روستای مز ( مکتب )
 
مکتب و روش زندگی دینی
 

۱- غذاى ساده 
ما البته نمى توانيم يك حاكمى مثل حضرت امير پيدا كنيم كه حكومت كند، كه وضع زندگيش آنطور باشد كه وقتى شب آخرى كه شبى است كه خوب سلطنت دارد بر، حالا من جسارت ميكنم بگويم سلطنت ، خلافت دارد بر يك همچو ممالك طويل و عريضى مى خواهد كه شهيد بشود...



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]

اكنون بايد ديد، اصولا شخصيت چيست كه همه طالب آنند؛ هر كس آنرا در چيزى به اشتباه يا به واقعيت مى جويد، و موضوع يا نمونه ويژه اى را ملاك منش و شخصيت ايده آل خويش مى پندارد و با همه وجودش خواستار آن است ؟



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]

زندگی چیست ؟

اگر خنده است چرا گریه میكنیم ؟

اگر گریه است چرا خنده میكنیم ؟

اگر مر گ است چرا زندگی می كنیم ؟

اگر زندگی است چرا می میریم ؟

اگه عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟

اگه عشق نیست چرا عاشقیم



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]

موجبات ذلت 


با دقت در آنچه گذشت ، امورى كه موجب ذلت و خوارى انسان است ، معلوم مى گردد، زيرا عمل نكردن و سازگار نبودن با موجبات عزت ، سبب ذلت خواهد بود لكن براى توضيح بيشتر، برخى از عوامل ذلت را ياد آور مى شويم .



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]


بسم الله الرحمن الرحيم
خطوط برجسته و طلايى تاريخ ملتها متعلق به كسانى است كه با حريت و آزادى زندگى گرده و عزت و شرافت خو را بر هر مال و منالى ترجيح داده اند، كسانى كه از جان و مال و مقام و خاندان گذشته اند اما تن به ذلت نداده اند، افتخار هر ملتى نيز به وجود چنين آزاد مردان است .

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 7 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]

در پاسخ دادن به کودکان، عشق و محبت خداوند را در دل آنها قرار دهید.
در مورد کیفیت پیدایش، می پرسد من اول چه بودم؟ چگونه بودم؟ چه طور در شکم تو بزرگ
شدم؟ و می توان در اینجا مثالی از بذر گیاهی را آورد که وقتی در زمین بکاریم رشد می کند و
بزرگ می شود. بچه هم از اول مثل یک بذر کوچک است. خدا آن را در شکم مادر بزرگ می کند.
خدا او را رشد می دهد و آدم وقتی بزرگ شد به اندازة بابا و مامان شد، عقد می کند و جشن می
گیرند، ناهار می دهند، چراغانی می کنند و عروسی می کنند و خدا به آنها یک بچه می دهد که اول
خیلی کوچک است. در شکم مادر است چون مادر او را خیلی دوست دارد توي دل خود جایشمی
دهد. بچه تو شکمش جاي دارد،تا وقتی که بزرگتر شود. به دنیا بیاید و مادر بغلش کند. تو هم اول
مثل همان بذري بودي . خدا تو را به ما داد، در دل من بزرگ شدي و بعد به دنیا آمدي. روز به روز
بزرگتر خواهی شد تو هم روزي عروسی می کنی جشن و چراغانی و.. خواهی داشت و...



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]

به بچه ها بیاموزید که خدا در همین نزدیکی­هاست.

بچه ها باید بیاموزند که خدا در همین نزدیکی هاست! خدا با آنهاست و فاصله اي بین آنها و

خدا وجود ندارد و هر وقت اراده کنند به خدا دسترسی دارند و می توانند با همان صفا و

صمیمیت کودکانه با پروردگار خود درد دل کنند و از او چیزي بخواهند و خداوند هم به حرف آنها بها می دهد و راهها را باز می کند



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]

راه● های اصلاحی برای از بین بردن حالت پرخاشگری :
 

 آگاهی دادن: ▪
این مسأله مهمی است که به دانش آموز تفهیم شود راه وصول به هدف از طریق پرخاشگری ممکن و درست نیست. داشتن زور و قدرت خوب است ولی به کار بردن آن به صورت وحشیانه امری نامطلوب است



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 6 بهمن 1393  توسط [ra:post_author_name]