«ظهور»، آب خوشگواری که مایه حیات است

از آنجا که قرآن برنامه سعادت و راهنمای مسیر بندگی انسان ها می باشد، ضمن اینکه چگونگی حرکت کردن در شاهراه عبودیت را به انسانها می آموزد، موانع و مشکلاتی را که ممکن است بر سر راه آنها قرار بگیرد را نیز، بیان نموده و نسبت به آنها هشدار داده است.

از جمله هشدارهای بسیار مهمی که خداوند در قرآن مردم را به آن توجه داده است، آیه 30 سوره ملک است که در آن خداوند انسان ها را نسبت به نعمت برخورداری از امام توجه داده و به آنها هشدار می دهد که در صورت قدرنشناسی آنها این نعمت از ایشان سلب خواهد شد. خداوند متعال می فرماید: 
«قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماوُكُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیكُمْ بِماءٍ مَعِینٍ» 
كلمه "غور" به معناى فرو رفتن آب در زمین است، و كلمه" معین" به معناى آب جارى در روى زمین است. و معناى آیه این است كه: مرا خبر دهید اگر آب شما به زمین فرو رود، و روى زمین آبى نماند، چه كسى است كه در روى زمین برایتان آب جارى فراهم سازد؟
در واقع این آیه به یکی از مصادیق رحمت عام خداوند و نعمتی که بسیاری از مردم از آن غافلند، اشاره می کند. قطعا همه ی ما تشنگی را درک کرده ایم، خصوصا در ایام ماه مبارک رمضان سالهای اخیر که چند سالیست مقارن با فصل گرما شده است. اگر خوب تامل کنیم تشنگی مراحل متعددی دارد. شاید در ابتدا به دلیل وجود ذخایر آب در بدن تشنگی قابل تحمل باشد، اما بعد از اینکه آب ذخیره تمام شد کم کم بدن بیحال می شود و در اثر تشنگی زیاد دهان حالت چسبندگی پیدا کرده و در صورت استمرار این حالت و عدم رسیدن آب به بدن، بدن استقامت خود را از دست داده و این حالت کم کم منجر به مرگ انسان می شود.

 

حقیقت نعمت حیاتبخش آب

ممکن است پرسیده شود این آیه اشاره به نعمت حیات بخش آب دارد و سخنی از امام به میان نیاورده تا آن را هشدار برای مسئله ی امامت تلقی کنیم؟ 
در پاسخ باید گفت: با توجه به اینکه مفسرین واقعی قرآن، اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام هستند و از آنجا که قرآن دارای هفتاد بطن می باشد و نیز دارای آیات مطلق و مقید، محکم و متشابه، کلی و جزیی می باشد، که ما به تنهایی قادر به فهم دقیق آن نیستیم، لازم است برای فهم بهتر آیات قرآن گوش جان بسپریم به بیان معصومین علیهم السلام تا بدانیم منظور و مقصود اصلی آیات خداوند حکیم چیست.

علاوه بر حیات مادی، امام حیات معنوی را نیز که اهمیت آن بسیار بیشتر از حیات مادی، می باشد برای انسانها به ارمغان می آورد. زیرا خداوند همه چیز را مسخّر انسان قرار داد تا او به هدف خلقت که همان تقرب به ساحت مقدس الهی است برسد و چنین تقربی، جز در سایه ی هدایتهای امام و اطاعت از او محقق نمی شود

در روایاتى كه از اهل بیت علیهم السلام به ما رسیده است، این آیه به ظهور حضرت مهدى علیه السلام و عدل جهان‏گستر او تفسیر شده است، از جمله در حدیثى از امام باقر علیه السلام در تفسیر این آیه مى‏خوانیم: 
« این آیه در باره امامى نازل شده است كه قیام به عدل الهى مى‏كند؛ مى‏گوید: اگر امام شما پنهان گردد، و نمى‏دانید كجاست؟ چه كسى براى شما امامى مى‏فرستد كه اخبار آسمانها و زمین، و حلال و حرام‏ خدا را براى شما شرح دهد.» سپس فرمود: « به خدا سوگند تاویل این آیه نیامده و سرانجام خواهد آمد.»[1]
از امام هفتم علیه السلام پرسیده شد: « تاویل قول خداوند عزّ و جلّ چیست که فرمود: «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماوُكُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیكُمْ بِماءٍ مَعِینٍ» امام فرمودند: هنگامی که امامتان را از دست دادید و او را ندیدید پس در آن هنگام چه خواهید کرد.» [2]
 از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام  پرسیدند: « منظور از این آیه چیست «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماوُكُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیكُمْ بِماءٍ مَعِینٍ» فرمودند: ائمه ابواب خدایند منظور از آب خوشگوار این است که چه کس می تواند علم امام را برای شما بیاورد.» [3] 
بنابر این اگرچه تفسیر ظاهری آیه مربوط به آب جارى است كه مایه حیات موجودات زنده است، ولیکن باطن آیه مربوط به وجود امام و علم و عدالت جهان‏گستر او است كه آن نیز مایه حیات جامعه انسانى است.
به عبارت دیگر آیات قرآن معانى متعدد، و ظاهر و باطن دارد، ولى پى بردن به بطون آیات جز براى پیامبر و امام معصوم ممكن نیست و هیچكس حق ندارد چیزى به عنوان باطن آیه از پیش خود مطرح كند.

 

ظهور

 

حیات مادی و معنوی در سایه وجود امام

در اینجا جای طرح این سوال پیش می آید که چرا امام به آب گوارا تشبیه شده است؟ قطعا دلیل محکمی برای این امر وجود دارد.

در پاسخ باید گفت: این تشبیه به علت نقاط مشترکی است که بین امام و آب حیات وجود دارد و آن اینکه: در این آیه امام به آب گوارا و جاری تشبیه شده است، بدین معنا که امام مایه ی حیات موجودات است و زندگی موجودات وابسته به اوست چنان که در روایات می خوانیم: «اگر زمین بدون امام شود دگرگون خواهد شد.»[4] و همه چیز با ظهور امام زنده می گردد و حیات تازه و نیکویی را آغاز می کند چنانکه خداوند متعال می فرماید: « وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ أَ فَلا یُوْمِنُونَ » [5]
در واقع اگر به دنیای بدون آب بیندیشیم، و از خود بپرسیم که حال ما چگونه خواهد بود اگر آب که مایه حیات است به طور کلی در زمین فرو رود و آیا می توان بدون آب به زندگی ادامه داد؟ بی درنگ تصدیق خواهیم کرد که حتی اگر تمام امکانات برای ما فراهم باشد؛ باز هم بدون آب زندگی میسر نیست و بی تردید همه ما محکوم به مرگ حتمی هستیم.

 آنچه آب برای انسان ها به ارمغان می آورد، حیات مادی است. در حالی که اساس این حیات مادی هم، به واسطه ی وجود امام برای انسان ها مهیا می شود. چنانکه در زیارت جامعه کبیره می خوانیم: « وَبِکُم یُنَزِّلُ الغَیثَ وَ بِکُم یُمسِکُ السَّماءَ أن تَقَعَ عَلَی الأرضِ الّا بِاذنِهِ : خداوند به سبب وجود شما نازل کند باران را و به سبب وجود شما نگه داشته آسمان را از اینکه بیفتد بر روی زمین مگر به اجازه ی او» [6]

سالهاست که تشنه ایم، سالهاست که روح بی آب و بی رمق خود را  فراموش کرده ایم، سالهاست که به زندگی تلخ دوران غیبت عادت کرده ایم و چون مواهب دوران حضور را نچشیده ایم برای آن دلتنگ و بی قرار نیستیم! سزاوار است از خود بپرسیم چرا برای ظاهر ساختن ماء معین و امام هستی بخش، بی تاب نمی شویم؟

علاوه بر حیات مادی، امام حیات معنوی را نیز که اهمیت آن بسیار بیشتر از حیات مادی، می باشد برای انسانها به ارمغان می آورد. زیرا خداوند همه چیز را مسخّر انسان قرار داد تا او به هدف خلقت که همان تقرب به ساحت مقدس الهی است برسد و چنین تقربی، جز در سایه ی هدایتهای امام و اطاعت از او محقق نمی شود.

در فراز دیگری از زیارت جامعه کبیره خطاب به ائمه معصومین علیهم السلام، اعلام می کنیم که ما از هر جهت مطیع شما و تسلیم اوامرتان هستیم تا زمانی که خداوند زنده گرداند دینش را به وسیله ی شما: « حَتَّی یُحیِیَ اللهُ تَعالَی دینَهُ بِکُم» و آن زمانی است که امام عصر علیه آلاف التحیة و السلام، ظهور می کند و حکومت عدالت گسترش را بنیان می نهد. بنابر این وجود امام سبب کسب حیات معنوی جاویدانی به نام حیات طیبه برای انسانها می باشد.

 

روح بی جان را با آب حیات، سیراب کن

اینجا سوال دیگری مطرح می شود و آن این است که واقعا اگر آب مورد استفاده ی ما از دسترس خارج گردد، ما چه می کنیم؟ آیا دست روی دست گذاشته و منتظر مرگمان می نشینیم؟

قطعا پی گیری و تلاش برای برقراری دوباره جریان آب تا آنجا ادامه پیدا خواهد کرد که منجر به برگزاری کنفرانس ها و نشستهای اضطراری و فوق العاده برای رسیدن به نتیجه ی مطلوب گردد. این در حالیست که ما سالهاست در بحران عدم حضور امام به سر می بریم ولیکن به دلیل عدم درک تشنگی روحمان برای ظاهر ساختن او آن چنان که شایسته است کاری نکرده ایم! سالهاست که تشنه ایم، سالهاست که روح بی آب و بی رمق خود را  فراموش کرده ایم، سالهاست که به زندگی تلخ دوران غیبت عادت کرده ایم و چون مواهب دوران حضور را نچشیده ایم برای آن دلتنگ و بی قرار نیستیم! سزاوار است از خود بپرسیم چرا برای ظاهر ساختن ماء معین و امام هستی بخش، بی تاب نمی شویم؟

مگر نه این است که تشنگی در اعماق جان ما نفوذ کرده است؟ باید کاری کنیم تا تشنگی وجودی خود را درک کنیم و نیاز شدید خود به سرچشمه ی هستی را متوجه شویم، آن گاه می توانیم به خود نوید ظهور نزدیک حضرت را بدهیم. زیرا کسی که درد را در دورن خود احساس کند، به دنبال درمان نیز خواهد گشت.

 

قدرشناسیِ نعمتی عظیم

امامان علیهم السلام بُعدى ژرف به این آیه داده و ماء معین را به امام حق تأویل كرده‏اند، و گفته‏اند كه او آب است بدان سبب كه حامل رسالت خدا و راهنمایى براى مردم است، مگر آب عصب زندگى و ستون آن نیست؟ امام نیز چنین است، از آن روى كه با بصیرتهاى وحى و با هدایت به حق، پیروان خویش را در حیات خود زنده نگاه مى‏دارد. 
این آیه انسانها را از تبعات قدر نشناسی بر حذر می دارد و نیز خطاب به منتظران بیان می دارد که همانطور که بدون آب نمی توانند به حیات مادی خود ادامه دهند و در صورت نبود آن برای به دست آوردنش از هیچ گونه تلاشی دست بر نخواهند داشت، برای رسیدن به رشد و تعالی و کمال و نیز سیراب ساختن روح و جانشان توسط امام از هیچ تلاشی دریغ نکرده و با مهیا ساختن زمینه های ظهورش، او را به میان خود برگردانند. 

 

پی نوشت: 
1. كمال‏ الدین ج 1 ص 326.
2. کمال الدین ج2 ص360.
3.  امام حجة ابن الحسن صاحب الزمان علیه السلام، ص 57.
4.   الکافی ج۱، ص۱۷۹، ح۱۰ .
5.  انبیاء ، 30 .
6.  زیارت جامعه کبیره .

تاریخ ارسال : چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395   10:38 AM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

چگونگي ولادت امام زمان (عج)

جمعه پانزدهم شعبان سال دويست پنجاه و پنج هجري در شهر سامرا حضرت بقية الله امام عصر روحي و ارواح العالمين له الفداء چشم به جهان گشود.
حكيمه دختر امام محمد تقي (ع) نقل مي كند كه امام حسن عسكري (ع) مرا خواست و فرمود: عمه امشب نيمه ي شعبان است نزد ما افطار كن كه خداوند در اين شب فرخنده شخصي را متولد مي سازد كه حجت او در روي زمين مي باشد.عرض كردم: مادر اين فرزند مبارك كيست؟ فرمود: نرجس.
 
گفتم: فدايت شوم اثري از حاملگي در اين بانوي گرامي نديدم! فرمود: براي همين مي گويم نزد ما باش. وارد خانه شدم سلام كردم بانوي عالي مقام نرجس خاتون آمد كشف از پاي من بيرون آورد و گفت: اي بانوي من شب بخير! گفتم: بانوي من و خاندان ما تويي! گفت: نه ، من كجا و اين مقام بزرگ؟ گفتم: دختر جان امشب خداوند پسري به تو عنايت مي فرمايد: كه سرور دو جهان خواهد بود.تا اين كلام از من شنيد با كمال حجب وحيا نشست. پس از اقامه ي نماز افطار كردم و خوابيدم،سحرگاه براي انجام نماز شب برخاستم. بعد از نماز ديدم نرجس خوابيده و از وضع حمل او خبري نيست. پس از تعقيب نماز دوباره خوابيدم كه پس از لحظه اي با اضطراب بيدار شدم ديدم نرجس نيز بيدار است ولي هيچگونه علامتي در وي مشهود نيست.
 
نزديك بود در وعده امام (ع) ترديد كنم كه ناگهان امام(ع) در مكاني در مكاني كه تشريف داشتند با صداي بلند مرا صدا زده و فرمودند: « عمه: تعجيل كن كه وقت نزديك است»
 
همينكه صداي مبارك امام حسن عسكري (ع) را شنيدم مشغول خواندن سوره ي الم سجده و يس شدم. در اين موقع نرجس با حال اضطراب از خواب برخاست.من به وي نزديك شدم و نام خدا را بر زبان جاري كردم و پرسيدم: آيا در خود چيزي احساس مي كني؟ گفت: آري. گفتم:ناراحت مباش و دل قوي دار، اين همان مژده است كه به تو دادم.
 
اندكب بعد صاحب الامر سلام الله عليه متولد شد آن ماه پاره را ديدم كه مواضع هفتگانه سجده را روي زمين گذاشته و ذكر حق مي گويد. اورا در آغوش گرفتم در حالي كه بر خلاف نوزادان ديگر از آلايش ولادت پاك و پاكيزه بود.
 
در اين هنگام امام حسن عسكري(ع) صدا زد: عمه جان! فرزندم را نزد من بياور، و او را نزد پدر بزرگوارش بردم، او را به سينه چسبانيد و زبان در دهانش گذارد و دست بر چشم و گوش او كشيد و فرمود :فرزندم با من حرف بزن! آن مولود مسعود گفت:شهادت مي دهم به وحدانيت پروردگار و رسالت حضرت محمد(ص) سپس بر اميرالمؤمنين و ائمه ي اطهار (ع) درود فرستاد و چون به نام پدرش رسيد و ديدگان گشود وسلام كرد.امام(ع) فرمود:«عمه جان: او را نزد مادرش ببر تا به او نيز سلام كند و باز نزد من برگردان» او را نزد مادرش بردم سلام كرد، مادر نيز جواب سلامش را داد، سپس او را پيش امام حسن عسكري برگردانيدم.
 
 
مرجع : بحار،ج 51 ،ص 2
 
 
بعض از اسماء و القاب آن گرامي عيارتند از : بقية الله،حجت،خلف صالح، ابوالقاسم،قائم منتظر، مهدي (م ح م د ) ناگفته نماند كه نام (م ح م د ) بنا بر فتواي شيخ انصاري مكروه،شيخ طوسي حرام و حاجي نوري ذكر آن در مجالس و محافل حرام است.
 
 
مرجع: نجم الثاقب، ص48
 

تاریخ ارسال : دوشنبه 6 اردیبهشت 1395   3:23 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی

انتظار فرج

http://asrupload.ir/img/images2/baghiyatallah.jpg
رواياتي با اين مضمون به دست ما رسيده كه:
 
انتظار فرج حضرت بقيه الله (ع) برترين عبادت است. (ينابيع الموده ، ص 493)
 
در انتظار فرج بودن از بزرگترين فرج است.(بحار ، ج 52، ص 122)
 
*******
انتظار ظهور امام زمان (ع) علامات و نشانه هايي دارد كه با حفظ آنها مصداق خارجي پيدا مي كند.اول اينكه شخص منتظر همانند همه ي منتظران فكر  و ذكرش متوجه ي فرد مورد انتظار باشد و او را از ياد نبرد.دوم  كسي كه انتظار فرج حضرت مهدي (ع) را دارد بايد سعي و تلاش كند كه قبل از ظهور آن گرامي خود را اصلاح كند، از گناه توبه نمايد و به اعمال صالحه و رفتار پسنديده خود را زينت بخشد تا لياقت و شايستگي مصاحبت ودرك حضور آن حضرت را پيدا كند.سوم، انتظار بدان معني است كه دست روي دست بگذاريم و هيچ گونه احساس مسئوليت نكنيم و بگوييم آقا تشريف مي آورند و كار ها را درست مي كنند و بدون شك منتظر واقعي كسي است كه تا مي توانند امر به معروف ونهي از منكر نمايد، جلوي ظلم و بيداد را بگيرد و به بهانه انتظار از هيچ تلاش و جهاد در راه سازندگي خود و جامعه كوتاهي ننمايد.

تاریخ ارسال : شنبه 4 اردیبهشت 1395   3:31 PM  | نویسنده :   مهربانو عرب مومنی
کل صفحات :4
1
2
3
4