کشتی نساز ای نوح

بسم رب المهدی

 

 

تمام اکسيژن هاي دنيا را هم بياورند


به کارم نمی آيد !

من هوای تو را کرده ام آقا … !

وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ

از احوالِ دلم

آگاهي . . .

همين برايم کافيست!!!!!


 

تاریخ ارسال : سه شنبه 14 اردیبهشت 1395   6:04 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

خصوصيات ياران امام زمان(عج)

خصوصيات ياران امام زمان(عج) از زبان معصومين(ع) چنين است:
« اصحاب قائم (ع) جوانند مگر تعداد بسيار قليل آن ها»
 
«خداوند قلوبشان را به هم الفت داده و از احدي ترس و وحشت ندارند»
 
«مرداني هستند كه قلوبشان چون آهن هاي گداخته محكم است و هيچگاه شك و ترديد در كار هاي الهي نمي نمايند»
 
«ايشان رهبان و عابد شب و شير و قهرمان روزند»
 
«دل هايشان لبريز از خوف و خشيت الهي است ، دعوت به شهادت مي شوند و آن ها هم تقاضاي شهادت در راه پروردگار را مي نمايند و  شعارشان است : يا لثارات الحسين انتقام گيرندگان خون حسين (ع)»
 
 
 
*******
 
 
 
اين تعداد از نقاط مختلف جهان هستند:
 
 از اسكندريه 4نفر، اصفهان 1 نفر، مصر 2 نفر، انطاكيه (شهري در سوريه) 1نفر، روستايي در طائف 3نفر ، بيت المقدس 3نفر، حبشه 4 نفر ، دمشق 3 نفر، بغداد 3نفر ، سرخس 2نفر، سمرقند 2نفر ، سلماس 1نفر، قريه اي در شيراز 4نفر، طالقان 23 نفر، قم 1نفر ، كربلا 3 نفر، كوفه 4 نفر ، مكه 4 نفر ، نجف2نفر، نيشابور 2 نفر،يمن 4نفر
 
بقيه ي ياران آن گرامي تا سيصد و سيزده نفر از شهر ها و روستا هاي گوناگون جهان هستند و نام هريك از ايشان در كتاب هاي موجود است.علاقه مندان مي توانند براي اطلاعات بيشتر به كتاب الامام مهدي من المهد الي الظهور صفحه ي 466 مراجعه نمايند.
 
در ضمن تعداد 50 نفر از سربازان امام زمان (عج) زن هستند.
 
مرجع :سيره عملي اهلبيت (ع) ،حضرت امام مهدي (عج) ، تأليف: سيد محمد كاظم ارفع
 
http://www.taknaz.ir/ax1/347/17.jpg

تاریخ ارسال : شنبه 11 اردیبهشت 1395   3:20 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

حوادث و وقايع قيام امام مهدي(عج)

آغاز قيام آن بزرگوار از مكه و كنار كعبه مابين ركن ومقام است.پرچم و شمشير و عمامه و پيراهن پيامبر (ص) با اوست. حضرت امام صادق (ع) مي فرمايد : « اولين كسي كه با او بيعت ميكند جبرئيل است.»
امام (عج) پشت به كعبه مي دهد و مي فرمايد :
 
« اي مردم : هركس مي خواهد به آدم وشيث بنگرد ، منم آدم و شيث. هركس مي خواهد به نوح وفرزندش سام بنگرد ، منم نوح وسام. هر كه ميخواهد ابراهيم و اسماعيل را ببيند ،منم ابراهيم و اسماعيل. هركه مي خواهد موسي و يوشع را بنگرد ، منم موسي و يوشع. هر كس مي خواهد به عيسي وشمعون نظر كند ، منم عيسي وشمعون. اي مردم : هركه مي خواهد به حضرت محمد(ص) و امير المؤمنين (ع) نظر نمايد ، منم محمد و امير المؤمنين.
 
و هر كس مي خواهد كه به حسن و حسين بنگرد ، منم حسن وحسين. وهركه مي خواهد به ائمه از فرزندان حسين (ع) نظر نمايد، منم از امامان نسل حسين .پس اجابت كنيد دعوت مرا و من امروز شما را به آنچه تا كنون هشدار داده و نداده اند ، هشدار ميدهم.
 
****
 
ياران مخصوص امام مهدي(عج) سيصد وسيزده نفرند كه از نقاط مختلف جهان گرد حضرت جمع مي شوند ودر مكه با آن حضرت بيعت ميكنند.
 
در هنگام ظهور حضرت مهدي (عج) ندايي از آسمان شنيده ميشود كه :
 
اي مردم (عالم): خداوند تبارك و تعالي زمان حكومت و رياست ستمگران و جبارين را به پايان رساند و ولايت و سروري بهترين اشخاص امت محمد(ص) را براي شما قرار داد ، به مكه هجوم آورديد و به ياران (حضرت مهدي روحي له الفدا) ملحق شويد.
 
****
 
ابتدا ياران خاص حضرت يعني همان سيصد وسيزده نفر ، خود را به مكه مي رسانن و با امام خويش بيعت مي كنند.(تعداد و خصوصيات ياران امام زمان (عج) در پست بعد مورد بحث قرار مي گيرد) . بقيه ي ياران آن گرامي تا سيصد و سيزده نفر كه از شهر ها و روستا هاي گوناگون جهان هستند.
 
امام مدتي در مكه مي ماند و بعد به سوي مدينه حركت ميكند.مفضل ابن عمر از امام صادق (ع) سوال كرد حضرت مهدي(عج) با مردم مكه چه مي كند؟
 
فرمود: آن ها را دعوت به حكمت و موعظه حسنه مي كند ، آن ها هم از وي اطاعت مي نمايند. آنگاه مردي از خاندان خود را در آن جا به نيابت خود منصوب داشته و مكه را به قصد مدينه ترك مي گويد. مفضل پرسيد با خانه ي خدا چه مي كند؟ فرمود: آن را به صورت اول همانند زمان آدم وابراهيم و اسماعيل در مي اورد و هر آثاري كه در مكه و مدينه و عراق و ساير مكان ها از ستمگران باقيمانده باشد همه را ويران مي كند. مسجد كوفه را نيز خراب كرده و براساس همان روز هاي اولش مي سازد.
 
امام(ع) پس از مبارزاتي در مدينه با سپاه خود به سوي عراق و كوفه مي آيد ، در كوفه با سيد حسني ملاقات مي كند و سيد حسني و سپاهيانش با امام بيعت مي كنند.
 
مركز حكومت حضرت مهدي روحي له الفداء كوفه است و محل حكومتش مسجد جامع كوفه و جايگاه تقسيم غنائم و بيت المال مسجد سهله مي باشد. سپس امام صادق (ع) به مفضل فرمودند كه : طول شهر كوفه به پنجاه و چهار ميل مي رسد به طوري كه خانه هاي آن مجاور كربلا مي باشد و خداوند در آن ايام كربلا را محل آمد و رفت فرشتگان و مؤمنين خواهد نمود وبركت و نعمت را در آن سرازير خواهد كرد.
 
*******
 
امام (ع) شرق و غرب جهان را فتح كرده و اسلام را بر سراسر جهان حكمفرما مي سازد و دين را تجديد حيات مي نمايد به گونه اي كه مردم خيال ميكنند حضرت مهدي روحي له الفداء دين جديدي آورده است.
 
او طبق كتاب خدا و سنت پيامبر و سيره ي اهل بيت گرامش عمل مي كند، مانند جدش امير المؤمنين غذايش ساده و لباسش خشن است. در حكومت امام (ع) ، بركات زمين آشكار و ثروت و نعمت و ميوه و محصولات بسيار مي شود ، فقر از بين مي رود و همگان در رفاه و نعمت خواهند بود كه كسي براي پرداخت زكات و صدقه فقيري نمي يابد و به هركس رجوع كند كسي او را نمي پذيرد. به شوق مجاورت با امام (ع) آنقدر از مومنان و پيروان در كوفه ساكن مي شوند كه براي گنجايش نماز گزاراني كه به امام اقتدا مي كنند مسجدي بسيار وسيع بنا مي كنند كه هزار در دارد.
 
 
 
 
مرجع :سيره عملي اهلبيت (ع) ،حضرت امام مهدي (عج) ، تأليف: سيد محمد كاظم ارفع
 
http://rohama.org/files/en/news/2010/7/31/7173_518.jpg

تاریخ ارسال : شنبه 11 اردیبهشت 1395   10:17 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

پیامک های مهدوی

پیامک های مهدوی

 

ولادت امام زمان (عج)

 

 

ای انتظار سبز! گل باغ سرمدی                      زیباترین بهار حریم محمدی 
پایان گرفت با تو شب انتظار ما                         ای آخرین ستاره زهرا ! خوش آمدی

 

میلاد ستاره سهیل آسمان امامت، و طلوع طلعت نورانی ولایت،

حضرت بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف تهنیت باد.

 

امـروز بـه جـسم مرده ام جان آمد                              ایــام ســرور و عــیــش یــاران آمد
شیرینی و نقل و شربت آماده کنید                              ای مـنـتـظـران نـیـمـه شـعبان آمد

 

سلام، ای آرزوی مشتاقان!

ای نورتر از نور!

ای فریادرس مظلومانِ تاریخ!

جهان، در انتظار قدوم مبارک توست.

 

در سماوات کنون فصل گل و هم عهدیست                             میزبان خالق و مهمان عزیزش مهدیست

 

بر آینه ی زلال هستی صلوات
بر لحظه ناب عشق و مستی صلوات
خواهی كه شوی یاور او پس بفرست
بر روی گل حضرت مهدی صلوات

 

عشق پرسید چرا همهمه برپا شده است                                    همه گفتند که مهدی است هویدا شده است

 

هنگامه میلاد تو، نویدبخش طلیعه صبحی است که به مدد حضور تو، تیرگی را از جهان می زداید.

 

باز هم جشن نیمه ی شعبان
همه ی شهرمان چراغانی ست
عطر عود و گلاب می آید
چقدر حیف شد كه آقا نیست...

 

***
این هفته ز هر کجا مسیرم افتاد                             دیدم که چراغ و ریسه بستیم همه
با گریه سلامی به تو داده گفتم:                                     در راه عبور تو نشستیم همه
شرمنده نکردیم برایت کاری
یک عمر فقط دعا به دستیم همه

امام زمان

 

امام مهدى علیه السلام :
هر یك از شما باید كارى كند كه با آن به محبّت ما نزدیك شود . 
(بحار الأنوار: 53/176)

 

این آینه ها سنگ صبورت آقا!                              روشن شده این جهان، ز نورت آقا
میلاد تو فرخنده و زیباست ولی                          ای کاش بود جشن ظهورت آقا...

 

ای بهانه امید! 
در انتظار تو بودن، یعنی شانه به شانه امید، از پله‏ های زمان بالا رفتن، از ثانیه‏های تردید گذر کردن، دقیقه‏ های آرزو را پیمودن، ساعت‏های یقین را پشت سر گذاشتن و به سودای انتظار رسیدن.

 

در ساحت قرب دوست تا مهدی بود                          جبریل امین به عرش با مهدی بود
ذکر لب مرغان بهشتی آن روز                                یا مهدی و یا مهدی و یا مهدی بود

 

جاده های جمکرانی به ناله در آمده اند و آفرینش یکصدا تو را می خوانند که ما را دریاب.
تو را استغاثه می کنند که «این معز الاولیاء... »؟!

 

شمیم شال سبزت این حوالی ست                         کنار هفته های احتمالی ست
تمامش کن بیا آقای ندبه                                     غروب جمعه ها جای تو خالی است

 

*** 
دل ما شد کویر تفته برگرد
خدا را! ای بهار رفته برگرد

 

***
شروع قصه با برگشتن تو                                    کجا ما و کجا برگشتن تو؟
ولی نه، مانده از چشم انتظاری                              فقط یک ندبه تا برگشتن تو

ولادت امام زمان (عج)

 


مگر خدا نفرموده: مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را. (غافر/ 60) ؟
پس اکنون که دلم رانده شده و بغضم شکسته و لرزش پاهایم دیگر آرام نمی‏گیرد؛ خدا را می‏خوانم:
پروردگارا!
تو را به چشم های مضطر و بغض همه دل شکستگان قسم، قدمهایش را استوار و ظهورش را نزدیک کن.

 

تو که درد آشنای اهل دردی                             تو که دست کسی را رد نکردی
بگو حالا که دلهامان شکسته ست                             دلت می آید آیا بر نگردی؟

***

چرا شب مانده و فردا نمی شه؟
گره از کار دنیا وا نمیشه
زمین و آسمونو گشتم؛ اما
کسی چون یوسف زهرا نمی شه!

*** 
نکردی آشکارا خلوتت را                          دوباره من غریبم قربتت را
خدا امروز هم در دفتر عشق                         موجه کرد گویا غیبتت را

 

مهدی(عج)، بوستانی است از سرو رشید نرگس، از سلاله یاس فاطمه و از ریشه گلهای محمدی.

 

از این بن بست تنگ من منى ها                              ببر ما را به دشت روشنى ها
به قرآن، بى تو احساسى غریبیم                                   در این دنیاى آدم آهنى ها

 

ای انعکاس مهربانی و پژواک امید!
می ‏دانم خواهی آمد و با کرشمه نگاهت، دلشوره نا امیدی را به شیرینی لحظه دیدار مبدل خواهی کرد.

 

تاریخ ارسال : جمعه 10 اردیبهشت 1395   10:48 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

راز عشق

راز عشق

امام زمان

 

شعری به رسم هدیه...سلامی به رسم یاد

روز تولد تو سپردم به دست باد

 

ای باد راه خانه موعودمان کجاست
ای رودهای گمشده مقصودمان کجاست

 

ای کاش باد بود و غزل بود و جاده ها
می آمدیم سوی تو ما پا پیاده ها

 

می آمدیم عرض ادب، عرض احترام
تبریک عید و گفتن لبیک یا امام

 

می آمدیم و هدیه ناقابلی...که نیست
با چشمهای منتظر و با دلی که نیست

 

روز تولد تو زمین مهربان تر است
خورشید شادتر شده گویا جوان تر است

 

کوچه به کوچه زمزمه طاق نصرت است
عید است و جمکران تو امشب قیامت است

 

چشمم به سمت آینه‌ های مقابلت
قلبی شکسته دارم و شعری که مایلت

 

دورم ولی تو مرحمتت دیر و دور نیست
بودن فقط منوط به شرط ظهور نیست

 

مادربزرگ گفت که او حیّ و حاضر است
بر هر چه می‌ کنیم نگهبان و ناظر است

 

دستش گره گشاست نگاهش گره گشاست
یک خنده روی صورت ماهش گره گشاست

 

ای دل چرا شکسته و ساکت نشسته ای
چیزی بگو که ندبه و آهش گره گشاست

 

شعبان کرامت است و شفاعت علی الخصوص
ماه تمام نیمه ماهش گره گشاست

 

شب پشت شب گره به گلوی غزل زده
حلقه به حلقه زلف سیاهش گره گشاست

 

حلقه به حلقه در زده تبریک گفته ام
نام تو را درین شب تاریک گفته ام

 

نام تو روشنایی صبح است و راز عشق
خواندم پس از اذان طلوعت نماز عشق

 

روز تولد است و سلام و ارادتی
دادم به دست باد به شوق زیارتی

 

تاریخ ارسال : جمعه 10 اردیبهشت 1395   10:47 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

حکومت منجی موعود بر دل‌ها

حکومت منجی موعود بر دل‌ها

ظهور

 

حکومت امام مهدی(علیه‌السلام) در شرایطی شکل می‌گیرد که اوضاع جهان نابسامان است. آتش جنگ‌ها و ستم سردمداران کفر و ظلم، دامن جهانیان را فرا گرفته است. مدعیان حکومت‌داری بر سر کار آمده‌اند و هر یک نتوانسته‌اند اوضاع را سامان دهند و مردم به ناکارآمدی آن‌ها پی‌برده‌اند. در چنین اوضاع آشفته‌ای مردی از سلاله‌ی پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) ظهور می‌کند و مردم خسته از تمام مکاتب و دولت‌ها به او روی می‌آورند. او به همراه یارانش عدالت و امنیت را در سراسر جهان برقرار می‌کند به گونه‌ای که همه راضی و خوشحالند و آرزو دارند که کاش مردگان نیز در آن دوران زندگی می‌کردند.

 

دنیای تاریک قبل از ظهور

قبل از ظهور امام مهدی(علیه السلام) فساد و رفتارهای نابهنجار در میان مردم زیاد می‌شود. ظلم و ستم و آشوب در جهان عرصه را بر مردم تنگ می‌کند. امام صادق(علیه‌السلام) در حدیثی طولانی، عصر قبل از ظهور را این‌گونه ترسیم می‌کنند: «ظلم و ستم همه جا را فرا می‌گیرد. قرآن فرسوده و بدعت‌ها از روی هوا و هوس در آن ایجاد می‌شود. آیین یکتاپرستی (اسلام) بی‌محتوا می‌گردد. اهل باطل بر اهل حق مقدم می‌شود. ... سرمایه‌های عظیم در راه خشم خدا (و فساد و بی‌دینی) مصرف می‌شود. رشوه‌خواری در میان کارگزاران دولت، رایج می‌گردد و پست‌های حساس به مزایده گذاشته می‌شود ... ویرانگری و تخریب (به وسیله جنگ‌ها) بر عمران و آبادی پیشی می‌گیرد ... قاضیان بر خلاف فرمان خدا قضاوت می‌کنند و ...» 1
در چنین اوضاع نابسامانی و در حالیکه مردم شکست مدعیان و دولتمردان و مکاتب بشری در اصلاح جوامع را دیده‌اند و به عجز و ناتوانی آن‌ها پی برده‌اند و دیگر گزینه‌ای برای انتخاب پیش رو ندارند، به امام زمان(علیه‌السلام) روی می‌آورند. در این هنگام فقط سردمداران کفر و ظلم که منافع خود را در معرض خطر می‌بینند مقابل امام می‌ایستند. امام باقر(علیه السلام) فرمودند: «دولت ما آخرین دولت‌هاست و هر خانواده و جمعیتی قبل از ما به دولت و حکومت خواهند رسید تا چون سیره و روش ما را ببینند نگویند ما نیز اگر به حکومت می‌رسیدیم، چنین می‌کردیم...».2

 

عصر دلپذیر ظهور

در چنین شرایطی امام مهدی(علیه‌السلام) ظهور می‌کنند و به همراه یاران خود جلوی ظالمان می‌ایستند و فسادها را ریشه‌کن می‌کنند. امام مهدی(علیه‌السلام) آتش جنگ‌ها را خاموش کرده و امنیت و آسایش را برقرار می‌کنند. بدیهی است، حکومتی که در مدتی کوتاه، بر دشواری‌ها غالب گردد و نابسامانی‌ها را از بین ببرد و ناامیدی دل‌ها را به امید مبدل کند، از پشتیبانی مردمی برخوردار خواهد شد. در حکومت امام مهدی(علیه‌السلام) امنیت و آسایش چنان به جامعه بر‌می‌گردد که حتی حیوانات نیز از آن بهره‌مند می‌شوند. این چنین حکومتی، حکومت بر دل‌ها خواهد بود. از این رو در روایات از پیوند مردم با امام و علاقه آنان به حکومت آن حضرت با سخنان دلپذیری یاد شده است.

در حالیکه مردم شکست مدعیان و دولتمردان و مکاتب بشری در اصلاح جوامع را دیده‌اند و به عجز و ناتوانی آن‌ها پی برده‌اند و دیگر گزینه‌ای برای انتخاب پیش رو ندارند، به امام زمان(علیه‌السلام) روی می‌آورند. در این هنگام فقط سردمداران کفر و ظلم که منافع خود را در معرض خطر می‌بینند مقابل امام می‌ایستند.

پیامبر اکرم(صلی‌ الله‌ علیه‌ و ‌آله) فرمودند: «بلایی در آینده دامنگیر این امت (امت اسلامى) خواهد شد به طورى كه كسى براى خود پناهگاهى پیدا نمى‏كند كه از ظلم و ستم به آن پناه ببرد. در این زمان خداوند مردى را از عترت من بر مى‏انگیزد، زمین را از عدل و داد پُر مى‏كند بعد از آن كه از ظلم و ستم پُر شده باشد، از او اهل آسمان و زمین راضى باشند، نعمت‌های الهى روزافزون از آسمان مى‏بارد، و زمین نعمتهاى خود را بیرون مى‏ریزد و آسایش امت اسلام كاملا در آن عصر تأمین مى‏گردد، دنیا مبدل به كانون صلح و صفا مى‏شود به طورى كه زنده‏ها، آرزو می‌كنند کاش مردگان در این دوران زندگی می‌کردند...».3
در چنین حکومتی است که اهل زمین و آسمان امام را دوست دارند و آرزوی هر انسانی است که در چنین حکومتی زندگی کند.
صباح می‌گوید: «در روزگار امام مهدی(علیه‎‌السلام) خردسالان آرزو می‌کنند که ای کاش بزرگ بودند و بزرگسالان آرزوی کودکی و خردسالی می‌نمایند.» 4
شاید برای این آرزوی خردسالی می‌کنند که دوست دارند زمان بیشتری را در حکومت آن امام به سر برند و خردسالان آرزوی بزرگسالی دارند، زیرا می‌خواهند مکلف باشند و در اجرای برنامه‌های حکومت الهی امام مهدی (علیه‌السلام) نقش داشته باشند و به پاداش اخروی دست یابند.

 

عهد‌نامه‌ اخلاقی حکومت عدل جهانی

کارگزاران و یاران امام مهدی(علیه‌السلام) نیز افرادی لایق و کارآمد هستند. بنا بر روایات امام مهدی(علیه‌السلام) حکومت را بر عهده‌ی کسانی می‌گذارند که بارها آزمایش شده‌اند و شایستگی‌های خود را در آزمایش‌های گوناگون به اثبات رسانده‌‌اند. از این رو در رأس وزیران حکومت امام مهدی(علیه‌السلام)، حضرت عیسی(علیه‌السلام) قرار دارند که یکی از پیامبران اولوالعزم هستند و با آمدن ایشان بسیاری از مسیحیان نیز به امام مهدی (علیه‌السلام) می‌پیوندند. همچنین از جمله مسئولان برجسته حکومتی امام مهدی(علیه‌السلام) سلمان فارسی، مقداد، ابودجانه و مالک اشتر می‌باشند که شایستگی سرپرستی کارها را در روزگار پیامبر اکرم(صلی ‌الله‌ علیه‌ و ‌آله) و امیرمومنان(علیه‌السلام) داشته‌اند.
امام مهدی(علیه‌السلام) هنگام ظهور و پیش از تشکیل دولت جهانی خود، عهد و پیمانی سخت – که عمده محورهای آن اخلاقی است- از یاران و کارگزاران امور می‌گیرند. امام علی(علیه‌السلام) در روایتی مفصل، این پیمان‌نامه را چنین معرفی می‌کنند: 
«با مهدی بیعت می‌کنند که: هرگز دزدی نکنند؛ زنا نکنند؛ مسلمانی را دشنام ندهند؛ خون کسی را به ناحق نریزند؛ به آبروی کسی لطمه نزنند؛ به خانه کسی هجوم نبرند؛ کسی را به ناحق نزنند؛ طلا، نقره، گندم و جو ذخیره نکنند؛ مال یتیم را نخورند؛ در مورد چیزی که یقین ندارند، گواهی ندهند؛ مشروب نخورند؛ حریر و خز نپوشند؛ در برابر سیم و زر سر فرود نیاورند؛ راه را بر کسی نبندند؛ راه را ناامن نکنند؛ گرد همجنس‌بازی نگردند؛ خوراکی را از گندم و جو انبار نکنند؛ به کم قناعت کنند؛ طرفدار پاکی باشند؛ از پلیدی گریزان باشند؛ به نیکی فرمان دهند؛ از زشتی‌ها باز دارند؛ جامه‌های خشن بپوشند؛ خاک را متکای خود سازند، در راه خدا حقِّ جهاد را ادا کنند و ...»

در حکومت امام مهدی(علیه‌السلام) امنیت و آسایش چنان به جامعه بر‌می‌گردد که حتی حیوانات نیز از آن بهره‌مند می‌شوند. این چنین حکومتی، حکومت بر دل‌ها خواهد بود. از این رو در روایات از پیوند مردم با امام و علاقه آنان به حکومت آن حضرت با سخنان دلپذیری یاد شده است.

آن امام همام نیز خود تعهد می‌کند که: «از راه آنان برود؛ جامه‌ای مثل جامه آن‌ها بپوشد؛ مرکبی مانند آن‌ها سوار شود؛ به کم، راضی و قانع شود؛ زمین را به یاری خدا پر از عدالت کند؛ خدا را آن چنان که شایسته است، بپرستد و ...».5
این عهد‌نامه‌ی اخلاقی – معنوی، به خوبی روش و منش حکومت امام را نشان می‌دهد و همچنین روشن می‌کند که جامعه‌ی قبل از ظهور، جامعه‌ای فاسد است و امام با اخذ پیمان از یاران خود، جدیت خود را در ریشه‌کن کردن این مفاسد نشان می‌دهد.
بنابراین در حکومت امام مهدی(علیه‌السلام) فساد ریشه‌کن می‌شود و عدالت و امنیت همه جا را فرا می‌گیرد و حجت خدا بر دل‌های مردم حکومت می‌کند‌ و همه از اینکه در زمان حکومت ایشان زندگی می‌کنند، راضی و خشنودند.

 

پی نوشت:

1 . الکافی، کلینی، ج 8، ص 37-42؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 52، صص260تا256؛ وسائل الشیعه، حر عاملی، ج 16، ص 275-280.
2. الغیبة، طوسی، ص472.
3. ابن طاووس، الطرائف فی معرفه مذاهب الطوائف، ج ‏۱ ، ص ۱۷۷.
4. ابن طاووس، الملاحم و الفتن یا آشوب‌های آخرالزمان، ص 54؛ متقی هندی، برهان، ص 87.
5. ابن طاووس، الملاحم و الفتن فی ظهور الغایب المنتظر عجل الله فرجه، ص 149.

تاریخ ارسال : جمعه 10 اردیبهشت 1395   10:47 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

عصر ظهور، عصر تکمیل عقول

عصر ظهور، عصر تکمیل عقول

عقل

 

یکی از روایات مربوط به دستاوردهای ظهور، فرموده ای است از امام باقر علیه السلام: "اذا قام قائمنا وضع یده علی رووس العباد فجمع بها عقولهم و کملت به احلامهم" یعنی: وقتی قائم ما قیام کند دستش را بر روی سر بندگان قرار می دهد و از این طریق عقل آنان را جمع می کند و عقولشان به کمال می رسد. (1)
با دیدن این روایت سوالی که ممکن است به ذهن تبادر کند این است که عقول مردم قبل از قیام حضرت دارای چه نقص یا نواقصی است که در ایام ظهور کامل می شود؟ و مراد از جمع عقول و تکمیل احلام چیست؟
برای پاسخ به این سوال باید بدانیم معنای "عقل" و "عقلانیت" و "احلام" چیست؟ و تکمیل آن چگونه ممکن است؟
عقل به معنای منع کردن، بستن و نگه داشتن است. عقل در وجود انسان مانع از انجام کارهای نادرست و بر خلاف سرشت و فطرت انسان می گردد. و "احلام" جمع "حلم" است که مترادف واژه عقل است و در قرآن هم در معنای عقل بکار رفته است. در فرهنگ اسلامی برای عقل سه منشور و سه ظرفیت در نظر گرفته شده است:
1) عقلانیت در مقیاس کلی 
2) عقلانیت ارزش ها
3) عقلانیت ابزاری


1. عقلانیت در مقیاس کلی

این سطح از عقلانیت پاسخگوی مسایل اساسی و مهم مربوط به "مبداء ، معاد و دنیا" است  و می تواند مختصات و مبانی و اهداف حیات آدمی را معلوم کند. و این سطح از عقل در واقع سنگ بنای عقلانیت در انسان است.
چهارده قرن و اندی است که در منابع اسلامی شاهد هستیم در باب لزوم تعقل انسان در امور مربوط به خداشناسی، هستی شناسی، انسان شناسی تاکید شده، آیاتی مانند: "در آفرینش آسمانها و زمین و در گردش شب و روز برای صاحبان خرد نشانه ها قرار داده است." (2) و آیه دیگر: "عاقلان کسانی اند که در آفرینش هستی فکر می کنند و می گویند: خدایا دانستیم که هستی را بیهوده نیافریده ای." (3) 
همچنین روایاتی مانند فرموده امام علی علیه السلام که: " ‏‏«رَحِمَ اللَّه إمرء أعَدَّ لِنَفسِه  و استَعَدَّ لِرَمسِه و عَلِمَ مِن‏ أین‏ و فی‏ أین‏ و إلى أین‏" رحمت خدا بر کسی باد که مقدمات تربیت و تعالی نفس خود را آماده سازد و خود را برای عالم قبر آماده سازد و بداند از کجا آمده است؟ اکنون در چه موقعیتی زندگی می کند؟ به کجا خواهد رفت؟(4) 
دعوت به تفکر و تعقل در مسایل مربوط به خداشناسی و انسان شناسی و هستی شناسی از مطالبات دین اسلام است اما چنین عقلی در جامعه مدرن و پست مدرن هیج جایی ندارد. آنها می گویند: عقل نمی تواند به چنین مفاهیمی دست یابد!

در ایام ظهور، آن ابرعقل آخرالزمانی با عنایت رحمانی خود کاری خواهد کرد که عقول انسانها تکمیل شود و اکمال حقیقی به این است که انسان ها نگاهشان در همه اقوال و افعال به سوی رضایت خدای متعال باشد و در زیر سایه توحید و به دور از هر گونه شرکی زندگی شیرین درجوار محبوب دلها را تجربه کنند

2. عقلانیت ارزش ها (عقل اخلاقی)

سطح دیگری از عقلانیت مربوط به کار عقل در تنظیم روابط انسان با انسان و انسان با جهان (طبیعت) است که این بحث به مقوله معیارهای اخلاقی وابسته است.
اینکه چه چیزی ارزش است و چه چیزی ضد ارزش و چه چیزی بی ارزش؟ کدام ارزش بیشتر و کدام ارزش کمتر دارد؟ باید و نبایدهای اخلاقی و حقوقی در این سطح از عقلانیت می گنجد. 
غالب افراد جوامع مدرن می گویند: دلیلی بر اینکه چه چیزی خوب است و چه چیزی بد است وجود ندارد! اخلاق امری نیست که معیار عقلانی داشته باشد بلکه امری نسبی و قراردادی است یعنی ممکن است چیزی در یک قوم خوب شمرده شود و همان چیز در قوم دیگری بد باشد. برخی هم اخلاق را محصول جامعه می دانند به همین خاطر است که حکومت های لیبرال دمکراسی بر تمایلات اکثریت جامعه استوار است. بنا بر این محور اخلاق برای آنان "سود و لذت" است. اینکه یک چیز تا چه اندازه برای او سود دارد و او را ارضاء نفسانی می کند همان معیار خوبی و بدی است.
زهد و تقوا و ایثار و جهاد و انفاق و شهادت طلبی در جامعه مدرن اسمهای خوش ظاهر و فریبنده ای هستند که عمل به آنها به ضرر انسان تمام می شود. می گویند: چرا من جان شیرین خود را در میدان جنگ به خطر اندازم؟ چرا باید از مال خودم که برایش زحمت کشیده ام به دیگری ببخشم؟ چرا به هر گونه لذتی که تمایل دارم نرسم؟ 
در حالیکه قرنها پیش خداوند متعال با خطاب قرار دادن انسان و طلب داوری از او در واقع به او  فهمانده است که عقل او توانایی این داوری را دارد که خوبی و بدی و ارزش و ضدارزش را از هم تمایز دهد. فرموده است: آیا نور و تاریکی یکسان است؟ آیا آنکه می داند با آنکه نمی داند مساوی است؟ آیا کور و بینا در یک سطح اند؟

 

3. عقلانیت ابزاری (عقل معاش)

این سطح از عقلانیت که اهمیتش از دو عقل مذکور کمتر است مربوط می شود به کنترل و تامین ابزار دستیابی به اهداف دنیا. این سطح از عقلانیت به این سوالات پاسخ می دهد که چطور راحت تر بخوریم؟ چگونه سریعتر حرکت کنیم؟ چگونه امکانات بیشتر داشته باشیم؟ چگونه کمتر رنج ببریم؟ و چگونه بیشتر لذت ببریم؟ این عقل در راستای دو عقل دیگر از لوازم زندگی مادی است.

وقتی قائم ما قیام کند دستش را بر روی سر بندگان قرار می دهد و از این طریق عقل آنان را جمع می کند و عقولشان به کمال می رسد

در روایات بسیاری در مورد این  عقل و فواید آن در زندگی بشر سخن رانده شده است. امام رضا علیه السلام می فرماید: مومن سه علامت دارد: "یکی از آنها تقدیر معیشت است...." یعنی کسی که اقتصاد زندگی خود را اندازه گیری می کند و الگوی مصرف معقولی دارد و نه افراط دارد و نه تفریط، مومن است. (5) امام علی علیه السلام نیز می فرماید: "العقل انک تقتصد و لا تفسد" یعنی: عقل آن است که میانه رو باشی و اسراف نکنی. (6) 
تفاوت جامعه مدرن با جامعه اسلامی در این زمینه این است که آنها عقل را منحصر به عقل ابزاری می دانند. زیرا انسان را به عنوان یک فرد با زندگی ابدی نمی شناسند لذا تا هر اندازه ای که بتوانند در تامین هر چه بیشتر رفاه، لذت و سود دنیایی خود تلاش می کنند و منکر اخلاق و مسایل مربوط به معاد هستند. کاری ندارند که آنچه انجام می دهند ارزشمند است یا نه؟ آیا مورد رضایت خداوند است یا خیر؟ اما اسلام عقل ابزاری را در راستای عقل ارزشی و عقل معاد می داند در نتیجه می بایست یک فرد مومن مسلمان در هر گونه تفکر و عقلانیت از سویی نگاهش به یک زندگی آباد در دنیا باشد و از سوی دیگر نگاهی به رضایت الهی داشته باشد و همواره این سوال را در قلب خود زنده نگه دارد که آیا این گفتار و رفتار و کردار من مورد پسند ربّ العالمین هست یا نه؟  
بنا بر این، روایتی که بیان می کند "وضع یده علی رووس العباد و کملت بها احلامهم" مرادش این است که در ایام ظهور، آن ابرعقل آخرالزمانی با عنایت رحمانی خود کاری خواهد کرد که عقول انسان ها تکمیل شود و اکمال حقیقی به این است که انسان ها نگاهشان در همه اقوال و افعال به سوی رضایت خدای متعال باشد و در زیر سایه توحید و به دور از هر گونه شرکی زندگی شیرین در جوار محبوب دل ها را تجربه کنند.

 

پی نوشت:
1. منتخب الاثر، ص483.
 2. بقره 164.
3. آل عمران 191.
4. الوافی، ج 1، ص116
5. تحف العقول ص 329.
6. میزان الحکمه، ج6.

تاریخ ارسال : جمعه 10 اردیبهشت 1395   10:46 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

آسمان! امشب جمال حق تعالی را ببین

آسمان! امشب جمال حق تعالی را ببین

امام زمان

 

آسمان! امشب جمال حق تعالی را ببین

نیمه ی ماه محمد، ماه زهـرا را ببیـن

بـرفراز دست مولانـا امام عسگری

ماه نـرگس، آفتاب عالم آرا را ببیـن

پای تا سر، سر به سر، آئینه شو آئینه شو

چون شدی آئینه آن رخسار زیبا را ببین

با همه سیّارگان دور زمین آور طواف

آفتابِ بـامدادِ عـرشِ اعـلا را ببیـن

روح شو، بـر بـام شهر سامره پرواز کن

چشم شو، خورشید غایب از نظرها را ببین

بـر فـراز مهـد مهدی پـرواز کن

لحظه لحظه شمع جمع آل طاها را ببین

همچو نرگس با گل لبخند از هم باز شو

در ریاض نور، حُسن حق تعالی را ببین

ای چراغ ماه، از خورشید زیباتر شدی

غرق در انوار حُسن حق ز پا تا سر شدی

تاریخ ارسال : جمعه 10 اردیبهشت 1395   10:42 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

حافظ آیات

حافظ آیات

امام زمان

 

دل شود امشب شکوفا در زمین

می زند لبخند شادی بر زمین

آسمان ِ دل تبسم می کند

روی ماهت را تجسم می کند

ای مسیح آل پیغمبر سلام

انتهای سوره ی کوثر سلام

ای کتاب رازهای مرتضی

یادگار حضرت خیرالنسا

ای صفات تو صفات انبیا

حاصل جمع ِ تمام اولیا

ای قدمهایت صراط المستقیم

حافظ آیات قرآن کریم

ای امام صالحان در روی خاک

اکفیانی اکفیان روحی فداک

السلام ای آفتاب پشت ابر

السلام ای  اوج قله، کوه صبر

السلام ای آخر هر دلخوشی

عاقب از غم تو ما را می کُشی

السلام ای فخر آدم در زمین

یادگار حضرت روح الامین

تو تمام چارده نور مبین

جلوه ی زیبای ربُ العالمین

تو حدیث ناب عترت در زمین

زاده حیدر امیر المومنین

تو همان نوری که از روز ازل

کرد خالق روی ماهت بی بدل

تو سرشت ناب از نسل علی

نور رب در جلوه ی تو منجلی

عمر تو تاریخ ساز عالم است

مبداء آن از رسول خاتم است

ترسم آخر من نبینم روی تو

صورت زهرائی و دلجوی تو

تو کجائی شیعه می خواند تو را

پس نمی گوئی جوابش را چرا

کی می آیی دل تمنایت کند

تا که روزی بوسه بر پایت کند

کی می آیی عقده از دل وا کنم

روضه خوانی پیش تو آقا کنم

کی می آیی کربلا را تاب نیست

در میان خیمه دیگر آب نیست

وای بر طفل رباب و اضطراب

خیمه خیمه جستوی جرعه آب

آب نَبوَد تا که سیرابش کند

جرعه ای نوشاند و خوابش کند

کربلا و یک بیابان اشک و آه

شیرخواره در میان قتلگاه

نام تو آمد در آنجا بر زبان

کی می آیی حضرت صاحب زمان

ای خوش آن روزی فرج برپا شود

با دو دست فاطمه امضا شود

تاریخ ارسال : جمعه 10 اردیبهشت 1395   10:41 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی
کل صفحات :4
1
2
3
4