تصمیم بلقیس پس از شوراى حکومتش
بلقیس در جلسه مشورت گفت: من با فرستادگان هدیه برای سلیمان، او را امتحان میکنم. اگر او پیامبر باشد میل به دنیا ندارد و هدیه ما را نمیپذیرد، و اگر شاه باشد، میپذیرد. در نتیجه اگر دریافتیم او پیامبر است، قدرت مقاومت در مقابل او را نخواهیم داشت و باید تسلیم حق گردیم. خداوند در قرآن می فرماید: «و إنى مرسلة إلیهم بهدیة فناظرة بم یرجع المرسلون؛ (بلقیس گفت) تصمیم من این است که هدیه اى براى آنان بفرستم تا ببینم فرستادگانم از جانب (سلیمان) چه پاسخى مى آورند.» (نمل/ 35)
بلقیس گوهر بسیار گرانبهایی را در میان حقه (ظرف مخصوصی) نهاد و به فرستادگان گفت: «این گوهر را به سلیمان میرسانید و اهداء میکنید.» (بحار، ج 14، ص 111)
«فلما جاء سلیمان قال أتمدونن بمال فماءاتان الله خیر مماءاتاکم بل أنتم بهدیتکم تفرحون* ارجع إلیهم فلنأ تینهم بجنود لاقبل لهم بها و لنخرجنهم منها اذلة و هم صاغرون؛ چون فرستادگان بلقیس حضور سلیمان رسیدند (سلیمان) گفت شما مى خواهید مرا به مال دنیا مدد کنید، آنچه خدا بمن از ملک و مال بى شمار عطا فرموده بسیار بهتر از این مختصر هدیه شماست، آرى شما مردم دنیا خود بدین هدایا شاد شوید. (اى فرستاده بلقیس) با هدایا به سوى آنان باز شو که من لشکرى بى شمار که هرگز در برابر آن مقاومت نتوانند کرد بر آنها مى فرستم و آنها را با ذلت و خوارى از آن ملک بیرون مى کنم.» (نمل/ 36- 37)
فرستادگان ملکه سبأ به بیت المقدس و به محضر حضرت سلیمان (ع) آمدند و هدایای ملکه سبأ را به حضرت سلیمان (ع) تقدیم نمودند، به گمان این که سلیمان از مشاهده آن هدایا، خشنود میشود و به آنها شادباش میگوید. اما همین که با سلیمان روبرو شدند، صحنه عجیبی در برابر آنان نمایان شد. سلیمان (ع) نه تنها از آنها استقبال نکرد، بلکه به آنها گفت: «آیا شما میخواهید مرا با مال خود کمک کنید در حالی که این اموال در نظر من بیارزش است، بلکه آن چه خداوند به من داده از آن چه به شما داده برتر است. مال چه ارزشی در برابر مقام نبوت و علم و هدایت دارد، این شما هستید که به هدایای خود شادمان میباشید. «فما آتانی الله خیر مما آتاکم بل أنتم بهدیتکم تفرحون» آری این شما هستید که مرعوب و شیفته هدایای پر زرق و برق میشوید، ولی اینها در نظر من کم ارزشند. سپس سلیمان (ع) با قاطعیت به فرستاده مخصوص ملکه سبأ فرمود: «به سوی ملکه سبأ و سران کشورت باز گرد و این هدایا را نیز با خود ببر، اما بدان ما به زودی با لشکرهایی به سراغ آنها خواهیم آمد که توانایی مقابله با آن را نداشته باشند، و ما آنها را از آن سرزمین آباد (یمن) خارج میکنیم در حالی که کوچک و حقیر خواهند بود. (نمل/ 36- 37)
فرستاده مخصوص سلیمان با همراهان به یمن بازگشتند و عظمت مقام و توان و قدرت سپاه سلیمان و نپذیرفتن هدیه را به ملکه سبأ گزارش دادند. بلقیس دریافت که ناگزیر باید تسلیم فرمان سلیمان (که فرمان حق و توحید است) گردد و برای حفظ و سلامت خود و جامعه هیچ راهی جز پیوستن به امت سلیمان ندارد. به دنبال این تصمیم با جمعی از اشراف قوم خود حرکت کردند و یمن را به قصد شام ترک گفتند، تا از نزدیک به تحقیق بیشتر بپردازند.
