وقتی که با نان و نمک افطار می کرد انگار که با فاطمه دیدار می کرد هی شیر را از پیش خود می زد کنار و هی دخترش با چشم تر اصرار می کرد در آسمان انگار چیزی تازه می دید با اشک دیده چشم را خونبار می کرد
نوشته شده در : پنج شنبه 25 خرداد 1396 | توسط :ماه خدا نظرات (0)
