تشکیل جلسه بلقیس و کارگزاران حکومتش جهت پاسخ به نامه
بلقیس بزرگان کشور خود را به گرد هم آورد و با آنها در این باره مشورت کرد. آنها گفتند: «ما نیروی کافی داریم و میتوانیم بجنگیم و هرگز تسلیم نمیشویم.» ولی بلقیس اتخاذ طریق مسالمت آمیز را بر جنگ ترجیح میداد و این را دریافته بود که جنگ موجب ویرانی میشود، و تا راه حلی وجود دارد نباید آتش جنگ را برافروخت. او پیشنهاد کرد که هدیهای گرانبها برای سلیمان میفرستم تا ببینم فرستادگان من چه خبر میآورند. در قرآن آمده: «قالت یا ایهاالملؤا أفتونى فى امرى ما کنت قاطعة أمرا حتى تشهدون* قالوا نحن اولوا قوة و اولوا بأس شدید و الامر الیک فانظرى ماذا تأمرین* قالت إن الملوک اذا دخلوا قریة أفسدوها و جعلوا اعزة أهلها اذلة و کذلک یفعلون؛ آنگاه (بلقیس) به مشورت (با کارگزاران حکومتش) گفت اى رجال کشور شما به کار من رأى دهید که من تا کنون بى حضور شما به هیچ کارى تصمیم نگرفته ام. (رجال کشور) گفتند ما داراى نیروى کامل و مردان جنگجوى مقتدرى هستیم لیکن اختیار با شما است (صلح یا جنگ) هر چه دستور مى دهى گوش بفرمائیم. (بلقیس) گفت پادشاهان چون به دیارى حمله آوردند آن کشور را ویران سازند و عزیزترین اشخاص مملکت را ذلیل ترین افراد مى گیرند و رسم و سیاستشان بر این کار خواهند بود.» (نمل/ 32- 34)
