تعريف دعا
دعا در لغت
به معناى خواندن است ، خواه اين خواندن منضم با خواستن باشد و خواه به صورت سرود و نيايش .
در قرآن و روايات نيز هر جا لفظ دعا به صورت مصدر يا ماضى و مضارع و ساير مشتقات آن استعمال شده ، به معناى خواندن آمده است ؛ مانند آيات زير:
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشى يريدون وجهه
هميشه خويش را با كمال شكيبايى به محبت آنان كه صبح و شام خدا را مى خوانند و رضاى او را مى طلبند، وادار كن !
أمّن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء
آيا بت ها بهترند يا آنكه دعاى بيچارگان را به اجابت مى رساند و رنج و غم آنان را بر طرف مى سازد؟
ادعوا ربكم تضرعا و خفية انه لا يحب المعتدين
پروردگار خود را آشكارا و پنهانى بخوانيد كه او متجاوزان را دوست ندارد.
دعا در اصطلاح
در خواست كردن چيزى توسط شخص پست و پايين ، با خضوع و فروتنى ، از شخص بلند مرتبه را دعا مى گويند
دعا به طور كلى بر چند نوع است ؟
دعا را مى توان به دو نوع كلى تقسيم كرد:
الف) تكوينى (غير اختيارى)
همه موجودات اعم از گياهان ، حيوانات ، جمادات و انسان با زبان تكوين و هستى خويش كه چيزى جز فقر و نياز نيست ، همواره از خداى هستى بخش كمك خواسته و هر موجودى به اندازه استعداد خود رفع نيازش را مى طلبد. و ان من شى ء الا يسبح بحمده .
ب) دعاى تشريعى (اختيارى)
يعنى اينكه موجود مختار، با اراده و اختيار خود به طور آگاهانه پس از شناخت نيرويى كه توان برآوردن حاجات او، و رساندن نفع يا دفع ضرر را از او دارد - همه چيز را از او بخواهد.
دعاى تشريعى بر چند قسم است ؟
دعاى تشريعى بر دو قسم است
الف) دعاى خوب و نيكو
ب) دعاى بد و ناپسند، كه از آن به نفرين و لعنت تعبير شده است .
مدعو كيست ؟
مدعو (خوانده شده ) در دعا خداوند متعال است ، آن هم خداوندى كه
.1 بى نياز مطلق است
ألم تعلم انّ الله له ملك السموات و الأرض
آيا نمى دانى كه خداوند مالك زمين و آسمان هاست .
قل هو الله احد، الله الصمد، لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد
اى رسول ! بگو او خداى يكتاست ؛ آن خدايى كه از همه بى نياز و همه عالم به او نيازمند است ؛ نه كسى فرزند او، و نه او فرزند كيست ، و نه هيچ كس مثل و همتاى اوست .
. 2اجر نيكوكاران در پيشگاه او ضايع نمى شود
قال الله تبارك و تعالى فى كتابه الكريم :
فاستجاب لهم ربهم اءنى لااءضيع عمل عامل منكم من ذكر او أنثى
پس خداوند دعاى اهل ايمان را مستجاب كرد؛ كه البته من عمل هيچ عمل كننده يى از مرد يا زن را بدون مزد نمى گذارم و زحمت احدى در پيشگاه من ضايع نمى شود.
. 3از آنچه مى بخشد، چيزى كم نمى شود
ان هذا لرزقنا ماله من نفاد
به درستى كه اين روزى را ما مى دهيم و پايان پذير نيست .
. 4بر خواسته ى همه واقف و آگاه است
محيط بكل شى ء.
خداوند بر همه چيز احاطه ى كامل دارد
. 5بر افراد نالايق هم لطف مى كند
در دعاى شب جمعه مى خوانيم :
يا دائم الفضل على البرية ، يا با سط اليدين بالعطية .
اى خدايى كه فضل و كرمت بر خلق دائم ، و دو دست عطا و بخششت به جانب بندگان دراز است .
داعى كيست ؟
. 1متكبر
ان الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنم داخرين ان الله لا يحب المتكبرين
به راستى كسانى كه از عبادت من (دعا) استكبار مى ورزند، به زودى با ذلت و خوارى وارد مى شوند. همانا خداوند تكبر كنند گان را دوست ندارد.
حضرت على (ع ) در اين زمينه مى فرمايد: عجبت لابن آدم نطفة و اخره جيفة و هو قائم بينهما و عاء للغائط ثم يتكبر . يعنى : تعجب مى كنم از كسى كه اولش نطفه و آخرش لاشه ى گنديده است ، در اين بين هم حامل نجاست و عذره است ، چگونه تكبر مى كند
. 2عجول
در حديثى از پيامبر اكرم (ص ) نقل شده كه فرمود:
انما أهلك الناس للعجلة و لو أن الناس تثبتوا لم يهلك اءحد
مردم را عجله هلاك مى كند! اگر مردم با صبر و حوصله كارها را انجام مى دادند، كسى هلاك نمى شد
. 3نيازمند و محتاج
دعا كننده ، بنده ى محتاج و نيازمنديست كه حتى براى اظهار احتياجش هم محتاج لطف و امداد الهيست .
يا ايها الناس أنتم الفقراء الى الله و الله هو الغنى الحميد
اى مردم ! همه شما نيازمنديد به خدا و محتاج او هستيد، تنها خداوند است كه از هر كس و هر چيز بى نياز و ستوده است . .4 ناسپاس و سركش
ان الله لذ و فضل على الناس ولكن اكثرهم لايشكرون
خداوند نسبت به مردم ، صاحب فضل و كرم است ؛ هر چند اكثر مردم شكرگزارى نمى كنند.
وكلا ان الانسان ليطغى ان راه استغنى
چنين نيست كه نعمت هاى الهى روح شكرگزارى را هميشه در انسان زنده كند، بلكه او مسلما طغيان مى كند، به خاطر اينكه خود را مستغنى و بى نياز مى بيند.
.5 بخيل
و لاتجعل يدك مغلولة الى عنقك و لاتبسطها كل البسط فتقعد ملوما محشورا
هرگز دست خود را بر گردن خويش بسته قرار مده (به خاطر بخل ترك بخشش و انفاق منما) و بيش از حد دست خود را گشاده مدار و بذل و بخشش بى حساب مكن تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار بمانى و از مردم جدا شوى .
امام صادق (ع ) در اين خصوص مى فرمايد:
خياركم سمائكم و شراركم بخلاؤ كم .
بهترين شما كسانى هستند كه از مردم دستگيرى مى كنند و بدترين شما بخيل هاى شما مى باشند. (34)
مردم از نظر دعا كردن بر چند گروهند؟
مردم از نظر دعا كردن بر سه گروهند:
الف) گروهى اعتقاد به دعا ندارند و دعا نمودن را عملى لغو و بيهوده مى پندارند.
ب) افرادى اعتقاد به دعا دارند، ولى هنگام برخورد با مشكلات و سختى ها دعا مى كنند؛ مثلا وقتى كه دانستند گرفتار بيمارى صعب العلاج و يا لاعلاج شدند، درست نياز به سوى قادر على الاطلاق بر مى دارند و وقتى نجات و رهايى يافتند ديگر با خدا سر و كارى ندارند، چنان كه در قرآن مجيد آمده :
و اذا مس الإنسان الضر دعانا لجنبه أو قاعدا او قائما فلما كشفنا عنه ضره مر كان لم يدعنا الى ضر مسه زين للمسرفين ما كانوا يعملون
وقتى كه به انسان آسيبى مى رسد، از هر جهت ما را مى خواند (خوابيده و نشسته و ايستاده ) اما زمانى كه آسيب و ناراحتى را از وى بر طرف كرديم ، مى رود، مثل آنكه اصلا درباره ى گرفتارى اش با ما تماس نگرفته است .
ج) افرادى كه پيوسته در دعا هستند و دعا را اسلحه خود در مبارزه با طاغوت و برقرارى قسط و عدالت مى دانند و به دعا عشق مى ورزند، شايسته ستايشند و خداوند متعال هم به آنها وعده ى استجابت دعا داده است ، آن جايى كه مى فرمايد:
أدعونى اءستجب لكم
دعا كنيد، تا مستجاب كنم .
انگيزه ى انسان در دعا چيست ؟
علت يا عللى كه باعث مى شود انسان روى به درگاه خداوند متعال آورد، در افراد به حسب مرتبه ى ايمان و اعتقادشان متفاوت است ؛ عده يى خدا را مى خوانند تا نيازهاى مادى ايشان را بر آورد. اين نيازها گاهى خيلى جزئى و ساده است و گاهى مهم و حياتى . عده يى ديگر خدا را مى خوانند، تا در راه رسيدن به قرب الى الله سريع تر حركت كنند و دعاى آنان تنها براى رفع نياز مادى نيست ، بلكه به خاطر عشق و علاقه ييست كه به خداوند متعال دارند و خود دعا كردن براى آنان موضوعيت دارد.
امام صادق (ع ) در اين زمينه فرمود:
عبادت كنندگان سه دسته اند:
الف) گروهى كه خداى عزوجل را از ترس عبادت كنند؛ و اين عبادت بردگان است .
ب) مردمى كه خداى تبارك و تعالى را به طمع ثواب عبادت كنند؛ و اين عبادت مزدوران (و سوداگران ) است .
ج) دسته ايى كه خداى عزوجل را براى دوستى اش عبادت كنند؛ و اين عبادت آزادگان و بهترين عبادت است .
آيا اساسا نيازى به دعا هست ، و توجه به دعا ضروريست يا خير؟
اول اينكه : انسان در هر حال نيازمند و محتاج امداد و لطف الهيست ، و اين نيازمندى قابل انكار نيست ؛ از طرفى هم ، انسان كمال طلب است و مى خواهد نيازهايش را برطرف نمايد، بنابراين چون خود او به تنهايى نمى تواند موانع را از سر راه خويش بر دارد و نيازهايش را برطرف نمايد، بناچار به درگاه خداوند متعال كه بى نياز مطلق است روى مى آورد.
دوم اينكه : دعا و درخواست از خدا، عبادت است و يكى از صفات بندگان مقرب خدا تلقى مى گردد و آنان كه از دعا كردن امتناع مى ورزند و حاضر نيستند در برابر خداى متعال سر تعظيم فرود آورند و نيازهاى خود را از او بخواهند، در حقيقت متكبرانى هستند كه در مقابل عظمت خدا براى خود شخصيتى قايلند و اين گناهى بزرگ و نابخشودنيست ، و نتيجه اش جهنم و آتش قهر الهى .
سوم اينكه : دعا نتيجه و مطلوب را به همراه دارد و بايد طلب كرد، تا رحمت و لطف خدا برسد.
دعا از امتيازات شيعه
از ويژگى هايى كه شيعه دارد و ديگران ندارند و به وسيله ى آن توانست از سايرين امتياز پيدا كند، دعا و نيايش است .
دانشمندان تشيع پيرامون اهميت و فضيلت ، آداب و شرايط دعا كتاب هايى را نگاشته اند و درباره دعاهايى كه از اهل بيت (ع ) وارد شده ، بيش از ده ها كتاب بزرگ و كوچك تأليف كرده اند. در اين كتاب ها توجه عميق پيامبر (ص ) و دودمانش به دعا و نيايش و تاءكيدهاى فراوانشان يادآورى شده است ، تا آنجا كه از آنها نقل گرديده :
افضل العبادة الدعاء.
دعا بهترين عبادت هاست .
احب الاعمال الى الله عزوجل فى الاءرض الدعاء .
دعا و نيايش محبوب ترين اعماليست كه در روى زمين به سوى خدا عرضه مى شود.
ان الدعاء شفاء من كل داء.
دعا درمان هر درديست .
امام سجاد (ع ) در دوران حكومت بنى اميه ، وقتى در بن بست واقع شد و نتوانست تبليغ كند و حق را بگويد مبارزه ى خويش را در قالب :
1- دعا و نيايش .
2- گريه و شيون .
3- برده دارى و برده فروشى شروع مى كند.
مجموع دعاهاى امام سجاد (ع ) به نام صحيفه سجاديه معروف است كه به آن :
الف) اخت القرآن .
ب) انجيل اهل البيت .
ج) زبور آل محمد.
لقب داده اند. در سال 1353 (ه ق ) مرجع فقيد و مرحوم آيت الله العظمى مرعشى (ره ) نسخه ايى از صحيفه ى سجاديه را براى علامه ى معاصر، مؤ لف تفسير طنطاوى (مفتى اسكندريه ) به قاهره فرستاد. وى پس از دريافت اين هديه ى گرانبها و ستايش فراوان از آن ، در پاسخ چنين نوشت :
اين از بدبختى ماست كه تاكنون بر اثر گرانبهاى جاويد كه از مواريث نبوت است ، دست نيافته بوديم ، من هر چه در آن مى نگرم ، آن را از گفتار مخلوق برتر و از كلام خالق پايين تر مى يابم .
حضرت امام خمينى (ره ) مى فرمايد:
شما اگر ادعيه ى امام سجاد و ساير ائمه را ملاحظه بفرماييد، مشحون است از اينكه مردم را بسازند براى امرى بالاتر از آنكه ، مردم عادى تصور مى كنند (دعوت به توحيد) (دعوت به اعراض از دنيا). شيعه علاوه بر صحيفه ى سجاديه ، مصباح امتهجد شيخ طوسى و اقبال سيد بن طاووس و مفاتيح محدث قمى و زادالمعاد علامه مجلسى دارد.
حضرت امام خمينى (ره ) در وصيتنامه ى سياسى و الهى خويش مى فرمايد:
ما مفتخريم كه ادعيه ى حيات بخش كه او را قرآن صاعد مى خوانند، از ائمه ى معصومين ماست . ما به مناجات شعبانيه ى امامان و دعاى عرفات حسين بن على (عليهما السلام ) و صحيفه ى سجاديه ، اين زبور آل محمد و صحيفه ى فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالى به زهراى مرضيه است ، از ما است .
پس مفاتيح از نظر امام ، كتاب اخلاق ، كارخانه ى انسان سازى و كلام صاعد است ، يعنى كلامى كه از طرف بندگان به محضر مقدس خدا مى رود؛ و قرآن كلام نازل است ، يعنى از طرف خدا بر بندگان نازل شده است ، از حجاب هاى نورانى و ظلمانى تنزل كرده است ، تا بالآخره قابل فهم شده و قابل ديدن و شنيدن شده است .
دعاهايى كه از پيامبر (ص ) و اهل بيت آن حضرت (عليهم السلام ) وارد شده ، بهترين مكتب و مسلك تربيتى و سرمشق و الگو براى هر فرد مسلمان در زندگانى خواهد بود؛ مكتبى كه نيروى ايمان و عقيده ى راسخ و روح سلحشورى و فداكارى و ايثار در راه حق و حقيقت را در انسان به وجود مى آورد. رمز عبادت و پرستش حق را مى شناساند و مزه ى مناجات و دلبستگى به خداوند را مى چشاند و وظيفه شناسى و پيروى از دين و كسب عواملى كه انسان را به خدا نزديك مى كند و رستگار و سعادتمند مى سازد، به بشر مى آموزد و انسان را از تباهى ها و هواپرستى و بدعت هاى غلط دور مى سازد
فلسفه دعا و نيايش
هدف از آفرينش انسان عبادت است : ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ،
و هدف از عبادت تقواست : لعلكم تتقون و هدف از تقوا فلاح و رستگارى مى باشد: و اولئك هم المفلحون .
علامه طباطبايى صاحب تفسير الميزان مى فرمايد: هر عبادتى دعاست ، و با توجه به كلام نورانى خداوند كه فرمود: و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون بايد گفت : دعا هدف خلقت است .
دعا از يك نظر عملى مستقل ، عبادتى بذاته مطلوب و از گرانسنگ ترين پرستش هاست ، كه از آن به مخ العبادة يعنى مغز عبادت و پرستش تعبير شده است ؛ و از نظر ديگر، وسيله بر آمدن خواسته ها، سبب رسيدن به هدف ها و داراى آثار و ثمرات و نتايج فراوانيست .
دعا سبب ندامت و پشيمانى از نافرمانى ها و وسيله ى عروض حالت انفعال و شرمندگى در درون دعا كننده است ؛ زيرا هر چه انسان با خداى خويش بيشتر انس و الفت بگيرد، به او نزديك تر مى شود و بيشتر خواهد كوشيد كه در انجام وظايف بندگى و پيروى از فرمان هاى الهى آماده تر باشد و عملى بر خلاف رضا و خشنودى او انجام ندهد و از آنچه دده ، پشيمان گردد؛ و هر چه دعا و توجه بيشتر باشد، حالت ندامت شديدتر و افزون تر مى شود. حصول اين حالت ، خود حقيقت توبه است ؛ چه آنكه جز ندامت و پشيمانى و شرمندگى چيز ديگرى نيست . اين توبه وسيله ى آمرزش هر گناهيست كه شخص از ارتكاب آن پشيمان گشته است .
انسانى ، اجتناب حيوانى و قبايح روانيست . در اين باره دعاى مكارم اخلاق و بعضى ديگر از دعاهاى صحيفه ى سجاديه را ملاحظه كنيد.
دعا پديده آورنده ى حالت بيم و اميد در باطن ، زنده كننده ى روح ، نيروبخش انديشه ، مولد مهر و عطوفت به همنوعان ، هم كيشان و مؤ منان و بالآخره محرك درونى شخص به انجام اوامر الهى و مراعات اخلاقى انسانى و اسلاميست
دعا نوعى عبادت و خضوع و خشوع و بندگيست و انسان به وسيله ى دعا توجه تازه ايى به ذات خداوند پيدا مى كند؛ و همان طور كه همه عبادات اثر تربيتى و آموزشى دارد، دعا هم داراى چنين اثرى خواهد بود.
دعا انسان را به شناخت پروردگار معرفة آلله كه برترين سرمايه هر انسانيست ، دعوت مى كند. دعا عامل تقويت ارتباط و دوام با ذات عظيم و مبداء بى نهايتيست كه همه امور مادى و معنوى انسان وابسته به عنايت او و متعلق به فضل و كرم اوست ؛ البته انسان هر چه بيشتر با خالق و مربى خود ماءنوس و هم صحبت گردد، اين ارتباط نيز افزون تر و مؤ ثرتر خواهد بود.
دعا يعنى بريدن از خلق و خلوت كردن با خالق ، و قطع اميد از ما سوى الله و عرض نياز به درگاه الله .
دعا سبب خودسازى ، خود شناسى و خداشناسيست . دعا وسيله ى دفع آسيب ها و حوادث ناگوار، سپرى محكم در برابر مصيبت ها، بلاها و گرفتارى ها، تحقق بخشنده ى شرايط قبولى اعمال و سبب شمول رحمت حق است .
منبع:
نام كتاب : كليد سعادت
نام مؤ لف : رحمت الله عرب نوكندى

