ مرد نزد او بیایند و با او بیعت نمایند و در مکه می‌ماند تا یارانش به ده‌هزار نفر برسد،‌ سپس از آنجا به مدینه رهسپار گردد.»(۵)
و نیز وارد شده که: حضرت قائم پشت به حرم (خانه کعبه) دست خود را دراز می‌کند مثل دست موسی... آنگاه می‌فرماید: این دست خداست و از جانب خداست و به امر خدا کشیده شده و این آیه را تلاوت می‌کند: «ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله یدالله فوق ایدیهم فمن نکث فانما ینکث علی نفسه...» پس اول کسی که دست آن حضرت را بوسیده و با آن جناب بیعت می‌نماید جبرئیل است و پشت سر او فرشتگان و نجبای جن و نقیبان آن حضرت بیعت می‌کنند.(۶)

پی‌نوشت‌ها:
۱. خورشید مغرب، ص ۲۸
۲. اثبات‌الهداه، ج ۷، ص ۴۰۰
۳. کمال‌الدین و تمام‌النعمه، شیخ صدوق، ص ۶۵۲
۴. البیان فی اخبار صاحب‌‌الزمان، گنجی شافعی، ص ۴۹۵
۵. مهدی موعود، ص ۱۱۵۴
۶. اسرارالعقاید، ج ۲، ص ۱۰۰ 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
ظهور , شمایل حضرت‌ مهدی‌ , آخرالزمان , سیمای امام زمان , امام مهدی (ع)
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
علتهاي مهم تأخير ظهور امام زمان (عليه السلام) چيست ؟

پاسخ : 
آزمايش وامتحان در اثر اين غيبت طولاني. گروهي كه ايمان كافي ندارند ،باطنشان ظاهر مي شود و كساني كه ايمان در اعماق دلشان ريشه كرده و به واسطه انتظار فرج صبر بر شرائط و ايمان به غيبت ارزششان معلوم مي شود و به درجاتي از ثواب نايل مي شوند . 
بيعت نكردن با ستمكاران , يكي از فؤايد و حكمتي كه براي غيبت آن حضرت در روايات نقل شده، موضوع محفوظ ماندن از معاهده و بيعت با ستمكاران است . 
نجات ازقتل . يكي از حكمت ها موضوع نجات از قتل معرفي شد چون، دستگاه حاكم به شدت در تعقيب و جستجوي آن حضرت بود تا او را به جنگ آورده و به قتل برساند چاره اي جز غيبت نيست. 
آمادگي پذيرش . براي تحقق يك انقلاب همه جانبه در سطح جهان تنها وجود يك رهبر شايسته كافي نيست بلكه؛ آمادگي عمومي نيز لازم است و متأسفانه دنيا هنوز آماده پذيرش حكومت حضرت مهدي «عج» نشده است . زيرا صرف اينكه ظلم و ستم عالم را فرا گرفته كافي نيست كه امام ظهور كند . چرا كه ظلم ،يكي از اسباب آمادگي مردم است و يقينا هرگاه چنان آمادگي فراهم آيد ، ظهور نيز قطعي و حتمي خواهد شد . 
حداقل چند نوع آمادگي لازم است ،تا آن حضرت ظهور كند : 
الف )- آمادگي رواني 
ب ) آمادگي فرهنگي و صنعتي 
ج ) آمادگي ازحيث يك نيروي ضربتي انقلابي
منابع :
1-سيماي آفتاب ، حبيب الله طاهري 
2-پادشه خوبان ، علي اصغر لشكري 
3-رسالت جهاني حضرت مهدي ، فريده گل محمدي آرمان 
4-سيماي مصلح جهان ، مراد فيضي
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چه عملي باعث شده كه امام زمان ظهور نكنند، با توجه به اينكه بي بند و باري و بي حجابي در اكثر نقاط بيداد مي كند ؟

پاسخ : 
از حديث شريف به خوبي استفاده مي شود كه علت اصلي غيبت جز اسرار الهي است و جز ائمه اطهار كسي نمي داند آنها هم ماذون به بازگوكردن آن نبودند ولي در برخي روايات بعضي ازحكمتهاي آن بيان شده كه ذيلا به اختصار به آن اشاره مي شود : 
1- آزمايش وامتحان در اثر اين غيبت طولاني.
گروهي كه ايمان كافي ندارند ،باطنشان ظاهر مي شود و كساني كه ايمان در اعماق دلشان ريشه كرده و به واسطه انتظار فرج صبر بر شرائط و ايمان به غيبت ارزششان معلوم مي شود و به درجاتي از ثواب نايل مي شوند . 
2- بيعت نكردن با ستمكاران , يكي از فؤايد و حكمتي كه براي غيبت آن حضرت در روايات نقل شده، موضوع محفوظ ماندن از معاهده و بيعت با ستمكاران است . 
3- نجات ازقتل . يكي از حكمت ها موضوع نجات از قتل معرفي شد چون، دستگاه حاكم به شدت در تعقيب و جستجوي آن حضرت بود تا او را به جنگ آورده و به قتل برساند چاره اي جز غيبت نيست. 
5- آمادگي پذيرش . براي تحقق يك انقلاب همه جانبه در سطح جهان تنها وجود يك رهبر شايسته كافي نيست بلكه؛ آمادگي عمومي نيز لازم است و متأسفانه دنيا هنوز آماده پذيرش حكومت حضرت مهدي «عج» نشده است . زيرا صرف اينكه ظلم و ستم عالم را فرا گرفته كافي نيست كه امام ظهور كند . چرا كه ظلم ،يكي از اسباب آمادگي مردم است و يقينا هرگاه چنان آمادگي فراهم آيد ، ظهور نيز قطعي و حتمي خواهد شد . 
حداقل چند نوع آمادگي لازم است ،تا آن حضرت ظهور كند : 
الف )- آمادگي رواني 
ب ) آمادگي فرهنگي و صنعتي 
ج ) آمادگي ازحيث يك نيروي ضربتي انقلابي
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
دلیل شیعه بر تولد امام زمان (عج) چیست؟

پاسخ : 
روایات درباره‌ی حضرت مهدی علیه السّلام متواتر و مستفیض است، احادیث پرشماری که از مسلمات بین امامیه و غیر امامیه شمرده می شود، از جمله، احادیث عامی که هرچند نام حضرت مهدی نیامده است، اما دلالت صریح بر ولادت حضرت دارند.

دلیل اول: احادیث عام
1ـ حدیث ثقلین که بین امامیه و اهل سنت متواتر است حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: انّی تارکٌ فیکم الثقلین کتاب الله و اهل بیتی و انهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض. [1] "من بین شما دو چیز گرانبها می گذارم یکی کتاب خدا و دیگری اهل بیتم و این دو از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند." جمله "لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض" بر استمرار همراهی اهل بیت علیهم السّلام با قرآن کریم دلالت دارد و این پیوستگی و همراهی، جز با فرض تولد یافتن حضرت مهدی علیه السّلام و پنهان بودن ایشان از دیدگان امکان ندارد زیرا اگر حضرت در آینده تولد یابد می بایست در این زمان، قرآن از اهل بیت جدا باشد و حال آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله فرموده است: این دو از هم جدا ناشدنی هستند.
2ـ حدیث دوازده خلیفه که از مسلّمات میان امامیه و اهل سنت است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: انّ هذا لاینقضی حتی یمضی فیهم اثنا عشر خلیفة کلّهم من قریش. [2] کار دنیا پایان نمی پذیرد تا اینکه دوازده خلیفه که همگی از قریش هستند روی کار آیند. این روایت بر ولادت حضرت مهدی علیه السّلام دلالت التزامی دارد؛ زیرا اگر فرض کنیم از حضرت عسکری علیه السّلام فرزندی به نام مهدی علیه السّلام متولد نشده باشد خلفای حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله یازده تن خواهند بود و این با کلام پیامبر صلی الله علیه و آله که معصوم از خطا و اشتباه است تناقض پیدا خواهد کرد.
3ـ حدیث: من مات و لا یعرف امامه مات میتة جاهلیة. [3] که از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است طبق این حدیث اگر حضرت مهدی علیه السّلام هنوز بدنیا نیامده باشد پس ما معرفتی از امام زمان نداریم و گرفتار مرگ جاهلی شده ایم، زیرا بنا بر این حدیث در هر زمان امامی وجود دارد و لازم است معرفت به او وجود داشته باشد و در صورت متولد نشدن امام مهدی علیه السّلام چنین شناختی حاصل نمی شود.

دلیل دوم: احادیث خاص
اما احادیث خاص که از پیامبر و ائمه اطهار از تولد فرزندی برای امام حسن عسکری علیه السّلام خبر می دهند که بعد از بدنیا آمدن، از دیدگان پنهان می شود و زمین را پر از قسط و عدل خواهد کرد و ایمان به ایشان برای هر مؤمنی ضروری است. شیخ صدوق در کمال الدین بیش از 135 حدیث آورده است و مجموع روایات در این زمینه در کتاب کافی، الغیبة و کمال الدین و دیگر کتب بیش از هزار حدیث است.

دلیل سوم: مشاهده کردن عده ای از شیعیان آن حضرت را در کودکی
دلیل سوم بر متولد شدن حضرت صاحب الزمان علیه السّلام مشاهده کردن عده ای از شیعیان، در هنگام کودکی آن حضرت است. احمد بن اسحاق قمی، یکی از یاران خاص و گرانقدر امام حسن عسکری علیه السّلام می گوید: به حضور امام حسن عسکری علیه السّلام رسیدم، می خواستم درباره‌ی امام بعد از او بپرسم، حضرت پیش از سؤال من فرمود: ای احمد بن اسحاق، خداوند، از زمانی که آدم را آفرید تا روز رستاخیز، هرگز زمین را از حجت خالی نگذاشته و نمی گذارد. خداوند از برکت وجود حجت خود در زمین، بلا را از مردم جهان دفع می کند و باران می فرستد و برکات نهفته در دل زمین را آشکار می سازد. عرض کردم: پیشوا و امام بعد از شما کیست؟ حضرت به سرعت برخاست و به اتاق دیگر رفت و طولی نکشید که برگشت، در حالی که پسر بچه ای را که حدود سه سال داشت و رخسارش همچون ماه شب چهارده می درخشید، به دوش گرفته بود. فرمود: ای احمد بن اسحاق! اگر پیش خدا و امامان محترم نبودی، این پسرم را به تو نشان نمی دادم، او هم نام و هم کنیه‌ی رسول خدا است، زمین را پر از عدل و داد می کند، چنان که از ظلم و جور پر شده باشد... [4]

دلیل چهارم: سُفرا، و توقیعات
در تاریخ شیعه، قضیه‌ی چهار سفیر و نائب امام (عج) و صدور توقیعات از جانب آنان و واسطه بودن ایشان مابین شیعیان و حضرت مهدی علیه السّلام بسیار روشن و بدیهی است و تا به حال کسی در این قضیه شک و تردید به خود راه نداده است.

دلیل پنجم: نظارت، مراقبت و واکنش دستگاه خلافت
در کتابهای تاریخی امامیه و غیر امامیه، آمده است که آن هنگام که معتمد عباسی شنید که برای امام حسن عسکری علیه السّلام فرزندی متولد شده است مأمورانش را به خانه‌ی امام فرستاد و خانه‌ی امام را مورد بازرسی قرار داد. این نظارت و مراقبت و واکنش دستگاه خلافت، دلیل روشنی بر متولد شدن حضرت مهدی علیه السّلام [5] است.

دلیل ششم: روشن بودن ولادت حضرت مهدی علیه السّلام نزد شیعه
تفکر و اندیشه‌ی مهدویت و غائب بودن ایشان از دیدگان از همان اوائل اسلام متداول و یک امر بدیهی بوده است. از همین رو است که فرقه‌ی ناووسیه مدعی بودند که امام صادق علیه السّلام همان امام پنهان است ولی پس از وفات امام صادق علیه السّلام بطلان این عقیده روشن شد و نیز فرقه‌ی واقفیه ادعا می کردند که موسی بن جعفر علیه السّلام همان امام مهدی علیه السّلام است. پس تفکر مهدویت با ولادت داشتن آن روشن می باشد.
لذا به دلایلی که ذکر شد و دلایل فراوان دیگر و همچنین تصریح علمای شیعه و همچنین تصریح علمای اهل سنت فرزندی به نام مهدی علیه السّلام برای امام حسن عسکری علیه السّلام متولد شده است و اکنون در غیبت کبری به سر می برد.

دلیل هفتم: اعتراف تاریخ نگاران و تبارشناسان غیر شیعی
ابن هجر هیثمی می گوید: امام حسن عسکری علیه السّلام غیر از ابی القاسم، محمد الحجة فرزندی به جا نگذاشت و آن هنگام که پدر بزرگوارش وفات یافت او پنج سال داشت. [6]
ذهبی می گوید: شیعیان معتقدند که پسر امام حسن عسکری علیه السّلام یعنی محمد بن الحسن، قائم و جانشین و حجت است. ایشان در سال دویست و پنجاه هشتم و بنا به قولی در سال دویست و پنجاه شش متولد شده است.

دلیل هشتم: اتفاق شیعه
از زمان کلینی و پدر شیخ صدوق تا الآن تمام آحاد شیعیان بر ولادت و پنهان بودن حضرت وحدت نظر دارند. این ایده از اصول مذهب شیعه است و در تمام اعصار شیعه هیچ کس را نیافته ایم که در ولادت یافتن و غیبت حضرت، شک و تردید داشته باشد.

پی‌نوشت‌ها:
[1] . مستدرک حاکم، جزء3، ص148. تاریخ بغداد، ج 8، ص 442.
[2] . کمال الدین، ص 272، غیبت طوسی، ص 128، صحیح بخاری، ج 9، ص 729.
[3] . اصول کافی، ج 2، کتاب الحجة، ص 208.
[4] . سیره‌ی پیشوایان، مهدی پیشوایی، ص651، به نقل از کمال الدین، صدوق، ج2، ص384.
[5] . فصلنامه‌ی انتظار، سال دوم، پائیز81، شماره‌ی5، ص89، مقاله‌ی آیت الله محمد باقر ایروانی، ترجمه‌ی بهروز محمدی.
[6] . الصواعق، ص 255 و 314.

کلمات کلیدی : 
ولادت امام زمان , تولد امام زمان , شیعه , مهدویت , حدیث اثنا عشر , توقیعات , کودکی امام زمان
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا ظهور امام زمان(عليه السلام) وقتي روي مي دهد كه مردم به كارهاي زشت دست بزنند يا وقتي در راه راست گام بردارند؟

پاسخ : 
در بسياري از رواياتي كه درباره ي ظهور امام زمان(عليه السلام) وارد شده اين مضمون آمده است كه امام زمان(عليه السلام) دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد پس از آن كه پر از ظلم و جور شده باشد از اين روايات استفاده مي شود كه ظهور امام زمان(عليه السلام) در موقعي انجام مي گيرد كه ظلم و ستم و ناپاكي جهان را گرفته باشد و با ظهور امام زمان(عليه السلام) حكومت عدل و راستي در جهان مستقر مي گردد.
البته زمان ظهور امام زمان(عليه السلام) وقتي خواهد بود كه با اينكه دنيا را ستم فراگرفته دنيا آماده ي پذيرش حكومت عدل واحد جهاني آن حضرت شود و ما مي بينيم كه اكنون با اينكه ظلم و ستم در جهان گسترش يافته مستضعفين در اثر انقلاب اسلامي ايران به تدريج بيدار شده و با مستكبرين به مبارزه برخاسته اند اميد است اين آمادگي گسترش يابد و زمينه براي ظهور امام زمان(عليه السلام) فراهم شود.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا به حضرت مهدی علیه السلام، صاحب الزمان می گویند؟

پاسخ : 
صاحب الزمان، یکی از القاب مبارک امام زمان علیه السلام است و گذاردن چنین لقبی برای ایشان شاید به دلایل زیر باشد :
اول این که معنای زمان یعنی دوران و عصر و روزگار و علت این که ایشان را صاحب زمان نامیده اند، این است که گردش روزگار و پدید آمدن شب و روز و گذر زمان به واسطه وجود مقدس حضرت مهدی علیه السلام است. همان طور که در دعاها می خوانیم به یُمن وجود امام مهدی علیه السلام زمین سرسبز است و رزق و روزی به مردم می رسد. دیگر این که : حجت خدا باعث برقرار شدن آسمان ها و زمین است.
منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
صاحب الزمان , حضرت مهدی , القاب امام زمان , حجت خدا , واسطه فیض
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا کنیه اباصالح، دلالت بر ازدواج حضرت مهدی علیه السلام دارد؟

پاسخ : 
برخى ممکن است براى اثبات ازدواج و اولاددار بودن حضرت مهدى علیه السلام به کنیه اباصالح استدلال کنند یعنى پدر صالح ، که این دلالت بر وجود فرزندى به نام صالح براى حضرت دارد.

در پاسخ باید گفت:
اولا : ممکن است که این کنیه برای حضرت مهدى علیه السلام به جهت آن باشد که امام زمان علیه السلام پدر و مجرى اصلاح جامعه است، او تنها کسى است که به اذن و اراده الهى جامعه بشرى را در سطح کره زمین اصلاح خواهد کرد. همان گونه که در روایتى پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله درباره خود على بن الى طالب علیه السلام فرمودند: من و على دو پدر این امتیم.
ثانیا : کلمه ((اب)) در لغت عرب تنها به معناى پدر نیست بلکه به معناى صاحب نیز آمده است . ((اباصالح)) یعنى کسى که صلحایى در اختیار دارد.
ثالثا : ممکن است که این کنیه از آیه و لقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون(1) گرفته شده باشد.

پی نوشت:
1- سوره انبیاء ، آیه 105.
منبع : موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران

کلمات کلیدی : 
حضرت مهدی , اباصالح , کنیه امام زمان , پدر صالح , ازدواج حضرت مهدی
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
«سراج الله» که از القاب امام زمان (عج) است، به چه معناست؟

پاسخ : 
سراج الله یکی از نام‌های مشترک بین حضرت مهدی (عج) و دیگر امامان معصوم علیهم السلام است. سراج به معنای چراغ و روشنایی و سراج الله به معنای چراغ فروزان الهی است. (1)
اهل بیت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله، پس از ایشان، انواری هستند که خداوند ابتدا آن حضرات را در عالم انوار آفرید، سپس آنها را به عالم دنیا تنزّل داد و آنها را به وسیله‌ی نور خود برگزید تا جایگاه‌های نور در شهرهای او و نور بندگانش باشند. بنابراین، کلمات آنها نور است، زمین به واسطه‌ی نور آنان روشن شود و مؤمنان به واسطه‌ی ایشان کسب روشنایی می کنند. (2)
با نور و روشنایی، امام است که مسیر هدایت را می‌یابیم و در آن، به بیراهه نمی‌رویم. با نور امام است که شناخت خدا، جهانش و مخلوقاتش روشن و معلوم می‌شود و ما همه‌ی اینها را مدیون ایشان هستیم. چرا که اگر نبود، سراج الله، در برهوت تاریکی گمراه می‌شدیم و به ناکجا آباد می‌رسیدیم.
از آن روست که در زیارت‌نامه‌های معصومین (ع) چنین می‌گوییم:
«اللهم صلّ علی نورک و سراجِکَ و ولیِّک ...» (3)

پی‌نوشت‌ها:
1. سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 71
2. برگرفته از زیارت جامعه ی کبیره؛ به نقل از نجیب محمد، حسین، سرّ خدا، نشر موعود عصر (عج)، 1388، ص 300
3. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت نامه های مختلف امامان و حضرت معصومه (س)؛ به نقل از سعیدی، احمد، همان.

کلمات کلیدی : 
اسامی امام عصر , القاب امام زمان , نام های امام زمان , لقب سراج الله
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
«سلالة النبوة» که از القاب امام زمان (عج) است، به چه معناست؟

پاسخ : 
سلالة النبوة به معنای فرزند و نواده‌ی پاک پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله است. این عبارت، لقبی است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه را با آن صدا می‌زنیم:
«سَلامُ اللَّهِ الْکَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ وَ صَلَوَاتُهُ الدَّائِمَةُ وَ بَرَکَاتُهُ الْقَائِمَةُ التَّامَّةُ عَلَى حُجَّةِ اللَّهِ وَ وَلِیِّهِ فِی أَرْضِهِ وَ بِلادِهِ وَ خَلِیفَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ وَ سُلالَةِ النُّبُوَّةِ...» (1)
(سلام کامل، تمام، همه‌جانبه و فراگیر خدا و درود همیشگى و برکات پاینده‌ و برازنده‌ی حق بر حجت خدا و جانشین او در زمین و تمامى سرزمین‌ها، و خلیفه او بر همه خلق و بندگان، آن‌ که از نسل نبوّت است و باقیمانده عترت...)
این اسم، نشانگر نسل پاک و نورانی حضرت مهدی (عج) است. از سویی نشان می‌دهد که ایشان میراث‌دار چه خاندانی است و از سوی دیگر، نشان‌گر شایستگی ایشان در مقام امامت است.
در بیان تشابهات ویژه‌ی امام زمان (عج) و رسول خاتم صلوات الله علیه و آله احادیث متعددی بیان شده است. به غیر از تشابهی که آقای ما در نام و کنیه و لقب به جد خویش دارند، در اخلاق و سیرت نیز همانند ایشان عمل می‌کنند.
سید بن طاووس که بارها با امام زمان عجل الله تعالی فرجه ملاقات داشته است او را چنین توصیف می‌کند: «بدان که مولای ما حضرت صاحب الزمان علیه السلام، زیباترین و خوش صورت ترین مردم است؛ زیرا که شبیه ترین مردم به پیغمبر اکرم (ص) است.» (2)
باز هم به اینجا ختم نمی‌شود. پیامبر اکرم فرموده‌اند که مهدی (عج) شبیه ترین مردم به لحاظ آفرینش و اخلاق به ایشان هستند. (3)
ایشان، فرزند پاک همان مردی هستند که او را در جهان با نام «رحمة للعالمین» می‌شناسند؛ از همین رو در سلام کردن به ایشان چنین می‌گوییم:
السلام علیک یا صاحب الزمان، السلام علیک یا خلیفة الرحمن...

پی‌نوشت‌ها:
1. دعای استغاثه به امام زمان (عج)، بحارالانوار، ج 91، ص 31؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 73
2. موسوی اصفهانی، سید محمد تقی، مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، ج1، ص 132
3. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه ی منصور پهلوان، ج1، باب 25، ص 535- 534، ح 1

کلمات کلیدی : 
اسامی امام عصر , القاب امام زمان , نام های امام زمان , لقب سلالة النبوة
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
«سَیّد» که از القاب امام زمان (عج) است، به چه معناست؟

پاسخ : 
هر چند، تمام امامان و همچنین فرزندان از نسل آنان، به «سید» شهره‌اند امّا این نام، یکی از القابی است که به طور خاص برای حضرت بقیة الله ارواحنا له الفداء مطرح گشته است.
سید به معنای بزرگ و سرور است و در بسیاری از احادیث به جای بردن نام حضرت مهدی (عج) به نام «سید» بسنده کرده‌اند.
امام حسن عسکری علیه السلام در آخرین دقائق عمر خود، به خاطر سم، احساس تشنگی می‌کردند. در همین حال، رو به فرزند و نور دیده‌ی خویش کردند و فرمودند: «ای سید خاندان خود! کمی به من آب بده که من به سوی پروردگارم سفر خواهم کرد.» (1)
در بیان چرایی اطلاق نام سید بر حضرت مهدی (عج) چند دلیل را می توان ذکر کرد: (2)
نخست: یکی از معانی سید، رییس بزرگ است که در میان قوم خود مورد اطاعت واقع می‌شود. از آنجایی که در هنگامه‌ی ظهور، حضرت مهدی (عج) نه تنها در میان قوم خود، بلکه در تمامی عالم، مورد اطاعت قرار می‌گیرند، نام «سید» را بر ایشان نهاده‌اند.
دوم: یکی از معانی سید، «موفق شده در خیرات» است. در زمان ظهور حضرت صاحب الامر (عج)، به واسطه‌ی نور خداوند، انواع خیرات و برکات، از علوم و معارف گرفته تا ارزاق و نعمات آشکار می‌شود که از زمان حضرت آدم (ع)، بی‌سابقه است. به عبارت دیگر، هیچ‌کس به غیر از مولای ما، موفق به آشکار کردن این مقدار از خیرات و برکات نشده است و نعماتی که شرح آن مفصل است، تنها به دست ایشان گشوده می‌گردد. از همین رو، ایشان را «سید» خوانده‌اند.
سوم: یکی از معانی سید، حلیم و بردبار و تحمل کننده‌ی اذیت‌هاست. از زمان شهادت امام حسن عسکری (ع) تا امروز، حضرت مهدی (عج) از دوست و دشمن آزار و اذیت دیده‌اند و با قلب صبور خویش، بردباری ورزیده‌اند. مشخص است که سید در این معنا نیز، می‌تواند بیان‌گر حالات حضرت مهدی (عج) و یکی از اسامی ایشان باشد.

پی‌نوشت‌ها:
1. غیبت طوسی، ص 273؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 74
2. کل موارد به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 2، صص 113- 115

کلمات کلیدی : 
اسامی امام عصر , القاب امام زمان , نام های امام زمان , لقب سَیّد
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
«سبیل الله» که از القاب امام زمان (عج) است، به چه معناست؟

پاسخ : 
سبیل الله یعنی خط و راه خدا؛ یعنی هر کس بخواهد به خدا برسد، باید از آن راه به او برسد. همه‌ی ائمه علیهم السلام راه‌های رسیدن به خدا هستند و هر راهی غیر از راه آنها به گمراهی و ضلالت می‌انجامد. به همین خاطر است که در زیارت حضرت صاحب الامر ارواحنا له الفداء می‌خوانیم:
«السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک» (1)
(سلام بر تو ای راه خدا که کسی که راه دیگری جز آن رود هلاک می‌شود)
جابربن عبدالله انصاری می‌گوید:
امام باقر علیه السلام به من فرمود: «ای جابر، آیا می‌دانی «سبیل الله» در آیه «و لئن قتلتم فی سبیل الله او متم...» (2) (اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید...) چیست؟»
گفتم: «نمی‌دانم، مگر این که از شما بشنوم.»
فرمود: «راه خدا (سبیل الله) علی و ذریه (فرزندان و امامان از نسل او) اوست. پس هر کس در راه ولایت علی کشته شود، در راه خدا کشته شده و هر کس در راه ولایت او بمیرد، در راه خدا مرده است.» (3)
در قرآن اجر رسول خدا صلوات الله علیه و آله چنین بیان شده است:
«قل ما أسئلکم علیه من أجرٍ إلّا من شاء أن یتّخذ إلی ربّه سبیلاً» (4)
(بگو برای مزدم چیزی نمی‌خواهم مگر آن‌که راهی به سوی پروردگارتان بگیرید.)
و آن راه را امام صادق علیه السلام در دعای ندبه چنین معرفی می‌کنند:
«پس ایشان (اهل بیت) همان راه به سوی تو و طریق به سوی رضوان تو بودند.» (5)

پی‌نوشت‌ها:
1. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت صاحب الامر؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 70
2. سوره آل عمران، آیه 157
3. بحارالانوار، ج 35، ص 370، 366
4. سورة فرقان (25)، آیه 57.
5. بن طاووس، سید علی بن موسی، مصباح الزائر، ص447؛ به نقل از شفیعی سروستانی، ابراهیم، «معرفت امام زمان از دیدگاه شیخ صدوق»، نشریه ی موعود، شماره 66

کلمات کلیدی : 
اسامی امام عصر , القاب امام زمان , نام های امام زمان , لقب سبیل الله
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
«سیف الله» که از القاب امام زمان (عج) است، به چه معناست؟

پاسخ : 
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شمشیر خداست که به وسیله‌ی او کافران، ظالمان و دشمنان خداوند نابود می‌شوند. «آن‌گاه که روز میعاد او فرا برسد، خداوند او را یاری و تایید می‌کند و فرشتگان نیز به امداد او می‌آیند، او شمشیر خداست که کند نمی‌شود و نور خداست که خاموش نمی‌گردد.» (1)
پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله در خطبه غدیر چنین فرمود: «توجّه کنید! خاتم امامان از ما مهدی - صلوات اللَّه علیه – می‌باشد. آگاه باشید! اوست چیره شونده بر همه دین، اوست انتقام گیرنده از ظالمین، اوست فاتح و منهدم کننده دژها، اوست که تمام قبائل اهل شرک را نابود می‌‌سازد، اوست که خون‌‌بهای تمام اولیای حقّ را می‌‌گیرد، اوست که از دریای ژرف می‌‌نوشاند.» (2)
و در قسمت دیگری از این خطبه آمده است: «ای گروه‌های مردم! نور مخصوص خداوند عزّوجلّ در وجود من است، سپس در وجود علی تجلّی خواهد کرد و سپس در نسل او تا قائم مهدی که حقّ خداوند و هر حقّی را که برای ما هست، می‌‌گیرد.» (3)
در تفسیر قمی درباره آیه: «فَمَهِّلِ الکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً»؛ (4) (پس کافران را مهلت بده، آن‌ها را به اندک مهلتی.) چنین آمده است: «برای هنگام قیام قائم، پس او را بر جبّارها و طاغوت‌‌های قریش و بنی‌‌امیّه و سایر مردم برای من انتقام می‌‌گیرد.» (5)

پی‌نوشت‌ها:
1. الاقبال، ص 705؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 76
2. الاحتجاج، ج ، ص1، ص 80؛ به نقل از موسوی اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، نشر مسجد مقدس جمکران، ج 1، ص 93
3. همان.
4. سوره ی طارق، آیه ی 17
5. تفسیر القمی، ص 721؛ به نقل از موسوی اصفهانی، همان، ص 94

کلمات کلیدی : 
اسامی امام عصر , القاب امام زمان , نام های امام زمان , لقب سیف الله , شمشیر خدا
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
«ساعة» که از القاب امام زمان (عج) است، به چه معناست؟

پاسخ : 
«ساعة» یکی از نام‌های قیامت و یکی از القاب و اسامی امام عصر (عج) است. علت این نام‌گذاری به خاطر شباهت‌هایی است که میان قیامت و روز قیام وجود دارد. برای مثال، در هر دو واقعه، مؤمنین از کافران جدا می‌شوند، دشمنان خداوند هلاک می‌گردند و خسف و مسخ اتفاق می افتد. با ظهور هر دو، در توبه بسته می‌شود و همچنین هر دو واقعه ناگهانی رخ می‌دهند.
امام صادق علیه السلام، تأویل «الساعة» در آیات «یسألونک عن الساعة...» (1)، «و عنده علم الساعة» (2)، «هل ینظرون الّا الساعة» (3) و «و ما یدریک لعلّ الساعة» (4) را امام مهدی (عج) می‌دانند.
در همین راستا، از امام، سوال شد که منظور از «یمارون» در آیه‌ی «ألا انَّ الذین یمارون فی الساعة لفی ضلال بعید» (5) (آگاه باشید کسانی که درباره‌ی ساعة شبهه‌اندازی می‌کنند در گمراهی دوری هستند) چیست؟
امام صادق (ع) فرمودند: «می‌گویند کی متولد شده، چه کسی او را دیده، کجاست و کی ظاهر می‌شود؟ همه‌ی این‌ها به خاطر این است که در امر الهی عجله می‌کنند و در قضای او شک دارند. شباهت آن حضرت با ساعة از جهات بسیار است که مخفی نیست» (6)
امام رضا (ع) نیز فرمودند: «از رسول خدا صلوات الله علیه و آله سوال شد: قائم از فرزندان شما چه موقع ظهور خواهد کرد؟ پیامبر اکرم (ص) فرمود: زمان ظهور او همانند قیامت است که هیچ‌کس جز او نمی‌تواند وقت آن را آشکار سازد؛ امّا قیام قیامت، حتی در آسمان و زمین، سنگین و بسیار پر اهمیت است و جز به طور ناگهانی به سراغ شما نمی‌آید.» (7)

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره ی اعراف، آیه ی 187 (از تو درباره ی ساعة می پرسند)
2. سوره ی زخرف، آیه ی 85 (و نزد اوست علم به ساعة)
3. همان، آیه ی 66 (آیا به ساعة نمی اندیشید؟)
4. سوره ی شوری آیه ی 17 (و آنها نمی فهمند که ساعة چیست)
5. همان، آیه ی 18
6. مختصر بصائر الدرجات، ص 178؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 2، ص 161
7. عیون اخبار رضا، ج 2، ص 265؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 67-68

کلمات کلیدی : 
اسامی امام عصر , القاب امام زمان , نام های امام زمان , لقب ساعة , قیامت
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا نزديك شدن ظهور مهدي «عج » بانشانه هاي همراه است ،آن نشانه ها چيست ؟

پاسخ : 
اما علائم ظهور به سه دسته تقسيم مي شود : 
1- نشانه هاي عمومي شامل انحرافات كشورهاي اسلامي و ساير كشورها در موازين ديني و فطري و اين علائم مقارن ظهور نيست , بلكه از سالها قبل از ظهور واقع مي شوند چنانكه آلان بوضوح در جاي جاي اين دنياي آشفته مي بينيم . 
2- نشانه هاي كه ساليان اندك قبل ازظهور اتفاق مي افتد و دليل نزديك بودن امر ظهور است . 
3- نشانه هايي كه مربوط به سال ظهور است از اين دسته سوم بعضي غير حتمي است و بعضي قطعي قطعي .
امام محمد باقر «عليه السلام » مي فرمايند : پيشاپيش اين امر , گرفتن ماه پنج روز مانده به آخر ماه و گرفتن خورشيد در نيمه ماه اتفاق مي افتد و اين در ماه مبارك رمضان واقع مي شود در چنين حالتي است كه محاسبات ستاره شناسان از بين مي رود . 
« غيبت نعماني , ص 272 » 
امام صادق فرمودند : ندا از آسمان از مسائل قطعي است . سفياني حتمي است . فروبرده شدن ( عده اي جنايتكار ) در« بيدا» قطعي است . يماني حتمي است . كشته شدن نفس زكيه قطعي است.
« عنيبت نعماني ,ص 257-252 » 
3- مولف كتاب نوائب الدهر علائم ظهور , مرحوم سيد حسن مير جهاني « ره » حدود پانصد مورد از علائم و حوادث قبل از ظهور را بطور مستند نقل مي فرمايند : 
1- اختلاف بسيار در روي زمين .
2- خروج سفياني كه مردي است از نسل يزيدبن معاويه و مرد پليدي است. 
3- وقو ع زلزله در بغداد. 
4- كشف حجاب و بي عفتي در زنها و شريك شدن زنها در تجارت و تمكين نكردن از شوهرانشان. 
5- تعطيل شدن مساجد تا چهل شبانه روز. 
6- واقع شدن فتنه درميان شرقيها و غربيها. 
7- خراب شدن ري. 
8- ظهور فتنه شديد در سال پيش از ظهور .
9- زياد شدن مرض صرع و ديوانگي در اثر شدت فتنه و پريشاني. 
10 - ضايع كردن نمازها و پيروي كردن از شهوات و كم شدن امانتداري در مردم. 
11-كم شدن كارهاي خير و كم شدن علماء حقيقي. 
12- رشوه گرفتن قضات درحكم و ندانسته حكم كردن ايشان. 
13- تدريس علوم باطله برخلاف دين و دستور قرآن كريم. 
14- كينه علماء دين در دل گرفتن و سرزنش و بدگوئي آنان و كشتن و خوار كردن سادات . 
15- قرآن را با ساز و آواز خواندن. 
16- سخت شدن دلها و خشك شدن اشك چشم و بي اعتنائي به نصايح و پندها. 
17- امر به معروف و نهي ازمنكر كننده را سرزنش و ملامت كنند و او را در اين كار نهي مي نمايند. 
18- در هر سال بدعتها و شر زياد شود غيبت كردن به نظر مردم شايسته باشد .
19 - مختصري از مالشان را در طاعت پروردگار مصرف مي كنند و بيشتر آنرا مصرف غير طاعت پروردگار مي نمايند 
20 - قبور ائمه «عليهم السلام » را با گلوله خراب كنند. 
21- طلاق و جدائي زياد شود 
22- دين به دنيا فروخته شود و تعارفات دروغي دربين مردم فراوان گردد. (2) 
در پايان متذكر مي شوم كه همه ما موظفيم كه زمينه ساز حكومت جهاني حضرت مهدي «عج» باشيم وآن كه گناه درجامعه كم شود امر به معروف و نهي از منكر از اهم واجبات است و رشد فكري و فرهنگي ارتقاء پيدا كند. و تا زمانيكه مردم رشد فكر ي نداشتند و قابليت پذيرش حكومت حضرت حجت نداشته باشند حضرت « عليه السلام » ظهور نخواهد كرد . و اميد است انقلاب اسلامي ايران مقدمه اي بر حكومت عدل قائم آل محمد « صلي الله عليه واله » باشد و خود را آماده پذيراي اين مهمان عزيز كند و شب و روز يادش و ذكرش و دعايش وِرد زبانمان باشد و براي اطلاعات بيشتر به كتاب مهدي موعود «عليه السلام » ترجمه جلد سيزدهم بحار الانوار علامه مجلسي است و مترجم دانشمند و محقق معاصر آقاي علي دواني «دامت بركاته» با زحمت فراوان برشته تحقيق و تحرير آوردند و كتاب جامع و كاملي است و هر اطلاعي از امام مهدي ( عج) كه مورد نياز باشد در اين كتاب مسطور است. 
ازجمله علائم آن حضرت داشتن علامتي است در پشت مثل علامتي كه پيامبر در پشت مبارك شانه ها داشتند و نيز اينكه فقط زره رسول خدا «صلي الله عليه واله » بر قامت حضرت مهدي « عج» راست و درست مي آيد و اينكه حضرت عيسي«عليه السلام » از آسمان به زمين مي آيد و به آن حضرت اقتدا مي كند 
آري روزگاري در پيش خواهد بود معجزه اندر معجزه ؛ ايمان از پي ايمان ؛ اسرار و عجائب بي حد و شمار ولي همه واقعي واقعي . امام خميني « ره» در تفسير { والعصر ان الانسان لفي خسر } مي فرمايد : عصر انسان كامل امام زمان « عليه السلام» است. يعني: عصاره تمام موجودات آن هم به كاملترين وجه. بنابراين عصري خواهد آمد كه اصلا قابل تصور براي اغلب مردم نيست, مگر كساني كه اهل دقت و جوياي حقيقت هستند . اي كاش كه ما بتوانيم مشمول دعاهاي خير و بركات آن حضرت باشيم .
منابع :
1-امام مهدي از ولادت تا ظهور , سيد محمد كاظم قزويني 
2-خصائص مهدي , نوشته محمد راجي 
3- پادشه خوبان , سيد عباس مرادي 
4- معرفت امام عصر , سيدمحمد بني هاشمي 
5-منتهي آلامال ,
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا عمل به واجبات و دوری از محرمات، برای درک زمان ظهور امام زمان (عج) كافی است؟

پاسخ : 
عمل به واجبات و دوری از محرمات درحد دوری از گناهان کبیره کافی نیست، گناهان صغیره وقتی بر آنها اصرار ورزیم جز گناهان کبیره خواهند شد، اگر درک زمان از دل باشد و آقا امام زمان علیه السلام توفیق دهند.
ان ‌شاء الله حد المقدور سعی خود را در رفع گناهان صغیره کنیم، خودمان را آماده سازی کنیم و پا روی هوای نفس گذاشته و کارهایمان روح خدایی و اخلاص داشته باشد کارهایمان به خاطر ریا و خوب جلوه دادنمان نباشد، بلکه هدف رضای الهی و رسیدن به محبوب باشد و در راه رسیدن به محبوب توفیق و در ذیل سایه حضرت مهدی بودن لازم است و خداوند در آیه قرآن می‌فرماید: «ادعونی استجب لکم؛ بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را» در این موقع انسان هر مراد و آرزویی داشته باشد بر آورده می‌شود و خداوند به مؤمنین وعده داده است، در هر کاری که رضای خدا در آن باشد و در آن راه تلاش و کوشش کند.
و دیگر این که انسان پا روی هوای نفسانی خود گذاشته و گناهان را انجام ندهد و سعی در بر طرف کردن نقص در خود داشته و به تقویت ایمان بپردازد.
اول باید زمینه مساعد باشد، پس باید دل را پاکسازی کرد از گناه و رذایل اخلاقی و فکر را همین طور باید پاک کرد از رذایل اخلاقی. آن گاه حکمت پاسخ می‌دهد، آن گاه قرآن جواب می‌دهد، آن گاه با قرآن و روایات می‌توان تماس باطنی و معنوی بر قرار کنیم «لایمسه الاالمطهرون» بروبرگرد هم ندارد.
حال ما دو قرآن داریم:
• یکی قرآن صامت، همین قرآنی که در محضرش هستیم.
• قرآن دوم قرآن ناطق «السلام علیک یا شریک القرآن؛ سلام بر توای شریک قرآن» معنایش این است که همان طوری که قرآن امانت حضرت رسول خدا است، مهدی جان شما هم نیز امانت و سفارش شده حضرت رسول الله الاعظم صلّی الله علیه وآله هستید.
همان طوری که دل مرده نمی‌تواند با قرآن صامت انس و رابطه برقرار کند، دل مرده با قرآن ناطق (حضرت مهدی علیه السلام) هم نمی‌تواند ارتباط برقرار کند، ارتباط لازمه‌اش طهارت است.
مطلب دوم: تقوا و تقویت آن است. فاید تقوی «یجعل لکم نورا؛ تقوا ایجاد نور می کند.»
تقوایی که مولد نور است. این نور چیست؟ که با این نور راه می‌رویم و سخن می‌گوییم و با این نور تصمیم‌گیری می‌کنیم.

منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
واجبات , محرمات , ظهور امام زمان , قرآن ناطق , قرآن صامت , گناه , رذايل اخلاقی , تقوا , ایمان , هوای نفسانی , حضرت مهدی
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
براي ملاقات با امام عصر (عجل الله تعالی) ما جوانان چه برنامه هايي و اعمالي را بايد رعايت كنيم و چگونه باشيم؟

پاسخ : 
مرادتان از ملاقات چيست؟ آيا ملاقات حضوري در نظر است يا نه ، توجه و عنايت حضرت را مي طلبيد.
گاه انسان تنها مرادش ديدن روي حضرت است كه اين زياد مطلوب نمي رسد چرا كه آن اصل است كه ما بدانيم مطلوب حضرتيم و يا منتظر واقعي او هستيم و از صحابه حضرت به حساب مي آييم.
و اما در زمان پيامبر اكرم هم كساني بودند كه هر روز حضرت را مي ديدند ولي عملا اين ديدن نه به درد دنيا و نه آخرت آن ها خورد لذا من گمان مي كنم منظور شما از ملاقات با امام عصر در خط حضرت بودن است.
پس بايد منتظر باشيد يعني انتظار با جوش و خروش همراه است و با خمودگي انتظار معني نمي دهد. خود را آراسته كنيد به صفاتي كه حضرت را خوش مي آيد، شيعه باشيد و مثل شيعه زندگي كنيد حسن خلق داشته باشيد بر امور مردم رسيدگي كنيد تواضع داشته باشيد. و نسبت به كفار متكبر باشيد. جهاد در راه خدا داشته باشيد(بااموال وانفس). از خدا بترسيد و سرزنش هيچ كس شما را از راهتان باز ندارد. شريعت اصيل اسلام را بياموزيد و مسلمان واقعي باشيد. بگذاريد اعمال شما آيينه تمام نمايه اسلام اصيل باشد. سعي كنيد طوري زيست كنيد كه حتما مطمئن باشيد كه مرضي آقا امام زمان است. ساده زيست باشيد و عميق و زيركانه فكر كنيد. اگر شما در طول زندگي خودتان به وظايفي كه بر عهده شما است درست عمل كنيد آنگونه كه ائمه خواسته اند بدانيد كه مورد رضايت ايشان واقع شده ايد و خود حضرت (عج) به ديدن شما خواهند آمد. نيازي نيست كه رياضت هاي خاصي بكشيد يا اعمال خارق العاده انجام دهيد تا بتوانيد حضرت را ببينيد. بلكه به وظيفه خودتان كه در سه بخش خلاصه مي شود احكام، اخلاق، عقايد عمل كنيد، مطمئن باشيد كه حضرت خودشان به ديدن شما خواهند آمد.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا باید برای تعجیل فرج امام زمان (عج) دعا کنیم و وظایف منتظران ظهور ایشان چیست؟

پاسخ : 
دليل دعا براي تعجيل فرج ايشان، همان عدالت خواهی و حقيقت جويي است كه در فطرت همه ما نهاده شده است؛ زيرا، آن حضرت با ظهور خويش، حق را احيا و عدالت را در جامعه حاكم و مستقر خواهد ساخت. دعا براي ظهور زودتر و سريع‌تر ايشان، رسيدن به آرمان‌هايی است كه بشر تشنه نيل به آن بوده است. اما انتظار؛ باوری است بارور به عمل، كه در زندگی انسان منتظر، در قالب كرداری خاص تجسّم می‌يابد، انتظار اعتقادي است در گرو عمل، عمل كردن به آنچه كه فرهنگ انتظار ايجاب مي كند. رسول اكرم(ص) مي فرمايد: «افضل الاعمال احمزها؛ برترين عمل‌ها، سخت‌ترين آن‌هاست. (مجمع البحرين فخرالدين طريحی، مقدمه و تصحيح آيةالله شهاب الدين مرعشي نجفی(ره)، ص 297). و در جاي ديگر فرموده‌اند: «افضل اعمال امتی، انتظار الفرج؛ برترين عمل‌ها، انتظار فرج است (همان، ص 57). نتيجه اين دو مقدمه و يا دو روايت آن است كه انتظار از دشوارترين تكاليف شرعي محسوب مي شود. كشف ويژگی «انتظار» هضم چرايی عظمت پاداش منتظران را آسان‌تر مي‌كند. علی(ع) مي فرمايد: «المنتظر لامرنا كالمتشحط بدمه في سبيل الله؛ منتظر امر ما بسان كسي است كه در راه خدا به خون خود غلتيده باشد.»(بحارالانوار، ج 52، ص 123) آمادگي هميشه جوهر اصلي انتظار است و وظيفه قطعي منتظران، انتظار قيام و ظهور حضرت مهدی(عج) را در سر داشتن، آمادگي پيشين می‌خواهد، آمادگي در:

1- آراستگي به عدالت و تقوا: 
فرد منتظر بايد به زيور عدالت، تقوا و پارسايي آراسته باشد؛ پيرو واقعي و صديق حضرت ولي عصر(عج) كسي است كه رفتار و مكتب آن جناب را الگوي عملي خود قرار دهد. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) در توصيف اوج مجاهدت و تدين منتظران حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) مي فرمايد: «لاحدهم اشدّ بقية علي دينه من خرط القتاد في الليلة الظلماء، او كالقابص علي جمر الغضا، اولئك مصابيح الدجي؛ ... هر يک از ايشان بيش از كسي كه بر زجر پوست كندن درخت خار با دست خالی در شب تاريک يا نگاهداری آتش سوزان چوب درخت تاغ در كف دست صبر می‌كند در دينداری خود استقامت و پايداري می‌ورزد، به راستي كه آنان چراغ هدايت در شب‌های ظلمانی‌اند.»(بحارالانوار، ج 52، ص 124). 
اگر فردي بتواند با اجتناب از معاصي و رعايت پرواي الهي، ملكه عدالت را در خود پديد آورد و با ايجاد تعادل در ميان قواي نفساني خود، اركان حيات اخلاقي را در وجود خود نهادينه سازد، آن گاه می‌تواند در عصر ظهور كه عصر استقرار عدل ناب و مطلق است، خويشتن را با شرايط نوين تمدن توحيدی مهدوی هماهنگ سازد.

2- آراستگي به بردباری و پايداری: 
فرد منتظر بايد استقامت بورزد و صبر و حلم پيشه سازد؛ زيرا، با توجه به گزارش تاريخي از عصر ظهور، (نگا: اكمال الدين، ج 1، ب 23، حديث 1، الارشاد مفيد، ص 318 و الاحتجاج الطبرسي، ج 2، ص 318) در دوران ظهور فشار زايدالوصفي بر منتظران مخلص و صديق مهدی موعود وارد می‌شود، كه مقاومت و پايداری در چنين شرايطي به توان بالاي روحي نيازمند است. منتظران بايد بكوشند تا به درجات بالاي صبر نايل آيند. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) به اصحاب خويش فرمودند: «پس از شما كساني می‌آيند كه به هر يک از آنان اجر پنجاه نفر از شما را خواهند داد، اصحاب پرسيدند: اي رسول خدا ما در غزوات بدر، احد و حنين با شما بوديم و درباره ما آياتي از قرآن كريم نازل شده است؛ پس چرا به آنان پنجاه برابر ما ثواب داده می‌شود؟ حضرت پاسخ گفتند: آنان در شرايطي [بس دشوار] خواهند بود كه اگر شما در آن شرايط به سر بريد، تحمّل و استقامت آنان را نخواهيد داشت، (بحار الانوار، ج 2، ص 131). از اين رو؛ رسول گرامي اسلام مي‌فرمايد: 
«انتظار الفرج بالصبر عبادة؛ چشم به راه فرج داشتن، همراه صبر و استقامت، عبادت است.» (همان، ج 52، ص 145) 

3- بهره‌مندي از دين شناسی بنيادين: 
فرد منتظر بايد فهم و تلقي صحيحي از دين داشته باشد، مطالعه تاريخ اديان بيانگر اين واقعيت است كه اديان بر اثر عوامل مختلف و با گذشت زمان‌هاي متمادي، آرام آرام از خلوص نخستين خود فاصله می‌گيرند و خطوط اصلي و فرعي آن‌ها هر يک به نوعي حذف و اضافه، شديد و ضعيف، تبديل و تغيير و تأويل و تفسير مي شوند؛ از همين رو، امام زمان(علیه السلام) با بدعت‌ها مبارزه سختي خواهد كرد، (نگا: الارشاد، ج 2، ص 384، بحار، ج 52، ص 338 ). چنان كه امير مؤمنان می‌فرمايد: «يعطف الهوي علي الهدي، اذا عطفوا الهدي علي الهوي و يعطف الرأي علي القرآن اذا عطفوا القرآن علي الرأي؛ [مهدي موعود] هواهاي نفساني مردمان را به هدايت تبديل خواهد كرد، آن زمان كه مردم هوای نفس را بر هدايت غالب سازند و آراء و نظريات را به قرآن باز خواهد گردانيد هنگامي كه قرآن را به آراي خود باز گردانند.» (نهج البلاغه، خ 183 و بحارالانوار، ج 8، ص 361) 
شارحان شيعه و سني نهج البلاغه اين عبارت را ناظر به مهدی موعود دانسته اند). 

4- اصلاح طلبی:
فرد منتظر بايد به سهم خود در راه اصلاح جامعه و استقرار عدالت و رفع ظلم و تعدي بكوشد، آن كه منتظر مصلح جهاني است، خود نيز بايد صالح و مصلح باشد، امر به معروف و نهي از منكر، مبارزه فردي و اجتماعي خصوصاً با حكام جور و سلاطين نقطه بارز مصلح بودن است. امام صادق(ع) مي فرمايد: 
«ليعد احدكم لخروج القائم و لوسهماً؛ حتماً هر يک از شما منتظران براي قيام حضرت قائم سلاح فراهم سازد هر چند يک تير.»(بحار، ج 52، ص 366)
به هر روي، منتظر مهدي(عج) در برابر فساد و ستم حكومت‌هاي جور بي تفاوت نيست و مؤيد آنان نيز نمي باشد پيامبر اكرم(صلّی الله علیه م آله) در خصوص وظايف منتظران مهدی موعود می‌فرمايد: 
«طوبي لمن ادرك قائم اهل بيتي و هو مقتد به قبل قيامه، يتولي وليه و يتبرأ من عدوه و يتولي الائمة الهادية من قبله، اولئك رفقائي و ذوو ودّي و مودّتي و اكرم امتي عليّ؛ خوشا به حال كسي كه به حضور قائم برسد و حال آن كه پيش از قيام او نيز پيرو او باشد، آن كه با دوست او دوست و با دشمن او دشمن و مخالف است و با رهبران و پيشوايان هدايتگر پيش از او نيز دوست است، اينان همنشين و دوستان من و گرامی‌ترين امت در نزد من هستند.»(بحارالانوار، ج 52، ص 130). توصيه می‌كنيم در باب مهدي شناسي و مباحث پيرامون آن، كتاب: در انتظار ققنوس، نوشته سيد ثامر هاشم العميدي، ترجمه و تحقيق مهدي عليزاده را كه از سوي مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) قم در سال 1379 براي نخستين بار به چاپ رسيده است - مطالعه فرماييد. 

اي مهر طلوع كن كه خوابيم همه 
در هجر رخت در تب و تابيم همه 
هر بر زن و بام از رخت روشن و ما
خفاش وشيم و در حجابيم همه (امام خميني)

منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
انتظار فرج , دعا , تعجيل فرج , امام زمان , عدالت خواهی , فطرت , انتظار , وظايف منتظران , تقوا , صبر , دوران ظهور , دين شناسی , مهدی موعود , اصلاح طلبی
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چه نوع انتظاری برترين عبادت و مصداق كامل جهاد فی سبيل الله است؟

پاسخ : 
از روايات حضرات معصومين(ع) استفاده مي‌شود كه انتظار ظهور حضرت مهدی(عج) برترين اعمال امت پيامبر عظيم الشأن اسلام است.(1) انتظاري كه اين همه ارزشمند است، عبارت است از انتظار سازنده در مقابل انتظار تخدير كننده و منفي مي‌باشد.
انتظار سازنده داراي ويژگي‌هايی است، از جمله:

1- دينداری:
از خصوصيات انسان منتظر، دينداری و ديانت پيشگی است، چرا كه او منتظر پياده شدن دين در جامعه است و چنين انتظاری بايد همراه، با عمل به دين باشد. 
امام صادق(ع) فرمود: «براي صاحب الأمر غيبتي است طولاني. در اين دوران هر كسي بايد به دين خود چنگ زند.»(2)

2- پارسايی:
منتظر حكومت مهدي موعود(عج) بايد باتقوا باشد و خود را چنان كه آن پيشوا دوست دارد بسازد، تا به لطف خدا در شمار ياران آن بزرگوار به حساب آيد. 
امام صادق(ع) فرمود: «هر كس خوش دارد در شمار اصحاب قائم باشد، بايد چشم به راه باشد و پارسايی پيشه كند.»(3)

3- عمل به وظيفه امر به معروف و نهی از منكر:
انتظار واقعی موجب می‌شود كه منتظر، رضايت و خشنودی امام زمان(عج) را فراهم كند. مسلّم است كه پياده شدن معروف و زدودن منكر از جامعه، رضايت آن امام را جلب می‌كند و هدف اساسي قيام حضرت مهدی(عج) است.
پيامبر اسلام(ص) فرمود: «خوشا به حال كسي كه قبل از قيام مهدي(ع) به او اقتدا كند.»(4) 
معلوم است كه شاخص مهم اين اقتدا امر به معروف و نهی از منكر است.

4- آراسته شدن به اخلاق اسلامی:
انسان منتظر بايد دارای اخلاق اسلامی باشد، و جامعه منتظر بايد مظهر اخلاق محمدی گردد. 
امام صادق(ع) فرمود: «آن كه دوست دارد در شمار اصحاب قائم(ع) باشد، در عصر انتظار بايد اخلاق نيكو داشته باشد.»(5)

5- آمادگی نظامی:
انساني كه منتظر قيام بزرگ، و يک انقلاب حقيقي به تمام معنا، نيز جنبش عظيم جهاني است، ممكن نيست آمادگي براي حضور در قيام و كمک به آن را نداشته باشد. منتظر قيام قائم(ع) بايد هميشه آمادگي نظامي و نيروي سلحشوري داشته باشد تا به هنگام طلوع خورشيد ظهور، به صف پيكارگران ركاب آن حضرت بپيوندد. 
امام صادق(ع) فرمود: «هر يک از شما براي خروج قائم اسلحه تهيه كند، اگر چه يک نيزه.»(6)
در گذشته شيعيان به اين امر توجه بيشتر داشتند تا جايي كه برخي در روزهاي جمعه لباس رزم بر تن می‌كردند و سوار بر اسب در بيرون شهر به حالت آماده باش به سر می‌بردند.
در شرايط كنوني اين آمادگي ممكن است با شركت در برنامه بسيج سپاه پاسداران عملي گردد.
به طور خلاصه می‌توان گفت منتظرانی كه ثواب شهادت در ركاب حضرت قائم(ع) را دارند، عبارتند از كساني كه در دوران غيبت به مكتب تشيع عمل می‌كنند و از نظر قدرت‌هاي ايماني و روحي، نيز پرورش‌هاي اخلاقي و اجتماعي، سازماندهي‌هاي سياسي و نظامي هميشه آماده و همواره در سنگر مبارزه با تمايلات نفساني، ذلّت پذيري، استعمار زدگی، ظلم پذيري، ناهنجاری‌هاي اجتماعي و مفاسد اخلاقی، مقاوم و استوارند. اينان هر چه در توان دارند، به كار می‌برند تا زمينه ظهور عدل گستر جهان و منجي عالم بشريت فراهم شده و با ظهور حضرتش چشم مستضعفان، روشن و عدل كل در عالم پياده گردد.

پی‌نوشت‌ها: 
1. محمد محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، واژه الامامه، شماره 1200.
2. بحارالأنوار، ج 52، ص 135.
3. همان، ص 140.
4. محمّد رضا حكيمي، خورشيد مغرب، ص 349.
5. بحارالأنوار، ج 52، ص 140. 

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
انتظار , عبادت , جهاد فی سبيل الله , انتظار ظهور حضرت مهدی , برترين اعمال , انتظار سازنده , دينداری , اخلاق اسلامی , آمادگی نظامی , پارسايی , امر به معروف و نهی از منکر , جامعه منتظر , تقوا , حضرت قائم
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
کتابی معرفی نمایید که حاوی روایات ائمه (ع) در مورد امام مهدی (عج) باشد.

پاسخ : 
از ائمه اطهار علیهم السلام راجع به حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشريف روايات فراواني رسيده است كه در اين مختصر نمی‌گنجد. كتاب‌هايی در اين زمينه براي شما معرفی می‌شود:

1. كتاب «ياد مهدی» اثر محمد خادمي كه گفتار معصومين علیهم السلام به‌طور جداگانه در مورد حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشريف آمده است.
2. كتاب «مهدی موعود» ترجمه علی دوانی.
3. كتاب «روزگار رهایی» از علی كورانی.

کلمات کلیدی : 
معرفی کتاب , ائمه , امام مهدی , روایات , کتاب روزگار رهایی , کتاب مهدی موعود , کتاب یاد مهدی
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا بايد در افزايش ظلم كمک كرد تا ظهور امام زمان (عج) زودتر به وقوع بپوندد؟!

پاسخ : 
شرح پرسش:
آيا اين تحليل در معنای انتظار درست است كه چون ظهور امام زمان عليه السلام پس از پر شدن زمين از ظلم و جور است، بنابراين بايد در افزايش ظلم و ستم كمک كرد تا زودتر زمانه پر از ظلم و جور شود و آن حضرت ظاهر گردد؟

پاسخ:
از ظاهر بسياري از احاديث استفاده می‌شود كه امام زمان عليه السلام وقتي ظاهر می‌شود كه ظلم و جور تمام عالم را فرا گرفته است كه به دست ایشان جهان پر از عدل و داد می‌شود. بايد توجّه داشت كه ما از برخی ديگر از احاديث نيز چنين می‌آموزيم كه ظهور امام زمان علیه السلام موقعی صورت می‌گيرد كه آمادگی برای پذيرش حكومت آن حضرت به وجود آمده باشد و ما مكلفيم كه اين آمادگی را به وجود آوريم و اساساً معناي انتظار فرج همين است كه آنچه از دست ما در رابطه با ظهور امام زمان عليه السلام برمی‌آيد و كاري را كه از ما در اين زمينه ساخته است انجام دهيم.
و ما امروز شاهد پر شدن زمين از ظلم و جور به دست قدرت‌های بزرگ و مزدوران آن‌ها می‌باشيم. شايد منطقه‌ای از زمين نباشد كه اكنون چنگال ستم اين ابرقدرت‌ها و عمّال آن‌ها در آن فرو نرفته باشد و كشور ايران هم كه براي آزادي و استقلال و پياده كردن حكومت اسلامی انقلاب كرده هنوز مورد تجاوز و ستم آنان است. بنابراين پر شدن زمين از ظلم و جور يک واقعيّتی است كه در حال حاضر لمس می‌شود.
از سويی می‌دانيم كه براي مبارزه با اين وضع آمادگی ملّت‌هاي مستضعف جهان لازم است و اين انقلاب اسلامی ما عامل مؤثّری برای بيداری و هشياری ملّت‌های مستضعف بود. بنابراين بايد براي بيدار كردن ملّت‌ها در سطح گسترده‌تر اقدامات وسيع به عمل آيد تا ان‌شاءالله زمينه براي ظهور آن مصلح بزرگ جهانی فراهم گردد. و از جمله مسائلي كه براي تسريع ظهور مؤثّر است، دعا كردن برای تعجيل فرج امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف است. ما ملّت مسلمان ايران همواره بايد براي تعجيل فرج امام زمان دعا كنيم و از تلاش و مجاهده به جهت مساعد كردن زمينه برای ظهور آن گرامي باز نايستيم.
بر اين اساس گسترش ظلم و ستم نه تنها موجب تسريع در ظهور امام زمان عليه السلام نيست بلكه نقض غرض از ظهور و ايجاد مانع بيشتر براي گسترش عدل توسط آن حضرت است.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
معنای انتظار , ظهور امام زمان , ظلم , ستم , عدل , احاديث , انقلاب اسلامی , ملّت‌هاي مستضعف , دعای فرج , تعجيل فرج امام زمان , زمینه سازی ظهور
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا كسی كه صالح نيست و خودسازی نكرده، نمی‌تواند منتظر واقعی امام زمان باشد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
گفته شده كه منتظر مصلح خود بايد صالح باشد و همچنين پيش از ظهور امام زمان (عج) خود را آماده كرده و خود سازی كند. آيا كسی كه صالح نيست و خودسازی نكرده، نمی‌تواند منتظر واقعی امام زمان (عج) باشد؟ و كسی كه برای ظهور و فرج ایشان می‌خواهد دعا كند بايد صبر كند كه خودسازی كند و صالح شود و بعد دعا كند و منتظر باشد؟ لطفاً كتابی راجع به اين گونه موارد كه به زبان ساده نوشته شده باشد نیز معرفی نماييد؟

پاسخ:
از مهم‌ترين تكاليف اسلامي در دوارن غيبت، اعتراف به وجود حضرت بقية الله (عج) است كه می‌بايست او را پيشوايی بدانيم که اطاعتش واجب است. و با اين كه وجود شريفش از نظرها پنهان است، و ظاهراً كسی او را نمی‌شناسد، در عين حال لازم است مقام رهبری و پيشوايی را ازآن ايشان بدانيم؛ و اين از ضروريّات مذهب شيعه، و از بديهيّات عقايد اماميّه است. برای انسان مسلمان همين نكته بس كه بداند امام و پيشوای او از كارهايش آگاه، از گفته‌هايش با خبر، از كارهای نيک و شايسته‌اش شادان، از اعمال و رفتار زشتش غمگين می‌شود، و در ناراحتی‌ها و مصائب به كمكش می‌شتابد. بنابراين همين عقيده برای درک موقعيّت خويش، و كنترل اعمال و رفتار خود در محضر امامش، برای او كافی است، كه به طور مدام، مراقب افكار و اعمال خويش باشد. چرا كه منتظر واقعی می‌داند كه امام عصر (عج)، مظهر عدالت است، و خشنودی او خشنودی خدا و رسول خدا (ص) است، و خشم و غضب او موجب خشم و غضب خداوند و پيامبر (ص) می‌باشد.
از ديگر وظايف هر مؤمنی در زمان غيبت حضرت حجت (عج)، مسأله انتظار فرج آن حضرت است. و اين بدان معناست كه همواره چشم به راه روزی باشد، كه هدف و مقصود نهايی خداوند برآورده شود، و بشريّت از يک زندگانی عادلانه، تحت رهبری مهدی موعود (عج)، برخوردار گردد. انتظار فرج خود بهترين انگيزه، برای تربيت و تهذيب نفوس پيروان و معتقدان واقعی امام عصر (عج) است. در سايه تربيت و تهذيب نفس است كه نيروی اراده و ايمان تقويت، و اخلاق اسلامی در فرد تجلی می‌يابد. و اينها خود مقدماتی است، در جهت آمادگی فرد، برای ظهور آن حضرت.
از ديگر نكات قابل توجه برای هر منتظر راستين، پايبندی به تعاليم و احكام و حدود اسلامی است تا از لغزش‌ها و انحرافاتی كه در عصر غيبت در كمين تک تک افراد جامعه است، درامان بماند. لذا بر هر فرد مؤمن لازم، بلكه واجب است، تا احكام و حدود الهی را عميقاً فراگرفته، و بدان‌ها عمل كند.
از جمله امور مهمّی كه بايد در عصر غيبت مورد توجّه عموم منتظرين قرار گيرد، و به عنوان يک فريضه تلقّی گردد، مسؤوليّت فرد در قبال فساد و انحرافات جامعه است، و يا به عبارت ديگر، پايبندی به اصل امر به معروف و نهی از منكر است. قرآن در اين باره می‌فرمايد: «بايد از ميان شما جمعی دعوت به نيكی كنند، و امر به معروف و نهی از منكر نمايند، و آنها رستگارنند.»(1)
اميرالمؤمنين علی (ع) می‌فرمايد: «تمام كارهای نيک، و حتی جهاد در راه خدا، در برابر امر به معروف و نهی از منكر، چون آب دهان است در برابر دريای پهناور.»(2)
امام باقر (ع) مي فرمايند: «امر به معروف و نهی از منكر دو فريضه بزرگ الهی است، كه بقيه فرایض با آنها برپا می‌شوند، و به وسيله اين دو راه‌ها امن، و كسب و كار مردم حلال، و حقوق افراد تأمين می‌گردد، و نيز در سايه آن دو است كه زمين‌ها آباد، و از دشمنان انتقام گرفته می‌شود.»(3)
امر مهم ديگری كه منتظران حقيقی بايد بايد بداند عنايت خاصّی داشته باشند، موضوع صبر و استقامت و پايداری در برابر مشكلات و سختی‌هايی است، كه نوعاً مردم و به خصوص مؤمنين درعصر غيبت با آنها مواجهند. امام حسين (ع) می‌فرمايند: «برای آن حضرت غيبتی است، كه در آن غيبت گروهی از دين خدا برمی‌گردند، و گروهی ثابت قدم خواهند بود، كه آنها مورد آزار و اذيّت قرار می‌گيرند. به آنان گفته می‌شود اين وعده چه وقت سر می‌رسد، اگر شما راست می‌گوييد؟! آگاه باشيد كه صابر و پايدار بر اذيّت و آزار و تكذيب و افترا، همچون كسی است كه شمشير به دست گرفته و در پيشگاه رسول خدا (ص) پيكار می‌كند.»(4)
خلاصه مطلب اين كه هر مؤمن و هر منتظر راستين بايد بداند، كه كارهای نيک و شايسته او، درک درجات اخلاقی و معنوی، تلاش در رسيدن به موقعيّت عالی‌تر از حيث معنا، اخلاص درعمل، احساس مسؤوليّت در قبال اسلام و مسلمين، و استقامت و پايداري و صبر در برابر شدائد و سختی‌ها، می‌تواند در آمادگی فرد و ايجاد شرايط ظهور، و نزدک سازی روز موعود، سهم بسزايی داشته باشد.

كتاب‌هایی درباره امام زمان (عج) جهت مطالعه و بهره‌برداری معرفی می‌گردد:

1. زندگی و قيام حضرت مهدی، مؤلف: سيد جمال‌الدين حجازی، ناشر: نصر
2. آفتاب صبح اميد، مؤلف: صدرالدين هاشمی، انتشارات بدر
3. نويد امن و امان، مؤلف: آيت الله صافی گلپايگانی، انتشارات حضرت معصومه (س)
4. جستجو و گفتگو پيرامون امام مهدی (عج)، مؤلف: سيد محمد باقر صدر، ناشر: نبأ
5. حضرت مهدی (عج) فروغ تابان ولايت، مؤلف: محمد مهدی اشتهاردی، ناشر: مسجد جمكران
6. در فجر ساحل، مؤلف: محمد حكيمی، ناشر: فجر
7. آينده جهان، مؤلف: جلال برنجيان، ناشر: مؤسسه تحقيقات و انتشارات طور
8. آشنايی با امام زمان (عج)، مؤلف: علامه سيد محسن امين، انتشارات طور
9. خورشيد مغرب، مؤلف: محمد حكيمی، دفترنشر فرهنگ اسلامی
10. 110 پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان (عج)، مؤلف: علیرضا رجایی تهرانی، ناشر: انتشارات نبوغ
11. پيشوای دوازدهم (عج)، مؤلف: تحريريه مؤسسه در راه حق، ناشر: مؤسسه در راه حق
12. كيست مهدی، مؤلف: امير اهريان، نشر جلی

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره مباركه آل عمران، آيه 104
2. نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره 374، به نقل از تفسير نمونه، ج 3، ص 40
3. وسائل الشيعه، كتاب امر به معروف و نهی از منكر، باب 1، ج 11، ص 395، ح 6
4. تفسير نمونه، ج 3، ص 317

کلمات کلیدی : 
صالح , خودسازی , منتظر واقعی , دعا برای فرج , ظهور امام زمان , دوارن غيبت , امام , پیشوا , وظایف منتظران , مهدی موعود , امام عصر , تربيت , تهذیب نفس , مؤمن , فساد , امر به معروف و نهی از منكر , فریضه , حدود الهی , منتظران حقيقی , صبر
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا ايام زمامداری حضرت مهدی (عج) بهتر از ايام زمامداری رسول اکرم (ص) است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آيا انتظار فرج مصلح حقيقی برای نجات انسان از شر و پليدی‌ها و ترسيمی كه از بعد فرج حضرت مهدی (عج) داريم را می‌توان مساوی ايام زمامداری رسول اکرم (ص) دانست يا بالاتر و بهتر است؟ اگر بالاتر و برتر است چرا در زمان رسول اکرم (ص) و زمامداری ايشان، به آنجا جامعه نرسيده است؟

پاسخ:
آنچه مسلم است محبت و دوستي نسبت به اين خاندان پاک موجب نزديكي ما به آنان در نتيجه بهره‌مندی از تعاليم متعالی و سعادت بخش آنان خواهد شد اما جای بسی تأسف است كه پس از رحلت رسول اكرم (ص)، علی رغم سفارشات پي در پي آن حضرت مبنی بر پيروي از عترت ايشان و مودت و دوستي اهل بيت (ع) و با وجود تأكيدات فراوان آن حضرت بر خلافت و ولايت حضرت علی (ع) و تمسک جستن به اهل بيت (ع) كه قرين قرآن و يكی از دو گوهر به ياد مانده از رسول خدا (ص) محسوب می‌شوند، طولی نكشيد كه خاندان آن حضرت از صحنه اجتماع كنار گذاشته شده با بی‌اعتنايی و بی‌توجهی كامل روبرو شدند. در اين شرايط به سادگی می‌توان سرنوشت اندوهبار اين كشتی سرگشته در ميان امواج و اين نهال نو رسته محروم مانده از باغبان را پيش‌بينی نمود. 
در زمان رسالت پيامبر گرامی اسلام (ص) تمام سعی و تلاش ايشان به ارشاد ديگران و دعوت آنها به اسلام يا جنگ با مشركان گذشت و آنچنان كه بايد ايشان به اهدافشان نرسيدند پس از ايشان نيز تا زمان حضرت مهدي (عج)، حكومت واقعی به امامان معصوم (ع) واگذار نشد تا اين كه در زمان ظهور حضرت مهدي (عج) حكومت واقعی ايشان و نجات محرومان تحقق می‌يابد به طوري كه در روايتی از امام کاظم (ع) آمده است: «خوشا به حال شيعيان ما كه در زمان غيبت قائم ما به ريسمان ما پای‌بند هستند و بر دوستی ما استوار و از دشمنان بيزار، ما از آنها هستيم و آنها از ما، آنها ما را به‌ عنوان امام پذيرفته‌اند و ما ايشان را به عنوان شيعيان خود پذيرفته‌ايم، خوشا به حال آنها و باز هم خوشا به حال آنها و به خدا سوگند آنها در روز قيامت، هم مرتبه ما خواهند بود.»
از امام رضا (ع) نقل شده است كه حضرت فرمودند: «. . . خداوند به وسيله او (حضرت مهدی) زمين را از ستم پاک می‌كند و از هر ظلمی منزه می‌سازد و هم اوست كه مردم در ولايت او ترديد می‌كنند و پيش از ظهور، غيبت دارد و وقتي ظاهر شود، زمين نور و روشنايی می‌يابد و عدل و داد در همه جا فراگير می‌شود و هيچ كس به ديگري ستم نمی‌كند . . .» 
و پس از ظهور حضرت مهدی (ع) برخی از پيامبران و امامان معصوم (ع)، به دنيا رجعت می‌كنند و دوباره حكومت خواهند داشت از جمله پيامبر گرامی اسلام (ص)، حضرت علي (ع)، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) و . . . كه اين امور فقط به خاطر بالا رفتن سطح ايمان و فهم مردم آخرالزمان ممكن مي باشد. 
به اميد اين كه ما نيز چنين روزی را شاهد باشيم و از منتظران واقعی حضرت مهدی (عج) به شمار آیيم. 

براي بدست آوردن اطلاعات بيشتر در اين مورد می‌توانيد به كتاب‌هايی كه در مورد زندگانی امامان معصوم (ع) و رسول گرامی اسلام (ص) نوشته شده است مراجعه كنيد. از جمله کتاب‌های ذیل:

1) كتاب زندگی دوازده امام (ع)، نوشته هاشم معرف الحسيني، جلد 2، صص 555 - 556.
2) كتاب آموزش عقايد، جلد 2، نوشته آقايان محسن غرويان، محمد رضا غلامي و سيد محمد حسين ميرباقری، ص 399.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
زمام‌داری , حضرت مهدی (عج) , رسول اکرم (ص) , انتظار فرج , عترت , مودت , دوستی اهل‌بیت , ولايت حضرت علی , زمان غيبت , شیعیان , امامان , رجعت
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
فلسفه انتظار فرج امام زمان (عج) چیست؟

پاسخ : 
در ابتدا به بررسی مفهوم گسترش جهانی ایمان اسلامی، استقرار كامل و همه جانبه ارزشهای انسانی، تشكیل مدینه فاضله، و جامعه ایده آل و بالاخره اجرای این ایده عمومی و انسانی، به وسیله شخصیتی مقدس و عالی قدر كه در روایات متواتر اسلامی از او به مهدی تعبیر شده است. اندیشه ای است كه كم و بیش همه فرق و مذاهب اسلامی ـ با تفاوت‌ها و اختلافاتی ـ بدان معتقدند. این اندیشه بیش از هر چیز مشتمل بر عنصر خوشبینی نسبت به جریان كلی نظام طبیعت و سیر تكاملی تاریخ و اطمینان به آینده و طرد عنصر بدبینی نسبت به پایان كار بشر است، كه طبق بسیاری از نظریه ها و فرضیه ها امید و آرزوی تحقق این نوید كلی جهانی و انسانی، در زبان روایات اسلامی انتظار فرج خوانده شد، و عبادت بلكه افضل عبادات شمرده شده است. اصل انتظار فرج از یك اصل كلّی اسلامی و قرآنی دیگر استنتاج می شود و آن اصل حرمت یأس از روح الله است. مردم مؤمن به عنایات الهی، هرگز در هیچ شرایطی امید خویش را از دست نمی دهند و تسلیم یأس و ناامیدی و بیهوده گرایی نمی‌گردند، چیزی كه هست این انتظار فرج و این عدم یأس از روح الله در مورد یک عنایت عمومی و بشری است نه شخصی یا گروهی، و به‌علاوه توأم است با نویدهای خاص و مشخصی كه به آن نظمیت داده است.(1)
اما انتظار فرج و امید و دل بستن به آینده دو گونه است: انتظاری كه سازنده است، تحرک بخش است، تعهدآور است، بلكه با فضیلت ترین عبادت است، و انتظاری كه ویرانگر است بازدارنده است، فلج كننده است، و نوعی اباحه گری محسوب می‌شود. و مسلماً منظور از انتظار فرج و فلسفه آن، انتظار از نوع اول آن می باشد، نه انتظار ویرانگر و فلج كننده.
استاد مطهری (ره) در توضیح این دو نوع انتظار می فرمایند: برداشت قشری مردم از مهدویت و قیام و انقلاب مهدی موعود (عج) این است كه، صرفاً ماهیت انفجاری دارد، فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم‌ها و تبعیض‌ها و اختناق‌ها و حق كشی‌ها،تباهی‌ها ناشی می شود؛ نوعی سامان یافتن است، كه معلول پریشان شدن است. آن گاه كه صلاح به نقطه صفر برسد حق و حقیقت هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یكه تاز میدان گردد ... این انفجار رخ می دهد، و دست غیب برای نجات حقیقت ـ نه اهل حقیقت، زیرا حقیقت طرفداری ندارد ـ از آستین بیرون می‌آید. علیهذا هر اصلاحی محكوم است ... بر عكس هر گناه و هر فساد و هر ظلم و تبعیضی و هر حق‌كشی و هر پلیدی به حكم این كه مقدمه صلاح كلی است... پس بهترین كمک به تسریع در ظهور و بهترین شكل انتظار، ترویج و اشاعه فساد دانست... این نوع برداشت از ظهور و قیام مهدی موعود، به هیچ وجه با موازین اسلامی وفق نمی دهد.
آن عده از آیات قرآن كریم ـ همچنان كه گفتیم ریشه این اندیشه است و در روایات اسلامی بدان‌ها استناد شده است ـ در جهت عكس برداشت بالاست. از این آیات استفاده می شود كه ظهور مهدی موعود، حلقه ای است از حلقه های مبارزه اهل حق و اهل باطل، كه به پیروزی نهایی اهل حق منجر می شود. سهیم بودن یک فرد در این سعادت موقوف به این است كه آن فرد عملاً در گروه اهل حق باشد. آیاتی كه بدان‌ها در روایات اسلامی استناد داده شده است، نشان می دهد كه مهدی موعود (عج) مظهر نویدی است كه به اهل ایمان و عمل صالح داده شده است، مظهر پیروزی نهایی اهل ایمان است. وعدالله الذین امنوا منک و عملوا الصالحات لیستخلفنكم فی الارض... یعنی: خداوند به مؤمنان و شایسته كاران (شما) وعده داده است كه آنان را جانشینان زمین قرار دهد (همچنان كه پیشینیان را قرار داد) دینی كه برای آنها پسندیده است مستقر سازد، دوران خوف آنان را تبدیل به دوران امنیت نماید (دشمنان آنان را نابود كند) بدون ترس و واهمه خدای خویش را بپرستند و اطاعت غیر خدا را گردن ننهند و چیزی را در عبادت یا اطاعت شریک حق نسازند. در روایات اسلامی سخن از گروهی زبده است كه به محض ظهور امام زمان (عج)، به آن حضرت ملحق می شوند، بدیهی است كه این گروه ابتدا به ساكن خلق نمی شوند... معلوم می شود در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد زمینه های عالی برای پرورش این گونه افراد هست.
بنابراین كسی منتظر و یاور حضرت مهدی (عج) است كه در زندگی منتظرانه خود، دوره آمادگی را گذرانده و به مرتبه ایثار جان و مال در راه خدا رسیده باشد، برای شركت در استقرار عدل بزرگ و نجات بشر مظلوم و انسانیت محروم، گام‌های خود را به ایمان و ایثار استوار سازد، و آن گاه برای یاری كردن نهضتی كه می خواهد ریشه ظلم را در جهان بكند، و عدل و قسط را به جای آن بنشاند، بی صبرانه منتظر جهاد باشد.(3)

پی‌نوشت‌ها:
1) قیام و انقلاب مهدی (عج)، استاد شهید مطهری، صص 13-14
2) همان، صص 54-58 (با اندکی تلخیص)
3) چشم به راهی مهدی، جمعی از نویسندگان مجله حوزه، ص 224

منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
فلسفه انتظار , انتظار فرج , اميد , انتظار سازنده , انتظار ویرانگر , مهدي موعود , اهل حق , ظهور امام زمان , ظلم , فساد , عدل , منتظر
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
روايات مختلف در مورد مدت حكومت حضرت مهدى (عليه السلام) را چگونه توجيه مى كنيد؟

پاسخ : 
با توجه به روايات موجود درباره مدت حكومت حضرت مهدى عليه السلام سه قول وجود دارد:
1- ترجيح روايات هفت سال در مدت حكومت حضرت
اين قول شواهد و مويداتى نيز دارد:
الف : چون از شهرت در عمل برخوردار است .
ب : اين روايات بنابر قول ابوالحسين آبرى مستفيض يا متواتر است . (1)
ج : قيام و حكومت حضرت مهدى عليه السلام در مدت هفت سال فضيلتى براى آن حضرت است .
د: روايات هفت سال به رواياتى تقييد مى خورد كه هر سال از آن هفت سال را برابر ده سال مى داند كه مجموع آن هفتاد سال مى شود كه در نتيجه مدت معقولى براى برپايى حكومت عدل جهانى است . 
و نيز ممكن است كه روايت فوق را حمل بر مبالغه در طولانى بودن مدت حكومت حضرت نمود زيرا عدد هفتاد به جهت مبالغه به كار مى رود.
2- حمل روايات به مرحله حيات و حكومت
احتمال دوم آن است كه روايات مختلف را بر دو مرحله حمل كنيم :
الف : مرحله حيات امام زمان عليه السلام بعد از ظهور؛ كه كمتر از ده سال است .
ب : مرحله حكومت عدل جهانى توحيدى كه بيش از ده سال به طول خواهد انجاميد. خصوصا آنكه با رجعت هر يك از امامان قبل از برپايى قيامت و بعد از ظهور حضرت حكومت عدل جهانى توحيدى ادامه خواهد يافت .
3- حمل بر مراحل شدت و ضعف
ممكن است اختلاف مدت در حكومت حضرت را به مراحل قوت و ضعف حمل نمود .
سفارينى مى گويد:((بر فرض صحت تمام روايات مى توان همه را اين گونه حمل كرد كه حكومت حضرت از حيث ظهور و قوت متفاوت است ، مدت بيشتر را حمل بر تمام مدت حكومت از اول زمان بيعت تا آخر حكومت حمل مى كنيم . و مدت زمان كمتر را بر حداقل ظهور مدت حد وسط را نيز بر حد وسط ظهور و قوت حمل مى كنيم)). (2)
خلاصه كلام سفارينى اين است كه ايشان مراحل حكومت حضرت را به سه بخش تقسيم مى كند:
الف : مرحله ظهور و قوت كه در آن زمان ، امور رتق و فتق مى شود. (حداقل).
ب : مرحله تثبيت و آرامش . (حد وسط).
ج : مرحله نهايى و نهايت حكومت حضرت . (حداكثر).
پی نوشتها:
1- صواعق المحرقه ، ص 162.
2- لوائح الانوار ، ج 2 ، ص 79.
منبع : موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
وسعت حکومت حضرت مهدى علیه السلام چه مقدار است؟

پاسخ : 
مطابق برخى ادله، حکومت حضرت مهدى (علیه السلام) بر کل کره زمین است زیرا:
1- هدف از خلقت، مطابق برخى از آیات، و رسیدن کل بشر به عبودیت کامل در تمام زمینه هاست.
2- در برخى از آیات آمده است که حکومت حضرت تمام کره زمین را فرا خواهد گرفت.
3- مطابق برخى روایات که به حد تواتر رسیده حضرت مهدى (علیه السلام) تمام زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد.
4- در برخى از روایات حکومت مهدى (علیه السلام) تشبیه به حکومت ذوالقرنین در گستردگى آن شده است.
5- همچنین در برخى روایات آمده است حضرت تمام مناطق روى زمین را فتح خواهد کرد. 
نعمانى به سندش از ابى حمزه ثمالى نقل کرده که از امام باقر (علیه السلام) شنیدم فرمودند: ((... خداوند براى او - قائم آل محمد صلى الله علیه و آله - روم و چین و ترک و دیلم و سند و هند و کابل شاه و خزر ... را فتح خواهد کرد ...)).(1)
6- مطابق برخى روایات همه مردم روى زمین موحد شده و زمین آباد خواهد شد.(2)

پی نوشتها:
1- الغیبة، نعمانى، ص 122 و 123.
2- ینابیع الموده، ص 508.
منبع: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران

کلمات کلیدی : 
حکومت حضرت مهدی , حکومت جهانی , هدف خلقت , عبودیت , عدل , قائم آل محمد , حکومت ذوالقرنین
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا وقتي آقا ظهور كنند تمام دنيا را فساد گرفته است يا نه ،همه انسانها منتظر واقعي اند ؟

پاسخ : 
بايد بدانيم كه براي ظهور مهدي «عج» زمينه سازي لازم است و اگر زمينه و شرايط مناسب باشد امام زمان « عليه السلام » حتما از پس پرده غيبت خارج شده و در ميان مردم ظاهر خواهد شد ، در روايت اسلامي اين مطلب به وضوح بيان شده كه سبب محروميت از ديدار امام زمان«عليه السلام» خود مردم هستند.
و اينكه همه منتظر واقعي نيستند، منتظر واقعي هستند ولي تعداد آنها محدود است و اين افراد در اطراف جهان پراكنده هستند و بايد منتظر آقا باشيم.
انتظار يعني : استقامت و پايداري و مبارزه با طاغوت و تواضع در برابر حق و تكبر در برابر باطل ،كسي ازامام صادق « عليه السلام » پرسيد چه مي گوييد در باره كسي كه داراي ولايت پيشوايان است و انتظار ظهور حكومت حق را مي كشد و در اين حال از دنيا مي رود .
امام در پاسخ فرمودند؛ او همانندكسي است كه با قائم در خيمه او بوده است، سپس كمي سكوت كرد و فرمود ؛ مانند كسي است كه با پيامبر اسلام در مبارزاش همراه بوده است .
يكي از نشانه هاي ظهور اين است ،كه ظلم و ستم خونريزي و آدم كشي همه جا را فرا گرفته , قرآن فرسوده و بدعتها از روي هوي و هوس در مفاهيم آن آمده است. 
3- آيين خدا عملا بي محتوي شده همانند ،ظرفي كه آن را واژگون سازند 
4- اهل باطل بر اهل حق پيشي بگيرند. 
5- مردان به مردان و زنان به زنان قناعت كنند. 
6- افراد به ظاهر با ايمان سكوت اختيار كنند. 
7- كوچكترها احترام بزرگترها را رعايت نكنند. 
8- پيوند خويشاوندي و نري بريده شود. 
9- آشكارا شراب نوشيده شود.
آنچه گفته شددر ضمن يك روايت بيان شده كه اين موارد ترجمه برخي از جملات حديث است.
اين است جو حاكم قبل از ظهور وقتي زمانه به اينجا رسيد و مرد م تا اين حد سقوط كردند ، مهدي فاطمه«سلام الله عليها » براي نجات بشريت ظهور خواهد كرد .
منابع :
1-سيماي آفتاب , حجه الاسلام و المسلمين , دكتر حبيب الله طاهري 
2-پادشه خوبان , علي اصغر لشكري 
3-رسالت جهاني حضرت مهدي «عج» , فريده گل محمدي
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا اين دعاي سطحي كه ما بعد از نماز براي ظهور امام زمان«عج» مي خوانيم تأثيري هم در ظهور آقا امام زمان«عج» خواهد داشت؟

پاسخ : 
بله؛ دعا ترجمان دل است ودل هم در گرو انديشه و عمل صالح است.
دعا تأثير فراواني دارد و اگر خداوند توفيق دهد كه 40 روز بعد از نماز صبح با خلوص دعاي عهد را بخوانيم ، إنشاء الله از ياران امام زمان«عج» خواهيم شد و اگر در زمان ظهور آقا در اين دنيا نباشيم خداوند ما را به اين دنيا مي آورد و از ياران امام زمان«عج» خواهيم شد، به شرط رعايت كردن تقوي الهي در اينكه به دوستان توصيه شده براي سلامتي امام زمان«عج» دعا كنند و اينكه دعاهاي بسياري در اين مورد ثبت شده، بحثي نيست و كسي نمي تواند در آن ترديد كند حتي دستور داده شده كه دوستان براي حفظ جان امام صدقه بدهند و بهتر آن است كه، هر كس هر گاه كه خواست صدقه اي بدهد نخست قصد و نيتش سلامتي امام زمان«عج» سپس سلامتي خود و اعضاي خانواده اش آنهم در پناه امام زمان«عج» را لحاظ كند . 
در تضرع و زاري بر امام عصر و ندبه بر وجود مقدس او با هر لفظي و الفاظي كه باشد و با هر زباني انجام گيرد صحيح است، لكن بهتر آن است كه شيعه در اين موضوع نيز ببيند ،كه از مبادي عاليه دستوري رسيده شايد يكي از مهمترين آنها دعاي ندبه باشد ،كه هم از لحاظ سند طبق بررسي بزرگان فن محكم و متيقن است و هم از لحاظ متن و دلالت مطابق قرآن و روايات وارده است. 
از وظايف شيعه در زمان غيبت امام زمان « عج» عبارتند از : 
1-ياد امام زمان «عج» 
2- دعا براي شناخت امام زمان «عج» 
3- دعا براي سلامت امام زمان «عج» 
4-دعابراي تعجيل در ظهور امام زمان «عج»
5- ندبه بر امام زمان «عج»
6-زيارت امام زمان «عج»
7- توسل به امام زمان «عج»
8- ارجاع مردم به امام زمان«عج» 
9- هديه براي امام زمان«عج» 
10- توبه 
11- خود سازي 
منابع : 
1-سيماي آفتاب , حبيب الله طاهري 
2-تجسم اميد و نجات , عزيز الله حيدري 
3-شناخت امام عصر , محمد جواد مولوي نيا
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مي گويند اگر 40 تا مؤمن توي جهان باشد آقا امام زمان «عج » ظهور مي كند. با وجود اين همه مؤمن 40 تا توي اين جهان وجود ندارد !؟

پاسخ : 
در پاسخ پرسش دوم شما عرض مي شود ،كه آنچه از روايات درباره تعداد ياران حضرت ولي عصر «عج » بدست مي آيد اينست كه اين تعداد متجاوز از 40 نفر مي باشد . 
در روايتي چنين آمده است :«مردي از اهل كوفه از امام صادق «عليه السلام » پرسيد چقدر با قائم خروج خواهند كرد ؟ مردم مي گويند: به عدد بدر است «سيصد و سيزده تن» , فرمود خروج نمي كند مگر در اولي قوه ( 1) كه مفسران « اولي قوه» را به كمتر نبودن از ده هزار نفر تفسير كرده اند و نيز فرموده است : خروج نمي كند تا اينكه حلقه تمام شود « ابو بصير» پرسيد حلقه چقدر است ؟ فرمودند : « ده هزار نفر» اينكه آيا ده هزار نفر به علاوه سيصدو سيزده تن است يا با آنها ده هزار نفر است و به طور قطعي معلوم نيست اگر چه ظاهر آن است كه به علاوه باشد ( 2) 
اما در روايت امام جواد «عليه السلام » چنين آمده است جمع مي شوند به نزد حضرت اصحاب ايشان به عدد اهل بدر و سيصد و سيزده تن و اينست قول خداوند كه { اينما تكونوا يأت بكم الله جميعا ان .... علي كل شي قدير}( 3) يعني : «هر كجا باشيد خداوند شما را جميعا مي آورد، زيرا كه او بر هر چيزي قادر است.
و در حديثي ديگر از امام باقر « عليه السلام » در باره تعداد ياران حضرت فرموده اند : سوگند به خدا سيصد سيزده و اندي و عده پيشين گرد مي آيند و در ميان آنان پنجاه زن است. ( 4) 
البته تعداد ياراني كه حضرت را در امر خطير نبرد با باطل همراهي مي كنند بايد داراي ايمان محكم و آهنين بوده و در هيچ شرايطي از ياري حضرت دست بر ندارند چنانكه در روايتي از شهر آشوب اين ويژگي ياران امام مورد تأكيد قرار گرفته است . 
ابن شهر آشوب بسند خود ار داوود رقي روايت مي كند كه گفت من در محضر حضرت امام صادق « عليه السلام » بودم كه سهل بن حسن خراساني بر آن حضرت وارد شد سلام داد و نشست و آنگاه عرض كرد : اي فرزند پيغمبر شما داراي رأفت و رحمت و خاندان امامت مي باشيد چه مانعي داريد كه از گرفتن حق خود باز مانده ايد و حال آنكه از شيعيان خود صد هزار تن خواهي يافت كه پيشاپيش تو شمشير خواهند زد ؟ امام « عليه السلام » فرمود :خداي حق تو را حفظ كند بنشين آنگاه رو به كنيز خود نموده فرموده : اي حنيفه اين تنور را روشن ساخت تا آتش بر افروخته شد سپس رو به خراساني نموده و فرموده : برخيز و در اين تنور بنشين خراساني عرضه داشت اي آقاي من , اي فرزند پيغمبر مرا به آتش عذاب مكن و معاف فرما خداي ترا معاف فرمايد : امام «عليه السلام » فرمود: تو را معاف كردم در اين اثناء هارون مكي ( يكي از اصحاب آن حضرت ) درحالي كه نعلين خود را انگشت سبابه داشت وارد شده گفت : السلام عليك يابن رسول الله امام جواب او را داده و فرمود : نعلين خود را بگذار و در ميان تنور بنشين پس وي اطاعت كرده و نعلين خود را بر زمين گذاشته و در ميان تنور نشست . آنگاه امام «عليه السلام » شروع كرد اخبار خراسان را براي خراساني بيان فرمود و گوئي آن حضرت خودش در خراسان حاضر و شاهد وقوع آن اخبار بوده است ولي خراساني در ظاهر با امام صحبت مي كرد و در باطن از ديدن اين واقعه به خود مي پيچيد كه آيا بر سر اين مرد چه آمد ؟ پس از مدتي مذاكره به خراساني فومود: برخيز و در تنور نگاه كن . خراساني مي گويد: من برخاسته و در تنور نگاه كردم و با كمال تعجب ديدم هارون در ميان تنور چهار زانو نشسته و سپس به سوي ما بيرون آمد و سلام كرد . آنگاه امام « عليه السلام » رو به سهل بن حسن خراساني نموده فرمود در خراسان چند تن مانند اين شخص پيدا مي كني ؟ خراساني عرض كرد؛ سوگند به خدا يك تن هم پيدا نخواهد كرد . امام فرمود : آري يك تن هم پيدا نخواهي كرد . پس آگاه باش كه ما تا وقتي پنج تن كه از ما پشتيباني كنند پيدا نكنيم خروج نخواهيم كرد و ما خود بهتر مي دانيم كه چه وقت بايد قيام كنيم . (5) 
البته ؛غير از وجود ياراني آهنين براي ظهور حضرت مهدي «عج» شرايط ديگري نيز , باعث تعجيل در امر فرج و ظهور ايشان مي شود كه مهمترين آنها مداومت در دعا براي تعجيل فرج است . 
اهتمام و مداومت در دعا براي تعجيل فرج مولاي ما صاحب الزمان «عليه السلام » با شرايط آن به قدر امكان سبب مي شود كه اين امر زودتر واقع گردد و ظهور زودتر محقق يابد . 
دليل بر اين معني حديثي است كه در بحار و غير آن از عياشي از فضل بن ابي قره آمده كه گفت : 
شنيدم از حضرت ابي عبد الله صادق « عليه السلام » كه فرمود : خداوند به ابراهيم وحي نمود كه براي او فرزندي متولد خواهد شد پس آن حضرت اين موضوع را با« ساره» در ميان گذاشت ولي «ساره» گفت : آيا من خواهم زاييد و حال آنكه پير زن هستم ؟ پس خداوند به آن حضرت وحي كرد كه «ساره» خواهد زاييد و اولاد او چهارصدسال به زحمت و رنج مي افتند به خاطر اينكه سخن مرا جواب گفت . امام صادق « عليه السلام » فرمود : پس هنگامي كه فشار ها و شكنجه ها بر بني اسرئيل طول كشيد چهل صبح به درگاه خداوند ضجه و گريه كردند خداوند به موسي و هارون فرمود : كه آنها را از فرعون خلاص نمايند پس صدو هفتاد سال را از آنها برداشت . 
( راوي گويد : ) امام صادق « عليه السلام » فرمود : « همچنين شما اگر انجام دهيد هر آينه خداوند بر ما فرج خواهد داد ولي اگر چنين نباشيد البته اين امر تا آخرين مرحله را طي خواهد كرد ( 6) 
پی نوشت : 
1-اصول كافي , ج 1, ص 378 /ح 887 
2- مهدي منتظر , حاج شيخ محمد جواد خراساني ,ص 228 
3- قرآن كريم , سوره بقره ,آيه 148 
4- بحار الانوار ,ج 52 ,ص 223 
5-حضرت صادق «عليه السلام » , فضل الله كمپاني , انتشارات دار الكتب الاسلاميه , ص 112 -113 , و قانون اساسي اسلام ,حسن فريد گلپايگاني 
6- مكيال مكارم , درمعرفت وولايت امام قائم «عج » ,سيد محمد تقي موسوي خراساني اصفهاني , ترجمه سيد مهدي حائري قزويني ,ص 441 و بحارالانوار , ج 52 , ص 131 .
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا اينكه ما ساكت بنشينيم و درون خود تحولي ايجاد نكنيم و از خود حركتي در زمينه مبارزه با اين ظلم وجور شروع نكنيم تا دنيا پر از ظلم وجور شود وامام زمان(عج) ظهور كنند درست است؟

پاسخ : 
خير درست نيست. بايد بدانيم كه براي ظهور مهدي(عج) زمينه سازي لازم است واگر زمينه وشرايط مناسب باشد امام حتما از پس پرده غيبت خارج شده ودر ميان مردم ظاهر خواهد شد، در روايات اسلامي اين مطلب به وضوح بيان شده كه سبب محروميت از ديدار امام زمان «عليه السلام» خود مردم هستند. بايد منتظر واقعي امام زمان باشيم. انتظار يعني: استقامت و پايداري ومبارزه با طاغوت و تواضع در برابر حق و تكبر در برابر باطل.
كسي از امام صادق (ع)پرسيد: چه مي گوييد درباره كسي كه داراي ولايت پيشوايان است وانتظار ظهور حكومت حق را مي كشد ودر اين حال از دنيا مي رود؟ امام فرمودند: او همانند كسي است كه با قائم در خيمه او بوده. سپس كمي سكوت كردند وفرمودند: مانند كسي است كه با پيامبر اسلام در مبارزاتش همراه بوده است.
منابع:
1-با كاروان مهدي ، علي كيالما.
2- سيماي آفتاب ، دكتر حبيب الله طاهري.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
نشانه هاي ظهور امام زمان (عج) را بيان نماييد ؟

پاسخ : 
علائم ظهور امام زمان (عج) دودسته ودوگونه است :
الف : علائم غير حتمي : يعني علائمي كه اتفاق مي افتد ولي به معني نزديك بودن ظهور نيست.بلكه شايد مدت زيادي از غيبت هنوز باقي باشد و اين علائم زياد است كه بعضي از آنها عبارتند از:
7-رواج گناه وبي بند وباري وكشف حجاب.
8-فراموش شدن وعمل نكردن به دستور امر به معروف ونهي از منكر.
9- منع حاجيان از زيارت خانه خدا سه سال.
10- شبيه شدن مردان به زنان و زنان به مردان. 
11-گرفتاري مردم به خوف و عناد وگراني نرخها وكمي اموال ومرگ وخونريز
12- نواخته شدن سازها در جمع مسلمين و كسي منع نكند.
8- علني شدن فروش شراب و غيره 
3-علائم حتمي : يعني علائمي كه با واقع شدن آنها به فاصله چند ماه ظهور حضرت واقع مي شود واين علائم هنوز اتفاق نيفتاده است وبعضي از آنها عبارتند از: 
1- نشانه هاي آسماني وگرفتن ماه وخورشيد.
2- خروج سيد خراساني.
3- كشته شدن نفس زكيه.
4- خروج رجال.
5- خروج سفياني كه به دست حضرت كشته مي شوند .
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا وقتي امام زمان (عج) ظهور مي كنند تمامي اسلحه ها از كار مي افتد؟چه فلسفه اي دارد؟

پاسخ : 
اين كه در بعضي روايات وارد شده كه مقارن با ظهور حضرت مهدي تمامي اسلحه ها از كار مي افتد چگونگي آن به درستي معلوم نيست. شايد بعضي تصور كنند كه آن حضرت اسلحه اي با خود مي آورد به سان عصاي موسي، كه اژدها آسا، همه اسلحه هاي قبل را بلعيده و از كارمي اندازد ولي آنچه كه به نظر بهتر مي رسد اين است كه قيام حضرت مهدي اوج تقابل ايمان و معنويت در برابر ابزارهاي مادي است و همچنانكه بارها و از جمله در جريان انقلاب اسلامي به اثبات رسيد هيچ سلاح و ابزاري قادر به مقابله با اسلحه ايمان و معنويت و اراده الهي نيست و اين تجربه در آن زمان در بالاترين تجلي خود به ظهور مي رسد و اين است معنا و مفهوم از كار افتادن اسلحه ها، اين يعني مغلوب شدن ابزار و سلاح در برابر اراده عدالت جوي بشري و قلبهاي مملو از ايمان و معنويت اما اين كه به چه كيفيت ظاهري غلبه حق بر باطل انجام مي شود به نظر مي رسد وقايع يازده سپتامبر امريكا در كوتاهترين زمان ممكن افول پذيري تمدن مادي غرب را به اثبات رساند چگونه نتوانيم باور آوريم كه در كمترين زمان ممكن به هنگام قيام حضرت مهدي همه محاسبات اهل باطل و ابزارها و سلاحهاي آنها از كار مي افتد؟
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در غیبت کبری که قرآن ضامن اجرایی به نام امام ندارد، اشکالی پیش نمی‌آید؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
در زمان فعلی كه حضرت مهدی (عج) غایب است و قرآن ضامن اجرایی به نام امام ندارد، آيا نقص و اشكالی برای ما در اين مورد پيش نمی‌آيد؟

پاسخ:
بايد گفت جواب منفی است، زيرا كه معصومين عليهم السلام كه عدل قرآن و ثقل اصغر می‌باشند، آنچه كه مورد نياز بشر بوده است بيان فرموده اند و ثانياً امام زمان عليه السلام كه اكنون در غيبت به سر می‌برند اين گونه نيست كه هيچ نظارت و توجه و تصرفی در امور نداشته باشند بلكه آن بزرگوار علاوه بر تصرف ظاهری تصرف باطنی نيز دارد و حال كه به حكمت الهی و خواست و مشيت خداوند آن وجود عزيز از نظرها پنهان می‌باشد ولی توجه و نظارت بر حفظ شريعت و حفظ قرآن و مصون ماندن دين حق از تحريف و بدعت و دفع شبهات و آنچه كه امور مردم منوط به آن است را دارا می‌باشند و چون دين اسلام آخرين دين جهانی تا روز قيامت است مشيت الهی تعلق گرفته است به اين كه خاتم اوصياء تا زمانی كه اراده حق باشد در پرده پنهان مجری احكام و فرامين الهی و حافظ دين پيامبر و كتاب خداوند باشد و در اين مدت طبق نقل بعضی از وقايع حتی در نحوه استنباط حكم و رياست و زعامت مجتهدين و علمای بزرگ و ارشاد و توجه به بعض شئون مسلمين مستقيماً عناياتی داشته و دارند. چنان كه خودشان در پاسخ به بعضی نواب خودشان فرمودند: 
«و امّا وجه الانتفاع بي في غيبتي فكا لإنتفاع با لشمس إذا غيبها عن الابصارِ السحاف(1)؛ نحوه و كيفيت استفاده و انتفاع از من (در زمان غیبت)، مانند نحوه استفاده از خورشيد است زمانی كه ابر آن را از ديده ها پنهان كرده باشد».

پی نوشت:
1. كتاب كمال الدين، مرحوم صدوق، باب 45، حديث 4.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
حضرت مهدی , غیبت امام , قرآن , غیبت کبری , معصومين , عدل قرآن , ثقل اصغر , تصرف باطنی , حفظ شريعت , حفظ قرآن , تحريف , بدعت , شبهات , دين اسلام , مشيت الهی , خاتم اوصياء
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چه معجزات و کراماتی از امام‌ زمان علیه السلام صادر شده است؟

پاسخ : 
معجزات و کرامات بسیاری از آن امام زمان(عج) صادر شده است که ذکر آن‌ها نیاز به یک کتاب جداگانه دارد. ولی در اینجا به چند نمونه آن‌ها اشاره می‌کنیم:

۱. مردی از اهالی عراق، مالی را برای امام‌ زمان(عج) فرستاد، حضرت مال را برگرداند و پیغام داد که حق پسرعموهایت را که چهارصد درهم است، از آن خارج کن. مزرعه‌ای در دست او بود که پسرعموهایش در آن مزرعه شریک بودند، ولی حق آن‌ها را نمی‌پرداخت. چون حساب کرد، دید که طلب آن‌ها همان چهارصد درم می‌شود. پس از پرداختن آن، باقی‌مانده را نزد حضرت فرستاد و قبول شد.»(۱)

۲. ابن شادان می‌گوید: چهارصد و هشتاد درهم سهم امام نزد من جمع شده بود، من نمی‌خواستم از پانصد درهم کمتر باشد، لذا بیست درهم از مال خودم برداشه، به آن اضافه نموده و برای اسدی (وکیل حضرت) فرستادم، اما ننوشتم که مقداری از این‌ها هم از من است. جواب آمد: پانصددرهمی که بیست درهم آن از خودت بود رسید.(۲)

۳. یکی از معجزات آن حضرت که در سال‌های اخیر اتفاق افتاده، معجزه‌ای است که برای همسر آقای «متقی همدانی» رخ داده است، وی می‌گوید:
روز دوشنبه هجدهم ماه صفر سال ۱۳۹۷ همسر اینجانب محمد متقی همدانی بر اثر دو سال اندوه و گریه و زاری به‌خاطر داغ دو جوان خود که در یک لحظه در گروه‌های شمیران جان سپردند؛ مبتلا به سکتۀ ناقص شد. طبق دستور پزشکان مشغول معالجه و مداوا شدیم، ولی نتیجه‌ای به‌دست نیامد.
شب جمعه بیست‌ و دوم ماه صفر، یعنی چهار روز پس از این حادثه، حاج‌مهدی کاظمی که از تجار و محترمین تهران به‌شمار می‌رود، به‌اتفاق خواهرزاده‌اش از تهران آمده بودند که ایشان (خواهرش) را به‌ وسیلۀ ماشین سواری برای معالجه به تهران ببرند، ساعت یازده شب بود که با خاطری خسته و دلی شکسته به اتاقم رفتم که بخوابم، ناگهان متوجه شدم که شب جمعه است، شب دعا و نیایش، شب توسل و توجه. آن شب پس از قرائت چند آیه از قرآن مجید و نیز خواندن دعای مختصری از دعاهای شب جمعه، به حضرت بقیة‌الله(عج) متوسل شدم و با دلی پر از اندوه به خواب رفتم. ساعت چهار بامداد طبق معمول بیدار شدم. ناگاه احساس کردم که از اتاق پایین که همسرم آنجا بود سروصدا و همهمه بلند است، سروصدا قدری بیشتر شد و سپس ساکت شدند.
من گمان کردم میهمان از همدان یا تهران آمده، اعتنایی نکردم، تا این که صدای اذان صبح شنیده شد،‌ برای وضو گرفتن پایین رفتم، دیدم چراغ‌های حیاط روشن است و دختر بزرگم که پس از مرگ برادرهایش خنده به لبش نیامده بود، خوش‌حال و متبسم قدم می‌زد.
از او پرسیدم: چرا نمی‌خوابی؟ گفت: پدرجان! خواب از سرم رفت. گفتم: چرا؟ گفت: به‌خاطر انکه مادرم را ساعت چهار بعد از نیمه‌شب شفا دادند. من منتظر بودم که بیایید و به شما مژده بدهم. گفتم: چه کسی شفا داد؟ گفت: مادر ساعت چهار بعد از نیمه‌شب با شدت اضطراب ما را بیدار کرد که برخیزید، آقا را بدرقه کنید!‌ همگی بیدار شدیم، ناگهان دیدیم مادرم با آنکه قدرت نداشت از جا حرکت کند، از اتاق بیرون آمد. من که همراه مادرم بودم، به‌دنبال ایشان رفتم. نزدیک درب حیاط به او رسیدم. گفت: مادرجان! کجا می‌روی؟ آقا کجا بود؟
مادرم گفت: «آقایی، سید جلیل‌القدری در لباس اهل علم به بالینم آمد و فرمود: برخیز، گفتم: نمی‌توانم. با لحن تندتری گفت: برخیز!‌ دیگر گریه نکن و دوا هم نخور. من از هیبت آن بزرگوار برخاستم. فرمود: دیگر گریه نکن، دوا هم نخور، همین‌که رو کرد به طرف در اتاق، من شما را بیدار کردم و گفتم: از آقا تجلیل کنید و ایشان را بدرقه نمایید، لیکن شما دیر جنبیدید، خودم ایشان را بدرقه کردم.»
مادرم هنگامی‌که متوجه شد، نزدیک درب حیاط ایستاده، گفت: زهرا! من خواب می‌بینم یا بیدارم؟ من خودم تا اینجا آمدم؟ گفتم: مادرجان: شما را شفا دادند، سپس مادرم با به اتاق آوردم.
آری؛ با گفتن یک کلمۀ «گریه نکن» آن‌همه اندوه و غم از دل بیرون رفت.»(۳)

۴. دانشمند فاضل، شمس‌الدین محمد بن‌ قارون نقل می‌کند که مردی به نام «نجم» ملقب به «اسود» در دهکدۀ معروف به «دقوسا» واقع در کنار فرات زندگی می‌کرد. وی مردی خیرخواه و نیکوکار بود و زنی به نام فاطمه داشت، او نیز زن صالح و باتقوایی بود و دو فرزند داشت.
از اتفاق، زن و شوهر، هر دو نابینا شدند، سخت ناتوان گشتند، این حادثه در سال ۷۱۲ اتفاق افتاد،‌ زن و مرد مدت زیادی را بدین‌گونه گذراندند، تا این که یکی ایز شب‌ها زن حس کرد دستی روی صورتش کشیده شد و گوینده‌ای به او گفت: «خداوند نابینایی تو را برطرف ساخت. برخیز و برو نزد شوهرت ابوعلی و در خدمتگزاری او کوتاهی مکن.» زن نیز چشم خویش را باز کرد و دید خانه پر از نور است، فهمید که ایشان قائم آل محمد(ص) بوده است.(۴)

پی‌نوشت‌ها:
۱. اصول کافی، مرحوم کلینی، ج۱، ص۵۱۷.
۲. همان مأخذ، ص۵۲۳.
۳. شیفتگان حضرت مهدی(عج)، ص۱۷۲.
۴. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج۵۲، ص۷۴. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
معجزات امام زمان , کرامات امام زمان , حضرت مهدی (عج)
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا در روایات، امام غایب به خورشید پنهان در پس ابر تشبیه شده است؟

پاسخ : 
تشبیه حضرت مهدی (عج) به خورشید پشت ابر، به حدیثی برمی‌گردد که از خود حضرت نقل شده و می‌فرمایند: 
«چگونگی استفاده از من در غیبت، مانند استفاده از خورشید است هنگامی که ابرها آن را می‌پوشانند».(۱)

علامه مجلسی در وجوه تشابه حضرت با خورشید پشت ابر چنین گفته‌اند:

۱. هرچند ابرها جلو خورشید را می‌گیرند، اما خورشید نور روشنی‌بخش خود را از جهانیان دریغ نمی‌کند و هم از پس ابر بر زمین می‌تابد. امام نیز هر چند در پس پرده غیبت قرار دارد، اما نور ولایت آن حضرت بر همه عالمیان پرتو می‌افکند، چه این‌که اگر نور آن امام نباشد، بنا بر روایات، زمین و اهل آن از بین می‌روند، زیرا او امان اهل زمین است.

۲. هر کس با این همه آثار و معجزات و آیات و روایات، باز هم منکر وجود مبارکش شود، مانند کسی است که منکر وجود خورشید می‌گردد؛ هنگامی که در پشت ابرها از دیدگان، پنهان است، گرچه آثار وجودش به جهانیان می‌رسد.

۳. هم‌چنان‌ که مردم انتظار بیرون آمدن خورشید از پشت ابرهای تیره را می‌کشند تا بیشتر از آن بهره‌مند گردند، در زمان غیبت نیز شیعیان و محبان حضرت، همواره انتظار وجود مبارکش را دارند و هرگز ناامید نمی‌شوند.(۲)

پی‌نوشت‌ها:
۱. بحارالانوار، ج۵۲، ص۹۲.
۲. همان، ص۹۳. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
امام غایب , خورشید پنهان , حضرت مهدی , عصر غیبت , انتظار , خورشید پشت ابر
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا امام‌ زمان علیه‌السلام از فرزندان امام‌ حسین علیه‌السلام است نه امام‌ حسن علیه‌السلام؟

پاسخ : 
با استفاده از روایات اسلامی، قطعی و مسلم است که امام‌ زمان علیه‌السلام از فرزندان امام‌ حسین علیه‌السلام است. چنان‌که حذیفه، از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله روایت می‌کند که فرمود: «اگراز دنیا پیش از یک‌روز هم باقی نمانده باشد، خدا آن‌روز را طولانی گرداند تا مردی از الاد مرا، که همنام من است برانگیزد، سلمان عرض کرد: یا رسول‌ الله! از کدام فرزندت به‌وجود می‌آید؟ پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله دست مبارکش را بر حسین زده فرمود: از این.(۱) و نیز ابووائل گوید: حضرت‌ علی علیه‌السلام به فرزندش حسین علیه‌السلام نگاه کرد و فرمود این پسرم آقا و سید است. چنان‌که خدا او را آقا و سید نامیده!‌ و از پشت او مردی همنام پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و شبیه آن حضرت در خلقت و اخلاق بیرون آید که در وقت غفلت مردم، و ضایع‌شدن حق و ظهور ظلم و ستم، خروج کند. به خدا سوگند، اگر خروج نکند (و شمشیر به‌دست نگیرد) گردنش را می‌زنند. از خروجش ساکنان آسمان خشنود شوند و زمین را از عدل و داد پر کند چنان‌ که از ظلم و ستم پر شده باشد.»(۲)
روایات اندکی نیز وجود دارد که امام‌ زمان علیه‌السلام را از فرزندان امام‌ حسن مجتبی معرفی نموده‌اند. مثلاً‌ در همین روایت امیرالمؤمنین علیه‌السلام جای حسین، حسن آورده شده است. اما بعید نیست که احادیث حاکی از این‌که مهدی از اولاد امام‌ حسن علیه‌السلام است، ساختگی باشد. زیرا عوامل جعل آن، به‌ همان عوامل سیاسی شباهت دارد که بنی‌ عباس را به جعل احادیثی مبنی‌بر این‌که مهدی از اولاد عباس است وادار ساخته است.
یکی از آن عوامل این است که فرزندان امام‌ حسن علیه‌السلام به‌منظور تشکیل حکومت به استفاده از آن متوسل شدند. و اما این‌که به چه دلیل حضرت‌ مهدی علیه‌السلام از فرزندان امام‌ حسین علیه‌السلام است نه امام‌ حسن علیه‌السلام، و اصولاً چرا از فرزندان امام‌ مجتبی علیه‌السلام کسی به امامت نرسید؟ در روایات نکات و دلایلی به‌چشم می‌خورد که بدان اشاره می‌شود. ضمن این‌که باید توجه داشت که این مسئله از مصالح الهی است. چنان‌که امام‌ رضا علیه‌السلام در پاسخ به این پرسش که: چرا امامت در فرزندان حسین قرار گرفت نه در فرزندان حسن علیه‌السلام، فرمود: «زیرا خداوند خواسته است که از فرزندان حسین علیه‌السلام باشد و از فرزندان حسن علیه‌السلام نباشد، و خداوند هیچ‌گاه از آنچه انجام می‌دهد مورد سؤال قرار نمی‌گیرد.»(۳)
در روایت دیگری امام‌ صادق علیه‌السلام به وضع موسی و هارون علیهماالسلام اشاره کرده و علت این مسئله را بدان‌ها تشبیه نموده است. چنان‌که هشام‌ بن‌ سالم از آن حضرت سؤال کرد: امام‌ حسن علیه‌السلام افضل است، یا امام‌ حسین علیه‌السلام؟ امام‌ صادق علیه‌السلام فرمود: حسن، عرض کرد: پس چرا امامت بعد از حسین در فرزندان او است، نه فرزندان حسن علیه‌السلام؟ فرمود: خداوند متعال دوست داشت که سنت موسی و هارون علیهماالسلام را در رابطه با حسن و حسین علیهماالسلام نیز قرار دهد. آیا نمی‌بینی که موسی و هارون هر دو پیامبر بودند، همان‌طوری که حسین علیه‌السلام هر دو امام هستند؟ و خداوند عزوجل، نبوت را در فرزندان هارون قرار داد نه در فرزندان موسی، اگرچه موسی از هارون برتر بود...».(۴) و این روایت نیز بر مصلحت و حکمت الهی دلالت دارد.
ناگفته پیداست که هیچ‌ یک از امامان معصوم علیهم‌السلام، بر دیگران فضیلت و برتری معنوی ندارد، هرچند برای امیرالمؤنین علیه‌السلام در برخی از روایات، نوعی برتری مشاهده می‌شود، و لذا مراد از برتری امام‌ حسن از امام‌ حسین علیه‌السلام، نمی‌تواند برتری معنوی باشد.
و همچنین از روایتی که پیرامون دلالت سیدالشهدا وارد شده، یک نحوۀ ارتباط بین شهادت امام‌ حسین علیه‌السلام و قراردادن امامت در فرزندان آن حضرت دیده می‌شود. امام‌ صادق علیه‌السلام می‌فرماید:
«جبرئیل بر رسول‌ خدا صلّی الله علیه و آله نازل شده، عرض کرد: ای محمد! خداوند تو را مژده می‌دهد به مولودی که از فاطمه علیهاالسلام متولد شد،‌ و او را امت بعد از به قتل می‌رسانند، پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله فرمود: ای حبرئیل سلام مرا به آفریدگارم برسان و عرض کن مرا نیازی بر چنین فرزندی نیست.
جبرئیل به آسمان عروج نموده، دیگر بار هبوط کرد و همین را گفت، و باز همان جواب را شنید، دیگر باره فرود آمد، عرض کرد: پروردگارت به تو سلام می‌رساند و تو را مژده می‌دهد که خدا در ذریۀ این پسر امامت و ولایت و وصایت را قرار می‌دهد. پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله فرمود: راضی شدم.
پس از آن نزد حضرت فاطمه علیهاالسلام فرستاد، به او خبر داد که خداوند مرا مژده می‌دهد به مولودی که خدا به تو عطا می‌فرماید و امت من‌ بعد از من او را به قتل می‌رسانند. فاطمه خدمت پدرش فرستاده، عرض کرد: مرا نیازی به چنین مولودی نیست که امت تو بعد از تو او را بکشند.
دیگر بار حضرت کسی را نزد فاطمه علیهاالسلام فرستاد و پیام داد که خداوند در ذریۀ این پسر امامت و ولایت و وصایت را قرار می‌دهد. آن گاه حضرت فاطمه علیهاالسلام پیام به رضایت خود داد.»(۵)
و نیز امام‌ صادق علیه‌السلام فرموده است: «خداوند متعال امام‌ حسین علیه‌السلام را به‌خاطر شهادتش پاداش داد به این‌‍که: امامت را در ذریۀ او قرار دهد، و در تربتش شفا باشد، و دعا کنار قبرش اجابت گردد...»(۶)

پی‌نوشت‌ها:
۱. ذخائرالعقبی، محب‌الدین طبری، ص۱۳۶.
۲. کتاب الغیبة، شیخ طوسی، ص۱۱۶.
۳. الزا‌م‌الناصب، شیخ حائری یزدی، ج۱، ص۴۷.
۴. کمال‌الدین و تمام‌النعمه، شیخ صدوق، ص۴۱۶.
۵. اصول کافی، مرحوم کلینی، ج۱، ص۴۶۴
۶. الامالی، شیخ طوسی، ۳۱۷. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
امام‌ زمان , امام‌ حسن , امام‌ حسین , روایات اسلامی , بنی‌ عباس , حضرت‌ مهدی , حکمت الهی , امامت
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مهدی موعود علیه السلام از ذریه چه کسی است؟

پاسخ : 
همۀ مسلمانان اتفاق‌نظر دارند که مهدی موعود عجّل الله تعالی فرجه الشریف از ذریۀ پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله است.
سعید بن‌ مسیب می‌گوید: نزد ام‌سلمه بودم که سخن از مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف به میان آمد ام‌سلمه گفت: از رسول‌ خدا صلّی الله علیه و آله شنیدم که می‌فرمود: 
«المهدی من ولد فاطمة(۱)؛ مهدی از اولاد فاطمه است».

ابوسعید خدری می‌‌گوید: رسول‌ خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: 
«لاتقوم الساعة حتی تمتلی الارض ظلما و عدوانا، قال: ثم یخرج رجل من عترتی (أو من اهل بیتی) یملأها قسطاً و عدلا کما ملئت ظلماً و عدواناً(۲)؛ قیامت برپا نمی‌شود تا این که زمین پر از ظلم و جور شده باشد. فرمود: سپس مردی از عترتم یا از اهل بیتم [تردید از راوی است] قیام می‌کند و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد همان‌گونه که پر از ظلم و جور شده است».

امام‌باقر علیه السلام فرمود: «المهدی رجل من ولد فاطمه(۳)؛ مهدی مردی از اولاد فاطمه است».

پی‌نوشت‌ها:
۱. سنن ابن ماجه، ج۲، ص۱۳۶۸، ح۴۰۸۶.
۲. مسند احمد، ج۳، ص۳۶.
۳. بحارالانوار، ج۵۱، ص۴۳، ح۳۲. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
مهدی موعود , ذریه پیامبر اکرم , عدل , ظلم , اولاد فاطمه
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
دیدگاه مذاهب اسلامی درباره لقب منجی چیست؟

پاسخ : 
به ملاحظه روایاتی که از شیعه و سنی به دست ما رسیده، پی می‌بریم که همگی بر این اتفاق دارند که لقب منجی جهانی، «مهدی» است.
حاکم نیشابوری به سند خود از ابن‌سعد خدری نقل کرده که رسول‌ خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند:
«المهدی منا اهل البیت(۱)؛ مهدی از ما اهل‌بیت است».
همچنین پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: 
«یخرج المهدی و علی رأسه غمامة فیها مناد ینادی هذا المهدی خلیفة الله فاتبعوه(۲)؛ مهدی خروج می‌کند در حالی‌ که بالای سر او ابری است، در میان آن ابر کسی است که ندا می‌کند: این مهدی خلیفه خدا است، او را پیروی کنید.»

پی‌نوشت‌ها:
۱. مستدرک حاکم، ج ۴، ص ۵۵۷.
۲. بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۸۱. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
منجی , مذاهب اسلامی , حضرت مهدی , اهل‌بیت , خلیفه خدا , منجی جهانی , مهدی
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا سن و چهره حضرت مهدی علیه السلام تاکنون تغییر کرده است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
با وجود طولانی شدن غیبت، آیا سن و چهره حضرت مهدی علیه السلام تاکنون تغییر کرده و آثار کهولت در سیمای حضرت مشخص است یا خیر؟

پاسخ:
گرچه به دلیل طولانی بودن زمان حیات آن بزرگوار و بر اثر جریان طبیعی، باید سیمای حضرت مثل افراد کهن سال باشد، اما از روایات، استفاده می‌شود ‌که حضرت در زمان ظهور، مثل فردی ظاهر می‌شود که کمتر از چهل سال دارد. بنابراین، آثار کهن‌سالی در سیمای ایشان دیده نخواهد شد و حضرت، سیمایی جوان و بانشاط خواهد داشت و این از نشانه‌های ایشان است.
امام رضا علیه السلام فرمودند: «از نشانه‌های مهدی علیه السلام، سیمای جوان او در سن کهولت است که هر کس او را ببیند، چهل ساله یا کمتر تصورش می‌کند. نیز از نشانه‌های او این است که گذشت زمان در او اثر نمی‌کند و تا فرا رسیدن مرگش، آثار پیری در او ظاهر نمی‌شود».(۱)

پی نوشت:
۱. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۵ و ۳۲۲.
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
حضرت مهدی , سن امام زمان , چهره حضرت مهدی , ویژگی‌های امام زمان , سیمای حضرت مهدی
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا سن و چهره حضرت مهدی علیه السلام تاکنون تغییر کرده است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
با وجود طولانی شدن غیبت، آیا سن و چهره حضرت مهدی علیه السلام تاکنون تغییر کرده و آثار کهولت در سیمای حضرت مشخص است یا خیر؟

پاسخ:
گرچه به دلیل طولانی بودن زمان حیات آن بزرگوار و بر اثر جریان طبیعی، باید سیمای حضرت مثل افراد کهن سال باشد، اما از روایات، استفاده می‌شود ‌که حضرت در زمان ظهور، مثل فردی ظاهر می‌شود که کمتر از چهل سال دارد. بنابراین، آثار کهن‌سالی در سیمای ایشان دیده نخواهد شد و حضرت، سیمایی جوان و بانشاط خواهد داشت و این از نشانه‌های ایشان است.
امام رضا علیه السلام فرمودند: «از نشانه‌های مهدی علیه السلام، سیمای جوان او در سن کهولت است که هر کس او را ببیند، چهل ساله یا کمتر تصورش می‌کند. نیز از نشانه‌های او این است که گذشت زمان در او اثر نمی‌کند و تا فرا رسیدن مرگش، آثار پیری در او ظاهر نمی‌شود».(۱)

پی نوشت:
۱. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۵ و ۳۲۲.
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
حضرت مهدی , سن امام زمان , چهره حضرت مهدی , ویژگی‌های امام زمان , سیمای حضرت مهدی
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا سن و چهره حضرت مهدی علیه السلام تاکنون تغییر کرده است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
با وجود طولانی شدن غیبت، آیا سن و چهره حضرت مهدی علیه السلام تاکنون تغییر کرده و آثار کهولت در سیمای حضرت مشخص است یا خیر؟

پاسخ:
گرچه به دلیل طولانی بودن زمان حیات آن بزرگوار و بر اثر جریان طبیعی، باید سیمای حضرت مثل افراد کهن سال باشد، اما از روایات، استفاده می‌شود ‌که حضرت در زمان ظهور، مثل فردی ظاهر می‌شود که کمتر از چهل سال دارد. بنابراین، آثار کهن‌سالی در سیمای ایشان دیده نخواهد شد و حضرت، سیمایی جوان و بانشاط خواهد داشت و این از نشانه‌های ایشان است.
امام رضا علیه السلام فرمودند: «از نشانه‌های مهدی علیه السلام، سیمای جوان او در سن کهولت است که هر کس او را ببیند، چهل ساله یا کمتر تصورش می‌کند. نیز از نشانه‌های او این است که گذشت زمان در او اثر نمی‌کند و تا فرا رسیدن مرگش، آثار پیری در او ظاهر نمی‌شود».(۱)

پی نوشت:
۱. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۵ و ۳۲۲.
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
حضرت مهدی , سن امام زمان , چهره حضرت مهدی , ویژگی‌های امام زمان , سیمای حضرت مهدی
 




ادامه مطلب

[ سه شنبه 10 مرداد 1396  ] [ 6:52 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شبهات زمان غيبت و زمان ظهور امام زمان(عج) چيست؟

پاسخ : 
طبيعي است كه در زمان غيبت، شبهات و ترديدها بيشتر و قوي تر شده است. بررسي تمام شبهاتي كه در عصر غيبت پديد آمده، نيازمند بررسي تاريخي است و از حوصله پاسخ هاي ما خارج است. البته عمده شبهات در مورد مسأله طول عمر امام زمان(عج) و يا موضوع مدعيان مهدويت است.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امام زمانی که غایب است، برای ما چه فایده‌ای دارد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
اگر امام زمان علیه السلام غایب هستند و مردم با ایشان ارتباطی ندارند پس وجود ایشان چه اثری برای ما دارد؟

پاسخ:
يكی از مهم‌ترين فوايد وجود امام هدايت مردم است ولی در اين زمان كه خداوند حجت خويش را از نظرها غايب كرده است بر اساس آنچه محققان يادآور شدند خود مردم مانع ظهور حضرتند و هرگاه مردم براي حكومت واحد جهانی و الهی (بر پايه عدالت واقعی و رعايت حقوق و اجرای تمام احكام اسلامی بی هيچ تقيه و ترس) آمادگی كامل پيدا كنند، حضرت مهدی علیه السلام آشكار خواهند شد. امّا بايد دانست كه تنها فوايد وجود امام راهنمايی ظاهري نيست بلكه وجود مقدس امام فوايد ديگري هم دارد كه بی آن كه در ميان مردم ظاهر باشد، مردم از آن فوايد برخوردار می‌باشند. مهم‌ترين فايده وجود امام واسطه فيض بودن است كه اگر امام نباشد رابطه عالم و آفريدگار جهان منقطع می‌گردد چرا كه تمام فيض‌هاي الهی به واسطه امام بر ساير مردم نازل می‌شود پس اين كه ما زنده‌ايم و از نعمت‌ها و مواهب زندگی برخورداريم به واسطه وجود امام است و در احاديث بسيار اين مضمون وارد شده است: «لو بقيت الارض بغير امام لساخت؛ اگر زمين بدون امام باشد فرو می‌رود». 
آری امام قلب عالم وجود و رهبر و مربی نوع انسانی است و از اين جهت حضور و غيبت او تفاوتی ندارد و نيز هدايت معنوی امام نسبت به افراد شايسته هميشگی است اگر چه امام را نتوانند ببينند. و نمونه‌های بسياری در كتاب‌ها و غير كتاب‌ها نقل شده از افرادی كه با توسّل به امام در موقع گرفتاری‌ها و مشكلات زندگی امام به نجات آنان شتافته و آنان را از گرفتاري خلاص نموده است. در حقيقت امام غايب همانند خورشيد پنهان پشت ابر است كه از نور و حرارتش موجودات بهره می‌برند. 

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
غیبت امام زمان , هدايت , فواید وجود امام , حكومت واحد جهانی , واسطه فيض , فایده امام غایب
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در زمان غيبت کبری، ارتباط با امام زمان (عج) ممكن است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آيا در زمان غيبت کبری، ارتباط با امام زمان (عج) ممكن است با اين كه در پايان آخرين توقيعی كه شش روز پيش از مرگ آخرين سفيرش ابوالحسن علی ابن محمد سمری صادر می‌شود، امام مهدی (عج) می‌فرمايد: «و به زودی از شيعيان من می‌آيند كسانی كه ادعای مشاهده خواهند كرد، آگاه باشيد هر كس پيش از خروج سفيانی و صيحه، ادعای مشاهده كند، او دروغگو و افتراء زننده است».

پاسخ:
ديدار حضرت مهدی علیه السلام در غيبت كبری امتناع عقلی ندارد و امكان ديدار هست. شايد براي اوليای الهی و افرادي كه از خواص مؤمنين و متقين هستند و يا برخی علمايی در شرايط ضروری ديدار با آن حضرت حاصل شود. ولي ديدار به نحو عام و براي هر كس ممكن نيست. و چنانچه آن حضرت مدعی ديدار را دروغگو نخوانده بودند و باب امكان ديدار با ایشان باز می‌شد، دشمنان ديانت و تشيع در چهره ايمان و نقاب دوستی، خود را به آن حضرت نسبت می‌دادند. و يا برای اخاذی از مردم به عنوان ملاقات حضرت حجّت عليه السلام به فريب مردم می‌پرداختند و چه فسادی از اين ناحيه در ميان امّت اسلام به وجود می‌آمد. بنابراين مصلحت الهی در همين بوده كه مدعی ملاقات با امام زمان عليه السلام تكذيب شود. ولی اين منافات با ملاقات اوليای الهی و خواص با آن حضرت ندارد. و حكايت‌هایی كه در زمينه ملاقات اشخاص با آن حضرت در كتب آورده شده، شايد بعضی از آن‌ها تشرف به خدمت نزديكان امام زمان عليه السلام بوده است نه خود امام زمان عليه السلام و بايد توجه داشت كه تشرف به محضر آن حضرت امری نيست كه به راحتی برای افراد ميسر شود هر چند كه امكان آن نيز عقلاً و شرعاً ضروری ندارد.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
غيبت کبری , ارتباط با امام زمان , ديدار حضرت مهدی , مصلحت الهی , ادعای ملاقات امام زمان , اوليای الهی , تشرف
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در زمان غيبت اگر فقيهی با اشكال روبرو شد، تكليفش چيست؟

پاسخ : 
فقيه يعنی كسی كه قدرت دارد احكام را از ادله‌ی آن براساس معيارهايی كه در دست دارد استنباط كند و چنين فقيهی هيچ گاه در تعيين وظيفه دچار اشكال نمی‌شود زيرا منابع فقهی يک فقيه برای استنباط حكم شرعی عبارت است از كتاب، سنّت، عقل و اجماع كه بعد از مباحث علم اصول و مقدّمات ديگر به سراغ اين منابع می‌روند و به استنباط حكم می‌پردازند. با اين وصف مجتهدی كه اجتهاد او مطلق نيست و متجزی نيست با تلاش و زحمتی كه در راه اسباط احكام متحمّل می‌شود می‌تواند همه احكام را از منابع آنها استخراج كند.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
زمان غيبت , فقیه , احكام , استنباط حكم شرعی , منابع فقهی , مجتهد
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
منظور از وارث زمين شدن توسط صالحان چيست ؟

پاسخ : 
منظور از وارث زمين شدن اين است كه زمين در اختيار افراد صالح و شايسته قرار گيرد يعني حكومت عدل در زمين مستقر شود و افراد غاصب و ظالم و ستمگر و عناصر فاسد و حكومت هاي جور از جهان ريشه كن و نابود گردند .
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
خداوند متعال مي تواند انسان را از گزند هر حادثه اي حتي كشتن حفظ كند با اين وجود چه نيازي به غيبت امام بود؟

پاسخ : 
صحيح است كه خداوند اگر اراده و مشيتش تعلّق گيرد انسانها را ولو از غير طريق عادّي از كشته شدن محفوظ مي دارد ولي سخن اين است كه يكي از همين راهها اين است كه امام زمان(عليه السلام) را از نظر انسانها غائب نمايد و با توجّه به اينكه مطلب مذكور يكي از فوائد غيبت است و فوائد اساسي ديگري هم بر غيبت امام مترتب است از اين رو خداوند امام زمان(عليه السلام) را از انظار غائب قرار داده است.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا امام عصر غيبت صغري داشته اند؟

پاسخ : 
همان گونه كه كم شدن ارتباطات با شيعه توسط امام هادي و امام عسكري(ع) جنبه زمينه سازي براي ورود پيروان اهل بيت به دوره غيبت صغري است، خود دوره غيبت صغري نيز جنبه آمادگي و زمينه سازي براي ورود پيروان مكتب اهل بيت به دوره غيبت كبري است؛ يعني پردهنشيني امامان اهل بيت(ع) تدريجي صورت گرفته تا با اين تحوّلات انحرافاتي صورت نگيرد. 
اگر غيبت كبري يكباره و ناگهاني رخ مي داد، ممكن بود موجب انحراف افكار شود و ذهنها آماده پذيرش آن نباشند و وجود امام زمان به كلي انكار شود. 
نيز دوره غيبت صغري دوره تثبيت امامت، ولادت و حيات امام مهدي(عج) است. به جهت ظلم عباسيان.
چون ولادت امام مهدي(عج) در خفا صورت گرفت و چندان آفتابي نشد، براي برخي ثابت نشده، در دوره غيبت صغري، ارتباطاتي كه پيروان امام حسن عسكري(ع) از طريق سازمان مخفي وكالت با حضرت مهدي(عج) برقرار كردند، اين مشكل زدوده شد.(1)
پي نوشت: 
1 - براي اطلاع بيشتر مراجعه كنيد به سيره پيشوايان، اثر مهدي پيشوايي، ص 665 - 722.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا امام زمان(عليه السلام) به غيبت صغري ادامه نداد و پس از گذشتن غيبت صغري غيبت كبري واقع شد؟

پاسخ : 
اصولا علّت و سبب اساسي غيبت چه صغري و چه كبري چنانچه در برخي از روايات آمده براي مردم بيان نشده و به جز ائمه ي اطهار(عليهم السلام) كسي از آن اطّلاع ندارد. 
عبداله بن فضل هاشمي مي گويد امام صادق(عليه السلام) فرمود: حضرت صاحب الامر(عليه السلام) ناچار غيبتي خواهد داشت به طوري كه گمراهان در شك واقع مي شوند، عرض كردم چرا؟
فرمود: ما ماءذون نيستيم علّتش را بيان كنيم، گفتم حكمتش چيست؟
فرمود همان حكمتي كه در غيبت حجت هاي گذشته وجود داشت در غيبت آن جناب نيز وجود دارد لكن حكمتش ظاهر نمي شود مگر بعد از ظهور وي چنانكه حكمت سوارخ كردن كشتي و كشتن جوان و اصلاح ديوار به دست خضر(عليه السلام) براي حضرت موسي(عليه السلام) آشكار نشد جز هنگامي كه مي خواستند ازهم جدا شوند.
اي پسر فضل: موضوع غيبت سريست از اسرار خدا و غيبي است از غيوب الهي و چون خدا را حكيم مي دانيم بايد اعتراف كنيم كه كارهايش از روي حكمت صادر مي شود گرچه تفصيلش براي ما مجهول باشد(1). و غيبت صغري در حدود هفتاد سال طول كشيده است.
پی نوشت:
1 - بحارالانوار، ج 52، ص 91.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا امام زمان (عج) به دلیل بیعت نکردن با حاکم ظالم غایب شده اند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
يكي از علل غيبت امام زمان (عج) را بیعت نکردن ایشان با حاکم ظالم ذکر کرده اند، مگر امامان دیگر (ع) كه غايب نبودند با خلفاي ستمكار بيعت كردند که امام زمان (عج) بدین جهت غایب شده اند؟

پاسخ:
اگر امام زمان(عليه السلام) حاضر مي بود و بيعت نمي كرد لازمه اش كشته شدن وي بود چنانكه جدّش امام حسين(عليه السلام) بيعت نكرد و كشته شد، گذشته از اينكه نبودن بيعت هيچ يك از طاغوت هاي زمان به گردن امام زمان ممكن است به لحاظ خصوصیتی باشد كه در امام زمان است كه آن خصوصيّت در ديگر امامان نبود و آن اينكه اگر امام زمان حتّي به طور اجبار و يا تقيه زير بيعت طاغوتها مي رفت نيز نمي توانست حكومت عدل جهاني را تشكيل دهد.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
موقع شروع غيبت كبری، حضرت مهدی (عج) مجرد بودند يا متأهل؟

پاسخ : 
نظر به اين كه امام زمان (عج) در حال غيبت به سر می‌برد خصوصيات زندگی خانوادگی آن گرامی از همان مراحل نخستين روشن نيست و يكی از بحث‌هایی كه در مورد آن حضرت مطرح است اين است كه آيا حضرت ازدواج كرده‌اند يا خير؟ ولی با توجه به قسمتی از عبارات كه در زيارت آن حضرت وارد شده استفاده می‌شود كه آن حضرت ازدواج كرده و فرزندانی دارند ولی در اسناد بعضی از آن روايات و در دلالت آنها بر فرض صحت سند آنها مشكلاتی وجود دارد. برای اطلاع بيشتر به كتاب جزيره خضراء افسانه يا واقعيت(1)، صفحه 175 مراجعه شود.

پی نوشت:
1. جزيره خضراء افسانه يا واقعيت، ترجمه و تحقیق: ابوالفضل طریقه‌دار، انتشارات بوستان کتاب قم (1388).

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
غيبت كبری , حضرت مهدی , ازدواج امام زمان , کتاب جزيره خضراء افسانه يا واقعيت
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
اگر غيبت امام زمان (عج) از مقدّرات الهی است پس چرا بايد برای ظهور حضرت دعا كنيم؟

پاسخ : 
بی‌ترديد ظهور امام زمان عليه السلام موجب فرج و گشايش، هم برای اسلام و هم براي آن حضرت و هم براي شيعيان آن حضرت است. بنابراين دعا كردن برای آن هدف مهم و گران‌قدر شايسته و مطلوب است و اين منافات ندارد كه غيبت آن حضرت هم امری مقدّر باشد در امور ديگر زندگی نيز چنين است كه انسان در شرایطی كه هست مقدّر خداوند است امّا منافات ندارد كه برای رسیدن به مطلوب ديگر دعا كند.

کلمات کلیدی : 
دعا , غيبت امام زمان , مقدّرات الهی , ظهور حضرت مهدی , دعا برای ظهور
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا دیدار امام زمان (عج) در زمان غيبت كبری امکان دارد؟

پاسخ : 
دیدار امام زمان عليه السلام برای افرادی كه اين سعادت را پيدا كنند يک افتخار بزرگ است ولی افرادی كه اين مسأله در مورد آن‌ها مطرح می‌شود بايد يقين و ثابت شود كه آنان امام زمان عليه السلام را ديده‌اند نه مثلا يكی از اعوان و انصار و نزديكان آن حضرت را، زيرا بوده‌اند كسانی كه به خدمت نزديكان امام زمان عليه السلام می‌رسيدند و چون خود نزديكان و خواص حضرت مهدی علیه السلام دارای كرامت‌هايی هستند يا خود آن شخص تصور كرده است كه به خدمت حضرت ولی عصر عليه السلام رسيده است و يا در نقل ديگران اشتباه تلقی شده است. خداوند توفيق تشرف با معرفت را نصيب همه مشتاقان حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف بگرداند.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
دیدار امام زمان , حضرت ولی عصر , غيبت كبری , حضرت مهدی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا برخی علما با توجه به عدم امکان دیدار امام زمان در عصر غیبت، ادعای دیدار ایشان را کرده‌اند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
در رابطه با امام زمان (عج) در زمان غيبت در حديث موثقي آمده هر كسي ادعاي رؤيت كند تكذيب كنيد در حالي كه علماي طراز اولي بوده اند كه ملاقات داشته اند و در همان حال بيداري توانستند امام را بشناسند و براي ديگران هم نقل كردند. برنامه صبح اميد كانال صدا و سيما در همه هفته نمونه هاي زيادي را ذكر مي كند. اين مطالب چگونه با آن احاديث قابل توجيه است و از طرفي از قول آقاي جوادي آملي نقل شده كه گفت اگر چشمان ما لياقت ديدار شاگرد شاگرد امام زمان (عج) را داشته باشد خيلي كار كرديم چه رسد به امام زمان (عج)؟

پاسخ:
آنچه در روايات آمده است و همچنين مراجع معظم تقليد برآن تاكيد نموده اند. لزوم تكذيب كسي است كه ادعاي رؤيت ونيابت وواسطه گري كند.
همانگونه كه در عهد غيبت صغري بوده است و گرنه ملاقات وديدار باحضرت نه امتناع عقلي دارد و نه منع شرعي .
تشرف بزرگان هم به محضر حضرت كه بدون ادعاي واسطه گري و نيابت بوده صحيح و غير قابل انكار و احوال حضرت همچون خورشيد پشت ابر است و هر كس كه بتواند از ابر نفس و حجاب انانيت بگذرد در محضر خورشيد خواهد بود همانگونه كه مرحوم حَدّاد رضوان الله عليه بنا برنقل علامه طهراني اعلي الله مقامه در روح مجرد فرمودند: كور است هر چشمي كه هر صبح به جمال امام زمان (عج) ارواحنا له الفداه نيفتد . و جمله اي كه از استاد ما آيت الله جوادي آملي حفظه الله نقل شده نشانة شرط رسيدن به محضر حضرت است نه امتناع آن كه البته شرط سخت است و در عين حال شيرين، عبور از نفس و رسيدن به طهارت.ولي مهم تشرفِ با معرفت است البته كم هستند كساني كه به حقيقت محضر حضرت رسيده اند و عمده تجلي نفس خود را دريافت كرده - اند . 
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا چون غيبت امام زمان (عج) طولانی شده، به مرگ عقائد و مرگ اسلام خواهیم رسيد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
ما معتقديم كه امام عصر (عج) مانند خورشيده پشت ابر است و نور ولايت ايشان به مردم می‌رسد اما خورشيد اگر هميشه پشت ابر باشد كه سودی ندارد. گياهان و نباتات خشک می‌شوند، فتوسنتز نمی‌كنند و در نتيجه جانوران ديگر نيز همين طور. خوب چون غيبت حضرت مهدی (عج) هم طولانی شده، مسلماً به مرگ عقائد و مرگ اسلام واقعی خواهیم رسيد. پس غیبت امام زمان (عج) چه منفعتی دارد؟

پاسخ:
هيچ خورشيدي براي هميشه پشت ابر نمي ماند و روزي از پسِ ابرها برون خواهد آمد. ولي گاهي اوقات آن ابرها آنقدر حجيم و درهم است كه ظاهر شدن خورشيد قدري طول مي كشد.
اين را بدانيد كه هيچ كس براي بيرون آوردن خورشيد از پس ابرها نمي تواند به ما كمك كند، مگر اينكه خود ما براي ظاهر شدن خورشيد حقيقت تلاش كنيم.
در جهت تلاش براي كنار زدن ابرها ابتدا بايد سه چيز را بفهميم؛ آن ابرها چيستند؟ چرا خورشيد پس ابر است؟ آيا خورشيد پشت ابر كارايي ندارد و فقط ظاهر شدن مي تواند حيات ببخشد؟ ابرها همان عواملي هستند كه باعث شدند امام در ميان مردم حاضر نباشد و خورشيد ظاهر نمي شود، مگر آنكه اين عوامل كنار بروند.
الف)- ابر اول: حفظ جان امام زمان (عج)
خداي بزرگ پس از وجود مقدس پيامبر(ص)جانشينان بسياري را در ميان مردم فرستاد تا وظايف ناتمام رسالت او را بر روي زمين به اتمام برسانند. تفسير آيات، بيان حقايق قرآن، رهبري جامعة اسلامي و تربيت نفوس از وظايفي است كه پس از پيامبر، به جانشين او واگذار مي شود. خدا چنين كسي را كه ويژگيهايش مثل آفتاب روشن است، به مردم معرفي كرده تا جانشين پيامبر شود، اما كساني از نا آگاهي و غفلت مردم سوء استفاده كردند و كوشيدند تا مسير جانشيني پيامبر(ص) را عوض كنند. پيش از پيامبر اسلام هم پيامبران بسياري مبعوث شدند كه مورد تكذيب مردم ناآگاه قرار گرفتند. پس از ظهور پيامبر اسلام نيز بيشتر مردم آمادگي پذيرش عمومي اسلام و برقراري نظام عدل جهاني را نداشتند. به همين سبب بود كه اميرمؤمنان علي(ع) را پس از چند سال حكومت، به شهادت رساندند و بعد از او، آن بلاها را به سر امام حسن(ع)و امام حسين(ع) و ساير امامان آوردند. همان طور كه مي دانيد، اگر وجود مقدس ولي عصر(عج) كه واپسين ذخيرة خداي متعال براي امت مسلمان است، از نظرها پنهان نمي شد، او را نيز مانند اجدادش به ظلم و جور حاكمان جبّار، به شهادت مي رساندند.
ب)- فراهم آمدن زمينة پذيرش حق در جهان
از آن جا كه خداي بزرگ مي داند كه در آينده، زماني فرا خواهد رسيد كه بيشتر مردم، لياقت حكومت عدل الهي را مي يابند، با غايب ساختن امام زمان(عج)، حضرت را از بلاها حفظ فرموده است، تا شرايط لازم براي جهاني سازي عدل و معرفت و عبوديّت فراهم آيد.
حالا مي پردازيم به اين سوال كه آيا خورشيد پشت ابر كارايي ندارد؟ و ثمر بخش نيست؟ امام(ع) براي خود وظايفي دارند كه به بهترين وجه به آنها اقدام مي كنند و جز آن چه با غيبت ناسازگار باشد، تماماً مورد عنايت آن حضرت مي باشد. اصولاً آن حضرت را غايب ناميده اند، چون ظاهر نيست، نه آن كه حاضرنيست، غيبت به معناي حاضر نبودن تهمت ناروايي است كه به آن حضرت زده اند. آمدن آن حضرت به معناي ظهور است، نه حضور و شيفتگان آن حضرت، ظهورش را از خدا مي طلبند و نه حضورش را. همين است كه وقتي ظاهر مي شود همه انگشت حيرت به دندان مي گزند و با تعجب مي گويند كه او را پيش از اين هم ديده اند. براي اينكه بفهميم امام در دوراني كه غايبند به عبارتي، زماني كه خورشيد حقيقت در پس ابرها پنهان است چه وظايفي دارند و به چه اموري مي پردازند، به دعاها، زيارت نامه ها، توقيعات و نامه هاي آن حضرت به بعضي شيعيان رجوع مي كنيم. 
الف)- آگاهي از وضعيّت و احوال شيعيان : در توقيع براي شيخ مفيد آمده است : (ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم، و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده و مخفي نمي ماند.)
ب)- حفظ و نجات شيعيان از گرفتاري ها و شر دشمنان : در همان توقيع نيز اين گونه آمده : ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده ايم، كه اگر جز اين بود، دشواري ها و مصيبت ها بر شما فرود مي آمد و دشمنان شما را ريشه كن مي نمودند. از جملة اين موارد، نجات مردم بحرين از دست نوكران و دست نشاندگان استعمار است؛ آنجا كه نخست وزير اين كشور حيله و نقشه اي ريخت كه قرار شد با شيعيان همچون كافر حربي از اهل كتاب رفتار شود؛ يا جزيه پرداخته و ذلت پرداخت آن را تحمل كنند و يا مردانشان كشته و زنان و كودكانشان به اسارت گرفته شوند، و حضرت در خنثي ساختن اين توطئه نقش بزرگي داشت.
ج)- حضور در ميان مردم : اميرالمؤمنين مي فرمايد (سوگند به خداي علي، حجت خدا در ميان آنهاست، در كوچه و بازار آنها گام برمي دارد و بر خانه هاي آنان وارد مي شود و در شرق و غرب جهان به سياحت مي پردازد و گفتار مردمان را مي شنود و بر اجتماعات آنها وارد شده، سلام مي دهد. و مردمان را مي بيند)
د)- حضور هميشگي در مراسم حج. 
ه)- دست گيري درماندگان
ر)- راهيابي گمشدگان
ز)- شفاي بيماران لاعلاج
ح)- خيرخواهي و نصيحت و دعا براي مؤمنان
خ)- شركت در تشييع برخي از آنان
س)- حل بعضي از مشكلات علمي علماء
ش)- خبردادن از پاره اي رويدادهاي مهم
ص)- دستگيري باطني از افراد از جمله كارهاي آن حضرت در اين دوران است. چه او را بشناسند و چه نشناسند، چه پشت پرده هاي غيبت باشد يا نباشد.
با تأمل و دقت در اين موارد ملاحظه مي فرماييد كه امام(ع)در دوران غيبت، شيعيان را رها نكرده است و چه بسيار اتفاق افتاده است كه ايشان در مواقع اضطرار شيعيان و در مواقعي كه مشكلات عقيدتي و روحي سراغ شيعيان آمده است به كمك آنها شتافته اند بدون اينكه ردّ پايي از خود به جاي بگذارند.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
بعضي ها مي گويند ما امام زمان(عج )را ديده ايم فلان عالم يا فلان مرجع، پس دستور غيبت كبري چه مي شود؟

پاسخ : 
از اين كه ما را مورد وثوق واعتماد دانسته وابهامات خودتان را درمورد چند مسأله مطرح كرده ايد سپاسگزاريم، اميدواريم بتوانيم پاسخگوي حسن اعتماد شما باشيم.
همانطور كه خوتان اشاره كرده ايد دوران غيبت امام عصرعج به دو دوره غيبت صغري و غيبت كبري تقسيم مي شود وما در حال حاضر در دوارن غيبت كبري بسر مي بريم. در اين دوران امام (ع) برخلاف دوره غيبت صغري افراد مشخصي را براي پاسخگويي به مسائل مردم و راهنمايي آنها مشخص نفرموده اند، بلكه علماي واجد شرايط، از سوي ايشان نيابت عامه دارند. امامع شرايط و ضوابط كلي را بيان فرموده تا درطول زمان هر فردي كه آن ضوابط را دارا باشد، به نيابت ازامام، درامر دين و دنيا، راهنما و مرجع شيعيان باشد.
دراين دوران مردم بايد مسائل موردنظر خودرا با نواب عام درميان بگذارند و مردم از آنان كه از پيروان صادق و راهيان حقاند و به حكم تخصصي كه دارند و نيز بنا به روايات وارده حجت مي باشند، پاسخ سؤالات خودشان را دريافت خواهند كرد.
مرحوم كشي مي نويسد : امام زمان(عج) فرمودند : عذر وبهانه اي براي هيچ كس از دوستان ما در تشكيك نسبت به آنچه افراد مورد اطمينان ازما نقل مي نمايند نيست. اينان بدانند كه ما اسرار خود را به آنان واگذار كرديم وبه ايشان داديم.(1)
مرحوم شيخ طوسي، شيخ صدوق وشيخ طبرسي از اسحاق بن عمار نقل مي نمايند كه او گفت : مولايمان حضرت مهدي(عج) درمورد وظايف شيعيان درزمان غيبت فرموده اند : هرگاه حوادث و پيشامدهايي كه براي شما واقع شد به روايت كنندگان حديث ما مراجعه كنيد، كه آنان حجت من بر شما هستند ومن حجت خدا برآنان مي باشم(2)
مرحوم طبرسي دركتاب احتجاج خود ازامام صادقع نقل مي كند كه حضرت ضمن حديثي مي فرمايد : هريك از فقها كه مراقب نفس ونگهبان دين ومخالف هوا وهوس و مطيع فرمان مولايش (ائمه اطهارع) باشد، برهمه مردم وشيعيان لازم است از بنابراين درعصر غيبت كبري تمام امور مسلمانان دردست ولي فقيه جامع الشرايط قرارگرفته است و تمام كارها بايد با نظر اوانجام گيرند. لذا دراين دوران برهمگان فرض و واجب است درامور خود به احكام و دستورات ولي فقيه رجوع كنند وازاو اطاعت كنند.
برادرعزيز اگر آنچه شما ذكر كرده ايد تأييد ولي فقيه و مراجع عظام مي باشد، هيچگونه خللي وارد نمي شود ولي اگر افرادي ادعاي ملاقات با امام زمان(عج) را بنمايند واز سوي ايشان پيامهايي را القا كنند كه با دستورات مراجع بزرگوار و ولي فقيه جامع الشرايط درتعارض وتضاد باشد هيچگونه حجيت وسنديتي ندارد وبرخلاف دستور صريح امام(عج) مي باشد و بايد از پيروي آنان خود داري ورزيد، آنچه براي ما دردوران حاضر حجت است اطاعت از فرامين علماي اعلام، بخصوص ولي فقيه ورهبر عالي قدر جمهوري اسلامي است. هر آنچه مؤيد ايشان باشد صحيح است و جزآن حجيت ندارد ونبايد اعتنا كرد.
پی نوشت:
(1) بحارالانوار،جلد5،ص362
(2) علي محمد علي دخيل،كتاب الامام المهدي،ص183ـ182
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چند كتاب مفيد درباره امام زمان (عج) در دوران غيبت و بعد از غيبت يعنی زمان ظهور كه معتبر و مستند باشند معرفی نماييد.

پاسخ : 
كتاب هاي متعددي در اين زمينه به رشته تحرير درآمده است، كه از ميان آنها عناوين ذيل را تأكيد مي نماييم :
1. عصر ظهور؛ مؤلف : علي توراني
2. مهدي موعود؛ مؤلف : علي دواني، ترجمة جلد 13 بحارالانوار
3. يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان?؛ مؤلف : عليرضا رجالي
4. موعودي كه جهان در انتظار اوست؛ مؤلف : علي دواني
5. دادگستر جهان؛ مؤلف : ابراهيم اميني
6. يوم الخلاص؛ مؤلف : كامل سليمان؛ ترجمة علي اكبر مهدي پور
7. مهدي منتظر؛ مؤلف : حاج شيخ محمدجواد خراساني
8. دارالسلام؛ مؤلف : علامه شيخ محمود عراقي (ميثمي)ره
9. مهدي(،آخرين سفير انقلاب؛ مؤلف : ذبيح ا...سعمي كبير، 2جلد
10. مهدي، انقلابي بزرگ؛ مؤلف : آيت ا...مكارم شيرازي
11. آخرين تحول؛ مؤلف : هيأت قائم تهران
12. در جستجوي قائم؛ مؤلف : سيد مجيد پور طباطبائي، نشر جمكران
13. سيماي امام زمان( ؛ مؤلف : محمد مهدي تاج لنگرودي، نشر ممتاز
14. معصوم چهاردهم؛ مؤلف : جواد فاضل، نشر مطبوعات علمي
15. رسالت جهان، حضرت مهدي( ؛ مؤلف : فريده گل محمدي آرمان، دارالنشر اسلام قم
16. مهدي موعود؛ مؤلف : شهيد دستغيب، انتشارات ناس
17. نشانه هاي ظهور؛ مؤلف : سيد علي اصغر سادات موسي، نشر منير
18. زندگي حضرت صاحب الزمان؛ مؤلف : حسين عمادزاده
19. خورشيد مغرب؛ مؤلف : محمد رضا حكيمي، نشر فرهنگ اسلامي
و... 
كتابهاي مفيد ديگري هم براي مطالعه و كسب اطلاعات بيشتر، چه در خصوص دوران غيبت، و چه در خصوص دوران ظهور آن حضرت، وجود دارد.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
اگر حضرت مهدي (عج) وجود دارد پس چرا غايب است؟

پاسخ : 
واقعيت آن است كه به گونه اي معيّن نمي توان علت يا علل خاصي را براي غيبت امام زمان(عج) بيان كرد. شايد بر همين اساس باشد كه در متون ديني علت غيبت، از مسايلي دانسته شده است كه تنها خداوند حكمت و اسرار آن را مي داند؛[1] ولي در روايات به برخي از علل غيبت اشاره شده است:
1. آزمايش مردم. يكي از سنت هاي مهم الهي آزمايش بندگان و انتخاب صالحان و گزينش پاكان است. غيبت مهدي(عج) عامل مهم آزمايش است؛ زيرا گروهي ايمان استواري ندارند و نسبت به امام بدبين شده و چنين مي پندارند كه اگر امام زماني وجد دارد پس چرا ظهور نمي كند و غيب او طولاني است؟ از امام علي(ع) نقل شده است كه حضرت دليل غيبت را غربال انسان هاي صالح از گمراه و دانا از نادان مي داند[2] و امام ششم فرمود: و هر جويندة باطلي در آن به شك مي افتد....[3]
2. حفظ جان امام زمان(عج). امامان معصوم(ع) حجت هاي خداوند بر زمين بوده واگر وجود مقدس آن ها نباشد نظام هستي به هم خورده و آنان واسطة فيض الهي اند. مردم در هر زماني از وجود مقدس امام زمان(عج) بهره مند مي گردند. گرچه به ظاهر امام زمان را نمي بينند و يا نمي شناسند. متأسفانه برخي از انسان هاي دنيا گرا و رياست طلب كه حضور امام را با منافع خويش در تضاد مي بينند در صدد بر مي آيند كه امام را به قتل برسانند؛ همان گونه كه ائمة ديگر را به شهادت رساندند. شهادت امام علي(ع) و امام حسن(ع) و امام حسين(ع) كه فاجعه اي براي جهان اسلام بود، در راستاي سياست خصمانه عدالت ستيزان به وجود آمد.
خداوند به وسيلة غيبت، امام زمان را از قتل حفظ كرده است، زيرا اگر حضرت از آغاز زندگي ميان مردم ظاهر مي شد، او را مي كشتند. يكي از ياران امام صادق(ع) روايت مي كند كه حضرت فرمود: امام منتظر، پيش از قيام خويش مدّتي از چشم ها غايب خواهد شد. عرض كردم: چرا؟ فرمود: بر جان خويش بيمناك خواهد بود.[4]
3. آزادي از بيعت. امام زمان(عج) هيچ رژيمي را حتي از روي تقيّه، به رسميت نشناخته و نمي شناسد و حاكمان ستمگر را غاصب دانسته و حكومت آنان را غير مشروع مي داند. از اين رو بيعت با آنان راجايز ندانسته و تحت سلطة حكومت هيچ ستمگري قرار نمي گيرد.[5] اگر امام زمان(عج) غايب نبود بايد با طاغوت و طاغوتيان مبارزه نموده، به شهادت مي رسيد؛ از اين رو وجود ظاهري امام موجب مي شد كه يا حضرت با رژيم هاي ستمگر بيعت كند - كه قطعاً بيعت نمي كرد - و يا در راه مبارزه با حكومت هاي غاصب به شهادت رسيده و زمين خدا خالي از حجّت مي ماند. حسن بن فضّال مي گويد: امام هشتم فرمود: گويي شيعيانم را مي بينم كه هنگام مرگ سوّمين فرزند [امام حسن عسكري] در جستجوي امام خود، همه جا را مي گردند اما او را نمي يابند. عرض كردم : چرا غايب مي شود؟ فرمود: براي اين كه وقتي با شمشير قيام مي كند بيعت كسي در گردن وي نباشد.[6]

پی‌نوشت‌ها: 
[1] لطف الله صافي، منتخب الاثر، ص 330 - 331.
[2] كمال الدين، ج 2، ص 158.
[3] همان، ص 203.
[4] اصول كافي، ج 1، ص 337؛ طوسي، كتاب الغيبه، ص 202.
[5] مهدي پيشوايي، سيرة پيشوايان، ص 672.
[6] بحارالانوار، ج 51، ص 152.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا حضرت مهدي (عج) در زمان غيبت با افراد خاصّي رابطه دارد؟ اين افراد چگونه به اين درجه رسيده اند؟

پاسخ : 
ادعاي اين مسئله كه حضرت مهدي (عج) در زمان غيبت با افراد خاصّي رابطه داشته باشد, يا افرادخاصي با آن حضرت در ارتباط باشند, مشكل است . بر اساس رواياتي كه به ما رسيده , در زمان غيبت كبرا ارتباط مستقيم به كلي قطع شده و در نامهء آن حضرت به نائب چهارمش (ابوالحسن سمري ) آمده است : اي علي بن محمد سمري ! بشنو خداوند پاداش برادران ديني تو را در مرگ تو بزرگ گرداند! تو تا شش روز ديگر خواهي مرد پس به كارهاي خود رسيدگي كن و هيچ كس را به عنوان جانشين خود معرفي نكن كه غيبت كامل واقع شده است و ديگرظهوري نيست مگر بعد از آن كه خداوند اجازه دهد آن هم بعد از گذشت زمان ها و قساوت دل ها و پر شدن زمين ازستم , خواهد بود. به زودي در ميان شيعيان كساني پيدا مي شوند كه ادّعا مي كنند مرا ديده اند آگاه باش هر كس پيش ازخروج سفياني و صيحهء آسماني ادعا كند مرا ديده است , دروغ مي گويد و بر من افترا مي بندد.(1)
البته ممكن است افراد پاك سرشت و نيكان شيعه و دوستان خالص آن حضرت به ديدار ايشان نايل شوند,اما به كسي بازگو نكنند.(2) احتمال ديگر اين است كه در حال مكاشفه ببينند و مابقي تشرف به محضر ياران امام زمان است كه گمانه مي زنند امام زمان باشد.
آن حضرت در بين مردم حضور پيدا مي كند, ولي كسي او را نمي شناسد و در مراسمي مانند موسم حج هرساله شركت مي كند. از محمد بن عثمان , يكي از نوّاب آن حضرت نقل شده است : به خدا قسم ! حضرت مهدي (عج) هر سال در مراسم حج شركت مي كند. او مردم را مي بيند و مي شناسد و مردم او را مي بينند, ولي او رانمي شناسند.(3)
پی نوشت:
1.علي دواني , مهدي موعود, ص 928 با تلخيص . 
2. علي دواني , مهدي موعود, ص 929
3. علي دواني , مهدي موعود , ص 930
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا در غیبت کبری قبولی اعمال در گرو قبول داشتن ولایت فقیه است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
با توجه به این که در دین اسلام قبولی طاعات و عبادات در گرو قبول ولایت ائمه اطهار علیهم السلام است، آیا در زمان غیبت حضرت مهدی علیه السلام قبولی اعمال در گرو قبول ولایت فقیه است؟

پاسخ:
در روایات بر این تأکید شده که اعمال به واسطه پذیرش ولایت ائمه اطهار علیهم السلام پذیرفته می شود. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله در این باره فرمودند: 
در روز قیامت اگر بنده ای اعمال هفتاد پیامبر را به جا آورده باشد، ولی ولایت من و اهل بیت مرا نپذیرفته باشد، خداوند هیچ عملی از او را نمی پذیرد.
ابوحمزه ثمالی از امام زین العابدین علیه السلام نقل می کند: 
بهترین مکان ها روی زمین بین رکن و مقام [در مسجد الحرام] است. اگر شخصی به اندازه نوح عمر کند(950 سال)، هر روز روزه بگیرد و در آن مکان شبها را به عبادت بپردازد، ولی ولایت ما را قبول نداشته باشد، اعمالش هیچ فایده ای ندارد.
در روایت مشهور و متواتر بین شیعه و سنی از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله آمده است: 
من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه؛ هر کس امام زمان خویش را نشناخته بمیرد، مردنش مانند مردن زمان جاهلیت خواهد بود.
شناخت، معرفت و پذیرش امامت و رهبری در هر زمان لازم و ضروری است. در زمان غیبت حضرت ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف به دستور آن حضرت باید از فقها و مراجعی که عادل و با تقوا هستند، تبعیت کنیم و آنان را جانشین امام زمان علیه السلام بدانیم. اگر کسی عملی انجام دهد و مطابق با فتوای آنان نباشد، عملش باطل است. بنابراین تبعیت و اطاعت از آنان لازم و ضروری است.

منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
قبولی اعمال , ولایت فقیه , غیبت کبری , فقها , ولایت ائمه , رهبری , ولایت اهل بیت
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا مردم از فيض حضور امام زمان (عج) محروم شده‌اند؟

پاسخ : 
درباره علت غیبت حضرت مهدی (عج) و این كه چرا مردم از فیض حضورش محروم شده‌اند، دلایل گوناگونی ذكر شده است. قبل از بیان علل غیبت، ذكر این مطلب ضروری است كه علت واقعی غیبت حضرت بر بشر مجهول است و جز خدا و ائمه معصوم (ع) كسی نسب به آن آگاهی كامل ندارد، زیرا درک و استعداد مردم بسیار محدود است و فهم بعضی از مسایل برای آنان بسی مشكل است و چه بسا بیان مطلبی كه مردم توان درک آن را ندارند، آثار و عواقب زیانباری دربر داشته باشد.(1)
در حدیثی كه از امام صادق (ع) نقل شده که از ایشان سؤال کردند: چرا امام زمان (عج) غیبت می‌كند؟ حضرت فرمود: اجازه ندارم آن را آشكار سازم. سؤال شد: حكمت غیبت چیست ؟ فرمود: همان حكمتی كه در غیبت حجت‌های پیش از او وجود داشته، در غیبت آن جناب نیز وجود دارد. حكمتش آشكار نمی‌شود، مگر بعد از ظهور آن حضرت، چنان كه حكم سوراخ كردن كشتی، كشتن آن بچه و تعمیر دیوار توسط حضرت خضر برای حضرت موسی (ع) ظاهر نشد، مگر وقتی كه خواستند از هم جدا شوند. غیبت از امور الهی و از اسرار خداوندی و از غیب های خدا است.(2)

البته بعضی از امور به عنوان حكمت غیبت حضرت مهدی (عج) بیان شده است:(3)

1- امتحان الهی: 
غیبت آزمایشی است كه خداوند حكیم بندگانش را با آن می‌آزماید. با غیبت حضرت كسانی كه دارای ایمانی محكم و قوی نیستند، حقیقت و باطنشان آشكار می‌شود. همین طور افرادی كه از ایمان قوی برخوردارند، ارزش و مرتبه شان معلوم می‌شود و به تكامل می‌رسند.

2- حفظ جان امام زمان (عج): 
حفظ جان حضرت از گزند دشمنان از جهت این كه ترس از كشته شدن ایشان توسط دشمنان وجود دارد. 

3- آمادگی پذیرش حکومت عدل جهانی: 
آمادگی جهانی لازم است همه مردم از جهت علمی و فكری تكامل یابند، تا هنگام ظهور حضرت، آمادگی پذیرش دعوت جهانی ایشان به طور كامل فراهم شود و زمینه ظهور حضرت مهیا شود.

پی‌نوشت‌ها:
1. عبدالرحمن انصاری، در انتظار خورشید ولایت، ص 78.
2. علامه محمد باقر مجلسی، ج 52 ص 91 ج 4 با تلخیص. 
3. عبدالرحمن انصاری، در انتظار خورشید ولایت، صص 80 - 85 با تلخیص.

کلمات کلیدی : 
امام زمان , غيبت حضرت مهدی , علل غيبت , حضرت خضر , حضرت موسی , امتحان الهی , حفظ جان امام زمان , حکومت عدل جهانی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا روند فعلی جامعه شيعه به نحوی تأثيرگذار است كه زمان ظهور امام زمان را جلوتر بياندازد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آيا روند فعلی جامعه شيعه به نحوی تأثيرگذار است كه زمان ظهور حضرت مهدی (عج) را جلوتر و يا عقب‌تر بياندازد؟ اگر شيعيان وظايف خود را در زمان غيبت انجام ندهند، زمان ظهور حضرت به نهايتی كه خداوند قرار داده، موكول خواهد شد؟

پاسخ:
اصل ظهور حضرت مهدي (عج) و نشانه های نزديک شدن آن، از امور مسلّم و قطعی است، ولی بنا به مصالحی زمان ظهور مشخص نشده است و هيچ كس جز خداوند از وقت آن آگاه نيست. بارها اصحاب از امامان (ع) در مورد زمان خروج قائم (عج) پرسيده اند، ولی آنان به صراحت از مشخص كردن آن امتناع كرده اند و زمان ظهور را همچون علم به قيامت، منحصر به خداوند دانسته اند.(1)

فضيل از امام باقر (ع) پرسيد: آيا برای ظهور وقتی معيّن شده است؟
امام باقر (ع) سه بار فرمود: «آنان كه وقتی برای ظهور تعیین می‌كنند، دروغ می‌گویند.»(2) 
كميت از حضرت سؤال كرد كه چه وقت حضرت مهدی (عج) ظهور مي كند، امام (ع) فرمود: «مَثَل ظهور مهدی (عج) همچون برپايی قيامت است. مهدی (عج) نمی‌آيد مگر ناگهانی.»
مقتضاي اين احاديث و احاديث ديگر آن است كه به هيچ روی، نمی‌توان برای ظهور مهدی (عج) معين كرد. با توجه به اين اصل مسلّم، نشانه های ظهور تنها بيانگر نزديک شدن زمان ظهورند و بيش از آن دلالتی ندارند. اگر روايتي باشد كه زمان ظهور را مشخص سازد، ناگزير بايد آن را توجيه كرد يا به كناری نهاد.(3)
اگر جامعه شيعه روند مثبتی برای تحقق ظهور حضرت داشته باشد و يا از آمادگی لازم جهت همراهی با حضرت مهدی (عج) برخوردار نباشد و اگر شيعيان به وظايف خود در عصر غيبت عمل نكنند يا عمل بكنند، همه‌ی اينها می‌تواند در ظهور حضرت تأثيرگذار باشد، اما تشخيص اين امر و اين كه آيا ظهور حضرت ديرتر است يا زودتر از موعدی كه خداوند مقرر كرده، از عهده‌ی ما خارج و از اسرار الهی است و جزء اسرای است كه در رديف علم به برپايی قيامت قرار گرفته و نمی‌توانيم در جهت تعيين و شناسايی آن كنكاش و فتحص نماييم. علم به اين امر را ائمه اطهار (ع) منحصر به خداوند دانسته اند.(4)

پی‌نوشت‌ها:
1. مجله حوزه، ويژه نامه امام زمان (ع)، ش 70 ـ 71، ص 236
2. بحارالانوار، ج 52، ص 103
3. مجله حوزه، ش 70 ـ 71، ص 237
4. بحارالانوار، ج 52، ص 182

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
ظهور حضرت مهدی , شيعيان , زمان غيبت , زمان ظهور , خروج قائم , نشانه های ظهور , جامعه شيعه , برپايی قيامت
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا پس از 1200 سال كه از غيبت امام زمان علیه السلام مي گذرد، جامعه ی شيعه آمادگي در خود ايجاد كرده و زمينه ی ظهور ايشان را فراهم كرده است؟

پاسخ : 
شيعه بايد در هر حال خود را مهيّاي همراهي با حضرت مهدي علیه السلام بنمايد و سعي كند صالح باشد، تابتواند انتظار مصلحي را بكشد. انتظار، فلسفه ی سازندگي و تقوا پيشه كردن براي شيعيان است . اما همان طوري كه فلسفه ی غيبت و حقيقت آن از اسرار الهي است و كسي نمي تواند ادعا كند قطعاً غيبت براي اين امر صورت گرفته است، در مورد ظهور حضرت و حقيقت آن هيچ كس به غير از خداوند سبحان عالم به اين امر نيست . تشخيص اين كه آياشيعه بعد از گذشت 1200سال زمينهء ظهور ايشان را مهيّا كرده، از عهدهء ما خارج است، چون درك حقيقت غيبت و حقيقت ظهور را ائمه ی اطهار علیهم السلام منحصر به علم الهي مي دانند و اشخاص نمي توانند در اين موارد نظري در جهت تسريع درظهور حضرت يا تأخير در ظهور بيان نمايند. البته ما فقط مي توانيم با استناد به شواهد نظري را مطرح كنيم اما بيش ازاين مقدار، خارج از درك و شناخت ما قرار دارد و نمي توانيم تشخيص دهيم كه جامعه ی شيعه بعد از گذشت 1200 سال آمادگي در خود ايجاد كرده يا نه. نمي توانيم بگوييم كه زمينه ی ظهور را مهيا كرده است يا نه . اين غلم منحصر به خداوند سبحان است .
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لزوم وجود ولایت فقیه در زمان غیبت امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ : 
هنگامی که لفظ ولایت در مورد فقیه به کار می رود، مراد حکومت و زمامداری امور جامعه است. اسلام برای مدیر جامعه شرایطی ذکر کرده که مهم ترین آن ها فقاهت است، که به آن ولایت فقیه می گویند. بنابراین فقیه بر جامعه به عنوان مدیری که مجموعه حرمت را به سوی آرمان های اسلامی سوق می دهد ولایت دارد. ولایت تجلّی مدیریت دینی است.
مسئله ولایت فقیه به مفهوم زمامداری جامعه اسلامی توسط کسی که به مقام اجتهاد در فقه رسیده از دیدگاه برخی، امری جدید در تاریخ اندیشه اسلامی است ولی باید گفته شود: در فرهنگ شیعی این امر (که در عصر غیبت اداره جامعه از سوی شارع مقدّس بر عهده فقیهان عادل گذاشته شده) امری مسلّم است. از زمان مرحوم شیخ مفید که از فقهای بزرگ تاریخ شیعه است تا کنون بلکه قبل از شیخ مفید، مسئله ولایت فقها مطرح بوده، گرچه حدّ و حدود آن مورد اختلاف بوده امّا اصل ولایت فقیه از اصول مسلّم اسلامی مخصوصاً شیعی است.
مرحوم شیخ مفید می فرماید: برخی از وظایف و اختیارات ولی فقیه در امور زیر خلاصه می شود:
1- اقامه حدود الهی، یعنی اجرای جزای اسلامی.
2- اجرا و تنفیذ احکام که در برگیرنده همه احکام الهی است.
3- امر به معروف و نهی از منکر که مراتب عالی آن از مختصات حاکم اسلامی است.
4- جهاد و مبارزه با کافران و دفاع.
5- اقامه نمازهایی مانند نماز جمعه، نماز عید فطر و عید قربان و استسقا.
6- داوری و قضاوت بین مردم.
از سخنان شیخ مفید، به خوبی اصل ولایت فقیه استفاده می شود. این کلمات گهربار که بیش از هزار سال از تاریخ آن می گذرد همچنان می درخشد و بعد از ایشان نیز تمامی فقها این مطالب را فرموده اند، هر چند برخی درخشش آن را نمی بینند یا نمی خواهند ببینند.[1]
امام خمینی(ره) در این باره فرمودند: موضوع ولایت فقیه چیز تازه ای نیست که ما آورده باشیم بلکه این مسئله از اوّل مورد بحث بوده است. حکم میرزای شیرازی در حرمت تنباکو چون حکم حکومتی بود برای فقیه دیگر واجب الاتباع بود... . از متأخرین مرحوم نراقی همه شئون رسول الله را برای فقها ثابت می دانند. آقای نایینی نیز می فرماید: این مطلب از مقبوله عمر بن حنظله استفاده می شود. در هر حال این مسئله تازگی ندارد.[2]

پی نوشتها:
[1] مهدی هادوی تهرانی، ولایت فقیه، ص 70 به بعد، با تلخیص و اضافات.
[2] همان، ص 97.
منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
ولایت فقیه , عصر غیبت , ولایت , فقیه , زمامداری , اختیارات ولی فقیه , فقاهت
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لزوم وجود ولایت فقیه در زمان غیبت امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ : 
هنگامی که لفظ ولایت در مورد فقیه به کار می رود، مراد حکومت و زمامداری امور جامعه است. اسلام برای مدیر جامعه شرایطی ذکر کرده که مهم ترین آن ها فقاهت است، که به آن ولایت فقیه می گویند. بنابراین فقیه بر جامعه به عنوان مدیری که مجموعه حرمت را به سوی آرمان های اسلامی سوق می دهد ولایت دارد. ولایت تجلّی مدیریت دینی است.
مسئله ولایت فقیه به مفهوم زمامداری جامعه اسلامی توسط کسی که به مقام اجتهاد در فقه رسیده از دیدگاه برخی، امری جدید در تاریخ اندیشه اسلامی است ولی باید گفته شود: در فرهنگ شیعی این امر (که در عصر غیبت اداره جامعه از سوی شارع مقدّس بر عهده فقیهان عادل گذاشته شده) امری مسلّم است. از زمان مرحوم شیخ مفید که از فقهای بزرگ تاریخ شیعه است تا کنون بلکه قبل از شیخ مفید، مسئله ولایت فقها مطرح بوده، گرچه حدّ و حدود آن مورد اختلاف بوده امّا اصل ولایت فقیه از اصول مسلّم اسلامی مخصوصاً شیعی است.
مرحوم شیخ مفید می فرماید: برخی از وظایف و اختیارات ولی فقیه در امور زیر خلاصه می شود:
1- اقامه حدود الهی، یعنی اجرای جزای اسلامی.
2- اجرا و تنفیذ احکام که در برگیرنده همه احکام الهی است.
3- امر به معروف و نهی از منکر که مراتب عالی آن از مختصات حاکم اسلامی است.
4- جهاد و مبارزه با کافران و دفاع.
5- اقامه نمازهایی مانند نماز جمعه، نماز عید فطر و عید قربان و استسقا.
6- داوری و قضاوت بین مردم.
از سخنان شیخ مفید، به خوبی اصل ولایت فقیه استفاده می شود. این کلمات گهربار که بیش از هزار سال از تاریخ آن می گذرد همچنان می درخشد و بعد از ایشان نیز تمامی فقها این مطالب را فرموده اند، هر چند برخی درخشش آن را نمی بینند یا نمی خواهند ببینند.[1]
امام خمینی(ره) در این باره فرمودند: موضوع ولایت فقیه چیز تازه ای نیست که ما آورده باشیم بلکه این مسئله از اوّل مورد بحث بوده است. حکم میرزای شیرازی در حرمت تنباکو چون حکم حکومتی بود برای فقیه دیگر واجب الاتباع بود... . از متأخرین مرحوم نراقی همه شئون رسول الله را برای فقها ثابت می دانند. آقای نایینی نیز می فرماید: این مطلب از مقبوله عمر بن حنظله استفاده می شود. در هر حال این مسئله تازگی ندارد.[2]

پی نوشتها:
[1] مهدی هادوی تهرانی، ولایت فقیه، ص 70 به بعد، با تلخیص و اضافات.
[2] همان، ص 97.
منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
ولایت فقیه , عصر غیبت , ولایت , فقیه , زمامداری , اختیارات ولی فقیه , فقاهت
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
اگر امکان دیدار امام زمان وجود ندارد، چگونه افرادی ادعای ملاقات با ایشان را می‌كنند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
ما عقيده داريم كه امام زمان علیه السلام در زمان غيبت صغري با چهار نايب خود ارتباط مستقيم داشته و بعد از غيبت صغري اين ارتباط قطع می‌شود. پس چگونه صدها نفر ادعاي ملاقات با ایشان را می‌كنند؟ آيا عمل صالح باعث ديدار با حضرت می‌شود و آن گاه معناي انتظار چه می‌شود؟

پاسخ:
براي امام زمان(ع) دو غيبت وجود دارد:
الف) زمان غيبت صغري.
ب) غيبت كبري.
در زمان غيبت صغري كه از سال 260 و يا 255 ه.ق آغاز شد و در سال 329 پايان يافت[1] مردم پرسش هاي عقيدتي، اجتماعي و مشكلات خويش را به وسيلة نواب خاص - كه بعداً اسامي آن ها بيان خواهد شد - با امام زمان(ع) در ميان گذاشته و آن حضرت مسائل و پرسش هاي مردم را پاسخ مي گفتند. گاهي گروهي از مردم به وسيلة نواب خاص امام زمان(ع) به ديدار امام دوازدهم(ع) مي رفتند؛ از اين رو در اين مدت امام هم غايب بود و هم نبود.[2]
نواب خاص امام زمان(ع) كه نقش بنيادي در بر قراري ارتباط مردم با امام زمان(ع) داشته اند عبارتند از:
1- ابوعمرو عثمان بن سعيد عمري؛
2- ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمري؛
3- ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي؛
4- ابوالحسن علي بن محمد سمري.
در اين جا لازم است به بخشي از وظايف و فعاليت هاي نواب خاص
امام زمان(ع) اشاره شود كه چگونه مردم با امام زمان(ع) ارتباط برقرار مي كردند:
الف) پنهان داشتن نام و مكان امام:
گرچه امكان رؤيت امام زمان(ع) در غيبت صغري براي مردم و نواب خاص وجود داشت، ولي به دليل مشكلات سياسي، هر يك از نواب موظف بودند كه نام و مكان امام را افشا نكنند؛ زيرا امام از سوي حكومت تهديد مي شد. البته اين پنهان كاري به دستور امام زمان(ع) صورت گرفته بود. ارتباط شيعيان نيز بدون اين كه مكان امام را بدانند بر قرار مي شد.
ب) پاسخ گويي به سؤالات فقهي و مشكلات عقيدتي:
نواب خاص علاوه بر وظيفة فوق وظيفة پاسخگويي به سؤالات فقهي و مشكلات عقيدتي را نيز بر عهده داشته اند. نواب خاص به دليل اين كه از دانش بسيار بالايي برخوردار بوده اند، به بهترين وجه شبهه زدايي نموده و پرسش هاي مردم را جواب مي دادند. از سوي ديگر سؤالات فقهي و شرعي شيعيان را به عرض امام رسانده و پاسخ ها را دريافت مي كردند و به مردم ابلاغ مي نمودند.
ج) اخذ و توزيع اموال متعلق به امام زمان(ع):
نواب خاص اموال متعلق به امام (مانند بيت المال و سهم امام) را از شيعيان گرفته به هر طريقي به امام زمان(ع) مي رساندند.
در زمان غيبت كبري نحوة ارتباط با امام زمان ممكن است با طرق زير امكان پذير باشد:
1- ملاقات حضوري:
در خصوص امكان و عدم امكان ملاقات حضوري با امام زمان(ع) اختلاف است. برخي عقيده دارند كه ملاقات حضوري امكان داشته و انسان با رعايت تقوا و ايجاد شايستگي، مي تواند به حضور امام زمان(ع) برسد. چنان كه شخصيت هايي مانند مقدس اردبيلي،[3] علامة حلي[4] و علامة بحرالعلوم[5] به حضور حضرت رسيده اند. سيد مرتضي،[6] شيخ طوسي و ... از طرفداران اين نگرش هستند. شيخ طوسي مي نويسد: ما قطع نداريم كه حضرت از تمام اولياي خود، پنهان باشد، بلكه جايز است كه براي بيشتر آنان ظاهر گردد.
برخي ديگر عقيده دارند كه ملاقات حضوري با امام زمان(ع) امكان ندارد. محمد بن ابراهيم، معروف به نعماني،[7] فيض كاشاني،[8] و كاشف الغطا،[9] و از طرفداران اين نگرش هستند. اينان به برخي از روايات تمسك نموده اند كه هر گونه ارتباط حضوري با امام زمان(ع) را منع كرده اند.[10] امام زمان(ع) در توقيع شريف خطاب به آخرين نايب خاص آن حضرت، يعني علي بن محمد سمري فرمود: به زودي از شيعيان من كساني خواهند آمد كه ادعاي ديدن مرا مي كنند. آگاه باشيد، هر كس قبل از خروج سفياني، و صيحة آسماني، ادعا كند كه مرا ديده دروغگوي افترا زننده است.[11]
واقعيت آن است كه با تقوا و معنويت و قابليت مي توان به حضرت آن امام همام رسيد، چنان كه برخي از بزرگان به حضور او رسيده اند. به نظر مي رسد رواياتي كه دلالت بر منع ملاقات دارند، ناظر بر اين است كه جلوي هر گونه سوء استفاده از ادعاي ديدن امام زمان گرفته شودو هر كس ادعاي رؤيت امام زمان (ع) را نكند. برخي از بزرگان به حضور امام رسيده اند و مرحوم آخوند خراساني ملاقات امام زمان(ع) را براي افراد خاصي ممكن دانسته است.
2- ارتباط معنوي:
بي ترديد مي توان با امام زمان(ع) ارتباط معنوي بر قرار كرد. البته اين ارتباط با بهره گيري از تقوا، دعا خواندن و توسل به ائمه(ع)، به ويژه به ساحت مقدس امام زمان(ع) امكان پذير است. شايد بر همين اساس باشد كه يكي از وظايف شيعيان در زمان غيبت، دعا كردن براي امام زمان(ع) و توسلات بيان شده است.[12] ارتباط معنوي بدان معنا نيست كه انسان امام زمان(ع) را ملاقات حضوري كند، بلكه بايد با آن امام ارتباط برقرار كند و هميشه به ياد او بوده و او را در تمام اعمال ناظر بداند. هرگاه چنين لياقت و شايستگي اي حاصل شد حضرت به انسان عنايت نموده و به رفع مشكلات انسان مي پردازد؛ از اين رو امام زمان(ع) در توقيعي كه براي شيخ مفيد صادر نمود فرمود: فإنّما علماً بأنبائكم و لا يعزب عنا شيءٌ مِن أخباركم؛[13] ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از اوضاع شما بر ما پوشيده نمي ماند.
باز حضرت درهمان توقيع فرمود: ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده ايم. اگر جز اين بود، دشواري ها و مصيبت ها بر شما فرود مي آمد و دشمنان، شما را ريشته كن مي كردند.[14]
ارتباط معنوي انسان با امام زمان(ع) سبب مي شود كه حضرت ميان مردم حضور پيدا كند، اگر چه مردم او را نشناسند. امام علي(ع) فرمود: سوگند به خداي علي، حجت خدا ميان آنان هست و در كوچه و بازار گام بر مي دارد و بر خانه هاي آنان وارد مي شود و در شرق و غرب جهان به سياحت مي پردازد و گفتار مردمان را مي شنود و بر اجتماعات آنان وارد شده سلام مي دهد. او مردمان را مي بيند.[15]
در دعاي ندبه مي خوانيم: جانم فدايت! تو آن غايبي هستي كه از ميان ما بيرون نيستي. جانم فدايت! تو آن دور شده از وطن هستي كه از ما دور نيستي.[16]
3- ارتباط از طريق نامه:
يكي از راه هاي ارتباط با امام زمان(ع) نامه نگاري است. مرحوم شيخ عباس قمي به نقل از تحفه الزاير مجلسي و مفاتيح النجاه سبزواري مي نويسد: هر كسي حاجتي داشته باشد و اين را در نامه اي بنويسد و در يكي از قبور ائمه(ع) بيندازد و يا مهر كند و خاك پاكي را گل سازد و آن را ميان آن گذارد و در چاهي عميق و يا نهري اندازد، آن گاه امام زمان(ع) شخصاً متولي بر آوردن حاجت مي شود.[17]
پی نوشتها:
[1] صدوق، كمال الدين، ص 480؛ بحارالانوار، ج 52؛ صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، ص 268.
[2] محمد رضا حكيمي، خورشيد مغرب، ص 53.
[3] منتهي الآمال، ج2، ص 470؛ مهدي موعود، ص 934.
[4] تنكابني، قصص العلما، ص 259.
[5] بحارالانوار، ج 52، ص 174.
[6] تنزيه الانبياء، ص 182، به نقل از مجلة حوزه، ويژه نامة امام زمان، ص 99.
[7] كتاب الغيبه، ص 99.
[8] وافي، ج 2، ص 414.
[9] حق المبين، ص 87.
[10] شيخ طوسي، كتاب الغيبه، ص 395.
[11] شيخ صدوق، كمال الدين، ص 516.
[12] منتهي الآمال، ص 559و 562.
[13] احتجاج طبرسي، ج 2، ص 596.
[14] همان.
[15] جباري، عاشوري و حكيم، تاريخ عصر غيبت، ص 426، به نقل از الغيبه نعماني، ص 72.
[16] مفاتيح الجنان، دعاي ندبه.
[17] منتهي الآمال، ج 2، ص 491.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در مورد پدر و مادر امام زمان علیه السلام و نحوه تولد و زندگي و غيبت و علايم ظهور او توضيح دهيد؟

پاسخ : 
دوازدهمين امام معصوم(ع) در نيمه شعبان 255 هجري در شهر سامرّا ديده به جهان گشود.(1) او همنام پيامبر اسلام(م ح م د) و هم كنية آن حضرت (ابوالقاسم) است.(2) پدر او امام حسن عسگري(ع) بوده و مادرش نرجس است.(3) البته برخي نرجس را به نام ريحانه، سوسن و صيقل نيز ذكر كرده اند.(4)
در تاريخ از زبان حكيمه خاتون، دختر امام جواد(ع) در خصوص ولادت امام زمان(ع) چنين آمده است: ابومحمد حسن عسكري(ع) كسي را دنبال من فرستاد كه امشب (نيمه شعبان ) براي افطار نزد من بيا، چون خداوند امشب حجب خدا را آشكار مي كند. پرسيدم: اين مولود چه كسي است؟ حضرت فرمود: از نرجس. عرض كردم: من در نرجس خاتون هيچ اثر حاملگي مشاهده نمي كنم. امام فرمود: موضوع همين است كه گفتم. من در حالي كه نشسته بودم، نرجس خاتون آمد و كفش از پايم بيرون آورد و فرمود: بانوي من! حالتان چطور است؟ من گفتم: تو بانوي من و خانواده ام هستي.
او از سخن من تعجب كرده، ناراحت شد و فرمود: اين چه سخني است؟ 
گفتم: خداوند در اين شب به تو فرزندي عطا مي كند كه سرور و آقاي دنيا و آخرت خواهد شد.
نرجس خاتون از سخن من خجالت كشيد.
سپس بعد از افطار، نماز عشا را به جا آوردم و به بستر رفتم. چون پاسي از نيمة شب گذشت، برخاستم و نماز شب خواندم. بعد از تعقيب نماز به خواب رفتم و دوباره بيدار شدم. در اين هنگام، نرجس نيز بيدار شد و نماز شب به جا آورد. سپس از اتاق بيرون رفتم، تا از طلوع فجر با خبر شوم. ديدم فجر اوّل طلوع كرده و نرجس در خواب است.
در آن حال، اين سؤال به ذهنم خطور كرد كه چرا حجّت خدا آشكار نشد. نزديك بود، شكي در دلم ايجاد شود كه ناگهان حضرت امام حسن عسگري(ع) از اتاق مجاور صدا زد: اي عمه! شتاب مكن كه موعد نزديك است.
من نيز نشستم و سورة الم سجده و ياسين (طبق نقلي ديگر سورة قدر) را خواندم.
هنگامي كه مشغول خواندن قرآن بودم، ناگهان نرجس خاتون با ناراحتي از خواب بيدار شد. من با شتاب خودم را به او رساندم و پرسيدم چيزي احساس مي كني؟
نرجس فرمود: آري.
بدو گفتم: نام خدا را بر زبان جاري كن، اين همان موضوعي است كه اوّل شب به تو گفتم. مضطرب مباش.
در اين حال، پردة نوري ميان من و او كشيده شد. ناگاه متوجه شدم كه كودك ولادت يافته است. چون جامعه را از روي نرجس برداشتم، آن مولود سر به سجده گذاشته و مشغول ذكر خدا بود. هنگامي كه او را بر گرفتم، ديدم پاك و پاكيزه است.
در اين هنگام، حضرت امام حسن عسكري(ع) صدا زد: عمه! فرزندم را نزد من بياور.
وقتي كه نوزاد را خدمت آن حضرت بردم، او را در آغوش گرفت و بر دست و چشم و مفاصل كودك، دست كشيد و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و فرمود: فرزندم! سخن بگو. سپس آن طفل گفت: 
اشهد ان لا اله الاّ الله و اشهد انّ محمّداً رسول الله پس از آن به امامت اميرمؤمنان حضرت علي(ع) و ساير ائمه معصومين عليهم السلام شهادت داد.(5)
غيبت امام زمان(ع) به دو دوره تقسيم مي شود: غيبت صغري و غيبت كبري.
غيبت صغري از 260 هجري (سال شهادت امام زمان) تا 329- يعني حدود 69 سال بود.(6) امام در سن 9 يا 10 و يا 19 سالگي در سامرا به سردابي در خانة پدر فرو شد، از انظار غايب گشت(7) و در سال 329 با رحلت آخرين نايب امام زمان(ع) غيبت كبري آغاز شد.(8)
در عصر غيبت صغري، ارتباط شيعيان با امام زمان به كلي قطع نشد و آنان به گونه اي خاص و محدود با امام زمان(ع) ارتباط داشته اند و در اين مدت نائبان خاص با امام زمان در ارتباط بوده و مسايل و مشكلات مردم را با حضرت در ميان گذاشته و جواب آن ها را دريافت مي كردند. در زمان غيبت كبري فقيهان جامع الشرايط از سوي امام زمان(ع) نيابت عامه دارند و مردم نيز وظيفه دارند كه به فقيهان واجد شرايط رجوع نموده و از آنان كسب تكليف نمايند.(9)
در خصوص شرايط و علايم ظهور امام زمان(ع) بايد گفت: براي ظهور حضرت نشانه هاي حتمي و غير حتمي ذكر شده است.(10) مقصود از نشانه هاي حتمي آن است كه با تحقق آن ها امام زمان(ع) ظهور مي كند، اما نشانه هاي غير حتمي مقيّد و مشروط به امور ديگر هستند. به برخي نشانه هاي حتمي ظهور اشاره مي شود:
1_ خروج سفياني: پيش از قيام امام زمان(ع) مردي از نسل ابوسفيان در منطقة شام، خروج مي كند و با تظاهر به دين داري گروه زيادي از مسلمانان را مي فريبد. امام سجاد(ع) فرمود: ظهور قائم(ع) از ناحية خداوندقطعي و خروج سفياني نيز از جانب خداوند قطعي است.(11)
2_ خروج يماني: سرداري از يمن قيام مي كند و مردم را به حق و عدالت دعوت مي كند. امام صادق(ع) فرمود: قيام خراساني و سفياني و يماني در يك سال و در يك ماه و يك روز خواهد بود....(12)
3_ خروج دجال: يكي از نشانه هاي ظهور امام زمان(ع) خروج دجال ذكر شده است در اين كه دجال كيست دقيقاً مشخص نيست. البته اين احتمال وجود دارد كه مراد از دجال سفياني باشد كه در برخي از كتاب هاي اهل سنت بدان اشاره شده است. پيامبر اسلام(ص) فرمود: قيام بر پا نمي شود تا وقتي كه مهدي فرزندانم قيام كند و مهدي قيام نمي كند تا وقتي كه شصت دروغگو خروج كنند و هر كدام بگويد من پيامبرم....(13)
4_ خسوف و كسوف: از نشانه هاي ظهور امام زمان(ع) كسوف در نيمة ماه رمضان و خسوف در آخر و يا اوّل ماه است. امام باقر(ع) فرمود: دو نشانه، پيش از قيام مهدي(ع) پدپد خواهد آمد كه در زمان هبوط آدم(ع) در زميني بي سابقه است؛ گرفتن خورشيد نيمة ماه رمضان و گرفتن ماه در آخر آن.(14)
5_ درآمدن پرچم هاي سياه از خراسان: اين حادثه نيز، در منابع ديني به عنوان نشانه هاي ظهور بيان شده است. امام باقر(ع) فرمود: بيرق هاي سياهي از خراسان بيرون مي آيد و به جانب كوفه به حركت در مي آيند. پس چون مهدي(ع) ظاهر شود، اينان وي را دعوت به بيعت مي كنند.(15) 6_ فراگير شده ظلم و جور در جهان: فراگير شدن ظلم، از نشانه هاي معروف ظهور امام زمان(ع) به شمار مي آيد. در روايات، اين مطلب با عناوين گوناگون بيان شده تا آن جا كه گفته شده است: يملأ الله به الأرض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً؛(16) خداوند، به وسيلة ظهور مهدي(ع) زمين را پر از عدل و داد مي سازد، پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده است.
در خصوص محل و چگونه زندگي نمودن حضرت اختلاف نظر است.(17) البته اين اختلاف نظر ناشي از رواياتي است كه در اين خصوص وجوددارد. از برخي روايات استفاده مي شود كه حضرت در مكه زندگي مي كند.(18) برخي روايات دلالت دارد كه امام زمان(ع) مكان معيّن ندارد بلكه در همه جا حضور دارد.(19) از برخي روايات استفاده مي شود كه حضرت در مدينه زندگي مي كند.(20)
در اين كه امام چگونه زندگي مي كند و زن و فرزند دارد، ابهام هست و به گونه اي مشخص نمي توان گفت كه كيفيت زندگي امام چگونه است و يا زن و فرزند دارد.
پی نوشت:
1 شيخ مفيد،الارشاد، ص 346؛ فتال نيشابوري، روضه الواعظين، ص 292.
2 كشف الغمه، ج 3، ص 227.
3 طبرسي، اعلام الوري، ص 418.
4 فتال نيشابوري، پيشين، ص 292؛ صدوق، كمال الدين، ص 432.
5 بحارالانوار، ج 51، ص 12 - 13.
6 صدوق، كمال الدين، باب 44، ص 480؛ بحارالانوار، ج 52، ص 152؛ صافي گلپايگاني ، منتخب الاثر، ص 268.
7 غلام حسين مصاحب، دايره المعارف فارسي، ج1، ص 235.
8 مهدي پيشوايي، سيرة پيشوايان، ص 682.
9 همان، ص 690.
10 مجلة حوزه، ويژه نامة امام زمان(ع)، ص 240.
11 بحارالانوار، ج 52، ص 182.
12 كتاب الغيبه نعماني، ص 252.
13 ارشاد مفيد، ج 2، ص 371.
14 كتاب الغيبه نعماني، ص 262.
15 كشف الغمه، ج 3، ص 262.
16 كنزل العمال، ج 14، ص 264.
17 مجلة حوزه، ويژة امام زمان، ص 50 _ 54.
18 كتاب الغيبه، نعماني، ص 182.
19 شيخ طوسي، كتاب الغيبه، ص 266.
20 بحارالانوار، ج 52، ص 153.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا غير از حضرت مهدی (عج) پيامبری هست كه غايب باشد (به اعتقاد اسلام و شيعه)؟

پاسخ : 
از متون ديني استفاده می‌شود كه برخی از پيامبران همانند حضرت مسيح و خضر و الياس و ادريس زنده‌اند.
تمام مورخان اتفاق نظر دارند كه حضرت خضر آب زندگی خورده و عمر جاودانه دارد.
در برخی از احاديث آمده است كه حضرت خضر به استقبال جنازه حضرت اميرالمؤمنين(ع) رفت و حسنين(ع) را تسليت داد و آنان را به قبر ساخته نوح(ع) راهنمايی كرد و منزل او بيشتر مسجد صعصعه و مسجد سهله بوده و است.
سيد بن طاووس روايت كرده است: خضر و الياس همه ساله در موسم حج در مكه يكديگر را ملاقات می‌كنند و از آن جا، جدا می‌شوند تا سال بعد كه به هم می‌رسند.(1)
در موضوع چگونگی رفع و عروج حضرت عيسی(ع) ميان اهل نظر اختلاف است. برخی گويند: حضرت عيسی با همين جسم عنصری زنده است تا ظهور حضرت مهدی(عج) كه فرود آيد و پشت سر آن حضرت نماز خواند.
برخی ديگر معتقدند از كلمه «متوفيک» در آيه شريفه(2) استفاده می‌شود كه حضرت عيسی(ع) قبض روح شده و روح او را به آسمان‌ها برده‌اند.(3)
برخي از روايات ديدگاه اوّل را تأييد می‌كند و سفارش اين است كه حضرت عيسی(ع) زنده است و در زمان ظهور حضرت مهدی(عج) فرود می‌آيد و پشت سر حضرت مطابق سنّت او نماز می‌خواند.(4)
اهل سنّت نيز در اين موضوع با شيعه اتفاق نظر دارند و گفته‌اند: آن گاه كه عيسی(ع) فرود آيد، هيچ يک از سنّت‌های حضرت محمّد(ص) را نسخ نخواهد كرد و در هنگام نماز، از امامی كه از امّت محمّد(ص) است جلو نمی‌افتد، بلكه او را مقدّم داشته و پشت سر او نماز می‌خواند.(5) 
برخی از مورخان با توجه به آيه شريفه «و رفعناه مكاناً عليّاً»(6) معتقدند كه حضرت ادريس(ع) نيز زنده است و گفته‌اند كه بعد از 356 سال زندگی در دنيا، او را همانند حضرت عيسی(ع) به آسمان‌ها برده‌اند.(7)
در نتيجه ممكن است گفته شود: زنده بودن اين پيامبران نوعی غيب محسوب می‌شود كه خداوند از آن‌ها آگاهی داشته و ما با قاطعيت نمی‌توانيم در مورد آن‌ها اظهار نظر كنيم.
از نظر اسلام به نحو قطعی تنها غايبی كه مصلح كل است و جهانيان منتظر ظهور او هستند كه زمين پرشده از ظلم و جور را پر از عدل و داد كند، حضرت مهدی(عج) است.

پی‌نوشت‌ها:
1. قصص الأنبياء، عمادزاده اصفهاني، انتشارات اسلام، جزء اوّل، صص 342-343.
2. آل عمران(3)، آيه 49.
3. قصص الأنبياء، جزء دوم، صص 735 - 736.
4. كمال الدين و تمام النعمه، شيخ صدوق، جزء 1، ص 280، ح 27 و ص 332، ح 17.
5. تأويل مختلف الحديث، عبداللَّه بن مسلم بن قتيبة، چ دارالجيل، بيروت، ص 188.
6. مريم(19)، آيه 57.
7. قصص الأنبياء، جزء اوّل، ص 190 ؛ تفسير نمونه، ج 13، ص 98.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
حضرت مسيح , حضرت خضر , حضرت الياس , حضرت ادريس , حضرت مهدی , اعتقاد شيعه , عمر جاودانه , مصلح كل
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
فايده غيبت امام زمان علیه السلام چيست؟

پاسخ : 
شرخ پرسش:
فايده غيبت امام زمان علیه السلام چيست؟ آيا فقط براي امتحان انسانها است، در صورتي كه مي توان امتحانات بسياري را در نظر گرفت؟ آيا هنوز زمينه ظهور فراهم نشده، در صورتي كه جهان پر از ظلم و ستم و خونريزي است؟

پاسخ:
پرسش شما به دو سؤال مجزّا قابل تقسيم است:
1- فوائد غيبت حضرت حجت(عج) چيست؟
2- آيا زمان ظهور فرا رسيده است؟
فوائد غيبت: 
قبل از پرداختن به اين مسئله، اين نكته را خاطر نشان مي كنيم كه اصل غيبت امام معصوم، يك فقدان و كمبود براي انسانها است كه از اين جهت به خداوند شِكْوه مي كنيم: اللّهم انا نشكو اليك فقد نبينا و غيبة وليّنا عامل اساسي آن به خود ما انسانها بر مي گردد، اما با صرف از مسئله غيبت، اصل وجود او فوايد و بركات بسيار دارد.
در مورد فوائد وجود امام زمان در حال غيبت، روايات زيادي از ائمه معصومين عليهم السلام وارد شده است كه به دو مورد آن اشاره مي شود:
1- از امام صادق(ع) سؤال شد: مردم از امام غائب چگونه بهره مي برند؟
حضرت فرمود: همان طور كه مردم از خورشيد پشب ابر بهره مي برند.(1)
مرحوم علامه مجلسي هشت وجه در مورد تشبيه به خورشيد پشت ابر ذكر فرموده اند كه به دو مورد آنها اشاره مي كنيم:
الف) منكر وجود حضرت ولي عصر(عج) با وجود اين همه علائم و آثار وجود حضرت مانند منكر وجود خورشيد پشت ابر است (و همان گونه كه نميتوان خورشيد پشت ابر را به خاطر شدّت ظهورش منكر شد، همين طور نميتوان در مورد حضرت حجت راه انكار را پيش گرفت).
ب) همان طري كه گرما و نور به وسيله خورشيد بر جهانيان مي تابد، انوار وجودي حق تعالي و نور علم و هدايت الهي به واسطه اين بزرگواران به خلق مي رسد، چرا كه در روايات وارد گرديده است كه ائمه(ع) علت نهاي ياجاد خلق مي باشند.
اگر آنها نبودند، خلقي به وجود نمي آمد و بلاها به سبب آنها دفع مي شود.(2)
اگر اين بزرگواران نبودند، خلائق به سبب ارتكاب اعمال قبيح، مستحق انواع عذاب بودند، چنان كه خدا مي فرمايد: ولي (اي پيامبر!) تا تو ميان آنها هستي، خداوند آنها را مجازات نخواهد كرد.(3)
در توقيعي، امام زمان همين فائده را براي غيبت ذكر فرموده اند.(4)
2- غيبت آزمايشي الهي است كه سبب آزمون بندگان است تا سره از ناسره تميز يابد و كساني كه داراي ايمان راسخي نيستند، باطن آنها و حقيقت وجودشان آشكار گردد.
اي خوش آن روز كه محك تجربه آيد به ميان
تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد
جعفر جعفي ميگويد: به امام باقر عرض كردم: فَرَج شما كي خواهد رسيد؟ فرمود: هيهات، هيهات! فرج ما نخواهد رسيد مگر اين كه شما غربال شويد! (و حضرت اين جمله را سه بار تكرار نمود) و افراد آلوده بودند و افراد پاك و مخلص باقي بمانند.(5)
براي غيبت حضرت حجت فوائد ديگري نيز ذكر شده كه به اختصار معروض مي داريم، باشد كه با مطالعه كتب پيشهادي ما ضمن افزايش سطح اطلاعات خود زمينه پاسخگويي بيشتر و بهتر ايجاد شود.
1- بيعت نكردن حضرت با هيچ كس. حضرت در حديثي فرمود: همانا بيعت ستمگران زمان بر گردن تمام پدرانم بوده است، ولي من هنگامي كه ظهور مي كنم، بيعت هيچ كدام از ستمگران زمان بر گردنم نخواهد بود.(6)
2- حفظ وجود قطب عالم امكان از گزند حوادث.
3- ايجاد آمادگي جهاني و بستر سازي جهت ظهور حجت(عج).
كتب پيشنهادي جهت مطالعه:
1- منتخب الاثر، تأليف آيت اللَّه صافي گلپايگاني.
2- دادگستر جهان، تأليف آيت اللَّه اميني.
3- مجله حوزه، شماره 70 - 71، ويژه امام زمان.
4- در انتظار خورشيد ولايت، تأليف عبدالرحمان انصاري.
ساعت دقيق و زمان ظهور را فقط ذات مقدس الهي آگاه سات. در توقيع شريفي حضرت فرمود: امّا ظهور الفرج فإنّه إلي اللَّه و كذب الوقّاتون؛ اما زمان ظهور، پس علم آن نزد كردگار است و كساني كه وقت تعيين ميكنند، دروغگويند.(7)
زمان دقيق ظهور از جمله اسرار ازلي است.
در احاديث نشانه هايي براي ظهور حضرت نقل شده است كه از آن جمله اند: 
1- خروج سفياني، 
2- خروج فردي به نام دجّال،
3- صيحه آسماني،
4- درآمدن پرچمهاي سياه از خراسان،
5- خسوف و كسوف،
6- فراگير شدن جهان از ظلم و جور و.... 
مورد اخير در كلام شما به چشم مي خورد كه در آيت و روايت به آن اشارت رفته است. در حديث معروفي وارد است: خداوند به وسيله ظهور مهدي(عج) زمين را پر از عدل و داد مي سازد، پس از آنكه از ظلم و ستم پر شده باشد.(8) 
علامه مجلسي در باب نشانه هاي ظهور روايتي از امام صادق آورده كه در آن، بيش از يكصد نوع گناه و انحراف اخلاقي، اجتماعي، فرهنگي و... را كه در دوران غيبت، دامنگير جوامع اسلامي ميشود، پيش گويي كرده است، از جمله: رشوه خواري، قمار بازي، شراب خواري، زياد شدن زنا و لواط و قطع صله رحم و....(9)
همه اينها به عنوان نشانه هاي ظهور است و زمان دقيق آن را خدا مي داند. بين اين نشانه ها برخي حتمي هستند، بدين معنا كه حتماً قبل از ظهور واقع خواهند شد. برخي از نشانه ها غير محتوم هستند و امكان واقع نشدنشان مي رود. از روي ديگر در اين روايت آمده است كه جهان پر از ظلم و جور شده باشد و معلوم نيست كه الان جهان پر از ظلم و جور شده باشد، بلكه وضع بدتر از زمان حاضر نيز قابل پيش بيني و وقوع مي باشد. 
پي نوشتها:
1. منتخب الاثر، ص 337.
2. اين مضامين در ادعيه وارد شده است، از جمله در زيارت جامعه كبيره ائمه را به چنين صفاتي، توصيف مي كنيم.
3. انفال (8) آيه 33؛ آيت اللَّه صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، الفصل 2، باب 29، ص 336.
4. همان، ص 338.
5. بحار، ج 52، ص 113.
6. بحارالانوار، ج 52، ص 92.
7. آيت اللَّه صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، ص 337، ح 4.
8. سنن ابي داود، ج 4، ص 107؛ كنزالعمال، ج 14، ص 264.
9. بحار، ج 52، ص 256 - 260.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در دوره غيبت كبری می‌توان امام زمان (عج) را مشاهده كرد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آیا در دوره غیبت كبری می‌توان امام زمان (عج) را مشاهده كرد؟ در آخرین توقیع صادره از ناحیه مقدسه آمده است: از این پس مشاهده امكان ندارد. معنای مشاهده در این توقیع چیست؟

پاسخ:
قبل از پاسخ گویی، ابتدا می بایست معنای مشاهده را دانست. مشاهده حضرت، یعنی دیدن با چشم ظاهری توأم با شناخت ایشان.
در دوره غیبت كبری و این كه مشاهده حضرت امكان دارد یا نه، علمای بزرگ دارای دو دیدگاه هستند: بعضی به سبب استناد به توقیع شریف، هرگونه ارتباط و دیدار با امام مهدی (عج) را در عصر غیبت ناممكن دانسته و می‌گویند: مدّعی آن كذّاب مفتر است. اما بعضی از علما، دیدار و تشرف اولیای خاصل الهی محضر امام زمان (عج) را ممكن دانسته و در این باره دلایلی را ارائه كرده اند، ولی شنیده نشده است كسی كه محضر امام عصر را در دوره غیبت درک كرده، دیگران را مطلع ساخته باشد. در عین حال اولیای الهی و افرادی كه به مقامات عالیه معنوی رسیده اند، از مشاهده جمال نورانی و فیض حضور امامی كه در ظاهر غایب می‌باشد، ولی ناظر است، بی بهره نیستند:
هر كه را اسرار حق آموختند 
مهر كردند و دهانش دوختند
طبق توقیع شریف و روایات مستند به معصوم، دیدن حضرت از مجاری عادی و مشاهده حضوری امكان پذیر نیست، و نیز امكان دارد افرادی خاص هر گاه بخواهند بتوانند امام را ملاقات كنند، آن گونه كه در غیبت صغری این امکان وجود داشت. 
سید مرتضی از فقها و علمای بزرگ كه نزدیک به هزار سال پیش می‌زیسته، در این باره می‌نویسد: 
ما جایز می‌دانیم كه گروه زیادی از اولیا و معتقدان به امامت ایشان، شرفیاب محضرشان شوند و بهره گیرند. ما قطع نداریم امام بر برخی از اولیا و شیعیان خود ظاهر نشود، بلكه این جایز است و نیز جایز خواهد بود كه برای هیچ یک از آنان ظاهر نگردد. هر كس از ما نمی‌داند مگر حال خود را اما حال دیگران برای ما معلوم نیست.[1] 
با توجه به جمله هر كس از ما نمی‌داند مگر حال خود را اشاره ای اجمالی و نوعی تأیید ضمنی نسبت به تشرف است.
مطالعه مقاله ارتباط با امام زمان (عج)، منتشر شده در مجله حوزه، ویژه امام زمان (عج)، شماره 70 و 71، مفید است. 

پی نوشت:
[1] مجله حوزه، ویژه امام زمان، شماره 70 - 71، ص 98.

منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
غيبت كبری , كذّاب , تشرف محضر امام زمان , اوليای الهی , توقيع , دیدار امام زمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
اصولاً امام زمان (عج) می‌آيد تا دين را ترويج كند يا با دشمنان اسلام بجنگد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چرا وقتي صحبت از امام زمان علیه السلام مي شود، او را شمشير به دست و اسب سواري عنوان مي كنند كه از مكّه قيام مي كند و پي انتقام و خونريزي مي رود؟! اگر قرار به جنگ و كشتن بود كه امام زمان غايب نمي شد! اصولاً امام زمان می‌آيد تا ترويج دين كند يا خون به پا كند؟ 

پاسخ:
حضرت مهدي(ع) براي زنده كردن دين اسلام و برپايي عدل و داد و ريشهكني خرافات و ظلم و احجاف هاي مي آيد كه در جهان فراوان خواهد بود. 
حضرت صادق(ع) فرمود: وقتي كه قائم ما قيام كرد،به سيرة رسول خدا(ص) رفتار مي كند و آثار رسول خدا را تفسير و بيان مي كند.
فضيل بن يسار مي گويد: از حضرت باقر(ع) شنيدم :وقتي قائم ما قيام كرد، از ناحية مردم با مشكلات و سختي هايي مواجه مي شود كه پيامبر(ص) از جانب مردم عصر جاهليت به آن مقدار مواجه نشده بود. عرض كردم: چطور؟
فرمود: هنگامي كه پيغمبر مبعوث شد، مردم سنگ و چوب مي پرستيدند، امّا قائم ما وقتي قيام كند، مردم احكام خدا را بر ضدّ وي تأويل و تفسير مي كنند و به وسيلة قرآن با وي احتجاج و مخاصمه مي نمايند... به خدا سوگند! عدالت قائم در اندرون خانه هايشان داخل مي شود چنان كه سرما و گرما داخل مي گردد.
بنابراين هدف از قيام امام زمان گسترش عدل و داد و زدودن خرافات است، نه كشت و كشتار. حضرت براي كشتار مردم نمي آيد، امام براي اجراي برنامه هاي خويش اگر مخالي سر راه خود ببيند، او را بر مي دارد. لازمة چنين حكومتي كه بخواهد جهان را پر از عدل و داد نمايد، داشتن اسلحه و توانايي است. مردمي كه با انواع مفاسد و شهوات خود گرفته اند، سياستمداران و دولتمردان كشورهاي كفر كه باعث و باني ظلم و تجاوز هستند، مسلّما با پند و اندرز و نصيحت تسليم نخواهند شد. بنابراين احتياج به قوّه قهريه و شمشير و اسلحه خواهد بود. تا انسان خود دچار ظلم نشود، اين حقيقت را نمي فهمد و خود درك نمي كند. الآن مردم آوارة فلسطيني كه هر روز كشته مي شوند و خانه هايشان خراب مي شود، اگر از آنان سؤال بكنيم: آيا كسي كه بتواند با اسلحه و شمشير جلوي ظلم را بگيرد، لازم است، مي گويند: چاره اي نيست. خدا كند نجات بخشي بيايد كه بتواند جلوي ظلم و جنايات را بگيرد و ما را از آواردگي و دربدري نجات دهد.
بنابراين هدف امام كشتار نيست، بلكه اجراي عدالت و احكام اسلام است، ولي اگر مزاحمي در اين مسير ببيند (كه خواه ناخواه خواهند بود) چاره اي جز شمشير و اسلحه نخواهد بود. 
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امام زمان (عج) چه تاريخی به غيبت رفت و چند سال است كه ایشان غایب است؟

پاسخ : 
حضرت مهدی(عج) در نيمه شعبان سال 255 هجری در شهر سامرا ديده به جهان گشود و پدرش امام حسن عسكری(ع) در ربيع الاوّل سال 260 هجری قمری به شهادت رسيد كه بعد از شهادت پدر دوره امامت امام زمان(عج) آغاز شد. از همين زمان حضرت بنا به حكمتی از ديده‌ها پنهان شد. از اين تاريخ تا سال 329 هجری قمری به مدت 69 سال در غيبت صغری به سر برد و از سال 329 هجری قمری تا كنون؛ يعنی سال 1436 هجری قمری، به مدت 1107 سال است كه حضرت در دوره غيبت كبری به سر می‌برد. در مجموع با احتساب دو غیبت امام زمان(عج)، ایشان 1176 سال است که غایب هستند.

کلمات کلیدی : 
امام زمان , غيبت صغری , غيبت كبری , غیبت امام زمان , حضرت مهدی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا امام زمان علیه السلام بر خلاف سایر ائمه (ع) باید غيبت داشته باشد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چرا امام زمان علیه السلام باید غيبت داشته باشد؟ جوابي كه قبلاً گرفته بودم اين بود كه به خاطر اين كه به قتل نرسد، پنهان شده است. چرا امامان ديگر غيبت نداشند. آن‌ها توسط دشمنان خود به شهادت رسيدند و هيچ كدام از آن‌ها دوران غيبت نداشته‌اند؟

پاسخ:
مشيّت و سرّ الهي
فلسفه غيبت امام زمان(ع) منحصر به حفظ جان امام نيست؛ بلكه عوامل ديگر در شكل گيري غيبت ايشان تأثير گزار هستند. مهم تر از همه آن كه مشيت الهي بر غيبت حضرت تعلق گرفته كه عقل از درك آن عاجز است. از اين رو در برخي از روايات علت غيبت امام زمان(ع) از اسرار الهي دانسته شده است. عبدالله بن فضل هاشمي مي گويد: امام صادق(ع) فرمود: صاحب الامر غيبتي خواهد داست؛ به طوري كه گمراهان در شك واقع مي شوند.
عرض كردم چرا؟ فرمود: اجازه نداريم علتش را بيان كنيم... موضوع غيبت از اسرار خدا و غيبتي از غيبت هاي الهي است. چون خدا را حكيم مي دانيم، بايد كارهايش از روي حكمت صادر شود.(1)
امتحان مردم
در برخي روايات ديگر يكي از علل غيبت امام زمان(عج) امتحان مردم ذكر شده است.(2) بدين معنا كه در اثر غيبت حضرت مهدي(ع)، مردم آزمايش مي شوند. گروهي ايمان استواري ندارند، باطنشان ظاهر مي شود و دستخوش شك و ترديد مي گردند. كساني كه ايمان در اعماق قلبشان ريشه دوانده است، به سبب انتظار ظهور حضرت و ايستادگي در برابر شدائد، پخته تر و شايسته تر مي گردند. امام كاظم(ع) فرمود: هنگامي كه پنجمين فرزندم غائب شد، مواظب دين خود باشيد، زيرا او ناگزير غيبتي خواهد داشت، به طوري كه گروهي از عقيدة خويش بر مي گردند. خداوند به وسيلة غيبت، بندگان خويش را آزمايش مي كند.(3)
آزادي از يوغ بيعت
در بعضي از روايات يكي از علل غيبت امام، آزادي او از يوغ بيعت با حاكمانِ ستمگر زمان بيان شده است؛ بدين معنا كه امام هيچ رژيمي را، حتي از روي تقيه، به رسميت نمي شناسد. اگر حضرت در غيبت نبود، بايد با حكومت هاي عصر خود بيعت مي كرد، كه با اهداف و آرمان امام همخواني نداشت. حسن بن فضّال مي گويد: امام هشتم فرمود: گويي شيعيان را مي بينم كه هنگام مرگ سومين فرزندم (امام حسن عسكري) در جستجوي امام خود، همه جا را مي گردند. امام او را نمي يابند. عرض كردم: چرا غايب مي شود؟ فرمود: براي اين كه وقتي با شمشير قيام مي كند، بيعت كسي بر گردن وي نباشد.(4) 
وجود حجت خدا
دربارة اينكه چرا ائمة ديگر غيبت نكردند و امام زمان(ع) غيب كرده است، بايد گفت: شيعيان باور دارند كه دوازده امام و حجت خدا بر زمين بوده و هر كدام وظايف تعريف شده داشته و مأمور به انجام آن بوده و زمين نبايد از حجت خدا خالي باشد. از اين رو مشيّت الهي بر آن تعلق گرفته كه يكي از آن ها در پس پردة غيبت قرار گيرد و زنده بماند تا زمين از حجت خدا خالي نباشد. طبيعي است آن كسي مي بايد آخرين امام باشد، زيرا معنا ندارد امام قبلي غايب گردد و بعد از وي امام ديگري بيايد.
البته براي زنده ماندن امام زمان بايد زمينه و شرايطي فراهم گردد. يكي از راه ها غيبت است، زيرا اگر غايب نمي شد، برخي او را مانند ساير ائمه به شهادت مي رساندند. مگر ظالمان نبودند كه ولايت را كه حق امامان بود، غصب كرده، به آنان ظلم نموده و سرانجام ائمه(ع) را به شهادت رساندند؟! اگر امام زمان(ع) ظاهر بود، وي را به شهادت مي رساندند. اگر وي نيز به شهادت مي رسيد، زميني از حجت خدا خالي مي ماند، كه با مشيّت الهي همسويي نداشت. 
يكي از نويسندگان مي نويسد: امام غائب نيز مانند پدرانش از كشته شدن در راه دين باكي نداشته و ندارد، ليكن كشته شدنش به صلاح جامعه و دين نيست، زيرا هر يك از پدرانش كه از دنيا رحلت مي كرد، امام ديگري جانشيني مي شد، ولي امام زمان(ع) اگر كشته مي شد، جانشيني ندارد و زمين از حجت خالي مي گردد. در صورتي كه مقدّر شده است كه عاقبت، حق بر باطل غالب شود و به واسطة وجود مقدّس امام دوازدهم، دنيا به كام حق پرستان گردد.(5)
پي نوشت ها: 
1. بحارالانوار، ج 52، ص 91.
2. اثبات الهداه، ج 6، ص 438.
3. شيخ طوسي كتاب اليبغه، ص 204، نعماني، كتاب الغيبه، ص 154.
4. بحارالانوار، ج 51، ص 152.
5. ابراهيم اميني، دادگستر جهان، ص 191 ـ 192.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با این که اسلام انسان را به تحقیق در مسائل رهنمون ساخته چرا خواسته شده بدون دلیل غیبت امام زمان علیه السلام را قبول گردد؟

پاسخ : 
اسلام افراد را به تحقیق در مسائل ترغیب نموده ولی این در مسائلی است که خارج از قلمرو فکر و اندیشه انسان نباشد اما برخی از مسائل که ممکن است فکر انسان دستخوش انحراف واقع شود تفکر در آنها را جلوگیری کرده است مثلاً در برخی روایات از اندیشیدن درباره مسائل قضا و قدر و برخی دیگر از مسائل مانند اندیشیدن در ذات خداوند متعال جلوگیری شده است. بنابراین چنین نیست که اندیشیدن در هر مسئله بدون استثناء از ناحیه اسلام مورد تشویق و ترغیب باشد.
ثانیاً: جستجو کردن در علت غیبت امام زمان علیه السلام لزومی ندارد و ندانستن فلسفه غیبت امام زمان علیه السلام زیانی به وجود نمی آورد زیرا پس از این که حکمت خداوند براساس دلیل برای ما روشن گشت و دانستیم امام زمان علیه السلام غایب است، می دانیم غیبت امام زمان علیه السلام دارای حکمتی است اما این که حکمت آن چیست، مانند بسیاری از فلسفه احکام برای ما مجهول است. بنابراین بیان شده است که بدون دلیل غیبت امام زمان علیه السلام را قبول کنیم بلکه بیان شده که دانستن فلسفه غیبت حضرت مهدی علیه السلام لازم نیست.

منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا مردم در غیبت صغری می‌توانستند امام زمان را ببینند ولی در غیبت کبری از این فیض محرومند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چرا در زمان گذشته كه امام زمان علیه السلام در غیبت صغری به سر می‌برد، مردم می‌توانستند با حضرت ارتباط داشته باشند، امّا الآن؛ یعنی در دوره غیبت كبری از آن محروم هستند؟ آیا مردم امروز استحقاق دیدار حضرت را ندارند؟

پرسش:
از برخی روایات استفاده می شود كه یكی از علل غیبت امام زمان (ع) حفظ جان حضرت است؛(1) بدین معنا كه خداوند به وسیله غیبت امام (ع) حضرت را از قتل حفظ كرده است؛ زیرا اگر حضرت از آغاز زندگی میان مردم ظاهر بود، ظالمان او را مانند سایر ائمه (ع) به شهادت می رساندند.
زراره (كه یكی از یاران امام صادق (ع) است) می گوید: امام فرمود: «امام منتظر، پیش از قیام خویش مدّتی از چشم ها غایب خواهد شد... زیرا بر جان خویش بیمناک خواهد بود.»(2) 
این فلسفه غیبت امام اقتضا می كند كه ارتباط با ایشان محدود بوده و با شیوه های خاصی صورت گیرد. اگر همه مردم با امام ارتباط برقرار می كردند، با فلسفه غیبت هم‌سویی نداشت. بر این اساس در زمان غیبت صغری نیز همه مردم با امام ارتباط نداشتند، بلكه ارتباط با حضرت از طریق نواب اربعه كه انسان های عالم و پارسا بودند، صورت می گرفت. این افراد عبارت بودند از:
1ـ ابوعمر و عثمان بن سعید عمری: وی از نمایندگان امام هادی (ع) و امام حسن عسكری (ع) و مورد اطمینان بود كه احتمالاً در سال 265 هجری فوت كرده است.
2ـ ابوجعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری، متوفای 305 هجری.
3ـ ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی، متوفای 326 هجری.
4ـ ابوالحسن علی بن محمد سمری، متوفای 329.(3)
بر اساس محدودیت ارتباط با امام زمان (ع) بود كه برخی از وكلای دیگر امام كه در مناطق مختلف مانند بغداد، كوفه، اهواز، همدان، قم، ری و ... حضور داشتند، با نواب اربعه ارتباط داشته و این چهار نفر كه در رأس سلسله مراتب وكلای امام قرار داشتند، امور مردم را به عرض حضرت می رساندند.(4) 
در زمان غیبت كبری نیز ارتباط مردم با امام قطع نشده و شیوه برقراری ارتباط با حضرت فرق كرده است؛ بدین معنا كه در زمان غیبت كبری مردم با نائبان عام امام كه علمای واجد شرایط هستند، ارتباط برقرار می كنند. آنان نیز مؤظف هستند كه به پرسش‌های مردم پاسخ داده و به مشكلات آنان رسیدگی نمایند. از سوی دیگر نیز مردم وظیفه دارند كه به نائبان عام رجوع نمایند؛ زیرا كه حجت امام هستند. در توقیعی از حضرت آمده است: «در حوادثی كه رخ می دهد، به راویان احادیث ما مراجعه كنید. آن ها حجت من بر شما هستند و من حجت خدا (بر آنان) هستم.»(5) 
برخی از اندیشمندان شیعی باور دارند كسانی كه لیاقت و شایستگی داشته باشند، می توانند با امام ارتباط برقرار نمایند. این دیدگاه در بین دانشمندان شیعی شهرت دارد و افرادی چون محدث نوری، كراجكی و شیخ طوسی و ... از طرفداران این نگرش هستند.(6)
سید مرتضی در پاسخ این اشكال كه امام غائبی كه هیچ كس به وی دسترسی نداشته باشد، چه فایده ای دارد و تفاوت بود و نبود وی چیست، می نویسد: نخستین چیزی كه به آن معترفیم، این است كه قطع نداریم هیچ كس به خدمت امام نمی رسد و هیچ بشری او را ملاقات نمی كند. این امر معلوم نیست.(7) 
مرحوم علامه مجلسی تعدادی از عالمان وارسته را ذكر كرده كه حضور امام رسیده و از آن وجود مقدس بهره ها برده اند، عالمانی مانند علامه بحرالعلوم.(8) 
از بعضی روایات استفاده می شود كه امام میان مردم حضور دارد، ولی مردم او را نمی شناسند و این خود نیز نوعی ارتباطی است كه در زمان غیبت شكل می گیرد؛ مضافاً آنچه كه گذشت می توان گفت: همان گونه كه در زمان غیبت صغری ارتباط با امام زمان محدودیت داشته و بر اساس شرایط خاص صورت گرفته است، در زمان غیبت كبری نیز ارتباط با حضرت بر اساس شرایط خاصی امكان پذیر است.
امام صادق (ع) فرمود: «اگر زمینی، یك ساعت از جهت خالی باشد، ساكنان خود را فرو خواهد برد. حجت خدا مردم را می شناسد، ولی مردم او را نمی شناسند، همان گونه كه یوسف مردم را می شناخت و آنان او را نمی شناختند.»(9)

پی‌نوشت‌ها: 
1. لطف الله صافی، منتخب الاثر، ص 269.
2. شیخ طوسی، كتاب الغیبه، ص 202.
3. مجله حوزه، ویژه نامه امام زمان (ع)، صص 70 ـ 71 ؛ مهدی پیشوایی، سیره پیشوایان، صص 678 ـ 681.
4. محمد بن ابراهیم بغدادی، كتاب الغیبه، ص 225.
5. شیخ طوسی، همان، ص 177.
6. مجله حوزه، ویژه نامه امام زمان (عج)، ص 97.
7. سید مرتضی، تنزیه الانبیاء، ص 182، با اقتباس از مجله حوزه، ویژه اما زمان (عج)، ص 98.
8. بحارالانوار، ج 52، ص 237 ـ 238.
9. مجله حوزه، ویژه نامه امام زمان (عج)، ص 87.

منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
غیبت صغری , غیبت کبری , دیدار امام زمان , علل غیبت امام زمان , حفظ جان امام زمان , امام منتظر , ارتباط با امام زمان , نواب اربعه , نائبان عام , راویان احادیث
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
يكي از فوائد غيبت امام زمان عليه السلام آزمايش مردم است خدا كه از باطن همه آگاه است چه نيازي به آزمايش آنان دارد؟

پاسخ : 
مسئله آزمايش و امتحان از جمله مسائلي است كه در بسياري از آيات قرآن مجيد وارد شده است و بايد در نظر داشت كه آزمايش خداوند با آزمايشي كه در ميان ما معمول است تفاوت دارد بدين لحاظ كه آزمايش هايي كه به دست ما صورت مي گيرد براي كسب اطّلاع و دست يافتن به حقيقت و واقع يك مطلب است ولي در مورد خداوند جهان كه از تمام حقائق آگاه است و دانش گسترده ي وي حد و مرزي ندارد آزمايش وي براي اين نيست كه خوبي و بدي بندگان را باز شناسد بلكه به خاطر اين است كه خوبي و بدي بنده براي خود انسان روشن شده و جوهر استعداد وي با روبروي شدن با سختيها و قرار گرفتن در صحنه هاي گرفتاري و مشكلات ظاهر شود و آزماي در تمام موارد بدين معني است در مورد غيبت امام زمان (عليه السلام) هم كه خداوند افراد را بدان وسيله آزمايش مي كند آزمايش از همين جهت است نه به خاطر اينكه او نداند و براي آگاهي خويش مردم را بيازمايد.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
همان دليلي كه ايجاب مي كرد خداوند پس از پيامبر يك رهبر معصوم براي امّت اسلامي قرار دهد پس از غيبت امام زمان نيز ايجاب مي كند بنابراين چرا امام زمان عليه السلام غايب است؟

پاسخ : 
لزوم تعيين يك رهبر معصوم به اقتضاي لطف و مهر گسترده ي خدا در مورد تربيت مردم به سوي كمالات آنان است و اين برهان ايجاب مي كند كه خداوند رهبر معصوم را معرّفي و تعيين كند و اقتضاي اين دليل اين نيست كه خداوند از تمام جهان يك رهبر را بر سرتاسر جهان مسلّط كرده و ديگران را به طور اجبار مقهور و مغلوب قرار دهد بلكه پذيرش رهبر و پيروي از وي و تسليم در برابر حكومت وي بايد از ناحيه ي مردم صورت گيرد.
پس از درگذشت پيامبر اسلام گرچه خداوند رهبر مسلمانان را معرّفي و تعيين كرده بود ولي آنان زير بار حكومت وي نرفتند و بر خداوند هم ديگر لازم نبود كه آن حضرت را به قهر و غلبه بر آنان مسلّط نمايد.
در زمان غيبت هم خداوند رهبر شيعه را توسط پدر بزرگوارش حضرت عسكري و اجداد بزرگوارش معرّفي فرموده بود ولي مردم پذيراي حكومت و خلافت آن حضرت نبودند گذشته از مصالحي كه در غيبت آن حضرت وجود داشت و آنگاه كه ظلم و بيداد در جهان گسترش يابد و جهان بشريت خويشتن را نيازمند حكومت عدل وي ببيند و ناتواني خويش را از اداره ي امور احساس نمايد خداوند امام زمان را ظاهر مي كند و حكومت عدل و داد را به دست تواناي او در جهان مستقر مي سازد.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
معناي غيبت چيست و آیا تمام پيروزيهاي حضرت حجت عليه السلام با امداد غيبي است؟

پاسخ : 
معناي غيبت امام اين است كه مردم آن حضرت را نمي شناسند ولي ممكن است وي را مشاهده كنند و قيام امام زمان گرچه با ويژه گيهايي همراه است و آن گرامي از نيروهايي كه غير عادي است، برخوردار است كه در پيشرفت خويش از آنها هم استفاده مي كند ولي چنين نيست كه تنها پيشرفت وي براساس نيروهاي غيبي باشد او، نيز از طريق جنگ و پيكار با دشمنان خدا و از بين بردن آنان اقدام مي كند. آري وي از امدادهاي غيبي الهي هم برخوردار است كه در پيشرفت وي و تشكيل حكومت جهاني وي مؤثّر مي باشد.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در اين زمان كه امام عصر (عج) غايب است، باز هدايت امر انجام می‌گيرد يا نه؟

پاسخ : 
هدايت امر، مربوط به ولايت معنوی و قدرت ملكوتی امام است كه با آن نيرو در ارواح افراد شايسته اثر می‌گذارد و آنان را به مقامات عالی رهسپار می‌سازد و اين قسم از هدايت چون مربوط به هدايت ظاهری نيست، در زمان غيبت هم صورت می‌گيرد زيرا در زمان غيبت، امّت اسلامی از عنايت معنوی و باطنی امام می‌توانند برخوردار باشند گرچه از هدايت ظاهری آن حضرت محرومند.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
هدايت امر , ولايت معنوی , هدايت ظاهری , زمان غيبت , قدرت ملكوتی , قدرت ملكوتی , امام عصر
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا امام زمان (عج) در حال حاضر نوابی دارند كه مستقيما با مردم در تماس باشند؟

پاسخ : 
براي امام زمان (عج) دو غيبت است:

1- غيبت كوتاه (غيبت صغری)؛ كه آغاز آن از فوت حضرت امام حسن عسكری (ع) تا حدود هفتاد و چهار سال بعد از آن بوده است. در اين مدت امام زمان (عج) به وسيله نواب خاص خودشان، با شيعيان در ارتباط بوده اند. نواب خاص امام سوالات و مشكلات مردم را مستقيما با خود حضرت مطرح می‌كردند و جواب آن را می‌گرفتند؛ به عبارتي واسطه ميان مردم و امام (ع) بودند.

2- غيبت بلند مدت (غيبت كبری)؛ از آن پایان زمان غیبت صغری به بعد كه حدود هزار و صدسال تا الان می‌گذرد، زمان غيبت طولانی حضرت آغاز شده است. در اين مدت حضرت نايب خاصي براي خود تعيين نكرده اند و به آخرين نايب خود فرمودند: «بعد از فوت خودت به كسي وصيت به نيابت نكن و اگر كسي بعد از اين ادعای نيابت خاصه و ارتباط با من را داشته باشد، دروغگو است. 
امام زمان (عج) در زمان غيبت طولاني خود، مردم را در مسايل و مشكلات ديني به نواب عام خود رجوع داده اند كه مسايل دين خود را از آنان فرا بگيرند و آنها را حجت از طرف خود بر مردم معرفی كرده اند. اين نواب عام، علما و مجتهدان شيعه هستند. 

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
امام زمان , غيبت صغری , نواب خاص , غيبت كبری , ادعای نيابت , نواب عام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
انتظار در زمان غيبت امام زمان (عج) چه معنايي دارد و مقصود از انتظار فرج چيست؟

پاسخ : 
درک دقيق معناي انتظار مبتنی بر فهم جامع انديشه مهدويت است و انديشه مهدويت را بايد با توجه به مجموعه معارف اسلامی و در راستای هدف كلی دين اسلام ديد. بنا بر آموزه‌های دينی، حضرت مهدی (عج) روزی ظهور كرده و وعده‌های الهی را به اجرا درمی‌آورد. او برپا كننده حكومت صالحان می‌باشد و مومنان به ميزان ايمان و عمل صالحشان در حكومت مهدی (عج) قرب و منزلت دارند. اين انديشه پايانی زيبا و نورانی برای جريان زندگی انسان تصوير می‌كند و عامل شعله‌ور شدن اميد در دل‌های مومنين است. اميد به ظهور حضرت مهدی (عج)، همان اميد به خداست. اميد موتور حركت انسان در زندگی است و اميد به مهدی (عج)، عامل حركت استوارتر انسان در مسير خوبی‌ها يعنی همان هدف اصلی دين می‌باشد. مقصود از انتظار فرج، اميد و دلبستگی به مهدی (عج) است. بنابراين انتظار فرج مقصود دين به تعبير شهيد مطهری (ره)، انتظاری سازنده و نگه دارنده، تعهدآور، نيروآفرين و تحرک‌بخش است. به گونه‌ای كه خود نوعي عبادت و حق پرستی است. برخي به خطا به گونه‌ای انديشه مهدويت را تصوير می‌كنند كه انتظار براساس آن به معنای كمک به رشد ظلم و فساد و پرشدن دنيا از گناه می‌باشد در حالي كه بی شک چنين اموری با هدف دين بيگانه است، بنابراين انتظار و عشق به مهدی (عج)؛ يعنی، عشق به همه خوبی‌ها و اميد اقامه همه خوبی‌ها در دنياست. اين عشق و اميد عاملی است كه انسان را وامی‌دارد تا هر چه بيشتر و محكم‌تر در راه خوبی‌ها قدم بردارد، پس انتظار فرج مسئوليت آفرين است. بحث در اين موضوع نياز به مطالعه بيشتري دارد. منابع زير بسيار مفيد است:

1- قيام و انقلاب مهدی، شهيد مطهری، صدرا، تهران. (اين كتاب اساسا به معنای انتظار پرداخته است.) 
2- امامت و مهدويت، آيت الله صافي، انتشارات اسلامي قم، 1375.(اين اثر به مجموعه‌ای از بحث‌ها پيرامون امام مهدی (عج) پرداخته و بحث انتظار نيز يكی از فصل‌های كتاب (ج 1، صص 351 - 398) است.) 

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
انتظار , غيبت امام زمان , انتظار فرج , مهدويت , حضرت مهدی , حكومت صالحان , اميد , مومنين , دين , خوبی‌ها
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
خواجه نصيرالدين طوسي در مورد سبب غيبت امام دوازدهم چه گفته است؟

پاسخ : 
خواجه نصير الدين طوسي در رساله فيلسوفانه و محققانهاي كه در امامت تأليف فرموده، فصلي كامل راجع به غيبت امام دوازدهم و طول مدت و رفع استبعاد آن مرقوم داشته است و در پايان آن راجع به «سبب غيبت» چنين فرموده است: 
«و أما سبب غيبته فلا يجوز أن يكون من الله سبحانه ولا منه كما عرفت فيكون معي المكلفين، وهوالخوف الغالب وعدم التمكين والظهور يجب عند زوال السبب»
[اما سبب غيبت امام دوازدهم، پس جايز نيست كه از جانب خداي سبحان و يا از جانب خود آن حضرت باشد؛ بلكه همانگونه كه شناختي از مردم و مكلفين است و آن خوف غالب و تمكين نداشتن مردم از امام است و هر موقع اين سبب زايل شود يعني مردم تمكين و اطاعت از امام نمايند ظهور واجب مي شود.]
چنانچه دقت و ملاحظه شود كلام اين استاد بزرگ كه در روشنائي عقل و حكمت اين موضوع را بررسي و مورد تحليل قرار داده، مؤيد بعضي وجوهي است كه در جاي ديگر بطور مفصل شرح داديم و آن بيم از قتل و تمكين نكردن مردم است و اگر اين سبب برطرف شود، آن حضرت ظاهر مي شود پس سزاوار نيست بندگان با آنكه سبب غيبت خود آنها هستند اشكال و ايراد نمايند. مع ذلك چنانچه آنها رفع سبب نكنند اراده خدا بر آن تعلق گرفته كه در زمان مقتضي او را به قهر و غلبه تمكن دهد و وعدهاي را كه در قرآن شريف در آية كريمة: 
(«وَعَدْ اللهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الاَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دينَهُمُ الَّذي ارْتَضي لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً» نور/57
[خدا به كساني كه از شما بندگان ايمان آورده و نيكوكار گردد وعده فرموده كه در زمين خلافت دهد چنانكه امتهاي صالح پيرامون گذشته، جانشين پيشينيان خود شدند و علاوه بر خلافت، دين پسنديده آنان را بر همه اديان تمكين و تسلط عطا كند و به همة مؤمنان پس از خوف و انديشه از دشمنان ايمني كامل دهد.]
به مؤمنين داده، منجّز فرمايد و آن حضرت ظاهر و آشكار شود و اگر يك روز از دنيا باقي نمانده باشد آنقدر آن روز را طولاني سازد تا مهدي(عج) ظاهر شود و زمين را پر از عدل و داد كند پس از آنكه پر از ظلم و جور شده باشد.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
فوايد گوناگون امام زمان علیه السلام در زمان غيبت براي امت اسلامي چيست؟

پاسخ : 
ما اين فوائد را تحت عنوان كلي «او بسان خورشيد در پس ابر است»، مي آوريم و اين فوائد همگي بيانگر حقيقت اين تشبيه است. در احاديث متعدد و گوناگوني كه در زمينه حكمت و فايده وجود امام عليهالسلام در دوارن غيبت به ما رسيده، تعبير بسيار پر معني و جالبي در يك عبارت كوتاه ديده مي شود كه مي تواند كليدي باشد براي گشودن اين رمز بزرگ. و آن اينكه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در پاسخ اين پرسش كه وجود حضرت بقيةالله ارواحنا فداه در عصر غيبت، چه فايدهاي دارد، فرمود:
«ايْ وَالذي بَعَثني بِالنبوه اِنَّهُمْ لَيَنْتَفِعُونَ به وَ يَستَضيئونَ بِنُور و لايَتِهِ في غَيْبَتهِ كَاْنتفاع الناسِ بالشَّمشِ وَ اِنْ جَلّلَهَا السحاب» (بجار الانوار، 52/93، به نقل از كمال الدين شيخ صدوق)
[آري سوگند بخدائي كه مرا به نبوت برگزيد، مردم از او منتفع مي شوند، و از نور ولايتش در دوران غيبتش بهره مي گيرند، همانگونه كه از خورشيد بهنگام قرار گرفتن پشت ابرها بهره مي برند]
براي فهم اين كليد رمز، نخست بايد نقش خورشيد را بطور كلي، و به هنگامي كه چهره تابناكش پشت ابرها پنهان مي گردد، دريابيم.
خورشيد داراي دو نوع نورافشاني است: نور افشاني آشكار و نورافشاني مخفي، يا به تعبير ديگر نورافشاني مستقيم و نورافشاني غير مستقيم.
در نور افشاني آشكار، اشعه آفتاب به خوبي ديده مي شود، هر چند قشر ضخيم هوا كه اطراف كره زمين را پوشانيده، همانند يك شيشه ضخيم كار مي كند، شيشه اي كه از شدت تابش آفتاب مي كاهد و آن را قابل تحمل مي سازد، نور آفتاب را تصفيه مي كند و شعاعهاي مرگبارش را خنثي و بي اثر مي سازد، ولي به هر حال مانع از تابش مستقيم آفتاب نيست. ولي در تابش غير مستقيم، ابرها هماننند يك شيشه مات، نور مستقيم خورشيد را گرفته پخش مي كنند.
گاهي اوقات وارد اطاقي مي شويم كه با لامپهاي مات روشن شده، اطاق را روشن مي بينيم، اما خود لامپ و شعاع اصلي و مستقيم آن به هيچ وجه ديده نمي شوند ....
از سوي ديگر، نور آفتاب مهمترين نقش را در دنياي حيات و موجودات زنده دارد. نور و حرارتي كه از خورشيد به هر سو پاشيده مي شود، تنها انرژي زندگي بخش در گياهان و حيوانات و انسان است.
رشد و نمو موجودات زنده، تغذيه و توليد مثل آنها، حس و حركت و جنبش، آبياري زمينهاي مرده، غرش امواج دريا، وزش حيات بخش بادها، ريزش دانه هاي زندگي آفرين باران و برف ، صداي زمزه آبشارها، نغمه هاي مرغان، زيبائي خيره كننده گلها، گردش خون در عروق انسان و طپش قلبها، عبور برق آساي انديشه ازلابلاي پردههاي مغز، و لبخند شيريني كه بر لب گلبرگ مانند يك كودك شير خوار نقش مي بندد ... همه و همه بطور مستقيم يا غير مستقيم به نور آفتاب بستگي دارد و بدون آن، همه اينها به خاموشي خواهند گرائيد. اين موضوع را با كمي دقت مي توان دريافت. حال اين سؤال پيش مي آيد كه آيا اين بركات و آثار زندگي بخش، مخصوص زماني نيست كه نور بطور مستقيم مي تابد؟.
پاسخ اين سؤال روشن است: نه؛ بسياري از اين آثار در نور مات خورشيد از پشت ابرها نيز وجود دارد. مثلاً در كشورها يا شهرهائي كه چندين ماه از سال ابرها سراسر آسمان را پوشانيده اند، آفتاب ديده نمي شود، ولي گرما، نمو و رويش گياهان، توليد انرژي لازم براي حيات، رسيدن غلات و ميوه ها خنديدن گلها و شكوفه ها وجود دارند.
بنابراين تابش خورشيد از پشت پرده ابرها، قسمت مهمي از بركات خود را در بردارد. و تنها قسمتي از آثار كه نياز به تابش مستقيم دارد موجود نيست. مثلاً مي دانيم تابش آفتاب، اثر حياتي خاصي روي پوست و ساير جهاز بدن انسان و موجودات زنده دارد. به همين دليل، در كشورهائي كه از اين نظر در محروميت بسر مي برند، در روزهاي آفتابي، بسياري از مردم «حمام آفتاب» مي گيرند و در برابر اين نور حيات بخش برهنه مي گردند و با تمام ذرات وجود خود –كه تشنه اين هديه آسماني است- ذرات اين نور را مي مكند. تابش مستقيم آفتاب، علاوه بر اينكه روشنائي و گرماي بيشتري مي آفريند، اثر خاصي به خاطر همان اشعه ماوراي بنفش در كشتن انواع ميكروبها و سالم سازي محيط دارد كه در نور غير مستقيم ديده نمي شود. از مجموع بحث قبل نتيجه مي گيريم كه: هر چند پرده هاي ابر، بعضي از آثار آفتاب را مي گيرد، ولي قسمت مهمي از آن همچنان باقي مي ماند.
اين بود حال «مُشَبَّهٌ بِهِ» يعني آفتاب. اكنون باز ميگرديم به وضع «مُشَبَّه» يعني وجود رهبران الهي در حال غيبت. اشعه معنوي وجود امام عليهالسلام در حالي كه درپشت غيبت نهان است، داراي آثار قابل ملاحظهاي است كه علي رغم تعطيل مسئله تعليم و تربيت و رهبري مستقيم، حكمت وجود او را آشكار مي سازد. به ملاحظه اجمال اين نوشته، برخي از اين آثار، در اينجا بيان مي شود.
الف- پاسداري از آئين الهي
با گذشت زمان و آميختن سليقه ها و افكار شخصي به مسائل مذهبي و گرايشهاي مختلف به سوي برنامه هاي ظاهر فريب مكتبهاي انحرافي، و دراز شدن دست مَفْسَدِه جويان به سوي مفاهيم آسماني، اصالتِ پارهاي از اين قوانين از دست ميرود و دستخوش تغييرات زيانبخشي مي گردد.
اين آب زلال كه از آسمان وحي نازل شده، با عبور از مغزهاي اين و آن تدريجاً تيره و تار گشته، صفاي نخستين خود را از دست ميدهد.
اين نور پر فروغ با عبور از شيشه هاي ظلماني افكار تاريك، كمرنگتر ميگردد. خلاصه با آرايشها و پيرايش هاي كوته بينانه افراد و افزودن شاخ و برگهاي تازه به آن چنان مي شود كه گاهي بازشناسي مسائل اصلي، دچار اشكال مي گردد. آن شاعر خطاب به پيامبر صلي الله عليه و آله مي گويد:
شرع تو را در پي آرايشند
دين تو را از پي پيرايشند
بس كه فزودند بر آن برگ و بر
گر تو بيني نشاسي دگر
با اين حال، آيا ضروري نيست كه در ميان جمع مسلمانان كسي باشد كه مفاهيم فناناپذير تعاليم اسلامي را در شكل اصليش حفظ و براي آيندگان نگهداري كند؟
مي دانيم در هر مؤسسه مهمي، صندوق نسوزي وجود دارد كه اسناد مهم آن مؤسسه را در آن نگهداري مي كنند، تا از دستبرد دزدان محفوظ بماند. بعلاوه هرگاه مثلاً آتش سوزي در آنجا روي دهد، از خطر حريق مصون باشد كه اعتبار و حيثيت آن مؤسسه نزديكي پيوند با حفظ آن اسناد و مدارك دارد.
سينه امام و روح بلندش، صندوق نسوز حفظ اسناد آئين الهي است كه همه اصالتهاي نخستين و ويژگيهاي آسماني اين تعليمات را در خود نگاهداري مي كند، «تا دلائل الهي و نشانه هاي روشن پروردگار باطل نگردد و به خاموشي نگرايد» و اين يكي ديگر از آثار وجود او، گذشته از آثار ديگر است.
ب- تربيت گروه منتظر آگاه
برخلاف آنچه بعضي فكر مي كنند، رابطه امام در زمان غيبت به كلي از مردم بريده نيست. بلكه آن گونه كه از روايات اسلامي برمي آيد، گروه كوچكي از آمادهترين افراد –كه سري پرشور از عشق خدا، و دلي پر ايمان و اخلاصي فوق العاده براي تحقق بخشيدن به آرمان اصلاح جهان دارند- با حضرتش در ارتباطند.
معني غيبت امام صلوات الله عليه، اين نيست كه آن حضرت به شكل يك روح نامرئي و يا شعاعي ناپيدا درمي آيد. بلكه او از يك زندگي طبيعي آرام برخوردار است، بطور ناشناخته در ميان همين انسانها رفت و آمد دارد، دلهاي بسيار آماده را برمي گزيند و در اختيار مي گيرد، بيش از پيش آماده مي كند و مي سازد. افراد مستعد، به تفاوت ميزان استعداد و شايستگي خود، توفيق درك اين سعادت را پيدا ميكنند. بعضي چند لحظه و برخي چند ساعت يا چند روز، و جمعي سالها با حضرت بقيه الله ارواحنا فداه در تماس هستند.
آنها كساني هستند كه آنچان بر بال و پر دانش و تقوي قرار گرفته و بالا رفته اند كه همچون مسافران هواپيماهاي دور پرواز، بر فراز ابرها قرار مي گيرند، آنجا كه هيچگاه حجاب و مانعي بر سر راه تابش جهانبخش آفتاب نيست، در حالي كه ديگران در زير ابرها و در تاريكي و نور ضعيف بسر مي برند.
بدرستي حساب صحيح نيز همين است. من نبايد انتظار داشته باشم كه آفتاب را به پائين ابرها بكشم تا چهره او را ببينم. چنين انتظاري، اشتباه بزرگ و خيال خام است. اين منم كه بايد بالاتر از ابرها پرواز كنم، تا شعاع جاودانه آفتاب را جرعه جرعه بنوشم و سيراب گردم.
بهر حال، تربيت اين گروه يكي ديگر از حكمتهاي وجود آن حضرت در اين دوران است.
ج- نفوذ روحاني و ناآگاه
مي دانيم خورشيد، يك سلسله اشعه مرئي دارد كه از تركيب آنها با هم، هفت رنگ معروف پيدا مي شود و يك سلسله اشعه نامرئي كه به نام «اشعه ماوراءبنفش» و «اشعه مادونقرمز» ناميده شده است. همچنين يك رهبر بزرگ آسماني، خواه پيامبر باشد يا امام، علاوه بر تربيت تشريعي –كه از طريق گفتار و رفتار و تعليم و تربيت عادي صورت مي گيرد- يك نوع تربيت روحاني دارد، كه از راه نفوذ معنوي در دلها و فكرها اعمال مي شود. و ميتوان آن را تربيت تكويني نام گذارد. در آنجا الفاظ و كلمات و گفتار و كردار كار نمي كند، بلكه تنها جاذبه و كشش دورني مؤثر است.
در حالات بسياري از پيشوايان بزرگ الهي مي خوانيم كه گاه بعضي از افراد منحرف و آلوده، با يك تماس مختصر با آنها بكلي تغيير مسير مي دادند، و سرنوشتشان يكباره دگرگون مي شد و به قول معروف با صدوهشتاد درجه بازگشت، راه كاملا تازهاي را انتخاب مي كردند، يك مرتبه فردي پاك و مؤمن و فداكار از آب درمي آمدند كه از بذل همه وجود خود نيز مضايقه نداشتند.
اين دگرگونيهاي تند و سريع و همه جانبه، اين تحولات جهش آسا و فراگير، آنهم با يك نگاه و برخورد- البته براي آنها كه در عين آلودگي، يك نوع آمادگي نيز دارند- نتيجه جذبه ناخودآگاه است كه گاهي از آن تعبير به «نفوذ شخصيت» نيز مي شود.
بسياري اين موضوع را در زندگي خود تجربه كردهاند كه به هنگام برخورد با افرادي كه روحهاي بزرگ و عالي دارند، چنان بي اختيار و ناخودآگاه تحت تأثير آنان قرار مي گيرند كه حتي سخن گفتن در برابر آنها برايشان مشكل مي شود، و خود را در ميان هالهاي مرموز و غير قابل توصيف از عظمت و بزرگي مي بينند.
البته ممكن است گاهي اينگونه امور را با تلقين و امثال آن توجيه كرد، ولي مسلماً اين تفسير براي همه موارد صحيح نيست. بلكه راهي جز اين ندارد كه بپذيريم اين آثار، نتيجه شعاع اسرارآميزي است كه از درون ذات انسانهاي بزرگ برمي خيزد.
سرگذشت هاي فراواني در تاريخ پيشوايان بزرگ مي بينيم كه جز از اين راه نمي توان آنها را تفسير كرد، كه در اينجا چند نمونه ذكر مي كنيم.
برخورد اَسْعَد بن زُرارَة بتپرست به پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) در كنار خانه كعبه و تغيير جهش آساي طرز تفكر او، و يا آنچه دشمنان سر سخت پيامبر(ص) نام آن را سحر مي گذاردند و مردم را به خاطر آن از نزديك شدن به او باز مي داشتند. (اعلام الوري، 35-40)
تأثير پيام امام حسين صلوات الله عليه روي فكر «زُهَير» در مسير كربلا نقل شده، تا آنجا كه با شنيدن پيام امام حتي نتوانست لقمه اي را كه در دست داشت به دهان بگذارد، و آن را به زمين نهاد و حركت كرد.
كشش عجيب و فوق العادهاي كه «حُرِّبن يَزيد رياحي» در خود احساس مي كرد، و با تمام شجاعتش همچون بيد مي لرزيد، و همين كشش سرانجام او را به صف مجاهدان كربلا كشيد و به افتخار بزرگ شهادت نائل آمد.
داستان جواني كه در همسايگي «اَبوبَصير» زندگي داشت، و با ثروت سرشار خود –كه از خوش خدمتي بدستگاه بنياميه فراهم ساخته بود- به عيش و نوش و بيبند و باري پرداخته بود. و سرانجام با يك پيام امام صادق عليهالسلام بكلي دگرگون شد، و همه كارهاي خود را كناري نهاد و تمامي اموالي را كه از طريق نامشروع گرد آورده بود، يا به صاحبش داد و يا در راه خدا انفاق كرد.
سرگذشت كنيز خواننده و زيبا و عشوهگري كه هارون به گمان خام خود براي منحرف ساختن ذِهن امام كاظم صلوات الله عليه به زندان اعزام داشته بود، و منقلب شدن روحيه او در يك مدت كوتاه، تا آنجا كه قيافه و طرز سخن و منطق او هارون را به حيرت و و حشت افكند...
همه و همه نشانه و نمونه هائي از همين تأثير ناخودآگاه است كه مي توان آن را شعبه اي از ولايت تكويني معصومين-اعم از پيامبر و امام(ع)- دانست، چرا كه عامل تربيت و تكامل در اينجا الفاظ و جمله ها و راههاي معمولي و عادي نيست، بلكه جذبه معنوي و نفوذ روحاني، عامل اصلي محسوب مي شود. 
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا امام زمان (عج) فرموده‌اند که در غیبت کبری امکان دیدار ایشان وجود ندارد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
با توجه به قطعيّت اين امر كه عده اي از اشخاص جليل القدر شرفياب حضور امام مهدی علیه السلام شده اند، توقيع صادر شده به نام «علی بن محمد سمری» (از نوّاب اربعه) مبني بر «آغاز غيبت كامل و اين كه مدعي مشاهده حضرت كذّاب و مفتري است،» را چگونه بايد تفسير كرد؟

پاسخ:
اين توقيع، اعلام پايان يافتن«غيبت صغري» و شروع«غيبت كبري» است ودر آن به جناب «علي بن محمد سمري» ـ رضوان الله عليه ـ امر شده است كه به احدي وصيت ننمايد كه بعد از او قائم مقام او و نايب خاص باشد. 
و نيز اعلام صريح بطلان ادعاي افرادي است كه در غيبت كبري، ادعاي نيابت و سفارت خاصه و وساطت بين امام(ع) و مردم مي نمايند. 
بنابراين، چنانكه بعضي بزرگان هم فرموده اند، ممكن است مراد از اينكه «مدعي مشاهده» كذاب و مفتري خوانده شده است، كساني باشند كه ادعاي نيابت كنند و بخواهند با دعوي مشاهده و شرفيابي، خود را واسطة بين امام و مردم معرفي نمايند؛ و همين حكايات و وقوع تشرف اشخاص به خدمت آن حضرت هم، قرينه و دليل است بر اينكه در اين توقيع، نفي مطلق مشاهده و شرفيابي مراد نيست، بلكه مقصود نفي ادعائي است كه دليل بر تعيين شخص خاصي به نيابت باشد.
و ممكن است مراد از توقيع مذكور نفي ادعاي اختياري بودن مشاهده و ارتباط باشد؛ يعني اگر كسي مشاهده و ارتباط را به اختيار خود ادعا كند، به اين صورت كه هر وقت بخواهد خدمت امام(ع) شرفياب مي شود، يا ارتباط پيدا ميكند، كذّاب و مُفتري است و اين ادعا از احدي در غيبت كبري پذيرفته نيست، يا اينكه چنين كسي كه اين سمت را به راستي داشته باشد، پيدا نخواهد شد؛ و اگر هم كسي آن را دارا باشد، از ديگران مكتوم مي دارد، و به كسي اظهار و افشا نمي نمايد. علاوه بر اين، پيرامون اين توقيع، توضيحات ديگري نيز علماي اعلام داده اند و دركتابهائي مثل «جنة المأوي» مرحوم محدث نوري نقل شده است.
اجمالاً با اين توقيع، در آن همه حكايات و وقايع مشهور و متواتر نمي توان خدشه نمود، و بر حسب سند نيز، ترجيح با اين حكايات است. 
اگر خوانندة عزيز، خود به كتابهائي مثل نجم الثاقب رجوع نمايد، مي بيند كه در اين حكايات، وقايعي است كه هرگز شخص عاقل در صحت آنها نمي تواند شك كند. 
بنابراين، هم شرفيابي اشخاص به حضور آن حضرت ثابت است و هم كذب و بطلان ادعاي كساني كه در غيبت كبري ادعاي سفارت و نيابت خاصّه و وساطت بين آن حضرت و مردم را مي نمايند، معلوم است.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا امام زمان در سن 75 سالگی، به شكل يک فرد 75 ساله، غيبت كبرای خويش را آغاز نموده‌اند؟

پاسخ : 
در روايات اشاره‌ای به اين مطلب نشده، و تنها گفته شده است كه آن حضرت در قيافه شخص سی ساله يا چهل ساله ظهور می‌كند.
بلی، ثبوتاً ممكن است در موقع غيبت در قيافه شخص 75 ساله غايب شده باشند، و نيز ممكن است در غير اين قيافه غايب شده باشند. 

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
امام زمان , غیبت کبری , ظهور امام زمان , سن امام زمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
كيفيّت غيبت حضرت صاحب الامر چگونه است؟ آيا جسم شريف ايشان از نظرها پنهان است يا اينكه جسم آن حضرت ديده مي‎شود ولي كسي ايشان را نمي‎شناسد؟

پاسخ : 
اگر چه فلسفه و صحت و فائده غيبت، به هر يك از دو نحو (غايب شدن جسم و ناشناس بودن) حاصل مي‎شود و اين جهات كه امر امام(ع) مخفي باشد و كسي او را نشناسد، يا نتواند متعرض ايشان گردد و سائر هدف‎ها و مقاصدي كه در غيبت آن حضرت است، در هر دو حال حاصل است؛ اما از جمع بين روايات و حكايات تشرف افراد به خدمت آن حضرت و استفادة تفسير بعضي از آنها از برخي ديگر، دانسته مي‎شود كه غيبت آن حضرت به هر دو شكل (نا پيدا شدن و ناشناس بودن) وقوع دارد. و بلكه گاهي در زمان واحد هر دو شكل واقع شده است؛ يك نفر ايشان را ديده و نشناخته و ديگري در همان حال، اصلاً آن حضرت را نديده است. چنان كه پيغمبر اكرم(ص) را در بعضي از وقايع بعضي مي‎ديدند و بعضي نمي‎ديدند.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
انتظار در زمان غيبت امام زمان (عج) چه معنايي دارد و مقصود از انتظار فرج چيست؟

پاسخ : 
درک دقيق معناي انتظار مبتنی بر فهم جامع انديشه مهدويت است و انديشه مهدويت را بايد با توجه به مجموعه معارف اسلامی و در راستای هدف كلی دين اسلام ديد. بنا بر آموزه‌های دينی، حضرت مهدی (عج) روزی ظهور كرده و وعده‌های الهی را به اجرا درمی‌آورد. او برپا كننده حكومت صالحان می‌باشد و مومنان به ميزان ايمان و عمل صالحشان در حكومت مهدی (عج) قرب و منزلت دارند. اين انديشه پايانی زيبا و نورانی برای جريان زندگی انسان تصوير می‌كند و عامل شعله‌ور شدن اميد در دل‌های مومنين است. اميد به ظهور حضرت مهدی (عج)، همان اميد به خداست. اميد موتور حركت انسان در زندگی است و اميد به مهدی (عج)، عامل حركت استوارتر انسان در مسير خوبی‌ها يعنی همان هدف اصلی دين می‌باشد. مقصود از انتظار فرج، اميد و دلبستگی به مهدی (عج) است. بنابراين انتظار فرج مقصود دين به تعبير شهيد مطهری (ره)، انتظاری سازنده و نگه دارنده، تعهدآور، نيروآفرين و تحرک‌بخش است. به گونه‌ای كه خود نوعي عبادت و حق پرستی است. برخي به خطا به گونه‌ای انديشه مهدويت را تصوير می‌كنند كه انتظار براساس آن به معنای كمک به رشد ظلم و فساد و پرشدن دنيا از گناه می‌باشد در حالي كه بی شک چنين اموری با هدف دين بيگانه است، بنابراين انتظار و عشق به مهدی (عج)؛ يعنی، عشق به همه خوبی‌ها و اميد اقامه همه خوبی‌ها در دنياست. اين عشق و اميد عاملی است كه انسان را وامی‌دارد تا هر چه بيشتر و محكم‌تر در راه خوبی‌ها قدم بردارد، پس انتظار فرج مسئوليت آفرين است. بحث در اين موضوع نياز به مطالعه بيشتري دارد. منابع زير بسيار مفيد است:

1- قيام و انقلاب مهدی، شهيد مطهری، صدرا، تهران. (اين كتاب اساسا به معنای انتظار پرداخته است.) 
2- امامت و مهدويت، آيت الله صافي، انتشارات اسلامي قم، 1375.(اين اثر به مجموعه‌ای از بحث‌ها پيرامون امام مهدی (عج) پرداخته و بحث انتظار نيز يكی از فصل‌های كتاب (ج 1، صص 351 - 398) است.) 

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
انتظار , غيبت امام زمان , انتظار فرج , مهدويت , حضرت مهدی , حكومت صالحان , اميد , مومنين , دين , خوبی‌ها
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امام مهدی علیه السلام در غيبت كبری چه مسؤوليت‌هايی را بر عهده دارند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
امام مهدی علیه السلام در غيبت كبری چه مسؤوليت‌هايی را بر عهده دارند و اين عمر طولانی را در چه شغل و عملی می‌گذرانند؟

پاسخ:
در غيبت كبري كارها و مشاغل و مسؤوليت‎های امام زمان (ع) بسيار حسّاس و مهم است و اگرچه تصرف و بسط يد و حكومت ظاهری بر اوضاع ندارند و رتق و فتق امور را ديگران در اختيار گرفته و نظام حكم و اداره را به خود اختصاص داده و بندگان خدا را استضعاف و استعباد می‎كنند، مع ذلک امام مهدی (ع) ناظر بر اوضاع می‌‎باشند و عنايت‎هایی دارند و تصرفاتی می‎نمايند. و بالجمله شؤون امامت و رهبری و زعامت را در حدود امكان متصدی شده و وظايف خود را به نحو احسن و اكمل انجام می‎دهند؛ خلاصه، عمر طولانی ايشان در اطاعت خدا می‌‎گذرد، هم تكاليف فردی خويش را انجام می‎دهند و هم بر حسب حكايات متواتر، تكاليف اجتماعی را، آنچه مقتضی و مصلحت باشد، انجام می‎دهند؛ مانند هدايت اشخاص، ياري دادن مؤمنين بر مخالفين در بحث و احتجاج، حل مسائل مشكل، نصيحت و موعظة افراد، شفاي امراض، هدايت گم شدگان و رساندن آنها به مقصد، تعليم ادعيه، كمک مالي به نيازمندان، فريادرسی گرفتاران و درماندگان و زندانيان، ياری بيچارگان. كه بيشتر اين اعمال در ضمن ظهور معجزات، از آن حضرت صادر شده است. (رجوع شود به «دارالسلام» عراقی ؛ «نجم ثاقب» ؛ «جنه المأوی» ؛ «العبقری الحسان»، بحارالانوار و غيره)

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
امام مهدی , غيبت كبری , امامت , رهبری , عمر طولانی , فريادرسی , مسؤوليت‎های امام زمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در غيبت حضرت مهدی علیه السلام نيازمند دانستن سِرِّ اين غيبت نيزهستيم؟

پاسخ : 
ما در ايمان به غيبت حضرت امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به هيچ وجه محتاج به دانستن سرّ آن نيستيم و اگر فرضاً نتوانستيم به هيچيك از اسرار آن برسيم، در ايمان به آن جازم، و آن را بطور قطع باور داريم و اجمالاً مي‎دانيم كه مصالح و فوايد بزرگي در اين غيبت است، اما ميان دانستن و ندانستن ما، با واقع شدن و واقع نشدن آن هيچ رابطه‎اي نيست، چنانچه اگر ما اصل غيبت را هم نشناسيم به واقعيّت آن صدمه‎اي وارد نمي‎شود.
غيبت آن حضرت امري است واقع شده كه معتبرترين احاديث از آن خبر داده و جمع بسياري از بزرگان در اين مدت به درك حضور مقدس آن حضرت نايل شده‎اند، پس ميان اين مطلب يعني ندانستن سرّ غيبت و صحت امكان وقوع آن، هيچ ارتباطي اصلاً و قطعاً وجود ندارد، مي‎توانيم بگوئيم ما سرّ غيبت آن حضرت را نمي‎دانيم و مع ذلك به غيبت آن بزرگوار ايمان داريم. مثل اينكه فايده بسياري از چيزها را نمي‎دانيم ولي به وجود و هستي آنها عالِم و دانائيم.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا خوف از قتل و بيم از كشته شدن مي‎تواند يكي از موجبات غيبت امام زمان علیه السلام باشد؟ و آيا با بقاء غيبت ارتباطي دارد؟

پاسخ : 
بله، بيم از قتل و نداشتن تأمين جاني مي‎تواند سبب غيبت شده باشد و اين مطلب از مراجعه به كتابهاي مورد اعتماد و تواريخ و احاديث معلوم مي‎شود. زيرا بني عباس به ملاحظه آنكه شنيده بودند و مي‎دانستند در خاندان پيغمبر و از فرزندان علي و فاطمه (عليهما السلام) شخصيتي پيدا خواهد شد كه حكومت جباران و مستبدان به دست او بر چيده مي‎شود و آن كس فرزند حضرت امام حسن عسكري(ع) است، در مقام كشتن او برآمدند و همانطور كه فرعون نسبت به حضرت موسي(ع) رفتار كرد براي آنكه از ولادت آن حضرت مطلع شوند نخست جاسوسان و كارآگاهان گماشتند؛ و بعد هم خواستند شخص او را بيابند و دستگير سازند، ولي خدا آن حضرت را حفظ كرد و دشمنان او را نا اميد ساخت و بر حسب ظاهر نيز جنگهاي داخلي بزرگ و ابتلاي بني عباس به شورش و انقلاب «صاحب الزنج» آنها را از تعقيب اين موضوع بازداشت، چنانچه كليني و شيخ طوسي در كتاب «كافي» و «غيبت» به سند خود از زراره روايت كرده‎اند كه گفت: شنيدم حضرت صادق(ع) فرمود:
براي قائم(ع) پيش از آنكه قيام فرمايد غيبتي است، عرض كردم: براي چه؟
فرمود: براي آنكه از كشته شدن بيم دارد.
اما بيان ارتباط بقاي غيبت با خوف از قتل اين است كه اگر چه خداوند متعال، قادر و توانا است كه در هر زمان و هر ساعت آن حضرت را ظاهر و بطور قهر و غلبه بر تمام ملل و حكومتها پيش از فراهم شدن اسباب، غالب سازد ولي چون جريان اين جهان را خداوند بر مجراي اسباب و مسبّبات قرار داده، تا اسباب چنان ظهوري فراهم نشود، قيام آن حضرت به تأخير خواهد افتاد و اگر پيش از فراهم شدن اسباب و مقدمات ظاهر شود از خطر قتل مصون نخواهد ماند.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا پيشينه نظريه ولايت فقيه به زمان غيبت امام زمان عليه السلام می‌رسد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آيا پيشينه نظريه ولايت فقيه به زمان غيبت امام زمان عليه السلام می‌رسد، يا اين كه ريشه‌های اين نظريه در دوران حضور امامان معصوم عليهم السلام هم وجود داشته است؟

پاسخ:
شرح پرسش:
آیا پیشینه نظریه ولایت فقیه به زمان غیبت امام زمان علیه السلام می‌رسد، یا این که ریشه‌های این نظریه در دوران حضور امامان معصوم علیهم السلام هم وجود داشته است؟

پاسخ:
شاید در ذهن اکثر مردم چنین باشد که ولایت فقیه به پس از دوران غیبت کبرای امام زمان(عج) برمی گردد یعنی در کمتر از 1200 سال قبل ولی با توجه به مفاد نظریه ی ولایت فقیه و با مروری اجمالی به تاریخ دوران حضور امامان معصوم براحتی می توان ولایت فقیه را در عصر حضور معصومین هم دید.

حکومت خدا و منصوبین او
بر اساس دیدگاه عقیدتی شیعه حاکمیت در اصل از آن خداست و به عبارتی دیگر: حاکمیت از شؤون ربوبیت الهی است. هیچ کس حق حکومت بر انسانی را ندارد مگر آنکه خدا به او اجازه دهد. پیامبران و خاتم آنها (حضرت محمد صلی الله علیه و آله) و اوصیای معصوم ایشان از طرف خدا اجازه حکومت برانسانها را داشتند. ما در اینجا قصد بیان دلیل مشروعیت حکومت حضرت رسول و امامان معصوم را نداریم. از نظر تاریخی مسلم است از میان امامان معصوم فقط حضرت علی (علیه السلام) و امام حسن مجتبی (علیه السلام) برای مدت بسیار کوتاهی به حاکمیت ظاهری رسیدند و دیگر امامان بدلیل سلطه ی حاکمان غیر شرعی از اداره جامعه برکنار بودند و مجالی برای حکومت به دست نیاوردند.
حضرت علی (علیه السلام) در زمان حاکمیتشان کسانی را در نقاط مختلف کشور اسلامی به حکومت می گماردند که منصوب خاص آن حضرت بودند و اطاعت از آنها – مانند اطاعت از خود آن حضرت – واجب بود، چون این افراد بواقع منصوب با واسطه از طرف خدا بودند یعنی لازم نیست شخص منصوب بی واسطه از سوی خدا باشد، تا اطاعتش واجب گردد. ولایت فقیه هم – در واقع – نصب با واسطه است و فقیه از طرف خدا اجازه دارد حکومت کند. در زمان امامانی که حاکمیت ظاهری نیافتند امور جامعه ی مسلمانان تحت تسلط و حاکمیت حاکمان جور بود. این حاکمان در فرهنگ شیعه "طاغوت" محسوب می شدند و بر اساس نصّ قرآن "یریدون ان یتحاکموا الی الطاغوت و قد امروا ان یکفروا به"(1) مردم حق مراجعه به آن حاکمان و کسانی را که به سوی آنها برای تدبیر امور گمارده شده بودند نداشتند در حالی که در مواردی نیاز بود به شخصی مثل حاکم یا قاضی مراجعه شود، در چنین مواردی وظیفه ی مردم چه بود؟
از امامان معصوم دستورهایی رسیده است که مردم باید در زمان یا مکانی که دسترسی به معصوم ممکن نیست به کسانی که دارای شرایط خاصی هستند مراجعه کنند تا کارهای آنان زمین نماند. مثلا از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است: "من کان منکم قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکما ..."مقصود از شخص آگاه به حلال و حرام و آشنا به احکام همان فقیه مورد نظر ماست.

ولایت فقیه در کلام معصوم
از امامان معصوم دستورهایی رسیده است که مردم باید در زمان یا مکانی که دسترسی به معصوم ممکن نیست به کسانی که دارای شرایط خاصی هستند مراجعه کنند تا کارهای آنان زمین نماند. مثلا از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است: "من کان منکم قد روی حدیثنا و نظر فی حلالنا و حرامنا و عرف احکامنا فلیرضوا به حکما ..."(2) مقصود از شخص آگاه به حلال و حرام و آشنا به احکام همان فقیه مورد نظر ماست. طبق روایات مشابه به هنگام دسترسی نداشتن به معصوم ،"فقیه حاکم مردم است و این حاکمیت از معصوم به او رسیده است. در همین روایت آمده است: "فانّی قد جعلته علیکم حاکما،"(3) من او را حاکم شما قرار دادم.
روشن است امام شخص معینی را به حاکمیت نصب نکرده بلکه به صورت عام منصوب نموده است. در همین روایت آمده است "فاذا حکم بحکمنا فلم یقبل منه فانّما استخفّ بحکم الله و علینا ردّ و الرّاد علینا کالرّاد علی الله و هو علی حّد الشّرک بالله"(4) حاکمی که منصوب عام از طرف معصوم است اطاعتش واجب است و اگر کسی حکم او را نپذیرد، مانند آن است که حاکمیت معصوم را نپذیرفته است. با توجه به نصب عام فقها نظریه ولایت فقیه اختصاص به زمان غیبت ندارد، بلکه در زمان حضور اگر دسترسی به امام معصوم ممکن نباشد این نظریه نیز باید اجرا گردد. زیرا محتوای این نظریه، چیزی جز چاره جویی برای مردمی که دسترسی به امام ندارند، نیست پس ریشه این نظریه را در زمان حضور معصوم نیز می توان دید.

پی‌نوشت‌ها:
1- سوره نساء، آیه 60، "می‌خواهند طاغوت را در اختلافات خود حاکم قرار دهند در حالی که مأمور شده‌اند به طاغوت کفر ورزند."
2 و 3 و 4. اصول کافی، ج 1، ص 67.

کلمات کلیدی : 
ولايت فقيه , زمان غيبت , امام زمان , امامان معصوم , فقيه , امام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مي گويند حضرت ولي عصر در غيبت صغري سفيران مخصوصي داشته كه مطالب لازم و وقايع را حضور امام مي رسانيدند براي آشنايي , خصوصيات آنها را بطور فشرده بنويسيد؟

پاسخ : 
امام زمان (عج ) در غـيبت صغري به وسيله چهار سفير مخصوص خود با مردم مسلمان درحال تماس بودند و بسياري از نيازمنديهاي مردم را از طريق نمايندگان خود برطرف مي نمودند و مشخصات آنان به قرار زير است :
عثمان بن سعيد عمري ( بر وزن گرمي ) كه منسوب به قبيله بني عمرو بن عامر است و از يازده سالگي افتخار خدمتگزاري به خاندان رسالت را داشت و ازاصحاب و ياران امام هادي و حضرت عسكري - عليهماالسلام - به شمار مي رفت و وكيل مخصوص امام عسكري بود . او آنچنان مورد وثوق و اطمينان امام بود كه حضرت عسكري درباره وي و فرزندش محمد بن عثمان كه پس از درگذشت پدر افتخار نيابت ازحضرت مهدي را پيدا نمود , چنين فرمود : عمري و فرزند او مورد وثوق من هستند هر چه از من براي شما نقل كنند حقيقتي است كه از من شنيده اند و نقل مي نمايند هر دو نفر ثقه و مورد اعتماد من هستند , به سخنان هر دو گوش فرا دهيد و هر دورا اجرا نماييد .
با مراقبت هاي شديدي كه حضرت عسكري نسبت به فرزند خود داشت , كمتر كسي را اجازه مي داد كه از حضرت مـهـدي ديـدن كند وي از افراد مخصوصي بود كه حضرت امام زمان (عج ) را در دوران حيات حضرت عسكري در خانه اش كرارا زيارت كرده بود شرح زندگي او در كتابهاي رجال بطور گسترده بيان شده است و تاريخ دقيق درگذشت وي به دست نيامده است . 
محمد بن عثمان بن سعيد , فرزند اولين سفير و خود او دومين سفير و وكيل امام زمان است كه زمان امام عسكري را درك كرده و در حديثي كه قبلا نقل شد , امام عسكري وي و پدرش را به بهترين وجهي توثيق نموده است . دوران سفارت او طولاني و گسترده تربود و همواره نامه هاي شيعيان را به حضور امام مي رسانيد و پاسخ كتبي را به آنان باز مي گردانيد وي در سال 304 و يا 305 درگذشته است . 
حسين بـن روح كـه در جامعه آن روز جهان شيعه به عقل و درايت اشتهار داشت و ازنزديكان محمد بن عثمان دومين سفير امام و رازدار او بود وي موضوع سفارت را به فرمان امام به حسين بن روح واگذار نمود و در سال سيصد و بيست و شش درگذشت . 
علي بن محمد سمري آخرين سفير امام (عج ) است كه امام در نامه اي به خود اونوشته و دستور داده است كه تو آخرين سفير مخصوص من هستي , ديگر نبايد كسي را به جاي خود معرفي كني وي در نيمه شعبان سال سيصد و بيست و نه درگذشت و بادرگذشت او باب سفارت خصوصي بسته شد و غيبت كبري آغاز گرديد و از آن به بعدهرگونه ادعاي نيابت خاصه از طرف آن حضرت مردود شناخته شده است .
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در زمان غيبت , مردم چه بهره هايي مي توانند از آن حضرت ببرند ؟

پاسخ : 
آن حضرت مثل خورشيدي پشت ابر است و كمابيش مردم از نور او استفاده مي كنند چنانچه افراد بي شماري هر چند بصورت ناشناس به زيارت ايشان مشرف شده و براي رفع گرفتاريهاي مادي و معنوي از آن بـزرگوار بهره مند شده اند و اساسا حيات آن حضرت عامل مهمي براي دلگرمي و اميدواري مردم است , تا خود را اصلاح و آماده ظهوركنند . همچنانكه خورشيد پشت ابر با اصل نبود خورشيد بسيار تفاوت دارد زيرااگر خورشيدنباشد تمام منظـومه شمسي منهدم و منهزم مي گردد , همچنين اگر امام نباشد , زمين لحظه اي آرام نمي گيرد و همچنان كه اين عدم رسيدن نور به زمين از جانب خورشيد نيست بلكه از تغيير و تحولات جو خود زمين است , همينطور غيبت امام از ضعف مردم است و همچنانكه ابر اگر جلوي نـور خورشيد را مي گيرد اما منافع بسياري هم دارد ,همچنين غيبت هم حكمتها و منافع عديده دربر دارد و الي آخر 000
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
نمونه‌ای از روايات اهل‌بيت (ع) درباره غيبت حضرت مهدی (عج) را بيان كنيد.

پاسخ : 
در پاسخ به دو روایت شریف در این زمینه اشاره می‌کنیم:

1 - عبدالعظيم حسنی عليه السلام از حضرت امام محمد تقی عليه السلام از پدرانش از علی عليه السلام نقل كرده كه حضرت فرمودند:
«قائم ما غيبتی دراز مدت دارد گويا شيعيان را می‌بينيم كه در زمان غيبت او همانند حيوان گرسنه‌ای كه دنبال چراگاه می‌گردد، در جستجوی اويند ولی او را نمی‌يابند. آگاه باشيد كه هر كس از ايشان كه بر دينش ثابت بماند و در اثر طول غيبت امامش، دچار قساوت قلب نگردد در روز قيامت با من در درجه من خواهد بود. سپس فرمودند: هنگامی كه قائم ما قيام كند، بيعتی از هيچ كس بر گردن او نخواهدبود (و هيچ حاكم ستمگری تسلطی بر او نخواهد داشت) و بدين منظور مخفيانه متولد می‌شود و از چشم مردم غايب می‌گردد.»(1)

2 - از حضرت سجاد عليه السلام روايت شده كه فرمودند: 
«قائم ما دو غيبت دارد كه يكی طولانی‌تر از ديگری است و تنها كسانی كه يقين قوی و معرفت صحيح داشته باشند، برامامت او ثابت می‌مانند.»(2)

پی‌نوشت‌ها:
1) منتخب الاثر، ص 255 
2) همان، ص 251 

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
روايات اهل بيت , غيبت حضرت مهدی , قائم , شيعيان , قساوت قلب , یقین , معرفت به امام زمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا سلسله امامان شيعه با غيبت امام زمان (عج) به پايان می‌رسد؟

پاسخ : 
برای نیل به اهداف مادی و معنوی ، رهبری از ضروریات زندگی اجتماعی است ، تا حدی كه این ضرورت در بین حیواناتی كه به صورت اجتماعی زندگی می كنند و تابع غرایزو سرشت ذاتی خود هستند (از قبیل زنبورها و مورچگان) به چشم می آید. بنابر این ،اصل مسئله رهبری در زندگی اجتماعی انسان از بدیهیات بوده و حتی مكاتبی چون آنارشیسم (كه دولت را به همه اشكالش محكوم می دانند) برخلاف آنچه شهرت پیداكرده است ، طالب هرج و مرج در رهبری اجتماعی نیسـت ، بلكه مدعی است گروههای داوطلب در اجتماع ، می توانند با بر طرف كردن این نیاز ضـمن اعمال گونه ای رهبری اجتماعی ، از جرایم جلوگیری نمایند.(1) اما از نظر دینی ، رهبری در اجتماع انسانی چنان لازم و نیاز به آن ضروری شمرده شده است كه اولین انسان را خداوند رهبر وتربیت یافته قرار داد تا در آینده انسانها هر چند محدود به یك خانواده هم باشند، بدون رهبر و راهنما نمانند. آیه شریفه 24 از سوره فاطر به همین سنت الهی تصریح كرده و می فرماید: ((و ان مـن امـه الا خـلافـیها نذیر)). برای هر زمان امام ورهبری قرار دادیم (2). در روایات شیعی ، لزوم وجود امام و حجت الهی به حدی ضروری شمرده شده كه فرموده اند: ((اگر امام نباشد زمین اهلش را در خود فرومی برد)). (3) همچنین در اصول كافی بابی مستقل به این مضمون وجود دارد كه اگر در زمین جزدو كس نباشند، لامحاله یكی از آن دو امام خواهد بود.(4) برهان عقلی ، همان گونه كه اصل نبوت عامه را اثبات می كند، امامت را هم ثابت شده می شمارد، زیرا به مقتضای همان برهان ، همیشه باید در بین نوع انسان فرد كاملی وجود داشته باشد كه به عقاید حقه الهی معتقد بوده و تمامی اخلاق و صفات پسندیده انسانی را به كاربسته و به همه احكام دین عالم و آگـاه وعامل بوده و در تمام این مراحل از هرگونه خطا و اشتباه و معصیت و گناه معصوم و مبرا باشد، بـه چنین انسان برگزیده ای امام می گویند. امام كسی است كه كمالاتی كه از جانب خدا نازل شده و ممكن است در افرادانسان تحقق یابد، در شخص او فعلیت و تحقق یافته است. امام محل نـزول فیوضات الهی و واسطه انسان و عالم غیب است. امام پیشرو و پیشوای قافله انسانی وكـسی است كه همواره مورد تائید و هدایت خداوند متعال بوده است و به واسطه افاضات معنوی وجاذبه های باطنی ، هر فردی از انسانها را طبق استعدادش به كمال مطلوب می رساندو در یك كـلام امـام هـم هدایت تشریعی بشر و هم هدایت تكوینی او را عهده دار است ،البته در این جهت او واسطه فیض هدایت الهی است . با این بیان روشن می شود كه مسئله حضور و یا غیبت امام، در اصل لـزوم امامت كمترین تغییری ایجاد نمی كند و اینكه امام دوازدهم بنا به عللی چند (كه فعلا مجال تـوضـیـح آن نـیـسـت ولی اجمالا می توان گفت كه همه عوامل غیبت به بشر و اعمال و كردار او مـربـوط مـی شود و در واقع انسانها به واسطه ضعفها و كمبودهایشان از منافع حضور امام محروم مانده اند) جـامـه غیبت برتن پوشیده اند، هیچ گونه تغییر و تفاوتی در اصل اصیل امامت و لزوم وجـود حـجـت الـهی بر زمین به وجود نمی آورد. بنابر این وجود مقدس امام غایت نوع و فردكامل انـسـان و واسـط مـیـان عـالم مادی و عالم ربوبی است . اگر امام بر روی زمین نباشد، نوع انسان منقرض می شود و خدا به حد كامل شناخته و پرستش نمی شود . امام قلب عالم وجود و رهبر و بری نـوع بشر است و حضور و غیبت او در ترتب این آثاركمترین تفاوتی برجای نمی گذارد، پس وجود چـنین واسطه فیضی تا روز قیامت به قوت خود باقی است. از این رو شیعه امامیه بر این باور است كـه زمـین تا برپایی قیامت همواره از بركات وجودی امام بهره مند بوده و لحظه ای خالی از حجت الهی باقی نمی ماند. از امام سجاد(ع) نقل شده كه فرمود: ما پیشوای مسلمانان و حجت بر اهل عالم وسـادات مـومـنـان و رهـبر نیكان و صاحب اختیار مسلمانان هستیم. ما امان اهل زمینیم چنان كه ستارگان امان اهل آسمان اند .... از روزی كه خدا آدم را آفرید تا حال ،زمین هیچ گاه از حجت خالی نبوده است ، ولی گاهی ظاهر و مشهور و گاهی غایب ومستور بوده است ، تا قیامت نیز از حـجت خالی نخواهد بود و اگر امام نباشد خداپرستش نمی شود، سلیمان می گوید عرض كردم : مردم چگونه از وجود امام غائب بهره مند می شوند؟ فرمود: همان طور كه از خورشید پشت ابر بهره مند می شوند. (5)
منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مي دانيم كه يكي از وظائف مهم امام , هدايت و رهبري است . و اين در صورتي تحقق مي پذيرد كه امام در اختيار مردم باشد . حال اگر از ديده ها پنهان شد , چگونه مي تواند به اين وظيفه قيام كند ؟

پاسخ : 
از زماني كه امام قائم عليه السلام از ديده ها پنهان شده و در پس پرده غيبت زندگي خود را شروع كرده , انبوهي از پرسشها , پيرامون مسائل غيبت براي اذهان جستجوگرو كنجكاو مطرح بوده است . و نوع اين پرسشها با يك نوع قدمت در كتابهاي مربوط به امام زمان عليه السلام در قرن چهارم و پنجم اسلامي مطرح شده , و دانشمندان پاسخ هاي مناسبي به آنها داده اند . شيخ صدوق , يكي از محدثين عالي مقام شيعه است كه در قرن چهارم مي زيسته , ودر سال 381 ديده از جهان بسته است . وي در كتاب كمال الدين پيرامون مسائل مربوط به غيبت , به تفصيل سخن گفته است . نه تنها صدوق بلكه محدث ديگري بنام نعماني ( شاگرد ثقه الاسلام كليني متوفي 329 ) كه در قرن چهارم مي زيسته است , در كتاب خود , به نام غيبت و همچنين استاد شيعه مرحوم شيخ طوسي ( 385 - 460 ه . ق ) نيز در كتاب خود اين مسائل را بازگو نموده و به تجزيه وتحليل آنها پرداخته اند . بنابر اين , اين پرسشها درباره امام زمان - عجل اللّه تعالي فرجه - تازگي ندارد , بلكه بيش از هزار سال از عمر آنها مي گذرد . طبعا پاسخ ها نيز تازگي نداشته و بسان پرسشها از عمر طولاني برخوردارند . چيزي كه هست , پاسخ ها در طول زمان , آرايش خاصي پيدا كرده و با مقتضيات زمان هماهنگ شده است . از جمله سوالهاي رايج درباره امام زمان صلوات اللّه عليه , مسئله فائده وجودامام غائب است . همگي مي دانيم كه اثر بارز وجود امام , هدايت و رهبري است . اكنون سوال مي شود امامي كه از نظرها غائب است چگونه مي تواند هدايت كند ؟ به به عبارت ديگر , با توجه بـه اين كه قرآن هدايت را از ويژگيهاي امام مي شمارد ومي فرمايد : و جعلناهم ائمه يهدون بامرنا (1) , چگونه مي توان چنين وظيفه سنگيني را از امام پنهان , انتظار داشت ؟ به تعبير ديگر , امام عليه السلام درهر حال رهبر و پيشوا است . و وجود يك رهبر در صورتي مي تواند مفيد باشد كه تماس مداوم با پيروان خود داشته باشد . امام غائب و ناپيدا , چگونه مي تواند نقش رهبري خود را ايفاء كند ؟ . زندگي امام (عـج ) در دوران غـيبت يك زندگي خصوصي است نه يك زندگي اجتماعي در نـقش يك پيشوا با اين حال , حق داريم بپرسيم اين ذخيره الهي چه اثر عمومي براي مردم مي تواند داشته باشد و مردم چه نوع بهره اي مي توانند از وجود او ببرند ؟ . او به چشمه آب زلال حيات مي ماند كه در ظلمات باشد , و كسي را دسترسي به وجود اونباشد . اصولا مقصود از امام غائب كه به معناي نامرئي تفسير مي شود , چيست ؟ آيا اين به معناي يك وجود رويايي نيست ؟اين سوال - بدون شك - سوال مهمي است . ولي اشتباه است كه اگر گمان كنيم كه به آن پاسخ داده نشده است . اما اجازه بدهيد نخست به پاسخ جمله اخير بپردازيم كه مايه سوء تفاهم براي گروهي گرديده است و پس از روشن شدن آن به سراغ بقيه سوالها مي رويم . صريحا بـايد گفت : مفهوم غائب بودن امام (عج ) چنانكه اشاره كرده ايم , هرگز اين نيست كه وجود امام (عج ) در عصر غيبت , يك وجود نامرئي و رويائي است كه به يك وجود خيالي و پنداري شبيه تر از يك وجود عيني باشد . او از هر نظر يـك زندگي طبيعي و عيني و خارجي دارد , پيوسته در ميان مردم و درميان جامعه ها رفت و آمد دارد , و در نقاط مختلف زندگي مي كند . استثنائي كه درزندگي آن حضرت هست , همين است كه او از يك عمر طولاني برخوردار است , همين وبس . او بـه طور ناشناس در جامعه انساني زندگي مي كند , و هيچ روايت صحيحي درباره غيبت او جز اين نگفته است . چقدر فرق است ميان ناشناس و نامرئي . حال كه اين اشكال برطرف شد به سراغ اين موضوع مي رويم كه مي گويند : بسيار خوب ,فرار كرده و دست از نبرد كشيدند , و گروهي به فكر افتادند كه به دشمنان بپيوندند . ولي وقتي خبر قتل پيامبر تكذيب شد و مسلمانان از حيات رهبر خود آگاه گرديدند وعده اي نيز پيامبر را با چشمان خود ديدند , لشكر از هم پاشيده , بار ديگر به دلگرمي وجود رهبر , از نقاط مختلف كوه احد , از ميان كوهها و زير صخره ها , دور پيامبر گرد آمدند و نبرد و دفاع را از سر گرفتند . خداي تعالي , اين حقيقت رادر قرآن چنين بيان مي فرمايد : و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل افان مات او قتل انقلبتم علي اعقابكم و من ينقلب علي عقبيه فلن يضراللّه شيئا و سيجزي اللّه الشاكرين . محمد پيامبري بيش نيست كه پيش از او نيز پيامبراني بوده اند . آيا اگر بميرد ويا كشته شود , به دوران جاهليت باز مي گرديد ؟ و هر كسي به دوران جاهليت بازگردد به خدا زياني نمي رساند , و خدا سپاسگزاران را پاداش مي دهد (1) . در ميدانهاي نبرد , تمام كوشش گروهي از سربازان زبده و فداكار , اين است كه پرچم , در برابر حملات دشمن همچنان سر پا و در اهتزاز باشد , در حالي كه سربازان دشمن دائما مي كوشند كه پـرچـم مخالفان را سرنگون سازند , چرا كه برقرار بودن پرچم , مايه دلگرمي سربازان و تلاش و كوشش مستمر آنها است . همچنين وجود فرمانده لشكر در مقر فرماندهي , هر چند ظاهرا خاموش و ساكت باشد ,خون گرم پـر حـرارتي در عروق سربازان به حركت درمي آورد , و آنها را به تلاش بيشتر وامي دارد كه فرمانده ما زنده است و پرچممان در اهتزاز . اما هرگاه خبر قتل فرمانده در ميان سپاه پخش شود , يك لشكر عظيم با كارآیي فوق العاده به يك بـاره مـتلاشي مي گردد , گویي آب سردي بر سر همه ريخته اند , بلكه گويا روح از تنشان بيرون رفته است . رئيس يك جمعيت يا يك كشور , مادام كه زنده است , هر چند مثلا در سفر يا فرضا دربستر بيماري باشد , مايه حيات و حركت و نظم و آرامش آنها است . ولي شنيدن خبررحلت او , گرد و غبار ياس و نوميدي را بر همه مي پاشد . جمعيت شيعه , طبق عقيده اي كه به وجود امام زنده دارد , هر چند او را در ميان خود نبيند , خود را تنها نمي داند . او همواه انتظار بازگشت آن عزيز سفر كرده را - كه قافله هاي دل همراه اوست -اين چنين زندگي ممكن است براي يك فرد عادي قابل توجيه باشد . ولي آيا براي يك رهبر – آن هم يك رهبر بزرگ الهي - قابل قبول است ؟ . ما در اينجا , مسئله را ازجهات ياد شده در زير مورد بررسي قرار مي دهيم . 1 - فائده اعتقاد به وجود رهبر , هر چند ناشناس باشد , از نظر محاسبات اجتماعي . 2 - فوائد گوناگون امام غائب براي امت اسلامي . 3 - حجت هاي مخفي و پنهان خدا از نظر قرآن و نهج البلاغه . 1 - وجود رهبر مايه بقاء مكتب است . محاسبات عقلي و تجارب اجتماعي به روشني ثابت مي كند كه اعتقاد به وجود رهبر زنده , اثر عميقي در حفظ نظام و بقاء مكتب دارد . خواه اين رهبر در دسترس مردم باشد , و يا به عللي دسترسي به او آسان نباشد . در هر دو حال اعتقاد به وجودرهبر حي , براي خود فوائدي دارد . اما آن جا كـه رهبر در دل جامعه قرار گيرد و به طور مستقيم بار قيادت و رهبري رابه دوش بكشد , جاي سخن نيست . مهم آن جا است كه رهبر به عللي از جامعه كناره گيري كند , ولي جامعه به حيات او , و بازگشت مجدد او اعتقاد داشته باشد . دراين صورت نيز , اعتقاد به وجود چنين رهبر , اثر عظيمي دارد كه به آن اشاره مي كنيم :در تاريخ ملل زنده جهان كه مبارزات و نهضتهائي داشته اند , براي اين مطلب نمونه هاي فراواني وجود دارد كه نشان مي دهد تا آن رهبر از حيات و زندگي برخوردار بوده است , هر چند از نزديك موفق به رهبري نمي شده , اما تشكيلات اين گروه باقي وپايدار , مي مانده است . اما لحظه اي كه حيات و زندگي او بـه پايان مي رسيده ,تفرقه و دو دستگي , تشتت قوا , پراكندگي و نابساماني در ميان جمعيت حكمفرمامي گرديده است . بهترين گواه براي اين كه وجود رهبر , حافظ و نگاهدارنده مكتب و مايه تشكل پيروان آن است , سرگذشت نبرد احد مي باشد . در جنگ احد بر اثر اشتباه و يااز روي غرض ورزي , ندائي در قلب لشكر بلند شد كه : الا قد قتل محمد . محمد كشته شد . ايـن خبر ناگوار , موقعي در ميان مسلمانان منتشر شد كه آنان مشغول مقابله با تجاوز و تعدي مهاجمان بودند . وقتي براي مسلمانان , مرگ رهبر قطعي شد , نظام و سازمان آنان چنان گسسته شد كه هركدام بـه گـوشه اي گريختند و سپاه مسلمانان شكست سختي ديد و هفتاد تن از آنها شهيدگشت تا آنكه بر اثر پايمردي اميرالمومنين و دفاع جانانه از رسول اكرم مسلمانان فهميدند آن خبر ناگوار حيله تبليغاتي دشمن است . دوباره اميدوار شدند و بازگشتند و جمع پراكنده آنها تشكل يافت و توانستند جلوشكست كامل را بگيرند . در مورد امام زمان نيز وضع از همين قرار است . يعني اطمينان به وجود رهبري آسماني و مصلحي جهاني و به انتظار او بودن خود موجب اميدواري و تشكل و انسجام است . اثر رواني ايـن طرز فكر در زنده نگهداشتن اميد در دلها و وادار ساختن افراد به خودسازي و آمادگي براي آن انقلاب بزرگ , كاملا قابل درك است . اما اگر اين رهبر اصلا وجود خارجي نداشته باشد , و علاقه مندان مكتبش در انتظارتولد و پرورش او در آينده باشند , وضع بسيار فرق مي كند . اگر يك نكته ديگر به اين موضوع بيفزائيم , پاسخ شكل جدي تري به خود مي گيرد و آن اينكه : طبق اعتقاد عمومي شيعه - كه در روايات بسيار زيادي در منابع مذهبي آمده است - امام به طور مـداوم , در دوران غـيبت , مراقب حال پيروان خويش است , و طبق يك الهام الهي از وضع اعمال آنها آگاه مي گردد . و بـه تعبير روايات , همه هفته برنامه اعمال آنها به نظر او مي رسد و از چگونگي رفتار و كردار و گفتار آنها آگاه مي گردد (1) . اين فكر سبب مي شود كه همه معتقدان در حالت آماده باش دائمي فرو روند . و به هنگام ورود در هر كار , توجه به آن نظارت عالي داشته باشند , اثر تربيتي اين طرز فكر نيز قابل انكار نيست . اكنون درباره امام زمان عليه السلام اين اصل را در نظر مي گيريم . آيا اعتقاد بـه وجود امام حي و زنده و حاضر و ناظر و مستعد و آماده براي نهضت در حفظ وحدت جمعيت و تشكيلات بالاخص آماده كردن افراد براي نهضت و قيام بر ضد ظلم و جور , برضد استبداد و خودكامگي موثر نيست ؟ . هرگاه جمعيتي معتقد شود كه رهبر آنان در قيد حيات و زندگي بوده و پيوسته مترقب فرمان الهي اسـت كه از پس پرده غيب بيرون آيد , بطور مسلم نااميد نمي شود , وحدت كلمه خود را از دست نمي دهد , در حفظ مكتب خويش مي كوشد , و پيوسته براي هدف , به تهيه نيرو و انجام مقدمات مي پردازد . ولي هرگاه بـه ايـن جمعيت بگويند : شما فعلا بي رهبريد , رهبر شما در آينده ديده به جهان خواهد گشود , آن هم معلوم نيست كي متولد خواهد شد , نه تنها او متولد نگشته بلكه نياكان او نيز هنوز ديده به جهان نگشودند , آيا در اين جمعيت , روح انتظار سازنده , و نيرو و ساز و برگ لازم پيدا مي شود ؟ آيا با چنين عقيده اي ,نظامات مادي و معنوي آنان بكار مي افتد و يا اينكه اين كار به قيمت از هم پاشيدگي افراد و محو و نابودي مكتب تمام مي شود ؟ براي توضيح بيشتر درباره اينكه امام زمان غايب چه نقشي مي تواند در جامعه و در انديشه هاي معتقد دانش داشته باشد , مي گوئيم : ايمان به پيروزي نهايي وانتظار يك مصلح جهاني , اگر به مرحله شناخت و آگاهي سازنده برسد , منبع وسرچشمه حركتها و نهضتها خواهد گشت . رهبر يك جنش عدالت خواهي , حتي اگر در ميان پيروان خويش نباشد , مي تواند موجب فشردگي و بهم پيوستگي صفوف معتقدان به نهضت باشد . مي بينيم كه در نهضت استقلال هندوستان , با وجود آنكه گاندي از طرف دولت استعماري دستگير شده و به زندان فرستاده مي شود , نهضت عدم همكاري با دولت استعماري با شدت ادامه مي يابد . مردم هند با اينكه گاندي را در ميان خود نمي ديدند , ولي دنباله نهضت وي راادامه مي دادند , زيرا كه گاندي هنوز زنده بود و قدرت معنوي وي همچنان مردم هند را به هم پيوند مي داد . در جنگ داخلي اسپانيا , قبل از جنگ جهاني دوم , تا زماني كه رهبران جمهوري خواهان در زندان فرانكو بسر مي بردند , نبرد در سراسر جبهه هاي جنگ ادامه داشت . ولـي زمـاني كه چند تني از آنان به جوخه اعدام سپرده شدند , شكست در لشكرجمهوري خواهان پديد آمد . 
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
بهترين اعمال یک منتظر واقعی فرج امام زمان عليه السلام كدام است؟

پاسخ : 
باید ابتدا در اصلاح نفوس خودمان بكوشيم و به اخلاق نيک آراسته شويم و به وظايف فردی خودمان عمل كنيم و احكام و دستورات قرآن را به كار ببنديم. طهارت و پاكدامنی داشته باشیم. يعنی: در اثر نگاه داشتن نفس از شهوات حرام روح طاهر و پاک گردد به اين معنا كه هر گاه نفس خواست سركش شود و به طرف محرمات روی آورد بايد در مقابل او مقاومت نمود و خود را حفظ كرد، چنان كه حضرت امير المومنين عليه السلام می‌فرمايد: «الصبر علي الشهوت عفّه؛ عفت و پاكدامنی، مقاومت در برابر شهوت‌هاست.»(1)

بهترين اعمال یک منتظر واقعی فرج امام زمان عليه السلام عبارت است: 

1- تقوا و تزكيه نفس؛ مهم‌ترين دستور و عمل برای رسيدن به هدف متعالی تحصيل تقوا و تزكيه نفس است كه تمامی انبيا عليهم السلام برای عملی ساختن آن در ميان امت‌ها فرستاده شدند، چنان كه قرآن کریم می‌فرمايد: «پروردگارا در ميان آن‌ها پيامبری از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند و آن‌ها را كتاب و حكمت بياموزد و تزكيه‌شان كند. زيرا؛ تو توانا و حكيم هستی.»(2)
2- خود را در محضر پروردگار دیدن؛ هر گاه انسان حقيقتا دانست كه خداوند متعال حاضر و ناظر او است و در هر لحظه در منظر ديد خداوند و در محضر پروردگار قرار دارد، تمام كردار و گفتارش در جهت صحيح قرار می‌گيرد.
3- توجه به حيات ابدی؛ زندگی در دنيا همانند راهی است كه حتما از آن عبور خواهیم كرد و بعد از آن وارد منازل و عقبه‌هایی خواهیم شد كه مقدمه برای حيات ابدی
است. 
4- نماز و عبادت؛ 
5- كنترل فكر؛ 
6- ازدواج؛ 
7- اهميت دادن به محيط خانواده؛ 
8- دوری از گناه؛ 
9- مرابطه و توسل؛ دنيا دائماً در حال تغيير و دگرگونی می‌باشد و شيطان نيز در اين راستا طبق نياز زمانی از راه‌های متعددی برای انسان مشغول فعاليت می‌شود، لذا در هر شب و روز بايد مرابطه و توسل به دامان اهل بيت پيامبر صلّی الله عليه و آله كه حافظ دين خداوند هستند و به‌ویژه حضرت مهدی علیه السلام كه امام اين زمان است داشته باشيم. 
10- استقامت و صبر در مقابل نا ملايمات مادی و معنوی.

پی‌نوشت‌ها:
1. سفینةالبحار، ج 2، ص 395.
2. سوره بقره، آیه 129.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
تعجيل فرج , امام زمان , تقوا , نماز , عبادت , كنترل فكر , ازدواج , مرابطه , توسل , عفت , حيات ابدی , منتظر واقعی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چه درس‌هایی می‌توان از غیبت امام زمان (عج) گرفت؟

پاسخ : 
شرخ پرسش:
درس‌های بسیاری می‌نوان از عاشورای حسينی گرفت، در زمان حال چه درس‌هایی می‌توان از غیبت امام زمان (عج) گرفت؟

پاسخ:
پيامبران و امامان عليهم السلام عصاره انسان‌های حقيقی هستند و امام عصر عليه السلام عصاره تمام انبياء و ائمه و عاشورا، تجديد حيات و تجسم عينی اسلام بود. درس‌های عاشورا هميشگي است و مكانش جان بشريت تا ابديت است، درس‌های دوران غيبت، تعليم كتاب عاشورا است و مدير مدرسه حضرت مهدی (عج) است و معلمان آن علمای ربانی و شاگردان آن هم، مؤمنان سرافراز عامل به كتاب خدا هستند. درس‌های غيبت يعنی تربيت بر طبق موازين قرآنی، عمل به تكاليف فردی، اجتماعي و سياسی بنا به تعليم‌نامه پيامبر و اجرای حدود اسلامی و احكام محمدی به هدايت مرجعيت دينی.
«ياايها الذين آمنوا اِصبروا وصابروا ورابطوا واتقوالله لعلكم تفلحون.»(1)
از جمله ويژگی‌های منتظران در این عصر، مواظبت بر امر دين و دينداری و صحت اعمال و عقايد حقه است.
این زمان، عصر شكيبايی، عصر مقاومت و عصر نصر «يا لثارات الحسين» است و عصر نگهبانی از ايمان خود جامعه.
امام محمد باقر عليه السلام می‌فرمايند: «تقوي و طهارت پيشه سازيد و با كوشش در اطاعت خدا و عبادت او، بار سنگين انتظار را به منزل برسانيد.»(2)
بنابراين درس غيبت در چهار اصل بزرگ ذیل ترسيم می‌شود:
1- بعد خودسازی، 2- جامعه پردازی، 3- حماسه آفرينی و 4- پروا پيشگی تا شايد رستگار شويد.
لذا فرقی بين عاشورا و دوران غيبت نيست چون يک بعد مهم انتظار يعنی چشم به راه كسي كه در او صفات پيامبران و حسين جمع شده است. بنابراين او صالح است و حكومت او حكومت صالحان. «انّ االارض يّرِثُها عبادي الصّالحون»(3)
فردي كه در انتظار ظهور مصلح است بايد خود صالح باشد. و خلاصه انتظار يعنی عمل بر طبق خواسته آن كس كه اميد به آن داری.
كتاب خورشيد مغرب از محمد رضا حكيمي برای مطالعه در این زمینه مفيد است.

پی‌نوشت‌ها:
1- سوره آل عمران، آيه 190.
2- كتاب غيبت شيخ طوسی به نقل از خورشيد مغرب، ص271.
3-سوره انبياء آيه 105.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
غیبت امام زمان , درس‌های عاشورا , درس‌های غيبت , تربيت , ويژگی‌های منتظران , دينداری , خودسازی , دوران غيبت , حكومت صالحان , انتظار مصلح
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با چه دلايلی طول عمر حضرت ولی عصر (عج) اثبات می‌شود؟

پاسخ : 
بیش از هزار سال است که طول عمر امام زمان (عج) یکی از پرسش‌های هر مسلمانی است. از همان روزگاران که حضرت هنوز 80 سال بیش نداشتند زندگی‌نامه نویسان آن حضرت، در کتاب‌های خود، فصلی را با عنوان طول عمر و معمّرین گشوده‌اند. نعمانی در کتاب غیبت و شیخ صدوق در کتاب اکمال الدین و اتمام النعمه از این افرادند.
بررسی همه جانبه ادله طول عمر آن حضرت با توجه به اختصار چنین پاسخنامه‌ها، خارج از حوصله این پاسخ است از این رو، ابتدا به اختصار به امکان طول عمر حضرت از نظر علمی اشاره کرده و سپس کمی به طولانی بودن عمر از نظر قرآن می‌پردازیم:

عمر طولانی و علم
از نظر علمی، در دو بعد، درباره عمر طولانی داشتن می‌توان بحث کرد: امکان داشتن عمر طولانی و وقوع آن در خارج.

محدود نبودن عمر
همه دانشمندان زیست‌شناس تصریح کرده‌اند که عمر انسان، حد و مرزی ندارد بلکه آن نیز مانند سایر معلول‌ها و بیماری‌ها علت خاص خود را دارد که با کشف آن‌ها می‌توان عمر انسانی را طولانی کرد.
خوشبختانه در زمان ما، به روشنی به اثبات رسیده است که عمر هیچ جانداری آن چنان محدودیت ندارد که با رسیدن به آن، وقت مرگ او به صورت قطعی فرا رسیده باشد و در علم پزشکی و زیست‌شناسی برای عمر انسان و یا هر جاندار دیگر حدّی تعیین نشده است که تجاوز از آن محال باشد.
مطالعه میانگین عمر انسان از گذشته که هیچ گونه بهداشتی در جوامع حاکم نبود و اکنون که میانگین سن آدمی را روز به روز با پیشگیری‌ها و درمان‌ها بالا می‌برند، مؤید آن نکته است.(ر.ک: طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، علی اکبر مهدوی پور، انتشارات کعبه و دادگستر جهان، آیت الله ابراهیم امینی، صص 175ـ201، انتشارات شفق.)

دراز عمران
با گشت و گذاری در اخبار و نوشته‌های رسانه‌ها به هزاران مورد از موجوداتی که عمرهای طولانی داشته و دارند برمی‌خوریم. عجیب است که مطالعه این خبرها، آدمی را چندان شگفت‌زده نمی‌کند امّا هنگامی که از راه‌های موثق می‌شنود فردی، عمری طولانی دارد، قبول آن برایش مشکل است.
در زندگی زنبور عسل عمر کارگران به طور متوسط از چهل روز تا پنجاه روز است در صورتی که عمر ملکه هر کندو به طور متوسط چهار تا شش سال است و شما می‌توانید با مقایسه عمر این دو زنبور که از یک جنس می‌باشند نسبت عمر حضرت ولی عصر را به انسان‌های عادی بسنجید یعنی آن حضرت می‌تواند 45 تا 50 برابر عمر متوسط انسانها عمر طبیعی داشته باشد.

قرآن و طول عمر
در آموزه‌های همه ادیان آسمانی، به امکان طول عمر انسان‌ها اشاره شده است. از جمله تورات در بخش سفر پیدایش 10 نفر را نام می‌برد که میانگین عمر آنها 900 سال است.
ادیان الهی با اعتقاد به قدرت مطلق خداوند «إِنَّ اللَّهَ عَلَیَ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» (بقره،148)، دادن عمر طولانی را به افراد چندان بعید نمی‌دانند و معجزه‌ها را نمونه‌ای از ظهور این قدرت دانسته و برآنند که خداوندی که کهکشان‌های با این عظمت را آفریده و نگه داشته، نگهداری حجتی از حجت‌های خویش، برایش چندان دشوار نیست.
خدایی که جهان پاینده دارد می‌تواند حجتی را زنده دارد.
آیاتی از قرآن کریم از عمر طولانی درامت‌های پیشین خبر می‌دهد «بَلْ مَتَّعْنَا هَـََّؤُلاَ َّءِ وَ ءَابَآءَهُمْ حَتَّیَ طَالَ عَلَیْهِمُ الْعُمُر (انبیأ،44)؛ [نه] بلکه اینها و پدرانشان را برخوردار کردیم تا عمرشان به درازا کشید.»

افزون بر امکان طولانی بودن عمر از نظر قرآن کریم، مصداق‌های متعددی از این افراد در قرآن کریم نام برده شده است:
1. حضرت نوح (عنکبوت،14)
2. حضرت عیسی (نسأ،157)
3. حضرت خضر بر اساس روایت‌های فراوانی که اطمینان آور است، هنوز زنده است و تا ظهور حضرت امام زمان (عج) زنده خواهند ماند. هم‌اکنون عمر ایشان بالغ بر 6000 سال می‌باشد. در آیات 60ـ82 سوره کهف داستان این پیامبر گران‌قدر با حضرت موسی (ع) آمده است.

منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
عمر طولانی , امام زمان , علم , عمر انسان , زنبور عسل , حجت الهی , طول عمر امام زمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا عمر طولانی، خاص امام زمان (عج) است يا خداوند به افراد ديگر هم عطا كرده است؟

پاسخ : 
از افرادي كه خداوند عمر طولاني به آنها موهبت كرده می‌توان پيامبر بزرگی مانند حضرت نوع عليه السلام را نام برد كه چنان كه از احاديث استفاده می‌شود وی 2500 سال عمر كرده است و نيز حضرت خضر عليه السلام از افرادي است كه عمر طولانی كرده و اكنون نيز زنده است چون ايشان همزمان با حضرت موسی علیه السلام بوده و در حال حاضر زنده می‌باشد و نيز حضرت ادريس عليه السلام.
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
عمر طولانی , امام زمان , حضرت نوع , حضرت خضر , حضرت ادريس
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا وجود امام زمان علیه السلام و عمر طولانی ایشان، عقلاً ممکن است؟

پاسخ : 
وجود حجت خدا و امام معصوم علیه السلام روی زمین واجب است و طبق عقیده شیعه، زمین بدون وجود حجّت الهی نابود می شود: لولا الحجة لساخت الأرض بأهلها.(1) بر اساس قاعده لطف نیز وجود حجت خدا واجب است اما این که چطور می شود یک انسان دارای عمری بسیار طولانی باشد و سالیان سال زندگی کند و آیا عقلاً ممکن است، باید عرض شود: 
اوّلاً اگر چه آنچه در نظام عادی خلقت مشاهده می شود عمر حداکثر صد یا صد و چند سال است، ولی بشر، تمامی سنّتها و قوانین آفرینش را نمی شناسد و همین که چیزی بر ضدّ قانون و سنتی که آگاهی دارد مشاهده می کند، آن را بر خلاف عقل و قانون خلقت تلقی می کند. در بسیاری از موارد آنچه را که به عنوان قانون و سنّت می شناسد، ظاهر و قشر قانون است، نه قانون و تمام قانون. مردم می پندارند همواره موجود زنده از ازدواج پدر و مادر به وجود می آید، ولی این قشر و پوسته قانون است، نه خود قانون و سنّت.
آفرینش حضرت عیسی بن مریم این پوسته را بر هم زده است و به بشر قانون حقیقی را نشان می دهد، حال این مسئله در مورد توجیه عقلی طولانی بودن عمر حضرتش صادق است.
هم چنین به تصریح قرآن حضرت نوح 950 سال فقط پیامبر بوده و یقیناً عمری بیش از این داشته است.(2)
داستان خضر پیغمبر و زنده بودن وی نیز مؤید این اصل کلی است.(3) از نظر علم زیست شناسی و علوم تجربی نیز، امکان چنین مسئله ای ثابت شده است.
پس عمر نمودن حدّ و مرز خاصی ندارد، ولی به طور عادی، مردم بیشتر از صد سال زندگی نمی کنند، ولی عقلاً ممکن است بیشتر از این زندگی کنند، همان طور که واقع شده است. مرحوم علامه طباطبایی بعد از این که از روایات چنین استنباط نموده که زندگی امام غایب به طریق خرق عادت(4) است می فرماید: 
البته خرق عادت غیر از محال است و از راه علم نمی توان خرق عادت را نفی نمود، زیرا هرگز نمی توان اثبات کرد که اسباب و عواملی که در جهان کار می کنند، تنها همانها هستند که ما آنها را دیده ایم و دیگر اسبابی که ما از آنها خبر نداریم یا آثار و اعمال آنها را ندیده ایم، یا نفهمیده ایم، وجود ندارد، از این روی ممکن است در فردی یا افرادی از بشر اسباب و عواملی به وجود آید که عمری بسیار طولانی، هزار یا چندین هزار ساله برای ایشان فراهم نماید.(5) 
از دیگر سو پیری عبارت است از قانونی طبیعی که بر بافت و اندام های موجودات زنده عارض شده و به مرور موجود زنده را به مرحله فرسودگی و مرگ می رساند. حال می توان با توجه به پیشرفت علم پزشکی و تغذیه، جلو پیری را سدّ نمود و یا حرکت آن را کند نمود. هم چنان که دانش بشر گام های مؤثری در این راه برداشته و در اثر رشد علم پزشکی و درمان بیماریها، افراد عمر بیشتری می کنند. دانش تغذیه نیز به کمک علم پزشکی شتافته است.
این مسئله در بین جانداران دیگر غیر از انسان که از نظر ساختار بدنی همسان هستند نیز وجود دارد. حیواناتی هستند که عمری طولانی دارند.
سخن آخر این که اراده الهی در رأس امور است و پس از این که اثبات کردیم این مسئله امری محال نیست، می توان گفت: اراده الهی به بقای حضرت ولی عصر علیه السلام تعلق گرفته است. اراده خداوند به وقوع هر چیزی تعلق بگیرد، یقیناً محقق خواهد شد. اراده الهی بر این استوار گردیده است که حجت او سالیان سال زنده باشد و در زمان خاصی ظهور نموده و اوامر الهی را در زمین اجرا نماید و قبل از ظهور نیز زمین از حجت خدا خالی نباشد.

پی نوشتها: 
1. کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 178.
2. عنکبوت آیه 14. 
3. کمال الدین، ج 2، ص 385.
4. خرق عادت بدین معنا است که عملی غیر عقلی و ناممکن نیست، بلکه فقط بر خلاف مجرای عادت است که معنایش در اوّل بحث توضیح داده شده است.
5. علامه طباطبایی، شیعه در اسلام، ص 151.
منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
حجت الهی , اثبات وجود امام زمان , عقیده شیعه , قاعده لطف , طول عمر امام زمان , اراده الهی , سنت آفرینش , قانون آفرینش , خرق عادت
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا وجود امام زمان علیه السلام و عمر طولانی ایشان، عقلاً ممکن است؟

پاسخ : 
وجود حجت خدا و امام معصوم علیه السلام روی زمین واجب است و طبق عقیده شیعه، زمین بدون وجود حجّت الهی نابود می شود: لولا الحجة لساخت الأرض بأهلها.(1) بر اساس قاعده لطف نیز وجود حجت خدا واجب است اما این که چطور می شود یک انسان دارای عمری بسیار طولانی باشد و سالیان سال زندگی کند و آیا عقلاً ممکن است، باید عرض شود: 
اوّلاً اگر چه آنچه در نظام عادی خلقت مشاهده می شود عمر حداکثر صد یا صد و چند سال است، ولی بشر، تمامی سنّتها و قوانین آفرینش را نمی شناسد و همین که چیزی بر ضدّ قانون و سنتی که آگاهی دارد مشاهده می کند، آن را بر خلاف عقل و قانون خلقت تلقی می کند. در بسیاری از موارد آنچه را که به عنوان قانون و سنّت می شناسد، ظاهر و قشر قانون است، نه قانون و تمام قانون. مردم می پندارند همواره موجود زنده از ازدواج پدر و مادر به وجود می آید، ولی این قشر و پوسته قانون است، نه خود قانون و سنّت.
آفرینش حضرت عیسی بن مریم این پوسته را بر هم زده است و به بشر قانون حقیقی را نشان می دهد، حال این مسئله در مورد توجیه عقلی طولانی بودن عمر حضرتش صادق است.
هم چنین به تصریح قرآن حضرت نوح 950 سال فقط پیامبر بوده و یقیناً عمری بیش از این داشته است.(2)
داستان خضر پیغمبر و زنده بودن وی نیز مؤید این اصل کلی است.(3) از نظر علم زیست شناسی و علوم تجربی نیز، امکان چنین مسئله ای ثابت شده است.
پس عمر نمودن حدّ و مرز خاصی ندارد، ولی به طور عادی، مردم بیشتر از صد سال زندگی نمی کنند، ولی عقلاً ممکن است بیشتر از این زندگی کنند، همان طور که واقع شده است. مرحوم علامه طباطبایی بعد از این که از روایات چنین استنباط نموده که زندگی امام غایب به طریق خرق عادت(4) است می فرماید: 
البته خرق عادت غیر از محال است و از راه علم نمی توان خرق عادت را نفی نمود، زیرا هرگز نمی توان اثبات کرد که اسباب و عواملی که در جهان کار می کنند، تنها همانها هستند که ما آنها را دیده ایم و دیگر اسبابی که ما از آنها خبر نداریم یا آثار و اعمال آنها را ندیده ایم، یا نفهمیده ایم، وجود ندارد، از این روی ممکن است در فردی یا افرادی از بشر اسباب و عواملی به وجود آید که عمری بسیار طولانی، هزار یا چندین هزار ساله برای ایشان فراهم نماید.(5) 
از دیگر سو پیری عبارت است از قانونی طبیعی که بر بافت و اندام های موجودات زنده عارض شده و به مرور موجود زنده را به مرحله فرسودگی و مرگ می رساند. حال می توان با توجه به پیشرفت علم پزشکی و تغذیه، جلو پیری را سدّ نمود و یا حرکت آن را کند نمود. هم چنان که دانش بشر گام های مؤثری در این راه برداشته و در اثر رشد علم پزشکی و درمان بیماریها، افراد عمر بیشتری می کنند. دانش تغذیه نیز به کمک علم پزشکی شتافته است.
این مسئله در بین جانداران دیگر غیر از انسان که از نظر ساختار بدنی همسان هستند نیز وجود دارد. حیواناتی هستند که عمری طولانی دارند.
سخن آخر این که اراده الهی در رأس امور است و پس از این که اثبات کردیم این مسئله امری محال نیست، می توان گفت: اراده الهی به بقای حضرت ولی عصر علیه السلام تعلق گرفته است. اراده خداوند به وقوع هر چیزی تعلق بگیرد، یقیناً محقق خواهد شد. اراده الهی بر این استوار گردیده است که حجت او سالیان سال زنده باشد و در زمان خاصی ظهور نموده و اوامر الهی را در زمین اجرا نماید و قبل از ظهور نیز زمین از حجت خدا خالی نباشد.

پی نوشتها: 
1. کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 178.
2. عنکبوت آیه 14. 
3. کمال الدین، ج 2، ص 385.
4. خرق عادت بدین معنا است که عملی غیر عقلی و ناممکن نیست، بلکه فقط بر خلاف مجرای عادت است که معنایش در اوّل بحث توضیح داده شده است.
5. علامه طباطبایی، شیعه در اسلام، ص 151.
منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
حجت الهی , اثبات وجود امام زمان , عقیده شیعه , قاعده لطف , طول عمر امام زمان , اراده الهی , سنت آفرینش , قانون آفرینش , خرق عادت
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا داشتن طول عمر زياد براي حضرت مهدی (عج) امكان دارد؟

پاسخ : 
طول عمر امام زمان (عج) اگر چند هزار سال ديگر و بلكه بيشتر نيز بر آن افزوده شود نبايد مورد حرف و محل شبهه باشد؛ زيرا امكان ذاتی و امكان وقوعی طول عمر ثابت و مسلّم است، حال ما چه امكان طبيعی طول عمر و وقوع آن را ثابت كنيم (چنانچه ثابت است) و چه امكان آن را ثابت ندانيم و عمر طولانی را يک امر خارق العاده و معجزه بشماريم، در مورد طول عمر ايشان اگر ايمان به خدا و قدرت و توانایی و صحت نبوات داريم نبايد ترديد كنيم.
مسأله طول عمر آن حضرت مسأله‌ای است كه صدها حديث بر آن دلالت دارد و مشيّت ازلی الهی بر آن تعلق گرفته است. 
هر كس خدا را قادر و توانا می‌شناسد، بايد آن را باور كند و هر كس العياذ بالله خدا را عاجز می‌شمارد و عجز را نقص و از صفات سلبيه حق نمی‌داند، هرچه دلش می‌خواهد بگويد؛ اما می‌گویيم عجز، نقص است و ناقص، محتاج است و محتاج واجب الوجود نمی‌باشد.
در اين دوران عمر طولانی حضرت صاحب الامر (عج)، مكرّر مردمان بزرگ كه از صفای باطن و استعداد خاص بهره‌مند بوده‌اند، زيارت و مشرف به ملاقات و نعمت ديدارش شده‌اند. 

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
حضرت مهدی , طول عمر امام زمان , شبهه , معجزه , مشيّت الهی , صاحب الامر
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امكان طول عمر از نظر تاريخی چگونه است؟

پاسخ : 
از نظر تاريخ، عمر طولانی مورد تأييد است و تواريخی كه در دست داريم، اشخاص بسياری را نشان می‌دهند كه از عمر طولانی و زندگی بلند برخوردار شده‌اند. 
يكي از كتاب‌هایی كه به خصوص در تاريخ زندگی و شرح احوال معمّرين نگاشته شده و يكی از مآخذ و مصادر و كتب مهم تراجم و رجال به شمار می‌رود، كتابي است كه ابو حاتم سجستانی (متوفي350) به نام «المعمّرون» تأليف كرده است، اين كتاب كه اخيراً هم با فهرست و اسلوب عالی چاپ شده، سوابق تاريخی طول عمر را به طور كامل و مبسوط روشن می‌سازد. 
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
تاريخ , طول عمر , عمر طولانی , ابو حاتم سجستانی , المعمّرون
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امكان طول عمر از نظر دين اسلام چگونه است؟

پاسخ : 
در دين اسلام امكان عمر طولانی يكی از مسائل مورد اتفاق می‌باشد و قرآن مجيد در نهايت صراحت از عمر طولانی حضرت نوح در سوره عنكبوت آيه 14 خبر می‌دهد: «فَلَبِثَ فيهِمْ أَلْفَ سَنَهٍ اِلّا خَمْسينَ عاماً»
كه فقط مدت اشتغال نوح پيغمبر به دعوت قوم، پيش از طوفان به صريح اين آيه نهصد و پنجاه سال بوده است و اگر سال‌هاي پيش از دعوت و سال‌های بعد از دعوت را به حساب بياوريم چه مقدار می‌شود، خدا عالم است. 
و عموم مسلمانان اتفاق دارند كه حضرت عيسی و بلكه خضر و ادريس و الياس زنده هستند و عيسی در آخرالزمان به زمين خواهد آمد و به حضرت مهدی (عج) در نماز اقتدا خواهد كرد.
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
طول عمر , دين اسلام , عمر طولانی , حضرت نوح , حضرت عيسی , آخرالزمان , حضرت مهدی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيه 68 سوره يس با طول عمر امام زمان (عج) چگونه سازش دارد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
خداوند در آيه 68 سوره يس می‌فرمايد: «هر كس را طول عمر دهيم، در آفرينش واژگونه‌اش می‌كنيم (و به ناتوانی كودكی باز می‌گردانيم) آيا انديشه نمی‌كنند؟» اين آيه با طول عمر امام زمان (عج) چگونه سازش دارد؟

پاسخ:
آيه مزبور در حقيقت يک ناموس طبيعی و قانون الهی را توضيح می‌دهد يعني، با توجه به سير طبيعی انسان‌ها، پس از آن كه به سر حد تكامل جسمی رسيدند، تدريجا نيروهای خود را يكی پس از ديگری از دست داده و به ضعف و ناتوانی روز اول بازگشت می‌كنند. اين منحنی ضعف و قدرت يک قانون عمومی برای تمام موجودات زنده است و همگی روی سير طبيعی و معمولی اين سرنوشت را خواهند داشت ولی در موضوع طول عمر امام زمان (عج) با اين كه يک سلسله مطالعات علوم طبيعی چنين طول عمری را طبق موازين علمی امری كاملا ممكن معرفی می‌كند، در عين حال بايد اعتراف كرد كه اين طول عمر فعلا جنبه استثنایی دارد. بـه عبارت ديگر: عمر هزار ساله و بيشتر برای انسان مطابق اصول علمی امروز به هيچ وجه محال نيست، به دليل اين كه دانشمندان علوم طبيعی برای طولانی ساختن عمر انسان همواره مشغول مطالعات هستند به ما نويد می‌دهند كه روزی موفق شوند از طرق علمی حداكثر طول عمر انسان را به مراتب افزايش دهند. اين خود نشانه امكان و معقول بودن چنين طول عمری است. ولی نمی‌توان انكار كرد كه فعلا چنين طول عمری جنبه استثنايی دارد و هنوز انسان از طرق معمولی موفق به آن نشده است. بنابراين خداوند برای اصلاح جامعه بشريت يكی از بندگان برگزيده خود را طول عمر فوق العاده‌ای داده كه در موقع معينی قيام كند و جهانی را مملو از عدالت گرداند. پر واضح است آيه مزبور كه نظر به افراد معمولی و عادی دارد شامل حال چنين فردی نخواهد شد كه وضع او يک وضع فوق العاده است و از جريان‌های معمولی بركنار می‌باشد. 
خلاصه، همان خدايی كه بر خلاف وضع عادی، چنين عمر طولانی را به آن حضرت داده و به صورت فوق العاده او را زنده نگاه داشته، از عوارض طول عمر كه ضعف و ناتوانی و بازگشت به قهقراست نيز حفظ می‌نمايد و اين مطلب با آيه مزبور كه نظر به افرادی عادی و معمولی دارد، هيچ گونه منافاتی نخواهد داشت.
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
طول عمر امام زمان , سوره يس , اصلاح جامعه , عدالت , افراد عادی , قانون الهی , خدا , عنر طولانی , ضعف , ناتوانی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا در احادیث، امام زمان (عج) به خورشید پشت ابرها تشبیه شده است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «مردم در غیبت امام زمان علیه السلام از وجود او سود می‌برند همان گونه که از خورشید پشت ابرها سود برده می شود. لطفا این حدیث را شرح دهید.

شرح حدیث:
در این حدیث، امام زمان(عج) به خورشید پشت ابرها تشبیه شده است که اگر چه ظاهر نیست ولی نفعش به مردم می‌رسد.
عملکرد یک امام معصوم(ع) که سیطره کامل بر عامل معنا و باطن و ملکوت دارد و هم حامل شریعت دین است دو کار اساسی می باشد:
الف: تبیین و اجرای شریعت الهی و بیان معارف الهی که این بعد در عصر غیبت تقریباً دست نا یافتنی است.
ب: هدایت باطنی انسانها و اعمال آنها و احیاناً دستگیری باطنی از اولیاء خداوند و سالکان کوی وصال دوست و این بدان جهت است که امام سیطره بر ملکوت دارد و رشد اعمال و هدایت آنها و هم رشد باطنی و هدایت باطنی انسانها به عهده اوست و این کارکرد امام معصوم(ع) در عصر غیبت هم ادامه دارد اگر چه از چشمان ما پوشیده است چنان چه خورشید در هوای ابری از چشمان ما پوشیده است.
منبع: پرسمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
علت غیبت حضرت مهدی علیه السلام چیست؟

پاسخ : 
پاسخ آیت الله سبحانی دامت برکاته:
غیبت حضرت ولی عصر ـ عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف ـ یکی از رازهای الهی بوده و ممکن است ما نتوانیم به کُنْهِ آن پی ببریم. غیبت موقت رهبران الهی از میان مردم، در امت‌های پیشین نیز سابقه داشته است؛ چنان که موسی بن عمران(ع) چهل روز از امت خود غایب شد و در میقات به سر برد.[1] حضرت مسیح(ع) به مشیت الهی از دیدگاه امت خویش پنهان گردید و دشمنان قادر به کشتن او نگشتند.[2] حضرت یونس (ع) نیز مدتی از قوم خود غایب گشت.[3] اصولاً هرگاه مطلبی از طریق نقل متواتر ثابت شود ولی انسان نتواند به راز آن کاملاً پی ببرد، نباید آن را مورد تردید یا انکار قرار دهد؛ زیرا در این صورت بخش عظیمی از احکام الهی، که از مسلمات و ضروریات دین اسلام به شمار می‌رود، مورد تردید قرار می‌گیرد. غیبت حضرت ولی عصر ـ عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف ـ نیز از این قاعده مستثنی نیست و عدم اطلاع از سر یا اسرار حقیقی آن، مجوز تردید یا انکار آن نمی‌تواند باشد. با این همه، می‌توان راز غیبت را در حد اندیشه بشر دریافت. حضرت مهدی ـ عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف ـ آخرین حجت معصوم الهی است که برای تحقق آرمانی بزرگ (گسترش عدل فراگیر و به اهتزاز درآوردن پرچم توحید در جهان) در نظر گرفته شده است و این آرمان نیاز به گذشت زمان و شکوفایی عقل و دانش بشر و آمادگی روحی بشریت دارد، تا جهان به استقبال موکب آن امام عدل وآزادی رود. ظهور زود هنگام آن حضرت ، قیام کلی و گسترده‌ای را به دنبال نخواهد داشت؛ زیرا اگر ایشان پیش از فراهم شدن مقدمات در میان مردم ظاهر شود، سرنوشتی چونان دیگر حجت‌های الهی (شهادت) یافته و قبل از تحقق آن آرمان بزرگ، دیده از جهان برخواهد بست.
پیشوایان معصوم در روایات نیز به این حکمت اشاره کرده‌اند. امام باقر (ع) فرمود: برای حضرت قائم ـ عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف ـ غیبتی است قبل از ظهور. راوی از علت آن پرسید. امام فرمود: «برای جلوگیری از کشته شدن».[4] گذشته از این، در برخی روایات مسئله امتحان و آزمودن خلق مطرح شده است؛ بدین معنی که مردم در عصر غیبت در بوته آزمایش الهی قرار می‌گیرند و مراتب استواری آنان در ایمان و اعتقاد سنجیده می‌شود.[5] اجمال سخن اینکه حضرت مهدی آخرین وصی از اوصیای الهی است که برای تکامل همه جانبه بشر و ایجاد حکومت واحد الهی آفریده شده است. این ایده و آرزو هنگامی تحقق می‌پذیرد که در جامعه بشری، آمادگی برای پذیرش چنین حجتی وجود داشته باشد و در غیر این صورت، ظهور جز کشته شدن و نابودی نتیجه‌‌ای نخواهد داشت و آن هدف عالی تحقق نخواهد یافت.
از این جهت وجود حضرت، در پس پرده غیبت به سر می‌برد و در حالی که در میان مردم زندگی می‌کند و مردم او را می‌بینند، ولی نمی‌شناسند و از این طریق از گزند دشمنان حق و عدالت مصون می‌ماند. از این گذشته، از آنجا که حکومت وی حکومت جهانی خواهد بود و تحقق این امر در گرو ایجاد شرایطی است که در هنگام تولد، وجود نداشته است. این شرایط به مرور زمان تحقق پیدا کرده و یا در حال پیدایش است و ما این شرایط را در پاسخ به پرسش ششم توضیح خواهیم داد.
پی نوشتها:
[1] . اعراف/142.
[2] . نساء/158.
[3] . صافات/140.
[4] . کمال الدین، شیخ صدوق، باب 14، حدیث 8، 9، 10.
[5] . مجلسی، بحارالأنوار، 52/102ـ 113ـ 114، باب التمحیص و النهی عن التوقیت
منبع: پرسمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا اين ادعا صحيح است كه امام زمان علیه السلام در سردابى كه محل غيبت ايشان است، باقى مانده و از آنجا ظهور خواهد كرد؟

پاسخ : 
پيش از بيان پاسخ، ابتدا بايد به معرفى سرداب مقدس پرداخت ؛ آن گاه درستى يا نادرستى اين ادعا را مورد بررسى قرار داد. بيشتر خانه‌ها در مناطق گرمسير عراق، از ديرباز تاكنون به جهت رهايى از گرماى سخت و طاقت فرساى خورشيد، داراى سرداب يا زير زمين بوده‌اند. خانه امام حسن عسكرى«ع» نيز در شهر سامرا داراى چنين زير زمينى بود كه در تاريخ به «سرداب» مشهور شده است. زمانى كه خانه آن حضرت در حلقه محاصره سپاه خليفه عباسى بود و آنان براى دستگيرى فرزندش مهدى(عج) آنجا را درميان گرفته بودند ؛ از سرداب بيرون آمد و از صف آنان عبور كرد و رفت و يا از محل سرداب ناپديد شد و پس از آن غيبت و پنهان شدن آن حضرت آغاز شد. همين سرداب محل زندگى و عبادت سه امام بوده و الان نيز در جوار مرقد امامان گران‌قدر حضرت هادى و عسكرى«ع» در سامرا موجود است. شيعيانى كه براى زيارت آن دو امام، وارد سامرّا مى‌شوند، بعد از زيارت قبر آن بزرگواران، در محل عبادت آنان نماز خوانده و آنجا را زيارت مى‌كنند.

تهمت و ادعاى نادرست‌
حضور و مقدّس شمردن اين سرداب از طرف شيعيان، موجب شده كه دشمنان مغرض و كينه جو، تهمت‌هاى ناروايى را دراين رابطه مطرح كنند ؛ از جمله :
1. شيعه قائل است مهدى موعود، بعد از تولدش در سردابى مخفى شده و غيبت خود را از آنجا شروع كرده است. تاكنون نيز در آن سرداب به سر مى‌برد و ظهورش نيز از همان سرداب خواهد بود!!
2. برخى در كتاب‌هاى خود نوشته‌اند: اين سرداب، در شهر حلّه عراق است ؛ برخى آن را در بغداد و عده‌اى نيز در سامرا دانسته‌اند!!
3. شيعيان در بامداد هر جمعه، سوار بر مركب‌ها و مسلّح و آماده پيكار، در مقابل درب اين سرداب اجتماع مى‌كنند و فرياد مى‌كشند : سالار ما! بيا! بيا! به نقل از: سيد محمد كاظم قزوينى، امام مهدى از ولادت تا ظهور، ص 317 و 318.
پاسخ‌ها
يك. باور شيعه در مورد سرداب‌
شيعه براى سردابى كه در سامرا است، احترام خاصى قائل است و آنجا را از اماكن مقدسه مى‌داند و در آنجا به نماز و دعا و زيارت حضرت مهدى(عج) مى‌پردازد ؛ ولى اين كار نه براى اين است كه امام در آنجا مخفى و پنهان است يا كسى امام را مقيم آنجا مى‌داند ؛ بلكه براى آن است كه آن محل نواحى آن و حرم عسكريين، منازل و مساكن شريفه و خانه‌ها و محل ولادت آن حضرت و بروز بعضى از معجزات بوده است و تجديد خاطرات آن اعصار و ياد آن زمان‌هايى است كه امام عصر و پدر و جدّش در آنجا زندگى و عبادت مى‌كردند و آنجا محل آمد و شد شيعيان و محبّان اهل بيت بوده است.
دو. عدم اعتقاد شيعه به ظهور امام از سرداب‌
در هيچ يك از آثار روايى و تاريخى شيعى، نيامده كه حضرت مهدى(عج) در سرداب مقدس زندگى مى‌كند و در آنجا باقى است و از آنجا نيز ظهور خواهد كرد!! چنان كه علامه امينى تصريح دارد : ...شيعه اعتقاد ندارد كه غيبت امام در سرداب است و خودشان را در سرداب مخفى كرده‌اند و از همان‌جا نيز ظهور خواهد كرد ؛ بلكه اعتقاد شيعه آن است كه او از مكّه معظمه، مقابل خانه خدا ظهور خواهد كرد و آن سرداب تنها خانه امامان در سامرا بوده است ؛ اين مسئله‌اى همگانى است...» الغدير، ج 3، ص 308 و 309..
سه. باور شيعه درباره محل زندگى امام(عج)
به نظر شيعه، حضرت ولى‌عصر(عج)، همه ساله در مراسم حج شركت مى‌جويد و قبر اجداد طاهرينش را در مدينه، عراق و طوس زيارت مى‌كند. پس اساساً شيعه براى حضرت مهدى، محلّ و مكان خاصى قائل نيست تا نوبت به آن رسد كه بگوييم در سرداب است يا غير سرداب؟!
چهار. علت مقدس شمردن سرداب‌
چنان كه گذشت، شيعيان به دلايل مختلف، آنجا را مقدس و محترم مى‌شمرند، از جمله :
4-1. آنجا محل زندگى و سكونت سه امام معصوم بوده و از وجود مبارك آنان، شرافت و بركت كسب كرده است.
4-2. آنجا محل عبادت و نيايش و تلاوت قرآن آن سه بزرگوار بوده است.
4-3. سرداب، در جوار مرقد دو تن از امامان معصوم قرار دارد و زائران امام هادى و عسكرى«ع»، آنجا را نيز زيارت مى‌كنند.
4-4. امام زمان(عج) هر سال براى زيارت قبور شريفه پدر، جدّ، مادر و عمه‌اش، به آنجا تشريف فرما شده است.
4-5. امام زمان(عج) در آن خانه تولّد يافته از آنجا غايب شده است (نه اينكه در آنجا پنهان شده است).
پس شيعيان معتقدند : مقدّس شمردن سرداب، صرفاً به دلايل ياد شده است و اين تقديس، اختصاص به اين مكان ندارد ؛ بلكه هر كجا كه مشخصاً محل عبادت يكى از امامان معصوم بوده است، بدان تبرك مى‌جويند و هر كجا بدانند حتى يك بار و يك لحظه حضرت ولى عصر(عج) ديده شده است آنجا را هم زيارت كرده و بدان تبرك مى‌جويند (همچون مسجد سهله، مسجد كوفه، مسجد جمكران و...) و هرگز به راز ديگرى در آن معتقد نيستند يوم الخلاص، ج 1، ص 288..
نتيجه آنكه اين گونه افترائات و سخنان صد در صد كذب و نادرست، بر اساس انگيزه دشمنى با شيعه و انحراف از اهل بيت و از سوى دشمنان خاندان رسالت بيان شده است.
عجيب‌تر آن كه به مذهبى كه هزاران نويسنده عالى قدر، آرا و عقايد شان را به صراحت در تأليفات خود نگاشته‌اند، نسبتى داده مى‌شود كه در هيچ عصرى احدى از آنها، احتمال آن را نيز مطرح نكرده است! در موضوع غيبت و مهدويت، كتاب‌هاى فراوانى تأليف و خصوصيات آن ذكر شده است ؛ اما در هيچ كتاب و نوشته‌اى، اثرى از اين افترا نيست! هيچ كس نگفته كه امام در سرداب سامرا مخفى است ؛ بلكه روايات و آن همه معجزات و كرامات كه از آن حضرت در غيبت صغرى و كبرى نقل شده و حكايات كسانى كه به حضورش در طول اين مدت مشرف شده‌اند، همه اين نسبت را تكذيب مى‌كنند!! ر.ك : لطف اللَّه صافى گلپايگانى، امامت و مهدويت، ج 2، ص 367.
منبع: پرسمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با اين همه علاقه‏اى كه از جانب ارادتمندان امام زمان علیه السلام اظهار مى‏شود ؛ چرا باز آن حضرت از ديده‏ها پنهان است؟

پاسخ : 
اين پرسش در واقع، سؤال از علت تداوم و استمرار «غيبت» و «پنهان زيستى» امام مهدى(عج) است ؛ از اين رو بسيارى از مطالبى كه در مورد اسرار و حكمت‌هاى «غيبت» آن حضرت بيان شده، در مورد تداوم آن نيز صادق است. از طرفى بايد توجه كرد كه : 
الف. ثابت و روشن نيست كه بسيارى از اين ابراز علاقه‌ها و دوستى‌ها از جانب ارادتمندان، خالصانه و هميشگى است و در موقع نياز و ضرورت نيز پايدار مى‌ماند!! پس بايد با كمك شاخص‌ها و معيارهايى تداوم و پايدارى اين اظهار ارادت و دوستى‌ها را سنجيد و آن گاه ارزيابى درستى در اين زمينه داشت!
ب. اظهاردوستى ازسوى عده كمى از ارادتمندان كافى نيست ؛ بلكه بايد اين خواست و توجه جهانى شده و بسيارى از مردم خواستار ظهور منجى موعود شوند.
پس از بيان اين مقدمه كوتاه، در پاسخ گفتنى است : بر اساس قانون عرضه و تقاضا (درخواست)، به همان نسبت كه تقاضا وجود دارد، عرضه نيز وجود خواهد داشت. در غير اين صورت نظام زندگى به هم مى‌خورد و تعادل از ميان مى‌رود و در نتيجه آشفتگى پديد مى‌آيد. چنان كه مى‌دانيم، سال‌ها بود كه پيشوايان اسلام، در دسترس مسلمانان بودند و مردم را، به راه راست و دين حق، دعوت مى‌كردند. به اعتراف دوست و دشمن، پيشوايان معصوم - از امام على«ع» گرفته تا امام حسن عسكرى«ع» - در تمام صفات برجسته انسانى و فضايل عالى دينى، بهترين افراد امت اسلام و برترين مردم بوده‌اند. با اين حال، طى دو و نيم‌قرن بعد از رحلت پيامبر خاتم«ص»، تمام آن رهبران عالى قدر از صحنه سياست اسلام كنار گذاشته شدند، تا آنجا كه هرگاه اقدام به راهنمايى مردم غافل مى‌نمودند، با شدت عمل و زندان و كشته شدن مواجه مى‌گشتند. اين موضوع به قدرى روشن است كه ما را از هرگونه توضيح بيشتر، بى‌نياز مى‌گرداند. خداوند متعال يازده شخصيت بى‌نظير را - كه جانشينان شايسته پيامبر اسلام بودند - به منظور رهبرى جامعه انسانى، به جهان عرضه داشت ؛ ولى به هيچ وجه، اين عرضه، هماهنگ با «تقاضا» نبود. روى اين اصل، چه بهتر كه آخرين فرد آنان، براى مدتى طولانى از نظرها غايب گردد و به مردم جهان عرضه نشود تا بدين گونه، حسّ تقاضاى چنين پيشواى عالى مقامى، در مردم گيتى پديد آيد. آن زمان هم كه زمينه مساعد گرديد، خداوند متعال وجود او را، عرضه داشته و در اختيار تقاضا كنندگان بگذارد. نكته جالب اينجا است كه در بسيارى از روايات، از انتظار فرج و آمادگى مردم، براى ظهور امام زمان(عج) سخن به ميان آمده و از كسانى كه پيوسته در انتظار آمدن آن حضرت هستند، ستايش قابل توجهى شده است.
موضوع انتظار فرج، چيزى جز همان تقاضاى عمومى، براى عرضه داشتن آن وجود مقدس نيست و چون اين تقاضا هنوز به طور فراگير وجود ندارد، آن حضرت در غيبت به سر مى‌برد و وجود تعداد اندكى علاقه‌مند و دوستدار - هر چند در جاى خود بايسته و پسنديده است - در اين دنياى پهناور، كفايت نمى‌كند و تا زمانى كه تعداد اين ياران و خواستاران زياد نشود و تقاضاى ظهور جهانى نگردد، «پنهان زيستى» و «ناپيدايى» آن حضرت ادامه مى‌يابد.
در ادامه به برخى از عوامل تداوم غيبت و شرايط ظهور اشاره مى‌شود:
پيامبران گذشته نيز - از نوح، صالح، لوط، شعيب و هود گرفته تا ابراهيم، موسى، زكريا، يحيى و عيسى - همواره از آزار و اذيت‌هاى دنيا گروان و باطل گرايان در امان نبودند و فشارها و سختى‌هاى فراوانى تحمّل كردند و اهدافشان به طور كامل تحقق نيافت و از آنجا كه امام مهدى(عج) عصاره فضايل تمامى انبيا و ادامه دهنده راه آنان است. براى تحقق آرمان‌ها و اهداف آنها، نياز به زمان و فرصت مناسب و امكانات و ابزار لازم دارد لذا تا زمانى كه احتمال همان برخوردهاى نادرست قبلى وجود داشته و تعداد ياران و دوستداران اندك باشد، «پنهان زيستى» او نيز ادامه و استمرار خواهد داشت.

بيدارى وجدان بشريت‌
بسيارى از پيامبران الهى وقتى كه مى‌ديدند با همه سعى و كوششى كه در راه هدايت بشر مبذول مى‌دارند، وجدان خفته آنان بر اثر طغيان عواطف و سركشى غرايز بيدار نمى‌گردد و به راهنمايى‌هاى آنان ترتيب اثر نمى‌دهند ؛ آخرين چاره را در اين مى‌ديدند كه جامعه را به حال خود واگذارند و مدتى از ميان آنها بيرون بروند ؛ باشد كه توده سركش و مردم هواپرست، با احساس تنهايى و بى‌سرپرستى، درباره روش و سرنوشت خود تجديد نظر كنند و با فراغت بيشتر و فرصت بهترى، وجدان خفته‌شان بيدار شود و در جوّ مناسبى، پى به هدف‌هاى نورانى پيامبران و مكتب عالى خدا پرستى آنها ببرند ر.ك : جعفر سبحانى، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، صص 187-197.
.
قرآن مى‌فرمايد : چون ابراهيم خليل، از راهنمايى قوم بت تراش و بت پرست خود مأيوس گشت و با تهديد و عكس العمل شديد آنها مواجه گرديد، فرمود : «و اَعتَزِلكُم و ما تدعون من دون الله و اُدعوا ربّى»؛ ؛ «من از شما و آنچه از غير خدا مى‌خوانيد، كناره مى‌گيرم و خداى خود را مى‌خوانم».
ابراهيم«ع» با اين منطق از ميان كلدانيان بيرون آمد و به شهر «حرّان» شام رفت. مردم آنجا هم مشرك بودند و آفتاب و ماه و ستاره مى‌پرستيدند... پس از آن شهر رهسپار فلسطين شد. با رفتن او از آن دو منطقه، مردم به وجدان خفته خود بازگشتند. آن گاه با بيدارى وجدان و فرونشستن طغيان عواطف خويش، به ياد تبليغات و راهنمايى‌هاى سودمند ابراهيم«ع» افتادند و از همين رهگذر - و در غيبت آن حضرت - تعداد قابل ملاحظه‌اى به خداى يگانه ايمان آوردند و موحّد شدند.
همچنين در سوره «يونس» آمده است : چون يونس«ع»، قوم سركش خود را دعوت به دين خدا نمود و آنان نپذيرفتند ؛ پس آن را تهديد كرد كه سركشى شما، از طرف خداوند، بدون عكس العمل نمى‌ماند و به زودى عذاب الهى - كه واكنش و نتيجه رفتار ناپسند شما است - مى‌رسد و همه را فرا مى‌گيرد. چون باز هم گوش نكردند، از ميان قوم بيرون رفت و آنها را به حال خود گذاشت. با رفتن و ناپديد شدن يونس (غيبت او از ميان مردم)، و ديدن علايم عذاب، قوم او به خود آمدند و سخنان او را به ياد آوردند. پس با بيدارى وجدان، توبه كردند و عذاب هم نازل نگرديد... .
امام صادق«ع» در بخشى از فرموده‌هاى خود به اين بُعد غيبت امام زمان اشاره كرده، مى‌فرمايد : «...وجهُ الحكمه فى غيبته وجهُ الحكمة فى غيبات مَن تَقَدَّمَة من حُجَج الله تعالى ذكره...»؛ كمال الدين، ج 2، ص 481، ح 1 ؛ علل الشرايع، ص 345، ح 8 ؛ بحارالانوار، ج 52، ص 91، ح 4. ؛ «...وجه حكمت غيبت، همان حكمت غيبت پيامبران پيشين است».
بر اين اساس غيبت و دورى برخى از پيامبران از جامعه خود - مانند حضرت ادريس، يوسف، موسى، يونس، يحيى، صالح و... - مى‌تواند توجيه كننده تداوم «پنهان زيستى» امام زمان(عج) باشد.
با توجه به اين بيان، روشن مى‌شود كه خداوند طى ده‌ها قرن، براى هدايت افكار و بيدارى وجدان‌هاى بشر و تعديل عواطف و غرايز آنها، رهبرانى شايسته برانگيخت ؛ ولى بشر خيره سر، دست از خود سرى‌هاى خود بر نداشت. اگر عكس العمل موافقى هم نشان داد، نسبت به زحمت‌ها و تلاش‌هاى پيامبران و پيشوايان خود، بسيار ناچيز و بى‌ارزش بود. بنابراين بايسته است كه آخرين حجت الهى، مدتى طولانى از دسترس بشر خارج گردد تا همين غيبت طولانى و كناره‌گيرى، وجدان‌ها را از خواب گران بيدار كند و در غياب وى، استعداد و آمادگى پيدا كنند. هنگامى كه از هر نظر شايستگى يافتند، آن پيشواى غايب باز مى‌گردد و جهان را پر از عدل و داد، نورانيت، حكمت و عقلانيت مى‌كند و ريشه ظلم و ستم و فساد را بر مى‌كند «يملأ الارض عدلاً و قسطاً و نوراً و برهاناً...»؛ احتجاج، ج 2، ص 291 ؛ بحار الانوار، ج 52، ص 350.. مقصود از آمادگى و بالا رفتن سطح آگاهى، اين است كه انسان‌ها به موقعيت و ارج وجود خود پى ببرند و تحمّل ظلم و فساد را، زندگى ننگين و مرگبارى تلقى كنند كه شايسته مقام انسان نيست آن گاه با ارزيابى شرايط و امكانات خود و ستم قدرت‌هاى طاغوتى، بذر انقلاب را در سرزمين مستعد و آماده بپاشند و با شيوه‌هاى گوناگون، در آبيارى آن بكوشند.
پس تا زمانى كه در توده‌ها چنين آگاهى پديد نيايد و انسان‌ها بر ارزش خود واقف نگردند و امكانات خود و طرف را درست نسنجند، «غيبت» ادامه خواهد داشت و سستى و تنبلى مردم، موجب طولانى شدن آن خواهد شد.
البته اين گروه ارادتمند و دوستدار، بايد به صورت منسجم و آماده واقعى عمل كنند و ارتشى مهيا و نيرويى ضربتى كار آمد تشكيل دهند كه پشت سر امام«ع» ايستاده و گوش به فرمان او باشد. اين گروه بايد به نيروى ايمان و تقوا مجهّز گردند و جانباز و فداكار باشند. تربيت و تشكيل چنين افرادى تاكنون ميسّر نبوده و به اين سادگى نيز ممكن نخواهد شد ؛ مگر اينكه همت و تلاشى ويژه صورت گيرد و به اظهار دوستى ساده، ختم نشود!
منبع: پرسمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با توجه به احتمال خطاى مراجع تقليد، چرا ما از داشتن امام در زمان غيبت محروم هستيم؟

پاسخ : 
در پاسخ این سؤال، بیان چند نکته بایسته است:

یکم: امامان معصوم علیهم السلام، در دوران حضور خود، یکى از مهم‌‌ترین وظایف و مسئولیت‌‌هاى خود را به انجام رساندند و غیبت و پنهان زیستى امام‌ عصر عجّل الله تعالی فرجه، اشکال و خللى در انجام این وظیفه، وارد نکرده است. این وظیفه مهم و بنیادین، عبارت است از «تبیین دین» به گونه‌‌اى که دین مصون از تحریف بماند.
امامان معصوم علیهم السلام در طول حیات خود، با انجام سه عمل و برنامه، جلوى تحریف دین را گرفتند:
الف. سنّت پیامبر صلّی الله علیه و آله را آن گونه که بود، بیان کردند.
ب. روش فهم دین از کتاب و سنت (اجتهاد) را آموزش دادند.
ج. کسانى را که صلاحیت چنین فهمى دارند، به مردم معرفى کرده و آنان را در زمان غیبت به این افراد ارجاع دادند.
فلسفه غیبت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه، چه آزمایش انسان باشد و چه عدم قابلیت امت براى امامت معصوم و... در این نکته فرقى نمى‌‌کند که وظیفه شیعیان در زمان غیبت، عمل به دستورات و تعالیم اسلام است و این دین نیز روش خاصى را در شناخت فروع و آموزه‌‌هاى اسلام (اجتهاد و تفقّه) آموزش داده است. در واقع مسیر درست شناخت احکام اسلام، همین راه است و خود مجتهد و مقلّدان او، احکام اسلام را از همین راه مى‌‌شناسند.
مشکلى که شاید در این زمینه پدید آید - و شاید این پرسش نیز درباره همین مشکل باشد - این است که فقیه، مصون از خطا نیست و ممکن است در استنباط حکم شرعى از قرآن و سنت و عقل و یا در رهبرى و زعامت امت خطا کند. آیا همین امکان خطاى او، باعث نمى‌‌شود، وجود امام معصوم، ضرورى باشد و غیبت آن، خلاف فلسفه اصلى امامت باشد؟!
در پاسخ به این پرسش در ابتدا باید دانست که خطا دو گونه است.
1. خطاهاى فاحش و روشنى که حد اقل براى عموم کارشناسان مسائل دینى، سیاسى و اجتماعى، بطلان آن روشن است. کسى که مرتکب چنین خطاهایى شود، شایستگى جانشینى امام و رهبرى امت را ندارد.
2. خطاها و اشتباهات پیچیده و کارشناختى که در میان کارشناسان نیز بطلان آن چندان روشن نیست و معمولاً مورد اختلاف آرا و نظرات است. در این صورت نمى‌توان با قاطعیت حکم کرد که نظر کدام یک صحیح است؛ زیرا هرکس بر اساس مبانى پذیرفته شده خود حکم مى‌‌کند... در چنین مواردى، باید یک رأى ملاک عمل قرار گیرد.
تردیدى نیست که تنها، امام معصوم، مصون از خطا است و دیگران، به هر حال درصدى از خطا را دارند؛ ولى در عین حال باید گفت، مراجع تقلید، کارشناسان دین هستند و در فهم و دریافت احکام دینى، به همان شیوه‌‌اى عمل مى‌‌کنند که معصومان آموزش داده‌‌اند؛ یعنى، در استنباط احکام شرعى، به منابعى تکیه مى‌‌کنند که معصوم آن را معرفى کرده و نیز طبق قواعدى، احکام را به دست مى‌آورند که خود پیشوایان معصوم، به عنوان راه‌کار بیان کرده‌‌اند.
وقتى مجتهد جامع شرایط، بر اساس منابع اصیل دینى و راه‌کارهاى مورد تأیید امامان، احکام و وظایف دینى را استخراج و بیان کرد، نزد خداوند، مأجور و معذور است؛ یعنى، هم داراى اجر و پاداش است و هم به فرض خطا و اشتباه، معذور خواهد بود و عذرش پذیرفته شده است. همچنین کسانى که بر اساس احکام او عمل کرده و احیاناً به خطا رفته‌اند، هم به اجر و ثواب مى‌‌رسند و هم معذور خواهند بود. این مطلب هم پشتوانه عقلى دارد و هم دلیل نقلى.

دوّم: محرومیت از معصوم و هدایت مستقیم او، به هر حال پیامدهایى دارد؛ ولى این محرومیت به سبب کوتاهى خود مردم است؛ یعنى سوء اختیار مردم و خوى عصیان‌گرى مردم، علت غیبت و محرومیت آنان از علم و هدایت‌‌هاى او است و تا زمانى که چنین وضعیتى وجود دارد، ظهور امام نیز همواره به تعویق خواهد افتاد، چنان که خواجه تعبیر مى‌‌کند: وجوب ظهور، ملازم با زوال سبب است «و الظهور یجب عند زوال السبب».(رساله امامت، ص 25 ؛ به نقل از : نظام سیاسى و دولت در اسلام، ص 199)

سوّم: دین اسلام، شامل بخش‌‌هاى مختلفى، از جمله: عقاید، اخلاق و احکام است و آنچه در سؤال مطرح شده (احتمال خطاى مراجع تقلید)، مربوط به بخش احکام شرعى است؛ آن هم در مسائل فرعى شرعى؛ نه در احکام کلى که نزد همه مورد اتفاق است و هیچ اختلافى در آن نیست. بنابراین هم در صد خطا کم است و هم محدوده و گستره آن.
با این حال، امام زمان عجّل الله تعالی فرجه - هر چند دخالت مستقیمى در مسائل ندارد - حافظ معارف و آموزه‌‌هاى دین اسلام و جامع همه دانش‌‌ها و علوم است؛ یعنى، از آنجا که میراث علمى تمام پیامبران و امامان در نزد ایشان است، آن حضرت حامل این علوم بوده و همه آنها را حفظ مى‌‌کند تا در زمان ظهور به همه مردم بیاموزد. در موارد لزوم نیز گوشه‌‌اى از این معارف و دانش را به بزرگان و علما یاد مى‌‌دهد و مشکلات علمى و فقهى آنان را حل مى‌‌کند.
صاحب مفتاح الکرامه (سید جواد عاملى) نیز نقل مى‌‌کند: 
شبى استادم سید بحرالعلوم، از دروازه شهر نجف بیرون رفت و من نیز به دنبال او رفتم تا وارد مسجد کوفه شدیم. دیدم آن جناب، به طرف مقام حضرت صاحب الامر رفت و با شخصى (امام‌ عصر عجّل الله تعالی فرجه)، گفت‌وگویى کرد. از جمله این که سؤالى پرسید و او در جواب فرمود: «در احکام شرعى، وظیفه شما عمل به ادلّه ظاهرى است و آنچه از این ادلّه به دست مى‌‌آورید، همان را باید عمل کنید و شما مأمور به احکام واقعیه نیستید.» (ر.ک : تلاش‌گر پنهان، ص 136 و 137 ؛ میر مهر، ص 60 و 61، به نقل از: قصص العلما، ص 173)
توجه به این نکته ضرورى است که مرجعیت فقیه با کفایت و جامع شرایط، بهترین فرض ممکن در غیبت امام معصوم است. به همین دلیل نهاد مرجعیت در متن تعلیمات دین (قرآن و سنت پیامبر و امامان معصوم) و سیره آنان، مطرح بوده است و آنان عملاً نهاد مرجعیت را در جامعه اسلامى تأسیس و عینیت بخشیده و مشکل و معضل جامعه اسلامى در عصر غیبت تا حدود زیادى برطرف کرده‌‌اند و شیعه به برکت چنین نهادى، در طول تاریخ پرپیچ و خم و با بدترین شرایط اجتماعى و حکومتى، در بهترین وضعیت فکرى، علمى و سیاسى قرار داشته است. آیات مربوط «تفقّه و انذار» و «سؤال از اهل ذکر»، خط کلّى شریعت را در فهم و فراگیرى، احکام دین از متخصصان مطرح کرده است. روایات وارده از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله نیز علما را وارثان انبیا دانسته و فقها را امانت داران پیامبران و حاکمان بر مردم قرار داده است.
روایات منقول از معصومین علیهم السلام نیز لزوم تقلید از فقها و مرجعیت علمى و دینى آنان را یاد کرده و آنان را حاکم و حجت بر مردم قرار داده است و عملاً مردم را بر همین مسلک تربیت نموده و بزرگ‌ترین مشکل عصر غیبت را، چاره اندیشى کرده است.
منبع: پرسمان

کلمات کلیدی : 
مراجع تقليد , استنباط احكام شرعى , امام , عصر زمان غيبت , پنهان زيستى امام‏ عصر , تبيين دين , امام زمان , تقليد
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا وجود حکومت اسلامی قبل از حکومت امام زمان (عج) در عصر غیبت، محقق می‌شود؟

پاسخ : 
یکی از اصول فلسفه مارکس این است که کورک هر قدر بیشتر چرکین شود، زودتر دهان باز می‌کند و منفجر می‌شود؛ پس در جامعه نیز برای به وجود آمدن انقلاب، باید فساد را بیشتر کرد. متأسفانه این تفکر غلط در برخی از معتقدان به خدا نیز رخنه کرده است.
فقهای اسلامی، بحث پیرامون مسئله حکومت اسلامی در عصر غیبت را به دو سو متوجه ساخته اند:
۱. بحث در اصول مسئله حکومت اسلامی در زمان غیبت.
۲. بحث پیرامون نیابت عامه فقیه عادل از طرف امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف. 
اما در مورد بحث اول و برای لزوم تشکیل حکومت اسلامی در عصر غیبت به ذکر چند دلیل می پردازیم:

دلیل اجتماعی ـ تاریخی:
حکومت، امری اجتماعی است که نیاز جامعه به امنیت و حفظ حقوق افراد و رواج عدالت گستری، آن را واجب کرده است. جامعه اسلامی از سایر جوامع بشری که لازمه آن برقراری نظم و قانونگذاری برای حفظ امنیت و حقوق و اشاعه عدل در میان افراد جامعه است، جدا نیست و مانند جوامع دیگر نیاز به برقراری حکومتی دارد که قوانین را اجرا کند تا هدف از تنظیم قوانین تحقق یابد. 
اگر جامعه اسلامی با بقیه جوامع از نظر نیازمندی به این امور اختلاف می داشت، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امام علیه السلام برای بیان این امر سزاوارتر بودند و چون پیامبر و امام چنین مطلبی را بیان نکرده‌اند؛ بنابراین جامعه اسلامی هم از سایر جوامع بشری که لازمه آن برقراری نظم و قانونگذاری برای حفظ امنیت و حقوق و اشاعه عدل در میان افراد جامعه است، جدا نیست و مانند جوامع دیگر نیاز به برقراری حکومتی دارد که قوانین را اجرا کند تا هدف از تنظیم قوانین تحقق یابد.
در این که باید حکومتی داشته باشد، مانند سایر جوامع بشری است. با این دلیل، می توان بر تشکیل حکومت در زمان غیبت نیز استدلال کرد. جامعه اسلامی در زمان غیبت، مانند تمامی جوامع دیگر نیاز به قانون و تشکیل حکومت دارد تا بتواند در استحکام آن بکوشد و هدف از تشریع قانون را تحقق بخشد و از این جهت با دیگر جوامع بشری تفاوتی ندارد. 
پس از قبول این مسئله، عقل به طور طبیعی یکی از دو امر را می پذیرد: حکومت اسلامی، یا حکومت کفر؛ زیرا حالت سومی قابل تصور نیست. از این حکم می‌توان این چنین نتیجه گرفت که حکومت اسلامی واجب است؛ چرا که خضوع در مقابل حکومت حاکم کافر، حرام است.

دلیل اعتقادی:
اعتقاد به دین اسلام، مسلمان را به این باور می‌رساند که قیام برای پیاده کردن احکام اسلام در دوران زندگانیش بر او واجب است و نظام اسلام همان طور که از جستجو در احکام و قوانین آن حاصل می‌شود، نظامی کامل و دربردارنده تمام قوانینی می‌باشد که شرایط گوناگون زندگی، آن را اقتضا می کند؛ اعم از زمینه‌های فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و غیره. 
پیداست که برخی از این مقررات، مانند قوانین اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، جز از طریق قوه حاکمه، به طور کامل اجرا نمی‌شود؛ بنابراین تشکیل یک دولت اسلامی و حکومت آن در دوران غیبت، امری لازم و ضروری است. 

دلیل عقلی:
عقل همان طور که می‌گوید پس از پیامبر صلی الله علیه و آله، بر امام معصوم لازم است که حکومتِ دولت اسلامی و ریاست عامه آن را بر عهده بگیرد تا اسلام به عنوان یک «اصل» و حیثیت مسلمانان به عنوان یک «جامعه» محفوظ بماند، همچنین می‌گوید که عقل به طور طبیعی یکی از دو امر را می پذیرد: حکومت اسلامی، یا حکومت کفر؛ زیرا حالت سومی قابل تصور نیست. از این حکم می‌توان این چنین نتیجه گرفت که حکومت اسلامی واجب است؛ چرا که خضوع در مقابل حکومت حاکم کافر، حرام است.
زمان غیبت نیز به همین منظور باید کسی به عنوان حاکم حکومت اسلامی گمارده شود. 

دلیل نقلی:
در روایات اسلامی که شیعه و سنی آن را نقل کرده اند، آمده است که پیش از ظهور امام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، مردمی قیام می‌کنند و مقدمات حکومت امام را فراهم می‌سازند. از جمله روایتی که حافظ ابوعبدالله گنجی شافعی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله نقل می‌کند: «مردمی از شرق قیام می کنند و زمینه حکومت مهدی را فراهم می‌سازند».(۱) حافظ گنجی بعد از نقل این روایت می‌گوید: «این حدیث، حدیثی است حسن و صحیح که آن را راویان موثق و عالمان حجت روایت کرده‌اند.» 
از امام باقر علیه السلام نیز روایت شده است که فرمود: «‌می‌بینم که جمعیتی در مشرق زمین، خروج می‌کنند و احقاق حق می‌نمایند، ولی به آن‌ها داده نمی‌شود؛ سپس طلب می‌کنند، باز هم به آن‌ها داده نمی‌شود؛ وقتی چنین دیدند، شمشیرها بر شانه می‌گذارند (مسلحانه قیام می‌کنند)، آن گاه حق را به آن‌ها می‌دهند، ولی انقلابیون قبول نمی‌کنند تا آن که کاملاً قیام می‌کنند و این انقلاب تحویل هیچ کس داده نمی‌شود، مگر به صاحب شما. کشته شدگان آن‌ها شهیدند. بدانید که چنانچه من آن انقلاب را درک می‌کردم، دوست می‌داشتم که برای صاحب امر باقی باشم.»(۲)
بنابراین با توجه به آنچه که بیان شد، تشکیل حکومت اسلامی از واجبات عصرغیبت است.(۳) 

پی‌نوشت‌ها:
۱. البیان فی اخبار صاحب الزمان، گنجی شافعی، ص ۴۹۰.
۲. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۴۳.
۳. یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (عج)، علیرضا رجالی تهرانی، ص ۴۴.
منبع: پرسمان

کلمات کلیدی : 
حکومت اسلامی , عصر غیبت , حکومت امام زمان , فساد , نیابت عامه , جامعه اسلامی , قانون , دولت اسلامی , حکومت کفر , قیام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونه مى‌‏توانيد ثابت كنيد كه «ولى فقيه»، نايب و جانشين امام زمان (عج) است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چگونه مى‌‌توانيد ثابت كنيد كه «ولى فقيه»، نايب و جانشين امام زمان علیه السلام، رهبر و ولىّ جامعه اسلامى است؟ وقتى كه آن حضرت در غيبت طولانى مدت به سر مى‌‌برند، چه نيازى به نايب و نماينده دارند؟

پاسخ:
دوران غيبت كبرى را مى‌توان يكى از سخت‌ترين و حساس‌ترين دوره‌هاى حيات سياسى - دينى دانست.
در عصر غيبت، مسئله زعامت و رهبرى از ديدگاه اسلام، ناديده گرفته نشده است. شريعت كه براى تنظيم حيات اجتماعى است، همواره به مسئول يا مسئولان اجرا نياز دارد تا حافظ مصالح امت و ناظر بر اجراى صحيح عدالت اجتماعى باشند و نمى‌توان آن را مخصوص دوران حضور دانست.
بحث «ولايت فقيه» از گذشته مورد توجه بسيارى بود. شيخ مفيد (م 413 ه .ق) مى‌گويد : «اجراى حدود اسلام به عهده ائمه هدى از آل محمد است كه منصوب از سوى خدا هستند و ديگر حاكمان و امرايى كه ائمه علیهم السلام نصب كردند و آنها اين منصب را به فقهاى شيعه تفويض كردند» المقنعه، ص 811..
شيخ طوسى (م 446 ه.ق) مى‌گويد: «قضاوت تنها براى كسى جايز است كه امام معصوم«ع» به او اجازه داده باشد و ائمه«ع» اين منصب را به فقهاى شيعه تفويض كردند» نهايه، ص 301 و 302.
ابو الصلاح حلبى (م 447 ه .ق) مى‌نويسد : «... در واقع فقيه، نايب ولى‌عصر(عج) در حكومت است و اهليت آن را دارد» كافى، ص 435..
محقق كركى (م 940 ه .ق) مى‌گويد : «فقهاى شيعه اتفاق نظر دارند كه فقيه جامع شرايط - كه از آن به مجتهد تعبير مى‌شود - از سوى ائمه هدى«ع» در همه مواردى كه نيابت بردار است، نيابت دارد» رسائل المحقق الكركى، (رسالة الصلاة الجمعه)، ج 1، ص 142..
محقق اردبيلى (م 993 ه .ق) گفته است : «فقيه در همه امور نايب امام است مجمع الفائدة و البرهان، ج 9، ص 131.. فقيه خليفه و جانشين امام معصوم است ؛ پس آنچه به او برسد، به امام معصوم تحويل داده شده است».
صاحب جواهر (م 1266 ه .ق) گويد : «ظاهر روايات حاكى از آن است كه فقيه، به طور كامل، اختيار دارد (ولايت) و تمام اختياراتى كه براى امام است، براى او هم مى‌باشد» جواهر، ج 40، ص 18 و 19..
حاج آقا رضا همدانى (م 1322 ه .ق) مى‌گويد : «در هر صورت، اشكالى در نيابت فقيه جامع شرايط فتوا از امام زمان(عج) در زمان غيبت امام نيست و...» مصباح الفقيه، ص 161 ؛ براى مطالعه بيشتر ر.ك : تحليلى نو و عملى از ولايت فقيه، ص 35 - 38 ؛ كتاب نقد، ش 7، (تابستان 77)، مقاله حكومت اسلامى (نوشته مهدى هادوى) و مقاله ولايت فقيه (نوشته محمد هادى معرفت)..
مولا احمد نراقى(م 1435 ه .ق) تصريح مى‌كند : «آنچه براى پيامبر و امام كه پيشواى مردم بودند - ثابت بود، براى فقيه نيز ثابت است ؛ مگر اينكه دليلى، حقى را تنها به آنان اختصاص داده باشد» عوائد الايام، ص 187..
امام خمينى - به عنوان يكى از مهم‌ترين نظريه پردازان ولايت فقيه - مى‌فرمايد : «...فقها از طرف ائمه«ع»، در همه مواردى كه امامان در آن داراى ولايت هستند، ولايت دارند...» كتاب البيع، ج 2، ص 488 و 489..
از نظر وى : «كليه امور مربوط به حكومت و سياست - كه براى پيامبر«ص» و ائمه«ع» مقرّر شده - در مورد فقيه عادل نيز مقرر است و عقلاً نمى‌توان فرقى ميان اين دو قائل شد ؛ زيرا حاكم اسلامى - هر كس كه باشد - اجرا كننده احكام شريعت و برپا دارنده حدود و قوانين الهى و گيرنده ماليات‌هاى اسلامى و مصرف كننده آن در راه مصالح مسلمانان است» شئون ولايت فقيه، ص 35 ؛ ولايت فقيه، ص 172..
او تأكيد مى‌كند : «امر ولايت و سرپرستى امت، به «فقيه عادل» راجع است و او است كه شايسته رهبرى مسلمانان است ؛ چه، حاكم اسلامى بايد متّصف به «فقه» و «عدالت» باشد. پس اقامه حكومت و تشكيل دولت اسلامى، بر فقيهان عادل، واجب كفايى است. بنابراين، اگر يكى از فقيهان زمان، به تشكيل حكومت، توفيق يافت، بر ساير فقها لازم است كه از او پيروى كنند و چنانچه امر تشكيل دولت اسلامى، جز با هماهنگى و اجتماع همه آنان ميسر نشد، بر همگى آنان واجب است كه مجتمعاً بر اين اهتمام ورزيده، در صدد تحقق آن برآيند...» شؤون ولايت فقيه، ص 33..
با نگرشى واقع بينانه در اين ديدگاه‌ها، مى‌توان به روشنى دريافت كه «ولايت فقيه» نظريه‌اى مترقى و پيشينه دار بوده و تنها نظام مطلوب و شرعى جايگزين نظام امامت در عصر غيبت به شمار مى‌رود. البته ظهور و بروز كامل آن - به خصوص در عرصه سياسى - در عصر حاضر است.

ادله ولايت فقيه‌
در اثبات اين نظريه، دلايل عقلى و نقلى فراوانى وجود دارد كه در اين نوشتار مختصر، به بعضى از آنها اشاره مى‌شود.

يك. دلايل عقلى‌
به نظر امام خمينى(ره) دليل عقلى در اثبات «ولايت براى فقيه» تام است و دليل‌هاى نقلى، مؤيّدى است براى آنچه كه از عقل به دست مى‌آيد : «به تحقيق، لزوم برقرارى حكومت براى بسط عدالت و تعليم و تربيت و رفع ظلم و حفظ مرزها و منع از تجاوز اجانب از واضح‌ترين داورى‌هاى عقلى است... .
مجرى حكومت، بايد شخصى آگاه به احكام و ملتزم به رعايت كامل وظايف دينى باشد. پس اگر معصوم در بين مردم بود، عقل حكم به لياقت او براى اين مقام مى‌كند و اكنون كه معصوم حضور ندارد، افرادى بايد عهده دار اين امر شوند كه از نظر علم به احكام اسلام و تقوا و عدالت، شبيه‌ترين مردم به امام معصوم باشند و منظور از «ولى فقيه»، چنين كسى است ر.ك : جوادى آملى، ولايت فقيه (ولايت فقاهت و عدالت)، ص 168 - 178 ؛ فلسفه سياست (سلسله دروس انديشه‌هاى بنيادين اسلامى 6)، ص 172..
صاحب جواهر نيز دليل عقلى بر ولايت فقيه را با بيانى ذكر مى‌كند كه از سه مقدمه، تشكيل مى‌شود :
نخست ؛ آن كه شيعيان، در عصر غيبت امرشان، به هرج و مرج واگذار نشده است. جامعه بايد انتظام داشته باشد و چنين نباشد كه زورمندان بر جامعه غلبه يابند.
دوم ؛ علاوه بر آنكه بايد در جامعه نظم وجود داشته باشد، اين نظم بايد مبتنى بر قسط و عدل نيز باشد ؛ چرا كه ممكن است جامعه‌اى منظم باشد، اما نظم آن بر اساس كفر مستقر گردد.
سوم ؛ اينكه قانون الهى را بايد قانون شناسى كه خود به قانون عمل مى‌كند، اجرا كند و چنين كسى تنها فقيه اهل بيت مى‌تواند باشد.
وى در اين رابطه مى‌نويسد : «گستردگى دستورات رسيده در زمينه اجراى احكام انتظامى و رسيدگى به مصالح امت، عصر غيبت را نيز فرا مى‌گيرد و تعطيل احكام اسلامى در اين رابطه، مايه گسترش فساد در جامعه مى‌گردد كه شرع مقدس هرگز به آن رضايت نمى‌دهد و حكمت و مصلحت وضع و تشريع چنين احكامى، نمى‌تواند مخصوص عصر حضور باشد ؛ لذا بايستى حتماً اجرا گردد و اين وظيفه فقها است كه به جاى امامان معصوم، مؤظف به اجراى آن مى‌باشند» جواهر الكلام، ج 31، ص 395..

دو. دلايل نقلى و روايى‌
در اثبات «ولايت فقيه» و اينكه طرح اصلى آن از سوى خود امامان معصوم«ع» ارائه شده است، روايات فراوانى وجود دارد. بر اساس اين احاديث، امامان معصوم«ع» مردم را جهت رفع نيازهاى حكومتى - به ويژه مسائل قضايى و منازعات - به فقها ارجاع داده‌اند و آنان را با تعابيرى چون «امنا»، «خلفا»، «وارثان پيامبران» و «كسانى كه مجارى امور به دست ايشان است»، معرفى كرده‌اند. در اين نوشتار به بيان چند روايت بسنده شده و درباره يكى از آنها توضيحاتى ارائه خواهد شد :
2-1. مقبوله عمر بن حنظله : امام صادق«ع» مى‌فرمايد : «من كان منكم قد روى حديثنا و نظر فى حلالنا وحرامنا و عرف احكامنا، فليرضوا به حكماً فانّى قد جعلته حاكماً عليكم فاذا حكم بحكمنا فلم يقبل منه فانّما استخف بحكمنا و علينا ردّ و الرادّ علينا كالرادّ على الله وهو على حد الشرك به»؛ كافى، ج 1، ص 67 ؛ وسائل الشيعه، ج 18، ص 98. ؛ «هر كس از شما كه راوى حديث ما باشد و در حلال و حرام ما بنگرد و صاحب نظر باشد و احكام ما را بشناسد و او را به عنوان داور بپذيرد، همانا من او را بر شما حاكم قرار دادم. پس هرگاه حكمى كرد و از او قبول نكردند، حكم ما را سبك شمرده و ما را رد كرده‌اند و آن كس كه ما را رد كند، خدا را رد كرده است و رد كردن خدا، در حد شرك به خداى متعال است».
2-2. صحيحه ابى خديجه (سالم بن مكرّم) : امام صادق«ع» فرمود : «ايّاكم ان يحاكم بعضكم بعضاً الى اهل الجور ولكن انظروا الى رجل منكم يعلم شيئاً من قضائنا (قضايانا)، فاجعلوه بينكم قاضياً فانّى قد جعلته قاضياً فتحاكموا اليه»؛ من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 2 ؛ كافى، ج‌7، ص 412، ح 4 ؛ وسائل الشيعه، ج 27، ص 13 ؛ وسائل الشيعه،27، ص 13. ؛ «زنهار كه مسائل اختلافى خود را نزد اهل جور (كسانى كه جايگاه عدالت را به ناحق اشغال كرده‌اند) نبريد ؛ بلكه از ميان خود كسى را كه از روش حكومت و دادرسى ما آگاه باشد، براى قضاوت برگزينيد. من چنين كسى را بدين مقام منصوب كرده‌ام ؛ پس داورى را به نزد او بريد».
2-3. روايت امام حسين«ع»؛ «... مجارى الامور و الاحكام على ايدى العلماء بالله و الامناء على حلاله و حرامه»؛ ؛ تحف العقول، ص 169 ؛ مستدرك الوسائل، ص 35، ص 188. «مجارى امور و احكام به دست علماى ربانى است كه امين بر حلال و حرام خدا هستند».
2-4. روايت شيخ صدوق از پيامبر اكرم«ص»؛ وى از قول آن حضرت آورده است : «اللهم ارحم خلفائى. قيل : يا رسول الله و من خُلفائكَ؟ قال : الذين يأتون بعدى و يَروونَ منّى حديثى و سنّتى...»؛ من لا يحضره الفقيه، ج 4، ص 420، ح 5919 ؛ وسائل الشيعه، ج 18، ص 65. ؛ «خدايا ! بر جانشينان من رحمت فرست، پرسيدند: اى رسول خدا! جانشينان شما كيانند؟ فرمود : آنان كه بعد از من مى‌آيند و حديث و سنت مرا نقل مى‌كنند».
2-5. توقيع شريف امام زمان(عج)؛ حضرت ولى‌عصر(عج) در پاسخ به نامه اسحاق بن يعقوب اين توقيع را صادر فرمود : «امّا الحوادِثُ الواقعة فارجعوا فيها الى رُواةِ حديثنا فَأِنَّهم حُجّتى عليكُم و انا حجّة الله عليهم»؛ كمال الدين و تمام النعمه، ص 483 و 484، ح 4. ؛ «در رخدادهايى كه اتفاق مى‌افتد، به راويان حديث ما مراجعه كنيد ؛ زيرا آنان حجّت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم».
از آنجايى كه اين توقيع گرامى، مناسب با بحث ما و داراى اهميت زيادى است، توضيحاتى چند درباره آن بيان مى‌شود :
منظور از راويان حديث در توقيع شريف ولى‌عصر(عج)، قطعاً كسانى نيستند كه الفاظ حديث را بدون تفهّم و تفقّه در مفاد آن نقل مى‌كنند ؛ بلكه مقصود فقها و اهل نظراند كه از ناحيه آن حضرت، حجّت بر مردم هستند.
منظور از حوادثى كه به وقوع مى‌پيوندد و مردم بايد در آن حوادث به علما مراجعه كنند، يقيناً امور اجتماعى و حكومتى است ؛ نه صرفاً بيان احكام و مسائل شرعى حلال و حرام.
شيخ انصارى در كتاب مكاسب، با سه دليل ثابت مى‌كند كه منظور از «حوادث واقعه»، همه امورى است كه عقلاً و شرعاً در مورد آن، بايد به حاكم مراجعه كرد. از جمله اينكه امام، مردم را در اصل حوادث، به فقها (ارجاع داده است، نه در حكم حوادث). اگر مى‌فرمود: در احكام حوادث به فقها مراجعه كنيد، ممكن بود بگوييم : فقها در بيان حلال و حرام خدا و فتوا، حجت و نماينده امام زمان هستند، نه در امور سياسى و اجتماعى ؛ ولى در اين توقيع خود حوادث، به فقها ارجاع داده است.
از جمله «فانّهم حجّتى عليكم»؛، استفاده مى‌شود كه از سوى حضرت مهدى(عج)، فقيهان در كارهايى منصوب هستند كه از شئون امامت و امور اجتماع باشد. آنان در كارها و امورى حجت امام زمان(عج) هستند كه اگر حضرت حضور مى‌داشت مى‌بايست، خود انجام دهد ؛ ولى به دليل عدم حضورش، آنها را به فقيهان محوّل كرده و مردم را نيز به آنان ارجاع داده است.

نتيجه گيرى‌
برآيند اين بحث آن است كه «ولى فقيه»، رهبر جامعه اسلامى در عصر غيبت و دارنده مقام افتا، قضاوت و حكومت است و بدون او جامعه دچار حاكمان غاصب و جائر و عدم رعايت موازين دينى مى‌شود. 
منبع: پرسمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا نااميدی از حل مشكلات زندگی، انگيزه پيدايش مهدوديت شده است؟

پاسخ : 
نخیر، صحیح نیست زیرا که اندیشه و اعتقاد به مهدویت نشأت گرفته از اصل وحی و ارسال رسل است، و مهدویت یعنی حافظ شریعت، چون شریعت اسلام شریعت خاتم است، مهدویت نیز برای حفظ این شریعت می باشد تا زمانی که اراده خداوند تعلق بگیرد. و چون مهدویت بدون اصل نبوت مفهوم نیست باید دانست که هدف انبیاء و پیامبر خاتم اسلام همان رشد دادن به انسانها و پرورش استعدادهای عظیم او و مهیا کردن و تربیت نمودن انسانهایی برای بهشت خداوند بوده است و با این نگاه مؤمن حتی در متن رنج‌ها و مشکلات به سازندگی و تربیت خودش تحت برنامه وحی می پردازد و اگر فرض کنیم در زندگی هیچ مشکلی وجود نداشته باشد باز نیاز به مهدی (عج) وجود دارد، زیر تربیت استعدادهای عظیم و ساخته شدن انسان برای منازل متعددی که در معاد در پیش دارد، ضرورت وجود یک معلمی که از غیب می‌داند و حافظ وحی و مربی انسان‌ها و تکامل دهنده نفس انسانی می باشد و تکویناً بر من و نفس من احاطه دارد و از من به من نزدیک‌تر است. «النبی اولی باالمومنین من انفسهم...؛ یعنی پیامبر از نفس مؤمنین بخودشان نزدیک‌تر است.» 
پس ضرورت وجود حضرت مهدی (عج) یک نیاز تربیتی و اعتقادی است و چون راه طولانی است (معاد)، ضرورت وجود راهبر (نبی و وصی نبی)، امری عقلی است زیرا که نشان دادن راه های طولانی‌تر و بزرگ‌تر از سزح این جهان را وحی به عهده دارد و کسانی که وحی به آنها سپرده شده است عهده دار تربیت نفوص و ایجاد زمینه های مناسب برای این تربیت می باشد.

منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
اعتقاد به مهدويت , نااميدی , مشكلات زندگی , شريعت اسلام , تربيت , مومن , حضرت مهدی , وحی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا اعتقاد به وجود مصلح جهانی، مخصوص مسلمانان است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
اعتقاد به وجود مصلح جهاني، مخصوص مسلمانان است يا اين كه ملل ديگر نيز به آن عقيده دارند؟ و در هر صورت خصوصيات مصلح موعود در احاديث اسلامی چيست؟

پاسخ:
اعتقاد بـه وجود مصلح جهاني، هر چند يك عقيده اصيل اسلامی است كه ريشه قرآني دارد و احاديث اسلامی متواتری درباره آن وارد شده است ولي در عين حال، ملل ديگر نيز مطابق آنچه در كتاب‌هاي آنان وارد شده است به آن معتقدند. حتي روي محاسبات اجتماعي بايد مادي‌ها نيز به چنين انقلاب و تكامل همه جانبه عقيده داشته باشند. زيرا تكامل يک بعدي (مادي) نمي تواند يک تكامل صحيح و ثمر بخش باشد. ملل ديگر دنيا نيز به وجود مصلح بزرگ جهان و تكامل همه جانبه جامعه انساني عقيده دارند كه پـس از خزان مرگبار فساد كه در آن بساط طراوت و خرمي از گيتي برچيده مي شود و چهره شاداب و پر فروغ آن، زرد و افسرده مي گردد مجددا نسيم جان بخش بهار مي وزد، ابر گهربار مي بارد، آفتاب در نهايت اعتدال مي تابد، خاک سيه، منبع گل و گياه مي شود و صحرا و دشت، جامه سبز مي پوشد. به نظر همه ملل جهان، ظلمت غم افزاي شب، پهنه گيتي را تا مدتي مي پوشاند. ولي پنجه نيرومند خورشيد، گريبان افق را شكافته و چهره خورشيد خود را نشان مي دهد و اشعه طلائي خود را در سراسر جهان پخش مي كند. ايـن اصل، اختصاص به عالم طبيعت و جهان گياهان ندارد بلكه جهان آفرينش برچنين اساسي آفريده شده است. مـثل پايان شب سيه سپيد است روشنگر يک اصل كلي و ناموس جهاني است و آشكارا مي رساند كـه پـس از هـر ويراني، آبادي و پس از هرنابساماني، نظم و سامان و پس از هر اختناق و فشار، حريت و آزادي وجودخواهد داشت و اين اصل را تجارب تاريخي تأييد و تثبيت مي كند. روي اين اصل، بايد وجود امام زمان و مصلح جهاني، منادي عدالت، دادگري، مساوات، برابري، پـاكـي و پـيراستگي را در بخشي از زمان پس از تسلط جور و ستم بر جوامع بشري نتيجه ناموس عمومي تكامل دانست نه چيزي مغاير آن. مـسـألـه مصلح جهاني، چيزي نيست كه به جهان شيعه اختصاص داشته باشد و تنها اين گروه از ملل جهان در انتظار چنين قيامي بسر برند بلكه اين مطلب سخني است كه جمله ملل عالم بر آن اتفاق نظر دارند. الـبته آگاهي دقيق از خصوصيات مصلح موعود، جز از طريق كتاب‌هاي آسماني و احاديث راستين اسلامي امكان پذير نيست. ولـي اثـبـات اصل وجود و ظهور يک مصلح در بخشي از زمان كه در اصطلاح به آن آخرالزمان مي گويند، از طريق عقل و سایر محاسبات اجتماعي كاملا امكان پذير است. عقل بر وجود تكامل همه جانبه، چنين استدلال مي كند. جامعه بشری، از نخستين لحظه پيدايش هر روز گامي به پيش نهاده و در صنايع وعلوم و شئون زندگي - از مسكن، غذا و پوشاک - پيشرفت چشمگيری نصيب وي شده است. جـامـعـه انـساني زير پوشش چنين تحولات عميق، در شئون زندگي و امور مادي تكامل چشمگيري پيدا كرده و مشكلاتي را حل كرده است. ولي آيا تكامل از يک نظر و يک جنبه مادي را مي توان تكامل ناميد؟ يا اين كه چنين جهشي - به دلـيـل تـک بـعـدي بودن - به قيمت نابودي جامعه تمام مي شود؟ تكامل صحيح يک موجود، يک جاندار و يک جامعه، اين است كه جهش در تمام ابعاد وجود آن پديد آيد نه در يک جهت. نوزادي كه ديده به جهان مي گشايد و كم كم راه تكامل را مي پيمايد، بايد تمام اعضای آن به نسبت خـاصـي رشـد كند، اما اگر تنها يک عضو رشد كند و اعضای ديگر او به همان حالت نخستين باقي بمانند، قطعا نتيجه معكوس خواهد داشت. از اين جهت، تكامل صنعتي و تكنيكي و ديگر مظاهر ماديگري را بايد طليعه تكامل روحي و معنوي جامعه دانـسـت و چـنين نظر داد كه به موازات اين تكامل، بايد جهشي در معنويات و در راه گـسترش فضائل و وارستگي از آلودگي‌ها رخ دهد و جامعه انساني به تمام معني يک جامعه ايده‌آل گردد. ايـن منطق، مي تواند منطق يک فرد مادي و دور از خدا نيز باشد و او نيز به همان نتيجه‌ای كه الهيون و ارباب مذاهب و ملل جهان - از طريق كتاب‌های آسمانی و احاديث متواتر - رسيده اند، برسد. مشروط بر اين كه توجه داشته باشد كه تبعيض در تكامل و تنها جهش در امور مادي، تكامل صحيح و مفيدي نيست. و تا تكامل همه جانبه، يک فرد و يا يک اجتماع را فرا نگيرد، هيچ جامعه ای سعادتمند نخواهد شد. اگر مادي، از ايـن طـريـق به وجود مصلح جهاني معتقد مي گردد، پيروان مذاهب و كتاب‌هاي آسماني قبل از ماديون بايد به وجود چنين مصلحي معتقد باشد. زيـرا علاوه بـر عـقل و خرد، كتاب‌هاي آسماني آنان، بر وجود چنين جهش و انقلاب عميقي در كليه شئون زندگي تصريح مي كنند. در كتاب‌هاي ايران باستان و تورات و انجيل - با وجود تحريفاتي كه در آنها رخ داده و دستبردهایی كه به آنها زده اند - مسأله مصلح جهاني، به روشني مطرح است. ما براي اختصار، از نقل همه آنها خودداري مي نماییم. علاقمندان مي توانند به كتاب‌هاي ارزنده اي كه پيرامون امام زمان عليه السلام نوشته شده است مراجعه فرمايند. هم اكنون چند فراز از زبور داود نقل مي كنيم. 

مصلح جهاني در زبور 
روشن‌ترين آيه اي كه وجود چنين جهش همه جانبه را ثابت مي كند، اين آيه است: «و لقد كتبنا في الزبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون؛(1) ما در زبور داود نوشتيم كه حكومت زمين به دست افراد صالح خواهد افتاد.» 
وقـتـي بـه زبـور داود مـراجعه مي كنيم، مي بينيم در زبور چنين نوشته است: «در مزمور اول از مزامير حضرت داود پيغمبر، خداوند به وي تسلي مي دهد كه از كثرت شريران واهمه نداشته باش، زيرا سرانجام همه آنها نابود خواهند شد. خـود را مـشـوش مساز كه البته باعث گناه خواهد شد زيرا كه شريران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند وارث زمين خواهند بود. حـلـيـمـان وارث زمين خواهند شد و از فراواني سلامتي متلذذ خواهند گرديد... صالحون را خداوند تأييد مي كند. خداوند روزهاي صالحان را مي داند و ميراث ايشان ابدي خواهد بود. آناني كه از وي بركت يابند وارث زمين گردند و آناني كه ملعون وي اند منقطع خواهند شد... صالحان وارث زمين خواهند بود و در آن تاابد سكونت خواهند نمود... عاقبت، شريران منقطع خواهند شد و نجات صالحان از آن خداوند است... منتظر خداوند باش و طريق او را نگاه دار تا تورا به وراثت زمين برافرازد.»
در مـزمـور (45) كـه از پيامبر خاتم (ص) سخن گفته است، در پايان مي گويد: «به عوض پدرانت پـسرانت خواهند بود و ايشان را بر تمامي جهان سروران خواهم ساخت نام تو را در همه دهرها ذكر خـواهـم كـرد پـس قـوم‌ها تو را احمد خوانند.»
و نيز درمزمور (96) مي گويد: «قوم‌ها را با نصاب داوري خـواهد نمود. آسمان شادي كند و زمين مسرور گردد، دريا و پريان غرش نمايند، صحرا و هـر چه در آن است به وجد آيد، آن گاه تمام درختان جنگل تر خواهد نمود به حضور خداوند زيرا كه مي آيد، زيرا كه براي داوري جهان مي آيد.» 
همچنين در مزمور (97) مي گويد: «آسمانها عدالت او را اعلام مي كنند و جميع قوم‌ها جلال او را مي بينند، پرستندگان بتهاي تراشيده خجل مي شوند.» شكر خدا را كه دست تحريف، موفق به حذف اين قسمت از متن زبور نگرديده است. شكي نيست كه در طول تاريخ، حكومت هاي صالحي روي كار آمده اند. اما تاكنون ديده نشده اسـت كه حكومتی صالح بر سراسر جهان فرمانروایی كند و جهان را زير پوشش صلاح، عفاف، تقوي و پرهيزکاري قرار دهد. از ايـن جـهت بايد پيروان زبور و قرآن در انتظار چنين حكومت صالحی كه بر تمام جهان حكومت كند باشند. 
در احـاديث اسلامي از اين مصلح جهاني به مهدی، صاحب العصر و الزمان و ... تعبيرشده است و در كمتر موضوعي از موضوعات به اندازه حضرت مهدی (ع) حديث و روايت وارد شده است. اين احاديث، خصوصيات امام زمان (عج) را به خوبي روشن كرده و راه هر نوع عوام فريبي را براي مدعيان دروغين مهدويت بسته است. و با توجه بـه ايـن روايات و احاديث كـه محدثان اسلامي اعم از سني و شيعه نقل كرده اند، مشت دروغگوياني مانند مهدي سوداني، غلام احمد قادياني و علي محمد باب كاملا بازمي شود. اينک فهرست رواياتي كه مشخصات منجي موعود در آنها وارد شده است، با ذكر ارقام و تعداد احاديث آنها می آید:
1 - رواياتي كه از ظهور او بشارت مي دهد. 657 عدد
2 - او از اهل بيت پيامبر است. 389 عدد
3 - او از فرزندان علي (ع) است. 214 عدد
4 - او از فرزندان فاطمه (س) است. 192 عدد
5 - او نهمين فرزند حضرت حسين بن علي (ع) است. 148 عدد
6 - او از فرزندان امام زين العابدين (ع) است. 185 عدد
7 - او از فرزندان امام حسن عسكری (ع) است. 146 عدد
8 - اجداد امام حسن عسكری را بيان كرده است. 147 عدد
9 - جهان را از عدالت پر مي كند. 132 عدد
10 - غيبت او طولاني است. 91 عدد
11 - عمر طولاني دارد. 318 عدد
12 - دين اسلام به وسيله او عالمگير مي شود. 47 عدد
13 - امام دوازدهم و آخر الائمه است. 136 عدد
14 - رواياتي كه حاكي از ولادت او مي باشد. 214 عدد
مجموع ايـن احـاديـث و روايات، در كتاب‌های اصيل اسلامي نقل شده و موضوع را به صورت يک امر قطعي و واضح درآورده است.

منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
اعتقاد , مصلح جهانی , مصلح موعود , احاديث اسلامی , آخرالزمان , كتاب‌های آسمانی , حكومت صالح
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
رجعت از ديدگاه شيعه چيست ؟

پاسخ : 
در مورد رجعت دانست چند امر لازم است 
1- رجعت چيست ؟ 
2- چه اشخاصي رجعت دارند؟
3- فلسفه رجعت 
4- ذكر چند نمونه از تحقق رجعت در دنيا
گفتني است , شرح تفصيلي امور فوق براي ما ممكن نيست , تنها با اشاره مي گذريم .
ماهيت رجعت آن است كه بعد از ظهور حضرت مهدي عليه السلام و در آستانه رستاخيز گروهي به اين جهان بازمي گردند.
آن طور كه از مجموع روايات بر مي آيد, دو گروه رجعت دارند: مؤمنان خالص , آن هايي كه در يك مرحله عالي از ايمان قرار دارند. و گروه دوم كفار و ستم گراني كه در مرحله منحطي از كفر و ظلم قرار دارند.
امام صادق عليه السلام فرمود: رجعت عمومي نيست , بلكه جنبه خصوصي دارد. تنها گروهي رجعت مي كنند كه ايمان خالص يا شرك خالص دارند.
راجع به فلسفهء رجعت گفته اند: مؤمنين خالص را مي آورند تا به سير تكاملي در دنيا ادامه دهند, ناظر حكومت جهاني حق و عدالت باشند و در دنياي اين حكومت شركت مي جويند.
كافر و ستم گر محض را مي آورند تا علاوه بر كيفر خاص در عالم آخرت مجازات هاي اين جهان را نظير آن چه اقوام سركشي مانند فرعونيان و نمروديان , ديده اند به بينند.
قرآن , به طور اجمال , در چند مورد از تحقق رجعت در امت هاي پيشين ياد كرده است :
1ـ عزير پيامبر كه بعد از صد سال مجددا زنده شده است : (1)
2ـ گروهي كه به بهانه وبا از شركت در جهاد خودداري كرده و از خانه بيرون رفتند , اما در بين راه به فرمان خداهمه مردند, پس زنده شدند (2)
3ـ افرادي كه به دست حضرت عيسي (ع ) به اذن پروردگار زنده شدند. ((و اذ تخرج الموتي باذني وقتي كه مرده را به اذن من زنده مي كنيد)). (3)
4 زنده شدن قاتلي از بني اسرائيل با زدن قسمتي از بدن گاو به او .(4) 
پی نوشت:
1(بقره 2 آيه 259.
2(بقره 2 243.
3(مائده 5 آيه 110.
4(بقره 2 آيه 73
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا از برخي آيات كه بازگشت كافران را به دنيا نفي كرده نفي رجعت استفاده نمي شود ؟

پاسخ : 
كساني كه در برخي از آيه هاي قرآن بر نفي رجوع و بازگشت آنان به دنيا تأكيد شده كساني هستند در دنيا به خدا كفر ورزيده و اعمال ناشايسته انجام داده اند اينان به هنگام مرگ از خداوند مي خواهند كه دوباره به دنيا برگردند تا جبران مافات كنند و كار شايسته اي انجام دهند كه پاسخ اين خواسته آنان منفي است و به آنان پاسخ رد داده مي شود امّا آنچه در روايات به عنوان رجعت مطرح شده ربطي به تدارك اعمال ندارد و هيچ يك از آنان نمي خواهند براي دريافت ثواب يا برطرف كردن عذاب از خود به دنيا برگردد زيرا مطابق با صريح آيه هاي قرآن چنين چيزي ممكن نيست بلكه اين كرامتي است براي خوباني كه به اين دنيا باز مي گردند و اگر افراد ناصالحي نيز رجعت كنند آمدن به دنيا به منظور جلوگيري و تخفيف عذاب نخواهد بود و آنان به هيچ وجه نمي توانند گذشته سياه خود را از بين ببرند .
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
اگر رجعت امكان دارد پس چرا خداوند فرموده است كه كافران مي خواهند بر گردند ولي اجازه داده نمي شود ؟

پاسخ : 
اينكه در برخي آيات قرآن بازگشت به دنيا براي كافران ممنوع اعلام مي شود دلالت بر نفي رجعت نمي كند زيرا كافران براي اينكه جبران گذشته آنان ، به دنيا بازگرداند شاهد امكان آن داستانهايي است كه قرآن مجيد در مورد افرادي كه مرگ آنان فرا رسيده سپس به دنيا باز گشته اند مانند داستان عزيز پيامبر مطرح فرموده است .
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مگر وقتي كه يك امام فوت مي كند نبايد امام او را غسل دهد پس وقتي كه امام زمان فوت مي كند كه ايشان را غسل مي دهد؟

پاسخ : 
اين مطلب را كه امام را لازم است امام غسل دهد در بعضي روايات وارد شده است و درباره امام زمان هم اشكالي بوجود نمي آورد زيرا تا هر زمان كه انسان مكلّفي در جهان زيست مي كند بايد امام و رهبري وجود داشته باشد. بنابراين پس از اينكه امام زمان حكومت خويش سپري كردند و اجلشان فرا رسيد بدون ترديد پس از آن حضرت امام و رهبري خواهد بود.
و در رواياتي كه مربوط به رجعت و بازگشت ائمه است وارد شده كه ائمه ما به اين جهان بازمي گردند و پس از امام زمان((عليه السلام)) حكومت مي كنند، بنابراين مطلب مورد سؤال شما از هر جهت بدون اشكال است.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مگر وقتي كه يك امام فوت مي كند نبايد امام او را غسل دهد پس وقتي كه امام زمان فوت مي كند كه ايشان را غسل مي دهد؟

پاسخ : 
اين مطلب را كه امام را لازم است امام غسل دهد در بعضي روايات وارد شده است و درباره امام زمان هم اشكالي بوجود نمي آورد زيرا تا هر زمان كه انسان مكلّفي در جهان زيست مي كند بايد امام و رهبري وجود داشته باشد. بنابراين پس از اينكه امام زمان حكومت خويش سپري كردند و اجلشان فرا رسيد بدون ترديد پس از آن حضرت امام و رهبري خواهد بود.
و در رواياتي كه مربوط به رجعت و بازگشت ائمه است وارد شده كه ائمه ما به اين جهان بازمي گردند و پس از امام زمان((عليه السلام)) حكومت مي كنند، بنابراين مطلب مورد سؤال شما از هر جهت بدون اشكال است.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
با توجه به آية 154 سورة بقره كه مي فرمايد: شهيدان زنده اند، آيا شهيدان مرگ را درك نكرده اند پس رجعت آنان چگونه است؟ آيا آنها زنده شده، مرگ را درك خواهند كرد؟

پاسخ : 
به گفتة قرآن در دو آية 154 سورة بقره و 169 سورة آل عمران شهيدان زنده اند. 
در سورة بقره مي فرمايد: وَلاَتَقُولُوا لِمَن يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَ َتُ بَلْ أَحْيَآءٌ وَ لَـَكِن لآتَشْعُرُون و به آنها كه در راه خدا كشته مي شوند، مرده نگوييد! بلكه آنان زنده اند ولي شما نمي فهميد. 
در سورة آل عمران مي فرمايد: وَلاَتَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَ َتَا بَلْ أَحْيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون اي پيامبر! هرگز گمان مبر كساني كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزي داده مي شوند... پر واضح است كه مراد از حيات شهيدان غير از حيات برزخي انسانها است زيرا در آن صورت حيات شهيدان امتيازي براي آنان نخواهد بود، در صورتي كه در اين دو آيه به صورت ويژه حيات پس از شهادت آنان را متذكر شده است و البته چگونگي آن از نظر ما پنهان است چنان كه فرموده است: درك و شعور شما انسانها از درك كيفيت حيات آنان قاصر است. 
و در سورة آل عمران توضيح اندكي در اين باره داده است. 
امام باقر7 نقل مي كند كه شخصي به نزد پيامبر اسلامشرفياب شد و عرض كرد: من مشتاق شركت در جهادم. آن حضرت پاسخ داد: فجاهد في سبيل الله فأنّك ان تُقتل كنت حيّاً عند الله مرزوقاً و ان متّ فقد وقع اجرك علي الله...: در راه خدا پيكار كن كه اگرشهيد شدي نزد خداوند زنده و روزي خور خواهي بود و اگر مُردي پاداشت بر عهدة خداوند خواهد بود... .(ر. ك: تفسير الميزان، ج 1، ص 382 و 383، انتشارات جامعة مدرسين.) 
ميبينيم كه آن حضرت شهادت را در برابر مرگ عادي قرار داده است. 
آن چه از آيات ياد شده به يقين به دست ميآيد اين است كه شهدا از حياتي برخوردارند كه ديگران از آن محروم هستند و اين نيز مسلم است كه وجود اين حيات براي آنها به اين معنا نيست كه جان آنها از كالبد و جسم آنان بيرون نرفته است پس شهدا از اين جهت كه روح آن هااز جسمشان بيرون رفته است، با ديگران كه از دنيا رفته اند فرقي ندارند و اين كه شما نوشتهايد: چگونه شهدا زنده اند، در حالي كه سرانجام همه بايد بميرند، پس مرگ آنان چگونه است؟ پاسخش روشن است، زيرا آن مرگي كه به هر حال، سراغ هر انساني مي آيد، به معناي جدايي روح از بدن است كه دربارة شهدا هم اتفاق افتاده است ـ چون همان گونه كه گذشت، مقصود خداوند متعال از نمردن شهيدان، اين نيست كه روحشان از بدنشان جدا نشده است ـ آري مقصود از حيات شهيد، حياتي مخصوص نزد خداوند است ـ نه از نوع حيات در دنيا ـ كه غير از شهدا كسي ديگر از آن حيات، نصيبي ندارند، و همان گونه كه خداوند مي فرمايد، حيات آنان، حيات مخصوصي است كه ما قدرت فهم و درك آن را نداريم: بَلْ أَحْيَآءٌ وَ لَـَكِن لآتَشْعُرُونَ (بقره،154) بلكه آنان زنده اند، ولي شما نمي فهميد. پس شهيد با رجعت، مانند ديگران به دنيا بر ميگردد ـ البته شهيدي كه قرار باشد رجعت كند ـ و مانند ديگران دوباره روحش از كالبدش جدا ميگردد، در نهايت ممكن است آن حيات مخصوصي كه براي او به سبب شهادت حاصل شده بود، برايش ادامه داشته باشد. 
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونه می‌توان با استدلال به آيه 11 سوره غافر [مؤمن] رجعت را اثبات كرد؟

پاسخ : 
قَالُواْ رَبَّنَآ أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَ أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْن(مؤمن،11) آنها مي گويند: پروردگارا! ما را دو بار ميراندي و دو بار زنده كردي. چنانكه خود در پرسش اشاره كردهايد، استدلال به اين آيه شريفه، براي اثبات رجعت، توسط برخي مفسّران، ارائه شده و علتي كه باعث شده است همة مفسّران به اين استدلال روي نياورند، اين است كه دربارة دو بار ميراندن و دو بار زنده گردانيدي، احتمالات ديگري نيز داده شده است، كه متناسب با اثبات رجعت نيست فقط زماني مي توانيم ادعا كنيم اين آيه متناسب با اثبات رجعت است كه منظور از دو بار ميراندن اين باشد كه مرگ يك بار در اين زندگي فعلي اتفاق بيفتد، سپس براي رجعت زنده شويم، و بار دوم، بعد از زندگي در عصر رجعت باشد. و منظور از دو بار زنده گردانيدن هم اين باشد كه خداوند يك بار ما را در دنيا زنده گردانيده ـ كه فعلاً در آن به سر مي بريم ـ سپس مي ميريم و بار دوّم ما را براي عصر رجعت زنده مي كند چنين تفسيري با اثبات رجعت سازگار است، ولي چون اين آية شريفه دربارة همة كفّار سخن ميگويد ـ و حال آنكه رجعت دربارة همة كافران ثابت نشده است ـ از اين رو اين تفسير مورد گفت و گو واقع شده است.(ر.ك: تفسير نمونه، آيةالله مكارم شيرازي و ديگران، ج 20، ص 43 ـ 45، نشر دارالكتب الاسلامية.)
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چه رابطه اي ميان رجعت و مهدويت وجود دارد؟

پاسخ : 
از آنجا كه پرسش كاملاً روشن نيست چون منظور از نوع و جهت رابطه بيان نشده است، نمي توان پاسخ واضح و كاملي ارايه داد. اجمالاً مي توان گفت، رجعت پس از ظهور حضرت مهدي(عج) رخ مي دهد و تا آن حضرت ظهور نكند، رجعتي نيست. اين يك نوع رابطه ميان رجعت و مهدويت محسوب مي شود. منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
تفاوت ارواح انساني با ارواح حيواني در چيست؟ و منشأ آن در كجاست؟ آيا به ابدان خويش رجعت مي كنند و آيا موجودات ديگر داراي روح بوده و در حال تسبيح و سجده خداوند هستند؟

پاسخ : 
كلمه روح به طوري كه در لغت معرفي شده است، به معناي مبدأ حيات است كه جاندار به وسيلة آن قادر بر احساس و حركت ارادي مي شود البته هر چند كه اين كلمه در بسياري از آيات مكي و مدني تكرار شده، ولي همة اين موارد به اين معنايي كه در جانداران مي يابيم و مبدأ حيات و منشأ احساس و حركت ارادي است، نيامده است. 
اقسام روح عبارتند از: 1. روح نباتي 2. روح حيواني (نفس سياله) 3. روح انساني (نفس ناطقه) 4. روح القدس (روحي كه با پيامبران است و آنها را تأييد ميكند)(بقره،87) 5. روح الامين(جبرئيل) (شعرأ،193) 6. فرشتهاي بزرگ از فرشتگان خاص خداوند يا مخلوقي برتر از فرشتگان (قدر،4) 7. روح قرآن و محتواي وحي (شوري،52) قرآن كريم روح را از نظر اختلاف اثرش (حيات) داراي مراتب مختلف هاي مي داند چرا كه روح حيواني و نباتي، فقط به مجموعه اي از نموّ و تغذيه و توليد مثل و حس و حركت اطلاق مي شود. بديهي است با از ميان رفتن جسم نيز نه تغذيه اي باقي مي ماند، نه نموّ و توليد مثل و نه حسّ و حركتي به خلاف روح انساني كه حقيقتي است مستقل كه گاهي به اين بدن مادّي تعلّق مي گيرد و گاه از آن جدا مي شود. 
لذا روح گاهي به آن حقيقتي گفته مي شود كه در عموم آدميان دميده شده است (الم سجده، 9 حجر، 29 ص، 72) و گاه نيز حقيقتي به نام روح تأييد كننده است كه خاص مؤمن است (مجادله، 22) كه از نظر شرافت در ماهيت و از نظر مرتبت و قوت اثرش شريفتر و قويتر از روحي است كه در همة انسانهاي زنده است و يك مرحلة از آن مرحله اي است كه در گياهان هست و اثرش اين است كه گياه و درخت را رشد مي دهد. 
از برخي آيات (انعام، 38 و تكوير، 5) و روايات استفاده مي شود كه حيوانات هم مانند انسانها حشر دارند و در روز قيامت حاضر شده و در حد آگاهي و مسؤوليت هايشان، حسابرسي مي شوند و هر كس به حق خود مي رسد، اگر در آيه 5 سوره تكوير، فقط نام حيوانات وحشي برده شده، يا به جهت غلبه است، يا به جهت ظلمي است كه حيوانات وحشي نسبت به بقيه حيوانات دارند و يا... در اينجا اين پرسش باقي مي ماند كه آيا حيوانات هم تكليف دارند يا نه؟ در پاسخ بايد گفت كه تكليف مراحلي دارد و هر مرحله، ادراك و شعور متناسب خود را مي خواهد تكاليفي كه در اسلام براي يك انسان وجود دارد، به گونه اي است كه انجام آنها بدون داشتن يك سطح عالي از عقل و درك ممكن نيست، و حيوانات هم مكلّف به آن نيستند زيرا شرط آن، يعني عقل و درك متناسب با آن تكاليف در آنها نيست امّا مرحله ساده تر و پايين تري از تكليف درباره آنها تصور مي شود كه مختصري فهم و شعور براي آن كافي است و نمي توان آن را در مورد حيوانات انكار كرد به همين جهت، حشر آنها هم با حشر انسانها تفاوت دارد، انسانها بعد از حسابرسي يا وارد بهشت و يا وارد جهنم مي شوند ولي حيوانات، بهشت و جهنم ندارند بلكه بعد از انتصاف و انتقام از يكديگر (مثلاً حيوان بي شاخ از حيوان شاخدار به جهت ظلمي كه به او كرده است، انتقام مي گيرد) مي ميرند و خاك مي شوند.(ر.ك: بحارالانوار، علامه مجلسي، ج 7، ص 276 / الميزان، علامه طباطبايي، ج 7، ص 73 ـ 83 / تفسير نمونه، ج 5، ص 221 ـ 227 / مجمع البيان، طبرسي، ج 10، ص 249، چاپ بيروت.)
بر اساس برخي از آيات و روايات اسلامي، تمام موجودات تسبيح گوي خداوند متعال هستند يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَـَوَ َتِ وَ مَا فِي الاْ َرْضِ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلَيَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (تغابن،1) آن چه در آسمانها و زمين است براي خدا تسبيح مي گويند، مالكيت و حكومت از آن اوست، و ستايش از آن او، و بر همه چيز توانا است.(ر.ك: تفسير نمونه، همان، ج 24، ص 104ـ112.)
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در آية 81 سورة آل عمران، مراد از وعده ياري كنيد چيست و چگونه مي توان اين آيه را دليل بر اثبات رجعت قرار داد؟ لطفاً توضيح دهيد.

پاسخ : 
الف ـ مراد از وعده ياري در اين آيه، يك مسئله كلي و عمومي است، اگر چه خاتم پيامبران، مصداق بارز آن است. در حقيقت، همان طور كه پيامبران و امتهاي بعدي، نسبت به پيامبران گذشته و آيين آنها، احترام مي گذارند، پيامبران و امتهاي پيشين نيز، نسبت به پيامبران بعد از خود، چنين وظيفه اي را داشته اند به اين خاطر اگر مي بينيم در رواياتي، تصريح شده كه منظور پيامبر گرامي اسلام است، از قبيل تفسير آيه و تطبيق آن بر يك مصداق روشن محسوب مي گردد. نه اين كه معناي آن منحصر، باشد. فخررازي، در تفسير خود، از حضرت علي نقل كرده است هنگامي كه خداوند، آدم و ساير انبيا را آفريد، از آنها عهد و پيمان گرفت كه هرگاه محمد(ص) مبعوث شد، به او ايمان آورند و ياريش كنند.(تفسير نمونه، آيت ا... مكارم شيرازي و ديگران، ج 2، ص 487، دارالكتب الاسلامية.) 
ب ـ استفاده از آيه، براي اثبات رجعت. 
از امام صادق، روايت شده كه فرمود: از زمان حضرت آدم به بعد، خدا هيچ پيامبري را برانگيخت ، مگر آن كه به دنيا، باز خواهد گشت و اميرمؤمن انرا ياري خواهد داد و اين است فرموده خداي متعال كه: و به او ايمان بياوريد، يعني رسول خدا(ص) و به ياري وي برخيزيد يعني اميرمؤمنان سپس در عالم ذر، به آنان گفت: آيا اقرار نموديد و بر آن پيمان بستيد؟ 
هنوز تأويل اين آيه، نيامده است. 
راوي مي پرسد: تأويل آن، چه وقت خواهد آمد؟ فرمود: هنگامي كه خدا، پيامبران و مؤمنان را در اطراف علي، گردآورد تا او را ياري كنند پس در آن زمان است كه خداوند، پرچم پيامبرش را به دست علي بن ابي طالب مي دهد و در آن هنگام است كه او فرمانرواي همة خلايق مي گردد، و اين، تأويل آيه است. 
همچنين فرمود: شگفتا! و چگونه اظهار شگفتي نكنم، از مردگاني كه خدا، آنان را گروه گروه، زنده بر مي انگيزد و آنان اجابت نموده و مي گويند: لبيك لبيك... .(تفسير برهان، ج 1، ص 181 / شيعه و رجعت، آيت ا... ميرشاه ولد، ص 77، دارالنشر اسلام.) 
طبق اين نظر و روايات، انبياي گذشته براي ياري پيامبر و علي نبوده اند. و در رجعت است كه آنها برمي گردند و پيامبر گرامي اسلام و اميرالمؤمنين را ياري مي كنند، و اين آيه شريفه، اين گونه بر رجعت دلالت دارد. 
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در هنگام ظهور امام زمان(عجل الله تعالی) رجعت به چه صورت مي باشد؟ توضيح دهيد.

پاسخ : 
رجعت از عقايد معروف شيعه است، و تفسيرش در يك عبارت كوتاه چنين است:
بعد از ظهور حضرت مهدي(عج) و در آستانة رستاخير و قيام حضرت مهدي، گروهي از مؤمنان خالص، و كفار و طاغيان بسيار شرور كه از دنيا رفته اند، به اين جهان باز مي گردند، گروه اوّل مدارجي از كمال را طي مي كند و گروه دوم كيفرهاي شديدي مي بينند. مرحوم سيد مرتضي كه از بزرگان شيعه است مي گويد: خداوند بعد از ظهور حضرت مهدي(ع) گروهي را كه قبلاً از دنيا دفته اند، به اين جهان باز مي گرداند تا در ثواب و افتخارات ياري او و مشاهدة حكومت حق بر سراسر جهان شركت جويند. نيز گروهي از دشمنان سر سخت را باز مي گرداند تا از آن ها انتقام گيرد.[1] مأمون به حضرت رضا(ع) عرض كرد: دربارة رجعت چه مي فرمايد؟ حضرت فرمود: رجعت درست است. بازگشت بعضي از مردگان در امت هاي پيشين سابقه داشته و قرآن هم گفته است، و پيغمبر (ص) فرمود: آن چه در امت هاي پيشين بوده است، در اين امت نيز خواهد بود.[2] حضرت صادق(ع) مي فرمود: نخستين كسي كه قبرش مي شكافد و زنده شده و به دنيا بر مي گردد، امام حسين(ع) است.[3] امام باقر(ع) از امام حسين(ع) نقل كرد: به هنگام قيام قائم(ع) من و پيامبر (ص) و علي(ع) و برادرم و تمام آن ها كه خدا به واسطة ايمان كامل بر آنان منت نهاد، بر مركب هاي ابلق كه همه از نورند و تا آن روز آفريده ايد بر آن ها سوار نگشته، فرود مي آييم، سپس محمد مصطفي(ص) پرچم خود را به اهتزاز در آورده و آن را با شمشير خود به قائم ما مي دهد، و بدين گونه تا زماني كه خدا تقدير فرموده در جهان خواهيم زيست.[4] 
پی نوشت:
[1] تفسير نمونه، ج 15، ص 555.
[2] علامه مجلسي، مهدي موعود، ص 1200.
[3] همان، ص 1186 و 1189.
[4] همان، ص 1201.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
معنای رجعت و هدف از آن را بيان نماييد؟

پاسخ : 
1ـ رجعت از عقاید معروف شیعه است، و مقصود از آن در فرهنگ شیعه، بازگشت گروهی امت اسلامی پس از ظهور حضرت مهدی(عج) و قبل از بر پایی قیامت به دنیا است. 
2ـ همان گونه که اشاره شد، در رجعت همه مردگان یا همه شیعیان به دنیا بازنمی گردند، بلکه عده‌ای مؤمنان خالص و کفار و طاغیان بسیار شرور به این جهان بازمی‌گردند.[1]
3ـ بازگشت گروهی از صالحان و یا تبهکاران به این جهان امری شگفت آوری نیست، زیرا در امت‌های پیشین نیز گروهی پس از مرگ بار دیگر زنده شده و پس از مدتی برای بار دوم درگذشته‌اند،[2] مانند زنده شدن عزیر پس از صد سال،[3] و موارد دیگری که قرآن مجید از آنها خبر داده است.[4]
4ـ در رجعت، بازگشت کنندگان به امر پروردگار عالَم زنده می‌شوند، هم‌چنان که در قیامت همگان به امر و قدرت ذات اقدس الله زنده می‌گردند. اگر تعدادی به دست حضرت عیسی(ع) زنده شده‌اند، آن هم به اذن الهی و قدرت خدادادی بوده است. قرآن می‌فرماید: (به خاطر بیاور) هنگامی را که خداوند به عیسی بن مریم گفت: یاد کن نعمتی را که به تو و مادرت بخشیدم... و هنگامی که به اذن و فرمان من مردگان را زنده می‌کردی.[5] بنابراین چنانچه رجعت به دعای امام زمان(ع) صورت گیرد؛ باز به قدرت خدا انجام گرفته است؛ پس لازم نیست حتماً پیامبر باشد، بلکه به وسیله حجت الهی و به اذن خدا می‌تواند صورت گیرد.
5ـ پس از اعتقاد به رجعت که از عقاید شیعه است، ممکن است از تفاصیل و علت واقعی آن آگاهی نداشته باشیم، و این هیچ گونه اشکال و سستی در عقیده ما ایجاد نمی‌کند. مثل این که به وجود ملائکه ایمان داریم، چون قرآن از آن خبر داده است ولی تعدادشان چقدر است، نحوه وجودی‌شان چگونه است و کارهایشان به طور تفصیل چگونه است، اطلاع دقیق نداریم.
6ـ ممکن است علت واقعی رجعت برای ما روشن نباشد، ولی با توجه به روایات رجعت، چنین به نظر می‌رسد که بازگشت دو گروه از مؤمنان و کافران به زندگی دنیا، به منظور تکمیل یک حلقه تکاملی گروه اوّل مؤمنان و چشیدن کیفر دنیوی گروه دوم کافران است.
به تعبیر دیگر: گروهی از مؤمنان خالص که در مسیر تکامل معنوی با موانعی در زندگی خود رو به رو شده‌اند و تکامل آنها ناتمام مانده است، حکمت الهی ایجاب می‌کند که سیر تکاملی خود را از طریق بازگشت مجرّد به این جهان ادامه دهند؛ شاهد و ناظر حکومت جهانی حق و عدالت باشند؛ و در بنای این حکومت شرکت جویند، چرا که شرکت در تشکیل چنین حکومتی از بزرگ ترین افتخارات است.
به عکس گروهی از منافقان و کافران جبار سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز باید مجازات هایی در این جهان، نظیر آن چه اقوام سرکشی مانند فرعونیان و عاد و ثمود، و قوم لوط دیدند ببینند، و تنها راه آن رجعت است.[6]
انسان معتقد به حکمت و عدل الهی، همان گونه که معتقد است باطن این عالم پاک و بر اساس عدالت و درستی بنیان شده، معتقد است روزی فرا می‌رسد که ظاهر تمام این عالم همانند باطن می‌شود و همان گونه که باطن آن بر اساس عدل در جریان است، ظاهر آن نیز این گونه می‌شود و برای تحقق چنین امری، کسانی که مصداق تمام و کمال ظلم و عدل بوده‌اند، برانگیخته می‌شوند تا حقیقت این عالم نمایانده شود. اگر ظالمان این دنیا را با کامیابی سپری کرده‌اند، گمان نرود که واقعاً پایان آنها همین گونه است؛ زیرا می دانیم که قیامت، چیزی جز ظهور و تجسم این عالم نیست، پس باید سرانجام دنیای ظالمان و کافرانی که با کامیابی سپری کرده‌اند مانند معاویه، شکست و ذلت باشد، تا در قیامت، ذلت به صورت واقعی اشکال شود. به عبارت دیگر: همان گونه که برای مؤمنان باید مسیر تکاملی آنها که با موانعی در دنیا رو به رو بوده‌اند، برداشته شود تا این مسیر به پایان خود و سیر تکاملی صعودی برسد، کافران خالص و ظالمان نیز باید به نهایت مسیر تکاملی نزولی خود برسند و حکومت و قدرتی که باعث شده که نهایت سیر نزولی آشکار نشود، آشکار شود و در قیامت طبق همین عذاب، یا نعمت الهی هویدا شود. باید توجه داشت هنوز کسانی مانند معاویه به عنوان انسان‌های درستکار نزد بسیاری از مسلمانان شناخته می‌شوند. البته این نکته که بیان شده، به عقل و دانش ما رسیده، امکان دارد مسایلی در فلسفه و علت آن بیان شده که دست نیافته‌ایم، یا بسیاری از مسایل طرح شود که اصولاً فلسفه آن بیان نشده و یا عقل ما نتواند به علت واقعی آنها دست یابد، امام آنها را به حکم عقل و منطق قبول می‌کنیم چون از جایگاه خطا ناپذیر الهی صادر شده است. این مسئله در پایان توضیح داده می شود. 
7ـ برای رجعت چندین دلیل ذکر شده، حتی مرحوم شیخ حرعاملی در کتاب شریف «الایقاظ من الهجعه» دوازده دلیل بیان نموده است. در این جا به دو دلیل اکتفا می کنیم: 

الف) اجماع امامیه (شیعه):
مرحوم سید مرتضی که از بزرگان شیعه است می گوید: خدا بعد از ظهور حضرت مهدی(ع) گروهی از کسانی را که قبلاً از دنیا رفته‌اند، به این جهان بازمی‌گرداند. دلیل بر صحت این عقیده آن است که هیچ عاقلی نمی‌تواند قدرت خدا را بر این امر انکار کند، چرا که مسئله محالی نیست. دلیل بر اثبات این عقیده، اجماع امامیه است، زیرا احدی از آنها با این عقیده (رجعت) مخالفت نکرده است.[7]

ب) روایات:
احادیث از ائمه اطهار(ع) در مورد رجعت فراوان است و به حد تواتر رسیده تا جایی که مرحوم علامه مجلسی می فرماید: چگونه ممکن است کسی به صدق گفتار ائمه اهل بیت(ع) ایمان داشته باشد و روایات متواتر رجعت را نپذیرد؟ احادیث صریحی که شمار آن به حدود دویست حدیث می‌رسد که چهل و چند نفر از روایات موثّق، و علمای اعلام در بیش از پنجاه کتاب آورده‌اند.[8]
از امام صادق(ع) معنای آیه «و یم مخشرِ من کلّ أمه فوجاً؛ روزی که از هر امتی، گروهی را زنده می کنیم.»[9] سؤال شد، حضرت فرمودند: مردم چه می‌گویند؟ مسائل گفت: مردم می‌گویند: آن روز قیامت است. حضرت فرمودند: مگر در قیامت از هر امتی گروهی را زنده می‌کنند و بقیه را زنده نمی‌کنند؟ خیر (مردم اشتباه می‌کنند) این آیه مربوط به رجعت است (نه قیامت، زیرا در قیامت همه محشور می‌شوند، نه عده‌ای، در صورتی که این آیه از زنده شدن گروهی سخن می‌گوید).[10]
مأمون (خلیفه دانشمند عباسی) به حضرت رضا(ع) عرض کرد: درباره رجعت چه می‌فرمایید؟ حضرت فرمودند: رجعت درست است. بازگشت بعضی از مردگان در امت‌های پیشین سابقه داشته و قرآن شاهد آن است، و پیامبراکرم(ص) فرمودند: آن چه در امت‌های گذشته بوده، در امت من نیز خواهد بود.[11]
یادآوری: 
همان گونه که نیافتن چیزی دلیل بر نبودن آن نیست، نفهمیدن مطلبی هم دلیل بر درست نبودن آن نمی‌باشد. مطالب علمی بسیاری هست که ما نمی‌فهمیم، ولی نفهمیدن دلیل نمی‌شود که آن مطلب صحیح نباشد. در اعتقادات شرعی هم همین طور است، مثلاً فلسفه مسح در وضو ممکن است برای ما روشن نباشد. این نشانه آن نیست که مسح سر یا پا علت ندارد. نیز باید توجه داشت که اگر مسئله‌ای برای ما حل نشد، به این معنی نیست که عقیده ما با قرآن یا سایر عقاید در تضاد است، زیرا می‌گوییم چون قرآن یا معصوم از این مسئله خبر داده می‌پذیریم، اگر چه برا ی ما هنوز فلسفه آن حل نشده باشد، زیرا معتقدیم آن چه خدا یا پیامبر و امام از آن خبر داده باشند، مسلّماً درست است، چون از مقام خطاناپذیری صادر شده است، اگر چه کیفیت مسئله و فلسفه و اهداف آنها را درک نکنیم. مسئله رجعت چیزی است که در امت‌های گذشته واقع شده و قرآن به صراحت از آنها خبر داده است، و بنا به روایات شیعه، در امت اسلام هم واقع خواهد شد. این نه چیز محالی است که انسان را گیچ کند و نه عدم اطلاع از جزئیات آن مسئله‌ای است که ایجاد خلل در عقیده ما کند، که خیال کنیم عقیده ما در تضاد با قرآن است. پس مسئله رجعت امری است ممکن و نفهمیدن فلسفه آن مشکلی در عقیده ما ایجاد نمی‌کند. 
مانند بعضی از امور دیگر که از فلسفه آنها آگاهی نداریم، اما چون از منبع خطاناپذیر آمده، به حکم عقل می‌پذیریم. مثلاً ابن سینا در کتاب شفا می‌گوید: اگر چه من با عقل خود نمی‌توانم معاد جسمانی را ثابت کنم، اما چون خبر دهنده صادقی (پیامبر اسلام) از آن خبر داده، می‌پذیرم (و این مسئله منطقی و عقلانی است).

پی‌نوشت‌ها:
[1]. تفسیر نمونه، ج 15، ص 555.
[2]. جعفر سبحانی، منشور عقاید امامیه، ص 241، ص 129.
[3]. بقره (2) آیه 259.
[4]. بقره (2) آیه 55 و 56 و 72 و 73 و 243؛ آل عمران (3) آیه 49.
[5]. مائده (5) آیه 110.
[6]. تفسیر نمونه، ج 15، ص 559.
[7]. شیخ عباس قمی(صاحب مفاتیح الجنان) سفینه البحار، ج 1، ص 511، مادهرجع.
[8]. بحارالانوار، ج 53.
[9]. نمل (27) آیه83.
[10]. مصطفی حسینی دشتی، معارف و معاریف، ج 5، ص 632 (ماده: رجعت).
[11]. مهدی موعود (ترجمه ج 51 تا ج 53 بحارالانور، ص 1200). 

منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
رجعت , عقاید شیعه , مؤمنان , كافران , ظهور حضرت مهدی , دلایل رجعت , فلسفه رجعت
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
حضرت مهدی (عج) دارای چه خوصیاتی است؟

پاسخ : 
در كتاب عيون اخبار الرضا از «علي بن عاصم» از امام محمد تقی(ع) از پدر بزرگوارش روايت كرده كه حضرت قائم را براي ابي ابن كعب بدين گونه توصيف فرمود: 
خداوند نطفه با بركت و پاک و پاكيزه را در صلب حسين(ع) به وجود آورد،كه هر مؤمني كه خداوند از وی در خصوص دوستي اهل‌بيت(ع) پيمان گرفته است از آن نطفه خشنود است و هر منكری از آن دوری مي جويد. او امام پرهيز كار، ستوده خصائل پسنديده و هادی و مهدی است ،كه حكم عدل مي كند و دستور بدان مي دهد و در گفتارش خدا را تصديق مي كند، خداوند هم او راتصديق مي نمايد و چون دلائل و علائم آن آشكار شود از سرزمين تِهامَه(1) بيرون می آيد. او گنج هایی دارد كه نه طلا و نه نقره است، بلكه اسب هاي نيرومند و مرداني است به عدد اصحاب بدر يعني: «سيصد و سيزده» نفر كه از اقطار جهان به دور وی گرد آيند، صحيفه مهر كرده اي با اوست كه تعداد يارانش با اسامي و شهرها و طبايع و اوصاف و كنيه ها آن‌ها در آن نوشته شده است و آن‌ها همه سعي در هر فرمانبرادری او «مهدی» دارند. 
ابن ابي كعب عرض كرد يا رسول الله دلائل و علائم آمدن او چيست؟ حضرت فرمود:
او از اين پرده غيبت بيرون می آيد، و هر جا دشمن خدا ببيند به قتل می رساند و احكام خدا را جاری می سازد و طبق دستور الهی حكم مي كند.
حضرت مهدی دوازده همين امام هستند.
حضرت مهدی(عج) امامي معصوم، مدير، مدبر،شجاع و مهربان،دلسوز. شيخ صدوق در كتاب خصال از اصول اربعماء از اميرالمؤمنين(ع) روايت نموده كه فرموده: خداوند دين را به وسيله ما گشود و هم به وسيله ما ختم مي كند. به وسيله ما خدا آنچه را بخواهد محو مي كند و آنچه باقی می گذارد، به وسيله ما سختي زمانه را برطرف می سازد و باران فرو می فرستد اگر قائم قيام كند آسمان باران خود را فرو می ريزد و زمين نباتات خود را بيرون می دهد و كينه ها از دل بندگان خدا زائل می شود و درندگان و حيوانات با هم ساخته از يگديگر رم نمی كنند تا جایی كه زنی كه می خواهد راه عراق و شام را بپيمايد همه جا قدم بر روي سبزه و گياهان می گذارد و زينت هاي خود را بر سر دارد و كسي طمع به آن نمی كند. 
هر صفت و فضائلی را كه همه انبياء و ساير ائمه(ع) دارند حضرت مهدی(عج) همه آن‌ها را دارا می باشد.

پی نوشت:
1. تِهامَه، دشتی ساحلی در امتداد دریای سرخ در مغرب شبه جزیرة عربستان است.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
هادی , مهدی , خصوصيات حضرت مهدی , حضرت قائم , سيصد و سيزده , غيبت امام زمان , قائم , ویژگی های امام زمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امام زمان (عج) از چه كارهای ما غصه می‌خورند؟

پاسخ : 
امام زمان(عج) غصه می خورند زمانی كه ما به آنچه كه خداوند امر كرده عمل نكنيم و از آنچه كه خداوند نهی كرده دوری، و جاي ديگری كه امام زمان(عج) غصه می خورند اين كه ما انسان‌ها آن قدر به فكر ماديات وزرق و برق دنيا هستيم و اين كه از 24 ساعت وقت در شبانه روز، يک چهارم را صرف عبادت نمی كنيم، امام زمان(عج) غصه می خورند از زورگويی ظالمان به مظلومان، اگر همه ملت‌های مسلمان هم پيمان شوند و راه خدا را درپيش بگيرند، ديگر هيچ كس جرأت زورگويي به ديگران را هم نخواهد داشت، خداوند به هر فردی استعداد و ويژگي منحصر به فرد داده است و از اين استعداد توقعاتی دارد نه اين كه استعداد خود را در راه خلاف شرع مصرف كند. 
امام زمان(عج) در روزهای دوشنبه نامه اعمالمان را ورق می‌ زند و هفته ای يک بار امضا می كند. 
وقتي نامه اعمال ما را به امام زمان(عج) می دهند امام زمان(عج) آن قدر گريه می كنند كه از شدت گريه امام زمان(عج) فر شته ها به گريه می افتند.
يكی ديگر از جاهايی كه امام زمان(عج) غصه می خورند، احترام نگذاشتن به والدين، انجام ندادن صله رحم، تهمت، غيبت و كلا تمام رذايل اخلاقی و اين كه خداوند به خاطر رحمت خود نعمتی به ما عرضه كرده، عوض اين كه به شكرگذاری بپردازيم بگوييم حقمان است لياقتش را داشتيم تكبر بورزيم با يک حرف زدن خدشه در ايمان و اعتقاد و ... به وجود بياوريم. 
ان شاء الله كه سعی كنيم رذايل و صفات اخلاقی نكوهيده را كنار گذاشته و به دنبال روزی حلال باشیم و توكل برحق كرده و هر كاري را كه می كنيم فقط برای رضای خدا باشد ان شاء الله خداوند به توفيق امام زمان(عج) راه را برای ما هموار خواهد كرد، اين كه خودمان آماده كنيم و بخواهيم پا روی نفس و هواهای نفسانی گذاشته و دنيا محل آزمايش است، آيا از اين آزمايش الهی چگونه بيرون می آیيم وقتی مهدی فاطمه از ما بيشتر به فكر هستند، پس چرا ما به فكر خودمان نيستيم. و شما می توانيد به كتاب‌های اخلاقی مراجعه كنيد. 

منابع:
1-خورشيد مغرب، محمد رضا حكيمی 
2-سيماي آفتاب، حبيب الله طاهری 
3- تجسم اميد و نجات، عزيز الله حيدری 
4-سيماي مصلح جهان، مراد فيضی 
5- ارتباط معنوی با حضرت مهدی، حسين گنجی
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
نامه اعمال , امام زمان , رذايل اخلاقی , غصه , آزمايش الهی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا سيّد خراسانی، ايرانی است و در خراسان زندگی می‌كند و هم اکنون زنده است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
در مورد سيّد خراساني كه لشكري را از مشرق زمين به طرف عراق جمع آوري مي كند و با دشمنان حضرت مهدي (عج) مي جنگد، توضيح دهيد. آيا اين شخص ايراني است؟ آيا در خراسان زندگي مي كند؟ آيا هم اکنون زنده است؟

پاسخ:
در منابع ديني خروج پرچم هاي سياه از خراسان به عنوان نشانة ظهور بيان شده و در مورد آن رواياتي از معصومان(ع) رسيده است. مضمون اين روايات آن است كه پيش از ظهور مهدي(ع) در منطقة خراسان [شايد خراسان قديم قسمت هاي زيادي از ايران، افغانستان، تركمنستان، تاجيكستان و ازبكستان] انقلابي بر پا مي شود و مردم در حالي كه پرچم هاي سياه را به اهتزاز در آورده اند، به حركت در مي آيند.[1] 
ظاهراً پديدار شدن اين نشانه در آستانة ظهور و يا اندكي پيش از آن است، به گونه اي كه در زمان ظهور، آنان نيز هستند و حضرت مهدي(ع) آنان را به سوي خويش فرا مي خواند. امام باقر(ع) فرمود: بيرق هاي سياهي از خراسان بيرون مي آيد و به جانب كوفه به حركت در مي آيند. پس چون مهدي(ع) ظاهر شود، اينان را دعوت به بيعت مي كند.[2] 
غير از روايت فوق روايات ديگري نيز وجود دارد كه نشان مي دهد خروج پرچمهاي سياه از خراسان قيامي است كه در آينده در آستانة ظهور بر پا مي شود. در حقيقت پرچم هاي سياه را ياران مهدي(ع) به همراه خواهند آورد. 
برخي احتمال داده اند كه منظور از خروج پرچم هاي سياه از خراسان، قيام ابومسلم خراساني در سال 132 هجري قمري عليه حاكميت هزار ماهة بني اميّه است، كه به از هم گسستن حكومت بني اميه و روي كار آمدن بني عباس انجاميد، ولي اين احتمال بعيد به نظر مي رسدك چون قيام ابومسلم بيش از يك قرن قبل از تولد حضرت مهدي(ع) بوده است.[3] 
امام صادق(ع) فرمود: خروج خراساني، سفياني و يماني همزمان خواهد بود.[4] 
آنچه در روايت آمده، خروج خراساني و پرچم هاي سياه از خراسان است. امّا اين كه سيد باشد و به نام سيد خراساني، در روايات مشخص نشده است و محلّ زندگي و وضعيت زنده بودن او مشخص نيست. 
پی نوشت:
[1] مجله حوزة (70 - 71) ويژه نامة حضرت مهدي(ع) ص 268، به نقل از ينابيع الموده، ص 431 و بحارالانوار، ج 52، ص 217 و كتاب الغيبه شيخ طوسي ص 452.
[2] همان. 
[3] همان.
[4] همان، ص 254، به نقل از كتاب الغيبه نعماني، 252.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونه می‌توانم عشق به امام زمان (عج) را در زندگی‌ام اثر دهم؟

پاسخ : 
شرح پرسش:

چگونه می‌توانم عشق به امام زمان (عج) و اوليای الهی را به دور از ريا در زندگی‌ام اثر دهم و رضايت خاطر آنان را جلب نمایم؟

پاسخ:

عشق به امام زمان (عج) و اولیای الهی

هر كه را جامه ز عشقي چاک شد
او ز حرص و عيب كلي پاک شد

پيش از آن كه راه و رسم عاشقي را بيان كنيم لازم است عشق را تعريف نماييم و علت پيدايش آن را بدانيم و رمز بقا و دوان آن را دريابيم، آن گاه ويژگي‌هاي عاشق حقيقي را بشناسيم.

تعريف عشق

حب و علاقه به شخص يا شيء، وقتي با احساسات و عواطف عالي انسان آميخته گشت و به اوج رسيد و وجود انسان را مسخر و مطيع بي چون و چراي خويش ساخت و بر كشور وجود آدمي حاكميت مطلق يافت، عشق ناميده مي‌شود.

علت پيدايش عشق و رمز بقا و دوام آن

عشق هايي كز پي رنگي بود
عشق نبود، عاقبت ننگي بود
زانكه عشق مردگان پاينده نيست
چون كه مرده سوي ما آينده نيست
عشق زنده در روان و در بصر
هر دو مي‌باشد ز غنچه تازه‌تر
عشق آن زنده گزين كو باقي است
وز شراب جان فزايت ساقي است
عشق آن بگزين كه جمله انبيا
يافتند از عشق او كار و كيا

علاقه هاي مفرط فردي به فرد ديگر كه از آن به مجاز تعبير به عشق مي شود، هنگامي كه ريشه و اصالت نداشت، عمرش كوتاه و كم دوام است. گاهي به هم نرسيده، به قهر و غضب و بلكه به خون مي‌نشيند.
گاهي به وصال هم مي‌رسند، ليكن چند صباحي بيش سپري نشده، به نفرت و جدايي كشيده مي‌شود.
عشقي بقا و دوام دارد كه اصيل باشد. عشقي اصيل است و ريشه در ابديت دارد كه كمال معشوقش ازلي و ابدي باشد. ازليت و ابديت ويژه خدا است و هر چيزي يا هر كسي كه متصل به خدا است و پرتوي از آن نور مطلق است، به اعتبار موصول متصف به ابدي و ازلي مي‌باشد، چه اين كه كل شيء هالك إلا وجهه. انبيا و اولياي الهي و امامان معصوم صلوات اللَّه عليهم وجوه اللَّه‌اند.(3) به همين جهت شيفتگان و دلباختگانشان، آنان را مرده احساس نمي‌كنند.
وجه اللّه بودن حضرت علي و فاطمه(سلام الله عليهما) است كه عشق را برانگيخته و دل‌ها را شيفته خود ساخته و رنگ جاوداني و ابدي گرفته است. اين گونه عشق‌ها است كه محو نمي‌شود. هر چه زمان بيشتر مي‌گذرد، آتش عشق افروخته‌تر می‌گردد.
شهيد مطهري مي‌گويد: دل‌هاي ما به طور ناخودآگاه در اعماق خويش با حق سَر و سِرّ و پيوستگي دارد و چون علي(علیه السلام) را آيت بزرگ حق و مظهر صفات حق مي‌يابند، به او عشق مي‌ورزند. در حقيقت پشتوانه عشق علي(علیه السلام) پيوند جان‌ها با حضرت حق است كه براي هميشه در فطرت‌ها نهاده شده و چون فطرت‌ها جاوداني است، مهر علي نيز جاودان است.(4)

نتيجه اين كه:

انسان به گونه‌اي آفريده شده كه عاشق خدا و عاشق هر چيزي و هر كسي باشد كه تعلق و ارتباط با خدا دارد. حقيقت عشق و عشق حقيقي در همه هستي جريان دارد. حقيقت عشق و متعلق آن و محبوب همه عشاق جهان يك چيز بيش نيست. اگر چه شعور ظاهري اكثر انسان‌ها، از آن آگاهي ندارد و به اشتباه چون تشنه در پي سراب، به دنبال معشوق نماياني رفته‌اند كه اصل و بقا ندارند، اما شعور باطني و جان آنان با جان جانان آشنا است.

راه و رسم عاشقی اولياي الهي امام زمان(عج)

هيچ پديده‌اي بدون علت نيست و هيچ چيزي بدون زمينه و مقدمات لازم، لباس هستي نمي‌پوشد.
عشق ورزي نيز مانند همه اميال دروني، نيازمند فضاي مناسب براي پرورش و پردازش است تا شكوفه و گل دهد. اگر بستر مناسبي براي ظهور اين ميل مقدس فراهم گردد، عاشق به وصال معشوق واقعي خواهد رسيد. در غير اين صورت معشوق نمايان بدلي جا خوش خواهند كرد.
از اين رو است كه در جهان به جاي يك معشوق معشوق‌ها وجود دارد و هر گروهي به چيزي يا كسي مي‌نازد و عشق مي‌ورزد، كه براي گروه ديگر جذبه‌اي ندارد، بلكه گاهي با آن سر جنگ دارند.
عاشق امام زمان(علیه السلام) و اولياي الهي شدن، نيازمند وجود شرايط و فراهم ساختن زمينه‌هاي مناسب است.
بايد ويژگي‌ها و شايستگي‌هاي لازم لا در خود ايجاد نمود تا مورد عنايت معشوق قرار گرفت.
به بيان ديگر: راه عاشق شدن و وظيفه عاشق امام زمان(علیه السلام) را از مفهوم اصيل عشق مي‌توان فهميد. عشق در اصل از عشقه (نام گياهي كه در فارسي به آن پيچك مي‌گويند) گرفته شده است. اين گياه به هر چيزي برسد، دور آن مي‌پيچد و به تدريج آن را احاطه مي‌كند.
وقتي حب و علاقه شدت پيدا كند و همانند پيچك جان و روح مُحِبّ را به تسخير خويش درآورد، آن را عشق مي‌نامند و آن فرد را عاشق گويند.
جالينوس مي‌گويد: در مغز انسان سه جايگاه ويژه قرار دارد: يكي مخزن تخيل است. دومي جايگاه فكر و سومي ظرف ذكر و يادآوري است.
عاشق به كسي گويند كه لحظه‌اي خيال و فكر و ذكرش (همه مغز فعّالش) از معشوق جدا نباشد. عشق و محبت و هجران معشوق آن چنان قلب و جان و روح عاشق را مسخر نموده كه آب و خواب و غذا را از او گرفته و او به چيزي جز معشوق نمي‌انديشد و كسي جز او را نمي بيند. هر كس چنين نيست، عاشق نيست.(5)
آيا ما اين چنين هستيم؟ آيا وصف عاشقي در ما هست؟ اگر ما شيعه چون پيچك گرد وجود مقدس آن خورشيد محبت بوديم، اين همه دشمني و كينه و عداوت و نامهرباني‌ها براي چيست؟ اگر عشق آن جان جانان و آن گل عصمت را در سر داشتيم ، چرا جان خويش را به انواع گناهان آلوده ساخته‌ايم؟!
قلب و جان عاشق، مسخر و مطيعع معشوق است. پس چرا دل و جان و زبان و چشم و گوش ما تابع و در تسخير هواي نفس و شيطان است؟ آيا كارهاي ما به عاشق شيطان و هواي نفس بيشتر شباهت ندارد تا عاشق آن سمبل زهد و ورع، آن پاك‌تر از باران بهاري و لطيف‌تر از شبنم صبحگاهي؟!
اگر معشوق و محبوب ما آن شمس عدالت است، چرا اين همه ظلم و بي عدالتي؟!
اگر ما عاشق آن مصلح خود ساخته و مهذب و مجسمه تقوا و تهجد هستيم، پس نشانه عشق ما كو؟ چرا به فكر اصلاح خويش و تهذيب نفس و تزكيه روح خويشتن نيستيم؟

تا زماني كه از خودپرستي و هواپرستي بيرون نيامديم و دل و جان خود را مسخر مولا نساختيم، به ناحق لاف دوستي مي‌زنيم، شاعر چه زيبا گفته است:

تا تو در بند خويشتن باشی
عشق بازي دروغ زن باشی

عاشق آيينه صاف معشوق و جلوه اخلاق اوصاف و روش‌هاي او است:

عاشقان در سيل تند افتاده‌اند
بر قضاي عشق، دل بنهاده‌اند
همچ سنگ آسيا اندر مدار
روز و شب گردان و نالان، بي قرار!

عاشق امام زمان(علیه السلام) بايد او را بشناسد و بنگرد خواسته حضرت چيست؟ حركت در مسير خواسته محبوب است كه فاصله‌ها را كم مي كند و حصار هجران و دوري را بر مي‌دارد و عاشق را به وصال معشوقش مي‌رساند.

عشق قهار است و من مقهور عشق
چون قمر روشن شدم از نور عشق
برگ كاهم در كفت اي تند باد
من چه دانم تا كجا خواهم فتاد

معشوق، خود عاشق و سجاده نشين عشق است

يكي از عاشقان آن حضرت، امام صادق(ع) است كه مي‌فرمود: چه شتاب مي‌ورزيد براي ظهور قائم(علیه السلام)؟ پيش از آن كه خود را اصلاح كنيد و ايمان و عمل و اخلاق خود را نيكو گردانيد! به خدا قسم! شدت زهد و بي رغبتي‌اش به دنيا به پايه‌اي است كه در اوج قدرت و توانمندي، از فقيرترين مردم مملكت خويش هم بي آلايش‌تر زندگي می‌كند و ساده‌تر مي‌پوشد و غذا مي‌خورد.(6)
امام کاظم(علیه السلام) يكي ديگر از عشاق آن حضرت مي‌فرمود: امام قائم(علیه السلام) رخسارش گندمگون است. در اثر بيداري شبها جهت عبادت، رنگ چهره‌اش با زردي به هم آميخته است. سپس فرمود: پدرم به قربان آن امامي كه شبش را با مراقبت ستارگان، در حال ركوع و سجود به سر مي‌برد.(7)
اي عزيز! آن چه لازم بود به تصريح و اشاره بيان گشت. اين پاسخ را با پيام آن فروغ حيات و معشوق و عشاق حقيقت طلب و مخلصان حقيقت گام، به يكي از شيفتگان دلباخته‌اش يعني شيخ مفيد(رحمت الله علیه) به اتمام مي‌رسانيم، بين عاشق و معشوق چه عبارات لطيفي رد و بدل مي‌شود. آن معشوق كه صد قافله جان فداي خاك قدمش باد، در نامه‌اش به عاشق خود مي‌نويسد:
«اي رفيق مخلص و اي دوست مجاهد ما - كه خداوند با نصرت خاص خويش تو را بر دشمنانت پيروز گرداند - هر گاه برادران و خواهران شيعه تو، تقواي پروردگار پيشه كنند و حقوق مالی را كه بر ذمه دارند، ادا نمایند، از فتنه‌هاي نابود كننده در امان خواهند بود. آنان كه بخل بورزند و وظايف خود را در قبال مستمندان انجام ندهند، در دنيا و آخرت به زيان و خسران دچار خواهند شد.
اگر شيعيان ما - كه خداوند آنان را به عبادت و طاعتش توفيق دهد - با دل‌هاي متحد و قلب‌هايي هماهنگ و يكپارچه، به عهد و پيماني كه با دارند، وفا مي‌كردند. (يعني ازما اطاعت مي‌كردند و فرمان ما را اجرا مي‌نمودند و خود را به گناه و معصيت آلوده نمي‌ساختند) هرگز از فيض ملاقات ما محروم نمي‌شدند و غيبت ما اين قدر طولاني نمي‌شد، بلكه سعادت ديدار ما با معرفتي كامل و شناختي راستين، نصيب شان مي‌شد.
پس ما را از شيعيان غايب نساخته و پنهان ننموده است مگر آن دسته از كارهاي آنان كه مطلوب و خوشايند مانيست. كارهايي كه ما از دوستان خود توقع نداريم.»(8)

پي‌نوشت‌ها:
1 - محمد بن يعقوب كليني، اصول كافي، ج 4، ص 37، ترجمه سيد جواد مصطفوي، انتشارات علميه اسلاميه.
2 - پنج كار ديگر عبارتند از: وقتي به كسي قول و وعده‌اي مي‌دهيد، تخلق نكنيد؛ وقتي امانتي به شما سپردند، خيانت نكنيد؛ چشمهايتان را از نگاه به نامحرم بپوشانيد؛ خودتان را از گناه غرايز جنسي و شهوت‌ها حفظ كنيد؛ دست و زبان خود را از آزار و اذيت مردم و گناه پروردگار حفظ كنيد.
3 - در دعاي توسل هر يك از چهارده معصوم را به وجه اللّه مي‌خوانيم.
4 - شهيد مطهري(ره) جاذبه و دافعه علي(ع)، ص 101، موسسه اسلامي حسينيه ارشاد - اسفندماه 1349 شمسي.
5 - مجمع البحرين، ماده عشق.
6 - صافي، منتخب الاثر، ص 307، ترجمه آزاد.
7 - فلاح السائل، ص 200، به نقل از پيام امام زمان(ع)، ص 127، اثر سيد جمال الدين حجازي.
8 - شيخ طوسي، تهذيب الاحكام، ج 1، ص 39، ناشر، دار الكتب الاسلاميه، چاپ چهارم، تاريخ انتشار، 1365. 

کلمات کلیدی : 
عشق به امام زمان , زنان , اولیای الهی , ریا , عشق , عاشق , وجه الله , عاشقی , گناه , شیعه , عشق ورزی , معشوق , قائم , ویژگی‌های امام زمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
این که ائمه (ع) گفته‌اند فدای امام زمان (عج) شوند، امری حقيقی است يا تعارف؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
مسئله فداشدن آن گونه كه پيامبر صلّی الله علیه و آله یا ائمه علیهم السلام درباره امام زمان علیه السلام می‌فرمايند: «پدر و مادرم به فدايت»، امری حقيقی است يا تعارف و مجازی؟

پاسخ:
برخی ممكن است جمله پيامبر اكرم صلّی الله علیه و آله که فرمودند: «پدر و مادرم فدای مهدی» و مواردي از اين قبيل را حمل بر تعارف كنند؛ ولی حقيقت مطلب اين است كه جملات مبالغه آميز و يا به صورت تعارف غير واقعی عموماً در سخنان افراد معمولی ديده می‌شود؛ ولی فرموده‌های گهربار معصومين علیهم السلام، به گونه ديگری است و حاكی از يک واقعيت و حقيقت است و در آن مبالغه و يا تعارف وجود ندارد. معنای سخن پيامبر صلّی الله علیه و آله و يا موارد مشابه آن برای ما روشن نيست؛ اجمالاً می‌توان گفت: هميشه انسان چيزی را كه در نظرش كوچک‌تر است، فدای چيزي می‌كند كه در نظر او اهميت دارد و بزرگ‌تر است.
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
فداشدن , امام زمان , پیامبر , معصومین , مبالغه , تعارف , ائمه
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا نام امام زمان (عج) را به حروف مقطعه می‌نويسند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چرا نام امام زمان (عج) را به حروف مقطعه می‌نويسند و آيا اين روايت كه از امام زمان (عج) نقل شده که حضرت فرمودند: «هر كه مرا نام برد در مجمعی از مردم به اسم من، پس بر او باد لعنت خدا»، صحيح است؟

پاسخ:
در روايات متعددی از بردن نام امام زمان (عج) منع گرديده و از همين رو سنت بر اين است كه آن را به صورت مقطع (م ح م د) ادا می‌كنند. دليل اين منع آن است كه نام امام زمان (عج) هم نام پيامبر (ص) است و اگر نام امام زمان (عج) برده شود، دستاويزی براي مسيحيان خواهد شد كه پيامبر موعود در انجيل هنوز ظهور نكرده است و باقی ماندن بر شريعت مسيح را برای خود توجيه می‌كنند.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
نام امام زمان , حروف مقطعه , م ح م د , پيامبر موعود , مسيحيان , نام بردن امام زمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چه لزومی دارد مصلح جهان همان فرزند امام يازدهم باشد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چه لزومی دارد مصلح جهان همان فرزند امام يازدهم باشد؟ مگر خداوند قادر نيست هر وقت اراده كند مصلحی می‌آفريند؟ چرا خداوند فردی را هزار سال يا دوهزار سال نگهداری می‌كند تا در موقع لزوم از آن استفاده كند تا افرادی كه منتظر فرصت می‌باشند بهانه‌گيری كنند؟

پاسخ:
اولاً اعتقاد به امامت از ديد اسلام پس از اعتقاد به علم گسترده و غير محدود حكمت خداوند است و خداوند بر اساس حكمتی كه دارد امام زمان(عج) را زنده نگاه داشته است هر موقع صلاح بداند وي را ظاهر می‌سازد و حكومت عدل جهانی را به دست وی در جهان مستقر می‌سازد. 

ثانياً اگر ظهور مصلح به گونه‌ای ديگر انجام شود چون ما به حكمت و مصلحت الهی احاطه نداريم باز ممكن است گفته شود چرا به اين گونه است به صورت ديگري نيست. 

ثالثاً امام زمان(عج) تنها برای اين زنده نيست كه زمانی خداوند وی را ظاهر سازد و جهان را پر از عدل و داد كند بلكه در حال حاضر (عصر غيبت) نيز امام نقش بزرگی را در جهان از نظر تربيت معنوی نسبت به افراد مستعد و لايق به عهده دارد چه اين كه ایشان واسطه فيض در جهان است و اگر گفته شود چرا خداوند با اين روش به افرادی كه منتظر فرصت هستند ميدان داده است يادآور می‌شويم كه خداوند اين جهان را اصولاً وسيله تكامل و آزمايش انسان‌ها قرار داده است و تكامل انسان‌ها از اين طريق به وجود می‌آيد. بنابراين غيبت امام زمان(عج) چنان كه در احاديث آمده، وسيله‌ای برای امتحان و آزمايش الهی می‌باشد.
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
مصلح جهان , امامت , حكمت خداوند , امام زمان , حكومت عدل جهانی , واسطه فيض , غيبت امام زمان , امتحان الهی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا بیان کردن نام اصلی امام زمان (عج) دارای اشکال شرعی است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چرا نبايد نام اصلی حضرت مهدی (عج) كه هم‌نام حضرت محمد (ص) است را به كار برد؟ آيا نام اصلی ایشان را بیان کردن، دارای اشكال شرعی است؟

پاسخ:
حضرت مهدی (عج) از ذريه و خاندان پيامبر اسلام است هم‌نام و هم‌كنيه پيامبر و شبيه‌ترين به آن حضرت است، نام مقدس او محمد، كنيه‌اش ابوالقاسم و القابش مهدی، حجت، قائم، صاحب الزمان و... می‌باشد.
پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله عزوجل ذلك اليوم حتي يبعث الله رجلا من ولدي اسمه اسمي و كنيته لحنيتي يملا الارض قسطاً وعدلاً كما مليت ظلماً و جوراً؛
اگر از روزگار دنيا فقط يک روز باقی بمانده باشد، خداوند بزرگ آن روز را طولانی می‌گرداند تا در آن روز خداوند ظهور مردی را مسجل سازد كه از خاندان من است نامش هم‌نام من (محمد)، و كنيه‌اش هم كنيه من (ابولقاسم)، تا عدل و داد در زمين بر قرار ساخته و ظلم و ستم را از بين ببرد.»
به مقتضاي اخبار كثيره معتبره قريب به تواتر، به حسب معنی حرمت بودن اين اسم مبارک است در مجالس و محافل تا ظهور با سرور آن حضرت. و اين حكم از حضايص آن حضرت است و مسلم در نزد قدمای اماميه از فقها و متكلمين و محدثين می‌باشد. حتی آن كه شيخ اقدم، ابو محمد حسن بن موسی نوبختی درباره غيبت صغری در كتاب فرق و مقالات در ذكر فرقه دوازدهم شيعه بعد از وفات امام حسن عسكري (ع) فرموده است كه: «ايشان اماميه‌اند». آن گاه مذهب و عقيده ايشان را نقل می‌كند می‌گوید: «لايجوز ذكر اسمه و لا السؤال عن مكانه حتي يؤمن بذلک»
از اين كلام در اين مقام معلوم می‌شود كه اين حكم از خصايص مذهب اماميه است و از احدي از ايشان خلافی نقل نشده. 
دليل سيد نعمت الله جزايری درباره حرمت بردن نام مخصوص آن حضرت كه ايشان در شرح عيون الاخبار قول به حرمت را نسبت به اكثر علما داده و دليل آن نيز اخبار معتبره كثيره است. كه ما در اينجا به دو نمونه از آن اشاره می‌نمائيم:

1ـ حديث سيزدهم از باب پنجم از نصوص خاصه كه شيخ جليل فضل بن شاذان در كتاب غيبت خود روايات كرده از جابر انصاری كه جندل بن جناده كه از يهوديان خيبر بود خدمت رسول اكرم (ص) رسيد و بعد از چند سؤال از اسامي و اوصيای آن جناب پرسيد يک يک را اسم بردند تا به نام امام حسن عسكري (ع)، آن گاه فرمود: «بعد از آن غايب گردد از مردمان امامی از ايشان». جندل گفت: يا رسول الله حسن از ايشان غايب گردد؟ حضرت فرمود: «نه، وليكن پسر او، حجت غايب گردد و غيبتی طولانی». جندل گفت: نام او چه باشد؟ رسول خدا (ص) فرمود: «نام برده نشود تا زمانی كه خداوند او را ظاهر سازد.»

2ـ حديث بيست و هفتم، آنجا كه از ابراهيم بن فارسی نيشابوری روايت كرده كه چون خدمت امام حسن عسكری (ع) رسيد و حضرت حجت (عج) در پهلوی پدر بزرگوارش نشسته بود و از ضمير او خبر داد پس از حالات آن جناب پرسيد. حضرت فرمود: «او فرزند من و خليفه بعد از من است بعد از من». تا آن كه گفت از نام آن حضرت پرسيدم. حضرت فرمود: «هم‌نام و هم‌كنيه پيامبر (ص) است و حلال نيست كسی را كه او را به نام او يا به كنيه او ذكر كند تا زمانی كه ظاهر سازد.»

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
نام اصلی امام زمان , حضرت مهدی , حضرت محمد , ذريه پيامبر , مذهب اماميه , نام امام زمان , کنیه امام زمان , حرمت
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا با ظهور امام زمان (عج)، وسايل پيشرفته از بين می‌رود و حضرت با شمشیر می‌جنگد؟

پاسخ : 
نابودی و از بين رفتن امكانات و وسايل پيشرفته زندگی، نه منطقی است و نه عقلانی. طبق روايات شكوفايی و رشد علوم و پيشرفت در عرصه اختراعات و اكتشافات از جمله امور مهمی است كه در زمان حكومت حضرت مهدی (عج) صورت می‌گيرد. به گونه‌ای كه اين پيشرفت‌ها با دوران قبل از ظهور قابل مقايسه و برابری نيست. و اگر مقصود، از كار افتادن و عمل نكردن ابزار و آلات پيشرفته جنگی در آن عصر باشد بعيد نيست كه چنين اتفاقی واقع شود.
آنچه از روايات در اين زمينه به‌دست می‌آيد، اين است كه نبرد امام زمان (عج) با شمشير خواهد بود. طبق روايت امام مهدی (عج) در حالی كه پرچم رسول خدا و پيراهن و شمشير ایشان را با خود دارد، ظهور می‌كند.(1)
در روايتی به نقل از امام باقر (ع) می‌خوانيم: «شباهت داشتن مهدی (عج) به جد گراميش رسول خدا (ص) به جهت قيام و ظهور او با شمشير و كشتن دشمنان خدا و رسول او و ستمگران و طاغوت‌هاست. وی به‌وسيله شمشير و ايجاد ترس در دل دشمنان پيروز می‌گردد و لشكريان او شكست نمی‌خورند.»(2)
انتخاب شمشير به عنوان سلاح جنگی بدان خاطر است كه جنگ با شمشير و نبرد تن به تن عادلانه‌ترين نوع نبردهاست كه در نتيجه آن افراد بی‌گناه از صدمات و لطمات در امان می‌مانند و آلودگی‌های زيست محيطی و نابودی منابع حياتی را به‌دنبال نخواهد داشت.

پی‌نوشت‌ها:
1ـ عصر ظهور، ص316، به‌ نقل از نسخه خطي ابن حماد، ص95
2ـ بحار الانوار، ج51، ص218، به نقل از عصر ظهور، ص353
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
امام زمان , ظهور , وسايل پيشرفته , حكومت حضرت مهدی , جنگ با شمشير , شباهت امام زمان به پیامبر
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا بعضی افراد، هنگام خواندن زیارتنامه امام زمان (عج) دست بر روی سرشان می‌گذارند؟

پاسخ : 
پرسش:
فلسفه اين كه برخی افراد در مواقعی كه زيارتنامه امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را می‌خوانند و یا نام قائم را می‌شنوند، دست خود را روی سر می‌گذارند چيست؟

پاسخ:
چنان كه اطلاع داريد در ميان مردم مرسوم است وقتی كه كلمه قائم بر زبان جاری شد، بلند می‌شوند و دست بر سر می‌گذارند. اين رفتار در بين تمام شيعيان بلاد معمول بوده و هست. نقل شده كه امام رضا (علیه السلام) در يكي از مجالس خراسان حضور داشت، كلمه قائم كه گفته شد پس آن جناب ايستاد و دست مباركش را بر سر نهاده و فرمود: «اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه»(1) 
اين عمل در عصر امام صادق (علیه السلام) نيز معمول بوده است. خدمت آن جناب عرض شد: علت چيست كه در موقع ذكر قائم بايد قيام كرد؟ حضرت در جواب فرمود: «صاحب الامر غيبتی دارد بسيار طولانی، و از كثرت لطف و محبتی كه به دوستانش دارد، هر كس كه وی را به لقب قائم؛ كه مشعر است به دولت او و اظهار تأثری است از غربت او، ياد كند آن جناب هم نظر لطفی به او خواهد نمود. چون در اين حال، مورد توجه امام واقع می‌شود، سزاوار است از باب احترام به پا خيزد و تعجيل فرجش را از خدا بخواهد.»(2) 

پس اين رفتار شيعيان ريشه مذهبی دارد و اظهار ادب و شعاری است، گر چه وجوبش معلوم نيست.
آنچه شما در سؤال خود فرموده‌ايد نيز از همين جهت است. مفهوم انتظار كه حقيقت بسيار عميقی دارد ظواهری دارد كه شخص منتظر واقعی خود را به آن آداب مقيّد می‌كند و يكی از اين آداب همين است كه شما فرموديد.

پی‌نوشت‌ها:
1. كتاب الزام الناصب، چاپ سال1351، ص81
2. همان، ص81
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
زيارتنامه امام زمان , قائم , صاحب الامر , غیبت امام زمان , احترام , تعجيل فرج , شيعيان , انتظار , منتظر واقعی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
اختلاف بين شيعه و اهل سنت در مورد ولادت حضرت مهدی (عج) به چه علت است؟

پاسخ : 
در پرسش دو احتمال وجود دارد: 
الف) احتمال اوّل آن است كه عالمان شيعی و سنی در تولد و عدم تولد امام زمان(عج) اختلاف دارند؛ بدين معنا كه دانشوران شيعی باور دارند امام زمان(ع) متولد شده؛ ولی انديشمندان اهل سنت می‌گويند كه حضرت هنوز متولد نشده است. اگر مقصود اين باشد، بايد گفت: اصل ولادت حضرت مهدی(عج) از واقعيات تاريخ است. به جز ائمه طاهرين و عالمان و محدثان شيعه، بسياری از تاريخ نگاران و محدثان اهل سنت نيز بدين معنا تصريح كرده، و آن را يک واقعيت دانسته‌اند. برخي از نويسندگان، نام بيش از 65 تن از اين عالمان و نام كتب آنان را ذكر نموده‌اند.(1) آن عِدّه از عالمان اهل سنت كه ولادت امام زمان(ع) را انكار كرده‌اند، می‌گويند حضرت در آينده متولد خواهد شد. از آن رو حكومت عباسی با گسترش اخبار مهدويت، به وحشت افتاده بودند و چاره آن كار را در اين ديدند كه امام هادی(ع) و عسكری(ع) را در محاصره قرار بدهند تا همانند جريان فرعون و حضرت موسی(ع) از ولادت امام مهدی(عج) جلوگيری به عمل آورند، يا در كودكی اسشان را بكشند، براي خنثی سازی اين نقشه شوم، امام عسكری(ع) تصميم گرفت جريان ولادت حضرت مهدی(عج) را مخفی نگه دارد و تنها به شيعيان خاص اطلاع دهد.
اين سياست موجب شد برخي در ولادت حضرت شک و ترديد داشته باشند، ليكن در دوره 69 ساله غيبت صغری با شواهد و قرائن برای شيعيان ولادت حضرت ثابت شد، امّا ديگر عالمان به جهت عدم ارتباط آنان با سازمان وكالت تا حدودي شک و ترديد در بين آنان باقی مانده يا اين كه مسايل ديگر در رويكرد آنان مؤثر بوده‌اند. مضافاً بر اين كه در خيلی از مسايل تاريخی مورخان و انديشمندان با هم اختلاف نظر دارند. در اين جا به ديدگاه چند تن از عالمان اهل سنت اشاره می‌شود كه تصريح كرده‌اند حضرت حجّت متولد شده است: 

1ـ شمس‌الدين ابن خلكان می‌نويسد: ابوالقاسم محمد بن الحسن العسكری بن علی الهادی بن محمد الجواد، دوازدهمين امام شيعه است. لقب معروف او حجّت است. شيعيان همو را، منتظر و قائم و مهدی می‌دانند.(2)

2ـ شيخ سليمان قندوزی می‌نويسد: خبر معلوم و مسلّم، در نزد موثّقان، اين است كه ولادت قائم(ع)، در نيمه شعبان واقع شده است، به سال 255، در شهر سامرا.(3) 

3ـ شيخ عبدالوهاب شعرانی می‌نويسد: مهدی از اولاد امام حسن عسكری(ع) است. در شب نيمه شعبان سال 255 متولد شده و زنده است تا اين كه با عيسی بن مريم ملاقات كند.(4)

ب) احتمال دوم آن است كه انديشمندان شيعه و سنی در تاريخ تولد امام زمان(عج) اختلاف دارند. اگر مقصود آن باشد بايد گفت: اختلاف دانشمندان اهل سنت و شيعيان در خصوص تاريخ تولد و تاريخ وفات بزرگان دين اختصاص به امام زمان(عج) ندارد. آنان در خيلي از مسايل ديگر نيز اختلاف دارند، مثلاً دانشمندان اهل سنت عقيده دارند كه پيامبر(ص) در 12 ربيع الاوّل عام الفيل متولد شده و حال آن كه مورخان شيعه بر اين باورند كه حضرت در 17 ربيع الاول چشم به جهان گشوده است. اين گونه اختلافات به این جهت بوده كه در آن زمان، وسايل و ابزار علمی مانند امروز وجود نداشته است كه تاريخ شفاف ظبط گردد، افزون بر اين كه گذشت زمان در ابهام سازی برخی از مسايل تاريخی نقش دارد.
اختلاف در تاريخ ولادت امام زمان(عج) از اين قاعده جدا نبوده و در تاريخ تولد ایشان نيز ناهمگونی جزیی وجود دارد كه اين گونه تفاوت قابل قبول است. 

پی‌نوشت‌ها: 
1. محمد رضا حكيمی، خورشيد مغرب، ص 18 ؛ محمد كاظم قزوينی، الامام المهدی، صص 8 ـ 11.
2. وفبات الاعيان، ج 3، ص 316.
3. اليواقيت و الجواهر، ص 145.
4. ينابيع الموده، ص 452، به نقل از خورشيد مغرب، ص 20.
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
شيعه , اهل سنت , ولادت حضرت مهدی , محدثان , اخبار مهدويت , حکومت عباسی , غيبت صغری , شک , حجّت , نيمه شعبان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در زمان ظهور و حکومت حضرت ولی عصر (عج)، دشمنی با آن حضرت وجود دارد يا خير؟

پاسخ : 
سفيانی از شخصيت‌های بنام در انقلاب حضرت مهدی (عج) است و از دشمنان سرسخت آن حضرت به شمار می‌رود و بنا به تصريح روايات خروج سفيانی از وعده‌های حتمی خداوند است. امام زين العابدين (ع) می‌فرمايد: «امر قائم از سوی خداوند حتمی است و امر سفيانی نيز از جانب خداوند می‌باشد و قائم ظهور نمی‌كند مگر پس از مرگ سفيانی»(1) 
بين دانشمندان اسلامی اتفاق نظر است كه وجه تسميه او به سفيانی به خاطر نسبت داشتن با ابوسفيان است چرا كه وی از تبار ابوسفيان به‌شمار می‌آيد.(2) و طبق روايات، فرهنگ و گرايش سياسی سفيانی غربی است. سفيانی درحالی كه رهبری گروهی را به عهده دارد مانند شخص نصرانی صليب بر گردن دارد و از سرزمين روميان روی می‌آورد.(3) خلاصه روايات اين است كه سفيانی از تبار ابوسفيان است و از كينه‌توزترين فرد نسبت به اهل بيت (ع) می‌باشد. با پرچم سرخ كه نشانه خون آشامی او است قبل از ظهور امام (عج) خارج می‌شود و جنبش او بسيار خشن و در سه مرحله انجام می‌گيرد. مرحله تثبيت سلطه كه شش ماه طول می‌كشد، مرحله دوم جنبش سفيانی كه هجوم به عراق و حجاز می‌باشد، و مرحله سوم جنبش آن دفاع در برابر تحرک سپاه حضرت مهدی (ع) جهات حفظ متصرفات خود از سرزمين شام و اسرائيل و قدس و... و خروج او از آغاز تا انجام 15 ماه به طول می‌انجامد.

براي آگاهي بيشتر در اين زمنيه ر.ک: 
1- دادگستر جهان، ابراهيم امينی
2- عصر ظهور، علی كورانی، ترجمه عباس جلالی
3- چشم به راه مهدی، جمعي از نويسندگان.

اگر اندكي به تاريخ بنگريم، خواهيم ديد كه در برابر پيامبران الهی (با وجود معجزات و دلايل روشن) عده‌ای لجاجت به خرج داده‌اند و به خاطر منافع خود و يا هوس‌های ديگر با ايشان به جنگ و جدال پرداخته و چه بسا خون آنان را بر زمين ريخته‌اند. در آخرالزمان نيز موضوع به همين صورت است. حتی در برخی از اخبار وارد شده كه عده‌ای از علمای دين نيز با آن حضرت مخالفت خواهند كرد. دجال نيز مظهر تمامی قدرت‌ها و شيطان‌هايی است كه حكومت حق الهی را بر زمين نمی‌پذيرند. از همين رو از سر جنگ با حضرت درمی‌آيند و نهايتاً شكست می‌خوردند. در آن زمان نيز انسان، انسان است و فضای انتخاب باز است. از همين رو دنياپرستان به رويارويی با حضرت مهدی (عج) اقدام خواهند كرد و طبيعی است عده‌ای نيز با آنان همراه خواهند شد. در اين جا بعضي نظريات در مورد دجال كه در كتاب دادگستر جهان، تألیف آیت الله ابراهيم امينی آمده است برای شما نقل می‌كنيم: 
خروج دجال را يكی از علائم الظهور می‌شمارند و او را چنين توصيف می‌نمايند: مردی است كافر، يک چشم بيش ندارد آن هم در پيشانيش واقع شده و مانند ستاره‌ای می‌درخشد، در پيشانب وي نوشته: كافر است به طورب كه هر باسواد و بی سواد آن را می‌خواند. كوهی از طعام و نهری از آب هميشه با او است. بر الاغ سفيدي سوار می‌شود كه هر گامش يک ميل راه است. آسمان به دستور وی باران می‌دهد و زمين گياه می‌روياند، اختيار گنج‌های زمين با او است. مرده را زنده می‌كند، با صدايی كه تمام جهانيان می‌شنوند ندا می‌كند: خدای بزرگ شما هستم كه شما را آفريده روزی می‌رسانم، به سوی من بشتابيد. 

پی‌نوشت‌ها:
1. رساله يوحنا، باب 2، آيه 22.
2. رساله اول، باب 2، آيه 18.
3. رساله اول يوحنا، باب 4، آيه 3.
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
حکومت حضرت ولی عصر , دشمنی با امام زمان , شهادت امام زمان , سفيانی , وعده الهی , قائم , ظهور , ابوسفيان , اهل بيت , آخرالزمان , دجال , علائم ظهور
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امام زمان (عج) در دورانی که در رحم مادرشان بودند، چه سوره‌ای را خواندند؟

پاسخ : 
امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف)، سوره قدر را در رحم مادر می‌خواندند. در اين باره روايتی آمده است كه: حكيمه خاتون گفت:.....، پس در اين لحظه در نرجس، اضطراب مشاهده كردم، او را در برگرفتم و نام الهی را بر او خواندم حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام) مرا صدا زدند كه سوره «انا انزلناه في ليلة القدر» را بر او بخوان، پس از خواندن این سوره، پرسيدم كه چه حال داری؟ نرجس گفت: آنچه مولايم فرمود، ظاهر شده است، چون شروع كردم به خواندن سوره «انّا انزلنا في ليلة القدر»، شنيدم كه آن طفل در شكمم با من در خواندن همراهی می‌كرد...(بحارالانوار، علامه مجلسی، ج، 51، ص 13، نشر مؤسسة الوفأ / ر.ک: منتهي الامال، شيخ عباس قمی ص 752 ـ 753، مؤسسة انتشارات هجرت) 
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
امام زمان , مادر امام زمان , سوره قدر , نرجس , حكيمه خاتون
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا بعضی افراد، هنگام خواندن زیارتنامه امام زمان (عج) دست بر روی سرشان می‌گذارند؟

پاسخ : 
پرسش:
فلسفه اين كه برخی افراد در مواقعی كه زيارتنامه امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را می‌خوانند و یا نام قائم را می‌شنوند، دست خود را روی سر می‌گذارند چيست؟

پاسخ:
چنان كه اطلاع داريد در ميان مردم مرسوم است وقتی كه كلمه قائم بر زبان جاری شد، بلند می‌شوند و دست بر سر می‌گذارند. اين رفتار در بين تمام شيعيان بلاد معمول بوده و هست. نقل شده كه امام رضا (علیه السلام) در يكي از مجالس خراسان حضور داشت، كلمه قائم كه گفته شد پس آن جناب ايستاد و دست مباركش را بر سر نهاده و فرمود: «اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه»(1) 
اين عمل در عصر امام صادق (علیه السلام) نيز معمول بوده است. خدمت آن جناب عرض شد: علت چيست كه در موقع ذكر قائم بايد قيام كرد؟ حضرت در جواب فرمود: «صاحب الامر غيبتی دارد بسيار طولانی، و از كثرت لطف و محبتی كه به دوستانش دارد، هر كس كه وی را به لقب قائم؛ كه مشعر است به دولت او و اظهار تأثری است از غربت او، ياد كند آن جناب هم نظر لطفی به او خواهد نمود. چون در اين حال، مورد توجه امام واقع می‌شود، سزاوار است از باب احترام به پا خيزد و تعجيل فرجش را از خدا بخواهد.»(2) 

پس اين رفتار شيعيان ريشه مذهبی دارد و اظهار ادب و شعاری است، گر چه وجوبش معلوم نيست.
آنچه شما در سؤال خود فرموده‌ايد نيز از همين جهت است. مفهوم انتظار كه حقيقت بسيار عميقی دارد ظواهری دارد كه شخص منتظر واقعی خود را به آن آداب مقيّد می‌كند و يكی از اين آداب همين است كه شما فرموديد.

پی‌نوشت‌ها:
1. كتاب الزام الناصب، چاپ سال1351، ص81
2. همان، ص81
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
زيارتنامه امام زمان , قائم , صاحب الامر , غیبت امام زمان , احترام , تعجيل فرج , شيعيان , انتظار , منتظر واقعی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا ولادت امام زمان (عج) به صورت مخفیانه بوده است؟

پاسخ : 
ولادت امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به خاطر دقّت و حساسيت و تفحص و جاسوس‌های فراوان خليفه عباسی مخفيانه بود، حتي بعضی از بستگان آن حضرت مطلع نبودند. امام حسن عسكری (علیه السلام) از پيشگويي‌ها آگاه بود و اهميّت و عظمت آن مولود را به درستی می‌دانست و از حساسيّت دشمنان درباره تولد اين نوزاد، غافل نبود و اوضاع سياسی و شرايط اجتماعی را كاملاً می‌شناخت. از اين رو به گونه‌ای مقدمات ولادت فرزندش را فراهم ساخت كه نه تنها دشمنان بلكه بسياری از دوستان هم از اين امر آگاه نشدند، تا دشمنان در هدف‌های شوم خود ناكام بمانند. چنين هم شد. به همين جهت شيخ طوسی ولادت پنهانی امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را امري عادی و معمولی دانسته و می‌نويسد: «اين نخستين و آخرين حادثه نبوده و در طول تاريخ بشری نمونه‌های فراوانی داشته است. مخفي بودن حمل مادر موسی و متولد شدن موسی و او را در صندوق گذاشتن، طبق الهام الهی است. فقط عمه امام حسن عسکری (علیه السلام) به نام حكيمه خاتون هنگام ولادت حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) حضور داشته و وقتی از او سؤال می‌كنند كه حجت خدا پس از امام عسكری (علیه السلام) كيست؟ در پاسخ می‌گويد: زمين خالي از حجّت نيست و فرزند امام حسن عسكری (علیه السلام) جانشين او است . می‌گويند: شما او را ديده ايد؟ ایشان می‌گويد: شنيده‌ام. گروه ديگري امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را در منزل امام عسكری (علیه السلام) ديده‌اند و امام به آنان فرموده است: «اين امام شما بعد از من خواهد بود. امر او را اطاعت كنيد و دينتان را تباه نكنيد. اين را هم بدانيد كه شما او را پس از امروز نخواهيد ديد.» 
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
ولادت امام زمان , ولادت امام زمان , ولادت پنهانی , حكيمه خاتون , حجت خدا , امام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مادر امام زمان (عج) غير از نرجس، نام‌های ديگری هم دارد؟

پاسخ : 
برخي از مورخان و سيره نگاران اسم‌های ديگر مادر امام زمان(عج) را ريحانه، سوسن و صقيله ذكر كرده‌اند.(1) 
يكي از نويسندگان می‌نويسد: پدر حضرت حجة بن الحسن(عج)، امام حسن عسكری(ع) و مادرش زن رومی به نام های سوسن، نرجس، ريحانه و صيقله بود كه به احتمال زياد ميان افراد خانواده امام عسکری(ع)، به نرجس شهرت داشت و امام نيز بيشتر با همين نام صدايش می‌كرد. گفته‌ می‌شود كه امام هادی(ع)، يكی از خاصان خود را به بغداد، جايی كه غنايم جنگی در معرض فروش قرار می‌گرفت فرستاد و او (نرجس) را خريداری كرد و به عقد پسرش حسن عسکری (ع) درآورد.(2)

پی‌نوشت‌ها:
1- روضه الواعظين، 293؛ ارشاد مفيد، ص 432.
2- هاشم معروف الحسينی، زندگی دوازده امام، ج 2، ص 538 (ترجمه محمد رخشنده).
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
مادر امام زمان , نرجس , ريحان , سوسن , صيقله , امام هادی , امام حسن عسکری
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا فرقه شيخيه به امام زمان (عج) عقيده دارند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آيا فرقه شيخيه به دوازه امام عقيده دارند؟ آيا آن‌ها امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به عنوان امام دوازدهم و فرزند امام حسن عسكری (علیه السلام) قبول دارند؟

پاسخ:
فرقه شيخيه دوازده امام را قبول داشته، عقيده دارند امام مشيت و قدرت و دست خدا در اجرای جميع امور وجوديه و كونيه و شرعيه بدون استثنا است و صاحب ولايت عامه مطلقه بر جميع ما سواللَّه، و شاهد و مطلع بر كل موجودات است. 
هر يک از ائمه(ع) در حين تصرف در امور عالم، امام ناطق است و امام بعد از او، در حال حيات او امام صامت است؛ يعني مأذون نيست در احكام شرعی چيزي بگويد؛ مثلا امام حسن(ع) و امام حسين(ع) در زمان امام علی(ع) صامت بودند و حضرت علی(ع) امام ناطق بود.(1) 
شيخيه عقيده دارند در زمان غيبت، ركن رابع وجود دارد كه واسطه بين مردم و امام زمان(عج) بوده و به هدايت و رهبری مردم می‌پردازند، ولی شيعه اماميه ركن رابع را قبول نداشته و عقيده دارند در زمان غيبت امام زمان(عج)، فقيهان به گونه‌ای نيابت عامه حضرت را بر عهده داشته و به هدايت مردم می‌پردازند. 
از سوی ديگر شيخيه عقيده دارند امام زمان(عج) در عالم دنيا نيست، بلكه در دنيای ديگري به نام عالم برزخ يا هور قليا است، كه عالمی است كه سطح داخلی يا اسفل آن محيط بر فلک اطلس (افلاک) است و چون خداوند بخواهد، وارد اين عالم خواهد شد. اين عالم هور قليا را اقليم ثامن نيز می‌خوانند.(2) 
شيعه اماميه ركن رابع را قبول نداشته و عقيده دارند امام زمان(عج) در همين عالم دنيا وجود دارد؛ گر چه در اين كه امام زمان(عج) در كدام مكان است، اختلاف دارند.(3) 

پی‌نوشت‌ها:
1 - غلام حسن مصاحب، دايرة المعارف فارسی، ج 2، ص 1524. 
2 - دايرة المعارة فارسی، ج 2، ص 1524. 
3 - شيخ طوسی، كتاب الغيبة، ص 266 و 162 ؛ بحار الانوار، ج 52، ص 153. 
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
فرقه شيخيه , عقیده به امام زمان , امام دوازدهم , ولايت عامه مطلقه , امام ناطق , امام صامت , زمان غيبت , شيعه اماميه , فقیهان , نيابت عامه , عالم برزخ , هور قليا , اقليم ثامن
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا روایات ائمه در مورد درک امام زمان (عج) خطاب به مردم زمان خودشان بوده است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
پيامبر اکرم(ص) يا بعضی از امامان(ع) در مورد درک امام زمان(عج) سفارش‌هایی فرموده‌اند، مثلاً با انجام فلان عمل مستحب و خواندن سوره‌ای مخصوص. اين در حالی است كه در زمان صدور اين روايات، امام زمان(عج) متولد نشده بود و امامی كه اين روايت را فرموده، قاعدتاً خطاب به مردم عصر خود فرموده‌ است. اين مسئله را توضيح دهيد.

پاسخ:
بشارت به ظهور حضرت مهدی(ع) در روايات بسياري از پيامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) وارد شده و رواياتي در فضيلت درک زمان حضور آن حضرت وارد شده اما روايتی كه دلالت كند فلان عمل مستحبی را انجام بدهيد تا امام زمان(عج) را درک كنيد نيافتيم، به جز دعای عهد كه از امام صادق(ع) نقل شده كه: «هر كس چهل صبح آن را بخواند، از ياوران مهدی(ع) خواهد بود و اگر پيش از ظهور او از دنيا برود، هنگام ظهور آن حضرت زنده خواهد شد و در ركاب حضرت خواهد بود.»
البته سخن در باب اين گونه روايات بسيار است. اين روايت و احياناً روايات نظير اين روايت كه از امامان صادر شده، گرچه خطاب به مردم زمان خودشان بوده، ولی سخنان معصومان برای تمام زمان‌ها حجّت است، مگر قرينه خاصی باشد كه فقط اختصاص به مخاطبان زمان خودشان داشته باشد. اصطلاحاً می‌گويند: خطابات شارع هم برای مشافهين است و هم براي غير مشافهين؛ يعنی هم براي حاضران در آن زمان و هم براي غائبان و برای زمان‌های بعد حجّت است. 
در هر صورت صدور چنين رواياتي از امامان(ع) دليل بر توجه دادن مردم زمان خويش به مهدی موعود(عج) و خبر دادن از آينده و بشارت به ظهور ولايت جهانی بوده است. همان طور كه اين بشارت را پيامبر اکرم(ص) و هر يک از امامان(ع) بيان كرده‌اند و در كتاب‌هاي روايی از آنان نقل شده است.
امام باقر(ع) از پيامبر اکرم(ص) نقل می‌فرمايد: «خوشا به حال كسی كه قائم از اهل بيتم را درک كند، در حالی كه در زمان غيبتش او را اسوه خود می‌داند و با دوستان او دوست است و با دشمنان او دشمن است.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
پیامبر , ائمه , امامان , امام زمان , بشارت ظهور , دعای عهد , مهدی موعود , قائم , زمان غيبت , روایات
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا ولادت امام زمان مخفی بود، ولی ولادت سایر امامان با وجود فشارهای زياد مخفی نبود؟

پاسخ : 
زندگاني بزرگان دين و معصومان(ع) ويژگی‌هايی دارد كه ابعاد زندگانی آنان را از افراد ديگر جامعه متمايز می‌كند. همين خصوصيات بستر پرسش‌ها را نيز فراهم می‌كند.
ابعاد زندگانی ائمه(ع) از شاخصه و ويژگی‌هايی برخوردار است كه به طور قطع نمی‌توان علل آن‌ها را درک نمود. زندگانی امام زمان(عج) نيز ويژگی‌هايی دارد كه به گونه قطع و جزم نمی‌توان درباره آن‌ها اظهار نظر نمود، مانند علل غيبت حضرت.
در خصوص مخفی بودن ولادت نيز نمی‌توان به طور حتمی اظهار نظر نموده و علت آن را بيان كرد، ولی از برخی متون دينی استفاده می‌شود كه علت مخفی بودن ولادت، نيز غيبت او به خاطر حفظ جان امام عصر بود، چرا كه دربار عباسی می‌دانست كه طبق احاديث، فرزند امام عسكری(ع)، قائم آل محمد است. چندين بار به خانه امام عسكری(ع) مأموران ريختند تا حضرت را پيدا كنند و به قتل برسانند![1]
وضعيت سياسي و اجتماعي عصر امام حسن عسكری(ع) نشان می‌دهد كه خلفای عباسی به ويژه معتمد از امام وحشت داشتند، زيرا امام از جايگاه مهمی برخوردار بوده و مردم برای او احترام خاصی قايل بودند. وجود و حضور امام عسكری(ع) در صحنه جامعه با منافع و قدرت معتمد در تضاد بود، از اين رو حضرت را سخت تحت فشار قرار داد و به شهادت رساند.[2]
از سوي ديگر معتمد عباسی از فرزندان و نسل امام عسكری(ع) نيز وحشت داشت، زيرا می‌دانست اگر فرزند او زنده بماند، خطر جدی برای حكومت او خواهد بود؛ از اين رو با تدابير ويژه سعی كرد از ولادت امام زمان(عج) جلوگيری نموده و حضرت را از بين ببرد.
يكي از نويسندگان درخصوص مخفی بودن ولادت امام زمان(عج) می‌نويسد: در دوران عسكريين(ع) [= امام هادی و امام عسكری] در ميان حاكمان بنی عباس نگرانی عميقی به وجود آمده بود. اين نگرانی مربوط به اخبار و احاديث فراوانی بود كه توسط پيامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) بشارت به تولد فرزندی از امام حسن عسكری(ع) می‌داد كه بر هم زننده اساس حكومت‌های باطل و واژگون كننده تاج و تخت‌ها است و دنيا را پر از عدل و داد خواهد كرد. از اين رو، آن دو بزرگوار به ويژه امام حسن عسکری(ع) سخت تحت نظر بودند و دستگاه خلافت تلاش می‌كرد از تولد چنين فرزندي جلوگيری كند. به همين علت بود كه دوران حمل و تولد امام مهدی(عج) از مردم پنهان داشته می‌شد. به گفته امام رضا(ع) از ويژگی‌های آن حضرت، ولادت پنهانی است.[3]
حكمت ديگر اخفای ولادت، پيروی از مشيت حق تعالی بود. چون خواست حضرت حق تعلق گرفته بود كه آخرين حجت خدا تا زمان ظهور زنده بماند. به همين دليل امام عسكری(ع) مؤظف بود حضرت مهدی(عج) را از چشم دشمن خود مخفی نگه دارد. چنان كه از حمل نرجس خاتون حتی عمه امام عسكری اطلاع نداشت، تا سحرگاه نيمه شعبان در كمال ناباوری حضرت متولد شد.
بنابراين فلسفه مخفي بودن ولادت امام مهدی(عج)، و زندگی مخفی حضرت در دوره پدر با زمينه سازی امامان پيشين و اخبار مهدويت توجيه می‌شود، كه اين امر درباره امام پيشين مطرح نبود. حكومت عباسی از مهدي موعود كه به مقتضاي روايات نابود كننده كاخ ستمگران است، وحشت داشت.

پی‌نوشت‌ها:
[1]. اصول كافي، ج 1، ص 337 ؛ نعمانی، الغيبه، ص 166 ؛ شيخ طوسی، كتاب الغيبة، ص 202.
[2]. مهدی پيشوايی، سيره پيشوايان، ص 621.
[3]. سيد آقايي ...، تاريخ عصر غيبت، ص 42 ؛ مهدی پيشوايی، سيره پيشوايان، ص 622.
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
ولادت امام زمان , امامان , ولادت مخفیانه , قائم آل محمد , عصر امام عسكری , معتمد عباسی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
قبه سفيد كه به امام زمان (عج) نسبت می‌دهند کجاست؟ آیا قابل عکسبرداری است؟

پاسخ : 
برخي ادعا كرده‌اند كه در جزيره خضرا كوه بلندی است كه در وسط آن محل با شكوهی بوده و در آن جا قبه‌ای از آجر هست و در آن امام زمان (عج) زندگی می‌كند.(1) 
عكسبرداری از اين قبه مبتنی بر اين است كه جزيره خضرا وجود داشته و امام زمان (عج) در آن جا سكنی داشته باشد، حال آن كه اكثر محققان وجود جزيره خضرا را انكار نموده و آن را افسانه خوانده‌اند.(2) اگر جزيره خضرا وجود نداشته باشد، قبه‌ای وجود ندارد، تا بتوان از آن عکسبرداری كرد.(3)

پی‌نوشت‌ها: 
1. ابوالفضل طريقه دار، جزيره خضرا افسانه يا واقعيت، صص 31-32.
2. همان، ص 211 به بعد.
3. براي آگاهي از مكان امام زمان (عج) ر.ک: مجله حوزه، شماره 71-72 ويژه نامه امام زمان (عج)، صص 51-54.
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
قبه سفيد , امام زمان , جزيره خضرا , عكسبرداری
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا اين اعتقاد اهل سنت كه امام زمان (عج) فرزند عبدالله و آمنه است، صحت دارد؟

پاسخ : 
در هيچ يک از نصوص معتبر اهل سنت، نيامده است كه امام زمان (عج) فرزند عبدالله و آمنه می‌باشد. مهم‌ترين و معتبرترين مجامع روايی اهل سنت «صحاح سته» و «سنن ثلاثه» می‌باشد. با بررسی‌هايی كه بر روی همه اين متون انجام گرفته است، سه حديث درباره حضرت مهدی (عج) هست كه در هيچ يک از آن‌ها امام زمان (عج) را فرزند آمنه و عبدالله نخوانده است؛ بلكه در اولی ايشان را از عترت پيامبر (ص) و ذريه فاطمه (س) خوانده است. در حديث دوم فرموده‌اند: مهدي از من است و در روايت سوم هيچ اشاره‌ای به نسب آن حضرت نشده است: 

1- «حدثنا احمدبن ابراهيم حدثنا عبدالله بن جعفر الرقی حدثنا ابوالمليح الحسن بن عمرعن زياد بن بيان عن علي بن نفيل عن سعيد بن المسيب عن ام سلمه قال سمعت رسول الله (ص) يقول: المهدي من عترتي من ولد فاطمه) قال عبدالله بن جعفر و سمعت ابا المليح يثني علی علی بن نفيل و يذكر منه صلاحا.» (سنن ابی داود، حديث 3735). 

2- «حدثنا سهل بن تمام بن بزيع حدثنا عمران القطان عن قتاده عن ابي نضره عن ابي سعيد الخدري، قال قال رسول الله (ص): المهدي مني اجلي الجبهه، اقني الاتف، يملا الارض قسطاو عدلاً كما مليت جورا و ظلما يملك سبع سنين.» (همان، حديث 3736). 

3- سومين روايت در سنن ابن ماجه باب فتن حديث شماره 4029 می‌باشد كه به جهت عدم ذكر نسبت نيازی به نقل متن آن نيست. 

براي آگاهی بيشتر درباره شبهات مرتبط به امام زمان (عج)، ر.ک: يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان (عج)، عليرضا رجالی تهرانی.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
اهل سنت , امام زمان , صحاح سته , سنن ثلاثه , حضرت مهدی , عترت پيامبر , ذريه فاطمه
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا احاديث معتبر و متواتری نسبت به عقيده مهدويت وجود دارد؟

پاسخ : 
اصالت مهدويت از جهت ابتنای آن بر احاديث معتبر و متواتر در نهايت وضوح است. زيرا كتاب‌های حديث و صحاح و جوامع و سنن و مسانيد و اصول شيعه و اهل سنت كه در آن‌ها احاديث مربوط به اين موضوع ضبط و روايت شده است از حد احصاء و شمارش خارج است و نيز در كتاب‌های ديگر كه در ساير رشته‎های علوم اسلامی تأليف شده، مثل تاريخ و لغت و غريب الحديث و رجال و تراجم و عقايد و كلام و حتی شعر و ادب و شرح قصايد و اشعار معروف علمای فنون مختلف به اين احاديث استناد كرده و پيرامون شرح و مضامين آن‌ها اظهار نظر نموده‎اند. از عصر رسالت تا زمان ما صحابه حضرت رسول اعظم(ص) و سپس تابعين و تابعين تابعين و ساير طبقات روات، اين احاديث را روايت نموده‎اند. بسياری از اين احاديث بالخصوص و بالانفراد به واسطه شواهد و مؤيداتی، مورد اعتماد حديث شناسان ماهر است و در نهايت صحت و اعتبار می‌‎باشند و به مضمون آن‌ها يقين حاصل می‌‎شود و علاوه بر اين در مسائل مهم مربوط به مهدويت مثل معرفی شخص حضرت مهدی(ع) و برنامه‎های مهم انقلابی و اسلامی ايشان، اين احاديث در حد تواتر و حتی بالاتر می‌‎باشند يعنی در هر يک از اوصاف معروف و مشهور حضرت مهدی(ع)، حديث از پيامبر اکرم(ص) و ائمه طاهرين(ع) آن قدر زياد است كه قطع نظر از مقام وثاقت و صداقت و امانت روايت كنندگان، احتمال تبانی آن‌ها بر دروغ و جعل اين احاديث عقلايی نيست.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
اصالت مهدويت , احاديث معتبر , احاديث متواتر , اوصاف حضرت مهدی , حديث شناسان , عقيده مهدويت
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
حضرت قائم (عج) چندمين فرزند امام حسين (ع) است؟

پاسخ : 
از سلمان فارسی روايت شده است: وارد شدم بر پيامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) در حالي كه حسين (علیه السلام) بر زانوی ایشان بود، پيامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) به او روی می‎كرد و می‎فرمود: «تو آقا، پسر آقا و پدر آقايانی، تو امام، پسر امام، پدر امامانی، تو حجت، پسر حجت، پدر حجت‎های نه‎گانه‎ای كه از صلب تو هستند، نهمين ايشان قائم آنها است.]
منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
حضرت قائم , امام حسين , حجت , امام , سلمان فارسی , پيامبر اکرم
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا امام عصر (عج) مجردند، يا دارای همسر و فرزندند تا بتوانند درد تنهايی را تحمل كنند؟

پاسخ : 
در ابتدا متذکر می‌شویم که دانستن این قبیل نکات، ثمره عملی برای منتظران واقعی امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ندارد و بهتر است در کسب معرفت بیشتر نسبت به امام زمانمان کوشا باشیم و به وظایف اصلی خود، که همانا اصلاح خویش و جامعه و زمینه سازی ظهور حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است را به نحو احسن عمل نماییم.
اما جواب پرسش مطرح شده:
دليل قطعی بر وجود يا عدم وجود آن نداريم لكن شواهدی هست كه وجود همسر و فرزندان حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را اثبات می‌نمايد که عبارتند از: 

1- قواعد كلی: 
قواعد كلی شريعت محمدی ايجاب می‌كند كه حضرت بقية الله نيز مانند ديگر پيشوايان معصوم (عليهم السلام) تشكيل خانواده داده است، و از جد بزرگوارش حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله) پيروی نموده است. 
مرحوم محدث نوری (رحمت الله علیه) می‌فرمايد: چگونه ترک خواهد نمود چنين سنت عظيمه جد بزگوار خود را با آن همه ترغيب و تحريص كه در انجام آن شده. و نكوهشی كه در ترک آن شده است. سزوارترين كس در انجام سنت پيامبر (صلّی الله علیه و آله) امام هر عصر است و تا كنون كسی ترک آن را از خصايص آن جناب نشمرده است. 

2- روايات:
روايات در رابطه با همسر و همسران حضرت بقية الله تنها يک روايت است كه سرنخی به دست می‌دهد و آن روايتی است كه، مرحوم كفعمی در كتاب شريف مصباح نقل كرده است. بر اساس اين روايت همسر حضرت از نسل عبدالعُزّی پسر عبدالمطلب می‌باشد. در رابطه با اولاد آن حضرت رواياتی هست كه وجود آن‌ها را به روشنی اثبات می‌كند و اين روايات ضمنا وجود همسر را اثبات می‌كنند.
الف) سيدبن طاووس (رحمت الله علیه) در جمال الاسبوع می‌فرمايد: روايتی با سندهای متصل يافتم كه حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را اولاد بسياری هست.
ب) مرحوم مجلسی (رحمت الله علیه) نيز بابی را به خلفاء و اولاد حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) اختصاص داده است.
روايت بسياري دليل بر وجود فرزند برای حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) هستند الا يک روايت كه منافی و معارض با اين روايات است و آن روايت اين است، هر امامی بايد فرزند داشته باشد به جز حضرت مهدی كه فرزند ندارد، ولی علما و برزگان شيعه مانند مرحوم محدث نوری و شيخ طوسی و مير محمد مير لوحی معاصر و علامه مجلسی اين تنافی را رفع كردند، بدين بيان كه امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) مانند ساير ائمه (علیهم السلام) پسر امام ندارد، نه آن كه اصلا پسر ندارد و بنابراين از مجموع احاديث استفاده می‌شود كه، برای حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) فرزندان بسياري هست كه همه از اوليا و صلحا هستند ولی سمت امامت ندارند، چرا كه امام منحصر در دوازده نفر است.

3- دعاها:
علاوه بر روايات و قواعد كلی، برخی دعاها نيز از معصومين (عليهم السلام) صادر شده و يا از ناحيه مقدسه رسيده دلالت دارند بر اين كه براي حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) اهل و عيال و فرزندانی هست و در دعاها نامی از آن‌ها برده نشده و در حق آنها دعا شده است. در اين دعا وجود همسر و فرزندان را برای حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) اثبات می‌كند و در اين مورد دعا بسيار است.

و اين كه آيا حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) با فرزند و همسران خود ظهور می‌كنند، چون ما بشريم و اطلاعات بشر محدود است. اطلاعات و دليل قطعی و يقين محكم به آن تصريح نشده است. 

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
امام عصر , سنت , روايات , دعاها , حضرت مهدی , قواعد كلی , همسر امام زمان , فرزندان امام زمان , معرفت به امام زمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا امام زمان ( عج ) در اجتماعات ما حضور جسمي دارند يا خير ؟

پاسخ : 
حضرت حجة ( عج ) قطعاً حضور جسمي دارند ولي چنان كه قرآن كريم نسبت به پيامبر اكرم فرمودند و اذا قرأت القرآن و جعلنا بينك و بين الذين لايؤمنون بالآخره حجاباً مستوراً ترجمه : زماني كه قرآن قرأئت مي نمايي ما در ميان تو و كساني(بني اسرائيل ، آيه 45 .)
كه ايمان به آخرت ندارند پرده اي پوشيده و پنهاني قرار مي دهيم . 
يعني وجود مبارك رسول ( ص ) حضور داشتند ولي ديگران حضرت را نمي ديدند پس اين اصل كه كسي باشد ولي به امر حق از انظار پنهان باشد امري ممكن بوده و واقع نيز شده است . 
و در صورت ديگر آن همان است كه در روايات بيان شده است كه حضرت حجة اروحناه فداه در ايام حج حاضر مي شوند مردم ايشان را مي بيند ولي نمي شناسند . 
پس به هر دو صورت حضرت حجة ( عج ) حضور جسمي دارند منتهي يك بار اصلاً ديده نمي شوند يكبار هم ديده مي شوند ولي شناخته نمي شوند .
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
اگر حضرت حجت ( عج ) ديده شوند . به چه صورتي ديده خواهند شد ؟

پاسخ : 
امام زمان حضرت مهدي ( عج ) كه انشاء الله خداوند در ظهور آن حضرت تعجيل بفرمايند مانند بقيه انسانها بوده و اگر كسي ايشان در دوران غيبت بينيد به صورت جسماني مي بيند .
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
درباره زندگاني حضرت مهدي(عج) و محل سكونت ايشان و جزيره خضرا توضيح دهيد؟

پاسخ : 
اين كه حضرت مهدي(عج) ازدواج كرده و زن و فرزندي دارند يا نه، به طور قطعي روشن نيست. بود و نبود آن هم هيچ دلالتي بر طبيعي يا غيرطبيعي بودن زندگي ايشان ندارد. مكان زندگي ايشان نيز به طور دقيق معلوم نيست و احتمال دارد در اماكن مختلفي زندگي كنند. منابعي كه در مورد فرزند داشتن امام زمان(ع) مورد استفاده قرار مي گيرد؛ يا اشكال سندي دارند و يا ابهام دلالي و نظر قاطعي را ارائه نمي دهند، لذا در اين مورد سه احتمال وجود دارد. الف. اساساً حضرت مهدي(ع) ازدواج نكرده است. ب. ازدواج كرده ولي اولاد ندارد. ج. ازدواج كرده و داراي فرزنداني نيز هست. اگر احتمال اوّل را بپذيريم لازمه اش اين است كه امام معصوم(ع) سنّت اسلامي (ازدواج) را ترك كرده است، و اين مسئله با مقام امام سازگار نيست امّا چون مسأله غيبت اهميّت دارد و مسئله ازدواج، امري مهمّ است ترك ازدواج اشكالي را ايجاد نمي كند. امّا اگر احتمال دوّم را بپذيريم با اينكه ازدواج كرده ولي اولاد ندارد، بايد بگوئيم عمر او نيز (همسرش) مانند عمر حضرت طولاني است كه بر اين امر دليلي نداريم يا اين كه بگوييم مدّتي با امام(ع) زندگي كرده و از دنيا رفته است. و احتمال سوم اينكه ازدواج كرده و داراي اولاد نيز هست، اين مسئله دليل محكمي ندارد. روايات يا ادعيه اي كه با تمسّك به آنها، احتمال زن و فرزند داشتن به آن حضرت مي دهند. يا اشكال دلالي دارند يعني روايات از نظر دلالت به اين موضوع اشكال دارد، يا ضعف سند دارند. برخي خواسته اند با تمسك به داستان «جزيره خضراء» بگويند كه امام عصر(ع) فرزنداني دارد و بر آن جزيره، زير نظر وي، جامعه نمونه و تمام اعيار اسلامي را تشكيل داده اند. ولي اين مسأله صحيح نيست، و مورخ شهيد سيد جعفر مرتضي عاملي در اين مورد مي گويد: با بررسي هاي گسترده اي كه انجام گرفته جزيره خضراء افسانه اي بيش نيست و هيچ واقعيتي ندارد، («دراسته في علامات الظهور و الجزيرة الخضراء، سيد جعفر مرتضي عاملي، 263) و علاّمه مجلسي رضوان الله تعالي عليه نيز اين داستان را جداگانه در نوادر بحار الانوار نقل كرده و مي نويسد: «چون در كتابهاي معتبر به آن (داستان جزيره خضراء) دست نيافتم، آن را در فصلي جداگانه آوردم»، (بحارالانوار، ج 52، ص 159، نشر المكتبة الاسلاميه) بنابراين قضيّه جزيره خضراء داستان تخيّلي و ساختگي است و به صورت رمانتيك مي باشد. براي آگاهي بيشتر در زمينه رجوع شود: 1. جزيره خضراء افسانه يا واقعيت. 2. چشم به راه مهدي، جمعي از نويسندگان مجله حوزه، دفتر تبليغات اسلامي قم.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در بعضي از روايات در علائم آخر الزمان اسامي همانند سفياني مفهومي ندارند در اين رابطه توضيح فرماييد؟

پاسخ : 
نوشته ايد اسامي اي مانند «سفياني» در حال حاضر مفهومي ندارد؛ منظور از اين كه مفهوم ندارد چيست؟ اين كلمه، نامي عربي است كه علاوه بر مفهوم داشتن، مصاديق بسياري هم در جهان عرب دارد و برخي از دارندگان اين نام، افرادي معروف و سرشناسند.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا فقط 313 نفر در روي زمين خواهند ماند و مابقي كشته خواهند شد؟

پاسخ : 
در زمان ظهور حضرت ولي عصر((عليه السلام)) مؤمنان بسيار ديگري غير از 313 نفر خواهند بود و اين 313 تن از اصحاب خاص و ياران ويژه آن بزرگوار به شمار مي آيند و چنين نيست كه هر كس مانند اينها نبود كشته شود افراد مؤمن كه موجبي براي استحقاق كيفر در مورد آنها نباشد كشته نخواهند شد.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا منتظران واقعی در شرایط کنونی جامعه، باید کارهای فرهنگی مخفیانه انجام دهند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آيا امكان دارد حزب يا گروهی را تشكيل دهیم كه با كسانی كه بر ضد فرهنگ دينی فعالیت دارند مقابله کنیم و با علما به طور مخفيانه در ارتباط باشیم و کار فرهنگی غیر علنی انجام دهیم؟

پاسخ:
فعاليت گروهي مخفي و مرتبط با علما و رهبران مذهبي مناسب با زمان و شرايطي است كه حاكمان ظالم و غاصب بر جامعه حكومت كنند و امكان فعاليتهاي آشكار و تبليغات علني به نفع اسلام وجود نداشته باشد.
بنابراين در شرايط حاضر كه حكومت اسلامي جامعه را اداره می‌كند و رهبر معظم انقلاب با كمال قدرت در رأس آن قرار دارند، بهترين و مناسب ترين كار همين است كه با تهاجم فرهنگي، به صورت آشكار مبارزه شود، ضمن اين كه طبيعت كار فرهنگي اين است كه آشكارا انجام گيرد تا بتواند ديگران را تحت تأثير قرار دهد.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا فقط 313 نفر در روي زمين خواهند ماند و مابقي كشته خواهند شد؟

پاسخ : 
در زمان ظهور حضرت ولي عصر((عليه السلام)) مؤمنان بسيار ديگري غير از 313 نفر خواهند بود و اين 313 تن از اصحاب خاص و ياران ويژه آن بزرگوار به شمار مي آيند و چنين نيست كه هر كس مانند اينها نبود كشته شود افراد مؤمن كه موجبي براي استحقاق كيفر در مورد آنها نباشد كشته نخواهند شد.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا هر كسي مي تواند امام زمان (عج) را ببيند (به غير از افراد صالح و پرهيزگار) مثلاً در خواب مي تواند با امام ملاقات كند و حقيقت دارد؟

پاسخ : 
در پاسخ به سؤال شما دوست خوبم، عرض مي شود كه بزرگان و علما شيوه هاي مختلفي براي رؤيت امام زمان(عج) در خواب ذكر كرده اند، كه ما در اينجا به برخي از آنها اشاره مي كنيم.
شيخ ابراهيم كفعمي در جنة الواقيه فرموده است : ديدم در بعضي از كتب اصحاب خود، كه هر كس اراده كرده رؤيت يكي از انبياء و ائمه 12گانه، يا ساير مردم، يا فرزندان خود را در خواب، پس بخواند سوره والشمس، و اناانزلناه، وقل يا ايها الكافرون، و قل هو ا... احد، و معوذتين؛ آنگاه بخواند اخلاص، يعني قل هوا... احد را صد مرتبه، و صلوات بفرستد به پيغمبر صد مرتبه، و بخوابد بر طرف راست؛ پس به درستي كه خواهد ديد آن را كه قصد دارد، ان شاءا...تعالي، و سخن خواهد گفت به آنچه مي خواهد از سؤال و جواب. (1) 
دعاي ديگري كه براي رؤيت امام (ع) در خواب ذكر شده اينست : اللّهمَ إنّي أسئَلكَ يا مَنْ لُطْفَهُ خَفيّ و اَياديهِ باسِطَةٌ لا تَنْقَضي أسئَلكَ بِلُطْفِكَ الْخَفيَّ الَّذي ما لَطَفْتَ بِهِ لِعَبْدٍ اِلا كَفي أنْ تُريَني مولاي عليّ بن ابيطالب كه گفته شده بجاي عبارتعلي ابنابيطالب هر امامي را كه مي خواهد در خواب ببيند، نام ببرد.
همچنين كسي كه دو ركعت نماز بعد از نماز عشاء، با هر سوره اي كه مي خواهد بخواند، و بعد اين دعا را صد مرتبه بخواند، پيامبر اكرم(ص) و يا هر يك از ائمه اطهار (ع) را كه بخواهد، در خواب خواهد ديد : بسم الله الرحمن الرحيم يا نُورَ النُورِ يا مُدَبِّرَ الامور بَلِّغ مِني رُوحَ محمدٍ و ارواحَ آل محمدٍ تَحيةً و سلاماً (2)
عمل ديگري كه براي ديدن امام(ع)در خواب توصيه شده، آن است كه شيخ مفيد آن را در كتاب اختصاص روايت كرده از ابي المعزي، از حضرت موسي بن جعفر(ع)كه گفت : شنيدم از آن حضرت كه مي فرمايد : هر كسي كه براي او حاجتي است به سوي خداوند تبارك و تعالي، و اراده كرده كه ما را ببيند، و مقام و رتبه خود را بداند، پس غسل كند سه شب، و مناجات كند به ما، يعني والله العالم كه با خداي عالم مناجات كند به توسط ما، به اينكه قسم دهد او را به حق ما، و متوسل شود به حضرت او به وسيلة ما، كه ما را به او بنماياند، و مقام او را در نزد ما به او نشان دهد. فرمود : پس به درستي كه او خواهد ديد ما را، و مي آمرزد خداوند او را به سبب ما، و پوشيده نمي شود بر او موضع و محل او. (3) 
فرق بين عصر غيبت صغري و غيبت كبري اين است كه در زمان غيبت صغري، كساني بودند كه مي توانستند رسماً خدمت امام زمان برسند. حرفهاي مردم را نقل كنند، و جوابش را هم بگيرند و به مردم اطلاع دهند. اين رابطه پس از آخرين نماينده قطع شد، و پس از آن ديگر چنين رابطه اي وجود ندارد، كه كسي باشد تا مردم به وسيله او با ايشان ارتباط پيدا كنند. اينكه آن حضرت فرمودند : پس از اين، كسي مرا نخواهد ديد.، منظور همان رؤيتي است كه در عصر غيبت صغري وجود داشته است؛ و نوّاب هر وقت كه مي خواستند، خدمت امام(ع)مي رسيدند. لذا در زمان غيبت كبري، رؤيتي كه توأم با آن نيابت بوده باشد، وجودندارد؛ و آن حضرت اين موضوع را نفي مي نمايند.
اما در زمان غيبت كبري، ممكن است كساني خدمت امام زمان(ع)شرفياب شوند، و يا اينكه ايشان را در خواب ببينند، و با ايشان سخن بگويند؛ كه يا آن حضرت را نمي شناسند و يا مي شناسند.
و اين طور نيست كه با خواندن دعاهايي كه اشاره شد، و يا انجام دادن اعمالي، حتماً به حضور امام زمان(ع)مشرف شويم؛ بلكه بايد ظرفيت هاي بالايي در وجودمان باشد، كه در اين صورت خود امام(ع)به ديدار ما مي آيند.
منابع و مآخذ:
1. نجم الثاقب/مرحوم حاج ميرزا حسين طبري نوري/ ص847
2. ملاقات با امام عصر(ع) / سيد جعفر رفيعي/ص347
نجم الثاقب/مرحوم حاج ميرزا حسين طبري نوري/ ص 848 و849
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا مطالب نشریه خورشيد مكه كه مختص امام زمان (عج) است، معتبر می‌باشد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
مجله‌اي در كشور منتشر می‌شود به نام خورشيد مكه كه مختص امام زمان (عج) است و بعضي از مسائل ارتباط با امام را طوري مطرح می‌كنند كه تقريباً غير عقلايی بنظر مي رسد؟! اين مجله آيا مورد اطمينان است؟

پاسخ:
آنچه به نظر مي رسد اين است كه دور جديد فعاليتهاي انجمن حجتّيه باسبك وسياق جديدي آغاز شده است و با توجه به اينكه از گذشته يكي از مراكز اصلي فعاليت انجمن مشهد بوده است در دور جديد فعاليت خود با برگزاري جلسات مذهبي در بعضي نقاط شهر و انتشار مجلة خورشيد مكه به نوعي دنبال تشكل بخشيدن دوباره و جذب نيروهاي جديد مي باشد لذا در اين مجله بيشتر به تبليغ كتب آقاي ابطحي پرداخته است اگر چه براي رد گم كردن اشعاري از مقام معظم رهبري نيز بعضاً در اين مجله به چشم مي خورد.
پيشنهاد مي شود به جاي اين مجله، از فصلنامه علمي ـ تخصصي انتظار كه صاحب امتياز آن مركز تخصصي مهدويت و بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود عج و به مدير مسؤولي حجةالاسلام محسن قرائتي مي باشد، استفاده كنيد. برگه اشتراك فصلنامه و نشاني مركز به پيوست براي شما فرستاده مي شود.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونه می‌توانیم در اين دوره با امام زمان (عج) رابطه داشته و ایشان را ببینیم؟

پاسخ : 
وجود امام زمان (عج) مايه خير وبركت بوده و هستي لحظه به لحظه از آن فرزانه روزگار فيض مي برد نظير فيض و بهره اي كه بشر از خورشيد مي برد حتي زماني كه در پس ابرها مخفي باشد.
اما ارتباط با آن بزرگوار به گونه اي كه او را بشناسيم مشروط به همگون شدن با آن بزرگوار درگفتار و كردار و در همه حالات زندگي مي باشد از اين رهگذر بايد همچون او كه حتي انديشه نافرماني و معصيت را نمي نمايد حداقل گناه درمرحله عمل را ترک نمائيم و نظير او كه هيچ واجب و مستحب و بايسته ديني را ترک نمي نمايد ما نيز بايد حداقل، به واجبات ديني عمل نمایيم و از محرمات دوری نماییم. در آن صورت خود آن محبوب دلها بزرگوارانه، بنده پروري نموده و به سراغمان خواهد آمد.
لازم به ياد آوري است از آنجايي كه آن حضرت حضور فعال در جامعه دارد ممكن است بارها آن بزرگوار را درجامعه ديده باشيد ولي نشناخته باشيد.
حضرت علامه طباطبایی درجواب سؤالي در اين رابطه فرمودند: امام زمان (عج) خود فرموده است: شما خوب باشيد ما خودمان شما را پيدا مي كنيم.
شخصی از حضرت آيت الله بهجت سؤال كرد: اين حقير مشتاق زيارت امام عصر حضرت حجه بن الحسن عسکري (عج) مي باشم، ازحضرت عالي تقاضا دارم كه مرا دعا كنيد كه به اين سعادت نائل شوم.
درجواب فرمودند: زياد صلوات، اهداء وجود مقدسش نمائيد، مقرون با دعا در تعجيل فرجش؛ و زياد به مسجد جمكران مشرف شويد با ادای نمازهايش.

منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در روايتي از يك بزرگوار كه موفق شده بودند چندين بار امام زمان (عج) را ملاقات كنند فرموده بودند چهل شبانه روز اعمال مشخصي انجام داده اند كه حضرت به ديدارشان آمده اند آن اعمال را بنويسيد؟

پاسخ : 
قبل از پاسخ به شما دوست گرامي، اگر مي خواهيد روايات مربوط به اشخاصي كه امام زمان(عج) راديده اند را مطالعه كنيد به كتاب شربف اصول كافي، ج2 ،ترجمه و شرح آيت ا... محمد باقر كمره اي، نشر اسوه،ص548 ـ 539 و كتاب بحارالانوار،ج13،ترجمه علي دواني مراجعه كنيد.
واما پاسخ شما : بوده اند بزرگواراني كه با انجام اعمال مخصوص در زمانهاي مخصوص به ديدار حضرت عج رسيده اند. مثل بيتوته كردن در مسجد سهله يا مسجد جمكران، چهل شب چهارشنبه، وحضرت آيت ا...العظمي نجفي مرعشي فرمودند : حقير خودم كراماتي در مسجد جمكران مشاهده كرده ام، چهل شب چهارشنبه مكرر موفق شدم كه درآن مسجد بيتوته كنم و جاي ترديد نيست كه از امكنه اي كه مورد توجه ونزول بركات الهي مي باشد و بعد از مسجد سهله كه از مساجدي است كه منتسب به وجود مبارك ولي عصرعج مي باشد(مسجد جمكران) بهترين جائي است كه منتسب به حضرت است. (1) اما اعمالي كه بايد در اين چهل شب انجام داد رواياتي از ائمه هدي وارد نشده است كه هركس طبق نيت خود كه همراه با اخلاص و پاكي باشد اعمالي انجام مي دهد كه در اين زمينه به كتب مربوطه از جمله مسجد مقدس جمكران تجليگاه صاحب الزمان (عج)، نوشته سيد جعفر ميرعظيمي كه در مورد تشرفات علماء و مراجع واعمالي كه انجام دادهاند بحث كرده است.
و نكته مهمي كه بايد توجه داشت اين است كه ما اگر حضرت را حقيقتا بشناسيم كافي است كه در اين صورت حضرت ما را ببيند نه ما حضرت را ببينيم زيرا در زمان پيامبر(ع) كم نبودند كساني كه وجود مبارك حضرت را مي ديدنداما خداوند سبحان دربارة آنها در قرآن فرمود : وتراهمينظرون اليك و هم لا بيصرون (2) يعني آنها را مي بيني كه به تو نگاه ميكنند ولي تو را نمي بينند اهل نظرند ولي اهل بصيرت نيستند. حال اگر ما سعي كنيم وجود مبارك. امام زمان (عج) را ببينيم هنر ببينيم هنراست. در قرآن كريم آمده است : خدا كه به كل شيء بصيراست روز قيامت به يك عده نگاه نمي كند ولايكلمهم الله و لا ينظر اليهم يوم القيامة و لا يزكيهم (3) يعني خداوند با آنها سخن نمي گويد و روز قيامت به آنها نگاه نمي كند و پاكشان نمي گرداند. پس خداوند روز قيامت به عده اي نگاه تشريفي ندارد. ولذا اگرما واقعاً در مسير صيحيح حركت كنيم، حضرت ما را مي بيند و ديدن ونظر تشريفي ايشان براي ما شرف است و گرنه ديدن فيزيكي خيلي كارساز نيست همچنانكه خيلي ها پيامبر اكرم(ع) وعلي(ع) و حضرت زهرا(ع) را مي ديدند ولي بصيرت نداشتند و لذا ديدن از روي بصيرت مهم است.(4)
و حضرت علامه طباطبايي در جواب سؤالي كه از ايشان پرسيدند راه رسيدن به امام زمان عج چيست؟ جواب دادند : امام زمانعج خود فرموده است : شما خوب باشيد ما خودمان شما را پيدا مي كنيم.(5)
پی نوشت:
(1) مسجدمقدس جمكران تجليگاه حضرت صاحب الزمان(عج)،سيد جعفر ميرعظيمي،ص57
(2) سوره اعراف/198
(3) سوره آل عمران/77
(4) توصيه ها، پرسش ها و پاسخ ها، حضرت آيت ا... جوادي آملي،ص74
در محضر علامه طباطبايي، محمد حسين رخ شاد،ص116
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا آيت الله كشميری و آقای مجتهدی تهرانی در زمان حیاتشان با امام زمان ارتباط داشته‌اند؟

پاسخ : 
در مورد ارتباط امام زمان عج با اشخاص نامبرده بحث زياد و مفصل است فقط به طور اجمال عرض كنم كه امكان ندارد عارفي مراتب سلوك را خالصانه طي كند و از نعمت ديدار و هدايت آن دردانه هستي بهره مند نشود.
ولي هيچ وقت اين بزرگواران در زمان حياتشان عنوان نكردند كه ما وجود امام زمان عج را ديده ايم مگر در مواقعي براي برخي از اشخاص صاحب سر وخواصشان.
و چه بسا بارها امام زمان عج را ديده اند و وجود مقدسشان را نشناختند و بعداً ايشان را شناختند. و براي اينكه شما برادر عزيز با زندگي و روش عرفاني و سلوك اين دو بزرگوار آشنا شويد كتب زير را مطالعه كنيد تا خودتان در مورد ابعاد ارتباط اين بزرگواران با امام عصر(عج) آشنا شويد :
1- آفتاب خوبان و روح و ريجان، شرح احوال آيت الحق عارف رباني آيت ... كشميري،نوشته سيد علي اكبر صداقت
2- صحبت جانان، ج1و2، گذري ب رانديشة عرفاني و شيوة سلوكي آيت الحق سيد عبد الكريم كشميري، نوشته سيد علي اكبر صداقت
3- سيري در آفاق، تأليف حجه الاسلام شيخ حسين حيدري كاشاني.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
به نظر من مقام معظم رهبری با امام زمان علیه السلام در ارتباط هستند چون معتقدم مي شود كه امام زمان علیه السلام اين جامعه را اداره مي كنند؟ لطفا توضيح دهيد.

پاسخ : 
ازنوع سؤالات شما استنباط مي شودشمادانش آموز جوان علاوه بر ذهن جستجو گر و پرسشگري كه داريد فردي هستيد كه درد دين ونظام و ولايت را داريد ودوست داريد در جهت هدايت وآگاه سازي همنوعان وهمسالان خويش نيز گام برداريد. 
اگرچنين ايده وتفكري داريد بايد به شما وامثال شما فخر ومباهات كنيم وبينش ومنش شما را تحسين كنيم. آرزو مي كنيم در اين روند روزبه روز آگاه تر وبا بصيرت بيشتربه پيش برويد وبردامنه آگاهي وخرد ودانش خويش درابعاد مختلف بيفزاييد وعمل به آنچه آموخته ومي آموزيد بيش از پيش توفيقات الهي همراهتان باشد ودست حق درنشر وگسترش تعاليم عاليه اسلامي ياور وپشتيبان باشد.
در مورد سؤالي كه مطرح كرديد متذكر مي شويم كه اصولاً امام عصرعج از ابتداي ولايت وامامت خويش درادوار مختلف تاريخي پيروان وياوران ونمايندگان وعالمان ديني را مورد تفقد ولطف خويش داشته ودرآينده نيز چنين خواهد بود. بدون شك پيروان آن حضرت، بخصوص كساني كه به نيابت از حضرتش به اقامه حق وعدل واجراي احكام اسلامي ونشر وتبليغ دين مبين اسلام مي پردازند از هدايت وراهنمايي وارشادات آن حجت حق در پهنه ارض بهره مند هستند ودائماً از فيض وجود حضور حضرتش مستفيذ مي گردند.
زمامت و رهبري جامعه اسلامي در شرايط كنوني كه توطئه هاي دشمنان بسيار پيچيده و خطرناك شده است امري است بسيار خطير وپر مسئوليت كه بدون حمايت و مدد حق تعالي و افاضه فيض آخرين حجت حق در زمين ميسور مقدورنيست بنابراين بدون ترديد انتصاب حضرت آيت ا...العظمي خامنه اي به رهبري و زعامت امت اسلامي در سايه توجهات آن حضرت بوده است. زيرا كسي كه رهبري جامعه اسلامي را به نيابت ازآن حضرت به عهده مي گيرد، بايد مورد حمايت آن حضرت باشد اين توفيق نصيب هر كسي نمي گردد و به راحتي هم كسي آن را نمي پذيرد. يقيناً همان گونه كه پذيرش مسئوليت رهبري و زعامت با تأييد نظر امام صورت مي گيرد اداره جامعه در دنياي پر از آشوب ونيرنگ و ظلم وتجاوز ونفاق بدون ياري و مددو هدايت آن امام معصوم وذخيره الهي در زمين ميسر و مقدور نيست.
برادرعزيز وبزرگوار يقيناً لطف خاص وعنايت حضرت حجت صلوات ا...عليه شامل حال حضرت آيت ا...العظمي خامنه اي هست. يقيناً ايشان علاوه برصلاحيت ها وشايستگي هاي فردي در بعد رهبري از الطاف بيكران و فيوضات آن حضرت برخوردار وبهره مند بوده اند. 
از خداي متعال مي خواهيم در ظهور حضرتش تعجيل فرمايد وما را از ياوران ايشان قرار دهد ورهبر عزيز وبزرگوارمان را از الطاف بيكران و حمايت هاي بيدريغ خويش بهره مندسازد و به مانيز توفيق دهد ياران خوب وفداكاري براي رهبر عاليقدرمان حضرت آيت ا...خامنه اي باشيم.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چه كنم تا بتوانم جمال دلربای مهدی فاطمه را ببينم؟ آيا ذكر و دعايی وجود دارد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
خيلي سعي كرده ام تا گناه را كنار بگذارم و خوشبختانه خيلي موفق شده ام تا حدي كه گاهي اوقات خداوند را احساس مي كنم و حس مي كنم كه وقتي با او سخن مي گويم او را مي بينم حال سؤال من اين است مگر امام زمان (عج) نگفته اند كه شما گناه را كنار بگذاريد من مي آيم، ولي تاكنون موفق نشده ام ايشان را ملاقات كنم حال چه كنم تا بتوانم روي دلرباي مهدی فاطمه را ببينم؟ آيا ذكر و دعايي وجود دارد؟

پاسخ:
در ارتباط با سؤالي كه مطرح كرده ايد توجه‌تان را به فرازي از سخن امام مهدي عج جلب مي كنم، ايشان روحي فداء در نامه اي كه به شيخ مفيد نوشته اند، اينگونه مي فرمايند : انا غير مهملين لمراعاتكم و لاناسين لذكركم ولولا ذلك لترل بكم البلاء واصطلمتكم الاعداء يعني (ع)ما در رعايت حال شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شمارا از خاطر خود نميبريم كه اگر جز اين بود گرفتاريها به شما روي مي آورد و دشمنان شما را در هم مي شكستند1
امام عج در اين دعا مي فرمايند ما در رعايت حال شما كوتاهي نمي كنيم و اين گفته يك معصوم است كه در گفتار و كردار خود صداقت دارد بنابراين اگر با مواظبت در اعمال و كردارتان باز هم موفق به ديدار حضرت نشده ايد حتماً مصلحتي در كار بوده است كه ما از آن بي خبريم و شايد لازم است مراقبتهاي بيشتري در اعمال خود داشته باشيد.چه بسا آنچه انجام داده ايد خالص نبوده و لازم باشد دوباره انجام دهيد. اگر عملي خالص باشدحتماً به نتيجه مي رسد.
و اينكه پرسيده بوديد آيا ذكر و دعايي براي ديدار حضرت وجود دارد عرض مي شوديكي از رواياتي كه به بشارت بر ديدار حضرت دلالت دارد فرمايش امام صادق(ع)است كه مي فرمايند : هركس در هر شب جمعه سوره بني اسرائيل را قرائت نمايد نميرد مگر با درك حضرت قائم(ع) و از ياران آن بزرگوار خواهد بود.
اما دوست عزيز آيا بهتر نيست بجاي آنكه در فكر اين باشيد كه خود به ديدار جضرت نائل شويد مشتاق ظهور حضرت و حضور عادي ايشان در بين مردم باشيد ؟ آيا فكر نمي كنيد كه حضرت مهديعج نيز از اين غيبت و مخفيانه زيستن خسته شده اند و قلب رئوفشان مشتاق خدمت آشكار به مردمي است كه شديداً محتاج به ايشانند؟ عزيز علي ان اري الخلق ولاتري ولا اسمع لك حسيسا ولا نجوي عزيز علي ان تحيط بك دوني البلوي سخت است بر من كه مردم را ببينم و ترا نبينم ونشنوم ازتو نفسي و نه رازي،سخت است بر من تو تنها گرفتار باشي بي جهت نيست كه بر دعا براي فرج حضرت اين قدر تأكيد شده است كه زياد درباره فرج حضرت زياد درباره فرج حضرت مهديعج دعا كنيد زيرا فرج و گشايش كار شما در همين دعاي شماست.آقاي پناهيان در اين باره صحبتي دارند مي فرمايند : دعاي ما دل ما سوز ما سرمايه دست مهدي فاطمه است گريه هاي با عيار ما (ع)اگر براي غربت حضرت صورت بگيرد تبديل به سرمايه هايي مي شوند كه اگر تا به حال حضرت پشت پرده غيبت بوده اند بخاطر كمبود اين سرمايه است وتمام توسلات و حاجت گرفتنها و محبت ها بهانه است تا ما آشنا با صاحب خانه شويم وآن ارتباط حقيقي را پيدا كنيم و وقتي ارتباط حقيقي را پيدا كرديم يك آهي از نبودن حضرت خواهيم كشيد كه آن آه برطرف كننده ابرهاي غيبت است.
متي ترانا ونراك... كي باشد ما را ببيني و ما نيز ترا ببينيم كه پرچم نصرت برافراشته اي وآيا روزي مي رسد كه ما گرد تو جمع شويم و تو امام ما باشي. 
زكعبه عزم سفر كن به اين ديار بيا! چوعطر غنچه نهان تا كي؟! آشكاربيا !
حريم دامن نرجس شد از تو اشگ بهار گل يگانه گلزار روزگار بيا !
تويي تو نور محمد(ص) تو جلوه اي زعلي(ع) تو سيف منتقمي عدل پايدار بيا !
ميان شعله غم سوخت هجر نامة مابيا كه گويمت آن رنج بيشمار بيا !
زلال چشمه تويي، روح سبز، رمز بهاربيا كه با تو شود فصلها بهار بيا !
براي آمدنت گرچه زود هم دير استشتاب كن كه برآري زشب دماربيا !
بتاب از پس دندانه هاي قصر سحربزن حجاب به يك سو و سپيدوار بيا !
نشسته ديده درماندگان دهر به راههماي ساحل درياي انتظار بيا !
به انتظار تو تاكي طلايه دار بهارتو اي قرار به دلهاي بيقرار بيا !
خوش آن زمان كه تو باشي خطيب جمعه ماخوش آن زمان كه تو شويي زدل غبار بيا !
قسم به عصمت كوثر!هلا طليعه صبح!قسم به سوختگان اميد وار بيا !
قسم به اشك يتيمان بيا بيا مهديعج قسم به حسرت دلهاي داغدار بيا !سپيده كاشاني
در پايان اين نكته رامتذكر مي شويم كه آن عزيز در پرتو غيبت نيست بلكه ماييم كه در حجاب گناه خويش مستوريم. ما ازگناهان خويش چاهي سسس حفر نموده ايم و پنداشته ايم كه يوسف مه روي درآن افتاده است در حالي كه خود ميان چاه افتاده و آن نگار بيرون چاه و عيان است.
گفتم كه روي ماهت از ما چرا نهان است گفتار تو خود حجابي و رنه رخم عيان است
گفتم فراق تا كي گفتا كه تا تو هستيگفتم نفس همين است گفتا سخن همان است.
پس آنچه وظيفه من وشماست اين است كه به عزم و اراده و همت حجابهاي ظلماني روح خود را كنار بزنيم تا شرفياب محضر قدس آن ليلي يگانه شويم. ان شاء ا...
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا عده‌ی افرادی كه امام زمان (عج) را ديده‌اند، خیلی كم است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چرا عده‌ی افرادی كه امام زمان (عج) را ديده‌اند، خیلی كم است؟ آيا واقعاً تا اين اندازه چشم‌هاي ما آلوده‌اند كه شايستگي ديدن ايشان را ندارند؟ اصلاً آيا واقعاً اين دليل محروم بودن از ديدار و صحبت با كسي است كه معتقديم امام زمان ماست؟

پاسخ:
ملاقات با امام زمان (عج) براي بسياري رخ داده و ميدهد و شايد خود شما بارها توفيق ملاقات با آن بزرگوار را داشتهايد ولي آن بزرگوار را نشناخته ايد و گروهي نيز ملاقاتشان با آن حضرت همراه با شناخت و توجه بوده و هست ولي چنين افرادي اهل پرگويي و بيهودگي نبوده و اسرار را هويدا نميسازد بلكه كم گو و گزيده گويند كه همين از رموز موفقيت آنان است. 
از اين رو تعداد شرف يافتگان به محضر آن محبوب دلها اندك نيستند ولي خبر تعداد كمي از آن به ما رسيده است و عدم اطلاع ما دليل بر عدم وجود نميباشد اما دليل محروميت از ديدار هميشگي و همگاني آن بزرگوار عبارتست از:
1. عدم آمادگي و شايستگي جامعه جهاني براي عدل علوي توسط آن دادگستر جهان.
2. امتحان و آزمايش مؤمنين در پيچ و خمهاي غيبت ناصف دينمداران و دين باوران و اهل استقامت در راه ارزشهاي ديني از منافقين و بيدينان جدا گردد.
3. تأمين امنيت جاني آن ذخيره الهي براي اصلاحات گسترده جهاني در شرايط خاص و دلايل ديگر. 
براي اطلاع بيشتر به كتابهاي ذيل مراجعه نماييد.
1. سخني پيرامون حضرت مهدي(ع)، شهيد صدر. 
2. قيام و انقلاب مهدي(ع)، شهيد مطهري.
3. دادگستر جهان، آيت الله ابراهيم اميني.
4. روزگار رهايي
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
دختري هستم 17 ساله. دلم ميخواهد با امام زمان(عج) ملاقات كنم اما ميسر نمي شود. مرا راهنمايي كنيد كه چه كار هايي انجام دهم تا او را ببينم؟

پاسخ : 
ارتباط با امام زمان(ع) دو گونه است: مستقيم و غير مستقيم. ارتباط مستقيم. رؤيت جمال نيكو و مشاهدة حس وجود مبارك حضرت است، كه كليد آن در ارتباط غير مستقيم قرار دارد.
ارتباط غير مستقيم، مقدمة لازم و جدا ناپذير ارتباط مستقيم است و تنها نردباني است كه ميتوان با آن از مُلك به ملكوت وارد شد و بر آستان آسمان انسانيت قدم گذاشت و از شعاع مهر انگيز خورشيد بلندترين آسمان هستي بهره برد. ارتباط غير مستقيم، ارتباطي علمي، عملي، قلبي و عاطفي است. 
فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوي.(1) از تدبّر و تأمل در آية فوق شايد بتوانيد تا حدودي متوجه گرديد كه براي ديدار دلدار حقيقت پرستان چه لازم است و براي سفر به كوي محبوب چه بايد همراه داشت؟ 
مقرر شد كه حضرت موسي(ع) در سرزمين مقدس و از طريق درختي(2) با حق تعالي سخن بگويد و به ملاقات معنوي خدا برود. فرمان رسيد: اي موسي! در سرزمين مقدسي گام نهاده اي. سرزميني كه نور الهي بر آن جلوهگر است. پيام خدا را در آنجا مي شنوي (پس) با نهايت خضوع و تواضع در اين سرزمين گام گذار و كفش هايت را بيرون آر كه در سرزمين مقدس طوي هستي.
برادر: به موساي كليم گفته شد: مي داني كه در چه مكان و سرزمين مقدسي هستي؟ اين جا حضيرة قرب خدا و محل حضور و مناجات به درگاه او است. پس شرط ادب به جاي آور، كفشت را بكن.(3) شما نيز درخواست ديدار با جلوه كمال مطلق و نگاه به نور الهي را داريد. البته اين امر شدني و ممكن است. اما شرايط و شايستگي ويژه اي مي طلبد. چشم و دل لايق، گوش و زبان محبوب پسند مي خواهد تا مطلوب محبوب گردي و زيارتش ممكن شود. آن شرايط و ويژگي ها را در كلام خدا با كليمش مي توان جست؟
1ـ بازگشت به حق
براي ديدار امامي كه مظهر اسم اعظم حق است،ضروري ترين و بديهي ترين شرط، بازگشت به حق تعالي است: فاخلع نعليك كفش هاي دل بستگي به غير خدا را از دل در آور و از خود دور كن. پا برهنه يعني صاف و بي آلايش از هر قيد و بند و رنگي شو. 
فقط رنگ خدايي داشته باش. بازگشت كن به وضعي كه به دنيا آمديم، آن موقع كه دلي صاف و دور از ريا و غرور و خودخواهي داشتيم و دل مان از غبار گناه ها و معصيت ها و از زنگار غفلت ها پاك بود. تا بتوانيد خورشيد خدا را در آسمان انسانيت رؤيت نماييد. 
پس گام اوّل بازگشت به خدا و توبه از گناهان و تهذيب و پاك كردن نفس از صفات ناپسند است تا زمينةخروج عملي از غفلت را فراهم سازد. 
چون عزم بر توبه كرديد،غسل كنيد و وضو بگيريد و چهار ركعت نماز بخوانيد؛ در هر ركعت يك مرتبه سورة حمد و سه مرتبه توحيد و يك مرتبه سورة ناس و فلق را بخوانيد و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفرالله ربّي و اتوب اليه بگوييد، سپس لا حول و لا قوّة إلاّ بالله العلي العظيم و در پايان بگوييد: يا عزيز يا غفّار اغفرلي ذنوني و ذنوب جميع المؤمنين و المؤمنات فإنّه لا يغفر الذنوب إلاّ أنت.(4)
2ـ تقويت معرفت:
آيا مي دانيد هواي زيارت چه كسي را در سر داريد؟ او را شناخته ايد؟ به مقام و منزلتش معرفت پيدا كرده ايد؟ كسي را كه هواي ديدار دلدار است، بايد دلدار شناس گردد. از كمالات و ويژگيهايش، از مقام و منزلتش نزد خدا معرفت لازم را كسب كند و با كرامات و معجزات و سيره و اخلاق و معارف او آشنا شود و دوستانش را بشناسد و توجه داشته باشد كه به ديدار چه كسي مي خواهد نايل گردد. با معرفت و شناخت، اوّلا توبه حقيقي تحقق مي يابد، ثانياً، محبت و دوستي ريشه دار مي گردد، زيرا محبت، درجات و مراتبي دارد.(5) برخي تا نُه مرتبه براي آن شمرده اند، و عشق را در مرتبة چهارم قرار داده اند. عشق آغاز راه رسيدن به مقصد و سرآغاز جاده اي است كه به ملاقات معشوق- امام زمان(ع)- منتهي مي شود. 
تا علاقه و محبت به امام زمان(عج) به مرحلة عشق و ارادت نرسد، ديدار آن يار حاضر وغايب، ممكن نيست. حافظ شيرازي مي گويد:
نشوي واقف يك نقطه ز اسرار وجود تا نه سرگشته شوي دايرة امكان را شهيد مطهري(ره) در توضيح مي فرمايد: اي سرگشتگي همان سرگشتگي عشق است، يعني جنون عشق است. تا از اين راه وارد نشوي، امكان ندارد به نقطه اي برسي.(6)
3ـ عشق به خدا و تبعيت از امام زمان(عج):
اثر طبيعي محبّت آن است كه محبّ را با محبوب پيوندي مي دهد و در مسير 
خواسته هاي او به تلاش و فعاليت پرثمر وا مي دارد.
آن ها كه شب و روز دم از عشق پروردگار يا ائمه اطهار(ع) و امام زمان(عج) مي زنند، بايد صداقتِ محبت و عشق خود را در پيروي نشان دهند. در كتاب معاني الاخبار از امام صادق(ع) نقل شده :ما احبّ الله من عصاه؛ كسي كه گناه و نافرماني خدا مي كند، خدا را دوست ندارد.
دوستي و محبت در عمل ظهور مي كند. سپس فرمود: چه شگفت انگيز است معصيت پروردگار كني، با اين حال اظهار محبت او نمايي! به جان خودم سوگند، اين كار عجيبي است! اگر محبت تو صادقانه بود، اطاعت فرمان او مي كردي، زيرا كسي كه ديگري را دوست مي دارد. از فرمان او پيروي مي كند.( 7) قرآن كريم ميفرمايد: قل إن كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله...؛ پيامبر! بگو (به مردم) اگر خدا را دوست داريد، از من (پيامبر) پيروي كنيد تا خدا هم شما را دوست داشته باشد. بنابراين محبت تنها يك علاقه قلبي نيست، بلكه بايد آثار آن در عمل انسان منعكس باشد. 
كسي كه مي خواهد امام زمان(ع) را زيارت كند بايد بررسي نمايد چه اموري باعث خشنودي حضرت مي گردد، تا به آن كار مبادرت ورزد و از هر كاري كه موجبات ناخشنودي آن عزيز را فراهم مي سازد، اجتناب كند.
4- تقويت ارتباط قلبي وعاطفي
مي توان ارتباط قلبي و عاطفي با آن محبوب و معشوق عشاق حقيقت طلب را از راه هاي ذيل تقويت نمود: 
از طريق خواندن برخي دعاها و زيارت ها و توجه و تأمل در معاني آن ها، نيز خواندن بعضي از نمازها مانند نماز امام زمان(ع) يا حضور در برخي از مكان ها مانند مسجد سهله در كوفه و مسجد جمكران در قم، نايب الزيارة آن حضرت شدن در زيارت خانه خدا (حج و عمره) و زيارت قبور و حرم پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و نيز شريك كردن حضرت در ثواب تلاوت قرآن، و دعاها و نمازهاي مستحبي، بلكه همة ثواب را به حضرت هديه نمودن، و در حق حضرت دعا كردن و دعاي فرج خواندن.
5- مطالعه زندگي نامه كساني كه به ملاقات آن حضرت مشرّف شدند.
مطالعة زندگينامه اشخاصي كه توانستند به زيارت آن حضرت نايل گردند، هم راه را نشان مي دهد، هم شوق ملاقات را افزايش مي دهد و آتش عشق و ارادت را شعله ور مي سازد و هم اين حقيقت را بازگو مي كنند كه آنان، چه ويژگي هايي داشتند و چه عاملي موجب شد تا امام(ع) آنان را مورد عنايت و لطف خود قرار دهند.
پی نوشت: 
(1) طه (20) آية 12.
(2) قصص (28) آية 30.
(3) علامه محمد حسين طباطبايي، الميزان (مترجم) ج 14، ص 191.
(4) ميرزا جواد ملكي تبريزي، رساله لقاءالله، به نقل از توبه انقلابي دروني عليه خويش، چ سپاه، ص 63.
(5) تفسير نمونه، ج 9، ص 393، به نقل از تفسير روح المعاني، ج 12، ص 203.
(6) عرفان حافظ، تماشا گه راز، ص 143.
(7) تفسير نمونه، ج 2، ص 386.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امام زمان(عج) فرمود: هر كس ادعاي ديدار مرا داشته باشد، دروغگو است، پس اين همه كتاب ها براي ديدار نوشته مي شود، چگونه توصيه مي شود؟

پاسخ : 
در مورد ارتباط و ديدار حضرت امام زمان(ع) در دوران غيبت كبري دو نظر وجود دارد:
1ـ عدم امكان ارتباط
اين گروه معتقدند در زمان غيبت كبري امكان ارتباط حضوري و تشرّف به محضر حضرت وجود ندارد، و كسي را كه ادعاي ديدار كند، بايد تكذيب كرد. مهم ترين و معتبرترين دليل اين گروه بر نفي رؤيت و مشاهدة امام عصر(ع) توقيعي است كه شش روز پيش از مرگ علي بن محمد سمري، آخرين سفير خاص امام زمان(ع) از ناحيه حضرت صادر شده است. برابر اين توقيع مدّعي مشاهده، دروغگو است و ادعاي وي قابل پذيرش نيست. متن نوشتة حضرت چنين است: به زودي از شيعيان من خواهند آمد كساني كه ادعاي مشاهده و ديدن مرا بكنند. آگاه باشيد هر كسي قبل از خروج سفياني و صيحة آسماني، ادعا كند كه مرا ديده است، دروغگوي افترا زننده است.(1)
2ـ امكان ارتباط
عده اي از علماي شيعه بر اين باورند كه در غيبت كبري امكان ارتباط با امام زمان(ع)ع) وجود دارد. دليل اين نظر را داستان هاي مشاهدة حضرت و چند روايت ذكر مي كنند. يكي از آن روايات اين است: امام صادق(ع) فرمود: صاحب اين امر (امام زمان) به ناگزيز غيبتي دارد، و در دوران غيبت از مردم كناره مي گيرد، و نيكو منزلي است مدينة طيبه و با سي نفر وحشتي نيست.( 2)
اين حديث دلالت دارد كه حضرت بيشتر در مدينه و اطراف مدينه است و سي تن از خواص با حضرت همراهند كه اگر يكي بميرد، ديگري به جاي او مي نشيند.
حال اگر كسي اين نظر را بپذيرد، چاره اي جز توجيه توقيع مذكور نيست.
صاحبان نظر امكان ارتباط مي گويند: مراد توقيع شريف كه مي فرمايد: مدعي ديدار دروغگو است، شخصي مي باشد كه ادعاي تشرف و نيابت از طرف حضرت را نمايد. نه كسي كه صرفاً توفيق تشرف يابد. نيز كساني كه توفيق تشرف يابند، ادعاي تشرف نمي كنند، بلكه ديگران از اوضاع و احوال به اين مسئله پي مي برند. بنابراين، اصل ديدن امكان دارد، اما نقل آن جايز نيست يا اگ نقل شد، آن را بايد تكذيب كرد، شايد براي اين كه هر كس نيايد و ادعاي ديدار با امام زمان(ع) و ارتباط با او را كند.
پي نوشت ها:
1. بحارالأنوار، ج 52، ص 151 و 53 و ص 318.
2. اصول كافي، ج 1، ص 340، حديث 18.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
عده اي قائل به ديدار امام زمان(ع) هستند، و بعضي امكان ديدار را رد مي كنند. اين دو گروه چه توجيهي بر حرف خود دارند؟

پاسخ : 
در مورد ارتباط و ديدار حضرت امام زمان(ع) در دوران غيبت كبري دو نظر وجود دارد: 
1- عدم امكان ارتباط. اين گروه معتقدند در زمان غيبت كبري امكان ارتباط حضوري و تشرف به محضر حضرت وجود ندارد، و كسي را كه ادعاي ديدار كند بايد تكذيب كرد. مهم ترين و معتبر ترين دليل اين گروه بر نفي رؤيت و مشاهدة امام عصر(ع) توقيعي است كه شش روز پيش از مرگ علي بن محمد سمري، آخرين سفير خاص امام زمان(ع) از ناحية حضرت صادر شده است. برابر اين توقيع مدّعي مشاهده دروغ گو است و ادعاي وي قابل پذيرش نيست. متن نوشتة حضرت چنين است: به زودي از شيعيان من خواهند آمد كساني كه ادعاي مشاهده و ديدن مرا بكنند. آگاه باشيد هر كس قبل از خروج سفياني و صيحة آسماني،ادعا كند كه مرا ديده است، دروغ گوي افترا زندده است.(1)
2- امكانارتباط. عده اي از علماي شيعه بر اين باورند كه درغيبت كبري امكان ارتباط امام زمان(ع) وجود دارد. دليل اين نظر را داستان هاي مشاهدة حضرت و چند روايت ذكر مي كنند. يكي از آن روايات (سه گانه) اين است: امام صادق(ع) فرمود:صاحب اين امر (امام زمان) به ناگزير غيبتي دارد، و در دوران غيبت از مردم كناره مي گيرد، و نيكو منزلي است مدينة طيبه و با سي نفر وحشتي نيست.(2)
اين حديث دلالت دارد كه حضرت بيشتر در مدينه و اطراف مدينه است و سي تن از خواص با حضرت همراهند كه اگر يكي بميرد، ديگري به جاي او مي نشيند.
صاحبان نظر امكان ارتباط مي گويند: مراد توقيع شريف كه مي فرمايد: مدعي ديدار دروغ گو است شخصي كه ادعاي تشرف و نيابت از طرف حضرت را نمايد. نه كسي كه صرفاً توفيق تشرف يابد. نيز كساني كه توفيق تشرف يابند، ادعاي تشرف نمي كنند، بلكه ديگران از اوضاع و احوال به اين مسئله پي مي برند.
پی نوشت:
1- بحارالأنوار، ج 52، ص 151 و 53 و ص 318.
2- اصول كافي، ج 1، ص 340، حديث 18.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونه ميتوانيم با امام زمان(ع) ملاقات كنيم؟ آيا اين مسئله امكان دارد؟ و اگر شخص آن حضرت را ديده باشد و به ديگران گفته باشد كه من حضرت مهدي(عج) را ديدهام آيا گناه كرده و توبهاش پذيرفته است؟

پاسخ : 
درباره مشاهده وارتباط با قطب عالم امكان حضرت مهدي(ع) دو ديدگاه و نظريه وجود دارد: 
1 - در زمان غيبت كبري امكان ارتباط و مشاهده و ملاقات با آن حضرت وجود ندارد. 
2 - براي برخي از اولياء اللَّه امكان دارد. 
گروهي از بزرگان از علماي شيعه بي اين باورند كه در زمان غيبت، امكان ارتباط با امام زمان(ع) براي شيعيان وجود ندارد و بر اساس دستور آن حضرت كسي كه ادعاي مشاهده ملاقات كند بايد او را تكذيب كرد در آخرين نامه آن حضرت به آخرين نائب خاصش علي بن محمد سمري اين طور آمده است: بسم اللَّه الرحمن الرحيم: علي بن محمد سمري خداوند پاداش برادرانت را درباره تو بزرگ نمايد. تو تا 6 روز ديگر ميميري كارهاي خود را جمع و جور كن و به هيچ كس وصيت نكن كه پس از تو جانشينت باشد؛ زيررا غيبت تامه و كبري واقع شد و ديگر ظهوري نيست مگر پس از اذن خدا كه بعد از مدتي طولاني خواهد بود. آن وقت كه دلها پر قساوت و سخت شود و زمين از ستم پر گردد و به زودي بعضي از شيعيان من ادعاي مشاهده و ديدار با من خواهند كرد. هر كس اين چنين ادعايي بكند او را تكذيب كنيد و لا حول و لا قوه الا باللَّه العلي العظيم. 
گر چه از اين نامه استفاده ميشود كه ملاقات با حضرت قابل دسترسي نيست، ولي امكان دارد افرادي به طور ناشناس آن حضرت را ببيند، چنان كه در بسياري از منقولات، شخصيت هايي مانند علامه بحر العلوم و ديگران آن حضرت را ديدهاند، ولي بايد گفت در بسياري از موارد منقوله بعد از ديدار كشف كردهاند يا حدس زدهاند كه آن آقا، امام زمان(ع) بوده است. آن چه مسلم است اين است كه كسي نبايد ادعاي مشاهده بكند و اگر كسي ادعا كرد بايد او را تكذيب كنيم، ولي اين منافاتي ندارد با اين كه برخي از اولياي الهي، غير مستقيم از وجود امام(ع) بهره برده باشند يا بهره ببرند يا اگر ديداري رخ دهد، چين ادعايي نداشته باشند.( 1) 
وظيفه ما در زمان غيبت اين است كه از گناهان دوري كنيم و تقوا را در همه حال مراعات كنيم، در تهذيب نفس و رسيدن به كمالات انساني كوشا باشيم، همواره براي تعجيل در فرج آن حضرت دعا كنيم، در كمك به مستضعفان و بيچارگان كوشا باشيم، سعي كنيم از ناحيه ما به كسي ظلم نشود، كسبها و درآمده ايمان حلال باشد، اگر پاك و با تقوا باشيم شايد آن حضرت به ديدار ما بيايد و ما را مورد توجه خود قرار دهد. 
خداوند متعال توفيق ديدن وخدمت گذاري در ركاب آن حضرت را به همه ما عطا فرمايد. 
پي نوشتها:
1 - با استفاده از مجله حوزه، شماره 70 - 71، ص 72 به بعد با تلخيص. 
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا شيعیان گناهكار، حقی بر وجود مقدس امام زمان ندارند تا بتوانند حضرت را زيارت كنند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
ملاقات با امام زمان (عج) در نتيجه پرهيز و دوري از گناهان و انجام اعمال خاص امكانپذير است. ما كه شيعه گناهكاری هستيم، آيا حقی بر وجود مقدس ايشان نداريم تا بتوانيم حضرت را زيارت كنيم؟ منظورم سخن حضرت علي (ع) در مورد حقوق امام بر مردم و بالعكس می‌باشد؟

پاسخ:
الف) امكان ملاقات با امام زمان(عج) و عدم آن بحث را در سه محور مطرح مي كنيم: 
1- امكان ملاقات با امام زمان(عج) و عدم آن.
2- بيان كلام أميرالمؤمنين(ع) در موضوع حقوق امام بر مردم و بالعكس.
3- ايجاد زمينههاي مناسب براي فيض ديدار امام زمان(عج).
ملاقات با امام زمان(عج) از موضوعات اختلافي است. برخي بر اين باورند كه در دوران غيبت كبري ملاقات با حضرت ممكن نيست و برخي ديگر قائلند كه انسانهاي خود ساخته و فرهيخته مي توانند افتخار شرفيابي به محضر آن بزرگوار را به دست آورند.
دليل گروه اوّل توقيعي است كه منتسب به حضرت مي باشد، در آن جا آمده است: 
اي علي بن محمد سمري! خداوند پاداش برادرانت را در (مصيبت مرگ) تو بزرگ گرداند! ظرف شش روز آينده فوت خواهي كرد. امر خود را جمع كن و به هيچ كس وصيت نكن كه پس از مرگت قائم مقام تو باشد. غيبت ثانيه (تامّه) آغاز گرديد... در آينده برخي از شيعيان ادّعاي ديدار با من را ميكنند. آگاه باشيد كه پيش از خروج سفياني و صيحه آسماني هر كس چنين ادّعايي كند، دروغگو است.( 1)
روايات ديگري نيز به اين مضمون وارد شده است.
دليل گروه دوم ملاقات هايي است، كه در دوران غيبت كبري صورت گرفته و بزرگاني از اوليا و اوتاد همانند سيد بحرالعلوم(ره) و محقّق اردبيلي(ره) افتخار ديدار با حضرت را كسب كردهاند. با توجه به كثرت ديدارها نميشود در مقام تكذيب آنها بر آمد.(2) 
در چگونگي جمع بين دو ديدگاه راه حل هايي ارائه شده كه به برخي از آنها اشاره مي شود: 
1- اين توقيع در سطح يك خبر واحد بيشتر نيست و تنها مفيد ظنّ است و حتي شيخ صدوق و شيخ طوسي كه خودشان ناقل آن هستند، به محتواي آن معتقد نيستند و حكايتهاي متعدّدي را كه حاوي ملاقات بزرگاني با امام زمان(عج) است، در كتابهاي خود آوردهاند.(3)
حال اگر توقيع شريف را معتبر دانستيم، راه حلهاي بعدي را براي جمع بين دو ديدگاه انتخاب مي كنيم:
2- مرحوم مجلسي ميفرمايد: محتمل است كه مقصود از تكذيب مشاهده، تكذيب كساني باشد كه افزون بر مشاهده، ادّعاي نيابت همانند نواب اربعه در زمان غيبت صغري را دارند.(4)
3- احتمال ديگر اين كه: منظور از تكذيب مشاهده، ترتيب اثر ندادن باشد.
اگر مدّعي مشاهده راست بگويد، ملاقات فضيلتي براي او محسوب ميشود و اگر دروغگو باشد، وقتي كسي به او اعتنا نكرد، مفسدهاي ندارد.(5)
ب) بيان كلام أمير المؤمنين(ع) در موضوع حقوق امام بر مردم و بالعكس در اين قسمت لازم است به تشريح بيان نوراني حضرت بپردازيم تا مقصود از حقوق امام بر مردم و عكس آن روشن شود.
حضرت علي(ع) فرمود: بزرگترين حقي كه خدا آن را واجب كرده، حق والي بر رعيت و حق رعيّت بر والي است. خداوند آن را واجب كرده و حق هر يك را به عهده ديگري گذاشته است. رعايت اين حقوق موجب پيوند آنان و عزّت دينشان خواهد بود. رعيّت به سامان نرسد مگر با رفتار نيكوي والي و واليان نيكو رفتار نگردند مگر با درستكاري رعيّت.(6)
به نظر ميرسد مراد أميرالمؤمنين(ع) از والي و حقوقي كه به گردن او دارند، امام و رهبري است كه: اوّلاً غايب نباشد؛ ثانياً بسط يدداشته و داراي حكومت ظاهري باشد، كه هر دو ويژگي در دوران غيبت حضرت ولي عصر(عج) نسبت به حضرت منتفي است.
شاهد اين مدعي كلام ديگري از حضرت است كه فرمود: اي مردم! مرا بر شما حقي است و شما را بر من حقي. امّا حق شما بر من خيرخواهي شما و اداي حقّتان از بيت المال، بر من است كه شما را تعليم دهم تا نادان نمانيد و آداب آموزم تا بدانيد.( 7) 
روشن است كه اين بيان در هنگامي ايراد شده كه حضرت علاوه بر منصب امامت، بر كرسي خلافت نيز تكيه زده و مردم براي رفتن به شام و جنگ صفين آماده ميشدند و اداي اين حقوق در زمان غيبت متصور نيست.
ناگفته نماند كه قدرت ظاهري نداشتن امام زمان(عج) غير از واسطه فيض بودن امام(ع) ميان خدا و خلق است؛ زيرا همه نعمت هايي كه از ناحيه خدا به انسان و ساير مخلوقات ميرسد، به بركت وجود حجّت خدا است. در دعاي ندبه ميخوانيم: خدايا! نماز ما را به واسطه او قبول فرما، گناهان ما را به خاطر او ببخش، دعاهاي ما را به واسطه او مستجاب گردان و روزي ما را به وسيله او فراوان فرما.(8)
با دقّت در سخنان حضرت علي(ع) به اين نتيجه مي رسيم: ملاقات و ديدار امام زمان(عج) موضوعي نيست كه يكي از حقوق شيعيان بر وجود مقدّس حضرت به حساب آيد.
ج) ايجاد زمينه هاي مناسب براي فيض ديدار امام زمان(عج) 
در عرف همه ملّتها روشن است كه ديدار با بزرگان به تناسب شخصيّت هر بزرگي داراي شرايط ويژهاي است و تا آن شرايط پديد نيايد، عرف مردمي اجازه ديدار با آن شخصيّت را به هيچ فردي نميدهد؛ ديدار و ارتباط با امام زمان(عج) نيز از اين گردونه خارج نيست، بلكه مي توان گفت: با توجه به موقعيّت اختصاصي حضرت يعني موضوع غيبت و سوء استفاده هايي كه ممكن است برخي از افراد از مطرح كردن ارتباط و ديدار با حضرت داشته باشند، ملاقات با امام زمان(عج) براي همگان ميسور نيست و هر فردي تنها به اين عنوان كه شيعه امام است، نمي تواند لياقت فيض حضور حضرتش را كسب كند.
قدم گذاشتن در اين مسير به كسب لياقت و شايستگي نيازمند است و هر كس به اندازه تلاش خود بهره ميبرد؛ بعضي از افراد همانند سيد بحرالعلوم و پسر مهزيار حضرت را مي بينند و ميشناسند؛ برخي امام را ميبينند ولي نميشناسند؛ برخي ديگر از لياقت كمتري بهره دارند و ممكن است در عالم خواب آن عزيز را زيارت كنند؛ خلاصه اين كه: ملاقات با امام زمان(عج) به لياقت نياز دارد. 
در عين حال بايد توجه داشته باشيم كه اگر چه ملاقات حضرت تا رسيدن به آن مقام نمي تواند صورت گيرد، اما اين بدين معنا نيست كه ما در امر دين و معارف ديني و احكام و... سرگردان باشيم؛ زيرا بسياري از معارف ديني از طريق امامان معصوم و پيامبر اسلام و قران كريم كه مصون از خطا و اشتباه است، هم چنين با پرسش از عالمان دين براي ما روشن و آشكار است و اگر ما بتوانيم به آنچه كه مي دانيم و مي توانيم بدانيم عمل كنيم، به آنچه كه نمي دانيم و خواستار دانش و فهم آن هستيم، آگاه شده و خواهيم رسيد.
پي نوشتها: 
1. كمال الدّين و تمام النعمه، صدوق، جزء 2، ص 516، ح 44؛ كتاب الغيبة، طوسي، مؤسسةالمعارف الاسلامية، ص 395، ح 365.
2. بحارالأنوار، ج 52، ص 1 - 89.
3. كمال الدين، ص 437 - 473؛ كتاب الغيبة، ص 253 - 280.
4. بحارالأنوار، ج 52، ص151.
5. سپيده اميد، سيد حسين اسحاقي، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، قم، ص 38.
6. نهج البلاغه، ترجمه شهيدي، خطبه 216، ص 248.
7. همان، خطبه 34، ص 35.
8. مفاتيح الجنان، دعاي ندبه.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا درست است كه علائم ظهور امام زمان(عج) پديدار گشته و ظهور آقا نزديك است؟ علائم ظهور چه چيزهايي است؟

پاسخ : 
در مورد تعداد علائم ظهور اختلاف است، اما پنج علامت مورد اتفاق مي باشد، چنان كه نعماني گفته است: (1)
1ـ خروج سفياني: پيش از ظهور قائم(عج) مردي از نسل ابوسفيان در منطقة شام خروج مي كند و با تظاهر به دينداري، گروه زيادي از مسلمانان را مي فريبد و به گرد خود مي آورد و بخش گسترده اي از سرزمين هاي اسلام را به تصرف خويش در مي آورد و در كوفه و نجف، به قتل عام شيعيان مي پردازد و براي كشتن و يافتن آن ها جايزه تعيين مي كند.
2ـ خسف در بيداء: واژة خسوف به معناي فرو رفتن و پنهان شدن است و بيداء نام سرزميني است بين مكه و مدينه، و شخصي به نام سفياني، با لشكري عظيم به قصد جنگ با مهدي عازم مكه مي شود و بين مكه و مدينه و در محلي كه به سرزمين بيداء معروف است، به گونة معجزه آسا، به امر خداوند، در دل زمين فرو مي روند.
3ـ خروج يماني: خروج يماني از نشانه هاي حتمي و متصل به ظهور است. اين شخص سرداري از يمن مي باشد و مردم را به حق و عدل دعوت مي كند.
4ـ قتل نفس زكيه: ايشان از اولاد حسن مجتبي(ع) مي باشد كه در روايات به عنوان نفس زكيه يا سيد حسني نام برده شده است.
5ـ صيحة آسماني: منظور صدايي است كه در آستانة ظهور حضرت مهدي(عج) از آسمان شنيده مي شود و همة مردم آن را مي شنوند. ظاهراً هيچ يك از اين علائم ظاهر نشده است.
نشانه هاي ديگري نيز نقل شده است كه وقوع آن ها حتمي نيست. مي توانيد با مراجعه به كتبي كه در اين زمينه به رشتة تحرير در آمده است، اطلاعات بيشتري كسب كنيد.
امّا در مورد قسمت اوّل سؤال بايد عرض شود كه: هر از چند وقتي مسائلي بين مردم شايع مي شود كه از صحت و سقم آن ها بي اطلاع هستيم، هر چند امكان دارد از علائم ظهور باشد.
پي نوشت ها:
1. نعماني، كتاب الغيبه، ص 282.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چطور مي توان يك بار هم كه شده، موفق به ديدار صاحب الزمان(عج) شويم؟

پاسخ : 
ارتباط با امام زمان(ع) دو گونه است: مستقيم و غير مستقيم. ارتباط مستقيم. رؤيت جمال نيكو و مشاهدة حس وجود مبارك حضرت است، كه كليد آن در ارتباط غير مستقيم قرار دارد.
ارتباط غير مستقيم، مقدمة لازم و جدا ناپذير ارتباط مستقيم است و تنها نردباني است كه ميتوان با آن از مُلك به ملكوت وارد شد و بر آستان آسمان انسانيت قدم گذاشت و از شعاع مهر انگيز خورشيد بلندترين آسمان هستي بهره برد. ارتباط غير مستقيم، ارتباطي علمي، عملي، قلبي و عاطفي است. 
فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوي. از تدبّر و تأمل در آية فوق شايد بتوانيد تا حدودي متوجه گرديد كه براي ديدار دلدار حقيقت پرستان چه لازم است و براي سفر به كوي محبوب چه بايد همراه داشت؟ 
مقرر شد كه حضرت موسي(ع) در سرزمين مقدس و از طريق درختي با حق تعالي سخن بگويد و به ملاقات معنوي خدا برود. فرمان رسيد: اي موسي! در سرزمين مقدسي گام نهاده اي. سرزميني كه نور الهي بر آن جلوهگر است. پيام خدا را در آنجا مي شنوي (پس) با نهايت خضوع و تواضع در اين سرزمين گام گذار و كفش هايت را بيرون آر كه در سرزمين مقدس طوي هستي.
برادر: به موساي كليم گفته شد: مي داني كه در چه مكان و سرزمين مقدسي هستي؟ اين جا حضيرة قرب خدا و محل حضور و مناجات به درگاه او است. پس شرط ادب به جاي آور، كفشت را بكن. شما نيز درخواست ديدار با جلوه كمال مطلق و نگاه به نور الهي را داريد. البته اين امر شدني و ممكن است. اما شرايط و شايستگي ويژه اي مي طلبد. چشم و دل لايق، گوش و زبان محبوب پسند مي خواهد تا مطلوب محبوب گردي و زيارتش ممكن شود. آن شرايط و ويژگي ها را در كلام خدا با كليمش مي توان جست؟
1ـ بازگشت به حق
براي ديدار امامي كه مظهر اسم اعظم حق است،ضروري ترين و بديهي ترين شرط، بازگشت به حق تعالي است: فاخلع نعليك كفش هاي دل بستگي به غير خدا را از دل در آور و از خود دور كن. پا برهنه يعني صاف و بي آلايش از هر قيد و بند و رنگي شو. 
فقط رنگ خدايي داشته باش. بازگشت كن به وضعي كه به دنيا آمديم، آن موقع كه دلي صاف و دور از ريا و غرور و خودخواهي داشتيم و دل مان از غبار گناه ها و معصيت ها و از زنگار غفلت ها پاك بود. تا بتوانيد خورشيد خدا را در آسمان انسانيت رؤيت نماييد. 
پس گام اوّل بازگشت به خدا و توبه از گناهان و تهذيب و پاك كردن نفس از صفات ناپسند است تا زمينةخروج عملي از غفلت را فراهم سازد. 
چون عزم بر توبه كرديد،غسل كنيد و وضو بگيريد و چهار ركعت نماز بخوانيد؛ در هر ركعت يك مرتبه سورة حمد و سه مرتبه توحيد و يك مرتبه سورة ناس و فلق را بخوانيد و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفرالله ربّي و اتوب اليه بگوييد، سپس لا حول و لا قوّة إلاّ بالله العلي العظيم و در پايان بگوييد: يا عزيز يا غفّار اغفرلي ذنوني و ذنوب جميع المؤمنين و المؤمنات فإنّه لا يغفر الذنوب إلاّ أنت.
2ـ تقويت معرفت:
آيا مي دانيد هواي زيارت چه كسي را در سر داريد؟ او را شناخته ايد؟ به مقام و منزلتش معرفت پيدا كرده ايد؟ كسي را كه هواي ديدار دلدار است، بايد دلدار شناس گردد. از كمالات و ويژگيهايش، از مقام و منزلتش نزد خدا معرفت لازم را كسب كند و با كرامات و معجزات و سيره و اخلاق و معارف او آشنا شود و دوستانش را بشناسد و توجه داشته باشد كه به ديدار چه كسي مي خواهد نايل گردد. با معرفت و شناخت، اوّلا توبه حقيقي تحقق مي يابد، ثانياً، محبت و دوستي ريشه دار مي گردد، زيرا محبت، درجات و مراتبي دارد. برخي تا نُه مرتبه براي آن شمردهاند، و عشق را در مرتبة چهارم قرار داده اند. عشق آغاز راه رسيدن به مقصد و سرآغاز جاده اي است كه به ملاقات معشوق- امام زمان(ع)- منتهي مي شود. 
تا علاقه و محبت به امام زمان(عج) به مرحلة عشق و ارادت نرسد، ديدار آن يار حاضر وغايب، ممكن نيست. حافظ شيرازي مي گويد:
نشوي واقف يك نقطه ز اسرار وجود تا نه سرگشته شوي دايرة امكان را
شهيد مطهري(ره) در توضيح مي فرمايد: اي سرگشتگي همان سرگشتگي عشق است، يعني جنون عشق است. تا از اين راه وارد نشوي، امكان ندارد به نقطه اي برسي.
3ـ عشق به خدا و تبعيت از امام زمان(عج):
اثر طبيعي محبّت آن است كه محبّ را با محبوب پيوندي مي دهد و در مسير 
خواسته هاي او به تلاش و فعاليت پرثمر وا مي دارد.
آن ها كه شب و روز دم از عشق پروردگار يا ائمه اطهار(ع) و امام زمان(عج) مي زنند، بايد صداقتِ محبت و عشق خود را در پيروي نشان دهند. در كتاب معاني الاخبار از امام صادق(ع) نقل شده :ما احبّ الله من عصاه؛ كسي كه گناه و نافرماني خدا مي كند، خدا را دوست ندارد.
دوستي و محبت در عمل ظهور مي كند. سپس فرمود: چه شگفت انگيز است معصيت پروردگار كني، با اين حال اظهار محبت او نمايي! به جان خودم سوگند، اين كار عجيبي است! اگر محبت تو صادقانه بود، اطاعت فرمان او مي كردي، زيرا كسي كه ديگري را دوست مي دارد. از فرمان او پيروي مي كند. قرآن كريم ميفرمايد: قل إن كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله...؛ پيامبر! بگو (به مردم) اگر خدا را دوست داريد، از من (پيامبر) پيروي كنيد تا خدا هم شما را دوست داشته باشد. بنابراين محبت تنها يك علاقه قلبي نيست، بلكه بايد آثار آن در عمل انسان منعكس باشد. 
كسي كه مي خواهد امام زمان(ع) را زيارت كند بايد بررسي نمايد چه اموري باعث خشنودي حضرت مي گردد، تا به آن كار مبادرت ورزد و از هر كاري كه موجبات ناخشنودي آن عزيز را فراهم مي سازد، اجتناب كند.
4- تقويت ارتباط قلبي وعاطفي
مي توان ارتباط قلبي و عاطفي با آن محبوب و معشوق عشاق حقيقت طلب را از راه هاي ذيل تقويت نمود: 
از طريق خواندن برخي دعاها و زيارت ها و توجه و تأمل در معاني آن ها، نيز خواندن بعضي از نمازها مانند نماز امام زمان(ع) يا حضور در برخي از مكان ها مانند مسجد سهله در كوفه و مسجد جمكران در قم، نايب الزيارة آن حضرت شدن در زيارت خانه خدا (حج و عمره) و زيارت قبور و حرم پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و نيز شريك كردن حضرت در ثواب تلاوت قرآن، و دعاها و نمازهاي مستحبي، بلكه همة ثواب را به حضرت هديه نمودن، و در حق حضرت دعا كردن و دعاي فرج خواندن.
5- مطالعه زندگي نامه كساني كه به ملاقات آن حضرت مشرّف شدند.
مطالعة زندگينامه اشخاصي كه توانستند به زيارت آن حضرت نايل گردند، هم راه را نشان ميدهد، هم شوق ملاقات را افزايش مي دهد و آتش عشق و ارادت را شعله ور مي سازد و هم اين حقيقت را بازگو مي كنند كه آنان، چه ويژگي هايي داشتند و چه عاملي موجب شد تا امام(ع) آنان را مورد عنايت و لطف خود قرار دهند. 
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چطور مي توان يك بار هم كه شده، موفق به ديدار صاحب الزمان(عج) شويم؟

پاسخ : 
ارتباط با امام زمان(ع) دو گونه است: مستقيم و غير مستقيم. ارتباط مستقيم. رؤيت جمال نيكو و مشاهدة حس وجود مبارك حضرت است، كه كليد آن در ارتباط غير مستقيم قرار دارد.
ارتباط غير مستقيم، مقدمة لازم و جدا ناپذير ارتباط مستقيم است و تنها نردباني است كه ميتوان با آن از مُلك به ملكوت وارد شد و بر آستان آسمان انسانيت قدم گذاشت و از شعاع مهر انگيز خورشيد بلندترين آسمان هستي بهره برد. ارتباط غير مستقيم، ارتباطي علمي، عملي، قلبي و عاطفي است. 
فاخلع نعليك انك بالواد المقدس طوي. از تدبّر و تأمل در آية فوق شايد بتوانيد تا حدودي متوجه گرديد كه براي ديدار دلدار حقيقت پرستان چه لازم است و براي سفر به كوي محبوب چه بايد همراه داشت؟ 
مقرر شد كه حضرت موسي(ع) در سرزمين مقدس و از طريق درختي با حق تعالي سخن بگويد و به ملاقات معنوي خدا برود. فرمان رسيد: اي موسي! در سرزمين مقدسي گام نهاده اي. سرزميني كه نور الهي بر آن جلوهگر است. پيام خدا را در آنجا مي شنوي (پس) با نهايت خضوع و تواضع در اين سرزمين گام گذار و كفش هايت را بيرون آر كه در سرزمين مقدس طوي هستي.
برادر: به موساي كليم گفته شد: مي داني كه در چه مكان و سرزمين مقدسي هستي؟ اين جا حضيرة قرب خدا و محل حضور و مناجات به درگاه او است. پس شرط ادب به جاي آور، كفشت را بكن. شما نيز درخواست ديدار با جلوه كمال مطلق و نگاه به نور الهي را داريد. البته اين امر شدني و ممكن است. اما شرايط و شايستگي ويژه اي مي طلبد. چشم و دل لايق، گوش و زبان محبوب پسند مي خواهد تا مطلوب محبوب گردي و زيارتش ممكن شود. آن شرايط و ويژگي ها را در كلام خدا با كليمش مي توان جست؟
1ـ بازگشت به حق
براي ديدار امامي كه مظهر اسم اعظم حق است،ضروري ترين و بديهي ترين شرط، بازگشت به حق تعالي است: فاخلع نعليك كفش هاي دل بستگي به غير خدا را از دل در آور و از خود دور كن. پا برهنه يعني صاف و بي آلايش از هر قيد و بند و رنگي شو. 
فقط رنگ خدايي داشته باش. بازگشت كن به وضعي كه به دنيا آمديم، آن موقع كه دلي صاف و دور از ريا و غرور و خودخواهي داشتيم و دل مان از غبار گناه ها و معصيت ها و از زنگار غفلت ها پاك بود. تا بتوانيد خورشيد خدا را در آسمان انسانيت رؤيت نماييد. 
پس گام اوّل بازگشت به خدا و توبه از گناهان و تهذيب و پاك كردن نفس از صفات ناپسند است تا زمينةخروج عملي از غفلت را فراهم سازد. 
چون عزم بر توبه كرديد،غسل كنيد و وضو بگيريد و چهار ركعت نماز بخوانيد؛ در هر ركعت يك مرتبه سورة حمد و سه مرتبه توحيد و يك مرتبه سورة ناس و فلق را بخوانيد و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفرالله ربّي و اتوب اليه بگوييد، سپس لا حول و لا قوّة إلاّ بالله العلي العظيم و در پايان بگوييد: يا عزيز يا غفّار اغفرلي ذنوني و ذنوب جميع المؤمنين و المؤمنات فإنّه لا يغفر الذنوب إلاّ أنت.
2ـ تقويت معرفت:
آيا مي دانيد هواي زيارت چه كسي را در سر داريد؟ او را شناخته ايد؟ به مقام و منزلتش معرفت پيدا كرده ايد؟ كسي را كه هواي ديدار دلدار است، بايد دلدار شناس گردد. از كمالات و ويژگيهايش، از مقام و منزلتش نزد خدا معرفت لازم را كسب كند و با كرامات و معجزات و سيره و اخلاق و معارف او آشنا شود و دوستانش را بشناسد و توجه داشته باشد كه به ديدار چه كسي مي خواهد نايل گردد. با معرفت و شناخت، اوّلا توبه حقيقي تحقق مي يابد، ثانياً، محبت و دوستي ريشه دار مي گردد، زيرا محبت، درجات و مراتبي دارد. برخي تا نُه مرتبه براي آن شمردهاند، و عشق را در مرتبة چهارم قرار داده اند. عشق آغاز راه رسيدن به مقصد و سرآغاز جاده اي است كه به ملاقات معشوق- امام زمان(ع)- منتهي مي شود. 
تا علاقه و محبت به امام زمان(عج) به مرحلة عشق و ارادت نرسد، ديدار آن يار حاضر وغايب، ممكن نيست. حافظ شيرازي مي گويد:
نشوي واقف يك نقطه ز اسرار وجود تا نه سرگشته شوي دايرة امكان را
شهيد مطهري(ره) در توضيح مي فرمايد: اي سرگشتگي همان سرگشتگي عشق است، يعني جنون عشق است. تا از اين راه وارد نشوي، امكان ندارد به نقطه اي برسي.
3ـ عشق به خدا و تبعيت از امام زمان(عج):
اثر طبيعي محبّت آن است كه محبّ را با محبوب پيوندي مي دهد و در مسير 
خواسته هاي او به تلاش و فعاليت پرثمر وا مي دارد.
آن ها كه شب و روز دم از عشق پروردگار يا ائمه اطهار(ع) و امام زمان(عج) مي زنند، بايد صداقتِ محبت و عشق خود را در پيروي نشان دهند. در كتاب معاني الاخبار از امام صادق(ع) نقل شده :ما احبّ الله من عصاه؛ كسي كه گناه و نافرماني خدا مي كند، خدا را دوست ندارد.
دوستي و محبت در عمل ظهور مي كند. سپس فرمود: چه شگفت انگيز است معصيت پروردگار كني، با اين حال اظهار محبت او نمايي! به جان خودم سوگند، اين كار عجيبي است! اگر محبت تو صادقانه بود، اطاعت فرمان او مي كردي، زيرا كسي كه ديگري را دوست مي دارد. از فرمان او پيروي مي كند. قرآن كريم ميفرمايد: قل إن كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله...؛ پيامبر! بگو (به مردم) اگر خدا را دوست داريد، از من (پيامبر) پيروي كنيد تا خدا هم شما را دوست داشته باشد. بنابراين محبت تنها يك علاقه قلبي نيست، بلكه بايد آثار آن در عمل انسان منعكس باشد. 
كسي كه مي خواهد امام زمان(ع) را زيارت كند بايد بررسي نمايد چه اموري باعث خشنودي حضرت مي گردد، تا به آن كار مبادرت ورزد و از هر كاري كه موجبات ناخشنودي آن عزيز را فراهم مي سازد، اجتناب كند.
4- تقويت ارتباط قلبي وعاطفي
مي توان ارتباط قلبي و عاطفي با آن محبوب و معشوق عشاق حقيقت طلب را از راه هاي ذيل تقويت نمود: 
از طريق خواندن برخي دعاها و زيارت ها و توجه و تأمل در معاني آن ها، نيز خواندن بعضي از نمازها مانند نماز امام زمان(ع) يا حضور در برخي از مكان ها مانند مسجد سهله در كوفه و مسجد جمكران در قم، نايب الزيارة آن حضرت شدن در زيارت خانه خدا (حج و عمره) و زيارت قبور و حرم پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و نيز شريك كردن حضرت در ثواب تلاوت قرآن، و دعاها و نمازهاي مستحبي، بلكه همة ثواب را به حضرت هديه نمودن، و در حق حضرت دعا كردن و دعاي فرج خواندن.
5- مطالعه زندگي نامه كساني كه به ملاقات آن حضرت مشرّف شدند.
مطالعة زندگينامه اشخاصي كه توانستند به زيارت آن حضرت نايل گردند، هم راه را نشان ميدهد، هم شوق ملاقات را افزايش مي دهد و آتش عشق و ارادت را شعله ور مي سازد و هم اين حقيقت را بازگو مي كنند كه آنان، چه ويژگي هايي داشتند و چه عاملي موجب شد تا امام(ع) آنان را مورد عنايت و لطف خود قرار دهند. 
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا در زمان ما امام زمان (عج) ظهور خواهد كرد و سعادت ديدار حضرت را خواهيم داشت؟

پاسخ : 
اين سؤال به نوعي تكرار پرسش اول است و پاسخ ما جوابي است كه به صورت پيوست ارسال شده است. آن را خوب مطالعه نماييد، اگر باز سؤالي باقي ماند، مي توانيد براي ما بنويسيد و پاسخ را دريافت كنيد.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا درست است كه مي گويند: ما انسانها روزي چند مرتبه امام زمان(عج) را ملاقات مي كنيم و او را نمي شناسيم؟

پاسخ : 
از اين كه با ما مكاتبه نمودهايد سپاسگذاريم. 
اين نگرش كه همه انسانها روزي چند مرتبه امام زمان(عج) را به گونه ناشناس ميبينند، قابل قبول نبوده و صحت ندارد، زيرا در روايات بدين مطلب اشاره نشده است. 
در روايات آمده است كه امام زمان در مكانهاي مختلف حضور مي يابند و ميان مردم بوده اما وي را نمي شناسند: امام صادق(ع) فرمود: اگر زمين يك ساعت از حجت خدا خالي باشد، ساكنان خود را فرو خواهد برد. مردم را مي شناسد، ليكن مردم او را نمي شناسند، همان گونه كه يوسف، مردم را ميشناخت و آنان او را نمي شناختند. (1) 
در روايتي ديگر از علي(ع) آمده است: حجت حق بر زمين استوار است، در جادهها حركت ميكند، در خانهها وارد ميشود و در شرق و غرب زمين به گردش ميپردازد.( 2) 
از اين روايات استفاده مي شود كه امام به گونه ناشناس ميان مردم حضور مي يابد اما روايات دلالت ندارد كه انسانها حتماً هر روز چند بار امام را به طور ناشناس ملاقات مي كنند. 
پی نوشت: 
1 - كتاب الغيبة نعماني، ص 141 
2- همان، ص 144 
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در جايي خواندم كه هرگاه بعد از نماز (5 نوبت نماز واجب) سه مرتبه صلوات با وعجل فرجهم بگويد از دنيا نميرود مگر اينكه به ديدار امام زمان نائل آيد. آيا شما صحت اين موضوع را تأييد مي كنيد؟

پاسخ : 
ديدار امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) نيازمند داشتن خصوصيات و شرايطي است كه مهمترين آنها، التزام عملي به اوامر و نواهي الهي مي باشد. قرار گرفتن در مسير عبوديت و بندگي خداي سبحان، همراه با معرفت مقام ولايت، شرط لازم براي لقأ و ديدار اوليأ الهي به ويژه حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه) ميباشد. البته يكي از شرايط هم مي تواند استمرار ذكر فوق يا اذكار مشابه آن باشد.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:44 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در روایات، رحلت امام زمان علیه السلام چگونه بیان شده است؟

پاسخ : 
روایات در مورد چگونگی رحلت حضرت مهدی علیه السلام (شهادت یا مرگ طبیعی)، مختلف است. در کتابی به شهید شدن امام زمان علیه السلام توسط یک پیرزن با اوصاف خاص تصریح شده(۱)، اما سندی برای این حدیث بیان نشده لذا نمی‌توان آن را پذیرفت. 
در مورد شهادت حضرت مهدی علیه السلام، روایات کلی هم وجود دارد که بر اساس آنها، هیچ امامی نیست مگر این‌که کشته یا مسموم می‌شود.(۲) ظاهر این‌گونه روایات، شهادت حضرت را بیان می‌کند(۳)، اما دلیل قطعی بر شهادت شخص حضرت، وجود ندارد.
در روایات آمده، امام حسین علیه السلام و یارانش در اواخر حیات امام زمان علیه السلام رجعت می‌کنند و امام زمان علیه السلام بعد از معرفی آنها و شناخت مردم، از دنیا رحلت می‌کند و امام حسین علیه السلام غسل و دفن حضرت را به عهده می‌گیرد.(۴) سپس سال‌های طولانی حضرت امام حسین علیه السلام حکومت می‌کند و رهبری را به عهده می‌گیرد. طبق این نوع روایات امام زمان علیه السلام به مرگ طبیعی از دنیا می‌روند و این احتمال قوی‌تر به نظر می‌رسد.

پی‌نوشت‌ها:
۱. الزام الناصب، ص۱۹۰.
۲. من لایحضره الفقیه، ج ۲، ص ۵۸۵.
۳. کفایۀ الاثر، ص ۲۲۷.
۴. بحارالانوار، ج ۵۳، ص۹۳.
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
امام زمان , شهادت امام زمان , رحلت حضرت مهدی , رجعت , امام حسین , حیات امام زمان , روایات
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا به امام زمان (عج) منتقم آل محمد (ص) گفته می‌شود؟

پاسخ : 
هر یک از معصومین علیهم السلام به یک لقب مشهور شده‌اند، مثلاً حضرت علی علیه السلام به امیرمؤمنان و امام حسین علیه السلام به سیّدالشهداء مشهور گشته اند. تمام این لقب‌ها ریشه در روایات دارد.

امامان معصوم علیهم السلام اختصاص در برخی روایات ودعاها، لقب «منتقم» را به حضرت مهدی علیه السلام اختصاص داده‌اند. بلکه این لقب راخداوند به امام عصر ارواحناله الفداء داده است. در روایات ازامام زمان علیه السلام به عنوان انتقام گیرنده از دشمنان خدا و دشمنان پیامبر و امامان علیهم السلام، به ویژه منتقم خون امام حسین السلام نام برده شده است.

از جمله احادیثی که نام معصومین علیهم السلام را برمی‌شمرد، حدیث معراج است. دراین حدیث آمده: «وقتی حضرت محمّد صلی الله علیه و آله به دعوت پروردگار به دیدار ملک و ملکوت و عالم اعلی رفت، ندارسید: سر خود را بالا بگیر و نگاه کن. آن حضرت سرش را بلند کرد، نگاهش به نورهای خیره کننده و مقدسی افتاد و به خداوند عرضه داشت: بارالها! این نورهای مقدّس چه کسانی هستند؟ ندا رسید: اینها امامان می‌باشند و این که –در بین آنها قرار گرفته و - ایستاده است، همانا قائم است؛ آن که حلال مرا حلال و حرامم را حرام می‌کند، و به وسیله او از دشمنانم انتقام می‌گیرم».(۱)

عایشه گوید: روزی رسول خدا صلّی الله علیه و آله در دیدار با فرشته وحی، دستور داد هیچ کس نزد او نرود. در این هنگام امام حسین علیه السلام نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله رفت. جبرئیل پرسید: این کودک کیست؟ پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: فرزندم، او را گرفت و بر زانوی خود نشانید. جبرئیل گفت: او کشته خواهدشد.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: چه کسی او را می‌کشد؟ جبرئیل گفت: امّت تو وی را خواهند کشت. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: او را می‌کشند؟ جبرئیل گفت: آری.
رسول خدا صلی الله علیه و آله گریست. جبرئیل گفت: ای رسول خدا گریه مکن! خداوند به وسیله قائم شما اهل بیت، از آنها انتقام خواهد گرفت.
پیامبر فرمود: حبیب من، جبرئیل! قائم ما اهل بیت کیست؟ گفت: او نهمین فرد از نسل حسین علیه السلام است.(۲)

امام باقر علیه السلام در تفسیم آیه «ومن قتل مظلوماً فقدجعلنا لولیه سلطاناً فلا یسرف فی القتل انه کان منصوراً(۳)؛ و آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولیّ‌اش سلطه (وحقّ قصاص) قراردادیم، اما در قتل اسراف نکند، چون او مورد حمایت است.» فرمود: «مقصود، حسین بن علی علیهما السلام است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم و حضرت قائم علیه السلام از ماست و هرگاه قیام کند، انتقام خون حسین علیه السلام را می‌گیرد».
پس آن قدر از آنها را می‌کشد که برخی می‌گویند: «در کشتن و انتقام گرفتن از قاتلان اسراف کرده است»، اما قرآن می‌فرماید: «هرگز در کشتن و انتقام گرفتن اسراف نمی‌کند».(۴)

امام صادق علیه السلام نیز در تفسیر آیه مذکور فرمود: «این آیه دربارۀ امام حسین علیه السلام نازل شده است. پس اگر ولیّ او (امام زمان علیه السلام) تمام اهل زمین را بکشد، هرگز مسرف نخواهد بود».(۵)

پی‌نوشت‌ها:
۱. کفایة الاثر، ص ۱۵۳ ؛ کمال الدین، ج ۱، ص ۲۵۲ ؛ عیون اخبارالرضا، ج ۱، ص ۵۸ ؛ اثبات الهداه، ص ۶۵۱.
۲. کفایة الاثر، ص ۱۸۷.
۳. سوره اسراء، آیه ۳۳.
۴. تفسیر عیّاشی، ج ۲، ص۲۹۰.
۵. الکافی، ج۸، ص ۲۵۵ ؛ تأویل الایات، ج۱، ص۲۸۰ ؛ کامل الزیارات، ص ۶۳.
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
امام زمان , منتقم , لقب , انتقام خون امام حسین , حضرت قائم , القاب امام زمان , امام حسین , قائم اهل بیت , حضرت مهدی , منتقم آل محمد
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
خصایص و ویژگی‌های امام زمان (عج) منحصر در ایشان است یا دیگر اولیای الهی آنها را دارند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
حضرت مهدی علیه السلام دارای چه خصایص و ویژگی‌‌هایی است که ایشان را متمایز و برتر می‌کند؟ آیا این خصوصیات، منحصر در آن حضرت است یا دیگر اولیای الهی و پیامبران در آنها با او مشترک هستند؟

پاسخ:
بر اساس منابع معتبر روایی و تاریخ، امام مهدی(عج) خصوصیات و خصالی برجسته و والایی دارد که در بعضی از آنها منحصر به فرد بی همتا است و یا جامع همه‌‌‌‌ی ویژگی‌‌ها و خصایص است که دیگر اولیای الهی و انبیا دارنده‌‌ی بعضی از آنها بودند. 

یک. دانشمندترین و حکیم‌‌ترین مردم 
رسول خدا(ص) فرموده است: «انّ الله اختار من الایام الجمعه و من اللیالی القدر و من الشهور رمضان و اختارنی نبیّاً و اختار علیّاً لی وصیّاً و ولیّاً و اختار من علیِّ الحسن و الحسین(ع) حجه الله علی العالمین تاسعهم اَعلمهم و احکمهم(۱)؛ خداوند متعال روزها، روز جمعه و از شب‌‌ها، شب قدر و از ماه‌‌ها، ماه رمضان را برگزید. مرا نیز پیامبر برگزید و علی را برای من جانشین و ولی انتخاب کرد. از علی نیز حسن و حسین را حجت برای جهانیان برگزید که نهمین فرزند حسین (قائم)، دانشمندترین و حکیم‌‌ترین آنان است». 

دو. مورد عنایت مخصوص الهی 
امام باقر(ع) فرمود: «القائمُ منّا منصورٌ بالرعب مویّد بالنصر تطوی له الارض...(۲)؛ قائم ما با «رعب» یاری شده و به نصرت الهی تایید می‌‌شود. زمین برای او رام می‌‌گردد و ...». 
امام باقر(ع) نیز فرموده است: «هرگاه قائم آل محمد(عج) ظهور کند، خداوند او را با فرشتگان نشان دار (بالملائکه المسومین) و مقرب یاری می‌‌کند، جبرئیل، پیشاپیش او و میکائیل را از طرف راست و اسرافیل از طرف چپ او حرکت می‌کنند. بهت و رعب و وحشت به فاصله‌‌ی یک ماه راه – از جلو، عقب، چپ و راست او – حرکت می‌‌کند (یعنی شعاع هیبت آن حضرت، تا مساحت یک ماه راه را زیر پوشش می‌‌گیرد) و فرشتگان مقرب خدا، خدمت گزاران او هستند. همراه او، شمشیری برکشیده و برهنه است. خداوند متعال، روم، دیلم، هند، کابل و خزر را برای او فتح می‌‌کند». (۳) 

سه. عصاره و شبیه پیامبران 
امام زین العابدین(ع) فرموده است «فی القائم منّا سنن من الانبیاء: سُنهٌ من اَبینا آدم(ع) و سُنهٌ من نوح سنهٌ من ابراهیم و سُنهٌ من موسی و سُنهٌ من عیسی و سُنهٌ من ایوب و سنهٌ من محمد(ص)؛ فامّا آدم، و نوح فَطولُ العمر و امّا من ابراهیم، فخفاءُ الولاده و اعتزالُ الناس و اما من موسی فالخَوفُ و الغیبه و اما من عیسی فاختلافِ الناسِ فیه و اما من ایوب فالفرجُ بعد البَلوی و اما من محمد فالخروجُ بالسّیف(۴)؛ در قائم ما سنت‌‌هایی از پیامبران وجود دارد: سنتی از پدرمان آدم(ع)، سنتی از نوح، سنتی از ابراهیم، سنتی از موسی، سنتی از عیسی، سنتی از ایوب و سنتی از محمد(ص). اما از آدم و نوح، «طول عمر» و اما از ابراهیم، «ولادت پنهانی و کناره گیری از مردم» و اما از موسی «خوف و غیبت» و اما از عیسی «اختلاف مردم درباره‌‌ی او» و اما از ایوب «فرج پس از گرفتاری» و اما از محمد(ص) «خروج با شمشیر» و ...». 

چهار. دارای عمر طولانی 
امام سجاد(ع) درباره‌‌ی آن حضرت فرموده است: «فی القائم سنهٌ من نوح و هو طول العمر(۵)؛ در قائم سنتی از نوح است و آن طول عمر (او) است».

پنج. مورد احترام و محبوب امامان و اولیا 
مهدی موعود، برگزیده‌‌ی ممتاز الهی و محبوب دل صالحان، اوصیا و انبیا – به خصوص امامان پیش از خود - و مورد احترام و توجه آنان بوده است. 
حضرت امام صادق(ع) می‌‌فرماید: «لو ادرکتُه لخدمتُه ایام حیاتی(۶)؛ اگر دوران او را درک می‌‌کردم، همه‌‌ی زندگی‌‌ام را در خدمت به او می‌‌گذراندم». 
حضرت امام رضا(ع) وقتی نام عزیز او (قائم) را شنید، برخاست و بر روی پای مبارکش ایستاد و سر نازنین را به سوی زمین خم کرد. پس کف دست راست خود را بر سر نهاد و فرمود: «اللهم عجل فرجه و سهّل مخرجه(۷)؛ خداوندا بر فرجش شتاب کن و راه ظهور و قیامش را آسان گردان». 
محدث جزایری نیز نقل کرده است که روزی در مجلس حضرت صادق(ع) اسم مبارک آن جناب برده شد، پس حضرت برای تعظیم و احترام او برخاست. (۸) 

شش. مقتدای عیسی 
یکی از ویژگی‌‌های برجسته‌‌ی امام مهدی(عج)، تبعیت و همراهی برخی از اولیا و برگزیدگان الهی – از جمله حضرت عیسی و خضر – با او است. بعد از قیام جهانی آن حضرت، عیسی(ع) نیز ظهور می‌‌کند و در پشت سر امام قرار می‌‌گیرد. به رهبری‌‌اش گردن می‌‌نهد و حتی همراه با او نماز می‌‌خواند... 
رسول خدا(ص) فرموده است: «یجتمع المهدی و عیسی بن مریم، فیجیء وقت الصلاه فیقولُ المهدی بعیسی تقدّم؛ فیقول عیسی: انّک اولی بالصلاه؛ فیصلّی عیسی وراء مأموماً(۹)؛ امام، با حضرت عیسی دور هم درمی‌‌آیند؛ پس هنگام نماز فرا می‌‌رسد. حضرت مهدی(عج) به عیسی(ع) می‌‌گوید: نه، شما برای امامت نماز، شایسته‌‌ترید. آن گاه عیسی(ع)، به آن حضرت اقتدا کرده، نماز را پشت سر او می‌‌خواند». 
در روایت دیگری نیز از پیامبر(ص) آمده است: «بهشت مشتاق چهار نفر از خاندان من است که خدا آنان را دوست دارد و مرا به دوستی آنان فرمان داده است؛ علی، حسن، حسین و مهدی؛ که حضرت عیسی پشت سر او نماز می‌خواند».(۱۰) 

هفت. زیباترین موجود بهشت 
بر اساس روایات معتبر، حضرت مهدی(عج)، هم در دنیا و هم در بهشت، از جمال و کمال بی نظیری برخوردار است. پیامبر اکرم(ص) درباره‌‌ی آن حضرت می‌‌فرماید: «المهدی طاووس اهل الجنه(۱۱)؛ مهدی طاووس اهل بهشت است». 
این تعبیر جالب درباره‌‌ی هیچ پیامبر یا امامی وارد نشده است و اختصاص به حضرت ولی عصر(عج) دارد. این رمز، نهایت زیبایی و جمال آسمانی و فوق العاده‌‌ی او دارد؛ به طوری که در میان بهشتیان، ممتاز و شاخص است و خلاصه این که زیباترین موجود بهشتی و دیدنی‌‌ترین تمام اهل بهشت است.(۱۲) 

هشت. میراث‌دار پیامبران 
بر اساس روایات، تمام معجزات و ودایع انبیاء و اوصیاء، همراه حضرت مهدی(عج) است؛ یعنی، او وارث پیامبر او و اوصیا است و خداوند معجزات انبیا را در اختیار ایشان نهاده است. وجود میراث پیامبران در نزد حضرت مهدی(عج)، بیانگر این است که آن حضرت، جامع صفات و خصوصیات آنان بوده و دارنده‌‌ی وسایل و لوازم منحصر به فرد ایشان است؛ برای نمونه: 

الف. تابوت آدم(ع): 
حضرت مهدی آن را از دریاچه‌‌ی طبریه بیرون می‌‌آورد؛ به طوری که نه پوسیده و نه متغیر گشته است.(۱۳) 

ب. عصای موسی(ع): 
آن را از دریاچه‌‌ی طبریه – و در روایتی از غار انتاکیه – بیرون می‌‌آورد و با آن چنان می‌‌کند که موسی با فرعون کرد. 

ج. حجر موسی(ع): 
سنگی است که آن را از مکه به همراه خواهد داشت و تا کوفه، به هر جا که بزند، چشمه‌‌ای از آب ظاهر شود. اصحاب او بنوشند؛ هرکس تشنه باشد، سیراب و هرکه گرسنه باشد، سیر گردد.(۱۴) 

د. تورات و انجیل و سایر کتاب‌‌های آسمانی: 
... مهدی مردم را به تورات، انجیل و کتاب‌‌های آسمانی دعوت خواهد کرد. آنها را از غاری در انطاکیه بیرون آورده، بین اهل تورات به تورات و اهل انجیل به انجیل و اهل زبور به زبور حکم خواهد کرد.(۱۵) 

ه. پیراهن یوسف(ع): 
جبرئیل این پیراهن را هنگامی که حضرت ابراهیم را در آتش افکندند، بر تن او کرد. پس آن را بازوبند ساخت و به بازوی اسحاق بست و اسحاق به یعقوب و یعقوب به یوسف ... سپس در دست حضرت مهدی خواهد بود.(۱۶) 

و. انگشتر سلیمان(ع): 
حضرت مهدی، این انگشتر را همراه خود دارد. وقتی آن را در دست می‌‌کند، جن و طیور بر دور او جمع می‌‌شوند.(۱۷) 

ز. پیراهن رسول گرامی اسلام(ص): 
یعقوب بن شعیب از امام صادق(ع) روایت کرده است: «آیا پیراهن قائم را – که هنگام قیام می‌‌پوشد – نشانت ندهم؟ عرض کردم: چرا؛ پس آن حضرت جعبه‌‌ای را خواست و آن را گشود و آن پیراهن کرباسی را بیرون آورد. آن را باز کرد که ناگهان دیدم در آستین چپ آن، آثار خون مشاهده می‌‌شود. سپس فرمود: «این پیراهن پیامبر اکرم است؛ در روزی که دندان‌‌های پیشین آن حضرت ضربه دید». آن پیراهن خونی را بوسیدم و بر صورت خویش نهادم. سپس امام صادق(ع) آن را در هم پیچید و برداشت». (۱۸) 

علاوه بر این، آثار دیگری از پیامبر اکرم(ص) و حضرت علی(ع) را به همراه دارد؛ چون بیرقی که جبرئیل در روز بدر آورد، عمامه‌‌ی سحاب، زره‌‌ی پیغمبر، انگشتر و عصای آن حضرت، اسب، مصحف و ذوالفقار حضرت علی(ع)، عهدنامه‌ای از پیامبر اکرم(ص) و ... 
امام صادق(ع) در تأیید میراث برای امام زمان(عج) از پیامبر می‌‌فرماید: «تراث رسول خدا، به امام قائم می‌‌رسد؛ یکی از یاران پرسید: تراث چیست؟ فرمود: شمشیر، زره، عمامه، لباس بُرد، شلاق، اسب، زین و آلات جنگی رسول خدا».(۱۹) 

پی‌نوشت‌ها: 
۱. بحارالانوار، ج ۴۶، ص ۳۷۲، ج ۱۴ ؛ کمال الدین، ص ۲۸۱
۲. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۱ ؛ منتخب الاثر، ص ۳۶۰ 
۳. الغیبة النعمانی، ص ۲۳۴ ؛ بشارة الاسلام، ص ۱۱۸ 
۴. کمال الدین، ج ۱، ص۲۲۱، باب ۳۱، ح ۳ 
۵. کمال الدین و تمام النعمه، ج ۱، ص ۳۲۲ 
۶. الغیبة النعمانی، ص ۲۴۵
۷. منتهی الآمال، ج ۲، ص ۳۳۳ ؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۰ 
۸. نجم الثاقب، ص ۴۴۴ 
۹. تذکرة الخواص، ج ۲، ص ۳۲۵ ؛ منتخب الاثر، ص ۳۱۷ 
۱۰. اثبات الهداه، ج ۷، ص ۱۰۳ 
۱۱. کشف الغمه،ج ۲، ص ۴۸۱ 
۱۲. شمس ولایت، ص ۸۱ 
۱۳. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۱
۱۴. همان، ج ۵۲، ص ۲۲۴ ؛ اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵۸
۱۵. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۳۵۱ ؛ علل الشرایع، ص ۱۶۱
۱۶. بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۱۴۷ ؛ اصول کافی، ج ۱، ص ۲۵۸
۱۷. مهدی منتظر، ص ۴۶، به نقل از: سوال از امام مهدی در روایات، ص ۴۵ و ۴۶ 
۱۸. الغیبة النعمانی، ص ۳۵۰
۱۹. بحارالانوار، ج ۵۴، ص ۲۴۲
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
ویژگی‌های حضرت مهدی , اولیای الهی , پیامبران , خصایص امام زمان , عمر طولانی , میراث‌دار پیامبران , قائم , سنت‌‌های پیامبران , طاووس اهل بهشت
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در روایات، چه اوصاف و خصایل ظاهری برای امام زمان (عج) بیان شده است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
در روایات و منابع اسلامی، چه اوصاف و خصایل ظاهری برای امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف بیان شده و علت بیان این ویژگی‌ها چیست؟

پاسخ:
برای بیان اهمیت بیان صفات ظاهری امام عصر(عج) می‌‌توان به موارد زیر اشاره کرد: 

۱. راهی روشن برای عموم مردم است تا امام زمان خود را بشناسند. 
۲. دلیلی واضح برای رسوا کردن مدعیات دروغین مهدویت است. 
۳. برهانی آشکار بر اثبات مهدویت شخصی (و رد مهدویت عمومی) است. 
۴. مدرکی محکم بر اثبات مهدویت عینی و رد مهدویت معنوی (مهدی ساخته‌‌ی ذهنی در اثر فشارهای جامعه) است.(۱) 
۵. روشی موثر برای محسوس کردن وجود امام زمان(عج) و ایجاد تعلق خاطر و عشق و محبت سرشار به آن حضرت است؛ چنان که امام حسن(ع) به ابی هاله فرمود: «دوست دارم برای من، پیامبر را مقداری توصیف کنی تا شاید تعلق خاطی بیابم». 
اوصاف و ویژگی‌‌های ظاهری و جسمانی امام زمان(عج) در روایات به شرح زیر بیان شده است: 

۱. چهره و سیمای مبارک 
حضرت مهدی(عج) دارای صورتی زیبا و درخشنده است؛ 
الف. «المهدی من ولدی وجهُهُ کالقمر الدُّرّی(۲)؛ پیامبر فرمود: مهدی از فرزندان من است، صورتش همچون ماه تابان است...». 
ب. «... علی خَدّه الایمن خالٌ(۳)؛ ...بر گونه‌‌ی راستش خالی هست». 
ج. «حَسَنُ الوجه... و نور وجههِ یَعلو سواد لحیته(۴)؛ مهدی صورتی نیکودارد...درخشندگی چهره‌‌اش بر سیاهی محاسنش غلبه می‌‌کند». 
د. «وجهُهُ کالدینار و اَسنانه کالمنشار...(۵)؛ چهره‌‌اش مانند دینار گرد و گلگون و دندان‌‌هایش مانند شانه، ظریف و منظم است». 
ه. «المهدی طاووس اهل الجنه علیه جلابیبُ النور(۶)؛ مهدی، طاووس بهشت است که هاله‌‌ای از نور، او را احاطه کرده است». 
و. «شابّ صبیحُ الوجه...(۷)؛ جوانی گشاده روی است». 
ز. «شابّ حسن الوجه(۸)؛ جوانی زیباروی است». 
ح. «وجهُه کالکوکبٌ دریٌ(۹)؛ چهره‌‌اش مانند ستاره‌‌ی درخشان است». 
ط. «مسنون الخدّین(۱۰)؛ مهدی دارای گونه‌‌های کم گوشت است». 
ی. «سهل الخدّین علی خدّه الایمن خالٌ کانه فتات مسک علی رضراضه عنبر(۱۱)؛ گونه‌‌هایی نرم با خالی در گونه‌‌ی راست دارد که مانند دانه‌‌ی مشک بر روی عنبر است». 

۲. پیشانی و ابرو و چشم 
حضرت مهدی(عج)، دارای پیشانی گشاده، صاف و روشن است. ابروی آن حضرت نیز باریک، کشیده و نزدیک به هم – اما ناپیوسته – است. چشم‌‌هایش سیاه و درشت و فرورفته و پلک‌‌های او درخشنده است. 
الف. «المهدی منّی، اجلی الجبهُه اَقنی الانف...(۱۲)؛ مهدی از من است، پیشانی باز و نورانی و بینی کشیده و باریک دارد». 
ب. «اَکحَلُ العَینین...کثُّ اللحیه...(۱۳)؛ دیدگان مبارکش سرمه کشیده...محاسن مبارکش پرمو است...». 
ج. «اَزَجُّ، اَبلَجُ، اَدعَج، اَعیُنُ، اَشَمُّ الانف اَقنی اَجَلی(۱۴)؛ ابروهای کشیده، صورتی نیکو، دیدگان مشکی، بینی باریک و نیکو خمیده، و پیشانی باز و درخشان دارد». 
د. «مُشرِفُ الحاجبین، غائرُ العینین(۱۵)؛ او بلند ابرو است و چشمانی فرورفته دارد». 

۳. قامت و رنگ بدن و صورت 
امام علی فرموده‌‌اند: «یخرجُ رَجُلٌ مِن وُلدی فی آخِرِ الزمان ابیضُ اللون مُشرَبٌ بالحُمره مُبدَحُ البَطِن عَریضٌ، مُشاشِ المنکبین، بِظَهرِه شامَّتانِ: شامُّه علی لَونِ جِلده و شامَّه علی شبهِ شامّه النبی(۱۶)؛ مردی از فرزندان من در آخرالزمان ظهور می‌‌کند که صورتی نقره فام و چهره‌‌ای گلگون دارد. شکمش پهن، ران‌‌هایش پرگوشت و شانه‌‌هایش عریض است. در پشت او دو علامت هست که یکی به رنگ پوست و دیگری شبیه مهر نبوت است». 

4. سر و مو 
امام علی(ع) فرموده‌‌اند: «حَسَنُ الوجه، حسنُ الشعیر یَسیلُ شعرُه علی مِنکَبَیه...(۱۷)؛ چهره‌‌ای زیبا و موهایی جاذب دارد که بر شانه‌‌هایش فرو ریخته است». 
«بشعر قطط(۱۸)؛ مویش کمی مجعد است». 

۵. در سیمای جوانان 
امام رضا(ع) فرموده است: «علامَتهُ اَن یکون شیخ السنّ شاب المنتظر حتی اَنَّ الناظِرَ لَیَحسبه ابن اربعین سنه اَو دونَها و اِنّ مِن علاماتِهِ اَن لا یَهرِمَ بمرون الایام و اللیالی حتی یاتی اَجَلُه(۱۹)؛ نشانه‌‌ی مهدی آن است که در سن پیری است؛ ولی جوان به نظر می‌‌آید. هرکسی او را ببیند، گمان می‌‌کند که چهل سال یا کمتر دارد. یکی دیگر از نشانه‌‌های او این است که با گذشت زمان، تا هنگام رسیدن اجل، اثر پیری در او مشاهده نمی‌‌شود». 

۶. اوصاف اخلاقی و درونی 
۱.امام حسین(ع) می‌‌فرماید: «تَعرفون المهدی بالسّکینهِ و الوقارِ و بمَعرفهِ الحَلالِ و الحرامِ و بِحاجَهِ الناسِ الیه و لایحتاجُ الی احد(۲۰)؛ مهدی را با سکینه و وقار، شناخت حلال و حرام، نیاز همگان به او و بی نیازی او از همه خواهید شناخت». 
۲.در روایت دیگری آمده است: «یکونُ اَولی الناسِ من اَنفُسِهم و اَشفَقَ علیهم من آیاتِهِم و اُمهاتهم و یکونَ اَشدَّ الناس تَواضعاً للهِ عزوجلّ و یکونُ اخَذَ الناسِ بِما یَامُرُ به و اَکفَّ الناس عمّا یَنهی عنه(۲۱)؛ او برای مردم از خودشان اولی‌‌تر، از پدر و مادرشان مهربان‌‌تر و در برابر خدا، از همه متواضع‌‌تر است. آنچه به مردم فرمان می‌‌دهد، خود بیش از دیگران به آن عمل می‌‌کند و آنچه مردم را از آن نهی می‌‌کند، خود بیش از همگان از آن پرهیز می‌‌کند. 
۳.«دلالته فی خصلتین: فی العلم و استجابهِ الدَّعوهِ و کلِّ ما اخبَرَ بهِ من الحوادثِ التی تَحدُثُ قبلَ کونِها فذلک بعَهد معهود الیه من رسول الله(ص) توارَثَه عن آبائه عنه(۲۲)؛ مهدی، دو نشانه‌‌‌‌ی بارز دارد که با آنها شناخته می‌‌شود: دانش بیکران و استجابت دعا. آنچه از رویدادها پیش از وقوع آنها سخن بگوید، به صورت پنهانی است که توسط پدران خود، از رسول خدا، به ارث برده است». 
۴.امام رضا(ع) فرموده است: «...یکونُ اَعلَمُ الناس و اَحکَمُ الناس و اَتقی الناس و اَسخَی الناس و اَعبَدُ الناس... و یکونُ مُحدِّثاً(۲۳)؛ ...او داناترین مردم و حکیم‌‌ترین، پرهیزکارترین، بردبارترین، سخی‌‌ترین و عابدترین آنان است و فرشتگان با او سخن می‌‌گویند».

پی‌نوشت‌ها: 
۱. فصلنامه انتظار، ش ۵، ص ۱۵۲ 
۲. ینابیع الموده، ص ۱۸۸ ؛ کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۸۱ 
۳. بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۸۰ ؛ منتخب الاثر، ص ۱۶۶ 
۴. منتخب الاثر، ص ۱۸۶ 
۵. الغیبة النعمانی، ص ۲۷۴
۶. کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۸۱ 
۷. بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۱۷۷ 
۸. الغیبة طوسی، ص ۲۶۹ ؛ الارشاد، ج ۲، ص ۳۸۲ 
۹. دلائل الامامه، ص ۲۳۳ 
۱۰. کمال الدین، ج ۲، ص ۴۴۶ 
۱۱. کتاب الغیبة، ص ۲۶۶ 
۱۲. کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۸۱ 
۱۳. منتخب الاثر، ص ۱۶۶ ؛ کشف الغمه، ج ۳، ص ۲۶۰ 
۱۴. الملاحم و الفتن، ص ۵۸ ؛ نور الابصار، ص ۱۷۰ 
۱۵. الزام الناصب، ص ۱۳۸ 
۱۶. منتخب الاثر، ص ۲۵۰ ؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۵ 
۱۷. کتاب الغیبة، ص ۲۸۱ ؛ بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۳۶ 
۱۸. کمال الدین، ج ۲، ص ۴۷۵ 
۱۹. کمال الدین، ج ۲، ص ۶۵۲ 
۲۰. الغیبة النعمانی، ص ۱۲۷ ؛ منتخب الاثر، ص ۳۰۹ 
۲۱. الزام الناصب، ص ۱۰ 
۲۲. عیون الاخبار، ج ۱، ص ۱۷۰ 
۲۳. من‌ لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۴۱۸
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
ویژگی‌های امام زمان , روایات , صفات ظاهری امام عصر , اثبات مهدویت , سیمای امام زمان , خصایص حضرت مهدی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا در روایات گفته شده که چرا به حضرت مهدی علیه السلام، «قائم» می‌گویند؟

پاسخ : 
قائم یعنی قیام کننده و حضرت در برابر اوضاع سیاسی و انحرافات اجتماعی و دینی قیام می کنند و عالم را پر از عدل و داد می‌نمایند و قیام آن حضرت یک قیام جهانی است که همه اوضاع اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، بشر را فرا می‌گیرد و وعده الهی را محقّق می‌سازد.
جالب است که شخصی از امام جواد علیه السلام همین سؤال را نمود، حضرت پاسخ دادند:
«به جهت آن که نام و یاد مهدی به فراموشی سپرده می‌شود و بعد از آن فراموشی او قیام می‌کند».(۱)
و شیخ مفید روایتی از امام صادق علیه السلام نقل نموده است که حضرت فرمودند:
«مهدی قائم نامیده شده است، چون قیام به حق می‌نماید».(۲)
و از برخی اخبار استفاده می‌گردد به این علّت حضرت مهدی علیه السلام را قائم می‌گویند چون حضرت در عالم قبل از این عالم در حال قیام بودند و مشغول نماز و عبادت پروردگار.

معرفی منابع برای مطالعه بیشتر:
۱- نام محبوب، سید حسین حسینی.
۲- الشهاب الثاقب، علی سلیمانی بروجردی.
۳- القاب امام زمان (عج)، سید علی نقی حسینی.
۴- امام زمان (عج) قائم آل محمّد (ص)، امید امیدوار.

پی‌نوشت‌ها:
۱. شیخ صدوق، کمال الدین، ج ۲، ص ۳۷۸.
۲. شیخ مقید، ارشاد، ص ۳۶۴. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
حضرت مهدی , قائم , امام جواد , قیام , امام صادق , روایات , لقب قائم , قیام جهانی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
به حدیث: «المهدی من ولد الحسن» چگونه پاسخ می‌گویید؟

پاسخ : 
ابوداوود در سنن خود از ابی‌اسحاق نقل می‌کند که حضرت علی علیه السلام به فرزندش حسن علیه السلام نظر کرده و فرمود: «همانا این فرزندم آقاست همان گونه که پیامبر او را آقا نامید، و زود است که از صلب او مردی خروج کند که هم نام پیامبر شماست».(۱)

۱. در مقابل این حدیث ده‌ها روایت دیگر وجود دارد که دلالت دارد بر این که حضرت مهدی علیه السلام از اولاد و نسل امام‌ حسین علیه السلام است.

۲. به یک معنا حضرت مهدی علیه السلام از ذریه امام‌ حسن علیه السلام نیز هست، زیرا مادر امام‌ باقر علیه السلام فاطمه دختر امام‌ حسن‌ مجتبی علیه السلام است و لذا با جمع بین این دو دسته روایات، حضرت‌ مهدی علیه السلام هم حسنی و هم حسینی است. و در حدیثی پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمود: «از این دو ـ حسن و حسین ـ مهدی امت است».(۲)

۳. صاحب کتاب «عقدالددر» همین حدیث را نقل کرده ولی در آن آمده که امام‌ علی علیه السلام به فرزندش حسین علیه السلام نظر کرد... و نیز در صحیح ترمذی و سنن نسائی و سنن بیهقی این گونه آمده است(۳). خصوصاً که احتمال تصحیف و جابه‌جایی نیز داده می‌شود.

۴. این نکته قابل توجه است که سادات حسنی به رهبری محمد بن‌ عبدالله حسنی که با او در منطقه ابواء بیعت شد، بی‌تأثیر در پیدایش این گونه احادیث نبوده‌اند. و از آنجا که سادات حسنی درصدد شورش و قیام بر علیه دولت بنی‌امیه بوده‌اند احتیاج به پشتوانه معنوی داشتند، لذا از روایاتی که دربارۀ ظهور مهدی منتظر وارد شده، بهره‌برداری سیاسی کرده و آن را بر عبدالله‌ بن‌ حسن منطبق کردند. آنان با جعل روایتی و نسبت آن به پیامبر صلّی الله علیه و آله، حضرت مهدی علیه السلام را از نسل امام‌ حسن‌ مجتبی علیه السلام معرفی کردند.(۴)

پی‌نوشت‌ها:
۱. سنن ابن‌داوود، ج۲، ص۳۱۱، ح۴۲۹۰.
۲. مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۶۵.
۳. عقد الدرر، ص۴۵، باب۱.
۴. ر.ک: مجموعه آثار، شهید مطهری(ره)، ج۱۸، ص۱۷۳. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
حضرت مهدی , سادات حسنی , مهدی امت , ذریه امام حسن , سادات حسینی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا حدیث «...لو ادرکتُه لخدمته ایّام حیاتی» از امام صادق، دلیل برتری امام زمان بر سایر ائمه است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
از امام‌ صادق علیه السلام نقل است که در ضمن سخنانی فرمودند: «...لو ادرکتُه لخدمته ایّام حیاتی(1)؛ اگر دوران او را درک می‌‌کردم، همه‌‌ی زندگی‌‌ام را در خدمت به او می‌‌گذراندم». آیا این جمله دلالت بر برتری امام‌ زمان علیه السلام بر دیگر امامان علیهم السلام دارد؟

پاسخ:
در پاسخ می‌گوییم: هرگز، زیرا از آنجا که در عصر ظهور، رهبر بالفعل و فعال مایشاء امام‌ مهدی علیه السلام است و همگی وظیفه دارند که در راستای اهداف آن حضرت او را یاری دهند، لذا امام‌ صادق علیه السلام چنین تعبیری را فرموده‌اند.

پی‌نوشت:
1. الغیبة النعمانی، ص ۲۴۵
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
امام زمان , امام صادق , خدمت به امام زمان , عصر ظهور , امام‌ مهدی , ائمه
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا امام‌ سجاد علیه السلام از ولادت حضرت‌ مهدی علیه السلام خبر داده است؟

پاسخ : 
فرزند امام‌ سجاد (ع) از حضرت سؤال کرد: 

«یا ابة! و لم سمیته الباقر؟ 
قال: فتبسم و ما رأیته یتبسم قبل ذلک... 
ثم قال: یا بنی! ان الامامة فی ولده الی ان یقوم قائمنا (ع) فیملاها قسطا و عدلا، کما ملئت ظلما و جورا و انه الامام و ابو الائمة، معدن الحلم و موضع العلم یبقره بقرا و الله لهو اشبه الناس برسول الله (ص) 
فقلت: فکم الائمة بعده؟ 
قال: سبعة و منهم المهدی الذی یقوم بالدین فی آخرالزمان(۱)؛ 

ای پدر! چرا برادرم را باقر نامیدی؟ 
ایشان تبسمی فرمودند که من پیش از آن چنین ندیده بودم سپس حضرت فرمودند:
ای فرزندم! همانا امامت در اولاد او خواهد بود تا قائم ما قیام کند و زمین را پر از عدل و داد نماید، همان‌گونه که از ظلم و جور پر شده باشد و اوست امام، پدر امامان، معدن حلم و موضع علم، علم را خواهد شکافت. به خدا سوگند! هر آینه او شبیه‌ترین مردم به رسول‌ خدا (ص) است. 
عرض کردم: امامان بعد از او چند نفرند؟ 
فرمود: «هفت نفر که از میان آن‌ها مهدی است که در آخرالزمان به ین قیام خواهد کرد.»

پی‌نوشت:
۱. بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۸۸، ح۳.
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
امام‌ سجاد , حضرت‌ مهدی , ولادت حضرت‌ مهدی , امامت , قائم , عدل , امام باقر
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا امام‌ حسن علیه السلام از ولادت حضرت‌ مهدی علیه السلام خبر داده است؟

پاسخ : 
آری، در حدیثی از امام‌ حسن‌ مجتبی علیه السلام روایت شده که حضرت فرمودند: 
«الائمة بعد رسول الله صلّی الله علیه و آله اثنی عشر من صلب اخی الحسین و منهم مهدی هذه الامة(۱)؛
امامان بعد از رسول‌ خدا صلّی الله علیه و آله دوازده نفرند، (نه نفر از آنان) از صلب برادرم حسین است، و از آنان مهدی این امت است.»

پی‌نوشت:
۱. بحارالانوار، ج۳۶، ص۳۸۳، ح۱. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
امام‌ حسن‌ مجتبی , ولادت حضرت‌ مهدی , امامان , دوازده امام , مهدی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا هنگام ظهور امام عصر علیه السلام مردم تصور می‌کنند که امام دین جدیدی آورده است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چرا هنگام ظهور امام عصر علیه السلام مردم تصور می‌کنند که امام دین جدیدی آورده است؟ حال آن که چنین امری محال است و دین، توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌آید.

پاسخ: 
مقصود این است که به قدری احکام اسلام تغییر می‌یابند که منکر معروف و معروف، منکر می‌شود که وقتی امام احکام واقعی را بیان می‌کند مردم خیال کنند دین جدیدی آورده و در بیانی از معصومین داریم که یحیی میت الکتاب و السنه.
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
ظهور حضرت مهدی , امام عصر , دین جدید , احکام اسلام , منکر , معروف
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مصحف حضرت فاطمه علیها السلام چیست و آیا هم اکنون در دست امام زمان علیه السلام است؟

پاسخ : 
وقتی خداوند متعال پیغمبرش را قبض روح نمود، حضرت فاطمه (س) چنان از وفات پیامبر اکرم (ص) اندوهگین شد که کسی جز خدا مقدارش را نمی‌داند. از این رو خداوند فرشته‌ای را بر وی فرستاد تا او را دلداری داده و با او سخن بگوید. فاطمه (س) این جریان را به امیرمومنان (ع) گزارش داد. حضرت علی (ع) فرمود: هرگاه آمدن فرشته را احساس کردی و صدایش را شنیدی به من بگو. پس فاطمه (س) به امیرالمومنین (ع) خبر داد و آن حضرت هرچه می‌شنید می‌نوشت، تا آن که از آن سخنان مصحفی ساخت. در این مصحف چیزی از حلال و حرام نیست، بلکه علم به پیشامدهای آینده در آن ذکر شده است.(۱)
امام صادق (ع) به ابوبصیر می‌فرماید: «مصحف فاطمه نزد ماست و مردم چه می‌دانند که مصحف فاطمه چیست؟» 
ابوبصیر عرض کرد که مصحف فاطمه چیست؟ 
حضرت فرمود: «مصحفی است سه برابر قرآنی که در دست دارید. به خدا سوگند حتی یک حرف قرآن هم در آن نیست.»(۲) 
یعنی مطالبی که شما از ظاهر قرآن و تفسیر آن می‌فهمید در مصحف فاطمه نیست ولی از نظر تأویل و معنای باطنی قرآن که ما اهل‌بیت آن را می‌فهمیم، مصحف تفصیل قرآن است.
طبق روایاتی که به دست ما رسیده، این مصحف شریف دست به دست از امامی به امام دیگر منتقل شده، تا به امام زمان (عج) رسیده است.
حضرت رضا (ع) می‌فرمایند: «امام نشانه‌هایی دارد: دانشمندترین مردم است. در داوری، پرهیزکاری، بردباری، شجاعت، عبادت و سخاوت، سرآمد روزگار است... مصحف حضرت فاطمه نیز در دست او می‌باشد.»(۳)

پی‌نوشت‌ها:
۱. اصول کافی، ج۱، ص۲۴
۲. همان، ص۲۸۳
۳. اثبات‌الهداه، ج۷، ص۳۸۸ 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
مصحف حضرت فاطمه , امام زمان , امام , اهل‌بیت , تأویل , باطن قرآن , امیرالمومنین , حضرت فاطمه
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چند کتاب در مورد کرامات، نحوه ظهور، چگونگی حکومت امام مهدی علیه السلام معرفی کنید؟

پاسخ : 
در این زمینه‌ها، کتاب‌های متعدد و مختلفی تألیف شده است. در این جا، به معرفی برخی از کتاب‌های مهدوی فارسی اشاره می‌شود. 

1. مهدى موعود(علیه السلام)، ترجمه جلد سیزدهم بحارالأنوار، على دوانى. 
2. حضرت امام حجة بن الحسن المهدى پیشواى دوازدهم(علیه السلام). 
3. عزیز آل یاسین(علیه السلام)، محمد ملک على آبادى. 
4. مهدى، انقلابى بزرگ، ناصر مکارم شیرازى. 
5. قیام و انقلاب مهدى، مرتضى مطهرى. 
6. جلوه هاى پنهانى امام عصر، حسین على پور. 
7. منتخب الاثر، لطف الله صافى گلپایگانى. 
8. مهدى منتظر در نهج البلاغه، مهدى فقیه ایمانى. 
9. ترجمه‌ى الغدیر، ج 13، زین العابدین قربانى. 
10. شیفتگان حضرت مهدى، احمد قاضى زاهدى گلپایگانى. 
11. عصر ظهور، على کورانى، ترجمه‌ى عباس جلالى. 
12. ملاقات با امام عصر (علیه السلام)، سید جعفر رفیعى. 
13. روزنه‌اى به خورشید، هاشم بحرانى، ترجمه‌ی سیدحسین افتخارزاده. 
14. در انتظار خورشید ولایت، عبدالرحمان انصارى. 
15. امام زمان و سید بحرالعلوم، سید جعفر رفیعى. 
16. بررسى طول عمر و ملاقات با امام زمان(علیه السلام) از روایات تا واقعیت، محسن علوى. 
17. مجله‌ى تخصّصى انتظار، قم، مرکز تخصصى مهدویت. 

منبع: امام مهدى(عج)، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).

کلمات کلیدی : 
امام مهدی , کرامات , ظهور , حکومت امام مهدی , معرفی کتاب , کتاب‌های مهدوی , شناخت حضرت مهدی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا امام‌ حسین علیه السلام از ولادت حضرت‌ مهدی علیه السلام خبر داده است؟

پاسخ : 
شیخ صدوق رحمت الله علیه به سندش از امام‌ حسین علیه السلام نقل کرده که حضرت فرمودند: 
«فی التاسع من ولدی سنة من یوسف و سنة من موسی‌بن‌عمران و هو قائمنا اهل البیت یصلح الله تبارک و تعالی امره فی لیلة واحدة(۱)؛
در نهمین از فرزندانم سنتی از یوسف و سنتی از موسی‌ بن‌ عمران علیه السلام است. او قائم ما اهل‌بیت است. خداوند متعال امر او را در یک شب اصلاح خواهد نمود.»

و نیز از آن حضرت روایت شده که فرمودند: 
«قائم هذه الامة هو التاسع من ولدی و هو صاحب الغیبة و هو الذی یقسم میراثه و هو حی(۲)؛
قائم این امت همان نهمین از فرزندان من است، و او است صاحب غیبت. و اوست کسی‌ که میراث او در حالی‌ که زنده است تقسیم می‌شود.»

عبدالرحمن‌‌ بن‌ سلیط از امام‌ حسین علیه السلام نقل کرده که حضرت فرمودند: 
«و منا اثنی عشر مهدیاً، اولهم امیرالمؤمنین علی‌ بن‌ ابی‌ طالب و آخرهم التاسع من ولدی و هو القائم بالحق، یحیی الله به الارض بعد موتها...(۳)؛ 
از ما دوازده مهدی است که اول آن‌ها امیرالمؤمنین علی‌ بن‌ ابی‌ طالب و آخر آن‌ها نهمین از فرزندانم می‌باشد، و اوست امام قائم به حق که خداوند زمین را به واسطۀ او بعد هلاکتش زنده خواهد گردانید...».

پی‌نوشت‌ها:
۱. کمال الدین، ص۳۱۷ ؛ بحارالانوار، ج۵۱، ص۱۳۲ و ۱۳۳.
۲. همان.
۳. همان. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
امام‌ حسین , حضرت‌ مهدی , ولادت حضرت‌ مهدی , قائم , قائم اهل‌بیت , دوازده مهدی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
از علمای اهل سنت، چه کسانی قائل به صحت احادیث مهدویت شده‌اند؟

پاسخ : 
گروهی از علمای اهل‌سنت به صحت یا حسن احادیث حضرت مهدی علیه السلام تصریح نموده و برخی نیز به تواتر آن اعتراف دارند. اینک به اسامی برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

۱. ترمذی.
۲. ابوجعفر عقیلی.
۳. بربهاری.
۴. محمدبن‌حسین آبری.
۵. حاکم نیشابوری.
۶. بیهقی.
۷. بغوی.
۸. ابن اثیر.
۹. قرطبی.
۱۰. ابن منظور.
۱۱. ابن تیمیه.
۱۲. جمال‌الدین مزی.
۱۳. ذهبی.
۱۴. ابن‌قیم جوزیه.
۱۵. ابن کثیر.
۱۶. تفتازانی.
۱۷. نورالدین هیثمی.
۱۸. شیخ‌محمد جزری شافعی.
۱۹. احمدبن‌ابی‌بکر بویصری.
۲۰. ابن‌حجر عسقلانی.
۲۱. سیوطی.
۲۲. شیخ عبدالوهاب شعرانی.
۲۳. ابن حجر هیتمی.
۲۴. متقی هندی.
۲۵. شیخ‌مرعی‌بن‌یوسف مقدسی حنبلی.
۲۶. محمدبن‌عبدالرسول برزنجی.
۲۷. محمد عبدالباقی زرقانی.
۲۸. ابوالعلاء عراقی.
۲۹. شیخ‌محمدبن‌احمد سفارینی حنبلی.
۳۰. سیدمحمدمرتضی زبیدی.
۳۱. شیخ‌محمدبن‌علی صبان.
۳۲. محمدامین سویدی.
۳۳. شوکانی.
۳۴. محمد‌بن‌حسن‌بن‌مؤمن شبلنجی.
۳۵. احمدبن زینی دحلان.
۳۶. شهاب‌الدین احمدبن‌اسماعیل حلوانی شافعی.
۳۷. ابوالبرکات آلوسی حنفی.
۳۸. محمد بلبسی شافعی.
۳۹. ابوالطیب عظیم آبادی.
۴۰. مبار کفوری.
۴۱. شیخ‌منصورعلی ناصف.
۴۲. شیخ‌خضرحسین مصری.
۴۳. ابوالاعلی مودودی.
۴۴. ناصرالدین البانی.
۴۵. شیخ‌‌عبدالمحسن‌بن‌حمد العباد.
۴۶. شیخ‌حمودبن‌عبدالله تویجری.
۴۷. شیخ عبدالعزیزبن‌عبدالله‌بن‌باز.

پی‌نوشت‌ها:
۱. سنن ترمذی، ج۳، ص۳۴۳.
۲. الضعفاء الکبیر، ج۴، ص۳۸۰.
۳. شرح السنه.
۴. مناقب الشافعی.
۵. المستدرک، ج۴، ص۴۶۵.
۶. به نقل المنار المنیف، ص۱۳۰.
۷. مصابیح‌السنة، ج۳، ص۴۹۳.
۸. النهایة، ج۵، ص۲۲۰.
۹. التذکرة، ج۲، ص۲۹۹.
۱۰. لسان العرب، ج۲۵، ص۳۵۴.
۱۱. امنهاج السنة، ج۴، ص۲۱۱.
۱۲. تهذیب اکمال، ج۲۵، ص۱۵۰.
۱۳. تلخیص المستدرک، ج۴، ص۴۶۳.
۱۴. المنار المنیف، ص ۱۳۰ـ۱۳۵.
۱۵. النهایة فی الفتن و الملاحم، ص۴۵ـ۵۳.
۱۶. شرح مقاصد، ج۵، ص۳۱۲.
۱۷. مجمع الزوائد، ج۷، ص۳۱۴.
۱۸. اسنی المطالب، ص۱۲۹.
۱۹. مصباح الزجاجه، ج۳، ص۲۶۳.
۲۰. تهذیب التهذیب، ج۹، ص۱۲۵.
۲۱. الجامع الصغیر، ج۲، ص۵۲۲ و ۵۵۳.
۲۲. الیواقیت و الجواهر، ج۲، ص۵۶۱.
۲۳. الصواع المحرقة، ص۱۶۳؛ القول المختصر، ص۲۶.
۲۴. البرهان فی علامات مهدی آخرالزمان.
۲۵. فرائد فوائد الفکر، ص۶۰ـ۶۸.
۲۶. الاشاعة لأشراط الساعة، ص۱۳۹.
۲۷. شرح المواهب اللدنیة.
۲۸. شرح احیاء المیت فی فضائل آل‌البیت.
۲۹. اللوامع.
۳۰. تاج العروس، ج۲، ص۳۳۲.
۳۱. اسعاف الراغبین، ص۱۴۵ـ۱۶۱.
۳۲. سبائک الذهب، ص۷۸.
۳۳. به نقل از قنوجی در الاذاعة، ص۱۲۶.
۳۴. نورالابصار، ص۱۸۵.
۳۵. الفتوحات الاسلامیة، ج۲، ص۲۹۰.
۳۶. القطر الشهدی، ص۶۸.
۳۷. علامات الساعه.
۳۸. العطر الوردی، ص۴۵.
۳۹. نظم المتناثر، ص۲۲۵.
۴۰. تحفة الاحوذی، ج۶، ص۳۹۳.
۴۱. التاج الجامع للاصول، ج۵، ص۳۴۱.
۴۲. مجلۀ التمدن الاسلامی.
۴۳. البینات، ص۱۱۶.
۴۴. مجلۀ التمدن الاسلامی.
۴۵. عقیدة اهل السن و الاثر فی المهدی المنتظر.
۴۶. الاحتجاج بالاثر علی من انکر المهدی، ص۷۰.
۴۷. الامام المهدی عند اهل السنة، ج۲، ص۴۳۲، به نقل از او. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
احادیث مهدویت , علمای اهل‌سنت , حضرت مهدی , تواتر
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چه مقدار روایت از اهل بیت (ع) در مورد امام مهدى (عج) به دست ما رسیده است؟

پاسخ : 
اوّلا، اخبار مربوط به ظهور امام مهدى (علیه السلام) از دید اهل سنّت، به حدّ تواتر رسیده و اصل مسلّمى به شمار مى‌آید و نزد شیعه نیز این احادیث فراتر از حدّ تواتر است، به گونه‌اى که آیت الله العظمى صافى در کتاب منتخب الاثر مى‌نویسد:
بر هر کسى که توجّه به تاریخ و احادیث داشته باشد، معلوم است که بشارت‌هاى نقل شده از پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) و اصحاب آن حضرت در مورد ظهور امام مهدى (علیه السلام) به تواتر رسیده است.[1]

ثانیاً، باید گفت، تاکنون استقراى کاملى در مورد تمام احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) صورت نگرفته است، ولى در این مورد مى‌توان به کتاب‌هایى اشاره کرد که سعى کرده‌اند بخشى از احادیث مربوط به آن حضرت را گردآورند:

1. مرحوم شیخ الطائفه، محمّد طوسى در کتاب الغیبة بخش مهمّى از احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) را گردآورده است.

2. مرحوم نعمانى نیز در کتاب الغیبة بخشى از این احادیث را نقل کرده است.

3. علامه مجلسى، جلدهاى پنجاه و یکم و پنجاه و دوم و پنجاه و سوم کتاب بحارالأنوار را به تاریخ امام مهدى (علیه السلام) اختصاص داده است.

4. از علماى معاصر نیز آیت الله العظمى صافى گلپایگانى در کتاب منتخب الاثر احادیث مربوط به امام مهدى (علیه السلام) را گردآورده است. ایشان، مجموع احادیث مربوط به آن حضرت را که در کتاب‌هاى مختلف و معتبر اهل سنّت و شیعه ذکر شده، حدود شش هزار و سیصد و سى و هشت روایت مى‌دانند و در کتاب مذکور، با حذف احادیث مکرر، نهصد و بیست و نه حدیث را نقل کرده است.

پی‌نوشت:
[1]. لطف الله صافى گلپایگانى، منتخب الأثر، مقدمه، ص 2.

منبع: امام مهدى (عج)، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).

کلمات کلیدی : 
روایت , اهل بیت , امام مهدى , اهل سنّت , شیعه , تواتر , کتاب الغیبة , بحارالأنوار , منتخب الاثر , احادیث امام مهدی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا هر دو غیبت امام زمان (عج)، توسط امامان قبلی مطرح شده است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آیا مسئله غیبت امام زمان علیه السلام، و دو مرحله ای بودن آن، توسط امامان قبلی علیهم السلام مطرح شده است؟

پاسخ:
روایات فراوانی بر غیبت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف دلالت می‌کنند و در تمام کتاب‌های معتبر شیعی نقل شده است.
بسیاری از اصحاب ائمه علیهم السلام کتاب الغبیة داشته‌اند که اساساً عنوان کتاب، خبر از وقوع چنین حادثه‌ای در آینده می‌داد و نام این کتاب‌ها در کتب رجال مانند رجال نجاشی ثبت است. حتی ابن صباغ که از علمای اهل سنت است در کتاب الفصول المهمة می‌گوید: «و کان الخبر بغیبته ثابتاً قبل وجوده(۱)؛ خبر غایب شدن امام دوازدهم قبل از ولادتش ثابت شده است.»
دو مرحله‌ای بودن غیبت نیز در روایات امامان گذشته مورد اشاره بوده است و در کتاب‌های روایی‌ای که قبل از ولادت امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف نوشته شده، موجود است. تا مردم با غیبت صغری برای غیبت کبری آماده شوند. ابن صباغ نیز به این دو مرحله اشاره دارد: «و له قبل قیامه غیبتان.»(۲) بنابراین دو مرحله‌ای بودن غیبت، از همان اول مطرح بوده است.

پی‌نوشت‌ها:
۱.ابن صباغ، الفصول المهمه، ج۲، ص۱۰۹۷.
۲.همان. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
غیبت امام زمان , امامان , کتاب الغبیة , اصحاب ائمه , ابن صباغ , الفصول المهمة , صغری , غیبت کبری
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مبنای مؤلفان حدیثی مصادر مهدویت چه بوده است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
برخی می‌گویند: «معروف نزد قدما چنین بوده که هر روایتی در مسائل تاریخی و از آن جمله موضوع مهدویت را بدون بررسی سند آن نقل می‌کردند. ولی بعد از آن عصر، حرکت جدیدی پدید آمد و بین روایات تمییز داده شد، تا زمانی‌که حرکت اصولیین پدید آمد و اخبار را به دسته‌‌های مختلف از قبیل: صحیح، حسن، قوی و ضعیف تقسیم نمودند، ولی این پیشرفت و حرکت شامل روایت‌های تاریخی که از آن جمله روایات مهدویت است، نگردید... .»(۱)

پاسخ:
۱. آنچه از قدمای محدثین امامیه می‌دانیم آن است که آنان نهایت سعی و کوشش و احتیاط خود را در جمع و نقل احادیث در کتب خود داشته‌اند، که از آن جمله کلینی(ره) است. او نزد اهل فن حدیث، معروف به دقت نظر و احتیاط در نقل اخبار است. و نیز می‌دانیم که بزرگانی امثال شیخ‌طوسی(ره) چه اهتمام و افری به شناخت شیوخ روایی خود داشته‌اند. شخصی مثل شیخ‌صدوق(ره) عادتاً شیوخ خود را می‌شناخته و نیز از حالات آنان از ایمان و عدالت آگاهی داشته است، و از کسی‌که او را نمی‌شناخته روایت نقل نمی‌کرده است.

۲. ما اطمینان داریم که این بزرگان به صحت این‌گونه روایات که در باب امامت و مهدویت وارد شده اطمینان کامل داشته‌اند، و یا لااقل به‌جهت برخی قرائن معتبر که همراه آن‌ها بوده و موجب جبران ضعف برخی از آن‌ها می‌شده، آ‌ن‌ها را با اطمینان کامل نقل می‌کردند. وگرنه جای این سؤال باقی است که امثال شیخ‌صدوق و طوسی و دیگران چه اهدافی غیر از احتجاج و استدلال به آن‌ها، داشته‌اند. مگر این نیست که شیخ‌صدوق کتابش را برای رفع حیرت در امر حضرت‌ مهدی(ع) نوشته است؟

۳. تمام یا بیشتر اصول و منابع اصلی احادیث مهدویت که در سه قرن اول نوشته شده به دست شیخ‌صدوق، طوسی و نعمانی رسده و از خود آن کتاب‌ها استناد داشته‌‌اند، و لذا به آن روایات استدلال می‌نمودند.

۴. گرچه تقسیم حدیث به چهار قسم از اصطلاحات متأخرین است ولی قدمای محدثین ازآن‌جمله شیخ‌طوسی(ره) روش خاصی در قبول خبر داشته‌اند.
شیخ‌ بهایی بعد از تقسیم حدیث به چهار قسم معروف، می‌گوید: «این اصطلاح نزد قدما معروف نبوده بلکه آنان حدیث صحیح را به حدیثی اطلاق می‌کردند که مقرون به قرائن مورد وثوق و اطمینان باشد. و این قرائن انواعی دارد:
الف. وجود حدیث در اصول چهارصدگانۀ حدیثی که نزد راویان مشهور بوده است.
ب. تکرار حدیث در یک یا دو اصل یا بیشتر از این اصول با سندهای متعدد و معتبر.
ج. وجود حدیث در اصلی که انتسابش به یکی از اصحاب ائمه ثابت و اجماع اصحاب بر صدق او بوده است.
د. وجود حدیث در یکی از کتبی که بر ائمه عرضده شده و آن حضرات، مصنف آن کتب را تمجید نمودند، از قبیل کتاب: عبیدالله‌بن‌علی حلبی که بر امام‌صادق(ع) عرضه شد.(۲)
ه. وجود حدیث در کتبی که نزد قدما مورد وثوق و اطمینان بوده است ».(۳)

۵. علمای رجال، مجهول را بر دو نوع تقسیم کرده‌اند:
الف. مجهول اصطلاحی: و آن به کسی اطلاق می‌شود که تصریح به جهالت او از سوی رجالیون شده باشد.
ب. مجهول لغوی: و آن به کسی اطلاق می‌شود که وضعیت او معلوم نیست و لذا در کتب رجال از او یادی به میان نیامده است. تنها قسم اول از جهالت است که موجب ضعف راوی است و درمورد دوم احتیاج به بررسی دقیق دارد که سبب مطرح‌نشدن او درکتب رجال چیست؟ گاه ممکن است به جهت معروف بودنش دربارۀ او سکوت کرده‌اند.(۴)

۶. احتمالی نیز وجود دارد که بنای قدما بر تمسک به «اصالة الصدق و العدالة» باشد. یعنی اصل اولی بر صدق و عدالت راوی است مگر آنکه خلاف آن ثابت شود.
و مقصود به آن، همان اصل عدم و یا استصحاب عدم فسق است. به‌همین‌جهت است که ما احتیاجی به اثبات عدالت ـ خواه به معنای ملکه یا حسن ظاهر ـ نداریم؛ زیرا احراز آن مستلزم تعطیل امور و تضییع بسیار از مصالح است. کمتر کسی است که بتوان عدالت او را به اثبات رسانید. این مطلب مورد تأیید عقلا نیز هست.

۷. برای اثبات اعتبار روایات نباید تنا اعتبار سندی را مطرح ساخت، بلکه باید به همۀ راه‌ها و اسباب اعتبار شخص توجه کرد و در نظر داشت که مبنای بسیاری از عالمان شیعه، بلکه اکثریت قریب به اتفاق آنان، حجبت خبر موثوقٌ‌به است؛ یعنی خبری که از طرق مختلف به آن اطمینان و وثوق حاصل شود.

پی‌نوشت‌ها:
۱. تطور الفکر السیاسی، ص۲۰۹.
۲. رجال نجاشی، ص۲۳۰.
۳. وسائل الشیعه، ج۳۰، ص۱۹۷ و ۱۹۸.
۴. الرواشح، میرداماد، ص۶۰ و ۶۱.
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
مؤلفان حدیثی , مهدویت , مصادر مهدویت , محدثین امامیه , اصالة الصدق و العدالة
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا دین ما، همان دینی است که پیامبر اکرم (ص) آورده و امام زمان (عح) به آن معتقد است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آیا دین ما، همان دینی است که پیامبر اکرم (ص) آورده و امام زمان (عج) به آن معتقد است و آیا در طول زمان، تحریف نشده است؟

پاسخ:
دین اسلام، آخرین دین آسمانی است که از سوی خداوند، برای همه انسان‌ها نازل شده است. این دین، باید مصون از تحریف بماند، تا همه بتوانند با دین واقعی آشنا شده، از آن بهره گیرند. یکی از وظایف امام نیز حفظ دین است. امام صادق (علیه السلام) در روایتی می‌‎فرماید:
«ان الأرض لا تخلو إلا و فی‌ها إمام کیما أن زاد المؤمنون شیئاً ردهم و إن نقصوا شیئاً أتمه لهم؛
به درستی که خداوند زمین را خالی نمی‌گذارد جز اینکه باید در آن امامی باشد؛ تا اگر مؤمنان چیزی [به احکام خدا] افزودند آن‌ها را [به حق] بگرداند و اگر چیزی کاستند، برای آن‌ها تکمیل نماید».
دین، در طول تاریخ از هرگونه تزویر و تحریف مصمون مانده است.
برای انجام این منظور، تلاش فراوانی از ناحیه علما صورت گرفته است. در حدیثی از امام هادی (علیه السلام) چنین آمده است:
«لولا من یبقی بعد غیبة قائمنا (علیه السلام) من العلماء الداعین إلیه و الدالین علیه و الذابین عن دینه بحجج الله و المنقذین لضعفاء عباد الله من شباک ابلیس و مردته و من فخاخ النواصب لما بقی أحد إلا ارتد عن دین الله و لکنهم الذین یمسکون أزمة قلوب الشیعة کما یمسک صاحب السفینة سُکانُ‌ها اولئک هم الأفضلون عند الله عزوجل؛
اگر بعد از غیبت امام دوازدهم علما با دعوت مردم به این آموزه و دلالت بر آن، به اتمام حجت و دفاع از دین نمی‌پرداختند و جامعه را از دست شیطان و ایادی ولایت‎ستیز و مهدی‎گریز او نجات نمی‌دادند، مردم دین خود را از داست داده، به ارتداد گرفتار می‌شدند؛ لکن تلاش علما موجب قوت قلب و ثبات قدم شیعیان می‌شود؛‌‌ همان گونه که ناخدا سکّانداری می‌کند. به راستی علما نزد خداوند متعال بهترین خواهند بود.»
طبق این حدیث، در عصر غیبت، تلاش علما برای دعوت مردم و توجه ایشان به مهدویت، موجب مصون ماندن جامعه از ایادی شیطان و شیطان‎صفتان و مهدی‎ستیزان خواهد بود؛ چرا که علما مانع لغزش جامعه خواهند شد و همانند ناخدای کشتی که آن را در دریا حفظ می‌‎نماید، شیعیان را از طوفان حوادث و فتن عصر غیبت حفظ می‌‎کنند؛ از این رو هیچ آسیبی در جامعه اسلامی بدون درمان نخواهد بود و متون دینی و معرفتی بدون هیچ کم و کاستی و به دور از هر گونه تحریف و تصحیف در اختیار ما قرار می‌‎گیرد؛ در نتیجه دین مبین اسلام در زمان غیبت،‌‌ همان دین اسلام ناب محمدی عصر حضور پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) است. بنابراین محافظت علما از دین، مانع از تحریف آن در طول زمان شده است.

پی‌نوشت‌ها:
۱. بحار الانوار، ج۱، ص۱۷۸، ح۲.
۲. ر. ک: احتجاج، ج۱، ص۹.
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
تحریف , دین اسلام , امام زمان , پیامبر اکرم , غیبت امام زمان , عصر غیبت , علما
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امام مهدی (عج) از دیدگاه روایات اهل بیت (ع) چه خصوصیات و اوصافی دارد؟

پاسخ : 
احادیث و روایاتی که از اهل‌بیت (ع) به دست ما رسیده، از حیث سند و دلالت، مختلف هستند. برخی از آنها، متواتر و برخی، مستفیض یا خبر واحد هستند و از جهتی، برخی، صحیح و برخی دیگر، حسن به شمار می‌آیند و برخی نیز به دلیل مجهول بودن روای حدیث یا غیر موثق بودن راوی، ضعیف شمرده می‌شوند.
احادیث مربوط به امام مهدی (عج) نیز از این قاعده مستثنا نیستند و از دیدگاه علم حدیث، هر یک از جایگاه جداگانه‌ای برخوردار هستند، ولی با این همه، برخی از مطالب، در بیشتر این احادیث، مشترک هستند و در اکثر احادیث به این مطالب اشاره شده، به همین دلیل میتوان ادعا کرد که این مطالب مشترک اگر چه متواتر لفظی نباشند، متواتر معنوی هستند. بنابراین، بدون کمترین شبهه‌ای، میتوان به این مطالب استناد کرد.

۱. امام مهدی (عج) هم نام رسول خدا (ص) است:
قال النبی (ص): اسمه کاسمی و اسم أبیه کاسم ابنی و هومن ولد بنتی یظهر الله الحق بهم و یخمد الباطل باسیافهم...؛(۱) اسم او، مانند اسم من است و اسم پدرش، مانند اسم فرزندم است. او، از فرزندان دخترم است. خداوند، به دست آنان، حق را آشکار می‌کند و با شمشیرهای آنان، باطل را فرسوده می‌‌کند... .

۲. او از اهل بیت پیامبر (ص) و از فرزندان امام حسین (ع) است:
قال النبی(ص)، لاتذهب الدنیا حتی یقوم بأمر امتی رجل من ولدالحسین یملأها عدلاً کما ملئت ظلما و جورا؛(۲)دنیا به پایان نمی‌رسد، مگر این که مردی از فرزندان حسین (ع) برای اصلاح امر امت من، قیام کند و جهان را پر از عدل کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده باشد.

۳. امام مهدی (عج) فرزند امام حسن عسکری (ع) است:
امام حسن عسکری (عج) به نرجس خاتون فرمود:
ستحمیلن ذکراً و اسمه محمد و هو القائم من بعدی؛ به زودی پسری به دنیا خواهی آورد که اسمش م ح م د است و او بعد از من قائم و امام است.(۳)

۴. آن حضرت قبل از ظهور به غیبت طولانی می‌روند:
پیامبر (ص) فرمود: المهدی من ولدی. اسمه اسمی و کنیته کنیتی أشبه الناس بی خلقاً. تکون له غیبه و ...؛(۴) مهدی، از فرزندان من است. اسمش، اسم من و کنیه‌اش، کنیه من است. از حیث خلق و خوی و شکل و صورت، شبیه‌ترین مردم به من است. برای او غیبی است ... .

۵. به هنگام ظهور، زمین را پر از عدل و داد می کند و حضرت عیسی (ع) پشت آن حضرت نماز می‌گذارد:
ابن‌عباس، از رسول خدا نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: «جانشیان و اوصیای من و حجت‌های خداوند بر خلق، بعد از من، دوازده نفرند. اولشان برادرم و آخرشان فرزندم است.»
گفته شد: «یا رسول‌الله! برادر تو کیست؟». فرمود: «علی بن ابی‌الطالب». گفته شد: «فرزندت کیست؟». فرمود: «مهدی است که جهان را پر از قسط و عدل می‌کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شود. قسم به آن که مرا مبعوث کرد! اگر از دنیا، فقط یک روز بماند، خداوند آن روز را طولانی کند تا اینکه در آن روز، فرزندم مهدی ظهور کند و روح‌الله عیسی بن مریم نزول کند و پشت او نماز بگزارد، و زمین به نور پروردگار او روشن شود و حکومتش شرق و غرب را فرا گیرد.(۵)

البته موارد و مطالب مشترک احادیث مربوط به امام مهدی (عج) بیشتر از موارد مذکور است، ولی به دلیل طولانی‌ نشدن پاسخ، به همین اندازه اکتفا می‌شود.

پی‌نوشت‌ها:
۱. بحارالانوار، ج ۲، ص ۶۷.
۲. همان، ص ۶۶.
۳. همان، ص ۱۶۱.
۴. همان، ص ۷۲.
۵. همان، ص ۷۱.
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
امام مهدی , ویژگی‌های امام زمان , روایات , اهل‌بیت , ظهور , عدل , غیبت امام زمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
معنای حدیث نبوی: «لَن تُهلِک اُمَّةُ، انا فی اَوِّلها و عیسی‌ فی آخِرها وَالمَهدیُّ فی وَسَطِها» چیست؟

پاسخ : 
حافظ محمد بن‌ یوسف گنجی‌ شافعی، بعد از آن که این روایت نبوی را از ابن‌ عباس روایت نموده است که: «امتی که من در اول و عیسی در آخر و مهدی در وسط آن‌ها باشیم، هرگز به هلاکت نمی‌افتند».
در توضیح آن چنین می‌نویسد: این که می‌فرماید: حضرت‌ عیسی(ع) در آخر آن است، مقصود این نیست که حضرت‌ عیسی(ع) بعد از حضرت‌ مهدی(عج) می‌ماند، زیرا به دلایلی این صحیح نیست. اول این که پیغمبر اکرم(ص) فرمود: بعد از مهدی(ع) زندگی لذت و خیر ندارد. دوم این که حضرت‌ مهدی(عج) امام آخرالزمان است، و در هیچ‌ یک از احادیث، بعد از او امام دیگری ذکر نشده است و ممکن نیست که مردم بعد از حضرت‌ مهدی(عج) بدون امام باشند.
پس اگر گفته شود که بعد از او حضرت‌ عیسی(ع) امام امت است، با گفتۀ پیغمبر(ص) که می‌فرماید: «بعد از مهدی خیری در زندگی نیست» نمی‌سازد، زیرا اگر حضرت‌ عیسی(ع) در میان قومی باشد،‌ معنی ندارد که خیر از میان آن‌ها برود، و اگر گفته شود که حضرت‌عیسی(ع) به‌عنوان نیابت حضرت‌ مهدی(عج) می‌ماند، مقام پیامبری وی با نیابت امام وفق نمی‌دهد؛ و اگر بگویند: که مستقلاً بر مردم امامت خواهد کرد، باز هم صحیح نیست، زیرا این توهم برای عوام امت اسلامی پیش می‌آید که دین اسلام به آیین مسیحیت انتقال یابد، و این کفر است!
پس لازم است که روایت را درست معنی کنیم. به‌ نظر من معنی روایت این است که پیغمر(ص) می‌فرماید: «نخستین دعوت‌کنندۀ به اسلام من هستم و مهدی در وسط و عیسی در آخر آن خواهد بود.» و نیز ممکن است مقصود ا «وَالمَهدیُّ فی وَسَطِها» این باشد که حضرت‌ مهدی(عج) بهترین امت اسلام است، زیرا او امام این امت می‌باشد و بعد از ظهور او، حضرت‌ عیسی(ع) از آسمان فرود آمده و او را تصدیق کرده و به وی کمک و مساعدت نموده صحت ادعای امام را برای مردم اثبات می‌کند. بنابراین، مطابق روایت مزبور، حضرت‌ عیسی(ع) آخرین مصدق موعود(ع) است.(۱)
و شاید مراد این باشد که: آمدن حضرت‌ مهدی(عج) قبل از نزول حضرت‌ عیسی(ع) است. بنابراین حضرت‌ مهدی(عج) در وسط خواهد بود؛ و منظور از وسط ماقبل آخر است و وسط حقیقی نیست. چون حضرت‌ عیسی(ع) بعد از حضرت‌مهدی(عج) می‌آید، در آخر خواهد بود و بودن وی با حضرت‌ مهدی(عج) منافاتی ندارد. پس در این روایت دلیلی نیست که حضرت‌ عیسی(ع) بعد از حضرت‌ مهدی(عج) می‌ماند.

پی‌نوشت:
۱. کفایة‌الطالب، به ضمیمه البیان، گنجی‌ شافعی، ص ۵۰۸.
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
حدیث , حضرت مهدی , حضرت عیسی , آخرالزمان , امام , امامت
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیه «ارسال رسول» چگونه بر ظهور امام‌‌ زمان‌ (عج) دلالت دارد؟

پاسخ : 
خداوند متعال می‌فرماید: «هُوَ الَّذی اَرسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدی وَ دینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکونَ؛ او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا او را بر همۀ آیین‌ها غالب گرداند، هرچند مشرکان کراهت داشته باشند»(۱).
مقصود از هدایت در آیه، هدایت الهی است که رسول خود را بر آن مبعوث کرده و مراد از «دین حق» نیز همان دین اسلام است. و ضمیر در «لیظهره» به دین اسلام برمی‌گردد نه رسول خدا‌ صلّی الله علیه و آله زیرا مرجعی نزدیک‌تر از کلمۀ رسول است. و نیز تناسب بین غالب که دین اسلام است با مغلوب که ادیان دیگر است برقرار می‌شود.
فخر رازی می‌گوید: «این بشارت از طرف خداوند است که باید در آینده تحقق یابد و طبق روایات در زمان حضرت‌ عیسی و حضرت‌ مهدی‌ علیه‌ السلام محقق می‌شود»(۲).
طبری می‌گوید: «در زمان نزول حضرت‌ عیسی‌ علیه‌ السلام تمام ادیان باطل و نابود شده و تنها دین اسلام بر همۀ ادیان غالب خواهد شد»(۳).
از سعید بن‌ جبیر روایت شده که آیه مربوط به مهدی‌‌ علیه‌ السلام از اولاد فاطمه‌ علیها السلام است که خداوند او را بر همۀ ادیان غالب خواهد کرد(۴).
ابوبصیر از امام‌ صادق‌‌ علیه‌ السلام در تفسیر آیۀ فوق روایت کرده که حضرت فرمود: «به خدا سوگند، تأویل آیه هنوز تحقق نیافته و تحقق نیافته و نخواهد یافت تا آن که قائم خروج کند و هنگامی‌که خروج کرد کافر به خدای عظیم در روی زمین باقی نمی‌ماند»(۵).

پی‌نوشت‌ها:
۱. توبه، ‌۳۳.
۲. تفسیر فخر رازی، ج۱۲، ص۱۰۴.
۳. جامع‌البیان، ج۱۳، ص۱۰۹.
۴. الفصول‌المهمه، ص۳۰۰.
۵. تفسیر برهان، ج۳، ص۴۰۷. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
آیه ارسال رسول , ظهور , امام‌‌ زمان‌ , آیه 33 سوره توبه , هدایت الهی , دین اسلام , قائم , حضرت مهدی , حضرت عیسی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا وقت معلوم که خدا تا آن زمان به شیطان مهلت داد، همان زمان ظهور امام زمان است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
در قرآن آمده است که ابلیس از خداوند تا روز قیامت مهلت خواست؛ اما خداوند فرمود: «الی یوم الوقت المعلوم» منظور از آن، کدام روز و وقت است؟ آیا وقت معلوم همان زمان ظهور حضرت مهدی (عج) است؟

پاسخ:
جریان گفت‎وگوی شیطان با خداوند و مهلت خواستن او تا روز قیامت، در سوره مبارک حجر (آیات ۳۷و ۳۸) و سوره شریف ص (آیات ۸۰ و ۸۱) که در آن، درخواست شیطان و پاسخ خداوند متعال، این‎گونه مطرح شده است.
قال رب فأنظرنی إلی یوم یبعثون. قال فإنک من المنظرین إلی یوم الوقت المعلوم؛
گفت: پروردگارا! پس تا روزی که برانگیخته می‌شوند مرا مهلت بده گفت: پس تو از مهلت داده‌شدگان هستی، تا روز معیّن و وقت معلوم.
منظور از «وقت معلوم» با توجه به سیاق آیه، غیر از روز قیامت است؛ چون پاسخ خداوند به درخواست شیطان، به گونه‎ای است که می‌فهماند با اصل درخواست وی موافقت شده و خداوند اجازه و مهلت به شیطان داده است. «فانک من المنظرین؛ تو از مهلت داده‎شدگانی»؛ ولی مقدار مهلت مورد نظر شیطان را نپذیرفته است؛ زیرا شیطان پایان مدت مورد نظر خود را روز قیامت و فرا رسیدن رستاخیز عنوان کرده است؛ «الی یوم یبعثون»؛ اما خداوند متعال این مهلت را به «وقت معلوم» که زمان معین و مشخص در علم الهی است، منوط کرده است و این وقت معلوم، قطعاً غیر از روز قیامت، است.
اما این‎که «وقت معلوم» چه دوره و زمانی است، در روایاتی که ذیل این آیه وارد شده، پاسخ داده شده و مراد از آن را زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) معرفی کرده است.
اسحاق بن عمار می‌‎گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره این آیه سؤال کرده، منظور خداوند را از مدت مهلت دادن به شیطان جویا شدم. حضرت فرمود:
الوقت المعلوم یوم قیام القائم (علیه السلام) فاذا بعثه الله کان فی مسجد الکوفه و جاء ابلیس حتی یجثو علی رکبتیه فیقول: «یا ویلاه من هذا الیوم» فیأخذ بناصیته فیضرب عنقه. فذلک یوم الوقت المعلوم منتهی اجله(1)؛
مراد از وقت معلوم که خداوند شیطان را تا آن زمان مهلت داده است، در روزگار قیام قائم است. هنگامی که خداوند، او [(حضرت مهدی) را برانگیزد، حضرت در مسجد کوفه استقرار می‌‎یابد. شیطان در حالی که با زانوهای خود به سوی حضرت می‌رود [کنایه از بازداشت و تسلیم شدن] در کوفه که مقر حکومت او است، آورده می‌‎شود. در آن لحظات شیطان از شدت خوف آن روز، فریاد واویلا سر می‌‎دهد. آنگاه حضرت مهدی (علیه السلام) پیشانی او را می‌‎گیرد و گردنش را می‌‎زند. این روز،‌‌ همان روز معلومی است که خداوند در قرآن فرموده است.»
مرحوم علامه طباطبایی (رحمت الله علیه) نیز، در تفسیر این آیه می‌‎فرماید:
مراد از وقت معلوم که خداوند آن را آخرین مهلت برای شیطان قرار داده، روزی است که خداوند جامعه بشری را [با ظهور دولت کریمه حضرت مهدی (علیه السلام)] به تمام معنا اصلاح نماید و ریشه فساد را به کلی قطع فرماید؛ به گونه‎ای که کسی جز خداوند پرستیده نشود.(2)
درباره روایت امام صادق (علیه السلام) احتمال دارد مراد حضرت از کشتن شیطان محدود و بی‎تأثیر کردن اغواگری شیطان در آن زمان باشد و حضرت این معنای کنایی را در نظر داشته باشد؛ ولی ظاهر عبارت حضرت بر کشتن شیطان دلالت دارد. در هر حال، چه منظور کشتن شیطان باشد و چه از کار انداختن او، آنچه مسلم است این است که در عصر حاکمیت مطلق دین الهی در حکومت مهدوی، جامعه توحیدی خالص و به دور از هرگونه گناه و شرک، پایه‎ریزی می‌‎شود؛ «یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بیشَیْئاً».(3)
در چنین دورانی که به برکت رهبری معصوم (علیه السلام) عقل‎های مردم به بیشترین رشد و شکوفایی رسیده، جامعه بر اساس اخلاق و تربیت الهی، ساخته می‌‎شود، نقشی برای شیطان و اغواگری او باقی نمی‌‎ماند؛ هر تفسیری که از کشته شدن و پایان مهلت او بشود، نتیجه یکی خواهد بود و شیطان در عملیات گمراه‎سازی مردم، به پایان کار خود خواهد رسید.
تذکر این نکته نیز لازم است که کشته شدن شیطان یا بی‎تأثیر بودن او، با تکلیف انسان‌ها منافاتی ندارد؛ زیرا انگیزه‎های معصیت، تنها وسوسه‎های شیطان نمی‌‎باشد؛ بلکه وسوسه‎های نفسانی و عوامل درونی و نیز انگیزه‎های بیرونی، از عوامل تحریک انسان به گناه است که همواره وجود دارد و راه معصیت، هم‎چنان باز است. با این تفاوت که انسان‌های آن جامعه با توجه به رشد عقلانی فوق‎العاده و تربیت بی‎مانندی که در پرتو حکومت حضرت نصیب آنان می‌‎شود، با آگاهی و اختیار، از آلودگی و معصیت دوری کرده، راه اطاعت و بندگی الهی را پیش می‌‎گیرند. پس طبیعت انسان‌های آن زمان، تبدیل نمی‌شود؛ بلکه درجه اعلای آگاهی و ایمان آنان موجب می‌شود که انجام گناه، به حداقل ممکن برسد.

پی‎نوشت‎ها:
۱. بحارالانوار، ج۵۲، ص۳۷۶.
۲. تفسیر المیزان، ج۱۲، ص۱۵۹.
۳. سوره نور، آیه ۵۵.
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
ابلیس , قرآن , قیامت , وقت معلوم , گناه , شیطان , ظهور حضرت مهدی , معصیت , حکومت مهدوی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا در نماز امام زمان (عج)، آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین در هر رکعت صدبار خوانده می‌شود؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
شنیده‌ام که بسیاری از علما و شهیدان در موقع نماز وقتی به آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین می‌رسیدند در حالتی عجیب و روحانی می‌رفتند و گریه آن‌ها به عرش می‌رسیده است. همین‌طور در نماز امام زمان (عج) این آیه در هر رکعت صدبار خوانده می‌شود. تفسیر این آیه چیست که این قدر با اهمیت است. رمز این آیه در چیست؟

پاسخ:
جواب این سوال شرح و تفصیل زیادی می‌طلبد که اینجا مجالش نیست لذا به این اکتفا می‌کنیم که:
اگر در کلمات شریفه‌ای که قبل از این آیه کریمه آمده است، با تدبر و تعمق نظر شود و به روایات معصومین در تفسیر آن‌ها دقت لازم شود و در معنای الله و الرحمن و الرحیم و اختصاص حمد به ذات احدیت تامل و دقت گردد و در معنای «رب» و اضافه‌اش به «العالمین» که جمع محلی به الف و لام مفید عموم است و انحصار ربوبیت در حق تعالی و مرتبة مربوب در مقابل رب و در ترتیب شگرفی که در این جملات وجود دارد و در معنای مالک‌ یوم الدین اندیشه و تامل تام و دقت کافی بنماییم و بفهمیم که مملوک در مقابل مالک چه شان و مرتبه‌ای دارد در انسان یک انقلاب روحی به وجود می‌آید. اینجاست که انسان متفکر با تمام وجود متوجه خالق متعال می‌گردد و از هرچه غیر اوست منقطع می‌شود و در نهایت خضوع و تذلل در پیشگاه حضرت احدیت قرار می‌گیرد و عبادت و عبودیتش را مختص او می‌داند و می‌گوید ایاک نعبد و باور می‌کند که در تمام امورش نیاز به مدد الهی دارد و با تمام وجود می‌گوید ایاک نستعین. البته این‌ها مطالبی است که رسیدن به مقام علمش مشکل است تا چه رسد به مقام عمل و رسیدن به این مرحله محتاج سعی و کوشش فراوان در میدان علم و عمل است تا هرکس متناسب با ظرفیت و استعداد و سعی و تلاش به مرتبه‌ای برسد. و مراتب از جهت کمال و نقص به قدری مختلف است که بیانش مشکل است.

کلمات کلیدی : 
امام زمان , علما , شهیدان , نماز , ایاک نعبد و ایاک نستعین , نماز امام زمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا مسلمانان باید پس از نزول حضرت عیسی (ع) در عصر ظهور از ایشان تبعیت کنند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
در قرآن آمده که در آخرالزمان، حضرت عیسی علیه السلام ظهور خواهد کرد و همه باید از او پیروی کنند. آیا مسلمانان نیز باید از او پیروی کنند؟

پاسخ:
در قرآن به این که حضرت عیسی علیه السلام در آخرالزمان نزول می‌کند، صریحاً اشاره نشده است. در قرآن آمده است: 
«و انه لعلم للساعه فلا تمترن بها و اتبعون هذا صراط مستقیم(۱)؛ و او، سبب آگاهی به روز قیامت است (نزول عیسی، گواه نزدیکی روز رستاخیز است) هرگز، در آن تردید نکنید و از من پیروی کنید که این راه مستقیم است.»
این آیه، به آمدن حضرت عیسی علیه السلام در آخرالزمان، تعبیر و تفسیر شده است. لکن روایات زیادی داریم که دلالت دارند بر این که هنگام ظهور حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، حضرت عیسی علیه السلام در پشت سر آن حضرت نماز خواهد خواند و برای نصرت او تلاش خواهد کرد. جابر بن‌ عبدالله می‌گوید:از پیامبر صلّی الله علیه و آله شنیدم که می‌فرمود: 
«حضرت عیسی علیه السلام، نازل می‌شود و امیر مسلمانان (منظور از امیر، حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است) می‌گوید: «بیا با تو نماز بگذاریم». می‌گوید: نه؛ بعضی از شما، امام و امیر بعضی دیگرید و این، احترامی است که خدا به این امت گذاشته است.»(۲)
باز از پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله نقل شده که فرمود: «از ذرّیه من، مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف وقتی قیام کند، حضرت عیسی برای نصرت او می‌آید و در پشت سر او نماز می‌خواند».(۳)
با توجه به این که در آن زمان، حجت خداوند در میان مخلوقات عالم، حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است، بر همه واجب است که از او پیروی کنند، نه از کس دیگر. شاهد بر این، روایتی است که مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان آورده است که :«حضرت عیسی علیه السلام در وقت خروج حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف نزول می‌کند و در این زمان، همه‌ی ملل، ملت واحده که همان ملت اسلام حنیف و دین ابراهیم است، می‌گردند.»(۴)
بنابراین، تفاوتی میان دعوت این دو بزرگوار نیست. علاوه بر آن که امامت و رهبری امت، بر عهده‌ی حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است و حضرت عیسی علیه السلام با آن حضرت، همراه و همگام خواهد بود و برای برپایی حکومت دینی، به دعوت و ارشاد مردم می‌پردازند.

پی‌نوشت‌ها:
۱. محیی الدین عربی، فتوحات مکیه، باب ۳۶۶، ص ۳۲۷.
۲. زخرف: ۶۱.
۳. طبرسی، مجمع‌البیان، ج۹، ص ۹۱.
۴. محمد باقر مجلسی، بحارالأنوار، ج ۱۴، ص ۳۴۹.
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
حضرت عیسی , قرآن , آخرالزمان , حضرت مهدی , حجت خداوند , ملت واحده , امامت , رهبری , حکومت دینی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا مهدویت در قرآن کریم مطرح شده است؟

پاسخ : 
۱- قرآن، منبع اصلی همۀ معارف و قوانین اسلامی است و در حقیقت، به منزلۀ قانون اساسی همۀ قوانین اسلامی است. همان گونه که در قانون اساسی هر کشور، اصول و اهداف و مسؤولیت های ارگان ها و نهادها به صورت کلّی و بدون شرح و توضیح کامل ثبت شده و شرح و تبیین آن به عهدۀ قانون های عادی است، در قرآن نیز برخی از معارف اسلامی به صورت کلّی و مجمل بیان شده و تقسیر و توضیح آن برعهده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نهاده شده است. در مورد مهدویت نیز چنین است.
ریشۀ اصلی این تفکّر، قرآن است که در چند آیه، نابودی ستم را پیش بینی کرده و پیروزی پارسایان، صالحان و مستضعفان را نوید داده و فرجام کار را از آن پرهیزکاران دانسته و بشارت داده که در پایان جهان، نیکوکاران حاکم خواهند شد. در تفسیر این آیات، روایات فراوانی از پیامبر و ائمّه علیهم السلام نقل شده است که بنا بر آنها، حکومت امام مهدی علیه السلام در آخرالزمان همان حکومت مستضعفان و صالحان است که درقرآن، بشارت به آن داده شده است.
خداوند در سیصد و شصت و پنج آیه که در هشتاد سوره آمده است، به صورت کلّی درباره مهدویت سخن گفته است. بیش از پانصد روایت از پیامبر و ائمه علیهم السلام در تفسیر این آیات(۱) نقل شده است. از باب نمونه، به چند آیه وروایت بسنده می کنیم:

الف) «وَنُرِیدُأَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفُوا فِی الأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةَ وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثِینَ(۲)؛ مامی خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.»
سلمان فارسی گوید: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «خداوند هیچ پیامبر و رسولی را نفرستاد، مگر آن که برای اودوازده نقیب قرار داد. پس نام یازده امام راشمرد و فرمود: سپس فرزندش، محمد بن الحسن المهدی عجل الله فرجه الشریف است که به امر پروردگار قیام می کند».(۳)

ب) «وَلَقَد کَتَبنا فِی الزَّبورِ مِن بَعدِالذِّکرِأَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادَی الصّالحونَ(۴)؛ در زبور بعد از ذکر(تورات) نوشتیم: بندگان شایسته‌ام وارث حکومت زمین خواهند شد.»
در تفسیر این آیه، محمّد بن عبدالله بن حسن از امام باقر علیه السلام نقل کرده که آن حضرت فرمود: «مراد از آیه، قائم آل محمّد و یارانش می باشند».(۵)

ج) «أمَّن یُجیبُ المُضطر اذا دعاه ویکشف السوء ویجعلکم خلفاءالارض ...(۶)؛ و یا کسی که دعای مضطرّ و گرفتار را اجابت می کند هنگامی که او رامی خواند، و بلا و سختی را برطرف می سازد و شما را خلفای زمین قرار می دهد...».
امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه، ضمن حدیث مفصّلی، سخنرانی امام عصر ارواحناله الفداء را در موقع ظهور در مکّه بیان می‌فرماید: «اوّلین کسی که با او بیعت می‌کند، جبرئیل است و سپس بیش از سیصد نفر با او بیعت خواهند نمود».(۷)

۲- این پرسش اختصاص به مهدویت ندارد بلکه درباره خصوصیات و جزئیات بیشتر احکام اسلامی همانند نماز، روزه و زکات نیز مطرح است، چون در هیچ جای قرآن از شماره رکعات نمازهای پنج گانه یا شرایط وجوب زکات وروزه، سخن به میان نیامده است.

پی‌نوشت‌ها:
۱. تمام این روایات در «معجم احادیث الامام المهدی»، ج ۵ با همکاری گروهی از نویسندگان گردآوری شده است.
۲. سوره قصص، آیه ۵.
۳. دلائل الامامه، ص ۲۳۷
۴. سوره انبیا، آیه ۱۰۵.
۵. تأویل الآیات، ج ۱، ص ۳۳۲ و معجم الإمام المهدی علیه السلام، ج ۵، ص ۲۶۲.
۶. سوره نمل، آیه ۶۲
۷. تفسیر عیّاشی، ج ۲، ص ۵۶
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
مهدویت , قرآن کریم , مهدویت در قرآن , آخرالزمان , مستضعفان , حکومت صالحان , قائم آل محمّد
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیه «استضعاف» چگونه بر ظهور حضرت‌ مهدی‌ علیه‌ السلام دلالت دارد؟

پاسخ : 
خداوند متعال می‌فرماید: «وَ نُریدُ اَنَّ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضعِفُوا فِی الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثینَ»؛ «ارادۀ ما بر این قرار گرفته که بر مستضعفین زمین منت بگذاریم و آن‌ها را پیشوایان و وارثین [روی زمین قرار] دهیم»(۱).
مطابق سیاق آیۀ فوق، مفسران اهل‌ سنت و شیعه، شأن نزول آیه را مربوط به قوم بنی‌اسرائیل می‌دانند(۲)، آنان بودند که روی زمین به استضعاف کشیده شد و خداوند آن‌ها را بر فرعونیان پیروز گرداند، ولی ظاهر آیه دلالت بر قانون کلی و اراده و مشیت همیشگی خداوند نسبت به مستضعفین تا روز قیامت دارد. خداوند اراده کرده که به‌حسب شرایط خاص، مستضعفین را بر مستکبرین عالم پیروز گرداند، که‌ نمونه‌ای از آن، تحقق مشیت الهی نسبت به پیروزی بنی‌اسرائیل و زوال حکومت فرعونیان بود. نمونۀ کامل‌تر آن حکومت پیامبر اسلام بعد از ظهور اسلام است. و مطابق روایات اسلامی مصداق کامل‌تر از همۀ حکومت‌ها، حکومت حضرت‌ مهدی‌ علیه‌السلام در عصر ظهور است، که خداوند حکومت او را که همان حکومت مستضعفین است در سرتاسر گیتی گسترش خواهد داد و کرۀ زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. این معنا را می‌توان از قرائنی به‌دست آورد:
۱. ارادۀ خداوند در آیه به صیغۀ مضارع «نرید» آمده که دلالت بر استمرار دارد.
۲. ارادۀ حتمی الهی بر عنوان «مستضعفین» وارد شده، و مستضعفین بنی‌اسرائیل خصوصیت ندارند.
۳. روایاتی که از طرق شیعه و سنی در ذیل آیه وارد شده دلالت بر عمومیت این سنت الهی دارد.
امام‌ صادق‌ علیه‌السلام فرمود: «همانا این آیه مخصوص به صاحب امری است که در آخرالزمان ظهور کرده و جباران و فرعونیان را نابود خواهد کرد، او شرق و غرب زمین را مالک می‌شود پس زمین را پر از عدل می‌کند همان‌گونه که پر از ظلم شده باشد»(۳).
حضرت‌ علی‌ علیه‌السلام نیز فرمود: «دنیا بعد از آن که در برابر ما همچون شتر بدخلق چموشی و سرکشی کرد. به‌سوی ما روی می‌آورد و در برابر ما رام می‌شود. آنگاه این آیه را تلاوت نمود: «وَ نُریدُ اَنَّ نَمُنَّ...»(۴).

پی‌نوشت‌ها:
۱. قصص، ۵.
۲. مجمع‌البیان، ج۷، ص۳۷۵؛ درالمنثور، ج۶، ص۳۹۲.
۳. تفسیر برهان، ج۶، ص۵۸.
۴. شواهدالتنزیل، ج۱، ص۴۳۸، ح۵۹؛ ینابیع‌المودة، ص۴۳۷. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
آیه استضعاف , ظهور , حضرت‌ مهدی‌ , مستضعفین , مشیت الهی , عصر ظهور , حکومت حضرت‌ مهدی‌
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیه «وراثت» چگونه بر ظهور امام‌ زمان‌ علیه‌ السلام دلالت دارد؟

پاسخ : 
خداوند متعال می‌فرماید: «وَ لَقد کَتَبنا فِی الزَّبُورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ اَنَّ الاَرضَ یَرِثُها عِبادیَ الصّالِحون»؛ «ما در زبور بعد از ذکر نوشتیم که بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد»(۱).
مقصود از «زبور» در آیه، زبور داوود و مراد از «ذکر» تورات است. در زبور می‌خوانیم: «زیراکه شریران منقطع می‌شوند ولی متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد، و حال اندک است که شریر نیست می‌شود،‌ هرچند مکانش را استفسار نمایی ناپدید خواهد شد، اما متواضعان وارث زمین شده و از کثرت سلامتی متلذذ خواهند شد»(۲).
و در آیۀ ۲۹ از مزمور داوود آمده است: «صالحان، وارث زمین خواهند شد و در آن تا ابد سکونت خواهند داشت».
مقصود از کلمۀ «الأرض» در آیۀ فوق، مطلق زمین دنیا و آخرت «بهشت» است؛ زیرا تخصیص آن به زمین دنیا بدون وجه است(۳).
و مقصود از «عبادی الصالحون» معنای عامی است که شامل هر زمان و مکان و هر قومی خواهد شد، و مصداق اکمل و اتم آن – مطابق روایات – زمانی است که حضرت‌ مهدی‌ علیه‌السلام ظهور کرده و زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. در آن زمان است که تمام کرۀ زمین در اختیار بندگان صالح خداوند قرار خواهد گرفت.
ابن‌کثیر می‌گوید: «خداوند در آیۀ شریفه بشارت می‌دهد بر بندگان صالح خود که در دنیا و آخرت آنان را سعادتمند کرده و آنان را وارث زمین و بهشت گرداند»(۴).
آلوسی می‌گوید: «اگر بگوییم که این آیه مربوط به عصر مهدی و نزول عیسی است، به اقوال دیگر احتیاج نیست»(۵).
و لذا در ذیل آیه روایاتی نقل شده که دلالت بر انطباق آیه بر عصر ظهور حضرت‌مهدی‌ علیه‌السلام دارد.
ثوبان از رسول‌ خدا صلی‌ الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: «خداوند برای من زمین را جمع نمود. پس من مشرق‌ها و مغرب‌های آن‌را مشاهده کردم و امت من زود است که به آن خواهند رسید»(۶).
امام‌باقر‌ علیه‌السلام فرمود: «مقصود از «عبادی الصالحون» اصحاب حضرت مهدی‌ علیه‌السلام در آخرالزمان است»(۷).

پی‌نوشت‌ها:
۱. انبیاء، ۱۰۵.
۲. مزمور، ۳۷/۹-۱۱.
۳. المیزان، ج۱۴، ص۴۹۳.
۴. تفسیر ابن‌کثیر، ج۲،‌ص۵۲۴.
۵. روح‌المعانی، ج۱۷، ص۹۵.
۶. همان.
۷. مجمع‌البیان، ج۷، ص۶۶. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
آیه وراثت , ظهور , امام‌ زمان‌ , آیه 105 سوره انبیا , بندگان صالح , وارث زمین , اصحاب حضرت مهدی‌
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
بنا بر آیات قرآن، آیا امامت حضرت مهدی (عج) در کودکی صحیح است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
بنا بر آیات شریفه قرآن کریم آیا امامت و نبوت کودک ممکن یا جایز است؟ آیا امامت حضرت مهدی (عج) در کودکی صحیح است؟

پاسخ:
از نظر قرآن امامت، نبوت و ولایت در سنین کودکی نه‌تنها امری ممکن است بلکه از وقوع آن نیز خبر داده است.
الف. خداوند متعال خطاب به حضرت یحیی می‌فرماید: «یَا یَحْیَىٰ خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا»؛(۱) «ای یحیی! تو کتاب آسمانی ما را به قوت فراگیر و به او در کودکی مقام نبوت دادیم».
فخر رازی دربارۀ حکمی که خداوند به حضرت‌ یحیی(ع) داد می‌گوید: «مراد از حکم در آیۀ شریفه، همان نبوت است؛ زیرا خداوند متعال عقل او را در کودکی محکم و کامل کرد و به او وحی فرستاد، چرا که خداوند حضرت‌ یحیی و عیسی را در کودکی به پیامبری برگزید، برخلاف حضرت‌ موسی و محمد(ص) که آنان را در بزرگ‌سالی به رسالت مبعوث نمود.»(۲)
ب. و نیز در مورد حضرت‌ عیسی(ع) می‌فرماید: «فَأَشَارَ‌تْ إِلَیْهِ قَالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَن کَانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّـهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا»(۳) «مریم [در پاسخ به ملامت‌گران] به طفل اشاره کرد. آن‌ها گفتند چگونه با طفل گهواره‌ای سخن گوییم؟ آن طفل گفت: همانا من بندۀ خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود...».
قندوزی حنفی بعد از ذکر ولادت امام‌ مهدی(ع) می‌نویسد: «گفته‌اند که خداوند تبارک و تعالی او را در سن طفولیت حکمت و فصل‌الخطاب عنایت نمود، و او را نشانه‌ای برای عالمیان قرار داد، همان‌گونه که در شأن حضرت‌ یحیی فرمود: «یا یحیی خُذِ الکتاب بقوةٍ و آتیناهُ الحُکمَ صبیًّا». 
و نیز در شأن حضرت‌عیسی(ع) فرمود: «قالوا کیف نُکَلِمُ من کان فی المَهد صَبیاً* قال انی عبدالله آتانِیَ الکِتابَ و جَعَلَنی نَبیّاً». خداوند، عمر حضرت‌ مهدی(ع) را به مانند عمر حضرت خضر طولانی گردانید».(۴)
قطب راوندی و دیگران با سند از یزید کناسی نقل کرده‌اند که از حضرت‌ ابی‌ جعفر(ع) سؤال کردم: قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّـهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا وَجَعَلَنِی مُبَارَ‌کًا أَیْنَ مَا کُنتُ وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ مَا دُمْتُ حَیًّا(۵) قلت: فکان یومئذ حجة الله علی زکریا فی تلک الحال و هو فی المهد؟ فقال: کان عیسی فی تلک الحال آیة للناس و رحمة من الله لمریم حین تکلم فعبر عنها و کان نبیا حجة علی من سمع کلامه فی تلک الحال، ثم صمت فلم یتکلم حتی مضیت له سنتان و کان زکریا الحجة لله عزوجل علی الناس بعد صمت عیسی بسنتین ثم مات زکریا فورثه ابنه یحیی الکتاب و الحکمة و هو صبی صغیر، اما تسمع لقوله عزوجل: یَا یَحْیَىٰ خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا(۶) فلما بلغ عیسی(ع) سبع سنین تکلم بالنبوة و الرسالة حین اوحی الله تعالی الیه، فکان عیسی الحجة علی یحیی و علی الناس اجمعین و لیس تبقی الارض یا اباخالد یوما واحدا بغیر حجة لله علی الناس منذ یوم خلق‌الله آدم(ع)...»؛(۷) «آیا عیسی(ع) هنگامی که در گهواره سخن گفت حجت خدا بر اهل زمان خود بود؟ حضرت فرمود: «عیسی در آن روز پیامبر و حجت غیر مرسل خدا بود. آیا نشنیده‌ای قول خدا را هنگامی که فرمود: «من بندۀ خدایم، او کتاب [آسمانی] به من داده و مرا پیامبر قرار داده است. و مرا ـ هرجا که باشم ـ وجودی پربرکت قرار داده و تا زمانی‌که زنده‌ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است.» 
عرض کردم: پس در آن روز عیسی حجت خدا بر زکریا در آن حال بود، درحالی‌که در گهواره به سر می‌برد؟ 
حضرت فرمود: عیسی در آن حال نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از جانب خدا برای مریم بود، آن هنگامی‌که سخن گفت و از او تعبیر کرد. (و نیز) پیامبر و حجت بود بر هر که کلام او را در آن حال شنید. سپس عیسی ساکت شد و تا دو سال با کسی سخن نگفت، و در این مدت زکریا حجت بر مردم بود. پس از فوت او یحیی(ع) در سنین کودکی وارث کتاب و حکمت شد. آیا نشنیده‌ای قول خداوند عزوجل را که فرمود: «ای یحیی! کتاب [خدا] را با قوت بگیر! و ما فرمان نبوت [و عقل کافی] در کودکی به او دادیم.» عیسی وقتی به هفت‌ سالگی رسید با اولین وحی که بر او نازل شد خبر از نبوت خود داد. در این هنگام او حجت بر یحیی و تمام مردم شد. ای اباخالد! از هنگام خلقت آدم، حتی یک روز نیز زمین خالی از حجت خدا بر مردم نبوده است...».
کسی اشکال نکند که درمورد حضرت‌ عیسی اگرچه قرآن لفظ ماضی را به کار برده ولی درحقیقت به معنای مضارع و زمان آینده است. زیرا در جواب می‌گوییم:
اولاً: این احتمال خلاف ظاهر لفظ ماضی است و حمل بر خلاف آن احتیاج به دلیل و قرینه دارد درحالی‌که قرینه‌ای در بین نیست.
ثانیاً: فرق است بین نبی و رسول، درمورد قصۀ حضرت‌ عیسی تعبیر نبی آمده نه رسول، و لذا ممکن است که طفلی در سنین کودکی به مقام نبوت رسیده باشد گرچه به‌جهت طفولیت هنوز به مقام رسالت نرسیده است.

پی‌نوشت‌ها:
۱. سوره مریم، آیه ۱۲.
۲. تفسیر فخر رازی، ج۱۱، ص۱۹۲.
۳. سوره مریم، آیه ۲۹ و ۳۰.
۴. ینابیع المودة، ص۴۵۴.
۵. سوره مریم، آیه ۳۰ و ۳۱.
۶. سوره مریم، آیه ۱۲.
۷. کافی، ج۱، ص۳۸۲، ح۱. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
قرآن کریم , امامت , نبوت , امامت کودک , ولایت , حجت خدا , حضرت عیسی , حضرت مهدی (عج)
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیه «ارتداد» چگونه بر ظهور امام‌ زمان‌ علیه‌السلام دلالت دارد؟

پاسخ : 
خداوند متعال می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَ لاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ وَ اللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛ 
ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! هرکس ازشما از آیین خود بازگردد [به خدا زیانی نمی‌رساند] خداوند جمعیتی را می‌آورد که آن‌ها را دوست دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند، در برابر مؤمنان، متواضع و در برابر کافران، سرسخت و نیرومند، آن‌ها در راه خدا جهاد می‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری نمی‌هراسند. این،‌ فضل خداست که به هرکس بخواهد [ و شایسته ببیند] می‌دهد، و [فضل] خدا وسیع است، و خداوند داناست».(۱)
آیۀ فوق اشاره به قانون استبدلال دارد، یعنی تبدیل، جامعه‌ای به جامعه‌ای دیگر به‌ جهت آن که جامعۀ قبل به وظایف خود عمل نکرده است. خلیفۀ رسول خدا را طرد کرده، و در جهاد کوتاهی نموده است. و نیز در تطبیق دین خدا در جامعه سهل‌انگاری نموده است.
با مراجعه به روایات پی می‌بریم که اهل‌بیت علیهم‌السلام آیه را بر اصحاب امام‌ زمان‌ علیه‌السلام تأویل نموده‌اند، ازجمله: سلیمان‌ بن‌ هارون عجلی می‌گوید: از امام‌ صادق‌ علیه‌السلام شنیدم که فرمود: «همانا صاحب امر محفوظ است. اگر تمام مردم از بین بروند، خداوند متعال اصحاب او را گرد او جمع می‌کند. آن‌ها هستند که خداوند درموردشان فرمود: «یا اَیُّها الَّذینَ آمَنُوا مَن یَرتَدَّ مِنکُم عَن دینِهِ...»(۲).

پی‌نوشت‌ها:
۱. مائده، ۵۴.
۲. تفسیر برهان، ج۲، ص۴۷۳. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
آیه ارتداد , ظهور , امام‌ زمان‌ , قانون استبدلال , ظهور امام‌ زمان‌ , آیه 54 سوره مائده , اصحاب امام‌ زمان‌
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیه 55 سوره نور چگونه بر ظهور موعود جهانی دلالت دارد؟

پاسخ : 
خداوند متعال در آیه 55 سوره نور می‌فرماید:
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئًا وَ مَن کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ؛
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان‌ گونه که به پیشینیان آن‌ها خلافت روی زمین را بخشید و دین و آیینی را برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت و ترسشان را به امنیت و آرامش مبدل می‌کند. آنچنان‌ که تنها مرا می‌پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی‌ که پس از آن کفر شوند، آن‌ها فاسقانند.»

آیۀ فوق مربوط به زمان ظهور حضرت‌ مهدی‌ علیه‌السلام و عصر حکومت جهانی توحیدی است و شواهد و قرائن آن عبارت است از:

۱. با آیات دیگر که ظهور در غلبۀ دین اسلام در آخرالزمان بر سایر ادیان دارد سازگاری و مناسبت دارد.

۲. کلمۀ «الأرض» که با الف و لام جنس آمده، بدون قرینه‌ای بر انصراف آن به سرزمین خاص و معین، حمل بر تمام روی زمین می‌شود(1)

۳. تبدیل خوف به امنیت کامل تاکنون انجام نگرفته است و این تنها با حکومت گستردۀ مؤمنین بر روی زمین انجام می‌گیرد.

۴. با مراجعه به روایاتی که در ذیل آیۀ فوق رسیده، این معنا تأیید می‌گردد.
قرطبی در ذیل آیۀ از رسول خدا صلّی‌ الله علیه و آله نقل کرده که فرمود: «در آن‌روز بر روی زمین خانه‌ای نیست جز آن که خداوند کلمۀ اسلام را در آن وارد خواهد ساخت»(2)
سدی از ابن‌ عباس نقل کرده ک آیه درمورد آل محمد‌ صلّی‌ الله علیه و آله نازل شده است(3)
از امام‌سجاد علیه‌السلام نقل شده که فرمود: «آیه،‌ در شأن حضرت قائم‌ علیه‌السلام است»(4)
از امام‌صادق‌ علیه‌السلام نیز نقل شده که فرمود: «آیه دربارۀ قائم و اصحاب اوست»(5)

۵. در زمان خلافت خلفای اربعه نیز امنیت کامل در سرتاسر جهان پدید نیامد، خصوصاً آن که دو دشمن قدرتمند ایران و روم، اسلام را تهدید می‌کردند، و لذا در طول سی سال، جنگ‌های زیادی به‌وقوع پیوست.
فضل می‌گوید: «... به امام‌ صادق‌ علیه‌السلام عرض کردم: این نواصب گمان می‌کنند که آیه در شأن ابوبکر و عمر و عثمان و علی‌ علیه‌السلام نازل شده است. حضرت فرمود: خداوند قلوب ناصبه را هدایت نمی‌کند؛ چه زمانی دین مرضی خدا و رسول تثبیت شده است و امر آن انتشار یافته و خوف و شک از قلوب و سینه‌های مردم در عهد یکی از آن سه خلیفه و در عهد علی‌ علیه‌السلام با ارتداد مردم بیرون رفته است. چه فتنه‌هایی که در ایام آن‌ها برانگیخته شد، و چه جنگ‌هایی به آن‌ها نسبت داده شده است که بین آنان و کفار واقع شده»(6)

پی‌نوشت‌ها:
۱. تفسیر ابن کثیر، ج۲، ص۶۱۴ ؛ جامع‌البیان، ذیل آیه.
۲. تفسیر قرطبی، ج۷، ص۴۲۹ ؛ درالمنثور، ذیل آیه.
۳. شواهدالتنزیل، ج۱، ص۴۱۳.
۴. تفسیر صافی، ج۳،‌ص۴۴۴.
۵. الغیبة‌، نعمانی، ص۱۲۶.
۶. تفسیر کنزالدقائق، ج۹، ص۳۳۵. 

منبع: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران

کلمات کلیدی : 
وعده الهی , ظهور , موعود جهانی , آیه 55 سوره نور , ظهور حضرت‌ مهدی‌ , حکومت جهانی
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا آیه ۳۲ سوره اعراف دلیل برپایی قیامت در عصر ظهور است؟

پاسخ : 
قرآن کریم می‌فرماید:
قُلْ مَنْ حَرَّ‌مَ زِینَةَ اللَّـهِ الَّتِی أَخْرَ‌جَ لِعِبَادِهِ وَالطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّ‌زْقِ ۚ قُلْ هِیَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا خَالِصَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ(۱)
«بگو: چه کسی زینت‌های الهی را که برای بندگان خود آفریده و روزی‌های پاکیزه را حرام کرده است؟! بگو: این‌ها در زندگی دنیا، برای کسانی است که ایمان آورده‌اند؛ (اگرچه دیگران نیز با آن‌ها مشارکت دارند؛ ولی) در قیامت، خالص (برای مؤمنان) خواهد بود.»
این در حالی است که خالص نعمت‌ها، که در انحصار مؤمنان است، مطابق روایات، تنها در عصر ظهور حضرت‌ مهدی(عج) خواهد بود، همان‌ گونه که در قرآن کریم آمده است:
وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ‌ مِن بَعْدِ الذِّکْرِ‌ أَنَّ الْأَرْ‌ضَ یَرِ‌ثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ(۲)
«در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد.»

از این دو آیه نکات ذیل برداشت می‌شود:

اوّل: خلوص در نعمت‌های الهی برای مؤمنان مراتبی دارد، که یک مرتبۀ آن در دنیا هنگام ظهور حضرت‌ مهدی(عج) است و مرتبۀ دیگر آن در روز قیامت می‌باشد.

دوم: وارثِ زمین‌شدن به‌معنای بهره‌برداری از نعمت‌های خالص کرۀ زمین نیست.

سوم: عصر ظهور ازآن‌جهت که مرحله‌ای از مراحل حقیقت قیامت و کشف و ظهور حجاب‌ها است، لذا تا اندازه‌ای آثار قیامت را دربردارد.

پی‌نوشت‌ها:
۱. سوره اعراف، آیه ۳۲.
۲. سوره انبیاء، آیه ۱۰۵. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
آیه ۳۲ سوره اعراف , قیامت , عصر ظهور , مؤمنان , نعمت‌ها , عصر ظهور , وارث زمین
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا در قرآن کریم نامی از حضرت مهدی علیه السلام برده شده است؟

پاسخ : 
قرآن کریم درباره امام زمان(عج) مانند بسیاری از موضوعات دیگر به صورت کلّی و اصولی بحث نموده است یعنی از تشکیل حکومت عدل جهانی و پیروزی نهایی صالحان در روی زمین سخن به میان آورده است و این دسته از آیات الهی که بیش از صد آیه است مفسّران عالی قدر اسلامی به استناد روایات و اخبار معصومین علیهم السلام این دسته از آیات را مربوط به موضوعات مهدویت و ظهور و قیام حضرت ولی عصر(عج) می دانند.
و بیش از پانصد روایت از نبی مکرّم اسلام (ص) و ائمه معصومین (ع) در تفسیر این گونه آیات نقل شده است.
ما در این جا به چند قسم از آیات و روایاتی که در تفسیر و توضیح آنها است اشاره می کنیم.(۱)

۱- و لقد کتبنا فی الزّبور من بعد الذّکر أنّ الأرض یرثها عبادی الصّالحون (۲)
« ما در کتاب زبور پس از تورات نوشته ایم که سرانجام زمین را بندگان صالح و شایسته به ارث می برند».
امام باقر(ع) می فرمایند: منظور از صالحان در این آیه حضرت مهدی(عج) و یارانش می باشند.(۳)

۲- و نرید أن نّمنّ علی الّذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم أئمّه و نجعلهم الوارثین(۴)
« ما اراده کردیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم».
حضرت علی(ع) می فرمایند: این گروه آل محمد هستند، خداوند مهدی آنها را بعد از زحمت و فشاری که بر آنان وارد می شود بر می انگیزد و به آنها عزّت می دهد.(۵)

۳- هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدّین کلّه ولو کره المشرکون(۶)
« او پروردگاری است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا او را بر همۀ آیین ها غالب گرداند هر چند مشرکان کراهت داشته باشند».
امام باقر(ع) می فرمایند: وعده ای که در این آیه است مربوط به ظهور مهدی آل محمد(ص) است در آن روز هیچ کس در روی زمین باقی نخواهد ماند مگر آنکه اقرار به حقانیت محمد(ص) می نماید.(۷)

معرفی منابع برای مطالعه بیشتر:
۱- معجم احادیث الامام مهدی،ج۵، شیخ علی کورانی.
۲- سیمای مهدویت در قرآن، محمد جواد مولوی نیا.
۳- مهدی موعود(عج) در قرآن کریم، محمد حسین رضوی.
۴- سیمای امام مهدی(عج) در قرآن، ترجمه المحجه، حائری قزوینی.
۵- فصلنامه انتظار، شماره ۶، مقاله آقای سعدی.
۶- موعود شناسی، علی اصغر رضوانی، ص ۲۸۵.
۷- گفتمان مهدویت ۱و۲، مقاله آیه الله معرفت.
۸- امام مهدی فر القرآن و السّنّه، سعید ابومعاش.
۹- امام مهدی در قرآن، مهدی یوسفیان.

پی‌نوشت‌ها:
۱ - معجم احادیث امام مهدی، ج ۵.
۲ - انبیاء. آیه ۱۰۵.
۳ - تفسیر مجمع البیان، ج ۷، ص ۶۶.
۴ - قصص، آیه ۵.
۵ - غیبت طوسی، ص ۱۱۳ و تفسیر نورالثقلین، ج ۴، ص ۱۱۰.
۶ - توبه، آیه ۳۳.
۷ - تفسیر مجمع البیان، ج ۵، ص ۲۵. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
قرآن کریم , حضرت مهدی , حکومت عدل جهانی , صالحان , حضرت مهدی در قرآن
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیه «قتال» چگونه بر ظهور حضرت‌ مهدی‌ علیه‌ السلام دلالت دارد؟

پاسخ : 
خداوند متعال می‌فرماید: «وَ قاتِلوهُم حَتّی لا تَکُونَ‌ فِتنَةٌ وَ‌ یَکُونَ الدِّینُ کُلُّهُ لِلّهِ...»؛ «با آنان پیکار کنید تا فتنه برچیده شود و دین همه‌اش مخصوص خدا باشد»(۱).
آیۀ فوق دلالت دارد بر این که باید شرک و کفر ریشه‌کن شود و دین همه‌اش مخصوص خدا باشد و هیچ مشرکی در روی زمین نماند جز آن که کشته شده یا داخل در دین اسلام شود. این هدف هنوز تحقق نیافته است درحالی‌که باید تحقق یابد و فتنه از روی زمین برچیده شود و دین خالص برای خدا گردد.
مطابق روایات، این هدف در عصر ظهور حضرت‌ مهدی‌ علیه‌السلام تحقق خواهد یافت. همان‌گونه که در آیۀ ۳۳ از سورۀ توبه به آن اشاره شد.
الوسی در ذیل آیۀ فوق می‌گوید: «مقصود آن است که همۀ ادیان باطل از بین برود، یعنی یا اهل ادیان از بین رفته و هلاک شوند و یا از ترس و جهات دیگر به دین اسلام بازگردند»(۲).
آنگاه می‌گوید: «گفته شده که تأویل آیه تاکنون محقق نشده است، و در هنگام ظهور حضرت‌ مهدی‌ علیه‌السلام تأویل آن خواهد آمد، و در آن عصر هیچ مشرکی بر روی زمین باقی نخواهد ماند»(۳).
از امام‌صادق‌ علیه‌السلام درمورد آیۀ فوق سؤال شد، حضرت فرمود: «لم یجیء تأویل هذه الآیة و لو قد قام قائمنا بعد سیری من یدرکه ما یکون من تأویل هذه الآیة و لیبلغنّ دین محمد صلی‌الله علیه و آله ما بلغ اللیل حتی لا یکون مشرک علی ظهر الارض...»؛ «هنوز تأویل آیه نیامده است و اگر قائم ما قیام کند، زود است کسانی که او را درک می‌کنند تأویل این آیه را نبینند. البته دین محمد به تمام نقاطی که شب پوشش آرام‌بخش خود را بر آن می‌افکند خواهد رسید تا این که در سراسر زمین، شرک و بت‌پرستی باقی نماند»(۴).

پی‌نوشت‌ها:
۱. انفال، ۳۹.
۲. روح‌المعانی، ج۹، ص۱۷۴.
۳. همان.
۴. تفسیر صافی، ج۲۰، ص۳۰۳. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
ظهور , حضرت‌ مهدی‌ , آیه قتال , شرک , عصر ظهور , تأویل , قائم , آیه 39 سوره انفال
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا آیات ۷۳ و ۷۴ سوره زمر دلیل برپایی قیامت در عصر ظهور است؟

پاسخ : 
خداوند متعال در آیات ۷۳ و ۷۴ سورۀ زمر می‌فرماید:
«وَسِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَ‌بَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرً‌ا ۖ حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ * وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّـهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَ‌ثَنَا الْأَرْ‌ضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاءُ ۖ فَنِعْمَ أَجْرُ‌ الْعَامِلِینَ؛
و کسانی‌که تقوای الهی پیشه کردند، گروه‌گروه به‌ سوی بهشت برده می‌شوند؛ هنگامی‌که به آن می‌رسند درهای بهشت گشوده می‌شود و نگهبانان به آنان می‌گویند: «سلام بر شما! گوارایتان باد این نعمت‌ها! داخل بهشت شوید» و جاودانه بمانید. آن‌ها می‌گویند: حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که به وعدۀ خویش دربارۀ ما وفا کرد و زمین (بهشت) را میراث ما قرار داد که هرجا را بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم؛ چه نیکوست پاداش عمل‌کنندگان.»
این در حالی است که در آیۀ دیگر آمده است:
«وَنُرِ‌یدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْ‌ضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِ‌ثِینَ(۱)؛
ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.»
گفته شده: با جمع بین این آیات پی می‌بریم که در قیامت مؤمنان وارث زمین شده و قیامت در روی همین کرۀ زمین است.

پاسخ:
اوّل: مطابق برخی از روایات، زمان ظهور حضرت مهدی(ع)، قبل از برپایی قیامت و در همین کرۀ زمین است.
از رسول‌خدا(ص) نقل شده که فرمود: «اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد خداوند آن روز را طولانی گرداند تا مردی از اولاد من خروج کند... .»(۲)

دوم: مطابق مباحثی که در علم کلام مطرح شده و دانشمندان نیز به کمک آن آمده‌اند، محلّ قیامت بر روی همین کرۀ زمین است؛ ولی با تغییرات اساسی که بر روی آن ایجاد می‌شود.

سوم: ممکن است مقصود از کلمه «الأرض» در آیۀ اول، به قرینه (نَتَبَوّأ مِنَ الجَنّة حیثُ نشآءُ) که در ادامۀ آیه آمده، زمین بهشت باشد و این با آیۀ دوم فرق می‌کند.

چهارم: از آن‌ جهت که عصر ظهور مرحله‌ای از مراحل قیامت است، لذا در آثار تا حدودی با هم مشترک‌اند.

پی‌نوشت‌ها:
۱. سوره قصص، آیه ۵.
۲. بحارالانوار، ج ۳۸، ص۳۰۴، باب ۶۷؛ «لو لم یبق من‌الدنیا إلاّ یوم واحد لطوّل‌الله ذلک الیوم حتّی یخرج رجل من ولدی... .» 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
سوره زمر , قیامت , عصر ظهور , بهشت , ظهور حضرت مهدی , عصر ظهور , مستضعفان , وارثان زمین
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چه کارهایی باعث می‌شود انسان شبانه روز به یاد امام زمان (عج) باشد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چه کارهایی باعث می‌شود انسان شبانه روز به یاد امام زمان (عج) باشد؟ (هم من به ياد امام زمان (عج) باشم و هم حضرت به ياد من باشند كه البته هستند.)

پاسخ:
برای اين مورد بايد محبت به امام را در قلب خود داشت كه لازمه آن شناخت بهتر و دقيق‌تر حضرت است. اين شناخت و معرفت نسبت به امام در وجود انسان ايجاد محبت می‌نمايد و وقتی انسان دوستدار و عاشق كسی شد بالطبع هر كاری كه در جهت خشنودی و رضايت محبوب و معشوقش باشد از انجامش دريغ نمی‌ورزد و حتي حاضر نيست لحظه‌ای را با غفلت و بی‌توجه به محبوبش سپري نمايد. پس اول قدم در اين راه شناخت حضرت است و انجام دادن اموری كه مورد رضايت ايشان باشد. دوم احساس نياز شديد به حضرت به طوری كه همه ابعاد وجوديمان را فرا بگيرد و لازمه اين احساس نياز، دو چيز است اول اين كه بدانيم اداره همه امور عالم به دست ايشان است. دوم اعمال خوب و بد ما به محضر ايشان ارسال می‌گردد. وقتی چنين شد ديگر انسان معتقد هرگز از ياد امامش غافل نمی‌گردد و همواره به ياد اواست. از جمله كارها در اين خصوص می‌توان به موارد زير اشاره نمود:

الف) دعا برای سلامتی امام زمان (عج) و تعجيل در فرج ايشان حتی در نمازهای يوميه؛
ب) پرداخت صدقه به جهت سلامتی وجود نازنين و شريف و مبارک امام زمان (عج) در هرروز، و به‌خصوص اول هر ماه قمری؛
ج) توسل به حضرت در همه امر زندگی؛ 
د) خواندن نماز امام زمان.

در اين زمينه می‌توانيد به كتاب شريف مفاتيح الجنان و كتاب ارزشمند مكيال المكارم از آیت‌الله سید محمدتقی موسوی اصفهانی معروف به فقیه احمد آبادی رجوع بفرمایيد.

کلمات کلیدی : 
یاد امام زمان , ذکر , محبت به امام زمان , معرفت , دعا , صدقه , توسل , نماز امام زمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
دعاهایی که می‌شود برای امام زمان (عج) نمود را بیان نمایید.

پاسخ : 
شرح پرسش:
دعاهایی كه می‌شود براي امام زمان علیه السلام نمود (دعا برای سلامتی، فرج، تسكين دردهای دل آقا، براي راضی شدن‌شان از ما، دعا نمودنش برای ما، به جهت زيارت ايشان) را بيان نمایید.

پاسخ:
خواندن دعاي فرج (الهي عظم البلاء وبرح الخفاء ....)مداومت واستمرار درخواندن دعابراي سلامتي آن حضرت (اللهم كن لوليك الفرج ......)،خواندن دعاي عهد ،خواندن زيارت مخصوص آن حضرت درروز جمعه در اين زمينه دعاهاى زيادى هست كه يكى از آنها دعاى اللهمّ عرّفنى نفسك...است. گفتنى است كه امام زمان(عج) اين دعا را املا فرمود به ابوعلى محمد بن همّام و امر فرمود كه او آن را بخواند.
و سيّد بن طاووس نيز درباره اين دعا مى‌فرمايد. اگر براى تو عذرى باشد از خواندن جميع آنچه تاكنون گفتيم، پس سعى كن اين دعا را ترك نكنى، زيرا ما اين طور فهميديم كه اين دعا از نمونه تفضل‌هاى خدا نسبت به ما مى‌باشد كه ما را به آن اختصاص داده پس به اين دعا اعتماد كن و بخوان. بنابراين مى‌توان استفاده كرد كه شايد جامع‌ترين دعا همين باشد مخصوصا كه مضامين بلندى هم دارد، (مفاتيح‌الجنان، ص 587).
www.morsalat.com
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
اذكاري را بنويسيد كه باعث مي شود انسان در تمام طول روز به ياد امام زمان علیه السلام باشد؟

پاسخ : 
ياد دائمي حضرت فقط از طريق ذكر زباني ممكن نيست. بلكه نياز به رابطه قلبي با حضرت دارد. انساني مي تواند همواره به ياد كسي باشد كه عاشق و شيفته او باشد. همواره منتظر او باشد. بنابراين بايد تلاش كرد منتظر حقيقي ايشان و عاشق آن حضرت بود.البته براى دست يافتن به اين هدف والا عمل به موارد ذيل مي تواند موثر باشد.

الف) قرار گذاشتن با دوست؛ ابتدا بايد كارى كرد كه در شبانه‌روز حتما براى چند مرتبه هم كه شده به ياد ايشان افتاد؛ مثلاً انسان تصميم بگيرد بعد از هر نماز به آن حضرت سلام دهد. سپس شرح حال خود و درد دلى را با آن حضرت درميان بگذارد. تكرار اين برنامه موجب مى‌شود ذهن آدمى بيشتر متوجه اين مسأله مهم گردد،

ب ) صحبت كردن و سخن گفتن زياد با ايشان مانند خواندن دعاى عهد، هر روز،

ج ) جلب محبت وى؛ با هديه به آن حضرت (صلوات، اهداى ثواب ختم قرآن و زيارت‌ها و...)،

د ) دورى از رنجاندن وى با كارهايى كه مى‌دانيم ايشان را آزرده مى‌كند،

ه ) وفادارى و ثابت قدمى در دوستى با او،

و ) مقدم كردن خواسته او بر خواسته‌هاى خود.

www.morsalat.com
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
ويژگيهای جامعه موعود كه پس از ظهور حضرت مهدي علیه السلام ايجاد مي شود، چيست؟

پاسخ : 
قوانين حاكم بر اين نظام و اجتماع، قوانين اسلام است كه به وسيله وحي اعلام شده و احدي نمي تواند چيزي بر آن بيفزايد يا چيزي را از آن كم كند كه «حلال محمد(ص) حلال الي يوم القيامة وحرام محمد(ص) حرام الي يوم القيامة».
بايد همگان، خصوصاً هيئت حاكمه، در اين خط مستقيم با احساس مسئوليت و تعهد قدم بردارند و هوي و سليقه هاي شخصي يا گروهي خود را كنار بگذارند و به راست و چپ منحرف نشوند چنان كه در حديث است از شخص رسول اكرم(ص) كه مي فرمايند:
«لايكون العبد مؤمناً حتي يكون هواه تبعاً لما جئت و لا يزيغ عنه به».
[بندهاي مؤمن نخواهد بود تا هوي و خواست او تابع آنچه من آورده ام، باشد و از آن مايل نشود.]
جلوه هاي بسياري از اين احساس مسئوليت و خوف از خدا را در ارتباط با زمامداري و اداره اجتماع وحقوق مردم مخصوصاً محرومان و مستضعفان و طبقات به ظاهر پائين اجتماع در زندگي رسول خدا(ص) و اميرالمؤمنين علي(ع)، دنيا مشاهده كرد كه با اين كه در اداء تكاليف و وظايف خود ذرّه اي كوتاهي ننموده اند، از اين مسئوليت زمامداري به شدّت نگران بوده و مي گريستند و نشان دادند كه درنظام اسلام اگر زمامداري تكليف و وظيفه نبود هيچ انگيزهاي صاحبان شرعي اين مقام را به قبول آن بر نمي انگيخت. در اين جا در رابطه با زمامداري و مديريتها در سطوح مختلف درسهاي بسيار آموزنده در سيره پيامبر اکرم(ص) و امير المؤمنين علي(ع) داريم كه متأسفانه به خاطر طولاني شدن كلام از بيان آنها معذوريم.
حاكم و رهبر و پيشواي كل نظام موعود جهاني مانند نظام مدينه در عصر رسول اكرم(ص) و نظم كوفه در عصر امير المؤمنين علي(ع) نائب خدا و خليفة الله است كه عادل و معصوم از گناه خطا و عمل به هواي نفساني است؛ در پرهيزكاري و رعايت حق و عدالت، در تصميمات و عزل و نصب و تصرف در بيت المال الگو و نمونه و آئينه تمام نماي قوانين عدل و قسط اسلام است، صفتي كه بر حسب دلائل محكم عقلي و نقلي كه از جمله علامه حلّي(ره) در الفين، يك هزار دليل بر آن اقامه فرموده است؛ بايد امام و خليفه خدا و رهبر جامعه به آن متّصف و متحلّي باشد و در اين امت براي احدي غير از فاطمه زهرا(س) و ائمه اثني عشر(ع) كه امامت و خلافت آنها برحسب صدها حديث معتبر منصوص است، قابل اثبات نيست. و از جمله آياتي كه به آنها بر لزوم صلاحيت علمي، عملي و اخلاقي رهبر آن نظام منصوص، كه يگانه نظام مشروع است استناد شده است، اين آيات است: 
1ـ « أًفَمَنْ يَهْدي اِلَي الحَقّ اَحَقُّ اَن يُتَّبَعَ اَمَّن لا يَهِدّي اِلّا اَن يُهدي» يونس/35
[آيا كسي كه راه مي نمايد(مردم را) به سوي حق، سزاوارتر است كه از او پيرو ي كنند يا كسيكه خود راه نمي يابد مگر آنكه راهنمايش كنند.]
2ـ «هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ»زمر/2
[آيا يكسانند آنا نكه مي دانند و آنان كه نمي دانند.]
«وَ اِذِ ابتَلي اِبراهيمَ رَبُّهُ بكَلماتٍ فَاتَمَّهُنَّ قالَ اِنّي جاعِلُك لِلنّاس اِماماً قالَ وَ مِن ذُرّيَّتي قال لا يَنالُ عَهدي الظّالمينَ». بقره/124
[(بياد آور) زمانيكه آزمود ابراهيم را پروردگارش به اموري چند پس او به انجام رسانيد آنها را، خدا گفت البته من قرار دادم ترا براي مردم پيشوا (در دين) ابراهيم گفت و از فرزندان من نيز (چنين فرما) خدا گفت نرسد عهد من (كه امامت است) به ستمكاران.]
بديهي است مقام امام كه اعظم مناصب و خلافت الله است به كسي اعطاء مي شود كه از همه صالح تر و عالم تر و پاك تر باشد و سوابق سوء و انحراف از حق در پرونده زندگيش ثبت نشده باشد.
در اين، نظام در گزينش براي مقامات پايين نيز همين اصل صلاحيت علمي و عملي و قدرت بر اداره و حسن تدبير معيار است و با وجود اصلح و اليق و اعلم، به صالح و لايق و عالم مقامي اعطاء نمي شود.
امتيازات نژادي و طبقه اي و صنفي و القاب و عناوين ظاهري در جامعه اسلامي كه جامعه موعود جهاني و همگاني خواهد بود ملغي و بي اعتبار است؛ در برابر قانون همه با هم برابرند؛ عالم با جاهل، عادل با فاسق، والي و رئيس، و صاحب هر مقام سياسي با هر شخص عادي و متعارف مساوي هستند؛ مثلاً حكم قتل عمد، قصاص و شبه عمد و خطا ديه است؛ قاتل هر كس كه باشد و مقتول هم هركس باشد و همچنين حكم خدا در مورد سارق با شرايطي كه در فقه بيان شده، قطع دست است و حكم زاني رجم يا جلد است؛ سارق و زاني، هر كس و فرزند هر كس و صاحب هر سابقه و وابسته به هر كس و هر فاميل باشد حكم هرگز، تفاوت نخواهد كرد.
اين ويژگي آن جامعه بزرگ اسلامي را در سيره شخص پيغمبر اكرم (ص) وامير المؤمنين(ع) در جامعه اسلامي مدينه و كوفه ملاحظه كنيد در اين دو جامعه احكام اسلام نسبت به همگان علي السواء اجرا مي شد. همان طور كه در نماز جماعت فقير در كنار غني، سياه در كنار سفيد و بنده در كنار مولي يا در صف مقدم قرار مي گرفت، در اجراء احكام سياسي و انتظامي نيز به همه علي السواء نگاه مي شد و حتي به مجالست و معاشرت با فقراء بيشتر رغبت نشان مي دادند و آن را عامل تربيت و توانمندي روح و موجب تقرب به خدا مي دانستنند و به عكس مجالست با اغنياء و توانگران و مرفهان را كه نسبت به اسلام و مسلمين و اوضاع اجتماعي بي تفاوت بودند موجب دل مردگي و سقوط انسان مي شمردند.
در جامعه جهاني اسلام تجمل گرايي و افراط در مصرف و خوش گذراني و تكلف در پذيرايي ها و ميهماني ها و مراسم ديگر و لباس و پوشاك و مركب و مسكن و ... مطرود است. اموري كه در زمان ما عامل مهم دشواري زندگي و كمبود عوائد از هزينه و مخارج است كه حتي در مراسمي كه براي اموات برگزار مي شود نيز رقابت در پذيرايي هاي كمرشكن رايج شده است، به طوري كه مصيبت صاحب عزا دو چندان مي شود! درحالي كه هزارها جوان دختر و پسر بي همسر، به واسطه فقر از زندگي زناشويي و تشكيل خانواده محروم هستند و مفاسد اجتماعي گوناگون آن، سعادت همه جامعه و امنيت را تهديد مي نمايد، ملاحظه مي شود كه برخي مرفهان در مجلل ترين هتلها مبالغي كه با آن مي شود خانواد ه هايي را از فقر نجات داد صرف مي نمايند، روشن است وقتي در جامعه اين گونه امور افتخار و احترام آفرين باشد فسادهاي بسيار گريبانگير آن جامعه مي شود.
امنيت و صلح واقعي و آرامش از ويژگيهاي دولت آقا امام زمان(عج) است، خوفها زايل مي شود و جان و مال و آبروي اشخاص در ضمان امان قرار مي گيرد و در سراسر جهان امن عمومي حاكم مي شود و اختناق و استبداد و استكبار و استضعاف كه همه از آثار حكومتهاي غير الهي است از جهان ريشه كن ميگردد و حكومتهاي طواغيت به هر شكل و هر عنوان برچيده مي شود.
از اخبار و روايات استفاده ميشود: 
«كه به واسطه حضرت ولي عصر (أرواحنا فداء) راهها آن قدر امن مي شود كه احدي حتي ضعيف ترين مردم از مشرق به مغرب سفر مي نمايد، از احدي به او اذيت و آزار نمي رسد». (منتخب الاثر، ص 308، ف 2، ب 43، ح 2)
در دولت آن حضرت وضع اقتصاد عمومي بهبود كامل يافته نعمتها فراوان و آبها مهار و زمين ها آباد و حاصلخيز و معادن ظاهر مي شود تا جايي كه فقيري كه از بيت المال چيزي دريافت كند باقي نماند، و كسي براي دريافت كمك مالي به خزانة عمومي مراجعه ننمايد و اگر اتفاقاً كسي مراجعه كرد به خود او مي گويند هر اندازه نياز دارد دريافت كند كه او هم پس از دريافت وجه از گرفتن پشيمان مي شود و در مقام رد آن به خزانه بر مي آيد ولي از او قبول نمي شود. (منتخب الاثر، ص 473، ف 7، ب 4)
از ويژگيهاي ممتاز ديگر آن جامعه جهاني اين است كه همگان در آن موحد و خدا را به يگانگي پرستش مي نمايند و شريكي براي او قرار نمي دهند، او را بي شريك و بي نظير و واحد و يگانه و يكتا مي شناسند. 
اين يك امتياز بزرگ و از ويژگيهاي جامعه اسلامي است كه در آن عصر عزيز همه افراد به آن ممتاز و سرفراز م يباشند، همه حق را مي پرستند و در پرستش حق كسي و چيزي را شريك او نمي كنند توحيد خالص و سره و پاك از هر شائبه شرك، حاكم م يشود. 
مشخصه ديگر كه از بارزترين ويژگيهاي آن جامعه موعود و دولت كريمه محسوب مي‎شود، گسترش جهاني قسط و عدل است كه د ر بيش از يكصد خبر به آن تصريح شده است.
از جمله در بعض روايات به اين لفظ: 
«يَمْلَاءُها قسطاً و عدلاً كما مُلِئت جوراً و ظلماً».
و به اين لفظ:
«يملاء الله به الأرض قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً».
و در رواياتي به اين لفظ رسيده است:
«بعد ما ملئت جوراً و ظلماً» و در بعض ديگر به تقديم ظلم بر جور. اين الفاظ مشهور و معروف است و علماي علم حديث شيعه و سني در احاديث بسيار روايت كرده اند و يكي از احاديث كه مانند احاديثي كه به آن اشاره شد مشهور نيست اما جالب و شايان توجه است، اين عبارت است:
«يملأ الله به الأرض نوراً بعد ظلمتها وعدلاً بعد جورها و علماً بعد جهلها». (كمال‎الدين 1/260، ب 24، ح 5)
[خدا زمين را به وسيلة حضرت مهدي(ع) پر از نور و روشنائي مي كند بعد از تاريكي و ظلمت آن و پر از عدل ميكند بعد از جور و ستم و پر از علم و دانايي مي كند بعد از جهل و ناداني.]
البته روشن است كه مقصود از تاريكي و ظلمتي كه به آن در اين حديث اشاره شده است، تاريكي ظاهري كه در اثر غروب آفتاب يا خاموشي هاي برق پيدا مي شود نيست بلكه مقصود تاريكي هايي است كه در آن روزگار در اثر دوري از معارف حقه و نداشتن بينش صحيح و گم كردن راه ارتباط با خدا، جامعه به آن مبتلا مي شود.
چنان كه مقصود از نور هم نور حسي نيست بلكه نور معرفت خدا و پيغمبر و امام و درك حقايق و نور عقل و فطرت و وجدان است.
و همچنين مراد ا ز جهل، جهل به علوم متعارفه و مبادي تمدن مادي و تكنولوژي نيست بلكه مراد همين جهلي است كه امروز بر دنياي علم و صنعت مستولي شده و روز به روز رو به افزايش است.
و مراد از علوم، علوم حقيقه و دانايي ها و دانش هایي است كه به انسان كمال مي بخشد و او را از نظر به ظاهر اين عالم به باطن آن مي رساند و سبب خوف و خشيت از خداوند متعال مي گردد.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آيا مسأله ظهور حضرت مهدی (عج) از مسائل اجماعی بين مسلمين است؟

پاسخ : 
اگر مقصود از اجماع و اتفاق، شيعه باشد كه محتاج به ذكر نيست و همه می‌دانند كه از ضروريات مذهب اماميه ظهور قائم آل محمد فرزند حضرت امام حسن عسكری(ع) است. و اگر مقصود اتفاق عامّه مسلمين (از شيعه و سنی) باشد براي اثبات آن، عبارت يكی از متتبع‌ترين علماي اهل سنت، علامه معتزله ابن ابی الحديد در شرح نهج البلاغه (طبع مصر، ج2، ص535) كافی است كه می‌گويد: 
«قَد وَقَعَ اِتفاقُ الفَريقينِ مِنَ المُسلمينَ أَجْمَعين عَلي اَنَّ الدُنيا وَ التكليف لا يَنْقضَي اِلّا عَلَيهِ؛ اتفاق سنی و شيعه بر اين است كه دنيا و تكليف، منقضی و تمام نشود مگر بر آن حضرت ـ يعنی بعد از ظهور آن حضرت»
كسانی كه در تاريخ تتبع دارند می‌دانند كه ظهور مصلح منتظر و مهدی آل محمد(ص) آنچنان مورد اتفاق و مسلّم نزد تمام مسلمين بوده كه از همان قرن اول هجری تا حال در مقام ردّ ادعای افرادی كه ادعای مهدويت كردند يا اين ادعا را به آنها نسبت دادند، بوده‌اند. اصل ظهور قائم آل محمد(ص) را كسي انكار اخبار نكرد، زيرا بر خلاف اجماع مسلمين و انكار قطعی صادر از پيامبر اکرم(ص) بود. بلكه در مقام ردّ آن‌ها به فاقد بودن اوصاف و علاماتی كه برای مهدی موعود در اخبار و احاديث مذكور است استناد می‌جستند.
چنانچه چهار نفر از بزرگان علمای مذاهب چهارگانه اهل سنت، ابن حجر شافعی مؤلف؛ «القول المختصر» و ابوالسرور احمد بن ضياء الحنفی و محمد بن احمد مالكی و يحيی بن محمد حنبلی در جواب استفتایی كه از ايشان شده (در باب 13 از كتاب «البرهان في علامات مهدي آخرالزمان» عين فتاوای آنها را نقل شده)، همين روش را انتخاب نموده و به صحت اصل ظهور مهدی در آخرالزمان و اين كه عالم را پر از عدل و داد كند و عيسی(ع) به آن حضرت اقتدا نمايد و اوصاف ديگر آن حضرت، رسماً فتوای محكم و مستدل و قاطع داده‌اند حتی شاعر بنی اميه حكيم بن عياش كلبي نيز در ردّ نسبتی كه به جناب زيد بن علی بدون رضايت آن جناب داده شده بود (و او را مهدي خوانده بودند) گفته: 
«وَلَمْ أَرَ مَهديّاً عَلي الجذع يصلب» (الاصابه، 1/395)
مقصودش اين است كه آن مهدی كه ظهور می‌كند مستولی بر ممالک و فاتح كشورها می‌گردد و عدل و داد را بسط می‌دهد، پس چگونه ممكن است جناب زيد كه مصلوب شد، مهدی باشد.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
ظهور حضرت مهدی , اجماع , قائم آل محمد , ادعای مهدويت , ابن ابی الحديد , مهدی آل محمد , مهدی موعود , آخرالزمان
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امام مهدی علیه السلام در برابر سلاحهاي مخوف چگونه مانند جدشان با شمشير قيام خواهند كرد؟

پاسخ : 
اولاً: مقصود از خروج با شمشير، مأموريت به جهاد و توسل به اسلحه براي اعلاء كلمه حق است.
بنابر اين قيام با شمشير، كنايه از قيام با اسلحه و پيكار و جهاد و تعيين نوع مأموريت آن حضرت است و اينكه آن حضرت مأمور به مصالحه با كفار نيست.
بديهي است با هر اسلحه‎اي كه لازم باشد، آن حضرت و اصحابش با كفار و ستمگران جهاد مي‎نمايند و از هرگونه اسلحه‎اي كه در زمان ظهور آن حضرت متداول باشد و به استعمال آن حاجت داشت باشند، استفاده مي‎نمايند.
ثانياً: از كجا كه در زمان ظهور آن حضرت، اين اسلحه‎هاي مهيب در اختيار بشر باقي باشد؛ زيرا ممكن است كه در اثر حوادث و آشوبها و انقلابات شديد و جنگهاي خانمانسوز جهاني، كه پيش از ظهور آن حضرت واقع مي‎شود دو ثلث بشر نابود شود، اين اسلحه‎هاي جهنمي معدوم گردد و شايد كسي باقي نماند كه بتواند از اين اسلحه‎ها استفاده كند، يا آنها را تهيه نمايد و اين احتمال هم كاملاً بجا و قابل توجه است.
منبع: موسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر عليه السلام
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا امام زمان (عج) برای ارشاد مردم تا حدودی كه ممكن است ظاهر نمی‎شوند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چرا حضرت مهدی علیه السلام براي رفع ظلم و ارشاد مردم تا حدودی كه ممكن است ظاهر نمی‎شوند و هر زمان كه خطری براي ايشان پيش آمد و يا مصلحتی اقتضا كرد غايب شوند و به همين صورت ظهورهایی جزیی داشته باشند تا آن ظهور كلی فرا رسد؟

پاسخ:
اين نحو ظهور و غيبت، خلاف مصالح تربيتی جامعه است و مانند مداخله يك قوه مستمر غيبی در كادر اختيار بشر و سلب اختيار از انسان می‎باشد و بالأخره با هدف خلقت انسان، تكامل عادي و اختياری و سير ارادی و تدريجی او بسوی كمالی كه آيه: «اِنّا خَلَقْنَا الْاِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاحٍ نَبْتَليهِ فَجَعْلْناهُ سَميعاً بَصيراً(دهر/2)؛ ما او را از آب نطفه مختلط خلق كرديم و دارای قوای چشم و گوش گردانيديم.» آن را بيان می‎دارد، سازگار نيست و موجب وقوف و بازماندن بشر از سير ترقی و كمال است و مانند آن است كه همه چيز، وابسته به معجزه گردد و جريان طبيعی و عادی كه سنّت خدا بر آن قرار دارد، متروک شود.

منبع: موسسه تحقيقاتی حضرت ولی عصر عليه السلام

کلمات کلیدی : 
حضرت مهدی , ظلم , ارشاد مردم , ظهور امام زمان , هدف خلقت , معجزه , سنّت خدا
 




ادامه مطلب

[ دوشنبه 9 مرداد 1396  ] [ 6:43 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا نام امام زمان علیه السلام را با حروف مقطّعه (م.ح.م.د) می نویسند؟

پاسخ : 
در بعضی از روایات، نهی شده نام حضرت برده شود. در برخی دیگر، این محدود به زمان غیبت است و در برخی روایات، نهی به دلیل تقیه و ترس، مطرح شده است.
بعضی از عالمان گفته اند تا زمان ظهور امام زمان علیه السلام بردن نام ویژه حضرت که همان نام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است، جایز نیست و تنها می توان از القاب ایشان بهره برد که معروف ترین آنها مهدی و قائم و صاحب الامر علیه السلام است.
البته در میان عالمان گذشته و حال، کسانی بر این باورند: نهی از نام بردن، مخصوص به دوره غیبت صغری است که جان حضرت در خطر بوده و اکنون منعی برای نام بردن نیست.
امام هادی علیه السلام می فرمایند: لا یحلّ لکم ذکره باسمه»؛(۱)
برای شما حلال نیست که او را به اسم یاد کنید.
و در روایتی دیگر می فرمایند: لا یحلّ ذکره باسمه حتی یخرج فیملاَ الارض قسطاَ و عدلاَ کما ملئت ظلماَ و جوراَ؛(۲)
به اسم یاد کردن آن حضرت حلال نیست تا زمانی که ظهور کند و زمین را از عدل و داد پر سازد، پس از آن که پر از ستم و بی داد شده باشد.
مرحوم کلینی می گوید: شخصی از محمد بن عثمان پرسید، آیا جانشین امام عسکری علیه السلام را دیده ای؟ او گفت: آری! پس از نام حضرت پرسید؟ گفت: پرسیدن نام حضرت مهدی علیه السلام حرام است...، هر گاه نام حضرت برده شود، نتیجه اش طلب کردن دشمنان از اوست. بپرهیزید از خدا و از این مطلب دم فرو بندید.(۳)

با توجه به این مطلب روشن که نزد عده ای از عالمان بردن نام امام حرام است. به همین دلیل نام ویژه حضرت را با حروف مقطعه(م.ح.م.د) می نویسند تا هنگام خواندن حدیث یا مطلبی که نام ویژه امام مهدی علیه السلام در آن آمده است، انسان ناخودآگاه آن اسم را تلفظ نکند و به کلمه (م.ح.م.د) که رسید، بداند نام ویژه امام زمان علیه السلام است و نباید به زبان بیاورد.

معرفی منابع برای مطالعه بیشتر:
۱- خصائص المهدی، محمد راجی، ص ۲۷.
۲- الشهاب الثاقب در اسماء و القاب امام الغائب، ج ۱، ص ۴۴۵.
۳- نشانه های ظهور امام زمان علیه السلام، سیّد ابن طاووس، ص ۲۱۳.
۴- نورالانوار، محمد مهدی باقری.

پی نوشتها:
۱.اصول کافی، ج ۱، ص ۳۳۲.
۲.وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۴۸۸.
۳.همان، ج ۱۱، ص ۴۸۷. 

منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
نام امام زمان , زمان غیبت , تقیه , القاب امام زمان , قائم , صاحب الامر , ظهور امام زمان , حروف مقطعه , م.ح.م.د , نام ویژه امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
«بقیة الله» که از القاب حضرت مهدی علیه السلام است، به چه معناست؟

پاسخ : 
«بقیه»از بقاى ضد فنا و نیستى است و در لغت به معناى ثبات و دوام آمده است و «بقیة الله» یعنى باقى مانده خدا که در روى زمین ثابت است.
در دعاى ندبه مى خوانیم : این بقیة الله التى لا تخلو من العترة الهادیة؛ کجاست باقى مانده خدا که از غیر عترت طاهر نیست.
در مقصود از این کلمه دو احتمال است:
1- این که مقصود از «بقیة الله» عنوان کلى بوده و اشاره به حجت خدا در روى زمین است که هرگز زمین از آن خالى نبوده و نخواهد بود و دائما باید در آن ثابت باشد. و انطباق آن بر امام زمان علیه السلام از باب انطباق کلى بر یک فرد آن در این زمان است . 
2- این که مقصود از «بقیة الله» لقبى براى امام زمان علیه السلام باشد به اعتبار این که در روى زمین ثابت بوده و دوام وجودى دارد.
ابن سکیت مى گوید: این جمله در جایى گفته مى شود که انسان کسى را مراعات کرده و به انتظار او نشسته است. (1) 
با در نظر گرفتن این معنا حضرت مهدى علیه السلام را «بقیة الله» مى گویند. از آن جهت که تحت رعایت خداوند بوده و به او مقام و شأنى داده که مردم انتظار فرج ایشان را در کارهاى خود داشته باشند.

پی نوشت:
1- معجم مقاییس اللغه ، ص 128.
منبع: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران.

کلمات کلیدی : 
بقیة الله , القاب حضرت مهدی , باقى مانده خدا , حجت خدا , انتظار فرج , امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا جمله «یا ابا صالح المهدی ادرکنی‏» مأخذ حدیثی دارد؟

پاسخ : 
برای پاسخ به سؤال شما ذکر مقدمه ‌ای لازم است. می‌ دانید که عرب‌ ها «کنیه‌» را برای اشخاص به دو جهت نام گذاری می‌ کنند:

1 . به لحاظ نام پسر یا دختر. بر فرض به امید آن که در آینده فرد مورد نظر، فرزندی پیدا کند که مثلا نام او را فضل بگذارند، از ابتدای میلاد یا پس از آن، به او اگر مرد باشد کنیه ابوالفضل می‌ دهند و اگر زن باشد کنیه ام الفضل.
2 . به لحاظ دارابودن کمالی از کمالات؛ مثلا به فردی به لحاظ بندگی زیاد، ابوعبدالله؛ یا برتری بسیار، ابوالفضل یا خوبی و نیکی افزون، ابا صالح می‌ گویند.

با این توضیح یاد آور می‌ شویم که «ابا صالح‌» از کنیه‌ های آقا امام زمان (عج) است و در میان عرب‌ ها و بادیه نشین‌ ها بیش‌تر شهرت دارد. آنان در توسلات و استغاثه‌ های خود، این نام را وسیله قرار می‌ دهند. (1)

محدث نوری می‌ نویسد:
احمد بن محمد بن خالد برقی در کتاب محاسن از ابوبصیر آورده است که حضرت امام صادق (ع) فرمودند: «هر گاه راه را گم کردی، ندا کن: یا ابا صالح! یا ابا صالح! ارشدنا الی الطریق! رحمکم الله.» (2)
جمله ادرکنی (مرا دریاب) سخن استغاثه کننده و فریاد کننده است. بنابراین، کنیه «ابا صالح‌» در مورد حضرت مهدی (عج) ریشه روایی دارد.

نام ‌ها و کنیه ‌ها و القاب امام زمان (عج) را در کتب زیر جستجو کنید:
- بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، ج 51، ص 28.
- منتهی الامال، شیخ عباس قمی، ج 2، ص 757.
- نجم الثاقب، محدث نوری، ص 41.

پی نوشت ها:
1 . نجم الثاقب: ص 45، نام پانزدهم.
2 . همان، ص 572.

کلمات کلیدی : 
اباصالح , القاب امام زمان , یا اباصالح المهدی ادرکنی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
لقب صاحب الزمان را اثبات کنید.

پاسخ : 
یکی از نام‌ها و لقب‌های حضرت مهدی (علیه السلام) لقب « صاحب الزمان » است. این نام اشاره به یکی از مقام های آن حضرت در دین و شریعت و جایگاه خاص آن وجود شریف دارد. در این مقال به طور اختصار این نام و مفهوم آن را از دو دیدگاه بررسی می کنیم.

یک. از نظر کلام اسلامی در مذهب شیعه اثنی عشری:
دانشمندان علم کلام عقیده دارند خداوند در هر زمان، ولایت، رهبری و هدایت جامعه به سوی شریعت و سعادت را بر عهده انسان‌های برتر و کامل در آن زمان گذاشته است. این انسان‌ها از هر گونه خطا و اشتباه محفوظ و مصون می باشند. آنان در مقام ولایت و امامت، از ناحیه خداوند، انسان‌ها و جوامع زمان خویش را مدیریت می کنند. اگر « صاحب الزمان » در معنای کلامی صاحب و دارای اختیار برای مدیریت و تدبیر امور جامعه اسلامی معنا شود، این مقام مخصوص پیامبر و امامان معصوم (علیهه السلام) پس از آن حضرت خواهد بود و پس از یازدهمین امام، این مقام مخصوص حضرت مهدی (علیه السلام) خواهد بود و این همان ولایت تشریعی و مقام امامت در هر زمان است که در مذهب شیعه اثبات شده است. این معنا در نام‌های ولی عصر، امام عصر، امام زمان، صاحب الامر نیز اراده شده است.

دو. از نظر فلسفه و عرفان شیعه:
در عرفان شیعه ـ که برگرفته از معارف اهل بیت (علیهم السلام) است ـ خداوند دارای ولایت کلی بر عالم وجود و آفرینش است، یعنی، هر گونه هدایت به سوی تکامل وجودی با اراده الهی انجام می شود و این اراده از راه انتقال و افاضه تنزیلی (مقوله به تشکیک) و درجه به درجه اعمال می گردد. و انسان کامل در هر زمان، واسطه فیض برای رساندن نعمت های مادی و معنوی به دیگر موجودات است. از نظر تکامل وجودی و دریافت فیض الهی، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در رتبه پس از خداوند قرار دارد و پس از ایشان امامان معصوم (علیهم السلام) نسبت به زمان خویش اعمال هدایت تشریعی و تکوینی دارند. مقام هدایت باطنی موجودات از نظر تشریعی و تکوینی را ولایت تشریعی و تکوینی می نامند و یکی از معانی "صاحب" دارای اختیار و ولایت و قدرت تصرف معنوی است.
بر اساس این که « صاحب الزمان » به معنای دارای اختیار و قدرت تعرف و هدایت در عصر و زمان خویش بر موجودات باشد، این ولایت باطنی شامل تشریع و تکوین می شود، یعنی، حرکت تکاملی موجودات از بعد معنوی و مادی توسط اراده امام است که به اذن خدا انجام می شود و مراد از تکوین بعد مادی موجودات و امور مربوط به ماده است و از آنجا که زمان عبارت از حرکت ماده و مقدار حرکت ماده است، لذا این بعد مادی موجودات نیز مانند سایر ابعاد آنها، تحت تصرف و اراده امام و واسطه فیض الهی خواهد بود. پس به این معنا امام دارای قدرت تصرف بر ابعاد موجودات (از جمله بعد زمان) می باشد و معنای صاحب الزمان روشن می گردد. البته این هدایت و ولایت، بر اساس نظم بسیار دقیق در نظام آفرینش صورت می گیرد.
گفتنی است وقتی سخن از ولایت تکوینی و قدرت تصرف امام بر موجودات می شود منظور این نیست که یک انسان به عنوان انسان و از بعد مادی می تواند در زمان تغییر کونی ایجاد کند تا این اشکال یش آید که «این دور منطقی و باطل است» و انسان ماده و تحت قوانین ماده، نمی تواند از تحت قوانین ماده خارج شود و بر زمان (که خود مادی است) تصرف و تغییر ایجاد کند!؟ بلکه مراد تصرف انسان از نظر معنوی و ماوراء الطبیعه بر ماده و طبیعت است؛ زیرا انسان دارای دو بعد مادی و معنوی (غیر مادی) است و بعد غیر مادی حاکم بر بعد مادی ایشان است. پس می تواند قدرت تصرف بر ماده را دارا باشد. در فلسفه عقلی اثبات شده که ماورای طبیعت، حاکم بر طبیعت است. پس معنای صاحب الزمان برای حضرت مهدی (علیه السلام) یعنی ایشان دارای قدرت هدایت باطنی و ولایت تشریعی و تکوینی است.
نتیجه آن که نام صاحب الزمان، صاحب الامر، ولی عصر، امام زمان، امام عصر در دیدگاه کلام و عرفان شیعی، معنای خاص خود را دارد. در علم کلام شیعی به معنای صاحب اختیار در تدبیر و رهبری جامعه اسلامی و بیان و حفظ شریعت است.
و در عرفان به معنا کسی که دارای اختیار و قدرت معنوی برای دریافت فیض و رساندن فیض به موجودات است؛ اعم از آن که این فیض و رحمت، نعمتی تشریعی برای هدایت و تکامل معنوی باشد یا نعمتی تکوینی برای هدایت تکوینی و حرکت به سوی کمال مادی.
(ر.ک: عصاره خلقت، آیت الله جوادی آملی؛ هدایت در قرآن، آیت الله جوادی آملی).

کلمات کلیدی : 
امام زمان , صاحب الزمان , نام های امام زمان , القاب امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
راز نامگذاری امام زمان (عج) به قائم چیست؟

پاسخ : 
وجود مبارک حجة بن الحسن عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف دارای القاب و اسامی متعددی است که هریک وجه خاصی از آن ذات کریم را بیان می‌‌دارد. از القاب مشهور حضرتش می‌‌توان به «قائم» اشاره‌‌ای ویژه داشت، زیرا این نام مبارک در روایاتی آمده است که گویای سرّ لطیفی است. برای تسمیه آن پیشوای منتظر به قائم وجوه متعددی ذکر گردیده که به برخی از آنها اشاره می‌‌شود:

1. از حضرت باقر علیه‌السلام پرسیدند: مگر همه شما قائم به حق نیستید؟ فرمود: آری. گفتند: پس چرا تنها دوازدهمین شما به این نام، نامیده شد؟ فرمود: آن هنگام که جدّمان حسین علیه‌السلام به شهادت رسید، فرشتگان با اشک و آه، ضجه‌‌زنان گفتند: ای اله و ای سید ما! آیا نمی‌‌نگری که با بنده برگزیده و فرزند برگزیده تو چه می‌‌کنند؟ خداوند به آنان چنین وحی کرد: ای فرشتگان من آرام باشید! به عزّت و جلالم سوگند! حتماً از آن‌ها انتقام خواهم گرفت، هرچند مدت‌‌ها بگذرد؛ آن‌گاه پرده را کنار زد و امامان پس از حسین علیه‌السلام را به فرشتگان نمایاند؛ در میان آنان یکی ایستاده بود و نماز می‌‌خواند، پس خداوند به فرشتگان فرمود: با این شخص ایستاده (قائم) از آن‌ها انتقام می‌‌گیرم: عن أبی حمزة ثابت بن دینار الثمالی قال: سألت أباجعفر محمد بن علی الباقر علیه‌السلام یا ابن رسول الله... فلستم کلّکم قائمین بالحق؟ قال: بلی، قلت: فلِمَ سمّی القائم قائماً؟ قال: لمّا قُتل جدّی الحسین علیه‌السلام ضجت علیه الملائکة إلی الله تعالی بالبکاء و النحیب و قالوا: إلهنا و سیّدنا! أتغفل عمّن قتل صفوتک و ابن صفوتک و خیرتک من خلقک؟ فأوحی الله عزّوجل إلیهم: قروا ملائکتی. فوعزتی و جلالی! لأنتقمنَّ منهم ولو بعد حین؛ ثم کشف الله عزّوجلّ عن الأئمّة من ولد الحسین علیه‌السلام للملائکة، فسرّت الملائکة بذلک؛ فإذا أحدهم قائم یصلّی فقال الله عزّوجلّ: بذلک القائم انتقم منهم. [1]

2. بر اثر غیبت طولانی، یاد آن وجود مبارک از خاطره بسیاری از افراد محو و فراموش می‌‌شود و آن‌گاه حضرتش پس از این فراموشی ناگوار قیام می‌‌کند: عن الصقر بن دلف قال سمعت أبا جعفر محمد بن علی الرضا علیه‌السلام قلت له یابن رسول الله ولِمَ سُمّی القائم؟ قال علیه‌السلام: لأنّه یقوم بعد موت ذکره و ارتداد أکثر القائلین بإمامته. [2]

3. او را از آن جهت قائم نامیدند که قیام به حق او در میان قیام ائمه دیگر که همگی قائم به حق بودند از ویژگی خاصی برخوردار است: سُمّی بالقائم لقیامه بالحق. [3]
در ویژگی قیام آن حضرت روایاتی هست از جمله حضرت عبدالعظیم حسنی علیهما‌السلام می‌‌گوید که به امام جواد علیه‌السلام عرض کردم که آرزو می‌‌کنم قائم آل محمد شما باشید و عدل و داد را در زمین بگسترانید. امام جواد علیه‌السلام فرمود که همه ما قائم به امر خدا و هدایت کننده به دین او هستیم؛ امّا آن قائم که خداوند با او زمین را از اهل کفر و عناد در برابر حق پاک می‌‌کند و از عدل و داد پرمی‌‌سازد، من نیستم؛ او همان است که ولادتش از مردم مخفی و شخصش غائب می‌‌گردد... هم نام و هم کنیه رسول خداست...: إنی لأرجو أن تکون القائم من أهل بیت محمد الذی یملأ الارض قسطاً و عدلاً کما مُلئت جوراً و ظلماً. فقال علیه‌السلام: یا أبا القاسم! ما منّا إلاّ و هو قائم بأمر الله عزّوجل و هاد إلی دین الله؛ و لکن القائم الذی یطهّر الله عزّوجلّ به الأرض من أهل الکفر و الجحود و یملأها عدلاً و قسطاً هو الذی تخفی علی الناس ولادته و یغیب عنهم شخصه و یحرم علیهم تسمیته و هو سَمِیّ رسول الله‌ صلی الله علیه و آله و سلم و کنیّه و هو الذی تطوی له الأرض و یذلّ له کل صعب یجتمع إلیه من أصحابه عدة أهل بدر ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً من أقاصی الأرض و ذلک قول الله عزّوجلّ: «اَینَ ما تَکُونُوا یَأت بکُمُ اللهُ جَمیعًا إنَّ اللهَ عَلی کُلِّ شی‌ءٍ قَدیر». [4] فإذا اجتمعت له هذه العدة من أهل الإخلاص، أظهر الله أمره فإذا کمل له العقد و هو عشرة آلاف رجل خرج بإذن الله عزّوجلّ فلایزال یقتل أعداء الله حتی یرضی الله عزّوجلّ. قال عبدالعظیم: قلت له: یا سیدی! و کیف یعلم أن الله عزّوجلّ قد رضی؟ قال: یلقی فی قلبه الرحمة. [5]
نیز حضرت عبدالعظیم می‌‌گوید: تصمیم داشتم این مطلب را از حضرت جواد الائمه بپرسم که ایشان فرمود: قائم ما مهدی است که حتماً در غیبت به سر خواهد برد و باید منتظر ظهور آن حضرت بود و پس از ظهور باید از وی اطاعت کرد: ... فابتدأنی فقال لی: یا أبا القاسم! إنّ القائم منا هو المهدی الذی یجب أن ینتظر فی غیبته و یطاع فی ظهوره و هو الثالث من ولدی. [6]

این لقب، تنها به امام عصر عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف تعلق دارد، گرچه قبلاً گفته شد که قیام به قسط از شرایط عمومی امامت معصومان است: فلعمری ما الإمام إلاّ الحاکم بالکتاب؛ القائم بالقسط [7]؛ انّما هم الأئمّة علیهم‌السلام القوامون بدین الله [8]؛ امّا لقب پرافتخار «قائم» از القاب اختصاصی حضرت بقیة الله است: لیعدن أحدکم لخروج القائم [9]؛ ینادی مناد من السماء باسم القائم (عج) فیسمع ما بین المشرق و المغرب... و هو صوت جبرئیل الروح الأمین [10] و تنها آن حضرت به عنوان «قائم آل‌محمد» شناخته می‌‌شود: ان أدرکت القائم من آل محمد نصرته [11]؛ و منّا المصطفی و المرتضی و منّا یکون المهدی قائم هذه الاُمة [12]، به گونه‌‌ای که به شیوه‌‌ای پسندیده مرسوم گردیده است که هنگام ذکر این نام شریف شنوندگان به احترام آن حضرت و به یاد او قیام می‌‌کنند.
منبع: آیةالله جوادی آملی، کتاب «امام مهدی موجود موعود»، ص96

پی‌نوشت‌ها:
[1] ـ علل الشرایع، ج 1، ص 192 ـ 191؛ بحار الانوار، ج45، ص221 و ج51، ص29 ـ 28.
[2] ـ کمال الدین، ج 2، ص 50؛ بحار الانوار، ج51، ص30.
[3] ـ الارشاد، ج 2، ص 50 ـ 49؛ بحار الانوار، ج51، ص 283.
[4] ـ سوره بقره، آیه 148.
[5] ـ کمال الدین، ج 2، ص 50 ـ 49؛ بحار الانوار، ج52، ص283.
[6] ـ کمال الدین، ج 2، ص 49.
[7] ـ الارشاد ، ج 2، ص 39.
[8] ـ الغیبه، نعمانی، ص 86؛ بحار الانوار، ج36، ص 393.
[9] ـ الغیبه، نعمانی، ص 320؛ بحار الانوار، ج52، ص 366.
[10] ـ الغیبه، طوسی، ج2، ص 454؛ بحار الانوار، ج52، ص290.
[11] ـ المحاسن، ج 1، ص 287؛ بحار الانوار، ج52، ص126.
[12] ـ کفایة الاثر، ص 298؛ بحار الانوار، ج46، ص 202.

کلمات کلیدی : 
امام زمان , قائم , قائم به حق , منتقم , غیبت طولانی , حضرت مهدی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا حضرت محمد صلى الله علیه و آله، مهدی موعود نباشد؟

پاسخ : 
شرح پرسش: 
چرا حضرت محمد صلى الله علیه و آله، مهدی موعود نباشد؟ همه ادیان که از آمدن آن خبر داده اند و اینکه خداوند هم به آخرین فرستاده بودن او تاکید کرده زرتشت و دیگر ادیان هم که قبل از اسلام بوده اند به آمدن یک موعود سخن به میان آورده اند.

پاسخ:
ما هیچ عالم و دانشمندی را سراغ نداریم که مدعی شده باشد پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله همان مهدی موعود است! علاوه این که چطور ممکن است به قول شما تمام ادیان به این موضوع مهم خبر داده باشند اما خود پیامبر از موضوع به این مهمی که «جهان مذهبی در انتظار اوست» غافل بوده و خود را به عنوان مهدی موعود معرفی نکرده باشد؟! شما یک حدیث معتبر از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله پیدا نمی کنید که چنین ادعایی مطرح کرده باشند و خود را مهدی موعود نامیده باشند اما در عوض، احادیث معتبر بسیار از ایشان و از ائمه بعدی علیهم السلام وارد شده، مبنی بر این که مهدی امت از نسل امام حسین علیه السلام است. انبیای پیشین آمدن پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و دین خاتم را بشارت داده اند و زمینه ظهور حضرت را فراهم کردنده اند و این مطلب از مسلمات قرآنی است و هیچ یک از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله با عنوان مهدی موعود یاد نکرده است؛ به عنوان نمونه به این آیات توجه فرمایید:

وَ إِذْ قالَ عیسَى ابْنُ مَرْیَمَ یا بَنی‌ إِسْرائیلَ إِنِّی رَسُولُ اللَّهِ إِلَیْکُمْ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَأْتی‌ مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَیِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبینٌ (صف/6)
و (به یاد آورید) هنگامى را که عیسى بن مریم گفت: «اى بنى اسرائیل! من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى که تصدیق‌ کننده کتابى که قبل از من فرستاده شده [تورات‌] مى‌ باشم، و بشارت ‌دهنده به رسولى که بعد از من مى ‌آید و نام او احمد است!» هنگامى که او [احمد] با معجزات و دلایل روشن به سراغ آنان آمد، گفتند: «این سحرى است آشکار»!

الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ... (اعراف/157)؛
همانها که از فرستاده (خدا)، پیامبر «امّى» پیروى مى‌ کنند پیامبرى که صفاتش را، در تورات و انجیلى که نزدشان است، مى ‌یابند.

کلمات کلیدی : 
حضرت محمد , مهدی موعود , منجی , زرتشت , امام حسین , امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آمدن منجی پس از پیامبر خاتم چه فایده ای دارد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
اگر حضرت محمد صلی الله علیه و آله آخرین فرستاده است پس دلیلی ندارد که فرد جدیدی بیاید چون نمی تواند دین جدیدی بیاورد بلکه قرآن و کتاب های الهی و پیامبران کاملا هدف و مقصود را برای ما بیان کرده اند؟

پاسخ:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آخرین فرستاده خداست و ایشان خاتم انبیاست و قرآن کریم هم بر این معنا تصریح دارد:

ما کانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِیِّینَ... (احزاب/40)
محمّد پدر هیچ یک از مردان شما نبوده و نیست ولى رسول خدا و ختم ‌کننده و آخرین پیامبران است.

و این از ضروریات دین ماست و هیچ کس در این مسأله اختلافی ندارد یعنی با بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ختم نبوت اعلام و تشریع دین جدید به پایان رسید و بعد از ایشان هیچ پیامبری نبوده و نخواهد آمد:

وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ (آل عمران/85)
و هر کس جز اسلام (و تسلیم در برابر فرمان حق،) آیینى براى خود انتخاب کند، از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت، از زیانکاران است.

الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ دینِکُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‌ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دینا(مائده/3)
امروز، کافران از (زوال) آیین شما، مأیوس شدند بنا بر این، از آنها نترسید! و از (مخالفت) من بترسید! امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آیین (جاودان) شما پذیرفتم.

اما بعد از حضرت، کسانی به عنوان حافظ و نگهبان و مبین احکام دین برگزیده شده اند و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آنها را به دستور الهی در این منصب قرار داده است؛ این افراد همان ائمه اطهار علیهم السلام هستند.

شهید مطهری در کتاب امامت و رهبری (ص28) تعبیر جالبی دارند. ایشان می فرمایند: نبوت، راهنمایی است و امامت رهبری؛ ختم نبوت، ختم راهنمایی الهی و ختم ارائه برنامه است نه ختم رهبری الهی.

دوست خوب، گویی خواسته اید بگویید وجود منجی (و در لسان اسلامی «مهدی موعود») دلیل بر کامل نبودن و جامع نبودن دین آسمانی (اسلام) است! اما به یک نکته مهم توجه نکرده اید و آن این که آن منجی برای چه می آید؟ هدف او چیست؟

هدف غایی و اصلی این منجی برپایی عدل و قسط است:

امام علی علیه السلام فرمودند:
...وَ لَکِنِّی فَکَّرْتُ فِی مَوْلُودٍ یَکُونُ مِنْ ظَهْرِی الْحَادِیَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِی هُوَ الْمَهْدِیُّ الَّذِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً... (الکافی، ج 1/ص 338، باب فی الغیبة)
... مهدی که یازدهمین فرزند از نسل من است کسی است که زمین را پر از عدل و داد می کند، هم چنان که قبل از آن پر از ظلم و ستم شده است...

قرآن کریم هم هدف غایی بعثت انبیا را همین مطلب عنوان نموده است:
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط... (حدید/25)
ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانى) و میزان (شناسایى حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند...

پیاده کردن همه احکام و برنامه های نورانی اسلام هم که زمینه ساز برپایی این قسط و عدل است، هدف نهایی ظهور این منجی موعود است یعنی تا زمان او موانع مختلفی همچون حکام یاغی و ستمگر و ... مانع از اجرای کامل احکام و برنامه های اسلامی است فلذا یک منجی (مهدی موعود علیه السلام) خواهد آمد و با تأییدات الهی این موانع را از سر راه بشریت برداشته، زمینه ظهور و بروز تمام برنامه های اسلام را فراهم می سازد.

لذا وجود منجی خود دلیل بر کامل و جامع بودن این دین است چون این منجی با دین جدید نمی آید بلکه برنامه عملی او دستورات اسلام و اجرای عملی آنها در جامعه است.

کلمات کلیدی : 
حضرت محمد , مهدی موعود , منجی , خاتم انبیا , امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا نام امام مهدی علیه السلام در قرآن آمده است؟

پاسخ : 
در پاسخ به این سؤال باید گفت: قرآن برای معرفی شخصیت ها از دو راه استفاده کرده است: 

1- معرفی با اسم
نخستین راه این است که شخصیت مورد نظر را با اسم معرفی و مطرح می کند مانند: 
وَ ما مُحَمَّدٌ الاّ رَسولٌ قَد خَلَت مِن قَبلِهِ الرُّسُل؛ و محمد نیست مگر پیغمبری از طرف خدا که پیش از او نیز پیغمبرانی بودند...1

2- معرفی با صفت و ویژگی
شیوه ی دوّم، معرفی با صفت و ویژگی است که در قرآن نمونه‌هایی دارد، از جمله این که در مورد پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) آمده است: 
الّذینَ یتَّبِعونَ الرَّسولَ النَّبیِّ الامّیِّ ... یَأمُرُهُم بِالمَعروف و یَنهاهُم عَنِ المُنکَرِ وَ یحِلُّ لَهُمُ الطَّیبِّاتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیهِمُ الخَبائِث ... ؛ کسانی که از پیامبر تبعیت می کنند ... که پیامبر، ایشان را به کارهای پسندیده دستور می دهد و از کارهای زشت و ناپسند، باز می دارد و به ایشان امور پاکیزه را حلال و امور ناپسند را حرام کرده است. 2

در معرفی ولی مؤمنان (علیه السلام) نیز از این شیوه استفاده کرده است:
انَّما وَلیُّکمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَ الَّذینَ ءامَنوا الَّذینَ یُقیمونَ الصَّلَوةَ وَ یُؤتونَ الزَّکاةَ وَ هُم راکِعونَ؛ صاحب امر شما خدا و رسول او و کسانی اند که نماز را بر پا می دارند و زکات می پردازند درحالی که در رکوع باشند. 3

شناساندن با صفت بهترین راه معرفی است. این نوع معرفی راه را بر سودجویان می بندد؛ در معرفی با اسم می‌توان نام جعلی درست کرد؛ امّا بهره برداری از صفات کار آسانی نبوده و قابل جعل نیست. از این رو می‌بینیم در جریان حضرت طالوت (علیه السلام)، خداوند متعال در آیه‌ی 248 سوره ی بقره، بعد از آن که ایشان را به اسم معرفی می کند، بلافاصله ایشان را با صفت و نشانه ی «تابوتٌ فیه سَکِینة» «صندوقی که دارای آرامش است»، معرفی می کند تا جلوی هرگونه اشتباه احتمالی گرفته شود.

پس روشن شد که:
1- تنها راه معرفی، ذکر نام امام مهدی (علیه السلام) نیست، و حضرت از راه های دیگر (صفات) معرفی شده‌اند و قرآن به طرق دیگر به وجود ایشان و حکومت جهانیشان اشاره کرده است.

2- مصالحی در کار بوده که نام اهل‌بیت‌(علیهم السلام) در قرآن ذکر نشود که مهم‌ترین آن‌ها محفوظ ماندن قرآن از تحریف است.

پی نوشت‌ها:
[1]. آل­ عمران(3)، 144. 
[2]. اعراف (7)، 157. 
[3]. مائده (5)، 55. 
www.mahdi313.com

کلمات کلیدی : 
امام مهدی , نام امام زمان , امام زمان در قرآن , حضرت مهدی در قرآن
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیین جدیدی که امام زمان علیه السلام می آورد، چیست؟!

پاسخ : 
شرح پرسش:

منظور از آیین جدید چیست که در روایات وارد شده است وقتی امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کرد، به امر جدید می آید و دستوراتش جدید است و کتاب جدید و سنت جدید دارد؟ مگر ایشان پیامبر است که آیین جدید دارد؟ آیا دستورات شان ناسخ دستورات پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله است؟!

پاسخ:

در مورد دستورات و‌ آیین حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف دو دسته روایات وارد شده است: یک دسته منشأ پیدایش این فکر شده که حضرت دارای آیین جدیدی است، لذا مناسب این است که نخست به این دسته از روایات اشاره کنیم، سپس به دیگر از روایات می پردازیم. ابتدا به این پرسش پاسخ می‌گوییم: دسته اول، روایاتی است که منشأ توهم دین جدید شده است و آنها عبارتند از:

1. از امام صادق علیه السلام از سیره حضرت مهدی علیه السلام سوال شد، حضرت فرمودند:
«یصنع ما صنع رسول الله، یهدم ما کان قبله کما هدم رسول الله امر الجاهلیه و یستأنف الاسلام جدیدا 1؛
همان کاری را که رسول خدا صلّی الله علیه و آله انجام داد، مهدی علیه السلام انجام می دهد. بد عت های موجود را خراب می کند، چنان که رسول خدا صلّی الله علیه و آله اساس جاهلیت را منهدم نمود، آنگاه اسلام را از نو بنا می کند».

2. شخصی به نام ابو خدیجه از حضرت صادق علیه السلام نقل می کند که حضرت فرمودند:
«اذا خرج القائم جاء بامر جدید کما دعا رسول الله فی بدء الاسلام الی امر جدید2؛
هنگامی که قائم ظهور کرد با امرجدید خواهد آمد، چنان که رسول خدا صلّی الله علیه و آله در آغاز اسلام مردم را به امر جدید دعوت می کرد».

3. در حدیثی دیگر امام صادق علیه السلام فرمودند:
«اذا خرج القائم یقوم بامر جدید وکتاب جدید و سنه جدید و قضا جدید ...3؛

هنگامی که قائم ظهور کند با امر جدید و کتاب و رفتار و قضاوت جدید ظهور می نماید...»

روایات دیگری که با این نوع روایات هماهنگ هستند از آنها استفاده می شود که حضرت مهدی علیه السلام با دین جدید می آید، در حالی که این چنین نیست و حضرت مروج دین جدشان پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله است که روایات دسته دوم دال بر آن است که ذیلاً به آنها اشاره می شود:

1. ابو سعید خدری از رسول خدا صلّی الله علیه و آله روایت می کند که حضرت فرمودند:
«یخرج رجل من اهلبیتی و یعمل بسنتی4؛
یکی از اهل بیت من قیام می کند و به سنت و روش من عمل می کند».

2. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
«القائم من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنته سنتی یقیم الناس علی طاعتی و شریعتی و یدعوهم الی کتاب ربی5؛
قائم از فرزندان من، همنام و هم کنیه من است، شمایل و رفتارش، شمایل و رفتار من است و مردم را به اطلاعت من و دین من وادار می نماید و به قرآن دعوتشان می کند».

3. رسول خدا پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله در ضمن حدیثی دیگر فرمودند:
«و ان الثانی عشر من ولدی یغیب حتی لا یری و یاتی علی امین بزمن لا یبقی من الاسلام الا اسمه و لا یبقی من القرآن الا اسمه فحینئذ یأذن الله تبارک و تعالی بالخروج فیظهر الله الاسلام به ویجدده6؛
دوازدهمی از فرزندانم به طوری غایب می شود که اصلا دیده نمی شود. زمانی خواهد آمد که از اسلام جز اسمی و از قرآن جز رسم و اثری باقی نمی ماند، در آن هنگام خدا به وی اجازه نهضت می دهد و به وسیله او اسلام راتقویت کرده، تجدیدش می کند».

چنان که ملاحظه می فرمایید این احادیث بالصراحه دلالت دارند بر این که برنامه امام زمان علیه السلام و رفتارش ترویج و بسط اسلام و تحدید عظمت قرآن است و ایشان به منظور اجرای سنت های پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله مقاتله می کنند.
بنابراین، اگر ابهامی در احادیث دسته اول وجود داشت با توضیحاتی که در این احادیث آمده است برطرف می شود. در مجموع باید احادیث را به گونه ای تفسیر کرد که رفع شبهه شود بدین بیان که در زمان غیبت، بدعت هایی در دین گذاشته می شود و احکامی از اسلام و قرآن بر طبق میل مردم تأویل و تفسیر می شود و بسیاری از حدود و احکام چنان فراموش می شوند که گویا اصلا از اسلام نبودند. وقتی که حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف ظهور کردند، بدعت ها را ابطال می کنند و احکام خدا را به همان گونه ای که صادر شده بود، ظاهر می سازند. حدود اسلامی را بدون سهل انگاری اجرا می کنند و معلوم است که برای مردم چنین برنامه ای تازگی دارد.

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
«اذا قام القائم سار بسیره رسول الله الا انه یبین اثار محمد7؛
وقتی قائم قیام کرد به سیره رسول خدا صلّی الله علیه و آله رفتار می کند، لکن آثار حضرت محمد صلّی الله علیه و آله را تفسیر و بیان می کند».

به هر حال، مردمی که ارکان و اصول مسلمه اسلام را رها کرده و تنها به برخی ظواهر آن اکتفا کرده اند، از اسلام جز نماز و روزه واجتناب از نجاسات چیزی نمی دانند، بعضی ها هم دین را در مسجد محصور کرده و حقیقت آن در اعمال و حرکاتشان نفوذ ندارد. در کوچه و بازار و خانه اثری از اسلام نیست، اخلاقیات و دستورات اجتماعی را ابدا از اسلام محسوب نمی دانند، صفات زشت در نظرشان اهمیت ندارد و به بهانه این که واجبات و محرمات اختلافی هستند از زیر بار آنها شانه خالی می کنند محرمات الهی را با حیله های گوناگون و تأویلات صوری جایز می شمارند، از ادای حقوق واجبه خود داری می نمایند، به دلخواه خود احکام دین را تأویل می کنند، از قرآن فقط به قرائت، تجوید و احترامات صوری را اکتفا می نمایند.

اگر امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف ظاهر شوند و به آنان بگویند: شما از حقیقت و گوهر دین به دور افتادید و آیات قرآن و احادیث پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله را برخلاف واقع تفسیر و تأویل کرده اید، چرا حقیقت نورانی قرآن و اسلام را رها کرده اید و به بعضی از ظواهرش قناعت کرده اید؟ شما اعمال و رفتارتان را با دین تطبیق نکرده اید، بلکه احکام دین را با دنیای خودتان توجیه نموده، سازش داده اید و امام حسین علیه السلام تنها برای گریه کشته نشد و چرا هدف جدم را پایمال کرده اید؟ دستورات اخلاقی و اجتماعی را باید از ارکان اسلام بدانید و جزء برنامه عملی خویش قرار دهید و اسلام را درمساجد محصور نکنید و با حیله ها از زیر بار احکام خدا شانه خالی نکنید، وظیفه امر به معروف و نهی ازمنکر را انجام دهید و فلان بدعت و فلان و فلان ... را از اسلام بیرون کنید.
قطعاً چنین دین و برنامه ای بر ایشان تازگی داشته و از آن وحشت می کنند و اساساً اسلامش نمی دانند، زیرا تاکنون اسلام را جور دیگر تصور کرده بودند. آنان می پنداشتند ترقی و عظمت اسلام در تزئین مساجد ومناره ها بلند است، اگر امام بفرماید عظمت اسلام به عمل صالح و راستی و درستی وامنت و وفای به عهد واجتناب از حرام است، برای شان تازگی دارد، آنها گمان می کردند وقتی امام زمان علیه السلام آمد تمام اعمال مسلمین را تصحیح می کنند و به اتفاق آنان در گوشه مسجد مشغول عبادت می شوند، اما اگر مشاهده کننده که امام زمان علیه السلام مردم را به سوی جهاد و امر به معروف و نهی از منکر دعوت می کند و نمازگزاران ستم پیشه و افراد مانع الزکوه را مجازات می کنند ... برایشان تازگی دارد و جدید است، این است معنای آیین جدید نه آن که حضرت مهدی علیه السلام دین جدید بیاورند، بلکه ایشان دین حضرت محمد صلّی الله علیه و آله را به گونه ای که تاکنون نبوده، تفسیر و تبیین می کنند.

پی‌نوشت‌ها:
1. بحارالانوار، ج52، ص 352.
2. اثباة الهدی، ج7، ص110.
3. همان، ص 83.
4. بحارالانوار، ج51 ، ص82.
5. اثباة الهدی ، ج7 ، ص52.
6. منتخب الاثر، ص98.
7. بحارالانوار، ج52، ص347.

منبع: www.mouood.org

کلمات کلیدی : 
آیین جدید , آیین حضرت مهدی , روایات , سیره حضرت مهدی , قائم , ظهور , سنت های پیامبر , بدعت ها , زمان غیبت
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امام زمان علیه السلام از کجا وقت ظهورشان را می فهمند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:

امام زمان علیه السلام از کجا می فهمند که وقت ظهورشان فرا رسیده است؟ اگر گفته شود از جانب خداوند به ایشان اطلاع داده می شود، معنایش این است که بر ایشان همانند پیامبران وحی می شود و در نتیجه، بین امام و پیامبر فرقی باقی نمی ماند؟

پاسخ:

اولا، از روایات در ابواب مختلف امامت استفاده می شود که امام زمان علیه السلام با عالم غیب درارتباط است و در مواقع نیاز حقایقی را دریافت می کند و در بعضی از روایات وارد شده که امام صدای ملک را می شنود اما خودش را نمی بیند.1
طبق روایت ابوالجارود که می گوید به امام باقر علیه السلام عرض کردم از احوال صاحب الامر علیه السلام به من خبر بدهید، حضرت فرمودند:
شبانگاه از بیمناک ترین مردم می باشد، لکن صبحگاه از ایمن ترین مردم می گردد، برنامه کارش شبانه روز به وی وحی می شود.
عرض کردم به ایشان وحی می شود؟ حضرت امام باقر علیه السلام فرمودند:
وحی می شود، اما وحی پیامبری نیست، بلکه مانند وحیی است که به مریم دختر عمران و به مادر موسی و زنبور عسل نسبت داده شده است. ای ابا جارود! قائم آل محمد صلّی الله علیه و آله ازمریم و مادر موسی و زنبور عسل نزد خدا گرامی تر است. 2

به هر حال، از این قبیل احادیث استفاده می شود که بر وجود مقدس امام زمان علیه السلام وحی و الهام می شود، لکن در عین حال، فرق بین امام و پیامبر محفوظ است. زیرا پیامبر مشرع است و احکام و قوانین شریعت به وی وحی می شود، بر خلاف امام که احکام و قوانین به او وحی نمی شود و او نسبت به آنها حافظ است.

ثانیا ممکن است گفته شود که پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله وقت ظهور را به وسیله ائمه اطهار علیهم السلام به حضرت مهدی علیه السلام خبر داده است ولو به این که حدوث حوادث معینی را از علائم و قرائن فرا رسیدن، وقت ظهور معرفی نموده و امام زمان علیه السلام در انتظار ظهور آن علائم است؛ مثلاً پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
وقتی موقع ظهور فرا رسید خداوند شمشیر و پرچم آن جناب را به صدا در آورده، می گوید: ای دوست خدا! به پا خیز و دشمنان خدا را به قتل برسان.3

یکی از شواهد احتمال دوم این است که روایاتی دلالت می کند بر این که برنامه و دستور العمل تمام امامان معصوم علیهم السلام مهر کرده از جانب پروردگار عالم بر پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله نازل شده و پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله آن را به امام علی علیه السلام تحویل داد و حضرت علی علیه السلام در موقع خلافت صحیفه خویش را گشود و بر طبق آن عمل کرد و بعدا آن را به امام حسن علیه السلام تحویل داد. به همین کیفیت، نوبت به هر امامی که رسید مهر نامه خویش را گشوده و بر طبق آن عمل می کرد، اکنون نیز برنامه کار و دستور العمل امام زمان علیه السلام در دستش موجود است. 4
به هر حال ، ممکن است خداوند با الهام و وحی از طریق دوم حضرت را آگاه سازد، این امر محالی نیست.

پی‌نوشت‌ها:
1. اصول کافی ، ج1، ص271.
2. بحار الانوار، ج 52، ص 389.
3. همان، ص 311
4. اصول کافی، ج1، کتاب الحجه باب ان الائمه لم یفعلو شیئا و لا یفعلون الا بعهد من الله و امر منه، حدیث 2.

منبع: www.serajnet.org

کلمات کلیدی : 
ظهور امام زمان , وقت ظهور امام زمان , وحی , امام , پیامبر , صاحب الامر , الهام , قائم آل محمد
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امام زمان علیه السّلام سرانجام شهید خواهند شد یا فوت می نمایند؟

پاسخ : 
برای درک این موضوع، تنها راه مراجعه به روایات است، روایات مربوط به این مسأله نیز دو دسته می باشد: بعضی دلالت بر وفات حضرت و برخی دیگر دلالت بر شهادت حضرت مهدی علیه السّلام دارد که ذیلاً به برخی از این دو نوع روایات، اشاره می نمائیم: 

روایات دسته اول: 
1. از جمله روایاتی که دلالت بر مرگ طبیعی حضرت مهدی علیه السّلام دارد، تفسیری است که از امام صادق علیه السّلام در مورد آیه شریفه «ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیهِمْ»[1] نقل شده است. حضرت می فرمایند: 
مراد، زنده شدن امام حسین علیه السّلام با اصحاب خود در عصر امام زمان علیه السلام است در حالی که کلاه خودهای طلائی بر سر دارند و به مردم رجعت امام حسین علیه السّلام و یارانش را اطلاع می دهد تا مؤمنان به شک و تردید نیفتند. این در حالی است که حضرت مهدی علیه السّلام در میان مردم حضور دارد. هنگامی که مردم امام حسین علیه السّلام را به خوبی شناختند و به او ایمان پیدا کردند، مرگ حضرت حجّت علیه السّلام فرا می رسد و امام حسین علیه السلام، غسل و حنوط و کفن و خاکسپاری حضرت مهدی علیه السلام را برعهده می گیرد زیرا که امام را جز امام، غسل نمی دهد»[2]. 

2. در روایتی دیگر نیز امام صادق علیه السّلام در پاسخ به این سؤال که: اولین کسی به دنیا رجعت خواهد کرد چه کسی است؟ می فرمایند: 
اولین رجعت کننده به دنیا، امام حسین علیه السلام است که پس از رجعت او و یارانش در حالی که هفتاد پیامبر نیز او را همراهی می کنند، حضرت قائم علیه السلام انگشترش را به امام حسین علیه السلام واگذار می کند و چشم از جهان فرو می بندد. امام حسین علیه السّلام نیز تجهیز غسل و کفن و دفن حضرت را برعهده می گیرد»[3] 

روایات دسته دوم: 
روایاتی است که بطور عام دلالت بر شهادت همه ائمه معصومین علیهم السلام دارد: 
1. امام حسن مجتبی علیه السّلام می فرمایند: و الله لقد عهد الینا رسول الله صلّی الله علیه و آله ان هذا الامر علیکم اثنا عشر اماماً من ولد علی و فاطمه، ما منا الامسموم او مقتول»[4]؛ به خدا سوگند رسول خدا صلّی الله علیه و آله این عهد و وعده را به ما داده است که امر امامت را دوازده تن از فرزندان علی علیه السّلام و فاطمه علیها السّلام به دست خواهند گرفت و هیچ کدام از ماها نیست مگر این که یا به وسیله سم و یا با کشتن، شربت شهادت خواهند نوشید. 

2-3. از امام صادق علیه السّلام و امام رضا علیه السّلام نیز روایت شده است که «مامنا الامسموم او مقتول»[5]؛ هیچ یک از ما نیست مگر این که مسموم و یا مقتول می باشد. 
براساس حدیثی که امام حسن مجتبی علیه السّلام فرمودند و تأکیدی که امام صادق علیه السّلام و امام رضا علیه السّلام نموده اند، امام زمان علیه السّلام نیز به شهادت خواهند رسید. علمای شیعه نیز نوعا روایات دال بر شهادت را ترجیح داده اند و قائل به شهادت ائم معصومین علیهم السلام می باشند.[6] 
حتی مرحوم علامه مجلسی رحمت الله علیه در بحارالانوار با این عنوان بابی را گشوده است که «انهم ـ علیهم السّلام ـ لا یموتون الا بالشهاده»[7]؛ 
این بزرگواران نمی میرند مگر با شهادت. 

نحوه شهادت حضرت مهدی علیه السّلام 
در مورد چگونگی شهادت حضرت مهدی علیه السّلام، فقط یک روایت در بعضی منابع شیعی نقل شده است که در آن از زنی به نام سعیده که از طایفة بنی تمیم و دارای محاسن و ریش شبیه مردان است، به عنوان قاتل حضرت نام برده شده است که در هنگام عبور حضرت، از بالای بام سنگی را به سوی حضرت پرتاب می کند و حضرت را به شهادت می رساند[8] ولی این روایت در منابع معتبر شیعی نقل نشده و دلیل قطعی در مورد چگونگی شهادت حضرت، در دست نمی باشد بنابراین می توان گفت: که حتی بنابر صحیح روایات دال بر شهادت، کیفیت و نحوه شهادت امام زمان علیه السلام چندان روشن نمی باشد. 

معرفی منابع جهت مطالعه: 
1. مجله حوزه، سال 12، شماره 70ـ71، ص 58 الی 61. 
2. بامداد بشریت، نوشته محمد جواد مروجی طبسی، چاپ دفتر تبلیغات، 1381. 

پی نوشتها:
[1]. سوره مبارکه اسراء، آیه 6. 
[2]. بحارالانوار، ج 27، ص 217، موسسه الوفاء ـ بیروت. 
[3]. بحارالانوار، ج 27، ص 217. 
[4]. همان و اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ص 349، دارالمعرفه ـ بیروت لبنان. 
[5]. همان و اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ص 349، دارالمعرفه ـ بیروت لبنان. 
[6]. چشم اندازی به حکومت مهدی، نجم الدین طبسی، ص 214، چاپ اول، 1380، بوستان کتاب ـ قم. 
[7]. بحار الانوار، ج 27، ص 213. 
[8]. تاریخ ما بعد الظهور، سید محمد صدر، ص 881، مکتبه الامام امیرالمؤمنین علیه السّلام، اصفهان.

منبع: www.mouood.org

کلمات کلیدی : 
شهادت حضرت مهدی , رجعت امام حسین , ائمه معصومین , حضرت قائم , عصر امام زمان , حضرت حجّت , غسل امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
کتب آسمانی چه بشارت هایی به آمدن حضرت مهدی علیه السلام داده اند؟

پاسخ : 
اشارات و بشارات کتاب های فعلی عهدین تورات و انجیل به ظهور حضرت مهدی علیه السلام متعدد و بسیار است. از جمله مواردی که در قرآن مجید خبر از بشارت تورات موسی و زبور داوود به این ظهور و این که صالحان وارث زمین می گردند آمده، این آیه کریمه است:

"وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ اْلأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصّالِحُونَ"[1]؛ در «زبور» بعد از ذکر (تورات) نوشتیم: «بندگان شایسته‌ام وارث (حکومت) زمین خواهند شد!»

این بشارت در زبور داوود عیناً وجود دارد در زبور آیه37 و 9 و 10 و 11 به صراحت بشارت داده شده که شریران منقطع خواهند شد و صالحان وارث زمین می گردند.
در تورات سفر تکوین فصل 16 باراس لخ لحا فصل 17– آیه 18 و موارد دیگر در کتاب دانیال در کتاب صفیا نبی و در کتاب شعیاء نبی در موارد متعدد و کتاب (میللکیس) و کتاب عاتوس و کتاب حیقوق و کتاب حکابی پیغمبر و کتاب زکریا و اناجیل اربعه و…
ولی از آنجایی که ما در اثبات ظهور حضرت مهدی علیه السلام خود را بی نیاز از استدلال به آنها می دانیم به ذکر نام این کتاب ها و تأیید مطلب در بعضی اذهان اشاره کردیم.
شما می توانید برای آگاهی بیشتر به کتاب های: سیف الدمه، البراهین السایاطیه، انیس الاعلام، منقول الرضائی، لسان الصدق، العقبری الحسان که مفصلاً این بشارات را جمع آوری کرده است مراجعه فرمائید.

بشارت ظهور حضرت مهدی علیه السلام در قرآن کریم
در قرآن مجید نیز در آیات زیادی بشارت ظهور حضرت مهدی علیه السلام و برپایی حکومت جهانی داده شده است که ما به چند آیه اشاره می کنیم:

1. وَعَدَ اللّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی اْلأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی‌ لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئًا وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ[2]
خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‌اند وعده می‌دهد که قطعاً آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید؛ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پابرجا و ریشه‌دار خواهد ساخت؛ و ترسشان را به امنیّت و آرامش مبدّل می‌کند، آنچنان که تنها مرا می پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت. و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند.

2. وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ[3]
ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم!

3. بَقِیَّة اللّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ وَ ما أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفیظٍ[4]
آنچه خداوند برای شما باقی گذارده، برایتان بهتر است اگر ایمان داشته باشید! و من، پاسدار شما (و مأمور بر اجبارتان به ایمان) نیستم!

4. وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقًا[5]
و بگو: «حق آمد، و باطل نابود شد؛ یقیناً باطل نابود شدنی است!»

5. أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ اْلأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللّهِ قَلیلاً ما تَذَکَّرُونَ[6] 
یا کسی که دعای مضطرّ را اجابت می‌کند و گرفتاری را برطرف می‌سازد، و شما را خلفای زمین قرارمی‌دهد؛ آیا معبودی با خداست؟! کمتر متذکّر می‌شوید!

6. قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْرًا فَمَنْ یَأْتیکُمْ بِماءٍ مَعینٍ[7]
بگو: «به من خبر دهید اگر آبهای (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسی می‌تواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟!»


البته برای آگاهی از معانی دقیق این آیات و انطباق آن بر حضرت مهدی علیه السلام می توانید به کتاب های تفسیر مراجعه فرمایید.

پی نوشتها:
1. سوره انبیاء، آیه 105.
2. سوره نور، آیه 55.
3. سوره قصص، آیه 5.
4. سوره هود، آیه 86.
5. سوره اسراء، آیه 81.
6. سوره نمل، آیه 62.
7. سوره ملک، آیه 30.

منبع: www.hawzah.net

کلمات کلیدی : 
بشارت ظهور , وارث زمین , حکومت جهانی , قرآن , زبور , تورات , صالحان , اثبات ظهور حضرت مهدی , حضرت مهدی در قرآن
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا روایاتی هست که بر ولادت حضرت مهدی علیه السلام دلالت داشته باشد؟

پاسخ : 
روایات متعددی در این زمینه وجود دارد که ما به چند مورد اشاره می کنیم:
1. در کتاب فرائد السمطین و ینابیع المودّة نقل شده است:
سُئِلَ الاِمامُ الرِّضا: وَ مَنِ الْقائِمُ مِنْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ؟ قالَ: الرّابِعُ مِنْ وُلْدِی... وَ هوُ الَّذِی یَشُکُّ النّاسُ فِی وِلادَتِهِ وَ هُوَ صاحِبُ الْغَیْبَةِ قَبْلَ خُرُوجِهِ.1
از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: قائم شما اهل بیت کیست؟ حضرت فرمودند: چهارمین فرزند من... و اوست کسی که مردم در ولادتش تردید می کنند و اوست کسی که پیش از قیامش غیبت خواهد داشت.

2. از روایت هایی که بر ولادت و زنده بودن حضرت مهدی علیه السلام در حال حاضر دلالت دارد، این روایت است:
مَنْ ماتَ وَ لَمْ یَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مِیْتَةَ الْجاهِلِیَّةِ.2
هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.
در استدلال به این حدیث، ذکر چند نکته لازم است:

نکته اول: 
این روایت را تعداد زیادی از بزرگان اهل سنت (البته با کمی اختلاف در عبارت) نقل کرده اند، از جمله طِیالیسی در مُسْند؛ حافظ عَبْدُالرزّاق در المصنف؛ ابن سَعْد در طَبَقات؛ اِسْکافی در المعیار و الموازنه و احمد حنبل بارها در مسند. ازاین رو، می توان آن را از نظر معنی متواتر دانست.

نکته دوم: 
روایت به مردم عصر خاصی اختصاص ندارد؛ زیرا به صورت کلی و عام فرموده است: «هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد....» بنابراین، معلوم می شود در هر عصر و زمانی، امام زنده ای وجود دارد که حکومت بر جهان، حق او و امامت و رهبری جامعه، شایسته مقام اوست و هیچ گاه زمین از وجود چنین پیشوایی خالی نخواهد ماند. در زمان حاضر نیزما جز حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، کسی را مناسب و در خور این مقام نمی شناسیم. پس ایشان هم اکنون حاضر و زنده است.

نکته سوم: 
باید توجه داشت مقصود از امامی که شناخت او، وظیفه مردم هر عصر و زمانی خوانده شده، بی تردید هر کسی نیست که بر جامعه حکومت می کند؛ زیرا شناخت حاکم، به ویژه اگر ستمگر باشد، ارزش واهمیتی ندارد که وقتی صورت نگیرد، سبب شود انسان به مرگ جاهلیت از دنیا برود!

3. دلیل دیگر بر ولادت حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، روایت های متعددی است که بر تشرف بعضی به خدمت آن حضرت دلالت دارند. از جمله حسن بن ایوب می گوید: همراه عده ای به خدمت امام حسن عسکری علیه السلام رسیدیم تا درباره امام پس از ایشان بپرسیم. در مجلس چهل نفر حضور داشتند. حضرت دستور داد کسی از مجلس خارج نشود و پس از مدتی خطاب به عثمان بن سعید فرمودند: می خواهید بگویم برای چه در اینجا جمع شده اید؟ حاضران پاسخ دادند: بفرمایید. حضرت فرمودند: برای این که درباره امام پس از من بپرسید. همه گفتند: آری. در این هنگام پسری مانند پاره ماه که شبیه ترین مردم به امام حسن عسکری علیه السلام بود، وارد مجلس شد. حضرت با اشاره به او فرمودند: این پسر، امام شما پس از من است. فرمان او را اطاعت کنید و پس از من اختلاف نکنید که هلاک خواهید شد و دینتان تباه می شود.3
محی الدین عربی نیز در کتاب فتوحات المکیه درباره حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف می نویسد: «وَ هُوَ فی زَمانِنَا الیَوْمَ مَوْجُودٌ.»4 او در ادامه آورده است: عُرِّفتُ بِهِ سَنَةَ خَمْس وَ تِسْعین وَ خَمْسْ مِأَة. وَ رَأَیْتُ الْعَلامَةَ اللَّتی لَهُ قَدْ اَخْفاهَا الْحَقُّ فیهِ عَنْ عُیُونِ عِبادِهِ وَ کَشَفَها لی بِمَدینةِ «فاسْ» حَتّی رَأَیْتُ خاتَمَ الْوِلایَةِ عَنْه.5
در سال 595 به محضرش رسیدم و علامت مخصوص ایشان را که از چشم دیگران پنهان شده است، مشاهده کردم... .

4. امام حسین علیه السلام فرمودند: 
به محضر جدم رسول الله صلی الله علیه و آله وارد شدم. حضرت مرا بر روی زانو نشاند و خطاب به من فرمودند: «خداوند از صلب تو نه امام را برگزیده است که نهمین آنان «قائم» ایشان است و همه آنان از جهت فضل و منزلت در پیشگاه خدا یکسانند».6

5. جوینی شافعی از عبدالله بن عباس نقل می کند:
سَمِعْتُ رَسُولَ اللّه صلی الله علیه و آله یَقُولُ: اَنَا وَ عَلِی وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ و تِسْعَةُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ مُطَهَّرُونَ مَعْصُومُونَ.7
(ابن عباس می گوید) از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله شنیدم که فرمودند: «من و علی و حسن و حسین و نُه تن از فرزندان حسین پاک و معصوم هستیم».

ممکن است گفته شود این در روایت آخر ثابت نمی کند که حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف متولد شده است؛ چون ممکن است آن حضرت از نسل امام حسین علیه السلام باشد و در آخرالزمان متولد شود.
در پاسخ باید گفت: اولاً از ظاهر این دو روایت چنین برمی آید که نُه نفر پشت سر هم هستند؛ یعنی هر کدام فرزند امام پیشین است، چنان که درباره هشت امام این مطلب صادق است.
ثانیا: دلالت این دو روایت به قرینه روایت هایی که در فصل نسب حضرت مهدی آخرالزمان بیان می کنیم و نیز روایتی که در ادامه خواهیم آورد، کامل می شود.
شبراوی شافعی مصری در کتاب الاتحاف بحبّ الأشراف و ابن صباغ در کتاب فصول المهمه نقل می کنند که دعبل بن علی خزاعی (شاعر) گفته است:
به خدمت حضرت رضا علیه السلام رسیدم و ضمن قصیده ای دو شعر خواندم. (شعر، عربی و مضمونش درباره خروج امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف است.) حضرت پس از شنیدن شعر، در حالی که می گریستند، سر بلند کردند و فرمودند: 
ای دعبل! در این دو شعر، جبرئیل به زبان تو سخن گفته است. آیا می دانی آن امام کیست که قیام می کند؟ گفتم: نمی دانم، فقط شنیده ام امامی از شما اهل بیت قیام خواهد کرد و زمین را از عدل و داد پُر خواهد ساخت. حضرت فرمودند:
ای دعبل! امام پس از من، پسرم محمد است و امام بعدی، فرزندش علی و پس از او، حسن و امام پس از حسن، فرزند او حجت قائم است که در زمان غیبتش همه منتظر او هستند و پس از ظهورش همه پیرو اویند. اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد، خدا آن روز را آن قدر طولانی خواهد کرد تا او خروج کند و زمین را آن گونه که از ستم آکنده شده، از عدل پر سازد.8

پی نوشتها:
1. ابراهیم بن محمد جوینی شافعی، فرائد السمطین، بیروت، مؤسسة المحمودی، 1400هـ . ق، چ 1، ج 2، ص 337.
2. ینابیع المودة، ج 3، ص 372.
3. شیخ سلیمان حسین بلخی قندروزی، ینابیع المودة، ج 3، ص 123.
4. محی الدین عربی، فتوحات المکیه، بیروت، دار صادر، بی تا، ج 1، ص 85.
5. همان.
6. ابوالمؤید موفق خوارزمی، مقتل الحسین، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چ 1، ج 1، فصل 7، بی تا.
7. فرائد السمطین، ج 2، ح 430.
8. شبراوی شافعی مصری، الاتحاف بحبّ الاشراف، ایران، مؤسسه دارالکتاب الاسلامی، 1423هـ . ق، چ 1، ص 332.
منبع: www.irc.ir

کلمات کلیدی : 
ولادت حضرت مهدی , حضرت مهدی در روایات , قائم , غیبت امام زمان , شناخت امام زمان , مرگ جاهلیت , تشرف , آخرالزمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
بحث از موعود در قرآن کریم چه پیشینه ای دارد؟

پاسخ : 
محدثان و مفسران گرانقدر شیعه از دیرباز به موضوع موعود در قرآن توجه کرده و در کتاب های خود به جمع آوری و تبویب آیاتی پرداخته اند که در کلمات معصومان علیهم السلام به این موضوع تفسیر یا تأویل شده اند.
علامه سیّد هاشم حسینی بحرانی (م 1107 ه . ق) در کتاب المحجّة فی ما نزل فی القائم الحجّة علیه السلام که با نام سیمای حضرت مهدی علیه السلام در قرآن به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده است، با بهره گیری از روایات، 120 آیه مرتبط با این موضوع را بررسی می کند.
ناگفته نماند که در مستدرک المحجّة، که در انتهای کتاب یاد شده آمده است، چهارده آیه دیگر به این مجموعه افزوده شده است.
علامه مجلسی رحمة الله علیه (1027 ـ 1111 ه . ق) در بحار الأنوار با استفاده از تفاسیری مانند تفسیر القمی، تفسیر فرات الکوفی، تفسیر العیاشی، تفسیر کنز الفوائد و کتاب هایی چون الکافی ثقه الاسلام کلینی، کمال الدّین و تمام النعمة شیخ صدوق، الإرشاد شیخ مفید، کتاب الغیبة شیخ طوسی، کتاب الغیبة نعمانی و...، بیش از شصت آیه را که به قیام قائم علیه السلام تأویل شده اند، جمع آوری کرده است.1
در جلد پنجم از کتاب معجم أحادیث الامام المهدی علیه السلام که به همت هیئت علمی مؤسسه معارف اسلامی و با اشراف حجت الاسلام و المسلمین علی کورانی منتشر شده است، بیش از 300 آیه قرآن کریم که به گونه ای با شخصیت امام مهدی علیه السلام، ظهور آن حضرت و موضوعاتی چون رجعت ارتباط دارند، جمع آوری و روایات ذیل آنها بررسی شده است.2
در کتاب الآیات الباهرة فی بقیة العترة الطاهرة (تفیسر آیات القرآن فی المهدی صاحب الزمان)، اثر آقای سید داود میرصابری که به باورنویسنده آن، کامل کننده کتاب هایی است که پیش از این کتاب این زمینه نوشته شده، با استفاده از روایات معصومان علیهم السلام حدود 240 آیه مرتبط با موضوع مهدویت بررسی شده است.3
سعید ابومعاش نیز در کتاب الإمام المهدی علیه السلام فی القرآن و السنّة حدود 500 آیه را که به نوعی با وجود مقدس امام عصر علیه السلام و ظهور ایشان ارتباط دارند، گردآورده و با بهره گیری از روایات به بررسی و شرح آنها پرداخته است.4
گفتنی است برخی مفسران شیعه در کتاب های خود مجموعه آیاتی را که در شأن اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام تأویل شده اند، گرد آورده اند که به طور طبیعی بخش قابل توجهی از این کتاب ها نیز به آیات تأویل شده در شأن امام مهدی علیه السلام اختصاص دارد. از آن جمله می توان به کتاب تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة اثر سید شرف الدین علی الحسینی الاسترآبادی (از علمای نیمه دوم قرن دهم هجری) اشاره کرد.5

پی نوشتها:
1. ر.ک: بحار الأنوار، ج 51، صص 44 ـ 64.
2. معجم احادیث الإمام المهدى علیه السلام، ج 5.
3. ر.ک: سید داود میرصابرى، الآیات الباهرة فی بقیة العترة الطاهرة، چاپ اول: تهران، قسم الدراسات الإسلامیة مؤسسة البعثة، 1402 ه .ق.
4. ر.ک: سعید ابومعاش، الإمام المهدى فی القرآن والسنة، چاپ دوم: مشهد، مجمع البحوث الإسلامیة، 1425ه . ق.
5. ر.ک: سید شرف الدین على الحسین استرابادى، تأویل الآیات الظاهرة فی فضائل العترة الطاهرة، چاپ اول: قم، مؤسسة النشر الاسلامى، 1409 ه .ق.
منبع: www.irc.ir

کلمات کلیدی : 
موعود , موعود در قرآن , محدثان شیعه , مفسران شیعه , تفسیر , تأویل , قیام قائم , علامه مجلسی , بحارالانوار
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در تفاسیر اهل سنت چه آیاتی بر امام زمان علیه السلام تفسیر شده است؟

پاسخ : 
پیروان ادیان سه گانه ی آسمانی (مسلمانان،‌ مسیحیان، یهودیان) باور دارند آینده ی نهایی مسیر زندگی خاکی، پیروزی ایمان بر کفر، حاکمیت حق و علم و عدالت اجتماعی رسیدن وراثت زمین به صالحان، پایان خرافات و گمراهی و ستم و تمامی گونه های انحرافات است. نیز اتفاق نظر دارند شخصی که خداوند عهد و پیمانش را به دست او تحقق می بخشد، از فرزندان ابراهیم بوده است، و شریعتی که بدان حکومت می کند آیین موسی علیه السّلام نیست، بلکه دین پیامبری است که خداوند در آخر زمان، وی را مبعوث می کند....»[1] 
آیاتی از قرآن کریم درباره حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف است و روایات فراوانی نیز عهده دار تفسیر آن آیاتند و اکنون برخی از آن آیات از منظر مفسران اهل سنت به حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف اختصاص دارند تقدیمتان می کنیم.

1. «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ»[2] 
«او کسی است که پیامبر خود را برای مردم فرستاد، با دینی درست و بر حق، تا او را بر همه دین ها پیروز گرداند، هر چند مشرکان را خوش نیاید.» 
در تفسیر قرطبی آمده است:«پیروزی اسلام بر دیگر ادیان، هنگام قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه شریف است در آن زمان، مردمان یا باید مسلمان شوند و یا جزیه دهند. و این که گفته شده است مهدی همان عیسی است نادرست است زیرا اخبار صحیح به گونه ای متواتر وارد شده که مهدی از خاندان پیامبر صلّی الله علیه و آله است .....»[3] 
و در کتاب البیان در تفسیر این آیه آمده است:«کسی که خدا او را بر همه ادیان چیره می گرداند، مهدی از فرزندان فاطمه است.[4] و در تفسیر کشف الاسرار که از تفاسیر معتبر اهل سنت است در شرح این آیه می گوید:«رسول در این آیه محمد صلّی الله علیه و آله است و هدی و هدایت قرآن و ایمان است و دین حق، اسلام است و خدا این دین را بر دیگر دیان برتری می دهد، چنان که دینی نماند مگر این که اسلام بر آن غالب آید. و این امر بعد از این خواهد شد و هنوز نشده است.»[5]

2. «بَقِیَّه اللَّهِ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»؛[6] اگر با ایمان باشید«بقیه الله برای شما خیر است.» در نور الابصار آمده اس:«چون (مهدی) ظهور کند، کعبه را پایگاه خویش قرار می دهد و 313 نفر از یارانش به او می پیوندند،‌آنگاه در نخستین سخن این آیه را تلاوت می کند«بقیه الله بهتر است برای شما اگر ایمان بیاورید، پس می گوید: منم بقیه الله و خلیفه خدا و حجت او بر شما.»[7] 

3. «..... لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْ‌آخِرَه عَذابٌ عَظِیمٌ»[8]؛ ..... آنان در مسجدها جز بیمناک و ترسان داخل نخواهند شد و نصیبشان در دنیا خواری و در آخرت عذابی بزرگ است.» 
سیوطی می نویسد:«خواری و ذلّت در دنیا زمانی فرا می رسد که مهدی به پا خیزد و قسطنطنیه را فتح کند و آنان را بکشد.»[9]و در تفسیر طبری و تفسیر کشف الاسرار[10] نیز همین مطلب که سیوطی نوشته است تصریح شده است. 

4. «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[11]؛ ای کسانی که ایمان آورده اید، صبر کنید و مقاومت ورزید و مرابطه کنید و از خدا بترسید، باشد که رستگار شوید.» 
حافظ قندوزی از (امام) محمد باقر علیه السّلام درباره این آیه روایت کرده است که فرمودند: شکیبا باشید بر ادای فرائض و واجبات، و در برابر آزار دشمنان استقامت ورزید و با امامتان مهدی مرابطه نمائید.[12] 

5. «.... یسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَه أَیَّانَ مُرْساها»[13]؛ از تو درباره ساعت می پرسند که زمان وقوع آن کی است .... حافظ قندوزی از مفضل بن عمر از (امام جعفر) صادق علیه السّلام ، روایت کرده است که فرمودند: «ساعت قیام قائم است.»[14] 

6. «اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»[15]؛ بدانید که خدا زمین را پس از مرگش احیاء می کند. حافظ قندوزی می نویسد:«خداوند آنرا توسط«قائم» زنده می سازد، پس در آن عدالت کند و زمین را توسط عدل، پس از مردنش به واسطه ظلم، زنده سازد.»[16]

7. «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ»[17]؛ پس ایمان آرید به خدا و رسول و نوری که فرود آوردیم، و خداوند بدانچه کنید آگاه است. 
علاّمه قبیسی می نویسد حافظ ابوجعفر محمد بن جریر طبری ..... گفت .... در حجه الوداع پیامبر صلّی الله علیه و آله فرمودند: ای مردم،«آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا» سپس فرمودند: نور در من است، سپس در ـ علی است، و بعد در نسل وی باشد تا قائم مهدی.[18] 

8. «حَتَّی إِذا رَأَوْا ما یُوعَدُونَ فَسَیَعْلَمُونَ مَنْ أَضْعَفُ ناصِراً وَ أَقَلُّ عَدَداً»[19]؛‌ تا وقتی که ببیند آنچه را وعده داده می شوند، پس به زودی بدانند که چه کسی از حیث یار ناتوان تر و از حیث عدد کمتر است. 
حافظ قندوزی از امام سجاد علیه السّلام در تفسیر این آیه نقل می کند که«ما یوعدون» (آنچه وعده داده می شوند) در این آیه «قائم» مهدی و اصحاب و یاران اویند. و هنگامی که «قائم» ظهور کند دشمنان او ضعیف تر و عددشان کمتر است.[20] 
گفتنی است که از منظر اهل سنت آیات فراوان دیگری درباره حضرت مهدی وجود دارد[21] که ذکر همه آنها در این پاسخنامه نمی گنجد. برای اطلاع بیشتر به کتاب موعود قرآن، صادق حسینی شیرازی مراجعه فرمائید. 

پی نوشتها:
[1]. فصلنامه تخصصی انتظار، سال اوّل، شماره اول، پاییز 1380، صاحب امتیاز بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود، ص 171، مقاله سامی بدری. 
[2]. سوره توبه، آیه 33. 
[3]. ابو عبدالله محمد بن احمد انصاری قرطبی، الجامع الاحکام القرآن، ج 8، (تحقیق عبدالرزاق المهدی)، چاپ دارالکتاب العربی، سال 1418 هـ، ص 111.
[4]. سید مؤمن بن حسن الشبلنجی: نورالابصار، چاپ دارالجیل، ص 343. 
[5]. رشید الدین، امام احمد میبدی، (از عالمان قرن پنجم)، کشف الاسرار، ج 4، ص 119 ـ 120. 
[6]. سوره هود، آیه 86. 
[7]. مؤمن بن حسن مؤمن الشبلنجی: نورالابصار، چاپ دارالجیل، بیروت، 1409 هـ، ص 349. 
[8]. سوره بقره، آیه 114. 
[9]. جلال الدین سیوطی، الدّر المنثور فی التفسیر بالمأثور، ج 1، چاپ دوم،‌ دارالفکر، ص 264. 
[10]. تفسیر کسف الاسرار، ج 1، ص 325. 
[11]. آل عمران، آیه 200. 
[12]. صادق حسینی شیرازی، موعودِ قرآن، ترجمه مؤسسه الامام المهدی، سال طبع 1360، ص 22، به نقل از ینابیع الموده، ص 506. 
[13]. سوره اعراف، آیه 187. 
[14]. صادق حسینی شیرازی، موعودِ قرآن، ص 44، به نقل از ینابیع الموده، ص 429. 
[15]. حدید، آیه 17. 
[16]. صادق حسینی شیرازی، موعودِ قرآن، ص 139، به نقل از ینابیع الموده، ص 514. 
[17]. سوره تغابن، آیه 8. 
[18]. همان، (موعودِ قرآن، ص 146)، به نقل از، ماذا فی التاریخ، ج 3، ص 147 ـ 145. 
[19]. سوره جن، آیه 24. 
[20]. موعود قرآن، به نقل از ینابیع الموده، ص 515. 
[21]. چون آیه 5 سوره قصص، آیه 105 سوره انبیاء، آیه 59 سوره نساء و ...... 
منبع: اندیشه قم

کلمات کلیدی : 
وراثت زمین , صالحان , آخر زمان , مفسران اهل سنت , تفسیر قرطبی , تفسیر کشف الاسرار , سیوطی , حافظ قندوزی , امام مهدی در قرآن
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا در قرآن کریم ویژگی های یک منتظر واقعی بیان شده است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آیا در قرآن کریم نامی از حضرت مهدی برده شده است و آیا در قرآن کریم حرفی از انتظار و این که منتظر واقعی کیست و باید دارای چه ویژگی هایی باشد، به میان آمده است؟

پاسخ:
ابتدا با ذکر یک مقدمه به فراز اول از سوال می پردازیم. 
مقدمه:
قرآن کریم برای معرفی شخصیت ها به مقتضای حکمت و بلاغت از سه روش استفاده نموده است که ذیلا بیان می شود. 
1. معرفی با اسم: 
اولین راه این است که شخصیت مورد نظر را با اسم معرفی می نماید، به طور مثال «و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل»؛[1] محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ نیست جز پیامبری که قبل از او نیز پیامبرانی بوده اند.
2. معرفی با عدد: 
در این مورد به عنوان نمونه قرآن نقبای بنی اسرائیل را این گونه معرفی نموده است. مانند: «و بعثنا منهم اثنی عشر نقیباً»؛[2] و از ایشان دوازده پیشوا برانگیختیم. 
3. معرفی با صفت و ویژگی: 
قرآن پیامبر را با این شیوه نیز معرفی نموده است، مانند آیه «الذین یتبعون الرسول النبی الامّی»[3]؛ همانان که از این فرستاد پیامبری که درس نخوانده پیروی می کنند و حضرت علی علیه السّلام را هم با صفاتش معرفی شده است، مانند آیه «انما ولیکم الله ورسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یؤتون الزکاه و هم راکعون»؛[4] ولی شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند، همان کسانی که نماز برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.
این قسم اخیرکه معرفی با صفات است شاید بهترین راه معرفی باشد، زیرا این نوع معرفی راه را بر سود جویان می بندد چون نام قلابی می توان درست کرد، اما تخلق به صفات، عملاً کار آسانی نیست و قابل جعل نمی باشد. لذا در سوره بقره می بینیم که خداوند متعال بعد از آن که طالوت را به اسم معرفی می کند بلافاصله وی را با صفات و نشانه نیز معرفی می نماید تا جلوی هرگونه اشتباه احتمالی گرفته شود. در آنجا که می فرماید: «انّ الله قد بعث لکم طالوت ملکا»؛[5] در حقیقت خداوند طالوت را بر شما به پادشاهی گماشته است. بعد می فرماید: «و قال لهم نبیهم ان آیه ملکه...»؛[6] و پیامبرشان به ایشان گفت در حقیقت نشانه پادشاهی او این است که .. 
قرآن کریم در معرفی اشخاص از سه روش استفاده نموده است و بهترین روش معرفی اشخاص با صفات و ویژگی ها است. حال سوال این است که قرآن کریم حضرت مهدی علیه السلام را چگونه معرفی می کند. 
با مراجعه به قرآن مجید در می یابیم که نامی از حضرت مهدی علیه السلام در این کتاب آسمانی به صراحت بیان نشده است. همان گونه که از حضرت علی علیه السّلام و سایر ائمه معصومین علیهم السلام نامی به میان نیامده است و عدم تصریح به اسم براساس مصالحی است که خداوند علیم و حکیم بر آن آگاه است و اما باید اذعان داشت که تصریح به اسم تنها راه معرفی اشخاص نیست، بلکه از راه های دیگری مانند معرفی به صفات هم می توان بهره برد. حضرت ولی عصر علیه السلام هم با برخی صفات و ویژگی ها و کارها شناسانده شده است. خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «و لقد کتبنا فی الزّبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون»؛[7] و همانا نوشته ایم در زبور پس از ذکر که زمین را بندگان صالح من به ارث خواهند برد. 
حافظ قندوزی سلیمان حنفی به اسناد خویش از امام محمد باقر و امام صادق علیهما السّلام درباره این آیه می گوید: عباد صالح که در این آیه آمده است حضرت مهدی علیه السلام و اصحاب او می باشند.[8] 
به طور کلی اندیشه مهدویت ریشه در کلام الهی دارد که همان حقیقت رسیدن نهایی جامعه بشری به عدالت در تمامی ابعاد است. به گفته محققان و پژوهشگران این عرصه بیش از دویست و پنجاه آیه درباره حضرت مهدی علیه السّلام و بیش از پانصد روایت از پیامبرگرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیهم السّلام در تأویل و تفسیر این قسم از آیات بیان شده است.[9] 
که تفصیل آنها در این مختصر نمی گنجد، جهت اطلاع بیشتر به منابعی که در پایان معرفی می گردد رجوع فرمایید. 

و اما راجع به فراز دوم سوال که آیا در قرآن کریم از انتظار و صفات منتظران سخنی به میان آمده است یا خیر. 
در پاسخ به این نکته باید توجه داشت که انتظار فرج و وظایف منتظران نیز ریشه قرآنی دارد و اندیشه ای است مشتمل بر عنصر خوش بینی نسبت به آینده و اندیشه پیروزی نهایی حق بر باطل و غلبه قطعی صالحان و پرهیزگاران و کوتاه شدن دست ستمکاران و جباران که در اینجا به یک مورد از آن آیات اشاره می کنیم. 
1. فقل انما الغیب لله فانتظروا انی معکم من المنتظرین؛[10] پس بگو جز این نیست که غیب خدا را است پس منتظر باشید همانا من نیز با شما از منتظران می باشم. 
حافظ قندوزی حنفی به اسناد خویش از امام صادق علیه السّلام درباره این آیه می گوید غیب حجت قائم علیه السلام در این آیه می باشد.[11] 

و اما منتظر واقعی کیست و دارای چه ویژگی هایی می باشد؟ 
شاید از بعضی آیات بتوانیم پاسخ این سوال را بدهیم که قرآن کریم نیز درباره منتظران و ویژگی های آن سخنی به میان آورده است، به طور نمونه به یک آیه اشاره می کنیم: «یا ایها الذین آمنوا اصبرو و صابروا و رابطو و اتقّوا الله لعلکم تفلحون»؛[12] ای کسانی که ایمان آورده اید شکیبایی کنید و پایداری ورزید و مرزبانی کنید و خداترس باشید. امام باقر علیه السلام در همین راستا می فرمایند: در انجام واجبات الهی و دستورات دینی شکیبا باشید و در مقابل دشمنان ثابت قدم و استوار ایستادگی کنید و همواره مرزبان پیشوای موعودتان حضرت مهدی علیه السلام باشید.[13] گفتنی است تفصیل خصوصیات را باید از سنت توقع داشت و لزوم امامت به همین جهت است. امام سجاد علیه السّلام نیز می فرمایند: انتظار الفرج من اعظم الفرج؛[14] انتظار فرج خود از بزرگترین گشایشها است.

منابع جهت مطالعه بیشتر: 
1. عابدین زاده محمد، مهدی در قرآن، ناشر: لاهیجی، چ 1380. 
2. فروز رضا، مهدی در قرآن، ناشر رایحه، چ 1376. 
3. حسینی شیرازی، موعود قرآن، ناشر موسسه امام مهدی. 
4. حسینعلی سعدی، فصلنامه تخصصی انتظار، شماره 6، نام مقاله: شناخت وصایای خورشید پنهان، ص 299. 
5. گوردی یزدی، انتظار، ناشر سیمای ولایت، چ 1380. 
6. تلافی علی اکبر، آیین انتظار، ناشر موسسه فرهنگی نبا، چ 1378 
7. مغیثی پور علی اکبر، انتظار فرج، نشر ایستا، چ 1380. 
8. تحقیقات جمران، وظایف منتظران، نشر مسجد جمکران، چ 1379. 
9. مولوی نیا، محمد جواد. سیمای مهدویت در قرآن، ناشر: امام عصر، چ 1381. 

پی نوشتها:
[1]. آل عمران، 144. 
[2]. مائده، 12. 
[3]. اعراف، 157. 
[4]. مائده، 55. 
[5]. بقره، 247. 
[6]. بقره، 248. 
[7]. انبیاء، 105. 
[8]. موعود قرآن، حسینی شیرازی، ترجمه موسسه امام مهدی، چ 1360، ص 75، به نقل از عقد الدرر مقدس شافعی، باب 7، ص 217. 
[9]. معجم احادیث المهدی، شیخ علی کورانی، موسسه معارف اسلامی، چ بهمن 1375، ص 150. 
[10]. یونس، 20. 
[11]. حسینی شیرازی، موعود قرآن، ترجمه مؤسسه امام مهدی، ص 54، به نقل از ینابیع الموده، قندوزی حنفی، ص 508. 
[12]. آل عمران، 200. 
[13]. تفسیر برهان، ج 1، ص 334. 
[14]. شیخ صدق، کمال الدین، باب 31، حدیث دوم. 
منبع: اندیشه قم

کلمات کلیدی : 
حضرت مهدی در قرآن , منتظر واقعی , معرفی , ویژگی های امام مهدی , بندگان صالح , اندیشه مهدویت , تأویل , صفات منتظران , انتظار فرج , وظایف منتظران
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا در خطبه شریف غدیر به امام زمان علیه السلام هم اشاره شده است؟

پاسخ : 
در خطبه شریف غدیر به امام زمان علیه السلام توجه خاصی شده است. و در سه فراز خطابه، پیامبر اکرم صلی الله علیه آله اشاره به وجود مبارک آن حضرت فرموده اند. در فراز اول می فرمایند:
« مَعَاشِرَ النَّاسِ آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلى‌ أَدْبارِها... مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ‌اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مَسْلوکٌ فِىَّ ثُمَّ فى عَلِىِّ بْنِ أَبى طالِبٍ، ثُمَّ فِى النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقائِمِ الْمَهْدِىِّ، الَّذِی یَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِکُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا » 
ملاحظه شود که پیامبر به صراحت جریان نور را علاوه بر خود در امیر المومنین و امامان علیهم السلام از نسل ایشان تا مهدی موعود جاری و ساری می دانند؛ و بر روی دو نکته تاکید می کنند: اول این که امامت در خاندان امیر المومنین علی علیه السلام جاری است، به طوری که این رشته الهی در آغاز به دست مبارک امیر المومنین علیه السلام و در نهایت به وجود مبارک مهدی فاطمه سپرده شده است؛ و دوم آن حضرت حق خدا و حق تمامی اهل بیت علیهم السلام را از غاصبانشان خواهند گرفت ان شاءالله. فراز دوم از گفتار پیامبر اکرم به صورت مسقل به امام زمان عجل الله تعالی فرجه اختصاص دارد. حساسیت این قسمت از سخن را، از آنجا می توان دریافت که حضرتش هیجده بار مردم را با تکرار یک لفظ هشدار دهنده، "الا" به معنی "هان"! "آگاه باشید" به دقت در کلام خود فرا می خوانند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در آغاز این بخش، بار دیگر روند پیوسته نبوت و امامت را مطرح نموده و یاد آور می شوند که سررشته این نظم، در دست علی علیه السلام است و پایان بخش این روند، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه می باشند، بدین صورت که: مَعاشِرَالنّاسِ، أَلاوَإِنِّى رَسولٌ وَ عَلِىٌّ الْإِمامُ وَالْوَصِىُّ مِنْ بَعْدى،... أَلا إِنَّ خاتَمَ الْأَئِمَةِ مِنَّا الْقائِمَ الْمَهْدِى پس آن گاه بیست و یک ویژگی اساسی و مهم از مختصات عمده آن امام را ترسیم می نمایند، پیامبر صلی الله علیه آله فرمودند:
آگاه باشید همانا آخرین امام، قائم مهدی از ماست. هان! او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود.هشدار! اوست انتقام گیرنده ی از ستمکاران. هشدار! اوست فتح کننده ی دژها و منهدم کننده ی آن ها !هشدار ! اوست چیره بر تمامی قبایل مشرکان و رهنمای آنان. هشدار! اوست خون خواه تمامی اولیای خدا. هان! همانا او یاور دین خداست. هان! او از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.هشدار! او به هر ارزشمندی به اندازه ی ارزش او و به هر نادان و بی ارزشی به اندازه ی نادانی اش نیکی کند. هان ! او نیکو و برگزیده ی خداست. هشدار! اوست میراث دار دانش ها و احاطه دار بر ادراک ها. هان ! او از پروردگارش خبر دهد و نشانه های او را برپا کند و استحکام بخشد . هشدار! اوست بالیده و استوار. آگاه باشید! هم اوست که اختیار امور جهانیان به او سپرده شده است. هان! پیشینیان از قرن ها ظهور او را پیشگویی کرده اند. هشدار! اوست حجت پایدار و پس از او حجتی نخواهد بود. (این تعبیر به عنوان حجت، امامت و مسئولیت است و نظری به رجعت دیگر امامان ندارد. زیرا آنان حجت های پیشین اند که دوباره رجعت خواهند کرد.) راستی و درستی و روشنایی جز با او نیست. هان! کسی بر او پیروز نخواهد شد و ستیزنده او یاری نخواهد گشت. هشدار! او ولی خدا در زمین، داور او در میان مردم و امانت دار امور آشکار و نهان است.
آن گاه چنین می فرمایند: 
از این روی مامورم که از شما پیمان بگیرم که دست در دست من نهید در پذیرش آن چه از سوی خداوند درباره علی امیرمومنان علیه السلام آورده ام و درباره اوصیای پس از او که از من و اویند. این امامت در میان آنان پایدار است و فرجام آنان مهدی عجل الله تعالی فرجه است و استواری پیشوایی تا روزی است که او با خداوند قدر و قضا دیدار کند (قیامت) .... و این گونه پیامبر صلی الله علیه و آله در سومین فراز از کلام خود، یاد امام عصر عجل الله تعالی فرجه را زنده می دارد.
بار دیگر به دقت بر این توصیف ها بنگریم، و دریابیم که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سالیانی دراز قبل از تولد، و قرن ها پیش از ظهور آن حضرت با چه انگیزه ای چنین شخصیتی از ایشان ارائه نموده اند؟ و این گونه خطوط اصلی نظام الهی به رهبری حضرتش را ترسیم می نماید؟ آیا می توان هدفی جز دمیدن روح امید و انتظار را نشان داد؟ اگر این راستا را صحیح ندانیم، آیا پسندیده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در شرایطی که تنها سه تن از امامان (امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین علیهم السلام) در دوران حیات ظاهری خویش بودند، سخن از نظام آینده جهان و قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه آن هم به این گستردگی و تفصیل در میان آورند؟ 
اینک با وارث غدیر هم آواز می شویم، و موعود غدیر را خطاب نموده و عرضه می داریم: متی ترانا و نراک؟، و دل خوش می داریم که او در ادامه سخن ما را با این کلام امید بخشیده که: ابشر بنصر قریب من رب رحیم . و اکنون در زمان غیبت حرمانمان از دیدار امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، بایسته است که فرمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله را گردن نهاده که فرمود:
فَلْیُبَلِّغِ الْحاضِرُ الْغائِبَ وَالْوالِدُ الْوَلَدَ إِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ؛ پس بایسته است این سخن را حاضران به غایبان و فرزندداران به فرزندان تا برپایى رستاخیز ابلاغ کنند.
ما باید جهانیان را با خطابه غدیر و سند حقانیت امیر مومنان علیه السلام و دکترین پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله آشنا کنیم تا رویکرد کامل اسلام شناسی را در سه مرتبه اعتقادات، اخلاق و فقه عرضه کنیم و به این وسیله برخی از مقامات امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را شناسایی کنیم.

کلمات کلیدی : 
غدیر , خطبه غدیر , امام زمان علیه السلام , امامت , امام قائم , امیرالمومنین , حضرت مهدی علیه السلام
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
منتقم آل محمد (ص) چه کسی است و چگونه انتقام می‌گیرد؟

پاسخ : 
خداوند متعال در آیه33، سوره مبارکه اسراء می‌فرماید:
«وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الّتِی حَرَّمَ اللهُ إلا بالحَقَّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیَّهِ سُلطَاناً فَلا یُسْرِفْ فِی القَتْلِ إنَّهُ کَانَ مَنْصُوراً ؛ و کسی که خداوند خونش را حرام شمرده، نکشید جز به حق! و آن کسی که مظلوم کشته شده، برای ولیّش سلطه (و حقّ قصاص) قرار دادیم اما در قتل اسراف نکنید چرا که او مورد حمایت است.»
حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) درباره‌ی تفسیر این آیه‌ فرمودند:
مقصود از این آیه حضرت امام حسین (علیه السلام) است و مراد از این قسمت آیه‌ی (فَلا یُسرِفْ فِی الْقَتْلِ) حضرت مهدی (علیه السلام) است که در قتل اسراف نمی‌کند، همانا خداوند متعال حضرت مهدی (علیه السلام) را منصور نامیده است،همان طوری که احمد را محمد (صلّی اللّه علیه وآله) نامیده و همان گونه که حضرت عیسی (علیه السلام) را مسیح نامیده است.(بحارالانوار،ج51،ص 30)
سلّام بن مستنیر می گوید:
حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) درباره‌ی آیه‌ی (...وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً) فرمودند:
او حسین بن علی (علیه السلام) است که مظلوم کشته شد و ما اولیای و هستیم و قائمِ ما چون قیام کند در طلب انتقام خون حضرت امام حسین (علیه السلام) برآید، پس می کشد تا جایی که گفته می‌شود اسراف در قتل کرده است.
مقتول، حضرت امام حسین (علیه السلام) و ولی او حضرت قائم (علیه السلام) است و اسراف در قتل این است که غیر قاتلان او کشته شوند، او منصور است؛ زیرا دنیا به پایان نمی‌رسد تا این که یاری شود به مردی از خداندان پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) که زمین را پر از عدل و داد کند هم چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد.(تفسیر عیاشی،ج2، ص 29)

کلمات کلیدی : 
منقم آل محمد (ص) , امام حسین (ع) , امام مهدی (ع) , منصور , قائم علیه السلام , قیام حضرت مهدی (ع) , مظلوم , عدل , ظلم , ستم , اسراف در قتل
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا مهدی (عج) از نسل عباس عموی پیامبر است؟!

پاسخ : 
در این باب دو دسته حدیث موجود است: برخی از آن احادیث سوء استفاده کرده و گفته اند مهدی از اعقاب عباس یعنی همان مهدی عباسی است و کوشیده اند مطالبی به برخی از این احادیث بیفزایند که ما درباره هر دو نوع بحث خواهیم کرد.
نوع اول: احادیث کوتاهی است که از آن ها چنین مستفاد می شود که مهدی از نسل عباس عموی پیامبر است. این دسته احادیث به دو صورت آمده است:
صورت اول: احمد بن حنبل در مسند از ثوبان نقل کرده که پیامبر خدا فرمود: «وقتی پرچم های سیاه را ببینید که از جانب خراسان می آید، با وجود همه موانع به آن ها بپیوندید. چون مهدی، خلیفة الله در میان آنان است». (1)
روشن است که پرچم های سیاه از خراسان و برای برپایی حکومت بنی عباس بیرون آمده و مهدی آن ها، همان مهدی عباسی و از ذریّه عباس بوده است. اما عبارت «فَاِنَّ فیها خلیفة الله المهدی» در آن حدیث، می تواند دو مفهوم داشته باشد. معنای اول این است: این پرچم ها که خلیفه المهدی در میان آن هاست، می تواند پرچم هایی باشد که ابومسلم برای برپایی حکومت مهدی عباسی به اهتزاز درآورده است.
صورت دوم: این ها همان پرچم هایی است که زمینه ساز برپایی دولت مهدی علوی خواهد بود. بعید نیست مراد از این پرچم ها، معنای دوم باشد، چون احادیث وارده درباره پرچم های سیاه و بی شمار، این معنا را تقویت می کند و اگر منظور از آن ها معنای اول باشد، به چند دلیل باطل است: اول این که عبارت «فَاِنَّ فیها خلیفة الله المهدی» به نقل از ثوبان در تمام منابع غیر از ابن جوزی آمده است و ابن جوزی مشابه این حدیث را از طریق عبدالله بن مسعود نقل کرده است با این تفاوت که در سلسله سند ثوبان، یکی از راویان، علی بن زید بن جدعان است که بنا به قول احمد بن علی عسقلانی (2) و سایر علمای رجال، مردی ضعیف الحدیث بوده است.
اما در طریق ابن جوزی، آن عبارت این گونه است: «فَاِنَّ فیها خلیفة المهدی» که حمل این عبارت بر معنای دوم درست است، چون منظور از خلیفه می توان شخصی باشد که زمینه ساز حکومت مهدی علوی خواهد بود. و اگر در این عبارت تصحیفی صورت گرفته باشد، می گوییم این حدیث هم به اعتراف ابن جوزی از نظر سند ضعیف است چون در ذکر سلسله سند می گوید: عمر بن قیس از حسن از عبیده از عبد الله... الی آخر.
بنابراین، این حدیث اصل و اساسی ندارد و ما نمی دانیم که حسن از عبیده و عمر از حسن حدیث شنیده باشند و یحیی گفته است: عمر، در روایت حدیث قابل ذکر نیست. (3) به این ترتیب، این حدیث با عبارت مذکور از هر دو طریق از نظر سلسله سند، از درجه اعتبار ساقط است.
دلیل دوم این است که شماری از احادیث برای مقابله با حدیث پرچم های سیاه که راه را برای مهدی علوی آماده می کنند ساخته شده است، از جمله حدیثی است که ابوسراعه به نقل از ابوهریره آورده که گفت: از رسول خدا شنیدم که فرمود: «وقتی پرچم های سیاه از مشرق به حرکت درآیند، اول کارشان فتنه و میانه آن هرج و مرج و پایانش گمراهی خواهد بود». این حدیث اعتباری ندارد چون ابوسراعه، مجهول الهویه است و داود که آن را از ابوسراعه نقل کرده نیز مردی متروک بوده و کسی از او حدیث نقل نمی کرده است و یحیی بن معین می گوید: «این داود مردی دروغ گو است». (4)
می گویم - والله اَعلم - شاید احادیثی که دارای عبارت اضافی «فَاِنَّ فیها خلیفة الله المهدی» است، عکس العملی باشد در برابر احادیث جعلی که پرچم های سیاه را محکوم و آن ها را رد می کند. به علاوه، احادیثی که مضمون آن ها تشویق به ترک پرچم های سیاه و نکوهش آن هاست، می تواند در باب پرچم های بنی عباس باشد.
دلیل سوم: احادیثی که دارای عبارت «فَاِنَّ فیها خلیفة الله المهدی» است، ممکن است در تعارض و مخالفت با احادیثی باشد که فاقد این عبارت است و این پرچم ها را زمینه ساز کار امام می داند، به ویژه آن که این احادیث، از فاصله زمانی بین خروج این پرچم ها و ظهور امام (ع) سخن به میان آورده است، از جمله این حدیث که ابن ماجه از رسول خدا (ص) نقل کرده است: عبدالله می گوید: ما نزد رسول خدا (ص) بودیم که عده ای از جوانان بنی هاشم آمدند، پیامبر چون آنها را دید، رنگ چهره اش تغییر کرد و چشمانش پر از اشک شد، گفتم: چهره شما را به گونه ای می بینم که خوشایند نیست، پیامبر (ص) فرمود: «ما اهل بیتی هستیم که خداوند در مقابل دنیا، آخرت را برای ما اختیار کرد و اهل بیت بعد از من گرفتار رنج و آوارگی و نابسامانی می شوند، تا این که قومی از جاب مشرق با پرچم های سیاه می آیند و جویای خیر هستند اما به آن ها نمی دهند. آن ها می جنگند و پیروز می شوند، آن گاه آنچه را بخواهند به آن ها می دهند اما آنان نمی پذیرند و کار را به مردی از اهل بیت من واگذار می کنند. او زمین را همان گونه که از ظلم و جور پر شده، از عدل و داد پر می کند. هر کدام از شما آن روز را درک
کند، اگر مجبور باشد چهار دست و پا بر روی برف حرکت کند باید به او بپیوندد». (5)
این حدیث از قومی سخن می گوید که حوادث گوناگون آن ها را از مهدی دور می کند و در طی آن حوادث جنگ و کشتارهایی روی می دهد اما مهدی در آن حوادث حضور ندارد.
علاوه بر این، به هیچ یک از ویژگی هایی که برای مهدی علوی در این احادیث برشمرده اند، در وجود مهدی عباسی یافت نمی شود. تاریخ نشان نمی دهد که مهدی عباسی مال فراوان انفاق کرده باشد و در بین رکن و مقام با او بیعت شده باشد و عیسی در زمان او از آسمان فرود نیامده و لشکری در بیداء به زمین فرو نرفته است.
این ها نشانه هایی است که منابع اصلی فریقین برای مهدی برشمرده اند. بنابراین صورت اول حدیث پرچم های سیاه را نمی توان به دلایل بالا، بر مهدی عباسی حمل کرد.
نوع دوم: در این دسته احادیث، از پرچم های سیاه به طور مطلق نام برده شده است، ترمذی از رسول خدا نقل می کند که فرمود: «از خراسان پرچم های سیاه بیرون می آیند و هیچ چیزی نمی تواند مانع آن ها شود تا این که در ایلیا نصب شوند». (6)
متقی هندی در کنزالعمال می گوید: «وقتی پرچم های سیاه به شما روی آورند، ایرانیان را اکرام کنید چون، دولت شما به واسطه آنان خواهد بود». (7)
از علی (ع) نیز نقل کرده است که فرمود: «وقتی پرچم های شیاه که شعیب بن صالح نیز در میان آنان است، لشکر سفیانی را شکست دهند، مردم خواستار مهدی می شوند و او را می طلبند و او از مکه با پرچم رسول خدا (ص) به طرف آن ها روانه می شود... الخ». (8)
شیخ از ابو جعفر نقل کرده است که فرمود: «پرچم های سیاهی که از خراسان روانه کوفه می شوند، وقتی مهدی ظهور کند، گروه هایی را برای بیعت نزد او می فرستند». (9)
احادیث دیگری درباره پرچم های سیاه در دست است که نمی توان آن ها را بر پرچم های بنی عباس حمل کرد چون شواهد و قراینی دارد که با عهد عباسیان مطابقت نمی کند. به علاوه، آن احادیث از مهدی و خروج او از مکه، با پرچم رسول خدا و نظایر آن حکایت دارد، که هیچ یک از این نشانه ها، چه دور و چه نزدیک، با مهدی عباسی تطبیق نمی کند.
از مقایسه دو شکل اول و دوم این حدیث چنین می توان نتیجه گرفت که اگر چه در شکل اول نامی از مهدی (ع) به میان نیامده اما توصیفات ذکر شده با مهدی عباسی نیز منطبق نیست بلکه می توان ان را بر کسی که زمینه ساز قیام مهدی علوی است حمل کرد، چنان که مفهوم شکل دوم حدیث همین است.
دسته دوم: «مهدی از فرزندان عمویم عباس است».
در احادیث دسته دوم به صراحت آمده که مهدی از اولاد عباس است. این را سیوطی در الجامع الصغیر آورده است (10) و به دنبال او، منادی در فیض القدیر که شرح الجامع الصغیر است گفته است: ابن جوزی می گوید: یکی از روات این حدیث، محمد بن لید مقری است که ابن عدی گفته است: او جاعل حدیث است و در حدیث دخل و تصرف و اسناد و متون را مخدوش می کند، ابن ابی معشر هم می گوید: او کذّاب است و سمهودی درباره وی می گوید: حدیث راویان قبل و بعد از او، از حدیث او معتبر است ولی این محمد بن ولید، بسیار جاعل است. (11)
ابن عساکر این حدیث را از قتاده و او از سعید بن مسیب به نقل از عثمان بن عفان چنین آورده است که عثمان گفت: از رسول خدا شنیدم که فرمود: «مهدی از فرزندان عمویم عباس است».
دارقطنی می گوید: این حدیث به سبب روایت قتاده از سعید بن مسیب از عثمان بن عفان و نیز روایت سلیمان از قتاده ناشناخته و عجیب می نماید و تنها محمد بن ولید آن را نقل کرده است. (12)
ابن حماد این حدیث را در الفتن آورده می گوید: ولید از شیخ و او به نقل از یزید بن ولید خزاعی و او از کعب روایت کرده که گفت: مهدی از نسل عباس است. (13)
این حدیث به سبب آن که سخن کعب است، بی اعتبار است و علاوه بر آن، چون از شیخی ناشناس نقل شده از اعتبار ساقط است.
بسیاری از علمای اهل سنت از جمله سیوطی، ابن حجر و صبان و ابوالفیض این حدیث را ضعیف شمرده اند. (14)
احادیث دیگری هم هست که متن آن با حدیث فوق تفاوت دارد و در آن ها به این که مهدی از نسل عباس است اشاره شده است، در این جا مفصلاً به این احادیث می پردازیم:
حدیث اول: «مردی از فرزندان عباس قیام می کند».
این حدیث از ابن عمر نقل شده اما بر این که این مرد همان مهدی موعود است تصریح نشده است، به علاوه، حدیث به ابن عمر ختم شده و از او فراتر نرفته است. (15)
حدیث دوم: این حدیث را متقی هندی در کنز العمال و خطیب بغدادی در تاریخ بغداد و ذهبی در میزان الاعتدال و ابن حجر در لسان المیزان آورده اند که از نظر الفاظ با حدیث فوق اختلاف دارد. متقی هندی می گوید: رسول خدا (ص) خطاب به عباس فرمود: «ای عموی پیامبر، خدای متعال اسلام را با من آغاز کرد و با یکی از فرزندان تو به پایان خواهد برد، او کسی است که عیسی بن مریم (ع) به او اقتدا می کند». (16)
او در جای دیگر همین حدیث را به این صورت آورده است: «ای عباس، خدای متعال این کار را با من شروع کرد و با یکی از فرزندان تو به پایان خواهد بُرد. او زمین را که پر از جور و ستم شده، از عدل و داد پر خواهد کرد؛ اوست که بر عیسی (ع) امامت نماز می کند». (17) در دنباله آن می گوید: دارقطنی این حدیث را به تنهایی نقل کرده و خطیب و ابن عساکر هم آن را آورده اند و خطیب بغدادی سند حدیث را ذکر کرده، می گوید:
«ابو عبدالله محمد بن عبدالواحد بن محمد بن جعفر به نقل از محمد بن مظفر و او از محمد بن مخلّد بن حفص و او به نقل از محمد بن نوح بن سعید بن دینار مؤذن روایت کرد که گفت: پدرم از قول عبدالصمد بن علی و او از پدرش به نقل از جدش عباس روایت کرد که عباس گفت: رسول خدا (ص) بر مرکب نشسته بود که نگاهش به عباس افتاد و فرمود: ای عباس، او جواب داد: بله ای پیامبر خدا، پیامبر فرمود: "ای عموی پیامبر، خدا اسلام را با من آغاز کرد و با یکی از فرزندان تو پایان خواهد داد، او کسی است که بر عیسی بن مریم (ع) امامت نماز می کند"». (18)
ذهبی در شرح این حدیث می گوید: این خبر درباره مهدی دروغ است و متذکر شده که دارقطنی این حدیث را ضعیف دانسته است. (19)
ابن حجر درباره این حدیث بعد از نقل عبارت ذهبی می گوید: «عبارت "از پدرش نوح بن سعید" در سلسله روات، نامعلوم و مبهم است». (20) این حدیث از طریق محمد بن مخلّد که مردی ضعیف الحدیث است نقل شده است. ذهبی از این که خطیب بغدادی او را ضعیف شمرده تعجب کرده و می گوید: این حدیث را از محمد بن مخلّد عطار روایت کرده و عجیب این که خطیب، آن را در تاریخ بغداد آورده و او را ضعیف نشمرده است و به سبب بی اعتباری او، آن را مسکوت گذاشته است. (21) پس، این حدیث از درجه اعتبار ساقط است.
حدیث سوم از ام فضل، دختر حارث هلالیه است که در حدیثی طولانی به این جا می رسد: رسول خدا (ص) به عمویش عباس فرمود: «ای عباس، چون سال 135 فرا رسد، حکومت به تو و فرزندان تو از جمله سفاح و منصور و مهدی خواهد رسید». (22)
محمد طاهر بن هندی فتنی (متوفا 986 ق) شرحی بر این حدیث نوشته و آن را باطل شمرده است. (23) اما ذهبی در میزان الاعتدال درباره آن گفته است: این حدیث را ابوبکر بن ابی داود و گروهی دیگر از احمد بن راشد که این حدیث را از روی جهل ساخته است (24)، روایت کرده اند. اصل این حدیث را برهان الدین مجلسی در کشف الحثیث ذکر کرده است. (25)
این حدیث سوم بود و نظر علمای رجال اهل سنت درباره آن نشان می دهد که چنین حدیثی برای معارضه با احادیث متواتر که امام مهدی را منتسب به اهل بیت و از فرزندان فاظمه و فرندش حسین می داند، ساخته شده است.
نظیر این حدیث به نقل از ابن عباس به بالا در البدایه و النهایه آمده است که ابن عباس گفته است: «سفاح و منصور و مهدی از ما هستند»، ابن کثیر در شرحی بر این حدیث می گوید: «این اسناد ضعیف است و ضحاک از ابن عباس چیزی نشنیده و این حدیث، منقطع است». (27)
این ها احادیثی بود که تصریحاً یا تلویحاً مهدی را از اعقاب عباس می دانند.

پی‌نوشت‌ها:
1- مسند احمد، ج 5، ص 277 .
2- القول المسدّد فی الذبّ عن المسند للامام احمد، ص 42 .
3- الموضوعات، ج2، ص 39 .
4- همان جا.
5- سنن ابن ماجه، ج2، ص 1366، حدیث 4082 .
6- سنن ترمذی، ج4، ص 531، حدیث 2269 .
7- کنز العمال فی سنن الاقوال و الافعال، ج12، ص 90 .
8- همان، ج14، ص 59 .
9- الغیبة، طوسی، ص 453 .
10- الجامع الصغیر، ج2، ص 672، حدیث 9242 .
11- فیض الغدیر فی شرح الجامع الصغیر، ج6، ص 361، حدیث 9242 .
12- تاریخ مدینة دمشق، ج35، ص 414 .
13- الفتن، ص 230 .
14- الحاوی للفتاوی، ج2، ص 85؛ الصواعق المحرقة علی اهل الرفض و الضلال و الزندقه، ص 166؛ اسعاف الراغبین فی سیرة المصطفی، ص 151؛ ابراز الوهم المکنون من کلام ابن خلدون یا المرشد المبدی لعناد طعن ابن خلدون فی احادیث المهدی (عج)، ص 563 .
15- خرید العجائب و فریدة الغرائب، ص 199 .
16- کنزالعمال فی سنن الاقوال و الأفعال، ج14، ص 271، حدیث 38693 .
17- همان، حدیث 38694 .
18- تاریخ بغداد، ج4، ص 93؛ در جلد 4، ص 339 نیز آن را آورده که محمد بن مخلد نیز در سلسله سند آن آمده است.
19- میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج4، ص 57 .
21- لسان المیزان، ج 5، ص 408 .
22- معجم احادیث امام المهدی (عج)، ج1، ص 182 .
23- تاریخ مدینة دمشق، ج26، ص 352 .
24- تذکرة الموضوعات، ص 100 .
25- میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج1، ص 97 .
26- الکشف الحثیث عمّن رَمی بوضع الحدیث، ص 45 .
27- البدایة و النهایة، ج6، ص 275 .

منبع: الحسنی، سید نذیر یحیی، 1389،مصلح جهانی، ابراهیم خاکپور و سید محمد صالحی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول.

کلمات کلیدی : 
حضرت مهدی , نسب حضرت مهدی , عباس عموی پیامبر , امام زمان در احادیث , پرچم های سیاه
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا مهدی (عج) از اولاد امام حسن (ع) است؟!

پاسخ : 
ابوداود سجستانی در سنن خود حدیثی آورده و می‌گوید: از هارون بن مغیره برایم روایت کردند که گفت: عمر بن ابی قیس از شعیب بن خالد و او از ابواسحاق روایت کرد که گفت: علی (ع) نگاهی به فرزندش حسن انداخت و گفت: «این پسرم، همان گونه که پیامبر فرموده، سرور شماست و از نسل او مردی همنام پیامبرتان قیام خواهد کرد که در خلق و خوی شبیه اوست، اما در خلق شباهتی به او ندارد... الخ». (1)
درباره سند و متن این حدیث دو احتمال وجود دارد: تصحیف یا جعل.
1. درباره سند حدیث باید گفت معلوم نیست چه کسی این حدیث را از هارون بن مغیره برای ابوداود روایت کرده است؟ ابن خلدون به این امر تصریح کرده و گفته است: روایت ابوداود از هارون بن مغیره، منقطع است. (2)
2. ثابت نشده که ابواسحاق آن را از امام (ع) نقل کرده باشد، بنابراین، حدیث مزبور از این جهت نیز منقطع است. ابن خلدون در این باره نیز گفته است: روایت او یعنی روایت ابن اسحاق از علی (ع) منقطع است. (3) منذری نیز بر این مطلب تصریح کرده است. (4)
درباره متن حدیث می توان گفت:
1. جزری شافعی در ضمن نقل حدیث می گوید: «علی نگاهی به فرزندش حسین (ع) انداخت» و از حسن نام نبرده است. جالب این است که او این حدیث را از ابوداود نقل کرده و می گوید: درست این است که مهدی (ع) بنا به تصریح امیرالمؤمنین علی (ع) از ذریه حسین بن علی باشد، چنان که شیخ ما در مورد وثوق اهل زمانه بود، خبر داد که عمر بن حسن الرقی بر او چنین قرائت کرد: ابوالحسن بخاری از عمر بن محمد الدار قزی و او از ابوالبدر کرخی به نقل از ابوبکر خطیب و او از ابو عمر هاشمی از ابو علی اللولؤی به ما خبر داد که ابوداود حافظ گفت به نقل از هارون بن مغیره شنیدم که گفت: عمر بن ابی قیس از شعیب بن خالد و او از ابواسحاق برای ما حدیث کرده که «علی (ع) در حالی که به پسرش حسین نگریست، گفت: این فرزندم همان گونه که پیامبر فرموده، سرور شماست و مردی از نسل او قیام خواهد کرد که همنام پیامبر شما و در خلق و خوی شبیه اوست اما در خلق به او نمی ماند». (5)
ابن بطریق در العمده (6) و قندوزی حنفی در ینابیع المودة (7)، این حدیث را با همین معنی که «به فرزندش حسین نگریست» آورده اند.
2. این حدیث از طریق موسی بن جعفر به ترتیب از پدر و اجدادش از علی (ع) نقل شده و در آن، نام حسین آمده نه حسن. ابن طاووس نیز آن را ذکر کرده و به فتن سلیلی منسوب دانسته است. (8)
3. متن حدیث با بسیاری از احادیث و روایاتی که مهدی را به حسین و نه حسن منسوب می داند، در تعارض است. بسیاری از علمای اهل سنت از جمله ابن قیم و طبرانی و ابونعیم و ابن حجر (9) نیز این معنا را آورده اند، شیخ صافی سلسله سند احادیثی را که مهدی را به حسین منتسب می داند، نه امام حسن، ذکر کرده است.
دو احتمال تصحیف و جعل درباره این حدیث به قوت خود باقی است.
در باره تصحیف، احادیث فراوانی وجود دارد که مهدی را از نسل امام حسین (ع) می داند و علمای دو طرف آن ها را تأیید و نقل کرده اند.
اما در باب جعل، ممکن است برای متزلزل کردن و فرو انداختن پرچمی که چشم ها را همواره به خود معطوف داشته، چنین کاری صورت داده باشند.
با این حال می توان نسبت امام مهدی به حسن و حسین (ع) را این گونه توجیه کنیم که بگوییم ایشان از طرف مادر، حسنی است، چون همسر امام سجاد، فاطمه دختر امام حسن مجتبی (ع) است بنابراین، مهدی از طرف مادر به امام حسن و از سوی پدر به امام حسین منسوب است و این توجیه اشکالی ندارد چرا که خداوند عیسی را به مادرش مریم نسبت داده و فرموده است: « و وهبنا له اسحاقَ و یعقوبَ کلًّاً هَدَینا و نوحاً هدینا مِن قبلُ و من ذرِّیته داود و سلیمان ... × .... و عیسى و الیاسَ کُلَّ مِنَ الصالحین». (10)
بنابراین، این حدیث با این که مهدی از طرف پدر حسینی باشد منافاتی ندارد.

پی‌نوشت‌ها :
1- سنن ابی داود، ج2، ص 311، حدیث 4290 .
2- تاریخ ابن خلدون، ج1، ص 314 .
3- همان، ج1، ص 313 .
4- مختصر سنن ابی داود، ج6، ص 162، حدیث 4121 .
5- اسمی المناقب فی تهذیب اسنی المطالب، ص 61، 165 - 167 .
6- عمدة عیون صحاح الاخبار فی مناقب امام الابرار، ص 424 .
7- ینابیع المودة لذوی القربی، ج3، ص 259 .
8- الملاحم و الفتن، ص 144 .
9- المنار المنیف فی الصحیح و الضعیف، ص 148، حدیث 329، فصل 50؛ به نقل از طبرانی در المعجم الاوسط؛ عقد الدرر، ص 45، حافظ ابونعیم این حدیث را در باب صفت مهدی آورده است؛ ذخائرالعقبی فی مناقب ذوی القربی، ص 136؛ فرائد السمطین، ج2، ص 325، حدیث 575، باب 61؛ القول المختصر فی علامات المهدی المنتظر، ص7، حدیث 37، باب 1 .
10- الانعام، 84 - 85.

منبع: الحسنی، سید نذیر یحیی، 1389،مصلح جهانی، ابراهیم خاکپور و سید محمد صالحی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول.

کلمات کلیدی : 
حضرت مهدی , نسب حضرت مهدی , اولاد امام حسن , امام زمان در احادیث , ابوداود سجستانی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شباهت‌های حضرت زهرا (س) و امام زمان (عج) چیست؟

پاسخ : 
اولین نکته‌ای که خیلی واضح است و در روایات و در لسان عامه‌ی مردم بیان می‌شود، نسبتی است که همه‌ی مردم به امام زمان می‌دهند؛ یعنی «مهدی فاطمه». این یک اصطلاح ذوقی نیست، بلکه در روایاتی که از پیغمبر در معرفی امام زمان نقل شده آمده است: «مهدی مِن عترتی مِن وُلدِ فاطمه» (مهدی پسر من است از نسل من است از بچه‌های فاطمه).
در اینجا یک سؤال مطرح است: چرا می‌گویند «مهدی فاطمه» چرا نمی‌گویند «مهدی علی»، چرا نمی‌گویند «مهدی حسین»؟ نکته‌ای که در این مورد وجود دارد آن است که مهدی فاطمه (عج) دلخوشی فاطمه‌ی زهراست و اساساً یکی از فلسفه‌های وجودی امام زمان دل خوش کردن فاطمه (س) بوده است. این مسئله در چندجا اتفاق افتاده است. یکی در زمان رحلت پیغمبر بود؛ وقتی پیغمبر در بستر بیماری بودند، حضرت زهرا (س) خیلی رقیق‌القلب و ناراحت از بی‌حرمتی‌هایی که اتفاق افتاده بود خدمت پیامبر رسیدند؛ پیامبر خطاب به ایشان وعده‌ی آن را دادند که حضرت مهدی (عج) از فرزندان ایشان خواهند بود.
داستان ولادت امام حسین (ع) نیز جزء این مصداق است. وقتی ایشان به دنیا آمدند جبرئیل نازل شد و فرمود: یا رسول‌الله خدا به تو تبریک می‌گوید اما «قتلوه عطشانا» پیغمبر گریست سپس جبرئیل ادامه داد یا رسول‌الله این پیام را به فاطمه نیز برسان. پیغمبر پیام را به حضرت رساندند. حضرت گریه و بی‌تابی کردند و فرمودند اگر قرار است امت این‌چنین بیچاره شود، من نمی‌خواهم. پیامبر در پاسخ فرمودند: خداوند در عوض مهدی را از نسل تو قرار داده است و این‌چنین حضرت آرام شدند. بین حضرت زهرا و امام زمان (عج) ارتباط تنگاتنگی وجود دارد؛ زیرا امام زمان مایه‌ی خشنودی قلب حضرت زهرا (س) است.
ارتباط دیگر امام زمان با وجود حضرت زهرا بحث الگو بودن است. در قرآن، اسوه‌ی حسنه بودن دو بار مطرح شده است؛ یکی پیرامون شخص پیغمبر است، سوره‌ی احزاب آیه‌ی 21 «لقد کان رسول‌ا... اسوه حسنه» و دیگری سوره‌ی ممتحنه «قد کانت لکم اسوه حسنه فی ابراهیم والذین معه» ابراهیم و کسانی که با ابراهیم هستند آن‌ها هم اسوه‌ی حسنه هستند. اینکه امام زمان می‌گویند مادرم زهرا اسوه‌ی حسنه‌ی من است، نه از این جهت که پیغمبر اسوه‌ی حسنه‌ی من نیست، بلکه از این جهت است که زهرا (س) جان پیغمبر است.
در روایت آمده است شبیه‌ترین فرد به پیغمبر حضرت فاطمه (س) است. رضای پیغمبر در رضای فاطمه است. همان‌طور که رضای خدا هم در رضای پیغمبر است. پیغمبر به سلمان فرمود: «ان ابنتی فاطمة ملا الله قلبها وجوارحها ایمانا ویقینا الی مشاشها تفرغت لطاعة الله» سلمان! خدا چنان ایمانی به دخترم فاطمه داده، به قلب و جوارحش، حتی تا مغز استخوانش، که او را خالی می‌کند از هر چه غیر خداست.
در تربیت هم باید از ایشان الگو گرفت؛ زمانی پیش آمد که در خانه‌ی علی (ع) چیزی برای خوردن پیدا نمی شد. علی ابن ابیطالب رفت و 3 صاع گندم از یک یهودی قرض گرفت؛ یعنی مسلمانان از کمک به حضرت دریغ کردند و حال آنکه فاطمه زهرا برای همین مردم نیز دعا می‌کردند. در دامان چنین مادری، فرزندی (امام حسن) به دنیا می‌آید و تربیت می‌شود که وقتی فردی نزد ایشان آمد و شروع به فحاشی کرد با او مهربانی کردند و فرمودند: اهل شام هستی، در اینجا کسی را نداری، حالا بیا برویم خانه‌ی ما، لباس‌هایت را عوض کن، یک غذایی بخور، رفیق نداری؟ خودم رفیقت می‌شوم.
یکی از شباهت‌های امام زمان با حضرت زهرا مربوط به حقیقت شب قدر است. امام صادق (ع) فرمودند: شب قدر فاطمه‌ی زهراست. کسی شب قدر را درک نمی‌کند، مگر آنکه فاطمه را بشناسد. در زمان ما شب قدر از آن امام زمان (عج) است. بنابراین کسی در شب قدر به معرفت امام زمان نمی‌رسد مگر با معرفت فاطمه‌ی زهرا؛ خیلی ارتباط نزدیک است.
شب قدر منزلتش مخفی است، منزلت حضرت زهرا (سلام الله علیها) هم مخفی است. شب قدر تفریق امور می‌شود و یک بحث مفصلی دارد که ملاک حق و باطل با حضرت زهراست. دلیل آن هم رضایت خدا در گرو رضایت فاطمه است؛ یعنی رضایت با رضایت زهرا. خط‌کش اندازه‌گیری رضایت خدا رضایت حضرت زهراست که تفریق امور انجام می‌شود. ظرف نزول وحی است. در روایت داریم هیچ پیغمبری، هیچ نبی به نبوت نرسید مگر اینکه اقرار به فضل فاطمه‌ی زهرا کرد.
یک‌سری شباهت‌هایی هم بین حضرت زهرا و حجت‌بن الحسن در اسامی وجود دارد. روایت داریم 9 اسمی که خدا برای حضرت زهرا انتخاب کرد؛ این 9 اسم غیر از فاطمه، که البته این اسم هم با تعبیر شب قدر ایشان هم سنخیت دارد؛ تمام اسم‌ها مصداقش برای امام زمان هم وجود دارد؛ مثلاً روایت داریم که سیدة النساء لقب حضرت زهراست، سیدالخلق هم لقب امام زمان است، امام رضا (ع) فرمودند: طاهره، طاهر، مبارکه، مبارک، زکیه، زکی، طیبه، طیب، مطهره، مطهر، تقیه، تقی، محدثه و محدث. این‌ها همه مشترک است بین حضرت زهرا و حضرت مهدی (عج).
جلوه‌ی وجودی حضرت زهرا محبتش طبیعی و تکلیفی نیست، قرآن می‌فرماید: «وَلَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ» پیغمبر اگر تو غلیظ‌القلب باشی؛ یعنی تو در قلبت محبت نداشته باشی، هیچ‌کس اطرافت جمع نمی‌شود. قرآن می‌گوید اگر در قلبت محبت نبود، از تو دور می‌شدند نه رفتار محبت‌آمیز؛ این خیلی نکته‌ی مهمی است. فکر نکنید اگر ما رفتارمان رفتار محبت‌آمیز باشد، افراد جذب خواهند شد. باید از عمق وجود دوست داشت. باید از عمق وجود مهربان بود و این مهربانی فقط با اتصال به حضرت حق ایجاد می‌شود. اینکه توصیه شده است کسی که از تو قطع کرد با او رابطه برقرار کن، به کسی که به تو بدی کرد خوبی کن، بر چه مبنایی است؟ مبنای خدا، یعنی تنها کسی می‌تواند رفتار بد را با رفتار خوب پاسخ بدهد که متصل به بی‌نهایت باشد و الا جواب نفسانی خواهد داد. حضرت زهرا (سلام الله علیها) متصل به بی‌نهایت بود. فرزندان ایشان هم همین طور هستند. امام زمان منتقم هم هست، ولی مهربان است.

کلمات کلیدی : 
امام زمان , حضرت فاطمه , حضرت زهرا , شب قدر , مهدی فاطمه , اسوه حسنه , الگو
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونه با القاب امام زمان (عج) هفت سین مهدوی بچینیم؟

پاسخ : 

1. سابق

سابق یکی از اسامی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و به معنای «سبقت گیرنده» است.
سیره ی ائمه معصومین علیهم السلام این بود که چیزی که به آن امر می‌کردند، در عمل کردن به آن و از چیزی که نهی می کردند در ترک کردن آن، از مردم پیشی می‌جستند.
امام رضا (ع) در بیان خود درباره‌ی امام می‌فرمایند:
«... [امام] آنچه به مردم فرمان می‌دهد، خود پیش از دیگران به آن عمل می‌کند و آنچه را که مردم را از آن نهی کند خود بیش از انان از آن می‌پرهیزد.» (1)
همچنین امیرالمؤمنین علی (ع)، درباره ی رسول اکرم صلوات الله علیه و آله، می‌فرمایند: «در گذشته برادری دینی داشتم که... سخنی را می‌گفت که انجام می‌داد و چیزی را که عمل نمی‌کرد، نمی‌گفت.» (2)
به همین علت است که در تفسیر «سابق الخیرات»، فرموده‌اند: «امام، همان سابق به خیرات است.» (3)
آقا و مولای ما نیز، اینگونه‌اند. بر سر عهد و وفای خویش می‌مانند، وقتی قول می‌دهند، عمل می‌کنند و بر هر چه فرمان دهند، پیش از دیگران عمل کننده خواهند بود.

2. ساعة

«ساعة» یکی از نام‌های قیامت و یکی از القاب و اسامی امام عصر (عج) است. علت این نام‌گذاری به خاطر شباهت‌هایی است که میان قیامت و روز قیام وجود دارد. برای مثال، در هر دو واقعه، مؤمنین از کافران جدا می‌شوند، دشمنان خداوند هلاک می‌گردند و خسف و مسخ اتفاق می افتد. با ظهور هر دو، در توبه بسته می‌شود و همچنین هر دو واقعه ناگهانی رخ می‌دهند.
امام صادق علیه السلام، تأویل «الساعة» در آیات «یسألونک عن الساعة...» (4)، «و عنده علم الساعة» (5)، «هل ینظرون الّا الساعة» (6) و «و ما یدریک لعلّ الساعة» (7) را امام مهدی (عج) می‌دانند.
در همین راستا، از امام، سوال شد که منظور از «یمارون» در آیه‌ی «ألا انَّ الذین یمارون فی الساعة لفی ضلال بعید» (8) (آگاه باشید کسانی که درباره‌ی ساعة شبهه‌اندازی می‌کنند در گمراهی دوری هستند) چیست؟
امام صادق (ع) فرمودند: «می‌گویند کی متولد شده، چه کسی او را دیده، کجاست و کی ظاهر می‌شود؟ همه‌ی این‌ها به خاطر این است که در امر الهی عجله می‌کنند و در قضای او شک دارند. شباهت آن حضرت با ساعة از جهات بسیار است که مخفی نیست» (9)
امام رضا (ع) نیز فرمودند: «از رسول خدا صلوات الله علیه و آله سوال شد: قائم از فرزندان شما چه موقع ظهور خواهد کرد؟ پیامبر اکرم (ص) فرمود: زمان ظهور او همانند قیامت است که هیچ‌کس جز او نمی‌تواند وقت آن را آشکار سازد؛ امّا قیام قیامت، حتی در آسمان و زمین، سنگین و بسیار پر اهمیت است و جز به طور ناگهانی به سراغ شما نمی‌آید.» (10)

3. سیف الله

امام زمان عجل الله تعالی فرجه شمشیر خداست که به وسیله‌ی او کافران، ظالمان و دشمنان خداوند نابود می‌شوند. «آن‌گاه که روز میعاد او فرا برسد، خداوند او را یاری و تایید می‌کند و فرشتگان نیز به امداد او می‌آیند، او شمشیر خداست که کند نمی‌شود و نور خداست که خاموش نمی‌گردد.» (11)
پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله در خطبه غدیر چنین فرمود: «توجّه کنید! خاتم امامان از ما مهدی - صلوات اللَّه علیه – می‌باشد. آگاه باشید! اوست چیره شونده بر همه دین، اوست انتقام گیرنده از ظالمین، اوست فاتح و منهدم کننده دژها، اوست که تمام قبائل اهل شرک را نابود می‌‌سازد، اوست که خون‌‌بهای تمام اولیای حقّ را می‌‌گیرد، اوست که از دریای ژرف می‌‌نوشاند.» (12)
و در قسمت دیگری از این خطبه آمده است: «ای گروه‌های مردم! نور مخصوص خداوند عزّوجلّ در وجود من است، سپس در وجود علی تجلّی خواهد کرد و سپس در نسل او تا قائم مهدی که حقّ خداوند و هر حقّی را که برای ما هست، می‌‌گیرد.» (13)
در تفسیر قمی درباره آیه: «فَمَهِّلِ الکافِرِینَ أَمْهِلْهُمْ رُوَیْداً»؛ (14) (پس کافران را مهلت بده، آن‌ها را به اندک مهلتی.) چنین آمده است: «برای هنگام قیام قائم، پس او را بر جبّارها و طاغوت‌‌های قریش و بنی‌‌امیّه و سایر مردم برای من انتقام می‌‌گیرد.» (15)

4. سبیل الله

سبیل الله یعنی خط و راه خدا؛ یعنی هر کس بخواهد به خدا برسد، باید از آن راه به او برسد. همه‌ی ائمه علیهم السلام راه‌های رسیدن به خدا هستند و هر راهی غیر از راه آنها به گمراهی و ضلالت می‌انجامد. به همین خاطر است که در زیارت حضرت صاحب الامر ارواحنا له الفداء می‌خوانیم:
«السلام علیک یا سبیل الله الذی من سلک غیره هلک» (16)
(سلام بر تو ای راه خدا که کسی که راه دیگری جز آن رود هلاک می‌شود)
جابربن عبدالله انصاری می‌گوید:
امام باقر علیه السلام به من فرمود: «ای جابر، آیا می‌دانی «سبیل الله» در آیه «و لئن قتلتم فی سبیل الله او متم...» (17) (اگر در راه خدا کشته شوید یا بمیرید...) چیست؟»
گفتم: «نمی‌دانم، مگر این که از شما بشنوم.»
فرمود: «راه خدا (سبیل الله) علی و ذریه (فرزندان و امامان از نسل او) اوست. پس هر کس در راه ولایت علی کشته شود، در راه خدا کشته شده و هر کس در راه ولایت او بمیرد، در راه خدا مرده است.» (18)
در قرآن اجر رسول خدا صلوات الله علیه و آله چنین بیان شده است:
«قل ما أسئلکم علیه من أجرٍ إلّا من شاء أن یتّخذ إلی ربّه سبیلاً» (19)
(بگو برای مزدم چیزی نمی‌خواهم مگر آن‌که راهی به سوی پروردگارتان بگیرید.)
و آن راه را امام صادق علیه السلام در دعای ندبه چنین معرفی می‌کنند:
«پس ایشان (اهل بیت) همان راه به سوی تو و طریق به سوی رضوان تو بودند.» (20)

5. سَیّد

هر چند، تمام امامان و همچنین فرزندان از نسل آنان، به «سید» شهره‌اند امّا این نام، یکی از القابی است که به طور خاص برای حضرت بقیة الله ارواحنا له الفداء مطرح گشته است.
سید به معنای بزرگ و سرور است و در بسیاری از احادیث به جای بردن نام حضرت مهدی (عج) به نام «سید» بسنده کرده‌اند.
امام حسن عسکری علیه السلام در آخرین دقائق عمر خود، به خاطر سم، احساس تشنگی می‌کردند. در همین حال، رو به فرزند و نور دیده‌ی خویش کردند و فرمودند: «ای سید خاندان خود! کمی به من آب بده که من به سوی پروردگارم سفر خواهم کرد.» (21)
در بیان چرایی اطلاق نام سید بر حضرت مهدی (عج) چند دلیل را می توان ذکر کرد: (22)
نخست: یکی از معانی سید، رییس بزرگ است که در میان قوم خود مورد اطاعت واقع می‌شود. از آنجایی که در هنگامه‌ی ظهور، حضرت مهدی (عج) نه تنها در میان قوم خود، بلکه در تمامی عالم، مورد اطاعت قرار می‌گیرند، نام «سید» را بر ایشان نهاده‌اند.
دوم: یکی از معانی سید، «موفق شده در خیرات» است. در زمان ظهور حضرت صاحب الامر (عج)، به واسطه‌ی نور خداوند، انواع خیرات و برکات، از علوم و معارف گرفته تا ارزاق و نعمات آشکار می‌شود که از زمان حضرت آدم (ع)، بی‌سابقه است. به عبارت دیگر، هیچ‌کس به غیر از مولای ما، موفق به آشکار کردن این مقدار از خیرات و برکات نشده است و نعماتی که شرح آن مفصل است، تنها به دست ایشان گشوده می‌گردد. از همین رو، ایشان را «سید» خوانده‌اند.
سوم: یکی از معانی سید، حلیم و بردبار و تحمل کننده‌ی اذیت‌هاست. از زمان شهادت امام حسن عسکری (ع) تا امروز، حضرت مهدی (عج) از دوست و دشمن آزار و اذیت دیده‌اند و با قلب صبور خویش، بردباری ورزیده‌اند. مشخص است که سید در این معنا نیز، می‌تواند بیان‌گر حالات حضرت مهدی (عج) و یکی از اسامی ایشان باشد.

6. سلالة النبوة

سلالة النبوة به معنای فرزند و نواده‌ی پاک پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله است. این عبارت، لقبی است که حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه را با آن صدا می‌زنیم:
«سَلامُ اللَّهِ الْکَامِلُ التَّامُّ الشَّامِلُ الْعَامُّ وَ صَلَوَاتُهُ الدَّائِمَةُ وَ بَرَکَاتُهُ الْقَائِمَةُ التَّامَّةُ عَلَى حُجَّةِ اللَّهِ وَ وَلِیِّهِ فِی أَرْضِهِ وَ بِلادِهِ وَ خَلِیفَتِهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ عِبَادِهِ وَ سُلالَةِ النُّبُوَّةِ...» (23)
(سلام کامل، تمام، همه‌جانبه و فراگیر خدا و درود همیشگى و برکات پاینده‌ و برازنده‌ی حق بر حجت خدا و جانشین او در زمین و تمامى سرزمین‌ها، و خلیفه او بر همه خلق و بندگان، آن‌ که از نسل نبوّت است و باقیمانده عترت...)
این اسم، نشانگر نسل پاک و نورانی حضرت مهدی (عج) است. از سویی نشان می‌دهد که ایشان میراث‌دار چه خاندانی است و از سوی دیگر، نشان‌گر شایستگی ایشان در مقام امامت است.
در بیان تشابهات ویژه‌ی امام زمان (عج) و رسول خاتم صلوات الله علیه و آله احادیث متعددی بیان شده است. به غیر از تشابهی که آقای ما در نام و کنیه و لقب به جد خویش دارند، در اخلاق و سیرت نیز همانند ایشان عمل می‌کنند.
سید بن طاووس که بارها با امام زمان عجل الله تعالی فرجه ملاقات داشته است او را چنین توصیف می‌کند: «بدان که مولای ما حضرت صاحب الزمان علیه السلام، زیباترین و خوش صورت ترین مردم است؛ زیرا که شبیه ترین مردم به پیغمبر اکرم (ص) است.» (24)
باز هم به اینجا ختم نمی‌شود. پیامبر اکرم فرموده‌اند که مهدی (عج) شبیه ترین مردم به لحاظ آفرینش و اخلاق به ایشان هستند. (25)
ایشان، فرزند پاک همان مردی هستند که او را در جهان با نام «رحمة للعالمین» می‌شناسند؛ از همین رو در سلام کردن به ایشان چنین می‌گوییم:
السلام علیک یا صاحب الزمان، السلام علیک یا خلیفة الرحمن...

7. سراج الله

سراج الله یکی از نام‌های مشترک بین حضرت مهدی (عج) و دیگر امامان معصوم علیهم السلام است. سراج به معنای چراغ و روشنایی و سراج الله به معنای چراغ فروزان الهی است. (26)
اهل بیت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله، پس از ایشان، انواری هستند که خداوند ابتدا آن حضرات را در عالم انوار آفرید، سپس آنها را به عالم دنیا تنزّل داد و آنها را به وسیله‌ی نور خود برگزید تا جایگاه‌های نور در شهرهای او و نور بندگانش باشند. بنابراین، کلمات آنها نور است، زمین به واسطه‌ی نور آنان روشن شود و مؤمنان به واسطه‌ی ایشان کسب روشنایی می کنند. (27)
با نور و روشنایی، امام است که مسیر هدایت را می‌یابیم و در آن، به بیراهه نمی‌رویم. با نور امام است که شناخت خدا، جهانش و مخلوقاتش روشن و معلوم می‌شود و ما همه‌ی اینها را مدیون ایشان هستیم. چرا که اگر نبود، سراج الله، در برهوت تاریکی گمراه می‌شدیم و به ناکجا آباد می‌رسیدیم.
از آن روست که در زیارت‌نامه‌های معصومین (ع) چنین می‌گوییم:
«اللهم صلّ علی نورک و سراجِکَ و ولیِّک ...» (28)

پی‌نوشت‌ها:
1. من لا یحضره الفقیه، ج4، ص 419؛ به نقل از ماهنامه ی امان، شماره ی 18 و19
2. نهج البلاغه، حکمت 289؛ به نقل از دلشاد تهرانی، مصطفی، سیره ی نبوی «سیره ی مدیریتی»، نشر دریا، ص 458
3. بحارالانوار، ج 102؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 67
4. سوره ی اعراف، آیه ی 187 (از تو درباره ی ساعة می پرسند)
5. سوره ی زخرف، آیه ی 85 (و نزد اوست علم به ساعة)
6. همان، آیه ی 66 (آیا به ساعة نمی اندیشید؟)
7. سوره ی شوری آیه ی 17 (و آنها نمی فهمند که ساعة چیست)
8. همان، آیه ی 18
9. مختصر بصائر الدرجات، ص 178؛ به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 2، ص 161
10. عیون اخبار رضا، ج 2، ص 265؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 67-68
11. الاقبال، ص 705؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 76
12. الاحتجاج، ج ، ص1، ص 80؛ به نقل از موسوی اصفهانی، محمد تقی، مکیال المکارم، نشر مسجد مقدس جمکران، ج 1، ص 93
13. همان.
14. سوره ی طارق، آیه ی 17
15. تفسیر القمی، ص 721؛ به نقل از موسوی اصفهانی، همان، ص 94
16. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت صاحب الامر؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 70
17. سوره آل عمران، آیه 157
18. بحارالانوار، ج 35، ص 370، 366
19. سورة فرقان (25)، آیه 57.
20. بن طاووس، سید علی بن موسی، مصباح الزائر، ص447؛ به نقل از شفیعی سروستانی، ابراهیم، «معرفت امام زمان از دیدگاه شیخ صدوق»، نشریه ی موعود، شماره ی 66
21. غیبت طوسی، ص 273؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 74
22. کل موارد به نقل از نهاوندی، علی اکبر، العبقری الحسان، ج 2، صص 113- 115
23. دعای استغاثه به امام زمان (عج)، بحارالانوار، ج 91، ص 31؛ به نقل از سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 73
24. موسوی اصفهانی، سید محمد تقی، مکیال المکارم فی فوائد الدعا للقائم، ترجمه سید مهدی حائری قزوینی، ج1، ص 132
25. صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، ترجمه ی منصور پهلوان، ج1، باب 25، ص 535- 534، ح 1
26. سعیدی، احمد، اوصاف المهدی، ص 71
27. برگرفته از زیارت جامعه ی کبیره؛ به نقل از نجیب محمد، حسین، سرّ خدا، نشر موعود عصر (عج)، 1388، ص 300
28. قمی، عباس، مفاتیح الجنان، زیارت نامه های مختلف امامان و حضرت معصومه (س)؛ به نقل از سعیدی، احمد، همان.

کلمات کلیدی : 
سابق , ساعة , سیف الله , سبیل الله , سَیّد , سلالة النبوة , سراج الله , هفت سین , نوروز , القاب امام زمان , اسامی امام زمان , سابق الخیرات
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا کسی می تواند ادعا کند زمان ظهور حضرت مهدی علیه السلام را می داند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
بعضی مدعی اند زمان ظهور حضرت مهدی علیه السلام را می دانند؛ علم به زمان ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام چگونه حاصل می شود؟ آیا اصلا از طریق راه های شناخت که دراختیار بشر هست، می توانیم به زمان ظهور علم پیدا کنیم یانه؟ 

پاسخ:
در پاسخ استدلال خواهیم کرد که بشر پنج راه برای شناخت پدیده ها دارد ولی درهیچ کدام ازاین پنج راه زمان ظهور معلوم نیست.

1. راه وحی
که خاص پیامبران است. بعضی شناخت ها از طریق وحی رسیده است ولی هیچ جا در وحی اشاره به زمان ظهور حضرت ولی عصر نشده لذا کسی نمی تواند با استناد به وحی بگوید زمان ظهور را می دانم. قرآن که وحی الهی است، هیچ جا تصریح به زمان ظهور نکرده است.

2. راه الهام
که خاص ائمه است. بعضی شناخت ها از طریق الهام رسیده ولی هیچ جا درسخنان ائمه اشاره به زمان ظهور نشده بلکه گفته اند ما اصلا زمان ظهور را تعیین نخواهیم کرد. امام صادق فرموده اند: "ما اهل بیت تعیین وقت نمی کنیم. نه برای آنچه درگذشته اتفاق افتاده و نه برای آنچه در اینده اتفاق خواهد افتاد تعیین وقت نکرده و نخواهیم کرد". (بحارالانوار، ج52 ، ص104)

3. راه عقل
هیچ جا علوم عقلی نتوانسته اند زمان ظهور را تعیین بنمایند. شناخت عقلی می تواند قواعد و قوانین کلی را دراختیار ما بگذارد ولی درباره جزئیات پدیده ها مثل زمان دقیق روی دادن آنها سخن نمی گوید.

4. راه تحربه
تجربه دو وظیفه دارد. یکی تبیین امور بالفعل مشهود و یکی دیگر پیش بینی امور بالقوه نامشهود. داشته ایم در بعضی علوم تجربی که سخنانی درباره پایان عالم و زمان ظهور گفته اند. دراین مورد چه باید گفت؟ اولا عموم آنچه علوم تجربی دراین باره گفته اند فرضیات است. آنها شواهدی یافته اند و براساس شواهد یافت شده، فرضیه ای درباره پایان عالم طراحی کرده اند ولی قطعیت ندارد. ثانیا درباره پایان عالم یک فرضیه تنها وجود ندارد بلکه چند فرضیه وجود دارد لذا توافق دراین مورد دیده نمی شود. ثالثا گزاره های تجربی همگی مشروط اند و درشرایط خاصی درست درمی آیند. اگرآن شرایط وجود نداشته باشد یا تغییرپیدا بکند طبیعی است که نتیجه عوض خواهد شد.

5. راه شهود
بعضی ادعا می کنند به واسطه کشف و شهود کردن حال چه درخواب و چه دربیداری توانسته اند زمان ظهور حضرت ولی عصر را بفهمند ولی به سه دلیل شهود نمی تواند مجوز تعیین وقت ظهور باشد.

دلیل اول اینکه اصلا شهود، معیار باورهای دینی ما نیست. معیار باورهای دینی ما یکی عقل است و یکی دیگر نقل. شهود درشناخت باورهای دینی ما حجیت ندارد زیرا یک مسئله کاملا شخصی است و برای دیگران که آن را ندیده اند حجیت نخواهد داشت.

دلیل دوم اینکه خود عارفان گفته اند شهود ها بعضی اوقات شیطانی اند و بعضی اوقات رحمانی. بعضی شهود ها القاشده ی شیطان است و بعضی القاشده ی خداوند. (مفاتیح الغیب، ص321) درقرآن آمده است که شیاطین می توانند به دوستان خود وحی بفرستند، وحی به معنی القائات و تلقینات پنهانی.{ان اشیاطین لیوحون الی اولیائهم}(انعام/121) برای تشخیص اینکه کدام شهود شیطانی است و کدام رحمانی ، باید به وحی رجوع بکنیم چون وحی خطابردار نیست. اگرشهود باوحی مطابقت داشت رحمانی وگرنه شیطانی خواهد بود لذا ممکن است بعضی ها که می گویند شهود کرده ایم ودرشهود خویش متوجه زمان ظهور شده ایم، نادانسته و ناخواسته تحت تاثیرالقائات شیطانی قرار گرفته باشند.

دلیل سوم اینکه فرض بگیریم که کسی شهود کرده و متوجه زمان ظهور شده است؛ هم خود عرفا گفته اند که نباید اسرار را فاش بنماییم ، هم در روایات اهل بیت نبوی آمده است که امر ما اهل بیت را فاش ننمایید. (اصول کافی،ج 3، باب الکتمان، ص315،ح و نیز رجوع کنید الغیبه نعمانی باب صون سرّ آل محمد(صلی الله علیه و آله)
امام صادق علیه السلام فرموده اند: امر ما اهل بیت پنهان و پوشیده است و هرکه آن را فاش بنماید خدا وی را ذلیل خواهد کرد. (اصول کافی، ج 3، باب الکتمان،ص320 ، ح 15) 
و نیز فرموده اند: پوشاندن سّر ما اهل بیت جهاد در راه خداست. (اصول کافی،ج 3، باب الکتمان، ص320، ح 16)
زمان ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام، سّر اهل بیت است و آنان که سّر اهل بیت را فاش بنمایند مورد عذاب الهی قرار خواهند گرف. (اصول کافی،ج 3،باب الکتمان، ص317، ح8)

نتیجه این که برای آگاه شدن از زمان ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام پنج راه می تواند وجود داشته باشد ولی چون هیچ کدام ازاین پنج راه نمی تواند زمان ظهور را نشان بدهد لذا ادعای علم به زمان ظهور، دروغ محض است.

منبع : www.serajnet.org

کلمات کلیدی : 
ظهور حضرت مهدی , زمان ظهور , وحی , علم به ظهور امام زمان , الهام , کشف و شهود , شیطان , سرّ اهل بیت
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا در بین یاران امام زمان علیه السلام، تعداد زنان کم است؟

پاسخ : 
معروف است، یاران حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، 313 نفر هستند؛ امّا در بعضی از روایات، یاران امام مهدی علیه السلام را 10 هزار و در بعضی روایات، شاید بیشتر از این معرفی کرده اند. معنای این، وجود «سلسله مراتب» در یاران امام زمان علیه السلام است؛ یعنی در مرحله ی اوّل 313 نفر یار خاص، در مرحله ی بعد، 10هزار نفر و در مراحل بعدی، همه ی علاقه مندان به حضور ایشان در این سلسله مراتب قرار می گیرند. اگر در مرحله ی اول تعداد زنان کم است، چه بسا در مراحل دیگر، تعداد آن ها بیشتر باشد. بنابراین، مشکلی از این نظر نیست.

منبع: نشریه موعود نوجوان، ش24.

کلمات کلیدی : 
یاران امام زمان , زنان , یاران خاص امام زمان , 313 یار امام زمان , سلسله مراتب
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا 313 یار خاص امام زمان علیه السلام تا کنون تکمیل شده اند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
با توجه به روایاتی که یاران خاص امام زمان علیه السلام را 313 نفر می دانند، آیا تاکنون این تعداد تکمیل شده اند؟

پاسخ:
در مورد تعداد یاران حضرت مهدی عله السلام، سه دسته روایات وجود دارد:

دسته اول :
روایات متعدد از ائمه ی اطهار علیهم السلام به ما رسیده است که یاران حضرت مهدی 313 نفر به تعداد یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در جنگ بدر هستند.(منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، الفصل السابع، الباب الخامس، بیست و پنج روایت را با این مضمون گردآوری کرده است) و در منابع روایی اهل سنت نیز همین تعداد به عنوان یاران حضرت مهدی علیه السلام بیان شده است.(مجمع الزوائد و منبع الفوائد، نور الدین هیثمی، ص 119؛ الحاوی للفتاوی السیوطی، ج 2، ص 150، هر دو کتاب در الموسوعه الامام المهدی، به نقل از «چشم به راه مهدی»، جمعی از نویسندگان، دفتر تبلیغات اسلامی، ص365)

دسته دوم : 
روایاتی که یاران امام زمان علیه السلام را ده هزار نفر ذکر می کند. (الغیبه، نعمانی، ص 307؛ بحارالانوار، ج 52، ص 306 و 326)

دسته سوم : 
روایاتی که می گوید تمام شیعیان در گرد حضرت مهدی علیه السلام جمع می شوند و یا می گوید اهل شرق و غرب زمین با نهضت او همراه می شوند.(منتخب الاثر، صافی گلپایگانی، الفصل السابع، الباب السادس، ص597)

نتیجه ی جمع این روایات، با توجه به قرائن و شواهدی که از خود همین روایات استفاده می شود این است که:

1. یاران خاص حضرت مهدی علیه السلام که هسته اصلی نیروها را تشکیل می دهند و فرماندهان و کارگزاران حضرت مهدی علیه السلام هستند، سیصد و سیزده نفر به تعداد اهل بدر می باشند: 
امام صادق علیه السلام فرمودند: گویا می نگرم به قائم علیه السلام بر فراز منبر کوفه، در حالی که یارانش پیرامون او حلقه زده اند. آنان پرچمداران و کارگزاران امام بر روی زمین هستند.(کمال الدین، ص673)
از یاران خاص یعنی 313 نفر، در روایات تعبیر به «نقباء» و «خواص» نیز شده است.(بحارالانوار، ج 53، ص7)
این عده، کسانی هستند که خداوند آنان را از قبل از ظهور حضرت مهدی علیه السلام، به سبب قابلیت و لیاقتشان برگزیده است.(همان منبع). 
یاران خاص امام زمان علیه السلام(313 نفر)، نخستین کسانی هستند که گرد حضرت جمع می آیند و دعوت جهانی امام مهدی علیه السلام، با آنان شروع می شود پس از آشکار شدن دعوت حضرت، تعداد ده هزار نفر، کسانی هستند که به امام مهدی علیه السلام می پیوندند و به عنوان هسته اولیه نیروهای حضرت، تحت فرماندهی همان 313 نفر، قیام جهانی امام زمان علیه السلام با این عده آغاز می شود:
امام جواد علیه السلام فرمودند: زمانی که سیصد و سیزده نفر از یاران خاص امام قائم علیه السلام به خدمت آن بزرگوار رسیدند حضرت، دعوتش را به جهانیان آشکار می کند و وقتی این تعداد به ده هزار نفر رسید، به اذن خداوند متعال قیام مسلحانه می کند. (بحارالانوار، ج 52، ص 283، ح 10) 
و در ادامه ی نهضت، توده های انبوه مردم از سراسر جهان که در انتظار منجی بشریت به سر می برند و از ظلم و ستم به ستوه آمده اند، به ایشان می پیوندند.(منتخب الاثر، الفصل السابع، الباب السادس، ص597؛ الملاحم و الفتن، سید ابن طاووس، ص65)

2. این که آیا یاران خاص امام زمان علیه السلام یعنی 313 نفر، تاکنون تکمیل شده اند یا نه؟ مانند بسیاری از امور دیگر برای ما معلوم نیست چون در مورد این نفرات، تنها جز شمردن صفاتی از آنان، در روایات نام آنان به خصوص ذکر نشده جز برخی افراد مثل اصحاب کهف، سلمان، مالک اشتر، (رجعت، علامه مجلسی، کانون پژوهش، اصفهان، چاپ اول، ص45).

3. نکته ای که باید به آن توجه داشت، این که در مورد زمان ظهور حضرت مهدی علیه السلام - که خداوند به آن عالم است - در روایات اموری به عنوان علائم و زمینه ها و شرایط ظهور حضرت مهدی علیه السلام ذکر شده است که یکی از آنها تکمیل یاران خاص حضرت یعنی 313 نفر است اما این تنها شرط نیست تا با تکمیل این عده، حضرت ظهور کنند بلکه علاوه بر این حصول شرایط دیگری نیز لازم است.

منبع: www.serajnet.org

کلمات کلیدی : 
یاران خاص امام زمان , 313 یار امام زمان , قائم , نقباء , ظهور حضرت مهدی , قیام امام زمان , علائم ظهور , شرایط ظهور , دعوت جهانی امام مهدی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
کدام ویژگی‌ها باعث شده تا اکثر یاران امام زمان (عج) از جوانان باشند؟

پاسخ : 
هر جنبش و انقلابی به یاران و همراهانی نیاز دارد. یارانی که ستون‌های انقلاب‌اند و سنگینی آن را به دوش می‌کشند. سستی و استواری هر یک از این دو، با سستی و استواری دیگری ارتباطی تنگاتنگ دارد؛ یعنی هر اندازه حجم بنای انقلاب کمتر باشد، پایه‌های آن نیاز به استحکام کمتری دارد و به هر میزان آن که بنا، بلندتر و گسترده‌تر باشد، به ستون‌های محکم‌تری نیاز خواهد داشت.
یکی از مهم‌ترین شرایط ظهور امام مهدی (عج) فراهم شدن یاران کارآمد است؛ یاران، همراهان و همرزمانی توانمند که با فقدانشان، کار حکومت، هدایت و رشد به سامان نخواهد رسید. دانستن ویژگی‌های یاران حضرت و تلاش در راه کسب آن‌ها، در واقع تلاش برای زمینه‌‌سازی ظهور و فرا رسیدن آن روز مبارک است.
با نگاه به حجم و گستردگی بنای انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) می‌توان دریافت که بر چه ستون‌هایی افراشته شده؛ همچنان که با تأمل در اهداف و غایات آن نیز می‌توان میزان، حجم ابزار، وسایل مورد نیاز و پدیدآورندگان آن را پیش‌بینی کرد.
در این نوشتار، به دنبال تبیین ویژگی‌ها و وظایف یاوران جوان امام مهدی (عج) هستیم، کسانی که در حرکت‌ جهانی ایشان، به مثابه بازوان نیرومند آن حضرت (عج) در خدمت ایشان و اهداف ایشان هستند.
امام علی(ع) می‌فرمایند: یاوران امام مهدی(عج) جوان‌اند و پیری در آن‌ها نیست، مگر به اندازه سرمه‌چشم یا به اندازه نمک در غذا و کمترین چیز در غذا، نمک است.
بی‌شک جوانان از مهم‌ترین سرمایه‌ای یک جامعه به شمار می‌آیند؛ چون فطرت و طبیعت پاک جوانان همواره با هیجان و پویایی همراه است. پیشرفت و تعالی هر جامعه در گرو پیشرفت جوانان آن است، جوانان، بازوی قدرتمند دفاع و سازندگی در هر جامعه هستند، در تمام جوامع بشری، جوانان، سمبل نشاط و بالندگی هستند و با تحولات اجتماعی و فرهنگی جامعه خود رابطه مستقیم دارند.
از این‌رو، جوانان، پیوسته مورد عنایت ویژه فرستادگان الهی و مصلحان بوده‌اند. با توجه به خصلت، مرام و شخصیت‌‌ جوانان در عصر ظهور، اکثر یاران امام زمان(عج) از این گروه سنی هستند، چرا که دارای ویژگی‌هایی هم چون صفای باطن، زیباگرایی، شجاعت و شهامت، نوگرایی، وفاداری، آزادگی، فداکاری و.... هستند که تمام این‌‌ها در حکومت امام زمان (عج) نمود می‌یابد، حال باید دید جوانانی که عاشق حضرت (عج) هستند، در دوران غیبت چه باید بکنند؟

* معرفت

یکی از مسائل حیاتی و اساسی در زندگی، شناخت و معرفت است که مایه رشد و تعالی است، امام علی(ع) در فرمایشی به کمیل درباره اصل معرفت می‌فرماید: ای کمیل! هیچ حرکت و فعالیتی نیست، مگر اینکه در آن نیازمند شناخت و آگاه هستی.
موضوع مهدویت هم نیازمند معرفت و شناخت است؛ لذا جوانان باید با امام زمان خود و مسائل پیرامون او به نحو احسن آشنا شوند، ابونصر-از خدمتگذاران امام حسن عسکری(ع)‌ و از کسانی که پیش از غیبت امام مهدی (عج) به حضور آن حضرت، مشرف شده است- در دیداری که با امام داشت، امام از او پرسید: آیا مرا می‌شناسی؟ پاسخ داد:«آری! شما سرور من و فرزند سرور من هستید، امام فرمود: مقصد من، چنین شناختی نیست، ابونصر عرضه داشت: مقصود شما چیست؟ خودتان بفرمایید، امام فرمود: من آخرین جانشین پیامبر(ص) هستم و خداوند به برکت من، بلا را از خاندان و شیعیانم دور می‌کند.
شناخت درست امام(ع)‌ طریق معرفت واقعی به خدا است، امام صادق(ع) در این باره می‌فرماید: ما بر شما سه حق داریم: اینکه به فضل ما معرفت پیدا کنید، پیرو ما باشید و انتظار فرج را بکشید، بنابراین در دوران غیبت، شناخت امام زمان(عج)، رمز حیات و هویت ماست. لازم است به امام خود معرفت داشته باشیم؛ چرا که اگر او را نشناسیم، گمراه خواهیم بود و زندگی جاهلی خواهیم داشت: هر کس بمیرد و امام زمانیش را نشناسد به مرگ جاهلیت می‌میرد، همچنین امام صادق(ع) می‌فرماید: خداوند از بندگان عملی را نمی‌پذیرد مگر به معرفت و شناخت ما.

* محبت

محبت تابع معرفت و شناخت است و هر چه شناخت بیشتر شود، محبت نیز بیشتر خواهد شد، دل‌های یاران امام مهدی (عج) سرشار از محبت ایشان است، این علاقه‌مندی تا بدان حد است که حتی زین اسب آن حضرت (ع) را مایه برکت می‌دانند و به آن تبرک می‌جویند.
امام صادق(ع) می‌فرمایند: به عنوان تبرک بر زین اسب امام دست می‌کشند، به جهت همین عشق آتشین، آنان در آوردگاه رزم، ایشان را مانند نگینی در برمی‌گیرند و جانشان را سپر بلای او می‌کنند، همچنین این امام همام در جای دیگر می‌فرمایند: در جنگ‌ها گرد امام می‌چرخند و با جان خود، از ایشان محافظت می‌‌کنند.
چه بسیار است فاصله میان ما و یاران او! چرا که از جان و حتی وقت خود، برای ایشان سهمی قرار نداده‌ایم و چه اهداف و آرمان‌های از ایشان که به جهت سستی ما، بر زمین مانده و چه دعوت‌هایی از ایشان که بی‌پاسخ مانده گذاشته شده است!
اگر انسان دارای همتی بلند باشد، دنبال محبوب حقیقی می‌رود. اگر عاشق امام زمان (عج) بشویم و او را دوست بداریم، رنگ محبوب به خود می‌گیریم و بوی او را با خود داریم؛ چرا که امام زمان (عج) آنقدر ما را دوست دارد که بلاها را از ما دفع می‌کند و در حق ما دعا می‌کند. چقدر خوب است این محبت، طرفینی باشد؛ یعنی ما عاشقان هم برای ظهور و سلامتی او دعا کنیم. این طور نباشد که فقط هنگام مشکل و گرفتاری به سراغ او برویم، باید نوعی زندگی کنیم که دل آن حضرت(عج) خوشنود شود، کسی که ادعای محبت و دوستی اولیای الهی را دارد باید عمل به خواسته آنها را سرلوحه اعمالش قرار دهد.

* اطاعت

یکی از زیبایی‌ها و لذت‌های جوانی، گذراندن عمر در راه اطاعت الهی است که باعث توجه و عنایت ربوبی می‌شود. پیامبر(ص) می‌فرماید: «خداوند جوانی را دوست دارد که جوانی خود را در راه اطاعت خدا سپری کند»، باید دانست اطاعت از ولی خدا همانند اطاعت از پروردگار است و انسانی که ادعای دوستی با خدا و امام زمان (عج) را دارد، باید سعی در اطاعت داشته باشد.
در زیارت جامعه کبیره آمده است: «هر کس شما را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است»، جابر بن عبدالله انصاری می‌گوید: امام باقر(ع) به من فرمود: آیا کسی که ادعای تشیع می‌کند، همین که بگوید ما را دوست دارد، کافی است؟ سوگند به خدا، شیعیان ما نیستند، مگر آنان که از خدا تقوا می‌کنند و به امانتداری و زیادی در ذکر خدا و روزه و نماز و نیکی به والدین و... شناخته می‌شود.
بنابراین جوان منتظر باید ضمن اظهار علاقه‌مندی و محبت به خدا و اهل بیت(ع)‌ مطیع فرمان نیز باشد. با این حال اگر مرتکب معصیت شد، آستان الهی درگاه نومید نیست؛ بلکه راه توبه و انابه باز است. همانگونه که خود امام زمان (عج) هم از خداوند متعال می‌خواهد که توفیق بازگشت و توبه را به جوانان ارزانی بدارد: «خدایا! به جوانان توفیق توبه و انابه عنایت فرما»، جوان که با ترک شهوات، راه اطاعت را در پیش می‌گیرد، پرواز ملکوتی را آغاز کرده و بسان ملائک می‌شود؛ همانگونه که پیامبر(ص) فرمود: خداوند می‌فرماید: ای جوانی که شهوت‌های مبتذل خود را ترک کرده‌ای! تو در نزد من همانند بعضی از فرشتگان هستی.
یاران امام مهدی (عج) از پیشوای خود الگو گرفته و روزها و شب‌ها را با نام و یاد حضرت حق سپری می‌کنند. معرفت و ایمان در قلب‌هایشان ریشه دوانده و ایشان را به خضوع در برابر حق تعالی و تلاش در مسیر بندگی او سوق می‌دهد، پیامبر اکرم(ص) در مورد آنان می‌فرمایند: «آنان در طریق عبودیت خدا، اهل جدیت و تلاش‌‌اند».
امام صادق(ع) عبادت و راز و نیاز یاوران امام مهدی (عج) را این‌گونه ترسیم می‌کنند: «در دل شب، از خشیت خداوند ناله‌‌هایی دارند، مانند ناله مادران پسر مرده»، در روایتی دیگر آمده است: مردان شب زنده‌داری که زمزمه نمازشان، مانند نغمه زنبوران کندو به گوش می‌رسد. شب‌ها را با شب‌زنده‌داری سپری می‌کنند و بر فراز اسب‌هایشان، شب را به صبح می‌رسانند، امام صادق(ع) همچنین در مورد آنان می‌فرمایند: «شب‌ها را به عبادت به صبح می‌رسانند و روزها را با روزه به پایان می‌برند».

* فعالیت

نقش اصلی جوانان این است که باید در عرصه مهدویت، فعال و پویا و به‌ روز باشند؛ چرا که دشمنان مهدویت بسیار فعال هستند در این بین، توقع از جوانان ایران زمین بیشتر است؛ چرا که در طول تاریخ جایگاه ویژه‌ای داشته و در آینده هم دارند،‌ پیامبر(ص) درباره یاران ایرانی امام زمان (عج) دست مبارک خود را به شانه سلمان فارسی نهادند و فرمودند: «منظور از یاران امام مهدی (عج)، هموطنان این شخص است»، سپس فرمودند: «اگر دین به ستاره ثریا بسته باشد و در آسمان‌ها قرار گیرد، مردانی از فارس آن را در اختیار خواهند گرفت».
امام علی(ع) در سخنانی زیبایی، مراتب فضل و کمال علمی یاران موعود آخرالزمان(عج) را چنین توصیف می‌کنند: «پس، گروهی در آن فتنه‌ها صیقلی می‌شوند، مانند صیقل دادن شمشیر توسط آهنگر. دیده‌های آن‌ها به نور قرآن جلا داده شده و تفسیر در گوش‌هایشان جا گرفته است. در شب، جام حکمت را به آن‌ها می‌نوشانند، بعد از اینکه در بامداد هم نوشیده باشند».
آری، یاران جوان امام(ع) همچنان که در بالاترین درجه تقوا و پرهیزکاری قرار دارند، از نظر کمال علمی نیز در بالاترین درجه قرار گرفته و از جام حکمت الهی و معرفت دینی، چنان که باید، سیراب گشته‌‌اند، پس یاران و شیفتگان حضرت مهدی (عج) در دوران غیبت، باید بینش‌های خود را نسبت به خداوند، امام و جهان هستی بالا ببرند، چون برنامه امام زمان (عج) جهانی است، یاران آن حضرت نیز باید نگاه‌های وسیع و جهانی داشته باشند و استراتژی درستی را جهت زمینه‌سازی برای ظهور و انقلاب جهانی حضرت (عج) طراحی کنند. از طرفی باید روحیه شجاعت، ایثار، بردباری، یکدلی و استراتژی را نیز در خود تقویت کند.

* شجاعت

اگر جهاد و مبارزه، جهانی و فراگیر است، پس به وجه اولی باید یاران جوان حضرت (عج) نیز هم باید شجاعت و جسارتی در خور و عزم‌هایی پولادین داشته باشند، چرا که بدون آن قدم‌ها یارای حرکت نخواهد داشت، اهل بیت(ع) آنان را این گونه توصیف می‌کنند:
- امام علی(ع) در وصف شجاعت آن‌ها می‌فرمایند: «همه شیرانی‌اند که از بیشه‌های خود خارج شده‌اند و اگر اراده کنند، کوه‌ها را از جا برمی‌کنند».
-امام سجاد(ع) می‌فرمایند: «خداوند دل‌هایشان را چون پاره‌ای آهن کرده است».
-امام سجاد(ع) در روایتی دیگر می‌فرمایند: «به هر کدامشان نیروی چهل مرد داده شده است».

* بردباری

جوانان و یاران حضرت مهدی (عج) در راه تحقق آرمان‌های جهانی حضرت(عج) مشکلات و مصائب فراوانی را به جان می‌خرند و از سر اخلاص و تواضع، عمل خود را هیچ می‌پندارند و به جهت هجوم سختی‌ها و تحمل مشقت‌ها، بر خداوند منت نمی‌گذارند.
امام علی (ع) ‌می‌فرمایند: «یاران مهدی (عج) کسانی‌اند که به جهت بردباری‌شان بر خداوند منت نمی‌گذارند و از اینکه جان خویش را در راه حق گذاشته‌اند، احساس بزرگی نمی‌کنند».

کلمات کلیدی : 
امام زمان , یاران امام زمان , جوانان , یاران جوان , معرفت , محبت , اطاعت , فعالیت , شجاعت , بردباری
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا اسامی 313 یار خاص امام زمان موجود است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آیا اسامی 313 یار خاص امام زمان موجود است و آیا این اسامی که در بعضی سایت‌ها و وبلاگ‌ها نوشته‌اند درست است؟

پاسخ: 
آنچه که در برخی سایت ها به عنوان اعلام اسامی یاران امام زمان (ع) آمده است، صحت ندارد، زیرا مشخص نیست که 313 نفر یاران امام زمان چه کسانی هستند و الان موجود هستند یا نه؟ ما وقتی می‌توانیم اسامی یاران حضرت را اعلام نمایم که مشخصات یاران امام زمان (ع) را بدانیم، و حال این‌که در روایات اسامی یاران امام زمان ذکر نشده است، آنچه که در روایات آمده است، برخی خصوصیات یاران امام زمان (ع) می‌باشد، اما این‌که این صفات بر چه کسانی تطبیق می‌کند معلوم نیست.

افزون بر آن یاران امام زمان منحصر در 313 نفر نیست. روایات در این‌باره اختلاف دارند. در برخی روایات تعداد یاران امام زمان (عج) 313 ذکر شده است. (1) امام صادق (ع) فرمود: «گویا می‌نگرم قائم را بر منبر کوفه و 313 نفر یارانش، که پیرامونش گرد آمده اند.» (2) در برخی روایات دیگر تعداد یاران امام ده هزار بیان شده است. (3) در بعضی روایات آمده است، امام در میان دوازده تا پانزده هزار یاور قیام خواهد کرد. (4) همچنین روایات دیگر بدون ذکر تعداد یاران امام، به تعداد انبوهی از انسان‌ها اشاره نموده‌اند که از نقاط مختلف جهان به کمک امام می‌شتابند. (5)

در جمع بین این روایات می‌توان یاران امام زمان (عج) را به سه گروه تقسیم نمود:
1) تعدادی از یاران، افراد خاص و اصحاب ویژه هستند که 313 نفرمی‌باشند. این تعداد انسان‌های پارسا، قاطع، دین مدار و... فرمان‌برترین افراد هستند. این‌ها در همه‌ی زمینه‌ها یاور امام و از همان آغاز ظهور همراه امام هستند. هسته‌ی مرکزی حکومت را تشکیل می‌دهند، که از آنان به عنوان "نقبا"،"خواص"و"ذخرالله"یاد می‌شود، هم‌چنان‌که امام صادق (ع) از آنان به عنوان پرچمداران لشگر و کارگزاران امام زمان (ع) یاد نمود. (6)
2) تعداد دیگری از یاران امام را کسانی تشکیل می‌دهند که در انقلاب و تشکیل حکومت نقش مهم دارند، گرچه این تعداد مانند 313 نفر تأثیر گذار نیستند.
3) دسته‌ی سوم توده‌ی مردم هستند که هر کدام از آنان در حکومت امام تاثیر دارند، اگرچه نقش آن‌ها مانند گروه اول و دوم نیستند.

پی‌نوشت‌ها:
1. محمد باقر مجلسی، بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج52، ناشر: اسلامیه، ص342.
2. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ناشر: اسلامیه‌، ج2، ص672 -673.
3. محمد بن ابراهیم نعمانى، الغیبة، نشر صدوق‌، ص307.
4. سید بن طاووس، الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر (عج)، ناشر: شریف رضى‌ ص65.
5. مجله حوزه، شماره70-71، ص259.
6. همان، ص296؛ رک: مجتبی تونه‌ای، موعود نامه قم، انتشارات مشهور، 138ش، ص135.
منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

کلمات کلیدی : 
امام زمان , ظهور , 313 یار , اصحاب امام زمان , یاران امام زمان , اسامی یاران امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
ویژگی‌های مهم یاران امام زمان (عج) چیست؟

پاسخ : 
وقتى امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ظهور نمایند، همه مردم دنیا را مورد خطاب قرار داده، پیام اسلام و عدالت را به تمام افراد ابلاغ مى‌نمایند. در آن هنگام هرکس سخنان حضرت را بپذیرد، جزء یاران وى مى‌شود. لذا در روایات آمده است: حتی کسانى جزء یاران امام مى‌شوند که شبیه خورشید و ماه ‌پرستان بوده‌اند، یعنى تا این حد از خدا و اسلام دور بودند، تا چه رسد به اهل سنت که به خدا و پیامبر اسلام معتقدند. و این یاران ویژگی ها و خصوصیاتی دارند که آنها را از دیگران متمایز می سازد.
مهم‌ترین ویژگى‌هاى یاران حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف که در روایات به آن اشاره شده عبارت‌اند از:

1- بینش عمیق
یاران امام مهدی (علیه السلام) از بینشی عمیق و ژرف، نسبت به خداوند، امام، انسان و هستی برخوردارند:
الف) بینش عمیق نسبت به حق تعالی
این معرفت آن چنان استوار است که نه شبهات در آن خللی ایجاد می کند و نه تردید ها و شکست ها در حریمش راه می یابد. امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
«مردانی که خدا را آن چنان که شایسته است، شناخته اند، و آنان یاوران مهدی (علیه السلام) در آخر الزمان اند.» (1) همچنین امام صادق (علیه السلام) در وصف یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می فرمایند: «آنان مردانی اند که گویا دل هایشان پاره های آهن است و از سنگ سخت ترند و هیچ تردیدی در ذات خداوند ندارند.» (2)
ب) بینش عمیق نسبت به امام
یاران امام مهدی (علیه اسلام)، امام خود را می شناسند و به او اعتقاد دارند. امام سجاد (علیه السلام) در این خصوص فرموده اند: «آنان به امامت امام مهدی (علیه السلام) اعتقاد راسخ دارند.» (3) این معرفت، معرفت به «حق ولایت» است. یعنی، فهم این حقیقت که ایشان از من، به من نزدیک تر و سزاوارترند. نتیجه ی این بینش عمیق، محبت و اطاعت است.
ج) بینش عمیق نسبت به انسان و هستی
یاران حضرت در اهداف بلند پایه و حرکت فراگیرشان، آرمان های کم ارزش و اهداف کم مایه را دنبال نمی کنند. با تأمل در خویشتن و استعدادهای شگفت انگیزشان، قدر و عظمت خو را می یابند و مسیر بودن دنیا و سالک بودن خویش را می فهمند. آنان با این نگاه به معبودی پیوند می خورند که از تمام کاستی ها و زشتی ها مبرا است و می تواند آنان را سرشار و ظرفیت هایشان را تکمیل کند.

2 - عبادت
یاران امام مهدی (علیه السلام) از پیشوای خود الگو گرفته و روزها و شب ها را با ذکر شیرین حق سپری می کنند. به روایاتی چند در این زمینه اشاره می کنیم:
الف) پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مورد آنان می فرمایند: «آنان در طریق عبودیت اهل جدیت و تلاشند.» (4)
ب) امام علی (علیه السلام)، عبادت و راز و نیاز یاوران امام مهدی (علیه السلام) را این گونه ترسیم می کنند:
«در دل شب، از خشیت خداوند، ناله هایی دارند مانند ناله ی مادران پسر مرده.» (5)

3- محبّت
دل های یاران امام مهدی (علیه السلام)، سرشار از محبت ایشان است. این علاقه مندی تا بدان حد است که حتی زین اسب ایشان را مایه ی برکت می دانند و به آن تبرک می جویند: امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
«به عنوان تبرک بر زین اسب امام دست می کشند.» (6)
چه بسیار است فاصله ی میان ما و یاران او، چرا که ما از جان و حتی وقت خود، برای ایشان سهمی قرار نداده ایم و چه اهداف و آرمان هایی از ایشان که به جهت سستی ما بر زمین مانده و چه دعوت هایی از ایشان که بی پاسخ مانده است؟!

4- اطاعت
مقدم داشتن خواست حضرت، بر خواست خود از دیگر شاخصه های یاوران امام مهدی(علیه السلام) است. امام صادق(علیه السلام) در این خصوص فرموده اند: «اطاعت آنان از امام، از فرمانبرداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است.» (7)
آنان نیک می دانند که حق، با امام است و امام با حق. آنان به بهانه ی نواندیشی از امام خود سبقت نمی گیرند و گرچه پشت سر ایشان در حرکتند ولی پای از دام ها بر می گیرند، تا از ایشان فاصله نگیرند. آنان نه تنها مطیع اند، بلکه برخلاف بسیاری که بهانه ی فقدان زمینه، امکانات، سختی راه و… را دارند، از خدمت به ایشان و اهدافشان شانه خالی نمی کنند. در اطاعت ایشان، اهل جدیت و تلاشند و برای بر زمین نماندن آرمان های ایشان، خود را به آب و آتش می زنند و از هیچ کوششی فرو گذاری نمی کنند.

5- شجاعت
اگر جهاد و مبارزه جهانی و فراگیر است، پس یاران ایشان هم باید شجاعت و جسارتی در خور و عزم هایی پولادین داشته باشند؛ چرا که بدون آن، قدم ها یارای حرکت نخواهد داشت. اهل بیت (علیهم السلام) شجاعت آنان را این گونه توصیف می کنند. امام علی (علیه السلام) می فرمایند: «همه، شیرانی اند که از بیشه ها خارج شده اند و اگر اراده کنند، کوه ها را از جا بر می کنند.» (8)

6- بردباری
در راه تحقق آرمان های جهانی امام مهدی (علیه السلام) مشکلات و مصائب فراوانی را به جان می خرند ولی از سر اخلاص و تواضع، عمل خود را هیچ می پندارند و به جهت هجوم سختی ها و تحمل مشقت ها، بر خداوند منت نمی گذارند. امام علی (علیه السلام) می فرمایند:
«قوم … لم یمنّوا علی الله بالصّبر و لم یستعظموا بذل أنفسهم فی الحق»؛(9) «یاران مهدی (علیه السلام) کسانی اند که به جهت بردباری شان بر خداوند منت نمی گذارند و از این که نقد جان خوش را در کف اخلاص نهاده اند، احساس بزرگی نمی کنند».
خـلاصه کلام اینکه تدبر در روایات یاد شده معلوم می کند که آنان افرادی معمولی نیستند. بلکه انسان هایی الهی و نیروهایی زبده، لایق و کاردان، اصحاب سرّ امام زمان (علیه السلام) هستند.

پی‌نوشت‌ها:
1) علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 57، ص 229 ؛‌ صافی گلپایگانی، منتخب الأثر، ص 611.
2) علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 308.3 ؛ صافی گلپایگانی، منتخب الأثر، ص 224 ؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 36، ص 386.
4) همان، ج 36، ص 207.
5) کامل سلیمان، یوم الخلاص، ج 1، ص 224.
6) علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 308.
7) همان.
8) کامل سلیمان، یوم الخلاص، ج 1، ص 414.
9) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ج 9.

کلمات کلیدی : 
امام زمان , یاران امام زمان , ویژگیهای یاران امام زمان , ظهور , بینش عمیق , اطاعت , حق ولایت , محبت
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
فایده امام غایب چیست و چگونه حجت خدا بر مردم است؟

پاسخ : 
شرح پرسش :
امامی که غایب است و مردم به آن دسترسی ندارد تا مشکلات خودشان را با او در میان بگذارند چگونه می‌تواند حجت خدا بر مردم باشد؟! فایده وجود چنین امامی در عصر غیبت چیست؟ 

پاسخ :
در ابتدا لازم است به چند نکته اشاره کنیم:

1ـ مفهوم غایب بودن امام به این معنا نیست که وجود ناپیدا و رؤیایی دارد! بلکه آن حضرت مانند سایر انسان‌ها از یک زندگی طبیعی، عینی و خارجی برخوردار است، به طوری که آن حضرت در میان مردم و در دل جامعه رفت و آمد دارد و گفتار مردم را می‌شنود و بر اجتماعات آنها وارد می‌شود و سلام می‌کند. او مردم را می‌بیند، ولی این مردمند که نمی‌توانند جمال مبارک آن حضرت را ببینند. به عبارتی دیگر هرچند امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ظهور ندارند ولی حضور دارند. به یک معنا این مردمند که از امام خویش غایبند. 
چنان که مولای متقیان امام علی علیه السلام در این باره می‌فرماید: «هنگامی که امام غایب از نسل من، از دیده‌ها پنهان شود و مردم با غیبت او از حدود شروع بیرون روند، و توده مردم خیال کنند که حجت خدا از بین رفته و امامت باطل شده است! سوگند به خدای علی در چنین روزی حجت خدا در میان آنهاست، در کوچه و بازار آنها گام برمی‌دارد، و در خانه‌های آنها وارد می‌شود، و در شرق و غرب جهان به سیاحت می‌پردازد و گفتار مردم را می‌شنود، و بر اجتماعات آنها وارد می‌شود، و سلام می‌کند، او مردم را می‌بیند، ولی مردم تا روز معین و وقت معین او را نمی‌بینند، تا جبرئیل میان آسمان و زمین بانگ برآورده و ظهور را اعلام کند.»[1] 
آیا می‌توان سندی گویاتر از امیر المؤمنین علیه السلام پیدا کرد؟ ما با در دست داشتن این گونه اسناد محکم که همه آن را قبول دارند می‌گوییم: امام علیه السلام در میان مردم و با مردم است و بر امورات آنها نظارت دارد. 

2ـ از آنجا که بشر دارای علم محدودی است لذا نمی‌تواند به اسرار خداوند پی ببرد و عجولانه در مورد قضایای الهی قضاوت نماید. چنان‌که می‌فرماید: «... وما اوتیتم من العلم الاّ قلیلا؛ از دانش جز اندکی به شما داده نشده است.»[2] 
این آیه نشان می‌دهد که مجهولات بشر به مراتب بیشتر از معلومات او می‌باشد. بنابراین اگر علم هزارها بلکه میلیون‌ها سال دیگر هم جلو برود هنوز معلومات او در برابر مجهولاتش بسیار مختصر و ناچیز است و تنها خداوند است که به همه چیز علم دارد و علم او ذاتی بوده و بی‌نهایت است. لذا کسی نمی‌تواند نسبت به وجود امری مانند: غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به علت عدم کشف سرّ این امر به آن اعتراض کند و آن را بی فایده و بی‌مصلحت بداند. 

3ـ غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یک امر اتفاقی و بی‌سابقه نیست بلکه غیبت حجت‌های الهی در مقطعی از زمان در سنت الهی یک امر معمولی بوده است چنان‌که گروهی از اولیای الهی (مانند حضرت خضر، موسی، یونس، غُزیر، ابراهیم، صالح، ذوالقرنین و...) از دیدگان پنهان بوده‌اند ولی هرگز از حوادث و اوضاع زمان غفلت نداشتند به جهت ولایت و اختیاراتی که از جانب خدا به آنها داده شده بود پیوسته در اموال و نفوس تصرف می‌کرد و اوضاع را طبق مصالحی رهبری می‌نمودند. اگرچه تصرفات آنها نیز از دیدگان مردم عادی پنهان بود.[3] 

4ـ و در ضمن، این سؤال تازگی نداشته و تنها در عصر ما مطرح نشده است، بلکه از روایات اسلامی برمی آید که حتی پیش از تولد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز این سؤال مطرح بوده و هنگامی که پیامبر اسلام و ائمه پیشین علیهم السلام از مهدی و غیبت طولانی آن حضرت سخن به میان می‌آوردند، با چنین سؤالی روبرو می‌شدند و به آن پاسخ می‌گفتند. به‌عنوان نمونه: 

الف) پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در پاسخ این پرسش که آیا شیعه در زمان غیبت، از وجود قائم فائده‌ای می‌برد؟ فرمود: «بلی، سوگند به پروردگاری که مرا به پیامبری برانگیخت، در زمان غیبتش از او نفع می‌برند و از نور ولایتش بهره می‌گیرند، همان‌گونه که از خورشید به هنگام قرار گرفتن در پشت ابرها استفاده می‌کند.»[4] 

ب) امام صادق علیه السلام فرمود: «از روزی که خداوند حضرت آدم را آفریده تا روز رستاخیز، زمین هیچ گاه خالی از حجت نبوده و نخواهد بود، یا حجت ظاهر و آشکار و یا غایب و پنهان، و اگر حجت خدا نباشد، خدا ستایش نمی‌شود. 
روای پرسید: مردم چگونه از امام غایب و پنهان استفاده می‌کنند؟ 
حضرت فرمود: آن چنان که از خورشید پشت ابر استفاده می‌کنند.»[5] 

ج) خود حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز روی این معنا تکیه کرده است. در توقیعی که آن حضرت در پاسخ به سؤالات «اسحاق بن یعقوب» صادر فرمود و توسط محمد بن عثمان تحویل اسحاق گردید، چنین نوشت: «اما چگونگی استفاده مردم از من همچون استفاده آنهاست از خورشید، هنگامی که در پشت ابرها پنهان می‌شود.»[6] 

با توجه به مقدمه فوق اینک برخی از فواید وجود امام علیه السلام در عصر غیبت را به اختصار مورد بررسی قرار می‌دهیم: 

1ـ امام قلب عالم امکان و واسطه فیض الهی 
طبق احادیث فراوانی که در موضوع امامت وارد شده، و بر اساس دلائلی که دانشمندان ارائه کرده‌اند، در بینش اسلامی امام، جان جهان است و جهان به وجود او وابستگی دارد. امام قلب عالم وجود، هسته مرکزی جهان هستی و «واسطه فیض» بین عالم و آفریدگار عالم است و از این جهت حضور و غیبت او تفاوتی ندارد. و اگر او ـ ولو به صورت ناشناس ـ در جهان نباشد، جهان هستی در هم فرو می‌ریزد. چنان‌که امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر زمین بدون وجود امام بماند، ساکنان خود را در کام خود فرو می‌برد.»[7] 
امام سجاد علیه السلام فرمود: «در پرتو وجود ماست که خداوند آسمان را از فروپاشی ـ جز به اذن او ـ نگه می‌دارد. در پرتو وجود ماست که خداوند زمین را از لرزش و سلب آرامش ساکنانش، نگه می‌دارد، به واسطه ماست که خداوند باران نازل می‌کند و رحمت خود را می‌گستراند و برکات و نعمت‌های زمین را بیرون می‌آورد. و اگر آن کس از ما که در زمین است نبود، زمین اهل خود را فرو می‌برد.»[8] 

2ـ پاسداری از آیین خدا 
امیر مؤمنان علی علیه السلام در یکی از سخنان خود در مورد لزوم وجود رهبران الهی در هر عصر و زمان می‌گوید: «خدایا چنین است، هرگز روی زمین از قیام کننده‌ای با حجت و دلیل، خالی نمی‌ماند، خواه ظاهر و آشکار باشد و خواه بیمناک و پنهان، تا دلائل و اسناد روشن الهی از بین نرود و به فراموشی نگراید...»[9] 
با گذشت زمان و آمیزش سلیقه‌ها و افکار شخصی به مسائل مذهبی و دراز شدن دست مفسده جویان به سوی تعالیم آسمانی، اصالت پاره‌ای از قوانین الهی از دست می‌رود و دین دستخوش تغییرات زیانبخش می‌گردد. 
برای آن‌که اصالت آیین الهی حفظ گردد و جلوی تحریفات و تغییرها و خرافات گرفته شود، باید این رشته به وسیله یک پیشوای معصوم ادامه یابد خواه آشکار و مشهود و خواه پنهان و ناشناس. در هر مؤسسه مهم، «صندوق آسیب ناپذیری» وجود دارد که اسناد مهم آن مؤسسه را در آن نگهداری می‌کنند تا از دستبرد دزدان یا خطر آتش سوزی و امثال این‌ها محفوظ بماند. 
سینه امام و روح بلندش نیز صندوق آسیب‌ناپذیر حفظ اسناد آیین الهی است تا همه اصالت‌های نخستین و ویژگی‌های آسمانی این تعالیم را در خود نگهداری کند.[10] 
«ابن حجر عسقلانی» پس از نقل احادیثی حاکی از نزول حضرت عیسی علیه السلام به زمین هنگامی ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اقتدای او به آن حضرت می نویسد: «این‌که عیسی علیه السلام در آخرالزمان و نزدیک قیامت، به مردی از این امت اقتدا می‌کند و پشت سر او نماز می‌خواند، دلیل بر نظریه صحیح در میان دانشمندان اسلامی است که: زمین هرگز از وجود حجت که با دلائل و براهین آشکار، برای خدا قیام می‌کند، خالی نمی‌ماند.»[11] 

3ـ امید بخشی 
در میدان‌های نبرد، تمام کوشش سربازان زبده و فداکار معطوف این امر است که پرچم سپاه، در برابر حملات دشمن همچنان در اهتزاز باشد، و متقابلاً سربازان دشمن دائماً می‌کوشند پرچم آنها را سرنگون سازند، چرا که برقرار بودن پرچم، مایه دلگرمی سربازان و تلاش و کوشش مستمر آنها است. 
همچنین وجود فرمانده لشکر در مقرّ فرماندهی ـ هرچند ظاهراً خاموش و ساکت باشد ـ خونگرمی و پر حرارتی در عروق سربازان به گردش درمی‌آورد و آنها را به تلاش بیشتر وا می‌دارد که فرمانده ما زنده است و پرچم‌مان در اهتزاز! 
اما هرگاه خبر قتل فرمانده در میان سپاه پخش شود، یک لشکر عظیم با کارآیی فوق العاده، یک مرتبه روحیه خود را می‌بازد و متلاشی می‌گردد. 
رئیس یک جمعیت یا یک لشکر، مادام که زنده است. هر چند مثلاً در سفر یا فرضاً در بستر بیماری باشد، مایه حیات و حرکت و نظم و آرامش آنهاست، ولی شنیدن خبر از دست رفتن او گرد و غبار یأس و ناامیدی را بر سر همه می‌پاشد. 
جمعیت شیعه طبق عقیده‌ای که به وجود امام زنده دارد، هر چند او را در میان خود نمی‌بیند، اما خود را تنها نمی‌داند، و اثر روانی این عقیده در روشن نگهداشتن چراغ امید در دل‌ها و وادار ساختن افراد به خودسازی و آمادگی برای آن قیام بزرگ جهانی، کاملاً قابل درک است.[12] 
پرفسور «هانری کربن» استاد فلسفه در دانشگاه سوربن فرانسه و مستشرق نامدار فرانسوی می‌گوید: «به عقیده من مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهی را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته است و به طور مستمر و پیوسته، ولایت را زنده و پا برجا می‌دارد. مذهب یهود، نبوت را که رابطه‌ای است واقعی میان خدا و عالم انسانی، در حضرت کلیم ختم کرده و پس از آن به نبوت حضرت مسیح و حضرت محمد صلی الله علیه و آله اذعان ننموده و رابطه مزبور را قطع می‌کند. همچنین مسیحیان در حضرت مسیح متوقف شده‌اند. اهل سنت از مسلمانان نیز در حضرت محمد توقف کرده و با ختم نبوت در ایشان، دیگر رابطه‌ای میان خالق و مخلوق، موجود نمی‌دانند. تنها مذهب تشیع است که «نبوت» را با حضرت محمد صلی الله علیه و آله ختم شده می‌داند، ولی «ولایت» را که همان رابطه هدایت و تکمیل می‌باشد، بعد از آن حضرت و برای همیشه زنده می‌داند.»[13] 

پی‌نوشت‌ها:
[1]. «حتی اذا غاب المتغیّب من ولدی عن عیون الناس، و باح النّاس بفقده و اجمعوا علی انّ حتّی الحجّه ذاهبه و الامامه باطله... فوربّ علیٍّ انّ حجتها علیها قائمه، ماشیه فی طرقاتها، داخله فی دورها و قصورها، جوّاله فی شرق الأرض و غربها، تسمع الکلام و تسلّم علی الجماعه تری ولا تری الی الوقت والوعد و نداء المنادی من السّماء» یوم الخلاص، ط4، ص139. 
[2]. اسراء/85. 
[3]. جریان غیبت اولیای الهی در گذشته مکرر واقع شده است که در قران نیز به ان اشاره شده است. 
[4]. عن جابر الأنصاری أنّه سأل النبی (ص) هل ینتفع الشیعه بالقائم (عج) فی غیبته؟ فقال (ص): إی والّذی بعثنی بالنبوّه إنهم لیفتنعون له و یستفیدون بنور ولایته فی غیبته کانتفاع الناس بالشمس و إنّ جلّلها بالسّحاب ـ مجلسی، بحارالانوار، (تهران، المکتبه الاسلامیه، 1393 هـ ق) ج52، ص92. 
[5]. مجلسی، همان، ص92، ح6. 
[6]. طوسی، الغیبه، ص177 ـ مجلسی، همان کتاب، ص92 ـ إربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه (تبریز، مکتبه بنی هاشمی، 1381 هـ ق) ج3، ص322. 
[7]. لو بقیت الأرض بغیر إمام ساعه لساخت صدوق، کمال الدین (قم، مؤسسه النشر الإسلامی (التابعه) لجماعه المدرسین بقم المشرفه، 1405 هـ ق) ج201ـ210، باب 21. 
[8]. لو بقیت الأرض بغیر إمام ساعه لساخت صدوق، کمال الدین (قم، مؤسسه النشر الإسلامی (التابعه) لجماعه المدرسین بقم المشرفه، 1405 هـ ق) ج201ـ210، باب 21. 
[9]. «اللهم بلی لا تخلوا الأرض من قائم لله بحجه إما ظاهراً مشهوراً مغموراً لئلاّ تبطل حجج الله و بیّناته» - شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید (قاهره، دار احیاء الکتب العربیه، 1960 م)، ج18، ص147. 
[10]. آیت الله ناصر مکارم شیرازی، مهدی انقلابی دیگر (چاپ دوم، قم، مطبوعایت هدف) ص258ـ259. 
[11]. و فی صلاه عیسی خلف رجل من هذه الأمه مع کونه فی آخر الزمان و قرب قیامه الساعه، دلاله للصحیح من الاقوال أن الأرض لا تخلو عن قائم لله بحجته. احمد بن علی بن حجر العسقلانی فتح الباری، شرح صحیح البخاری (بیروت، دارالمعرفه) ج6، ص494. 
[12]. آیت الله مکارم شیرازی، صص 255ـ256. 
[13]. سـالنامه 2 مکتب تشیع، مصاحبات استاد علامه طباطبایی با پروفسور هانری کربن دربارهی شیعه (1339 هـ ش) ص20. به نقل از سیره پیشوایان، تألیف مهدی پیشوایی.

کلمات کلیدی : 
امام غایب , فایده امام غایب , حجت خدا , غیبت امام زمان , واسطه فیض , قلب عالم امکان , امید بخشی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا امام زمان علیه السلام سالها قبل از ظهور متولد شدند؟ فایده وجودشان چیست؟

پاسخ : 
اعتقاد به وجود امامی که الآن زنده است و در بسیاری از مناطق حضور دارد، باعث قوت قلب و اعتماد و تقویت روحیه ی پیروان عقیده مند می شود.
اگر ما هزاران سال انتظار بکشیم تا شخصی بعداً ظاهر شود، مسلّماً خود را در زندگی بدون پشتوانه می بینیم. امّا امروز که معتقدیم آن حضرت وجود دارد و از حال ما آگاه است، می توانیم در مشکلات به ایشان اعتماد کنیم و این وسیله ی « امید» می شود.
بنابراین، امام باید در هر زمان باشد تا مایه ی اعتماد، قوّت قلب و امید پیروان شود، تا آن ها بتوانند در مشکلات از وجود مقّدس او کمک گرفته و در مسئولیّت ها هم احساس مسئولیّت کنند. ما معتقدیم که نامه ی اعمال ما، در هفته دو مرتبه به حضور امام زمان علیه السلام می رسد. این که احساس کنیم که اعمال ما را ایشان ملاحضه می کند، همین باعث ایجاد احساس یک مسئولیت قوی در ما می گردد. 1
به عبارت دیگر، ایمان به وجود امامی که زنده، حاضر و ناظر است، سبب تربیت هر چه بیشتر عقیده مندان می شود؛ یعنی یک عامل تعلیم و تربیت و امید و حرکت است.

پی نوشت:
1. حضرت امام خمینی رحمت الله علیه می فرمایند: به حسب روایت هفته ای دو دفعه نامه ی اعمال ما پیش امام زمان علیه السلام می رود، می ترسم ما که ادعا داریم که تابع این بزرگوارهستیم، شیعه ی این بزرگوارهستیم، نامه ی اعمال ما را که ببیند، نعوذبالله شرمنده بشود. نکند خدای نخواسته از من و شما و سایر دوستان امام زمان علیه السلام یک وقت چیزی صادر بشود که موجب افسردگی امام زمان علیه السلام باشد. از خودتان مراقبت کنید. از خودتان پاسداری کنید.(صحیفه نور، ج 7، ص 267)

کلمات کلیدی : 
فایده امام غایب , انتظار , امید , اعتماد , قوّت قلب , احساس مسئولیّت , نامه اعمال
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا هدایت جامعه بر عهده امام غایب است؟

پاسخ : 
شرح پرسش :
فلسفه غیبت حضرت مهدی علیه السلام چیست؟ چرا خداوند هدایت جامعه را بر عهده امامی غایب گذاشته است؟

پاسخ:
غیبت حضرت مهدی علیه السلام از اموری است که بشر از شناخت آن ناتوان و رازی از رازهای الهی است که حکمت و کشف آن بر بندگان پوشیده است. چون دانش انسان محدود است، نمی تواند به اسرار خداوند پی ببرد، چنان که خداوند در قرآن می فرماید: «... وَ ما اُوتیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّ قَلیلاً... ؛ از دانش، جز اندکی به شما داده نشده است». (اسراء: 85)
با توجه به این آیه، امور مجهول برای بشر به مراتب بیشتر از دانسته های اوست. بنابراین، اگر دانش، هزارها، بلکه میلیون ها سال دیگر نیز پیشرفت کند، هنوز دانسته های انسان در برابر مجهولاتش بسیار اندک و ناچیز است و تنها خداوند است که به همه چیز علم دارد و دانش او ذاتی و بی نهایت است. ازاین رو، کسی نمی تواند وجود امری ـ مانند غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ را به علت کشف نکردن راز آن، بی فایده و بی مصلحت بداند.
جز خدا و معصومین علیهم السلام، کسی به فلسفه غیبت آگاهی کافی و کامل ندارد و تنها پس از ظهور آن حضرت این مطلب روشن خواهد شد. ازاین رو، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به جابر بن عبداللّه انصاری می فرماید:
یا جابر! إِنَّ هذا الأمرَ مِنْ أَمْرِ اللّه وَ سِرٌّ مِنْ سِرِّ اللّهِ، مَطوِیٌّ عَنْ عِبادِهِ فَإِیَّاکَ وَ الشَّکَ فِی أمرِ اللّهِ فَهُوَ کُفْرٌ.1
ای جابر! [غیبت امام زمان]، سرّی از اسرار الهی است که بر بندگان پوشیده است. مبادا در امر خدا شک کنی؛ زیرا تردید در امر خدا، کفر است.
عبداللّه بن فضل هاشمی نیز روایت کرده است:
از امام صادق علیه السلام شنیدم که فرمود: «همانا برای «صاحب الامر» غیبتی حتمی است، به گونه ای که اهل باطل در آن تردید می کنند.» عرض کردم: یابن رسول الله! چرا غیبت می کند؟ حضرت فرمود: «به دلیلی که به ما اجازه نداده اند، آشکار سازیم.» عرض کردم: چه حکمتی در غیبت اوست؟ امام صادق علیه السلام فرمود: «همان حکمتی که در غیبت حجت های پیش از او بوده است. حکمت غیبت قائم پس از آمدن او ظاهر می شود، چنان که حکمت سوراخ کردن کشتی به دست خضر و کشتن آن بچه و تعمیر دیوار برای حضرت موسی علیه السلامروشن نشد، مگر هنگامی که خواستند از هم جدا شوند».2
هرچند نمی توان به همه اسرار غیبت آن حضرت پی برد، ولی کوشیده ایم در این نوشتار با استفاده از روایت های معصومین علیهم السلام، به برخی از این دلایل و حکمت ها اشاره کنیم.

1. آزمایش مردم
از سنت های ثابت الهی، آزمایش بندگان و گزینش صالحان و پاکان است. در حقیقت، صحنه زندگی، صحنه آزمایش است تا بندگان از این راه، در پرتو ایمان، استقامت و تسلیم خویش در پیروی از اوامر خداوند تربیت یابند و به کمال برسند و استعدادهای نهفته آنان شکوفا شود. ازاین رو، برخی از روایت ها، آزمایش مردم را به عنوان فلسفه غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بیان کرده اند، چنان که رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:
او (امام زمان علیه السلام) کسی است که از [نظر] یاران و شیعیانش غایب می شود که در آن غیبت، جز آن که خداوند قلبش را به ایمان آزموده باشد، در باور به امامت حضرت ثابت قدم نمی ماند.3
امام موسی بن جعفر علیه السلامنیز در این باره فرمود:
إذا فَقَدَ خامِسَ مِنْ وُلدِی فَاللّهَ اللّهَ فی أَدْیانِکُمْ لا یُّزیلُکُمْ أَحَدٌ عَنْها، یا بُنیّ إِنَّهُ لا بُدَّ لِصاحِبِ هَذا الْأَمْرِ مِنْ غَیْبَةٍ حَتّی یَرْجِعَ عَنْ هَذا الْأَمْرِ مِنْ کَانَ یَقُولُ بِهِ، إِنَّما هِی مِحْنَةٌ مِنْ اللّهِ عَزَّ وَ جَلِّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَه... .4
هنگامی که پنجمین فرزندم غایب شد، مراقب دین خود باشید. مبادا کسی شما را از دین خارج کند. او ناگزیر غیبتی خواهد داشت، به گونه ای که گروهی از مؤمنان از عقیده خویش بازمی گردند. خداوند به وسیله غیبت، بندگان خویش را آزمایش می کند... .
شیخ طوسی نیز در این باره می نویسد:
از سخنان پیشوایان اسلام برمی آید که آزمایش به وسیله غیبت حضرت مهدی علیه السلام، از سخت ترین آزمایش های الهی است.5

2. آزادی از بیعت طاغوت های زمان
در برخی از روایت های اسلامی آمده است دلیل و حکمت غیبت امام مهدی علیه السلام این است که آن حضرت با غیبت، از اسارت بیعت با طاغوت های زمان آزاد می شود و با هیچ حاکمی تعهد و بیعت ندارد تا بتواند در زمان قیام خود آزادانه تلاش کند. در حقیقت، دیگر امامان از روی تقیه، حکومت ها را به رسمیت می شناختند و به ناچار با آنان بیعت می کردند، ولی امام مهدی علیه السلام مأمور به تقیه نیست. ازاین رو، با حکومت ها و طاغوت های زمان بیعت نمی کند و اگر غیبت آن حضرت نباشد، این امر شدنی نیست.
امام حسن مجتبی علیه السلام در این باره فرمود:
ما مِنَّا أَحَدٌ إلاَّ وَ یَقَعُ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمانِهِ إِلاَّ الْقائِمُ الَذِّی یُصَلِّی رَوْحُ اللّهِ عیسی بْنُ مَرْیَمَ خَلْفَهُ، فَإنَّ اللّهَ ـ عَزَّ وَ جَلَّ ـ یُخْفِیْ وِلادَتَهُ وَ یُغَیِّبُ شَخْصَهُ لِئَلاّ یَکُونَ لِأَحَدٍ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ إِذَا خَرَجَ ذاکَ التَّاسِعُ مِن وُلْدِ أَخِی الحُسینِ... .
هر کدام از ما [اهل بیت علیهم السلام] در زمان خود، بیعت با حاکمان و طاغوت های زمان را از روی تقیه پذیرفته ایم، مگر امام مهدی علیه السلام که عیسی بن مریم علیه السلام به امامت آن حضرت نماز می گزارد. خداوند ولادت او را پنهان نگه داشت و برای او غیبتی در نظر گرفت تا [زمانی که قیام می کند،] بیعت حاکمی بر گردنش نباشد.6

3. آمادگی جهان
ظهور حضرت مهدی علیه السلام به عنوان «خاتم الاوصیا» و منجی بشر و کسی که دین اسلام را بر تمامی دین ها پیروز گرداند، بی شک، به زمینه و آمادگی جهانی نیازمند است؛ زیرا روش و سیره آن حضرت، بر رعایت امور ظاهری و حکم به ظاهر مبتنی نیست، بلکه بر رعایت و حکم به حقایق، ترک تقیه، مسامحه نکردن در امور دینی، احقاق حقوق، برقراری عدالت حقیقی و اجرای تمام احکام اسلامی مبتنی است.
به یقین، اجرای این برنامه و انقلاب بزرگ و همه جانبه، به پیشرفت و رشد بشر در زمینه دانش، معارف، اندیشه و اخلاق و نیز آمادگی جامعه برای پذیرش این نهضت و شایستگی زمام داری آن رهبر الهی نیازمند است. بر همین اساس، جهان باید برای تحقق این هدف والا، زمینه این پذیرش را داشته باشد. پس آمادگی نداشتن جهان را می توان از فلسفه ها و حکمت های غیبت امام مهدی علیه السلام بر شمرد.7
به طور کلی، از این سه دلیل که بگذریم، غایب بودن امام به این معنا نیست که وجود ناپیدا و رؤیایی دارد، بلکه آن حضرت مانند دیگر انسان ها از یک زندگی طبیعی، عینی و خارجی برخوردار است. آن حضرت در میان مردم و در دل جامعه رفت و آمد می کند، سخنان آنان را می شنود، به اجتماع و مجالس آنها وارد می شود و سلام می کند. آن حضرت مردم را می بیند، ولی مردم نمی توانند جمال مبارک ایشان را ببینند. به عبارت دیگر، هرچند امام مهدی علیه السلام ظهور ندارد، ولی حضور دارد و در حقیقت، این مردمند که از امام خویش غایبند.
مولای متقیان، علی علیه السلام در این باره می فرماید:
هنگامی که امام غایب از نسل من، از دیده ها پنهان شود و مردم با غیبت او از حدود شرع بیرون روند و توده مردم گمان کنند حجت خدا از بین رفته و امامت باطل شده است، سوگند به خدای علی، در چنین روزی حجت خدا در میان آنهاست. در کوچه و بازار آنها گام برمی دارد و به خانه های آنها وارد می شود و در شرق و غرب جهان به سیاحت می پردازد و گفتار مردم را می شنود و به مجالس آنان وارد می شود و سلام می کند. او مردمان را می بیند، ولی مردم تا روز معیّن و وقت مقرر وی را نمی بینند تا منادی از آسمان ندا سر دهد.8
پس با توجه به این گونه اسناد محکم، می توان گفت امام زمان علیه السلام در میان مردم و با مردم است و بر همه امور آنها نظارت دارد.
بنا بر روایت های موجود از معصومین علیهم السلام، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یارانی دارد که همراه حضرت هستند و به ایشان در امور گوناگون کمک می کنند. اینان مؤمنان خالص و بزرگواری هستند که با وفاتشان، در هر دوره تغییر می کنند. بیشتر اوقات، این یاران به کمک افرادی می شتابند که به حضرت متوسل می شوند و چون مردم آگاهی ندارند، گمان می کنند شخص حضرت را زیارت کرده اند. بنابراین، ویژگی های حضرت را به گونه های گوناگون بیان می کنند، درحالی که آن حضرت یک شکل و شمایل دارد. حضرت حجت علیه السلام نیز مانند دیگر امامان معصوم علیهم السلام قدرت و توان بسیاری دارد و می تواند از هر راهی به افراد کمک کند. ممکن است آن حضرت برای فرد در راه مانده ای کمک بفرستد و وی را به مقصد برساند یا بدن فردی را که بچه دار نمی شود، آماده باروری سازد و مشکلات او را رفع و بیماری درمان ناپذیری را درمان کند.
این نوع کمک ها در اصطلاح امروز، به امدادهای غیبی معروف است. در حقیقت، این امور برای امامان معصوم علیهم السلام اموری بسیار پیش پا افتاده است. حتی تربیت یافتگان مکتب اهل بیت علیهم السلام، کارهای بزرگ تری انجام می دهند، چه رسد به وجود مقدس امام معصوم علیه السلام که حاکم بر کل هستی است.9
در پایان می توان گفت غیبت حضرت مهدی علیه السلام امری اتفاقی و بی سابقه نیست، بلکه غیبت حجت های الهی در مقطعی از زمان، در سنت الهی، امری معمول بوده است، چنان که برخی اولیای الهی (مانند حضرت خضر، موسی، یونس، عُزیر، ابراهیم و صالح ذوالقرنین علیهم السلام)10 از دیدگان پنهان بودند، ولی هرگز از حوادث و اوضاع زمان غافل نبودند و با ولایت و اختیاراتی که خداوند به آنها داده بود، پیوسته در اموال و نفوس، تصرف و اوضاع را بنا بر مصالحی رهبری می کردند. حتی برخی از آنان به صورت پنهانی و با پوششی ویژه به سازندگی افراد می پرداختند و با اینکه نبی و ولیّ بودند، همچنان منتظر فرمان حق برای ادای وظیفه بودند.

پی نوشتها:
1. بحارالانوار، ج 51، ص 73، ح 18.
2. شیخ ابوجعفر صدوق. کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 482.
3. معجم احادیث الامام المهدى عج، ج 3، ص 421؛ بحارالانوار، ج 52، ص 101.
4. شیخ محمد بن حسن طوسى. الغیبة، ص 204؛ نعمانى، الغیبة، تهران، مکتبة الصدق، ص 154؛ بحارالانوار، ج 51، ص 150، باب 7، ح 1.
5. الغیبة، صص 203، 207.
6. بحارالانوار، ج 51، ص 132.
7. نک: لطف الله صافى، امامت و مهدویت، ج 3، صص 143 ـ 150.
8. محمد بن ابراهیم نعمانى، الغیبة، مکتبة الصدوق، تهران، 1397 هـ . ق، ص 142.
9. اصول کافى، ج 2، کتاب الحجة، باب مولد الصاحب علیه السلام.
10. نک: ذبیح اللّه محسنى کبیر، مهدى علیه السلام؛ آخرین سفیر، تهران، دانشوران، 1376. 
www.irc.ir

کلمات کلیدی : 
آزمایش مردم , غیبت حضرت مهدی , امام غایب , هدایت جامعه , فلسفه غیبت , غیبت امام زمان , صاحب الامر
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
وجود حضرت مهدی علیه السلام چه سودی برای جهان هستی دارد؟

پاسخ : 
این پرسش را بر اساس بیانات آیت الله جوادی آملی مدظله العالی پاسخ می‌دهیم.
برای پاسخ به این پرسش ذکر چند مطلب ضرورت دارد:
1. انسان، طبق فرموده ی قرآن کریم به سوی خدای سبحان در حرکت است و پایان سفرش ملاقات با خداست: «یا أیها الإنسان إنّک کادحٌ إلی ربّک کدحاً فملاقیه؛1 ای انسان حقّاً که تو به سوی پروردگار خود به سختی در تلاشی و او را ملاقات خواهی کرد.» 
بشر برای رسیدن به این هدف، به دو محور اصلی مُلکی (ظاهری) و ملکوتی (باطنی) نیاز دارد. انسان در محور مُلکی و ظاهری به رهبری نیازمند است که همان موضوع امامت، یعنی اداره ی جامعه و کشورداری و رهبری نظام است. محور دوم که بسیار مهم‌تر از اوّلی است و تکیه‌گاه آن به شمار می‌رود، رهبری باطنی و ملکوتی است. این سیر، سیری عمودی و طولی است که صیرورت‌ نیز خوانده می‌شود؛ یعنی انسان در درون خود سفری با مراتب و منازل متعدّد دارد و برای پیمودن این منازل، نیازمند رهبری انکارناپذیر است. سیر یعنی حرکتی (ظاهری) که در همه اجرام زمینی و آسمانی وجود دارد؛ امّا صیرورت؛ یعنی تحوّل و شدن و از نوعی به نوعی دیگر و از منزلتی به منزلت دیگر؛ یعنی تکامل یافتن. 
یک خودرو که شتابان در بزرگراه پیش می‌رود و میوه‌ای که مرحله‌های گوناگون را پشت ‌سر می‌گذارد، هر دو حرکت دارند، امّا اوّلی به نحو سیر است و دومی به نحو صیرورت؛ یعنی میوه از خاک حرکت کرده، به مرحله شکوفه رسیده و پس از آن به میوه خام و پخته تبدیل شده است. این شدن را که حرکتی درونی است، صیرورت می‌نامند. انسان‌ها نیز بدون استثنا، در تحوّل درونی و صیرورتی به سر می‌برند که نهایت آن لقای حق، تبارک و تعالی است.

2. وقتی معلوم شد انسان در صیرورت است و به سوی خدا حرکت می‌کند، ناگزیر باید حرکت دهنده‌ای داشته باشد؛ زیرا در هر حرکتی وجود متحرّک، محرّک، مسیر، ابتدا و انتها (هدف) ضرورت دارد و مهم‌تر از همه، وجود رهبری است که متحرّک را به هدف نهایی هدایت کند.

3. افزون بر امور عادّی و مادّی انسان (زندگی روزمره) تمام اعمال عبادی و باطنی انسان نیز به رهبر نیاز دارد؛ یعنی همان‌گونه که تأمین معاش و امور ظاهری و زندگی اجتماعی انسان، نیازمند رهبر است، تمام عبادت‌ها و اعمال باطنی وی نیز که با صیرورت و تحوّل درونی همراه است، به محرّک و رهبری نیاز دارد تا آنها را هدایت و به سرمنزل مقصود (قرب الی الله) برساند.

4. امامان معصوم علیهم السلام علاوه بر رهبری ظاهری و اداره ملکی جامعه، رهبری ملکوتی جامعه بشری را نیز بر عهده داشتند. همان‌ گونه که گذشت، سیر باطنی انسان (صیرورت او) از نظر اهمّیت ‌با سیر ظاهری، مُلکی و دنیایی قابل مقایسه نیست. 

5. گرچه بیگانگان، رهبری ظاهری را از ائمه ی اطهار علیهم السلام گرفتند و آنان را خانه نشین کردند، امّا رهبری ملکوتی انسان‌ها و جوامع بشری حقیقتی است که از وجود مقدّس آنان جدا نمی‌شود.

6. نماز، روزه، زکات، حج و دیگر عبادات، هر کدام نوعی صعود و تقرّب به سوی خدای سبحان دارند. «إلیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه؛2 هر کس سربلندی می‌خواهد؛ سربلندی یک سره از آن خداست‌ سخنان پاکیزه به سوی او بالا می‌رود و کار شایسته به آن رفعت می‌بخشد و کسانی که با حیله و مکر کارهای بد می‌کنند، عذابی سخت‌ خواهند داشت و نیرنگشان خود تباه می‌گردد.» این صعود، حرکتی به نحو صیرورت است و مسلّماً به محرّک و رهبر نیاز دارد؛ یعنی باید انسان کاملی باشد که عمل صالحش اعمال بندگان را بالا ببرد و رهبری کند تا به درگاه قبول حضرت حق برسد. 
این انسان کامل همان امام معصوم است که نمازش نماز هر فرد متّقی را امامت می‌کند و حج و زکات و تمام اعمالش، اعمال بندگان صالح را تا وصول به بارگاه حضرت حق، رهنمون می‌شود. بر این اساس، هر که اوّل وقت نماز به پا دارد، به امام زمان خویش اقتدا کرده است. چون امام زمان علیه السلام هماره اوّل وقت نماز می‌گزارد و هر کس در هر اقلیمی که باشد، اگر اوّل وقت نماز بخواند، در این عمل با فضیلت‌ به امام خود اقتدا کرده است، یعنی نماز او به کاروان نمازهایی پیوسته که با امامت نماز ولی خدا، به سوی خدا در حال صعود است. 

7. از آنچه بیان شد، در می‌یابیم که وجود مقدّس حضرت مهدی علیه السلام رهبری ملکوتی تمام انسان‌ها و هر آنچه را که دارای صیرورت و تحوّل است، به عهده دارد. او به اذن خدا، مدبّر امور است و خلقت و هدایت و تدبیر و درمان و حیات و مرگ به واسطه ی او تحقّق می‌یابد. به همین سبب امامان معصوم علیه السلام را واسطه‌های فیض حق و مجاری روزی خلایق می‌دانیم.3
وجود آنها همچون دو دستی است که با یکی ارزاق و مقدّرات خلایق از درگاه ربوبی دریافت و در عالم هستی توزیع می‌شود و با دیگری اعمال صالح بندگان تاعرش الهی رهبری و هدایت می‌گردد. اگر ولی الله الاعظم علیه السلام عملی را امضا کند، قطعا مورد قبول خداوند متعال است وگرنه هیچ یک از اعمال انسان پذیرفته نمی‌شود. بدین سبب، در زیارت جامعه کبیره می‌خوانیم: «بکم فتح الله و بکم یختم، و بکم ینزّل الغیث، و بکم یمسک السماء أن تقع علی الأرض إلّا بإذنه، و بکم ینفّس الهمّ، و یکشف الضرّ؛4 خدا به وسیله ی شما آغاز کرد و به شما ختم می‌کند و به خاطر شما باران را فرو می‌فرستد و به وسیله ی شما آسمان را از این که جز به اجازه او بر زمین افتد، نگه داشته است و به خاطر شما اندوه را بیرون برد و سختی را برطرف کند.» 
«إن ذُکر الخیر کنتم أوّله، و أصله و فرعه، و معدنه و مأویه ومنتهاه؛5 هر گاه خیر و خوبی‌ها یاد شود، شما اوّل و اصل و فرع‌ها و معدن و جایگاه و سر حدّ نهایی‌اش هستید.» 
و شاید راز بعضی از روایت‌ها و دعاهای امامان معصوم علیهم السلام در همین امر نهفته است: «اگر زمین بدون امام باشد، نظمش از هم بپاشد و در هم فرو ریزد.»6؛ 
«کجاست آن وسیله‌ای که فیوضات آسمان را به اهل زمین می‌رساند.»؛7 
«به ماندن او است که دنیا باقی مانده است و به خیر و برکت او تمام مخلوقات روزی داده می‌شوند.»8 
و شاید سرّ خواندن دعای فرج در شب قدر نیز همین امر باشد.

پی‌نوشت‌ها:
1. سوره انشقاق (84)، آیه 6. 
2. سوره فاطر (35)، آیه 10. 
3. جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج 14، صص 120-97، با تلخیص. 
4. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره. 
5. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره. 
6. کلینی، اصول کافی، ج1، ص 179. 
7. مفاتیح‌الجنان، دعای ندبه. 
8. مفاتیح‌الجنان، دعای عدیله.

منبع: www.mouood.org

کلمات کلیدی : 
امامت , صیرورت , رهبری , جامعه بشری , حضرت مهدی , واسطه‌ فیض , ولی الله الاعظم , زیارت جامعه کبیره , دعای فرج
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چه آثارى بر انتظار منجى مترتب است؟

پاسخ : 
ضرورت و اهمیت انتظار را مى توان از زوایاى مختلف مورد بررسى قرار داد:

1- انتظار، دوره آماده سازى و زمینه سازى براى یک نهضت به شمار مى آید و هر انقلاب و حرکتى که این دوره را پشت سر نگذاشته باشد ناقص و بى ثمر است.

2- در اهمیت انتظار همین بس که دشمنان آن را مانع تسلط خود بر مسلمانان بر شمرده اند. میشل فوکر ، کلر بریر در بحث مبارزه با تفکر مهدى باورى ابتدا قیام امام حسین علیه السلام و بعد انتظار امام زمان علیه السلام را دو عامل پایدارى شیعه معرفى مى کنند. در کنفرانس تل آویو نیز افرادى مثل برنارد لوییس ، مایکل ام جى ، جنشر ، برونبرگ و مارتین کرامر بر این نکته تکیه فراوان داشتند. آنان در توصیف شیعه گفته اند:((شیعیان به نام امام حسین قیام مى کنند و به اسم امام زمان قیامشان را حفظ مى نمایند)).(1) 
ماربین ، محقق آلمانى مى گوید:((از جمله مسائل اجتماعى بسیار مهمى که موجب امیدوارى و رستگارى شیعه مى باشد ، اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور است)).(2)
پتروشفسکى ، تاریخدان و ایران شناس علوم شوروى سابق در این زمینه مى نویسد:((چشم به راه مهدى بودن در عقاید عمومى مردمى که نهضت هاى قرن سیزدهم را در ایران برپا داشتند مقام بلندى را داشته است)).(3)

3- دوران انتظار ، دوران هجوم فتنه ها و مشکلات و گرفتارى ها است و آنچه مى تواند آرامش قلبى و قدرت روحى به شیعه منتظر بدهد یاد منجى حى و حاضر است.

4- پیراستن از خصایص ناپسند و آراستن خود به اخلاق نیکو از فواید دیگر انتظار است . امام صادق علیه السلام فرمود:من سر ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق(4) ؛((... هر کس دوست دارد که از یاران حضرت قائم علیه السلام گردد باید که منتظر باشد و در عین حال به پرهیزکارى و اخلاق نیکو مشغول گردد.))

5- از نتایج انتظار تلاش فکرى مومن منتظر و بصیرت و آگاهى اوست . فتنه ها علاوه بر آنکه غفلت مى آورد ، شبهه و تردید و تزلزل را نیز در افکار جامعه ایجاد مى کند و آن منتظر واقعى است که چون به هوشیارى فکرى رسیده بیدار است و به شبهات پاسخ مى گوید.
امام صادق علیه السلام فرمود:طوبى لمن تمسک بامرنا فى غیبة قائمنا فلم یزغ قلبه بعد الهدایة ...(5) ؛((خوشا به حال کسى که در زمان غیبت قائم ما به فرمان ما تمسک جوید که در نتیجه قلب او هرگز به طرف باطل متمایل نخواهد شد.))

6- انتظار از آنجا که انسان را به عمل وا مى دارد و در جامعه اى که حالت انتظار منجى الهى حاکم است ، تحرک و پویایى حکم فرماست و بشر را به زمینه سازى و اصلاح فردى و اجتماعى وا مى دارد ، عاملى ارزشمند براى حفظ و بقاى شریعت است .

7- انتظار از آن جهت که محرک عمل است زمینه ساز ظهور منجى عالم بشریت خواهد بود.

پی نوشتها:
1- مجله بازتاب اندیشه، خرداد هشتاد، ص 193.
2- سیاست اسلام، اثر ماربین، ص 49 و 50.
3- نهضت سربداران خراسان، اثر پتروشفسکى.
4- بحارالانوار، ج 52، ص 140، ح 50.
5- بحارالانوار، ج 52، ص 123، ح 6.

منبع: موعود شناسی وپاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران

کلمات کلیدی : 
انتظار منجى , آثار انتظار , ضرورت انتظار , اهمیت انتظار , دوران انتظار
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چه انتظار فرجى صحیح و چه انتظار فرجى غلط است؟

پاسخ : 
انتظار فرج، دو گونه است: 
1. انتظارى که سازنده، نگهدارنده، تعهدآور، نیرو آفرین و تحرک بخش است، به گونه اى که مى تواند نوعى عبادت و حق پرستى شمرده شود. 
2. انتظارى که گناه، ویرانگر، اسارت بخش، فلج کننده است. انتظار این چنینى، همان دست بر روى دست گذاشتن، کار نکردن، قبول ظلم و تعدى است. 
این دو نوع انتظار، معلول دو نوع برداشت از ظهور مهدى موعود(علیه السلام) است. این دو نوع برداشت، به نوبه ى خود، از دو نوع بینش درباره ى تحوّلات و انقلاب هاى تاریخى ناشى مى شود. 

انتظار ویران گر 
برداشت عدّه اى از مردم از مهدویت و انقلاب مهدى موعود (علیه السلام) این است که این انقلاب، صرفاً، ماهیّت انفجارى دارد و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم و تبعیض و اختناق و تباهى، ناشى مى شود. به بیان دیگر، نوعى سامان یافتن است که معلول پریشان شدن است. آن گاه که صلاح (خیر و نیکى) از بین برود و حق و حقیقت، هیچ طرفدارى نداشته باشد، باطل، یکه تاز میدان گردد و جز باطل، نیرویى حکومت نکند و فرد صالحى در جهان یافت نشود، این انفجار رخ مى دهد و دست غیب براى نجات حقیقت، از آستین بیرون مى آید. 
طبق این تعریف، هر اصلاحى قبل از قیام حضرت مهدى (علیه السلام) محکوم است؛ زیرا، هر اصلاحى، یک نقطه ى روشن است و تا وقتى که در صحنه ى اجتماع نقطه ى روشنى هست، دست غیب ظاهر نمى شود، بلکه برعکس، هر گونه گناه، فساد، ظلم، تبعیض، حق کشى و پلیدى، به حکم این که مقدمه ى صلاح کلى است و انفجار را قریب الوقوع مى کند، روا است؛ زیرا، هدف، وسیله را توجیه مى کند، هر چند وسیله اى نامشروع باشد. پس بهترین کمک به تسریع ظهور و بهترین شکل انتظار، ترویج و اشاعه ى فحشا و فساد است! این جا است که گناه هم لذّت و کام جویى است و هم کمک به انقلاب مقدّس! این جا است که این شعر معنا پیدا مى کند که: 
در دل دوست، به هر حیله رهى باید کرد *** طاعت از دست نیاید، گنهى باید کرد 

انتظار سازنده 
آیات قرآن، در جهت عکس برداشت بالاست؛ زیرا از آیات استفاده مى شود که ظهور مهدى (علیه السلام) حلقه اى است از حلقه هاى مبارزه ى اهل حق با اهل باطل که به پیروزى نهایى اهل حق منتهى مى شود؛ چنان که خداوند مى فرماید: 
(... فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغالِبُونَ)؛[1] حزب و جمعیّت خداوند، پیروز است. 
و درباره ى شکست و نابودى حزب شیطان مى فرماید: 
(... أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ)؛[2] بدانید حزب شیطان زیانکاران اند. 
سهیم بودن یک فرد در پیروزى حزب خداوند، موقوف به این است که آن فرد، عملا، در گروه حق و حزب خداوند باشد. خداوند مى فرماید: (... فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللّهُ جَمِیعاً...)؛[3] در نیکى ها و اعمال خیر، بر یکدیگر سبقت جویید. هر جا باشید، خداوند، همه ى شما را حاضر مى کند...». 
وقتى از امام کاظم(علیه السلام) درباره ى این آیه سؤال مى شود، آن حضرت مى فرماید: «ذلک والله أنْ لوقد قام قائمنا یجمع الله إلیه شیعتنا من جمیع البلدان؛[4] قسم به خدا! وقتى قائم ما(علیه السلام) قیام کند، خداوند، شیعیان ما را از همه ى شهرها، دور او جمع مى کند.». 
پس، عمل به نیکى و خوبى و سبقت گرفتن، شرط شیعه بودن است و چنین شیعه اى مى تواند جزء یاران امام مهدى (علیه السلام) باشد، نه آن که گناهکار است و براى هیچ کار نیکى تلاش نمى کند. 
بنابراین، مهدى موعود، مظهر نویدى است که به اهل ایمان و صاحبان عمل صالح داده شده است و مظهر پیروزى نهایى اهل ایمان بر حزب شیطان مى باشد. 
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خطاب به اصحاب خود فرمودند: 
... شما، اصحاب من هستید، لکن برادران من، مردمى هستند که در آخرالزمان مى آیند، آنان، به نبوّت و دین من ایمان مى آورند، با آن که مرا ندیده اند. هر یک از آنان، اعتقاد و دین خویش را با هر سختى نگاه مى دارد، چنان که گویى درخت خار مغیلان را در شب با دست، پوست مى کند یا آتش پردوام چوب تاغ را در دست نگاه مى دارد. آن مؤمنان، مشعل هاى فروزان اند در تاریکى ها. خداوند، آنان را از آشوب هاى تیره و تار (آخرالزمان) نجات خواهد داد.[5] 
طبق این حدیث، هر چند داشتن ایمان و عمل به احکام اسلام در دوره ى آخرالزمان، مشکل و سخت است، ولى تنها همین افراد هستند که به دلیل حفظ دین و ایمان خود و عمل به صالحات، برادران پیامبر(صلى الله علیه وآله) هستند و به هنگام ظهور امام(علیه السلام) به یارى او خواهند شتافت، نه آنان که با ترویج گناه و اشاعه ى فساد، ناخواسته، به گروه شیطان پیوسته اند. 

پی نوشتها:
[1]. مائده: 56. 
[2]. مجادله: 19. 
[3]. بقره: 148. 
[4]. بحارالأنوار، ج 52، ص 291. 
[5]. محمدرضا حکیمى، خورشید مغرب، ص 278. 
منبع: امام مهدى علیه السلام، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).

کلمات کلیدی : 
انتظار فرج , انتظار سازنده , انتظار ویران گر , مهدی موعود , ایمان , عمل صالح
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
انتظار در لغت و اصلاح به چه معناست؟

پاسخ : 
انتظار، در لغت، به معناى «چشم داشت پیدا کردن»[1] و در اصطلاح، به معناى «چشم داشتن به ظهور امام زمان (علیه السلام) و تشکیل حکومت عدل الهى توسط آن حضرت» است. انتظار، به معناى آینده نگرى و به معناى ناراضى بودن از وضع موجود و راضى شدن به آینده ى بهتر است؛ انتظار فرج، یعنى آماده بودن براى ظهور امام زمان(علیه السلام) و تشکیل دولت اسلامى و حکومت آخرین سفیر الهى؛ انتظار فرج، یعنى مهیا ساختن روح و جسم خود براى روزى که تمام بدبختى ها، ناکامى ها، بیدادگرى ها، ظلم ها از میان رفته و فقر و تنگدستى،... یک باره و براى همیشه، رخت برمى بندد و به وسیله ى آن حضرت (علیه السلام) حکومت عدل در سراسر گیتى برقرار مى گردد. براى چنین روزى، باید انتظار کشید و امیدوار بود. 
امید و آرزوى عدل فراگیر، در روایات اسلامى، عبادت، بلکه افضل عبادات، و نشانه ى شیعه در دوران غیبت شمرده شده است. امام سجاد(علیه السلام)مى فرمایند: «همانا، اهل زمان غیبت امام مهدى (علیه السلام) و معتقدان به امامت آن حضرت و کسانى که منتظر ظهور ایشان هستند، از اهل هر زمانى افضل هستند؛ زیرا خداوند متعال، از عقل و فهم و معرفت، آن چنان به آنان داده که به سبب آن، غائب بودن امام، همانند حاضر بودن امام است و خداوند، آنان را در آن زمان، به منزله ى کسانى قرار داده که در کنار رسول خدا(صلى الله علیه وآله)با شمشیر جهاد مى کردند. آنان، مخلصان واقعى و شیعیان راستین ما و دعوت کنندگان به دین خدا، در آشکار و نهان، هستند.» و نیز فرمودند: «انتظار فرج، خودش، بزرگ ترین فرج هاست.».[2] 
بنابراین، انتظار فرج، چشمْ داشت به گشایش امور از سوى خداوند است. این چشمْ داشت، هر چند فرج است، لکن طبق روایات اهل بیت(علیهم السلام) فرج اصلى در زمان ظهور امام زمان(علیه السلام)خواهد بود. 

پی نوشتها:
[1]. المنجد، (عربى به فارسى)، ترجمه ى محمد بندر ریگى، ج 2، ص 1958. 
[2]. همان، ج 51، ص 156.
منبع: امام مهدى علیه السلام، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).

کلمات کلیدی : 
انتظار , ظهور امام زمان , انتظار فرج , افضل عبادات , غیبت امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
فواید تربیتی اعتقاد به مهدویت و انتظار فرج امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ : 
شرح پرسش :
اعتقاد به موعود و منجی چگونه زندگی انسان ها را تحت تأثیر قرار می دهد؟ معتقد بودن به انتظار فرج چه تأثیرهایی بر شخصیت فرد دارد؟ 

پاسخ :
مهمترین فواید تربیتی اعتقاد به مهدویت و انتظار فرج امام زمان علیه السلام عبارتند از :

1 . شخص منتِظر ، هم گام و هم راه و هم رزم امام زمان علیه السلام و پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله مى شود . امام صادق علیه السلام مى فرمایند : 
«هو بمنزلة من کان مع القائم فى فسطاطه ـ ثم سکت هنیئة ـ ثم قال هو کمن کان مع رسول الله ؛ 
شخص منتِظر ، مانند کسى است که با رهبر این انقلاب ، در خیمه او بوده باشد ـ سپس کمى سکوت کردند و فرمودند : مانند کسى است که با پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله در مبارزاتش همراه بوده است .»

2 . انتظار فرج ، بالاترین عبادت است ؛ پیامبراکرم صلى الله علیه وآله فرمودند :
«افضل اعمال امتى ، انتظار الفرج من الله عزوجل ؛ 
بالاترین اعمال امت من ، کشیدن انتظار فرج از ناحیه خداست » .

3 . انتظار ، موجب خودسازى فردى و اجتماعى مى گردد ؛ چون نمى شود کسى منتظر مصلح کل باشد ، امّا خود ، ناپاک و آلوده باشد . منتِظر همیشه ، خود را با هدف منتظَر هماهنگ مى کند .

4 . منتظران راستین ، در فساد محیط حل نمى شوند . تنها چیزى که مى تواند در یک محیط و جامعه فاسدِ اعتقادى و اخلاقى ، انسان را از آلوده شدن حفظ کند ، «امید» به ظهور اصلاح گر جهانى ، یعنى امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشریف است ؛ هم چنان که قرآن مى فرماید : 
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ مِنکُمْ وَ عَمِلُواْ الصَّــلِحَـتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الاَْرْضِ... ؛ (نور ، 55) 
خداوند به آن ها که ایمان دارند و عمل صالح انجام مى دهند ، وعده داده است که حکومت روى زمین را در اختیارشان بگذارد .»

5- از آثار و نتایج قابل مشاهده در انسان منتظر آمادگی او برای ظهور است و این آمادگی میسر نمی شود مگر از طریق نزدیکی، سنخیت، و همانند سازی شخصیت و ترتیب دادن زندگی خود آن چنان که مورد رضایت آن حضرت باشد. به طور کلى هر انسانى داراى سه مرتبه وجودى است، افکارش، صفاتش و اعمالش و هیچ انسانى از این قاعده مستثنى نیست، حتى حضرات معصومین علیهم السلام.
ارتباط و نزدیکى به هر انسانى هم تنها از همین طریق ممکن است یعنى، اگر کسى بخواهد به انسان دیگرى نزدیک شود، چاره ‌اى ندارد جز این که بکوشد ابتدا افکار، باورها و طرز تفکر آن شخص را شناسایى نماید و خویش را از جهت فکرى با آن شخص هماهنگ نماید و سپس بکوشد که قرب صفاتى پیدا نماید یعنى، از جهت صفات و کمالات اخلاقى میان خود و آن شخص محبوب همانندسازى نماید و این بهترین طریقى است که انسان طالب کمال را به یک انسان کامل الگو نزدیک مى ‌نماید.
در مورد نزدیکى به امام عصر علیه السلام هم وضع به همین منوال است. ما به عنوان یک شیعه و پیرو اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام وظیفه داریم ابتدا کیفیت اعتقاد، باورها، صفات، کمالات، نوع منش و کنش آن حضرات معصومین علیهم السلام را شناسایى نماییم و در مرتبه بعد بکوشیم زندگى، صفات و باورهاى خود را به ایشان نزدیک نماییم تا از این طریق شیعه و پیرو واقعى آنها باشیم .
مقصود از انتظار فرج، امید ودلبستگى به حضرت مهدى علیه السلام است. بنابراین انتظار فرج مقصود دین به تعبیر شهید مطهرى رحمت الله علیه، انتظارى سازنده و نگه‌دارنده، تعهدآور، نیروآفرین و تحرک‌ بخش است. به گونه ‌اى که خود نوعى عبادت و حق ‌پرستى است.
porseman.org

کلمات کلیدی : 
موعود , منجی , انتظار فرج , اعتقاد به موعود , منتظر , مهدویت , انتظار , انسان منتظر , آمادگی برای ظهور , همانند سازی , الگو , شیعه , انتظار سازنده , مصلح , معصومین , حضرت مهدی , امام عصر , شناخت امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
انتظار فرج امام زمان علیه السلام چه فضیلتی دارد؟

پاسخ : 
در روایات فضیلت و ثواب بسیارى براى منتظران آن امام منتظر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بیان شده است. ما در اینجا به چند نمونه اکتفا مى کنیم:

1. جعفر بن ابى دلف مى گوید: شنیدم حضرت امام رضا (علیه السلام) مى فرمودند: 
همانا امام بعد از من پسرم على است، امر او امر من، گفته اش گفته من و اطاعتش اطاعت از من است و امام بعد از او، پسرش حسن است، امر او امر پدرش، و گفته او گفته پدرش و اطاعت او اطاعت از پدرش مى باشد. سپس ساکت شدند. 
عرض کردم: اى فرزند رسول خدا! امام بعد از حسن (علیه السلام) کیست؟ پس آن حضرت به شدت گریستند، سپس فرمودند: 
البته بعد از حسن پسرش آن که قائم به حق و مورد انتظار است، مى باشد.
گفتم: اى فرزند رسول خدا چرا (قائم) نامیده شده است؟ حضرت فرمودند: 
چون که او به خیزد، پس از آن که یادش مرده باشد و بیشتر معتقدان به امامتش برگشته باشند. 
گفتم: چرا منتظر نامیده شده است؟ حضرت امام رضا (علیه السلام) فرمودند:
زیرا او را غیبتى است که روزهاى بسیار و مدتى طولانى دارد، پس مخلصان منتظر خروجش باشند و اهل تردید انکارش کنند، و جاهلان یاد او را به استهزا گیرند، و وقت گذاران در آن دروغگو شوند، و عجله کنندگان در آن هلاک گردند، و تسلیم شوندگان در آن نجات یابند. (1)

2. کسى از امام صادق (علیه السلام) پرسید: چه مى گویید درباره شخصى که داراى ولایت پیشوایان است و انتظار ظهور حکومت حق را مى کشد و در این حال از دنیا مى رود؟ امام صادق (علیه السلام) در پاسخ فرمودند: 
او همانند کسى است که با رهبر این انقلاب در خیمه او (ستاد ارتش او) بوده باشد - سپس اندکى سکوت کردند - و فرمودند: مانند کسى است که با پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) در مبارزاتش همراه بوده است. (2)

3. فیض بن مختار از امام صادق (علیه السلام) روایت کند که حضرت فرمودند: 
هر کس از شما بمیرد، درحالى که منتظر این امر (ظهور حضرت مهدى علیه السلام) باشد، همانند کسى است که با حضرت قائم (علیه السلام) در خیمه اش بوده باشد. سپس چند لحظه اى درنگ کرده و آن گاه فرمودند: نه، بلکه مانند کسى است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند. سپس فرمودند: نه به خدا، همچون کسى است که در رکاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شهید شده باشد). (3)

4. حضرت علی (علیه السلام) درباره فضیلت انتظار فرج فرمودند: منتظر فرج باشید و از رحمت خدا ناامید نشوید، به درستى که بهترین عمل نزد خداوند عزوجل انتظار فرج است. (4)

پی نوشت ها:
1. کمال الدین وتمام النعمه، شیخ صدوق، ص 378.
2. اثبات الهداه، شیخ حر عاملى،ج 7، ص 40.
3. بحار الانوار، علامه مجلسى، ج 52، ص 126.
4. همان ماخذ، ص 123.

کلمات کلیدی : 
انتظار فرج , امام منتظر , قائم , غیبت امام زمان , فضیلت انتظار فرج , بهترین عمل
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
دیدگاه شهید مطهری نسبت به طول عمر امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
یکی از سوالاتی که پیرامون اعتقاد شیعه نسبت به امام منتظر مطرح است، عمر طولانی امام زمان علیه السلام است. چگونه شیعه باور دارد انسانی سالیان متمادی به حیات خود ادامه می دهد و سرانجام از پرده غیبت خروج کرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. آیا براساس یافته های علوم تجربی امکان چنین امری وجود دارد؟ آیا عقل توان درک این موضوع را دارد؟ دیدگاه شهید مطهری رحمت الله علیه در این زمینه چیست؟

پاسخ:
شهید مطهری رحمت الله علیه در خصوص مسأله عمر امام زمان علیه السلام‌" اعتقاد دارند:
بسیارى از افراد وقتى موضوع حضرت حجت علیه السلام پیش مى‌آید مى‌گویند: آیا یک بشر حدود هزار و دویست سال عمر کند؟! این برخلاف قانون طبیعت است. این ها خیال کرده‌اند که سایر امورى که در همین دنیا واقع شده است، با قوانین عادى طبیعت - یعنى آن قوانینى که علم امروز بشر مى‌شناسد- صددرصد سازگار است. اصلا تمام تحولات بزرگى که در تاریخ حیات و زندگى عموم موجودات زنده - از گیاه و حیوان - پیش آمده تحولات غیرعادى است. آیا اولین نطفه حیات که روى زمین بسته شده، مطابق اصول علوم زیستى است؟ اولین بار که حیات در روى زمین پیدا شد با کدام قانون طبیعى جور در مى‌آید؟
مطابق فرضیه‌هاى علمى‌ که امروز هست و از نظر علم امروز مسلّم است که در حدود 40 میلیارد سال از عمر زمین مى‌گذرد. در میلیاردها سال پیش این زمین ما یک کره گداخته بوده که محال و ممتنع بوده است که جاندارى بتواند روى آن زندگى کند. طبق تخمین هاى علمى میلیاردها سال گذشته است تا اولین جاندار در روى زمین پیدا شده است. علم امروز هم مى‌گوید جاندار همیشه از جاندار پیدا مى‌شود، و نمى‌تواند نشان بدهد که جاندارى از غیرجاندار پیدا بشود. علم هنوز نتوانسته جواب بدهد که آن اولین جاندار که در روى زمین پیدا شد، یعنى آن اولین تحول بزرگ، آن نطفه اول حیات که روى زمین بسته شد چگونه بسته شد؟ بعد مى‌گویند: اولین نطفه حیات و اولین سلول که پیدا مى‌شود، تکامل پیدا مى‌کند، به یک مرحله‌اى که مى‌رسد دو شاخه مى‌شود: شاخه نباتى و شاخه حیوانى.
شاخه نباتى با یک مشخصاتى، و شاخه حیوانى با مشخصات دیگرى، که در بعضى قسمت ها ضد یکدیگر و مکمل یکدیگرند، و این عجیب است: اگر گیاه نباشد، حیوان نیست و اگر حیوان نباشد گیاه نیست، مخصوصاً از جنبه گرفتن و پس دادن گازهایى که در فضا وجود دارد. علم هنوز نتوانسته این را بیان کند که این مرحله - که باز یک تحول بزرگى در حیات و زندگى پیدا مى‌شود - چگونه رخ مى‌دهد؟ 
چطور شد شاخه‌ نبات پیدا شد، چطور شد شاخه حیوان پیدا شد؟ و همچنین مراحل دیگر در پیدایش خود انسان، پیدایش موجودى با این قدرت، با این عقل و فکر و اراده و اختیار. مگر هنوز علم توانسته این را توجیه کند؟!
مگر خود وحى یک امر عادى است؟! مگر خود وحى که یک بشرى برسد به حدى که دستور از ماوراء طبیعت بگیرد، کمتر است از مسأله زنده بودن یک نفر هزار و سیصد سال؟ اصلا این یک امر عادى و طبیعى است، یک چیزى است که بشر، اکنون دارد دنبالش مى‌رود و شاید قانون طبیعى هم داشته باشد. بشرهاى امروز دنبال این مى‌روند که یک وسائلى درست کنند - با یک دواهایى، با یک فرمولهایى - که عمر بشر را افزایش دهند. کسى نمى‌تواند بگوید که قانون طبیعت این است که بشر، صد سال یا پنجاه سال یا دویست سال و یا پانصد سال عمر کند. درست است که سلول هاى بدن انسان یک دوره حیاتى دارد، ولى این در شرایط محدود است. شاید روزى کشفى شود که با یک وسیله بسیار کوچک عمر بشر را تا پانصد سال یا بیشتر تطویل کنند.
این یک امرى نیست که انسان بخواهد در آن شک کند. این عادى‌ترین مسائلى است که در دنیاى حیات رخ داده است.
همیشه خداى متعال نشان داده است که وقتى وضع دنیا به یک مراحلى مى‌رسد، مثل این که دستى از غیب بیرون مى‌آید، یک تحول ناگهانى رخ مى‌دهد و یک وضعى پیش مى‌آید که با قانون طبیعت اصلا قابل پیش‌بینى نیست. بنابراین، این موضوع، بحث ندارد که انسان بیاید درباره آن فکر کند یا العیاذ باللَّه دچار شک و تردید شود. دنیاى دین براى همین است که چشم انسان را باز کند و فکر انسان را از محدودیت جریان هاى عادى خارج کند.

منبع: مجموعه آثار استاد شهید مطهرى رحمت الله علیه، ج ‌18، ص 161.

کلمات کلیدی : 
امام منتظر , طول عمر امام زمان , شهید مطهری , علم , وحى , قانون طبیعت , اعتقاد شیعه
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونه عمر طولانی امام زمان علیه السلام اثبات می شود؟

پاسخ : 
طول عمر امام زمان علیه السلام یک حقیقت قطعی و ثابتی است که نه راهی برای انکار دارد و نه فرصتی برای تردید. این مسئله را می توان از دو منظر مورد بررسی قرار داد.

1. مادّیون
زیست شناسان می گویند: اگر اختلال ها و آسیب هایی که به انسان می رسد و موجب کوتاهی عمر او می شود، رفع گردد، او بسیار عمر خواهد کرد. و برای این مطلب، عوامل طول عمر را بیان کرده اند؛ مانند: تغذیه مناسب[1]، خواب مناسب، آرامش روحی[2]، عامل ارث[3]، کم خوری[4]، هوای آزاد[5]، سخت کوشی[6]، سرما و منجمد ساختن[7]. هر کدام از اینها با بررسی های فراوان در مراکز پژوهشی، به اثبات رسیده و گفته شده که انسان و موجود زنده را می توان هزاران سال زنده نگاه داشت.[8] دکتر هارولد مریمن، رئیس انستیتوی تحقیقات پزشکی آمریکا، معتقد است که 197 درجه زیر صفر را می توان حیات جاودانی نامید.[9] یک کارشناس انگلیسی می گوید: به هم خوردن تعادل ذخیره آهن و مس و منیزیوم و پتاسیم و غلبه یکی از آنها بر دیگری، موجب فرارسیدن مرگ می شود و به تعبیر سعدی: «چون یکی زین چهار شد غالب، جان شیرین بر آرد از قالب».[10]
لذا دانشمندان زیست شناس با تلاشی بی نظیر به مبارزه با مرگ برخواسته، می گویند: می توان مرگ را یک بیماری دانست و لزومی ندارد که این بیماری کشنده باشد. آنها می گویند: آنچه امروز سبب مرگ می شود، انواع بیماری ها است که تا کنون پزشکان و زیست شناسان به شناختن 45 هزار نوع آن موفق شده اند و در صدد معالجه آنها برآمده اند.[11] آزمایش های مکرر الکسیس کارل، در ژانویه 1912م. ثابت کرده است که اگر مواد غذایی لازم و تمام احتیاجات یک موجود زنده به او برسد، گذشت زمان کوچک ترین اثر پیری در او به وجود نخواهد آورد.[12] گروهی از زیست شناسان با تلاش های شبانه روزی خود کتاب های ارزنده ای را تهیه کرده و در زمینه دستیابی به طول عمر، مباحثی ارائه کرده اند که چند نمونه از این کتاب ها را نام می بریم:
1. امید به یک زندگی نوین، پروفسور شبش فرانسوی؛ 2. جاودانیت، تاتان دارنیک؛ 3. دانش طولانی کردن عمر، گوفلاند روسی.

2. پیروان ادیان آسمانی
الف) مسلمانان
مسلمانان اعم از شیعه و سنی در باره طول عمر، مباحث قرآنی و روایی و تاریخی را بیان کرده اند.
قرآن: در قرآن کریم آیاتی هست که عمر طولانی در امت های پیشین را خبر می دهد؛ مانند آیه ای که می فرماید: «ما آنها و پدرانشان را از متاع دنیوی برخوردار ساختیم تا از عمر طولانی بهره مند شدند».[13]
در جای دیگر، قرآن نه تنها از عمر طولانی بلکه از امکان عمر جاویدان خبر می دهد؛ آنجا که می فرماید:
«اگر او (یونس) در شکم ماهی تسبیح نمی گفت، تا روز رستاخیز در شکم ماهی باقی می ماند».[14]
همچنین درباره حضرت نوح می فرماید: «او را به سوی قومش فرستادیم. پس 950 سال در میان آنها درنگ کرد».[15]
البته بر اساس روایات، عمر ایشان 2500 سال بوده است که 950 سال آن را برای تبلیغ امت خویش صرف کرده است.
روایات: امام حسن علیه السلام در پاسخ به گروهی که به صلح آن حضرت اعتراض داشتند، به داستان حضرت خضر و موسی اشاره می کند، سپس در ذیل حدیث درباره ولایت و غیبت و طول عمر حضرت مهدی علیه السلام سخن می گوید:
«آن حضرت، نهمین فرزند برادرم حسین علیه السلام و فرزند بهترین کنیزان است. خداوند عمر او را در غیبت طولانی قرار داده است».[16]
احادیثی وجود دارد که بر اساس عقیده برادران اهل سنت، حضرت ادریس نیز زنده و در آسمان هاست. علاوه بر احادیث به آیه شریفه: )وَ رَفَعْناهُ مَکانًا عَلِیّا (؛ «ما او را به جایگاه بس بلند بالا بردیم» نیز استناد می کنند.[17]
احادیث فراوان دیگری از طریق شیعه و سنی دلالت می کنند بر اینکه دجّال در عصر رسول اکرم صلّی الله علیه و آله زنده بود و تا ظهور حضرت ولیّ عصر علیه السلام زنده خواهد ماند و به دست حضرت کشته خواهد شد.[18]

ب) تاریخ بشریّت:
در طول تاریخ، افراد بسیاری بوده اند که عمر های طولانی کرده اند که نمونه هایی را بیان می کنیم: لقمان حکیم 3500 سال؛ ضحّاک دوم هزار سال؛ ریان پدر عزیز مصر 1700سال.[19]
کسانی هم در عصر کنونی بوده اند که عمرهای طولانی داشته اند: سید علی کوتاهی 185 سال؛ شیخ علی بن عبدالله، حکمران سابق قطر 150 سال؛ عباس طاهری 131 سال.[20]

پی نوشت ها:
1.طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، سید محمد کاظم قزوینی، ص63.
2.همان، ص60.
3.دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص28.
4.طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، ص65.
5.همان، ص65.
6.اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج2، ص217.
7.مجله دانشمند، سلسله مقالات رابرت نیلسون، سال ششم، ش12، بهمن 47 تا مهر 48.
8.طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، ص50 به نقل از اطلاعات، ش11881، 23دی ماه 44.
9.همان، ص50، به نقل از اطلاعات، ش11881، 23 دی44.
10.سالنامه شهرت، س1342، ص289.
11.اولین دانشگاه و آخرین پیامبر، ج2، س222.
12.طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم وادیان، ص22، به نقل از مجله المقنطف سال 59، ش3، ص240.
13.انبیا/44.
14.صافات/144.
15.عنکبوت/14.
16.کمال الدین، ج1، ص315، باب 29، ح2؛ بحارالانوار، ج52، ص279، باب 24، ص12.
17.قاموس قرآن، ج1، ص106.
18.صحیح مسلم، ج4، ص2267، ص2240؛ عقدالدرر، ص291، 281؛ طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، سید محمد کاظم قزوینی، ص100.
19.روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی پور، ص258.
20.طول عمر امام زمان از دیدگاه علوم و ادیان، ص33.
منبع: www.hawzah.net

کلمات کلیدی : 
طول عمر امام زمان , مادّیون , حیات جاودانی , مرگ , مسلمانان , عمر طولانی , حضرت نوح , حضرت ادریس , غیبت امام زمان , عمر جاویدان , دجّال
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
دیدگاه شهید مطهری نسبت به طول عمر امام زمان علیه السلام چیست؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
یکی از سوالاتی که پیرامون اعتقاد شیعه نسبت به امام منتظر مطرح است، عمر طولانی امام زمان علیه السلام است. چگونه شیعه باور دارد انسانی سالیان متمادی به حیات خود ادامه می دهد و سرانجام از پرده غیبت خروج کرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. آیا براساس یافته های علوم تجربی امکان چنین امری وجود دارد؟ آیا عقل توان درک این موضوع را دارد؟ دیدگاه شهید مطهری رحمت الله علیه در این زمینه چیست؟

پاسخ:
شهید مطهری رحمت الله علیه در خصوص مسأله عمر امام زمان علیه السلام‌" اعتقاد دارند:
بسیارى از افراد وقتى موضوع حضرت حجت علیه السلام پیش مى‌آید مى‌گویند: آیا یک بشر حدود هزار و دویست سال عمر کند؟! این برخلاف قانون طبیعت است. این ها خیال کرده‌اند که سایر امورى که در همین دنیا واقع شده است، با قوانین عادى طبیعت - یعنى آن قوانینى که علم امروز بشر مى‌شناسد- صددرصد سازگار است. اصلا تمام تحولات بزرگى که در تاریخ حیات و زندگى عموم موجودات زنده - از گیاه و حیوان - پیش آمده تحولات غیرعادى است. آیا اولین نطفه حیات که روى زمین بسته شده، مطابق اصول علوم زیستى است؟ اولین بار که حیات در روى زمین پیدا شد با کدام قانون طبیعى جور در مى‌آید؟
مطابق فرضیه‌هاى علمى‌ که امروز هست و از نظر علم امروز مسلّم است که در حدود 40 میلیارد سال از عمر زمین مى‌گذرد. در میلیاردها سال پیش این زمین ما یک کره گداخته بوده که محال و ممتنع بوده است که جاندارى بتواند روى آن زندگى کند. طبق تخمین هاى علمى میلیاردها سال گذشته است تا اولین جاندار در روى زمین پیدا شده است. علم امروز هم مى‌گوید جاندار همیشه از جاندار پیدا مى‌شود، و نمى‌تواند نشان بدهد که جاندارى از غیرجاندار پیدا بشود. علم هنوز نتوانسته جواب بدهد که آن اولین جاندار که در روى زمین پیدا شد، یعنى آن اولین تحول بزرگ، آن نطفه اول حیات که روى زمین بسته شد چگونه بسته شد؟ بعد مى‌گویند: اولین نطفه حیات و اولین سلول که پیدا مى‌شود، تکامل پیدا مى‌کند، به یک مرحله‌اى که مى‌رسد دو شاخه مى‌شود: شاخه نباتى و شاخه حیوانى.
شاخه نباتى با یک مشخصاتى، و شاخه حیوانى با مشخصات دیگرى، که در بعضى قسمت ها ضد یکدیگر و مکمل یکدیگرند، و این عجیب است: اگر گیاه نباشد، حیوان نیست و اگر حیوان نباشد گیاه نیست، مخصوصاً از جنبه گرفتن و پس دادن گازهایى که در فضا وجود دارد. علم هنوز نتوانسته این را بیان کند که این مرحله - که باز یک تحول بزرگى در حیات و زندگى پیدا مى‌شود - چگونه رخ مى‌دهد؟ 
چطور شد شاخه‌ نبات پیدا شد، چطور شد شاخه حیوان پیدا شد؟ و همچنین مراحل دیگر در پیدایش خود انسان، پیدایش موجودى با این قدرت، با این عقل و فکر و اراده و اختیار. مگر هنوز علم توانسته این را توجیه کند؟!
مگر خود وحى یک امر عادى است؟! مگر خود وحى که یک بشرى برسد به حدى که دستور از ماوراء طبیعت بگیرد، کمتر است از مسأله زنده بودن یک نفر هزار و سیصد سال؟ اصلا این یک امر عادى و طبیعى است، یک چیزى است که بشر، اکنون دارد دنبالش مى‌رود و شاید قانون طبیعى هم داشته باشد. بشرهاى امروز دنبال این مى‌روند که یک وسائلى درست کنند - با یک دواهایى، با یک فرمولهایى - که عمر بشر را افزایش دهند. کسى نمى‌تواند بگوید که قانون طبیعت این است که بشر، صد سال یا پنجاه سال یا دویست سال و یا پانصد سال عمر کند. درست است که سلول هاى بدن انسان یک دوره حیاتى دارد، ولى این در شرایط محدود است. شاید روزى کشفى شود که با یک وسیله بسیار کوچک عمر بشر را تا پانصد سال یا بیشتر تطویل کنند.
این یک امرى نیست که انسان بخواهد در آن شک کند. این عادى‌ترین مسائلى است که در دنیاى حیات رخ داده است.
همیشه خداى متعال نشان داده است که وقتى وضع دنیا به یک مراحلى مى‌رسد، مثل این که دستى از غیب بیرون مى‌آید، یک تحول ناگهانى رخ مى‌دهد و یک وضعى پیش مى‌آید که با قانون طبیعت اصلا قابل پیش‌بینى نیست. بنابراین، این موضوع، بحث ندارد که انسان بیاید درباره آن فکر کند یا العیاذ باللَّه دچار شک و تردید شود. دنیاى دین براى همین است که چشم انسان را باز کند و فکر انسان را از محدودیت جریان هاى عادى خارج کند.

منبع: مجموعه آثار استاد شهید مطهرى رحمت الله علیه، ج ‌18، ص 161.

کلمات کلیدی : 
امام منتظر , طول عمر امام زمان , شهید مطهری , علم , وحى , قانون طبیعت , اعتقاد شیعه
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
نایبان عام امام زمان علیه السلام درعصر غیبت چه وظیفه اى دارند؟

پاسخ : 
براى پاسخ دادن به این سؤال، ابتدا باید به این مقدمه اشاره شود که هر چند نبوّت با پیامبرى رسول گرامى(صلى الله علیه وآله) خاتمه یافته، ولى ختم نبوت، ختم راهنمایى الهى (وحى) است و نه ختم رهبرى الهى (یعنى امامت)؛ چرا که امامت و نبوت، دو منصب و دوشأن هستند که احیاناً قابل تفکیک اند.[1] و چون اسلام آخرین و کامل ترین دین است، باید همیشه فردى براى هدایت و رهبرى جامعه وجود داشته باشد. بعد از پیامبر(صلى الله علیه وآله)این منصب، از سوى خداوند، به امامان معصوم(علیهم السلام) واگذار شده است و چون آخرین امام (علیه السلام) مستور شده و غایب شده اند، براى اداره ى جامعه در دوره ى غیبت، نایبان عامى تعیین شده اند که عهده دار وظیفه ى رهبرى جامعه در این دوره هستند؛ البته، معلوم است که برخى از کمالات و مقامات ائمه ى معصوم(علیهم السلام)قائم به نفس قدسى آنان است، مانند ولایت تکوینى و علم غیب و... این نوع مقامات، نه نیابت بردار است و نه نیاز به این است که در زمان غیبت، در این مناصب هم نیابتى باشد، امّا مناصب دیگر، از قبیل فتوا و بیان احکام الهى و منصب قضا و فصل خصومت و زعامت و رهبرى جامعه و اداره ى امور مملکت اسلامى، قطعاً، از وظایف نایب عام امام زمان(علیه السلام)به شمار مى آید. بنابراین، مى توان گفت، اساسى ترین و مهم ترین ویژگى نایبان عام، جانشینى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ائمه ى اطهار(علیهم السلام) است، بدین معنا که چون نایب عام، قائم مقام امام است، پس خود به خود، همه ى رسالت ها و وظایف اجتماعى آنان به وى منتقل مى شود. امام صادق(علیه السلام)در این مورد مى فرماید: «علماء، وارثان انبیایند. این وراثت، براى درهم و دینار نیست، بلکه علم را به ارث گذاشته اند. پس کسى که از آن علم بگیرد، بهره ى فراوانى نصیبش خواهد شد».[2]
به صورت خلاصه مى توان گفت، اهم وظایف نایبان عام، عبارت است از:

1. استخراج و استنباط احکام از منابع
در این مورد قرآن کریم مى فرماید:
(وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّةً فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَة مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ)؛[3] شایسته نیست مومنین همگى کوچ کنند. پس چرا از هر گروهى از آنان، طایفه اى کوچ نمى کند تا در دین آگاهى یابند و به هنگام بازگشت به قوم خود، آنان را بیم دهند، شاید بترسند و خوددارى کنند؟.
بنابراین، نایبان عام، باید تفقّه در دین داشته باشند و مسائل اعتقادى، اخلاقى، فقهى، مشکلات جارى مردم،... را با رجوع به قرآن و سنّت و ادله ى عقلى، استباط کنند و امّت اسلامى را از قوانین بشرى بى نیاز کنند.

2. حافظ دین بودن
یکى از شرایط نایب عام، حافظ دین بودن است. بنابراین، وى، باید دین را از تحریف منحرفان حفظ کند و با پاسخ دادن به شبهات، از نفوذ عقاید التقاطى و سست شدن احکام الهى، جلوگیرى کند.

3. ولایت و رهبرى
چون دین اسلام، دین جهانى است و احکام آن اعم از اقتصادى، سیاسى، قضایى، و... تا روز قیامت ادامه دارد و لازم الاجراء است. این دوام احکام، نظامى را مى طلبد که تحقّق اهداف و احکام اسلامى را در زمان غیبت کبرا تضمین کند و مسلم است که تحقّق احکام اسلام جز از رهگذر حکومت اسلامى، امکان پذیر نخواهد بود و حکومت اسلامى، در صورتى اسلامى خواهد بود که حاکم و رهبر آن حکومت، از میان فقهاى شایسته و واجد شرایط تعیین گردد. امام حسین(علیه السلام) مى فرماید: «مجارى الامور و الاحکام على أیدى العلماء بالله الامناء على حلاله و حرامه؛[4] جریان امور و احکام، باید به دست علماى دانا به خدا و امناى بر حلال و حرام خدا باشد».
در غیبت کبرا خداوند حکیم، امّت اسلامى را به حال خود رها نکرده و آنان را بدون تکلیف نگذاشته است. این نایبان عام هستند که وظیفه ى اداره و سرپرستى امّت اسلامى را بر عهده دارند و باید به این کار ادامه دهند تا آن را به صاحب الامر(علیه السلام) تحویل دهند.

پی نوشتها:
[1]. مرتضى مطهرى، امامت و رهبرى، ص 8.
[2]. شیخ کلینى، اصول کافى، ج 1، ص 42.
[3]. توبه: 122.
[4]. ابن شعبه حراّنى، تحف العقول عن آل الرسول، ص 328.
منبع: امام مهدى علیه السلام، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).

کلمات کلیدی : 
نایبان امام زمان , نایبان عام , عصر غیبت , رهبری , ولایت , حافظ دین , استخراج احکام
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونه ولی فقیه نایب امام زمان علیه السلام است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چگونه مى ‌توانید ثابت کنید که «ولى فقیه»، نایب و جانشین امام زمان علیه السلام، رهبر و ولىّ جامعه اسلامى است؟ وقتى که آن حضرت در غیبت طولانى مدت به سر مى‌ برند، چه نیازى به نایب و نماینده دارند؟

پاسخ:
دوران غیبت کبرى را مى‌ توان یکى از سخت‌ ترین و حساس ‌ترین دوره‌ هاى حیات سیاسى - دینى دانست.
در عصر غیبت، مسئله زعامت و رهبرى از دیدگاه اسلام، نادیده گرفته نشده است. شریعت که براى تنظیم حیات اجتماعى است، همواره به مسئول یا مسئولان اجرا نیاز دارد تا حافظ مصالح امت و ناظر بر اجراى صحیح عدالت اجتماعى باشند و نمى‌ توان آن را مخصوص دوران حضور دانست.
بحث «ولایت فقیه» از گذشته مورد توجه بسیارى بود. شیخ مفید (م 413 ه .ق) مى‌ گوید : «اجراى حدود اسلام به عهده ائمه هدى از آل محمد است که منصوب از سوى خدا هستند و دیگر حاکمان و امرایى که ائمه علیهم السلام نصب کردند و آنها این منصب را به فقهاى شیعه تفویض کردند» المقنعه، ص 811..
شیخ طوسى (م 446 ه.ق) مى ‌گوید: «قضاوت تنها براى کسى جایز است که امام معصوم علیه السلام به او اجازه داده باشد و ائمه علیهم السلام این منصب را به فقهاى شیعه تفویض کردند» نهایه، ص 301 و 302.
ابو الصلاح حلبى (م 447 ه .ق) مى ‌نویسد : «... در واقع فقیه، نایب ولى‌ عصر علیه السلام در حکومت است و اهلیت آن را دارد» کافى، ص 435..
محقق کرکى (م 940 ه .ق) مى ‌گوید : «فقهاى شیعه اتفاق نظر دارند که فقیه جامع شرایط - که از آن به مجتهد تعبیر مى ‌شود - از سوى ائمه هدى علیهم السلام در همه مواردى که نیابت بردار است، نیابت دارد» رسائل المحقق الکرکى، (رسالة الصلاة الجمعه)، ج 1، ص 142..
محقق اردبیلى (م 993 ه .ق) گفته است : «فقیه در همه امور نایب امام است. مجمع الفائدة و البرهان، ج 9، ص 131.. فقیه خلیفه و جانشین امام معصوم است ؛ پس آنچه به او برسد، به امام معصوم تحویل داده شده است».
صاحب جواهر (م 1266 ه .ق) گوید: «ظاهر روایات حاکى از آن است که فقیه، به طور کامل، اختیار دارد (ولایت) و تمام اختیاراتى که براى امام است، براى او هم مى ‌باشد» جواهر، ج 40، ص 18 و 19..
حاج آقا رضا همدانى (م 1322 ه .ق) مى‌ گوید: «در هر صورت، اشکالى در نیابت فقیه جامع شرایط فتوا از امام زمان علیه السلام در زمان غیبت امام نیست و...» مصباح الفقیه، ص 161 ؛ براى مطالعه بیشتر ر.ک : تحلیلى نو و عملى از ولایت فقیه، ص 35 - 38 ؛ کتاب نقد، ش 7، (تابستان 77)، مقاله حکومت اسلامى (نوشته مهدى هادوى) و مقاله ولایت فقیه (نوشته محمد هادى معرفت)..
مولا احمد نراقى(م 1435 ه .ق) تصریح مى‌ کند: «آنچه براى پیامبر و امام که پیشواى مردم بودند - ثابت بود، براى فقیه نیز ثابت است ؛ مگر این که دلیلى، حقى را تنها به آنان اختصاص داده باشد» عوائد الایام، ص 187..
امام خمینى رحمت الله علیه به عنوان یکى از مهم‌ترین نظریه پردازان ولایت فقیه مى‌ فرماید : «...فقها از طرف ائمه علیهم السلام، در همه مواردى که امامان در آن داراى ولایت هستند، ولایت دارند...» کتاب البیع، ج 2، ص 488 و 489..
از نظر وى: «کلیه امور مربوط به حکومت و سیاست - که براى پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام مقرّر شده - در مورد فقیه عادل نیز مقرر است و عقلاً نمى ‌توان فرقى میان این دو قائل شد؛ زیرا حاکم اسلامى - هر کس که باشد - اجرا کننده احکام شریعت و برپا دارنده حدود و قوانین الهى و گیرنده مالیات‌هاى اسلامى و مصرف کننده آن در راه مصالح مسلمانان است» شئون ولایت فقیه، ص 35 ؛ ولایت فقیه، ص 172..
ایشان تأکید مى‌ کند: «امر ولایت و سرپرستى امت، به «فقیه عادل» راجع است و او است که شایسته رهبرى مسلمانان است ؛ چه، حاکم اسلامى باید متّصف به «فقه» و «عدالت» باشد. پس اقامه حکومت و تشکیل دولت اسلامى، بر فقیهان عادل، واجب کفایى است. بنابراین، اگر یکى از فقیهان زمان، به تشکیل حکومت، توفیق یافت، بر سایر فقها لازم است که از او پیروى کنند و چنانچه امر تشکیل دولت اسلامى، جز با هماهنگى و اجتماع همه آنان میسر نشد، بر همگى آنان واجب است که مجتمعاً بر این اهتمام ورزیده، در صدد تحقق آن برآیند...» شؤون ولایت فقیه، ص 33..
با نگرشى واقع بینانه در این دیدگاه‌ها، مى ‌توان به روشنى دریافت که «ولایت فقیه» نظریه ‌اى مترقى و پیشینه دار بوده و تنها نظام مطلوب و شرعى جایگزین نظام امامت در عصر غیبت به شمار مى ‌رود. البته ظهور و بروز کامل آن - به خصوص در عرصه سیاسى - در عصر حاضر است.

ادله ولایت فقیه‌
در اثبات این نظریه، دلایل عقلى و نقلى فراوانى وجود دارد که در این نوشتار مختصر، به بعضى از آنها اشاره مى‌ شود.

1. دلایل عقلى‌
به نظر امام خمینى رحمت الله علیه دلیل عقلى در اثبات «ولایت براى فقیه» تام است و دلیل ‌هاى نقلى، مؤیّدى است براى آنچه که از عقل به دست مى ‌آید: «به تحقیق، لزوم برقرارى حکومت براى بسط عدالت و تعلیم و تربیت و رفع ظلم و حفظ مرزها و منع از تجاوز اجانب از واضح ترین داورى‌ هاى عقلى است... .
مجرى حکومت، باید شخصى آگاه به احکام و ملتزم به رعایت کامل وظایف دینى باشد. پس اگر معصوم در بین مردم بود، عقل حکم به لیاقت او براى این مقام مى‌ کند و اکنون که معصوم حضور ندارد، افرادى باید عهده دار این امر شوند که از نظر علم به احکام اسلام و تقوا و عدالت، شبیه ‌ترین مردم به امام معصوم باشند و منظور از «ولى فقیه»، چنین کسى است ر.ک : جوادى آملى، ولایت فقیه (ولایت فقاهت و عدالت)، ص 168 - 178 ؛ فلسفه سیاست (سلسله دروس اندیشه ‌هاى بنیادین اسلامى 6)، ص 172..
صاحب جواهر نیز دلیل عقلى بر ولایت فقیه را با بیانى ذکر مى ‌کند که از سه مقدمه، تشکیل مى ‌شود:
نخست؛ آن که شیعیان، در عصر غیبت امرشان، به هرج و مرج واگذار نشده است. جامعه باید انتظام داشته باشد و چنین نباشد که زورمندان بر جامعه غلبه یابند.
دوم؛ علاوه بر آن که باید در جامعه نظم وجود داشته باشد، این نظم باید مبتنى بر قسط و عدل نیز باشد؛ چرا که ممکن است جامعه‌ اى منظم باشد، اما نظم آن بر اساس کفر مستقر گردد.
سوم؛ این که قانون الهى را باید قانون شناسى که خود به قانون عمل مى‌ کند، اجرا کند و چنین کسى تنها فقیه اهل بیت مى ‌تواند باشد.
وى در این رابطه مى ‌نویسد : «گستردگى دستورات رسیده در زمینه اجراى احکام انتظامى و رسیدگى به مصالح امت، عصر غیبت را نیز فرا مى‌ گیرد و تعطیل احکام اسلامى در این رابطه، مایه گسترش فساد در جامعه مى‌ گردد که شرع مقدس هرگز به آن رضایت نمى‌ دهد و حکمت و مصلحت وضع و تشریع چنین احکامى، نمى‌ تواند مخصوص عصر حضور باشد؛ لذا بایستى حتماً اجرا گردد و این وظیفه فقها است که به جاى امامان معصوم، مؤظف به اجراى آن مى ‌باشند» جواهر الکلام، ج 31، ص 395..

2. دلایل نقلى و روایى‌
در اثبات «ولایت فقیه» و این که طرح اصلى آن از سوى خود امامان معصوم علیهم السلام ارائه شده است، روایات فراوانى وجود دارد. بر اساس این احادیث، امامان معصوم علیه السلام مردم را جهت رفع نیازهاى حکومتى - به ویژه مسایل قضایى و منازعات - به فقها ارجاع داده ‌اند و آنان را با تعابیرى چون «امنا»، «خلفا»، «وارثان پیامبران» و «کسانى که مجارى امور به دست ایشان است»، معرفى کرده‌ اند. در این نوشتار به بیان چند روایت بسنده شده و درباره یکى از آنها توضیحاتى ارائه خواهد شد:

2-1. مقبوله عمر بن حنظله می گوید: امام صادق علیه السلام مى ‌فرمایند : «من کان منکم قد روى حدیثنا و نظر فى حلالنا وحرامنا و عرف احکامنا، فلیرضوا به حکماً فانّى قد جعلته حاکماً علیکم فاذا حکم بحکمنا فلم یقبل منه فانّما استخف بحکمنا و علینا ردّ و الرادّ علینا کالرادّ على الله وهو على حد الشرک به»؛ کافى، ج 1، ص 67 ؛ وسائل الشیعه، ج 18، ص 98.؛ «هر کس از شما که راوى حدیث ما باشد و در حلال و حرام ما بنگرد و صاحب نظر باشد و احکام ما را بشناسد و او را به عنوان داور بپذیرد، همانا من او را بر شما حاکم قرار دادم. پس هرگاه حکمى کرد و از او قبول نکردند، حکم ما را سبک شمرده و ما را رد کرده ‌اند و آن کس که ما را رد کند، خدا را رد کرده است و رد کردن خدا، در حد شرک به خداى متعال است».

2-2. صحیحه ابى خدیجه (سالم بن مکرّم) می گوید: امام صادق علیه السلام فرمودند: «ایّاکم ان یحاکم بعضکم بعضاً الى اهل الجور ولکن انظروا الى رجل منکم یعلم شیئاً من قضائنا (قضایانا)، فاجعلوه بینکم قاضیاً فانّى قد جعلته قاضیاً فتحاکموا الیه»؛ من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 2 ؛ کافى، ج‌7، ص 412، ح 4 ؛ وسائل الشیعه، ج 27، ص 13 ؛ وسائل الشیعه،27، ص 13. ؛ «زنهار که مسائل اختلافى خود را نزد اهل جور (کسانى که جایگاه عدالت را به ناحق اشغال کرده ‌اند) نبرید؛ بلکه از میان خود کسى را که از روش حکومت و دادرسى ما آگاه باشد، براى قضاوت برگزینید. من چنین کسى را بدین مقام منصوب کرده ‌ام ؛ پس داورى را به نزد او برید».

2-3. امام حسینعلیه السلام می فرمایند:«... مجارى الامور و الاحکام على ایدى العلماء بالله و الامناء على حلاله و حرامه»؛ تحف العقول، ص 169 ؛ مستدرک الوسائل، ص 35، ص 188.؛ «مجارى امور و احکام به دست علماى ربانى است که امین بر حلال و حرام خدا هستند».

2-4. روایت شیخ صدوق از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله؛ وى از قول آن حضرت آورده است: «اللهم ارحم خلفائى. قیل : یا رسول الله و من خُلفائکَ؟ قال : الذین یأتون بعدى و یَروونَ منّى حدیثى و سنّتى...»؛ من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 420، ح 5919 ؛ وسائل الشیعه، ج 18، ص 65.؛ «خدایا ! بر جانشینان من رحمت فرست، پرسیدند: اى رسول خدا! جانشینان شما کیانند؟ فرمودند: آنان که بعد از من مى ‌آیند و حدیث و سنت مرا نقل مى‌ کنند».

2-5. توقیع شریف امام زمانعلیه السلام؛ حضرت ولى ‌عصر علیه السلام در پاسخ به نامه اسحاق بن یعقوب این توقیع را صادر فرمودند: «امّا الحوادِثُ الواقعة فارجعوا فیها الى رُواةِ حدیثنا فَأِنَّهم حُجّتى علیکُم و انا حجّة الله علیهم»؛ کمال الدین و تمام النعمه، ص 483 و 484، ح 4.؛ «در رخدادهایى که اتفاق مى‌ افتد، به راویان حدیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجّت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنان هستم».
از آنجایى که این توقیع گرامى، مناسب با بحث ما و داراى اهمیت زیادى است، توضیحاتى چند درباره آن بیان مى‌ شود :
منظور از راویان حدیث در توقیع شریف حضرت ولى‌ عصر علیه السلام، قطعاً کسانى نیستند که الفاظ حدیث را بدون تفهّم و تفقّه در مفاد آن نقل مى‌ کنند ؛ بلکه مقصود فقها و اهل نظراند که از ناحیه آن حضرت، حجّت بر مردم هستند.
منظور از حوادثى که به وقوع مى ‌پیوندد و مردم باید در آن حوادث به علما مراجعه کنند، یقیناً امور اجتماعى و حکومتى است؛ نه صرفاً بیان احکام و مسائل شرعى حلال و حرام.
شیخ انصارى در کتاب مکاسب، با سه دلیل ثابت مى‌ کند که منظور از «حوادث واقعه»، همه امورى است که عقلاً و شرعاً در مورد آن، باید به حاکم مراجعه کرد. از جمله این که امام، مردم را در اصل حوادث، به فقها (ارجاع داده است، نه در حکم حوادث). اگر مى ‌فرمودند: در احکام حوادث به فقها مراجعه کنید، ممکن بود بگوییم: فقها در بیان حلال و حرام خدا و فتوا، حجت و نماینده امام زمان علیه السلام هستند، نه در امور سیاسى و اجتماعى؛ ولى در این توقیع خود حوادث، به فقها ارجاع داده است.
از جمله «فانّهم حجّتى علیکم»؛ استفاده مى ‌شود که از سوى حضرت مهدى علیه السلام، فقیهان در کارهایى منصوب هستند که از شئون امامت و امور اجتماع باشد. آنان در کارها و امورى حجت امام زمان علیه السلام هستند که اگر حضرت حضور مى ‌داشت مى ‌بایست، خود ایشان انجام دهند؛ ولى به دلیل عدم حضورشان، آنها را به فقیهان محوّل کرده و مردم را نیز به آنان ارجاع داده اند.

نتیجه گیرى‌
برآیند این بحث آن است که «ولى فقیه»، رهبر جامعه اسلامى در عصر غیبت و دارنده مقام قضاوت و حکومت است و بدون او جامعه دچار حاکمان غاصب و جائر و عدم رعایت موازین دینى مى ‌شود.
porseman.org

کلمات کلیدی : 
ولی فقیه , نایب امام زمان , غیبت کبری , رهبری , ولایت , ادله ولایت فقیه , عصر غیبت , فقیهان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
ملاک و معیار انتصاب نواب اربعه چه بوده است؟

پاسخ : 
امامان معصوم علیهم السلام بر اساس حکمت رفتار مى کردند و قطعا در نصب ها یک سرى معیارها و ملاک هایى را مد نظر داشتند از قبیل :

1- تقیه و رازدارى در حد بالا
سفیر اول حضرت ، عثمان بن سعید براى رعایت تقیه مى کوشید تا خود را از بازرسى هاى رژیم عباسى دور نگه دارد. او بدین منظور در هیچ بحث و مجادله مذهبى یا سیاسى به صورت آشکار درگیر نمى شد. (1)
حسین بن روح نیز در راستاى رعایت و حفظ تقیه یکى از خدمتگزاران خود را تنها به این دلیل که معاویه را لعن نمود عزل و اخراج کرد. (2) 

2- صبر و استقامت بسیار عالى و ممتاز
عده اى از ابو سهل نوبختى پرسیدند: چرا تو نایب خاص حضرت نشدى ؟ او در جواب گفت :((آنان (امامان علیهم السلام ) بهتر از همه مى دانند که چه کسى لایق این مقام است .
من آدمى هستم که با دشمنان رفت و آمد دارم و با آنان مناظره مى کنم . اگر آنچه را که ابوالقاسم حسین بن روح درباره امام مهدى علیه السلام مى داند من مى دانستم شاید در بحث هایم با دشمنان آن گاه که جدال و لجات آنان را مى دیدم مى کوشیدم تا دلایل بنیادى را بر وجود امام ارائه دهم و در نتیجه محل اقامت او را برملا مى ساختم . اما اگر ابوالقاسم حسین بن روح ، امام را زیر عباى خود پنهان داشته باشد و بدنش را با قیچى قطعه قطعه کنند تا امام مهدى علیه السلام را نشان دهد هرگز قباى خود را کنار نمى زند و امام را نشان نمى دهد)).(3)

3- نسبت به دیگران فهمیده تر بودن
شیخ طوسى در کتاب((الغیبة)) به فهم و درایت آنان اشاره کرده است.(4)

4- حساس نبودن حکومت نسبت به آنان
امام مهدى علیه السلام در انتخاب نایبان خاص خود از افرادى استفاده مى کرد که در دستگاه ظالمان عباسى نسبت به آنها حساسیتى نباشد چون نیابت خاص کارى بود بسیار مخفى و مبهم و مهم . و لذا هر یک از آنان داراى شغل بوده ، کاسبى مى کرده اند تا شناخته نشوند.

پی نوشتها:
1- تاریخ سیاسى غیبت امام دوازدهم، دکتر جاسم حسین، ص 149.
2- الغیبة، طوسى، ص 237.
3- الغیبة، طوسى، ص 240؛ بحارالانوار، ج 51، ص 359.
4- الغیبة، طوسى، ص 236.
منبع : موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران

کلمات کلیدی : 
نواب اربعه , نایبان خاص امام زمان , تیقه , نایب خاص
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مقدس اردبیلی (ره) در سفر به کربلا چگونه توفیق دیدار امام زمان (ع) را به دست آورد؟

پاسخ : 
مقدس اردبیلی (رحمت الله علیه) می‌فرماید: 
آمدم کربلا زیارت اربعین بود، از بسکه دیدم زائر آمده و شلوغ است، گفتم: داخل حرم نروم با این طلبه ها مزاحم زوار از راه دور آمده نشویم.
گفتم: همین گوشه صحن می‌ایستم زیارت می‌خوانم، طلبه‌ها را دور خودم جمع کردم یک وقت گفتم: طلبه‌ها این آقا طلبه‌ای که در راه برای ما روضه می‌خواند کجاست؟
گفتند: آقا در بین این جمعیت نمی‌دانیم کجا رفته است. 
در این اثناء دیدم یک عربی مردم را می‌شکافت و به طرف من آمد و صدا زد ملا احمد مقدس اردبیلی می‌خواهی چه کنی؟ 
گفتم: می‌خواهم زیارت اربعین بخوانم.
فرمود: بلندتر بخوان من هم گوش کنم.
زیارت را بلندتر خواندم یکی دو جا توجه‌ام را به نکاتی ادبی داد وقتی که زیارت تمام شد، به طلبه‌ها گفتم : این آقا طلبه پیدایش نشد؟ 
گفتند: آقا نمی‌دانیم کجا رفته است. 
یک وقت این عرب بمن فرمود: 
مقدس اردبیلی چه می‌خواهی؟ 
گفتم: یکی از این طلبه‌ها در راه برای ما گاهی روضه می‌خواند، نمی‌دانم کجا رفته، می‌خواستم اینجا بیاید و برای ما روضه بخواند.
آقای عرب بمن فرمود: 
مقدس اردبیلی می‌خواهی من برایت روضه بخوانم؟ 
گفتم: آری آیا به روضه خواندن واردی؟ 
فرمود: آری که در این اثناء دیدم عرب رویش را به طرف ضریح اباعبداللّه الحسین (علیه السلام) کرد و از همان طرز نگاه کردن ما را منقلب کرد، یک وقت صدا زد یا اباعبداللّه نه من و نه این مقدس اردبیلی و نه این طلبه‌ها هیچ کدام یادمان نمی‌رود از آن ساعتی که می‌خواستی از خواهرت زینب (علیهاالسلام) جدا شوی.
در این هنگام دیدم کسی نیست. فهمیدم این عرب، مهدی زهرا (علیهاالسلام) بوده، واقعا ساعت عجیبی بود.
منبع: ترجمه کامل الزیارات ، ص 416.

کلمات کلیدی : 
مقدس اردبیلی , دیدار امام زمان , زیارت اربعین , روضه امام حسین , کربلا
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا این که می‌گویند امام زمان (ع) در روضه حضرت عباس (ع) حضور می‌یابند، صحیح است؟

پاسخ : 
پاسخ شما را با ذکر تشرفی که در ادامه می‌آید، می‌دهیم. 
جناب حجت الاسلام آقای قاضی زاهدی گلپایگانی می‌فرماید: من در تهران از جناب آقای حاج محمد علی فشندی که یکی از اخیار تهران است، شنیدم که می‌گفت: من از اول جوانی مقیّد بودم که تا ممکن است گناه نکنم و آن قدر به حج بروم تا به محضر مولایم حضرت بقیة اللّه ، روحی فداه، مشرف گردم. لذا سالها به همین آرزو به مکه معظمه مشرف می‌شدم.
در یکی از این سال‌ها که عهده دار پذیرایی جمعی از حجاج هم بودم، شب هشتم ماه ذیحجه با جمیع وسائل به صحرای عرفات رفتم تا بتوانم قبل از آنکه حجاج به عرفات بیایند، برای زواری که با من بودند جای بهتری تهیه کنم. تقریبا عصر روز هفتم بارها را پیاده کردم و در یکی از آن چادرهایی که برای ما مهیا شده بود، مستقر شدم. ضمنا متوجه شدم که غیر از من هنوز کسی به عرفات نیامده است. در آن هنگام یکی از شرطه‌هایی که برای محافظت چادرها در آنجا بود، نزد من آمد و گفت: تو چرا امشب این همه وسائل را به اینجا آورده ای؟ مگر نمی‌دانی ممکن است سارقان در این بیابان بیایند و وسائلت را ببرند؟ به هر حال حالا که آمده ای، باید تا صبح بیدار بمانی و خودت از اموالت محافظت بکنی. گفتم: مانعی ندارد، بیدار می‌مانم و خودم از اموالم محافظت می‌کنم.
آن شب در آنجا مشغول عبادت و مناجات با خدا بودم و تا صبح بیدار ماندم تا آن که نیمه‌های شب دیدم سید بزرگواری که شال سبز به سر دارد، به در خیمه من آمدند و مرا به اسم صدا زدند و فرمودند: حاج محمدعلی، سلام علیکم. من جواب سلام را دادم و از جا برخاستم. ایشان وارد خیمه شدند و پس از چند لحظه جمعی از جوان‌ها که تازه مو بر صورتشان روییده بود، مانند خدمتگزار به محضرش رسیدند. من ابتدا مقداری از آن‌ها ترسیدم، ولی پس از چند جمله که با آن آقا حرف زدم، محبت او در دلم جای گرفت و به آن‌ها اعتماد کردم. جوان‌ها بیرون خیمه ایستاده بودند ولی آن سید داخل خیمه تشریف آورده بود. ایشان به من رو کرد و فرمود: حاج محمد علی! خوشا به حالت! خوشا به حالت! گفتم: چرا؟
فرمودند: شبی در بیابان عرفات بیتوته کرده ای که جدم حضرت سیدالشهداء اباعبداللّه الحسین(علیه‌السلام) هم در اینجا بیتوته کرده بود. من گفتم: در این شب چه باید بکنیم؟ فرمودند: دو رکعت نماز می‌خوانیم، در این نماز پس از حمد، یازده مرتبه قل هو اللّه بخوان.
لذا بلند شدیم و این عمل را همراه با آن آقا انجام دادیم. پس از نماز آن آقا یک دعایی خواندند که من از نظر مضامین مانند آن دعا را نشنیده بودم. حال خوشی داشتند و اشک از دیدگانشان جاری بود. من سعی کردم که آن دعا را حفظ کنم ولی آقا فرمودند: این دعا مخصوص امام معصوم است و تو هم آن را فراموش خواهی کرد. سپس به آن آقا گفتم: ببینید آیا توحیدم خوب است؟ فرمود: بگو. من هم به آیات آفاقیه و انفسیه بر وجود خدا استدلال کردم و گفتم: من معتقدم که با این دلایل، خدایی هست. فرمودند: برای تو همین مقدار از خداشناسی کافی است. سپس اعتقادم را به مسئله ولایت برای آن آقا عرض کردم. فرمودند: اعتقاد خوبی داری. بعد از آن سؤال کردم که: به نظر شما الآن حضرت امام زمان(علیه ‌السلام) در کجا هستند. حضرت فرمودند: الان امام زمان در خیمه است.
سؤال کردم: روز عرفه، که می‌گویند حضرت ولی عصر(علیه ‌السلام) در عرفات هستند، در کجای عرفات می‌باشند؟ فرمود: حدود جبل الرحمة. گفتم: اگر کسی آنجا برود آن حضرت را می‌بیند؟ فرمود: بله، او را می‌بیند ولی نمی‌شناسد.
گفتم: آیا فردا شب که شب عرفه است، حضرت ولی عصر(علیه ‌السلام) به خیمه‌های حجاج تشریف می‌آورند و به آن‌ها توجهی دارند؟ فرمود: به خیمه شما می‌آید؛ زیرا شما فردا شب به عمویم حضرت اباالفضل (علیه‌السلام) متوسل می‌شوید.
در این موقع، آقا به من فرمودند: حاجّ محمدعلی، چای داری؟ ناگهان متذکر شدم که من همه چیز آورده‌ام ولی چای نیاورده‌ام. عرض کردم: آقا اتفاقا چای نیاورده‌ام و چقدر خوب شد که شما تذکر دادید؛ زیرا فردا می‌روم و برای مسافرین چای تهیه می‌کنم.
آقا فرمودند: حالا چای با من. از خیمه بیرون رفتند و مقداری که به صورت ظاهر چای بود، ولی وقتی دم کردیم، به قدری معطر و شیرین بود که من یقین کردم، آن چای از چای‌های دنیا نیست، آوردند و به من دادند. من از آن چای دم کردم و خوردم. بعد فرمودند: غذایی داری، بخوریم؟ گفتم: بلی نان و پنیر هست. فرمودند: من پنیر نمی‌خورم. گفتم: ماست هم هست. فرمودند: بیاور، من مقداری نان و ماست خدمتشان گذاشتم و ایشان از نان و ماست میل فرمودند.
سپس به من فرمودند: حاج محمدعلی، به تو صد ریال (سعودی) می‌دهم، تو برای پدر من یک عمره به جا بیاور. عرض کردم: اسم پدر شما چیست؟ فرمودند: اسم پدرم «سید حسن» است. گفتم: اسم خودتان چیست؟ فرمودند: سید مهدی. من پول را گرفتم و در این موقع، آقا از جا برخاستند که بروند. من بغل باز کردم و ایشان را به عنوان معانقه در بغل گرفتم. وقتی خواستم صورتشان را ببوسم، دیدم خال سیاه بسیار زیبایی روی گونه راستشان قرار گرفته است. لبهایم را روی آن خال گذاشتم و صورتشان را بوسیدم.
پس از چند لحظه که ایشان از من جدا شدند، من در بیابان عرفات هر چه این طرف و آن طرف را نگاه کردم کسی را ندیدم! یک مرتبه متوجه شدم که ایشان حضرت بقیة اللّه، ارواحنافداه، بوده‌اند، به خصوص که اسم مرا می‌دانستند و فارسی حرف می‌زدند! نامشان مهدی(علیه ‌السلامل الله تعالی فرجه الشریف) بود و پسر امام حسن عسکری(علیه‌السلام) بودند.
نشستم و زار زار گریه کردم. شرطه‌ها فکر می‌کردند که من خوابم برده است و سارقان اثاثیه مرا برده‌اند، دور من جمع شدند، اما من به آن‌ها گفتم: شب است و مشغول مناجات بودم و گریه‌ام شدید شد.
فردای آن روز که اهل کاروان به عرفات آمدند، من برای روحانی کاروان قضیه را نقل کردم، او هم برای اهل کاروان جریان را شرح داد و در میان آن‌ها شوری پیدا شد.
اول غروب شب عرفه، نماز مغرب و عشا را خواندیم. بعد از نماز با آن که من به آن‌ها نگفته بودم که آقا فرموده‌اند: «فردا شب من به خیمه شما می آیم؛ زیرا شما به عمویم حضرت عباس(علیه‌السلام) متوسل می شوید» خود به خود روحانی کاروان روضه حضرت اباالفضل(علیه‌السلام) را خواند و شوری برپا شد و اهل کاروان حال خوبی پیدا کرده بودند، ولی من دائما منتظر مقدم مقدس حضرت بقیة اللّه ، روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء، بودم.
بالاخره نزدیک بود روضه تمام شود که کاسه صبرم لبریز شد. از میان مجلس برخاستم و از خیمه بیرون آمدم، ناگهان دیدم حضرت ولی عصر(علیه ‌السلام) بیرون خیمه ایستاده‌اند و به روضه گوش می‌دهند و گریه می‌کنند، خواستم داد بزنم و به مردم اعلام کنم که آقا اینجاست، ولی ایشان با دست اشاره کردند که چیزی نگو و در زبان من تصرف فرمودند و من نتوانستم چیزی بگویم. من این طرف در خیمه ایستاده بودم و حضرت بقیة اللّه ، روحی فداه، آن طرف خیمه ایستاده بودند و بر مصائب حضرت اباالفضل(علیه‌السلام) گریه می‌کردیم و من قدرت نداشتم که حتی یک قدم به طرف حضرت ولی عصر(علیه ‌السلام) حرکت کنم. بالاخره وقتی روضه تمام شد، حضرت هم تشریف بردند.

منبع: آثار و برکات حضرت امام حسین(علیه السلام)، محمد رضا باقی اصفهانی، نشر نصایح، ص23.

کلمات کلیدی : 
روضه حضرت عباس , تشرف , امام زمان , عرفات , توسل به حضرت عباس , حاج محمد علی فشندی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امام زمان (ع) به سید بحرالعلوم درباره ثواب گریه بر امام حسین (ع) چه فرمودند؟

پاسخ : 
سید بحرالعلوم رحمت الله علیه به قصد تشرف به سامرا تنها به راه اُفتاد، در بین راه راجع به این مسئله که گریه بر سیدالشهدا علیه السلام گناهان را می‎آمرزد فکر می‎کرد، همان وقت متوجه شد که شخص عربی ، سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد بعد پرسید : "جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته‎ای ؟ اگر مسئله علمی است بفرمائید شاید من هم اهل باشم."
سید بحرالعلوم عرض کرد در این باره فکر می‎کنم که چطور می‎شود خدایِ تعالی این همه ثواب به زائرین و گریه کنندگان حضرت سید الشهداء علیه السلام می‎دهد ، مثلاً در هر قدمی که در راه زیارت برمی‎دارند، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملشان می‎نویسند و برای یک قطره اشک گناهانشان آمرزیده می‎شود؟!
آن سوار عرب فرمود: « تعجّب نکن.من برای شما مثالی می‎آورم تا مشکل حل شود، پادشاهی به همراه درباریان خود به شکار می‎رفت، در شکارگاه از لشکریان دور شد و آنها را گم کرد. به سختی فوق العاده‎ای اُفتاده و بسیار گرسنه شده بود تا این که چشمش به خیمه‌ای افتاد، وارد آن خیمه شد، در آن سیاه چادر، پیر زنی را با پسرش دید، آنها در گوشه خیمه بُز شیردهی داشتند و از راه مصرف شیر این بز زندگی خود را می‎گذراندند، وقتی سلطان وارد شد او را نشناختند ولی به خاطر پذیرایی از مهمان، آن بز را سر بریدند و کباب کردند، چون چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند.
سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد از ایشان جدا شد و هر طوری بود خودش را به درباریان رساند و جریان را برای اطرافیان نقل کرد، در نهایت از ایشان سؤال کرد؛ اگر من بخواهم پاداش میهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم چه عملی باید انجام بدهم ؟
یکی از حضّار گفت: خوب است پادشاه بر اساس کرامتشان در ازای آن یک بز، به او صد گوسفند بدهند. دیگری گفت : صد گوسفند و صد اشرفی به او بدهید. نفر سوم گفت: علاوه به اینها فلان باغ را هم به ایشان بدهید تا برای همیشه زندگی راحتی داشته باشند.
وزیر اعظم که از همه حکیم‌تر بود، گفت: جناب سلطان شما اگر بخواهید جبران کنید باید کل سلطنت و تاج و تخت و دارایی‌تان را به ایشان بدهید که تازه آن وقت مقابله به مثل کرده‌اید و بدون هیچ لطف اضافه‌ای فقط محبت‌شان را جبران نموده‌اید چرا که آنها هر چه را داشتند به شما تقدیم کردند و شما هم باید آنچه دارید به آنها تقدیم کنید.
بعد سوار عرب به سید فرمود: «حالا جناب بحر العلوم حضرت سید الشهداء علیه السلام هر چه از مال و منال و اهل و عیال و پسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت، همه را در راه خدا داد. پس اگر خداوند به سیدالشهدا علیه السلام این همه مقام و به زائرین و گریه‎ کنندگان آن حضرت این همه اجر و ثواب بدهد نباید تعجب کرد. چون خدا که خدایی‎اش را نمی‎تواند به سید الشهداء علیه السلام بدهد اما در ازای آن، این همه مقامات به او داده است.
وقتی شخص عرب این مطالب را فرمود، از نظر سید بحرالعلوم غائب شد و بعد ایشان متوجه می‎شود که آن سید عرب امام زمان علیه السلام بوده است.

منبع: کتاب برکات حضرت ولی عصر علیه السلام برگرفته از کتاب عبقری الحسان

کلمات کلیدی : 
تشرف , گریه بر امام حسین , امام زمان , سید بحرالعلوم , سیدالشهدا , ثواب , زیارت امام حسین
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا حضرت مهدی علیه السلام با وجود افراد متدین زیاد در جهان، ظهور نمی کند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
با وجود این همه افراد متقی و متدینی که دست اندرکار امور خیر در سطح جهان اند، چرا حضرت مهدی علیه السلام ظهور نمی کنند؟

پاسخ:
اولا وجود افراد صالح و خیر علت تامه ی ظهور نیست، هر چند زمینه فراهم کننده ی آن است . اصل ظهور به خواست و حکمت خداوند بستگی دارد . اراده ی خداوند علت تامه و فاعلی ظهور است که تعیین ، تقدیر و امضا می کند. آمادگی روحی و معنوی مردمان زمینه ی آن است . آنان هرگاه آماده شوند و دعا کند خداوند اراده فرماید و حکمتش به ظهور تعلق گیرد، آن حضرت ظاهر می شود. این نیست که بگوییم : چون افراد صالح اند، چرا که ظهور نمی شود؟ بلکه وظیفه ی ما، در صورت صلاح و تقوای مردم، دعا و استغاثه است. افراد صالح باید برای تعجیل در ظهور دعا کنند و چشم به راه بودن را نشان دهند.
از سوی دیگر، تردید در صغرای قضیه است که گفته می شود مردم با تقوا و صالح اند. کجا افراد متقی و صالح بسیارند؟ وجود آنان درچنین روزگاری (به تعبیرات روایات) از گوگرد سرخ نیز کم تر است. دین نیز در دست افراد بشر، به سان گوگرد سرخ، کم یاب است و نگهداری آن چون آتش در کف دست است. اگرخوب ها و خوبی های بیشتر تحلیل شود و با ملاک های قرآنی و روایی و اخلاق اهل بیت سنجش شود1 و به دقت، تفکرات، اعتقادات، اعمال و عمل کرد فردی و اجتماعی و نحوه ی برخورد با دین مطالعه شود، آن گاه معلوم می شود که افراد صالح چه قدر نادرند. داستانی را از پدر یکی از مراجع دینی می آورم . او گفته بود:
یکی از صلحای شهر به درگاه امام زمان علیه السلام بسیار استغاثه می کند و عر ض می کند: «آقا! با وجود این همه افراد صالح چرا ظهور نمی کنید؟ مدت ها گریه و زاری می کند. امام زمان علیه السلام برای این فرد ظاهر می شوند و می فرمایند : 
برای این که امتحان کنی که چند نفر از مردمان حقیقتا صالح اند، شب جمعه، چهل نفر از صالح ترین افراد را در منزل یکی از بهترین صالحان شهر گرد آور، فلان قصاب را هم (که او نیز از متقی ترین و بهترین مردم بود) بخوان وسه راس بزغاله آماده کن و قصاب و بزغاله ها را در پشت بام ببر.
آن مرد نیک شب جمعه ای را انتخاب می کند و از میان تمام صلحا، 40 نفر را دعوت می کند و در حیاط منزل اجتماع می کنند . این ها همه می نشینند و استغاثه می کنند. (ضمنا آن حضرت سپرده بودند که او به مردم نگوید بزغاله ها و قصاب در پشت بام اند) یک مرتبه می بینند نوری بر فراز بام ظاهر شد. یقین می کنند که امام زمان علیه السلام تشریف آوردند. آن گاه نور به طرف پشت بام می رود. یکی از صلحا را که بسیار مرد نیکی بوده است صدا می زنندکه : به پشت بام بیا.
او به پشت بام می رود. بعد از چند دقیقه، می بینند که از پشت بام خون جاری شد! یقین می کنند که امام زمان علیه السلام این شخص را سر بریده اند و این خون اوست. گروهی فرار می کنند. چند دقیقه ی دیگر صدا می کنند و می گویند : فلان شخص (یکی دیگر از صلحا) بیاید.
آن صالح هم به پشت بام می رود. چند لحظه ی دیگر می بیننند که باز هم از ناودان خون جاری شد و یقین می کنند که نفر دوم هم به دست آن حضرت سر بریده شد. تمام آنها می روند و سه نفر بیشتر نمی مانند. نفر سوم را صدا می کنند. در این هنگام فقط همان نفر می ماند و بقیه هم می روند. او هم ـ یکی از افراد بسیار صالح بودـ بالا می رود سپس خون از ناودان جاری می شود.
بعد امام زمان علیه السلام به آن فرد استغاثه کننده و بی تاب می فرمایند : 
« مردم این گونه اند. با این که یقین کردند که ما تجلی کردیم ـ به خاطر این که گمان کردند (نه یقین)که آنان سر بریده شدند ـ همه آن ها پا به فرار گذاشته و رفتند، حال آن که این خون بزغاله هایی بود که قصاب سر می برید!»
مردم باید امتحان گردند و از امتحان در آیند و غیر از این داستان، داستان های زیاد دیگری در تاریخ هست که اتفاق افتاده و نشان داده که مردم هنوز آماده ی ظهور نیستند. با زبان، ظهور را می خواهند‌، لیکن در دل رنگ دیگری دارند. هنگامی که امتحان پیش می آید ، حقایق آشکار می گردد :
« احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا : امنا و هم لا یفتنون؟! ولقد فتنا الذین من قبلهم ...»2
یکی از سنت های لایتغیر خداوند ، امتحان است. امتحان که پیش بیاید، بسیاری از مردم مردود می شوند و بسیاری هم تجدید. قبول شده در مرحله ی اول بسیار اندک است. آن چه بر ماست این است که : به سوی صلاح حقیقی (نه ادعایی و ریایی) رو آوریم و در همان حال از دعا و استغاثه نکاهیم. اندیشه و دلمان، ظهور امام عصر علیه السلام و پیروی از حضرت او باشد تا مگر خداوند منان به دعای سوخته ای ترحم کند و جهانیان را از سرگردانی و حیرت نجات بخشد. آری، وظیفه ی ما دعا و استغاثه و صلاح و اصلاح است.
در این باره، مراجعه کنید به کتابهای:
ـ مکیال المکارم، صص 262 ـ 255
ـ روزگار رهایی، ج1، ص349 .
ـ مهر محبوب، صص 261 ـ 258.

پی‌نوشت‌ها:
1.شرط خوب بودن خوبی ، کاملا وارسته بودن واز«خود» بیرون آمدن است.عمل حسود پذیرفته نیست، چون خود را بر دیگران ترجیح می دهد. از متکبر نیز عبادت پذیرفته نمی شود، زیرا در کنار کبریای مطلق از خود دم زده است. به همین ترتیب، بخیل و سنگ دل و تندخو و ریاکار و... و بالاخره خودپسند-که کارهای خوبش به چشمش می آید- وزنه ای برای سنجش در ترازوی دقیق الاهی ندارند. بنابراین، چند کارخوب و خیر سراغ می توان کرد که از همه این شائبه ها دور و تنها و تنها برای خدا – که ذات جامع همه ی خوبی هاست- انجام شود؟
2. سوره عنکبوت (29)، آیه های 3 و4.

منبع: www.serajnet.org

کلمات کلیدی : 
ظهور حضرت مهدی , علت تامه , افراد متدین , اراده خداوند , حکمت خداوند , افراد صالح , امتحان الهی , دعا , استغاثه
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا قبل از ظهور حضرت مهدی علیه السلام، دو سوم مردم جهان کشته می شوند؟

پاسخ : 
از جمله چیزهایی که به عنوان علائم ظهور امام زمان علیه السلام مطرح است و در روایات به آنها اشاره شده این است که دو سوم مردم جهان از بین می روند، البته این قطعا از علائم حتمیه نیست که باید حتما واقع شود و شاید هم خداوند عنایتی کرده و چنین نشود، ولی با وضع مسابقه تسلیحاتی که امروز درجهان وجود دارد و با توجه به این که هر روز احتمال جنگ جهانی، آن هم با سلاح های اتمی می رود، احتمال وقوع چنین کشتار جمعی قریب الوقوع بوده و ممکن است واقع بشود. اینک به بعضی از این نوع روایات اشاره می کنیم:

1. امام علی علیه السلام فرمودند: 
«لا یخرج المهدی حتی یقتل ثلث ویموت ثلث و یبقی ثلث؛ 
حضرت مهدی قیام نمی کند، مگر زمانی که یک سوم مردم کشته شوند و یک سوم دیگر بمیرند و یک سوم باقی بمانند.»1

2. امام علی علیه السلام فرمودند:
«بین یدی المهدی موت احمر و موت ابیض و جراد فی غیر حینه کالو انی الدم فاما الموت الاحمر فالسیف و اما الابیض فالطاعون؛ 
نزدیک ظهور حضرت مهدی مرگ سرخ و مرگ سفید و ملخ درغیر زمانش می باشد که مانند رنگ خون است و اما مرگ سرخ مرگ با شمشیر است و مرگ سفید طاعون است.»2
(مرگ با شمشیر کنایه از جنگ است که به صورت عمومی واقع می شود که یک سوم مردم را درکام خود فرو می برد .)

3. امام صادق علیه السلام فرمودند: 
«لا یکون هذا الامر حتی یذهب ثلثا الناس، فقیل له فاذا ذهب ثلثا الناس فما یبقی؟ فقال علیه السلام اما ترضون ان تکونوا الثلث الباقی؛
این امر (قیام حضرت مهدی علیه السلام) واقع نمی شود تا آن که دوسوم مردم بروند (کشته شوند). به حضرت عرض شد اگر دو ثلث مردم بروند پس چه کسی باقی می ماند؟ حضرت فرمودند: شما دوست ندارید که از آن ثلث باقی مانده باشید.»3

چنان که ملاحظه می کنید در این روایات و مشابه آنها به کشته شدن دو سوم مردم جهان قبل از ظهور تصریح شده است، اما این که این امر قطعا واقع می شود یا این که بداء حاصل می شود، علمش نزد خداوند متعال است.

پی نوشتها: 
1. عقد الدرر فی اخبار المنتظر، ص96.
2. همان، ص98، فصل اول از باب چهارم.
3. بحارالانوار، ج 52 ، ص 207.

منبع : www. serajnet.org

کلمات کلیدی : 
علائم ظهور امام زمان , کشتار جمعی , ظهور حضرت مهدی , بداء , جنگ جهانی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا بیداری اسلامی از شرایط یا علائم ظهور امام زمان علیه السلام است؟

پاسخ : 
لازم است در ابتدا روشن شود منظور از شرایط و علائم ظهور چیست؟ تا بعد بر اساس آن بتوانیم پاسخ دهیم که این بیداری اسلامی چه می تواند باشد و چه ارتباطی با بحث مهدویت و امر ظهور امام زمان علیه السلام می تواند داشته باشد؟ 


تعریف علائم 
یعنی نشانه هایی که بیانگر هستند، علامت می دهند و ما را به طرف مقصد راهنمایی می کنند که شما به طرف مقصد حرکت می کنید که شما به مقصد نزدیک شدید به اینها علائم می گویند.
معمولاَ هم علائم یک چیز در اختیار عموم انسان ها نیست، بلکه برای راهنمایی قرار داده شده است، مثل علامت راهنمایی و رانندگی که در اختیار عموم انسان ها نیست که با سلیقه خود آن را بخواهند تغییر دهند بلکه یک گروه متخصص،علامت ها را طراحی کرده و به مردم نشان می دهند و این علامت ها در جاده استفاده می شود.
علامت های ظهور هم یک سری اتفاقها، رویدادها و حوادثی است که خداوند تبارک تعالی در نظر گرفته است تا اینها به عنوان نشانه های ظهور باشد. پس ما انسان ها نمی توانیم خود علامتی برای ظهور انتخاب کنیم یعنی این که بگوییم این علامت ظهور است یا این علامت را نفی کنیم، لذا ما انسان ها هیچ نقشی در علامت های ظهور نداریم آن چیزی را که خداوند به عنوان علامت در نظر گرفته همان هست و در روایات به آن اشاره شده است البته ما هم می توانیم تجزیه و تحلیل کنیم که آیا مطلب با توجه به روایات علامت هست یا خیر.


تعریف شرایط
در رابطه با شرایط، زمینه ها و امور و عواملی که باعث می شود یک پدیده به وجود بیاید آن زمینه ها و اسباب در بعضی مواقع در اختیار ما انسان ها است و در بعضی موارد در اختیار ما انسان ها نیست اگر آن پدیده، پدیده ای باشد که ما انسان ها در آن دخالتی نداشته باشیم، شرایطش هم در اختیار ما نیست مثل باران، یک پدیده ای است که در اختیار ما نیست لذا ما نمی توانیم باران را تولید کنیم یا جلوی باران را بگیریم البته دخالت هایی می کنیم ولی عموما در اختیار ما نیست لذا خشکسالی های زیادی اتفاق می افتد و بشر هیچ کاری نمی تواند انجام دهد یا بارانهای سیل آسایی به وجود می آید و بشرهیچ کار نمی تواند انجام دهد. اما اموری که مربوط به زندگی انسان ها است، انسان ها در آن امور دخالت دارند و نقش ایفا می کنند به عبارتی دیگر انسان ها اگر همه شرایط و زمینه ها را در اختیارشان نباشد، قطعا برخی از شرایط و زمینه ها در اختیارشان است. علت هم این است که آن امر مربوط به انسان ها است، به خاطر همین خداوند تبارک تعالی انسان ها را دخالت می دهد و نقش آنها را می پذیرد.


نقش انسانها در شرایط ظهور امام زمان علیه السلام
بحث قیام و انقلاب امام زمان علیه السلام از همین قسم است یعنی یک پدیده ای است که در مورد زندگی انسان ها قرار است اتفاق بیفتد خیلی روشن است که انسان ها در آن نقش دارند و باید زمینه هایی را فراهم بکنند تا امکان انقلاب در جامعه انسانی ممکن بشود.
ما اگر نگاه کنیم به انقلاب ها می توانیم یک سری شرایطی را برای انقلاب در نظر بگیریم به عنوان شرایط عام. وقتی هم به انقلاب امام زمان علیه السلام نگاه می کنیم با توجه به این که این انقلاب مانند انقلاب های دیگر است که در جامعه انسانی رقم می خورد، می توانیم مشابه سازی کنیم و بگوییم همان طور که در این انقلاب ها این شرایط است و انسان ها نقش ایفا می کنند در انقلاب امام زمان علیه السلام نیز همین طور است، باید این شرایط باشد و انسان ها نقش خودشان را ایفا بکنند. البته ما جدای این که از این انقلاب های دیگر استفاده می کنیم، آیات و روایات هم هستند که به ما می گویند که اگر انسان ها نقش خود را ایفا بکنند، امر ظهور ان شاء الله زودتر محقق خواهد شد.


انقلاب هایی که امروز در حال رخ دادن است، جزء شرایط ظهور است 
یکی از نقش آفرینی ها مهمی که باعث می شود که انقلابی رقم بخورد این هست که توده مردم خواستار یک تحول جدی و اساسی باشند یعنی به این نتیجه برسند که دیگر این نظامی که الان بر سرکار است این نظام فایده ای ندارد و باید این نظام عوض بشود و برای تغییر این نظام از خودشان حرکت نشان بدهند و این حرکت می شود یک حرکت عمومی، تحول خواهی عمومی، اگر تحول خواهی عمومی در بین یک جامعه رقم بخورد، عموم مردم آن جامعه آمادگی داشته باشند و بخواهند نظام عوض بشود، نظام عوض می شود .
کسی نمی تواند جلوی مردم را بگیرد این کاری بود که ما در ایران به رهبری امام خمینی رحمت الله علیه با رژیم منحوس پهلوی انجام دادیم و سلطنت پهلوی از بین رفت چرا به خاطر این که عموم مردم نمی خواستند و این نخواستن را نشان دادند، با راهپیمایی ها و مبارزات انقلابی، واقعا وقتی خواسته ها و خواستن تحول جدی بود، تحول هم رخ داد.
بنابراین انقلاب هایی که رخ می دهند، این انقلاب ها که زمینه آن تحول خواهی انسان ها است، باید حواسمان باشد که از شرایط و زمینه های یک انقلاب حساب می شود نه جزء علائم.


بیداری اسلامی، جزء علائم ظهور نیست
در رابطه با بیداری اسلامی که مطرح شده جزء شرایط یا علائم ظهور است، طبیعتاً زمانی می توان گفت که جزء علائم ظهور است که در روایات روشن، شفاف و صریح به آن اشاره شده باشد که در نزدیکی ظهور اتفاقاتی می افتد که نشان دهنده ظهور است اگر این طور شد، می توانیم بگوییم این قیام ها و بیداری ها از علامت های ظهور است. علامت اصطلاحی، یعنی حوادثی که بیانگر نزدیک شدن امر ظهور است اما ما در روایات چنین چیزی نداریم که به صورت شفاف، دقیق، واضح و معتبراشاره کرده باشند که انقلاب هایی در جوامع اسلامی اتفاق خواهد افتاد که نشانه ظهور است.


بیداری اسلامی، زمینه ساز شرایط ظهور است
بنابراین می توانیم وارد بحث شرایط بشویم که آیا می توان این انقلاب ها زمینه و شرایط انقلاب امام زمان علیه السلام را رقم بزنند و جزء زمینه سازی برای ظهور قلمداد شوند و یا اصولا بین این انقلاب ها و مهدویت پیوندی هست یا نه؟ اگر گفته می شود به صورت ظاهر در این انقلاب ها پیوندی با مهدویت نیست یعنی چه؟ 
یعنی این که مردم نیامدند بگویند که ما قیام کردیم برای این که امام زمان علیه السلام بیایید و این حکومت ها از بین برود و خودمان را آماده ظهور امام زمان علیه السلام بکنیم. بنابراین به صورت ظاهر نمی توانیم بگوییم اینها جزء زمینه سازی برای ظهور است، امابه یک معنا می توانیم به ظهور ربط بدهیم و آن این هست که در این انقلاب ها آن چیزی که اتفاق افتاده، که واقعا مردم می خواهند تحول صورت بگیرد و این تحول براساس اسلام باشد نه نسخه هایی که انسان ها می نویسند، می خواهند براساس نسخه های الهی باشد، براساس قرآن باشد این یک واقعیت است و کسی نمی تواند منکر باشد. از طرف دیگر همه این انقلاب ها تقریبا به نحوی مستقیم و غیر مستقیم از انقلاب اسلامی ایران الهام گرفتند. اینها طول این سی و سه سالی که انقلاب اسلامی ایران صورت گرفته و حوادثی که اتفاق افتاده را می بینند که الان ایران کجا ایستاده و حکومت های خودشان را دیدند. این تحول خواهی به این نوع، بیانگر این است که واقعا اینها دلشان می خواهد یک حکومتی بر روی کار بیایید که این حکومت اسلامی باشد واقعا نه صرف اسلام، بلکه شریعت اسلامی به درستی پیاده بشود، آرمان های انسانی به درستی تحقق پیدا بکند. اگر این طور بگوییم این تحول خواهی که انشا الله گسترش پیدا کند، می تواند زمینه هایی را برای ظهور امام زمان علیه السلام فراهم بکند.
طبیعتا انقلاب امام زمان علیه السلام، زمانی رخ خواهد داد که مردم آمادگی یک تغییر اساسی را داشته باشند نه یک تغییر جزیی، یک تغییر اساسی، یک تحول بنیادین، مثل این که مردم ما در سال 57 واقعا به دنبال یک تغییر بنیادین بودند به خاطرهمین کل نظام حاکم و آن سیستم و قوانین همه زیر رو شد و به یک نظام کاملا جدید روی کار آمد اگر این طور باشد .
می توان بگوییم که این انقلاب ها می توانند برای زمینه سازی ظهور امام زمان علیه السلام حساب بشوند و جزء شرایط ظهور قرار بگیرند و ما این امید را ان شاء الله داریم که مردم حالا که وارد صحنه سیاست شدند و دنبال تحول اساسی هستند همان طور رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: "سعی بکنند این تحول، تحول اساسی باشد، مصادره نشود و بتوانند آن چیزی را که ندای فطرت شان و عقل شان و دین شان بگوید، ان شاء الله به آن برسند".

منبع :www.mahdi313.org

کلمات کلیدی : 
بیداری اسلامی , شرایط ظهور , علایم ظهور , مهدویت , نشانه های ظهور , ظهور امام زمان , انقلاب , تحول , قیام امام زمان , انقلاب اسلامی , رژیم پهلوی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا ایران، کشور امام زمان علیه السلام است؟

پاسخ : 
امام مهدی علیه السلام متعلق به همه انسان‌ها و امام هستی و پیشوای جهانیان است. شرق و غرب عالم به حضرت مهدی علیه السلام تعلق دارد. منظور از کشور امام زمان خواندن ایران، عنایت ویژه امام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف به این منطقه است، زیرا تنها قسمتی که در آن، شیعیان آب و خاک دارند، حکومت می‌کنند و طبق احکام الهی و اهل‌بیت عمل می‌کنند، ایران است.
از سوی دیگر، تنها کشوری که انگیزه زمینه‌سازی ظهور دارد، ایران است. در هیچ جای دنیا کشوری نیست که حکومت آن شیعه باشد و یا ادعای زمینه‌سازی داشته باشد. لذا امام خمینی رحمت الله علیه می‌فرمایند: 
«این کشور صاحب‌الزمان است و باید کشوری باشد که تا ظهور موعود به استقلال خودش ادامه بدهد و قدرت خودش را در خدمت آن بزرگوار قرار بدهد».(۱) 
گفتنی است که شبیه این تعبیر نیز در جریان تشرف مرحوم آیت‌ الله العظمی نائینی از وجود شریف امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف نقل شده است که ایشان درباره حفظ ایران در جنگ جهانی اول فرموده‌اند: 
«اینجا‌ ‌خانه شیعه ماست، می‌شکند، خم می‌شود، خطر هست، ولی ما نمی‌گذاریم سقوط کند، ما نگهش می‌داریم».(۲)
بنابراین، اگر گفته می‌شود که ایران کشور امام زمان علیه السلام است، مقصود این است که ایشان نسبت به این مرز و بوم عنایت خاصی دارند و مردم آن نیز بیش از دیگران به آن حضرت اعتقاد و محبت دارند و در مسیر تحقق اهداف و آرمان‌های ایشان بیشتر می‌کوشند.
درباره این تعبیر که: «حضرت مهدی علیه السلام از مادری غربی و پدری شرقی است، پس شرق و غرب عالم متعلق به امام مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف است»، باید گفت: 
دین اسلام که توسط پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله آورده شد، برای تمام جهانیان تا ابد است. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله، هم پیامبر شرق و هم غرب عالم بودند، با این‌که پدر و مادری شرقی داشتند. امام علی علیه السلام هم که از پدر و مادر شرقی به دنیا آمده بودند، بر شرق و غرب عالم امامت می‌کردند و هم‌چنین دیگر ائمه علیهم السلام. پس دلیل تعلق امام مهدی علیه السلام به شرق و غرب عالم، تولد ایشان از مادر غربی و پدری شرقی نیست.

پی‌نوشت‌ها:
۱.صحیفه نور، ج۱۴، ص۱۹۵. در این رابطه در فصل‌نامه انتظار، شماره۱، ص۲۰، سخنان امام خمینی رحمت الله علیه گردآوری شده است.
۲.عنایات حضرت مهدی علیه السلام به علما و طلاب، ص۳۱۵. نمونه‌های مشابه دیگری نیز در کتاب میر مهر، ص۲۵ نقل گردیده است که عنایات امام عصر(عج) به ایران را ثابت می‌کند. 

منبع : پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
ایران , کشور امام زمان , شیعیان , زمینه‌سازی ظهور , تشرف آیت‌ الله العظمی نائینی , پیامبر اکرم , دین اسلام , امامت
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
علت تأخیر در فرج حضرت مهدى علیه السلام چیست؟

پاسخ : 
علت تأخیر فرج آقا و مولاى ما امام زمان علیه السلام به خود انسان ها باز مى گردد، زیرا تشکیل حکومت عدل و توحیدى در سطح جهان عمدتا احتیاج به شرایط و آمادگى هاى لازم از طرف خود مردم دارد، از قبیل این که :
1- مردم مفهوم عدل را بدانند.
2- به حدى برسند که از جان و دل خواهان عدل باشند.
3- با عمل به دستورات شرع به حد بالاى شعور فکرى و فرهنگى برسند، گر چه در محدوده بخشى از مردم باشد. و لذا مرحوم خواجه نصیرالدین طوسى در ((شرح تجرید)) غیبت امام زمان علیه السلام را از ناحیه خود مردم مى داند. 
4- پیشرفت بشر از ناحیه صنعت و تکنیک.
و در مجموع فراهم نشدن مجموع شرایط لازم براى ظهور، علت تأخیر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
امام زمان علیه السلام در توقیعى که به شیخ مفید رحمة الله علیه مى فرستند، مى فرمایند: 
ولو اءن اءشیاعنا - و فقهم اله لطاعته - على اجتماع من القلوب فى الوفآء بالعهد علیهم، لما تاخر عنهم الیمن بلقآئنا، و لتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا على حق المعرفة منهم بنا، فما یحبسنا عنهم الا ما یتصل بنا مما نکرهه و لا نوثره منهم(1)؛
اگر شیعیان ما - که خداوند توفیق طاعتشان دهد - در راه ایفاى پیمانى که بر دوش دارند، همدل مى شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمى افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنها مى گشت، دیدارى بر مبناى شناختى راستین و صداقتى از آنان نسبت به ما. علت مخفى شدن ما از آنها چیزى نیست جز آنچه که از کردار آنها به ما می رسد و ما توقع انجام این کارها را از آنها نداریم.

پی نوشت:
1- احتجاج، ج 2 ، ص 315.

منبع: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران.

کلمات کلیدی : 
تأخیر در فرج , دل , غیبت امام زمان , شرایط ظهور , توقیع , شیعیان , ملاقات امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونه بایستی زمینه های ظهور حضرت مهدی علیه السلام را فراهم کنیم؟

پاسخ : 
فراهم آوردن زمینه‌های ظهور، از جمله شرایط ظهور به حساب می‌آید، و تا زمینه ظهور فراهم نشود، حضرت مهدی علیه السّلام ظهور نخواهد کرد. حال باید توجه داشت که برخی از شرایط ظهور، با گذشت تاریخ و ظلم و جور انسان‌ها، پیشرفت علم و دانش بشری و در نتیجه آگاهی مردم دنیا و ناامید شدن مردم از نحله‌ها و مذهب‌های بشری و حکومت‌های مختلف فراهم می‌شود؛ و بایسته است برخی دیگر از آنها به دست ما انسانها و دوستداران آن حضرت فراهم آید. 
اما سؤال این است که چگونه می‌توان زمینه‌ظهور را فراهم آورد؟ 
برای فراهم آوردن زمینه‌های ظهور حضرت مهدی علیه السلام می‌توان موارد متعددی را ذکر کرد؛ 

1. تحوّل جامعه بشری: 
ایجاد آگاهی و آمادگی جامعه بشری برای حقّ و حقیقت و مخالفت جدّی با ظلم و جور در یکی از زمینه‌های مهم برای ظهور آن حضرت است. و این مهمّ بر عهده همه ما مسلمانان و شیعیان است. 
ما باید با استفاده از علم و تکنولوژی، حقایق اسلام را به گوش جهانیان برسانیم، آنها را با زیبایی‌های مکتب اهل بیت پیامبر علیهم السّلام که هماهنگ با فطرت انسانی است آشنا بسازیم؛ تا همان گونه که در احادیث آمده است، با شناخت زیبایی‌های مکتب اهل بیت علیهم السّلام و مقایسه آن با سایر مکاتب و فرهنگ‌ها، حق را از باطل تشخیص داده، از آنها دل کنده و به حقیقت بپیوندند و آن زمان که مردم جهان با دروغگویی‌های حکّام هواپرست و جاه طلب آشنا و بر ناتوانی آنها از سعادتمندی جامعه بشری آگاه شدند، قهراً مستأصل شده و بدنبال یک منجی مصلح بوده و خود به خود برای پذیرش حق و حقیقت آمادگی پیدا می‌کنند و قدر آن منجی را ارج می‌نهند. 
اصولاً باید توجّه داشت که یکی از علل غیبت امام عصر علیه السّلام نیز، عدم آمادگی مردم برای پذیرش حق و حقیقت بوده است. چرا که بر اثر جهل مردم و ظلم حکّام زمان، همه‌ ائمّه قبلی یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند، لذا برای حفظ حجّت الهی و خالی نماندن زمین از وجود آن، دوران غیبت شروع و تا فراهم شدن زمینه ظهور ادامه خواهد داشت. 
اگر برای جامعه بشری این آمادگی‌ها و آگاهی‌ها حاصل نشود، حضرت تشریف بیاورند، آن حضرت نیز مانند امامان معصوم سابق به شهادت خواهد رسید. بنابراین رشد و آگاهی عموم مردم محروم و مستضعف، می‌بایست به درجه‌ای برسد که نور وجود امام را لمس کرده، مثل پروانه گرد شمع وجود او گرد آیند. باید درجه رشد و آگاهی آنان به حدّی برسد که از مدّعیان حقوق بشر و دموکراسی، ناامید شده و همه منتظر ظهور منجی بزرگ الهی باشند. 

2. انقلاب و تحوّل روحی افراد: 
تغییر و تحوّل روحی و خودسازی و تهذیب نقش مهمی در ایجاد انقلاب بزرگ و به پیروزی رساندن آن دارد و با تحولات بیشتر در روحیه انسانها و ساخته شدن نیروهای با صلابت می‌توان اذعان داشت یکی دیگر از زمینه‌ها فراهم آمده. است. باید بدانیم که امام زمانعلیه السّلام هم به انتظار لحظه‌ای است که این تحوّلات درونی در قلب و روح انسانها به وجود آمده و به حدّ کمال خود برسد تا ظهور برای حضرت میسر شود. 
چنان چه افرادی که شایستگی همراهی با حضرت را داشته باشند فراهم آیند، یکی دیگر از مقدمات ظهور مهیّا می‌گردد. و با خودسازی این افراد نیروی انسانی انقلاب بزرگ مهدی علیه السّلام تشکیل می‌گردد و حضرت با آن نیروها منویّات خود را به پیش می‌برد. 
پیداست، انقلابی با آن عظمت و وسعت و رسالت سترگ، انسانها و عوامل بزرگی را می‌طلبد تا قادر به پیاده کردن رسالت عظیم خود باشد؛ انسان‌هایی خود ساخته و از جان گذشته، فقیه، سیاستمدار، مدیر و مدبّر، مبارز و شجاع و... . 
بنابراین ما با خودسازی و تهذیب و اصلاح خود می‌توانیم در تحول جامعه هم مؤثر بوده و در نتیجه زمینه برای ظهور حضرت بیش از پیش فراهم آید. 

3. انتظار سازنده: 
«افضل اعمال امّتی انتظار الفرج»[1]؛ برترین اعمال امّت من امید و انتظار گشایش (کارها و گرفتاری‌ها به دست با کفایت حضرت مهدی علیه السّلام ) است. 
انتظار سازنده و صحیح، مکتب انسان سازی و انقلاب است. انتظاری‌ که برترین اعمال امّت پیامبر شمرده شده است، ریشه و اساس دو نکته مذکور (خودسازی افراد و ساختن جامعه) است. تا امید و انتظار و در نتیجه صبر و تحمّل مشکلات نباشد، انسان قادر به خودسازی و دیگر سازی نیست. انتظار به انسان امید و عشق می‌بخشد، توان وحوصله و حرکت و تلاش می‌دهد؛ در نتیجه، افراد را امیدوار، ‌شاداب، پرتلاش و هدفمند بار می‌آورد؛ یعنی همان چیزی که لازمه فراهم آوردن مقدمات انقلاب بزرگ و جهانی حضرت مهدی علیه السلام است. 
«مکتب تشیّع، همواره یک آرزوی مقدّسی را در قلب پیروان خود می‎پروراند؛ و آن، آرزوی ظهور حضرت حجّت علیه السّلام و ریشه کن کردن ظلم و ستم و سیطره عدل و داد بر این جهان است. آرزو اساسی‎ترین محرّک یک انسان در فعّالیّت‎های روزمره اوست. انسانی که آرزو و طلب و خواسته‎ای نداشته باشد، یک مرده متحرک است. افراد آرزوهای مختلفی دارند. مکتب تشیّع به پیروان خود تعلیم می‎دهد که آرزوی اصلی و اساسی آنان ظهور حضرت حجّت علیه السّلام باشد؛ چرا که اگر او ظهور کند، همه مشکلات رفع می‎گردد؛ تمام مشکلات وقتی حلّ می‎شود که مدینه فاضله آن حضرت به دست مبارک او پیاده شود.»[2] 

4. برپایی قیام‎ها و انقلاب‎های ظلم ستیز و عدالت خواهانه: 
از اموری که باعث تسریع در انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السّلام شده و موجب بیداری، ‌آگاهی... جامعه جهانی و در نتیجه فراهم آمدن زمینه ظهور می‎گردد قیام‎ها و انقلاب‎های اسلامی و بیدارگرایانه است. یکی از این انقلاب‎ها که تأثیر بسزایی در این رابطه داشته و موجب مطرح شدن اسلام و فرهنگ تشیّع در بین مردم جهان گردیده، انقلاب بزرگ ملّت ایران به رهبری بزرگ مردی از سلاله پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎باشد. با مطالعه روایات، چنین به نظر می‎آید که این انقلاب، همان حرکت آگاهی بخش و زمینه ساز قیام حضرت مهدی علیه السّلام است؛ چنانکه روایات گوناگونی که بعضی از آنها در توصیف رهبر این قیام، و بعضی در وصف مردم و قیام‎گران، و اینکه از چه منطقه‎ای و... هستند، وارد شده است.[3] 
بنابراین از وظایف و مسؤولیّت‎های ما است که از این انقلاب پاسداری نموده و در ترویج و پربارتر کردن آن بکوشیم، اهداف آن را زنده و در راه تحقّق آنها تلاش کنیم. تا ان شاء الله، با آگاه ساختن مردم جهان، از ظلم و ستم مستکبران، آشنایی هر چه بیشتر آنان با فرهنگ اسلام و اهل بیت و...، زمینه ظهور حضرت قائم عجلّ الله تعالی فرجه الشریف را فراهم آوریم. 
پیداست، که این امور مهمّ و سنگین، بدون داشتن قدرت و مکنت، تحت لوای یک دولت قدرتمند، امکان پذیر نیست. بنابراین می‎بایست، در حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی و به ثمر رسیدن اهداف آن، به عنوان زمینه ساز قیام حضرت مهدی علیه السّلام، تلاش همه جانبه کرد. 

برای اطلاعات بیشتر، می‎توان به: 
1. مجله موعود، شماره 12 و 13 
2. کتاب اَلْمُمَهِّدُون لِلْمَهدی علیه السّلام، علی کورانی (با مشخصات مذکور)
3. تاریخ عصر الغیبه الکبری، اثر شهید سید محمد صدر، چاپ بیروت
4. زمینه سازان انقلاب جهانی حضرت مهدی علیه السّلام از دیدگاه روایات، سید اسدالله هاشمی شهیدی، انتشارات پرهیزگار، قم. و... مراجعه نمایید. 

پی نوشتها:
[1]. آیت الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 629؛ و ر.ک: کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 357 ـ 361، انتشارات اسلامیه. 
[2]. سخنرانی شهید چمران، سال 58، (به نقل از مجلّه موعود، شماره 12 و 13، اسفند 77 و فروردین 78). 
[3] . این احادیث زیادند، از جمله: 
1) حدیث «حتّی یأتی قومٌ مِن قبل المشرق...»، ملاحم رفتن، ابن طاووس، ص 30 و 117. 
2) حدیث «رجلٌ مِن اَهْلِ قُمْ...»، بحار، ج 60، ص 216 و 446. 
3. حدیث «تکونُ قم و اَهلها حُجّه علی الخلائق...»، بحار، ج 60، ص 213. 
4) حدیث «یخرج رجلٌ قبل المهدی...»، کنزالعمال، ج 7، ص 261 و... 
5) حدیث «لَیَضْربتکم علی الدینِ عوداً...»، شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 20، ص 1284. 
6). حدیث «کنوز الطالقان...»، کنزالعمال، ج 7، ص 263 و... 
7) حدیث «الهاشمی الخراسانی و شعیب...»، ابن طاووس فی الملاحم و الفتن، ص 31. 
8) فی تفسیر قوله تعالی: «بَعَثْنا علیکم عباداً لنا»، بحار، ج 60، ص 214. 
9) فی تفسیر قوله تعالی: «وَ اِنْ تَتَوَلَّوا یَسْتَبْدِلْ قَوماً غیرَکم»، کشّاف، ج 4، ص 331 و المیزان، ج 18، ص 25. 
10) فی تفسیر قوله تعالی: «وَ آخَرِینَ مِنْهُمْ لَمّا یَلْحَقُوا بِهِم»، الجامع الصحیح، ج 2، ص 383 و مسند احمد، ج 2، ص 417 و... 
و... همگی به نقل از کتاب اَلْمُمَهّدون لِلمهدی علیه السّلام، علی الکورانی، مکتب الاعلام الاسلامی، الفصل الثالث، ص 95، الطبعه الاولی، محرم 1405. 
منبع: اندیشه قم

کلمات کلیدی : 
شرایط ظهور , زمینه های ظهور , تحوّل جامعه , تحوّل روحی , انتظار سازنده , قیام‎ , انقلاب جهانی , انقلاب‎های اسلامی , انقلاب ایران , خودسازی , تهذیب , غیبت امام عصر
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا می‌توان وقت ظهور حضرت مهدی علیه السلام را تعیین نمود؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آیا می‌توان وقت ظهور مبارک حضرت مهدی علیه السلام را تعیین نمود؟ مثلاً این‌طور بیان نمود که دیگر باید مردم را آماده‌ی ظهور نمود چون نزدیک است و یا این‌طور اظهار نظر کرد که خدا شاهد است که دیگر ظهور نزدیک است و یا این‌گونه نوید داد که نسل ما به عنوان مثال عصر ظهور را درک خواهند نمود.

پاسخ:
برای یافتن پاسخ به سوال فوق در وهله‌ی اول هیچ راهی جز رجوع به منابع دست اول اسلام وجود ندارد. یعنی عقل، قرآن مجید و احادیث رسول گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و اهل بیت مطهر ایشان علیهم السلام. در مرحله بعد باید این منابع مورد جستجو قرار گیرند که آیا در این زمینه پاسخی دارند یا خیر؟
اما درباره‌ی عقل باید بگوییم:
نهایت توان عقل در اینجا از گمانه زنی و به اصطلاح از یک پیش بینی ضعیف تجاوز نمی‌کند. چون اصولا احاطه و تسلطی بر علل و حوادث موثر بر وقوع ظهور ندارد همان‌طور که زمان وقوع قیامت را نیز نمی‌تواند تعیین کند چنانچه آیات قرآن مجید نیز به حسب فهم ما انسان‌های معمولی در این زمینه سکوت اختیار کرده‌اند. اما در عوض در میان روایات، احادیث نه چندان کمی وجود دارد که با صراحت تمام مسأله تعیین وقت ظهور را ناممکن و بلکه حرام و ممنوع اعلان کرده‌اند شایان توجه آن که علاوه بر کثرت نسبی این روایات بعضی از آن‌ها از اعتبار و اتقان صدوری و سندی نیز برخور دارند. لازم است در اینجا یادآور شویم که مبنای ما در این پاسخ به طبع عده‌ای از بزرگان (1) فقها و اصولیون معتبر دانستن احادیثی می‌باشد که وثوق و اطمینان به صدور آن‌ها از جانب اولیای دین، وجود داشته باشد.
در اینجا چند نمونه از این روایات را می‌آوریم آنگاه توضیحاتی درباره‌ی آن‌ها عرض می‌کنیم سپس بعضی احادیث را که می تواند مستندی جهت تعیین وقت باشد، می‌آوریم و بررسی می‌کنیم. سپس بعضی احادیث و در پی آن چند نکته و شبهه و نیز سخنان بعضی بزرگان علما و اندیشمندان معاصر را به عنوان تأیید مدعای خود ذکر می‌کنیم.
در اینجا یک نکته اساسی را مناسب است یادآور شویم و آن این که در اینجا فقط صفت و درجه اعتبار احادیث یاد شده را می‌آوریم و از بحث‌های مفصل رجالی و درایه ای چشم می‌پوشیم، اما احادیث:
1. ثقه‌الاسلام کلینی قدس سره الشریف در کتاب ارجمند اصول کافی در "باب کراهیة التوقیت" باسندی موثق و معتبر از حضرت امام باقر علیه السلام نقل می کند که جناب فضیل بن یسار از حضرت پرسید: "لهذا الامر وقت؟ فقال: کذب الوقاتون، کذب الوقاتون، کذب الوقاتون ...." (2) این حدیث را جناب شیخ طوسی نیز با سندی تقریبا مشابه در "کتاب الغیبة" (3) آورده است.
اما ترجمه آن: راوی می گوید پرسیدم: آیا برای این امر (ظهور حضرت مهدی علیه السلام) وقتی هست؟ حضرت فرمودند: دروغ گفته اند وقت گذران، دروغ گفته اند وقت گذاران، دروغ گفته اند وقت گذران ....

2. جناب شیخ صدوق با سندی معتبر و مورد وثوق نقل می کند که حضرت امام رضا علیه السلام در مورد چهارمین امام بعد از خود به دعبل خزاعی فرمودند:
".... و بعد الحسن ابنه الحجة القائم المنتظر فی غیبته المطاع فی ظهوره لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله عزو جل ذلک الیوم حتی یخرج فیملأ الارض عدلأ کما ملئت جورأ و اما متی فاخبار عن الوقت فقد حدثنی ابی عن ابیه عن آبائه علیهم السلام لا یجلیها الوقتها الا هو ثقلت فی السماوات و الارض لأ تاتیکم الا بغتة" (4)
این حدیث شریف را با سندی بسیار مشابه با سند مرحوم صدوق، جناب ابوالقاسم علی بن محمد بن علی الخزاز در کتاب ارجمند "کفایه الاثر"(5) نقل نموده است. ترجمه ی فرمایش امام رضا علیه السلام چنین است:
و پس از حسن، فرزندش حجت قائم همو که در غیبت او منتظرش هستند و در ظهورش فرمانبردار او هستند، امام می باشد. اگر فقط یک روز از دنیا باقی مانده باشد خداوند عزوجل آن روز را آن قدر به درازا می کشاند تا او خروج کند پس زمین را پر از عدل می نماید آن گونه که مملو از جور و ستم بوده است و اما پاسخ به پرسش از زمان آن، خبردادن از وقت آن است و حال آن که پدر من از پدرش و ایشان از آباء خویش علیهم السلام نقل فرموده اند که وقتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله پرسیدند، چه زمانی قائم از فرزندان شما قیام خواهد نمود، فرمودند: در وقت این ام ، هیچ کس مگر خداوند متعال آن را آشکار نخواهد ساخت. آن خروج در آسمانها و زمین گرانبار است و شما را فرا نمی رسد مگر به صورت ناگهانی.

3. جناب شیخ طوسی در "کتاب الغیبة" توقیع مبارکی را از جانب ناحیه مقدسه ی حضرت ولی عصر علیه السلام خطاب به اسحاق بن یعقوب نقل می فرماید که به توقیع اسحاق بن یعقوب معروف می باشد. این توقیع را جناب شیخ صدوق نیز نقل نموده است. امام زمان علیه السلام در فرازی از این توقیع فرموده اند: 
اما ظهور فرج از اموری است که امرش وابسته به خداست (البته همه امور به دست خدای متعال است ولی این تعبیر نشاندهنده خصوصیت انحصاری امر ظهور است) وقت گذاران دروغ گفته اند. (6)
در خور توجه فراوان آن که این توقیع شریف به ضعف سندی مشهور شده است لکن باید بدانیم این توقیع مبارک در نزد تعداد نه چندان کمی از فقها و علماء به عنوان حدیثی معتبر معرفی شده است و بلکه با درجه بالایی از اعتبار شناخته شده است. به احتمال زیاد همین نظر درست و متقن است. در اینجا فقط به ذکر نام بعضی از این بزرگان بسنده می کنیم این اسامی به این ترتیب است آیات عظام:
سید محمود شاهرودی (7) شهید سید محمد باقر صدر (8) شیخ مرتضی حائری یزدی (9) و نیز آیات عظام سید کاظم حائری (10) سید محمود هاشمی شاهرودی (11) و شیخ جعفر سبحانی (12)

4. جناب شیخ طوسی باسندی معتبر و قوی از حضرت امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمودند: هر آن کس از مردم که برای تو وقتی (برای ظهور) تعیین کرد هیچ بیم هراسی نسبت به تکذیب وی در خود راه مده(13)
این روایت هشدار دهنده و نسبتا شدید البیان را جناب شیخ نعمانی نیز در کتاب "الغیبة" خود نقل نمود ه است. (14)

تا بدین جا چهار روایت را که به لحاظ علمی دارای درجه ی اعتبار بودند، نقل کردیم لکن در اینجا مناسب می دانیم روایت دیگری را که حاوی نکات راهگشای ارزنده ای است نقل کنیم. البته به نظر می رسد این حدیث نیز دارای اعتبار و اتقان در خوری بوده باشد. 
مرحوم کلینی از راوی نقل می کند که "کنت عند ابی عبدالله علیه السلام اذ دخل علیه منهم، فقال له: جعلت فداک أخبرنی عن هذا الامر الذی تنظر، متی هو؟ فقال یا مهزم کذب الوقاتون و هلک المستعجلون و نجا المسلمون. (15) 
این روایت را با سندی دیگر جناب شیخ طوسی نیز نقل فرموده است (16) البته در پایان نقل مرحوم شیخ یک جمله ی دیگر هم وجود دارد و آن اینست "و الینایصیرون" که یعنی سرانجام شان به سوی ما می باشد که ترجمه ی آن چنین است:
راوی می گوید شخصی به نام مهزم به حضرت صادق علیه السلام عرض کرد جانم به فدای شما! به من بفرمایید این امر که منتظر آن هستیم در چه زمانی خواهد بود؟ حضرت فرمودند: ای مهزم! دروغ گفت اند وقت گذاران و آنان که شتاب بی جا دارند و هلاک شدند و آنان که تسلیم هستند نجات یافتگان اند. 
مشاهده می شود که صریحا ملاک هلاکت، عجله ی بی جا و معیار نجات تسلیم معرفی شده است. اما نکاتی پیرامون آن چهار حدیث معتبر که نقل کردیم: در این قسمت تنها به دو نکته اکتفا می کنیم:
1. از هر چهار حدیث می توان حرمت تعیین وقت ظهور را استنباط نمود. چون در احادیث 1و3و4 تعیین وقت به عنوان کذب معرفی شده است در حدیث 1و3 صریحا فرموده شده ست وقت گذاران دروغ می گویند و در حدیث 4 حضرت به طور قاطع به راوی می فرمایند اصلا هراسی از تکذیب کسی که وقت ظهور را تعیین می کند، نداشته باشید اما این حرمت در حدیث 2 به طور دیگری برداشت می شود چون حضرت ثامن الحجج علیه السلام از قول پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله می فرمایند: این مسأله را در وقت خودش فقط خداوند اظهار می کند و این یعنی تعیین زمان ظهور امری ناممکن است و در نتیجه تعیین کننده وقت ظهور دروغ خواهد گفت.
2. ممکن است بگوییم مراد از تعیین وقت که امری ناممکن و حرام می باشد این است که آدمی همراه با یقین یا اطمینان زمان آن واقعه ی مبارک را تعیین کند وگرنه اگر توأم با احتمال یا گمان تعیین وقت کند، عمل حرامی مرتکب نشده است چنانچه این مسأله ممکن نیز هست ولکن به نظر می رسد اولا با توجه به تأکیدات صریح حضرات معصومین علیهم السلام و ثانیا با توجه به سکوت خود حضرات در باره تعیین وقت، حتی این گونه تعیین وقت نیز جایز نیست.

پی نوشتها:
1. به عنوان نمونه: رک: اوثق الوسائل، آیت الله موسی تبریزی، ص182؛ الرسائل القهیه، اثر محقق خراسانی، ص 345؛ نهایة الافکار، تقریرات محقق عراقی، ج4، ص227 و نهایه الدرایة، اثر محقق اصفهانی، ج2، ص399
2. الاصول من الکافی، طبع دار الکتب الاسلامیه ج1، ص 368
3. کتاب الغیبة، طبع موسسة المعارف الاسلامیه ص424-425
4. کمال الدین و تمام النعمة، طبع موسسة النشر الاسلامی، ص404-405
5. کفایه الاثر، نشر دلیل ما، ص388-390
6. کتاب الغیبة، ص291 – کمال الدین و تمام النعمی، ص511
7. کتاب الحج، ج3، ص348
8. مباحث الاصول، الجزء الثانی من القیشم الثانی، ص513-514
9. کتاب الخمس، ص157
10. ولایة الامر فی عصر الغیبة 120-122 (به احتمال نه چندان ضعیف بهترین تبیین از این مساله در همین کتاب ارجمند افاضه شده است)
11. بحوث فی الفقه کتاب الخمس، ج2، ص50-52
12. الصوم فی الشریعة الاسلامیة الغزاء، ج2، ص90
13. کتاب الغیبة، ص426
14. الغیبة، ص289
15. الاصول من الکافی، ج1، 368
16. کتاب الغیبة، ص426

کلمات کلیدی : 
وقت ظهور , توقیع , تعیین وقت ظهور , اسحاق بن یعقوب , منتظر
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا این که هم قیامت ناگهانی است، هم ظهور امام زمان علیه السلام، با هم منافات ندارد؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آیا این که هم قیامت ناگهانی است، هم ظهور امام زمان علیه السلام، با هم منافات ندارد؟ یعنی باید ابتدا ظهور اتفاق بیفتد بعد قیامت. پس قیامت قبل از ظهور ناگهانی نخواهد بود.

پاسخ اجمالی:
آیاتی از قرآن کریم خبر از وقوع ناگهانی قیامت می‌دهند، همچنین در روایات وارده از معصوم، ظهور حضرت مهدی علیه السلام نیز به قیامت تشبیه شده است؛ یعنی به طور ناگهانی و غیر منتظره اتفاق خواهد افتاد. و دلیل بر غیر منتظره بودن قیامت و ظهور حضرت مهدی این است که اولاً: هیچ‌کس جز خداوند متعال، از زمان دقیق و قطعی وقوع آن‌دو خبر ندارد. ثانیاً: ظهور حضرت مهدی آن‌قدر طولانی می‌شود و انسان‌ها به گونه‌ای سرگرم دنیا و امورات آن می‌شوند که گویی ظهور آن‌حضرت از یاد و باورشان می‌رود؛ از این رو وقتی به آنان خبر از ظهور می‌دهند برایشان قابل باور نیست؛ هراسان شده و تعجب می‌کنند. در مورد قیامت نیز چون پس از نفخه و صیحه اوّل، مدت زیادی در قبرها می‌مانند و خبر از چیزی ندارند، وقتی با نفخه و صیحه دوم، زنده می‌شوند و به آنها از برپایی قیامت خبر داده می‌شود، تعجب کرده و قابل باور نیست و این همان معنای غیر منتظره بودن ظهور و قیامت است که هیچ منافات و تضادی هم با یکدیگر ندارند.
ممکن است گفته شود که چون می‌دانیم تا قبل از ظهور، قیامت اتفاق نمی‌افتد پس وقوع قیامت، با توجه به مقدم بودن ظهور بر آن، غیر منتظره نخواهد بود؟
در جواب می‌گوییم: ناگهانی بودن وقوع قیامت، به معنای هیچ‌گونه علم و آگاهی از اصل وقوع آن نیست تا گفته شود می‌دانیم اول ظهور واقع می‌شود بعد قیامت، پس وقوع قیامت ناگهانی و غیر منتظره نیست، بلکه مراد از ناگهانی بودن این است که هیچ‌کس نمى‌‌تواند زمان دقیق وقوع قیامت را پیش‌بینى کند و فقط تقدیم و تأخیر آن با ظهور معلوم است، در حالی‌که زمان ظهور نیز برای هیچ‌کس جز خداوند متعال، معلوم نیست. بنابراین، معلوم نیست بعد از ظهور، چه مدتی طول می‌کشد تا قیامت برپا شود؛ از این رو، وقوع قیامت به طور ناگهانى خواهد بود و انسان‌­ها ناگهان با آن روبرو خواهند شد؛ چه کسانی که ظهور را درک کرده باشند، چه کسانی که ظهور را درک نکرده باشند، و تقدیم ظهور بر قیامت، موجب نمی‌شود قیامت، ناگهانی و غیر منتظره نباشد.

پاسخ تفصیلی
آیات متعددی از قرآن کریم، خبر از وقوع ناگهانی قیامت می‌دهند از جمله آیه: درباره قیامت از تو سؤال مى‌کنند، کى فرامى‌رسد؟! بگو: «علمش فقط نزد پروردگار من است و هیچ کس جز او (نمى‌‌تواند) وقت آن را آشکار سازد (اما قیام قیامت، حتى) در آسمانها و زمین، سنگین (و بسیار پر اهمیت) است و جز بطور ناگهانى، به سراغ شما نمى‌آید!» (باز) از تو سؤال مى‌کنند، چنان که گویى تو از زمان وقوع آن با خبرى! بگو: «علمش تنها نزد خداست ولى بیشتر مردم نمى‌دانند.[1]
بیشتر مفسران معتقدند: «مراد از «عَنِ السَّاعَةِ» روز قیامت و زمان محشور شدن مردم در پیشگاه عدل الهی، و مراد از بغته به طور ناگهانی و دفعی می‌باشد».[2]
کلمه «بَغْتَةً» 13 مرتبه در قرآن مجید بکار رفته و همه درباره ناگهانى‌ بودن‌ قیامت‌ و عذاب دنیوى است.[3]
با دقت در معنا و مفاد آیه و با صراحتی که آیه دارد، به دست می‌آید که هیچ‌کس جز پروردگار متعال از زمان قطعی وقوع قیامت آگاه نیست، حتی فرشتگان مقرب و رسولان مرسل که اعظم آنان رسول گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله می‌باشد.[4]
بنابراین، وقوع قیامت، غیر منتظره و ناگهانی خواهد بود؛ از این‌رو خداوند در مورد آن می‌فرماید: «وَ ما أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ کَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللَّهَ عَلى‌ کُلِّ شَیْ‌ءٍ قَدیرٌ»؛[5] و امر قیامت، درست همانند چشم برهم زدن، و یا از آن هم نزدیک‌تر است؛ چرا که خدا بر هر چیزى توانا است.[6]
در روایات وارده از امامان معصوم(ع)، ظهور امام زمان علیه السلام نیز در ناگهانی بودن به قیامت تشبیه شده است، چنانچه از امام باقر علیه السلام نقل شده، از پیامبر گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله در مورد ظهور امام مهدی علیه السلام سؤال شده است پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله فرمودند: «إِنَّمَا مَثَلُهُ کَمَثَلِ السَّاعَةِ لا تَأْتِیکُمْ إِلَّا بَغْتَةً»؛[7] همانا مثل حضرت مهدی علیه السلام مانند مثل قیامت است که به طور ناگهانی ظهور خواهد کرد.
ممکن است سؤالی به ذهن برسد و آن این‌که ما می‌دانیم تا ظهور اتفاق نیفتد، قیامت بر پا نخواهد شد؛ زیرا در روایت آمده است که برپایی قیامت پس از آخرین امام علیه السلام اتفاق خواهد افتاد؛ از این‌رو دیگر غیر منتظره بودن معنا ندارد! همه انسان‌ها قبل از ظهور، مطمئنند که عمر دنیا به پایان نرسیده و قیامت برپا نخواهد شد!
قبل از پاسخ به این سؤال، مطالبی را از باب مقدمه بیان می‌کنیم که با ذکر آنها جواب سؤال نیز روشن خواهد شد.
با بررسی آیات قرآن کریم به دست می‌آید که دو نوع صیحه و نفخه وجود دارد، نفخه اول در آخر الزمان – بعد از ظهور امام عصر علیه السلام – اتفاق می‌افتد که منجر به مرگ تمامی انسان‌ها می‌شود.[8] چنان‌که خداوند متعال، در قرآن کریم، در مورد وقوع این نفخه می‌فرماید: «ما یَنْظُرُونَ إِلَّا صَیْحَةً واحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ یَخِصِّمُونَ»؛[9] (امّا) جز این انتظار نمى‌‌‌کشند که یک صیحه عظیم (آسمانى) آنها را فراگیرد، در حالى‌که مشغول جدال (در امور دنیا) هستند.
با این‌که انسان‌ها خبر از وقوع مرگ داشته‌اند، اما چون مشغول دنیا و امورات آن گشته‌اند به گونه‌ای که گویی از یاد و باورشان رفته، بنابراین برای آنان یک امر ناگهانی و غیر منتظره خواهد بود.[10]
صیحه و نفخه دوم، که جهت بیرون آمدن از قبرها و برپایی قیامت کبرا باشد، بدون هیچ‌گونه مقدمات تدریجى و علامت یا نشانه‌ای از قبل، اتفاق خواهد افتاد؛[11] زیرا انسان‌ها همگی می‌میرند و سال‌های سال که فقط خدا می‌داند چقدر طول خواهد کشید در قبورشان می‌مانند، وقتی به طور ناگهانی زنده شده فکر می‌کنند خوابیده بودند؛ لذا می‌پرسند وای بر ما برای چه ما را بیدار نمودید؟ ملائکه در جواب آنان می‌گویند: برخیزید این همان امری بود که خداوند رحمان وعده داده بود.[12]
گفتار خداوند متعال در آیه «وَ نُفِخَ فىِ الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلىَ‌ رَبِّهِمْ یَنسِلُون»[13] از این صیحه و نفخه خبر می‌دهد.[14]
پس ناگهانی بودن وقوع قیامت، به معنای هیچ‌گونه علم و آگاهی از اصل وقوع آن نیست، تا گفته شود می‌دانیم اول ظهور واقع می‌شود بعد قیامت پس وقوع قیامت ناگهانی و غیر منتظره نیست، بلکه مراد از ناگهانی بودن بدین جهت است که هیچ‌کس نمى‌‌تواند زمان دقیق وقوع قیامت را پیش بینى کند و فقط تقدیم و تأخیر آن با ظهور معلوم است، در حالی‌که زمان ظهور نیز برای هیچ‌کس جز خداوند متعال، معلوم نیست. بنابراین، روز قیامت به طور ناگهانى خواهد آمد و انسان‌­ها ناگهان با آن روبرو خواهند شد، چه کسانی که ظهور را درک کرده باشند، چه کسانی که ظهور را درک نکرده باشند، و تقدیم ظهور بر قیامت، موجب نمی‌شود قیامت، ناگهانی و غیر منتظره نباشد. 

پی‌نوشت‌ها:
[1]. اعراف، 187. «یَسْئَلُونَکَ عَنِ السَّاعَةِ أَیَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّی لا یُجَلِّیها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتیکُمْ إِلاَّ بَغْتَةً یَسْئَلُونَکَ کَأَنَّکَ حَفِیٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُونَ».
[2]. طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، محقق، بلاغی، محمد جواد، ج 4، ص 777، انتشارات ناصر خسرو، تهران، چاپ سوم، 1372 ش؛ طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 370 - 371، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ پنجم، 1417 ق؛ بانوى اصفهانى، سیده نصرت امین، مخزن العرفان در تفسیر قرآن، ج 5، ص 332، نهضت زنان مسلمان، تهران، 1361 ش.
[3]. قرشى بنایى، على اکبر، قاموس قرآن، ج 1، ص 206، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ ششم، 1412ق.
[4]. فیض کاشانى، ملا محسن، تفسیر الصافى، محقق، اعلمی، حسین، ج 2، ص 257 - 258، انتشارات صدر، تهران، چاپ دوم، 1415 ق.
[5]. نحل، 77.
[6]. طیب، سید عبد الحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 6، ص 48، انتشارات اسلام، تهران، چاپ دوم، 1378 ش.
[7]. خزاز رازى، على بن محمد، کفایة الأثر فی النصّ على الأئمة الإثنی عشر، ص 250، انتشارات بیدار، قم، 1401 ق.
[8]. ر.ک: مرگ همه ی موجودات قبل از قیامت، پاسخ ۱۶۱.
[9]. یاسین، 49.
[10]. تفسیر الصافی، ج 4، ص 255؛ المیزان، ج ‌17، ص 98.
[11]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج 7، ص 42، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374 ش.
[12]. تفسیر الصافی، ج ‌4، ص 255 – 256.
[13]. (بار دیگر) در «صور» دمیده مى‌شود، ناگهان آنها از قبرها، شتابان به سوى (دادگاه) پروردگارشان مى‌‌روند؛ یاسین، 51.
[14]. تفسیر الصافی، ج ‌4، ص 255؛ المیزان، ج ‌17، ص 98.
منبع: اسلام کوئست

کلمات کلیدی : 
ظهور امام زمان , قیامت , نفخه در صور , تشبیه ظهور به قیامت , زمان ظهور امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا همه ی نشانه‏ های ظهور اتفاق می‏ افتند؟

پاسخ : 
سخنرانی آیت الله سیدابوالحسن مهدوی (*)
موضوع صحبت، بحث نشانه‌ های ظهور است که لازم است قبل از پرداختن به آن کمی درباره ی موضوع «بداء» سخن بگوییم.
مسئله بداء و علم خداوند
مسئله ی بداء از جمله مسایل بسیار مهمی است که در سه علم فلسفه، کلام و اصول فقه به طور مفصل، درباره ی آن صحبت شده است؛ ولی از آنجا که در زمره ی مسایل اعتقادی هم هست، صرفاً به همان اندازه که به عنوان یک عقیده می‌ طلبد از آن مطلع باشیم، آن را با هم مرور می‌ کنیم.
کلمه بداء هم درباره انسان‌ها به‌کار می‌ رود، و هم خداوند متعال، که دو معنای کاملاً متفاوت از همدیگر دارند. وقتی این کلمه را برای انسان‌ها به‌کار می ‌بریم، منظور ما همان تغییر اراده است. مثل اینکه ما تصمیم جدی برای مسافرت داشته باشیم، و اندکی پیش از مسافرت بفهمیم این سفر خطر دارد، و رفتن به آن به صلاح نیست، و از رفتن پشیمان بشویم. در این حالت می‌ گوییم که برای ما بداء حاصل شد؛ زیرا از باطن قضایا خبر نداشتیم و الا از همان اول چنین تصمیمی نمی‌ گرفتیم. چنین معنایی هیچ‌گاه درباره خداوند متعال مصداق پیدا نمی‌ کند، چون نمی‌ توانیم بگوییم، نعوذبالله، خدا نمی‌ دانست کار ضرر دارد و بعداً فهمید، و تصمیمش عوض شد.
بدائی که در مورد خداوند متعال استفاده می‌ شود همان «اظهار پس از خفا»ست که با مثالی آن را برای شما توضیح می‌ دهم.
یکی از انبیای قوم بنی‌ اسراییل، در شب اول ازدواج یک عروس و داماد، به پیروان خود گفت: فردا جنازه این دو را از خانه بیرون خواهند آورد. صبح فردا مردم در نهایت ناباوری دیدند که آنها نمرده‌ اند. از آن پیامبر توضیح خواستند و او هم از خداوند توضیح خواست. به او خطاب شد؛ مرگ آنها معلق بود، نه حتمی، و چون همان شب صدقه دادند، مرگشان به تأخیر افتاد. به مریدانت بگو اگر می‌ خواهند مطمئن شوند، که قرار بوده اینها کشته شوند، بروند زیر رختخواب آنها، ماری را که قرار بوده قاتلشان باشد، ببینند. این همان بداء در مورد خداوند است که خداوند یک طرف قضیه را برای ما بیان کرده و طرف دیگر را نگفته تا جایگاه آن معلوم شود.
خداوند از ابتدا می‌ دانست این دو جوان قرار نیست امشب بمیرند و تقدیرشان را با صدقه دادن عوض خواهند کرد، لیکن فقط نیمة اول مطلب بیان می‌شود، تا مردم قدر و ارزش صدقه دادن را در ادامة جریان بفهمند. این را هم بگویم که صدقه دادن برطرف کردن نیاز فقرا و خیریه‌ ها نیست، بلکه در واقع، ما نیازهایی از قبیل دفع بلا را از خود دفع می‌ کنیم، و اگر چنین راه‌هایی برای برطرف کردن این نیاز نداشتیم، خود ما دچار مشکل می‌ شدیم؛ نه فقرا و مستمندان.
جریان تغییر قبله هم، از این دست بود و خداوند متعال، از ابتدا می‌ دانستند که قبلة جاوید مسلمانان، کعبه است، نه بیت‌ المقدس؛ ولی چند سالی فقط لازم بود تا مسلمانان قدر و ارزش آن را بفهمند.
آیه‌ ای را که در ابتدای بحث خواندم، در همین رابطه است؛ آیة شریفه می‌ فرماید:
یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده أمّ الکتاب.1
خدا، هرچه را بخواهد، محو یا اثبات می‌کند و امّ الکتاب2، نزد اوست.
یعنی، خداوند آنچه را بخواهد، محو می‌ کند، و یا آنچه را وجود نداشته، اثبات کرده و به وجود می ‌آورد. بیت‌ المقدس را که قبله بود، از قبله بودن می‌ اندازد و کعبه را که تا این زمان قبله نبود، قبله می‌کند. بعد هم در ادامه‌اش می‌ فرماید: «ام‌ الکتاب» نزد خداست؛ یعنی خدا، همه چیز را از اول می‌داند، ولی چون مصلحت نیست همه ‌اش را بیان نمی‌ کند.
نشانه ‌های ظهور
معمولاً نشانه‌ های ظهور را به دو دستة حتمی و غیرحتمی تقسیم ‌بندی می‌کنند ولی یک دسته‌ بندی دیگر هم هست، که آن را در سه قالب «وعده»، «وعید» و «حوادث» و وقایع می‌ گنجاند؛ و وعید در عربی به معنای «تهدید» است، هر چند که ما در فارسی آن را به معنی وعده و همراه آن به کار می‌بریم.
در زیارت «آل یاسین» هم آمده است:
والوعد و الوعید بهما حقّ : و وعده و وعید به آندو (بهشت و جهنم) حقیقت دارد.
که وعد، به بهشت برمی‌گردد، و وعید، به جهنم. نشانه‌های از جنس وعید، مثل آنهایی است که مثلاً گفته شده، قبل از ظهور، اکثر مردم و دوسوم جمعیت زمین می‌میرند. خداوند می‌خواهد به این وسیله یک پاک‌سازی بکند تا زحمت امام زمان(ع) کم شود. مرگ و میر آنها به سه شکل مرگ قرمز، مرگ سفید و مرگ سیاه، که همان جنگ و بیماری‌های فراگیر و قحطی و از این دست مسایل است، خواهد بود. البته در این روایت، پس از وعیدها و تهدیدها، یک بشارت هم آمده است.
راوی می‌پرسد، اگر بنا باشد از هر سه نفر، دو تا بمیرند که دیگر کسی روی زمین نمی ‌ماند. حضرت به او چنین بشارت می‌دهند که:
آیا تو نمی‌ خواهی جزو آنها باشی که می‌ مانند.
که اینجا منظور از تو، شخص او نبوده و تو ی نوعی را، که همان شیعیان باشند، حضرت مدنظر داشته‌اند. و الا خود او، که الان بیش از هزار سال است که مرده.
به هر حال، این دسته از علایم ظهور، حتمیت ندارند و ممکن است در آنها بداء حاصل شود، چون خداوند ارحم الراحمین است و لطف دارد؛ ممکن است بخواهد از اهل زمین به هر علتی که خودش بهتر می‌داند، عذاب را بردارد. به عبارت دیگر، ما اگر تا به حال گمان می‌کردیم که این تهدیدها محقق خواهند شد، ولی به واسطه‌ای مشمول رأفت و رحمت الهی می‌شویم، و هیچ‌کدام از آنها اتفاق نمی‌افتند.
قسم دوم، علایم آنهاست که جنبة وعدة مژده دارند؛ مثل نجات مستضعفان، و ظهور خود امام زمان(ع). اینها هم، به جهت رحمت رحمانی و رحیمی خداوند، قطعاً اتفاق خواهند افتاد. در روایت هم حضرت روی این آیه تأکید کرده‌اند که:
إنّ الله لایخلف المیعاد.3
خداوند از وعده ‌اش، هرگز، تخطی نمی‌کند.
و این تنها قسمی است که بداء در آن رخ نخواهد داد. و بالاخره، قسم سوم، آن دسته از نشانه‌هایی است که جنبة بیان حوادث و وقایع را دارد، بدون اینکه متن یا بطنش، بشارت یا تهدیدی داشته باشد؛ مثلاً در عصر یا صبح روز بیست و سوم ماه رمضان فلان حادثه اتفاق می‌افتد، یا ظهور در روز جمعه واقع می‌شود؛ که اینها هم، هیچ‌کدام حتمی نیست و ممکن است در آنها بداء رخ بدهد.
حادثة ظهور، ناگهانی خواهد بود
آنچه را تاکنون گفتیم در یک روایت گنجانده شده است:
مثله کمثل السّاعة؛ لا یأتیکم إلّابغتةً : مَثَل امام زمان(ع) مثل قیامت است که ناگهانی می‌ آیند.
«بغتةً» یعنی، ناگهانی و بی مقدمه. مثل زمان جنگ نیست که برای آن آژیر قرمز بزنند، تا افراد خودشان را آماده کنند. اینها را برای این خدمتتان عرض کردم چون خبر دارم کسانی هستند، به خصوص، در جلسات مذهبی ما، مرتب به دنبال این هستند که ببینند چند تا از علایم ظهور اتفاق افتاده‌است. روایات را هم به طور موردی نگاه می‌کنند، و نه جامع، که مطالعه کنند روایات دیگر در کنار اینها چه می‌گویند.
آنچه که اهمیت دارد، این است که همه سعی کنیم پاک باشیم. این، وظیفة ماست. والا اینکه عده ‌ای بگویند پنج تا از علایم ظهور اتفاق افتاده و سه تا نه؛ پس هنوز وقت داریم، حرف درستی نیست. برای چه وقت داریم؟ روایت که این را نگفته و برعکس دقیقاً همین را رد می‌کند، و می‌گوید؛ ممکن است در بقیه بداء رخ بدهد و به قول قرآن، هر چه را قرار بوده اتفاق بیفتد خداوند محوش می‌کند و یا برخلاف آن می‌گوید منتظر اینها نباشید؛ چون مثل قیامت، که به طور ناگهانی به سراغ شما می ‌آید، و افراد غافلگیر می‌شوند، آقا هم همین طور ظاهر می‌شوند. یعنی اصلاً ممکن است حضرت در روزی غیر از جمعه ظهور کنند. از همین رو، وظیفة ما این است که خودمان را بسازیم و همیشه آماده باشیم.
وظیفة انسان منتظر، پاک بودن است
لذا اگر قرار است کسی استغفار و توبه کند، بسم الله در همین جلسه بکند. اگر می‌خواهد ادای دین کند، از جلسه که بیرون رفت، بلافاصله دینش را ادا کند. اتفاق نیفتادن برخی از نشانه ‌های ظهور، دلیل و توجیه برای تأخیر هیچ کاری نیست؛ زیرا به هر حال، ممکن است در مورد آنها بداء رخ بدهد.
در احوالات حاجی اشرفی مازندارانی آمده است که ایشان، هم مجتهد عالی‌مقامی بودند، و هم از نظر معنوی خیلی مقام بالایی داشتند. دکتری می‌گوید، من به مازندران رفتم، به اشتیاق زیارت ایشان، چون تعریفشان را خیلی شنیده بودم و در آنجا، دو سه روزی که با ایشان بودم، ایشان را فوق آنچه که شنیده بودم، یافتم. این خیلی مهم است. معمولاً افراد عکس این هستند. یک مقدار که با کسی رفت و آمد و سفر می‌کنند، چیزهایی از آن شخص می‌بینند که از او دور می‌شوند. خدا رحمت کند آیت الله شهید مدنی را، این شخصیت معنوی، می‌فرمودند: من به هر کس نزدیک شدم، دور شدم، جز حضرت امام (ره) که هر چه به ایشان نزدیک شدم، نزدیک‌تر شدم. اینهایی که گوهرند، اینچنین هستند. وقتی انسان نزدیک می‌شود می‌بیند یک چیزهایی دارد که کسانی که دورند، اطلاعی ندارند؛ اگر بدانند هیچ فاصله ‌ای از او نمی‌گیرند. این دکتر هم همین‌طور بوده است. می‌گوید، وقتی من دو سه روزی با حاجی از نزدیک رفت و آمد کردم، دیدم عجب گوهری است. فوق آن چیزی است که شنیده بودم. بعد از این چند روز می‌خواستم از مازندران بروم مشهد، زیارت کنم و باز بیاییم خدمت ایشان. خدمتشان که رفتم ایشان یک نامه ‌ای به من دادند و گفتند وقتی رفتی زیارت، این نامه را در ضریح بیانداز و جوابش را روزی که می‌خواهی برگردی، بگیر و بیاور. خیلی تعجب کردم، ایشان با این اطمینان می‌گویند جواب را بگیر و بیاور. بالاخره نامه را گرفتم، رفتم مشهد، آنجا نامه را در ضریح انداختم. روز آخر که می‌خواستم برگردم. در فکر بودم که جواب آقا را چطور برگردم و بدهم؟ یک وقت مکاشفه‌ ای برای من پیش آمد، در آن مکاشفه، دیدم هیچ کس داخل حرم نیست، امام هشتم(ع) را دیدم، حضرت جواب حاجی اشرفی را در یک بیت شعر خواندند، و فرمودند، در جواب حاجی اشرفی به او این را بگو:
آیینه شو جمال پری طلعتان طلب
جاروب کن تو خانه و پس میهمان طلب
حاجی اشرفی از امام هشتم(ع) تقاضا کرده بوده، که چه کنیم تا خدمت امام زمان(ع) برسیم؟ ببینید حضرت وظیفه را چه چیزی تعیین می‌کنند. با یک بیت شعری فرمایند، وظیفه این است که خودت را بسازی، پاک باش. کسی که منتظر میهمان است، آماده است. وضع داخل منزلش به گونه‌ ای است که مناسب وضع آن میهمان است. اگر هم رعایت نکرد، معلوم می‌شود، منتظر آن میهمان نیست. برایش فرقی نمی‌کند که بیاید یا نیاید. اما منتظر این چنین است. می‌گوید، حضرت این بیت شعر را خواندند، بعد یک مرتبه، وضع حرم به حالت قبلی برگشت. من فهمیدم که جواب سؤال حاجی اشرفی همین است.
خدا رحمت کند، آیت الله میرجهانی را؛ یک موقعی خدمتشان بودیم. ایشان این قضیه را تعریف می‌کردند. البته این قضیه، در کتاب دارالسلام آمده و در بعضی کتاب‌های دیگر هم دیده ‌ام که این جریان را نوشته ‌اند. این دکتر می‌گوید، من بیت شعر را حفظ کردم و آمدم مازندران جالب است، می‌گوید قبل از اینکه شعر را برای حاجی بخوانم، در همان ملاقات اولی که با حاجی برخورد کردم دیدم حاجی دارد شعر را می‌خواند. نمی‌دانم ایشان از کجا خبر داشت.

پی ‌نوشت‌ها:
* نماینده مجلس خبرگان استان اصفهان.
1. سوره رعد(13)، آیة 39.
2. ام الکتاب، یعنی اصل کتاب، مادر کتاب، کتاب مادر یا کتاب مکنون یا کتاب مبین، لوحی یا کتابی است که امور عالم تا ابد در آن آمده است.
3. سوره رعد(13)، آیة 31.
منبع: ماهنامه موعود

کلمات کلیدی : 
نشانه های ظهور , بداء , امام زمان , ظهور امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا در آخرالزمان که پر از ظلم و جور است، در ایران شهری وجود دارد که از هرگونه فساد عاری باشد؟

پاسخ : 
پیش از پرداختن به پاسخ سؤال تذکر این نکته ضروری است که پر شدن دنیای آخرالزمان از ظلم و ستم که در روایات متعددی آمده است، به این معنی نیست که در آخرالزمان همه‌ی انسان‌ها در ورطه فساد و تباهی غرق می‌شوند و انسان‌های مؤمن و صالح در هیچ جای دنیا یافت نمی‌شوند. معنای صحیح این احادیث این است که در آخرالزمان جهان پر از ظلم و ستم می‌شود نه پر از ظالم و ستمگر. تفاوت این دو در این است که اگر بخواهد جهان پر از ظالم باشد باید همه‌ی انسان‌ها ظالم باشند اما اگر جهان پر از ظلم باشد لازم نیست همه ظالم باشند بلکه ممکن است عده‌ی معدودی به خاطر در اختیار داشتن قدرت و ثروت نامشروع جهان را از ستم آکنده نمایند در عین حالی که انسان‌های صالح فراوانی نیز وجود دارند. برای تقریب به ذهن توجه به این مثال ساده می‌تواند مفید باشد:
اگر کسی بگوید فضای این اطاق پر از دود سیگار شد آیا معنای عبارت یاد شده این است که همه‌ی افرادی که در این اطاق حضور دارند سیگار می‌کشند؟ بدون تردید خیر. چون ممکن است یک نفر در این مکان سیگار بکشد اما تمام فضای اطاق را همین یک نفر پر از دود سیگار کند. محتوای روایات یاد شده نیز این است که در آخرالزمان جهان پر از ظلم می‌شود و نه پر از ظالم و ممکن است پر شدن جهان از ظلم به وسیله‌ی عده‌ی محدودی باشد که از قدرت و ثروت خود به شکل نامشروع استفاده می‌کنند نه اینکه همه‌ی انسان‌ها ظالم و بیدادگر باشند.
هدف ما از طرح این مقدمه توجه دادن ذهن شما پرسشگر گرامی به این واقعیت است که اگر در روایات از پر شدن دنیا از ظلم و ستم سخن به میان آمده است معنای این روایت این نیست که در هیچ شهر و منطقه‌ای انسان‌های صالح یافت نمی‌شوند بلکه علی‌رغم وجود ظلم و فساد فراگیر ممکن است در مناطق مختلف دنیا انسان‌های صالح و پرهیزگار فراوانی نیز باشند که از منتظران واقعی امام مهدی علیه‌السلام بوده و در زمینه‌سازی برای ظهور آن حضرت از هیچ تلاشی دریغ نمی‌ورزند.
اما در عین حال در احادیثی که از پیشوایان دینی نقل شده است از شهر مقدس قم به عنوان شهری که در آخرالزمان مرکز شیعیان واقعی بوده و پایگاه دانش و معرفت است نام برده شده است.
صفوان می‌گوید روزی نزد امام کاظم علیه‌السلام بودم و سخن از مردم قم و میل آنان به حضرت مهدی علیه‌السلام به میان آمد امام هفتم علیه‌السلام فرمودند:
خداوند آنان را رحمت کند و از آنان خشنود باشد. و سپس ادامه دادند: بهشت هشت در دارد که یکی از آنها برای مردم قم است در میان شهر‌ها و کشورها آنان نیکان و نخبگان شیعیان ما هستند. خداوند ولایت و دوستی ما را به طینت و سرشت آنان آمیخته است. [1]
و امام صادق علیه‌السلام در حدیث دیگری فرموده‌اند:
به زودی شهر کوفه از مؤمنان خالی می‌شود و علم و دانش از آنجا رخت بر می‌بندد و چون ماری که در گوشه‌ای چنبره زده است محدود می‌گردد و از شهری که آن را قم می‌نامند ظهور می‌کند و آن‌جا پایگاه علم و فضیلت و معدن دانش و کمال می‌گردد به گونه‌ای که روی زمین هیچ مستضعف (فکری) نمی‌ماند که از دین آگاهی نداشته باشد حتی زنان پرده‌نشین. و این زمان نزدیک زمان ظهور قائم (عج) ما خواهد بود... [2]
در پایان تذکر این نکته ضروری است که معنای روایات یاد شده و روایات مشابه آن خالی بودن شهر مقدس قم از تمام مظاهر فساد و تباهی نیست بلکه ممکن است این شهر نیز از فتنه‌های آخرالزمان در امان نمانده و برخی از مظاهر فساد در آن نیز یافت شود لیکن براساس احادیث ابن شهر در مقایسه با سایر شهرها از وضعیت مطلوب‌تری برخوردار است.

پی‌نوشت‌ها:
[1] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 60، ص 217.
[2] همان، ص 213.

کلمات کلیدی : 
آخرالزمان , فساد , قم , ظلم و جور , امام زمان , ظهور
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آخرالزمان چیست و چه ارتباطى با ظهور حضرت مهدى علیه السلام دارد؟

پاسخ : 
شکى نیست هر آغازى را انجام و هر شروعى را پایانى است جز ذات بى‌ پایان خداوندى که هم آغاز است و هم انجام. زمان نیز مانند تمام مخلوقات الاهى از این قاعده مستثنا نیست. روزگارى بر دنیا سپرى شده که دیباچه زندگى دنیایى به شمار مى ‌آید و زمانى نیز خواهد گذشت که پایان این کتاب خواهد بود. برگه ‌هاى پایانى کتاب زندگى انسان در زمین «آخرالزمان» خوانده مى‌ شود.

«آخرالزمان» اصطلاحى است که در فرهنگ اغلب ادیان بزرگ دنیا به چشم مى‌ خورد و به ویژه در ادیان ابراهیمى از برجستگى و اهمیت خاص برخوردار است. این اصطلاح معمولاً به روزگار پایانى دنیا و رویدادهایى که ممکن است در این بخش از زندگى دنیوى به وقوع پیوندد گفته مى‌ شود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگویى ‌هایى کرده ‌اند؛ براى مثال در «انجیل» چنین آمده ست:«... و این را بدان که اوقاتِ صعب در زمان آخر خواهد رسید* زیرا که خواهند بود مردمِ خود دوست و زر پرست و مغرور و متکبر و کفر گو و نافرمان والدین و حق ناشناس و بى ‌دین* و بى ‌الفت و بى‌ وفا و خبث کننده و بى‌ پرهیز و بى ‌حلم و با خوبان بى ‌اعتنا* و خائن و کم حوصله و عبوس کننده و عیش را بر خدا ترجیح مى‌ دهند.»1

قرآن مجید نیز در آیات فراوان به دوران آخرالزمان اشاره کرده است. در معارف ارزشمند اسلامى این اصطلاح در دو معناى کلى به کار رفته است:

1. مدت زمانى طولانى که با ولادت پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله آغاز و با شروع رستاخیز بزرگ پایان مى‌ یابد. از این رو آن پیامبر الاهى را پیامبر آخرالزمان نیز نامیده‌ اند.

2. مدت زمانى که با ولادت واپسین جانشین پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله، حضرت مهدى علیه السلام آغاز مى‌ شود، زمان غیبت و ظهور را در برگرفته، با شروع قیامت به انجام مى ‌رسد. روایات اهل بیت علیهم السلام نشان مى ‌دهد:

الف) با سپرى شدن این دوران بساط زندگى دنیوى برچیده مى‌ شود و مرحله ‌اى جدید در نظام آفرینش آغاز مى‌ گردد.

ب) آخرالزمان خود به دو مرحله کاملاً متفاوت تقسیم مى‌ شود:

دوران نخست که انسان به مراحل پایانى انحطاط اخلاقى رسیده، فساد اخلاقى و ستم همه جوامع بشرى را فرا مى‌ گیرد و واپسین امیدهاى بشرى به ناامیدى مى‌ گراید؛ و دوران دوم که عصر تحقق وعده ‌هاى الاهى به پیامبران و اولیاى خدا است و با قیام مصلح جهانى آغاز مى‌ شود. کلیات عقاید مربوط به آخرالزمان تقریباً از سوى همه فرقه‌ هاى بزرگ اسلام پذیرفته شده است؛ ولى در خصوص وابستگى این تحولات به ظهور مهدى موعود و نیز هویت مهدى موعود اختلاف نظر وجود دارد. شیعیان دوازده امامى حضرت مهدى علیه السلام و حکومت جهانى او را حسن ختام حیات بشر در کره زمین و او را همان موعود امت‌ها مى ‌دانند. در نظر آنان، با ظهور حضرت مهدى علیه السلام برخى از ائمه و نیکان و صالحان و نیز بدان و تبهکاران تحت عنوان «رجعت» به دنیا باز مى‌ گردند و زندگى دنیایى پایان مى ‌یابد. با گلگشتى در کلمات نورانى معصومان علیهم السلام مى‌ توان واژه‌ هایى را که بیانگر پیوند مهدویت و آخرالزمان است، یافت. این واژه ‌ها عبارت است از:

1. آخرالزمان (پایان زمان):

امام صادق علیه السلام، پیشواى ششم راستگویان، فرمودند: «رسول گرامى اسلام صلّی الله علیه و آله به حضرت على علیه السلام فرمودند: آیا تو را بشارت ندهم؟ آیا تو را خبر ندهم؟ عرض کرد: بله، یا رسول الله. آن حضرت فرمودند: هم اینک جبرئیل نزد من بود و مرا خبر داد قائمى که در آخرالزمان ظهور مى‌ کند و زمین را پر از عدل و داد مى‌ سازد - همان گونه که از ظلم و جور آکنده شده - از نسل تو و از فرزندان حسین علیه السلام است.»2

2. «لا تذهب الدنیا» (دنیا به پایان نرسد):

این تعبیر بیانگر حتمى بودن تحقق حوادثى است که پس از آن ذکر مى ‌شود. عبدالله بن مسعود مى‌ گوید: رسول گرامى اسلام صلّی الله علیه و آله فرمودند: «دنیا به پایان نرسد مگر این که امت مرا مردى رهبرى کند که از اهل بیت من است و به او مهدى گفته مى ‌شود.» و روشن است دنیا به پایان نمى ‌رسد مگر این که بخش پایانى ‌اش (آخرالزمان) را پشت سرگذارد.

3. «لا تقوم الساعة» (قیامت برپا نمى‌شود):

پیامبر گرامى اسلام صلّی الله علیه و آله فرمودند: «قیامت برپا نمى‌ شود تا این که قیام کننده‌ اى به حق از خاندان ما قیام کند؛ و این هنگامى است که خداوند به او اجازه فرماید؛ و هر کس از او پیروى کند، نجات یابد و هر کس از او سرپیچد، هلاک خواهد شد... .»4

4. «لا تنقضى الایام» (روزها منقضى نگردد):

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «روزها منقضى نگردد تا این که مردى از اهل بیت من بر زمین حکومت کند که همنام من است.»5

5. «لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد» (اگر از دنیا بیش از یک روز باقى نماند):

امیرمؤمنان علیه السلام برفراز منبر در شهر کوفه چنین فرمودند: «اگر از دنیا بیش از یک روز باقى نماند، خداوند آن روز را چنان طولانى خواهد کرد که مردى از خاندانم برانگیخته شود.»6

6. «عند انقطاع من الزمان» (در بخش پایانى زمان):

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: هنگام پایان زمان و آشکار شدن فتنه ‌ها، مردى هست که به او مهدى گفته مى‌ شود و بخشش بسیار دارد.»7

نشانه ‌هاى آخرالزمان‌:

این محدوده زمانى نشانه‌ هایى دارد که اصطلاحاً «علائم آخرالزمان» خوانده مى‌ شود. علاوه بر اصطلاح رایج «علائم آخرالزمان» در فرهنگ مسلمانان اصطلاح مشابه دیگرى به نام «اشراط الساعه» وجود دارد. این اصطلاح که بیش‌تر نزد اهل سنت رایج است، به نشانه ‌هاى وقوع قیامت اختصاص دارد؛ ولى روایاتى که ذیل این عنوان ذکر شده نشان مى‌ دهد بسیارى از نشانه‌ هاى آن چون نشانه‌ هاى آخرالزمان است و مى ‌توان بسیارى از نشانه ‌هاى آخرالزمان را نشانه‌ هاى قیامت دانست. همان گونه که اشاره شد آخرالزمان به دو بخش متفاوت تقسیم مى ‌شود. بر اساس روایات، بخش اول بسیار دشوار خواهد بود. بخشى از مشخصه ‌هاى این عصر عبارت است از:

1. دین گریزی:

پیامبر گرامى اسلام صلّی الله علیه و آله ویژگى ‌هاى انسان‌ هاى این دوران را این گونه برشمرده است:

«زمانى بر مردم خواهد آمد که درهم ‌هاى آن‌ها دینشان خواهد بود و همت شان شکم ‌شان و قبله ‌هاشان زنانشان. براى طلا و نقره رکوع و سجود به جاى مى ‌آورند. آن‌ها همواره در حیرت و مستى خواهند بود؛ نه بر مذهب مسلمانى‌ اند و نه بر مسلک نصرانى.»8

2. دنیا پرستى‌:

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «زمانى بر امت من مى ‌آید که در آن زمان درون‌ هاى مردم پلید مى ‌شود ولى ظواهرشان به طمع مال دنیا آراسته مى ‌گردد؛ به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمى‌ بندند؛ کارشان ریا و تظاهر است؛ خوف از خدا به دلشان راه نیابد و خداوند آن‌ها را به عذابى فراگیر دچار سازد. آن‌ها چون غریق خداوند را مى ‌خوانند؛ ولى خداوند دعایشان را مستجاب نمى‌ کند.»9

3. آزمایش‌هاى بزرگ:

‌یکى دیگر از ویژگى‌ هاى دوران آخرالزمان امتحاناتى است که انسان‌ها در این دوران پشت سر مى‌ گذارند. با این آزمون‌ها، مردم به دو گروه تقسیم مى‌ شوند: موفق‌ ها و ناموفق‌ ها. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله، وقتى از چهره‌ هاى موفق این دوران یاد مى‌ کنند، با شگفتى به حضرت على علیه السلام چنین مى‌ فرمایند:

«اى على، بدان شگفت آورترین مردم درایمان و بزرگ‌ترین آنان در یقین مردمى هستند که درآخرالزمان که پیامبر خود را ندیدند و از امام خود محجوبند، به نوشته که خطى سیاه بر صفحه‌ اى سپید است، ایمان مى‌ آورند.»10

امیرمؤمنان على علیه السلام نیز درباره نجات یافتگان این دوران مى ‌فرمایند:

«و آن زمانى است که از فتنه ‌ها نجات نمى ‌یابد مگر مؤمنانى که بى ‌نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند؛ و اگر غایب گردند، کسى سراغ آن‌ها را نمى ‌گیرد. آن‌ها براى سیرکنندگان در شب ظلمانى جامعه‌ ها چراغ‌هاى هدایت و نشانه‌ هاى روشنند. نه مفسده جو هستند و نه فتنه‌ انگیز. نه در پى اشاعه و نه مردمى سفیه و لغو گو! اینانند که خداوند درهاى رحمتش را به سوى‌شان باز مى‌ کند و سختى ‌ها و مشکلاتى را از آن‌ها برطرف مى ‌سازد.»11

پى ‌نوشتها:
1. کتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همدانى، نامه دوم پولس حوارى به تیموثیوس، باب سوم.
2. غیبت نعمانى، ابن ابى زینب، ص‌357.
3.کتاب الغیبة، شیخ طوسى، ص‌182، ح‌141.
4. عیون اخبار الرضا علیه السلام، شیخ صدوق، ج‌2، ص 59.
5. بشارة المصطفى لشیعه المرتضى، طبرى آملى، ص‌258.
6. کتاب الغیبة، ص‌46.
7. کشف الغمة، اربلى، ج‌3، ص‌260.
8. مستدرک الوسائل، محدث نورى، ج‌11، ص‌379.
9. کافى، شیخ کلینى، ج‌8، ص‌306.
10. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج‌4، ص‌366.
11. نهج البلاغه، خطبه 103.
Porseman.org

کلمات کلیدی : 
آخرالزمان , ظهور امام زمان , پایان زمان , نشانه های آخرالزمان , دین گریزی , دنیا پرستی , آزمایش , امتحان , فتنه , رجعت , مهدی موعود , مهدویت , علایم آخرالزمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
واقعه ی ظهور یک باره به وقوع می پیوندد یا آرام و تدریجی؟

پاسخ : 
شرح سؤال:
بسمه تعالی، سلام، شرایطی که در زمان ظهور حضرت حجت به وقوع می پیوندد مانند این که زمین و سنگ به حرف می آیند و تکنولوژی رنگ و لعاب خود را از دست می دهد و در مجموع شعور بالایی حتی در جمادات وعده داده شده، آیا به تدریج مثلاً طی چند سال رخ می دهد یا ناگهانی است و اصلاً ظهور خود حضرت علیه السلام ناگهانی است یا طی چند سال مثلاً حتی صد سال رخ می دهد؟ مثلاً مردم شب خوابند صبح که بیدار می شوند زمین تغییر یافته و حضرت ناگهان ظهور می کنند؟ آیا این که گفته می شود حضرت روز جمعه ظهور می فرمایند یعنی یک جمعه قبلش هیچ خبری نیست ناگهان جمعه ی بعد زمین و زمان عوض می شود یا یک امر تدریجی و کاملاً آرام است که ممکن است شروع شده باشد و به تدریج کامل شود و کمال آن با ظهور جسمانی مبارک ایشان است؟

پاسخ از استاد اصغر طاهر زاده:
باسمه تعالی، سلام علیکم، در مورد شخص حضرت مهدی «عجل الله تعالی فرجه الشریف» در روایت داریم که «حضرت جواد علیه السلام مى‌ فرمایند: خداى سبحان کار او [قائم‌] را یک‌ شبه‌ اصلاح مى‌ کند و اوضاع را به نفع او تغییر مى ‌دهد، چنان که کار موسى (ع) را یک‌ شبه‌ اصلاح کرد. او براى گرفتن پاره اى‌ آتش براى خانواده اش رفت، ولى هنگام بازگشت به شرافت رسالت و افتخار نبوت نایل شده بود. آن‌گاه حضرت جواد علیه السلام فرمودند: «افْضلُ اعمالِ شیعَتِنا انْتظارُ الْفَرَج»، بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است.» (بحارالانوار، ج51، ص156) ولی در مورد تغییر عالم باید تدریجی باشد تا به آن صورت نهایی برسد که در کتاب «آخرالزمان شرایط ظهور باطنی ترین بُعد هستی» متذکر شده‌‌ام (1). موفق باشید.

پی نوشت:
(1) کتاب مورد نظر را می توانید از آدرس زیر دانلود کنید:
http://almizan.lobolmizan.ir/index.php/kotob/51-1389-05-08-05-34-28/509-1390-08-10-19-14-39

کلمات کلیدی : 
ظهور , امام زمان , ظهور صغری , ظهور کبری , حضرت مهدی , انتظار فرج
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
علل ناهنجاری‌ها و ناراستی‌های قبل از ظهور چیست؟

پاسخ : 
یکی از صاحب نظران تصویری از انگیزه‌ها و علل انحراف در جامعه پیش از ظهور را چنین ارائه کرده است:

1. فرهنگ سازی ضد دینی از سوی دولت‌ها (و مکاتب) برای به انحراف کشاندن نسل‌های رو به رشد در مدارس و دانشگاه‌ها و نیز رسانه‌های ارتباط جمعی؛

2. اعمال فشار از سوی حکومت‌ها برای وضع و اجرای قوانین مخالف با عدالت اسلامی؛

3. نیاز مالی به طور عام و رقابت‌های سود جویانه به طور خاص که باعث می‌شود فرد برای رسیدن به ثروت به هر کاری دست بزند؛

4. رقابت‌های کور اجتماعی و تجمل گرایی در مسکن و لباس و اسراف در خوراک و نیز استفاده از امکانات مدرن به دلیل راحت طلبی و فخر فروشی؛

5. تحریک غریزه جنسی انسان‌ها در اشکال مختلف و... .[1]

با بررسی روایات مربوط به دوران قبل از ظهور، می‌توانیم ریشه و کنه بسیاری از مشکلات و ناهنجاری‌ها را در گزینه‌ها و انگاره‌های زیر شناسایی کنیم:

1. قساوت و ناراستی قلوب
«هنگامی که مردم بر روی دل‌های درنده خوی خود جامة میش بپوشند، دل‌های آنها از مردار گندیده‌تر و از خار، تلخ‌تر است» و«دل مرد را قساوت می‌گیرد و همانند بدنش می‌میرد» و «دل‌ها را قساوت می‌گیرد، دیده‌ها خشک می‌شود و تلاوت قرآن بر زبان‌ها سخت می‌گردد».

2. نبود حق و عدالت
«حق، مرده و اهل حق رخت بر بسته است... جور و ستم همه شهرها را فرا گرفته است» (رَأَیْتَ الْحَقَّ قَدْ مَاتَ وَ ذَهَبَ أَهْلُهُ وَ رَأَیْتَ الْجَوْرَ قَدْ شَمِلَ الْبِلَاد) [2] و « دل‌ها را قساوت می‌گیرد و زمین پر از ستم می‌شود». «ستم و تباهی فراوان و منکر آشکار می‌شود» (کَثُرَ الْجَوْرُ وَ الْفَسَادُ وَ ظَهَرَ الْمُنْکَر) [3] و « زمین با جور و ستم پیشوایان ظالم و گمراه می‌میرد» (بعد موتها بجور أئمة الضلال‌).[4]

3. کفر و تباهی جوامع
«زمین با کفر اهل آن می‌میرد» (بعد موتها بکفر اهلها) و « کافران ... از مشاهده فساد و تباهی جهان در پوست نمی‌گنجند» (رَأَیْتَ الْکَافِرَ فَرِحاً لِمَا یَرَى فِی الْمُؤْمِنِ مَرِحاً لِمَا یَرَى فِی الْأَرْضِ مِنَ الْفَسَاد) [5] و «فاسق ترین مردمان بر آنان حکومت می‌کند و پست‌ترین مردم، پیشوایان می‌شوند. اشرار از ترس شرارت مورد احترام می‌باشند و غنا و موسیقی علنی می‌گردد. هر ملتی، ملت‌های پیش را لعن می-کنند».

4. مرگ انسانیت و اوج شیطنت ابلیس
«شیطان در نسوج بدنشان شرکت جسته، با خونشان آمیخته و همراه خون، در شریان‌هایشان حرکت می‌کند. همواره انسان‌ها را به تهمت و افترا تشویق می‌کند تا فتنه‌ها افق شهرها را فرا گیرد... » و «اهل آن زمان گرگ شده و پادشاهان آنها درنده و مردم متوسط آنها خورنده و بینوایان آنها چون مردگان افسرده باشند» (وَ کَانَ أَهْلُ ذَلِکَ الزَّمَانِ ذِئَاباً، وَ سَلَاطِینُهُ سِبَاعاً، وَ أَوْسَاطُهُ أُکَّالًا، وَ فُقَرَاؤُهُ أَمْوَاتا)[6].«زمانی بر امت من می‌آید که در آن زمان درون آنها پلید می¬شود؛ ولی ظواهر آنها به طمع دنیا آراسته می‌گردد».

5. ضعف ایمان و دین‌داری
«دل‌ها از ایمان تهی می‌گردد و مؤمن در میان آنان به هر گونه ذلت و خواری دچار می‌شود» (قُلُوبُهُمْ خَالِیَةٌ مِنَ الْإِیمَان‌)[7] و «مردم از دین خدا دسته دسته بیرون می‌روند، آن چنان که دسته دسته به آن داخل شده‌اند» (سَیُخْرِجُونَ أَقْوَاماً مِنْ دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجا). [8] «اهل زمانه دگرگون می‌شوند ... دل‌ها را شک و تردید فرا می‌گیرد. رشته دین از گردن آنها خارج می‌شود و پیوند آنها با دین قطع می‌گردد».

6. نبود اخلاق و معنویت
«نمازها تباه می‌شود [و انسان‌ها] به دنبال شهوت‌ها رفته و از هوای نفس پیروی می‌کنند» (إِضَاعَةَ الصَّلَاةِ وَ اتِّبَاعَ الشَّهَوَاتِ) [9] و خودپرستی در اعماق دل ها، نفوذ کرده آن سان که سمومات در بدن‌ها نفوذ می‌کند [و باعث مرگ می‌شود] (دَبَّ الْکِبْرُ فِی الْقُلُوبَ کَدَبِیبِ السَّمِّ فِی الْأَبْدَان‌)[10]. «راستی و درستی، کمیاب و نادر می‌شود و دروغ همه جا را فرا می‌گیرد» و....

7. کم رنگ شدن خردورزی و دانایی
«ضلالت و گمراهی فراوان می‌شود و هدایت کمیاب می‌گردد» و «زمانی ظاهر می‌شود که علم [واقعی] رخت بر می‌بندد و نادانی ظاهر می‌شود» (یَکُونُ ذَلِکَ إِذَا رُفِعَ الْعِلْمُ وَ ظَهَرَ الْجَهْل). [11] «جهالت بر سریر قدرت می‌نشیند و زنگ باطل پس از یک دوره سکوت به صدا در می‌آید. مردم برای کارهای ناشایست دست برادری به یکدیگر می‌دهند» (أَخَذَ الْبَاطِلُ مَآخِذَهُ وَ رَکِبَ الْجَهْلُ مَرَاکِبَه‌)[12] و ... .

با بررسی این موارد ما به صراحت در می‌یابیم که مشکل اساسی و همیشگی بشر، در همة ابعاد زندگی فردی و اجتماعی‌اش، وجود خلأ «اخلاق» است. مشکل بشر، فقر دانش نیست؛ فقر اخلاق و عدم پیوند علم و عقل با اخلاق انسانی است. یک نگاه گذرا کافی است تا این حقیقت را اثبات نماید که سوختن صدها میلیون انسان جهان سومی در ورطه‌های فقر، اعتیاد، بیماری‌های مدرنی چون ایدز و ... عاملی جز خلأ اخلاق ندارد.
اخلاق ضرورتی است که خلأ آن در میان همه جوامع احساس می‌شود؛ اما این آتش افتاده به جان انسان‌های مستضعف، بیشتر معلول فقر اخلاقی در میان جوامع پیشرفته و به ویژه رهبران و سردمداران آنها است.
انسان بدون اخلاق و تربیت واقعی و بدون شکوفایی استعداد‌های درونی و ابعاد روحی و فطری؛ یعنی، انسان فاقد همه چیز. هر چه پیشرفت علم و صنعت بیشتر باشد، نیاز به رعایت اخلاق شدید‌تر می‌شود.[13]

پی‌نوشت‌ها:
[1]. سید محمد صدر، تاریخ پس از ظهور، ص 456.
[2]. کلینی، کافی، ج8، ص36.
[3]. مجلسی، بحارالانوار، ج51، ص70.
[4]. نعمانی، الغیبه، ج2، ص17.
[5]. کلینی، کافی، ج8، ص38.
[6]. مجلسی، بحارالانوار، ج34، ص239.
[7]. همان، ج52، ص262.
[8]. همان، ج24، ص219.
[9]. همان، ج6، ص305.
[10]. همان، ج52، ص262.
[11]. همان، ج51، ص70.
[12]. همان، ج34، ص239.
[13]. ر. ک: علم اخلاق اسلامی، ج1، ص 42، آشنایی با اخلاق اسلامی، ص 15.

کلمات کلیدی : 
دوران قبل از ظهور , ناهنجاری , انحراف در جامعه , فرهنگ سازی ضد دینی , قساوت قلب , عدالت , کفر , تجمل گرایی , اسراف , شیطان , دین‌داری , اخلاق , معنویت , خردورزی , اخلاق , تربیت
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آخرالزمان چیست و چه ارتباطى با ظهور حضرت مهدى علیه السلام دارد؟

پاسخ : 
شکى نیست هر آغازى را انجام و هر شروعى را پایانى است جز ذات بى‌ پایان خداوندى که هم آغاز است و هم انجام. زمان نیز مانند تمام مخلوقات الاهى از این قاعده مستثنا نیست. روزگارى بر دنیا سپرى شده که دیباچه زندگى دنیایى به شمار مى ‌آید و زمانى نیز خواهد گذشت که پایان این کتاب خواهد بود. برگه ‌هاى پایانى کتاب زندگى انسان در زمین «آخرالزمان» خوانده مى‌ شود.

«آخرالزمان» اصطلاحى است که در فرهنگ اغلب ادیان بزرگ دنیا به چشم مى‌ خورد و به ویژه در ادیان ابراهیمى از برجستگى و اهمیت خاص برخوردار است. این اصطلاح معمولاً به روزگار پایانى دنیا و رویدادهایى که ممکن است در این بخش از زندگى دنیوى به وقوع پیوندد گفته مى‌ شود و ادیان بزرگ درباره آن پیشگویى ‌هایى کرده ‌اند؛ براى مثال در «انجیل» چنین آمده ست:«... و این را بدان که اوقاتِ صعب در زمان آخر خواهد رسید* زیرا که خواهند بود مردمِ خود دوست و زر پرست و مغرور و متکبر و کفر گو و نافرمان والدین و حق ناشناس و بى ‌دین* و بى ‌الفت و بى‌ وفا و خبث کننده و بى‌ پرهیز و بى ‌حلم و با خوبان بى ‌اعتنا* و خائن و کم حوصله و عبوس کننده و عیش را بر خدا ترجیح مى‌ دهند.»1

قرآن مجید نیز در آیات فراوان به دوران آخرالزمان اشاره کرده است. در معارف ارزشمند اسلامى این اصطلاح در دو معناى کلى به کار رفته است:

1. مدت زمانى طولانى که با ولادت پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله آغاز و با شروع رستاخیز بزرگ پایان مى‌ یابد. از این رو آن پیامبر الاهى را پیامبر آخرالزمان نیز نامیده‌ اند.

2. مدت زمانى که با ولادت واپسین جانشین پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله، حضرت مهدى علیه السلام آغاز مى‌ شود، زمان غیبت و ظهور را در برگرفته، با شروع قیامت به انجام مى ‌رسد. روایات اهل بیت علیهم السلام نشان مى ‌دهد:

الف) با سپرى شدن این دوران بساط زندگى دنیوى برچیده مى‌ شود و مرحله ‌اى جدید در نظام آفرینش آغاز مى‌ گردد.

ب) آخرالزمان خود به دو مرحله کاملاً متفاوت تقسیم مى‌ شود:

دوران نخست که انسان به مراحل پایانى انحطاط اخلاقى رسیده، فساد اخلاقى و ستم همه جوامع بشرى را فرا مى‌ گیرد و واپسین امیدهاى بشرى به ناامیدى مى‌ گراید؛ و دوران دوم که عصر تحقق وعده ‌هاى الاهى به پیامبران و اولیاى خدا است و با قیام مصلح جهانى آغاز مى‌ شود. کلیات عقاید مربوط به آخرالزمان تقریباً از سوى همه فرقه‌ هاى بزرگ اسلام پذیرفته شده است؛ ولى در خصوص وابستگى این تحولات به ظهور مهدى موعود و نیز هویت مهدى موعود اختلاف نظر وجود دارد. شیعیان دوازده امامى حضرت مهدى علیه السلام و حکومت جهانى او را حسن ختام حیات بشر در کره زمین و او را همان موعود امت‌ها مى ‌دانند. در نظر آنان، با ظهور حضرت مهدى علیه السلام برخى از ائمه و نیکان و صالحان و نیز بدان و تبهکاران تحت عنوان «رجعت» به دنیا باز مى‌ گردند و زندگى دنیایى پایان مى ‌یابد. با گلگشتى در کلمات نورانى معصومان علیهم السلام مى‌ توان واژه‌ هایى را که بیانگر پیوند مهدویت و آخرالزمان است، یافت. این واژه ‌ها عبارت است از:

1. آخرالزمان (پایان زمان):

امام صادق علیه السلام، پیشواى ششم راستگویان، فرمودند: «رسول گرامى اسلام صلّی الله علیه و آله به حضرت على علیه السلام فرمودند: آیا تو را بشارت ندهم؟ آیا تو را خبر ندهم؟ عرض کرد: بله، یا رسول الله. آن حضرت فرمودند: هم اینک جبرئیل نزد من بود و مرا خبر داد قائمى که در آخرالزمان ظهور مى‌ کند و زمین را پر از عدل و داد مى‌ سازد - همان گونه که از ظلم و جور آکنده شده - از نسل تو و از فرزندان حسین علیه السلام است.»2

2. «لا تذهب الدنیا» (دنیا به پایان نرسد):

این تعبیر بیانگر حتمى بودن تحقق حوادثى است که پس از آن ذکر مى ‌شود. عبدالله بن مسعود مى‌ گوید: رسول گرامى اسلام صلّی الله علیه و آله فرمودند: «دنیا به پایان نرسد مگر این که امت مرا مردى رهبرى کند که از اهل بیت من است و به او مهدى گفته مى ‌شود.» و روشن است دنیا به پایان نمى ‌رسد مگر این که بخش پایانى ‌اش (آخرالزمان) را پشت سرگذارد.

3. «لا تقوم الساعة» (قیامت برپا نمى‌شود):

پیامبر گرامى اسلام صلّی الله علیه و آله فرمودند: «قیامت برپا نمى‌ شود تا این که قیام کننده‌ اى به حق از خاندان ما قیام کند؛ و این هنگامى است که خداوند به او اجازه فرماید؛ و هر کس از او پیروى کند، نجات یابد و هر کس از او سرپیچد، هلاک خواهد شد... .»4

4. «لا تنقضى الایام» (روزها منقضى نگردد):

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «روزها منقضى نگردد تا این که مردى از اهل بیت من بر زمین حکومت کند که همنام من است.»5

5. «لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد» (اگر از دنیا بیش از یک روز باقى نماند):

امیرمؤمنان علیه السلام برفراز منبر در شهر کوفه چنین فرمودند: «اگر از دنیا بیش از یک روز باقى نماند، خداوند آن روز را چنان طولانى خواهد کرد که مردى از خاندانم برانگیخته شود.»6

6. «عند انقطاع من الزمان» (در بخش پایانى زمان):

پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: هنگام پایان زمان و آشکار شدن فتنه ‌ها، مردى هست که به او مهدى گفته مى‌ شود و بخشش بسیار دارد.»7

نشانه ‌هاى آخرالزمان‌:

این محدوده زمانى نشانه‌ هایى دارد که اصطلاحاً «علائم آخرالزمان» خوانده مى‌ شود. علاوه بر اصطلاح رایج «علائم آخرالزمان» در فرهنگ مسلمانان اصطلاح مشابه دیگرى به نام «اشراط الساعه» وجود دارد. این اصطلاح که بیش‌تر نزد اهل سنت رایج است، به نشانه ‌هاى وقوع قیامت اختصاص دارد؛ ولى روایاتى که ذیل این عنوان ذکر شده نشان مى‌ دهد بسیارى از نشانه‌ هاى آن چون نشانه‌ هاى آخرالزمان است و مى ‌توان بسیارى از نشانه ‌هاى آخرالزمان را نشانه‌ هاى قیامت دانست. همان گونه که اشاره شد آخرالزمان به دو بخش متفاوت تقسیم مى ‌شود. بر اساس روایات، بخش اول بسیار دشوار خواهد بود. بخشى از مشخصه ‌هاى این عصر عبارت است از:

1. دین گریزی:

پیامبر گرامى اسلام صلّی الله علیه و آله ویژگى ‌هاى انسان‌ هاى این دوران را این گونه برشمرده است:

«زمانى بر مردم خواهد آمد که درهم ‌هاى آن‌ها دینشان خواهد بود و همت شان شکم ‌شان و قبله ‌هاشان زنانشان. براى طلا و نقره رکوع و سجود به جاى مى ‌آورند. آن‌ها همواره در حیرت و مستى خواهند بود؛ نه بر مذهب مسلمانى‌ اند و نه بر مسلک نصرانى.»8

2. دنیا پرستى‌:

رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند: «زمانى بر امت من مى ‌آید که در آن زمان درون‌ هاى مردم پلید مى ‌شود ولى ظواهرشان به طمع مال دنیا آراسته مى ‌گردد؛ به آنچه در پیشگاه خداوند است دل نمى‌ بندند؛ کارشان ریا و تظاهر است؛ خوف از خدا به دلشان راه نیابد و خداوند آن‌ها را به عذابى فراگیر دچار سازد. آن‌ها چون غریق خداوند را مى ‌خوانند؛ ولى خداوند دعایشان را مستجاب نمى‌ کند.»9

3. آزمایش‌هاى بزرگ:

‌یکى دیگر از ویژگى‌ هاى دوران آخرالزمان امتحاناتى است که انسان‌ها در این دوران پشت سر مى‌ گذارند. با این آزمون‌ها، مردم به دو گروه تقسیم مى‌ شوند: موفق‌ ها و ناموفق‌ ها. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله، وقتى از چهره‌ هاى موفق این دوران یاد مى‌ کنند، با شگفتى به حضرت على علیه السلام چنین مى‌ فرمایند:

«اى على، بدان شگفت آورترین مردم درایمان و بزرگ‌ترین آنان در یقین مردمى هستند که درآخرالزمان که پیامبر خود را ندیدند و از امام خود محجوبند، به نوشته که خطى سیاه بر صفحه‌ اى سپید است، ایمان مى‌ آورند.»10

امیرمؤمنان على علیه السلام نیز درباره نجات یافتگان این دوران مى ‌فرمایند:

«و آن زمانى است که از فتنه ‌ها نجات نمى ‌یابد مگر مؤمنانى که بى ‌نام و نشانند. اگر در حضور باشند، شناخته نشوند؛ و اگر غایب گردند، کسى سراغ آن‌ها را نمى ‌گیرد. آن‌ها براى سیرکنندگان در شب ظلمانى جامعه‌ ها چراغ‌هاى هدایت و نشانه‌ هاى روشنند. نه مفسده جو هستند و نه فتنه‌ انگیز. نه در پى اشاعه و نه مردمى سفیه و لغو گو! اینانند که خداوند درهاى رحمتش را به سوى‌شان باز مى‌ کند و سختى ‌ها و مشکلاتى را از آن‌ها برطرف مى ‌سازد.»11

پى ‌نوشتها:
1. کتاب مقدس، ترجمه فاضل خان همدانى، نامه دوم پولس حوارى به تیموثیوس، باب سوم.
2. غیبت نعمانى، ابن ابى زینب، ص‌357.
3.کتاب الغیبة، شیخ طوسى، ص‌182، ح‌141.
4. عیون اخبار الرضا علیه السلام، شیخ صدوق، ج‌2، ص 59.
5. بشارة المصطفى لشیعه المرتضى، طبرى آملى، ص‌258.
6. کتاب الغیبة، ص‌46.
7. کشف الغمة، اربلى، ج‌3، ص‌260.
8. مستدرک الوسائل، محدث نورى، ج‌11، ص‌379.
9. کافى، شیخ کلینى، ج‌8، ص‌306.
10. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج‌4، ص‌366.
11. نهج البلاغه، خطبه 103.
Porseman.org

کلمات کلیدی : 
آخرالزمان , ظهور امام زمان , پایان زمان , نشانه های آخرالزمان , دین گریزی , دنیا پرستی , آزمایش , امتحان , فتنه , رجعت , مهدی موعود , مهدویت , علایم آخرالزمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا رجعت کنندگان هم مکلف هستند؟

پاسخ : 
آیا انسان هایی که رجعت می کنند، مثل حیات قبلی خود، تکلیف دارند یا این که یک مرتبه دوره تکلیف را گذرانده و پس از پشت سر گذاشتن عالم برزخ، تکلیف وجود ندارد؟
طبق تحقیقاتی که انجام داده شد، چهار نظریه وجود دارد:

1. برخی معتقدند تکلیف وجود دارد؛ زیرا رجعت، همان بازگشت به دنیا است و در دنیا، انسان مکلّف به ترک محرّمات و انجام واجبات است.
سید مرتضی (ره) می گوید: رجعت، منافاتی با تکلیف ندارد (1) و جای دیگر می گوید: بدون شک یاری کردن امام، بر رجعت کنندگان واجب است و دفاع از آن حضرت برابر دشمنان، تکلیف خواهد بود.
مرحوم طبرسی نیز می فرماید: همانطور که با ظهور معجزات بزرگ، تکلیف محال نیست، با رجعت هم تکلیف محال نخواهد بود. (2)
پس نمی توان گفت انسان در عالم رجعت، تکلیف ندارد. به نظر می رسد این، نظر حق باشد؛ زیرا:
الف. ظاهر آیات و روایاتِ رجعت این است که رجعت کنندگان مشمول احکام و لوازم دنیایی می شوند. یکی از آن ها مکلّف بودن آنان است. هر چند بار هم که زنده شوند، باز در عالم تکلیف زنده می شوند، نه در عالم آخرت. عالمِ تکلیف، نشئه امتحان و عمل است، نه عالمِ حساب و جزا. قرآن کریم این موضوع را برای جهان هستی اثبات کرده است و می فرماید:
(إِنَّما هذِهِ الحَیاهُ الدُّنیا مَتاعٌ وَ إِنَّ الآخِرَةَ هِی دارُ القَرار)؛ این زندگی دنیا، تنها متاع و کالایی [ناچیز] است، و در حقیقت، آن آخرت است که سرای پایدار است.
در این آیه، تعبیر «متاع» آورده شده است، که منظور، همان اعمال و تکالیف الهی است. چنانکه حضرت علی علیه السّلام نیز فرموده اند: دنیا برای شما، سرای ثبات و قرار آفریده نشده است؛ بلکه آفریده شده، تا عبور گاه باشد و از آن، زاد و توشه و کردار صالح برای سرای قرار و ثبات (آخرت) فراهم کنید. (3)
و نیز امیر المومنین علیه السّلام فرمود: «امروز، هنگام عمل است نه حسابرسی و فردا روز حسابرسی است، نه عمل». (4) یعنی تفاوت دنیا و آخرت، یک تفاوت جوهری است.
ب. یکی از فلسفه های رجعت مؤمنان، رسیدن به کمالات نهایی است؛ چون در زمان حیات اولیه، با موانع زیادی روبه رو شده اند و نتوانستند به آن کمال معنوی که مستحّق آن بوده اند، برسند و از رسیدن باز مانده اند. از آن جا که نظام زندگی دنیا، بسته به عمل به احکام و تکالیف و نیز تحصیل اوصاف نفسانی می باشد، حکمت الهی اقتضا می کند، در عالم رجعت، مسیر تکاملی خود را به پایان رسانده و این سیر تکامل، محقق نمی شود، مگر با انجام احکام دینی و اسلامی.
ج. در روایت است: «حلال خداوند، حلال است و حرام او، حرام است تا روز قیامت» (5) مفاد روایت، همین است که قبل از قیامت، هر کس در دنیا باشد، مکلّف به حرام و حلال خواهد بود و رجعت نیز قبل از قیامت، ولی متصل به آن می باشد؛ به عبارت دیگر، نظر روایت، به عالم دنیا است؛ چه عالم اوّلیه و چه عالم رجعت. خلاصه این که مشاهدات عالم برزخ، سبب ساقط شدن تکالیف الهی در دنیا نمی شود.

2. بعضی می گویند: عالم رجعت نیز مانند قیامت، زمان پاداش و مجازات است و تکلیف در آن وجود ندارد. دلیل این گروه این است که رجعت کنندگانی که کافرند، هنگام بازگشت، توبه خواهند کرد؛ برای این که عالم برزخ را مشاهده کرده و به حقیقت رسیده اند و این، نقض غرض خواهد شد.
جواب این است که آن ها با مشاهده حقیقت، همیشه راه توبه در پیش نمی گیرند. در امّت های گذشته، بسیاری بوده اند که با مشاهده معجزات انبیا و حتی عذاب های الهی، به دشمنی خود ادامه داده اند که در بحث شبهه ها بیان خواهد شد.

3. برخی قائل به تفصیل شده اند که این گروه هم به دو قسمت تقسیم شده اند. بعضی گفته اند: خوبان و مؤمنان، تکلیف دارند و به یاری کردن معصومان، مکلّف هستند و تنها برای کفّار و دشمنان، دار مجازات است. علاّمه مجلسی می نویسد:
زمان رجعت، فقط زمان تکلیف نیست؛ بلکه واسطه بین دنیا و آخرت است. پس نسبت به گروهی، دار تکلیف است و نسبت به گروه دیگر، دار مجازات. (6)
امّا علاّمه مجلسی مشخّص نکرده است، برای چه کسی دار تکلیف و برای چه کسانی دار جزا است؛ علاوه بر این، قول به تفصیل دلیل می خواهد و در این باره دلیل ارائه نشده است.

4. برخی قائل شده اند که دنیا برای رجعت کنندگان، دار تکلیف نیست؛ امّا در محرّمات، بدون شک ترک آن، وظیفه رجعت کنندگان است، تا هتک حدود الهی نشود و در هر حال حرام می باشد. امّا در برابر واجبات، وظیفه ای ندارند؛ زیرا زمان رجعت،پس از عالم برزخ است و از مراتب عالم آخرت به شمار می رود و پس از مرگ، تکلیف منتفی خواهد شد. پاسخ این نویسنده محترم این خواهد بود که: این تفصیل از کجا به دست آمده است؟ قول به تفصیل، دلیل می خواهد که موجود نیست.

پی‌نوشت‌ها:
1. رسائل المرتضی، ج1، ص 126.
2. مجمع البیان، ج7، ص 368.
3. نهج البلاغه، خطبه 132.
4. همان، خطبه 42.
5. کافی ، ج2، ص 17.
6. بحارالأنوار، ج53، ص 108.
منبع: محمدعظیم محسنی دایکندی، رجعت در عصر ظهور

کلمات کلیدی : 
رجعت , رجعت کنندگان , ظهور , تکلیف , مکلف , دار تکلیف , برزخ , دنیا , فلسفه رجعت
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا حضرت مهدی (ع) هم رجعت می‌کنند؟

پاسخ : 
بی شک بحث رجعت از طرف هر که باشد، بدون بحث از ظهور، یا قیام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه ممکن نیست؛ چون مفهوم عصر رجعت با مفهوم عصر ظهور ارتباط مستقیم دارد. در بررسی احادیث رجعت، ارتباط و پیوند این دو بحث، کاملاً آشکار است. این ارتباط از آن جا سرچشمه می گیرد که رجعت، هنگام ظهور تحقّق می یابد.
می‌دانیم، رجعت دارای فلسفه و اهداف خاصی می باشد. یکی از آن اهداف، حاکمیت مؤمنان و ظهور دین حق روی زمین خواهد بود و این هدف بزرگ، در عصر ظهور حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه توسّط آن حضرت به وقوع می پیوندد؛ بنابراین برای آن حضرت، رجعت جهت حاکمیت وجود نخواهد داشت؛ همان طور که باقی ائمّه علیهم السّلام پس از رجعت در عصر ظهور، رجعت دیگر ندارند، چون آن ها به اهداف رجعت دست یافته اند.
علاوه بر این، توسّط روایاتی از ائمّه هدی به اثبات رسید که تمام رجعت ها در عصر ظهور تحقّق می یابد و نظر بزرگان نیز همین بود که ظهور، ظرف زمانی رجعت است؛ بنابراین رجعت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه در عصر ظهور که خود زنده است، مفهومی ندارد. همان طور که اگر قائل به رجعت آن حضرت شویم، دلیل می خواهد. اما در این زمینه، نه دلیل عقلی وجود دارد و نه دلیل نقلی. در نتیجه می توان گفت رجعتی برای حضرت مهدی نخواهد بود.
امّا برخی می گویند: روایت مبنی بر رجعت ائمّه معصومین علیهم السلام داریم و حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه هم یکی از ائمّه می باشند؛ بنابراین او نیز رجعت خواهد داشت.
جواب این که: رجعت ائمّه، در عصر ظهور حضرت مهدی صورت می گیرد و از روایات رجعت ائمّه علیهم السّلام همین معنا در ذهن تبادر می کند؛ پس رجعت آن حضرت، در عصر ظهور خودش مفهومی ندارد و حضرت قائم تخصّصاً از تحت روایات ائمّه علیهم السّلام خارج است؛ یعنی عصر ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه ظرف زمانی برای تمام رجعت کنندگان خواهد بود و آن روایاتی که دلالت بر رجعت ائمّه می کند، رجعت امامانی است که قبل از عصر ظهور دنیا را ترک کرده اند.
ممکن است برخی برای اثبات رجعت امام زمان عجل الله تعالی فرجه استدلال به دعای روز بیست و پنجم ذی القعده کنند که روز «دحو الارض» است. آن دعا این است:
اللّهم صلّ علیه و علی آبائه و اجعلنا من صحبه و أسرته و ابعثنا فی کرته حتی نکون فی زمانه من أعوانه اللّهم أدرک بنا قیامه و أشهدنا أیامه و صلّ علیه و ...( مصباح المتهجّد، ص669)
خدایا! بر او [حضرت قائم] و همه پدرانش درود فرست و ما را از یاران و کسانش قرار ده و در بازگشت او برانگیز تا در زمان او از یارانش باشیم. خدایا! ما را در قیام و ایام حکومتش حاضر گردان و بر او درود فرست.
امّا استدلال به این دعا برای اثبات رجعت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه با دو اشکال رو به رو است:
1. لفظ «کرّه» به معانی متعدّد استعمال می شود؛ مثل حمله، رجعت و دولت.
مفهوم این دعا می رساند که قصد دعا کننده، عصر ظهور و یاری آن حضرت در زمان حکومت و دولتشان می باشد، نه زمان رجعت.
2. بر فرض این که «کرّه» به معنای رجعت باشد، باز هم نمی توان به این دعایی که اصلاً سند ندارد و به هیچ یکی از معصومان منسوب نیست و تنها در برخی کتب ادعیه نقل شده که مستحب است این دعا خوانده شود، اثبات رجعت کرد؛ زیرا اثبات چنین امر مهمّی، نیاز به دلیل مستحکم و قوی دارد.
منبع: محسنی دایکندی، محمدعظیم، (1389)، رجعت در عصر ظهور، قم، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه، مرکز تخصصی مهدویّت، چاپ اول

کلمات کلیدی : 
رجعت , حضرت مهدی , امام زمان , عصر ظهور
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
رجعت کنندگان چند دسته اند و آیا رجعت آنها اختیاری است یا اجباری؟

پاسخ : 
با توجّه به روایات، رجعت کنندگان دو دسته متضاد هستند؛ مؤمنان محض و کافران محض. که رجعت دسته اوّل، اختیاری خواهد بود؛ زیرا:
1. آنان در برزخ، در فراخ و راحتی هستند و از این دنیا و قید و بندهای مادّی بدورند. پس طبیعی است که گروهی از آنان نخواهند دوباره این دنیای مادّی و محصور را تجربه کنند.
2. رجعت، یک لطف الهی می باشد و پذیرش لطف، اجباری نیست.
3. از برخی روایات استفاده می شود که رجعت، اختیاری است و با پیشنهاد فرشتگان صورت می گیرد.

عَنِ المُفَضَّلِ بنِ عُمَرَ قَالَ ذَکَرنَا القَائِمَ علیه السّلام وَ مَن مَاتَ مِن أصحَابِنَا یَنتَظِرُهُ فَقَالَ لَنَا أبُو عَبدِ اللَّهِ علیه السّلام: إِذَا قَامَ، أتَی المُؤمِنَ فِی قَبرِهِ فَیُقَالُ لَهُ: یَا هَذَا إِنَهُ قَد ظَهَرَ صَاحِبُکَ فَإن تَشَأ أن تَلحَقَ بِهِ فَالحَق وَ إِن تَشَأ أن تُقِیمَ فِی کَرَامَةِ رَبِّکَ فَأقِم (الغیبة طوسی، ص 459؛ بحارالانوار، ج53، ص91)
مفضل بن عمر می گوید: در خدمت امام صادق علیه السّلام صحبت از حضرت قائم و شیعیانی شد که در انتظار حضرتش از دنیا رفته اند. امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامی که آن حضرت قیام کند، مأموران الهی در قبر به نزد اشخاص مؤمن می آیند و به آن ها می گویند: ای بنده خدا! صاحبت ظهور کرده است، اگر می خواهی به او بپیوندی، پس به او ملحق شو و اگر می خواهی در نعمت های الهی متنعّم بمانی، پس بمان.

امّا به نظر نمی رسد کسی به این دعوت کریمانه پاسخ مثبت ندهد و برای مشارکت در حاکمیت اهل بیت روی زمین و برپایی دین خدا در جهان، لبیّک اجابت سر ندهد؛ چرا که این دعوت، یک وعده دیرینه الهی است که یکی از بزرگ ترین و مقدّس ترین آرزوهای مؤمنان را در دوره ای از زندگی شان در دنیا تشکیل می داد؛ بنابراین، انبیا، اوصیا و مؤمنان، این دعوت را می پذیرند، تا عزّت و عظمت اسلام را در جهان شاهد باشند.
اما دسته دوّم (کافران محض) با اراده و میل خود باز نمی گردند؛ بلکه ناگزیر تن به رجعت می دهند. آمدنشان اجباری است؛ چون آن ها را برای تنبیه و تعذیب و تذلیل می آورند، تا برخی از عواقب اعمال دنیوی خود را ببیند و به سبب حقوقی که از خدا و مردم ضایع کرده اند، مؤاخذه شوند. گذشته از آن، این دسته افراد، مشکلات و سختی و تلخی جان دادن را یک بار چشیده اند و به هیچ وجه تمایل به رجعت ندارند. برخلاف دسته اوّلی که اصلاً از مرگ نگرانی ندارند.

کلمات کلیدی : 
رجعت , امام زمان , لطف , ظهور , کافران محض , مؤمنان محض , رجعت اختیاری , قائم
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا با خواندن دعای عهد یار حضرت می‌شویم؟

پاسخ : 
اگر کسی بخواهد در گروه یاران امام زمان (علیه السلام) قرار بگیرد باید صفات و شرایط یار بودن را در خود ایجاد کند. برای یاران امام زمان (علیه السلام) ویژگی‌هایی گفته شده است؛ از جمله:

الف. معرفت:
آنان معرفت و شناخت عمیقی از خداوند و امام دارند. امام علی (علیه السلام) درباره‌ آنان فرمودنده است: مردانی که خدا را چنان که شایسته است شناخته‌اند". (منتخب الاثر فصل 8، ب1، ح2). چنین معرفت همچنان امکان پذیر است که انسان، امام زمان خود را بشناسد. امام صادق (علیه السلام) به نقل از امام حسین (علیه السلام) فرمودند: ای مردم! خدادوند خلق نکرد بندگان را مگر این که او را بشناسند. پس وقتی او را شناخته، عبادتش کنند. پس هنگامی که او را عبادت کردند از عبادت (ذلت در برابر) غیر او بی نیاز می‌شوند. مردی پرسید: ای پسر رسول خدا، پدر و مادر فدایت باد معرفت خدا چیست؟ فرمودند: این که مردم هر زمانی امام خود را که اطاعتش بر آنان واجب است بشناسند" (بحار الانوار، ج 23، ص83، ح22).
پس معرفت امام راه شناخت خداست و یاران امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شناخت عمیقی از امام دارند. این شناخت فراتر از دانستن نام و نشان و نسبت امام است؛ بلکه معرفت به حق ولایت امام و جایگاه بلند او در عالم هستی است.

ب. اطاعت:
نتیجه معرفت درست از امام است؛ چرا که اطاعت از او، اطاعت از خداست. پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در توصیف یاران حضرت مهدی (علیه السلام) فرمودند: "آنان در اطاعت از امام خود کوشا هستند" (بحار الانوار، ج 52، ص309، ح4).

ج. عبادت و صلابت:
امام صادق (علیه السلام) در بیانی فرمودند: شب‌ها را با عبادت به صبح می‌رسانند و روزها را با روزه به پایان می‌رسانند. و در فراز دیگر فرمودند: آنان مردانی هستند که گویا دل‌هایشان پاره‌های آهن است (بحار الانوار، ج52، ص308).

د. شهادت طلبی:
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: "آنان آرزو می‌کنند در راه خدا شهید شوند". (همان)

هـ. اتحاد و همدلی:
امام علی (علیه السلام) فرمودند: "ایشان یکدل و هماهنگ هستند" (یوم‌الخلاص، 224).

و. بصیرت و نورانیت:
آنان کسانی اند که دله‌های نورانی داشه و چشم حقیقت بین قلببی آنان باز شده است و دیگران را نیز به راه راست هدایت می‌کنند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: "آنان مانند چراغند گویا قلب‌هایشان مانند قندیل می‌درخشد". (بحار الانوار، ج52 ص308).

دعای عهد یکی از ابزار و وسایلی است که انسان با خواندن آن سعی می‌کند نام و یاد حضرت را هر روز در زندگی خود جاری کند و بیعتش را با امام تجدید نماید. انسان با خواندن دعای عهد از خداوند مدد می‌جوید تا لیاقت سربازی در رکاب امام مهدی (علیه السلام) را پیدا کند، و از خداوند می‌خواهد اگر چنین لیاقتی پیدا کرد ولی قبل از ظهور از دنیا رفت امکان بازگشت مجدد به دنیا (رجعت) را برای او فراهم کند. بنابراین دعای عهد مانند هر دعای دیگر زمانی اثر خود را خواهد داشت که انسان با گناه و آلودگی قابلیت عنایت‌های الهی را از دست ندهد.

کلمات کلیدی : 
دعای عهد , امام زمان , رجعت , یاران امام زمان , یاوران مهدی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
باور مسیحیان نسبت به رجعت چیست؟

پاسخ : 
«رجعت» از عقاید عمومی و قدیمی است که در ملل مختلف جهان، میان همه اقوام و مذاهب شرق و غرب قبل از اسلام - چه در ادیان آسمانی و چه در ادیان دیگر- وجود داشته و کم و بیش هنوز وجود دارد، اگر چه در پاره‌ای از مذاهب، تأکید بیشتری روی آن شده است، ناگفته نماند که عقیده به رجعت، در هر دینی به نوع خاص خود مطرح شده است، چنانچه در فرهنگ عقیدتی و سیاسی جهان مشاهده می‌شود که هر ایده و اندیشه‌ای برای بسط و ترویج افکار و عقاید خود همت می‌گمارد.

به همین منظور در سلسله مباحثی با تکیه بر کتاب «رجعت در عصر ظهور» تألیف محمدعظیم محسنی دایکندی به طور اجمال به مقوله رجعت و بازتاب آن میان اقوام و ملل مختلف اشاره می‌کنیم:

1 - توجه به عمومی بودن مسأله، یعنی یک نوع نگاه به آینده تاریخ و بشر، از دریچه تعالیم ادیان.

2 - توجه به اصول مشترکی که در برنامه آن روز میان همه وجود دارد؛ یعنی نجات فردی و اجتماعی و استقرار کمال و عدالت، در گروه آن روز خواهد بود.

* رجعت در دین مسیحیت

اندیشه رجعت باوری در مسیحیت، از جایگاه خاص و والایی برخوردار است، باور این عقیده، یکی از ویژگی‌های خاص دین مسیحیت شده است، ریشه این عقیده را باید میان باورهای یهودیان درباره منجی موعود جست و جو کرد. زیرا مسیحیت بر پایه دین یهود شکل گرفت.

مسیحیان اولیه، کتب یهودیان را قبول داشته و به اعتقادات و اعمال و آداب و سنن یهودی پایبند بودند و حتی کسانی از غیر یهودیان را که می‌خواستند در دین خود بپذیرند، به یهود و انجام شریعت آن از قبیل رعایت حلال و حرام، شرکت در کنیسه و مراسم عبادی یهودیان، ختان و ... وادار می‌کردند، تنها چیزی که آن‌ها را از دیگر یهودیان متمایز می‌ساخت، این بود که عیسی، همان مسیح موعود است.

مسیحیت، دینی است که بر اساس اعتقاد به ماشیح بودن عیسی شکل گرفت و بر اساس رجعت دوباره و آخرین موعود بودن عیسی در ذهن همه ریشه دوانده و گسترش یافت و به عنوان دینی جدید، عالم گیر شد، از این زمان به بعد از اندیشه مسیحایی در جامعه جوان مسیحی از سنت یهودی خود فاصله گرفت، اگر چه در زمینه کارکرد، هنوز هم مسیحیان بر آنند که عیسی با تشکیل یک حکومت جهانی، در میان همه امت‌ها داوری خواهد کرد و ملکوت آسمانی خود را در جهان استوار خواهد ساخت.

رجعت در عقیده مسیحیت، در دو بخش قابل بررسی است:

1 - بازگشت عیسی

بنا بر عقیده مسیحیان، عیسی یک بار مُرد و به صلیب کشیده شد، وی روز یکشنبه، سومین روز پس از مصلوب شدن و دفن، بر مرگ پیروز شده و از قبر بیرون آمد و بر شاگردانش ظاهر شد و مدت چهل روز، میان مردم زندگی کرد، سپس به آسمان‌ها رفت و نزد خدای پدر زندگی می‌کند، او باز می‌گردد تا ملکوت خدا را برپا کند.

در انجیل لوقا، از قول عیسی مسیح(ع) چنین آمده است: و به شما می‌گویم، که مرا دیگر نخواهید دید تا وقتی آید که گویید: مبارک است که به نام خداوند می‌آید.

و نیز در اعمال رسولان آمده است: نفس او در عالم اموات، گذشته نشود و جسد او فساد نبیند؛ پس همان عیسی را خدا برخیزاند و ما همه شاهد بر آن هستیم.

2. زنده شدن گروهی از مردگان

در قسمتی از نامه‌های پولس مطلبی به این مضمون آمده است: عیسی، اولین نفری است که از میان کسانی که دوباره زنده خواهد شد. مرگ، به سبب گناه آدم، به این دنیا آمد و زندگی پس از مرگ به سبب هدیه نجات مسیح، نصیب ما شد. همه می‌پرسیم چون همه ما از نسل آدم گناهکاریم و هر جا گناه است، نتیجه آن مرگ است؛ اما وقتی مسیح بازگردد، تمام مسیحیان که مال او هستند، زنده می‌شوند، پس از آن، آخرت می‌رسد و آن وقتی است که مسیح، تمام دشمنان خود را شکست داده است و سلطنت را به خدای پدر واگذار می‌کند.

در متن، علاوه بر رجعت حضرت مسیح(ع)، از زنده شدن تمام مسیحیان نه همه انسان‌ها،‌ سخن به میان آمده است که به پیش از وقوع قیامت و هنگام رجوع حضرت مسیح مربوط است، همچنین در اناجیل، از رجعت سومی هم صحبت شده است که در آن، تمامی مردگان زنده می‌شوند، اما از سیاق عبارات، چنین بر می‌آید که این رجعت، در واقع همان برپایی قیامت و داوری نهایی انسان‌ها است و اگر با لفظ رجعت، بیان شده است، اشاره به این مطلب دارد که قیامت جسمانی است نه روحانی.

در کتاب مقدس، به کمال انسان‌های رجعت کننده در عصر بازگشت، اشاره شده است و از آیات استفاده می‌شود که چند رستاخیز به وقوع خواهد پیوست، رستاخیز اول، وقتی انجام خواهد شد که مسیح از آسمان بیاید. در این دوره، تمام مقدسان قیام خواهند کرد، مقدسان عهد عتیق و مقدسانی که در دوره مصیبت عظیم کشته شده‌اند، در موقع آن مسیح به زمین، زنده خواهند شد.

دومین رستاخیز، بعد از یک هزار سال صورت خواهد گرفت و چنین به نظر می‌رسد که خدا درباره مردگان بی‌ایمان، صبر و تحمل بسیار دارد، آن‌ها در این دوره میانه در عذابند؛ ولی به عذاب نهایی نرسیده‌اند و بعد از پایان هزار سال، در رستاخیز به عذاب نهایی خود خواهند رسید. آنان معتقدند که در هنگام رستاخیز اول، افراد ظالم و فاسد زنده نمی‌شوند؛ بلکه آنان در مدت هزار سال عیش و سلطنت صالحان، در قبر مشغول دیدن عذاب‌های مقدماتی هستند، تا زمان رستاخیز بزرگ فرا رسد و آنان به کیفر نهایی اعمال خود برسند، در برخی کتاب‌ها، آمده است که شیطان و نیروهایش، هزار سال در قعرها محبوس خواهند ماند و در این هزار سال، شهیدان زنده می‌شوند و مسیح، بر جهان حکومت می‌کند و صلح و خیر در جهان برقرار می شود.

*هدف رجعت مسیح(ع)

رجعت، به چند منظور صورت می‌گیرد:

الف. در برخی انجیل‌ها آمده است: مقصود مکشوف شده مسیح از رجعت او به زمین، عبارت است از استقرار ملکوت در روی زمین.

ب. در پایان تاریخ انسان، عیسی، مردگان را به حیات باز گردانده و نقش داوری الهی را در جدا ساختن نجات یافتگان از نفرین شدگان ایفا می‌کند، پس مفهوم داوری مسیح آمیخته می‌شود. مردگان، زنده می‌شوند؛ زیرا حضرت مسیح(ع) خواهان داوری میان آنان است و گروه رستگاران را از نفرین شدگان جدا می‌کند.

بسیاری از آنانی که در خاک زمین خوابیده‌اند، بیدار خواهند شد، پس برخی از مردگان بر می‌خیزند و نه همه آنان. ... برخی زنده می‌شوند به جهت شرمساری و حقارت جاودانی و... اما آن‌ها از دیگر مردمی که به جهت حیات جاودانی از قبر برمی‌خیزند، قابل تمیزند.

ج. رجعت مردگان، در عین حال برای انتقام نیز خواهد بود؛ به این معنا که کسانی که در راه عقیده خود، جان خویش را از دست داده‌اند، بر می‌خیزند و زندگی تازه‌ای از سر می‌گیرند، مدارج کمال را طی می‌کنند و فریاد انتقام سر می‌دهند.

این مفهوم را در مکاشفه یوحنا نیز می‌توان یافت؛ آنجا که صحبت از یک طومار است که با هفت مهر، مهر و موم شده است. با گشوده شدن هر یک از این مهرها، اتفاقات خاصی در جهان می‌افتد.

با برداشته شدن مهر پنجم، شهیدانی را که در راه ایمان خود جان باخته‌‌اند، آشکار می‌‌سازد، آنان که زیر قربانگاه، دفن شده‌اند و برای آن که خود را کفاره گناه دیگران سازند، جان باخته‌اند.

در رؤیای یوحنا، شهدا فریاد سر داده، محاکمه و انتقام کسانی را که مسبب مرگ آنان بوده‌اند، خواستار می‌شوند.

د. دلیل دیگر رجعت، حکومت این افراد، همراه مسیح است، کسانی که جان خود را برای اشاعه نیز بهره‌مند شوند. بنابر همین موضوع است که حکومت هزار ساله مسیح، با رستاخیز اول (رجعت گروهی از مردگان و شهیدان) شروع می‌شود.

نتیجه این که تعبیر به قیامت اول و قیامت دوم، از قیامتی پیش از قیامت بزرگ حکایت دارد که این مطلب با «رجعت» سازگار است؛ زیرا شبیه به این تعابیر، مانند قیامت کوچک و بزرگ، در منابع اسلامی فراوان ذکر شده است.

کلمات کلیدی : 
رجعت , مسیحیت , مسیح , حضرت عیسی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا مسیحیان و یهودیان نیز رجعت می کنند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آیا مسیحیان و یهودیان نیز رجعت می کنند؟ آیا همان طور که رئیس جمهور احمدی نژاد گفت هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا رجعت خواهد کرد؟

پاسخ:
رجعت در لغت به معنى بازگشت و در اصطلاح به معنى «بازگشت گروهى از مومنان خالص و عده اى از کفار و منافقان فاجر محض پیش از قیامت و بعد از ظهور امام زمان علیه السلام به این جهان» است.
بنابر نقل علامه مجلسی و به تصریح سید مرتضی، شیعه امامیه بر آن است که خداوند در زمان ظهور حضرت مهدى علیه السلام، گروهى از مومنان را بر مى انگیزد تا از ظهور دولت حق بهره برده و به ثواب نصرت و یارى آن حضرت نائل گردند و نیز گروهى از دشمنان را برگردانده تا از آنان انتقام گرفته شود و مومنان از آن و ظهور دولت حق و برتری اهل حق خشنود شوند.[1]
اعتقاد به رجعت از باورهای ضروری و ‌تردید ناپذیر شیعه است که بر آیات متعدد قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام استوار می باشد. علامه مجلسی بیش از 200 روایت در این رابطه آورده است.[2]
بنابر روایات، رجعت از روزهای بزرگ و مهم عالم است که از آن در قرآن به «ایام الله» [= روزهای خدا] یاد شده است؛
امام صادق علیه السلام فرمودند: «ایام الله سه روز است: روز قیام قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف روز رجعت و روز قیامت.[3] »
امام صادق علیه السلام فرمودند:«از ما نیست کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد.»[4]
آثار متعددی تا کنون درباره رجعت به رشته تحریر درآمده که برای نمونه و مطالعه بیشتر علاقه مندان می توان به کتاب رجعت علامه مجلسی، الشیعه و الرجعه نوشته مرحوم آیت الله طبسی، دوره شکوهمند رجعت حجه الاسلام محمدرضا اکبری و رجعت نوشته حجة السلام محمدرضا ضمیری اشاره کرد.

فلسفه وقوع رجعت
بطور کلی رجعت کنندگان به دو دسته تقسیم می شوند:
1. انسانهایی که نهایت ایمان را درک نموده اند به طوری که لیاقت حضور در دولت حق و جهانی را دارند. این عده یا در حکومت جهانی منجی بشریت به عزت دنیایی نیز می رسند و یا اینکه در جهت استقرار حکومت جهانی حق به فوز شهادت نائل می شوند.
2. کفار و دشمنانی که گناهان و صدمات بی شماری را به اهل ایمان وارد کرده اند و در کفر و نفاق به نهایت خود رسیده باشند. این عده مجازات و حدود الهی را بعد از قیام جهانی منجی و قبل از عذاب قیامت دریافت می کنند.[5]
با توجه به اینکه رجعت جنبه همگانى ندارد و مختص به رهبران اصلی هدایت و کفر و پیروان خاص ایشان در بحبوحه سرنوشت سازترین زمان ها یعنی آخرالزمان صورت می گیرد، دلیل وقوع رجعت را این گونه می توان بیان کرد:
مظلومیت معصومین علیهم السلام و مومنان حقیقی به حدی بوده است که باید برای دفاع از آن به این دنیا باز گردند.
1. تحقق وعده الهی در پیروزی نهائی مستضعفین.
2. توفیق خداوند به مومنان حقیقی برای برپائی حکومت عدل جهانی.
3. کفر و عناد دشمنان اصلی و پایه گزاران موثر در انحراف بشریت به حدی است که باید به جهانیان معرفی شده و مجازات شوند.
4. نشان دادن بطلان و هدررفتن تمام فعالیتهای مشرکانه و منافقانه به سران آن.
5. انتقام از ظالمین خاصی مثل یزید و اصحابش و چشیدن عذاب دنیائی قبل از عذاب آخرت.[6]

مراحل رجعت
1. رجعت مقدماتی و محدود
در این مقطع که به آستانه ظهور امام زمان علیه السلام رخ می دهد جمعی از یاران امام زمان علیه السلام ظهور می کنند که حلقه 313 نفری فرماندهان عصر ظهور را تشکیل می دهند. در ابن دوره غیر از اینان فرد دیگری چه از خوبان و بدان رجعت نمی کند.

2. دوره رجعت
در این دوره که صدها سال پس از ظهور امام زمان علیه السلام و با پایان یافتن حکومت آن امام همام علیه السلام رخ می دهد، رجعت عمومی رجعت کنندگان اتفاق می افتد . علی بن ابراهیم با سندی صحیح از امام صادق علیه السلام، روایت می کند که فرمودند: و لا یرجع الا من محض الایمان محضا او محض الکفر محضا: بازنمی گردد جز کسانی که خالصا ایمان آورده یا کفر ورزیده اند.[7]
به تصریح روایات این دوره با رجعت سیدالشهدا علیه السلام برای غسل دادن امام زمان علیه السلام آغاز می شود. امام صادق علیه السلام می فرمایند: نخستین کسی که زمین برای او شکافته می شود و ‌روی زمین باز می¬گردد، حسین بن علی علیه السلام است و به قدری حکومت می کند که از کثرت ‌سن ابروهایش روی دیدگانش می ریزد[8]
در تفسیر عیاشی ذیل آیه شریفه «ثم رددنا لکم الکره علیه» از امام صادق علیه السلام نقل ‌شده است که: مقصود از زنده شدن دوباره امام حسین علیه السلام و هفتاد نفر از اصحابش در عصر ‌امام زمان علیه السلام است، در حالی که کلاه خودهای طلایی بر سر دارند و به مردم رجعت و ‌زنده شدن دوباره حضرت حسین علیه السلام را اطلاع می دهند تا مومنان به شک و شبهه نیفتند ‌و این در حالی است که حضرت مهدی علیه السلام در میان مردم است.‌ هنگامی که همه مومنان، امام حسین علیه السلام را شناختند و تأیید کردند که او حسین علیه السلام ‌است، رحلت حضرت مهدی علیه السلام فرا خواهد رسید. آنگاه امام حسین علیه السلام وی را غسل و کفن و حنوط می کند.[9]

رجعت کنندگان
براساس روایات، گروه پیامبران علیهم السلام، امامان معصوم علیهم السلام، مؤمنان خالص و نیز کفار خالص، جزء کسانی اند که در زمان رجعت، به این دنیا باز می‌گردند:
الف) روایاتی که به طور عام از بازگشت پیامبران و ائمه علیهم السلام سخن به میان آورده اند مثل کلام امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَیوْمَ یقُومُ الْأَشْهَاد. حضرت فرمود: به خدا سوگندد این آیه در زمان رجعت عملی خواهند شد آیا نمی‌دانید که پیامبران علیهم السلام در دنیا یاری نشدند و کشته شدند و نیز ائمه علیهم السلام کشته شدند اما این یاری و پیروزی در رجعت تحقق خواهند یافت.[10]
ب) روایاتی که با ذکر عدد، رجعت انبیاء را یاد آور شده است. امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: هنگامی که امام حسین علیه السلام همراه با یاران شهیدش رجعت می‌کنند، هفتاد نفر از پیامبران نیز با او رجعت می‌نمایند چنانکه با موسی بن عمران هفتاد نفر از پیامبران همراه بودند.[11]
ج) روایاتی که بطور خاص از رجعت بعضی از پیامبران و امامان علیهم السلام با ذکر نام آنان، سخن به میان آورده‌اند.امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «همانا دانیال و یونس علیهما السلام هر دو در زمان رجعت امیرالمؤمین علیه السلام به دنیا باز می‌گردند و اقرار به رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌نمایند و همراه آنان هفتاد نفر برانگیخته می‌شوند.».[12]
امام زین العابدین علیه السلام می‌فرمایند: «یرجع الیکم بینکم و امیرالمؤمنین و الائمه[13]؛ پیامبر شما و امیرالمؤمنین و امامان معصوم علیهم السلام به سوی شما مجدداً باز می‌گردد.
د) روایاتی که از بازگشت افراد صالح از امت‌های گذشته و امت اسلام، خبر داده‌اند. براساس این روایات که عناوین رجعت کنندگان البته چندان قطعی به نظر نمی رسد از میان امت‌های پیشین رجعت اصحاب کهف و مؤمن آل‌فرعون نام برده شده است. همچنین از میان اصحاب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام افرادی مثل: سلمان فارسی، مقدار، مالک اشتر، ابو دجانه انصاری، مفضل بن عمر، عبدالله بن شریک عامری، اسماعیل بن جعفر علیه السلام، حارث، عقیل، جبیر و... نام برده شده است.[14]
گروهى از یاوران حضرت بقیه‌الله عجّل الله تعالی فرجه الشریف زنانى هستند که خداوند به برکت ظهور امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف آنها را زنده خواهد کرد و بار دیگر به دنیا رجعت خواهند کرد.
در منابع معتبر اسلامى نام سیزده زن یاد مى‌شود که به هنگام ظهور قائم آل محمد صلّى الله علیه و آله و سلم زنده خواهند شد و در لشکر امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف به مداواى مجروحان جنگى و سرپرستى بیماران خواهند پرداخت.
طبرى در دلائل الامامه، از مفضل بن عمر نقل کرده که امام صادق فرمود: همراه قائم (آل محمد صلّى الله علیه و آله و سلم) سیزده زن خواهند بود. گفتم آنها را براى چه کارى مى‌خواهد؟ فرمود: به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بیماران را به عهده خواهند گرفت. عرض کردم: نام آنها را بفرمایید. فرمود: قنواء، دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه، مادر عمار یاسر، زبیده ام خالد احمسیه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام خالد جهنیه.[15]
همان طور که مشاهده می شود در هیچ یک از روایات یاد شده صحبتی از رجعت پیروان ادیان غیر از اسلام بعد از ظهور اسلام به چشم نمی خورد.

و اما بازگشت مسیح علیه السلام
حضرت مسیح علیه السلام بنابر اعتقاد همه مسلمان اعم از شیعه و سنی نه به صلیب کشیده شد و نه اورا کشتند بلکه خداوند او را به آسمان برد و از آن زمان تا کنون زنده است و پس از ظهور حضرت مهدی علیه السلام به زمین بازخواهد گشت.
رسول خدا صلّى الله علیه وآله و سلم فرمودند:
- «حضرت عیسى علیه السلام نازل مى شود، امیر مسلمانان حضرت مهدى علیه السلام مى فرماید: بفرما براى ما نماز بخوان.
عیسى علیه السلام مى فرماید: برخى از شما بر برخى دیگر امیر هستید و این لطف و کرامّت خداوند بر این اُمّت است».
«حضرت مهدى و حضرت عیسى علیهما السلام اجتماع مى کنند، چون وقت نماز فرا مى رسد حضرت مهدى علیه السلام خطاب به حضرت عیسى علیه السلام مى فرماید: بفرمایید جلو - براى اقامه نماز - حضرت عیسى علیه السلام مى فرماید: شما براى نماز شایسته تر هستید، آنگاه حضرت عیسى اقتدا مى کند و نماز را پشت سر او مى خواند».
به استناد روایاتی که در کتابهایی مانند مهدی منتظر علیه السلام نوشته آیت الله خراسانی، عصر ظهور نوشته حجه الاسلام علی کورانی دسته بندی و مرتب شده اند به خوبی می توان مشاهده کرد بازگشت حضرت مسیح علیه السلام چندماه بعد از ظهور امام زمان علیه السلام رخ می دهد و به هنگامی است که در کنار دریاچه طبریه با سپاه سفیانی رودرو می شود. از این بازگشت هرگز تعبیر به رجعت نشده است چون رجعت تنها درباره آنها مصداق می یابد که یکبار مرگ را تجربه کرده باشند.
علاوه بر آن، بازگشت حضرت مسیح علیه السلام به تصریح تمام روایات تنهاست و در هیچ روایتی صحبت از بازگشت دیگر افراد به همراه این پیامبر خدا به میان نیامده است.

جمع بندی و خلاصه مطالب
1. رجعت تنها برای مؤمنان و کافران محض اتفاق می افتد.
2. تنها خداوند متعال و اولیا علیهم السلام از اسامی رجعت کنندگان اطلاع کنند و اطلاعات ما حتی با استفاده از روایات در این رابطه بسیار محدود و اجمالی است.
3. بازگشت و نه رجعت حضرت مسیح علیه السلام چندماه بعد از ظهور و آغاز قیام امام زمان علیه السلام و به تنهایی است.
4. دوره رجعت با وفات امام عصر علیه السلام و رجعت امام حسین علیه السلام آغاز می شود و بقیه رجعت کنندگان بعد از ایشان رجعت می کنند.
5. هیچ مسیحی و یهودی ای که اسلام را نپذیرفته باشد، رجعت نخواهد کرد.

*دکتر حمید محمدی صبور؛ دکترای تاریخ و تمدن اسلام 
منابع و مآخذ:
[1]. بحار الانوار ، ج53، ص138.
[2]. بحارالانوار, ج 53, ص 39ـ144.
[3]. بحارالانوار، ج53، ص 63، ح53,
[4]. بحارالانوار،ص92، ح101,
[5]. بحارالانوار،، ج 25،ص 6 و ج 53، ص56.
[6]. تفسیر العیاشی، تهران، ،ج2، ص 282 و بحارالانوار، ج53، 105و13 - ج22،ص 239
[7]. اثباه الهداه، ج7، ص62-103.
[8]. بحارالانوار ،ج 53،ص 39 و44.
[9]. تفسیرعیاشى، ج1، ص281.
[10]. معجم احادیث الامام المهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف، ج5، ص384.
[11]. همان، ج3، ص89.
[12]. بحارالانوار، ج53، ص62.
[13]. معجم احادیث الامام المهدی، ج5، ص327.
[14]. بحارالانوار ج 53،ص 61 و 105و108؛الشیعة والرجعة، ج1، ص158، چشم اندازی به حکومت حضرت مهدی علیه السلام، ص95.
[15]. دلائل الامامه، ص260.

کلمات کلیدی : 
رجعت , مسیحیان , یهودیان , احمدی نژاد , هوگو چاوز , رجعت مسیح , حضرت عیسی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا قرآن مخالف قول به رجعت است؟

پاسخ : 
شرح سوال:
دهلوى مى گوید: مطابق برخى از آیات رجعت انسان به این دنیا امکان پذیر نیست زیرا خداوند متعال درخواست کسانى را که تقاضاى رجوع به دنیا را نموده اند رد کرده است آنجا که مى فرماید: قال رب ارجعون * لعلى اعمل صالحا فیما ترکت کلا اءنها کلمة هو قائلها و من ورائهم برزح الى یوم یبعثون(1)؛ مى گوید: پروردگار من ! مرا باز گردانید. شاید در آنچه ترک کردم [و کوتاهى کردم] عمل صالحى انجام دهم . [ولى به او مى گویند] چنین نیست این سخنى است که او به زمان مى گوید [و اگر باز گردد کارش همچون گذشته است]، و پشت سر آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته شوند. آیا طبق این نظر قرآن مخالف قول به رجعت است؟ 

پاسخ:
1- مورد بحث رجعت گروهى خاص از مومنین و فاسقین است در حالى که آیه عموم و اطلاق دارد، لذا مى توان اطلاق آن را به اخبار متواتر رجعت برخى از افراد تقیید زد. 
2- ظهور آیه در تقاضاى رجوع به دنیا قبل از مرگ و هنگام دیدن ملک الموت است نه بعد از مرگ، و مورد رجعت بعد از مرگ است.
3- آیه ظهور در عدم تحقق رجعت در این دنیا با طلب کافر دارد و منافات ندارد که با امت هاى پیشین چنین اتفاقى افتاده است.
4- آیات بسیارى نص در تحقق رجعت در این دنیا دارد و لذا بر فرض ظهور آیه مورد نظر در عدم رجوع باید ظهور آن را تاویل نمود، زیرا نص مقدم بر ظاهر است.
5- آیه اخص از مدعى است ، زیرا مربوط به درخواست رجعت از طرف کفار است، در حالى که مورد بحث اعم است.

پی نوشت:
1- سوره مومنون، آیات 99 و 100.
منبع: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجد مقدس جمکران

کلمات کلیدی : 
رجعت , رجعت مومنین , رجعت فاسقین , رجعت در قرآن
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونه مهدى منتظر مردگان را زنده، مؤمنین را عزیز و فاسقین را عذاب می نماید؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چگونه مهدى منتظر علیه السلام در آخرالزمان مى تواند مردگان را زنده کند، مؤمنین را عزیز بدارد و فاسقین را عذاب نماید؟ و اصولا آیا اعتقاد به رجعت پشتوانه علمى دارد در حالی که جزء اعتقادات مسلمین نمى باشد، چرا که عقلا ممکن نیست و دلیل بر آن نداریم.

پاسخ اجمالى: 
زنده کردن مردگان، در حقیقت کار خداوند است، که گاهى به بعضى از بندگان صالحش همچون حضرت عیسى علیه السلام و امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف این اذن را مى دهد که بعضى از انسانها را بتوانند زنده کنند و این زنده کردن فقط با اذن الهى امکان پذیر است. 
و رجعت هم به معناى زنده شدن بعضى انسانها در دنیا، در موقع ظهور امام زمان علیه السلام، از روایات و بعضى آیات استفاده مى شود، و طبق سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله این امر در امت اسلامى نیز همانند امتهاى گذشته به وقوع خواهد پیوست. 
مساله رجعت ارتباطى با زنده کردن مردگان توسط امام زمان علیه السلام ندارد و شیعیان زنده کردن اموات را به خداوند نسبت مى دهند نه به امام زمان علیه السلام.

پاسخ تفصیلى: 
قبل از پاسخ به شبهه مذکور لازم است نکاتى ذکر شود و آن این که: مساله رجعت هیچ ارتباطى با زنده کردن مردگان و یا عزیز نمودن مؤمنین و عذاب کردن فاسقین، توسط امام زمان علیه السلام ندارد و شیعیان هیچ موقع زنده نمودن مردگان را به امام زمان علیه السلام ربط نمى دهند، بلکه همواره اعتقادشان این است که زنده کردن و یا میراندن مخصوص ذات مقدس خداوند است. با توجه به این مطلب بحث از احیاء مردگان توسط غیر خدا، بحث حاشیه اى خواهد بود. در قرآن کریم خداوند صفاتى را براى خودش مطرح مى کند که مخصوص ذات مقدس او مى باشد و غیر از خداوند کسى از انبیاء و ائمه و ملائکه آن صفات را ندارند. مانند: 
لااله الا هو یحیى و یمیت1؛ 
معبودى جز او نیست، زنده مى کند و مى میراند. 
الله یتوفى الانفس حین موتها2؛ 
خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى کنند. 
هنگامى که خداوند به عیسى بن مریم گفت: 
یاد کن نعمتى را که به تو و مادرت بخشیدیم، زمانى که تو را با «روح القدس» تقویت کردم که در گهواره و به هنگام بزرگى، با مردم سخن مى گفتى و هنگامى که کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به تو آموختم، و هنگامى که به فرمان من، از گل، چیزى به صورت پرنده مى ساختى، و در آن مى دمیدى، و به فرمان من پرنده مى شد، و کور مادر زاد، و مبتلا به بیمارى پیسى را به فرمان من، شفا مى دادى، و مردگان را (نیز) به فرمان من زنده مى کردى و هنگامى که بنى اسرائیل را از آسیب رساندن به تو، بازداشتم؛ در آن موقع که دلایل روشن براى آنها آوردى، ولى جمعى از کافران آنها گفتند: اینها جز سحر آشکار نیست.3 

با توجه به مقدمه فوق، مى گوئیم: در همه ادیان به ظهور مصلح جهانى بشارت داده شده است و این مصلح جهانى که وارث همه علوم و معجزات انبیاء گذشته مى باشد و عدل و داد را برقرار کرده و زمین را از لوث ستمگران و خیانتکاران پاک مى کند.
قرآن کریم مى فرماید: و لقد کتبنا فى الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادى الصالحون4؛ 
در "زبور" بعد از ذکر (تورات) نوشتیم بندگان شایسته ام وارث(حکومت) زمین خواهند شد»، 
و امام زمان علیه السلام که همان مصلح موعود است همه معجزات پیامبران را خواهد داشت.5 بنابراین زنده کردن مردگان نیز مى تواند از معجزات آن حضرت باشد اما باید توجه داشت که هرگونه معجزه اى تنها باذن الهى خواهد بود و بدون اذن خداوند انجام معجزه ممکن نیست.

رجعت و عقیده مسلم شیعه 
رجعت، به معنى بازگشتن است، و مراد از آن زنده شدن و بازگشتن گروهى، (از نیکان بسیار نیک و انسان هاى بسیار بد) بعد از حضرت قائم عجّل الله تعالی فرجه الشریف مى باشد، تا نیکان با مشاهده دولت آن بزرگوار شادمان بشوند و به فیض نصرتش مفتخر گردند و انسان هاى بد نیز با مشاهده دولتى که هرگز نمى خواستند، غمگین گردند و به ذلت و خوارى برسند، و عقوبت و عذاب ببینند و به دست دوستان آن حضرت کشته شوند و اما دیگر مردمان در قبرها مى مانند تا در قیامت حاضر گردند.6

اما این که گفتید عقلا ممکن نیست و دلیلى بر آن نداریم؟! 
مى گوئیم بهترین دلیل بر امکان چیزى وقوع آن است و در امتهاى گذشته نظیر آن واقع شده است و قرآن کریم موارد مختلفى از رجعت را بیان نموده است از جمله به داستان قومى اشاره مى کند که از ترس طاعون از وطن خود فرار کردند و خداوند آنها را مدتى طولانى میراند و سپس به سبب دعاى یکى از پیامبران بنام «حزقیل» همه آنها را زنده کرد بعد از آن پس از مدتى به اجل طبیعى از دنیا رفتند.7 

براى روشن شدن مطلب دو آیه و دو روایت نقل مى شود:

الف) آیات : 

1. قرآن کریم مى فرماید: الم تر الى الذین خرجوا من دیارهم و هم الوف حذر الموت، فقال لهم الله موتوا، ثم احیاهم ان الله لذو فضل على الناس و لکن اکثر الناس لایشکرون8؛ 
آیا ندیدى آنان را که از بیم مرگ از خانه هاى خود بیرون رفتند و آنها هزاران تن بودند، پس خداوند به آنها گفت: بمیرید. سپس آنان را زنده کرد، بى گمان خدا بر مردم صاحب فضل است. و لکن بسیارى از مردم سپاسگزارى نمى کنند. 
و طبق قاعده معروف: حکم الامثال فیما یجوز و ما لا یجوز واحد احتمال امتناع آن از بین مى رود و ثابت مى شود که رجعت یک کار ممکنى است و نمى تواند در این امت(پیامبر اسلام) ممکن نباشد، و روایات ما آن را اثبات کرده اند و پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله در این مورد مى فرمایند: 
یکون فى هذه الامه کل ما کان فى بنى اسرائیل حذو النعل بالنعل و القزة بالقزة9؛
هر اتفاقى که در بنى اسرائیل رخ داده بدون ذره اى کم و زیاد در این امت هم رخ مى دهد.

2. آیه ى دیگرى که بر رجعت دلالت دارد این است که خداوند مى فرماید:
و یوم نحشر من کل امة فوجاً 10؛ 
(به خاطر آور) روزى را که ما از هر امتى، گروهى را از کسانى که آیات ما را تکذیب مى کردند محشور مى کنیم، و آنها را نگه مى داریم تا به یکدیگر ملحق شوند.
این آیه شریفه مربوط به قیامت نمى تواند باشد چون در قیامت همه محشور مى شوند نه از هر گروهى فوجى، لذا این آیه مربوط به رجعت مى شود.

ب) روایات:

1. مأمون خدمت امام رضا علیه السلام عرض کرد یا ابا الحسن درباره رجعت چه مى گویى؟ حضرت فرمودند: رجعت حق است در امت هاى پیشین بوده است و قرآن هم ازآن سخن گفته است و پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله هم فرمودند: پس مى آید، براى این امت هر آنچه براى امت هاى گذشته پیش آمد، بدون کم و زیاد، و فرمودند: هنگامى که مهدى علیه السلام از فرندان من ظهور نماید، عیسى از آسمان پایین آمده پشت سر آن حضرت نماز مى گذارد.
… مأمون عرض کرد سرانجام چه مى شود؟ حضرت امام رضا علیه السلام فرمودند: حق به اهل خودش بر مى گردد. این روایت به خوبى دلالت بر وجود رجعت و صحت آن دارد که نیازى به توضیح نیست.

2. سلمان مى گوید: پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله دوازده امام بعد از خود را معرفى نمودند و اسامى هر یک را بیان نمود، من گریستم و عرض کردم آیا من آنها را درک مى کنم؟ حضرت فرمودند: 
تو اى سلمان و امثال تو آنها را دوست مى دارند و با معرفت آنها را درک مى کنند، سلمان گوید خدا را شکر کردم سپس عرض کردم یا رسول الله آیا من تا زمان آنها زنده خواهم بود؟ 
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: اى سلمان این آیه را بخوان « هنگامى که نخستین وعده فرا رسد گروهى از بندگان نیرومند و جنگجوى خود را بر ضد شما مى انگیزم، خانه ها را جستجو کنند و این وعده اى است قطعى پس شما را بر آنها چیره مى کنیم و شما را بوسیله داریی ها و فرزندان کمک خواهیم کرد و نفرات شما را بیشتر قرار مى دهیم11». 
سلمان مى گوید من از روى شوق گریه نمودم و گفتم یا رسول الله این حادثه در زمان شما (و با حضور شما) خواهد بود؟
حضرت فرمودند: آرى و الله در آن زمان من و على و فاطمه و حسن و حسین و نه امام از فرزندان حسین (علیهم اسلام) و هر کسى که در مسیر اهل بیت مظلوم واقع شده اند همه یکجا گردهم مى آییم، آنگاه ابلیس و لشکریان او و مؤمنین واقعى و کافران حقیقى حاضر مى شوند، و فرمودند: ماییم تأویل این آیه: «ما چنین اراده نموده ایم، که بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان وارثان روى زمین قرار دهیم».
سلمان مى گوید از نزد پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله برخواستم از آن به بعد، هیچ باکى نداشتم که من مرگ را ملاقات کنم و یا او به سراغم آید.12 

پی نوشت ها :
1. اعراف/158. 
2. رم/42. 
3. مائده/110. 
4. انبیاء/105. 
5. محمد باقر مجلسى، بحارالانوار(مترجم على دوانى، انتشارات دار الکتاب،1373 هـ ش، تهران)، ج26، ص476.
6. سید ابوالحسن مولانا، مهدى و مساله رجعت، (انتشارات نور ولایت، اول، تبریز، 1375 هـ ش) ص21. 
7. محمد حسین طباطبائى، تفسیر المیزان، (جامعه مدرسین حوزه علمیّه قم، قم) ج2، ص282. 
8. بقره/243. 
9. شیخ حر عاملى، الایقاظ من الهجعه... (مترجم سید هاشم رسولى محلاتى) دار الکتب، قم) ص29. 
10. نمل/83. 
11. اسراء/5ـ6. 
12. بحار الانوار(پیشین)، ج53، ص143.

کلمات کلیدی : 
مهدى منتظر , مؤمنین , فاسقین , عقیده شیعه , آخرالزمان , رجعت , اذن الهى , مصلح جهانى , معجزه , مصلح موعود
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
هدف از مخالفت اهل سنت با اعتقاد به رجعت چیست‌؟

پاسخ : 
"رجعت‌" به عقیده امامیه و شیعیان عبارت از آن که خداوند متعال به هنگام ظهور حضرت مهدی‌ (علیه السلام)، گروهی از شیعیان و مؤمنان راستین را که پیش از قیام آن حضرت از دنیا رفته‌اند، به دنیا باز می‌گرداند تا آنان به پاداش یاوری و همراهی و درک حکومت آن وجود مقدّس نائل آیند و نیز برخی از دشمنان اهل‌بیت‌ (علیهم السلام) را زنده می‌کند تا از ایشان انتقام گرفته شود و بدین ترتیب روشنی حق وبلندی مقام و مرتبه پیروان حق را بنگرند و اندوهگین شوند.(ر.ک‌: بحارالانوار، علامه مجلسی‌، ج‌، ص 138، مؤسسة الوفأ، بیروت‌.) 
به همین خاطر اهل سنت اعتقاد به رجعت را مردود می‌دانند؛ زیرا اگر چنین عقیده‌ای را بپذیرند، به معنای آن است که خلفای آن‌ها در اشتباه بوده و در گروه دشمنان اهل‌بیت‌ (علیهم السلام) قرار گرفته و حوادث و امور مربوط به رجعت بر آن‌ها تطبیق می‌شود، از این رو تلاش کرده‌اند که با استدلال‌هایی همچون مخالف بودن رجعت با سنت عمومی الهی‌، بی هدف بودن رجعت و... عقیده به رجعت را بی اساس جلوه دهند; غافل از آن که رجعت بر خلاف سنت عمومی الهی نبوده و در امت‌های گذشته نیز روی داده و شماری از انسان‌ها بعد از مردن به همین جهان بازگشته و دوباره رفته‌اند پس نمی‌توان مسأله رجعت را یک سنّت صد در صد کلی تخلف‌ناپذیر الهی دانست‌. 
و افزون بر این‌، بر رجعت اهدافی مترتب است از جمله‌: 
1. رجعت به منظور مشاهده عزت اسلام و حق و از طرفی نشان دادن ذلّت کفر و دشمنی با اهل‌بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)‌می‌باشد و نشانه تحقق یافتن وعده الهی و حق بودن آن است‌. 
2. با رجعت گناهکاران و کافران در دنیا عذاب‌ها و کیفرهایی را که می‌بایست ببینند، می‌بینند و کیفرهای دنیوی آن‌ها در سازندگی و عبرت‌آموزی انسان‌ها در دنیا نقش اساسی دارد. و موجب خواری و سرافکندگی کسانی می‌شود که روزگاری با ظلم و زور و حق‌کشی حکومت می‌کرده‌اند. و...(ر.ک‌: رجعت از دیدگاه عقل‌، قرآن‌، حدیث‌، حسن طارمی‌، ص 3ـ70، انتشارات وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌.)
www.eporsesh.com

کلمات کلیدی : 
رجعت , رجعت مومنان , رجعت کافران , اهل سنت , اهداف رجعت , ظهور
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
ویژگی‌های جامعه موعود پس از ظهور حضرت مهدی علیه السلام چیست؟

پاسخ : 
قوانین حاکم بر این نظام و اجتماع، قوانین اسلام است که به وسیله وحی اعلام شده و احدی نمی تواند چیزی بر آن بیفزاید یا چیزی را از آن کم کند که «حلال محمد(ص) حلال الی یوم القیامة وحرام محمد(ص) حرام الی یوم القیامة».
باید همگان، خصوصاً هیئت حاکمه، در این خط مستقیم با احساس مسئولیت و تعهد قدم بردارند و هوی و سلیقه های شخصی یا گروهی خود را کنار بگذارند و به راست و چپ منحرف نشوند چنان که در حدیث است از شخص رسول اکرم(ص) که می فرمایند:
«لایکون العبد مؤمناً حتی یکون هواه تبعاً لما جئت و لا یزیغ عنه به».
[بندهای مؤمن نخواهد بود تا هوی و خواست او تابع آنچه من آورده ام، باشد و از آن مایل نشود.]
جلوه های بسیاری از این احساس مسئولیت و خوف از خدا را در ارتباط با زمامداری و اداره اجتماع وحقوق مردم مخصوصاً محرومان و مستضعفان و طبقات به ظاهر پائین اجتماع در زندگی رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع)، دنیا مشاهده کرد که با این که در اداء تکالیف و وظایف خود ذرّه ای کوتاهی ننموده اند، از این مسئولیت زمامداری به شدّت نگران بوده و می گریستند و نشان دادند که درنظام اسلام اگر زمامداری تکلیف و وظیفه نبود هیچ انگیزهای صاحبان شرعی این مقام را به قبول آن بر نمی انگیخت. در این جا در رابطه با زمامداری و مدیریتها در سطوح مختلف درسهای بسیار آموزنده در سیره پیامبر اکرم(ص) و امیر المؤمنین علی(ع) داریم که متأسفانه به خاطر طولانی شدن کلام از بیان آنها معذوریم.
حاکم و رهبر و پیشوای کل نظام موعود جهانی مانند نظام مدینه در عصر رسول اکرم(ص) و نظم کوفه در عصر امیر المؤمنین علی(ع) نائب خدا و خلیفة الله است که عادل و معصوم از گناه خطا و عمل به هوای نفسانی است؛ در پرهیزکاری و رعایت حق و عدالت، در تصمیمات و عزل و نصب و تصرف در بیت المال الگو و نمونه و آئینه تمام نمای قوانین عدل و قسط اسلام است، صفتی که بر حسب دلائل محکم عقلی و نقلی که از جمله علامه حلّی(ره) در الفین، یک هزار دلیل بر آن اقامه فرموده است؛ باید امام و خلیفه خدا و رهبر جامعه به آن متّصف و متحلّی باشد و در این امت برای احدی غیر از فاطمه زهرا(س) و ائمه اثنی عشر(ع) که امامت و خلافت آنها برحسب صدها حدیث معتبر منصوص است، قابل اثبات نیست. و از جمله آیاتی که به آنها بر لزوم صلاحیت علمی، عملی و اخلاقی رهبر آن نظام منصوص، که یگانه نظام مشروع است استناد شده است، این آیات است: 
1ـ « أًفَمَنْ یَهْدی اِلَی الحَقّ اَحَقُّ اَن یُتَّبَعَ اَمَّن لا یَهِدّی اِلّا اَن یُهدی» یونس/35
[آیا کسی که راه می نماید(مردم را) به سوی حق، سزاوارتر است که از او پیرو ی کنند یا کسیکه خود راه نمی یابد مگر آنکه راهنمایش کنند.]
2ـ «هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ»زمر/2
[آیا یکسانند آنا نکه می دانند و آنان که نمی دانند.]
«وَ اِذِ ابتَلی اِبراهیمَ رَبُّهُ بکَلماتٍ فَاتَمَّهُنَّ قالَ اِنّی جاعِلُک لِلنّاس اِماماً قالَ وَ مِن ذُرّیَّتی قال لا یَنالُ عَهدی الظّالمینَ». بقره/124
[(بیاد آور) زمانیکه آزمود ابراهیم را پروردگارش به اموری چند پس او به انجام رسانید آنها را، خدا گفت البته من قرار دادم ترا برای مردم پیشوا (در دین) ابراهیم گفت و از فرزندان من نیز (چنین فرما) خدا گفت نرسد عهد من (که امامت است) به ستمکاران.]
بدیهی است مقام امام که اعظم مناصب و خلافت الله است به کسی اعطاء می شود که از همه صالح تر و عالم تر و پاک تر باشد و سوابق سوء و انحراف از حق در پرونده زندگیش ثبت نشده باشد.
در این، نظام در گزینش برای مقامات پایین نیز همین اصل صلاحیت علمی و عملی و قدرت بر اداره و حسن تدبیر معیار است و با وجود اصلح و الیق و اعلم، به صالح و لایق و عالم مقامی اعطاء نمی شود.
امتیازات نژادی و طبقه ای و صنفی و القاب و عناوین ظاهری در جامعه اسلامی که جامعه موعود جهانی و همگانی خواهد بود ملغی و بی اعتبار است؛ در برابر قانون همه با هم برابرند؛ عالم با جاهل، عادل با فاسق، والی و رئیس، و صاحب هر مقام سیاسی با هر شخص عادی و متعارف مساوی هستند؛ مثلاً حکم قتل عمد، قصاص و شبه عمد و خطا دیه است؛ قاتل هر کس که باشد و مقتول هم هرکس باشد و همچنین حکم خدا در مورد سارق با شرایطی که در فقه بیان شده، قطع دست است و حکم زانی رجم یا جلد است؛ سارق و زانی، هر کس و فرزند هر کس و صاحب هر سابقه و وابسته به هر کس و هر فامیل باشد حکم هرگز، تفاوت نخواهد کرد.
این ویژگی آن جامعه بزرگ اسلامی را در سیره پیامبر اکرم (ص) و امیر المؤمنین(ع) در جامعه اسلامی مدینه و کوفه ملاحظه کنید در این دو جامعه احکام اسلام نسبت به همگان علی السواء اجرا می شد. همان طور که در نماز جماعت فقیر در کنار غنی، سیاه در کنار سفید و بنده در کنار مولی یا در صف مقدم قرار می گرفت، در اجراء احکام سیاسی و انتظامی نیز به همه علی السواء نگاه می شد و حتی به مجالست و معاشرت با فقراء بیشتر رغبت نشان می دادند و آن را عامل تربیت و توانمندی روح و موجب تقرب به خدا می دانستنند و به عکس مجالست با اغنیاء و توانگران و مرفهان را که نسبت به اسلام و مسلمین و اوضاع اجتماعی بی تفاوت بودند موجب دل مردگی و سقوط انسان می شمردند.
در جامعه جهانی اسلام تجمل گرایی و افراط در مصرف و خوش گذرانی و تکلف در پذیرایی ها و میهمانی ها و مراسم دیگر و لباس و پوشاک و مرکب و مسکن و ... مطرود است. اموری که در زمان ما عامل مهم دشواری زندگی و کمبود عوائد از هزینه و مخارج است که حتی در مراسمی که برای اموات برگزار می شود نیز رقابت در پذیرایی های کمرشکن رایج شده است، به طوری که مصیبت صاحب عزا دو چندان می شود! درحالی که هزارها جوان دختر و پسر بی همسر، به واسطه فقر از زندگی زناشویی و تشکیل خانواده محروم هستند و مفاسد اجتماعی گوناگون آن، سعادت همه جامعه و امنیت را تهدید می نماید، ملاحظه می شود که برخی مرفهان در مجلل ترین هتلها مبالغی که با آن می شود خانواد ه هایی را از فقر نجات داد صرف می نمایند، روشن است وقتی در جامعه این گونه امور افتخار و احترام آفرین باشد فسادهای بسیار گریبانگیر آن جامعه می شود.
امنیت و صلح واقعی و آرامش از ویژگی های حکومت امام زمان علیه السلام است، خوفها زایل می شود و جان و مال و آبروی اشخاص در ضمان امان قرار می گیرد و در سراسر جهان امن عمومی حاکم می شود و اختناق و استبداد و استکبار و استضعاف که همه از آثار حکومتهای غیر الهی است از جهان ریشه کن می گردد و حکومت های طواغیت به هر شکل و هر عنوان برچیده می شود.
از اخبار و روایات استفاده می شود: 
«که به واسطه حضرت ولی عصر ارواحنا فداء راهها آن قدر امن می شود که احدی حتی ضعیف ترین مردم از مشرق به مغرب سفر می نماید، از احدی به او اذیت و آزار نمی رسد». (منتخب الاثر، ص 308، ف 2، ب 43، ح 2)
در دولت آن حضرت وضع اقتصاد عمومی بهبود کامل یافته نعمتها فراوان و آبها مهار و زمین ها آباد و حاصلخیز و معادن ظاهر می شود تا جایی که فقیری که از بیت المال چیزی دریافت کند باقی نماند، و کسی برای دریافت کمک مالی به خزانة عمومی مراجعه ننماید و اگر اتفاقاً کسی مراجعه کرد به خود او می گویند هر اندازه نیاز دارد دریافت کند که او هم پس از دریافت وجه از گرفتن پشیمان می شود و در مقام رد آن به خزانه بر می آید ولی از او قبول نمی شود. (منتخب الاثر، ص 473، ف 7، ب 4)
از ویژگیهای ممتاز دیگر آن جامعه جهانی این است که همگان در آن موحد و خدا را به یگانگی پرستش می نمایند و شریکی برای او قرار نمی دهند، او را بی شریک و بی نظیر و واحد و یگانه و یکتا می شناسند. 
این یک امتیاز بزرگ و از ویژگیهای جامعه اسلامی است که در آن عصر عزیز همه افراد به آن ممتاز و سرفراز م یباشند، همه حق را می پرستند و در پرستش حق کسی و چیزی را شریک او نمی کنند توحید خالص و سره و پاک از هر شائبه شرک، حاکم م یشود. 
مشخصه دیگر که از بارزترین ویژگیهای آن جامعه موعود و دولت کریمه محسوب می‎شود، گسترش جهانی قسط و عدل است که د ر بیش از یکصد خبر به آن تصریح شده است.
از جمله در بعض روایات به این لفظ: 
«یَمْلَاءُها قسطاً و عدلاً کما مُلِئت جوراً و ظلماً».
و به این لفظ:
«یملاء الله به الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً».
و در روایاتی به این لفظ رسیده است:
«بعد ما ملئت جوراً و ظلماً» و در بعض دیگر به تقدیم ظلم بر جور. این الفاظ مشهور و معروف است و علمای علم حدیث شیعه و سنی در احادیث بسیار روایت کرده اند و یکی از احادیث که مانند احادیثی که به آن اشاره شد مشهور نیست اما جالب و شایان توجه است، این عبارت است:
«یملأ الله به الأرض نوراً بعد ظلمتها وعدلاً بعد جورها و علماً بعد جهلها». (کمال‎الدین 1/260، ب 24، ح 5)
[خدا زمین را به وسیلة حضرت مهدی(ع) پر از نور و روشنائی می کند بعد از تاریکی و ظلمت آن و پر از عدل میکند بعد از جور و ستم و پر از علم و دانایی می کند بعد از جهل و نادانی.]
البته روشن است که مقصود از تاریکی و ظلمتی که به آن در این حدیث اشاره شده است، تاریکی ظاهری که در اثر غروب آفتاب یا خاموشی های برق پیدا می شود نیست بلکه مقصود تاریکی هایی است که در آن روزگار در اثر دوری از معارف حقه و نداشتن بینش صحیح و گم کردن راه ارتباط با خدا، جامعه به آن مبتلا می شود.
چنان که مقصود از نور هم نور حسی نیست بلکه نور معرفت خدا و پیغمبر و امام و درک حقایق و نور عقل و فطرت و وجدان است.
و همچنین مراد ا ز جهل، جهل به علوم متعارفه و مبادی تمدن مادی و تکنولوژی نیست بلکه مراد همین جهلی است که امروز بر دنیای علم و صنعت مستولی شده و روز به روز رو به افزایش است.
و مراد از علوم، علوم حقیقه و دانایی ها و دانش هایی است که به انسان کمال می بخشد و او را از نظر به ظاهر این عالم به باطن آن می رساند و سبب خوف و خشیت از خداوند متعال می گردد.
منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر علیه السلام

کلمات کلیدی : 
ظهور حضرت مهدی , جامعه موعود , خلیفة الله , قوانین اسلام , حکومت امام زمان , رهبر , جامعه اسلامی , زمامداری , امام , سیره پیامبر اکرم , امنیت
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
دوران حکومت حضرت مهدی علیه السلام بعد از ظهور چه مقدار است؟

پاسخ : 
در این که مدت حکومت حضرت مهدی علیه السلام چند سال است دقیقاً روشن نیست، روایاتی که در این مورد وارد شده، مختلف است، زیرا مدت حکومت حضرت در روایات به ترتیب از پنج سال، هفت سال، هشت سال، نه سال، نوزده سال، بیست سال، چهل سال، هفتاد سال و سیصد و نه سال (مقدار توقف اصحاب کهف) ذکر شده و نمی توان به یکی از اینها یقینا معتقد شد و اعتماد کرد. 

توجیهاتی که برای روایات ذکرشده، عبارتند از : 

1. ممکن است آغاز شکل گرفتن و پیاده شدن حکومت آن حضرت پنج یا هفت سال و دوران تکاملش چهل سال و دوران نهاییش بیش از سیصد سال باشد.1

2. شاید پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام عنایتی داشته اند که مدت کامل آن را مشخص نسازند تا آنها که هوس ادعای امام زمانی می کنند، نتوانند مدت ادعای خود را بر مدت مسلم حیات حضرت مهدی علیه السلام بعد از ظهور تطبیق کنند، زیرا اگر به طور صریح مثلاً فرموده باشند، شش سال و قول دیگری در برابر آن نبود جای این بود که مثلاُ فرقه ضاله بهایی آن را با ادعای سید علی محمد باب تطبیق کنند و غوغایی به راه بیاندازند.2

با این که از سال ادعای سید علی محمد باب 1260 تا سال تیر باران شدنش 1266، شش سال بود و در مدت حکومت حضرت قول به شش سال وجود ندارد، در عین حال اصرار دارند که از روایات وارده استفاده کنند و او را مهدی موعود قلمداد نمایند، چه رسد به این که اگر مدتی مشخص بود.

به هر حال، با قطع نظر از روایات اسلامی، مسلم است که این همه آوازه ها و مقدمات برای یک دوران کوتاه مدت، مانند پنج یا هفت سال نیمی تواند باشد، بلکه قطعاً برای مدتی طولانی است که ارزش این همه تحمل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد، لذا در بعضی از روایات از امام صادق علیه السلام نقل شده که مدت حکومت حضرت هفت سال است، اما هر سال آن برابر ده سال شماست؛ یعنی مدت حکومت هفتاد سال است.3 
از اینجا معلوم می شود که عنایتی در کار بوده که مدت حکومت درست مشخص نشود. اما این که مدت کوتاهی باشد، شاید قابل قبول نباشد.

پی‌نوشت‌ها:
1. مهدی انقلابی بزرگ، ص314.
2. مهدی موعود، پاورقی ص1241.
3. مهدی موعود ،ص1080.

منبع: www.mouood.org

کلمات کلیدی : 
حکومت حضرت مهدی , سید علی محمد باب , مهدی موعود , ادعای امام زمانی , فرقه ضاله بهایی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امام مهدى علیه السلام در زمان ظهور با چه نوع سلاحى مى جنگد؟

پاسخ : 
در ابتدا، این نکته باید روشن شود که امام زمان علیه السلام مانند پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله براى هدایت و راهنمایى مردم، نخست، دعوت عمومى مى کند و در آغاز ظهورش، مردم را از پیام خود آگاه و اتمام حجّت مى کند. در این میان، عدّه اى دعوتش را مى پذیرند و راه سعادت پیش مى گیرند و عدّه اى به مخالفت برمى خیزند که امام مهدى علیه السلام در برابر اینان قیام مسلّحانه مى کند. امام جواد علیه السلام فرموه اند:
وقتى سیصد و سیزده نفر یاران خاص حضرت قائم علیه السلام به خدمتش در مکّه رسیدند، حضرت، دعوتش را به جهانیان آشکار مى سازد و وقتى که این تعداد به دَه هزار نفر رسید، به اذن خدا، قیام مسلّحانه مى کند و خروج مى کند.[1]
برنامه ى قیام حضرت مهدى علیه السلام همانند برنامه ى قیام پیامبران الهى خواهد بود؛ یعنى، بر اساس اسباب و وسائل عادى و طبیعى، برنامه هاى خود را اجرا مى کند؛ معجزات، جنبه ى استثنایى دارند و در موارد نادر از آن استفاده مى کند.
این که در بعضى از روایات، از واژه ى «شمشیر» استفاده شده، باید گفت، ظاهراً، مقصود از خروج با شمشیر، مأموریّت به جهاد و توسّل به اسلحه براى اعلاى کلمه ى حق است و با هیچ یک از کفّار به مصالحه نمى نشیند؛ زیرا، «شمشیر»، همیشه، کنایه از قدرت و نیروى نظامى بوده و هست؛ همان گونه که «قلم»، کنایه از علم و فرهنگ است و نیز از قدیم معروف بوده که کشور، با دو چیز اداره مى شود: قلم و شمشیر.[2]
منظور از «قیام با شمشیر»، همان اتّکاى به قدرت است تا مردم نپندارند که این مصلح بزرگ، فقط به شکل یک معلّم یا یک واعظ، عمل مى کند، بلکه او، یک رهبر مقتدر الهى است که امان را از ستمگران و منافقان مى گیرد.
بنابراین، اجراى حکومت حق و عدالت در سطح جهانى نیز باید با استفاده از وسائل مادّى و معنوى لازم، به جز در موارد استثنایى، تحقق پذیرد.
به تعبیر دیگر، آن حضرت و یارانش، با هر اسلحه اى که لازم باشد، در مقابل کفّار و ستمگران مى ایستند و از هر گونه اسلحه اى که در آن زمان متداول باشد و مورد نیاز، استفاده مى کنند.
پی نوشتها:
[1]. رجالى تهرانى، یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(علیه السلام)، ص 13.
[2]. همان، ص 218.
منبع: امام مهدى علیه السلام، رسول رضوى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه (1384).

کلمات کلیدی : 
عصر ظهور , امام مهدی , سلاح امام زمان , قیام امام زمان , مصلح , حکومت عدل جهانی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
پیروزی حضرت مهدی علیه السلام بر سلاحهای مخرب و اتمی چگونه میسر است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
پیروزی حضرت مهدی علیه السلام بر سلاحهای مخرب و اتمی چگونه میسر است؟ به تعبیر دیگر، آن حضرت در برابر این سلاحهای مخوف و خطرناک چگونه مانند جدشان با شمشیر قیام خواهد کرد؟ چگونه با سلاحهای قدیم مانند شمشیر و غیره با ارتش های دنیای آن روز جهاد می کنند؟ آیا می توان تصور کرد که کسی بتواند به وسیله شمشیر با سلاحهای اتمی و بمب های هیدروژنی و امثال آن به جنگ بپردازد و پیروز شود؟ 

پاسخ:
اولا، مقصود از خروج با شمشیر که در روایات به آنها اشاره شده، مأموریت به جهاد و توسل به اسلحه برای اعلای کلمه حق است، زیرا شمشیر سمبل مبارزه و جنگ است، نه آن که موضوعیت داشته باشد. بنابراین، قیام با شمشیر، کنایه از قیام با اسلحه و پیکار و جهاد و تعیین نوع مأموریت آن حضرت است و این که آن حضرت مأمور به مصالحه با کفار نیست. بدیهی است که حضرت با هر اسلحه ای که لازم باشد با کفار و ستمگران جهاد می کند و از هر گونه اسلحه ای که در زمان ظهور آن حضرت متداول باشد، استفاده می نمایند.
ثانیاً، از کجا که در عصر ظهور آن حضرت، این اسلحه های مهیب در اختیار بشر باقی باشد. زیرا ممکن است که در اثر حوادث و‌ آشوبها و انقلابات شدید و جنگهای خانمان سوز جهانی که پیش از ظهور آن حضرت واقع می شود، این اسلحه های جهنمی معدوم شود. 
یکی از اموری که در احادیث از آن خبر داده شده، جنگ های جهان گیری است که در اثر آن بیشتر نقاط زمین از سکنه خالی شده و شهرها ویران می شود و دراثر آن جنگها قهرا این نوع سلاحها نابود می گردند.
ثالثا، جنگها و کشتارهای بی رحمانه و بکارگیری سلاحهای این چنینی نتیجه جهل و ضلالت و بی خردی بشر است که در عصر ظهور عقل مردم کامل می شود و بر فرض هم که سلاحهای مخرب در اختیاز داشته باشند، آن را علیه یکدیگر بکار نمی گیرند و نیروهایی که باید آن سلاحها را بکار گیرند، به حقانیت حضرت پی می برند، هر چند که سردمدارنشان دستور بکارگیری آن سلاحها را بکار گیرند، به حقانیت حضرت پی می برند، هر چند که سردمدارانشان دستور بکارگیری آن سلاحها را صادر می کنند، ولی آنان اجرا نمی کنند. 
اگر در بیست سال قبل از انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی رحمت الله علیه کسی خبر می داد که انقلاب اسلامی در ایران به رهبری امام راحل بر شاه و ارتش تا دندان مسلح او پیروز می شود، در حالی که کمترین سلاح روز را در اختیار ندارد، برای مردم قابل پذیرش نبود، ولی همگان دیدید که ارتش و نیروهای مسلح طاغوت از فرمان فرمانده سرپیچی کرده و سلاحها را علیه انقلابیون بکار نگرفتند و طرفداران انقلاب با دست خالی و باشعار الله اکبر، بر ارتش قوی پنجه شاه پیروز شدند، به تعبیر بهتر، مردم ارتش را تسخیر کردند، نه تسلیم؛ یعنی امام راحل با مردم آن چنان برخورد می کردند که دستها توان این که روی ماشه تفنگ ها برود نداشت و سربازها از پادگانها فرار می کردند و خلبانان اعلام وفا داری نمودند و جز اندکی از نیروها که وفادار مانده بودند، اکثریت به ملت پیوستند. 
در زمان ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز علاوه بر تأییدات ربانی و کمکهای عالم بالا و به یاری آمدن ملائکه، به طور طبیعی نیز پیشرفتها حاصل است. این است که سخنی در بین مردم رایج است که در عصر حضرت سلاحها از کار می افتد، یعنی سلاحها اساساً به کار گرفته نخواهد شد تا تخریب نماید و یا کسی را نابود نماید و آن مقدار هم که بکار گرفته می شود، حضرت نیز درمقابل آن توان مقابله را دارد و در اثر پیشرفتهای سریعی که نصیب حضرت می شود، بسیاری از این سلاحها و نیروهای بکارگیرنده آن در اختیار حضرت قرار می گیرند. بنابراین، پیروزی حضرت امری طبیعی و عادی است.

منبع: www.mouood.org

کلمات کلیدی : 
قیام حضرت مهدی , سلاح امام زمان , شمشیر , جهاد , جنگ , عصر ظهور , امام خمینی , انقلاب اسلامی , پیروزی حضرت مهدی , سلاح های مخرب
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونه حضرت مهدی علیه السلام با یاران اندکشان جهان را تسخیر می کنند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
تسخیر جهان با یاران اندک چگونه ممکن است؟ چگونه حضرت مهدی با 313 نفر بر حدود شش ملیارد انسان عالم پیروز می شود؟ آیا این همه انسانها از آداب و سنن و اخلاقشان دست بر می دارند؟ آیا غلبه آن حضرت به طور اعجاز و خرق عادت است یا آن که با ملاحظه اسباب و علل وعوامل ظاهری نیز غلبه و پیروزی آن جناب ممکن است؟

پاسخ:
بر حسب روایات وارده تعداد نیروهای حضرت مهدی علیه السلام منحصر در 313 نفر نیست، بلکه آنان یاران مخصوص حضرت هستند و تا نیروهای حضرت به ده هزار نفر نرسد، آغاز به جنگ نخواهد کرد1 و علی الدوام به تعداد نیروهای حضرت افزوده خواهد شد. غلبه حضرت مهدی علیه السلام بر عالم هم ممکن است از طریق اعجاز باشد و هم ممکن است از طریق معمولی صورت گیرد و هم ممکن است به هر دو طریق باشد . چنان که برای پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله این چنین بود.

اما از طریق اعجاز حصول چنین غلبه مطلقی برای آن حضرت طبق خواست خدای سبحان امری ممکن و معقول است و با وعده های صریح و بشارتهای حتمی که در قرآن مجید آمده بدون شبهه حاصل خواهد شد. خداوند بنابر مصداق «کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله »2، آن حضرت و یاران محدودشان را که از بندگان شایسته خدا هستند بر تمام ملل غالب و حاکم کرده و او را وارث زمین قرار خواهد داد.

اما از طریق علل و اسباب عادی و ظاهری هم حصول چنین فتح و غلبه ای و تشکیل آن حکومت واحد جهانی ممکن و عملی خواهد بود، زیرا آن حضرت در موقعی ظهور می کنند که اوضاع و احوال اجتماعی، اخلاقی و سیاسی کاملاً مساعد باشد. درآن موقع، همه ملل از مدنیت معنوی و اخلاقی محروم و دشمنی و کینه توزی و ظلم و تجاوز همه را نسبت به یکدیگر بدبین و از هم جدا ساخته و اتحاد و وحدت و همفکری و همکاری به کلی از میان بشر رخت بربسته و از این که کسی بتواند بدون امدادهای غیبی جامعه را رهبری کند، مأیوس می شوند. خلاصه همه با هم در مبارزه و جنگ علیه یکدیگر و همه از وضع موجود ناراضی اند و از مکتب های مختلف که عرضه می شود ناامید بوده و منتظر تغییر رژیم و انقلاب و عوض شدن اوضاع و کنار رفتن زمامداران خدا نشناس و برداشته شدن مرزها و القای تجزیه ها و تقسیم ها هستند.
در چنین شرایطی حضرت مهدی علیه السلام و اصحابشان با نیروی ایمان و اخلاق حسنه و با نجات بخش ترین برنامه های عمرانی و اقتصادی و عدالت اجتماعی برای انقلاب و دعوت به قرآن و اسلام، قدم به میدان می گذارند و آن نهضت الهی و دعوت روحانی را شروع می کنند.
معلوم است که این جمعیت با آن برنامه ها و وضع کار، در آن دنیای پرآشوب و غرق در توفان گرفتاریها و فشارها، دلها را به خود متوجه کرده و فاتح و پیروز وموفق می شوند و هیچ نیرویی نمی تواند در برابر آنها مقاومت کند. چنان که در صدر اسلام هنگام ظهور حضرت محمد صلّی الله علیه و آله نیز وضع این چنین بود ومردم خسته از آداب و رسوم غلط و به ستون آمده از ستم اربابان و ملوک با شنیدن صدای حق و عدالت، لبیک گویان تسلیم شدند و اسلام در کمترین زمان ممکن کسرای ایران و قیصر روم را درهم کوبید.
به هر حال، وضع امام عصر علیه السلام نیز این چنین است؛ یعنی اغلب مردم با اراده و اختیار خود و با درک و شعوری که دارند به حقانیت حضرت پی می برند و تسلیم ایشان می شوند، لذا پیروزی بر عالمیان هم از لحاظ عادی و طبیعی و هم از لحاظ غیر مادی و اعجاز میسر است و منعی ندارد.

پی نوشتها:
1. منتخب الاثر، ص475 و ص476.
2. بقره(2)، آیه 249.

منبع: www.mouood.org

کلمات کلیدی : 
یاران حضرت مهدی , 313 , تسخیر جهان , اعجاز , امدادهای غیبی , حکومت واحد جهانی , ظهور حضرت مهدی , نهضت الهی , ایمان , اخلاق حسنه
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
سرنوشت یهود و نصارا و سایر کفار در دولت حضرت مهدی علیه السلام چیست؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
سرنوشت یهود و نصارا و سایر کفار در دولت حضرت مهدی علیه السلام چیست؟ آیا یهود و نصارا که دارای دین آسمانی هستند نیز از میان برداشته می شوند؟ یعنی در دولت حضرت مهدی علیه السلام جایی برای یهود و نصارا نیست؟ یا این که آنان هستند، لکن حاکمیت از آن اسلام و مسلمین است و آنها در پرتو حکومت اسلامی با پرداخت جزیه به زندگی شان ادامه می دهند؟ و سرانجام، سایر کفار از غیر اهل کتاب چه سرنوشتی دارند؟ 

پاسخ:
نسبت به سایر کفار غیر از اهل کتاب یقین در آن دولت جایی برای ادامه زندگی نیست، بلکه به آنها اسلام عرضه می شود، هر کس پذیرفت نجات پیدا می کند و هر کس نپذیرفت کشته خواهد شد، البته اغلب با درک حقانیت اسلام آن را می پذیرند.
اما نسبت به یهود و نصارا، از آیات قرآنی استفاده می شود که آنها تا قیامت باقی هستند، ولی احادیث و روایات دو دسته اند: از یک دسته استفاده می شود که آنان در دولت حضرت مهدی علیه السلام هستند، ولی از لحاظ عقیده از عقاید شرک آلود دست بر می دارند و موحد خالص می شوند و از لحاظ زندگی سیاسی و اجتماعی با پرداخت جزیه و پذیرش قوانین و حاکمیت دولت اسلامی در پناه آن حکومت همانند سایر مسلمانها در امنیت و رفاه زندگی می کنند.
ولی از دسته دوم از روایات استفاده می شود که در دولت حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف غیر از اسلام هیچ مذهب و ملتی حتی یهودیت و نصرانیت باقی نمی ماند و اهل کتاب نیز مانند سایر کفار از غیر اهل کتاب به آنها اسلام عرضه می شود که اگر نپذیرفتند، کشته می شوند. لذا در روی کره زمین کیشی جز اسلام و ملتی جز مسلمان وجود نخواهد داشت.
اینک در حد اختصار به آیات قرآنی و دو دسته از روایات اشاره می کنیم:

آیات:

از آیات استفاده می شود که یهود و نصارا تا قیامت باقی هستند و معلوم است که حکومت حضرت مهدی علیه السلام قبل از قیامت است، پس آنان در زمان حکومت ایشان نیز وجود دارند، هر چند ممکن است در اقلیت باشند و صاحب اختیار و اقتدار نباشند، بلکه همانند آنچه امروز در دولت اسلامی نیز یهود و نصارا در مملکت ما زندگی می کنند و در پناه دولت اسلامی جان و مال و عرض و ناموس آنان محفوظ است. درمقابل آنان نیز به تمام قوانین دولت اسلامی پا یبندند.

در آیه 14 سوره مائده آمده است: 
« و من الذین قالوا انا نصاری اخذنا میثاقهم فنسوا حظا مما ذکروا به فاغرینا بینهم العدواه والبغضاء الی یوم القیامه؛ ما از کسانی که ادعای نصرانیت داشتند پیمان گرفتیم، پس قسمتی از پندهای ما را فراموش نمودند، ما هم دشمنی و کینه را تا قیامت در بینشان انداختیم. »

در آیه55 سوره آل عمران آمده است:
« اذ قال الله یا عیسی انی متوفیک و رافعک الی و مطهرک من الذین کفروا و جاعل الذین اتبعوک فوق الذین کفروا الی یوم القیامه؛ من تو را گرفته و به سوی خویش برآرم و از کفار دورت نمایم و پیروانت را تا قیامت بالا دست ومسلط بر کفار گردانم .» 

در آیه64 سوره مائده آمده است:
« و قالت الیهود یدالله مغلوله … و القینا بینهم العدواه و البغضاء الی یوم القیامه؛ یهودان گفتند: دست خدا بسته است … و تا قیامت در بینشان دشمنی و کینه انداختیم.» 

از ظواهر آیات فوق استفاده می شود که یهود و نصارا و کیششان تا قیامت باقی خواهند ماند. 

روایات :

دسته اول، روایاتی هستند که از لحاظ مضمون و محتوا هماهنگ با آیات فوق هستند و از آنها استفاده می شود که کیش یهود و نصارا تا قیامت باقی است از باب نمونه به بعضی از آنها اشاره می کنیم: 
ابوبصیر می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم که: صاحب الامر با اهل ذمه، یهود و نصارا چه می کند؟ حضرت فرمودند:
مانند پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله با آنان مصالحه می کند، آنها هم با کمال ذلت جزیه می دهند. 1

حضرت امام باقر(علیه السلام) فرمودند: صاحب الامر مهدی نامیده شد برای این که تورات و سایر کتابهای آسمانی را از غاری که در انطاکیه واقع شده استخراج می نماید و بین اهل تورات با تورات واهل انجیل با انجیل وبین اهل زبور با زبور و بین اهل قرآن با قرآن قضاوت خواهد کرد.» 2

از این نوع روایات استفاده می شود که یهود و نصارا در دولت حضرت مهدی علیه السلام نیز وجود دارند.

دسته دوم، روایاتی هستند که دلالت دارند بر این که در عصر دولت حضرت مهدی علیه السلام جز مسلمان احدی روی زمین باقی نمی ماند. آن حضرت دین اسلام را بر یهود و نصارا عرضه می کند، هر که پذیرفت نجات می یابد و هر که رد کرد، کشته می شود .
ابن بکیر می گوید از حضرت ابوالحسن علیه السلام تفسیر آیه شریفه: « و له اسلم من فی السموات و الارض طوعاً و کرهاً و الیه یرجعون» را پرسیدم؟ حضرت فرمودند: آیه مذکور در شأن قائم نازل شده است. وقتی آن جناب ظاهر شد دین اسلام بر یهود و نصارا و صائبین و کفار شرق و غرب عرضه می دارد، پس هر کس با میل و اختیار اسلام بیاورد او را به نماز و زکاه و سایر واجبات امر می کند و هر کس از قبول اسلام سر باز زند، گردنش را می زند تا این که در شرق و غرب زمین جز موحد و خدا پرست کسی باقی نماند.
ابن بکیر می گوید: عرض کردم فدایت شوم، مردم جهان زیادتر از آنند که کشته شوند؟ حضرت فرمودند: هر گاه خدا کاری را اراده کند زیاد را کم و کم را زیاد می‌گرداند. 3

حضرت امام باقر علیه السلام فرمودند:
خدا شرق و غرب جهان را برای صاحب الامر مفتوح می کند. آن قدر جنگ می کند تا این که جز دین محمد صلّی الله علیه و آله دینی باقی نماند.4

روایات از این قبیل زیاد است که همین دو نمونه کافی است. چنان که ملاحظه کردید دسته ای از روایات مطابق قرآنند و دسته دیگر مخالف قرآن و دستور اسلامی بر اهل فن پوشیده نیست که درهنگام تعارض، روایات موافق قرآن مقدم بر روایات مخالف است. بنابر این، یهود و نصارا در عصر دولت حضرت مهدی علیه السلام نیز هستند، لکن حاکمیت از آن اسلام است و دولتهای باطل همه از بین می روند و اهل کتاب نیز از عقاید شرک آلود دست بر می دارند و موحد می گردند و بانگ توحید از همه جای کره زمین بلند است.5

پی‌نوشت‌ها:
1. بحار الانوار، ج52 ، ص376 و ص381.
2. غیبت نعمانی، ص125.
3. بحار الانوار، ج52، ص340.
4. همان، ص390.
5. همان، ص340.

منبع: www.mouood.org

کلمات کلیدی : 
دولت حضرت مهدی , یهود , نصارا , کفار , اهل کتاب , اسلام , صاحب الام , انطاکیه
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
بعد از ظهور امام زمان و به حکومت رسیدن ایشان، مراحل زندگی چگونه خواهد بود؟

پاسخ : 
بعد از ظهور در ابتدا جنگی سخت بین حضرت مهدی علیه السلام (به همراه یاوران ایشان) و دشمنان آن حضرت رخ می دهد، که به پیروزی ایشان و پس از آن تشکیل حکومت می انجامد. حکومت آن حضرت متشکل از استانداران و کارگزارانی است که جز به مصالح کشور اسلامی و خشنودی خدا نمی اندیشند و تمام تلاش آنها برای گسترش عدالت بر زمین است به طوری که گستره آن عدالت، علاوه بر انسانها، حیوانات را هم در بر می گیرد و همه از آن بهره مند می گردند. و از آن جایی که آن حضرت، امام هستند علاوه بر حکومت تشریعی، حکومتی تکوینی نیز دارند[1] و بر دلها هم حکومت می کنند.
حکومت مهدوی، در تمام زمینه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، علمی، دینی، امنیتی و... تحولی عمیق و رو به جلو ایجاد می کند و پیشرفت در این زمینه ها به گونه ای است که بالاتر از آن قابل تصور نیست. به اختصار به این موارد می پردازیم: 
الف) شکوفایی دانش و صنعت.[2] 
ب) گسترش فرهنگ اسلامی و آموزش قرآن و معارف اسلامی.[3] 
ج) ساختن مساجد.[4] 
هـ) رشد معنویت و اخلاق.[5] 
و) گسترش امنیت در قضاوت ها، راه ها و... .[6] 
ز) شکوفایی اقتصاد و رفاه اجتماعی.[7] 
ح) عمران، آبادانی و کشاورزی و دام پروری:[8] 
ط) بهداشت و درمان.[9] 

در مورد مدت حکومت حضرت ولی عصر علیه السلام روایات بسیار متفاوتی وارد شده که هفت سال[10]، نوزده سال[11]، بیست سال[12]، ده سال[13]، 30 و 40 سال[14] و نیز 309سال[15] گفته شده است و البته بزرگانی همانند علامه مجلسی این اختلاف روایات را توجیه کرده اند.[16] 
مرحله آخر زندگی حضرت، شهادت ایشان است که اگرچه در مورد شهادت و یا وفات و حتی در مورد نحوه شهادت ایشان اختلاف است امّا قدر متقین آن است که ایشان شهید می شوند و حکومت ایشان به سرانجام می رسد.[17] و پس از شهادت ایشان بر طبق برخی روایات امام حسین علیه السلام رجعت کرده و عهده داری مراسم غسل و کفن و دفن و نماز حضرت حجت علیه السلام می شوند. 
امام صادق علیه السلام می فرمایند: ... پس از رحلت حضرت مهدی علیه السلام، حضرت امام حسین علیه السلام متولی غسل و کفن و حنوط و دفن ایشان خواهد شد و هرگز غیر از وصی، کسی دیگر وصی را تجهیز و آمادة خاک سپاری نمی کند.[18] 
خلاصه آن که حضرت مهدی علیه السلام بعد از ظهور با دشمنان می جنگند و پس از آن با استفاده از کارگزاران خود تشکیل حکومت می دهند و جامعه اسلامی از هر جهت به بالاترین مراتب رشد و شکوفایی می رسد و بعد از پایان دوران زندگی حضرت، ایشان را به شهادت رسانیده و امام حسین علیه السلام رجعت می کنند.

برای مطالعه بیشتر می توانید به این منابع رجوع کنید: 
1.چشم اندازی به حکومت مهدی علیه السلام، نجم الدین طبسی، بوستان کتاب، قم، چاپ سوم 1380. 2.امام مهدی از تولد تا ظهور، سیدمحمد کاظم قزوینی، مترجم دکتر حسین فریدونی، چاپ اول 1376، نشر آفاق. 
3.المهدی، سیدصدرالدین صدر، چاپ دوم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی قم، 1379. 
4.البیعة لله، فریده گل محمدی آرمان، دارالنشر اسلامی قم، چاپ دوم. 
5.الشیعه و الرجعه، محمدرضا طبسی، مطبعة الآداب النجف الاشرف. 

پی نوشتها:
1.عید ولایت،بخش1، برترین نعمت الهی، عبدالله جوادی آملی، تفسیر موضوعی،ج9، بخش7، امامت فیض ابدی، عبدالله جوادی آملی. 
2.بحارالانوار،ج52،ص326. 
3.بحارالانوار،ج52،صص364-352. 
4.بحارالانوار،ج52،ص330،337. 
5.بحارالانوار،ج52،ص330،337. 
6.بحارالانوار،ج52،ص345. 
7.بحارالانوار،ج52،ص390. 
8.کمال الدین،ج1،ص331، انتشارات دارالکتب الاسلامیه، قم،شیخ صدوق و بحارالانوار، ج52،ص316،345. 
9.بحارالانوار،ج53،ص62. 
10.بحارالانوار،ج52،ص291. 
11.بحارالانوار،ج52،ص298. 
12.بحارالانوار،ج51،ص1. 
13.الشیعه و الرجعه،ج1،ص224، محمدرضا طبسی، مطبعة الآداب النجف الاشرف. 
14.کنزل العمال،ج14،ص591. 
15.بحارالانوار،ج52،ص390. 
16.بحارالانوار،ج52،ص280. 
17.بحارالانوار،ج27،ص217 و الزام الناصب،ص190. 
18.بحارالانوار،ج51،ص56 و ج53،ص13.

منبع: www.serajnet.org

کلمات کلیدی : 
ظهور امام زمان , حکومت امام زمان , شهادت امام زمان , عدالت , رجعت امام حسین , حکومت تشریعی , حکومت تکوینی , حکومت مهدوی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
سرانجام اهل کتاب در حکومت مهدی موعود علیه السلام چه خواهد شد؟

پاسخ : 
درباره‌ سرانجام‌ اهل‌ کتاب‌ در حکومت‌ امام‌ مهدی علیه السلام فرضیه‌های‌ گوناگونی‌ وجود دارد که‌ ما در این‌جا تنها فرضیه مسلمان شدن اهل کتاب را ذکر کرده‌ و مؤ‌یدات‌ آن‌ را بر می‌شماریم:

فرضیه اسلام آوردن‌ اکثریت‌ اهل‌ کتاب‌ 
فرضیه اسلام‌ آوردن‌ بیش‌تر اهل‌ کتاب، فرضیه‌ معقو ل‌ و پذیرفتنی‌ است‌ که‌ در میان‌ اندیشمندان‌ طرفدارانی‌ نیز دارد. ما به‌ برخی‌ از آن‌ها اشاره‌ می‌کنیم: 
آیت الله سید محمد صدر پس‌ از بررسی‌ روایاتی‌ که‌ بر گرفتن‌ جزیه‌ و یا نگرفتن‌ آن‌ از اهل‌ کتاب‌ دلالت‌ می‌کنند می‌نویسد: به‌ هر حال‌ این‌ بحث‌ تنها منحصر به‌ کسانی‌ خواهد بود که‌ بر آیین‌ یهودیت‌ و نصرانیت، باقی‌ مانده‌اند و با وجود فرصت‌های‌ فزاینده‌ و تأ‌کید فراوانی‌ که‌ بر انتشار دین‌ اسلام‌ در میان‌ تمامی‌ انسان‌ها وجود دارد، این‌ گروه‌ در آن‌ روز تعداد اندکی‌ خواهند بود.1

آیت‌ الله‌ العظمی مکارم‌ شیرازی‌ در این‌ باره‌ می‌نویسد: 
با توجه‌ به‌ این‌ که‌ در دوران‌ حکومت‌ آن‌ مصلح‌ بزرگ، همه‌ وسایل‌ پیشرفته‌ ارتباط‌ جمعی‌ در اختیار او و پیروان‌ رشید اوست‌ و با توجه‌ به‌ این‌ که‌ اسلام‌ راستین‌ با حذف‌ پیرایه‌ها، کشش‌ و جاذبه‌ای‌ فوق‌العاده‌ دارد، به‌ خوبی‌ می‌توان‌ پیش‌بینی‌ کرد که‌ اسلام‌ با تبلیغ‌ منطقی‌ و پی گیر، از طرف‌ اکثریت‌ قاطع‌ مردم‌ جهان‌ پذیرفته‌ خواهد شد و وحدت‌ ادیان‌ از طریق‌ اسلام‌ پیشرو عملی‌ می‌گردد.2

مؤ‌یدات‌
برای‌ اسلام‌ آوردن‌ اهل‌ کتاب‌ و گرایش‌ آن‌ها به‌ امام‌ مهدی علیه السلام زمینه‌های‌ فراوانی‌ وجود دارد که‌ با توجه‌ به‌ وجود چنین‌ زمینه‌هایی، گرایش‌ بیش تر اهل‌ کتاب‌ به‌ امام‌ مهدی علیه السلام فرضی‌ است‌ کاملا شدنی، بلکه‌ قریب‌ به‌ یقین‌ که‌ به تعدادی از آن ها اشاره می شود:

برخورداری‌ انسان‌ها از فطرت‌های‌ پاک 
بر اساس‌ آموزه‌های‌ دین‌ اسلام، انسان‌ها فطرت‌هایی‌ پاک و حق‌جو دارند و گرایش‌ آن‌ها به‌ باطل‌ معمولا به‌ دلیل‌ اشتباه‌ در شناخت‌ مصادیق‌ حقیقت‌ است. وجود چنین‌ فطرت‌های‌ پاک، زمینهِ‌ بسیار مناسبی‌ است‌ برای‌ گرایش‌ اهل‌ کتاب‌ به‌ امام‌ مهدی علیه السلام که‌ دعوت‌ کنندهِ‌ به‌ حق‌ و گسترش‌ دهندهِ‌ آن‌ است. 
آدمی‌ همیشه‌ و از گذشته دور تا به‌ امروز در فکر به‌ سامان‌ رساندن‌ جوامع‌ بشری‌ بوده‌ و راه‌های‌ بسیاری‌ را برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ پیشنهاد کرده‌ است، ولی‌ تا به‌ امروز آن‌چه‌ نصیب‌ بشر شده، کابوس‌ وحشت‌ناک یأ‌س‌ و ناامیدی‌ است.

طرح‌ مباحث‌ فکری‌ 
تربیت‌ انسان‌ها و رها ساختن‌ آنان‌ از زندان‌های‌ جهل‌ و عرضه حقایق‌ ناب‌ به‌ روان‌ حق‌جوی‌ آدمیان، از برترین‌ رسالت‌های‌ انبیا و اولیا بوده‌ است: 
« هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولًا مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُّبِین»3؛ او کسی‌ است‌ که‌ در میان‌ جمعیت‌ درس‌ نخوانده‌ رسولی‌ از خودشان‌ برانگیخت‌ که‌ آیاتش‌ را بر آن‌ها می‌خواند و آن‌ها را تزکیه‌ می‌کند و به‌ آنان‌ کتاب‌ (قرآن) و حکمت‌ می‌آموزد. و مسلما پیش‌ از آن‌ در گمراهی‌ آشکاری‌ بودند. 
امام‌ مهدی‌ علیه السلام نیز بر اساس‌ این‌ رسالت‌ الهی‌ با طرح‌ مباحث‌ فکری‌ و عقیدتی‌ اقدام‌ به‌ اثبات‌ حقانیت‌ دین‌ اسلام‌ و آشکار کردن‌ بطلان‌ دیگر مکاتب‌ و نحله‌ها خواهد نمود و بی‌تردید در سایه تلاش‌های‌ حضرت‌ و یاوران‌ او در این‌ زمینه، بسیاری‌ به‌ حقانیت‌ آیین‌ اسلام‌ یقین‌ پیدا کرده‌ و به‌ آن‌ خواهند گروید. در این‌ باره‌ به‌ چند روایت‌ اشاره‌ می‌کنیم: 
امام‌ صادق علیه السلام فرمودند: 
لا یأ‌تون‌ علی‌ اهل‌ دین‌ الا دعوهم‌ الی‌ الله‌ و الی‌ الاسلام‌ و الی‌ الاقرار بمحمد صلّی الله علیه و آله4؛ 
بر پیروان‌ هیچ‌ دینی‌ وارد نمی‌شوند مگر این‌ که‌ آن‌ها را به‌ خدا، اسلام‌ و اقرار به‌ حضرت‌ محمد صلّی الله علیه و آله دعوت‌ می‌کنند. 
امام‌ کاظم علیه السلام فرمودند:
اذا خرج‌ بالیهود و النصاری‌ و الصابئین‌ و الزنادقه و اهل‌ الرّده و الکفار فی‌ شرق‌ الارض‌ و غربها فعرض‌ علیهم‌ الاسلام5؛ 
چون‌ بر یهود، نصاری، صابئین، ملحدان، مرتدّان‌ و کفّار شرق‌ و غرب‌ عالم‌ خروج‌ کند، اسلام‌ را بر آن‌ها عرضه‌ می‌کند . 

دولت‌ نمونه‌
بر اساس‌ روایات‌ اهل‌ بیت علیهم السلام، امام زمان علیه السلام پس‌ از ظهور در مکه‌ رهسپار کوفه‌ می‌شود و آن‌جا را مرکز حکومت‌ خود انتخاب‌ می‌کند: 
امام‌ صادق علیه السلام در این‌ باره‌ می‌فرمایند: 
دارملکه‌ الکوفه‌ و مجلس‌ حکمه‌ جامعها و بیت‌ ماله‌ و مقسم‌ غنائم‌ المسلمین‌ مسجد السهله6؛ 
کوفه‌ دارالحکومهِ‌ او، مسجد جامع‌ آن، محل‌ قضاوت‌ او و مسجد سهله‌ محل‌ بیت‌ المال‌ و تقسیم‌ غنایم‌ است. دولت‌ محدودی‌ که‌ امام مهدی علیه السلام قبل‌ از فراگیر شدن‌ حرکت‌ جهانی‌ خود در این‌ مناطق‌ تشکیل‌ می‌دهد، نمونه‌ای‌ از دولت‌ جهانی‌ حضرت‌ خواهد بود که‌ در آن، انسان‌ها از رشد و معنویت‌ و عدالت‌ و امنیت‌ برخوردارند. ایجاد چنین‌ دولتی‌ که‌ آرمان‌های‌ بشریت‌ در آن‌ برآورده‌ می‌شود، چشم‌های‌ دنیا را به‌ سوی‌ خود خیره‌ خواهد کرد و جهانیان‌ را به‌ شدت‌ مشتاق‌ آن‌ خواهد نمود. 

ارایه‌ معجزات‌ 
استفاده‌ از شیوهِ‌ ارایه‌ معجزه‌ یکی‌ از روش‌هایی‌ است‌ که‌ امام‌ مهدی علیه السلام با به‌کار بستن‌ آن، حقانیت‌ و امامت‌ خود را اثبات‌ و بستر مناسبی‌ برای‌ گرایش‌ به‌ آیین‌ اسلام‌ فراهم‌ خواهد کرد. 
امام‌ صادق علیه السلام در این‌ باره‌ می‌فرمایند: 
ما من‌ معجزه من‌ معجزات‌ الانبیاء و الاوصیاء الا یظهر الله‌ تبارک و تعالی‌ مثلها علی‌ ید قائمنا لا تمام‌ الحجه علی‌ الاعداء.7؛ 
هیچ‌ معجزه‌ای‌ از معجزات‌ انبیا و اوصیا نیست‌ مگر این‌که‌ به‌ دلیل‌ تمام‌ شدن‌ حجت‌ بر دشمنان، خداوند مانند آن‌ را به‌دست‌ قائم‌ ما ظاهر خواهد کرد. 
بر اساس‌ آموزه‌های‌ دین‌ اسلام، انسان‌ها فطرت‌هایی‌ پاک و حق‌جو دارند و گرایش‌ آن‌ها به‌ باطل‌ معمولا به‌ دلیل‌ اشتباه‌ در شناخت‌ مصادیق‌ حقیقت‌ است. وجود چنین‌ فطرت‌های‌ پاک، زمینهِ‌ بسیار مناسبی‌ است‌ برای‌ گرایش‌ اهل‌ کتاب‌ به‌ امام‌ مهدی علیه السلام که‌ دعوت‌ کنندهِ‌ به‌ حق‌ و گسترش‌ دهندهِ‌ آن‌ است. 

بیرون‌ آوردن‌ کتب‌ آسمانی‌
کتب‌ آسمانی‌ در میان‌ پیروان‌ ادیان‌ از جایگاه‌ و منزلت‌ والایی‌ برخوردارند و بی‌گمان‌ تأ‌ثیر درخوری‌ در اعتقادات، اخلاق‌ و رفتار پیروان‌شان‌ دارند. بر اساس‌ روایات، در کتب‌ آسمانی‌ تحریف‌ نشده‌ مژدهِ‌ ظهور امام‌ مهدی علیه السلام آمده‌ است.
امام‌ باقر علیه السلام در تفسیر آیه:‌ الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ8 فرمودند: یجدونه‌ مکتوباً عندهم‌ فی‌ التوراة و الانجیل‌ یعنی‌ النبی صلّی الله علیه و آله و الوصی‌ والقائم9؛ آن‌ را در تورات‌ و انجیل‌ نوشته‌ می‌یابند؛ یعنی‌ پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله و وصی‌ او و قائم‌ را .
امام‌ مهدی علیه السلام با کشف‌ و استخراج‌ کتب‌ اصلی‌ آسمانی‌ از آن‌ها به‌ عنوان‌ اهرم‌ مناسبی‌ برای‌ گسترش‌ آیین‌ اسلام‌ و اثبات‌ حقانیت‌ خود بهره‌برداری‌ می‌کند. 
پیامبراکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: 
و یجمع‌ عیسی علیه السلام الکتب‌ من‌ انطاکیه`حتی‌ یحکم‌ بین‌ اهل‌ المشرق‌ و المغرب‌ و یحکم‌ بین‌ اهل‌ التوراه فی‌ توراتهم‌ و اهل‌ الانجیل‌ فی‌ انجیلهم‌ و اهل‌ الزبور فی‌ زبورهم‌ و اهل‌ الفرقان‌ بفرقانهم10؛
و عیسی علیه السلام کتاب‌ها[ی‌ آسمانی] را از انطاکیه‌ جمع‌آوری‌ می‌کند تا این‌که‌ میان‌ اهل‌ مشرق‌ و مغرب‌ به‌ وسیله‌ آن‌ها حکم‌ کند و میان‌ اهل‌ تورات‌ به‌ توراتشان‌ و میان‌ اهل‌ انجیل‌ به‌ انجیلشان‌ و میان‌ اهل‌ زبور به‌ زبورشان‌ و میان‌ اهل‌ قرآن‌ به‌ قرآنشان‌ حکم‌ نماید. 

کشف‌ میراث‌های‌ انبیا 
استخراج‌ نشانه‌ها و سمبل‌هایی‌ که‌ در میان‌ صاحبان‌ ادیان‌ و مذهب‌های‌ گوناگون‌ از تقدس‌ و احترام‌ ویژه‌ای‌ برخوردارند، از دیگر اقدامات‌ امام‌ مهدی علیه السلام خواهد بود. امام زمان علیه السلام با نشان‌ دادن‌ این‌ نشانه‌ها و سمبل‌های‌ مقدس،‌ دل‌های‌ مردمان‌ را با خود همراه‌ خواهد کرد. 
امام‌ صادق علیه السلام می‌فرمایند: 
اذا ظهر القائم علیه السلام ظهر برایه رسول‌ الله صلّی الله علیه و آله و خاتم‌ سلیمان‌ و حجر موسی و عصاه‌ ثم‌ یأ‌مر فینادی: الا لا یحملنّ رجلٌ منکم‌ طعاماً و لا شراباً و لا علفاً فاوّل‌ منزل‌ ینزله‌ یضرب‌ الحجر فینبع‌ منه‌ طعام‌ و شراب‌ و علف‌ فیأ‌کلون‌ و یشربون‌ و دوابّهم11؛ 
چون‌ قائم علیه السلام ظهور کند پرچم‌ رسول‌ خدا صلّی الله علیه و آله و انگشتر سلیمان‌ و سنگ‌ و عصای‌ موسی همراه‌ وی‌ خواهد بود. آن‌گاه‌ دستور می‌دهد که‌ ندا دهند: آگاه‌ باشید کسی‌ با خود غذا و آب‌ و علف‌ حمل‌ نکند چون‌ در اوّلین‌ منزل‌ فرود آیند به‌ سنگ‌ ضربه‌ای‌ می‌زنند و از آن‌ غذا و آب‌ و علف‌ می‌جوشد و آن‌ها (یاران‌ حضرت) از آن‌ می‌خورند و می‌نوشند و چارپایانشان‌ نیز از آن‌ می‌خورند. 

ناتوانی‌ مدعیان‌ اصلاح‌ 
آدمی‌ همیشه‌ و از گذشته دور تا به‌ امروز در فکر به‌ سامان‌ کردن‌ جوامع‌ بشری‌ بوده‌ و راه‌های‌ بسیاری‌ را برای‌ رسیدن‌ به‌ آن‌ پیشنهاد کرده‌ است، ولی‌ تا به‌ امروز آن‌چه‌ نصیب‌ بشر شده، کابوس‌ وحشت‌ناک یأ‌س‌ و ناامیدی‌ است و این‌ حقیقتی‌ است‌ که‌ در روایات‌ نیز به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ است: 
الف) امام‌ باقر علیه السلام فرمودند: 
ان‌ دولتنا اخر الدول‌ و لم‌ یبق‌ اهل‌ بیت‌ لهم‌ دوله الاملکوا قبلها لئلا یقولوا اذا را‌وا سیرتنا اذا ملکنا سرنا بمثل‌ هولاء و هو قول‌ الله‌ تعالی‌ و العاقبه` للمتقین12؛ 
دولت‌ ما آخرین‌ دولت‌هاست‌ و هیچ‌ خاندانی‌ که‌ صاحب‌ دولتند نمی‌ماند؛ مگر این‌که‌ پیش‌ از حکومت‌ ما به‌ قدرت‌ می‌رسند تا وقتی‌ شیوه ما را دیدند نگویند ما نیز اگر به‌ قدرت‌ می‌رسیدیم‌ مانند اینان‌ رفتار می‌کردیم‌ و این‌ همان‌ سخن‌ خدای‌ تعالی‌ است‌ که‌ می‌فرماید: و عاقبت‌ برای‌ پرهیزگاران‌ است. 

پی نوشتها:
1. محمد صدر، تاریخ‌ ما بعد الظهور (بیروت: دارالتعارف‌ للمطبوعات، 1412) ص‌ 612. 
2. ناصر مکارم‌ شیرازی، حکومت‌ جهانی‌ مهدی‌ (قم: انتشارات‌ نسل‌ جوان، چاپ‌ یازدهم، 1380) ص‌ 288. 
3. جمعه، 2. 
4. علی کورانی، معجم‌ احادیث‌ الامام‌ المهدی، (قم: مؤ‌سسه` المعارف‌ الاسلامیه`، چاپ‌ اول، 1411) ج‌ 4، ص‌ 61. 
5. همان، ج‌ 5، ص‌ 60. 
6. محمد صدر، تاریخ‌ ما بعد الظهور، ص‌ 60 (به‌ نقل‌ از بحار، ج‌ 13، ص‌ 200). 
7. لطف الله صافی، منتخب‌ الاثر (قم: مؤ‌سسه` السیره` المعصومه`، چاپ‌ دوم، 1421) ص‌ 387. 
8. اعراف، 157. 
9. علی کورانی، معجم‌ احادیث‌ الامام‌ المهدی، ج‌ 5، ص‌ 120. 
10. همان، ج‌ 1، ص‌ 531. 
11. لطف الله صافی، منتخب‌ الاثر، ص‌ 386. 
12. محمد صدر، تاریخ‌ ما بعد الظهور، ص‌ 335 به‌ نقل‌ از غیبت‌ طوسی، ص‌ 282.

منبع: www.serajnet.org

کلمات کلیدی : 
مهدی موعود , حکومت امام زمان , اهل کتاب , فطرت‌پاک , دین‌ اسلام‌ , دولت‌ نمونه‌ , معجزه , کتب‌ آسمانی‌ , میراث‌ انبیا , قائم , سمبل‌مقدس , دولت امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
سرنوشت یهود و نصارا و سایر کفار در دولت حضرت مهدی علیه السلام چیست؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
سرنوشت یهود و نصارا و سایر کفار در دولت حضرت مهدی علیه السلام چیست؟ آیا یهود و نصارا که دارای دین آسمانی هستند نیز از میان برداشته می شوند؟ یعنی در دولت حضرت مهدی علیه السلام جایی برای یهود و نصارا نیست؟ یا این که آنان هستند، لکن حاکمیت از آن اسلام و مسلمین است و آنها در پرتو حکومت اسلامی با پرداخت جزیه به زندگی شان ادامه می دهند؟ و سرانجام، سایر کفار از غیر اهل کتاب چه سرنوشتی دارند؟ 

پاسخ:
نسبت به سایر کفار غیر از اهل کتاب یقین در آن دولت جایی برای ادامه زندگی نیست، بلکه به آنها اسلام عرضه می شود، هر کس پذیرفت نجات پیدا می کند و هر کس نپذیرفت کشته خواهد شد، البته اغلب با درک حقانیت اسلام آن را می پذیرند.
اما نسبت به یهود و نصارا، از آیات قرآنی استفاده می شود که آنها تا قیامت باقی هستند، ولی احادیث و روایات دو دسته اند: از یک دسته استفاده می شود که آنان در دولت حضرت مهدی علیه السلام هستند، ولی از لحاظ عقیده از عقاید شرک آلود دست بر می دارند و موحد خالص می شوند و از لحاظ زندگی سیاسی و اجتماعی با پرداخت جزیه و پذیرش قوانین و حاکمیت دولت اسلامی در پناه آن حکومت همانند سایر مسلمانها در امنیت و رفاه زندگی می کنند.
ولی از دسته دوم از روایات استفاده می شود که در دولت حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشریف غیر از اسلام هیچ مذهب و ملتی حتی یهودیت و نصرانیت باقی نمی ماند و اهل کتاب نیز مانند سایر کفار از غیر اهل کتاب به آنها اسلام عرضه می شود که اگر نپذیرفتند، کشته می شوند. لذا در روی کره زمین کیشی جز اسلام و ملتی جز مسلمان وجود نخواهد داشت.
اینک در حد اختصار به آیات قرآنی و دو دسته از روایات اشاره می کنیم:

آیات:

از آیات استفاده می شود که یهود و نصارا تا قیامت باقی هستند و معلوم است که حکومت حضرت مهدی علیه السلام قبل از قیامت است، پس آنان در زمان حکومت ایشان نیز وجود دارند، هر چند ممکن است در اقلیت باشند و صاحب اختیار و اقتدار نباشند، بلکه همانند آنچه امروز در دولت اسلامی نیز یهود و نصارا در مملکت ما زندگی می کنند و در پناه دولت اسلامی جان و مال و عرض و ناموس آنان محفوظ است. درمقابل آنان نیز به تمام قوانین دولت اسلامی پا یبندند.

در آیه 14 سوره مائده آمده است: 
« و من الذین قالوا انا نصاری اخذنا میثاقهم فنسوا حظا مما ذکروا به فاغرینا بینهم العدواه والبغضاء الی یوم القیامه؛ ما از کسانی که ادعای نصرانیت داشتند پیمان گرفتیم، پس قسمتی از پندهای ما را فراموش نمودند، ما هم دشمنی و کینه را تا قیامت در بینشان انداختیم. »

در آیه55 سوره آل عمران آمده است:
« اذ قال الله یا عیسی انی متوفیک و رافعک الی و مطهرک من الذین کفروا و جاعل الذین اتبعوک فوق الذین کفروا الی یوم القیامه؛ من تو را گرفته و به سوی خویش برآرم و از کفار دورت نمایم و پیروانت را تا قیامت بالا دست ومسلط بر کفار گردانم .» 

در آیه64 سوره مائده آمده است:
« و قالت الیهود یدالله مغلوله … و القینا بینهم العدواه و البغضاء الی یوم القیامه؛ یهودان گفتند: دست خدا بسته است … و تا قیامت در بینشان دشمنی و کینه انداختیم.» 

از ظواهر آیات فوق استفاده می شود که یهود و نصارا و کیششان تا قیامت باقی خواهند ماند. 

روایات :

دسته اول، روایاتی هستند که از لحاظ مضمون و محتوا هماهنگ با آیات فوق هستند و از آنها استفاده می شود که کیش یهود و نصارا تا قیامت باقی است از باب نمونه به بعضی از آنها اشاره می کنیم: 
ابوبصیر می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم که: صاحب الامر با اهل ذمه، یهود و نصارا چه می کند؟ حضرت فرمودند:
مانند پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله با آنان مصالحه می کند، آنها هم با کمال ذلت جزیه می دهند. 1

حضرت امام باقر(علیه السلام) فرمودند: صاحب الامر مهدی نامیده شد برای این که تورات و سایر کتابهای آسمانی را از غاری که در انطاکیه واقع شده استخراج می نماید و بین اهل تورات با تورات واهل انجیل با انجیل وبین اهل زبور با زبور و بین اهل قرآن با قرآن قضاوت خواهد کرد.» 2

از این نوع روایات استفاده می شود که یهود و نصارا در دولت حضرت مهدی علیه السلام نیز وجود دارند.

دسته دوم، روایاتی هستند که دلالت دارند بر این که در عصر دولت حضرت مهدی علیه السلام جز مسلمان احدی روی زمین باقی نمی ماند. آن حضرت دین اسلام را بر یهود و نصارا عرضه می کند، هر که پذیرفت نجات می یابد و هر که رد کرد، کشته می شود .
ابن بکیر می گوید از حضرت ابوالحسن علیه السلام تفسیر آیه شریفه: « و له اسلم من فی السموات و الارض طوعاً و کرهاً و الیه یرجعون» را پرسیدم؟ حضرت فرمودند: آیه مذکور در شأن قائم نازل شده است. وقتی آن جناب ظاهر شد دین اسلام بر یهود و نصارا و صائبین و کفار شرق و غرب عرضه می دارد، پس هر کس با میل و اختیار اسلام بیاورد او را به نماز و زکاه و سایر واجبات امر می کند و هر کس از قبول اسلام سر باز زند، گردنش را می زند تا این که در شرق و غرب زمین جز موحد و خدا پرست کسی باقی نماند.
ابن بکیر می گوید: عرض کردم فدایت شوم، مردم جهان زیادتر از آنند که کشته شوند؟ حضرت فرمودند: هر گاه خدا کاری را اراده کند زیاد را کم و کم را زیاد می‌گرداند. 3

حضرت امام باقر علیه السلام فرمودند:
خدا شرق و غرب جهان را برای صاحب الامر مفتوح می کند. آن قدر جنگ می کند تا این که جز دین محمد صلّی الله علیه و آله دینی باقی نماند.4

روایات از این قبیل زیاد است که همین دو نمونه کافی است. چنان که ملاحظه کردید دسته ای از روایات مطابق قرآنند و دسته دیگر مخالف قرآن و دستور اسلامی بر اهل فن پوشیده نیست که درهنگام تعارض، روایات موافق قرآن مقدم بر روایات مخالف است. بنابر این، یهود و نصارا در عصر دولت حضرت مهدی علیه السلام نیز هستند، لکن حاکمیت از آن اسلام است و دولتهای باطل همه از بین می روند و اهل کتاب نیز از عقاید شرک آلود دست بر می دارند و موحد می گردند و بانگ توحید از همه جای کره زمین بلند است.5

پی‌نوشت‌ها:
1. بحار الانوار، ج52 ، ص376 و ص381.
2. غیبت نعمانی، ص125.
3. بحار الانوار، ج52، ص340.
4. همان، ص390.
5. همان، ص340.

منبع: www.mouood.org

کلمات کلیدی : 
دولت حضرت مهدی , یهود , نصارا , کفار , اهل کتاب , اسلام , صاحب الام , انطاکیه
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در شرایط کنونی چه احتیاجی به ظهور امام زمان علیه السلام داریم؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
بنده می خواهم بدانم در شرایط کنونی ما احتیاجی به ظهور امام زمان علیه السلام داریم؟ البته اشتباه برداشت نکنید، منظور بدی ندارم. ما که داریم زندگی می کنیم، حالا امام زمان علیه السلام بعدا ظهور کنند یا الان چه فرقی برای ما دارد؟

پاسخ:
خوب است از این نکته غافل نشویم که اگر امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف ظهور فرمایند تمام ناملایمات و ناامنی ها و ناپسندی ها، ظلم ها، بی عدالتی ها و هر عمل زشتی که انسان های پاک سیرت را می رنجاند از بین می رود و حکومت الهی که بخاطر ظالمان، روی زمین محقق نگردید؛ به دست ایشان تحقق می یابد و قدرت درک و فهم بشر بیشتر شده معارف دین را درک کرده حقایق برای همگان روشن می گردد. و این را هم بدانید که حکومت امام زمان علیه السلام یک حکومت جهانی است و انشاء الله وقتی که ایشان ظهور کنند دنیا را متحول می سازند و جهان را پر از عدل و داد می کنند. 
شما امروز به وضع خود نگاه نکنید که بحمدلله در آسایش به سر می برید بلکه به وضع مظلومان جهان بنگرید که از دست ظالمان، جانها ، مالها و نوامیسشان مورد تجاوز و ظلم قرار می گیرد. حتی شما که می فرمائید مشغول زندگیتان هستید و احساس نیاز به امام زمان علیه السلام نمی کنید (که البته می دانیم این سوال را مطرح فرموده اید تا مجهولی برایتان معلوم شود و الا هر کسی که بداند هدف از ظهور چیست؛ هیچ گاه احساس بی نیاز نمی کند.) اما همین شما که در آسایش هستید؛ چقدر از حقایق عالم باخبرید، حقایقی که سرنوشت شما را رقم می زند و در عاقبت به خیریتان تأثیر غیر قابل اغماضی دارد. قطعا زمانی که امام زمان علیه السلام ظهور بفرمایند تمام پرده های ابهام کنار رفته و حقایق روشن شده و چراغ هدایت منور می گردد. خلاصه در یک کلام، امام زمان علیه السلام می آیند تا حکومت اسلامی تشکیل دهند. لازم است در این خصوص با مراجعه به کتاب حاکمیت دینی به برخی از مهمترین اهدافی تشکیل حکومت اسلامی اشاره نمائیم تا مطلب روشن تر گردد:

1. استقرار توحید و خداپرستی در زمین، و رهانیدن مردم از بندگی و فرمانبرداری غیر خدا:
چنان که شعار آغازین همه پیامبران، به ویژه رسول خاتم صلّی الله علیه و آله این بود که «قُولُوا لا الهَ الَّا اللَّهُ تُفْلِحُوا». 
قرآن کریم نیز می‌فرماید: «وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی‌ کُلِّ امَّةٍ رَسُولًا انِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ...؛ ما در هر امتی پیامبری فرستادیم که خدای یکتا را بپرستید، و از طاغوت اجتناب کنید.»1
روشن است تحقق این هدف بسیار خطیر و بزرگ نیازمند سازمان و قدرت سیاسی- اجتماعی است.

2. رشد و تعالی علمی، فرهنگی و تربیتی انسانها و آگاهی دادن و رهایی آنها از نادانی و جهل:
چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «هُوَ الَّذی‌ بَعَثَ فِی‌الْامّیینَ رَسُولًا مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَالْحِکْمَةَ وَ انْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی‌ ضَلالٍ مُبینٍ؛ او خدایی است که در میان توده مردم درس نخوانده پیامبری از خودشان برانگیخت، تا آیاتش را بر آنها بخواند و آنها را تزکیه (و تربیت) کند، و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت بیاموزد، هر چند که پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند!»2

3.آزادسازی و رهایی توده‌های مردم و انسانهای مستضعف از چنگال ظالمان و ستمگران، و از زنجیرهای اسارت و بردگی:
چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «...وَ یَضَعُ عَنْهُمْ اصْرَهُمْ وَالْاغْلالَ الَّتی‌ کانَتْ عَلَیْهِمْ ...؛ و بارهای سنگین (یوغ بندگی و بردگی و اسارت) و زنجیرهایی را که بر (دوش و گردن) آنها بود برمی‌دارد.»3

4. برپایی جامعه نمونه و مدینه فاضله آرمانی از راه اقامه قسط و عدل اسلامی:
چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ انْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَالْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ...؛ ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم، تا مردم به برپایی عدل و قسط قیام کنند.»4

5. اجرای کامل قوانین آسمانی اسلام با تمام ابعاد آن:
چنان که قرآن کریم می‌فرماید: «هُوَ الَّذی‌ ارْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی‌ وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ ...؛ او خدایی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاده تا آن را بر همه ادیان پیروز گرداند (و با همه ابعاد وسیع و جامعیت فراگیرش در زمین حاکم گرداند.»5

با مروری هر چند اجمالی و گذرا بر احکام و قوانین مترقّی اسلام، و آمیختگی و ارتباط منطقی که میان همه اجزای آن وجود دارد، و نیز گستره آن که همه ابعاد زندگی انسانی را در برمی‌گیرد، از دستورات عبادی گرفته تا قوانین اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، سیاسی، نظامی و غیر آن، براحتی درمی‌یابیم که تعالیم آسمانی اسلام برخلاف دیگر ادیان کنونی به ویژه آیین مسیحیت، تنها در برخی احکام عبادی و دستورات اخلاقی خلاصه نمی‌شود، تا فقط درصدد ایجاد رابطه انسان با خدا و گرایشهای فردی به خداپرستی و امور اخلاقی باشد و بس. بلکه تنوّع و حجم احکام و قوانین آن به حدی است که برای اجرا شدن نیازمند تشکیل حکومت اسلامی است.6 و این امر انشاء الله به دست امام زمان علیه السلام محقق می گردد.

پی نوشتها:
1. نحل، آیه 36.
2. جمعه، آیه 2.
3. اعراف، آیه 157.
4. حدید، آیه 25.
5. فتح، آیه 28.
6. حاکمیت دینی، صص 62-60.

منبع: www.hawzah.net

کلمات کلیدی : 
ظهور امام زمان , حکومت الهی , حکومت امام زمان , حکومت اسلامی , عدل , خداپرستی , قوانین اسلام , مدینه فاضله
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا در دوره ظهور امام زمان علیه السلام، اساساً نیاز به حکومت هست؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آیا در دوره ظهور امام زمان علیه السلام، اساساً نیاز به حکومت هست، زیرا عقل های مردم تکمیل شده و علم پیشرفت کرده و عدالت فراگیر شده است؟ حکومت برای رفع نیاز بشر است که تأمین شده است. پس چه نیازی به حکومت است؟

پاسخ:
بی تردید حکومت به منظور اجرای قانون، برقراری امنیت، حاکمیت نظم و دفاع از حقوق انسان ها و ... شکل می گیرد، از این رو خردمندان بر ضرورت حکومت اتفاق نظر دارند.
متأسفانه برخی از افراد جامعه به قانون احترام نگذاشته و منافع خویش را با عدالت و حاکمیتِ حق در تضاد می دانند، از این رو لازم است عامل بازدارنده وجود داشته باشد. از سوی دیگر جامعه عدالت گرا و قانون مند، با منافع معاندان دین و دشمنان در تضاد بوده و هر لحظه ای حکومت را تهدید می کنند، از این رو برای دفاع از نظام الهی و حفظ امنیت حکومت ضرورت دارد. 
در هنگام تشکیل حکومت جهانی امام زمان علیه السلام به رغم آن که افکار عمومی آماده پذیرش حکومت جهانی است، ولی طیف وسیعی از منافقان و کافران با تشکیل حکومت جهانی به مخالفت می پردازند، از این رو امام زمان علیه السلام با بهره گیری از یاران باوفا و ایثار گر و با استفاده از سلاح های روز با آن ها می جنگند. 
متأسفانه برخی بعد از تشکیل حکومت جهانی امام زمان ارواحنا له الفداء با حکومت عدالت مند حضرت مخالفت می کنند. معنای حاکمیت عدالت و حکومت جهانی امام زمان علیه السلام آن نیست که همگان به قانون احترام می گذارند و در جامعه اصلاً ناهنجاری ها و تضییع حقوق دیگران و قانون گریزی وجود ندارد، بلکه معنا این است که مردم رشد فکری پیدا کرده و در سایه عدالت و اجرای قوانین الهی و حاکمیت دین با آرامش زندگی می کنند، ولی در عین حال عوامل تهدید کننده حکومت جهانی وجود دارد. از سوی دیگر وظیفه حکومت تنها مبارزه با تجاوز و برقراری امنیت ... نیست، بلکه وظایف عمران و آبادی و بهره گیری از منابع طبیعی و مواهب الهی است که این عوامل نیاز به برنامه ریزی و سامان دهی دارد.
بی تردید رشد عقل و پیشرفت علم نقش بنیادی در تشکیل جامعه آرمانی دارد، ولی خرد و علم به تنهایی در موانع زدایی و اجرای قوانین کافی نیست. امروزه که تا اندازه ای بشر از رشد عقلی برخوردار بوده و علم پیشرفت کرده، نه تنها ناهنجاری ها کم نشده بلکه ظلم و حق کشی ها و قانون گریزی ها بیشتر شده است؛ از این رو حاکمیت عقلانیت و پیشرفت های علم از ضرورت حکومت نمی کاهد، زیرا علم از جنایت نمی کاهد و از دانش سوء استفاده می شود.
در عصر حکومت امام زمان علیه السلام علم گرایی به اوج خود رسیده و امام با بهره گیری از فناوری و پیشرفت های علمی نظام عادلانه و مبتنی بر علم و عقل را به وجود می آورند، از این رو می توان گفت: حکومت جهانی امام زمان علیه السلام، حکومت خِرَد و دانش و دین مداری است.

منبع: www.eporsesh.com

کلمات کلیدی : 
حکومت , عدالت , ظهور امام زمان , عدالت , حکومت جهانی , جامعه آرمانی , قانون
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
روش مقابله و مبارزه امام زمان با مخالفین دین و معاندین، چگونه خواهد بود؟

پاسخ : 
امام زمان علیه السلام، مهدی موعود و امید مستضعفان و مظلومین و ستمدیدگان است. ستم دیدگانی که در طول تاریخ، از زمان حضرت آدم علیه السلام تا کنون و تا عصر ظهور، همواره با دسیسه ها و توطئه های ناجوانمردانه، حقوقشان پایمال و خونشان به ناحق بر زمین ریخته شده و می شود و تلاش آنان برای گرفتن حقوقشان به نتیجه ننشسته است و همه منتظر مصلح حقیقی و انتقام گیرنده واقعی هستند.
ظهور امام زمان علیه السلام برای بر افکندن ظلم و بیداد و پر کردن جهان از عدل و داد است و ایشان هم، مانند پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و همه انبیاء الهی، در آغاز قیام از راه دعوت مردم به برقراری قسط و عدل و تربیت انسان های نا آگاه شروع می کنند، ولی یکی از اقدامات مؤثر ایشان، جنگی تمام عیار، با تمام انسان های طغیان گر است؛ زیرا مطالعه تاریخ بشری به خوبی این واقعیت را روشن می کند که برخی از موانع راه رشد و تکامل انسان، جز با اعمال قدرت از سر راه برداشته نمی شود و تعالیم اخلاقی و اصول تربیتی هر چند تأثیرهای ژرف و گسترده داشته است، لیکن این تأثیرها در عموم از افراد حق پذیر انسانی بوده است و در طبقه سلطه طلب و دنیا دار و استعمارگر که منابع قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی بشری را در اختیار داشته و دارند، یا هیچ تأثیری نداشته یا تأثیری تحول آفرین و دگرگون ساز نداشته است و برای تربیت و یا برداشتن آنان باید از راه دیگری وارد شد.
از این رو مسأله جنگ و کاربرد نیروی نظامی به عنوان یک ضرورت برای دستیابی به هدف های انسانی مطرح می گردد. در قرآن کریم به این ضرورت اشاره شده می فرماید: «وَ قاتِلُوهُمْ حَتّی لا تَکُونَ فِتْنَةٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلّهِ؛ و با آنها پیکار کنید! تا فتنه (و بت پرستی، و سلب آزادی از مردم،) باقی نماند؛ و دین، مخصوص خدا گردد.»[1]
تاریخ پیامبران نیز سرشار از این شیوه مبارزه و جهاد است و هر جا پیامبری به ادای رسالت برخاست و دعوتی آغاز کرد، درگیری و نزاع نیز به میان آمد و تضادها پدیدار شد. از این رو پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله که «رحمة للعالمین» است و اشاعه مکارم اخلاق شعار اوست، درگیر تدارک هشتاد و سه جنگ شده است و حتی برای مبارزه با مخالفان داخلی، نیرو بکار برد.[2]
حضرت مهدی علیه السلام نیز به عنوان یک ضرورت، از قدرت نظامی بر علیه مستکبران و ظالمان استفاده خواهد کرد و زمین را از لوث وجود آنان پاک خواهد کرد. امام محمد باقر علیه السلام می فرمایند:
«در وجود حضرت مهدی علیه السلام شباهت هایی به پنج تن از پیامبران به چشم می خورد، شباهت او به جد بزرگوارش حضرت محمد صلّی الله علیه و آله ، قیام او با شمشیر (قدرت نظامی) و کشتن دشمنان خدا و دشمنان رسول خدا صلّی الله علیه و آله و ستمگران و طاغوت ها است و آن حضرت با شمشیر و ایجاد رعب و وحشت در دل دشمنان پیروز می شود.»[3]
آری در عصر ظهور حضرت مهدی علیه السلام، مهلت مدارا با ظالمین و طواغیت و سد کنندگان راه خدا به سر آمده است و آن حضرت همه موانع را از سر راه خود بر می دارد. انشاء الله
امام عصر علیه السلام مانند رسول خدا صلّی الله علیه و آله عمل خواهند کرد و بعید نیست که اقلیت هایی از ادیان آسمانی با رعایت مقررات اسلامی و با رعایت اصول «اهل ذمه» به دین خود باقی بمانند.[4]چون پیشرفت اسلام نه با زور، بلکه با کشش و جاذبه معنوی و اتمام حجت اخلاقی و عقلی و روانشناختی و شکوفا شدن فطرت ها و تبیین دقیق و بی پیرایه ارزش ها و معارف دینی خواهد بود و شمشیر تنها برای کسانی است که نه تنها هیچ منطق و حجتی آنان را قانع نمی کند، بلکه در راه گسترش حق، سنگ اندازی کرده و مانع رسیدن پیام حق به انسان های دیگر می شوند.

پی نوشتها:
[1]- سوره بقره، آیه 193.
[2] - عصر زندگی، محمد حکیمی، ص60.
[3] - شیخ صدوق- کمال الدین، ج1، ص327، به نقل از عصر زندگی، محمد حکیمی، ص60.
[4] - حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام، آیت الله العظمی مکارم شیرازی، ص325.

منبع: www.hawzah.net

کلمات کلیدی : 
معاندین , مهدی موعود , مصلح , ظهور امام زمان , مستکبران , ظالمان , قیام امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا موقع ظهور، حضرت مهدی علیه السلام از ابزار جنگی استفاده می کنند؟

پاسخ : 
در روایات کمتر سخن روشنی در این باره به چشم می خورد و تنها سلاح مورد اشاره در کلام معصومان علیهم السلام، «سیف» (شمشیر) است.[1]

1. عده ای بر این باورند که استعمال کلمه «شمشیر» در معنای حقیقی و ابزار برنده جنگی خاصّ است. البته این گروه درباره غالب شدن حضرت با این سلاح بر دشمنان، توجیهات متفاوتی دارند که مهمترین آنها عبارتند از:
الف) بعضی می گویند: اگر چه حضرت با شمشیر قیام می کند، ولی خداوند در آن شمشیر قدرت و اعجازی قرار داده که تمامی سلاح های موجود را مقهور نیروی خود می سازد.[2]
ب) دسته دیگر می گویند: خداوند در عصر ظهور تمامی تسلیحات نظامی پیشرفته را از کار انداخته، مردم به ناگزیر در جنگ از همان سلاح های ابتدایی (شمشیر و مانند آن) استفاده می کنند و بنابراین حضرت مهدی علیه السلام با همان شمشیر می جنگد.
ج) به رغم آن که تمامی تسلیحات نظامی در اختیار حضرت قرار می گیرد، ولی از آنجایی که استفاده از آنها به ناگزیر ظالمانه نیز خواهد بود، حضرت تنها از سلاح شمشیر بهره خواهد برد؛ زیرا یکی از خصوصیات مهم و اساسی قیام و حکومت حضرت «عدالت» و «دادگری» است و در بسیاری از روایات از ایشان به عنوان مظهر و تجلی کامل عدالت یاد شده است، و یکی از اهداف ادیان الهی و به خصوص اسلام و مذهب شیعه، حاکمیت بخشیدن به صلح و آرامش در جامعه جهانی است تا در سایه آن، همه افراد بشر به کمال انسانی خویش دست یابند.
د) برخی دیگر گفته اند: به سبب جنگ های خونین فراوانی که در آستانه ظهور به وقوع می پیوندد، تمامی سلاح های پیشرفته از بین خواهد رفت و از آن پس، در جنگ تنها از ابزارهای ساده استفاده می شود.[3]
یکی از دلیل های این جمع، این است که روایات فراوانی می گوید: «شمشیر آن حضرت همان شمشیر پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله است» و وقتی چنین شد، نمادین بودن آن مشکل خواهد بود.[4]
البته هر کدام از اینها به دسته ای از روایات استشهاد می کنند و عمدتاً دلیل این گروه این است که علّت استفاده از سلاح های ساده همچون شمشیر بر خلاف بهره گیری از سلاح های پیشرفته عادلانه بودن مبارزه با آن است.

2. دسته ای دیگر بر این اعتقادند که: شمشیر در این روایات، کنایه از قدرت و نیروی نظامی است. این گروه شواهد متعددی بر این ادعا ذکر می کنند؛ همان گونه که کلمه «قلم» کنایه از علم و فرهنگ است. ولی آنچه ایشان را به این قول وادار کرده، پیشرفت روز افزون تجهیزات نظامی و فنّاوری دفاعی است. از آنجا که صاحبان این قول نتوانسته اند بین شمشیر و سلاح های فوق پیشرفته نسبتی بر قرار کنند، به چنین توجیهی دست زده اند.
آنان شمشیر را نماد قدرت و جهاد مسلحانه دانسته، می گویند: هر ابزاری که قدرت حضرت را به نمایش بگذارد، می تواند مورد استفاده قرار گیرد.[5]

3. با توجه به تکامل خارق العاده علم در آن زمان، ممکن است سلاح هایی فراهم آید که هرگز در تصور انسان های امروز قابل درک نباشد، بنابراین، آن به اهلش و اگذاشته شده است.
ضمن این که قیام آن حضرت، قیامی است متکی بر قدرت الهی، و آن قدرتی است فوق حدّ تصور که فرشتگان الهی هم همه به یاری وی می پردازند. البته در برخی کتب آمده: زمان قیام، سلاح های پیشرفته از کار می افتد. آنچه متقن است، این که قدرت الهی در قیام امام زمان علیه السلام متجلی می شود.

پی نوشتها:
1. الکافی، ج8، ص50، ح13، عیون اخبار الرضا، ج1، ص59، ح29؛ کمال الدین ، ج1، ص321، ح3؛ الغیبة، ص164، ح5 و ده ها کتاب دیگر.
2. الخصال، صدوق، ج2، ص649، ح43.
3. سیمای آفتاب، حبیب الله طاهری، ص371.
4. الکافی، ج1، ص234، ح2.
5. سیمای آفتاب، دکتر حبیب الله طاهری، ص370.
منبع: www.hawzah.net

کلمات کلیدی : 
ظهور امام زمان , قیام امام زمان , قیام با شمشیر , سلاح امام زمان , عصر ظهور , تسلیحات نظامی / عدالت / دادگری , حکومت امام زمان , صلح , تجهیزات نظامی , فنّاوری دفاعی , قلم , جهاد مسلحانه , نماد
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
قیام امام زمان علیه السلام چگونه قیامی است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
قیام امام زمان علیه السلام چگونه قیامی است؟ آیا امام زمان علیه السلام همه کافران و مشرکان را گردن می زند؟ معمولاً نقاشی هایی هم که از امام زمان علیه السلام کشیده می شود، تصویر مردی است که روی اسب نشسته و شمشیر خود را بلند کرده و آماده دادن دستور نبرد است، آیا واقعاً این گونه است؟

پاسخ:
بسیاری از افراد در مورد قیام حضرت تصور می کنند که این قیام منجر به بزرگ ترین و خونین ترین جنگ تاریخ می شود و حضرت سال ها با جنگ و قیام مسلحانه به مبارزه با کفر و شرک و نفاق می پردازد و همه کفار و مشرکین و دشمنان اسلام، حتی مسلمانان سست ایمان را می کشد و بعد از این جنگ خونین، هر کس می ماند، اهل سعادت و ایمان خواهد بود.

قیامی فکری و فرهنگی
قضا و تکامل و قطعی درمورد جزییات قیام امام زمان علیه السلام برای ما ممکن نیست، اما آن چه از جمع بندی روایات و دلایل عقلی به دست می آید، این است که انقلاب جهانی امام زمان علیه السلام ، پیش از هر چیز، انقلابی فرهنگی و فکری است، نه نظامی و کودتایی و به خاطر همین شیوه است که اکثر مردم بدون هیچ جنگ و خون ریزی و مقاومتی، جذب حکومت امام می شوند.
حتی اگر ظهور امام زمان علیه السلام را در همین سال ها در نظر بگیریم، چگونه می توان تصور کرد که بدون کار فکری و فرهنگی و روشن کردن حقیقت برای مردم، جمعیتی چند میلیاردی حاضر به پذیرش تفکر و عقیده ما شوند و دست از دین و آیین و عقاید و باورهای خود بردارند یا چگونه می توان این جمعیت عظیم را به زور همراه کرد؟

دوران رشد عقل ها
این مسئله حقیقتی است که از برخی روایات به روشنی به دست می آید و نشان می دهد دوران ظهور امام زمان علیه السلام ، دوران رشد عقل و معرفت بشر است. به گونه ای که اکثر مردم با مواجه شدن با حقیقت و استدلال و منطق روشن امام زمان علیه السلام، به راحتی آن حضرت را می پذیرند و دست از رفتار و تفکرات اشتباه خود می کشند.
در برخی روایات آمده که امام زمان علیه السلام به رشد عقلی مردم می پردازند و امام با این امر، مردم را آماده پذیرش حکومت جهانی می کند و آنان را به فرهنگ و تمدن اسلام فرا می خواند. امام صادق علیه السلام فرمودند: 
«آن گاه که قائم ما قیام کند، خداوند دست رحمت بر سر بندگان می گذارد و به وسیله او، خرد و اندیشه های انسان کامل می شود.»
برخی روایات از رشد علمی در زمان ظهور امام زمان علیه السلام سخن به میان آوردند و دوران ظهور را دوران گسترش علم نامیدند و یکی از ویژگی های مهم حکومت امام زمان علیه السلام را گسترش علم دانستند. دراین زمینه امام صادق علیه السلام فرمودند: 
«دانش 27 بخش داردکه بشر تاکنون، دو بخش آن را آموخته است. به هنگام قیام امام زمان علیه السلام، 25 بخش دیگر بر آن افزوده می شود».

رشد فکری، لازمه پیروزی
از نظر عقلی این ادعا قابل قبول است، زیرا اگر بنا بر جنگ و نبرد بود که این همه تأخیر نیاز نبود و در گذشته که جمعیت و قدرت تسلیحاتی انسان ها کمتر بود، این قیام انجام می شد که پیروزی راحت تر بود. همه می دانیم یکی از عوامل تحقق قیام حضرت، وجود 313 انسان کامل در یک زمان است. به نظر شما با 313 نفر چگونه می توان در جنگی جهانی پیروز شد؟ ممکن است گفته شود این پیروزی با اعجاز الهی و قدرت خاص امامت به دست می آید، نه ابزار و امکانات عادی و شرایط طبیعی، اما در جواب باید گفت اگر این گونه بود که نیاز به همین 313 نفر هم نبود. پس چرا تاکنون ظهور حضرت به تأخیر افتاده است؟
روشن است که ماهیت قیام و ظهور حضرت مهدی علیه السلام چیز دیگری است و این تعداد هم مسئولیت مهم تری، غیر از جنگ و فرماندهی نبرد نظامی را بر عهده دارند.

کشتار بزرگ توسط پرچم دار صلح؟
یکی از مهم ترین نشانه های جامعه بی نظیر امام زمان علیه السلام، صلح، امنیت و عدالت است تا جایی که همه آن حضرت را منجی، یعنی نجات بخش می دانند. با وجود این روشن است که این امر با کشتار و خون ریزی هم خوانی ندارد و هر چند قیام حضرت از روی ظلم و بی عدالتی نیست، اما نمی توان با بزرگ ترین جنگ تاریخ و سال ها خون ریزی و کشتار، جامعه ای سرشار از صلح و عدالت و امنیت را تشکیل داد.
دلیل این مسئله این است که حکومتی که با جنگ و زور و مقابله شدید نظامی شکل گرفته است، سرشار از مخالفت های درونی و قیام های مخالفان و کودتاهای کوچک و بزرگ خواهد بود. و چنین جامعه ای روی آرامش و امنیت را نخواهد دید، زیرا در حکومت جهانی حضرت قرار نیست تنها مسلمانان، آن هم شیعیان خالص زنده بمانند و دیگران از دم تیغ بگذرند، بلکه همه مردم در مناطق گوناگون جهان در این حکومت حضور خواهند داشت. اگر ملتی با زور و کشتار مجبور به تسلیم شده باشد، هیچ وقت درستی این حکومت را نخواهد پذیرفت و روزی علیه آن قیام خواهند کرد.

یقیناً جنگ خواهد شد.
بعد از ظهور امام زمان علیه السلام، افراد و جریان های فکری و حکومت ها و دولت هایی، با حکومت امام زمان علیه السلام مخالفت می کنند و می کوشند مانع پیشرفت قیام و شکل گیری حکومت جهانی حضرت شوند و به هر وسیله ممکن به مقابله و مبارزه با ایشان بر می خیزند. در برابر این گروه از دشمنان، در ابتدا حضرت آنان را نصیحت و هدایت می کند، چه بسا برخی از آنان تحت تأثیر موعظه امام و استدلال قاطع و روشن حضرت قرار گرفته، جذب حکومت ایشان شوند، ولی یقیناً برخی دیگر به لجاجت خود ادامه می دهند که در برابر این گروه، امام با قاطعیت می ایستد و همه آنان را از بین می برد و زمین را از آلودگی وجود این کوردلان مخالف حقیقت پاک می کند.
چون این گروه ها و حکومت ها و دولت ها، از قدرت بسیاری در عالم برخوردارند و منابع مالی و نظامی فراوانی در اختیار دارند، جنگی بزرگ به راه می اندازند و چه بسا مبارزه با آنان سال ها به طول می انجامد، اما این به معنای مقابله نظامی با همه مردم جهان و کشته شدن اکثر آنان نیست، بلکه در نتیجه تلاش های فکری و فرهنگی و مبارزه با سران کفر و ظلم، در نهایت قیام حضرت مهدی علیه السلام به پیروزی می رسد و مردم جهان در حکومت جهانی حضرت به صلح و رفاه و امنیت مطلق دست می یابند.

منبع: نشریه انتظار نوجوان، شماره 64

کلمات کلیدی : 
قیام امام زمان , انقلاب جهانی امام زمان , حکومت جهانی , قائم , دوران ظهور , حکومت امام زمان , صلح , منجی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا بعد از ظهور حضرت مهدی علیه السلام، باز هم یهود و نصارا وجود دارند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
با توجه به آیة 38 سوره حجر: “یوم الوقت المعلوم‌”‌ چه روزی است‌؟ اگر روز قیام امام زمان‌ علیه السلام است‌، مگر بعد از ظهور حضرت‌، دیگر گنه‌کار یافت نمی‌شود؟ مگر قاتل امام زمان‌ علیه السلام را شیطان گول نمی‌زند؟ آیا بعد از ظهور آن حضرت‌، باز هم یهود و نصارا وجود دارند؟

پاسخ:
در این که "یوم الوقت المعلوم‌"‌ چه روزی است‌، بین مفسران اختلاف نظر وجود دارد، برخی آن را روز نفخ صور اول می‌دانند که تمام موجودات می‌میرند، و آن زمان‌، آخرین روز تکلیف است که مخالفت و معصیت‌، قابل تصور است‌.1 
گروهی دیگر با استناد به روایاتی از امامان علیهم السلام، آن روز را زمان رجعت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله ‌(بازگشت پیامبر به دنیا) می‌دانند، که ابلیس به دست ایشان روی سنگی در بیت المقدس کشته می‌شود.
در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام ‌نقل شده است که مراد روزی است که قائم‌ علیه السلام ظهور کند، و درآن روز، موی پیشانی ابلیس را گرفته‌، گردنش را می‌زند، روز وقت معلوم‌، آن روز است‌...
علامه طباطبایی رحمت الله علیه‌؛ بعد از بیان این سه حدیث می‌فرمایند: "… ممکن است‌، هر سه روایت را طوری معنی کنیم‌، که منافاتی بین آنها نباشد، به این بیان که‌: در روایات وارده از طرق امامان علیهم السلام، غالب آیات مربوط به قیامت‌، گاهی به روز ظهور حضرت مهدی علیه السلام،‌ گاهی به روز رجعت و گاهی به روز قیامت تفسیر شده است‌. این سه روز در این که روز ظهور حقایقند، مشترک هستند، هر چند که بُروز حقایق در آن‌ها مختلف و دارای شدت و ضعف می‌باشد؛ بنابراین‌، حکم قیامت هم بر آن دو روز دیگر جاری است‌.2
بر اساس این نظر، ابلیس تا نفخ صور اول زنده است و بعد از ظهور امام زمان علیه السلام هم زنده خواهد بود، و به شیطنت خود ادامه می‌دهد، مگر این که انسان‌ها، به بلوغ عقلی و ایمانی رسیده و وساوس او کم‌تر از همیشه اثر کند و بنابر این نظر که پایان مهلت ابلیس‌، زمان ظهور امام زمان علیه السلام یا رجعت پیامبر اکرم‌ صلّی الله علیه و آله باشد، و به دست ایشان کشته شود، باز هم برای انسان‌ها، زمینة انجام گناه وجود دارد، زیرا با مرگ ابلیس‌، نفس امّاره و جلوه‌های دنیا، و شهوات نفس و دیگر شیاطین غیر از ابلیس وجود دارند، و انسان که موجودی آزاد و مختار است‌، حتی در زمان حکومت امام زمان علیه السلام هم که زمینه تشخیص خوب و بد و گمراهی و هدایت به خوبی روشن می‌شود، باز هم می‌تواند با سوء انتخاب خود، به گناه روی آورد، و این‌گونه نیست که انسان‌ها در آن زمان‌، به طور جبری ایمان آورند و گناه نکنند، و به موجودی بی‌اراده و اختیار تبدیل گردند.
بر اساس آیات قرآن‌، یهود و نصارا تا روز قیامت وجود دارند:
"وَ مِن‌َ الّذین‌َ قالوا اِنّا نصاری‌َ اَخَذنا میثاقهم‌… فَأَغرَیْنَا بَیْنَهُم‌ْ العداوَة‌َ وَالْبَغْضَأَ اِلی‌َ یوم القیامة‌…؛ و از کسانی که گفتند: ما نصارا هستیم‌، از ایشان پیمان گرفتیم‌، و بخشی از آن‌ چه را به آن اندرز داده شده بودند، فراموش کردند، و ما هم تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه افکندیم‌…"3
“وَقَالَت‌ِ الْیَهُودُ یَدُ اللَّه‌ِ مَغْلُولَة‌ٌ…وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُم‌ُ الْعَدَ َوَة‌َ وَالْبَغْضَآءَ إِلَی‌َ یَوْم‌ِ الْقِیَـَمَة‌…؛ و یهود گفتند: "دست خدا بسته است‌." … و ما تا روز قیامت میانشان دشمنی و کینه افکندیم‌."…"4
از این دو آیه‌، به خوبی فهمیده می‌شود که یهودیان و مسیحیان تا روز قیامت وجود دارند، حتی در زمان ظهور دولت حضرت مهدی‌ علیه السلام و جهان‌گیر شدن آن‌، باز هم یهود و نصارا وجود خواهند داشت‌، اما زیر نفوذ و فرمان دولت اسلام‌، با شرایطی به زندگی خود ادامه می‌دهند.

پی نوشتها:
1. تفسیر نمونه‌، آیت الله العظمی مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 11، ص 71 و 72، دارالکتب الاسلامیه.
2. تفسیر المیزان‌، علامه طباطبایی‌، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی‌، ج 12، ص 252 ـ 253؛ بنیاد فکری علمی علامه طباطبایی (رحمت الله علیه).
3. سوره مائده‌، آیه 14.
4. سوره مائده‌، آیه 64.

کلمات کلیدی : 
یوم الوقت المعلوم‌ , یهود , نصارا , رجعت پیامبر اکرم , قائم‌ , ظهور حضرت مهدی , نفخ صور اول
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا بعد از ظهور امام زمان علیه السلام تنها دین اسلام باقی می ماند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
یکی از پرسش هایی که همواره مطرح است، وضعیت دین اسلام و سایر ادیان بعد از ظهور امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است. آیا بعد از ظهور امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تنها دین اسلام باقی می ماند و بقیه ادیان امروزی نابود می شوند؟

پاسخ:
ظاهر بعضی آیات این است که یهود و نصارا تا قیامت باقی خواهند ماند.
الف)- وَ مِنَ اَلَّذِینَ قالُوا إِنَّا نَصاری أَخَذْنا مِیثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّ مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنا بَیْنَهُمُ اَلْعَداوَةَ وَ اَلْبَغْضاءَ إِلی یَوْمِ اَلْقِیامَةِ؛ 
ما از کسانی که ادعای نصرانیت داشتند پیمان گرفتیم پس قسمتی از پندهای ما را فراموش نمودند، ما هم دشمنی و کینه را تا قیامت در بینشان انداختیم.(1)

ب)- إِذْ قالَ اَللَّهُ یا عِیسی إِنِّی مُتَوَفِّیکَ وَ. وَ جاعِلُ اَلَّذِینَ اِتَّبَعُوکَ فَوْقَ اَلَّذِینَ کَفَرُوا إِلی یَوْمِ اَلْقِیامَةِ؛
بیا وقتی که خداوند فرمود ای عیسی همانا من روح تو را قبض نموده و. و پیروان تو را بر کافران تا روز قیامت برتری دهم. (2)

ج)- وَ قالَتِ اَلْیَهُودُ یَدُ اَللَّهِ مَغْلُولَةٌ. غلت ایدیهم و لعنوا بما قالوا وَ أَلْقَیْنا بَیْنَهُمُ اَلْعَداوَةَ وَ اَلْبَغْضاءَ إِلی یَوْمِ اَلْقِیامَةِ؛
یهود گفتند دست خدا بسته است. و ما به کیفر آن قیامت آتش کینه و دشمنی را در میان آنها برافروختیم.(3)

در آیات فوق دشمنی و کینه توزی تا قیامت در بین یهود و نصارا مطرح شده است و همچنین برتری نصارا بر کفار تا قیامت آمده است و مقتضای ظاهر آیات این است که دین یهود و نصارا تا قیامت باقی خواهند ماند. از بعضی روایات نیز همین مضمون استفاده می شود. 
عن ابی بصیر عن ابی عبدالله (علیه السلام) قلت فما یکون من اهل الذمة عنده قال یسالمهم کما سالمهم رسول الله(صلی الله علیه و آله) و یودون الجزیة عن ید وهم صاغرون؛
ابوبصیر گوید به امام صادق(علیه السلام) عرض کردم: صاحب امر(حضرت مهدی علیه السلام) با اهل ذمه- یهود و نصارا- چه می کند؟ حضرت فرمودند: مانند پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) با آنان مصالحه می کند وآنها جزیه می دهند.(4)

در مقابل این آیات و روایات، احادیثی وجود دارد که دلالت می کند به این که جز دین محمد(صلی الله علیه و آله) دینی باقی نمی ماند.
الف)- عبدالله بن بکیر از امام موسی بن جعفر (علیه السلام) روایت می کند که از حضرت تفسیر آیه وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَ إِلَیْهِ یُرْجَعُونَ را سوال کردم، حضرت فرمودند: آیه مذکور در شأن حضرت قائم نازل شده است. وقتی آن حضرت ظاهر شد دین اسلام را بر یهود، نصارا، صائبین و کفار شرق و غرب عرضه می دارد. پس هر کس با میل و اختیار اسلام بیاورد، به نماز، زکات و سایر واجبات امرش می کند و هرکس از قبول اسلام امتناع ورزد، گردنش را می زند تا این که در شرق و غرب زمین جز موحد و خداپرست کسی باقی نماند و..(5)

ب)- جابر از امام باقر(علیه السلام) نقل می کند: خدا شرق و غرب جهان را برای صاحب امر (حضرت مهدی علیه السلام) مفتوح می کند. آن قدر جنگ می کند تا این که جز دین محمد (صلی الله علیه و آله) دینی باقی نماند.(6)

ج)- همچنین امام باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه شریفه لِیُظْهِرَهُ عَلَی اَلدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ اَلْمُشْرِکُونَ، فرموده اند: طوری می شود که احدی باقی نمی ماند، مگر این که به محمد ایمان بیاورد.(7)

چنان که ملاحظه می شود یک دسته احادیث موافق قرآن است و دسته دیگر مخالف قرآن، آنچه که موافق ظاهر قرآن است، بر احادیث مخالف ظاهر قرآن مقدم است و جمع بین این دو دسته از احادیث چنین است که صاحبان سایر ادیان الهی به برکت وجود نازنین امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به حقیقت دین خدا می رسند و ادیانی چون مسیحیت، یهود و ... از تحریفات پاک می شوند و با پاک شدن سایر ادیان الهی از تحریفات، هیچ نکته مخالفی بین آنها و شرع مقدس اسلام نخواهد بود و لذا با حفظ دین حقیقی مسیح و یهود اسلام را نیز خواهند پذیرفت. بنابراین یهود و نصارا در دوران حکومت حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) باقی خواهند ماند و از عقاید شرک آلود خود مانند تثلیث دست برمی دارند و تحت حمایت حکومت اسلامی مهدوی به زندگی خود ادامه می دهند و دین اسلام دین جهانی و بر تمام دین ها غالب می گردد.

پی نوشتها:
1. سوره مائده، آیه 14
2. سوره آل عمران، آیه 55
3. سوره مائده، آیه 64
4. بحارالانوار، ج 52، ص 381
5. بحارالانوار، ج 52، ص 340
6. همان، ص 390
7. همان، ص 346

کلمات کلیدی : 
ظهور امام زمان , یهود , نصارا , دین اسلام , حکومت حضرت مهدی , قائم , صاحب امر
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا در زمان ظهور امام زمان، نیازی به مراجع تقلید و یا خواندن دروس حوزی می‌باشد؟

پاسخ : 
پاسخ از حجت الاسلام احمد عابدی:
امام صادق علیه السلام در زمان حیات خویش به ابان بن تغلب می فرمودند: 
اجلس فی المسجد و افت للناس؛ در مسجد بنشین و فتوا بده.
این حدیث دلالت بر آن دارد که در زمان ظهور امام زمان علیه السلام، مراجع تقلید نیز هم رساله دارند و هم فتوا می دهند. زیرا وقتی امام زمان علیه السلام ظهور نماید همه نمی توانند بروند مسائلشان را از امام زمان علیه السلام بپرسند، و آن موقع طلبه و مسأله‌گو برای جامعه بیشتر نیاز می‌شود. 
در زمان امام صادق علیه السلام مردم از آن حضرت سوال می پرسیدند. بعد، می‌آمدند به زراره و محمد بن مسلم می‌گفتند، امام صادق علیه السلام این فرمایش را فرمودند، به آن عمل بکنم یا خیر؟ و زراره می‌گفت: به فرمایش امام عمل بکن یا نکن. چرا؟ چون وقتی این فرد سوال می‌پرسید، نمی‌دانست امام علیه السلام تقیه کرده است یا خیر. و زراره می‌دانست امام علیه السلام در هنگام پاسخ تقیه کرده است یا خیر. و لذا زراره می‌گفت عمل بکنید یا نکنید. 
اما امام زمان علیه السلام تقیه نمی‌کند، ولی وقتی شما حرف‌های امام زمان علیه السلام را می‌شنوید، گاهی احادیثی می‌فرمایند که قید است نسبت به مطلقی و خاص است نسبت به عامی که امامان دیگر فرموده‌اند و آن کسی که می‌تواند تمام احادیث را جمع کند و کنار هم بگذارد، مجتهدین و مراجع تقلید هستند. و در زمان ظهور نیز مراجع معظم تقلید حضوردارند و فتوا و رساله آنها نیز وجود دارد. این که در زمان ظهور نیازی به مراجع معظم تقلید و یا خواندن دروس حوزی نمی‌باشد، این یکی از سنگ‌های انحرافی بود که بابی‌ها و بهایی‌ها پایه گذاری کردند.
shafaqna.com

کلمات کلیدی : 
ظهور امام زمان , مراجع تقلید , دروس حوزوی , بهایی‌ها , زراره , تقیه , احادیث
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
بعد از ظهور امام زمان (عج) که تمام علوم به نهایت رشد می‌رسند، آیا علم راکد می‌شود؟

پاسخ : 
پاسخ به این پرسش را در ضمن نکته های زیر بیان می کنیم:

1. نخست باید توجه داشت که امام صادق علیه‎ السلام می فرماید: «علم و دانش بیست و هفت حرف است و همه‌ی آن چه پیامبران آورده اند، تنها دو حرف آن است و مردم تاکنون جز با آن دو حرف، با حرفهای دیگر آشنایی ندارند و هنگامی که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را بیرون آورده، آن را بین مردم نشر و گسترش می دهد. وآن دو حرف را نیز ضمیمه می کند و مجموع بیست و هفت حرف را در میان مردم منتشر می سازد.» [1]

2. این روایت و روایات هم خانواده اش نمی گویند همه‌ی مردم فوری، بیست و هفت حرف علم را یاد می گیرند بلکه می گوید حضرت حجت (عج) بقیه حروف علم را در می آورد و بین مردم گسترش می دهند.
به این معنا که آن حضرت بیست و هفت حرف علم را برای یادگیری مردم به عرصه‌ی ظهور می رساند و سفره‌ی علم را در این حد می گستراند اما آیا هر کسی بیست و هفت حرف را یاد می گیرد و به مرتبه‌ی بالای علمی می رسد؟ این بستگی به تلاش و کوشش افراد دارد و به یقین تعدادی به مرتبه‌ی بالایی که ذکر شد می رسند ولی چه بسیارند که از نظر علمی در آن زمان نیز فقیرند و خاصانی که به مرتبه‌ی بالای علمی رسیده اند، حلقه های علمی و کلاس های دانش اندوزی را تشکیل می دهند و بر دانش دیگران می افزایند و کسانی که طالب علمند در کلاس آنها شرکت می کنند. از اینرو در روایت آمده است که امام صادق علیه‎ السلام می فرماید: «گویا می بینیم که شیعیان علی علیه‎ السلام قرآن ها را در دست دارند و مردم را آموزش می دهند.» [2] یا اینکه اصبغ بن نباته می گوید: «از علی علیه‎ السلام شیندم که می فرمود: «گویا عجم (نژاد غیرعرب) را می بینم که چادرهایشان در مسجد کوفه برافراشته شده است و به مردم قرآن می آموزند؛ به همان گونه که فرود آمده است.» [3]
بنابراین گرچه حضرت با ظهورشان مکان یادگیری بیست و هفت حرف علم را فراهم می کند ولی در همان عصر هم چه بسیارند که به قله‌ی علمی مذکور نمی رسند و رسیدن به قلّه‌ی علمی نیازمند تلاش آنهاست عیناً همانند مرتبه‌ی بالای تقوایی که هر کس می تواند با تلاش و کوشش آنرا به دست آورد ولی در عمل همه‌ی مردم چنین توفیقی را ندارند پس همان طور که رسیدن به قله‌ی تقوا نیازمند مجاهدت است رسیدن به درجه‌ی بیست و هفتم علم نیز نیاز به تلاش و پیگیری دارد.

3. توجه به این نکته نیز لازم است که علم دارای مراتبی است و مرتبه‌ی آخر علم از آن خداست و پیامبر عزیز اسلام و امامان معصوم علیهم السلام نیز مرتبه ای ازعلم را دارا هستند و نه پیامبران قدرت و این ظرفیت را دارا هستند که به محدوده‌ی علم الهی که اختصاص به او دارد وارد شوند و بر معلومات خود بیفزایند و نه توده‌ی مردم این شایستگی و ظرفیت را دارند که علمشان را به درجه‌ی علم معصومان علیهم السلام برسانند. بنابراین اگر ما نمی توانیم در حد معصومان علیهم السلام عالم شویم این از باب راکد بودن علم نیست بلکه از بی ظرفیتی ماست.
بنابراین اگر کمالِ دانش بشرِ (غیر معصوم) در بیست و هفت حرف باشد و در زمان ظهور آن امام معصوم همه‌ی مردم با جد و جهدشان و با کمک گرفتن از امامانشان این مرتبه از کمال علمی که برای او تعیین شده است را به دست آوردند چه اشکال دارد در همان مرتبه که بالاترین مرتبه کمال است (مثلاً) باقی بمانند و یا چنین دانشی به تکالیف شرعی خویش بپردازند و در بُعدهای دیگری قدم بردارند و به یقین با چنین دانشی و بینشی زندگی کردن و قرآن خواندن صفای دیگری دارد و ثواب دیگری را می طلبد. هر چند از نظر فراگیری دانش بیشتر از آن حد راه بسته باشد و این به معنای راکد بودن علم نیست بلکه به منزله‌ی به مقصد رسیدن است.

پی نوشت ها:
[1] . مرحوم مجلسی، بحارالانوار، ج 52، ص 326، مؤسسه الوفاء بیروت.
[2] . نعمانی، غیبة، 360 هـ ق، کتابفروشی صدوق، تهران، ص 318، بحارالانوار، ج 52، ص 364. .
[3] . محمد بن محمد بن النعمان، الارشاد، 413 هـ ق، بصیر نی قم، ص 365؛ محمد بن فتال نیشابوری، ت 508 هـ ق، انتشارات الرضی، قم، ج 2، ص 265.

کلمات کلیدی : 
ظهور , امام زمان , عصر ظهور , علم , بیست و هفت حرف , رشد علم
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا کوفه پایتخت حکومت مهدوی است؟

پاسخ : 
در چندین روایت بیان شده است که مقرّ جهانی امام مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه شهر کوفه و محل زندگانی شخص ایشان نیز در این شهر و مسجد سهله است. امام باقر علیه‌السلام در این‌باره می‌فرماید:
مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه قیام می‌کند و به سوی کوفه می‌رود و منزلش را آن‌جا قرار می‌دهد.
ابوبصیر می‌گوید: امام صادق علیه‌السلام فرمود:
ای ابامحمد! گویا می‌بینم که قائم آل‌محمد عجل‌الله‌تعالی‌فرجه با خانواده‌اش در مسجد سهله فرود آمده است... .
در روایت دیگری امام صادق علیه‌السلام از مسجد سهله یاد نمود و فرمود:
آن خانۀ صاحب ما (حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) است؛ زمانی که با خاندانش در آن‌جا سکونت گزیند.
در این‌باره روایات دیگری نیز نقل شده است.
در جواب باید گفت که کوفه مقر حکومت عدل امیرمؤمنان، حضرت علی علیه‌السلام بوده است. احتمال می‌رود انتخاب کوفه به این جهت باشد که عدالت مهدوی ادامۀ حکومت عدل علوی است.
برخی از محققان هم احتمال دیگری داده‌اند و می‌گویند:
کوفه پایگاه مشترک امام حسین علیه‌السلام و امام مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه است. امام حسین علیه‌السلام از مکه به سمت کوفه رفت و حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه هم از مکه به سوی کوفه خواهد رفت و مقرّ حکومت خود را در کوفه قرار خواهد داد، یعنی راه نیمه‌تمام سیدالشهدا علیه‌السلام را به پایان می‌رساند.

منبع: شبستان

کلمات کلیدی : 
کوفه , مسجد کوفه , مسجد سهله , امام زمان , حضرت مهدی , حکومت مهدوی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
در عصر ظهور حضرت مهدی علیه السلام، عدالت اجتماعی چگونه تحقق می یابد؟

پاسخ : 
حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی دامت برکاته در پاسخ این پرسش می فرمایند: 
در روایات، تعبیرات متعددی وجود دارد که هر یک ازآن ها یک زاویه را بیان می کند. مثلاً در مورد«عدالت اقتصادی» گفته می شود که : «حضرت، سرمایه ها و اموال را چنان تقسیم می کند که همه ی مردم از زندگی و ضرورت های زندگی برخوردارمی شوند».
و باز در روایات داریم: «آن چنان مردم تربیت می شوند که یک روح غنایی بر همه ی مردم حاکم خواهد بود». 
در پرتو این روح غنا است که گاهی اموال زیادی به محضر امام زمان علیه السلام می آورند و امام می فرمایند:«هر کس نیاز دارد، بردارد».
همه می گویند:«ما به مقدارکافی داریم».
از این تعبیر معلوم می شود که حرص و طمع و دنیا پرستی- که از عوامل عدم عدالت اجتماعی اند- از بین می رود. یعنی وقتی این روحیات اصلاح بشود، منابع موجود بر روی زمین هم به طور صحیح تقسیم می شود. همه از عدالت اقتصادی برخوردار خواهند بود.
در مورد «عدالت قضایی» در روایات داریم : 
«هنگامی که امام زمان علیه السلام ظهور می کند، ایشان نیازی به شاهد و مدرک برای قضاوت در مورد اشخاص ندارد».
شاید وسایل پیشرفته ای پیدا می شود که کارهای هر کس را بازگو می کند و شاید از طریق ما فوق طبیعی، امام درباره ی افراد قضاوت می کند و حتی در و دیوار شهادت می دهند؛ به طوری که حق هیچ کس، در زمان امام زمان علیه السلام ضایع نمی شود. هم چنین عدالت در زمینه های دیگر طبق روایت چنان برقرار می شود که حکومت در سرتاسر جهان، حکومتی توأم با صلح وصفا، آرامش و غنای روحی، مادی و فرهنگی خواهد بود.
منبع : www.serajnet.org

کلمات کلیدی : 
عدالت اقتصادی , سیره امام زمان , عدالت اجتماعی , عصر ظهور , عدالت قضایی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
امام مهدی (عج) چگونه به یاد امام حسین (ع) هستند؟

پاسخ : 
از آنجا که امام حسین (ع) با تمام وجود همه توانمندی ها و سرمایه‌ های خود را ایثار کرد تا اسلام را از خطر اساسی برهاند؛ آخرین حجت الهی نیز تصریح دارند که همواره به یاد ایثارگری و فداکاری های آن حضرت هستند و شب و روز با یادآوری مصیبت هایی که بر ایشان روا داشته شد خون گریه می‌ کنند.
در بخشی از زیارت «ناحیه مقدسه» در این باره می‌ خوانیم:
...اگر روزگار وقت زندگی مرا از تو [ ای حسین (ع) ] به تأخیر انداخت و یاری و نصرت تو در کربلا در روز عاشورا نصیب من نشد، اینک من هر آینه صبح و شام به یاد مصیبت های تو ندبه می‌ کنم و به جای اشک بر تو خون گریه می‌ کنم...
بدون تردید این قبیل از تعابیر نهایت محبّت و دلبستگی حضرت مهدی (ع) را به سیّد الشهداء (ع) نشان می‌ دهد و ضرورت زنده نگه داشتن خاطره اباعبداللّه (ع) از جمله از طریق عزاداری برای آن حضرت را مورد تأکید قرار داده و عمق فاجعه کربلا و جنایت بنی امیه به اسلام و انسانیت را افشا می‌ کند.
حتی این به یاد امام حسین (ع) بودن در عملکرد سایر ائمه اطهار (ع) نیز به چشم می‌ خورد؛ یعنی آنها نیز در مواقع اشاره به فداکاری ها و مظلومیت های امام حسین (ع) به گونه‌ ای موضوع امام مهدی (ع) را مورد تأکید قرار داده‌ اند به عنوان مثال در دعای ندبه امام صادق (ع) یاد سیّد الشهداء (ع) به همراه امام مهدی (ع) گرامی داشته شده است. در حقیقت شکایت شهادت جانگداز حضرت امام حسین (ع) به ساحت مقدّس حضرت بقیة‌اللّه (ع) شده است و درخواست می‌ شود که به عنایت خداوند متعال هر چه زودتر زمینه ظهور فراهم شود بلکه هر چه زودتر مهدی موعود (ع) ظهور نموده انتقام خون آن حضرت را از دشمنان بگیرند...و حتی به پیروان اهل بیت (ع) توصیه می‌ شود که در شب میلاد امام عصر (عج) از زیارت امام حسین(ع) غافل نشوند.
البتّه این موضوع به همین صورت در مورد امام حسین (ع) نیز مطرح است؛ یعنی حضرت اباعبداللّه الحسین (ع) نیز همواره به یاد مهدی موعود بوده‌ اند. در دعای روز ولادت امام حسین (ع) از امام مهدی (ع) یاد می‌ شود و در روز عاشورا و در زیارت عاشورا نام و یاد مهدی (ع) تسلی بخش قلب سوزان شیفتگان اهل بیت (ع) است.
مجموعه این برنامه‌ های حساب شده، پیوند عاشورا و امام حسین (ع) را با قیام جهانی امام مهدی (ع) هر چه بیشتر روشن می‌ سازند.
گذشته از همه آنچه بیان شد، طبق روایات بسیاری که از حضرات معصومین (ع) نقل شده است در بسیاری از مسائل جزئی نیز امام مهدی (ع) با امام حسین (ع) پیوستگی ها و ارتباطات قابل توجهی دارند که از آن جمله است:
1. روز ظهور امام مهدی (ع) مقارن با روز عاشورا است. از امام باقر (ع) روایت شده است:
قائم آل محمّد (ص) در روز شنبه که مصادف با روز عاشورا؛ یعنی همان روزی که حضرت اباعبداللّه(ع) به شهادت رسیدند قیام خواهد کرد.1
2. از مجموعه روایات به خوبی روشن می‌ شود همان گونه که امام حسین (ع) نهضت خود را از مکه آغاز کردند؛ یعنی پس از خارج شدن از مدینه به مکه آمدند و از کنار بیت‌ اللّه‌ قیام خود را به مردم خبر دادند و به سمت کوفه حرکت کردند، حضرت مهدی (ع) نیز از کنار بیت اللّه جهانیان را به بیعت با خود فرا خواهد خواند و آن گاه حرکت های اصلاحی را تداوم خواهد بخشید و در نهایت مقرّ حکومتی خویش را در کوفه قرار خواهد داد.
3. حتی طنین صدای امام مهدی (ع) همان طنین صدای امام‌ حسین (ع) است. پیام مهدی (ع) همان پیام حسین (ع) است که فریاد می‌ زند:
ای مردم مگر نمی‌ بینید به حقّ عمل نمی‌ شود و از باطل خودداری نمی‌ گردد... امربه معروف و نهی از منکر کنار گذاشته شده است و احکام الهی و سنن پیامبر (ص) آشکار هتک می‌ شود و...
این پیام و هشدار در لحظه ظهور با همان صدا به مردم جهان اعلام خواهد شد که امام حسین (ع) در روز عاشورا با همان لحن و آهنگ مردم را به تبعیت از حقّ و اعراض از بدی ها فرا خواندند:
إنّ صوت القائم یشبه بصوت الحسین (ع) یعنی: صدای [گیرا و دلنواز] قائم شبیه [طنین خوش] صدای اباعبداللّه (ع) است.
4. برخی از یاران امام حسین (ع) پس از رجعت در رکاب امام مهدی (ع) به یاری آن حضرت خواهند پرداخت و حتی برخی از فرشتگانی که جزء اصحاب امام‌ حسین (ع) بوده‌ اند در خدمت قائم آل محمّد (ص) خواهند بود و... .
« أللّهمّ نرغب إلیک دولة کریمة تعزّبها الإسلام و أهله و تُذِّلُ بها النفاق و أهله…»

پی‌نوشت‌: 
1.بحارالانوار، ج52، ص 285.

کلمات کلیدی : 
امام مهدی , امام حسین , رجعت , عاشورا , یاد امام حسین , قائم آل محمد , زیارت ناحیه مقدسه , ظهور امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا امام زمان (ع) مردم را بخاطر گناهانی که قبل از ظهور انجام داده‌اند مجازات می‌کنند؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
اگر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف به علم خود قضاوت می کنند؟ آیا افراد را به علت گناهان انجام داده شده‌ی پیش از ظهور مجازات می کنند و حد را جای می کنند؟ مثلاً کسی یک بار زنا کرده باشد و کسی هم نفهمیده باشد یا دزدی کرده باشد (منظور پس از تشکیل دولت حق است)؟

پاسخ:
1. از روایات فهمیده می‌شود که قیام حضرت مهدی (عج) موجب خرسندی انسان‌ها می‌شود. امام علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: "هنگامی که حضرت مهدی (عج) قیام می‌کند، نام مبارکش بر سر زبان‌ها خواهد بود و وجود مردم سرشار از عشق به اوست، به گونه‌ای که جز نام او هیچ نامی در یاد و زبان آنان نیست و با دوستی او روح خود را سیراب می‌کنند". [1]
و تردیدی نیست خرسندی بشر یا اکثر آنها در فرضی است که رحمت پروردگار شامل آنها شده باشد و از شمشیر انتقام حضرت در امان بمانند و در سایه‌ی پربرکت وجود امام به زندگی سرشار از عدالت بیندیشند.

2. حضرت حجت (عج) به صورت گسترده ای از معجزات و کرامت هایش استفاده می‌کند. امام باقر ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: خدا دست لطفش را بر سر بندگان می‌نهد و حواس شان را جمع و عقل‌های‌شان کامل می‌گرداند." [2] از این رو امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: "مهدی عدالت را، همچنان که سرما و گرما وارد خانه می‌شود وارد خانه‌ی مردمان کند و دادگری او همه جا را بگیرد". [3]

3. امام رضا ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند:
"خداوند زمین را به دست قائم (عج) از هر ستمی پاک گرداند و از هر ظلمی پاکیزه سازد... و آن گاه که خروج کند میزان عدل را در میان مردم نهد، و بدین گونه هیچ کس نتواند به دیگری ستم کند". [4] و امام علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: "حضرت مهدی (عج) زمین را از عدل و داد و نور و برهان پر می‌کند، عرض و طول شهرها برایش خاضع می‌شود به طوری که هیچ نابکاری نمایند جز این که اصلاح گردد". [5] بنابراین در حکومت حضرت تمامی حقوق منابع شده باز ستانده می‌شوند.

4. حق‌ها دو قسمند: 1. حقوق مردم؛ 2. حقوق الهی.
در عصر غیبت چیزی که حرف اوّل را می‌زند و ابزار حکم واقع می‌شود استفاده از احکام ظاهری و قضاوت کردن بر طبق بیّنه و شاهد است و این سنت از زمان پیامبر گرامی اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ تاکنون جاری است. از این رو نمی‌توان انتظار داشت که احکام قضایی مطابق با حق و واقع باشد و صاحب حق همیشه به حق خود برسد.
"امّا در حقوق الهی چنانچه کسی حق الهی را رعایت نکند مثلاً زنا مرتکب شود، باید حد بر او جاری شود، و اجرای حد در صورتی است که زناکار قبل از اثبات جرم توبه نکرده باشد، و فرض توبه کردن حد از او ساقط می‌شود." [6]
بنابر آن چه که ذکر شد با در نظر گرفتن شرایط و موقعیت عصر ظهور و نفوذ عدالت به باطن انسان‌ها و کامل شدن عقل مردمان زمان ظهور می‌توان گفت بسیاری از کسانی که از روی نادانی و... مرتکب چنین لغزش هایی شده اند، پس از دیدن این شرایط توبه می‌کنند، توبه آنها پذیرفته شده و توفیق خدمت در جامعه‌ی امام زمان (عج) را در می‌یابند. و چنانچه توبه ننماید و در عصر ظهور هم همچنان مرتکب چنین گناهانی شود، ـ بی‌تردید با عنایت به واجب بودن اجرای حدود الهی ـ این حدود برایشان جاری می‌شود و در صورت عدم تکرار عقاب گناه به قیامت واگذار می‌شود.
و آنان که حق مردم را غصب کرده اند در پرتو رشد فکری و عقلی خود به سراغ مظلومان می‌روند و حق آنان را پس می‌دهند و اگر کسانی پیدا شوند که همچنان حقوق را ضایع کنند و حق مردم را پس ندهند، به یقین در دادگاه عدل حضرت محاکمه می‌شوند و حقوق از آنها بازستانده می‌شود.
امام علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: "برده ای نمی ماند مگر این که امام مهدی (عج) او را می خرد و آزاد می‌کند و بدهکاری نمی ماند جز این که بدهی او پرداخت می‌شود. مظلمه و حقی بر گردن کسی نمی ماند جز این که به صاحب حق بازگردانده می شود؛ کسی کشته نمی شود مگر این که دیه آن را می پردازد و زمین را پر از عدل و داد می‌کند، پس از آن که پر از بیداد و ستم شده بود". [7]
خلاصه‌ی: سخن شخصی که گناه مزبور را مرتکب شود، در صورتی که توفیق توبه را دریابد هرگز حضرت مهدی (عج) او را محاکمه نمی کند و در صورتی که توبه نکند و معاند و سرکش باقی مانده و به گناه خویش ادامه دهد، عادلانه به سزای عملش خواهد رسید و امّا اگر فقط قبل از ظهور مرتکب چنین گناهی شده و توبه هم ننماید عقاب آن به قیامت واگذار می‌شود.

پی نوشت ها:
[1] . احقاق الحق و ازهاق الباطل، ج 13، ص 324، شهید قاضی نور الله حسینی مرعشی، با تعلیقات آیت الله مرعشی (ره).
[2] . محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 328.
[3] . محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 362.
[4] . عصر زندگی، محمد حکیمی، بوستان کتاب، چ پنجم، ص 42، به نقل از اکمال الدین، ج 2، ص 372.
[5] . شیخ حرّ عاملی، اثبات الهداة، ج 7، ص 49.
[6] . تحریر الوسیله، ج 2، ص 416.
[7] . بحار الانوار، ج 52، ص 224 ـ 225.

کلمات کلیدی : 
امام زمان , ظهور , حکومت مهدوی , قضاوت داوودی , قضاوت امام زمان , امام مهدی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا امام مهدى (ع) با اجبار اسلام را در جهان پیاده می‌کنند؟

پاسخ : 
از روایات، چنین استفاده مى شود که امام مهدى (عج) ابتدا، مردم را به سوى حق دعوت مى کند و قبل از آغاز هر جنگى، به معرّفى دین حق براى دشمنان مى پردازد و فرصت انتخاب میان حق و باطل را به آنان مى دهد و تنها بعد از اتمام حجّت بر دشمنان، از قدرت شمشیر استفاده مى کند. پس چون آن حضرت، ابتدا، اتمام حجّت مى کند و آنان با این که به حق واقف مى شوند و از آن اطلاع پیدا مى کنند، از آن روى گردان مى شوند، نمى توان گفت، آن حضرت، اسلام را با اجبار پیاده مى کند، بلکه باید گفت، هر کس که اسلام را قبول مى کند، از روى رغبت و اختیار است و هر کس آن را قبول نمى کند، باز با آگاهى و اختیار است، لکن بعد از این سوء اختیار، از سوى لشکریان امام نابود مى شود تا در جهان فتنه اى نماند.
امام باقر (علیه السلام) مى فرماید:
حضرت مهدى (عج) به سوى کوفه رهسپار مى شود. در آن جا، شانزده هزار نفر مجهّز به سلاح در برابر حضرت مى ایستند. آنان، قاریان قرآن و دانشمندان دینى هستند که پیشانى هایشان از عبادتِ زیاد، پینه بسته، چهره هایشان در اثر شب زنده دارى، زرد شده، امّا نفاق، سراپایشان را پوشانده است. آنان یک صدا فریاد بر مى آورند: «اى فرزند فاطمه! از همان راهى که آمده اى، باز گرد. زیرا، به تو نیازى نداریم.». حضرت مهدى، در پشت شهر نجف، پس از ظهر روز دوشنبه تا شام گاه، بر آنان شمشیر مى کشد و همه را از دم تیغ مى گذراند و در این نبرد، از یاران حضرت، حتّى یک نفر زخمى نمى شود. [1]
طبق این حدیث، افرادى که در مقابل حضرت مهدى (علیه السلام) مى ایستند، مى دانند که او مهدى و فرزند فاطمه (س) است، ولى از قبول دین حق سر بر مى تابند و بدین ترتیب، آگاهانه، با آن حضرت مخالفت مى کنند و حضرت به جنگ با آنان مى پردازد و آنان را قلع و قمع مى کند.
این جنگ، به این دلیل است که این اشخاص، با این که حق را مى شناسند، ولى از آن پیروى نمى کنند و مى خواهند مانع از اجراى حق و عدالت در جامعه ى انسانى باشند و از آن جا که وجود چنین کسانى، مانع از گسترش عدالت و موجب سلب اختیار و انتخاب دیگر افراد جامعه که مى خواهند حق را انتخاب کنند، مى شود، پس باید از میان بروند تا ریشه ى فساد و موانع شناخت حق از باطل از بین برود.
همان طورى که از احادیث استفاده مى شود، عملکرد ایشان، یعنى رفتار قاطعانه و قدرت شمشیر حضرت، مى تواند یکى از عواملى باشد که در پیاده کردن اسلام در جهان نقش خواهد داشت، ولى عوامل دیگرى مانند آمادگى جهانى، سلاح مدرن، سلاح علم، انتخاب کارگزاران لایق، ... نیز نقش عمده اى خواهد داشت. به اختصار به ذکر هر کدام پرداخته مى شود:

الف) برخورد جدى و قدرت مندانه با ستمگران
دیگر، این گونه نخواهد بود که پیامبران و امامان، مردمان را موعظه کنند و بسیارى از مردم گوش فرا ندهند و سرگرم جنایت و فساد باشند، به گونه اى که پیامبران را بکشند و سنت هاى آنان را محو کنند. امام باقر (علیه السلام) مى فرماید:
انّ رسول الله (صلى الله علیه وآله) سار فی أُمّته باللیّن، کان یتألّف الناس، و القائم یسیر بالقتل... و لا یستتیبُ أحداً...؛ [2] رسول خدا (صلى الله علیه وآله) با امّت خویش به نرمى و محبّت رفتار مى کرد، ولى مهدى (عج) با کشتن با آنان برخورد مى کند... و کسى را به توبه فرا نخواند...

ب) آمادگى جسمانى [3]
به طورى که از روایات استفاده مى شود، پیروزى امام زمان (علیه السلام) به آمادگى جهان نیز بستگى دارد. وقتى جهان، حالت پذیرش براى حکومت جهانى پیدا کرد و انسانِ جنگ زده، صلح طلب شد، پیروزى انقلاب حضرت مهدى (علیه السلام) تحقّق مى پذیرد
در بعضى از روایات آمده است که پیدایش این آمادگى جهانى، بر اثر یک جنگ وحشت ناک است که انسانِ جنگ زده، به دنبال آب حیات صلح و آرامش مى رود. امام صادق (علیه السلام) فرموده است:
حکومت جهانى و رهبرى واحد، تحقّق پیدا نمى کند، مگر روزى که در یک جنگ ویران کننده، دو سوم بشر نابود شوند. [4]

ج) سلاح برتر و مدرن
در بعضى از روایات آمده است که حضرت مهدى (علیه السلام) از سلاح برتر بهره مند است که جهان تسلیم خواهد شد. سلاح ایمان و آلات مدرن جنگى، نقش عظیمى دارد. [5]

د) سلاح علم و دانش
در بسیارى از احادیث، به این واقعیّت اشاره مى شود که امام زمان (علیه السلام) با قدرت علمى، مغزها را متوجّه خود مى کند و جهان علم به او ایمان مى آوردند. امام صادق (علیه السلام) فرموده است:
تا زمان انقلاب حضرت مهدى (علیه السلام) علم و دانش تا چهار کلمه ترقّى مى کند، امّا در عصر مهدى (علیه السلام) به اندازه ى هفتاد و چهار کلمه ترقّى خواهد کرد. این، یکى از اسباب پیروزى است. [6]

هـ) کارگزاران و وزیران لایق
اداره ى سرزمین ها، در سایه ى رهبرى الهى و کارگزاران لایق و دل سوز و حاکمیّت اسلام، امکان پذیر است. امام عصر (علیه السلام) براى اداره ى جهان، استانداران و وزیرانى مى گمارد که جز به مصالح اسلام و رضایت خدا به چیزى نمى اندیشند. طبیعى است کشورى که کارگزارانش از چنین خصوصیّت برجسته اى برخوردار باشند، بر تمام دشوارى ها، پیروز مى شود، به گونه اى که زندگان، آرزوى زندگى دوباره مردگان را مى نمایند. [7]
کیفیّت ترکیب دولت حضرت مهدى (علیه السلام) در روایات، ترکیب دولت مهدى (علیه السلام) از پیامبران و جانشینان آنان و تقواپیشگان و صالحان روزگار و امّت هاى پیشین و از سران و بزرگان اصحاب پیامبر بیان شده است. نام برخى از آنان بدین گونه است:
«حضرت عیسى (علیه السلام)، هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع وصى موسى (علیه السلام)، مؤمن آل فرعون، سلمان فارسى، ابودجانه انصارى، مالک اشتر نخعى، قبیله ى همدان». [8]

پی نوشت ها:
[1]. بحارالأنوار، ج 52.
[2]. چهل حدیث سیره مهدوى، محمود بجستانى، ص 37، نشر معروف، چاپ سوم، مرداد 79.
[3]. شماره هاى ب و ج و د، از کتاب ایدئولوژى و عقاید اسلامى، تألیف محمد دشتى، ص 228ـ230، اخذ شده است.
[4]. بحارالأنوار، ج 52، ص 207، ح 44.
[5]. بحارالأنوار، ج 52، ص 321 - 327.
[6]. بحارالأنوار، ج 42، ص 327.
[7]. احقاق الحق، ج 13، ص 294.
[8]. چشم اندازى از حکومت مهدى، نجم الدین طبسى، ص 190، شرکت چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامى، چاپ دوم، تابستان 77.

کلمات کلیدی : 
امام مهدی , امام زمان , اسلام , پیاده کردن اسلام , اجبار , سلاح برتر , کارگزاران
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونه امام زمان را از بین مدعیان تشخیص دهیم؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چگونه باید تشخیص بدهیم شخصی که ادعای امام زمان بودن می‌کند راست می‌گوید؟ امام زمان (عج) با معجزه می‌آید؟ تشخیص لحظه‌ی ظهور چگونه است؟

پاسخ:
گویند دانش آموزی در یکی از پایه‌های تحصیلی رد شده بود، آمد نزد مدیر مدرسه و گفت: شما به چه مَجُوزی (به جای مُجَوّز) مرا رد کردی؟ مدیر گفت: به همان مَجُوزی که اشتباه تلفظ می‌کنی! یعنی خود همین کلمه مجوز گفتن می‌تواند دلیل مردودی شما باشد.

در پرسش هم، کسی که در این دوران ادعای امام زمان بودن کند، خود همین دلیل است که امام زمان نیست، چرا که این فرد دو نوع می‌تواند ادعا کند:

1. بگوید من امام زمانم ولی هنوز ظهور نکرده ام، این در دوران غیبت با فلسفه غیبت سازگاری ندارد چون بنا است که آن حضرت ناشناس باشد و هرگز اتفاق نیفتاده است که مستقیماً به صورت آزاد و عینی خود را معرفی کند، بلی عده ی زیادی به محضر آن حضرت تشرف یافته اند که در ابتدا نشاخته اند وقتی هم از قراینی مانند شفا دادن بیمار، اظهار کرامت، و کار فوق العاده، و یا خبر غیبی و نظر علمی فوق العاده دادن شناخته اند بلافاصله حضرت از دید افراد پنهان شده است، بلی در برخی داستان ها همچون داستان علی بن مهزیار، علی به محضر آن حضرت شرفیاب می شود آن هم با دیدن چندین کرامت و امر خارق العاده که یقین حاصل می شود برای علی که آن فرد امام زمان بوده است. و این نوع تشرفات بدون چنان یقینی قابل دستیابی نیست.
در نتیجه کسی که قبل از ظهور علنی بدون نشان دادن کرامتی و به صورت عادی ادعای امام زمان بودن بکند، خود دلیل بطلان این ادعا است.

2. صورت دوم این است که شخص خود را امام زمان بداند و بگوید ظهور کرده ام این هم در صورتی قابل قبول است که پنج نشانه حتمی قبل از ظهور اتفاق افتاده باشد و این نشانه ها در روایات امده است از جمله امام صادق (ع) فرمود: «قبل از قیام قائم (عج) پنج علامت حتمی واقع خواهد شد: خروج یمانی و سفیانی، شنیده شدن ندائی اسمانی مردم همه متوجه می شوند که صاحب ندا مهدی است. خروج یمانی (سرداری از دوستان اهل بیت) و سفیانی (مردی از نسل ابوسفیان به نام عثمان بن عنبسه) کشته شدن نفس زکیه (در داخل مسجد الحرام) و فرورفتن لشکر در صحرا (بین مدینه و مکه) (بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، دار الکتب الاسلامیه، ح 52، ص 204) 

علاوه بر نشانه های فوق باید سیصد و سیزده نفر یاران او نیز آماده شده و دور او را گرفته باشند، گذشته از این براساس اخبار و روایات رسیده، حضرت حجت به هنگام ظهور، تمام مواریث انبیاء را که دارای خاصیت منحصر به فرد می باشد همراه دارد، پیراهن یوسف و ابراهیم، عصای موسی، انگشتر سلیمان تابوت سکینه، پرچم و شمشیر پیامبر خاتم در نزد او خواهد بود.

ابی الجارود از امام باقر (ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «هنگامی که قائم ظهور کند، با پرچم رسول خدا و انگشتری سلیمان و سنگ و عصای موسی ظهور خواهد کرد، سپس منادی او به فرمان آن حضرت ندا می دهد. فردی از شما غذا و آب و علف با خود حمل نکند ... پس در اولین منزل که آن حضرت فرود می آید آن سنگ را (به زمین) می زند، پس غذا و آب و علف از آن بیرون می آید و یاران و حیوانات آنان از آن می خورند و می نوشند ...». (همان، ج52، ص351، حدیث105)

و امام صادق (ع) فرمود: «همه آن اشیاء (در نزد حضرت مهدی) داخل آن جامه دان قرار دارد و همین طور تمامی ماترک انبیاء حتی عصای آدم و نوح و ماترک هود و صالح و مجموع ابراهیم، و جام یوسف و پیمانه و ترازوی شعیب و عصای موسی و تابوت (سکینه) او که ماترک (یادگاری های) آل موسی در آن قرار دارد ... و ملائکه آن را حمل می کنند و زره داود و انگشترش انگشتر حضرت سلیمان و تاجش و رحل عیسی و میراث انبیاء و رسولان (همه) در آن حامه دان قرار دارند». (همان، ح53، ص36)

آنچه به خوبان جهان داده اند ... قسم تو را بهتر از آن داده اند
آنچه نیازند بر آن دلبران ... جمله تو را هست زیادت بر آن

در نتیجه باید گفت فردی که ادعای امام زمان بودن می کند، یا این است که می‌گوید هنوز ظهور نکرده و در دوران غیبتش چنین چیزی می‌گوید، که این با فلسفه غیبت سازگاری ندارد. لذا خود دلیل است که فرد مذکور امام زمان نیست، بلی به صورت تشرّف آن هم با دیدن کرامات و نشانه های یقین آور ممکن است ولی این گونه دیدن یک لحظه ای است نه دائمی و مدت طولانی.
و اگر فرد ادعا دارد که امام زمان است و ظهور کرده است، این در صورتی است که نشانه های حتمی ظهور تحقق یافته باشد، و مواریث انبیاء نیز همراه او باشد.

کلمات کلیدی : 
امام زمان , مواریث انبیاء , مدعیان دروغین , ظهور , نشانه های ظهور
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چگونه امام زمان را از بین مدعیان تشخیص دهیم؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
چگونه باید تشخیص بدهیم شخصی که ادعای امام زمان بودن می‌کند راست می‌گوید؟ امام زمان (عج) با معجزه می‌آید؟ تشخیص لحظه‌ی ظهور چگونه است؟

پاسخ:
گویند دانش آموزی در یکی از پایه‌های تحصیلی رد شده بود، آمد نزد مدیر مدرسه و گفت: شما به چه مَجُوزی (به جای مُجَوّز) مرا رد کردی؟ مدیر گفت: به همان مَجُوزی که اشتباه تلفظ می‌کنی! یعنی خود همین کلمه مجوز گفتن می‌تواند دلیل مردودی شما باشد.

در پرسش هم، کسی که در این دوران ادعای امام زمان بودن کند، خود همین دلیل است که امام زمان نیست، چرا که این فرد دو نوع می‌تواند ادعا کند:

1. بگوید من امام زمانم ولی هنوز ظهور نکرده ام، این در دوران غیبت با فلسفه غیبت سازگاری ندارد چون بنا است که آن حضرت ناشناس باشد و هرگز اتفاق نیفتاده است که مستقیماً به صورت آزاد و عینی خود را معرفی کند، بلی عده ی زیادی به محضر آن حضرت تشرف یافته اند که در ابتدا نشاخته اند وقتی هم از قراینی مانند شفا دادن بیمار، اظهار کرامت، و کار فوق العاده، و یا خبر غیبی و نظر علمی فوق العاده دادن شناخته اند بلافاصله حضرت از دید افراد پنهان شده است، بلی در برخی داستان ها همچون داستان علی بن مهزیار، علی به محضر آن حضرت شرفیاب می شود آن هم با دیدن چندین کرامت و امر خارق العاده که یقین حاصل می شود برای علی که آن فرد امام زمان بوده است. و این نوع تشرفات بدون چنان یقینی قابل دستیابی نیست.
در نتیجه کسی که قبل از ظهور علنی بدون نشان دادن کرامتی و به صورت عادی ادعای امام زمان بودن بکند، خود دلیل بطلان این ادعا است.

2. صورت دوم این است که شخص خود را امام زمان بداند و بگوید ظهور کرده ام این هم در صورتی قابل قبول است که پنج نشانه حتمی قبل از ظهور اتفاق افتاده باشد و این نشانه ها در روایات امده است از جمله امام صادق (ع) فرمود: «قبل از قیام قائم (عج) پنج علامت حتمی واقع خواهد شد: خروج یمانی و سفیانی، شنیده شدن ندائی اسمانی مردم همه متوجه می شوند که صاحب ندا مهدی است. خروج یمانی (سرداری از دوستان اهل بیت) و سفیانی (مردی از نسل ابوسفیان به نام عثمان بن عنبسه) کشته شدن نفس زکیه (در داخل مسجد الحرام) و فرورفتن لشکر در صحرا (بین مدینه و مکه) (بحار الانوار، محمد باقر مجلسی، دار الکتب الاسلامیه، ح 52، ص 204) 

علاوه بر نشانه های فوق باید سیصد و سیزده نفر یاران او نیز آماده شده و دور او را گرفته باشند، گذشته از این براساس اخبار و روایات رسیده، حضرت حجت به هنگام ظهور، تمام مواریث انبیاء را که دارای خاصیت منحصر به فرد می باشد همراه دارد، پیراهن یوسف و ابراهیم، عصای موسی، انگشتر سلیمان تابوت سکینه، پرچم و شمشیر پیامبر خاتم در نزد او خواهد بود.

ابی الجارود از امام باقر (ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود: «هنگامی که قائم ظهور کند، با پرچم رسول خدا و انگشتری سلیمان و سنگ و عصای موسی ظهور خواهد کرد، سپس منادی او به فرمان آن حضرت ندا می دهد. فردی از شما غذا و آب و علف با خود حمل نکند ... پس در اولین منزل که آن حضرت فرود می آید آن سنگ را (به زمین) می زند، پس غذا و آب و علف از آن بیرون می آید و یاران و حیوانات آنان از آن می خورند و می نوشند ...». (همان، ج52، ص351، حدیث105)

و امام صادق (ع) فرمود: «همه آن اشیاء (در نزد حضرت مهدی) داخل آن جامه دان قرار دارد و همین طور تمامی ماترک انبیاء حتی عصای آدم و نوح و ماترک هود و صالح و مجموع ابراهیم، و جام یوسف و پیمانه و ترازوی شعیب و عصای موسی و تابوت (سکینه) او که ماترک (یادگاری های) آل موسی در آن قرار دارد ... و ملائکه آن را حمل می کنند و زره داود و انگشترش انگشتر حضرت سلیمان و تاجش و رحل عیسی و میراث انبیاء و رسولان (همه) در آن حامه دان قرار دارند». (همان، ح53، ص36)

آنچه به خوبان جهان داده اند ... قسم تو را بهتر از آن داده اند
آنچه نیازند بر آن دلبران ... جمله تو را هست زیادت بر آن

در نتیجه باید گفت فردی که ادعای امام زمان بودن می کند، یا این است که می‌گوید هنوز ظهور نکرده و در دوران غیبتش چنین چیزی می‌گوید، که این با فلسفه غیبت سازگاری ندارد. لذا خود دلیل است که فرد مذکور امام زمان نیست، بلی به صورت تشرّف آن هم با دیدن کرامات و نشانه های یقین آور ممکن است ولی این گونه دیدن یک لحظه ای است نه دائمی و مدت طولانی.
و اگر فرد ادعا دارد که امام زمان است و ظهور کرده است، این در صورتی است که نشانه های حتمی ظهور تحقق یافته باشد، و مواریث انبیاء نیز همراه او باشد.

کلمات کلیدی : 
امام زمان , مواریث انبیاء , مدعیان دروغین , ظهور , نشانه های ظهور
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا سران نظام با امام زمان علیه السلام ارتباط دارند؟!

پاسخ : 
پیرایه‌ها، خرافه‌ها، ادعاهای دروغین، کج‌فهمی‌ها و بدفهمی‌ها درباره نحوه ارتباط نظام اسلامی و مسوولین آن با حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) یکی از آسیب‌های عقیدتی برای انقلاب اسلامی بوده و فهم ناصواب، کژتابی‌های هدفمند رسانه‌ای دشمن از نحوه پیوند نظام اسلامی و مفهوم غنی انتظار و تلاش مستمر برای خرافاتی جلوه دادن جمهوری اسلامی و مسوولان کشور، علاوه بر اظهارات احساسی یا متناقض برخی از افراد، به این شبهه دامن زده است. سعی ما در پاسخ بر آن است که برخی از ابعاد این موضوع را با توجه به سیره نظری و عملی رهبران جمهوری اسلامی، در ضمن نکاتی بیان کنیم.

1. امید است که انقلاب اسلامی و تشکیل نظام سیاسی شیعه در ایران، یکی از مقدمات ظهور منجی عالم بشریت، حضرت بقیة‌الله (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) باشد؛ چرا که آن، نقطه کانونی فلسفه انتظار در عصر حاضر به حساب می‌آید. مفهوم انتظار، پیوندی ناگسستنی با فلسفه تاریخی تشیع و حکومت نهایی انسان کامل دارد. تجسم کمال انسانی در یک حکومت ولایت‌مدار، فرجام نهایی مبارزه همیشگی حق و باطل است و تجلی‌گاه آن، این کلام شریف است که (بَقیَةُالله خَیرٌ لَکُم).(1)
نظام اسلامی در ایران، از جنس آینده اندیشیِ معناساز انتظار برای فرج انسانیت است. مردم شریف ایران، طی 34 سال گذشته، با تولّی به نایب بر حق حضرت حجت (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و با اقتدا به نزدیک‌ترینِ مردمِ زمان به عصمت ـ این گوهر الهی که در سینه اولیای الله به ودیعه نهاده شده است ـ در عمل ثابت کرده‌اند که منتظر حقیقی ظهور حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) » هستند.

2. ولایت فقیه در فرهنگ سیاسی ایران، از جایگاه رفیعی برخوردار است. پس از غیبت صغری و رحلت آخرین نایب خاص امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و از زمان شیخ مفید (رحمت الله علیه)، باب سیاسیات اسلامی در قالب ابتدایی «وظایف حسبیه» و مهم‌تر، مسأله نیابت عامه امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ـ که امروز در قالب نظریه «ولایت فقیه» حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) نمود عینی یافته ـ همواره یکی از دغدغه‌های اصلی علمای اسلام بوده است.
در ایام غیبت امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) اتقان مشروعیت بر ولایت فقیه است و به حقیقت، حکومت از آنِ خداست و هر حکومتی که از آن غیرخدا باشد، «طاغوت» است. شیخ طوسی، شیخ صدوق و شیخ طبرسی از اسحاق بن عمار نقل کرده‌اند که مولای ما، حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) درباره وظیفه شیعیان در زمان غیبت، فرموده‌اند: 
در حوادث و رخدادهایی که واقع می‌شود، به روایت‌کنندگان حدیث ما (علما) رجوع کنید که آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدا بر آنانم.» (2)
در مبانی نظری انقلاب اسلامی و بنیان مرصوص ولایت فقیه ـ که حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) آن را تبیین نمودند ـ مسأله نیابت عامه فقیه جامع‌الشرایط از امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) در عصر غیبت کبری، همواره یک اصل بوده است. در سخنی شریف از امام حسن عسکری (علیه السلام)، پدر بزرگوار حضرت ولی عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نیز آمده است: «مَن کانَ مِنَ الفْقَهاءِ صَائِناً لِنَفسِه، حافِظاً لِدینِه، مُخالِفاً لِهَواهُ، مُطِیعاً لأمْرِ مَولاهُ فَلِلعوامِ أن یُقَلّدُوه».(3)
در این حدیث معروف، بحث بر سر وجوب یا عدم وجوب تقلید و پیروی نیست؛ چرا که تردیدی در ضرورت پیروی مردم از ولی فقیه نمی‌باشد، بلکه سخن از صلاحیت و شرایط فقیهی است که می‌توان از وی تقلید کرد. بنابر کلام شریف امام حسن عسکری (علیه السلام)، در زمان غیبت، برای رهبری و ادارة جامعه و همچنین برای حفظ دین‌، باید از فقهایی پیروی کرد که «قادر به نگهبانی از نفسشان، حافظ دینشان، مخالف هوای نفس و مطیع امر خدایشان» باشند.

3. شکی نیست که الطاف خدا و در طول اراده او الطاف ولیّ خدا، شامل مردم و مسوولین است که در مسیر الهی ثابت قدم باشند و در رأس همه، این عنایت‌ها شامل سنگر‌داران مبارزه اسلام و کفر، یعنی فقها و ولایت فقیه است.

4. نعمت بزرگ عشق و ارادت روز افزون ملت ایران به وجود مقدس حضرت ولی‌عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و مسأله ارتباط ماهوی نظام اسلامی با حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ، همواره این زمینه را فراهم کرده که عده‌ای فرصت ‌طلب و سودجو به سوء استفاده از احساسات پاک و بی‌پیرایه مردم بپردازند و مفهوم انتظار را دست‌مایه‌ای برای انحراف افکار عمومی از جریان آرمان‌خواهانة تشیع قرار دهند و باعث کژتابی در عقاید منطقی، مستحکم و متقن شیعی شوند.
از سویی دیگر، عده‌ای با تمسک به این مسأله و مغلق‌گویی در آن، سعی‌ کرده‌اند به ابهام نظری در افکار عمومی دامن بزنند و چهره نظام را زشت کنند. سیره عملی و نظری رهبران جمهوری اسلامی، همواره مقابله عملی با این پدیده خطرناک بوده است. بنیان‌گذار کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) در گفتار و کردارشان، به طور جدی با این انحراف مبارزه می‌کردند. امام راحل با مبانی فکری غلط و کج‌فهمی‌های انجمن حجتیه مخالف بودند. «انجمن بر این عقیده بود که باید منتظر بود تا حضرت تشریف بیاورند و امور را اصلاح کنند و حکومت حقیقی اسلامی را تشکیل دهند. آن‌ها اقدام به تشکیل حکومت اسلامی در دوران غیبت را به معنای قائل شدن اتمام رسالت برای امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و برافراشتن پرچم خلاف و دجالی می‌پنداشتند و معتقد بودند که تشکیل حکومت اسلامی در غیاب حضرت حجت به شکست می‌انجامد.» (4)
همچنین از «علی‌اکبر آشتیانی» نقل است: «چند نفر، ادعای عرفان داشتند و اذعان می‌کردند که با امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ارتباط دارند. برخی از مسوولان مملکتی، پس از شنیدن این ادعاها می‌گفتند، باید این قضیه روشن شود تا چنانچه ادعای این افراد، کذب و دروغ است، موضوع افشا شود و کسی به انحراف و اشتباه نیفتد. با وساطت دو تن از مسوولان نظام، اجازه ملاقات با حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) برای یکی از آنها صادر شد. اما امام راحل شرط پذیرش آن فرد را پاسخ به سه سوال قرار دادند. امام خمینی (رحمت الله علیه) فرمودند: «اگر او با امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ارتباط دارد، پاسخ این سواالات را از آن حضرت بگیرد و برای من بیاورد:
اوّل، از حضرت سوال کند، عکسی که من در منزل دارم و مورد علاقه من نیز هست، منسوب به چه کسی می‌باشد؟
دوم، از حضرت بپرسد که رابطه حادث با قدیم ـ که یک مسأله فلسفی است ـ چیست؟
سوم، این‌که من چیزی را گم کرده‌ام و مدت‌هاست دنبال آن می‌گردم. از آن حضرت بپرسد که گمشده من کجاست؟!»
آن شخص مدتی بعد به جای پاسخ، با عصبانیت مجلس را ترک کرد.» (5)
رهبر فرزانه‌ انقلاب اسلامی نیز در این زمینه، طی بیانات صریحی، با اشاره به لزوم هوشیاری آحاد مردم در مقابل سودجویان و دکّان‌دارانی که مفهوم انتظار را مایه فریب مردم قرار می‌دهند، تأکید کردند: 
«این کسانى که ادعاهاى خلاف واقع می‌کنند، ادعاى رویت، ادعاى تشرف، حتى به صورت کاملاً خرافى، ادعاى اقتداى به آن حضرت در نماز ـ که به حقیقت ادعاهاى شرم‌آورى است را دارند که این‌ها همان پیرایه‌هاى باطلى است که این حقیقت روشن را در چشم و دل انسان‌هاى پاک‌نهاد ممکن است مشوب کند. نباید گذاشت! همه آحاد مردم توجه داشته باشند، این ادعاهاى اتصال، ارتباط و تشرف به حضرت و دستور گرفتن از آن بزرگوار، هیچ کدام قابل تصدیق نیست. بزرگان ما، برجستگان ما، انسان‌هاى با ارزشى که یک لحظه عمر آن‌ها ارزش دارد به روزها و ماه‌ها و سال‌هاى عمر امثال ما، چنین ادعاهایى نکردند. ممکن است یک انسان سعادتمندى، چشمش، دلش، این ظرفیت را پیدا کند که به نور آن جمال مبارک روشن شود، اما یک چنین کسانى اهل ادعا نیستند، اهل گفتن نیستند، اهل دکّان‌دارى نیستند. این کسانى که به این وسیله دکّان‌دارى می‌کنند، انسان می‌تواند به طور قطع و یقین بگوید: این‌ها دروغ‌گو هستند، مفترى هستند. این عقیده‌ روشن و تابناک را بایستى از این آفت اعتقادى دور نگه داشت.»(6)

5. همان‌گونه که مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) هم تأکید کرده‌اند، ممکن است شخصیتی مذهبی یا سیاسی، لیاقت و شایستگی ملاقات با امام زمان (علیه السلام) را پیدا کند؛ اما چنین شخص شایسته‌ای، هیچ‌گاه مدعی این ارتباط نخواهد شد و پاک نهادی خود را به حراج نمی‌گذارد.
البته در طول تاریخ غیبت کبری، افراد متعددی، خدمت وجود مقدس امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) شرفیاب شده‌اند. ارتباط با امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) می‌تواند، هم حضوری باشد و هم قلبی و معنوی. به یقین رهبران جمهوری اسلامی، چه حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه) و چه مقام معظم رهبری (مدظله العال)، چنین ارتباط وثیق و محکم قلبی را دارند و توسلات و عشق روزافزون ایشان به امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) زبانزد خاص و عام است. برکات عظیم این توسلات و عنایت ویژة بقیة‌الله الاعظم (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) در 34 سال گذشته برای عموم مردم ما قابل لمس و درک بوده است. اما ارتباط به معنای ملاقات حضوری، مسأله‌ای است که به طور معمول، پنهان می‌ماند و این اشخاصِ شایسته، حاضر نیستند آن را برای کسی بیان کنند و اگر ایشان نیز چنین ارتباطی داشته باشند، در محضر کسی آن را بر ملا نمی‌کنند..
از این رو، در این که انقلاب اسلامی ایران، مورد الطاف امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است و کشور ایران و مردم، از برکات آن بهره می‌برند، تردیدی نیست؛ نام بردن از امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان ولی نعمت ما چنان‌که در سخنان امام راحل و مقام معظم رهبری مشاهده می‌شود، امری ستودنی است؛ اما عده‌ای حق ندارند مفهوم انتظار را مایه سودجویی و دکان‌داری قرار دهند. در منطق مقام معظم رهبری، «انتظار فرج» یعنی، «ایجاد و حفظ آمادگی همه جانبة فردی و اجتماعی و تلاش و حرکت در مسیر تحقق عدل و داد»؛ و به همین علت، مردم باید در مقابل دروغ‌گویانی که با ادعاهای شرم‌آوری نظیر ارتباط با امام زمان (علیه السلام) و ترویج خرافات، سعی در زشت جلوه دادن چهرة نظام دارند، مقابله کنند.

6. در منطق پویای تشیع و فرهنگ سیاسی مترقی حاکم بر انقلاب اسلامی، رهبران جمهوری اسلامی ـ که خود منادی و مدعی اصلی مقابله با پیرایه‌ها، خرافه‌ها، ادعاهای دروغین، کج فهمی‌ها و بد فهمی‌ها در مسأله پیوند نظام اسلامی با امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) هستند ـ هیچ‌گاه از این ابزار برای فریب افکار عمومی بهره نخواهند برد.
این واقعیت نیاز به استدلال و احتجاج به انحرافاتی نظیر ملاقات با امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ندارد. مهم‌ترین شاخص و معیار، محبت و اعتقاد قلبی جامعه هوشمندی مثل جامعه‌ ایران است. جامعه‌ای که مردمش، به تعبیر حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه)، به مراتب از مردم صدر اسلام بهترند. ملت ایران به عنوان میلیون‌ها عاشق ولایت، اگر رگه‌ای از ناخالصی در مسیر انقلاب ببینند، این‌گونه جان بر کف، خود را فدایی رهبر نمی‌کنند.(7)

پی نوشت ها:
1. سوره هود، آیه 86.
2. وسائل‌الشیعة، ج27، ص141.
3. همان، ج27، 131.
4. جریان‌شناسی انجمن حجتیه. www.irdc.ir/fa/content/11482/default.aspx.
5. پا به پای آفتاب، ج 1، ص 254ـ255 (مصاحبه با علی‌اکبر آشتیانی).
6. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اقشار مختلف مردم‌ در روز نیمه‌ شعبان، 1387/5/27.
7. برگرفته از سایت جنگ نرم.

کلمات کلیدی : 
خرافه , ادعاهای دروغین , ارتباط با امام زمان , ولایت فقیه , مفهوم انتظار , نیابت عامه , عصر غیبت , فقها , امام خمینی , مقام معظم رهبری , مسوولین , انجمن حجتیه , ملاقات با امام زمان , انقلاب اسلامی ایران
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شبهه: ظهور همان قیامت است و پس از ظهور امام زمان علیه السلام زندگی نیست

پاسخ : 
از دو نظر می توان این مطلب را بررسی کرد. 
آیا بعد از ظهور ولی عصر(عج) مردم زندگی خواهند کرد؟ 
جهان بعد از وجود ولی عصر(عج) چگونه خواهد بود؟ 
در پاسخ باید گفت که قیامت غیر از ظهور است. به قول رهبر معظم انقلاب اسلامی که فرمودند: «بعضی خیال می کنند حضرت که آمدند، آخر دنیاست! نه، تازه شروع دنیا و شروع تاریخ بشریت است، حرکت تاریخی انسان آن وقت است، آن وقت است که استعدادهای انسان ظهور خواهد کرد. هنوز این دانشی که بشر تا امروز پیدا کرده، در مقابل استعدادهایی که خدا در وجود بشر گذاشته صفر است. اگر حضرت آمدند و دنیا پر از عدل و داد شد ولی آن هنگام، آخر عمر باشد و منتظر صور اسرافیل باشیم این که کار نشد، بشر، چند هزار سال با این زحمت کار کند، بعد حضرت بیایند و دنیا را پر از عدل و داد کنند و بعد هم دنیا تمام شود. وقت ظهور حضرت، دنیا تازه شروع می شود با آمدن حضرت اول زندگی بشر، اول تاریخ و اول رشد و تعالی بشری به صورت کلان است.[1] 
رشد دانش و فرهنگ اسلامی: 
حکومتی که در راس آن رهبری مانند حضرت مهدی (علیه السلام) است که درهای دانش به روی او گشوده است، طبعا از نظر علمی پیشرفت شگفت انگیزی خواهد داشت.[2] در حکومت آن حضرت با اجرای برنامه های آسمانی آن چنان انسان ها از نظر شخصیت پرورش می یابند که گویی آنان غیر از انسان هایی هستند که در گذشته زندگی می کرده اند. 
از جهت اقتصاد: 
اقتصاد جامعه شکوفا گشته، فقر و تنگدستی رخت بربسته، آبادانی همه جا به چشم می خورد و بازرگانی رونقی شایان توجه می یابد.[3] 
کشاورزی: 
کشاورزی بر اثر فراوانی باران رونق می یابد. در روایت است که خداوند برای او(مهدی عج) برکت را از آسمان فرو می فرستد.[4] 
در زیارتهایی که درباره حضرت مهدی علیه السلام رسیده است به زندگی اصیل و درست انسان در پرتو فروغ جاودانه تعالیم امام مهدی علیه السلام اشاره رفته است: السلام علی ربیع الانام و نضره الایام. سلام بر بهاران زندگی مردمان و طراوت روزگاران.[5] 
و اما این که جهان بعد از وجود ولی عصر علیه السلام چه گونه خواهد بود، آیا بعد از ایشان قیامت بر پا خواهد شد؟ جواب این است که این مساله مرتبط با رجعت است و رجعت یکی از اعتقادات تشیع است و بدین مفهوم است که امامان خاندان وحی و رسالت علیه السلام و عده ای از کسانی که صالح و نیکوکار بوده و از دنیا رفته اند و جمعی از کسانی که جنایت پیشه و ستمکار بوده و چشم از جهان دوخته اند، پس از حضرت علیه السلام به خواست خدا به این جهان باز می گردند. و نخستین رجعت کننده امام حسین علیه السلام است و پس از آن وجود گران مایه همه امامان اهلبیت علیهم السلام یکی پس از دیگری.[6] گرچه در صدد بیان آیات رجعت نیستم اما از باب نمونه به چند آیه قرآن که اشاره به رجعت دارد، اشاره می کنم و شما می توانید به تفسیر در ذیل این آیات شریفه مراجعه فرمایید. 
بقره: آیه 259: او کالذی مرّ علی قریه و هی خاویه علی عروشها... فاماته الله مأه عام ثم بعثه...2. بقره/ آیه 243: الم ترالی الذین خرجوا من دیارهم و هم ألوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احیاهم: درباره زنده شدن 70 هزار خانوار 
3. اعراف/ آیه 155: و اختار موسی قومه سبعین رجلا لمیقتنا ... در این آیه می فرماید: حضرت موسی، تعداد 70 نفر را برای میقات ما انتخاب کرد. و در آیه 55 و 56 بقره راجع به آنان می فرماید: و به موسی گفتند: ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد. و اذ قلتم یا موسی لن نومن لک حتی نری الله جهره، تا اینکه خداوند را علناً ببینیم... آن گاه می فرماید: ثم بعثناکم من بعد موتکم : آن گاه ما شما را پس از اینکه مرده بودید زنده کردیم. 
4. کهف/ آیه 25: اصحاب کهف مدت 309 سال در غار مکث نمودند(به خواب رفتند) آن گاه خدای مقتدر آنان را به دنیا برگردانید. 
5. بقره/ 72 و 73 و 74: از این آیات این واقعیت دریافت می گردد که خداوند، مقتول بنی اسرائیل را در همین جهان و پیش از روز رستاخیز زنده ساخت.[7] 
جواب قسمت دوم سؤال یعنی زمین در آن زمان چگونه خواهد بود؟ که جواب این قسمت از توضیح در قسمت الف روشن خواهد شد. و اضافه می کنم که پس از قیام جهانی امام عصر علیه السلام، در روزگار حاکمیت آن عدالت گستر راستین فقر و نیاز از جامعه بشری رخت بر می بندد و آفت و محرومیت از بین می رود. عقده های روانی مردم حل و زدوده می شود و حزن و اندوه به سرور و شادمانی تبدیل می گردد و دیگر نه ظالمی خواهی دید و نه مظلوم و ستمدیده‌ای آرمانها و آرزوهای مسلمانان آگاه و پروا پیشه تحقق می یابد و کره زمین مهد صلح و آزادی می گردد[8]. به تعبیر دیگر: وقتی مهدی موعود علیه السلام ظاهر شد و در جنگ پیروز گشت و بر شرق و غرب جهان تسلط یافت، تمام زمین به وسیله یک حکومت جهانی اسلامی اداره می شود. برای تمام بلاد و استانها، استانداران لایقی را با برنامه کار و دستورات لازم گسیل می دارد. به واسطه کوشش و جدیت آنان تمام زمین آباد و معمور می گردد... عدل و دادش تمام زمین را فرا می گیرد. مردم با هم مهربان شده با صدق و صفا زندگی می کنند امنیت عمومی همه جا را فرا می گیرد. و کسی در صدد آزار دیگری نیست وضع اقتصادی مردم بسیار خوب می شود به طوری که مستحق زکات پیدا نمی شود. بارانهای نافع پی در پی می بارد. تمام زمین سبز و خرم می گردد. برکات و محصولات زمین زیاد می شود.[9] 
و اما در مورد این سؤال که امام زمان چگونه به جنگ مشرکین می رود؟ 
در ابتدا باید این نکته را به عرض برسانیم که امام زمان علیه السلام مانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله برای هدایت و راهنمایی مردم، نخست اعلان دعوت عمومی می کند و در آغاز ظهورش، مردم را از پیام انقلاب خود آگاهی داده و اتمام حجت می کند، در این میان عده‌ای دعوتش را می پذیرند و راه سعادت، پیش می گیرند و عده‌ای به مخالفت بر می خیزند که امام مهدی(عج) در برابر اینها قیام مسلحانه می‌کند. چنانچه امام جواد علیه السلام فرموده است: وقتی 313 نفر یاران خاص حضرت قائم(عج) به خدمتش در مکه رسیدند، حضرت، دعوتش را به جهانیان آشکار می سازد و وقتی که این تعداد به ده هزار نفر رسید، به اذن خدا قیام مسلحانه می کند و خروج می کند.[10] 
برنامه قیام حضرت مهدی(عج) همانند برنامه قیام همه پیامبران الهی خواهد بود، یعنی بر اساس اسباب و وسایل عادی و طبیعی برنامه‌های خود را اجرا می‌کند و جز در موارد استثنایی از راه اعجاز وارد نمی‌شود. و اما اینکه در بعضی از روایات از سلاح به شمشیر معنا شده است، باید گفت که ظاهرا مقصود از خروج با شمشیر، ماموریت به جهاد، و توسل به اسلحه برای اعلای کلمه حق است، و این که با هیچ یک از کفار به مصالحه نمی نشیند، زیرا«شمشیر» همیشه کنایه از قدرت و نیروی نظامی بوده و هست، همان گونه که«قلم» کنایه از علم و فرهنگ است، و نیز از قدیم معروف بوده که کشور با دو چیز اداره می شود: قلم و شمشیر.[11] 
پس منظور قیام با شمشیر، همان اتکای به قدرت است، تا مردم نپندارند که این مصلح بزرگ، فقط به شکل یک معلم یا یک واعظ، عمل می کند، بلکه او یک رهبر مقتدر الهی است که امان را از ستمگران و منافقان می‌گیرد. بنابراین اجرای طرح حکومت حق و عدالت در سطح جهانی نیز باید با استفاده از وسایل مادی و معنوی لازم(بجز در موارد استثنایی) تحقق پذیرد. به تعبیری دیگر، آن حضرت و یارانش با هر اسلحه ای که لازم باشد، در مقابل کفار و ستمگران می ایستند، و از هر گونه اسلحه‌ای که در آن زمان متداول بوده و مورد نیاز باشد، استفاده می‌کنند. به امید آن روزی که قدرت اسلام، همه جا را فراگیرد و روزی که چشم همه به دیدار دل آرای آن محبوب، روشن گردد.
پی نوشتها:
[1]. انتظار، سال سوم، شماره هشتم و نهم، تابستان و پاییز 1382، فصلنامه علمی تخصصی ویژه امام مهدی(عج) صفحات 9 و 10. 
[2]. نجم الدین مجلسی، کتاب چشم اندازی به حکومت مهدی(عج)، ص 176، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، چاپ سوم، 1378. 
[3]. همان منبع، ص 196. 
[4]. همان منبع، ص 204. 
[5]. محمد حکیمی، عصر زندگی و چگونگی آینده انسان و اسلام، ص 235. 
[6]. امام مهدی علیه السلام، از ولادت تا ظهور نوشته آیه الله فقید سید محمد کاظم قزوینی ترجمه و تحقیق: علی کرمی، و سید محمد حسینی، چاپ سوم پاییز 78، موسسه چاپ الهادی، ص 792. 
[7]. ستارگان درخشان، تالیف محمد جواد نجفی، قسمت دوم از جلد 14، سرگذشت حضرت صاحب الزمان علیه السلام، ناشر: کتاب فروشی اسلامیه، نوبت چاپ: پنجم، تاریخ چاپ 1371. 
[8]. امام مهدی(عج) از ولادت تا ظهور، محمد صدر، بیروت الوفاء ص 795. 
[9]. دادگستر جهان، نوشته ابراهیم امینی، چاپ نوزدهم، 1379، چ قدس، انتشارات شفق صفحه 319. 
[10]. علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 283، موسسه الوفاء بیروت، 1403 ه.ق . 
[11]. رجالی تهرانی، علیرضا، یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان(علیه السلام) انتشارات نبوغ چاپ سوم، ص 218. 
منبع: اندیشه قم

کلمات کلیدی : 
قیامت , شبهه , ظهور , جهان بعد از امام مهدی , رجعت
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
ارتباط غرب با ظهور امام مهدی علیه السلام چیست؟

پاسخ : 
ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از وقایع بسیار مهم و سرنوشت ساز تاریخ بشریت و بستر تحقق وعده‌های الهی است. از این رو وقایع گذشته و آینده تاریخ می‌تواند تأثیر مثبت یا منفی در آن داشته باشد.
ارتباط غرب با ظهور امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دو بخش قابل بررسی است: 
بخش اول:
مراد از غرب معنای کلی آن یعنی تمدن غربی باشد که شامل متفکران و سیاستمداران و عموم مردم دنیای غرب است. این معنا عمدتاً در مقابل تمدن اسلامی مطرح می‌گردد. غرب به این معنا در دو جهت می‌تواند تأثیرگزار در ظهور باشد: 
1. تأثیر مثبت:
الف. از آنجا که شاخصه‌ی غرب و تمدن غربی قبل از رنسانس و بعد از آن به دو شکل مختلف نماد فساد و ظلم و تبعیض بوده است، همواره میزان ناامیدی انسان‌ها به برقراری عدالت کامل در تمام ابعاد را بیشتر کرده است. و این نا امیدی بشریت را به یک نقطه امید و نجات، آرزومند ساخته است.
انسان‌ها از وعده‌های غیر واقعی غرب برای حاکمیت دموکراسی و آزادی و عدالت نا امید شده‌اند، و به عجز برنامه‌های دست ساخته بشر و در رأس آنها برنامه غرب برای حاکمیت نهایی و مطلق در پایان تاریخ، پی برده‌اند.
گرایش و حمایت مردم دنیا از نداهای عدالت‌خواهی و صلح طلبی در کشورهای مختلف مؤید خوبی برای این ادعاست. این نا امیدی از حاکمان بشری و گرایش به عدالت خواهی، انسان‌ها را برای پذیرش یک رهبر الهی و یک حکومت جهانی جهت برقراری عدالت در جهان آماده می‌سازد و این می‌تواند زمینه‌ساز حکومت و ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باشد. البته این تأثیر به صورت غیر مستقیم و بدون خواست غرب صورت می‌گیرد.
ب. پیشرفت علم، تکنولوژی و فناوری در جهان که عمدتاً در غرب اتفاق افتاده است و روز به روز بیشتر می‌شود باعث شده که ارتباطات مردم جهان، مرزهای خاکی را در نوردد و فرهنگهای جوامع را به تعامل وا دارد. این تعامل فرهنگی و استفاده مشترک و همگانی از علوم و پیشرفت‌های آن، باعث هم گرایی و نزدیکی نوع تفکر‌ها خواهد شد و این می‌تواند یکی از زمینه‌های ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) باشد. زیرا یک حکومت واحد جهانی لازمه‌اش توحید در فرهنگ و تفکر از سویی، و بهره‌برداری مشترک و یکسان از مواهب طبیعی برای عموم مردم جهان از سوی دیگر، است.
پس می‌توان گفت تمدن غربی از لحاظ سیاسی و علمی به طور ناخواسته و غیر مستقیم عاملی برای حرکت جهان به سوی ظهور است.
2. تأثیر منفی: تمدن غربی در مقابل اندیشه مهدویت ساکت نمانده است و عمدتاً از دو زاویه به مبارزه و ستیز با این تفکر پرداخته است. از یک سو با رواج کفر و الحاد و دور کردن انسان‌ها از تفکر الهی و اندیشه دین مداری، مبارزه منفی خود را برنامه ریزی کرده است و برای اجرای این نقشه از اهرم فساد و رواج بی بند و باری بین مردم دنیا اعم از جوامع غربی و اسلامی ، باعث نوعی "غفلت حداکثری" از عدالت خواهی و انسانیت شده است. این عدالت خواهی شاخصه اندیشه مهدویت و نجات بخش است و غفلت از آن دوری از زمان ظهور را رقم می‌زند. 
از سوی دیگر با برنامه ریزی متقابل و رودر رو با اندیشه مهدویت به مبارزه جویی می‌پردازد.
برای نمونه می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
الف. تهیه فیلم‌های ضد دینی و ضد مهدوی مانند "پیشگویی‌های نوستراداموس" و بازی کامپیوتری جنگ خلیج "یا مهدی"؛
ب. مهدی تراشی و حمایت از چنین حرکت‌هایی که باعث لوث شدن و تردید مردم در اصل اندیشه مهدویت است؛
ج. تهیه بازی‌های کامپیوتری ضد دینی و ضد اخلاقی و ضد مهدوی برای تأثیر گذاری در تفکر و رفتار نسل آینده؛
د. مقابله با حرکت‌های عدالت خواهی در جوامع دنیا و توسل به قدرت نظامی برای سرکوبی آن مانند حمله آمریکا به افغانستان، عراق و توطئه مستقیم و غیر مستقیم برای سرکوبی حرکت عظیم عدالت طلبی در جمهوری اسلامی ایران از آغاز تا کنون.
بخش دوم:
غرب امروز را می‌توان به دو شاخه تقسیم نمود:
1. متفکران 2. سیاستمداران
هر دسته نیز به دو گروه تقسیم می‌شوند و مجموعاً چهار گروه را تشکیل می‌دهند:
متفکران دینی، متفکران مادی؛ سیاستمداران عدالت خواه، سیاست مداران قدرت طلب.
هر یک از این چهار گروه به نوعی تأثیر مثبت یا منفی در زمان ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دارند:
الف. متفکران دینی و سیاستمداران عدالت خواه:
این دو گروه بر اساس رشد، آگاهی و بیداری فطرت انسانی و الهی خود می‌توانند تأثیر مثبت در ظهور داشته باشند. زیرا مردم جهان را برای پذیرش آن واقعه عظیم تاریخ یعنی ظهور و حاکمیت عدالت نهایی در جهان آماده می‌سازند.
ب. متفکران مادی و سیاستمداران قدرت طلب:
این دو گروه برای رسیدن به حاکمیت بر مردم جهان و استثمار آنها در تمامی ابعاد علمی، فرهنگی، اخلاقی، فکری و نظامی، و طبیعتاً در جهت مقابله با تفکر عدالت‌خواهی و حق طلبی و رفع ظلم و فساد از جوامع قدم برداشته و تمام تلاش خویش را برای دور نمودن مردم جهان از این تفکر بکار خواهند گرفت. و لذا تأثیر منفی و مستقیم در دور شدن ظهور خواهند داشت.
لذا با توجه به تأثیرات مثبت و منفی غرب در نزدیکی و یا دور شدن ظهور حضرت مهدی(علیه السلام)، باید در جهت تقویت تأثیر مثبت و یا مقابله با تأثیر منفی برنامه ریزی نمود.
برای آگاهی بیشتر به منابع زیر رجوع فرمایید: 1. مجله انتظار مقاله مهدی ستیزی، حکومت حهانی و جهانی ساز، 2. انتظار شماره 6، 3.کتاب در انتظار ققنوس ص309، 4.مجله موعود، 5. مجله انتظار نوجوان ،شماره 5.

کلمات کلیدی : 
ظهور امام مهدی , غرب , تمدن غربی , اندیشه مهدویت , مهدی ستیزی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شبهه: هیچ دلیل عقلی بر وجود امام زمان علیه السلام نداریم

پاسخ : 
در ابتدا لازم است به این نکته توجّه داشته باشیم که اعتقاد به مصلح موعود جهانی در تمام ادیان یک اصل مسلّم و قطعی است و هر یک از انبیاء گذشته، به پیروان خود از آمدن مصلحی غیبی خبر داده‎اند.[1] 
به طور کلّی از دو طریق می‎توان وجود امام زمان را ثابت کرد: 1. دلیل عقلی؛ 2. دلیل نقلی. 

الف: دلیل عقلی 
و آن این‌که تا وقتی که تکلیف ثابت است و مکلفانی وجود دارند، عدّه‌ای هستند که مصون از خطا نیستند و باید امام معصوم و پیشوایی وجود داشته باشد تا آنها را هدایت کند، و زمین بدون انسان کامل مانند جسم بدون روح است به همین جهت علی ـ علیه السّلام ـ نیز فرموده‎اند: «زمین هرگز از حجت خدا خالی نخواهد ماند و آن حجت الهی یا ظاهر است یا مشهور یا خائف است و مستور تا حجت‎ها و بینات الهی باطل نگردد.»[2]

ب: دلیل نقلی 
این دلیل را می‎توان به دو صورت توضیح داد: 
الف) روایات نبوی که امامان دوازده گانه را با نام‎های آنان به طور روشن معرفی کرده‎اند که به ذکر دو نمونه از لسان اهل سنّت اشاره می‎کنیم. 
1. از ابن عباس روایت شده که شخصی یهودی به نام نعثل نزد رسول خدا آمد و سؤال‎های بسیاری را مطرح نمود و از اوصیاء نیز پرسید، حضرت در پاسخ فرمود: «نخستین وصی من علی و پس از او حسن و حسین و امامان نه گانه و از فرزندان او می‎باشند.» و نعثل پرسید نام آنها چیست؟ حضرت اسامی تک تک امامان را تا امام دوازدهم (حضرت مهدی (عج)) شمرده‎اند.[3] 
2. باز در کتاب مناقب وجود دارد که از جابر بن عبدالله انصاری نقل شده که شخصی یهودی به محضر رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎رسد و سؤالات زیادی می‎کند و از اوصیاء حضرت می‎پرسد و سؤال می‎کند پس از حسین اوصیاء چه کسانی هستند پیامبر فرزندان امام حسین از علی بن الحسین ـ علیه السّلام ـ را نام می‎برد تا حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ و سپس می‌فرماید: لقب او قائم و حجت است و او غائب خواهد شد و خوشا به حال صابران در غیبت...
ب) شواهد تارخیی یعنی گزارش‎هایی که ولادت آن حضرت و ایام کودکی او را نقل کرده‎اند برای نمونه به بعضی از اقوال اهل سنّت اشاره می‎کنیم. 
1. حافظ سلیمان حنفی می‌گوید: «خبر معلوم نزد محققان و موثقان این است که ولادت قائم (عج) در شب پانزدهم شعبان سال 255 در شهر سامرا واقع شده است.[4] 
2. خواجه محمد پارسا در کتاب فصل الخطاب گفته: «یکی از اهل‌بیت ابومحمد بن عسگری است که فرزندی جز ابوالقاسم که قائم و حجت و مهدی و صاحب الزمان نامیده می‌شود باقی نگذاشت و او در نیمه شعبان سال 255 هجری متولد شد. مادرش نرجس نام دارد، او هنگام شهادت پدرش پنج سال داشت.[5] 
بهتر است بدانیم بعضی محققین تعداد روایات اهل سنّت را بیش از 200 روایت تخمین زده‎اند که همه در مورد امام دوازدهم می‌باشد که فقط حقانیت شیعه اثنی عشری (دوازده امامی) را می‎رساند و بر هیچ یک از مذاهب، جز شبعه دوازده امامی منطبق نیست و همه این احادیث بر ولادت و امامت حضرت ـ علیه السّلام ـ دلالت می‎کند و آیت الله شیعه دوازده امامی منطبق نیست و همه این احادیث بر ولادت و امامت حضرت ـ علیه السّلام ـ دلالت می‌کند و آیت الله صافی(دام عزه) در کتاب مهدویت بیش از 77 نفر از علمای اهل سنّت را نقل می‌کند که هر یک به نحوی ولادت آن حضرت را بیان کرده‎اند. پس اگر اهل سنّت مطلقاً‌بگویند حضرت مهدی (عج) به دنیا نیامده این ادعای کاملاً بی‎اساس است زیرا آنها حتّی گفته‎ها و نوشته‎های بزرگان خود را هم قبول ندارند. علاوه بر آن، آیات متعددی در قرآن به چگونگی قیام آن بزرگوار اشاره کرده است.[6] 
به عنوان نمونه به تفسیر آیات 105 و 106 سوره نور، 55 از سوره توبه، 29 سوره کهف و 29 سوره مؤمن مراجعه شود. و اگر آنها طولانی بودن عمر را دلیل عدم ایشان تولد بدانند، به سادگی می‎توان عرض کرد که همان کسی که قادر است عیسی بن مریم را زنده نگه دارد تا به مهدی موعود اقتدا کند و یونس را در شک ماهی محافظت نماید و یا به نوح پیامبر 950 سال عمر بدهد، آیا او قدرت ندارد به مهدی (عج) عمر طولانی عنایت کند در حالی که خود اهل سنّت نیز قائل به زنده بودن عیسی و خضر و صالح و... می‎باشند. 

نتیجه 
ولادت حضرت مهدی (عج) امری است مسلم و قطعی و خود اهل سنّت هم به آن واقفند و عوامل و انگیزه‎های دیگری وجود دارد که نمی‎گذارند حق را بازگو کنند و حقانیت شیعه اثنی‎عشری و وجود امام زمان ثابت کنند. 

پی نوشتها:
[1]. آیت الله مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی، قم، انتشارات نسل جوان، چاپ یازدهم، 1380، ص 51. 
[2]. علامه محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 1، تهران، دارالکتب الاسلامیه، چ چهارم، 1362، ص 188. 
[3]. همان، ج 36، ص 283. 
[4]. شیخ سلیمان قندوزی، حنفی، ینابیع الموده، قم، مکتبه بصیرتی، 1385 ق. 
[5]. همان مدرک. 
[6]. آیت الله صافی (لطف الله) امامت و مهدویت، ج 2، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج 2، ص 56 الی 241. 
منبع: www.eporsesh.com

کلمات کلیدی : 
اثبات وجود امام زمان , مصلح موعود , ادله عقلی , ولادت حضرت مهدی , روایات
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شبهه: ما هیچ نقشی در ظهور نداریم و هیچ کاری از ما ساخته نیست

پاسخ : 
ما می توانیم زمینه های ظهور را فراهم آوریم. فراهم آوردن زمینه‌های ظهور، از جمله شرایط ظهور به حساب می‌آید، و تا زمینه ظهور فراهم نشود، حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ ظهور نخواهد کرد. حال باید توجه داشت که برخی از شرایط ظهور، با گذشت تاریخ و ظلم و جور انسان‌ها، پیشرفت علم و دانش بشری و در نتیجه آگاهی مردم دنیا و ناامید شدن مردم از نحله‌ها و مذهب‌های بشری و حکومت‌های مختلف فراهم می‌شود؛ و بایسته است برخی دیگر از آنها به دست ما انسانها و دوستداران آن حضرت فراهم آید. 
اما سؤال این است که چگونه می‌توان زمینه‌ظهور را فراهم آورد؟ 
برای فراهم آوردن زمینه‌های ظهور حضرت می‌توان موارد متعددی را ذکر کرد؛ 

1 . تحوّل جامعه بشری: 
ایجاد آگاهی و آمادگی جامعه بشری برای حقّ و حقیقت و مخالفت جدّی با ظلم و جور در یکی از زمینه‌های مهم برای ظهور آن حضرت است. و این مهمّ بر عهده همه ما مسلمانان و شیعیان است. 
ما باید با استفاده از علم و تکنولوژی، حقایق اسلام را به گوش جهانیان برسانیم، آنها را با زیبایی‌های مکتب اهل بیت پیامبر ـ علیهم السّلام ـ که هماهنگ با فطرت انسانی است آشنا بسازیم؛ تا همان گونه که در احادیث آمده است، با شناخت زیبایی‌های مکتب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ و مقایسه آن با سایر مکاتب و فرهنگ‌ها، حق را از باطل تشخیص داده، از آنها دل کنده و به حقیقت بپیوندند و آن زمان که مردم جهان با دروغگویی‌های حکّام هواپرست و جاه طلب آشنا و بر ناتوانی آنها از سعادتمندی جامعه بشری آگاه شدند، قهراً مستأصل شده و بدنبال یک منجی مصلح بوده و خود به خود برای پذیرش حق و حقیقت آمادگی پیدا می‌کنند و قدر آن منجی را ارج می‌نهند. 
اصولاً باید توجّه داشت که یکی از علل غیبت امام عصر ـ علیه السّلام ـ نیز، عدم آمادگی مردم برای پذیرش حق و حقیقت بوده است. چرا که بر اثر جهل مردم و ظلم حکّام زمان، همه‌ ائمّه قبلی یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند، لذا برای حفظ حجّت الهی و خالی نماندن زمین از وجود آن، دوران غیبت شروع و تا فراهم شدن زمینه ظهور ادامه خواهد داشت. 
اگر برای جامعه بشری این آمادگی‌ها و آگاهی‌ها حاصل نشود، حضرت تشریف بیاورند، آن حضرت نیز مانند امامان معصوم سابق به شهادت خواهد رسید. بنابراین رشد و آگاهی عموم مردم محروم و مستضعف، می‌بایست به درجه‌ای برسد که نور وجود امام را لمس کرده، مثل پروانه گرد شمع وجود او گرد آیند. باید درجه رشد و آگاهی آنان به حدّی برسد که از مدّعیان حقوق بشر و دموکراسی، ناامید شده و همه منتظر ظهور منجی بزرگ الهی باشند. 

2. انقلاب و تحوّل روحی افراد: 
تغییر و تحوّل روحی و خودسازی و تهذیب نقش مهمی در ایجاد انقلاب بزرگ و به پیروزی رساندن آن دارد و با تحولات بیشتر در روحیه انسانها و ساخته شدن نیروهای با صلابت می‌توان اذعان داشت یکی دیگر از زمینه‌ها فراهم آمده. است. باید بدانیم که امام زمان ـ علیه السّلام ـ هم به انتظار لحظه‌ای است که این تحوّلات درونی در قلب و روح انسانها به وجود آمده و به حدّ کمال خود برسد تا ظهور برای حضرت میسر شود. 
چنان چه افرادی که شایستگی همراهی با حضرت را داشته باشند فراهم آیند، یکی دیگر از مقدمات ظهور مهیّا می‌گردد. و با خودسازی این افراد نیروی انسانی انقلاب بزرگ مهدی ـ علیه السّلام ـ تشکیل می‌گردد و حضرت با آن نیروها منویّات خود را به پیش می‌برد. 
پیداست، انقلابی با آن عظمت و وسعت و رسالت سترگ، انسانها و عوامل بزرگی را می‌طلبد تا قادر به پیاده کردن رسالت عظیم خود باشد؛ انسان‌هایی خود ساخته و از جان گذشته، فقیه، سیاستمدار، مدیر و مدبّر، مبارز و شجاع و... . 
بنابراین ما با خودسازی و تهذیب و اصلاح خود می‌توانیم در تحول جامعه هم مؤثر بوده و در نتیجه زمینه برای ظهور حضرت بیش از پیش فراهم آید. 

3. انتظار سازنده: 
«افضل اعمال امّتی انتظار الفرج»[1]؛ برترین اعمال امّت من امید و انتظار گشایش (کارها و گرفتاری‌ها به دست با کفایت حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ ) است. 
انتظار سازنده و صحیح، مکتب انسان سازی و انقلاب است. انتظاری‌ که برترین اعمال امّت پیامبر شمرده شده است، ریشه و اساس دو نکته مذکور (خودسازی افراد و ساختن جامعه) است. تا امید و انتظار و در نتیجه صبر و تحمّل مشکلات نباشد، انسان قادر به خودسازی و دیگر سازی نیست. انتظار به انسان امید و عشق می‌بخشد، توان وحوصله و حرکت و تلاش می‌دهد؛ در نتیجه، افراد را امیدوار، ‌شاداب، پرتلاش و هدفمند بار می‌آورد؛ یعنی همان چیزی که لازمه فراهم آوردن مقدمات انقلاب بزرگ و جهانی حضرت مهدی (عج) است. 
«مکتب تشیّع، همواره یک آرزوی مقدّسی را در قلب پیروان خود می‎پروراند؛ و آن، آرزوی ظهور حضرت حجّت ـ علیه السّلام ـ و ریشه کن کردن ظلم و ستم و سیطره عدل و داد بر این جهان است. آرزو اساسی‎ترین محرّک یک انسان در فعّالیّت‎های روزمره اوست. انسانی که آرزو و طلب و خواسته‎ای نداشته باشد، یک مرده متحرک است. افراد آرزوهای مختلفی دارند. مکتب تشیّع به پیروان خود تعلیم می‎دهد که آرزوی اصلی و اساسی آنان ظهور حضرت حجّت ـ علیه السّلام ـ باشد؛ چرا که اگر او ظهور کند، همه مشکلات رفع می‎گردد؛ تمام مشکلات وقتی حلّ می‎شود که مدینه فاضله آن حضرت به دست مبارک او پیاده شود.»[2] 

4. برپایی قیام‎ها و انقلاب‎های ظلم ستیز و عدالت خواهانه: 
از اموری که باعث تسریع در انقلاب جهانی حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ شده و موجب بیداری، ‌آگاهی... جامعه جهانی و در نتیجه فراهم آمدن زمینه ظهور می‎گردد قیام‎ها و انقلاب‎های اسلامی و بیدارگرایانه است. یکی از این انقلاب‎ها که تأثیر بسزایی در این رابطه داشته و موجب مطرح شدن اسلام و فرهنگ تشیّع در بین مردم جهان گردیده، انقلاب بزرگ ملّت ایران به رهبری بزرگ مردی از سلاله پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‎باشد. با مطالعه روایات، چنین به نظر می‎آید که این انقلاب، همان حرکت آگاهی بخش و زمینه ساز قیام حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ است؛ چنانکه روایات گوناگونی که بعضی از آنها در توصیف رهبر این قیام، و بعضی در وصف مردم و قیام‎گران، و اینکه از چه منطقه‎ای و... هستند، وارد شده است.[3] 
بنابراین از وظایف و مسؤولیّت‎های ما است که از این انقلاب پاسداری نموده و در ترویج و پربارتر کردن آن بکوشیم، اهداف آن را زنده و در راه تحقّق آنها تلاش کنیم. تا ان شاء الله، با آگاه ساختن مردم جهان، از ظلم و ستم مستکبران، آشنایی هر چه بیشتر آنان با فرهنگ اسلام و اهل بیت و...، زمینه ظهور حضرت قائم (عج) را فراهم آوریم. 
پیداست، که این امور مهمّ و سنگین، بدون داشتن قدرت و مکنت، تحت لوای یک دولت قدرتمند، امکان پذیر نیست. بنابراین می‎بایست، در حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی و به ثمر رسیدن اهداف آن، به عنوان زمینه ساز قیام حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف- تلاش همه جانبه کرد. 

پی نوشتها:
[1] . آیت الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 629؛ و ر.ک: کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 357 ـ 361، انتشارات اسلامیه. 
[2] . سخنرانی شهید چمران، سال 58، (به نقل از مجلّه موعود، شماره 12 و 13، اسفند 77 و فروردین 78). 
[3] . این احادیث زیادند، از جمله: 
1) حدیث «حتّی یأتی قومٌ مِن قبل المشرق...»، ملاحم رفتن، ابن طاووس، ص 30 و 117. 
2) حدیث «رجلٌ مِن اَهْلِ قُمْ...»، بحار، ج 60، ص 216 و 446. 
3. حدیث «تکونُ قم و اَهلها حُجّه علی الخلائق...»، بحار، ج 60، ص 213. 
4) حدیث «یخرج رجلٌ قبل المهدی...»، کنزالعمال، ج 7، ص 261 و... 
5) حدیث «لَیَضْربتکم علی الدینِ عوداً...»، شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 20، ص 1284. 
6). حدیث «کنوز الطالقان...»، کنزالعمال، ج 7، ص 263 و... 
7) حدیث «الهاشمی الخراسانی و شعیب...»، ابن طاووس فی الملاحم و الفتن،ص 31. 
8) فی تفسیر قوله تعالی: «بَعَثْنا علیکم عباداً لنا»، بحار، ج 60، ص 214. 
9) فی تفسیر قوله تعالی: «وَ اِنْ تَتَوَلَّوا یَسْتَبْدِلْ قَوماً غیرَکم»، کشّاف، ج 4، ص 331 و المیزان، ج 18، ص 25. 
10) فی تفسیر قوله تعالی: «وَ آخَرِینَ مِنْهُمْ لَمّا یَلْحَقُوا بِهِم»، الجامع الصحیح، ج 2، ص 383 و مسند احمد، ج 2، ص 417 و... 
و... همگی به نقل از کتاب اَلْمُمَهّدون لِلمهدی ـ علیه السّلام ـ ، علی الکورانی، مکتب الاعلام الاسلامی، الفصل الثالث، ص 95، الطبعه الاولی، محرم 1405. 
eporsesh.com

کلمات کلیدی : 
ظهور امام زمان , زمینه سازی ظهور , شرایط ظهور , انتظار سازنده , شبهه
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شبهه: اگر حضرت مهدی علیه السلام زنده اند، چگونه قرن ها عمر کرده اند؟

پاسخ : 
متن شبهه:
یکی از مهم‌ترین شبهاتی که همواره در طول تاریخ مطرح بوده این است که اگر حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) زنده است، چگونه بیش از یازده قرن عمر کرده و با نسل های بی‌شماری زیسته است و در عین حال گرفتار دوران کهن‌سالی نشده است؟ چگونه ممکن است یک انسان قرنهای متمادی زندگی کند؟ آیا به صرف آنکه نوح (علیه السلام) چنین عمر طولانی داشته باشد، می‌توان مسئلۀ‌ طول عمر را به دیگران سرایت داد؟

پاسخ شبهه:
از نظر عقلی چند برابر عمرِ طبیعی و معمولی انسان‌ها زیستن محال و غیر ممکن نیست، امّا از آنجا که انسان همواره در محیط زندگی خود به سلسله‌ای از امور عادت می‌کند اگر واقعه‌ای بر خلاف این عادات مشاهده کند، آن را بعید و غیرممکن می‌شمارد. اگر همین امر بعید و غیر ممکن چندین مرتبه به وقوع بپیوندد، قریب و ممکن می شود. طول عمر امام زمان نیز به همین شکل است در صورتی که در لابه‌لای تاریخ به اخبار و روایات صحیح در مورد عمر طولانی برخی از افراد دست یابیم، به طور طبیعی مسئله طول عمر امام زمان امری عادی و ممکن جلوه می‌نماید:

1ـ بهترین موردی که هرگونه شک و تردید را می‌زداید بیان کتاب آسمانی، قرآن کریم در مورد حضرت نوح (علیه السلام) است؛ آنجا که می‌فرماید: ﴿لقد أرسلنا نوحاً إلی قومه فلبث فیهم الف سنة إلّا خمسین عاماً﴾ (عنکبوت/14)

2ـ قرآن دربارۀ حضرت عیسی می‌فرماید: ﴿و قولهم إنّا قتلنا المسیح عیسی‌بن مریم رسول الله و ما قتلوه و ما صلبوه… و ما قتلوه یقیناً بل رفعه الله إلیه و کان الله عزیزاً حکیماً﴾ (نساء/ 157و 158)
در صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است که حضرت عیسی بار دیگر به زمین فرود خواهد آمد.1

3ـ در مورد حضرت خضر برخی روایات تصریح دارند که زنده است و در زمان مهدی می‌آید.

4ـ در برخی از روایات، در مورد دجال آمده است که تا کنون حیات دارد و تا ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) حیات خواهد داشت.

5ـ پژوهشگران و نویسندگان بسیاری در مورد دیر‌زیستی انسان مطالعاتی انجام داده و نمونه‌هایی از انسانها که عمر طولانی داشته‌اند ذکر کرده‌اند؛ از جمله سجستانی (م250)، کتابی به نام المُعَمَّرون دارد که در آن از افرادی نام برده که بیش از پانصد سال عمر کرده‌اند.

با توجه به مطالب فوق چنین به نظر می‌رسد که در وادی عقل و نقل، مسئلۀ طول عمر چندان بعید و محال نمی‌نماید.

فخر رازی در تفسیر خود می‌گوید:
گروهی از پزشکان معتقدند عمر انسان بیش از یکصد و بیست سال نمی‌باشد، ولی آیۀ قرآن با این سخن مخالفت دارد و عقل هم موافق آیۀ قرآن است. به درستی که باقی ماندن انسان با همین ساختار و ترکیب ذاتاً ممکن است…2

از طرفی ما بر این باوریم که عمر هر انسان در اختیار و تقدیر خدای متعال است. خداوند متعال برای افرادی که عمر دراز دارند زمینه‌ها و عوامل دیر‌زیستی را تا رسیدن اجلشان فراهم می‌نماید. در این زمینه دانش بشری در راستای پیدا کردن علل بیماری و مرگ نوید امکان دست‌یابی به راز طول عمر را می‌دهد.
چه‌بسا حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در راستای ارادۀ الهی و با استفاده از علم الهی خود به تمامی علل و عوامل بیماریها و مسائل کوتاه‌کنندۀ عمر آگاهی دارد و از نظر طبیعی سلامت خود را حفظ می‌کند.
حتی اگر بپذیریم که پیری قانونی فراگیر و بدون استثنا است، در این صورت چه مانعی دارد که در مورد حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) این امر یکی از معجزات الهی باشد؟ در طول تاریخ نمونه‌های فراوانی از طبیعت از راه معجزه به کلی دگرگون شده و از کار افتاده‌اند؛ مانند جریان حضرت ابراهیم (علیه السلام) که خداوند در قرآن آنرا چنین ترسیم می‌کند: ﴿قُلنا یا نارکونی برداً و سلاماً علی ابراهیم﴾ (انبیاء/ 69)
امروزه در پرتو پژوهشها و اختراعات، انسان به وسایل و دستگاه هایی دست یافته که اگر سالها پیش سخنی دربارۀ آنها می‌شنید، به شدت انکار می‌کرد؛ در حالی که امروز چنان به راحتی در دسترس قرار گرفته‌اند که بسیار ناچیز و بی‌اهمیت به شمار می‌آیند؛ بنابراین انکار برخی مطالب از آن جهت که فعلاً نمونه و شاهدی برایش موجود نیست از دیدگاه عقل و منطق پذیرفته نیست.

در ادامه به گفتار شیرین شهید صدر اشاره می‌کنیم که فرمودند:
شاید این یک تصادف باشد که در طول تاریخ انسانی تنها دو تن مأمور به پاک ساختن تمدن انسانی از مایه‌های فساد و تباهی باشند و در عین حال زندگی آن دو چنان طولانی شود که چندین برابر یک آدم معمولی عمر کنند. نوح، نخستین آن دو در گذشته نقش خود را به پایان برد و به گفتۀ صریح قرآن 950 سال در میان قوم خویش درنگ کرد. دیگری حضرت مهدی علیه السلام است که نقش خود را در آینده ایفا می‌کند و تا کنون بیش از هزار سال در میان تودۀ قوم خویش زیسته است. چگونه زندگانی طولانی نوح را باور داریم، امّا طول عمر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نمی‌پذیریم.3

با فرض پذیرش این مطلب که مهدی (علیه السلام) هم‌اکنون زنده است و علی‌رغم عمر طولانی خود در سلامت کامل به سر می‌برد سؤالات زیادی به ذهن خطور می‌کند:

ایشان در کجا زندگی می‌کند (در کدام کشور، قاره، شهر یا …)؟ آیا خانه دارد یا در کوه و دشت زندگی می‌کند؟ اگر خانه دارد، وسائل زندگی خود را چگونه تأمین می کند؟ آیا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در این مدت طولانی ازدواج کرده است یا نه؟ در صورت ازدواج، آیا اقوامش او را می‌شناسند یا نه؟…

آری، با پذیرش فرض فوق صدها سؤال از این دست به وجود می‌آید. باید دقت کرد که طرح این‌گونه مسائل در اثبات اصل غیبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مداخله‌ای ندارد. از برخی روایات چنین برمی‌آید که حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در عصر غیبت در مکان خاص و شهر معینی استقرار دائمی ندارد و به طور ناشناس در بین مردم زندگی می‌کند. صاحب‌الأمر از این جهت به یوسف (علیه السلام) شباهت دارد.
همان‌گونه که برادران عاقل و دانای یوسف، با وجود معاشرتی که از قبل با او داشتند، موقعی که به محضرش شرفیاب شدند او را نشناختند و تا وقتی که یوسف خود را معرفی ننمود با او چون بیگانه‌ای برخورد کردند. داستان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و مردمان نیز همین گونه است. از طرفی بین یعقوب و یوسف بیش از هجده روز راه فاصله نبود، امّا در عین حال یعقوب هیچ اطلاعی از وی نداشت. چه‌ بسا حضرت مهدی (علیه السلام) نیز در فاصلۀ نزدیکی از خانه های ما زندگی می‌کند و ما هیچ اطلاعی از ایشان نداریم.
آن حضرت در بین مردم تردد می‌کند و در بازارهایشان راه می‌رود و در عین حال مردم او را نمی‌شناسند و به این وضع زندگی او ادامه می‌یابد تا هنگامی که خداوند به او اجازۀ معرفی کردن به مردم را بدهد.4 

با توجه به آنچه گذشت وقتی آن حضرت به طور ناشناس در میان مردم رفت و آمد داشته باشد مانعی ندارد که ضروریات زندگی خود را به طور معمول تهیه نماید و مثل نیاکانشان از مقتضیات عصر خود بهره برد.

پی نوشتها:
1. صحیح مسلم، ج1، ص137، ح247، باب نزول عیسی (علیه السلام).
2. فخررازی، تفسیر کبیر، ج25، ص42.
3. آیت الله صدر، بحوث حول المهدی، ترجمۀ کتابخانه بزرگ اسلامی، مؤسسه الامام مهدی، ص34.
4. رک: علامۀ مجلسی، بحارالانوار، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ج52، ص154.

منبع: www.hadith.ac.ir

کلمات کلیدی : 
طول عمر امام زمان , شبهه , تقدیر الهی , معجزه , غیبت امام زمان , عصر غیبت
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شبهه: بنابر روایات، قیام امام خمینی چون قبل از قیام امام زمان بوده، باطل است!

پاسخ : 
شرح شبهه:
در برخی روایات نقل شده که هر قیامی قبل از قیام قائم (امام زمان علیه السلام) باطل است و صاحب آن طاغوت می باشد. سؤال اصلی این است که قیام امام خمینی رحمت الله علیه و تشکیل انقلاب اسلامی را چگونه می توان با توجه به این گونه روایات توجیه کرد؟

پاسخ:
این احادیث در شرایطی صادر شده اند که عده ای از علویان و برخی از عباسیان، برای مقابله با حکومت اموی؛ با استفاده از جهل مردم، خود را مهدی موعود که پیامبراعظم صلّی الله علیه و آله وعده ظهور او را بشارت داده بود، قلمداد می کردند و از مردم برای خود، به عنوان مهدی منتظر، بیعت می گرفتند. در چنین اوضاعی، ائمه علیهم السلام با موضع گیری مناسب، جلوی سوءاستفاده آنان را می گرفتند. شاهد این جریان، قضیه «مهدی عباسی» یکی از خلفای ظالم عباسی است که به همین جهت لقب مهدی به خود داده و از مردم، بیعت می گرفت و نیز محمدبن عبدالله بن الحسن، معروف به نفس زکیه، به نام مهدی موعود، برای خود از مردم بیعت می گرفت و حتی از امام صادق علیه السلام نیز خواست که به نام مهدی آل محمد صلّی الله علیه و آله با او بیعت کند و همراه او در جنگ با بنی امیه شرکت نماید! وقتی امام صادق علیه السلام حاضر به بیعت با این عنوان نشد، «عبدالله» پدر محمد، سخت عصبانی شد و سخنانی ناروا خطاب به امام بیان کرد. دراین مناظره حضرت امام صادق علیه السلام به عبدالله فرمودند:
نه پسر تو آن مهدی موعود است و نه الان وقت قیام است و اگر می خواهید برای خدا غضب کنید، امر به معروف و نهی از منکر نمایید. شما پدر محمد، شیخ ما هستی و رهبری قیام را برعهده بگیرید، ما نیز با شما بیعت می کنیم.
این روایت خود دلیل بر این است که از نظر ائمه علیهم السلام هر قیامی محکوم نبود، بلکه امام صادق علیه السلام برای شرکت در قیامی که برای امر به معروف و نهی از منکر باشد، اعلام همکاری کرده بود و این گونه قیام و انقلاب را امضاء کرده و مشروع اعلام می کند. 
اغلب روایات نهی از قیام که مخالفین به آنها استناد کرده اند، از این نوع روایات بوده و در چنین فضایی صادر شده اند و منع از قیام، مشروط و ناظر به افراد خاصی است و مطلق نمی باشد. ازسوی دیگر اگر روایات مذکور را به معنای ظاهری و نفی مطلق همه قیام ها و مبارزات برای تشکیل حکومت بدانیم، نتیجه آن وجوب سکوت در برابر همه ظلم ها، طاغوت ها و بی عدالتی هاست و این مخالف نص صریح آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام است که اسلام دین عدالت است و مردم را به عدالت و زندگی عادلانه دعوت کرده و سکوت در برابر اهل ظلم و کفر را جایز ندانسته است. 
بنابراین قیام امام خمینی رحمت الله علیه در برابر ظلم رژیم منحوس پهلوی، یک قیام الهی و تشکیل انقلاب شکوهمند اسلامی در پرتو آموزه های اسلامی، امری لازم بوده است و امروز صیانت از انقلاب اسلامی، وظیفه منتظران حضرت مهدی علیه السلام است.
منبع: www.serajnet.org

کلمات کلیدی : 
قیام امام زمان , امام خمینی , قائم , انقلاب اسلامی , مهدی منتظر , نفس زکیه , علویان , عباسیان , حکومت اموی , خلفای عباسی , مهدی عباسی , بیعت , مهدی موعود , امر به معروف و نهی از منکر , قیام , انقلاب , ظلم , طاغوت , بی عدالتی , منتظران
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
شبهه: اندیشه منجی، ساخته ذهن بشری است که در ادیان نفوذ کرده است؟

پاسخ : 
شرح شبهه:
بحث منجی در تمام ادیان بشری وجود دارد. پس این احتمال وجود دارد که این اندیشه ساخته ذهن بشری باشد که در ادیان دیگر و از جمله اسلام نفوذ کرده باشد، اسلام در این باره چگونه پاسخ می‌دهد؟

پاسخ:
این یک واقعیت است که عقیده به مصلح کل، یک فکر و عقیده جهانی بوده و اختصاص به یک ملت و یا مذهب و دین ندارد. بلکه تمام ادیان آسمانی در این عقیده مشترک‌اند. و پیروان همه ادیان معتقدند که در یک عصر تاریک و بحرانی، که جهان را فساد، بی‌دینی و بیدادگری فرا گرفته، نجات دهنده‌ای بزرگ طلوع می‌کند و به واسطه نیروی قوی فوق العاده غیبی، اوضاع آشفته جهان را اصلاح می‌کند. و خداپرستی را بر بی‌دینی غلبه می‌دهد. و همه در انتظار چنین موعود نیرومند غیبی به سر می‌برند. ولی در مصداق آن نظرهای گوناگونی وجود داشته و هر ملتی آن رابه لقبی مخصوص می‌شناسند. 
امّا این که این اندیشه ساخته ذهن بشری باشد، یا این که از ادیان و ملل گذشته در اسلام نفوذ کرده باشد، بدور از واقعیت است. بلکه این یک وعده بر حق خداوند است که در نهاد بشری نهفته شده است. بدلیل اینکه: 

1. اگر اندیشه بشری و دینی بر اساس آن استوار گردیده باشد، هیچ گاه بقاء و ثبات نخواهد داشت. زیرا در اثر تحولات بشری و نقض و ابرام‌‌های اندیشه دیگران بر آن، و زمینه رشد فکری بشر در عالم، خاصیت اولیه خود را از دست داده، کم کم رو به فراموشی سپرده می‌شود که نمونه بارز آن، دین فرعونی است که تاریخ و تجربه نشان داده که هیچ گونه اثر از آن در دنیای فعلی وجود ندارد تا تحت عنوان دین فرعونی مطرح باشد. 

2. ایمان به ظهور مصلح دینی در عالم و برپا داشتن حکومت عدل الهی در تمام نقاط زمین، از اهداف همه انبیاء گذشته بوده و نسل به نسل آن را تقویت نموده‌اند.[1] 
و هم چنین، از اندیشه‌های ادیان معروف در جهان و ملل گذشته، بشارت به ظهور خاتم صلّی الله علیه و آله و مصلح و منجی بشری در آخر الزمان که تحقق سعادت بشری در آن است داده شده است.[2] و در طول تاریخ بشری علاوه بر بشارتهای انبیاء به مصلح کل ومنجی بشری، آرزوی همه انسانها بوده است. و حتی آنهایی که پایبندی به دین نداشته و گفتار انبیا را تکذیب می‌کردند، در لابلای گفتار و اندیشه‌های آنان نیز، وجود داشته و انتظار یک چنین مصلحی را داشته‌اند.[3] 

3. ایمان به مصلح موعود، خواسته فطری همه انسانهاست. و همه انسانها فطرتاً قایل به کمال بوده و در جستجوی آن می‌باشند. و همه انسانها، فطرتاً عدالتخواه بوده و از ظلم و جور بیزارند و حاجتی بشری که خواهان عدالت وکمال است، در نهاد هر انسان پوشیده بوده و در زمانهای گوناگون ابراز گردیده است. چنان که در این باره محققین دینی اینگونه می‌فرمایند: 

الف. آیت الله سید محمد باقر صدر رحمت الله علیه می گوید: 
«کمال و دوری از نقض و تنفر از زشتی‌ها خواسته فطری همه انسانها بوده است. و بر اساس فطرت انسانی و وعده بر حق خداوند، کمال نهایی و برچیده شدن ظلم کامل به وجود مبارک امام مهدی (عج) تحقق خواهد یافت. لذا همه انسانها اعم از موحد و غیرموحد، بر اساس آن نهاد خدادادی به دنبال تحقق یک چنین اندیشه بود، و در طول تاریخ بشری انتظار آن را کشیده‌اند. و این خواسته، خواسته نوع انسان بوده است، امّا در اسلام، جهت‌دار می‌گردد.»[4] 

ب. علامه طباطبایی رحمت الله علیه می گوید: 
... از روزی که بشر در زمین سکنی گزیده، پیوسته در آرزوی یک زندگی اجتماعی مقرون به سعادت، و آن هم،به تمام معنی می‌باشد. و به امید رسیدن چنین روزی قدم بر می‌دارد. و این خواسته همان خواستن آدم تشنه است که فطرتاً قایل به آب بوده و اگر آب نبود تشنگی آن برطرف نمی‌شد. و یا اگر فطرتاً تمایل به بقای نسل بشر نبود، تمایل جنسی تصور نمی شد. از این رو، به حکم ضرورت و فطرت، آینده جهان روزی را دربرخواهد داشت که در آن روز جامعه بشری پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا و همزیستی، غرق در فضیلت و کمال شوند و استقرار چنین وضعی به دست خود انسان خواهد بود. و رهبری چنین جامعه‌ای منجی جهان بشری و به لسان روایات مهدی (عج) خواهد بود. که موعود و منتظر همه ادیان و مذاهب گوناگون در جهان بوده است. و کسی که نجات دهنده بشریت است، در میان همه بشریت سخن به میان آمده و عموماً ظهور او را نوید داده‌اند. گر چند در تطبیق آن اختلاف دارند. ولی حدیث متفق علیه در میان امت اسلامی، قول رسول اکرم صلّی الله علیه و آله است که فرموده: «المهدی من ولدی».[5] 

ج. آیت الله صافی گلپایگانی مدظله العالی می گوید:
حقیقت مهدویت، منتهی شدن سیری جوامع جهانی به سوی جامعه واحد، حکومت حق و عدل جهانی، رهبری ابرمرد الهی که موعود همه انبیاء و ادیان بوده و دوازدهمین وصی پیغمبر آخر الزمان تحقق می‌یابد، مطلوب هر فطرت و خواسته‌ هر وجدان انسانی است. اجماع امم و ملل بر این که پایان جهان، سعادت عمومی است و در دنبال آن تاریکیها، روشنایی است، این یک اصل فطری است که با سنت جهان و حرکت عالم و با بنیاد جهان که با حق استوار است موافق می‌باشد. این اندیشه اختصاصی، مخصوص انسان است، کافر و مؤمن نمی‌خواهد.[6] 
بنابراین، اگر اندیشه مصلح کل و موعود امم و ملل، بر اساس حکمت الهی و وعده بر حق و بر مبنای فطرت استوار نبود، هیچ گاه اندیشه بشری در تمام جوامع و ملل، اینگونه هماهنگ و بر مدار واحد نخواهد بود. 

4. ایمان به مصلح جهانی در تفکر غیر دینی؛ چنان که در بیان بزرگان آمده است، اندیشه اصلاح جهانی مربوط به نوع انسان بوده و مختص مؤمنین و متدینان نیست. «برتراند راسل» که یک انسان غیردینی است می‌گوید: «عالم در انتظار مصلح است که همه را به وحدت دعوت نموده و در تحت یک پرچم و یک شعار فراخواند.»[7] 
و هم چنین، انیشتاین نیز می‌گوید: «بعید نیست، روزی بر جوامع عالم بیاید که همه با صفا و سلام و محبت زندگی کنند.»[8] 

5. بشارت‌های ادیان گذشته؛ دلیل دیگری در این جهت که اندیشه مصلح کل و یا مهدویت خلاق ذهن بشری نمی‌باشد، بشارت‌های ادیان گذشته است. بسیاری از کتب ادیان، بشارتهائی از پیغمبر خاتم صلّی الله علیه و آله داده است و وعده داده‌اند که سلسله نبوت در او پایان یافته و نبی و پیامبر دیگر، بعد از او نخواهد بود و قرآن کریم نیز این وعده‌ها را تأیید کرده و از جمله قول عیسی بن مریم علیه السّلام را اینگونه می‌فرماید: حضرت عیسی بن مریم علیه السّلام فرمود: «ای فرزندان اسرائیل، من فرستاده خدا به سوی شما هستم، آنچه از تورات در دست دارم تصدیق کنید. و بعد از خودم به رسولی بشارت می‌دهم که اسم او احمد است.[9] و همان گونه که ادیان گذشته و پیامبران الهی از نبی خاتم صلّی الله علیه و آله خبر داده و از اوصیاء او نیز بشارت داده‌اند که به نمونه آن اینگونه اشاره می‌گردد: 
کتاب مقدس در متن عبری و در سفر تکوین آیات: 17 ـ 20 این گونه می‌گوید: «وعده باری تعالی خطاب به حضرت ابراهیم علیه السّلام : «محمد صلّی الله علیه و آله خاتم رسولان و ائمه دوازده گانه، اوصیاء او می‌باشد. او از صلب تو و از نسل اسماعیل به وجود خواهد آمد.[10]» و این بشارت گذشتگان، از زبان پیامبر گرامی اسلام که زبان وحی است، تأیید گردیده و منابع دینی اعم از تمام فرق مسلمین از آن خبر داده است. و ممکن است شبهه‌ای به وجود بیاید که کتب انبیاء گذشته تحریف شده است. فلذا، بشارت‌های آنان نیز اعتبار ندارند، پاسخ این است که تحریف، یک امر مسلم و قطعی است. ولی مواردی را که قرآن و یا رسول گرامی صلّی الله علیه و آله آن را تأیید کرده، این نیز امر قطعی دیگری است که آن گونه موارد، از تحریف مصون مانده است. والّا قرآن و یا رسول گرامی صلّی الله علیه و آله از عمل تحریف شده هیچ گاه خبر نداده و آن را تأیید نمی‌کند. و در ثانی، اگر تمام کتب آسمانی را تحریف شده بدانیم، کلام رسول اکرم صلّی الله علیه و آله نقض می‌گردد. 
چون پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله در ابتدای رسالتش، رسالتش را استناد می‌کرد به بشارتهای انبیاء قبل از خودش، فلذا مواردی را که قرآن و پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله خبر داده است. امر مسلم و قطعی خواهد بود. 
بنابراین، اندیشه مصلح موعود و یا مهدی منتظر، یک اندیشه بشری و زاییده ذهن ملل و جوامع نمی‌باشد و چنین نیست که این اندیشه زاییده ذهن بوده و در اسلام نیز نفوذ کرده باشد. بلکه این اندیشه اگر در جوامع قبل از اسلام بوده بر اساس وعده الهی و حکمت حکیمانه او و بر مبنای فطرت بشری استوار بوده است. و این اندیشه فطری در زمانهای گوناگون بروز داده شده است. و علاوه بر آن، همه انبیاء گذشته و کتب آسمانی از آن خبر داده و به آن بشارت و وعده داده‌اند و قرآن کریم که کلام الهی و وحی منزل است، ریشه‌های این وعده الهی را بازگو نموده و با تأویل و تفسیر روایات عترت علیهم السّلام تبیین گردیده است. چنانچه حضرت علی علیه السّلام فرمودند: اراده حتمی خداوند بر این قرار گرفته است که ـ دیر یا زود ـ پایان حق، پیروزی و پایان باطل، نابودی باشد.[11] 

منابعی که در این جهت معرفی می‌گردد: 
1. ادیان و مهدویت، محمد بهشتی. 
2. امامت و مهدویت، آیت الله صافی گلپایگانی. 
3. مجله الفکر الاسلامی، شماره 28 و 29، ربیع الثانی، 1418 ق. 
4. اهل بیت در کتاب مقدس، احمد واسطی. 
5. بشارات عهدین، شیخ محمد صادقی و... 

پی نوشتها:
[1]. دکتر احمد امین، مهدی و مهدویت، ص 13، انتشارات مکتب الاسلام، تهران. 
[2]. آیت الله مرعشی نجفی، شهاب الدین، ملحقات احقاق الحق، ج 13، ص 621، انتشارات مرعشی. 
[3]. صادقی، محمد، نصوص خاصه مهدی موعود، از «بشارت عهدین»، ص 270. 
[4]. صدر، آیت الله سید محمد باقر، بحث حول المهدی، ص 7 ـ 8، انتشارات جامعه مدرسین. 
[5]. علامه طباطبایی، محمد حسین، شیعه در اسلام، ص 150، انتشارات دار الکتب الاسلامی، تهران؛ همان، تفسیر المیزان، ج 15، ص 155، موسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت. 
[6]. صافی گلپایگانی، لطف الله، امامت و مهدویت، ج 2، ص 139، جامعه مدرسین. 
[7]. شهرستانی، عبدالرضا، مهدی موعود و دفع شبهات، ص 65، موسسه اعلمی، بیروت. 
[8]. همان، ص 7. 
[9]. صف، 60. 
[10]. واسطی، احمد، اهل بیت در کتاب مقدس، ص 105 ـ 107. 
[11]. نهج البلاغه، حکمت 281.
منبع: اندیشه قم

کلمات کلیدی : 
مصلح موعود , مهدی منتظر , مهدویت , منجی , ادیان بشری , مصلح جهانی , عقیده جهانی , خواسته فطری , انتظار مصلح , وعده الهی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
مولفان قبل از نعمانی، یک غیبت برای امام زمان ذکر کرده‌اند، پس دو غیبت نداریم!

پاسخ : 
شرح شبهه:
نعمانی در نیمه قرن چهارم هجری، برای دو غیبت حضرت مهدی (علیه السلام) استدلال کرده ولی مؤلفان قبل از او به چنین چیزی نپرداخته اند و به ذکر یک غیبت اکتفا کرده‌اند؛ پس دو غیبت برای ایشان مورد تردید است.

پاسخ شبهه:
نمی دانم آیا این شخص قبل از این ادعا، مطالعه کرده است یا نه؟ چون کلینی (متوفی 329) و معاصر غیبت صغری، حدیثی درباره دو غیبت از عبیدة بن زراره، به نقل از ابی عبدالله (علیه السلام) آورده است که چنین است: 
«قائم دو غیبت دارد، در یکی از آن دو در مناسک حج حاضر می شود و او مردم را می بیند ولی مردم او را نمی بینند». (2)
کلینی از اسحاق بن عمار نیز نقل کرده که امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«قائم دو غیبت دارد که یکی کوتاه و دیگری طولانی است؛ در غیبت اول کسی جز شیعیان خاص از جا و مکان او خبر ندارد و در غیبت دوم فقط یاران خاص باخبرند». (3)
در حدیثی دیگر امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: 
«صاحب این امر دو غیبت دارد، در یکی از آن ها با خانواده‌اش مراوده و رفت و آمد دارد و در دیگری می پرسند: در کدام ناحیه از دنیا رفته است، راوی می گوید پرسیدم: وقتی چنین اوضاعی پیش آید چه کنم؟ حضرت فرمودند: در آن زمان اگر کسی ادعای امامت کند از او سؤالاتی بپرسید، باید مانند امام عصر جواب دهد». (4)
این کار منحصر به کلینی نیست، بلکه شیخ طوسی در کتاب الغیبه به سند از ابی عبدالله (علیه السلام) نقل می کند که فرمودند: صاحب این امر دو غیبت دارد: یکی از آن ها طولانی تر است، تا جایی که مردم می گویند او مُرده است و بعضی می گویند کشته شده است و تعداد کمی از یارانش بر ایمان به او باقی می مانند و احدی از جا و کار او خبر ندارد، مگر مولایی که فرمان او را انجام می دهد.
شیخ طوسی در شرحی بر این حدیث می گوید: این خبر تصریح می کند که صاحب الامر، چنان که ما معتقدیم، دو غیبت دارد.
غیبت اول که در آن اخبار و مکاتبات او به مردم می رسید.
غیبت دوم که طولانی تر است و در طی آن اخبار و مکاتبات امام قطع می شود و احدی از او اطلاع ندارد، مگر کسی که خود تعیین کرده باشد. (5)
شیخ طوسی احادیث دو غیبت را مورد بررسی قرار داده و آن‌ها را در کتاب الغیبة گرد آورده است، بنابراین علی رغم ادعای شخص معترض که ذکر احادیث به دو غیبت را منحصر به نعمانی دانسته، سایر علمای امامیه هم، چنین کاری کرده اند.

پی‌نوشت‌ها:
1- تطور الفکر السیاسی الشیعی من الشوری الی ولایة الفقیه، ص 199 .
2- اصول کافی، ج1، ص 400، « کتاب الحجة، باب الغیبة، حدیث 12 .
3- همان، ص 401، «کتاب الحجة، باب الغیبة»، حدیث 19.
4- همان، حدیث 20 .
5- الغیبة، طوسی، ص 41 .

منبع: الحسنی، سید نذیر یحیی، 1389،مصلح جهانی، ابراهیم خاکپور و سید محمد صالحی، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ اول.

کلمات کلیدی : 
نعمانی , غیبت صغری , غیبت کبری , غیبت امام زمان , صاحب الامر , کلینی , شیخ طوسی , کتاب الغیبة , شبهه , شبهه غیبت امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
تعارض حدیث «المهدی طاووس اهل الجنة» با احادیثی که در مذمت طاووس است!

پاسخ : 
شرح پرسش:
آیا این حدیث پیامبر که فرمود: "المهدی طاووس اهل الجنة" با احادیثی که در مذمت طاووس است، قابل جمع است؟

پاسخ اجمالی:
در باب ذکر فضائل حضرت مهدی روایات زیادی از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل شده است. از آن جمله این حدیث: «المهدی طاووس اهل الجنة» است که در کتاب های معتبر شیعه و اهل سنت نقل شده است و از نظر محتوا هم مشکلی ندارد؛ چرا که در آموزه های دینی ما طاووس به زیبایی و شگفتی در خلقت شهره است، همان گونه که حضرت علی (ع) در خطبه ای بسیار زیبا شگفتی های خلقت این پرنده را بیان می فرماید. در این حدیث نیز زیبایی حضرت مهدی (عج) در بین بهشتیان به زیبایی طاووس در بین پرندگان تشبیه شده است. بنابراین بر اساس این حدیث حضرت مهدی (عج) یکی از زیباترین افراد اهل بهشت است، همان گونه که طاووس یکی از زیباترین پرندگان به شمار می آید. اگر روایاتی در مذمت طاووس باشد، علاوه بر ضعف، منافاتی با این روایت ندارد.

پاسخ تفصیلی:
ازجمله روایاتی که از پیامبر گرامی اسلام (ص) در باب فضیلت های حضرت مهدی (ع) از منابع معتبر اهل سنت به یادگار مانده است این روایت است: «مهدی (ع) طاووس اهل بهشت است». [1]
شایان ذکر است، در هر تشبیهی چهار رکن اصلی وجود دارد که عبارت اند از: مشبه، مشبه به، وجه شبه و حرف تشبیه، که وجه شبه در هر تشبیهی باید نزد مخاطب مشهور و معروف باشد. در مثال «علی چون شیر است» علی مشبه، شیر مشبه به، چون حرف تشبیه و شجاعت شیر وجه شبه است. و از آن جا که ما از قبل می دانیم شیر در شجاعت (وجه شبه) بین حیوانات مشهور و نمونه است، می فهمیم که همانندی علی به شیر در شجاعت است، نه در چیز های دیگر، بنابراین ما از این تشبیه می فهمیم که علی آدم شجاعی است. [2]
با عنایت به مطالب بالا عرض می کنیم که در روایت نبوی نیز این شباهت مد نظر است؛ یعنی همان گونه که معروف و مشهور بین مردم این است که طاووس یکی از زیباترین پرندگان است، حضرت مهدی نیز یکی از زیباترین افراد اهل بهشت است. در نتیجه در این گفتار نبوی زیبایی طاووس به عنوان وجه شبه مد نظر است، پس منافاتی با روایاتی که در مذمت طاووس است نخواهد داشت،
ضمن این که در آموزه های دینی ما طاووس به عنوان پرنده ای زیبا با شگفتی های فراوان یاد شده است، و کمتر مذمتی ممکن است در مورد این پرنده وجود داشته باشد. به عنوان نمونه حضرت علی (ع) در نهج البلاغه در مورد زیبائی و شگفتی های خلقت طاووس در ضمن خطبه ای می فر مایند:
واز شگفت انگیز ترین پرندگان در آفرینش، طاووس است، که آن را در استوار ترین شکل موزون آفرید، ورنگهای پر وبالش را به نیکوترین رنگها آرایش داد، با بال های زیبا که پر های آن روی یکدیگر انباشته،... گویا نی های پر طاووس مانند شانه هایی است که از نقره ساخته شده ، و گردی های شگفت انگیز آفتاب گونه که به پرهای اوست از زر ناب و پاره های زبرجد بافته شده است.اگر رنگهای پر طاووس را به روئیدنی های زمین تشبیه کنی، خواهی گفت: دسته گلی است که ازشکوفه های رنگارنگ گلهای بهاری فراهم آمده است، و اگر آن را با پارچه های پوشیدنی همانند سازی، پس مانند پارچه های زیبای پر نقش و نگار یا پرده های رنگارنگ یمن است، و اگر آن را با زیور آلات مقایسه کنی چون نگین های رنگارنگی است که در نواری از نقره با جواهرات زینت شده است.
بر فراز گردن طاووس به جای یال، کاکلی سبز رنگ و پر نقش و نگار روئیده، و برآمدگی گردنش مثل آفتابه ای نفیس و نگارین است، در اطراف گردنش گویا چادری سیاه افکنده که چون رنگ آن شاداب و بسیار می باشد، گمان می کنی با رنگ سبز تندی در هم آمیخته است که در کنار شکاف گوش جلوه خاصی دارد.
کمتر رنگی می توان یافت که طاووس از آن در اندامش نداشته باشد، یا با شفافیت و صیقل فراوان وزرق و برق جامه اش آن را جلای برتری نداده باشد.طاووس مانند شکوفه های پراکنده ای است که باران بهار و گرمای آفتاب در پرورش آن نقش چندانی ندارد. [3]
با توجه به فرمایش حضرت علی (ع) درمورد زیبایی های طاووس و شگفتی های خلقتش، در می یابیم که طاووس یکی از زیباترین مخلوقات خداوند در بین پرندگان است. بنابراین، روشن است که روایت نبوی در تشبیه حضرت مهدی (عج) به طاووس اهل بهشت، ناظر به زیبایی طاووس است، در نتیجه اگر روایاتی در مذمت طاووس باشد، علاوه بر ضعف، منافاتی با این روایت ندارد و قابل جمع است.

پی‌نوشت‌ها:
[1] فیروزی، سید مرتضی، فضائل الخمسة من الصحاح الستة، ج3، ص343، اسلامیه،1410ق؛ بحارالانوار، ج51، ص 105،باب اول،حدیث 41 ، مؤسسه الوفا، لبنان، 1404ق؛ شیخ یوسف، بن یحیی، بن علی، مقدسی، شافعی، عقد الدرر، فی اخبار المهدی المنتظر، ج1، ص 34.
[2] دهنوی، حسین، ادبیات فارسی، ص291، ظفر، چاپ دوم، قم، 1378ش.
[3] سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، ص313و315، مؤسسه الهادی، چاپ نوزدهم 1381ش.
منبع: islamquest.net

کلمات کلیدی : 
امام زمان , تعارض احادیث , طاووس , مهدی , المهدی طاووس اهل الجنة
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
سجده‌ی امام زمان (عج) در هنگام ولادت چگونه ممکن است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:

چطور حضرت مهدی علیه السلام، به محض این‌که به دنیا آمدند، سجده کردند و قرآن خواندند، در حالی‌که این مسأله برای هیچ‌کدام از ائمه‌ی دیگر اتّفاق نیفتاده است؟!

پاسخ سؤال:

برای پاسخ‌گویی به این سؤال باید اوّلاً سؤال را موشکافی نمود. سؤال کننده علّت عدم باور سجده‌ی امام عصر علیه السلام را نبودن این عمل به عنوان سنّت در بین آباء گرامی ایشان بیان کرده است.

اما اگر این فرد حتّی با نداشتن اعتقاد به امامت، به قدرت خداوندی اعتقاد داشته باشد می‌تواند این نکته را برای خود استنتاج نماید که اگر خداوند بخواهد امری غریب و غیرمعمول اتّفاق بیفتد اتّفاق افتادن آن حتمی است چون او قادر متعال است و بر هر امری توانا.

مگر نه این‌که خداوند آتش سوزان را برای جناب ابراهیم گلستان نمود و یا مگر خداوند در میان رود نیل راهی برای موسی و پیروانش ایجاد ننمود. و از تمامی این مثال‌ها بارزتر ماجرای سخن گفتن جناب عیسی بن مریم است که در آن مقطع سنی به اذن خداوند شروع به سخن گفتن نمود، این هماهنگی قطره‌ای از دریای بی‌کران قدرت لایتناهی خداوندی است که فرد سؤال کننده از آن غافل است.

با داشتن این موارد می‌توان به این نکته اشاره کرد که افتادن این اتّفاق در ولادت موفور السرور حضرت مهدی علیه السلام با اعتقاد به قدرت خداوند امری سهل است.

امّا نکته‌ی دیگر که برای سؤل کننده بسیار مهم است نبودن این عمل در زمان ولادت دیگر اهل بیت علیهم السلام است.

لازم به ذکر است که دیگر ائمه‌ی هدی علیهم السلام نیز در هنگام ولادت سجده نموده و شهادتین را به زبان جاری ساخته‌اند. برای نمونه می‌شود به ماجرای ولادت امیرالمؤمنین علیه السلام و سجده‌ی ایشان اشاره کرد که جناب شاذان بن جبرئیل در الفضائل خود از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله حدیثی را روایت می‌نماید که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به سجود امیرالمؤمنین علیه السلام اشاره می‌نماید و ابن شهر آشوب نیز در مناقب جلد 3 به سجده‌ی حضرت امیر علیه السلام اشاره نموده و باز هم می‌توان به سجده و شهادتین امام جواد علیه السلام اشاره کرد که شیخ عبّاس قمی در منتهی الآمال از جلاء العیون مجلسی و مناقب شهرآشوب روایت نموده است.

حال در نتیجه‌ی کلام باید این نکته را بیان نماییم که سجده‌ی جناب خاتم الاوصیاء علیه الصلوة و السلام طبق صریح تمامی کتب شیعه صحیح است و این عمل در ولادت دیگر ائمه علیهم صلوات الله نیز به وقوع پیوسته است.

منبع: www.mahdishenakht.com

کلمات کلیدی : 
حضرت مهدی , امام زمان , سجده هنگام ولادت , معجزات ائمه , شبهات مهدویت
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا با خواندن دعای عهد یار حضرت مهدی (عج) می‌شویم؟

پاسخ : 
اگر کسی بخواهد در گروه یاران امام زمان (علیه السلام) قرار بگیرد باید صفات و شرایط یار بودن را در خود ایجاد کند. برای یاران امام زمان (علیه السلام) ویژگی‌هایی گفته شده است؛ از جمله:

الف. معرفت:
آنان معرفت و شناخت عمیقی از خداوند و امام دارند. امام علی (علیه السلام) درباره‌ آنان فرمودنده است: مردانی که خدا را چنان که شایسته است شناخته‌اند". (منتخب الاثر فصل 8، ب1، ح2). چنین معرفت همچنان امکان پذیر است که انسان، امام زمان خود را بشناسد. امام صادق (علیه السلام) به نقل از امام حسین (علیه السلام) فرمودند: ای مردم! خدادوند خلق نکرد بندگان را مگر این که او را بشناسند. پس وقتی او را شناخته، عبادتش کنند. پس هنگامی که او را عبادت کردند از عبادت (ذلت در برابر) غیر او بی نیاز می‌شوند. مردی پرسید: ای پسر رسول خدا، پدر و مادر فدایت باد معرفت خدا چیست؟ فرمودند: این که مردم هر زمانی امام خود را که اطاعتش بر آنان واجب است بشناسند" (بحار الانوار، ج 23، ص83، ح22).
پس معرفت امام راه شناخت خداست و یاران امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شناخت عمیقی از امام دارند. این شناخت فراتر از دانستن نام و نشان و نسبت امام است؛ بلکه معرفت به حق ولایت امام و جایگاه بلند او در عالم هستی است.

ب. اطاعت:
نتیجه معرفت درست از امام است؛ چرا که اطاعت از او، اطاعت از خداست. پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در توصیف یاران حضرت مهدی (علیه السلام) فرمودند: "آنان در اطاعت از امام خود کوشا هستند" (بحار الانوار، ج 52، ص309، ح4).

ج. عبادت و صلابت:
امام صادق (علیه السلام) در بیانی فرمودند: شب‌ها را با عبادت به صبح می‌رسانند و روزها را با روزه به پایان می‌رسانند. و در فراز دیگر فرمودند: آنان مردانی هستند که گویا دل‌هایشان پاره‌های آهن است (بحار الانوار، ج52، ص308).

د. شهادت طلبی:
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: "آنان آرزو می‌کنند در راه خدا شهید شوند". (همان)

هـ. اتحاد و همدلی:
امام علی (علیه السلام) فرمودند: "ایشان یکدل و هماهنگ هستند" (یوم‌الخلاص، 224).

و. بصیرت و نورانیت:
آنان کسانی اند که دله‌های نورانی داشه و چشم حقیقت بین قلببی آنان باز شده است و دیگران را نیز به راه راست هدایت می‌کنند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: "آنان مانند چراغند گویا قلب‌هایشان مانند قندیل می‌درخشد". (بحار الانوار، ج52 ص308).

دعای عهد یکی از ابزار و وسایلی است که انسان با خواندن آن سعی می‌کند نام و یاد حضرت را هر روز در زندگی خود جاری کند و بیعتش را با امام تجدید نماید. انسان با خواندن دعای عهد از خداوند مدد می‌جوید تا لیاقت سربازی در رکاب امام مهدی (علیه السلام) را پیدا کند، و از خداوند می‌خواهد اگر چنین لیاقتی پیدا کرد ولی قبل از ظهور از دنیا رفت امکان بازگشت مجدد به دنیا (رجعت) را برای او فراهم کند. بنابراین دعای عهد مانند هر دعای دیگر زمانی اثر خود را خواهد داشت که انسان با گناه و آلودگی قابلیت عنایت‌های الهی را از دست ندهد.

کلمات کلیدی : 
دعای عهد , امام زمان , رجعت , یاران امام زمان , یاوران مهدی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
بشارت حلول ماه ربیع الاوّل، بدعت است یا سنت؟!

پاسخ : 
شرح پرسش:
بشارت حلول ماه ربیع الاوّل، بدعت است یا سنت؟ آیا این گونه اعمال از جانب منتظران واقعی امام زمان علیه السلام شایسته است؟

پاسخ:
متأسفانه یکی از باورهای غلطی که در فرهنگ دینی ما مسلمانان، خوب جا باز کرده مسئله بشارت حلول ربیع الاوّل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و در ازاء آن، بشارت ورود به بهشت از طرف ایشان و یا استجابت دعا و برآورده شدن حاجات است. این مسئله بعد از تقویت ابزار آلات ارتباط جمعی، خصوصاً تلفن همراه در قالب ارسال پیامک و پُست‌ها و فیدهای اینترنتی رواج بیشتری به خود گرفت.
چنان که می‌دانید سابقاً نقل حدیث صرفاً از طریق علماء و بزرگانی صورت می‌گرفت که در حوزه علوم دینی تخصص‌های فراوانی داشتند که به آن‌ها در اصطلاح، مُحدّث می‌گفتند. آن بزرگواران برای نقل مطلبی از قول معصومین علیهم‌السلام دقت‌های فراوانی را روی متن و سند و دلالت احادیث لحاظ می‌کردند امّا امروزه شاهدیم عوام مردم با مراجعه به کتب روایی ترجمه شده به فارسی آن هم ترجمه‌هایی که خالی از اشکالات فراوان نیست و سند آن نیز حذف شده است بدون این که مسلّط به این فن باشند احادیث را ناخواسته تقطیع می‌کنند و برش می‌زنند. نتیجه آنکه چیزی در دین احداث می‌گردد و متأسفانه به معصومین علیهم‌السلام نسبت داده می‌شود که کاملاً مردود است و با مبانی متقن دین، در تعارض قرار دارد یا اینکه حداقل موجب استخفاف و سبک گرفتن دین می‌شود.
دو چیز اسلام را نابود می‌کند یکی بدعت و دیگری خرافه؛ در میان دو فرقه اصلی اهل اسلام، اهل سنت گرفتار بدعت شدند و بدین وسیله خود را استحاله نمودند از طرف دیگر ما شیعیان مبتلا به خرافات شدیم.
بدعت مربوط به علماء یک دین است و لذا اگر دینی مبتلاء به بدعت شد علماء آن دین، متهم خواهند بود. ولی خرافه را مردم وارد دین می‌کنند متأسفانه مکتب تشیع از خرافه دور نماند و دشمنان اسلام و تشیع برای بی‌ثمر کردن آموزه‌های عالی تشیع، انواع خرافات را به این دین، وصله کردند و این بار این مردم بودند که با احساساتی رفتار نمودن و با فاصله گرفتن از مسیر علماء، متوسل به خرافاتی شدند که چهره دین را کریه کردند.
یکی از آن خرافات که حد یقف ندارد و روز به روز بر آداب آن افزوده می‌شود خرافه بشارت حلول ماه ربیع است من خودم پذیرای مهمانی بودم که برای بشارت حلول ماه ربیع، ماشین گرفت و می‌گفت باید درب هفت مسجد را کوفته و بشارت حلول این ماه را به پیامبر بدهیم تا حاجتم روا شود.
آیا واقعاً چنین حدیثی در منابع روایی و جوامع حدیثی ما وجود خارجی دارد؟ پاسخ آن است که بله در این باب، تنها یک حدیث وجود دارد که در کتب متعدد نقل شده اما به دو دلیل نمی‌توان چنین برداشتی از حدیث داشت:
1. برش بخشی از حدیث و تمسک به آن و رها کردن بخش‌های دیگر، که در اصطلاح به آن تقطیع الحدیث گفته می‌شود.
2. ترسیم نکردن فضای واقعه و اینکه «سبب ورود حدیث» چه بوده است، «سبب ورود حدیث» معادل شأن نزول در تفسیر آیات قرآن است.
غافل از آن که دشمنان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام به کمک چنین خرافه‌ای ما را مشغول به کاری کردند که اصل قضیه یعنی حتمیّت ورود جناب اباذر رحمة الله علیه به عنوان یکی از صحابه بزرگ رسول خدا صلی الله علیه و آله و شخصی که حضرت راجع به او فرمودند: «یَا أَبَا ذَرٍّ، إِنَّکَ‌ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْت[1]» همچنین به عنوان یکی از اصلی‌ترین مدافعان حریم ولایت و امامت پس از رحلت نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله، مورد غفلت و بی‌توجهی قرار بگیرد که گرفت.
در واقع رواج آن باور غلط باعث شد محور اصلی حدیث یعنی معرفی جناب اباذر به عنوان مردی بهشتی به طور کل، فراموش شود.
سرآغاز و دست مایه این خرافه، حدیث معتبری است که شیخ صدوق یعنی همان محمد بن على‌ ابن بابویه در دو کتاب معتبر خود یکی معانی الاخبار[2] و دیگری علل الشرایع[3] ذکر نموده است.
اصل داستان بدین قرار است که:
روزی از روزها نبی مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله در مسجد قبا نشسته بودند در حالی که تعدادی از اصحاب آن بزرگوار نیز در جوار ایشان حضور داشتند.
در آن هنگام حضرت فرمودند: أَوَّلُ مَنْ یَدْخُلُ عَلَیْکُمُ السَّاعَةَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّة؛ یعنی اوّلین نفری که الان بر شما داخل بر مسجد می‌شود مردی است که اهل بهشت است.
برخی از همان افرادی که نزد پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله نشسته و این سخن را از ایشان شنیدند بلافاصله بلند شده و از مسجد خارج شدند به این امید که وقتی به مسجد بر می‌گردند اوّلین نفری باشند که بر حضرت وارد شده تا به عنوان مردی بهشتی به دیگران معرفی شوند.
پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله که متوجه قضیه شده بودند به بقیه اصحابی که در نزد ایشان حاضر بودند، فرمودند: اکنون جماعتی در حال سبقت گرفتن از یکدیگر، بر شما وارد خواهند شد ولی از میان آن‌ها، تنها آن کسی که پایان یافتن ماه آذار[4] را بر من بشارت دهد، اهل بهشت است.
ماه آذار، معادل ماه خرداد شمسی است که ظاهراً در آن سال با روز آخر ماه صفر، مقارن شده بود.
دقت کنید پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرمودند: «فقط کسی که» این فقط و حصر از تقدیم جار و مجرور بر عامل استفاده می‌شود زیرا طبق قواعد عرب، هرگاه جار و مجرور بر عامل، مقدم گردد افاده حصر خواهد داد. در حدیث مذکور حضرت می‌فرمایند: فَلَهُ الْجَنَّة؛ که لَهُ بر الجنَّة، مقدم شده و این معنا را می‌رساند که از آن جمع، فقط اوست که بهشتی خواهد بود.
خلاصه آن که جماعت برگشتند و وارد شدند و ابوذر رحمة الله علیه نیز همراه‌ آنان بود. امّا چون به جای یک نفر چندین نفر با هم وارد مسجد شده بودند دقیقاً مشخص نشد چه کسی اوّلین نفری بود که وارد بر مسجد شده لذا حضرت سؤال کردند: فِی أَیِّ شَهْرٍ نَحْنُ مِنَ الشُّهُورِ الرُّومِیَّةِ؟ در کدام ‌یک از ماه‌های رومی هستیم؟ از میان آن عده تنها ابوذر بود که پاسخ داد: قَدْ خَرَجَ آذَارُ؛ یعنی یا رسول الله! ماه آذار به پایان رسیده است.
حضرت فرمودند: قَدْ عَلِمْتُ ذَلِکَ یَا أَبَاذَرٍّ؛ ای اباذر! من این مسأله را می‌دانستم. وَ لَکِنِّی أَحْبَبْتُ أَنْ یَعْلَمَ قُومِی أَنَّکَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْجَنَّةِ؛ ولی دوست داشتم قوم من بدانند که تو مردی از اهل بهشتی.
در واقع از اینجا به بعد، محور اصلی حدیث آغاز می‌شود ولی متأسفانه دشمن، چنان دست ما را به این خرافه بند کرد که اصل حدیث تماماً به فراموشی سپرده شد.
در ادامه، خود حضرت تصریح کرده و می‌فرمایند: این ماجرا یعنی ورود به بهشت و خبر از پایان ماه آذار، هیچ موضوعیتی نداشته بلکه من می‌خواستم به نحوی از انحاء، بر مردم و صحابه معلوم شود که ابوذر غفاری مردی از اهل بهشت است.
جالب این که بر خلاف نظریه اهل سنت که همه صحابه را عادل و اهل بهشت می‌دانند رفتار پیامبر اسلام صلوات الله علیه و آله چیز دیگری را می‌رساند زیرا وقتی چندین تن از صحابه، همزمان وارد مسجد می‌شوند حضرت همه را مردانی از اهل بهشت معرفی نکرده بلکه دایره را آن‌قدر تنگ‌تر می‌کند تا از میان آنان تنها همان یک نفر و لا غیر، در آید و در واقع کسانی که برای این منظور از مسجد خارج شده بودند تا جزء اولین نفری باشند که بر اهل مسجد وارد شده و خود را اهل بهشت معرفی کنند این حادثه به ضررشان تمام شد زیرا از حصرِ در کلامِ حضرت، نتیجه می‌گیریم آنان در زمره اهل بهشت نبودند.
سپس حضرت می‌فرمایند: کَیْفَ لَا تَکُونُ کَذَلِکَ؛ چگونه این چنین نباشد! وَ أَنْتَ الْمَطْرُودُ مِنْ حَرَمِی بَعْدِی لِمَحَبَّتِکَ لِأَهْلِ بَیْتِی؛ در حالی که تو بعد از رحلت من به خاطر محبتی که به اهل بیتم داری از مدینه تبعید خواهی شد. فَتَعِیشُ وَحْدَکَ وَ تَمُوتُ وَحْدَکَ؛ تو تنها زندگی خواهی کرد و در تنهایی خواهی مُرد.
در ادامه این حدیث، حضرت فضیلت دیگری را امّا این بار برای مالک اشتر یعنی صحابی خاص امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام به صورت مبهم بیان کرده و می‌فرمایند: وَ یَسْعَدُ بِکَ قَوْمٌ یَتَوَلَّوْنَ تَجْهِیزَکَ وَ دَفْنَکَ أُولَئِکَ رُفَقَائِی فِی الْجَنَّةِ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُون؛ ای اباذر! کسانی که امر تجهیز و تدفین تو را به عهده می‌گیرند به جهت جاه و جلال در بهشت و در زمره رفقاء من محسوب خواهند شد همان بهشت جاویدی که خدای متعال وعده آن را به متقین داده است. زیرا چنانچه شیخ حر عاملى‌ در کتاب إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات‌ آورده مالک اشتر و برخی از همراهان او بودند که ابوذر را که در سرزمین ربذه فوت کرده بود تجهیز و تکفین کرده و به خاک سپردند[5].

نتیجه:
با توجه به این که تنها حدیثی که پیرامون این موضوع وجود دارد همین یک خبر است وقتی انسانِ بی غرضی، متن کامل آن را مورد مطالعه قرار می‌دهد به این باور اذعان می‌کند که بشارت پایان ماه صفر و حلول ماه بعدی هیچ موضوعیتی در بشارت به بهشت نداشته است. اتفاقاً اگر هم کسی بخواهد آن را ملاک عمل قرار دهد باید بشارت پایان خرداد و حلول ماه تیر را مد نظر قرار دهد چون حضرت فرمودند: کسی که بشارت خروج ماه آذار یعنی ماه خرداد را بدهد بهشتی است نه ماه صفر. و لذا اگر هم قرار است خرافه‌ای در این باره شکل بگیرد باید خرافه بشارت به حلول ماه تیر و خروج از خرداد ملاک عمل قرار بگیرد. اضافه بر آن که حضرت دو مشخصه برای معرفی چنین شخصی بیان کرده بودند که هیچ کدام به تنهایی کفایت نمی‌کرد یکی اولین شخص که به مسجد وارد می‌شود و دیگری خبر از پایان ماه آذار و عجیب آن که برخی به جای عمل به وظیفه و تکلیف دینی، هنوز پس از سال‌ها در صدد آن هستند که اولین نفری باشند که در آن روز بر حضرت رسول صلوات الله علیه و آله و دیگر اصحاب در مسجد قبا وارد شدند.

پی‌نوشت‌ها:
1. بحار الأنوار، 74/74
2. معانی الأخبار، صفحه 204 تا 205
3. علل الشرائع‌، صفحه 175 تا 176
4. آذار و أذار: شهر بعد شباط و قیل نیسان، عدد أیامه 31 و هو الثالث من السنة الشمسیة. (معانی الأخبار، صفحه 204)
5. إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات‌، 1/314

منابع:
1. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‌؛ (1403ق.) بحار الأنوار، محقّق: جمعى از محققان‌، بیروت، انتشارات دار إحیاء التراث العربی‌، چاپ دوم.‌
2. ابن بابویه، محمد بن على‌؛ (1403ق.) معانی الأخبار ، محقق: على اکبر غفارى، قُم، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‌، چاپ اوّل.‌
3. ابن بابویه، محمد بن على‌؛ (1385) علل الشرائع‌ ، قُم، انتشارات کتاب‌ فروشى داورى‌، چاپ اوّل‌.
4. شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‌؛ (1425ق) إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات‌، بیروت، انتشارات اعلمى‌، چاپ اوّل.‌

کلمات کلیدی : 
ابوذر غفاری , بدعت , بشارت بهشت , بشارت ربیع , حدیث , مسجد قبا , حلول ماه ربیع , خرافه , سنت , مالک اشتر , ماه نحس , پایان ماه صفر , منتظران
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیا این که در شب اول ربیع الاول، شبانه به مسجد برویم و برای فرج دعا کنیم، بدعت است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
آیا این که بعضی از افراد در شب اول ربیع الاول، شبانه به مسجد می‌روند و آرزو و دعا می‌کنند، بدعت در دین نیست؟ آیا سند روایی دارد؟ آیا این حدیث که هر کس به من بشارت ماه ربیع را بدهد من او را به بهشت مژده خواهم داد، از پیامبر اکرم(ص) است؟ 

پاسخ:
ماه ربیع الاول بهار ماه‌ها است. با حلول این ماه، ماه پر از حزن و اندوه صفر که ماه مصیبت‌های بزرگ اهل بیت رسول خدا(ص) بود به پایان رسیده است. اوج مصیبت ماه صفر در دهه سوم آن است. با اربعین شروع می‌شود و به ایام رحلت حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) و شهادت سبط اکبرش، حضرت امام حسن مجتبی (ع) و غروب خورشید طوس، حضرت علی بن موسی الرضا(ع) ختم می‌شود. و از طرف دیگر در این ماه میلاد رسول خدا(ص) که رحمة للعالمین است، واقع شده است و می‌توان ادعا کرد از اول آفرینش زمین رحمتی مانند آن بر زمین فرود نیامده است؛ زیرا برتری این رحمت بر سایر رحمت‌های الهی مانند برتری رسول خدا بر سایر مخلوقات است[1].
اول ربیع الاول به نقل منابع تاریخی روز هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه است[2] هم از این جهت و هم از جهت این که مولودهای با برکتی در آن واقع شده است بسیار مبارک و میمون است.
سید بن طاووس در کتاب الاقبال در فضیلت این ماه جملاتی آورده است و از اتفاقات مبارک این ماه، هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه و سلامت ایشان از نیرنگ دشمنان برای قتل ایشان در شب لیلة المبیت را بر شمرده است و نماز شکر را به نشانه شکر گذاری از خدا در این روز مناسب می‌داند و از قول شیخ مفید نقل کرده است که روزۀ این روز به دلیل موفقیت پیامبر اکرم(ص) و نجات ایشان از دست دشمنان مستحب است و در نهایت دعایی برای این روز نقل کرده‌اند.[3]
مرحوم جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبات نوشته است: "این ماه همان گونه که از اسم آن پیداست بهار ماه‌ ها است، به جهت این که آثار رحمت خداوند در آن هویداست. در این ماه ذخایر برکات خداوند و نورهاى زیبای او بر زمین فرود آمده است؛ زیرا میلاد رسول خدا(ص) در این ماه است و مى‌‌توان ادعا کرد از اول آفرینش زمین رحمتى مانند آن بر زمین فرود نیامده است ... بر مسلمان مراقب واجب است با تمام تلاش خود در شکرگزارى این نعمت بزرگ کوشش و سعى کند..."[4].
شیخ عباس قمی نیز در مفاتیح در اعمال ماه ربیع الاول آورده است: "روز اول علما گفته‌اند مستحب است که براى تشکر نعمت سلامتى رسول خدا(ص) و امیرالمؤمنین(ع) روزه بدارند و زیارت آن دو بزرگوار در این روز مناسب است".‌[5]
در کتب ادعیه و روایات چیز دیگری در اعمال شب و روز اول ماه ربیع الاول، غیر از آنچه که بیان گردید، یافت نشد، اما عدم وجود روایت در بارۀ اعمال خیر و مستحبات در منابع دینی، دلیل بر بدعت بودن انجام آنها نیست؛ زیرا انجام همه کارهای خیر از جمله حضور در مسجد، عبادت، دعا و مناجات با خدا در هر زمان مستحب و پسندیده است و انجام آنها با قصد قربت و به امید ثواب هیچ اشکالی ندارد، اما در صورتی که به دروغ عمل خاصی (هر چند پسندیده را) به دین نسبت دهند، بدعت و حرام خواهد بود؛ زیرا بدعت در دین و شرع به معنای "نسبت دادن چیزی به دین در حالی که در واقع جزء دین و شریعت نیست"، می‌باشد.
اما در مورد مژده بهشت دادن پیامبر اکرم(ص) به کسی که بشارت ماه ربیع را بدهد، ما در منابع شیعی حدیثی در این باره پیدا نکردیم.
متأسفانه یکی از باورهای غلطی که در فرهنگ دینی ما مسلمانان، خوب جا باز کرده مسئله بشارت حلول ربیع الاوّل به پیامبر اکرم(ص) و در ازاء آن، بشارت ورود به بهشت از طرف ایشان و یا استجابت دعا و برآورده شدن حاجات است. این مسئله بعد از تقویت ابزار آلات ارتباط جمعی، خصوصاً تلفن همراه در قالب ارسال پیامک و پُست‌ها و فیدهای اینترنتی رواج بیشتری به خود گرفت.
چنان که می‌دانید سابقاً نقل حدیث صرفاً از طریق علماء و بزرگانی صورت می‌گرفت که در حوزه علوم دینی تخصص‌های فراوانی داشتند که به آن‌ها در اصطلاح، مُحدّث می‌گفتند. آن بزرگواران برای نقل مطلبی از قول معصومین(ع) دقت‌های فراوانی را روی متن و سند و دلالت احادیث لحاظ می‌کردند امّا امروزه شاهدیم عوام مردم با مراجعه به کتب روایی ترجمه شده به فارسی آن هم ترجمه‌هایی که خالی از اشکالات فراوان نیست و سند آن نیز حذف شده است بدون این که مسلّط به این فن باشند احادیث را ناخواسته تقطیع می‌کنند و برش می‌زنند. نتیجه آن که چیزی در دین احداث می‌گردد و متأسفانه به معصومین(ع) نسبت داده می‌شود که کاملاً مردود است و با مبانی متقن دین، در تعارض قرار دارد یا این که حداقل موجب استخفاف و سبک گرفتن دین می‌شود.

پی نوشتها:
[1]. ملکی تبریزی(ره)، میرزا جواد آقا، المراقبات.
[2].مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 55، ص367، مؤسسة الوفاء، بیروت، سال 1404ه ق.
[3]. علی بن موسی بن طاووس، الاقبال بالاعمال، ج 3، ص 105، (المکتبة الإعلانات الإسلامیة)دفتر تبلیغات اسلامی، 1377 ه ش.
[4].ملکی تبریزی، جواد، محدث بندر ریگی، ابراهیم، ترجمه المراقبات ص 65، انتشارات اخلاق، سال 1376ه ش.
[5].قمی، عباس، مفاتیح الجنان ص 295، اسوه.

کلمات کلیدی : 
دعا , مسجد , بدعت , شب اول ربیع الاول , بشارت ماه ربیع الاول , مژده بهشت , حدیث , دعا برای فرج
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
عوامل و آثار غفلت از حضور امام زمان (عج) چیست؟

پاسخ : 
نخستین و مهم ترین وظیفه انسان، شناخت پروردگار و آفریننده خویش است و از نظر گاه روایات راه معرفت خدا و اوصاف او شناخت اولیای خدا و امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ است، چون انها مظهر اسماء و صفات الهی و آینه جمال و جلال پروردگارند. معصومین (ع) انسان های کاملی اند که خداوند آنان را خلیفه و نماینده خود در زمین قرار داده و اراده کرده است که با آنان شناخته شود و از مسیر اطاعت آن ها، اطاعت شود و ثواب و عقاب را نیز بر مدار اعتقاد و اطاعت آنان قرار داده است. وقتی از امام حسین ـ علیه السلام ـ درباره معرفت خدا و چگونگی آن سوال شد، حضرت فرمود: معرفة اهل کل زمان امامهم الذی یجب علیهم طاعته» (1) «مراد از شناخت خدا شناخت اهل هر زمانی نسبت به امام خویشتن است، آن امامی که اطاعت او بر آنان واجب است».
بنابر این معرفت و آگاهی به امام زمان ـ علیه السلام ـ لازم است و غفلت از آن حضرت نیز موجب خروج از جاده صحیح زندگی و نرسیدن به سعادتی که خداوند برای انسان رقم زده و گمراهی و شقاوت می شود و این غفلت در اثر برخی عوامل ایجاد می شود که به قسمتی از آن عوامل می پردازیم:

1. هواپرستی
شیطان دشمن انسان است و کارش اغوا و گمراه سازی است اگر شیطان همنشین و رفیق انسان گردد یا بر او مسلط شود او را بر گناه و نافرمانی خدا و دوری از اولیا خدا تحریک می کند و سرانجام او را از راه حق و طریق انبیاء الهی و از صراط مستقیم که امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: منظور راه و شناخت امام است (2) منحرف ساخته و انسان را دچار غفلت از خداوند و دوری از امام زمان ـ علیه السلام ـ می کند.

2. گناه و معصیت
نفس انسان به حسب طبیعت اصلیش دارای صفا و جلاء است که حقیقت را درک می کند، حق و باطل، تقوا و فجور را متمایز از هم می بیند چنانکه قرآن کریم می فرماید: فالهمها فجورها و تقواها(3) (خدا خوبی ها و بدی های نفس را به آن الهام نموده است» اما گناه تدریجا این طبیعت اولی را از بین می برد و نفس به گونه ای می شود که باطل و پلیدی را زیبا می بیند و اولیاء و ائمه ـ علیهم السلام ـ را حقیر و کم بها می انگارد، سرمایه داران و ثروت مندان و زور مداران را بزرگ می شمرد و در یک کلمه فسق و فجور را بر تقوا و فضیلت.
چنین کسی دارای انحراف دل است و این انحراف حاصل اعمال بد و گناه و معصیت است.

3. دنیا طلبی
دنیا پدیده ای است آفریده ی خداوند که برای استفاده و بهره وری انسان ها خلق شده است، تا انسان در سایه مواهب طبیعی آن مسیر تکامل را طی نماید. اما کوشش برای توسعه زندگی و افزایش ثروت تا جائی مطلوب است که عناوینی دیگر مثل راحت طلبی و تجمل پرستی، برتری طلبی و فزون خواهی صدق نکند اگر یکی از عناوین یاد شده بر آن منطبق شد یا انسان را از وصول به زندگی معنوی محروم ساخت قطعا ناپسند است و باعث غفلت انسان از خداوند و ولی خدا امام عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ خواهد شد.

4. رواج مفاسد اخلاقی
غریزه جنسی نیروئی است سرکش و آتشی است سوزان که بطور نامرئی در درون همه به خصوص جوانان شعله می زند، این نیروی شگرف اگر در کانال صحیح و کادر قانون مورد بهره برداری قرار گیرد، نتیجه اش بقاء نسل، گرمی کانون خانواده، زندگی پر از صفا و محبت و خلاصه سعادت و نیک بختی است و اگر به طور مهار گسیخته و هوس های شیطانی در آید زندگی معنوی خود را از دست می دهد و دچار غفلت از خدا و اولیای خدا می گردد همانطور که امام علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: ابتدای شهوت شادی است و پایان آن هلاکت و نابودی است. (4)

5. همنشینی با گناهکاران
دوستی و رفاقت با افراد شایسته یکی از عوامل بزرگ خوشبختی و سعادت و ... و همنشینی و رفاقت با اشخاص آلوده و ناپاک، یکی از علل سقوط و تیره روزی افراد به شمار می رود. امام ششم فرمود: پدرم در ضمن مواعظ خود به من فرمود: پسرم! هر کس با بدان بنشیند، از گزند آنان محفوظ نمی ماند و هر کس در اماکن نامناسب قدم بگذارد، بد نام می شود. (5)

6. نداشتن الگو و رهبر الهی
به تعبیر جامعه شناسان، انسان ها به دلایل مختلف عموما خود را در زمینه هایی با عده ای مقایسه و ارزیابی می کنند در این فرایند، انسان ارزش و استاندارد های افراد یا گروه های دیگر را به عنوان یک قالب مقایسه ای مرجع می گیرد. برای یک نظام اجتماعی پایدار وضعیت ایده آل آن است که گروهی که انسان به آن تعلق دارد گروه مرجع مثبت باشد و پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نیز اهل بیت خود را به مثابه گروه مرجع به امت معرفی کرده است تا در زندگی فردی و اجتماعی دچار سردرگمی نشوند و به جای سعادت و کمال مسیر ضلالت و گمراهی را پیش نگیرند اما صد افسوس که دشمنان تلاش می کنند تا آن جا که ممکن است امت را از خاندان عصمت دور نگه دارند و دچار غفلت و گمراهی نمایند.

7. عدم بصیرت و رشد فکری
بصیرت و رشد فکری یکی از ویژگی های یاران خوب امامان معصوم ـ علیهم السلام ـ بوده تا با شناخت عمیق از حجت الهی و حق و باطل به امام بپیوندد و به سمت جبهه باطل نرود و سر در گم و گمراه و غافل نشود.
البته عوامل دیگری نیز باعث غفلت از حضور امام زمان ـ علیه السلام ـ هست که از حوصله مقاله ما خارج است .

آثار فردی و اجتماعی غفلت

الف: آثار فردی غفلت از امام زمان علیه السلام :

1. ناامیدی و یأس
نومیدی و یأس انسان را تدریجا به سوی فساد و همرنگی با محیط می کشاند و نمی تواند خود را به صورت یک اقلیت صالح در برابر اکثریت ناسالم حفظ کند و همرنگ جماعت نشدن را موجب رسوایی می داند.این یکی از اثار غفلت از اصلاح جامعه ومصلح الهی وقیام نجات بخش او می باشد. پس تنها چیزی که می تواند به انسان روح امید بدمد و نگذارد در محیط فاسد حل شود امید به مصلح جهانی است، هنگامی که روزنه امید برای او گشوده شود امید به تغییر وضع موجود، نقطه عطفی در زندگی او ایجاد می کند و چه بسا او را به توقف کردن در مسیر گناه و بازگشت به سوی پاکی و اصلاح دعوت می نماید.

2. احساس بیهودگی و پوچی
انسان منتظر باور قطعی دارد که تنها نظام اجتماعی عادلانه ای که به تمام خواسته های مشروع بشری پاسخ داده و منصفانه ترین قوانین را برای انسان ها آماده کرده است نظام حکومتی اسلام و قانون الهی قرآن است و زیباترین آن در عصر ظهور حضرت ولی عصر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ تحقق خواهد یافت و این باعث نشاط زندگی می شود و زندگی را ارزشی کرده و انسان را از بیهودگی نجات می بخشد.بر خلاف افراد و گروه های که از چنین اینده ای درخشانی غافل اند ونتیجه ای ان جز احساس بیهودگی وپوچی در زندگی چیزی دیگری نخواهد بود.

3. عدم اصلاح خویش
آن کس که منتظر مصلح است، در اصلاح خود می کوشد تا برای جامعه ایمانی عنصری مفید، موثر و کارآمد باشد البته نکته مهم اینجا است که منتظر واقعی برای چنان برنامه مهمی هرگز نمی تواند نقش تماشاچی را داشته باشد باید حتما در صف اصلاح طلبان قرار گیرد.در قبال افراد و مجموعه های که غافل از این امر مهم وحیاتی هستند وبر اثر پندار باطل و توهم واهی گرفتار منجلاب وضعیت موجود گردیده واز اصلاح و خود سازی فردی واجتماعی دور می گردند (6). و آثار متعدد دیگر مانند:
حل شدن در فساد محیط، کوری دل، مردن قلب، قساوت قلب، ناآرامی روحی و زیانکاری و غیره ... که از حوصله بحث ما خارج است.

ب: آثار اجتماعی غفلت از امام زمان علیه السلام :

1. فساد جامعه
هنگامی که فساد فراگیر می شود و اکثریت یا جمع کثیری را به آلودگی می کشاند گاهی افراد پاک در بن بست سخت روانی قرار می گیرند بن بستی که از یأس در اصلاحات سرچشمه می گیرد و منجر به گسترش فساد وتباهی بیشتر می گردد. تنها چیزی که می تواند در انها روح امید بدمد و به مقاومت و خویشتن داری دعوت کند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند امید به اصلاح نهایی و مصلح جهانی است.

2. همکاری با ستمگران و ظالمان
یکی از اثار سوء غفلت از امام زمان(عج)وبرنامه های نجات بخش ان بزرگوار گرفتار شدن در دام طاغوت وستم گران زمان می باشد.همان گونه که شناخت و اعتقاد به امام زمان ـ علیه السلام ـ مانع از همکاری شخص معتقد با ستمگران و ظالمان می شود و در برابر حکومت های فاسد تا حد توان پایداری می کند چون او منتظر امامی است که هرگز با ظلم و ستم سازش نکرده بلکه برای عدالت گستری قیام خواهد کرد.

3. دوری از مدینه فاضله
یکی از تبعات آشکار غفلت وبیگانگی از امام زمان وآرمان های جهان شمول وعدالت گستر ان حضرت محرومیت جهانیان از برکات مدینه فاضله مهدوی و گرفتار شدن مردم به شعارهای دو مکتب لیبرال دموکراسی غرب و کمونیسم شرق می باشند که سالیان متمادی بر افکار و اندیشه سیاسی جوامع بشری تأثیر گذاشته بودند ولی به مرور زمان یکی پس از دیگری ناکارآمدی خود را نشان دادند و نه تنها بشر را نجات نداده بلکه او را در گردابی از بحران های معرفتی و اخلاقی، روانی و تکنولوژی و غیره گرفتار کرده است. بشر امروزه با تجربه گذشته عطش یک طرح و نگاه جدید به جهان هستی دارد و چیزی نمی تواند او را سیراب کند مگر طرح (مدینه فاضله مهدوی) نظریه مهدویت یک نظریه جهانی است و این اندیشه نوین برای جهان و اداره آن برنامه و طرح بنیادین و کارساز دارد.
و سخن پایانی اینکه غفلت از وجود مقدس ولی عصر وحاکم الهی نتیجه و اثری ندارد جز:
1. مردن روح جهاد و شهادت در جامعه
2. افول غیرت دینی.
3. حاکمیت مستکبرین.
4. عدم امنیت و صلح جهانی.
5. سرکوب انقلاب ها.
6. قبول اسلام آمریکائی.
7. سرنگونی حکومت صالحان در جهان.
8. ظلم به مستضعفین.

پی نوشتها:
1. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج1، ص 9، ح 1، چاپ اسلامیه.
2. تفسیر نور الثقلین، ج1، ص 20، نقل از نفسیر نمونه، ج1، ص 251، چاپخانه مدرسه امیر المومنین ـ علیه السلام ـ قم، 1367، آیت الله مکارم شیرازی.
3. سوره شمس آیه 8.
4. نهج البلاغه، حکمت 433، فیض الاسلام، چاپ اسلامیه، غرر الحکم شماره 6946.
5. خصال،شیخ صدوق، جلد اول، صفحه 80، چاپ اسلامیه، 1360.
6. حکومت جهانی مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ آیت الله مکارم، ص 105، چاپ علمیه، قم، 1375.

کلمات کلیدی : 
غفلت از امام زمان , هواپرستی , گناه , دنیا طلبی , مفاسد اخلاقی , عدم بصیرت , احساس بیهودگی , احساس پوچی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
بنا بر آیات قرآن، آیا امامت حضرت مهدی(عج) در کودکی صحیح است؟

پاسخ : 
شرح پرسش:
بنا بر آیات شریفه قرآن کریم آیا امامت و نبوت کودک ممکن یا جایز است؟ آیا امامت حضرت مهدی(عج) در کودکی صحیح است؟

پاسخ:
از نظر قرآن امامت، نبوت و ولایت در سنین کودکی نه‌تنها امری ممکن است بلکه از وقوع آن نیز خبر داده است.
الف. خداوند متعال خطاب به حضرت یحیی می‌فرماید: «یَا یَحْیَىٰ خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا»؛(۱) «ای یحیی! تو کتاب آسمانی ما را به قوت فراگیر و به او در کودکی مقام نبوت دادیم».
فخر رازی دربارۀ حکمی که خداوند به حضرت‌ یحیی(ع) داد می‌گوید: «مراد از حکم در آیۀ شریفه، همان نبوت است؛ زیرا خداوند متعال عقل او را در کودکی محکم و کامل کرد و به او وحی فرستاد، چرا که خداوند حضرت‌ یحیی و عیسی را در کودکی به پیامبری برگزید، برخلاف حضرت‌ موسی و محمد(ص) که آنان را در بزرگ‌سالی به رسالت مبعوث نمود.»(۲)
ب. و نیز در مورد حضرت‌ عیسی(ع) می‌فرماید: «فَأَشَارَ‌تْ إِلَیْهِ قَالُوا کَیْفَ نُکَلِّمُ مَن کَانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّـهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا»(۳) «مریم [در پاسخ به ملامت‌گران] به طفل اشاره کرد. آن‌ها گفتند چگونه با طفل گهواره‌ای سخن گوییم؟ آن طفل گفت: همانا من بندۀ خدایم که مرا کتاب آسمانی و شرف نبوت عطا فرمود...».
قندوزی حنفی بعد از ذکر ولادت امام‌ مهدی(ع) می‌نویسد: «گفته‌اند که خداوند تبارک و تعالی او را در سن طفولیت حکمت و فصل‌الخطاب عنایت نمود، و او را نشانه‌ای برای عالمیان قرار داد، همان‌گونه که در شأن حضرت‌ یحیی فرمود: «یا یحیی خُذِ الکتاب بقوةٍ و آتیناهُ الحُکمَ صبیًّا». 
و نیز در شأن حضرت‌عیسی(ع) فرمود: «قالوا کیف نُکَلِمُ من کان فی المَهد صَبیاً* قال انی عبدالله آتانِیَ الکِتابَ و جَعَلَنی نَبیّاً». خداوند، عمر حضرت‌ مهدی(ع) را به مانند عمر حضرت خضر طولانی گردانید».(۴)
قطب راوندی و دیگران با سند از یزید کناسی نقل کرده‌اند که از حضرت‌ ابی‌ جعفر(ع) سؤال کردم: قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّـهِ آتَانِیَ الْکِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا وَجَعَلَنِی مُبَارَ‌کًا أَیْنَ مَا کُنتُ وَأَوْصَانِی بِالصَّلَاةِ وَالزَّکَاةِ مَا دُمْتُ حَیًّا(۵) قلت: فکان یومئذ حجة الله علی زکریا فی تلک الحال و هو فی المهد؟ فقال: کان عیسی فی تلک الحال آیة للناس و رحمة من الله لمریم حین تکلم فعبر عنها و کان نبیا حجة علی من سمع کلامه فی تلک الحال، ثم صمت فلم یتکلم حتی مضیت له سنتان و کان زکریا الحجة لله عزوجل علی الناس بعد صمت عیسی بسنتین ثم مات زکریا فورثه ابنه یحیی الکتاب و الحکمة و هو صبی صغیر، اما تسمع لقوله عزوجل: یَا یَحْیَىٰ خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّةٍ وَآتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا(۶) فلما بلغ عیسی(ع) سبع سنین تکلم بالنبوة و الرسالة حین اوحی الله تعالی الیه، فکان عیسی الحجة علی یحیی و علی الناس اجمعین و لیس تبقی الارض یا اباخالد یوما واحدا بغیر حجة لله علی الناس منذ یوم خلق‌الله آدم(ع)...»؛(۷) «آیا عیسی(ع) هنگامی که در گهواره سخن گفت حجت خدا بر اهل زمان خود بود؟ حضرت فرمود: «عیسی در آن روز پیامبر و حجت غیر مرسل خدا بود. آیا نشنیده‌ای قول خدا را هنگامی که فرمود: «من بندۀ خدایم، او کتاب [آسمانی] به من داده و مرا پیامبر قرار داده است. و مرا ـ هرجا که باشم ـ وجودی پربرکت قرار داده و تا زمانی‌که زنده‌ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است.» 
عرض کردم: پس در آن روز عیسی حجت خدا بر زکریا در آن حال بود، درحالی‌که در گهواره به سر می‌برد؟ 
حضرت فرمود: عیسی در آن حال نشانه‌ای برای مردم و رحمتی از جانب خدا برای مریم بود، آن هنگامی‌که سخن گفت و از او تعبیر کرد. (و نیز) پیامبر و حجت بود بر هر که کلام او را در آن حال شنید. سپس عیسی ساکت شد و تا دو سال با کسی سخن نگفت، و در این مدت زکریا حجت بر مردم بود. پس از فوت او یحیی(ع) در سنین کودکی وارث کتاب و حکمت شد. آیا نشنیده‌ای قول خداوند عزوجل را که فرمود: «ای یحیی! کتاب [خدا] را با قوت بگیر! و ما فرمان نبوت [و عقل کافی] در کودکی به او دادیم.» عیسی وقتی به هفت‌ سالگی رسید با اولین وحی که بر او نازل شد خبر از نبوت خود داد. در این هنگام او حجت بر یحیی و تمام مردم شد. ای اباخالد! از هنگام خلقت آدم، حتی یک روز نیز زمین خالی از حجت خدا بر مردم نبوده است...».
کسی اشکال نکند که درمورد حضرت‌ عیسی اگرچه قرآن لفظ ماضی را به کار برده ولی درحقیقت به معنای مضارع و زمان آینده است. زیرا در جواب می‌گوییم:
اولاً: این احتمال خلاف ظاهر لفظ ماضی است و حمل بر خلاف آن احتیاج به دلیل و قرینه دارد درحالی‌که قرینه‌ای در بین نیست.
ثانیاً: فرق است بین نبی و رسول، درمورد قصۀ حضرت‌ عیسی تعبیر نبی آمده نه رسول، و لذا ممکن است که طفلی در سنین کودکی به مقام نبوت رسیده باشد گرچه به‌جهت طفولیت هنوز به مقام رسالت نرسیده است.

پی‌نوشت‌ها:
۱. مریم، ۱۲.
۲. تفسیر فخر رازی، ج۱۱، ص۱۹۲.
۳. مریم ۲۹ و ۳۰.
۴. ینابیع المودة، ص۴۵۴.
۵. مریم، ۳۰ و ۳۱.
۶. مریم، ۱۲.
۷. کافی، ج۱، ص۳۸۲، ح۱. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
قرآن کریم , امامت , نبوت , امامت کودک , ولایت , حجت خدا , حضرت عیسی
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیه «استضعاف» چگونه بر ظهور حضرت‌ مهدی‌ علیه‌ السلام دلالت دارد؟

پاسخ : 
خداوند متعال می‌فرماید: «وَ نُریدُ اَنَّ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضعِفُوا فِی الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثینَ(۱)؛ ارادۀ ما بر این قرار گرفته که بر مستضعفین زمین منت بگذاریم و آن‌ها را پیشوایان و وارثین [روی زمین قرار] دهیم.»
مطابق سیاق آیۀ فوق، مفسران اهل‌ سنت و شیعه، شأن نزول آیه را مربوط به قوم بنی‌اسرائیل می‌دانند(۲)، آنان بودند که روی زمین به استضعاف کشیده شد و خداوند آن‌ها را بر فرعونیان پیروز گرداند، ولی ظاهر آیه دلالت بر قانون کلی و اراده و مشیت همیشگی خداوند نسبت به مستضعفین تا روز قیامت دارد. خداوند اراده کرده که به‌حسب شرایط خاص، مستضعفین را بر مستکبرین عالم پیروز گرداند، که‌ نمونه‌ای از آن، تحقق مشیت الهی نسبت به پیروزی بنی‌اسرائیل و زوال حکومت فرعونیان بود. نمونۀ کامل‌تر آن حکومت پیامبر اسلام بعد از ظهور اسلام است. و مطابق روایات اسلامی مصداق کامل‌تر از همۀ حکومت‌ها، حکومت حضرت‌ مهدی‌ علیه‌السلام در عصر ظهور است، که خداوند حکومت او را که همان حکومت مستضعفین است در سرتاسر گیتی گسترش خواهد داد و کرۀ زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. این معنا را می‌توان از قرائنی به‌دست آورد:
۱. ارادۀ خداوند در آیه به صیغۀ مضارع «نرید» آمده که دلالت بر استمرار دارد.
۲. ارادۀ حتمی الهی بر عنوان «مستضعفین» وارد شده، و مستضعفین بنی‌اسرائیل خصوصیت ندارند.
۳. روایاتی که از طرق شیعه و سنی در ذیل آیه وارد شده دلالت بر عمومیت این سنت الهی دارد:
امام‌ صادق‌ علیه‌السلام فرمود: «همانا این آیه مخصوص به صاحب امری است که در آخرالزمان ظهور کرده و جباران و فرعونیان را نابود خواهد کرد، او شرق و غرب زمین را مالک می‌شود پس زمین را پر از عدل می‌کند همان‌گونه که پر از ظلم شده باشد.»(۳)
حضرت‌ علی‌ علیه‌السلام نیز فرمود: «دنیا بعد از آن که در برابر ما همچون شتر بدخلق چموشی و سرکشی کرد. به‌سوی ما روی می‌آورد و در برابر ما رام می‌شود. آن گاه این آیه را تلاوت نمود: «وَ نُریدُ اَنَّ نَمُنَّ...»(۴)

پی‌نوشت‌ها:
۱. سوره قصص، آیه ۵.
۲. مجمع‌البیان، ج ۷ - ۸، ص ۳۷۵ ؛ درالمنثور، ج ۶، ص ۳۹۲.
۳. تفسیر برهان، ج ۶، ص ۵۸.
۴. شواهدالتنزیل، ج۱ ، ص ۴۳۸، ح ۵۹ ؛ ینابیع‌المودة، ص ۴۳۷. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
آیه استضعاف , ظهور , حضرت‌ مهدی‌ , مستضعفین , مشیت الهی , عصر ظهور , حکومت حضرت‌ مهدی‌
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا به امام زمان علیه السلام، قائم آل محمد گفته می‌شود؟

پاسخ : 
یونس بن عبدالرحمن از امام کاظم (ع) پرسید: آیا شما همان قائم به حق هستید؟ امام کاظم (ع) فرمودند: «آری، من قائم به حق هستم، اما آن قائم به حقی که زمین را از دشمنان خداپاک می کند و آن را پر از عدل و داد می کند، پس از آن که پر از ظلم و جور شده است، او پنجمین فرزند از اولاد من است که غیبتش طولانی خواهد شد».(۱)
عبدالعظیم حسنی به امام جواد (ع) گفت: من امیدوارم که تو همان قائم از اهل بیت باشی که زمین را پر از عدل و داد می کند، همان گونه که پر از جور و ستم شده است. آن حضرت در پاسخ او فرمود: «ای ابوالقاسم! هریک از ما قائم به امر خدا و هدایت کننده به سوی دین می باشد، اما آن قائمی که خداوند به وسیله او زمین را از اهل کفر پاک می گرداند، همان است که ولادتش بر مردم مخفی شده است و ازنظرها غایب خواهد شد».(۲)
باعنایت به این که تمام معصومین علیهم السلام دارای این صفت هستند، اما این لقب مخصوص امام زمان (ع) است و تقریباً در تمام احادیثی که نام ایشان را می برند، این لقب درباره وجود مقدّس امام زمان (ع) به کار رفته است. درشرح این لقب سخنانی گفته شده است که به جهت اختصار، به چند سخن بسنده می‌کنیم:

۱- قیام و حمایت از دین
امام حسین (ع) فرمود: «مرد عربی پس از مسلمان شدن، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پرسید: آیا پس از تو پیامبری هست؟ حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمو: نه، من خاتم پیامبران هستم، اما بدان که پس از من امامانی از نسل من خواهند بود که قائم به قسط می باشند و تعدادشان همان تعداد نقبای بنی اسرائیل می باشد.اولین نفر آنها علی بن ابی طالب است که امام و خلیفه پس از من و نُه نفر از صلب این است - و در همان حال دست به سینه ام گذارد- و قائم، نُهمین فرد از آنهاست که در آخرالزمان، برای دین قیام می کند، همان گونه که من در نخستین روز برای دین چنین کردم...»(۳)

۲- قیام به وسیله شمشیر
علقمه بن محمّد حضرمی می گوید: از امام صادق (ع) خواستم نام امامان را به من بگوید. آن حضرت (ع) فرمو: ازگذشتگان، علی بن ابی طالب، امام حسن، امام حسین، علی بن الحسین، محمّدبن علی، سپس خودم.
عرض کردم: یابن رسول الله! پس از شما کیست؟ فرمود: من به فرزندم، موسی وصیت کردم که او پس از من است.
عرض کردم : و پس از موسی چه کسی خواهد بود؟
فرمود: فرزند او علی است که رضا لقب گرفته است و پس از او فرزندش محمّد و پس از محمّد، فرزندش علی و پس ازعلی، فرزندش حسن و فرزند حسن، مهدی صلوات الله علیهم اجمعین.
سپس افزود: پدرم ازپدرش، ازجدّ خود، از علی (ع)،از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل کرده است که: «قائم ما هر گاه خروج کند، سیصد و سیزده نفر به عدد رزمندگان جنگ بدر، گرد او جمع می شوند».
پس زمانی که ظهور او فرا می رسد، شمشیری در غلاف بوده و درمقابلش قرار دارد، فریاد برمی آورد: «قم یاولی الله فاقتل أعداءالله؛(۴) برخیز ای ولی خدا و دشمنان خدا را به قتل برسان!».

۳- قیام پس از مردن نام او
صقر بن ابی دلف می گوید: از ابوجعفر، امام جواد (ع) شنیدم که فرمود: «امام پس ازمن، فرزندم علی است، امر او امر من، گفتار او گفتار من و طاعت او طاعت من است. امام پس از او،فرزندش حسن است، امر او امر پدرش، گفتار او گفتار پدرش و طاعت او، طاعت پدرش می باشد».
سپس سکوت کرد. عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! چه کسی پس ازحسن، امام خواهد بود؟ امام جواد(ع) به شدت گریست، سپس فرمود: «پس ازحسن، فرزند او قائم به حق، امام منتظر است».
عرض کردم: یابن رسول الله! چرا به وی قائم گفته می شود؟ فرمود: «چون قیام می کند، پس از آن که نام وی مرده باشد و بیشترین معتقدان به امامتش مرتد شده باشند».(۵)
ابوحمزه ثمالی می گوید: به ابوجعفر محمّد بن علی، باقر(ع) گفتم: ای فرزند رسول خدا! مگر همه شما قائم به حق نیستید؟ فرمود: چرا.
گفتم: پس چرا حضرت مهدی (ع) قائم نامیده شده است؟ آن حضرت در پاسخ فرمود: «هنگامی که جدّم حسین (ع) به شهادت رسید، فرشتگان در درگاه خداوند به گریه و ضجّه و ناله افتادند و گفتند: خدایا! تو درباره کسی که برگزیده و فرزند برگزیده ات را به قتل رسانده است، سکوت می کنی؟ ندا رسید: ای فرشتگانم! آرام باشید! قسم به عزّت وجلالم! از آنها انتقام خواهم گرفت؛ اگر چه مدّتی از این جرم و جنایت گذشته باشد. سپس حجاب ها را نسبت به فرزندان امام حسین (ع) ازبرابرشان کنار زده فرشتگان با دیدن امامان از نسل امام حسین (ع) بسیار شاد و خرسند گشتند و درمیان آنها یک نفر ایستاده در حال نماز بود. ندا رسید من به وسیله این قائم از آنها انتقام می گیرم».(۶)
در روایات دیگر به تعبیرات دیگری برخورد می کنیم که تقریباً شبیه به یکدیگر می باشند، مثل قائم بأمرالله،(۷) قائم به قسط(۸ ، قائم به حق.(۹)

پی‌نوشت‌ها:
۱. کفایه الاثر ،ص ۲۶۵.
۲. همان ،ص ۲۷۸.
۳. کفایه الاثر ،ص ۳۳۸،۳۳۴،۱۷۳.
۴. کفایه الاثر،ص ۲۶۳.
۵. همان ،ص ۲۷۹.
۶. علل الشرائع ، ص ۱۶۰؛ ومعجم احادیث الامام المهدی،ص ۳۱۰.
۷. معجم احادیث الامام المهدی،ج۵،ص۲۲۲.
۸. کفایه الاثر،ص ۷۶.
۹. همان ،ص۱۴۵. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
قائم آل محمد , امام زمان , قائم به حق , قائم , قیام , غیبت امام زمان
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
آیه «استضعاف» چگونه بر ظهور حضرت‌ مهدی‌ علیه‌ السلام دلالت دارد؟

پاسخ : 
خداوند متعال می‌فرماید: «وَ نُریدُ اَنَّ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضعِفُوا فِی الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثینَ(۱)؛ ارادۀ ما بر این قرار گرفته که بر مستضعفین زمین منت بگذاریم و آن‌ها را پیشوایان و وارثین [روی زمین قرار] دهیم.»
مطابق سیاق آیۀ فوق، مفسران اهل‌ سنت و شیعه، شأن نزول آیه را مربوط به قوم بنی‌اسرائیل می‌دانند(۲)، آنان بودند که روی زمین به استضعاف کشیده شد و خداوند آن‌ها را بر فرعونیان پیروز گرداند، ولی ظاهر آیه دلالت بر قانون کلی و اراده و مشیت همیشگی خداوند نسبت به مستضعفین تا روز قیامت دارد. خداوند اراده کرده که به‌حسب شرایط خاص، مستضعفین را بر مستکبرین عالم پیروز گرداند، که‌ نمونه‌ای از آن، تحقق مشیت الهی نسبت به پیروزی بنی‌اسرائیل و زوال حکومت فرعونیان بود. نمونۀ کامل‌تر آن حکومت پیامبر اسلام بعد از ظهور اسلام است. و مطابق روایات اسلامی مصداق کامل‌تر از همۀ حکومت‌ها، حکومت حضرت‌ مهدی‌ علیه‌السلام در عصر ظهور است، که خداوند حکومت او را که همان حکومت مستضعفین است در سرتاسر گیتی گسترش خواهد داد و کرۀ زمین را پر از عدل و داد خواهد کرد. این معنا را می‌توان از قرائنی به‌دست آورد:
۱. ارادۀ خداوند در آیه به صیغۀ مضارع «نرید» آمده که دلالت بر استمرار دارد.
۲. ارادۀ حتمی الهی بر عنوان «مستضعفین» وارد شده، و مستضعفین بنی‌اسرائیل خصوصیت ندارند.
۳. روایاتی که از طرق شیعه و سنی در ذیل آیه وارد شده دلالت بر عمومیت این سنت الهی دارد:
امام‌ صادق‌ علیه‌السلام فرمود: «همانا این آیه مخصوص به صاحب امری است که در آخرالزمان ظهور کرده و جباران و فرعونیان را نابود خواهد کرد، او شرق و غرب زمین را مالک می‌شود پس زمین را پر از عدل می‌کند همان‌گونه که پر از ظلم شده باشد.»(۳)
حضرت‌ علی‌ علیه‌السلام نیز فرمود: «دنیا بعد از آن که در برابر ما همچون شتر بدخلق چموشی و سرکشی کرد. به‌سوی ما روی می‌آورد و در برابر ما رام می‌شود. آن گاه این آیه را تلاوت نمود: «وَ نُریدُ اَنَّ نَمُنَّ...»(۴)

پی‌نوشت‌ها:
۱. سوره قصص، آیه ۵.
۲. مجمع‌البیان، ج ۷ - ۸، ص ۳۷۵ ؛ درالمنثور، ج ۶، ص ۳۹۲.
۳. تفسیر برهان، ج ۶، ص ۵۸.
۴. شواهدالتنزیل، ج۱ ، ص ۴۳۸، ح ۵۹ ؛ ینابیع‌المودة، ص ۴۳۷. 
منبع: پورتال جامع مهدویت

کلمات کلیدی : 
آیه استضعاف , ظهور , حضرت‌ مهدی‌ , مستضعفین , مشیت الهی , عصر ظهور , حکومت حضرت‌ مهدی‌
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]



پرسش : 
چرا امام زمان فرمودند: ما ساخته شدگان خدا هستیم و خلق ساخته شده ما ؟!

پاسخ : 
شرح پرسش:
در بحارالانوار، روایتی از حضرت مهدی علیه السلام وجود دارد که می فرمایند: ما ساخته شدگان خدا هستیم و خلق ساخته شده ما هستند، آیا این روایت معتبر و سندش تمام است؟ حدیث را تفسیر نمایید.

پاسخ :
یکی از اصول مذهب شیعه مسئله امامت است. همان طوری که لازم است به نبوّت اعتقاد داشته باشیم به امامت نیز باید باور داشت و هر دلیلی که برای اثبات نبوت اقامه شد با همان دلیل امامت ثابت می‌شود. 
امّا در رابطه با سؤال: همان ‌طور که مطرح شد در بحارالانوار روایتی نقل شده است که امام زمان علیه السلام فرموده اند: «نحن صنائع ربّنا و الخلق بعد صنائعنا» ولی در نهج البلاغه نامه 28 حضرت علی علیه السّلام در ضمن خطاب به معاویه می‌فرمایند: «فإنّا صنائع ربّنا و الناس بعد صنائعنا» این دو حدیث با تفاوت اندک در الفاظ هر دو به یک معنا و مفهوم اشاره دارند، که ترجمه تحت اللفظی آن این است که: «ما ساخته و پرورش یافته و رهین منّت پروردگار خویش هستیم، ولی مردم پرورش یافته و تربیت شده‌های ما هستند». ولی از نظر تفسیر و توضیح، معنایی بس عمیق دارد، این کلام مشتمل بر اسرار عجیب از عظمت شأن ائمه علیهم السّلام است که عقل ها از درک آن عاجزند، و اشاره دارد به نعمت بزرگی که خداوند به آنها اختصاص داده و آن نعمت رسالت و فضل و شرف است، ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه[1] می‌گوید: این کلام بزرگی است بهترین کلام و بالاترین معنا را در بردارد، امام علیه السّلام می‌فرماید: هیچ بشری ما را در نعمت خود قرار نداده، این خدا هست که ما را غرق در نعمت خود نموده است، بنابراین بین ما و خدا واسطه‌ای وجود ندارد، بلکه مردم دست پرورده ما هستند، ما واسطه میان مردم و خدا هستیم، این مقام بزرگی است که خدا به امام داده و جان کلام امام این است که خاندان رسالت خدا هستند و مردم بندگان خاندان نبوت، امام و حجّت خدا گرچه در صورت از صنف بشر است، امّا در معنا و در باطن، عقول از درک آن عاجزند و فکر و اندیشه بشر معمولی راهی به او ندارد، چنان که از امیر المؤمنین علیه السّلام نقل شده که فرمودند: «ظاهری ولایه و وصایه و باطنی غیب لایدرک»؛[2] یعنی ظاهر من ولایت و وصی پیغمبر بودن است و باطن من غیبی است که درک نمی‌شود، پس تمام حجج الهی را خداوند برای خود انتخاب فرموده و از بین سایر بندگان آنها را اختیار نموده و آن بزرگواران واسطه فیض الهی بین خالق و خلق هستند، ملّا صالح مازندرانی در شرح اصول کافی بعد از ذکر این حدیث فرمودند: مراد امام علیه السّلام این است که هر کسی که طالب علم و حکمت و اسرار شریعت هست، باید به ما رجوع کند و از ما بپرسد و مردم با تعلیم ما علم پیدا می‌کنند و با هدایت ما هدایت می‌شوند.[3] 
پیام مهم دیگر این حدیث، این است که خلیفه خدا حتما باید از طرف خدا منصوب باشد، همان طوری که فرمود «نحن صنائع ربّنا» و از طرف دیگر آنها باید معصوم باشند، زیرا خداوند کسی را که گنه‌کار باشد و معصوم نباشد اختیار نمی‌کند، ‌و این مطلب با مراجعه به کارهای روزمره مردم مشخص می‌شود، چون هر کسی سعی می‌کند، چیز خوب را برای خودش انتخاب کند نه چیز بد را و خداوند که خالق همه چیز است به طریق اولی در عرصه ولایت و حکومت، بهترین را انتخاب می‌کند. 
امّا در مورد سند حدیث؛ اگر کسی سند بحار الانوار را مخدوش بداند (به اعتبار این که در بحار الانوار همان طوری که احادیث معتبر وجود دارد، احادیث ضعیف هم وجود دارد) آن چه که از نهج البلاغه نقل شده را نمی‌تواند به سادگی رد کند، چون عظمت نهج البلاغه بزرگتر از آن است که کسی توان رد آن را داشته باشد، نهج البلاغه‌ای که «أخ القرآن» یعنی برادر قرآن لقب گرفته و کلماتی که در آن است فریاد می‌زند که جز از امیر المؤمنین علیه السّلام کسی دیگری نمی‌تواند مانند آنها را بر زبان جاری کند. بر فرض این که کسی بتواند در سند نهج البلاغه خدشه وارد کند. این کلام امام علیه السّلام به یک حقیقت انکارناپذیر اشاره دارد و آن این است که ما اعتقاد داریم پیغمبر و امام علیهم السّلام معصوم هستند و باید از طرف خدا منصوب گردند و خداوند هم، هر کسی را به عنوان جانشین خود انتخاب نمی‌کند. 
خلاصه این که مراد امام علیه السّلام از این حدیث، این است که واسطه بین خلق و خالق و واسطه فیض الهی، ائمه معصوم علیهم السّلام هستند و آنها پرورش یافته خدا می‌باشند. سند حدیث هم با توجه به اعتقادات ما مشکلی ندارد.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر: 
1ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج15. 
2ـ نهج البلاغه از دیدگاه قرآن، مصطفی زمانی، ج4. 
3ـ امام شناسی، علامه سید محمد حسینی تهرانی، ج1.

پی نوشتها:
[1]. شرح نهج البلاغه، ج15، ص194. 
[2]. الحافظ رجب البرسی، مشارق انوار الیقین فی أسرار امیرالمؤمنین علیه السلام، بی جا، منشورات الشریف الرضی، ص70؛ 
قراچه داغی تبریزی، محمد علی بن احمد، اللعمه البیضاء، قم، ا لهادی، چاپ اول، 1418ق، ص64. 
[3]. شرح اصول کافی، ج2، ص210.
منبع: اندیشه قم

کلمات کلیدی : 
بحارالانوار , امامت , نهج البلاغه , شأن ائمه , نعمت رسالت , واسطه فیض الهی , حجج الهی , خلیفه خدا , برادر قرآن , ائمه معصوم , واسطه بین خلق و خالق
 




ادامه مطلب

[ شنبه 7 مرداد 1396  ] [ 6:37 AM ] [ رضا اردکانی ]

[ نظرات(0) ]