پیشرفت ایران توسط آینده سازان کشور
دوستان
قالب وبلاگ
مغزمتفکرما
دیگر موارد
تعداد مطالب : 24پست
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 1 دی 1394 
بازدید کل : 3368بازدید
تعداد کل نظرات : 3نظر
تاریخ تاسیس وبلاگ : دوشنبه 18 آبان 1394 
سلیمان
نوشته شده به دست محمدحسین محمدی
نظرات 0

تصمیم بلقیس پس از شوراى حکومتش

بلقیس در جلسه مشورت گفت: من با فرستادگان هدیه برای سلیمان، او را امتحان می‎کنم. اگر او پیامبر باشد میل به دنیا ندارد و هدیه ما را نمی‎پذیرد، و اگر شاه باشد، می‎پذیرد. در نتیجه اگر دریافتیم او پیامبر است، قدرت مقاومت در مقابل او را نخواهیم داشت و باید تسلیم حق گردیم. خداوند در قرآن می فرماید: «و إنى مرسلة إلیهم بهدیة فناظرة بم یرجع المرسلون؛ (بلقیس گفت) تصمیم من این است که هدیه اى براى آنان بفرستم تا ببینم فرستادگانم از جانب (سلیمان) چه پاسخى مى آورند.» (نمل/ 35)
بلقیس گوهر بسیار گرانبهایی را در میان حقه (ظرف مخصوصی) نهاد و به فرستادگان گفت: «این گوهر را به سلیمان می‎رسانید و اهداء می‎کنید.» (بحار، ج 14، ص 111)
«فلما جاء سلیمان قال أتمدونن بمال فماءاتان الله خیر مماءاتاکم بل أنتم بهدیتکم تفرحون* ارجع إلیهم فلنأ تینهم بجنود لاقبل لهم بها و لنخرجنهم منها اذلة و هم صاغرون؛ چون فرستادگان بلقیس حضور سلیمان رسیدند (سلیمان) گفت شما مى خواهید مرا به مال دنیا مدد کنید، آنچه خدا بمن از ملک و مال بى شمار عطا فرموده بسیار بهتر از این مختصر هدیه شماست، آرى شما مردم دنیا خود بدین هدایا شاد شوید. (اى فرستاده بلقیس) با هدایا به سوى آنان باز شو که من لشکرى بى شمار که هرگز در برابر آن مقاومت نتوانند کرد بر آنها مى فرستم و آنها را با ذلت و خوارى از آن ملک بیرون مى کنم.» (نمل/ 36- 37)
فرستادگان ملکه سبأ به بیت المقدس و به محضر حضرت سلیمان (ع) آمدند و هدایای ملکه سبأ را به حضرت سلیمان (ع) تقدیم نمودند، به گمان این که سلیمان از مشاهده آن هدایا، خشنود می‎شود و به آنها شادباش می‎گوید. اما همین که با سلیمان روبرو شدند، صحنه عجیبی در برابر آنان نمایان شد. سلیمان (ع) نه تنها از آنها استقبال نکرد، بلکه به آنها گفت: «آیا شما می‎خواهید مرا با مال خود کمک کنید در حالی که این اموال در نظر من بی‎ارزش است، بلکه آن چه خداوند به من داده از آن چه به شما داده برتر است. مال چه ارزشی در برابر مقام نبوت و علم و هدایت دارد، این شما هستید که به هدایای خود شادمان می‎باشید. «فما آتانی الله خیر مما آتاکم بل أنتم بهدیتکم تفرحون» آری این شما هستید که مرعوب و شیفته هدایای پر زرق و برق می‎شوید، ولی اینها در نظر من کم ارزشند. سپس سلیمان (ع) با قاطعیت به فرستاده مخصوص ملکه سبأ فرمود: «به سوی ملکه سبأ و سران کشورت باز گرد و این هدایا را نیز با خود ببر، اما بدان ما به زودی با لشکرهایی به سراغ آنها خواهیم آمد که توانایی مقابله با آن را نداشته باشند، و ما آنها را از آن سرزمین آباد (یمن) خارج می‎کنیم در حالی که کوچک و حقیر خواهند بود. (نمل/ 36- 37)
فرستاده مخصوص سلیمان با همراهان به یمن بازگشتند و عظمت مقام و توان و قدرت سپاه سلیمان و نپذیرفتن هدیه را به ملکه سبأ گزارش دادند. بلقیس دریافت که ناگزیر باید تسلیم فرمان سلیمان (که فرمان حق و توحید است) گردد و برای حفظ و سلامت خود و جامعه هیچ راهی جز پیوستن به امت سلیمان ندارد. به دنبال این تصمیم با جمعی از اشراف قوم خود حرکت کردند و یمن را به قصد شام ترک گفتند، تا از نزدیک به تحقیق بیشتر بپردازند.


تاریخ : پنج شنبه 5 آذر 1394 
ساعت : 9:17 AM
لینک ثابت

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

.:: Translate by : ebtekar.rasekhoonblog.com ::.

منو اصلی
صفحه ي نخست
پست الکترونیک
درباره وبگاه
محمدحسین محمدی
آرشیو مطالب
آبان 1394
آذر 1394
نویسنده
محمدحسین محمدی
آخرین مطالب
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان
سلیمان