روستای مز ( مکتب )
 
مکتب و روش زندگی دینی
 

معناى تشيّع
قبل از ورود در اين بحث و بيان حقيقت تشيّع ، نخست لازم است معناى ((تشيّع )) را از نظر لغت و اصطلاح بدانيم . ((تشيّع )) از نظر لغوى از ماده ((شيع )) گرفته شده كه به معناى متابعت و پيروى است . بنابراين ، تشيّع كه مصدر ثلاثى مزيد فيه و از باب تفعّل و تاى آن تاى مطاوعه مى باشد، به معناى ((قبول پيروى و اطاعت )) است .
اما اصطلاحاً به مكتب و مذهبى گفته مى شود كه پيروى از اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در جميع ابعاد اسلام ، اعم از اعتقادى ، سياسى ، فرهنگى ، اقتصادى ، مسائل عبادى و حتّى در زندگى فردى و اجتماعى ، واجب و لازم مى داند .
مراد از پيروى اهل بيت عليهم السّلام اين نيست كه در مكتب تشيّع ، قرآن و سنّت عمل نمى شود، بلكه مراد آن است كه قرآن و سنّت ، بايد از طريق اهل بيت عليهم السّلام به دست آورده شده ، وانگهى به آن دو عمل شود .
اما در رابطه با قرآن كريم ، همه مى دانند كه ((قرآن )) كتابى است مشتمل بر ناسخ و منسوخ ، عام و خاص ، مطلق و مقيد، مجمل و مبيّن ، محكم و متشابه ، نصّ و ظاهر و مواردى از اين قبيل كه فهم آن براى عموم مردم آسان نبوده بلكه فهم قرآن براى عموم مردم بسيار مشكل است و اگر فقط قرآن باشد و بس ، هيچ حكمى از احكام الهى از آن به طور كامل استخراج نخواهد شد؛ زيرا نه تنها نياز به تاءويل و تفسير دارد، بلكه قرآن ، كتابى است مشتمل بر يك سلسله كليّات كه به عنوان اصل و قاعده ، بايد از آن استفاده شود. و تطبيق آن اصول و قواعد بر موارد جزئى و بيان مصاديق ، كار انسان عادى نيست ، بلكه طبق نصّ خود قرآن كريم : (إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ كَرِيمٌ# فِى كِتَبٍ مَّكْنُونٍ# لا يَمَسُّهُ إِلا الْمُطَهَّرُونَ).(12)
((كه آن قرآن كريمى است كه در كتاب محفوظى جاى دارد و جز پاكان نمى توانند به آن دست زنند [ دست يابند])).
تنها كسانى مى توانند اين كتاب آسمانى را فهميده و بيان كنند كه از انجاس و ارجاس و ناپاكيهاى باطنى و ظاهرى ، پاك و مطهر باشند.
البته بعضى از مفسرين گفته اند كه اينجا خبر به معناى نهى است و مراد از آيه ، حرمت مس قرآن براى محدث و جنب مى باشد. و بعضى هم مراد از ((مطهرون )) را ((ملائكه )) گفته اند كه هر دو نظر بلاوجه است ؛ چون اگر ((لا)) را ناهيه يا حتى نافيه بگيريم و بخواهيم از آيه مباركه استفاده حرمت مس براى محدث و جنب بنمائيم بايد اوّلاً : كلمه ((مطهرون )) را به معناى ((متطهرون )) و از باب تفعّل بدانيم .
و ثانياً : ((فى كتاب مكنون )) را به معناى همين كتاب موجود بگيريم ، در حالى كه اولاً: اصل ، ظهور هر كلمه در معناى خودش ‍ مى باشد و ثانياً: خداوند در جاى ديگر مى فرمايد: (بَلْ هُوَ قُرْءَانٌ مَّجِيدٌ# فِى لَوْحٍ مَّحْفُوظٍ).(13)
((بلكه اين قرآن همان قرآن مجيدى است كه در لوح محفوظ بوده است )). و به قرينه اين آيه ، آيه قبل را نيز چنين معنا مى كنيم : ((اين قرآن همان قرآن كريم است كه در كتاب مكنون و مستور، از ديد مردم عادى مى باشد و مصون از اشتباه و تحريف بوده است كه نمى دانند اين قرآن را مگر كسانى كه مطهر و پاكند)) .

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

نقاق از ديدگاه فردى و اجتماعى
در اين فصل سعى شده با نگرشى اجمالى به مساله نفاق از ديدگاه فردى و اجتماعى ديدى كلى نسبت به اين موضوع بدست آيد تا در بخشهاى بعدى به تفصيل بيشتر و با نگاهى جزئى تر به آن بپردازيم .



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 29 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

اخلاق سرمايه سلامتى است  
قمست دوم كتاب مربوط به اخلاق است .
ما اگر سلامت انسانها را به دقت مورد نظر قرار بدهيم بايستى از دو جهت قضاوت نماييم .
يكى از جنبه روح و اخلاق ، دوم از نظر جسم و بدن .
بهداشت را نمى توان از دريچه بدن ديد، زيرا ما خود به تجربه دريافتيم كه ناراحتيهاى روحى و هيجانهاى درونى علاوه بر آنكه باعث اختلال فكر و تشويق خاطرند در بدن نيز آثار بدى دراند و مزاج را از صراط مستقيم صحت و اعتدال منحرف مى كنند و منشا بيماريهاى مختلفى مى شوند:
حسد 
مثلا يكى از بيماريهاى روانى حسد است ، شخص حسود هر چند مواظبت جهات بهداشت را بنمايد ولى شراره هاى حسد كه در ((اندرون )) وجودش زبانه مى كشد، اعصاب او را خورد كرده ، سلامت وى را مى سوازند.
على (ع ) مى فرمايد:
((العجب لغفلة الحساد عن سلامة الاجساد))(430)
جاى شگفتى است كه افراد حسود از سلامت بدن خود غافلند.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 28 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]
ز نسل احمد مرسل ز دوده حيدر
  ز نور فاطمه طاووس باغ عليين
ستاره اى كه ز انوار چهره روشن كرد
فضاى كون و كمان را به نور علم و يقين
مه سپهر فضيلت محيط جود و كرم
شه سرير ولايت چراغ شرع مبين
به سالكان حقيقت دهيد مژده كه گشت
امام هادى (ع ) فرمانروا و رهبر دين

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 28 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

تاريكى شب همه افق را فرا گرفته بود و خاموشى در تمام نقاط حكم مى كرد، هنگام آن رسيده بود كه جانداران در خوابگاههاى خود به استراحت بپردازند و براى مدت محدود چشم از مظاهر طبيعت بپوشند و براى فعاليت روزانه خود تجديد قوا كنند.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 28 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

حوّا (مادر ما انسانها)
((حوّا)) مادر ما انسانها و همسر حضرت آدم پدر سلسله بشر، بلافاصله پس از خلقت آدم و از بازمانده گل او آفريده شد. فرشتگان الهى گل آدم و حوّا را از چهارگوشه زمين برداشتند ولى ساختمان آنان در بهشت و عالم بالا انجام گرفت . همينكه آدم به عنوان شاهكار خلقت الهى ، خلق شد، خداوند اسامى همه اشياء يعنى تمام دانستنيها را به وى آموخت و در نتيجه اين لياقت را يافت كه خداوند به فرشتگان بفرمايد: ((... در مقابل آدم به خاك بيفتيد و سجده كنيد. فرشتگان همه سجده كردند، جز ابليس كه سر باز زد و تكبر ورزيد و از كافران شد)).(4)



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 28 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

فضيلت دعا و نيايش از ديدگاه قرآن 
و اذا ساءلك عبادى نى فانى قريب اءجيب دعوة الداع دعان فليستجيبوا لى و ليومنوا فى لعلهم يرشدون . (46)
چون بندگان من از دورى و نزديكى من از تو پرسند، بگو: من نزديكم ؛ نزديك تر از آنچه تصور كنيد؛ نزديك تر از شما به خودتان ، و نزديك تر از شريان گردن هايتان . چنان كه در جاى ديگر مى خوانيم : نحن اءقرب اليه من حبل الوريد. (47) يعنى : من دعاى دعا كننده را به هنگامى كه مرا مى خواند، اجابت مى كنم . بنابراين بايد بندگان من دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند، باشد كه راه خود را پيدا كنند و به مقصد برسند.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 28 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

مقدّمه
عزادارى ، احياء خط خون و شهادت
زندانى كردن (نور) در حصار شب ، شيوه كهن ستمگران حاكم ، در برخورد و مقابله با (حق ) بوده است . خطّ فكرى و سياسى امامان شيعه ، از همين رو همواره از سوى قدرتها، مورد تضييق و محدويت و انزواى تحميلى قرار گرفته بود.
طبيعى است كه در چنان شرايط، نوشتن و گفتن و سرودن و نشر تفكر و راه و خطّ آنان ، از اسلوبهاى مؤ ثّر شيعه به حساب مى آمد و پيروان حق ، با زبان و قلم و شعر و مرثيه و اشك و عزادارى ، در (احياء امرائمّه ) و زنده نگهداشتن حماسه ها و بيان فضايلشان تلاش مى كردند.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 28 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

آغاز غذا با نام خدا
غذاى خود را با نام خدا آغاز كنيد
امام على (عليه السلام ) فرمودند:
به هنگام غذا خوردن خداى را ياد كنيد و از بيهوده گوئى اجتناب نمائيد زيرا كه طعام نعمت و رزقى از خداوند است و بر شماست كه در آن خداى را ياد كرده و شكر گوئيد. فروع كافى ، ج 6، ص 296
نمك قبل از غذا

ابتداى غذا، كمى نمك بخوريد
حضرت على (عليه السلام ) فرمودند:
در شروع به غذا خوردن ، نمك بخوريد، اگر مردم مى دانستند نمك چه خاصيتى دارد هر آينه به جاى داروهاى مجرب ديگر آن را انتخاب مى كردند.طب الائمه ، ص 70

شروع با سركه
خوب است غذا را با سركه شروع كنيد
محمد بن على گويد: مردى در خراسان خدمت امام رضا (عليه السلام ) بود. غذايى براى آن حضرت آوردند كه با آن سركه و نمك بود. آن حضرت آغاز غذا را با سركه شروع كردند، آن مرد گفت : قربانت گردم ، شما به ماها امر كرديد با نمك شروع كنيم ! آن حضرت فرمودند: اين مثل آن است ، بدرستى كه سركه ذهن را قوى و عقل را زياد مى كند.
طب و درمان ، ص 140
 شستن دست ها

دست هايتان را قبل و بعد از غذا بشوئيد
امام على (عليه السلام ) فرمودند:
شستن دست ها قبل از غذا، رزق را زياد مى كند، لباس ها را از آلودگى حفظ مى نمايد و چشم را تقويت مى كند.
خصال ، ص 612
كم خوردن و سلامت

كمتر غذا بخوريد تا كمتر بيمار شويد.
امام على (عليه السلام ) فرمودند: خوراكت را كم كن تا بيمارى تو كم گردد.غررالحكم ، ج 1، ص 114
 كم خوردن و سبك بودن

كمتر غذا بخوريد تا سبكتر باشيد
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:
محبوبترين شما در پيشگاه خدا آنكس است كه كم خوراكتر و سبكتر باشد.كنز العمال ، ج 15، ص 261
  ميانه روى در خوردن

در غذاخوردن ميانه رو باشيد
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:
هرگاه مردم در خوراك خود ميانه رو باشند، بدن هايشان پايدار و محكم است .سفينة البحار، ج 2، ص 79
  سبك خوردن

سعى كنيد سبك و متعادل غذا بخوريد
امام كاظم (عليه السلام ) فرمودند:
تدبير غذايى و رژيم خوراكى اين نيست كه اصلا چيزى نخورى ولكن رژيم اين است كه چيزى بخورى اما سبك
وسائل الشيعه ، ج 17، ص 183
 پرخورى و هوشيارى

از پرخورى بپرهيزيد تا هوشيار بمانيد
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:
پرخورى موجب از بين رفتن و نابودى هوشيارى و زيركى است .مستطرف ، ج 1، ص 180
پرخورى

از پرخورى بپرهيزيد تا تندرست بمانيد
امام على (عليه السلام ) فرمودند:
يا كميل ! شكمت را از خوراك پر مكن ، براى آب هم جا بگذار و براى هوا هم قرار بده ، تا اشتها دارى دست از خوراك بردار، اگر اين كارها را انجام دادى خوراك بر تو گوارا گردد، همانا تندرستى با كم خوردن و كم نوشيدن است .
تحف العقول ، ص 66
 - 11اشتها به غذا

از خوردن غذايى كه بدان اشتها نداريد، بپرهيزيد
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:
بر حذر باش از آنكه ، بخورى آنچه را اشتها ندارى كه باعث حماقت و نادانى مى گردد.لئالى الاخبار، ش 2
 - 12سير بودن دائمى

از هميشه سير بودن بپرهيزيد
امام على (عليه السلام ) فرمودند:
از هميشه سير بودن و بسيار خوردن بپرهيزيد كه اين كار بيمارى ها و رنج ها را بر مى انگيزاند.                     غررالحكم ، ج 51، ص 151
 حرام خوردن

از غذاى حرام دورى گزينيد
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:
هر كه لقمه اى از حرام بخورد، تا چهل شب نمازش مقبول نگردد و تا چهل روز دعايش مستجاب نشود و هر گوشتى كه از حرام برويد، آتش به آن سزاوارتر باشد. بحارالنوار، ج 66، ص 314
 غذاى داغ

از خوردن غذا داغ اجتناب نماييد.
امام على (عليه السلام ) فرمودند:
غذاى گرم را وا نهيد تا سرد شود زيرا، براى رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) غذا حاضر كردند (ايشان ) فرمودند: وا نهيدش تا سر شود و قابل خوردن گردد، كه خداى عزوجل آتش به ما نمى خوراند، و بركت در غذاى خنك است .
فروع كافى ، ج 6، ص 322
  در جمع خوردن

بهتر است در جمع غذا بخوريد
پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:
محبوبترين خوراكى در پيشگاه خدا چيزى است كه دست ها بر آن زياد باشد. (خورنده ى آن بسيار باشد.)
نهج الفصاحة ، ص 15
 فوت كردن در ظرف غذا

در ظروف آب و غذا فوت نكنيد
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:
دميدن در ظرف آب و غذا و در محل سجده مكروه است .خصال ، ص 158

 توجه بهمستمندان
مستمندان را هنگام خوردن غذا رد نكنيد
امام على (عليه السلام ) فرمودند:
چون سفره ى غذا گذارده شد و، سائل و مستمندى از راه رسيد او را رد نكنيد.محاسن برقى ، ص 423
 شام شب

شب ، حتما شام بخوريد ولو به لقمه اى
امام رضا (عليه السلام ) فرمودند:
شبحتما غذا بخوريد، اگر چه مقدار كمى نان باشد، چون باعث قوت جسم مى شود.طب الائمه ، ص 65
شتاب در خوردن

غذا را خوب بجويد و در خوردن هرگز شتاب نكنيد
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:
غذا خوردن را طولانى كنيد، زير لحظات آن از عمرتان محسوب نمى شود.سفينة البحار، ج 1، ص 27

راهرفتن و خوردن
سعى كنيد هنگام راه رفتن چيزى نخوريد
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:
در هنگام راه رفتن چيزى نخوريد، مگر آنكه مجبور باشيد.روضة المتقين ، ص 524
  سبزى با غذا

بر روى سفره ى غذا سبزى را فراموش نكنيد
پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:
سفره هاى خودتان را با سبزى ها بيارائيد، زيرا انواع ميكروب ها را نابود مى سازد.طب النبى . ص 3
 غذاى ريخته شده در سفره

بهتر است غذاهاى ريخته شده بر روى سفره را بخوريد
حضرت على (عليه السلام ) فرمودند:
امورى موجب رزق و روزى انسان مى شود: (كه از جمله ى آن امور) - خوردن غذاهاى ريخته شده بر سر سفره است. طب و درمان ، ص 49

 

 نوشيدن بين غذا

سعى كنيد در بين غذا آب نياشاميد
امام رضا (عليه السلام ) فرمودند:
هر كس بخواهد كه معده اش ناراحت نشود، در بين غذا آب نياشامد تا وقتى كه خوردن غذا پايان پذيرد. هر كس در هنگام خوردن طعام آب بخورد، بدنش مرطوب و معده اش ضعيف گردد و رگ ها جوهر و قوت غذا را نمى گيرند.
مستدرك الوسائل
 نوشيدن آب با غذاى چرب

از نوشيدن آب ، پس از غذاى چرب اجتناب نمائيد
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:
آب خوردن روى غذاى چرب ، درد را به هيجان آورد.وسائل الشيعه ، ج 17، ص 190

 

  آب سرد و غذاى گرم
از نوشيدن آب سرد پس از غذاى گرم بپرهيزيد
امام رضا (عليه السلام ) فرمودند:
نوشيدن آب سرد پس از غذاى داغ و شيرينى ، باعث از بين رفتن و فساد دندان ها مى گردد.
بحارالانوار، ج 4
 زياد نوشيدن

از زياد خوردن و زياد نوشيدن بپرهيزيد
رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) فرمودند:
دل هاى خويش را با زياد خوردن و زياد نوشيدن نميرانيد، كه دل چون زراعت است ، وقتى آب آن زياد شد خواهد مرد.
نهج الفصاحة ، ح 2489



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 27 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

ثواب صلوات 
12 - صلوات در كلام الهى  
ان الله و ملائكته يصلون على النبى ، يا ايها الذين امنوا صلوا عليه و سلموا تسليما ؛
خدا و فرشتگانش بر پيامبر درود مى فرستد، اى كسانى كه ايمان آورده ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملا تسليم فرمان او باشيد.
از امام كاظم عليه السلام درباره معناى درود خدا و فرشتگان و مؤ منان در آيه خداوند و فرشتگان او بر پيامبر درود مى فرستند، اى كسانى كه ايمان آورده ايد! بر او درود فرستيد و به فرمانش به خوبى گردن نهيد. سؤ ال شد، فرمود: درود فرستادن خدا، نوعى رحمت از جانب اوست و درود فرشتگان ستايشى است از آنها نسبت به رسول خدا و درود مؤ منان ، دعايى است از آنها براى پيامبر.
امام صادق عليه السلام نيز درباره همين آيه مى فرمايد: پيامبر را ثنا گوييد و به او سلام فرستيد! (يا به فرمانش گردن نهيد.)

 


13 - من از محاسبه ثواب عاجزم  
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - فرمود:
وقتى به معراج رفتم ديدم ملكى را كه هزار هزار دست دارد يك ميليون و هر دستى هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتى هزار هزار پند دارد.
آن ملك گفت : من حساب دانه هاى قطرات باران را مى دانم كه چند تا در صحرا و چند دانه در دريا مى بارد، و عرض كرد: تعداد قطرات باران را از ابتداى خلقت تا حال را مى دانم آن وقت عرض كرد: حسابى است كه من از محاسبه آن عاجزم . فرمود: چيست ؟
عرض كرد: هر گاه جماعتى از امت تو با هم باشند و با هم بر تو صلوات بفرستند، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم .
اللهم صل على محمد و آله محمد


14 - صلوات فرستادن بر محمد و اهل بيت او
امام صادق - عليه السلام - فرمود: در پاره اى از كتاب ها يافتم كه هر كس ‍ بر محمد و آل محمد - عليهم السلام - صلوات بفرستد، خداوند يك صد حسنه در نامه عملش بنويسد، و هر كس (بر محمد و اهل بيتش صلوات فرستد به اين طريق كه ) بگويد:
صلى الله على محمد و اهل بيته
خداوند براى او هزار حسنه بنويسد.


15 - يكبار صلوات فرستادن  
امام صادق - عليه السلام - فرمود:
هنگامى كه نام پيغمبر - صلى الله عليه و آله - برده مى شود بر آن حضرت بسيار صلوات بفرستيد؛ زيرا هر كس يك بار بر او صلوات فرستد خداوند هزار بار در هزار صف فرشتگان بر وى صلوات فرستد، و هيچ مخلوقى باقى نمى ماند مگر اين كه بر آن بنده صلوات فرستد از جهت صلوات خداوند و فرشتگانش بر او، و دست نكشد از اين ثواب ها و بى رغبتى ننمايد؛ مگر نادان خودبين كه خدا و رسول از وى بيزارند.
شرح : مرد از صلوات خداوند و فرشتگان فرو ريختن رحمت و بركت و لطف و كرامت و نعمت خدا است بر بنده خويش .


16 - كامل ترين ذكر  
امام رضا - عليه السلام - فرمود:
صلوات بر محمد و آل او، معادل است با ذكر سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر.

 
17 - صلوات در آغاز دعا
 
امام صادق عليه السلام فرمود:
لازم است بر هر يك از شما كه هنگام اظهار حاجت در پيشگاه خداوند بزرگ ، با ستايش الهى آغاز كند و به تمجيد پيامبر و آل او بپردازد. سپس به تقصيرها و گناهان خود اعتراف كند و پس از آن حاجت خود را در ميان نهد.
18 - محبوب ترين عمل
 
پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - فرمود: از جبرييل پرسيدم : محبوب ترين اعمال كدام است ؟ پاسخ داد: صلوات و درود بر شما اى محمد! و محبت على بن ابى طالب .
19 - بهترين اعمال در آخرت
 
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند:
بهترين اعمال در آخرت سه چيز است :
1 - صلوات بر محمد و آل محمد
2 - آبرسانى به تشنه ها
3 - حب و دوستى على بن ابى طالب


20 - هنگام از دست دادن و يا نابودى چيزى  
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هنگامى كه چيزى از بين رفت بگو: اللهم صل على محمد و آل محمد.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 27 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

تاثیر قرآن بر جسم

درباره تاثير سوره ها و آيات قرآن در جسم و جان انسان و ديگر موجودات در دو عنوان مطرح مى شود.
عنوان اول درباره تاثير قرآن در جسم انسان ، شفا بودن آن ، شفا يافتن قلب از صفات پست ، شفا پيدا كردن جسم از امراض گوناگون و صعب العلاج ، كسانى كه از قرآن و سوره ها و آياتش شفاى دردهاى خود را گرفته اند، توسل به قرآن ، شهادت و شفاعت آن و بى نيازى مردم به واسطه آن بحث شده است .
عنوان دوم درباره تاثير قرآن ، بر قلب و جان انسانهاى مومن و كافر، انسان هاى ظالم و ستم گر، انسان هاى عياش و هرزه ، حاكمان و سلاطين و مردان و زنان بحث شده است .

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 27 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

تلاوت قرآن همراه با تامل

دوستان سعی کنند در همه اوقات به خصوص در ماه رمضان - تلاوت قرآن را از یاد نبرند. قرآن نباید از زندگیتان حذف شود. تلاوت قرآن را حتماً داشته باشید؛ هر چه ممکن است. تلاوت قرآن هم، با تأمل و تدبر اثر می‌بخشد. تلاوت عجله‌ای که همین طور انسان بخواند و برود و معانی را هم نفهمد یا درست نفهمد، مطلوب از تلاوت قرآن نیست؛

نه این که بی فایده باشد - بالأخره انسان همین که توجه دارد این کلام خداست، نفس این یک تعلق و یک رشته ارتباطی است و خود همین هم مغتنم است و نباید کسی را از این طور قرآن خواندن منع کرد. لیکن تلاوت قرآنی که مطلوب و مرغوب است، نیست. تلاوت قرآنی مطلوب است که انسان با تدبر بخواند و کلمات الهی را بفهمد، که به نظر ما می‌شود فهمید. اگر انسان لغت عربی را بلد باشد و آن چه را هم که بلد نیست، به ترجمه مراجعه کند و در همان تدبر کند؛ دو بار، سه بار، پنج بار که بخواند، انسان فهم و انشراح ذهنی نسبت به مضمون آیه پیدا می‌کند که با بیان دیگری حاصل نمی‌شود؛ بیشتر با تدبر حاصل می‌شود؛ این را تجربه کنید. لذا انسان بار اول وقتی مثلاً ده آیه مرتبط به هم را می‌خواند، یک احساس و یک اشتباه دارد؛ بار دوم، پنجم، دهم که همین را با توجه می‌خواند، توجه دیگری دارد؛ یعنی انسان انشراح (باز شدن) ذهن پیدا می‌کند. هر چه انسان بیشتر انس و غور پیدا کند، بیشتر می‌فهمد؛ و ما به این احتیاج داریم. منبع: بیانات مقام معظم رهبری در دیدار اعضای هیات دولت، 17/07/1384



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 27 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

● راه‌های اصلاحی برای از بین بردن حالت پرخاشگری :

▪ آگاهی دادن:

این مسأله مهمی است که به دانش‌آموز تفهیم شود راه وصول به هدف از طریق پرخاشگری ممکن و درست نیست. داشتن زور و قدرت خوب است ولی به کار بردن آن به صورت وحشیانه امری نامطلوب است.

▪ اقدام به رشد فکری:

در موقع پرخاشگری نباید عصبانی شد و یا بر سر دانش‌آموزان داد کشید. این امر ممکن است اثری فوری داشته باشد ولی در دراز مدت کاری بیهوده است.باید از جر و بحث و جار و جنجال دست کشید و از طریق ذکر داستان‌ها و بیان مسائل حقایق و واقعیت‌ها کوشید که سطح آگاهی و اندیشه او را بالاتر برده و او را به تدریج پخته و ورزیده سازد. ‌

▪ آشنا کردن به حقوق دیگران:

این ضرورت حیات است که انسان‌ها به حقوق و وظایف خود در قبال دیگران آشنا باشند و بدانند در برابر طرف مقابل چه موضعی باید اتخاذ کنند تا این گمان برایشان پیش نیاید که پدر و مادر و احیاناً دیگران موظفند هر رفتاری که از آنها بروز کرده متحمل شوند.

▪ آگاهی به زشتی امر:

هم‌چنان فرد باید دریابد که با پرخاشگری عمل ناپسندی را انجام داده و هرگز از زدن و ویران کردن و پرخاش و عتاب خود راضی نباشد.

▪ رفع ناکامی‌ها و محرومیت‌ها:

از میان برداشتن این عامل خود در تعدیل این حالت دارای نقش فوق‌العاده و اساسی است.

▪ ایجاد محیط صمیمی:

از طریق ایجاد روابط دوستانه و محیط صمیمانه و گرم تا حد زیادی زمینه را برای اصلاح و تعدیل او فراهم سازد و هم با ایجاد ملاحظات و رودربایستی‌ها زشتی و کراهت‌ این امر را به او تفهیم کنید ‌.‌ ایجاد سرگرمی و اشتغال:

بیکاری و نداشتن یک وظیفه‌ای که آدمی را به خود مشغول کند سبب آن خواهد شد که حوصله‌اش سر برود و آماده پرخاشگری شود.  در صورتی که پرخاشگری ناشی از علل فیزیولوژیک باشد مراجعه به پزشک و دارو و درمان، بسیار لازم و ضروری است. بدیهی است در این شرایط صورت‌های مختلف درمان قابل اعمال خواهد بود.به طور کلی باید برای افرادی که دارای این مشکل هستند بیشتر وقت گذاشت و با یک برنامه‌ریزی حساب شده راه‌حل‌های مناسبی را ارائه دهیم تا هم آن فرد پرخاشگر و هم اطرافیانش بتوانند به راحتی زندگی کنند و از کنار هم بودن لذت ببرند .

الف : علل شخصیتی :

شخصیت امکان پیش بینی آنچه را که فرد در موقعیتی خاص انجام خواهد داد فراهم می کند با توجه به نظریات سزار لمبروزو جرم شناس و پدر مردم شناسی جنایی ایتالیا میان نقص بدنی از یک سو و جنایت از سوی دیگر رابطه نزدیکی وجود دارد . آیزنگ مدعی است که بین ویژگیهای شخصیتی چون برون گرایی و رفتار انحرافی رابطه وجود دارد فرد برونگرا ماجراجو و مغرور است ، سریعاً واکنش نشان می دهد . تمایل به پرخاشگری دارد ، زود از کوره به در می رود ، احساسات وی در کنترلش نیست . او بدون تأمل و اندیشه عمل می کند . سازمان روانی فرد به گونه ای است که برای هر عامل تهدید کننده ای از خود واکنش نشان می دهد و معمولاً یکی از رایج ترین واکنشها به نا امنی ، پرخاشگری است همچنین ناکامی هسته مرکزی شخصیت آدمی را مورد تعرض قرار داده و ویران می کند . نداشتن وضع روحی مطلوب به دلیلی ابتلا به برخی بیماریهای روحی و روانی بحرانهای ناشی از دوره بلوغ و برخی خصوصیات رفتاری افراد از جمله اضطراب و هیجان ، احساس حقارت ، غرور و … موجب بروز پرخاشگری می شود .

ب : علل خانوادگی

سختگیری ها ، خشونت ها ، سرزنش ها و تحقیرهای والدین مستبد اثرات مخرب و جبران ناپذیری بر روی ساختار شخصیتی کودکان و نوجوانان باقی می گذارد و احساس بی کفایتی ، ترس و انزوا و گوشه گیری ، ناتوانی در برقراری روابط عاطفی و اجتماعی ناسازگاری و پرخاشگری و … می تواند زاییده چنین رفتارهای ناسنجیده و نابخردانه والدین باشد .

ج : علل آموزشگاهی :

پژوهش های انجام شده حاکی از ارتباط پرخاشگری با مشکلات یادگیری است …

پرخاشگری با پیشرفت تحصیلی ضعیف و ناکامی در مدرسه همراه می باشد . پرخاشگری واکنش کلی نسبت به ناکامی است هر چند افراد همیشه پاسخهای پرخاشگرانه آشکار از خود نشان      نمی دهند و آنها را در وجود خود سرکوب می کنند . مثلاً پسری که بوسیلة یکی از همکلاسان خود مورد اهانت قرار گرفته ، غالباً به طور فیزیکی به او حمله ور می شود .

زد و خوردها و دعواهای حیاط مدرسه خود نشانه هایی از این پرخاشگری ها است

 

د : علل اجتماعی 

پرخاشگری ناشی از ناکامی های بنیادی یا یادگیری و مشاهدات محیطی است تحقیقات بندورا      ( 1973 ) نشان داده است که پرخاشگری کاملاً جنبه تقلیدی دارد و از راه مشاهده کسب می شود

طرد یا روشهای انضباطی غلط در افزایش پرخاشگری نقش داشته اند با توجه به فزونی پرخاشگری در جامعه صنعتی و شهری امروزی ، برخی برای توجیه این پدیده وسایل ارتباط جمعی را مسئول می دانند زیرا فیلم ، مجله ، روزنامه ، کتاب ، تلویزیون ، ویدئو ، ماهواره حاوی تصاویر و و مطالبی است که در ان اشاره به خشونت ، تهاجم و جنایت بسیار دیده می شود .   

علل و مشکلات آموزشگاهی :

 روشهای انضباطی غلط در دبستان - تبعیض-  معاشرت با دوستان ناباب- تحقیر و برچسب زدن به دانش آموز

 علل و مشکلات اجتماعی

 -  رسانه های مختلف

-  محرومیت ( سد کردن راه وصول به هدف افراد در جامعه ، ناکامی )

-  برخی رفتارهای افراد جامعه در معاشرت های روزانه

راهکارهای لازم برای کنترل پرخاشگری

 ۱- صمیمت، امری لازم و ضروری است زیرا سهم مهمی در کاهش خشونت در خانواده دارد بسیاری از رفتارهای خشونت آمیز به این دلیل است که صمیمیت بین طرفین وجود ندارد. صمیمیت هنگامی افزایش می‌یابد که افراد خانواده درامور زندگی با یکدیگر مشارکت داشته باشند. همچنین اعتماد و اطمینان در مشارکت بین افضای خانواده باعث صمیمیت می‌شود.

 ۲- تامل و سکوت، یکی از بهترین راه‌های کنترل خشونت در خانواده کنترل رفتار خویشتن در مواقعی است که یکی از اعضای خانواده به تحریک دیگری بپردازد.

 ۴- مدل پرخاشگری غیر پرخاشگرانه (قدم زدن و...)، تحقیقات نشان داده که افرادی عادی که پرخاشگری خود بدون رفتار پرخاشگرانه بروز دادند بعد از این کار سطح کمتری از پرخاشگری را داشته‌اند ولی به طور کل این روش هم زیاد موثر نیست.

 ۵- تنبیه، علما معتقدند که تنبیه به طور موقت جلوی خشونت حاضر را می‌گیرد و برعکس در طولانی مدت به طور مستقیم باعث تقویت آن می‌شود درحال حاضر تنبیه بدنی از طرف سازمان بهداشت جهانی ممنوع شده‌است.

6-صحبت کردن در مورد مشکل، بهترین روش برای کاهش پرخاشگری صحبت کردن در مورد آن است

برای درمان پرخاشگری گام اول شناخت و ریشه یابی علت یا علل پرخاشگری است با شناخت این عوامل می‌توان همکاری‌های لازم را برای کاستن از میزان و شدت پرخاشگری ارائه نمود مانند سرگرم نمودن فرد مهر و محبت و دلجویی آموزش تنهایی فکرکردن صبرو متانت نشان دادن در مواقع پرخاشگری تشویق جهت استحمام وروش گرفتن اجرای عدالت در منزل برآورده کردن نیازهای کودکان و نوجوانان مساعد ساختن جو آزادی‌های کنترل شده جلوگیری از توهین و ناسزا گفتن به آنها ویا مقابله به مثل نکردن با آنها جلوگیری از تهدید و ترساندن الگوهای خوب را به آنها نشان دادن رهنمودهایی در مورد سازش و جوشش با دیگران تشویق به بازیهای گروهی و رعایت بتراکت و قوانین در زندگی با دیگران عادت دادن به آنان به گذشت یاد دادن انتقاد صحیح به آنها جهت تخلیه و سبک شدن و آرامش یافتن و درپایان چنانچه رعایت عوامل فوق تأثیری نداشت می‌توان از عوامل دیگری مانند توبیخ اخطار تحکم علامت مقابله به مثل تنبیه و قهرو... استفاده نمود

نکته آخر: بهترین راه درمان پرخاشگری، ورزش می باشد



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 27 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

مسواك كردن براى وضو و نماز  
در اينجا رواياتى است كه بر استحباب مسواك دلالت مى كند خصوصاً هنگام وضو و نماز.  و اينكه فرمودند: اگر مسواك كردن بر امّت من مشقت نداشت ، هرآينه من امر مى كردم به مسواك كردن هنگام وضوى هرنماز يا هنگام هرنمازى. 
ظاهر اين است كه مراد از امر، امر وجوبى است ؛ چون امر استحبابى كه ثابت است . همچنانكه ظاهر اين است كه منافاتى بين وضو و نماز هم وجود ندارد؛ چونكه مسواك كردن براى وضو معنايش اين است كه نماز هم با مسواك باشد، پس به كار بردن هر تعبير به جاى ديگرى به خاطر آن است كه فرقى در نتيجه بين مسواك كردن موقع وضو و مسواك كردن هنگام نماز وجود ندارد
همچنين وارد شده كه دو ركعت نماز با مسواك كردن بهتر از چهل ركعت يا هفتاد ركعت  يا 75 ركعت  بدون مسواك مى باشد يا اينكه نماز با مسواك كردن بهتر است از نمازى كه انسان چهل روز بدون مسواك زدن بخواند
و مسواك كردن حسنات را تا هفتاد برابر زياد مى كند و اينكه مسواك كردن از سنت هاى پنجگانه اى است كه در رأس ‍ دين است . و خداى رحمان راضى مى شود و از سنتهاى پيامبران مى باشد.
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:  هرگاه خواستى به نماز شب بايستى پس مسواك كن ، فرشته الهى نزد تو مى آيد و دهانش را بر دهان تو مى گذارد. پس از هر حرفى كه تلاوت و نطق مى كنى نيست مگر اينكه به سوى آسمان بالا مى رود، پس بايد دهان تو بوى خوش بدهد و هم معناى اين روايت روايت ديگرى هم هست . و روايات در اين موضوع زياد است كه فرصتى براى بررسى آنها در اينجا نيست .

منافع مسواك و اوقات و كيفيت آن  

پيغمبر و ائمه : فقط به مداومت بر مسواك زدن به طور عملى كفايت نكرده اند و همچنين بر اوامر مطلقه به مسواك هم اكتفا نكرده اند يا اشاره به آنچه استحباب و عبادت بودنش ثابت است و انسان برآن چيز به ثواب زياد و اجر زيبا مى رسد، اكتفا نكرده اند، امرى كه از شأن آن امر اين است كه به انسان مؤ من يك قوه دافعه اى بر ممارست و مواظبت بر مسواك و التزام و مداومت بر مسواك كردن عطا شده است .
بله ائمه معصومين : به اين مقدار اكتفا نكرده اند و براين مقدار نيز افزوده اند و اهميت آنان به مسواك ظاهر شد به اينكه بيان كردند منافعى كه بر مسواك كردن هست و آن ضررهايى كه بر ترك مسواك كردن مى باشد .
روشن است كه شارع مقدس به حفاظت بر سالم بودن انسانها و اينكه انسان در بهترين حالات محفوظ بماند، اهميت زيادى مى دهد و چونكه مسواك اثر بزرگى در حفظ سلامتى انسان دارد، پس ذاتاً مسواك كردن مرغوب و مطلوب خداى تعالى است ، حتى اگر مسواك كردن بدون قصد قربت باشد و بخاطر اجر و ثوابى كه دارد انسان انجام ندهد. و وقتى مردم منافع مسواك كردن را بشناسند و هنگامى كه در اينجا كسى باشد كه نخواهد به پيامبران اقتدا كند و او به مسأله ثواب مسواك رغبتى نداشته باشد، چنين شخصى به اين اميد كه فوايد و منافع مسواك كردن را به دست بياورد و از ضررهاى ترك مسواك ، دورى كند، به اين كار مهم مى پردازد، پس به درستى كه انسان ذاتاً خودش را دوست دارد پس مهم مى شمارد هر بلايى كه احتمال آن مى رود از خودش دفع كند و هر نفع و سودى كه قادر برآن است،  مى خواهد به طرف خودش جلب كند و در مسواك كردن خيلى زياد جويندگان به آن رغبت دارند و مطلعين برآن اطلاع دارند چه نسبت به خودش و ذات خودش و چه نسبت به علاقه و ارتباطى كه با ديگران (از همنوعانش ) دارد .

اگر مردم منافع مسواك را مى دانستند  
در اينجا اشاره مى كنيم به اينكه در مسواك كردن ، منافع بزرگى است كه مى بينيم امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايند:  اگر مردم منافعى كه در مسواك است بدانند، مسواك را همراه خودشان در رختخواب مى برند. و مقدم شد قول پيغمبر به حضرت على كه فرمودند:  بر تو باد به مسواك كردن و اگر مى توانى از مسواك كردن كم نكنى اين كار را بكن


فوايد مسواك در روايات اهلبيت:   
امام صادق (عليه السلام ) فرمودند:  دهانت خوشبو مى شود و مقدم شد اينكه دهان راپاك مى كندبخاطرفرمايش پيغمبركه فرمودند: نظافت كنيدطريق قرآن را.
اضافه مى كنيم قول امير مؤ منان (عليه السلام ) را كه فرمودند: دهانهاى شما راههاى قرآن است پس راههاى قرآن را با مسواك كردن پاك كنيد
و از امام باقر(عليه السلام ) روايت شده كه: براى هر چيزى پاك كننده اى است و پاك كننده دهان مسواك است. و مثل اين روايت روايت ديگرى هم هست كه مسواك پاك كننده دهان است.
از امام صادق) عليه السلام ) نقل شده كه فرمودند : وقتى مردم فوج فوج در دين داخل شدند، قبيله ازد به سوى آنان آمدند كه قلوبشان نرم و دهانهايشان خوشبو بود. گفته شد اى پيامبر خدا! اين قبيله قلوبشان نرم بود كه ما شناختيم آن را، پس به چه جهت دهانهايشان خوشبو بود؟ حضرت فرمودند : چونكه اين قبيله در زمان جاهليت مسواك مى كردند. و روايتى هم معنا با اين روايت هم وجود دارد.
و از حضرت على (عليه السلام ) نقل شده كه: مسواك ، خشنودى پروردگار و سنّت پيامبر و پاك كننده دهان است. روايت هم معنايى غير از اين هم وجود دارد.
و از امام صادق(عليه السلام ) نقل شده كه فرمودند: در مسواك دوازده خصلت وجود دارد كه از سنّت پيغمبر است:

دهان را پاك مى كند، چشم را روشن مى نمايد، باعث خشنودى پروردگار است ، دندانها را سفيد و فساد دندان را از بين مى برد، لثه را محكم مى سازد، اشتها به طعام مى آورد، بلغم را مى برد، قوه حافظه را زياد مى كند، در حسنات هفتاد برابر اضافه مى كند و فرشتگان را شاد مى نمايد. و در روايت ديگر هست كه غم را از بين مى برد و زياد كرده در روايتى كه شهيد پاك نژاد آن را ذكر كرده و معده را سالم مى گرداند (بهداشت معده.
و از امام باقر (عليه السلام ) نقل شده كه: مسواك ، بلغم را از بين مى برد و عقل را زياد مى كند. و در روايت ديگر دارد كه قوه حافظه را زياد مى كند.
و از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده كه: مسواك ، ريزش اشك را از بين مى برد و چشم را جلا و روشنى مى بخشد.... و در روايت ديگرى از امام رضا (عليه السلام ) نقل شده كه: مسواك ، روشنى مى دهد چشم را و مو را در بدن مى روياند.
و از پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نقل شده كه فرمودند: مسواك كردن ، فصاحت انسان را زياد مى كند.
و از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده كه: مسواك و قرائت قرآن ، قطع كننده مرض بلغم است  و در روايت ديگرى آمده سه چيز است كه نسيان و فراموشى را از بين مى برد و باعث به وجود آمدن ذكر مى شود : 1قرائت قرآن . 2 - مسواك . 3 - روزه يا خوردن كندر.
و در روايت ديگر آمده كه مسواك كردن ، حافظه انسان را زياد مى كند و سقم و بيمارى را از بين مى برد. و در غير اين روايت آمده است كه : مسواك ، بلغم را از بين مى برد و قوه حافظه را زياد مى كند.
و از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده كه فرمودند: بر شما باد به مسواك كردن چونكه مسواك كردن وسوسه قلب را از بين مى برد.
و در حديثى از امير مؤ منان (عليه السلام ) نقل شده كه فرمودند: مسواك كردن ، موجب شدت فهم مى شود و طعام را خوشگوار مى سازد و دردهاى دندانها را از بين مى برد و مرض و بيمارى را از انسان دفع مى كند و فقر را از بين مى برد. و حديث ، طولانى است ، آنچه ما از اين حديث ذكر كرديم نقل به معنا مى باشد.
و احاديث و روايات در اين باب زياد و متنوع است و آنچه ما ذكر كرديم اشاره دارد به بيشتر آنچه از اخبار متضمن است ان شاء اللّه تعالى .

خلاصه مطالب قبل  :
 - 1مسواك كردن ، پاك كننده است و دهان را (از آلودگيها) خالى مى كند.
 - 2پاك كننده دهان مى باشد.
 - 3دهان را سرد و خنك قرار مى دهد.
 - 4بوى بد دهان را از بين مى برد و دهان خوش بو مى شود.
- 5  غم و غصه را از بين مى برد.
 - 6عقل را زياد مى كند.
 - 7بلغم را از بين مى برد.
 - 8ريزش اشك را از بين مى برد.
 - 9قوه حافظه را زياد مى كند.
 - 10به چشم و قوه باصره جلا و روشنى مى دهد.
 - 11دندانها را سفيد مى كند.
 - 12فساد دندان را از بين مى برد.
 - 13لثه ها را محكم مى كند.
 - 14اشتهاى به طعام مى آورد.
 - 15و اگر به چوب اراك باشد همچنين لثه ها را چاق مى كند.
 - 16مو را در بدن مى روياند.
 - 17موجب نسيم يا اينكه موجب نشاط دهان مى شود (بر مبناى بعضى از نسخه ها كه نشوه  دارد.
 - 18شخصى كه مسواك مى زند باعث زيادى فصاحتش مى شود.
 - 19فراموشى را از بين مى برد.
 - 20وسوسه قلب را از بين مى برد.
 - 21فهم افزايش مى يابد.
 - 22طعام را در دهان حركت مى دهد.
 - 23دردهاى دندانها را از بين مى برد.
 - 24ازانسان بيمارى دفع مى شودوبه سبب مسواك كردن ، بيمارى از بين مى رود.
 - 25فقر را از بين مى برد.
 - 26معده را صحيح و سالم مى كند..
اينك مناسب است ما يك توقف كوتاهى براى تأمل و فكر كردن در فوايدى كه ذكر شد، داشته باشيم ، البته به اندازه اى كه بحث ما اقتضا مى كند و به اندازه آن معلومات و شناختهاى طبى محدودى كه نزد ما وجود دارد..



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 27 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

دنیاست چو قطره ای و، دریا، زهرا            کی فرصت جلوه دارد اینجا، زهرا

قدرش بود امروز نهان چون دیروز              هنگامه کند، ولیک فردا زهرا

خالق چو کتاب خلقت انشا فرمود                  عالم جو الفبا شد و معنی، زهرا

احمد که خدا گفت: به مدحش، لولاک             کی میشدی آفریده لولا، زهرا

(طاها) و (علی) دو پیکران دریایند              و آن برزخ مابین دو دریا، زهرا

او سر خدا و لیله القدر نبی است                  خیر دوسرا، درخت طوبی، زهرا

بر تخت جلال، از همه  والاتر                    بر مسند افتخار، یکتا،  زهرا

در (آل کسا) محور شخصیت هاست             مابین آب و بعل و بنیها، زهرا

سر سلسه نسل پیمبر کوثر                         سر چشمه نور چشم طاها، زهرا

تنها نه همین مادر سبطین است او                فرمود نبی: اُمِّ ابیها، زهرا

آن پایه که دیروز پیمبر بنهاد                     امروز نگه داشته برپا، زهرا

از (احمد) و (مرتضی) چه باقی ماند            از مجمعشان شود چو منها، زهرا

حرمت بنگر که در صفوف محشر              یک زن نبود سواره الا، زهرا

هنگام شفاعت چو رسد روز جزا               کافی است برای شیعه، تنها، زهرا

حیف است (حسنا) که در آتش بسوزد          آن شیعه که ورد اوست، زهرا، زهرا

یا مولاتی یا فاطمه اغیثینی



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 27 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]

نخستين اختلاف  شيعه و اهل سنت  
در عصر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به دليل دسترسى به وحى و حضور آن حضرت ، اختلاف اعتقادى چندانى در ميان مردم نبود و اگر احيانا اختلافى پيش مى آمد، با مراجعه به آن حضرت برطرف مى شد. با رحلت ايشان و منقطع شدن وحى ، اختلاف نظرها و به دنبال آن منازعات اعتقادى آشكار شد. برخى از اين اختلافها مانند اينكه آيا پيامبر رحلت فرموده يا همچون حضرت عيسى عليه السلام به آسمان رفته است و اختلاف بر سر مكان دفن پيامبر، به زودى رفع شد و همه پذيرفتند كه ايشان از دنيا رفته و بايد در مدينه دفن شود. اما پاره اى اختلافات عميق تر از اين بود كه به سادگى حل شود و از اين رو باعث پيدايش مذاهب گوناگون گرديد و امت اسلامى را به فرقه هاى متعددى تقسيم كرد: نخستين اختلاف اعتقادى مهم ، بلكه مهمترين و بزرگترين نزاع دينى در تاريخ اسلام ، اختلاف بر سر امانت و خلافت پيامبر صلى الله عليه و آله بود.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 فروردین 1394  توسط [ra:post_author_name]