قرن 18 در اروپا كه با عنوان عصر «روشنگري » از ديگر قرون متمايز مي‌شود ويژگي عمده ديگري كه داشت ، عصر رويكرد به تجارت نيز بود. شعارlesse faire ( بگذار مرزها آزاد باشند ) در همين زمان باب شد. دليل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاي داخلي، براي دستيابي به مواد اوليه و به تبع آن زارهاي خارجي ، براي فروش كالاهاي ساخته شده به سوي كشورهاي خارجي رو آوردند و درخواست تاجران از دولت كاهش ماليات براي صدور كالاها بود. اين كالاها در كشورهايي، كه امروزه به عنوان جهان سوم ناميده مي‌شوند، بايستي ارزيابي مي‌شدند. استعمار و حمله نظامي مستقيم به چنين شورهايي كشورهاي اين مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشكل را بعد از شكست تجربه اين كشورها در مورد استعمار، نئوكليناليسم ( استعمار نوين از طريق فرهنگ )، به وجود آورد، بافت سنتي و عرفي اين جوامع بود كه همانند پوسته‌اي وخيم در مقابل فرآورده‌هاي نوين مقاومت نشان مي‌داد . اولين اين بود كه راه نفوذ به درون اين پوسته شناخته شود . شناختن سنت‌ها و رسوم براي رخنه در آنها اولين گام به شمار رفت و تبليغات نيز به كمك اين روش توانست سد نفوذ اين كشورها را از هم بپاشد. افراد اين جوامع ابتدا بايستي باور مي‌كردند كه آنچه خود دارند در مقابل كالاهاي وارداتي از ارزش خوبي برخوردار است و اين كار با ظرافت تمام در تبليغاتي كه از شناسي شخصيت كمك مي‌گرفت، انجام مي‌شد. در اينجا كه يكي از مسائلي كه باعث «بحران هويت » مي‌شد به ميان آمد و فرد اين جامعه ابتدا هويت خود را، كه ريشه‌ها، عرف‌ها، تربيت و اعتقادهاي او داشت، زير سؤال مي‌برد و در مقابل به دنبال كسب هويت تازه، خود را به شكل ‌كالاهاي مصرفي در مي‌آورد كه با تبليغات به وي القاء شده بود. كاربه همين جا ختم نمي‌شد. كار هنگاهي مصيبت‌بارتر مي‌شد كه دقت كنيم در اين راستا فرهنگ چنين جوامعي به عوامل ديگر ، دستخوش تغيير و تحول و در نهايت بحران كه نمود خود را در تمامي اركان جامعه از خانواده گرفته مادبومي نشان مي‌دهد .
الگوهاي مصرف را نمي‌توان از نظامهاي ارزشي و هنجاري ـ خواه اجتماعي يا فردي و يا توأماً ـ كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تأثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت مي‌شود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست . بدون ناديده انگاشتن بعد سودگرايي ( ارضاي نيازهاي رواني ) فرآيندهاي مصرف اجتماعي ، بايد به ابعاد نمادي، يعني معناي اجتماعي آنها نيز توجه داشت. كالاها و خدمات ، سواي كيفيات طبيعي‌شان، داراي علايم رمزي نيز هستند و شاخصها و عاملان يك قشربندي اجتماعي محسوب مي شوند ؛ به همين دليل بررسي دقيق پديده تشكيل الگوهاي مصرف توسط شركتهاي فرامليتي اهميت دارد.
در واقع مصرف كالاها و خدمات مصرفي، علايمي است كه كدهاي اصلي جامعه‌اي كه فرد در آن زندگي مي‌كند ـ صرفنظر از درجه توسعه اقتصادي و اجتماعيش ـ به آنها معنا مي‌بخشد . لذا حوزه مصرف، حوزه‌اي مهم در تشكيل ذهنيتها و ارزشهاي منبعث از فعاليتهاي شركتهاي فرامليتي است، زيرا نماد مصرف يا كد اشياي مصرف شده ترجمان وضع فرهنگي يا هويت فرهنگي‌اند. افراد با دسترسي يافتن به كالاهاي خاص برطبق موازين و مقياسهاي جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلكه از جايگاه ديگران نيز آگاهي مي‌يابند اشيا با ايفاي يك كاركرد اجتماعي تمايزي و تبعيضي ، در واقع معرف افراد،‌يا به معناي صحيح‌تر تمايز بين افراد مي‌شود. در حقيقت تمايز قايل شدن بر حسب اشيا مبين يا موجد تفكيك و تفاوت اجتماعي است، كه افراد را طبقه‌بندي كرده و سلسله مراتب اجتماعي را به دنبال دارد. اين بعد نمادي در كليه سطوح جامعه بر طبق كدهاي متفاوت ، مشاهده، و به يك طبقه اجتماعي خاص نيز محدود نمي‌شود. علاوه براين بايد به مصرف بعد تخيلي نيز افزود، زيرا اشياء وسيله فرار و طلسمي است كه فرد با توسل به آن ميتواند جهاني سحرآميز را تصور كند . آرزها به سوي نيازها هدايت شده و در وجود كالا، برآورده مي‌شوند. علت اينكه تبليغ كنندگان همواره در تلاش يافتن تصويري هستند كه مصرف‌كنندگان از خود ، و از من آرماني همواره صرفاً همان الگوي رفتاري است كه در يك متن اجتماعي تحقق مي‌يابد و به عبارت ديگر در ارتباط با ساير افرادي كه از اتحاد آنها با يكديگر هستي اجتماعي ـ فرهنگي خاص، و اكثراً يك ملت، تشكيل مي‌شود. جدل ميان خود و تصوير شخصي يعني بين انگيزه‌ها و ارزشها در مصرف در كشورهاي در حال توسعه، غالباً در ناكامي از مصرف بسنده تجلي مي‌يابد، چه در واقع آنچه فرد مي‌كوشد در مصرف بيابد راهي براي غلبه بر احساس نابسندگي و ميل ورود به اجتماع و نيل به ارتقاي اجتماعي است .
انسان در آرزوي اثبات موجوديت خود و تعريف «من» و تعيين جايگاه و نقشش در رابطه با ديگران، در طلب فرآورده‌ها ، ماركها و تصويرهايي است كه با تصورش از اينكه كيست، كه بايد باشد ، وبنا به معجزه يا جادويي، كه خواهد شد ، سازگار و متناسب باشد .
پس اشكال، به خصوص اشكال نمادي الگويي كه افراد بر مبناي آنها هويت خويش را تعيين مي‌كنند بيان يك روش خاص جامعه‌پذيري است . اين شيوه جامعه‌پذيري نه تنها از پيامها و اطلاعاتي كه فرد از جامعه به طور كل دريافت مي‌كند، بلكه از منزلت اجتماعي او كه براي مثال به شغل و پايگاه اجتماعيش نيز مربوط است، سرچشمه مي‌گيرد . الگوهاي مصرف در همه موارد بايد با هويت فرهنگي جامعه كاملاً پيوستگي داشته باشد ، البته بايد به الگوهاي مصرف متفاوتي كه به دليل عدم تجانس نظام اجتماعي ـ فرهنگي و دامنه قشربندي اجتماعي ـ اقتصادي كمابيش با يكديگر تفاوت دارند توجه داشت . در كشورهاي جهان سوم ،منطبق تفكيك اجتماعي بر مبناي مصرف تنها در ايجاد يك سلسله مراتب اجتماعي ـ فرهنگي و پويايي و تحرك اجتماعي بازتاب نمي يابد بلكه به شكل يك برخورد متقاطع فرهنگي و ستيز بين «سنت و تجدد»نيز پديدار مي‌گردد . معرفي و گسترش تجدد از طريق فرآيند قالب شكني ، آمال و نيازها و قالب ‌ريزي مجدد آنها پويايي اجتماعي مصرف را در پي‌دارد. در اين چهارچوب ، الگوي ارتباطات با الگوي مصرف رابطه مستقيم دارد، از يك سو الگوي مصرف حاصل مجموعه پيامها و علايمي است كه نگرش مردم را شكل مي‌دهد ، و در رفتار هاي مصرفي آنها تبلور مي‌يابد . واز سوي ديگر مصرف خود يك الگوي ارتباطي بين انسان و جامعه و بين انسان و خود اوست. اما همانگونه كه ج. آتالي به نحو شايسته‌اي مطلب را ادا مي‌كند، «انسان منفعل و ساكت مانده و مي‌گذارد اشياء وسيله‌ساز ايجاد فرهنگ او ، كد گذار نظام سلسله مراتب و جايگزين گفت و شنود شوند .»
در نتيجه الگوهاي مصرف بازتابي خواهند بود از ديگاهها و الگوهاي آمال سنتي يا جديد، موروثي يا وارداتي. اگر شركتهاي فرامليتي وسايل ايجاد الگوهاي مصرفي در كشورهاي در حال توسعه را داشته باشند، بنابراين در ژرفاي فكر انسان و در آمال و آروزهايش نفوذ مي‌كنند. در اين مفهوم ايجاد الگوهاي مصرف بخشي از يك فرآيند فرهنگ‌پذيري است كه الگوهاي مصرف خود ملهم از آنند.
ايجاد الگوهاي مصرف و فرهنگ‌پذيري
تأثير شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرف در دو سطح صورت مي‌گيرد. در وهله اول اين شركتها به توسعه الگوهاي مصرفي رايج در كشورهاي جهان سوم كمك مي‌كنند. در وهله دوم شركتها مي‌كوشند كالاها و فرآوردهاي جديد راكه كم و بيش پيچيده‌تر از فرآورده‌هاي قبلي است جايگزين فرآورده‌هاي سنتي كنند. بنابراين موفقيت تجارتي اين شركتها در تمامي ساختار مصرف كشورهاي در حال توسعه تأثير مي‌گذارد .
قبلاً بيان شد كه شركتهاي فرامليتي انتقال دهنده و اشاعه دهنده نظامهاي بازنمايي و هنجاري و نظامهاي بياني ( نيازها و الگوهاي رفتاري ) اند . تفكري كه اساس اين نظامها را تشكيل مي‌دهد آن است كه براي مثال پاداش تلاش فرد در كارش دسترسي يافتن به كالاهاي مصرفي است، و افزايش مصرف شاخص عمده توسعه اقتصادي محسوب مي‌شود. بنابراين، ترويج چنين منطقي و تلاش براي مصرف بيشتر درنيروي محركه تغيير اجتماعي نقش مهمي دارد. به اين معنا كه شركتهاي فرامليتي به دليل ماهيت عقلانيت خود ،‌در پيوستگي و يگانگي روزافزون كشورهاي جهان سوم با نظام اقتصاد تجارتي دخالت دارند. اعتبار و ارزش فرد در اين نظام اقتصادي تا حد زيادي به كالاها و خدماتي كه در دسترس دارد و همچنين به پايگاه اجتماعي وابسته به اين خدمات منوط است. اين عقلانيت به طرق گوناگون مطرح مي‌گردد، در زمينه ارتباطات، پيامهاي پخش شده توسط رسانه‌ها ( تلويزيون ، سينماو تبليغات ) با نمايش امتيازات جامعه مصرفي و ايجاد اشكال بازنمايي و نظامهاي هنجاري ، نقش مهمي بازي مي‌كنند. افق احتمالات بسط يافته و طيف وسيعي از كالاهايي را در بر مي‌گيرد كه قبلاً ناشناخته و مطلوبيتشان نامعلوم و تصور ناشدني بود. به موازات اين جريان ، گرايش روزافزوني به تقليد از سبك زندگي غربي و توليدات غربي به وجود مي‌آيد، انگيزه‌هاي افراد به نحو فزاينده‌اي به سمت دسترسي به مصارف تجارتي سوق داده مي‌شود. ارزشهاي سنتي تا حد زيادي بي‌اعتبار مي‌گردد، و تصور ذهني فرد از جامعه و نقشي كه در آن دارد، تغيير مي‌كند . اين فرآيند تخريب بذر ساختارها وكدهاي اجتماعي جديد را در خود دارد كه توجه فرد را به دنياي خارج از جامعه‌اش معطوف مي‌كند و به گفته هشيللر او را به يك انسان مصرف كننده مبدل مي‌سازد . وابستگي در مورد ارتباطات و توسعه يك نظام اقتصادي و اجتماعي بر مبناي پويايي نيازهاي مادي دو پديده كاملاً مرتبط به يكديگر به نظر مي‌رسند، زيرا اسلوب زندگي كه رسانه‌ها و به خصوص تليغات به آنها اعتبار مي‌بخشند درتحليل‌نهايي چيزي جز تزيين ويترين براي نظام موجود اشياء نيستند. ميزان فرهنگ‌پذيري آنچنان بالاست كه در اثر موارد در پيامهايي كه توسط رسانه‌ها انتقال مي‌يابد «سنت » معادل «عقب افتادگي » و «تجدد »، معادل «رشد » آورده مي‌شود.
كاركنان شركتهاي فرامليتي نيز، صرفنظر از مقامي كه در شركت دارند، با اشاعه اخلاق شركتها در اين فرآيند تخريب نقش مهمي دارند . همان طوري كه قبلاً اشاره شد، اشتغال به كار در اين نوع شركتها مستلزم پذيرش مقررات و هنجارهاي مربوط به آنهاست . مصرف كالاهاي ساخت شركتهاي فرامليتي و اثرات نمايشي منبعث از آنها در ايجاد اخلاق مصرف مادي مؤثر است .
نكته آخر اينكه اين شركتها گرايش دارند عادات مصرفي را به گونه‌اي كه به سود آنها باشد شكل دهند و بنابراين درصددند تا فرآورده‌هاي خود را جايگزين كالاهاي سنتي كنند، و براي برخي كالاها و خدمات خود تقاضاي تجارتي منظمي كه قبلاً وجود نداشته به وجودآورند . همچنين برخي نيازها و خواستها را به سوي ماركهاي خارجي سوق دهند . از يك ديدگاه كلي شواهد آشكاري دال بر وجود يك فرآيند برون‌گرايي مشاهده مي‌شود كه برطبق آن سليقه‌ها به جهان خارج از جامعه فرد هدايت مي‌گردد . اين فرآيند با منافع تجارتي شركتهاي فرامليتي ارتباط مستقيم داردو ما را به اين باور مي‌كشاند كه اين شركتها را عاملان فعال انتقال حقيقي رجحانها تلقي كنيم .
مكانيزمها و نمونه‌هايي از برون گرايي
سياست‌هاي تبليغاتي و تشويق فروش كالا بدون شك يكي از مؤثرترين طرق نفوذ شركتهاي فرامليتي است، و در تغيير نيازهاي اساسي افراد و هدايت آنها به سوي ماركها و فرآورده‌هاي خاص دخالت دارد. قطعاً اين انتقال سليقه‌ها برآيند سياستهاي گسترده بازاريابي و تأثير آنها برمعرفها و هنجارهاست . م. گلدفري و س. لانگدون (1979)، يادآوري مي‌كنند كه در سال 1973، 80% آگهي‌هاي تبليغاتي راديو سواحلي دركنيا به شركتهاي فرامليتي تعلق داشت . از جمله اين شركتها مي‌توان براوك باند، نستله، لگليت ـ پالموليو، كوكاكولا، يونيليور، گلاسكو و استرلينگ وينتراپ را نام برد.
هدف اصلي اين تبليغات ايجاد نيازها و بنابراين فرآورده‌هايي است كه مي‌توانند اين نيازها را برآورده سازند. فرآورده‌هايي كه عملاً تنها شركتهاي فرامليتي قادر به توليد آنها هستند. براي مثال شركت يونيليور براي فروش خود برنامه‌هاي تبليغاتي جهاني بسيار مهمي اجرا مي‌كند. اين برنامه‌ها غالباً باعث مي‌شود تا مردم تمامي علاقه خود را به فرآورده‌هاي داخلي از دست بدهند. مثلاً همين شركت تلاش مي‌كند تا در هند مارگارين واناپستي را جايگزين كره محلي كند و به نظر مي‌رسد كه اين محصول داخلي كلاً از بين برود. اين شركت در ايجاد نياز به پودرهاي پاك كننده شيميايي و مواد ضدعفوني كننده و نتيجتاً در نتيجه ايجاد بازاري براي اين محصولات خود در اندونزي موفق بوده است .
علاوه براين توانسته است فروش بستني ، سوسيس و اغذيه منجمد شده خود را در مناطق درون مرزي سيرالئون و ليبريا گسترش دهد ، يعني در مناطقي كه كمتر مي‌توان از آنها به عنوان مناطق داراي « درآمدهاي احتياطي » سخن گفت و آذوقه‌رساني به آنها معمولاُ توسط هواپيما صورت مي‌گيرد.
در آمريكاي لاتين قدرت تبليغات به حدي است كه حتي روستاييان بسيار فقير نيز عملاً خودرا ملزم به نوشيدن نوشابه‌هايي چون كوكاكولا و پيسي مي‌دانند، ولو آنكه به قيمت فروش محصولات طبيعي‌شان تمام شود .
ر. لدوگار با مطالعه دو كشور برزيل و مكزيك ، موفقيت شركتهاي فرامليتي را در ايجاد نياز به نوشابه‌هاي غير الكلي نشان مي‌دهد. براي مثال ؛ مصرف سالانه اين نوع نوشابه‌ها در مكزيك رقم قابل ملاحظه 14 ميليارد بطري يعني براي هر نفر 5 بطري طي يك هفته بوده است ( در مكزيك 40% نوشابه‌هاي مصرفي پپسي كولاست ). شستشوي مغزي تجارتي آنچنان قوي است كه ساكنين برخي روستاهاي مكزيك به رغم درآمد اندك خود متقاعد شده‌اند كه بدون اين نوشابه‌ها نمي‌توانند زندگي كنند و بايد هر روز آنها را مصرف كنند . در سال 1979 يك كشيش مكزيكي با اشاره به اين مطلب مي‌نويسد:
« شنيده‌ام بعضي از روستاييان مي‌گويند بدون مصرف روزانه نوشابه‌هاي غير الكلي نمي‌توانند زندگي كنند . برخي ديگر به خاطر نمايش پايگاه اجتماعي خود هر روز با غذايشان بايد نوشابه بنوشند، به خصوص مواقعي كه ميهمان دارند. اكثراً فكر مي‌كنند كه بايد روزانه اين نوشابه‌ها را مصرف كنند. اين اساساً ناشي از تبليغات گسترده به خصوص در راديو است كه در اين مناطق كوهستاني شنوندگان فراوان دارد. به موازات اين امر، در اين روستاها فرآورده‌هاي طبيعي مثل ميوه كمتر مصرف مي‌شود، برخي خانواده‌ها فقط هفته‌اي يك بار ميوه مي خورند . »
اساس اين سياستهاي تبليغاتي متقاعد ساختن مردم است به اينكه روشهاي سنتي تغذيه ( ارزن، برنج ، لوبيا،‌ذرت، آب) در قياس با محصولات غربي غالباً پيچيده‌تر ( بسته‌بنديهاي لوكس، تفاوت‌گذاريهاي تصنعي با استفاده از ماركهاي گوناگون ) اهميت كمتري دارد . موضوع مهم در اينجا نمادگذاري اجتماعي كالاهاست . از آنجا كه مردم به خاطر كم‌سوادي خود آسيب‌پذيرترند، تاًثير تبليغات بسيار زيادتر مي‌شود. براي مثال، به كشور كنيا كه قبلاً نيز مورد بحث بوده اشاره مي‌شود. هزينه تبليغات بازاريابي براي صابونهاي توليدي شركتهاي وابسته به شركتهاي فرامليتي در اين كشور 6% و براي صابونهاي توليد داخلي 1% قيمت آنها بوده است . اين خود نشاندهنده سياست هدايت تقاضاهاي داخلي به سوي فرآورده‌هاي پيچيده‌تر (صنعتي )، ( صابون توالت، موادضد عفوني كننده ...) است كه بيشتر بر شكل ظاهري صابون‌ها و جذابيت بسته‌بندي آن تأكيد دارد.
براي ارائه طرحي كلي‌تراز موضوع به هزينه‌هاي تبليغاتي شركتهاي تابع شركتهاي فرامليتي در كنيا اشاره مي‌شود . اين هزينه‌ها در حدود 12 ميليون شلينگ كنياست، در حالي كه بودجه تخصيص يافته در آخرين برنامه پنج ساله كنيا براي ساختن مركز بهداشت روستايي كه دولت از آنها به عنوان عوامل كليدي در بهداشت مناطق روستايي ( حدود 90% جمعيت كشور در اين مناطق سكونت دارند ) ياد مي‌كند، 5/7 ميليون شلينگ است .
يكي از مشهورترين نمونه‌هاي نفوذ خارجي در الگوهاي مصرف، فعاليت شركت نستله و سياست توسعه فروش شير خشك براي اطفال است . اين شركت براي ترويج فرآوردهاي غذايي خود و جايگزين كردن آنها به جاي شير مادر سياست فعالي را به مرحله اجرا درآورد. براي اين منظور روشهاي متفاوتي به كار گرفته شده است :
1ـ توزيع مجاني و غالباً خانه به خانه بطريهاي شير و محصولات لبني ( لاكتوژن )
2ـ اجراي برنامه‌هاي تبليغاتي در بيمارستانها و زايشگاهها . اين برنامه‌ها توسط مأموران خاصي موسوم به «پرستاران شير» صورت مي‌گرفت ، اين پرستاران اونيفورم سفيد مي‌پوشيدند و نتيجتاً به راحتي مي‌شد آنها را با كاركنان بيمارستان اشتباه گرفت .
3ـ توزيع مجاني كارتهاي مربوط به وزن نوزادان با تبليغ لاكتوژن . جمله‌اي هم در اين كارتها نوشته شده بود با اين مضمون كه مادران تاحد امكان بايد كودكان را با شير خود تغذيه كنند . اما عملاً چند درصد مادران قادر به خواندن اين نوشته بودند؟
4ـ تبليغات تلفيقي در بيمارستانها و راديو . در اينجا گفته مي‌شد كه مصرف اين فرآورده‌ها، نيرو و قدرت به كودكان مي‌بخشد( براي مثال اين دو موضوع درنيجريه اهميت زيادي دارند ). در جامائيكا تبليغ به اين شكل بود: «لاكتوژن باعث نيرومندي و سلامتي است » يا «انرژي و قدرت مي بخشد».
مصرف شير خشك همراه با برخي نمادها ، يعني «نو»، «بهتر» و نظاير آن بود. دكتر تي. ان ملت نليما در باب آگهي تبليغاتي كه در سال 1974 به مدت دو سال در راديوي كشور سيرالئون پخش مي‌شد، مي‌نويسد : «آگهي ، مادر از كودكش مي‌پرسيد كه آيا لاكتوژن را دوست دارد؟ كودك با خنده شديدي پاسخ مي‌داد: اوم،‌اوم... مادراني كه اين آگهي را مي‌شنيدند معتقد مي‌شدند كه لاكتوژن براي كودكان بهتر از شير مادر است . اينان نمي دانستند كه در اين آگهي در واقع يك مونتاژ صداست .
يعني در آغاز سوال مادر از كودك ضبط شده و سپس صداي قهقهه و خنده كودك، كه علت آن قطعاً چيز ديگري و احتمالاً همان شير مادر بود ، به آن افزوده شده است» در حال حاضر شير خشك در بسياري از كشورهاي جهان سوم مصرف بسيار وسيعي دارد.
بنابراين فعاليت شركتهاي فرامليتي مي‌تواند به انتقال حقيقي الگوهاي مصرف منجر شود. اين روند انتقال الگوها، نيازها برحسب ماركها تغيير پيدا مي كنند و فرآورده‌هاي پيچيده‌تر و گرانتر جانشين محصولت ساده و ارزان مي‌گردد. به موازات اين فرآيند، تبليغات شركتهاي فرامليتي با ايجاد تمايزات تصنعي بين فرآورده‌ها، موجب از رونق افتادن سريع و جايگزين نمودن آنها با محصولات جديدتر است . نمونه‌هاي برون‌گرايي بسيار فراوان بوده و عواقب تأسف باري دارد. اين تنها چيزي است كه مي‌توان گفت .
روستاييان مكزيك بيش از پيش به مصرف نان سفيد به جاي نان سنتي خودشان كه هم ارزانتر است و هم پروتئين بيشتري دارد، روي آورده‌اند. در جامائيكا مردم عادت داشتند به عنوان صبحانه ماهي و موز كه هر دو ارزان و بسيار مقوي هستند ، مصرف كنند. اما در نتيجه تبليغت اين عادت از بين رفته و اين فكر در مغز مردم رسوخ كرده كه براي صبحانه بهتر است سه رال مصرف كنند. اكنون مردم از محصولات كلوگ استفاده مي‌كنند ، در حالي كه موز در بازار به خاطر نبودن خريدار و مشتري فاسد شده و از بين مي‌رود. ورود شركتهاي دانون‌سا و شامبورسي، شركتهاي تابعه گروه شركتهاي ب.اس.ان ژروهدانون و گروه نستله، در سال 1973 به مكزيك و برنامه‌هاي تبليغاتي مهم آنها تقاضاي كلي براي ماست را تا ميزان 350% افزايش داده است .
فرآيند جانشين‌سازي كالاهاي شركتهاي فرامليتي به جاي محصولات داخلي در مصرف سيگار بسيار مشخص و آشكار است . در اين بخش كاملاً متمركز 8 شركت فرامليتي بر بازار جهاني تسلط دارند : مثل شركت بت ، انگليسي الاصل كه بزرگترين سازنده سيگار دنياست و از هر پنچ سيگاري كه در جهان سرمايه‌داري به فروش مي‌رسد يكي از آن اين شركت است.شركتهاي ديگر عبارتند از گروه امپريال (انگليسي)، امريكن براندز ( ايالات متحده )، مؤسسه فيليپ موريس (انگليسي)، و گروه آفريقاي جنوبي (روتمن، رامبراند ـ روپرت ) . اين شركتهاي فرامليتي در گرايش مردم به مصرف سيگارهاي خارجي (روندبرون‌گرايي)، جايگزين نمودن سيگار داخلي ساخت توليد‌كنندگان كوچك با سيگارهاي صنعتي دخالت مؤثر دارند . اين تغيير ذائقه مصرف‌كنندگان سيگار باعث نابودي تنباكو سياه در بسياري از كشورها نظير هند، پاكستان، جمهوري كره، فيليپين، ارژانتين و يا برزيل شده است. سيگار كرتك در اندونزي، دلتي در سري‌لانكا و بيديز در هند به سود سيگارهاي ملايم نوع ويرجينيايي كنار گذارده مي‌شوند . برنامه‌هاي وسيع تبليغاتي عامل مؤثري در چنين فرآيندي است . علاوه براين ، برنامه‌هاي وسيع تبليغاتي شركتهاي فرامليتي توتون، معرف آهنگ عمومي جريان بازاريابي شركتهاست. تأكيد اصلي در اين برنامه‌ها بركليشه‌هاي آمريكايي است و «تجمل‌گرايي، پايگاه اجتماعي، سطح زندگي عالي و تصوير كابوي عاشق آزادي » مضاميني هستند كه لاينقطع تكرار مي‌شوند .
گاهي ايجاد بازارهاي جديد به خاطر يافتن مفرهايي است براي فروش فرآورده‌هاي واسطه‌اي برخي شركتهاي فرامليتي ف. لاپ و جي. كالينز ، به مورد شركت رالستون‌ـ پورينا اشاره مي‌كنند. اين شركت عامل گسترش صنعت پرورش مرغ در كلمبياست، نه از آن رو كه مرغ و جوجه را به ماده كليدي رژيم غذايي مردم اين كشور مبدل سازد، بل به خاطر آنكه براي محصول اصلي كارخانه،‌يعني كنسانتره‌هاي غذايي براي حيوانات، بازار ايجاد كند. به پيروي از همين سياست تسهيلات و امكانات خاصي در اختيار مرغداران گذارده شد. در نتيجه بين‌سالهاي 1971 ـ 1967 توليد مرغ در كلمبيا دو برابر گرديد، يعني از 11 ميليون به 22 ميليون رسيد .
كودكان به دليل آنكه به عنوان خريداران بالقوه به راحتي تأثير پذيرند، هدف مطلوبي براي شركتهاي فرامليتي محسوب مي‌شوند. براي مثال، برخي مؤسسات توليدكننده نوشابه‌هاي غير الكلي درآمريكاي لاتين و مركزي درمقابل فروش مستقيم محصولات خود در مدارس به هنگام برگزاري جشنها، نوشابه‌و يخچال را به طور رايگان دراختيار اين مدارس قرار مي‌دهند . شركتهاي ديگر نظير جنرال فودز در مكزيك با گذاردن مجسمه‌هايي كوچك نظير شخصيتهاي كارتوني والت ديسني در بسته‌بنديها، در واقع براي محصولات خود بازاريابي مي‌كنند.
بسياري از كالاها ( كوكاياپپسي ) نماد تعلق به دنياي مدرن تلقي مي‌شوند ، و اين همان چيزي است كه تبليغ كنندگان برآن بسيار تأكيد مي‌ورزند. ه.والتر در مقاله نشريه بسيار معتبر تجارت جهاني كلمبيا كه به بررسي سياستهاي بازاريابي در كشورهاي در حال توسعه اختصاص يافته بود، اين پرسش را مطرح مي‌كند كه آيا «مردم به اندكي تجمل نظير نوشيدن نوشابه‌هاي غير الكلي يا كشيدن سيگارهاي معطر نياز ندارند؟»
بحثها و توضيحات مسئول بودجه‌هاي تبليغاتي پپسي كولا و كوكاكولا در برزيل به خوبي بيانگر تأثير اجتماعي شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرفي است. او مي‌گويد: «در اين كشور هيچ راهي براي هدايت و كاناليزه كردن طغيان جوانان وجود ندارد، نسل كنوني از هيچ آموزش سياسي يا اجتماعي بهره‌مند نيست. ما يك مكانيزم اعتراضي به وجود آورده‌ايم كه در مصرف كاناليزه مي‌شود. پپسي، تصويري جديد و جوان است، آنها نيز خوشحالند چون جوان هستند و چون جوان هستند، پپسي مي‌نوشند.»
بنابراين ورود شركتهاي فرامليتي دقيقاً با واژگوني الگوهاي مصرف كه برخي از آنها طي چندين قرن بدون تغيير باقي مانده‌اند همزمان است . اما ايجاد الگوهاي مصرف جديد مي‌تواند نتيجه مكانيزمهاي كمتر تعمدي ديگر نيز باشد . فرآورده‌هاي شركتهاي فرامليتي هم به خاطر كيفيات طبيعي (لوكس ونوبودن ) و هم به خاطر نمادهاي اجتماعي وابسته به آنها به سهولت از سوي برگزيدگان داخلي كه شديداً مجذوب اسلوب زندگي غربي و محصولات غربي هستند پذيرفته مي‌شود . پيامد اثرات نمايشي قوي اين جريان ، گسترش نيازها و اشيا در كل جامعه است . در اينجا بايد از تأثيرتقليدي سخن گفت . شركتهاي فرامليتي كالاهايي راعرضه مي‌كنند كه برگزيدگان داخلي سريعاً آنها را مي‌پذيرند و سپس درمدت زمان كوتاهي پس از عرضه اين كالاها، سايرين نيز به تقليد از برگزيدگان مصرف كنندگان اين كالاها خواهند شد، فرآيندي كه ر. نوركس در موردش چني مي‌گويد : «اگر چه مصرف در كشورهاي در حال توسعه به سطح درآمد بستگي دارد اما به تفاوت بين درآمدهاي پايين با بالاترين درآمدها نيز مربوط مي‌شود . طبقات كم درآمد در نتيجه فرآيند كشش و جاذبه اجتماعي به تقليد از طبقات داراي بالاترين درآمدها و به خصوص اعضاي شركتهاي فرامليتي تمايل پيدا مي‌كنند. »
طرح كلي در اين جريان چنين است : شركتهاي فرامليتي محصولات جديد را در كشورهاي درحال توسعه عرضه كرده و نيازهاي مصرفي آنان را به جانب اين كالاها هدايت مي‌كنند.
روشهاي نفوذ متنوع وگوناگون است ( عمدي با استفاده از تبليغات، نسبتاً غير عمدي از طريق نمايش )، اما همگي در جهت هدايت الگوهاي مصرف به سوي كالاها و خدمات توليدي شركتهاي فرامليتي مشاركت دارند. ايجاد عرضه خود موجد تقاضاست. درست است كه اين محصولات بدون در نظر گرفتن نيازهاي اساسي مردم به بازار عرضه مي‌شوند و اين چيزي نيست كه شركتهاي فرامليتي نسبت به آن بي‌اطلاع باشند، بلكه بالعكس «اين روش عادي و متداول انجام دادن امور از سوي آنهاست » اين سياست و عواقب ناشي از آن، نمايش جديدي از تضاد و برخورد دو نوع منطق است، زيرا براي يك شركت فرامليتي انتخاب يك برنامه تبليغاتي قبلاً آزموده شده به زباني ديگر به مراتب راحت‌تر است تا عرضه و يا توليد فرآورده‌هايي نو متناسب با نيازهاي خاص محلي.
بنابراين مي‌توان چنين نتيجه‌گيري كرد كه شركتهاي فرامليتي با معرفي عادات مصرفي غربي در كشورهاي درحال توسعه در ايجاد فرآيند جهاني برون‌گرايي فرهنگي دخالت مؤثر دارند. زيرا آداب تغذيه بازتاب روشي است كه ملتها طرز فكر و رفتار خود رابه وجود مي‌آورند ، آنها را هدايت مي‌كنند، سنتهايشان را تلفيق واحياء مي‌سازند و رسوم خود را با رسوم انتقال بافته از سوي ديگر فرهنگها در هم مي‌آميزند.
از اين ديدگاه بسط و ازدياد موفقيت جهاني غداهاي آماده‌اي نظير مك‌دونالد را نه به واسطه فروش (زياد) اين محصولات، بلكه بيشتر به خاطر شيوه زندگي و نمادهاي وابسته به آن بايد توجيه كرد.
نكته ديگر اين است كه سواي اهميت اجتماعي ـ فرهنگي تأثير شركتهاي فرامليتي در ايجاد الگوهاي مصرف، نفوذ آنها باعث بروز انحرافاتي در ساير حوزه‌ها نيز مي‌گردد. تغيير گرايش مصرف كشورهاي جهان سوم به جانب كشت برخي محصولات كشاورزي كه عمدتاً ناشي از استفاده از سموم دفع آفات است ( كه شركتهاي فرامليتي در توليد آنها نقش عمده دارند) وابستگي اقتصادي و تكنولوژيكي اين كشورها را افزونتر مي‌كند. اما عمده‌ترين فرآيند اين جريان تخصيص نادرست منابع كمياب است . با تغييرمحصولات كشاورزي، بهاي آنها همگام با كاهش ارزش غذايي در نتيجه افزودن چربيها و مواد شيميايي، افزايش مي‌يابد. از سوي ديگر تأكيد برتوليد و مصرف فرآورده‌هاي حيواني، موجب اتلاف عمده منابع گياهي است. براي مثال دركلمبيا با گرايش به كشت علوفه به جاي كشت حبوبات و سبزيجات نه تنها منبع پروتئيني‌گراني جايگزين يك منبع پروتئيني ارزان شده، بلكه عملاً كاهش ذخاير پروتئيني را به دنبال داشته است، چون پروتئين منابع حيواني به مراتب كمتر از صنايع گياهي است. در اينجا به مثالي كه قبلاً آورده شده است، بر مي‌گرديم. طبق بررسيهاي انجام شده، حاصل كشت علوفه در يك جريب زمين اختصاص يافته به پرورش مرغ و ماكيان در منطقه واله ،‌برابر است با پروتئيني كه از كشت ذرت يا لوبيا درهمين زمين به دست مي‌آيد.حال اگر در اين زمين سويا كشت شود، ميزان پروتئين حاصله 16 برابر بيشتر از كشت علوفه مرغداري خواهد بود. قبلاً گفته شد كه توليد جوجه در وهله اول به خاطر منافع شركتهاي فرامليتي در توليد خوراك و علوفه حيواني بود. مثال ديگر كه جمع اضداد است ، كشور مكزيك يعني مهم‌ترين صادر كننده پرتقال است. تا سال 1979 در نوشابه فانتا يا اورانج كراش از آب پرتقال استفاده نمي‌شد . از اين تاريخ به بعد دولت تصويب كرد كه حداقل، 1% آب پرتقال بايد به اين نوشابه‌ها افزوده شود. آخرين مثال در اين مورد كاپرال شعبه شركت نستله در ساحل عاج است . اين شركت عامل توسعه و رواج مصرف قرص‌هاي مگي در كشور فوق است. در حال حاضرخانواده‌هاي ساحل عاجي به طور متوسط سالانه 700 قرص مگي ـ روزانه 2 قرص براي هر خانواده ـ مصرف مي‌كنند. اين قرص جزء مهمي از رژيمهاي غذايي مردم ساحل عاج و به خصوص فقيرترين اقشار جمعيت شده است. قرص مگي كه در كشورهاي غني حكم چاشني و مكمل غذا را دارد به عنوان يك غذاي اصلي براي تغذيه كافي نيست. اين محصول از پروتئين گياهي درست شده و مصرفش دريك رژيم غذايي كه خود دچار كمبود پروتئين حيواني است، باعث تشديد كمبود غذايي ـ به خصوص از نظر كمبود اسيد آمينه ـ مي‌گردد، امري كه در كشور فوق مشهود است .
بنابراين ترديدي نيست كه شركتهاي فرامليتي قدرت هدايت خواستها و نيازهاي مردم را به سوي محصولات و يا خدمات خود دارند. اگر الگوهاي مصرف بازتاب ذهنيتها و تا حد بسيارزيادي آمال مردم باشند، ايجاد الگوهاي مصرف شكلي خاص از برون‌گرايي اجتماعي‌ـ فرهنگي ملل جهان سوم و جدا ساختن آنها از ريشه‌ها يا حافظه‌هايشان است. از اين ديد شركتهاي فرامليتي را مي‌توان به عنوان عاملان فعال دگرگوني اجتماعي تلقي كرد. كه فرهنگ‌زدايي افراد را به دنبال دارد و كمترين اعتنا و توجهي به ضرورتهاي دگرگوني مستقل و ملي كشورهاي فقير ندارد.
1_fast _ food 2_ valle 3_ orange vrush
كتاب شركت‌هاي فرامليتي و توسعه درونزا
ترجمه عبدالحميد زرين قلم
فاطمه فراهاني


 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 7:06 PM نظرات 0 | لينک مطلب
کشور ژاپن در زمینه کارائی انرژی و دارا بودن شدت پایین مصرف انرژی در زمره موفق ترین کشورهای دنیا به حساب می آید. شدت مصرف انرژی در سال 2005 برای این کشور حدود 6539 بی‌تی‌یو در ازای هر دلار تولید ناخالص داخلی ( به قیمت‌های ثابت سال 2000 ) بوده است که در مقایسه با متوسط جهانی حدود 19 درصد پایین تر می باشد. از این رو، شناسایی دلایل این امر؛ می تواند الگویی مناسب برای کشور در سیاستگذاری بخش انرژی فراهم آورد.
با توجه به رشد سریع تکنولوژی و صرفه جویی های بیشتر در بخش های مختلف اقتصادی، افزایش کارائی به ویژه در تولید برق و همچنین محدودیت‌های بیشتر برای مصرف کمتر و بهینه انرژی در کشور ژاپن، پیش بینی می شود که شدت مصرف انرژی در این کشور در آینده کاهش یابد.
باید اشاره کرد، مهمترین نکته در ارتقاء کارایی انرژی کشور ژاپن، وجود زیرساخت‌های لازم سیاست‌گذاری نظارت و برنامه ریزی منسجم در بکارگیری فناوری‌های جدید در جهت کاهش مصرف انرژی می باشد. همانطور که در گزارش ارائه شد؛ کلیه سیاست‌های کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت بخش انرژی کشور ژاپن توسط وزارت تجارت و صنعت (METI) این کشور وضع می شود. علاوه بر این موضوع، این وزارتخانه بر کلیه فعالیتهای تولید؛ واردات؛ انتقال، توزیع و مصرف انرژی نظارت و راهبری دارد. در اختیار داشتن چنین ساختار منسجم، اجازه اجرای سیاستهای یکپارچه برای افزایش کارانی انرژی توسط این کشور را فراهم می نماید. متاسفانه این نکته مهم در کشور ما هنوز خلاء بزرگی برای ارتقاء کارائی انرژی به شمار می رود.
بطور مثال در حوزه نفت کشور؛ فعالیتهای وزارت نفت کشور عملاًٌ در فعالیتهای شرکت ملی نفت ایران خلاصه می شود. شرکت ملی گاز ایران؛ شرکت مستقلی از شرکت ملی نقت ایران با مکانیزم سیاست گذاری متفاوت به توسعه بخش های پایین دستی مشغول می باشد و شرکت ملی نفت ایران عملاًً نظارتی بر فعالیتهای بخش گاز و یا برنامه ریزی در آن را ندارد. وزارت نفت نیز به دلیل دارا نبودن ساختار منسجم و مشخص عملاً از حوزه سیاست گذاری جدا شده و نظارت چندانی بر روابط شرکتهای مختلف صنعت نفت و یا اجرایی نمودن سیاستهای بلند مدت انرژی ندارد. در چنین شرایطی سیاستگذاری و یا اجرای الگوهای ارتقاء کارائی انرژی و یا مدیریت فناوری در جهت بهینه سازی مصرف انرژی با موفقیت روبرو نخواهد شد. بخصوص هنگامی که یکی از بزرگترین و مهمترین صنایع انرژی (بخش برق) بطور کامل مستقل از صنعت نفت عمل می نماید. این در حالی است که در بسیاری از کشورهای دنیا عملاً شرکتهای فعال صنایع انرژی به صورت یکپارچه در هر سه بخش نفت، گاز و برق به فعالیت می پردازند و یا وزارتخانه های انرژی کشورها در هر تمامی بخشهای انرژی به سیاستگذاری و یا نظارت می پردازند.
از طرف دیگر، استفاده از تکنولوژیهای نوین و انرژی‌های تجدیدپذیر و گسترش آن در کشور تنها در فعالیت های سازمانی به نام سازمان انرژیهای نو خلاصه می شود. بطور مثال، این سازمان عملاً نقشی در راستای سیاستگذاری استفاده از فناوریهای لازم در بکارگیری انرژیهای تجدیدشونده برای کشور ندارد. حال چگونه با چنین ساختاری سیاستگذاری و یا نظارت بر انجام سیاستهای فناوری در صنعت انرژی امکان پذیر می باشد؟ در پاسخ به این مهم، ضرورت تشکیل وزراتخانه ای منسجم تحت عنوان وزارت انرژی و منابع را در کشور بیان می نماید. به نظر می رسد، خروج وزارتخانه های نفت و نیرو از حوزه فعالیتهای اجرایی و ادغام در یکدیگر و تقویت نقش آنها در سیاستگذاری برای بخش انرژی و همچنین واگذاری سایر سازمانهای مرتبط به آنها از جمله سازمان انرژی های نو و یا سازمان بهینه سازی انرژی، عملاً الگوی بهتری برای اتخاذ سیاستهای یکپارچه انرژی در کشور فراهم نماید.
مثالهایی از تجربه موفق ژاپن در کارائی انرژی
1- استفاده فناوری‌های نوین از بکارگیری انرژیهای نو (تجدید شونده) و سعی در گسترش این انرژی ها در سال‌های آتی:
سیاست کلی انرژی کشور ژاپن توجه خاصی به انرژی های نو می نماید. باید اشاره نمود، کشور ژاپن پنجمین کشور دارنده نیروگاههای برق زمین گرمایی (Geothermal ) می باشد. در این کشور حدود 18 نیروگاه زمین گرمایی به ظرفیت 526 مگاوات وجود دارد. بکارگیری فناوریهای نوین در استفاده از انرژی های تجدید شونده از مباحث مهم سیاستگذاری انرژی ژاپن به شمار می رود. باید اشاره نمود، سهم انرژی های تجدید شونده در تامین نیازهای انرژی کشور ژاپن از 4/8 درصد در سال 2004 به حدود 5/8 درصد در سال 2020 خواهد رسید.
در کشور ایران به دلیل تنوع شرایط آب و هوایی پتانسیل بزرگی در بکاریگری انرژیهای تجدیدپذیر از جمله انرژی خورشیدی؛ انرژی زمین گرمایی و یا انرژی باد وجود دارد که توجه چندانی به آن‌ها نشده است و استفاده از فناوری‌های لازم در بکارگیری این انرژی های تنها محدود به فعالیتهای تحقیقاتی و یا اجرای طرحهای بسیار کوچک بوده است.
2- توجه خاص به فناوری هسته ای در تامین نیازهای انرژی کشور :
انرژی هسته ای مهمترین منبع تامین برق در ژاپن به شمار می رود. ظرفیت تولید برق نیروگاههای برق هسته ای کشور ژاپن در سال 2005 حدود 49 گیگاوات بوده است که در نوع خود بیشترین میزان ظرفیت برق هسته ای در آسیا به شمار می رود. به دلیل کاهش وابستگی به انرژیهای تجدید ناپذیر (نفت و گاز ) و همچنین وجود قوانین محدود کننده به منظور کاهش گازهای گلخانه ای و از طرف دیگر سیاستهای امنیت انرژی در کشور ژاپن باعث گردیده است که این کشور بطور فزاینده ای استفاده از برق هسته ای را گسترش دهد. گرچه در سالیان گذشته، بروز تردیدهایی در زمینه آلودگیهای ناشی از بکارگیری از این انرژی مطرح بوده است. اما با توجه به افزایش قیمتهای نفت و گاز در بازارهای جهانی، بکارگیری فناوری هسته ای در تولید برق سر لوحه سیاستگذاری بخش انرژی برخی از کشورهای صنعتی از جمله ژاپن شده است. همچنین باید اشاره نمود، ظرفیت سازی تولید برق هسته ای کشور ژاپن به گونه ای است که امکان تامین بخش اعظم نیاز برق کشور توسط برق هسته ای بدون نیاز به سایر حاملهای انرژی از جمله گاز و نفت در شرایط بحرانی و کوتاه مدت وجود دارد. این موضوع حاکی از توجه خاص به موضوع امنیت عرضه انرژی نیز می باشد.
متاسفانه موضوع امنیت عرضه انرژی در کشور ایران از نکات مورد غفلت است. بطور مثال در مواقع خاص از جمله فصول سرد و یا قطع واردات گاز از ترکمنستان؛ عملاً شرایط بسیار بحرانی در عرضه انرژی کشور فراهم می شود. این امر، تاکیدی بر گسترش فناوری جایگزین در تولید انرژی مورد نیاز از جمله فناوری هسته ای در تامین برق کشور می باشد.
ناتمام ماندن و تاخیرات بسیار طولانی در احداث یک نیروگاه نسبتاً کوچک هسته ای در مقایسه با سایر نیروگاههای برق کشور (1100 مگاوات) و محدود نمودن کشور تنها به یک نیروگاه هسته ای از ضعف های سیاستگذاری صحیح در استفاده از این فناوری برای کشور بوده است.
3- استفاده از فناوریهای با بازده بالا در تولید انرژی به ویژه برق:
در سال 2007؛ بازدهی تولید برق در نیروگاههای حرارتی ژاپن به حدود 50 درصد رسید که نسبت به سال 2004 حدود 10 درصد افزایش نشان می دهد. افزایش بازدهی تولید برق به نحو چشمگیری باعث کاهش سوخت (نفت و گاز) در بخش نیروگاهی شده است. همچنین باید اشاره نمود، میزان دی اکسید تولید شده در بخش نیروگاهی ژاپن به حدود 425 گرم برای تولید هر کیلووات ساعت برق رسیده است که نسبت به دهه 1970 حدود 30 درصد کاهش نشان می دهد.
خاطر نشان می سازد که در حال حاضر بازدهی تولید برق در کشور ایران بطور متوسط حدود 30 درصد است که در مقایسه با کشورهای صنعتی مانند ژاپن به مراتب پایین تر می باشد.
2- استفاده از تکنولوژی بهتر برای کاهش مصرف انرژی در بخش حمل و نقل:
شاید بتوان خودروهای ساخت کشور ژاپن را در رده کم مصرف ترین وسائی نقلیه در حال حرکت جاده های جهان به شمار برد. استفاده از سیستم های بهتر سوخت رسانی در طراحی موتورهای وسائط نقلیه و نظارت حوزه های سیاستگذاری در استفاده از این فناوریها در کارخانجات ساخت وسائط نقلیه باعث شده است که مصرف سرانه سوخت بنزین و گازوئیل در بخش حمل و نقل ژاپن در مقایسه با سایر کشورهای جهان به مراتب کمتر باشد.
امروزه بسیاری از شرکتهای خودروسازی ژاپنی در ساخت اتومبیلهای با مصرف سوخت کمتر به شدت با یکدیگر در حال رقابت می باشند. بطور مثال، موتور این وسائط نقلیه نه تنها قابلیت‌های جدیدتر و بهتری نسبت به سایر محصولات گذشته دارد، بلکه بسیار سبک است و مصرف بسیار اندکی دارد. همچنین از لحاظ آلایندگی کمترین مقدار را نسبت به نسل‌های پیشین دارد. در بسیاری از خودروهای جدید، موتورهای جدید شامل یک کنترل‌کنندة کامپیوتری مرحله‌ای می‌باشند که قسمتی از گاز خروجی اگزوز را مجدداً به محفظه احتراق برگشت می‌دهد. این سیستم تا حدود زیادی به کاهش در میزان آلاینده‌های نظیر NOx کمک می‌نماید. از طرف دیگر، از مواردی که این شرکت‌ها توانستند با تغییر و بهبود در ساخت آن، به مقدار قابل توجهی از مصرف سوخت صرفه‌جویی نمایند، طراحی قطعات موتور در خودروهای جدید از جمله میل‌لنگ می‌باشد. ساخت قطعات داخلی موتور از جمله میل‌لنگ با آلیاژهای سبکتر و وزن کمتر، می‌تواند منجر به کاهش مناسبی در مصرف سوخت موتورها شود. سیستم کنترل سوخت در موتورهای جدیدتر برای خودروها، توسط کنترلگرهای کامپیوتری هدایت میشوند.
برخی کارشناسان معتقدند تولیدکنندگان داخلی خودرو با توجه به رشد مصرف بنزین در کشور و معضلات ناشی از مصرف انبوه آن، باید به سمت تولید خودروهایی بروند که مصرف سوخت کمتر و آلایندگی اندکی دارند. استفاده از تکنولوژی‌های قدیمی دهه‌های 70 و 80 و روی آوردن به تولید خودروهایی که از نظر زیست‌محیطی و مصرف سوخت در حد استانداردهای قابل قبول کنونی و جهانی نمی‌باشند، نباید صورت پذیرد. توجه به مسالة بهبود تکنولوژی ساخت وسائط نقلیه کم مصرف کمتر مورد توجه قرار گرفته و آنچه بیشتر در حال حاضر مطرح است، گازسوزنمودن خودروها است. گازسوزنمودن خودروها باید در کنار پیشرفت تکنولوژی در زمینة ساخت وسائط نقلیه با راندمان بالاتر، همزمان دنبال شود و توجه به یکی نباید باعث غفلت از دیگری شود. برنامه‌ریزی تولید برای خودرویی که 10 تا 20 سال از تکنولوژی جهانی و روز عقب است و تاکید بر تولید آن، آن‌هم مثلاً برای 10 سال آینده و رسیدن به خودکفایی در ساخت آن چندان مطلوب به نظر نمی‌رسد. متاسفانه در حال حاضر برای ساخت خودرو از تکنولوژی قدیمی‌تر که منتج به مصرف بالاتر سوخت می‌شود، استفاده می گردد. سپس برای توجیه‌کردن در خصوص کاهش آلاینده‌ها و کاهش مصرف سوخت، آن را گازسوز می‌نماییم. چنین سیاستی منتهی به افزایش کارائی در بخش حمل ونقل نخواهد گردید.
3- استفاده از فناوریهای نوین در تبدیل انرژی
کشور ژاپن از پالایشگران مهم نفت خام در منطقه آسیا به شمار می رود. پالایشگاههای این کشور به گونه ای طراحی شده اند که عموماً فراورده های با ارزش افزوده بالاتر و سبک تر را تولید می نمایند. این موضوع برای کشور ایران که در حال حاضر قسمت اعظم نفت خام پالایش شده خود را تبدیل به نفت کوره می شود بسیار مهم می باشد.
4- نبود هر گونه تلفات انرژی بویژه در خطوط انتقال نفت و گاز
در کشور ژاپن تلفات انتقال انرژی بجز در بخش برق که تقریباً غیر قابل کنترل است؛ حدود صفر می باشد. بطور مثال سیستمهای گازرسانی شهری و یا انتقال گاز شهری هیچ گونه تلفاتی ندارند. در کشور ایران با توحه به برخی آمارهای موجود (CEDIGAZ) تلفات انتقال گاز طبیعی در قسمت پایین دستی حدود 3 تا 5 میلیارد متر مکعب در سال تخمین زده می شود. بسیاری از قسمتهای شبکه گازرسانی کشور بویژه در شهرهای بزرگ از جمله شهر شیراز، خطوط فرسوده و قدیمی و دارای نشت گاز می باشند. با اتخاذ سیاستهای مدیریت انرژی در این بخش حداقل معادل نصف گاز تولیدی یک فاز پارس جنوبی می توان صرفه جویی به عمل آورد.
5- بکارگیری الکوهای منایب شهرسازی برای حداقل رساندن انرژی مصرفی
یکی از مهمترین مباحث مدیریت انرژی مربوط به بخش ساختمان می باشد. امروزه در بسیاری از کشورهای پیشرفته از جمله ژاپن کمتر ساختمانی یافت میشود که تلفات انرژی در آنها مشابه ساختمانهای موجود در کشور باشد. استفاده از الگوهای مهندسی مناسب و ساخت اصولی بناهای کشور و سعی در اجباری نمودن ساخت و سازها به رعایت الگوهای مناسب و استاندارد شهری می تواند تا حد زیادی تلفات انرژی در این بخش را کاهش دهد. با توجه به برخی آمارهای موجود، با بکارگیری الگوهای بهینه ساخت، امکان صرفه جویی حدود 30 تا 40 درصد براحتی امکان پذیر است.
جمع بندی:
خاطر نشان می سازد، اتخاذ سیاست‌های کاهش مصرف انرژی در دو بخش قابل اجرا می باشد:
1- بخش عرضه انرژی.
2- بخش تقاضای انرژی.
متاسفانه نتیجه و اثر بخشی سیاست‌های کاهش مصرف انرژی در بخش تقاضا عموماً مستلزم سپری شدن زمان بلندتری نسبت به مدیریت انرژی در بحث عرضه می باشد. آموزش؛ آگاهی دادن عموم به استفاده از راهکارهای کاهش مصرف انرژی و یا گسترش فناوریهای بکاررفته در جهت کاهش انرژی در بخش تقاضا نیازمند برنامه ریزی های بلندمدتی می باشد. اجرای سیاستهای کاهش مصرف انرژی در بخش عرضه به دلیل آنکه دولت تقریباً تمام این زنجیره را در اختیار دارد؛ شاید بتواند در زمان کوتاهتری به نتیجه برسد.
متاسفانه در کشور به مدیریت انرژی در بخش عرضه توجه کمتری می شود. حال آنکه با مدیریت بهینه در زمان کوتاه بدون استفاده از فناوری خاص و یا سرمایه گذاری سنگین در مصرف مقادیر قابل توجهی سوخت می توان صرفه جویی نمود.
بطور مثال در حال حاضر؛ حدود 14 میلیارد متر مکعب گازهای همراه تولید شده نفت بدون هیچگونه استفاده ای سوزانده می شود. این میزان معادل 40 تا 45 درصد کل مصرف گاز در کشورهای مصرف کننده بزرگ اروپایی از جمله اسپانیا، فرانسه، ایتالیا و نروژ می باشد. مقدار مذکور، بطور متوسط نزدیک به 13 درصد مصرف کل گاز کشور می باشد. امروزه حتی گازهای سوزانده شده در کشورهای تولیدکننده بزرگ نفت خام از جمله عربستان سعودی بسیار ناچیز و حدود صفر می باشد. سهل انگاری در کاهش سوزاندن گازهای همراه از موارد مهم در مدیریت ناکارای انرژی در بخش عرضه کشور می باشد. اگرچه طرحهای محدودی از جمله طرح جمع آوری گازهای همراه (آماک) ویا طرح NGL خارگ در شرکت ملی نفت در این خصوص تعریف شده است. اما استحصال گاز در طرحهای مذکور در مقایسه با حجم بالای گازهای سوزانده شده در کشور بسیار اندک می باشد.
نکته قابل توجه مدیریت بهینه در بخش انرژی، سیاست های قیمت گذاری حاملهای انرژی می باشد. همانطور که در تحقیق انجام شده بررسی گردید. سیاست قیمت گذاری بویژه در کشورهای ژاپن و یا نروژ بگونه ایی می باشد که باعث هدر دهی انرژی نمی شود. در این راستا، اگر قرار است یارانه خاصی برای حمایت به بخشهای مختلف صنعتی ارائه شود. این یارانه به صورت هدفمند به افزایش سوددهی بخش صنعت و یا ارتقاء کارائی انرژی می گردد. اما بطور مثال در کشور سالانه مبالغ هنگفتی به عنوان یارانه انرژی به بخشهای مختلف اقتصادی پرداخت می شود ولیکن نه تنها باعث افزایش کارائی نمی گردد بلکه به طور فزاینده ای سبب افزایش مصرف انرژی نیز می گردد. در این زمینه اتخاذ سیاستهای منسجم و مشخص برای قیمت گذاری انرژی و یا سعی در هدفمند نمودن یارانه انرژی بسیار مهم تلقی خواهد گردید.




 


 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 7:05 PM نظرات 0 | لينک مطلب

در اين مقاله نويسنده کوشیده نگاهي گذرا به لزوم رعايت اعتدال و دوري از اسراف و بخل داشته باشد و الگوی مصرف را از منظر آموزه های اسلامی بررسی کند.
دين اسلام، دين اعتدال، ميانه روي و دوري از افراط و تفريط است. اسلام سعي مي كند با برنامه هاي متعدد پيروان خويش را در راه راست و خط اعتدال نگه دارد و با افراط و تفريط در هر امري مخالف است و آن را براي زندگي دنيوي و اخروي و فردي و اجتماعي مسلمانان مضر مي داند.

جايگاه و اهميت كسب و كار حلال
در آيين اسلام، درآمدهاي مشروع و كسب و كار و اموال حلال، جايگاه ويژه اي داشته و قرآن مجيد آن را مايه قوام و هستي شخص و جامعه و مايه زينت و آرامش در زندگي اين دنيا مي خواند؛ آنجا كه مي فرمايد: «ولاتوتواالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما...».

در جاي ديگري مي فرمايد: «المال و البنون زينه الحياه الدنيا...». قرآن افراد متمكن را كه از طريق مشروع اموالي به دست آورده اند، افراد خوب معرفي مي كند و اساسا داشتن مال و تمكن مادي را نوعي امداد الهي به حساب آورده و عنايت و تفضل معبود را در حق بندگان خدا بيان مي كند.

رسول خدا (ص) مردانگي را در اين دانسته اند كه فرد مسائل و امور مادي اش را بهبود ببخشد و امام صادق (ع) فرموده اند: «شايسته نيست كسي از تلاش مالي و مادي باز ايستد كه در سايه آن مي تواند آبرويش را حفظ كند و قرض هايش را بپردازد و به بستگانش كمك كند.»

با توجه به آيات و رواياتي كه در زمينه كسب و درآمد حلال و مشروع آمده است، مي توان چنين بيان نمود كه مال و ثروت نه تنها خوب است، بلكه هر مسلمان آگاه وظيفه دارد در كسب و تحصيل آن تلاش كند و خود و جامعه اش را در رشد اقتصادي ياري رساند.

نظام اقتصادي اسلام هم كه توجه به سعادت انسان را هدف اصلي خود مي داند، استفاده عاقلانه از منابع طبيعي و امكانات خدادادي را در راه نيل به هدف مقدس خويش، مورد تاكيد قرار داده است.

الگوي مصرف در اسلام علاوه بر مخالفت با «اسراف» با پديده ناشايست «تجمل گرايي» نيز به عنوان يك بيماري اقتصادي مقابله كرده است.

انسان نيازهايي دارد كه با توجه به امكانات موجود به رفع آنها مي پردازد و براي رسيدن به مقصود خود، در سايه فكر و تدبير، روش هاي متعددي را به كار مي گيرد. از ديدگاه قرآن، انسان موجود نيازمندي است كه خداوند براي رفع نيازهايش زمين را براي او رام كرده و امكانات و منابع آن را در اختيار وي قرار داده تا مصرف كند.

قرآن با مطرح كردن مسئله اسراف و بيان مضرات آن و دعوت به اعتدال و ميانه روي در تمام امور زندگي، در حقيقت بهترين الگوي مصرف را براي زندگي سعادتمندانه به آدميان ارائه مي دهد.

قرآن در آيات متعددي به بحث اسراف پرداخته و جنبه هاي مختلف اين امر مذموم را بررسي كرده است.

آياتي كه اعلام مي دارد خداوند اسراف و مسرفين را دوست ندارد، نشان دهنده اين حقيقت است كه اسراف موجب مي شود تا شخص مسرف، با وجود دارا بودن همه فضايل اخلاقي و اعمال صالح، نتواند به مقام محبت و قرب الهي برسد.

امام صادق (ع) در اين باره فرمودند: «دعاي چهار گروه مستجاب نمي شود، يكي از آنها كسي است كه مالي داشته باشد و آن را ضايع كند و سپس از خداوند درخواست كند تا به او روزي عنايت كند. خداوند نيز در جواب مي فرمايد: آيا به تو دستور ميانه روي و اعتدال در مصرف نداده بودم؟»

امام عسکري (ع) نيز در نامه اي كه براي يكي از شيعيان فرستادند، او را به توانگري بشارت داده و توصيه فرمودند: «بر تو باد به ميانه روي و اعتدال و برحذر باش از اسراف؛ زيرا اين عمل از كارهاي شيطان است.»

اسراف نكردن تنها در خوردن و آشاميدن نيست، بلكه موارد آن بسيار گسترده و همه جانبه است و طبق دستور قرآن اسراف نكردن و اعتدال و ميانه روي در همه امورات زندگي، امري لازم و ضروري است.

روزي پيامبر اسلام (ص) از راهي مي گذشت، ناگاه چشم حضرت به يكي از يارانش به نام «سعد» افتاد كه در حال وضو گرفتن بود، ولي آب زيادي مي ريخت. حضرت خطاب به او فرمود: اي سعد! چرا اسراف مي كني؟ سعد عرض كرد: يا رسول الله! در آب وضو نيز اسراف است؟ حضرت فرمود: بله اگر چه از آب جاري استفاده كني!


اين آيه بخشش نامتعادل را مجاز نشمرده و آن را باعث حسرت و گرفتاري بخشنده مي داند و در آيه ديگري پس از بيان نشانه هاي بندگان صالح و شايسته خدا، در مورد حدود احسان و بخشش مي فرمايد: «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما». در اين آيه نيز زياده روي در احسان را روشي ناپسند بر شمرده است.

نه اسراف، نه خست
قرآن اسراف را نمي پذيرد و در نقطه مقابل آن سختگيري در مخارج زندگي را نيز قبيح و ناپسند مي شمارد و اجازه نمي دهد كه افراد حريص و مال اندوز و تنگ نظر، به بهانه پرهيز از اسراف در دامن خساست و سخت گيري در مصرف بيفتند.

امام علي (ع) فرموده است: «هر كه ثروتي دارد، مبادا آن را تباه كند؛ زيرا صرف كردن بي مورد آن ريخت و پاش و اسراف است. اين كار او را در ميان مردم كوته بين بلند آوازه مي كند اما در نزد خدا بي مقدار است. (15) رسول خدا (ص) نيز فرموده است: «نشانه مسرف چهار چيز است: به كارهاي باطل مي نازد، آنچه را فراخور حالش نيست مي خورد، در كارهاي خير بي رغبت است و هر كس را كه به او سودي نرساند، قبول ندارد.»

برخي به غلط گمان كرده اند كه حرام كردن زينت ها و پرهيز از غذاها در روزهاي پاك و حلال نشانه زهد و پارسايي و قرب به خداوند است. قرآن خطاب به آنان مي فرمايد؛ «قل من حرم زينه الله التي اخرج لعباده و الطيبات من الرزق قل هي للذين امنوا في الحياه الدنيا خالصه يوم القيامه؛ اي پيامبر! بگو زيورهايي را كه خدا براي بندگانش پديد آورده و روزهاي پاكيزه را چه كسي حرام گردانيده؟ بگو: اين نعمت ها در زندگي دنيا براي كساني است كه ايمان آورده اند و روز قيامت نيز خاص آنان مي باشد.»

نقش رعايت اعتدال در زندگي
در اسلام همان طور كه تجمل گرايي افراطي كه از آن به تجمل پرستي تعبير شده، مردود است؛ محروم كردن خود از زيبايي هاي پاك و حلال مانند لباس زيبا و مناسب و زيبايي هاي طبيعت و... پسنديده نيست؛ زيرا انسان زيبايي پسند است. امام مجتبي(ع) هنگامي كه به نماز برمي خاست، بهترين لباس خود را مي پوشيد. پرسيدند: چرا بهترين لباس خود را مي پوشيد؟ فرمودند: «خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد. از اين رو من لباس زيبا را براي راز و نياز با پروردگارم مي پوشم، همو كه دستور داده زينت خود را به هنگام بيرون رفتن به مساجد برگيريد.»

زندگي اسراف گرانه علاوه بر اينكه روح عاطفي و انساني را از بين مي برد و انسان را از درد و سوز ديگران بي خبر مي سازد، از نظر اقتصادي نيز به شخص مسرف و بلكه به اجتماع آسيب مي رساند؛ چرا كه سرمايه ها را پايان مي بخشد و فرد و جامعه را به نابودي مي كشاند. امام علي(ع) مي فرمايد: «هركس اعتدال و ميانه روي را خوب رعايت نكند، بر اثر اسراف گري به نابودي كشيده مي شود.»

بنابراين راه نجات و موفقيت در اعتدال است و اين روش باعث ثبات و پيشرفت مي شود. كسي كه آن را ترك كند، بي ترديد گرفتار آفت ها مي شود و سرانجام به هلاكت معنوي از يك سو و تهي دستي از سوي ديگر دچار خواهد شد.

امام علي(ع) در اين باره فرموده اند: «ناديده گرفتن برنامه اعتدال در زندگي باعث فقر و بدبختي مي گردد.»

دوري از خداوند و هدايت او، جزو ياران شيطان قرار گرفتن و هلاكت دنيوي و اخروي از جمله كيفرهايي است كه خداوند براي اسرافكاران درنظر گرفته است.

قرآن ميانه روي را الگوي مصرف و عامل پايداري خانواده و جامعه معرفي مي كند. «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما».

«قوام» به معناي حد وسط و اعتدال است. اقتصاد اسلامي براي افراد و جوامع دو ارمغان مهم دارد: بشر را از بزرگ ترين رنج تاريخي او كه مسئله معيشت و غصه تأمين نیازمندی های زندگي است، نجات مي دهد. هم چنين جامعه و فرد را از عوارض شوم فقر كه سوءاخلاق و فساد و فحشا و حتي كفر و بي ديني است، محفوظ نگه مي دارد.

يكي از تدابير مهم اسلام براي تأمين زندگي و جلوگيري از فقر ارائه الگوي صحيح است. امام صادق(ع) فرموده است: «ضمانت مي كنم كسي كه ميانه روي كند، فقير نشود.»

رعايت اعتدال در هزينه هاي زندگي به قدري مهم است كه امام علي(ع) درك لذت ايمان واقعي را منوط به آن دانسته و فرموده اند: «انساني كه اين سه خصلت را نداشته باشد، حقيقت ايمان را نخواهد چشيد: ژرف انديشي در علم دين، شكيبايي در حوادث، اندازه گيري نيكو در امر معيشت.»

امام كاظم(ع) نيز فرموده اند: «هيچ انساني با ميانه روي نيازمند نمي شود.»

لزوم صرفه جويي و قناعت
صرفه جويي و قناعت در زندگي و هزينه هاي مختلف، مايه آرامش روحي و رواني است و كسي كه آن را سرلوحه زندگي خود قرار مي دهد، از فقر و بدبختي نجات مي يابد و شرافت و عزت اجتماعي و رضايت و خشنودي الهي را به دست مي آورد. اگر قرآن به مومنين صالح وعده خوشبختي وحيات طيبه داده است. طبق فرمايش امام علي(ع) مراد از آن قناعت در زندگي است.

رسول خدا(ص) بهترين فرد از امت اسلامي را كسي مي داند كه صرفه جويي پيشه كرده و به روزي حلال قانع باشد و بدترين فرد از امت اسلامي را كسي دانسته كه حريص دنيا باشد.

طبيعت انسان بر آمال و آرزوها سرشته شده است، اگر انسان بدون تربيت نفس پيش رود و دسترسي به مربي آگاه پيدا نكند، در چنين حالتي در آرزوهاي مادي و شهوي باقي مي ماند و هرگز به كمالات انساني نمي رسد، اما اگر از تعاليم آسماني بهره برده و بر نفس خود چيره شود و رسيدن به دنيا و اهل آن را هدف قرار ندهد، به سعادت دنيوي و اخروي خواهد رسيد. راه عملي قناعت و اجتناب از اسراف، باور كردن حساب و بازدهي اعمال در روز رستاخيز و همسويي با نيكان و دوري از اهل دنياست.

امام باقر(ع) فرمودند: «با دوري از حرص و طمع به ميدان قناعت وارد شو.» امام علي(ع) نيز فرموده اند: «هيچ گاه قناعت پيش نيايد جز آنكه حرص و طمع از ميان برود.»

الگوهاي فكري و حركتي نبايد اهل دنيا باشند وگرنه انسان را به دنبال خود مي كشانند كه در آن صورت هر چه فرد تلاش كند، به جايي نمي رسد. فرهنگ صحيح مصرف را علاوه بر اينكه از آياتي كه در مورد اسراف و زيان هاي آن صحبت مي كند، مي توان به دست آورد، از مكتب اهل بيت(ع) نيز مي توان دريافت. امام سجاد(ع) در اين خصوص فرموده اند: پروردگارا! بر محمد و آلش درود فرست و پرده اي بين من و اسراف حايل كن و با درپيش گرفتن انفاق و ميانه روي به زندگي من قوام بخش و راه هاي صحيح مصرف و اندازه گيري در معيشت را به من تعليم فرما و به لطف خود مرا از ارتكاب تبذير بركنار دار!»

با توجه به اين فرمايش امام سجاد(ع) تمتع و انتفاع از مواهب الهي، قناعت و پرهيز از اسراف و تبذير سه اصل اساسي است كه اسلام به عنوان الگوي صحيح مصرف ارائه مي دهد.

توجه به اعتدال و صرفه جويي در هزينه هاي زندگي مايه بقا و توانايي مالي در زندگي و حافظ مناعت و شخصيت انساني آدمي است. درآمد زندگي همچون چشمه آبي است كه در بستر رود به جريان مي افتد كه اگر مهار نشود، هر اندازه كه متراكم و انبوه هم باشد، يا به هدر مي رود يا به دريا مي ريزد؛ اما اگر در جاي مناسبي سد شود و با دقت و محاسبه مقدار ورودي آن معين و بر همين اساس راه هاي خروجي آن اندازه گيري شود، نه تنها از هدر رفتن آن جلوگيري مي شود بلكه با برنامه ريزي صحيح مي توان از آن در جهات مختلف به صورت بهينه استفاده كرد.

اندازه گيري در مخارج نسبت به درآمد براساس ضرورت ها و پس انداز مقداري از مازاد مصرف، بنيان خانواده را تا حد زيادي در مقابله با خطرات محافظت خواهد نمود. اسراف بر هم زننده تعادل و موازنه بين دخل و خرج و نيز نابودكننده توانايي مالي زندگي و ضايع سازي ثروت و امكانات حيات است و حال آنكه قناعت عامل عزت، بي نيازي، خودكفايي، آرامش روحي و رضايت ابدي است.»

خوشا به حال كسي كه به ياد رستاخيز بوده و با عمل نيك، خود را براي محاسبه آماده مي سازد، و به آنچه خداوند روزي مي دهد قناعت نموده، از خدا راضي مي باشد.»
از همين روست كه رسول خدا(ص) فرمودند: «بر شما باد به صرفه جويي زيرا آن گنجي است تمام نشدني!»
 
زهرا رضاييان


 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 7:04 PM نظرات 0 | لينک مطلب
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی حجم عملیات صورت گرفته در این طرح را کم‌نظیر عنوان کرد و گفت: در کلانشهرهای ما کمتر چنین اتفاقات مبارکی رخ داده و این در حالی است که باید انجام سریع و مطمئن کارهای بزرگ به یک رویه و منش در طرحهای عمرانی تبدیل شود.
به گزارش خبرگزاری مهر، محمد اسماعیل کوثری در ادامه افزود: خوشبختانه روند پیشرفت کار با برآوردهای زمانی اولیه همخوانی داشته و به این لحاظ می‌توان این پروژه را موفق قلمداد کرد. تونل توحید می‌تواند یک الگوی مناسب برای سایر کارهای مشابه عمرانی باشد و تجربیات حاصل از آن باید مورد استفاده قرار گیرد.
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی ادامه داد: اتمام چنین پروژه‌هایی در سایر نقاط کشور با کیفیت بالا و دقت لازم میسر نمی‌شود مگر آنکه تجربیات به‌دست آمده کنونی به‌کار گرفته شود تا در کارهای آینده بتوان میزان بهره‌وری از سرمایه‌گذاریهای صورت گرفته را ارتقا بخشید.
کوثری گفت: بالطبع هر بیننده‌ای که از تونل بازدید می‌کند متوجه تلاش ارزنده‌ای که برای اتمام کار در موعد مقرر صورت پذیرفته می‌شود و این حساسیت در مورد وفای به عهد باید سرلوحه سایر برنامه‌های مدیریتی قرار گیرد.
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی در ادامه افزود: در مجموع و به عقیده من کار روند مطلوبی را پشت سر گذاشته و می‌توان آن را در زمره موفقترین طرحهای عمرانی پایتخت و حتی کشور برشمرد. آنچه در این پروژه بیش از سایر موارد به‌چشم می‌آید تلاش مجدانه تمام ارکان طرح، از مدیریت شهرداری گرفته تا کارگران، برای بهره‌برداری رساندن تونل و بهره‌مندی عمومی از این گذرگاه زیرزمینی است تا بلکه بخشی از مشکلات ترافیکی پایتخت‌نشینان حل شود.


 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 7:02 PM نظرات 0 | لينک مطلب
رئیس موسسه تحقیقات کشاورزی با اشاره به کاربردهای فناوری نانو در کشاورزی گفت: محققان موسسه با استفاده از نانو ذرات موفق به تولید نوعی پوشش بسته بندی برای انار شدند که در افزایش دوام و بهبود نگهداری این محصول موثر است.
دکتر جهانگیر پرهمت در گفتگو با خبرنگار مهر شناسایی بیماریها، کاهش سموم کشاورزی و افزایش دوام محصولات زارعی و باغی در انبارها را از کاربردهای فناوری نانو در بخش کشاورزی ذکر کرد و گفت: علاوه بر این، فناوری نانو در بخش منابع تولید کشاورزی که مهمترین آن، آب است کاربردهای وسیعی دارد که در این زمینه پروژه هایی تعریف شده است.
وی تصفیه آب و بهبود پوشش کانالهای آب و نهرها را از کاربردهای فناوری نانو در بخش آب دانست و افزود: در این زمینه محققان پژوهشگاه با استفاده از فناوری نانو موفق به تولید نوعی بتن شدند که می تواند از رشد جلبکها در نهرها و کانالهای آب جلوگیری کند.
پرهمت با اشاره به اهمیت این فناوری در کاهش ضایعات محصولات کشاورزی اظهار داشت: سال جاری به نام سال اصلاح الگوی مصرف نامگذاری شده است از این رو در این موسسه در زمینه کاهش ضایعات کشاورزی کارهای منسجمی انجام شده است که نتایج آن به زودی اعلام می شود. ضمن آنکه برخی از نتایج تحقیقاتی به صورت پایلوت اجرایی شده است.
رئیس موسسه تحقیقات کشاورزی کاهش ضایعات "انار" را یکی از دستاوردهای محققان این موسسه نام برد و یادآور شد: در این پروژه پوششهای لازم برای بسته بندی "انار" با استفاده از نانو ذرات تولید شد. کاربرد این بسته بندی در این محصول باعث افزایش دوام و نگهداری این محصول شده است.
وی ادامه داد: بیشترین ضایعات کشاورزی در حین نگهداری و انبارداری ایجاد می شود از این رو بسته بندی های نانویی با ایجاد پوشش نازکی بر روی میوه و محصولات کشاورزی از ایجاد ضایعات در محصولات کشاورزی جلوگیری می کند.
تدوین سند راهبردی نانو در کشاورزی
معاون وزیر جهاد کشاورزی از تدوین سند راهبردی فناوری نانو در بخش کشاورزی خبر داد و به مهر گفت: این سند، برنامه راهبردی فناوری نانو در بخشهای مختلف بخش کشاورزی چون علوم زراعی و باغی، تولیدات دامی و آبزیان، شیلات، منابع طبیعی و فنی و مهندسی است.
پرهمت تاکید کرد: تدوین این سند به پایان رسیده و برای اجرایی کردن آن اقدام شده است.


 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 6:59 PM نظرات 0 | لينک مطلب


خبرگزاري فارس:امسال كه از سوي مقام معظم رهبري به نام اصلاح الگوي مصرف نام گرفته، اصلاح اين الگو در حوزه ساختمان مي تواند در اقتصاد كلان كشور بسيار موثر باشد.

بخش ساختمان در كشور ما بزرگترين بخش اقتصادي است و اگر چه ما با اقتصاد نفت و انرژي تعريف مي‌شويم، اما گردش بخش ساختمان بسيار وسيع است. به گفته كارشناسان اين بخش بطور مستقيم و غيرمستقيم در ايجاد اشتغال موثر است و فعال بودن و رونق آن مي‌تواند به شكوفايي صنايع كشور بينجامد.

بديهي است كه ساخت و ساز اصولي به معناي استفاده درست و بهينه از مصالح ساختماني، منابع مالي، زمان وانرژي سبب ميشود سرمايه گذاريهاي عظيم انجام شده در احداث ساختمانها به هدر نرود و در واقع بتوانيم بر منابع و زمان مديريت داشته باشيم.
امسال كه از سوي مقام معظم رهبري به نام اصلاح الگوي مصرف صورت گرفته، اصلاح اين الگو در حوزه ساختمان ميتواند در اقتصاد كلان كشور بسيار موثر باشد. از اين رو مركز تحقيقات ساختمان و مسكن در راستاي وظايف خود توصيه‌ها و پيشنهاداتي را براي استفاده صحيح از مصالح پر مصرف ساختماني و بهينه‌سازي مصرف انرژي ارائه داده است.
با استفاده از روش‌هاي صحيح توليد، حمل و استفاده از اتلاف و دور ريز مصالح جلو گيري شود. از مصالح ساختماني با كيفيت مناسب، استاندارد و با دوام استفاده شود تا از تخريب زود رس جلو گيري به عمل آيد. در اين صورت مقدار مصالح مورد نياز براي بازسازي و يا عمليات تعمير كتهش يافته و در نتيجه در مصرف مصالح و در مصرف سوخت براي توليد آن صرفه‌جويي شود.
از قطعات بنايي استاندارد و با كيفيت مطلوب (مانند آجر، بلوكهاي سيماني و گچي) استفاده شود تا هنگام تخليه و حمل و نقل از خرد شدن آنها جلوگيري به عمل آيد و در نتيجه از هدر رفتن منابع طبيعي و نهايتاً مصرف انرژي براي توليد بيشتر جلوگيري شود.
مصالحي مانند سيمان، گچ، آهك و سنگدانه در بسته بنديهاي كوچك براي تعميرات و كارهاي بنايي عرضه شود.
از قطعات بنايي مانند بلوكها و پنلهاي مدولار در ساخت و ساز استفاده شود. با استفاده از واحدهاي مدولار، بدون شكستن و بريدن مصالح ساختماني و ايجاد ضايعات ديوار، سقف و كف اجرا شود.
نظارت جدي و دقيق بر اجراي عايقكاري حرارتي ساختمان مطابق با مبحث 19 مقررات ملي صورت گيرد.
براي اجرا كنندگان اصولي عايقكاري حرارتي تشويق‌هاي لازم در نظر گرفته شود.
از ضايعات و اوارهاي ساختماني در ساخت و ساز به ويژه در راه‌سازي استفاده شود.
استفاده از سيستمهاي پيش ساخته در ساخت و ساز به ويژه در راه‌سازي رايج شود تا از مصرف انرژي و مصرف مصالح جلوگيري به عمل آيد.

سيمان
-از سيمان بنايي استاندارد در بخش‌هايي از ساختمان كه نياز به مقاومت زياد ندارد، مانند تهيه ملات براي چسباندن قطعات بنايي به يكديگر، درز بندي، بندكشي و اندودكاري استفاده شود.
-از مواد معدني مانند سنگ آهك و پوزولان به منظور جايگزين كردن بخشي از سيمان براي توليد سيمانهاي آميخته و سيمان بنايي استفاده شود. با استفاده از اين مواد در مصرف سوخت صرفه‌جويي زيادي به عمل مي‌آيد، چون سيمان در دماي بسيار زياد 1400 درجه سلسيوس و با صرفه مقادير زيادي سوخت فسيلي توليد مي‌شود.
- از سيمان پوزولاني در كارهاي ساختماني و عمراني استفاده شود. پوزولان‌هاي طبيعي مانند خاكسترهاي آتشفشاني و پوزولاني‌هاي مصنوعي مانند سرباره كوره ذوب آهن در كشور فراوان در دسترس است.
-انبار كردن سيمان بايد به گونه اي صورت گيرد كه نم و هواي نمناك به آن نرسد.
-نگه‌داري سيمان فلهاي، فقط در سيلو مجاز است.
- در مناطقي كه رطوبت نسبي هوا از 90 درصد بيشتر است، سيمان نبايد بيش از شش هفته در كيسه و بيش از سه ماه در سيلوهاي مناسب نگه داري و ذخيره شود، در غير اين صورت، سيمان بايد قبل از مصرف آزمايش شود.

شن و ماسه
-هنگام حمل لازم است شن و ماسه پوشانده شود يا داخل مخزني قرار گيرد تا از اتلاف آن جلو گيري به عمل آيد.
- چنانچه مشخصات سنگدانه شكسته بازيافتي از نخاله‌هاي ساختماني با ويژگي‌هاي استاندارد سنگدانه بتن مطابقت داشته باشد، مي‌توان در ساخت و بتن غير سازه‌اي از آن استفاده كرد. به اين وسيله به كاهش مصرف سوخت و مواد اوليه و همچنين حفظ محيط زيست كمك مي‌شود.
- با استفاده از شن و ماسه با دانه‌بندي استاندارد ميتوان در مصرف سيمان صرفه‌جويي قابل ملاحظه‌اي به عمل آورد.

ملات بنايي
- در مورد ملات خشك آماده و روش كار و مزاياي استفاده از آن فرهنگ‌سازي شود. به اين وسيله از هدر رفتن مصالح ساختماني به ميزان زيادي جلو گيري مي‌شود.
- -براي جلو گيري از ايجاد ضايعات هنگام تهيه و حمل ملات (و همچنين بتن) بايد دقت شود كه اين مصالح از آسيب ناشي از يخبندان، باران، آفتاب و ساير عوامل جوي محافظت گردد.
- - از سيمان بنايي(با ميزان كمتر سوخت مورد نياز هنگام توليد) براي ساخت ملات بنايي استفاده شود.
- -براي جلو گيري از خوردگي فلزات به ويژه سرب، روي و آلومينيوم در تماس با ملات‌هاي آهكي، آنها را بايد بيش از اجرا با مواد مناسب مانند قير اندود كرد.
- - از شستن آجر كاري (كه با ملات سيماني چيده شده است) با آبهاي شور خودداري شود.
- -از پاشيده شدن گچ بر روي ملات سيماني، به خصوص در مناطق مرطوب، اجتناب شود. در نقاط مرطوب ملات و بتن نبايد مستقيماً در مجاورت گچ و فراوردههاي گچي قرار گيرند.

بلوك بتني
- -تهيه و كاربرد بلوك‌هاي بتني بيشتر در مناطقي رايج است كه خاك ناسب براي تهيه آجر وجود نداشته باشد. از فوايد ديگر مصرف بلوك‌هاي بتني، صرفه‌جويي در مصرف مصالح، حمل آسان و عايق بودن نسبي حرارتي است.
- - نبايد در داخل بلوك بتني سوراخ‌دار نخاله، بتن و مصالح سنگين ديگر قرار داد. چون باعث ميشود كه انتقال حرارت به راحتي انجام شده و مصرف انرژي براي سرمايش و گرمايش بسيار زياد باشد، داخل سوراخ‌هاي بلوك را بايد از مواد سبك عايق حرارت چه به صورت قطعهاي و چه به صورت فل‌هاي پر كرد. قطعات پلي استايرن منبسط و دانه‌هاي ورميكوليت، پرليت، رس منبسط(ليكا) و پلي استايرن براي اين كار مناسب است.
- -بلوكهاي بتني هوادار اتو كلاوي و بلوكهاي بتني سبكدانه خواص عايقكاري خوبي دارد.
آهك
-آهك زنده را بايد در جاي خشك و در ظروف مخصوص يا كيسه‌هاي آب‌بندي شده نگهداري كرد تا از نفوذ هوا، رطوبت و يا آب در آن جلوگيري شود.
-آهك هيدراته بايد در محل مناسبي نگهداري شده و از نفوذي دي اكسيد كربن هوا تابش آفتاب مصوب باشد.

آجر
-در آجركاري بايد عمليات كارگاهي مانند اندازه كردن، برش و ساب به حداقل برسد تا دور ريز كاهش يابد، توصيه مي‌شود جهت كاهش دور ريز از آجرهاي ربعي، نيمه و سه چهارم كه بايد در كارخانه توليد شود، استفاده گردد.
-ضايعاتي به نام آجر جوش را كه عمدتاً در حين توليد ايجاد مي‌شود، مي‌توان در شيب‌بندي بام استفاده كرد.
همچنين آجر جوش را مي‌توان آسياب كرد و به عنوان پوزولان در بتن و ملاتت به كار برد.
-بارگيري، حمل و باراندازي انواع آجر بايد دقت انجاكم شود. به نحوي كه ضايعات به حداقل ممكن برسد. آجرهاي مهندسي و نما بايد بر روي پالت‌هاي چوبي و با پوشش نايلوني بسته‌بندي شود. به طور كلي بايد ترتيبي اتخاذ كرد كه با بسته‌بندي صحيح و يا چيدن درست آجرها در هنگام حمل و نقل از ايجاد ضايعات ممانعت به عمل آيد.
-آجرها بايد در محل تميز و سر پوشيده به طور جدا از هم دسته بندي شده و از تماس آنها با خاك، مواد مضر، رطوبت، يخ و برف جلوگيري شود.
-با اضافه كردن خاك اره، فوم پلي‌استايرن و باطله ذغال سنگ به خاك رس آجرپزي مي‌توان آجر سبك توليد كرد. استفاده از آجر سبك مي‌تواند باعث صرفه جويي قابل ملاحظه‌اي در مصرف انرژي و مواد اوليه شامل موارد ذير مي‌شود:
-صرفه‌جويي در مصرف سوخت هنگام پخت (بدليل سوختن مواد افزودني آلي)
-كاهش مصرف سوخت وسايل نقليه هنگام حمل و نقل آجر (به دليل كاهش وزن آن)
-صرفه‌جويي در مصرف خاك رس (كه مادهاي تجديد ناپذير است)
-كاهش ضريب انتقال حرارت ساختمان و در نتيجه صرفه‌جويي در مصرف انرژي هنگام بهره‌برداري (به دليل خواص عايق‌كاري مناسب آجرهاي سبك)

بلوك‌هاي سفالي
-براي جلوگيري از شكستن و اتلاف بلوك‌هاي سفالي بايد از طبق (پالت) براي بسته‌بندي و حمل استفاده شود.
هنگام حمل بايد تمهيدات لازم به عمل آيد تا از شكستن بلوكهاي ضايع شدن آنها به حداقل برسد.
- با توليد بلوكهاي سفالي با كيفيت مناسب از مصرف بي‌رويه ذخاير خاك رس جلوگيري شود.
-با توليد بلوكهاي نيمه و چارك ميتوان اتلاف مصالح هنگام اجرا و كاهش داد.
-استفاده از بلوك‌هاي سفالي با خواص مناسب عايق‌كاري حرارتي مي‌تواند نقش مهمي در صرفه‌جويي در مصرف سوختهاي فسيلي داشته باشد، نوعي از اين بلوك‌ها با قرار دادن قطعات پلي استايرن يا پشم معدني در داخل سوراخهاي آن استفاده مي‌شود.
-قرار دادن قطعات عايق را مي‌توان در كارخانه يا در كارگاه ساختماني انجام دادريا، ولي جاسازي در كارخانه ارجحيت دارد. تغييرات در اندازه و تعداد سوراخ‌هاي بلوك نيز مي‌تواند صرفه‌جويي قابل ملاحظه‌اي در انرژي گرمايشي و سرمايشي ساختمان باعث شود.

نماي ساختمان
-در مناطق با تابستان‌هاي گرم از مصالحي با رنگ روشن در نماي خارجي ساختمان استفاده شود، زيرا نور خورشيد بازتابش زيادي داشته و از اتلاف انرژي سرمايشي جلوگيري مي‌شود.
-از نماهاي پيش ساخته عايق در ساختمانها استفاده شود. اين نماها سبك بوده و علاوه در و علاوه بر زيبايي ظاهري، عايق‌كاري حرارتي ساختمان را نيز تامين مي‌كند.
-نماهاي بتني بايد در مقابل بارانهاي اسيدي با استفاده از پوشش مناسب حفاظت شوند.

سنگ ساختماني
در كارخانه‌هاي سنگبري سنگ ساختماني را بايد بسته بندي كنند. بسته بندي باد با دوام و مناسب باشد، به گونه‌اي كه سنگ در حين حمل و قل و انبار كردن آسيب نبيند. بسته‌بندي بايد به شكلي باشد كه از تكان خوردن و حركت كردن سنگ در داخل بسته‌ها جلوگيري شود.
بسته‌ها بايد از وزن و ابعاد مناسب براي حمل برخوردار باشند. همچنين امكان جابه جايي آنها به وسيله ليفتراك، بالابرها و ساير وسايل رايج به نحو مناسب وجود داشته باشد.
-با توجه به نوع آب و هواي منطقه، سنگي ماسب با شرايط اقليمي انتخاب شود.
مثلاً در مناطق سرد و مرطوب، سنگ بايد داري تخلخل و جذب آب بسيار كم باشد، تا امكان متلاشي شدن در اثر يخبندان كاهش يابد، يا در محل‌هايي كه امكان ورزش طوفان‌هاي شديد وجود دارد، سنگ با مقاومت سايشي مناسب به كار رود.

گچ
-در مكان‌هايي كه رطوبت نسبي هوا در بيشتر اوقات بيش از 60 درصد باشد، بايد از گچ‌هاي اصلاح شده (پايدار در برابر رطوبت) استفاده شود.
چنانچه گچ يا فراورده‌هاي گچي به خصوص در مناطق مرطوب در مجاورت قطعات فولادي قرار گيرند، بايد پيش از گچ كاري، قطعات فولادي با رنگهاي ضد رنگ پوشانده شوند.
-در نقاط مرطوب، گچ و فراورده‌هاي گچي نبايد مستقياً در مجاورت بتن و ساير فراورده‌هاي سيماني مورد استفاده قرار گيرند.
-گچ را بايد از اثر اب و رطوبت حفظ و همانند سيمان در ظروف مخصوص يا كيسه‌هاي آب بندي شده نگهداري كرد.

عايق رطوبتي
-براي جلوگيري از ضايعات و تخريب عايق رطوبتي رول‌ها بايد در هواي خشك و در انبار سر پوشيده داراي كف تخت با دماي 5+ تا 35+ درجه سلسيوس به طور عمودي نگهداري شوند. مدت نگهداري عايق رطوبتي از تاريخ توليد تا نصب نبايد بيشتر از شش ماه باشد.
-چنانچه حموله در فضاي باز انبار مي‌شود بايد روي پالت نگهداري شده و روكش پلي ايتلن رنگي روي آن كشيده شود. اما نمي‌توان آن را بيشتر از يك هفته در فضاي باز انبار كرد، رولها بايد به شكلي كنار هم قرارگيرند كه جريان هوا بتواند از بين آنها عبور كند. هيچگاه دو رول را نبايد روي هم قرار داد.
- رولا هميشه بايد بطور عمودي حمل شوند و هنگام حمل بايد دقت شود كه لبه عايق پاره نگردد. هنگام تخليه بايد از پرتاب كردن رولها خوداري شود.
-عايق رطوبتي پيش ساخته بايد مطابق استاندارد و ضوابط فني مورد تاييد نصب شود. براي افزايش دوام عايق‌هاي رطوبتي بام توصيه مي‌شود كه اين عايقها با يك لايه سنگدانه معدني، موزاييك با ساير مصالح پوشانده شوند.

عايق حرارتي
-در زمينه روش انتخاب و استفاده از عايق‌هاي حرارتي در ساختمان فرهنگ‌سازي شود.
-رطوبت جذب شده توسط عايق اثر قابل ملاحظه‌اي بر ميزان ضريب هدايت حرارتي آن دارد. بنابراين هنگام حمل و انبارداري عايق‌هاي حرارتي بايد تمهيدات لازم در نظر گرفته شود، توصيه مي‌شود مواد و فراورده‌هاي عايق حارتي در محلي سر پوشيده، دور از رطوبت و خطر آتش‌سوزي به روش مناسب نگهداري شوند.
-عايق حرارتي به ويژه آنهايي كه جذب آب زياد دارند بايد در بسته‌بندي‌هاي مناسب پلاستيكي حمل شوند. هنگام انبار كردن، نبايد بار وارده بر لايه‌هاي زيرين باعث تخريب آنها شود.
-عايق حرارتي پلي استايرن منبسط و هر لايه همراه نبايد با هيچ مصالحي در ساختمان كه با پلي استايرن واگنش نشان مي‌دهد و سبب انحلال يا متورم شدن آن مي‌گردد تماس داشته باشد. اين مواد ممكن است براي مثال بعضي چسباننده‌هاي بر پايه حلال، حافظ چوب و غيره باشند.
شيشه
-جام‌هاي شيشه بايد با پوشال محكم بسته‌بندي و در جعبه‌هاي چوي مقاوم گذارده شوند. بين هر دو جام برگ‌هاي كاغذي يا نظير آن گذاشته شود تا از تماس دو سطح شيشه جلوگيري گردد.
پليمر
-در هنگام بسته بندي پليمرها بايد به مايع يا جامد بودن آن توجه نمود. پليمرهاي مايع در ظروف فلزي مقاوم در برابر خوردگي حمل شوند. ظروف مخصوص بسته‌بندي و حمل پليمرهاي مايع بايد كاملاً آب بند بوده و از نفوذ هر ماده خارجي و يا خروج مواد محتواي آن جلوگيري نمايد.
همچنين اين ظروف باديتحمل بارهاي اضافي را داشته باشند و ريزش مواد محتوي آن نگردد.
-پلاستيك‌ها و پليمرهاي جامد در بسته‌بندي‌هاي كارتني و يا پلاستيك‌ها بايد دقت شود كه فشار زياد به قطعات وارد نشده و يا از شكل اوليه خارج نشوند.
- در صورتي كه ماده پليمري يا پلاستيك به نور، رطوبت و يا حرارت حساس باشد، در هنگام بسته‌بندي و حمل بايد از ورقههاي پلاستيكي مات و يا ظروف مات و يا بسته‌بندي كامل استفاده شود.
- از آنجا كه شرايط محيطي مي‌تواند از روي تركيب درصد، شيمي و خصوصيات پلاستيك‌ها و حتي شكل پذيري آنها اثرگذار باشند، بنابراين در هنگام نگهداري اين مواد بايد به عواملي هم چون رطوبت محيط، دماي محيط و حضور نور و صدمات مكانيكي توجه نمود.
حلالها بايد در دمايي زير نقطه اشتعال نگهداري شده و رزينها بايد در دمايي حفظ شوند كه ژل نشوند. بنابراين نگهداري مواد پليمري و پلاستيكي و حلالها در يك انبار، كاري حساس بوده و نياز به برنامه‌ريزي و اجراي تدابير خاص دارد.
رنگ و پوشش
-جنس سطح از نظر خاصيت ذاتي قليايي(مثل سطوح بتني) يا اسيدي بودن، اثر بزرگي روي انتخاب نوع رنگ يا پوشش دارد. در اين شرايط استفاده از رنگها يا پوشش‌هاي سازگار و مقاوم توصيه مي‌گردد.
-شرايط مناسب اعمال رنگ با توجه به شرايط محيطي محل (شامل دما، رطوبت و باد) بايد فراهم باشد. معمولاض دماي كار در محدوده 7 تا 40 درجه سلسيوس است و محيط اعمال بايستي عاري از جريان هواي شديد باشد.
-منطقه اعمال رنگ و پوشش از نظر شرايط اقليمي(همچون ميزان بارش، حداقل و حداكثر دما، متوسط رطوبت نسبي ساليانه و جريان باد و شرايط سايش محيطي) بايد مورد توجه قرار گيرد.
-رعايت اصول ايمني براي خودداري از ايجاد و با نزديك كردن عله به رنگها و پوشش‌هاي حلالي و يا حلال ضروري است. در مناطقي كه دماي محيط بالاست استفاده از رنگها و پوشش‌هايي كه نقطه اشتعال بالاتر از دماي محيط دارند الزامي است.
-ظروف مخصوص بسته‌بندي رنگ و پوشش مي‌بايست از استحكام مناسبي برخوردار باشند تا در حين حمل و صدمه نديده و از ورود هوا به داخل ظرف و يا ريزش آن به بيرون جلو گيري شود. مواد مصرفي براي ظروف بسته‌بندي (ظروف پلاستيكي و فلزي) بايد نسبت به حلال و ديگر مواد مصرفي در رنگ يا پوشش مقاوم باشند.
نگهداري رنگ و پوشش بايد با توجه به زمان انبارداري مجاز در انبارهاي داراي تهويه مناسب، با كنترل دما و رطوبت محيط صورت گيرد.

منبع: نشريه گسترش صنعت- شماره 288- صفحات 42-40 
 


 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 6:57 PM نظرات 0 | لينک مطلب
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: علمي



نمونه‌اي از رنگ سازگار با محيط زيست به كمك نانوكامپوزيت‌هاي سيليكا در دانشگاه صنعتي اميرکبير توليد شده است كه پژوهشگران ادعا مي‌كنند اين محصول مي‌تواند به عنوان رنگ ساختماني به كار گرفته شده و موجب صرفه‌جويي در منابع نفتي شود.

به گزارش سرويس پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، دكتر مجيد عبدوس، پژوهشي را با هدف سنتز نانوكامپوزيت سيليكا، تهيه و بهبود خواص فيزيكي و ايمني محيط زيست رنگ حاصل از آن براي استفاده به عنوان يك رنگ ساختماني انجام داده است.

وي اظهار كرد: در اين پژوهش، با روش جديدي از پليمريزاسيون امولسيوني، منومرهاي اكريليك را در حضور نانوذرات سيليكا، پليمريزه نموده و به اين ترتيب خواص فيزيكي پليمر نهايي را بهبود داده‌ايم. در نهايت خواص مطلوب جديدي را در اين ماده ايجاد كرده‌ايم.

عبدوس با بيان اين مطلب که به کارگيري نانوکامپوزيت‌هاي جديد براي توليد رنگ‌هاي صنعتي و تعميم آنها به رنگ‌هاي ساختماني و بررسي خواص و کاربرد آنها در صنايع مختلف، بسيار موثر است، تصريح كرد: نتايج اين کار پژوهشي به دليل صرفه اقتصادي و مزاياي زيست محيطي، مي‌تواند در کاهش آلايندگي و صرفه‌جويي در منابع نفتي، بسيار موثر واقع شود.

دانشيار گروه شيمي کاربردي دانشگاه صنعتي اميرکبير براي اين کار، با استفاده از يك ماده و سطح فعال غير يوني در بالاي دماي ابري ماده، يك نانوكامپوزيت، توليد و سپس خواص مختلف نانوكامپوزيت و رنگ حاوي آن (نظير چسبندگي، سختي سطح و مقاومت به حلال‌هاي آلي) را با رنگ بدون نانوكامپوزيت مقايسه کرده است.

نتايج نشان مي‌دهد، ساختار نانوكامپوزيتي جديد داراي خواص بهبود يافته‌اي نظير چسبندگي، مقاومت حلالي، اشتعال‌پذيري و برخي خواص فيزيكي بهبود يافته ديگري است.

اين کار پژوهشي مي‌تواند در توليد نسل جديد رنگ‌ها و پوشش‌هاي صنعتي براي كاربري در صنايع ساختمان، نفت و دفاع استفاده شود.

جزئيات اين پژوهش که با همکاري احمد دشتي‌زاده انجام شده، در مجله Mat.-wiss. u. Werkstofftech. (جلد 40، صفحات 689- 684، سال 2009) منتشر شده است


 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 6:53 PM نظرات 0 | لينک مطلب

همواره جنبه‌هاي اقتصادي و منفعت‌هاي مالي عوامل مهمي در ايجاد انگيزه براي حفظ محيط زيست و مصرف بهينه انرژي بوده است.

جنبه‌هاي اقتصادي بهسازي مصرف انرژي، به عوامل زيادي بستگي دارد كه محل زيست، ميزان نيازمندي به گرمايش و سرمايش و نيز بهايي كه براي انرژي پرداخته مي‌شود از جمله اين عوامل هستند.
بررسي‌ها نشان مي‌دهد،‌ استفاده از روش‌هاي بهينه‌سازي مصرف انرژي مي‌تواند در طول زماني حدود 5‌‌‌سال يا كمتر در صورت استفاده از گاز و يا نفت،‌ هزينه خود را جبران ‌كنند.
اما اگر از گرمايش برقي استفاده مي‌كنيد، اين جبران هزينه،‌ عموما بسيار سريع‌تر خواهد بود و اگر خودتان روش‌هاي بهينه‌سازي مصرف انرژي را به كار بريد هزينه‌ها زودتر جبران مي‌شوند،‌ زيرا هزينه مربوط به دستمزد كارگر حذف مي‌شود.
براي استفاده از روش‌هايي كه براي بهبود و افزايش بازده انرژي لازم است بايد از يك برنامه‌ريزي مدوني پيروي كرد.
به عنوان مثال با تعويض پنجره‌ها و عايق كاري هنگام نوسازي خانه براي زماني طولاني مي‌توان از هدررفت انرژي از منافذي كه منجر به خروج بخش بزرگي از انرژي مي‌شوند جلوگيري كرد كه اين كار بسيار عاقلانه‌تر از روش‌هاي ثانويه جهت بهسازي مصرف انرژي است.
مثلا اگر خيال داريد ديوار آشپزخانه خود را برداريد و آن را وسيع‌تر كنيد و يا مي‌خواهيد براي توسعه اتاق خواب اصلي منزل، از يك شيرواني بزرگ‌تر استفاده كنيد، همزمان سعي كنيد بهره‌وري انرژي را افزايش دهيد. مثلا ديوارهاي جديد را عايق كاري كنيد و براي پنجره‌ها از عايق‌هايي با بازده خوب، استفاده كنيد.
هنگامي كه ديوارها را برميداريد، از به‌‌هم‌ريخته بودن وضع منزل استفاده كنيد و اقدامات ديگري نيز براي افزايش بازده انرژي انجام دهيد.
هزينه اين تغيير به سرعت جبران مي‌شود، زيرا مثلا ديگر نيازي به نصب يك سيستم گرمايشي مجزا و يا توسعه سيستم
فعلي خود، نخواهيد داشت.

زهرا فرضي

 


 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 6:52 PM نظرات 0 | لينک مطلب
با آغاز فصل سرما توجه خانواده‌ها به كنترل سيستم‌هاي تهويه و گرمايشي منزل بيشتر مي‌شود، چرا كه نياز به افزايش راندمان اين وسايل از ضروريات كنترل مصرف انرژي بوده كه به‌سادگي از كنار آن نمي‌توان گذشت.

از‌اين‌رو بهتر است بدانيم توجه به نكاتي كه مي‌تواند در يك فهرست هميشگي جلوي چشمان ما باشد، براحتي مي‌تواند به ما در كنترل سيستم‌هاي گرمايشي و بهينه‌سازي مصرف انرژي در فصل سرما ياري رساند.
پوشيدن لباس گرم در منزل از جمله اقداماتي است كه باعث مي‌شود تا بدن شما نياز كمتري به افزايش دما در طول روز داشته باشد، ‌شما مي‌توانيد با تنظيم شعله بخاري و تنظيم دماي آبگرمكن و پكيج متناسب با نياز حرارتي فضاي خانه از اتلاف انرژي جلوگيري كنيد.
استفاده از پرده‌هاي ضخيم جهت كاهش اتلاف حرارتي از پنجره و بستن كركره و پرده در شب و باز گذاشتن آنها در روز به شما اين امكان را مي‌دهد كه از انرژي خورشيد تا حد امكان استفاده كنيد، چرا كه انرژي خورشيد به عنوان منبع انرژي تجديدشونده همواره در اختيار شماست.
بهتر است با آغاز فصل سرما درزهاي درها و پنجره‌ها را بازرسي كنيد. استفاده از نوارهاي درزگير جهت هوابندي درزهاي پنجره‌ها و در‌هاي ورودي منزل تاثير بسيار زيادي در جلوگيري از خروج هواي گرم و ورود هواي سرد دارد.
فراموش نكنيد كه بستن دريچه‌هاي كولر با استفاده از مسدودكننده مناسب نكته بسيار قابل توجهي است، دريچه‌هاي كولر همواره محلي براي ورود و خروج هوا هستند و كنترل اين منافذ در فصل سرما بايد حتما مورد توجه قرار گيرند. روي رادياتورها را نپوشانيد و از يك لايه فويل آلومينيومي در پشت رادياتور به منظور افزايش بازتاب حرارتي استفاده كنيد البته فراموش نكنيد كه سرويس و تميزكاري اين وسايل نيز بسيار اهميت دارد.
در صورت استفاده از شومينه تنظيم دماي آن روي 55 درجه و حصول اطمينان از مناسب بودن زاويه دريچه خروجي و در صورت امكان گذاشتن در شيشه‌اي در جلوي آن كه مانع خروج هواي گرم از فضا شود نيز بايد مورد توجه قرار گيرد.
بسته نگه‌داشتن درهاي ورودي و در صورت امكان استفاده از پنجره‌هاي دوجداره يا استفاده از پرده در جلوي در و كنترل دودكش‌ها و كلاهك تعديل، لوله‌ها و اتصالات گاز جهت عملكرد مناسب و ايمن بخاري، آبگرمكن و پكيج نيز از ديگر نكاتي است كه شما را در بهينه‌سازي انرژي در فصل سرما ياري مي‌دهد.


مسعود ابوال‌شيخي


 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 6:50 PM نظرات 0 | لينک مطلب

مقدمه:

انسان در هر عصري براي بهره­برداري بهتر از منابع و ذخائري كه در دست داشته، در پي يافتن راه­هايي جهت مصرف بهينۀ آن‌ها بوده است و براي اين منظور، چاره­اي جز طراحي راه­هايي براي استفادۀ مناسب و بخردانه از منابع در اختيار، نداشته است. در اين ميان مي­توان به آموزه­هاي ديني كه پيش از اسلام و پس از آن براي زندگي بهتر و بهره­برداري مناسب­تر بشر از منابع و نعمات خدادادي اشاره داشته است، مراجعه و استناد نمود.

اين مقاله به بررسي الگوي بهينۀ مصرف در كلام بزرگان ديني خواهد پرداخت و اميد است در سالي كه به فرموده مقام معظّم رهبري، سال اصلاح الگوي مصرف نام گرفته است، بتوانيم گامي هر چند كوچك در اجرايي نمودن اين دستور در ميهن عزيزمان برداريم.

در اين مقاله که قسمت اول آن قبلاً تقديم حضورتان شد، سعي خواهد شد با استفاده از آموزه‌هاي ديني و نيز سخنان بزرگان دين در عصر حاضر به بررسي و تبيين موارد زير پرداخته شود تا خوانندۀ‌ گرامي، به اين نتيجۀ اساسي رهنمون گردد، كه مصرف بهينه، معتدلانه و بخردانه، هميشه از سوي اولياي الهي و بزرگان ديني گوش‌زد شده است. بنابراين با مرور اين تذكرهاي گران‌بها، توجه بيش­تري به مصرف بهينه و مناسب خواهد شد.

1) چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پيش از اسلام.

2) چگونگي ساده‌زيستي و رعايت الگوي مصرف پس از اسلام.

3ـ لزوم رعايت الگوي استفادۀ بهينه از منابع و نعمات الهي در عصر حاضر:

در عصر حاضر از مهم‌ترين مسائل جامعۀ اسلامي و از پايه‌هاي رشد و تعالي آن، داشتن برنامۀ درست در امور معيشتي و اقتصادي است كه براي اجرا و تحقق آن نيازمند عزم الهي محكم در برابر مشكلات و برنامه‌ريزي مدوّن و همكاري مردم و مسئولان از يك سو و هماهنگي سرمايه‌هاي فرهنگي، مذهبي و ملّي يعني حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌ها از سوي ديگر؛ بالا بردن سطح فرهنگي جامعه در زمينه‌هاي اقتصادي، مبارزه با فرهنگ مصرف‌گرايي در ميان مردم، حذف يارانه‌ها از كالاهاي خارجي، حمايت از توليدكنندگان داخلي، مبارزه با قاچاق كالا و سرمايه، توجه به فرهنگ ديني و ملّي، ايجاد بازارهاي رقابتي سالم در درون جامعه، ترويج فرهنگ ساده‌زيستي و قناعت در قشرهاي مختلف جامعه، مبارزه با مُدگرايي و تجمل‌پرستي، استفاده از نيروهاي خلاق و ژرف‌انديش جامعه است.

 

3ـ1) ساده‌زيستي و نگرش اقتصادي اُسوه‌هاي دين در عصر حاضر:

ـ حضرت امام خميني(ره): امام خميني از برجسته‌ترين چهره‌هاي زاهد و وارستة زمان بود. آن­چنان در جاذبه معنويات قرار گرفته و به ملکوت عالم نزديک شده و حقيقت باطن دنيا را يافته بود که ذرّه‌اي به تعلّقات و ماديات آلوده نگشت و از هر چه رنگ تعلّق مي‌گرفت، آزاد بود. امام نه تنها خود زندگي ساده و بي‌آلايشي داشت بلکه به علما و مديران کشور نيز هميشه سفارش مي‌کرد که خود را گرفتار تجملات و تشريفات ننمايند.

امام راحل مي­فرمايند: «من اکثر موفقيت‌هاي روحانيت و نفوذ آنان را در جوامع اسلامي، در ارزش علمي و زهد آنان مي‌دانم و امروز هم اين ارزش نه تنها نبايد به فراموشي سپرده شود، که بايد بيش­تر از گذشته به آن پرداخت، هيچ چيزي به زشتي دنياگرايي روحانيت نيست و هيچ وسيله‌اي هم نمي‌تواند بدتر از دنياگرايي، روحانيت را آلوده کند».

ـ هم‌ساني با مردم ضعيف

اميرالمؤمنين علي(ع) مي‌فرمايند: «خداوند بر رهبران حق واجب كرد كه خود را با افراد ضعيف تطبيق دهند تا تنگدستي بر فقير سنگيني نكند».

دختر امام راحل در خصوص هم‌ساني ايشان با مردم ضعيف مي‌گويند: «ايشان همانند همۀ افراد كشور، كالابرگ داشتند و همان‌طور كه خيلي خانه‌ها كالابرگ كم مي‌آورند، در خانۀ امام هم زياد شنيده مي‌شد كه مي‌گويند: روغن ما تمام شده، مرغ نداريم و كالابرگ هم نداريم».

امام راحل در زماني كه مي‌توانست در يك كاخ زندگي كند، خانۀ محقّر جماران را برگزيد، خانه‌اي كه از فرط سادگي تعجب جهانيان را برانگيخت. ايشان از هر گونه غذاي چرب و نرم پرهيز كرد و به گفتۀ اطرافيانشان غذاي مورد علاقۀ ايشان نان، پنير و مغز گردو بود. صرفه‌جويي، زهد و سادگي امام، يادآور زهد علوي بود. به دور از تجمل و ساده مي‌زيست، ‌ساده مي‌پوشيد و ساده مي‌خورد. امام به شدّت صرفه‌جو و اسراف‌گريز بود. در منزل ايشان يك چراغ روشن اضافه پيدا نمي‌شد و حتّي گاهي اوقات كه خود امام در حال ملاقات با شخصيت‌ها و افراد،  متوجه روشني بي‌مورد چراغ دست‌شويي مي‌شدند، بلند شده و بدون آن‌كه به ديگران امر كنند، خودشان آن ‌را خاموش مي‌كردند.

ـ حضرت آيت‌الله خامنه‌اي (مدظله العالي): از مرحوم حاج سيداحمد خميني(ره) نقل شده است: «بر خود واجب مي‌دانم كه شهادت دهم زندگي داخلي آيت‌الله خامنه‌اي نه از باب اين كه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته باشند، بلكه وظيفۀ خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان و انقلابي ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم. مقام معظّم رهبري در خانه، بيش از يك نوع غذا بر سفره ندارند. خانوادۀ معظّم‌لَه روي موكت زندگي مي‌كنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يك فرش مندرس آن جا بود. من از زبري آن فرش به موكت پناه بردم!»

در همين ارتباط، آيت­الله سيدمحمود هاشمي‌ شاهرودي مي‌گويد: «تجملاتي نيستند. همين اعتقاد آنان را از سوءاستفاده از مقام و موقعيت بازداشته است. من اين سادگي را در منزل ايشان به تماشا نشستم. روزي معظّم‌لَه مرا به كتاب­خانۀ خود دعوت كردند، من در آن جا يك ميز ساده و قديمي ديدم. در كنار ميز نيز يك صندلي كهنه بود. آن ميز و صندلي مربوط به قبل از انقلاب بود. مقام معظّم رهبري در كتاب­خانۀ سادۀ خود هنوز از همان ميز و صندلي استفاده مي­كنند».

حجت‌‌الاسلام محمدي ‌گلپايگاني در خصوص ساده‌زيستي مقام معظّم رهبري مي‌گويد: «با اينكه مقام معظّم رهبري مي‌توانند از همۀ امكانات مادّي بهره‌مند شوند، سطح زندگي خصوصي ايشان، از سطح زندگي يك شهروند معمولي پايين‌تر است».

زندگي مقام معظّم رهبري، آيت‌الله خامنه‌اي، بسيار ساده و در پايين‌ترين سطح و با كم‌ترين امكانات است. معظم‌لَه مانند معمولي‌ترين افراد جامعه زندگي مي‌كنند.

حجت‌الاسلام والمسلمين سيدعلي‌اكبر حسيني مي‌گويد: «ما زماني خدمت ايشان رفتيم و از آقا درخواست نموديم تا اجازه بفرمايند از داخل منزلشان و وضيعت زندگيشان فيلم‌برداري كنيم، تامردم وضيعت زندگي رهبر خود را ببينند و بفهمند كه ايشان چگونه زندگي مي‌كنند»، آقا فرمودند: «اگر شما بخواهيد زندگي مرا نشان بدهيد، مي‌ترسم خيلي‌ها باور نكنند».

معظّم‌لَه علاوه بر اين كه از يك زندگي معمولي سطح پايين بهره مي­برند، دائماً به مسئولان سفارش مي‌كنند: «مواظب زندگي خود باشيد. اسراف نكنيد.»

آيت­الله خامنه‌اي معتقدند كه مردم را بايد عملاً به ساده‌زيستي دعوت نمود. خودشان در صف مقدم اين دعوت هستند. ايشان در مناسبت‌هاي خاصّي كه برنامۀ خواندن صيغۀ عقد دارند، قبل از اجراي عقد، حدود يك ربع، عروس و داماد و خانواده‌هاي آن‌ها را به رعايت صرفه‌جويي دعوت مي‌نمايند و مي‌فرمايند: «خرج­هاي گزاف نداشته باشيد، تشريفات و ريخت و پاش نداشته باشيد».

خود آقا هم در زندگي خصوصيشان، دقيقاً همين‌طور عمل مي‌كنند. معظّم‌له نه حقوق از جايي دريافت مي‌كنند و نه از وجوهاتي كه از اطراف و اكناف خدمت ايشان مي­آيد، براي زندگي شخصي خود استفاده مي­كنند. زندگي ايشان از طريق هدايا و نذوراتي است كه علاقه­مندان و ارادت­مندان معظّم‌لَه تقديم مي‌كنند. فرزندان آقا هم همين‌طور زندگي مي‌كنند و همين سادگي و ساده‌زيستي را دارند.

 

3ـ2) ساده‌زيستي كارگزاران نظام اسلامي

يکي از ويژگي‌هاي مهم کارگزاران نظام اسلامي، ساده‏زيستي است. ساده‏زيستي و دوري از تجمل‏گرايي يکي از ارزش‌هاي پذيرفتۀ مکتب انبياء است. از اين‏رو رهبران الهي، ساده زندگي مي‏کردند و ديگران را نيز به اين مهم دعوت مي‏کردند.

بي‏ترديد براي کارگزاران نظام، رعايت ‏ساده‏زيستي از دو جهت اهميت دارد: اول آن‌که آنان پاسداران ارزش‌هاي اسلامي هستند، از اين‏رو بايد الگو باشند. دوم، ساده‏زيستي آنان موجب مي‏شود که کارگزاران با فقر و درد محرومان و فقيران جامعه بيش‌تر آشنا شده و سياست‏هايي را در رفع مشکلات آن‌ها و فقرزدايي اتخاذ نمايند. کارگزاراني که طعم تلخ فقر را نچشيده‏اند، نمي‏توانند درد فقيران و محرومان را درک کنند. از اين‏رو است که حضرت علي(ع) فلسفۀ زهد و ساده‏زيستي حاکمان اسلامي را در همدردي با فقيران و محرومان بيان مي‏کنند: «خداوند بر حاکمان عادل واجب کرده است که زندگاني خويش را در سطح مردم فقير قرار دهند تا رنج فقر، مستمندان را ناراحت نکند».

امام راحل با پيروي از امام علي(ع) فرمود: «رئيس‏جمهور و وکلاي مجلس از طبقه‏اي باشند که محروميت و مظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فکر رفاه آنان باشند، نه از سرمايه‏داران و زمين­خواران و صدرنشينان مرفّه و غرق در لذات و شهوات که تلخي محروميت و رنج گرسنگان و پابرهنگان را نمي‏توانند بفهمند.» [i]

با توجه به اهميت ‏ساده‏زيستي است که حضرت علي(ع)، عثمان ‌بن ‏حنيف ـ استاندار بصره ـ را به خاطر شرکت در مجلسي که فقيران حضور ندارند و از غذاهاي رنگارنگ استفاده شده، سرزنش کرده چنين مي‏فرمايد: «...امام و رهبر شما از دنيا به جامه و از غذا به دو قرص نان اکتفا کرده است. اگر بخواهم مي‏توانم غذاي خويش را از عسل مصفي و مغز گندم و لباس خويش را از ابريشم قرار دهم...  چگونه ممکن است هواي نفس بر من غلبه کند و مرا به سوي انتخاب بهترين خوراک­ها بکشاند در صورتي که شايد در حجاز يا يمامه افرادي باشند که اميد همين يک قرص نان را هم ندارند و ديرزماني است که شکمشان سير نشده است؛ آيا سزاوار است‏ شب را با سيري صبح کنم در صورتي که در اطرافم شکم­هاي گرسنه و جگرهاي سوزان قرار دارد؟» [ii]

بي‏ترديد يکي از وظايف مهم رئيس دولت، نظارت بر اعمال کارگزاران است. چنان­چه از نامۀ حضرت علي(ع) به عثمان ‏بن‏ حنيف استفاده مي‏شود، آن حضرت(ع) بر اعمال و رفتار عثمان کاملاً نظارت داشته است. در شأن نظام اسلامي نيست که خداي نکرده برخي از کارگزاران طوري زندگي و رفتار کنند که محبوبيت‏ خويش را از دست داده و موجب فراهم شدن ثروت­هاي بادآورده شود. بي‏ترديد يکي از علل محبوبيت‏ شهيدان رجايي و باهنر در جامعۀ ما همانا ساده‏زيستي آن‌ها بوده است؛ که ساده‏زيستي آن‌ها امروزه به عنوان يک فرهنگ در جامعه اسلامي ايران مطرح است. [iii]

 

ـ مصرف‌گرايي در عصر حاضر

هنگامي که زيربناي مناسب توليد و در‌آمدي وجود نداشته باشد و در عين حال بر مصرف تأکيد شود، آسيب‌هاي متعددي در جامعه بروز مي‌کند. در شرايط رونق اقتصادي و بالا ‌رفتن قدرت خريد مردم، مصرف‌گرايي رواج مي‌يابد ولي عوامل فرهنگي در تعيين حدود آن بسيار مؤثرند. از جمله عوامل مهم در کنترل مصرف، تشويق مردم به پس‌انداز و سرمايه‌گذاري، ارائۀ الگوهاي صحيح مصرف و ايجاد زمينۀ مناسب جهت فعاليت اقتصادي ا‌ست. در جامعۀ ايران پس از انقلاب به رغم ماهيت و جهت‌گيري معنوي انقلاب، به علل مختلف، ارزش‌هاي مادّي رواج يافت و ارزش‌هاي معنوي را تحت­الشعاع خود قرار داد. مصرف‌گرايي به صورت اخص آن در بين کشورهاي صنعتي و کشورهاي در حال توسعه، عمدتاً بعد از جنگ رواج پيدا کرد. دولت و صاحبان صنايع ابتدا در کشورهاي صنعتي و بعد در کشورهاي در حال توسعه، انسان را به عنوان يک ماشين مصرف­کننده مدّ نظر قرار دادند تا از اين رهگذر به اهداف اقتصادي که همانا افزايش مداوم سود است، نائل شوند. بنابراين مصرف‌گرايي، ضامن چيزي جز نياز‌هاي کاذبي نيست که در خدمت صنايع و کشورهاي صنعتي قرار گيرد.

البته انسان نيز خود از لحاظ رواني آمادگي براي راحت‌طلبي، تجمل‌پرستي و حتّي متمايز کردن خويش از افراد ديگر را با در اختيار گرفتن کالاها و خدمات بيش­تر دارد تا بدين وسيله از ساير گروه‌هاي جامعه متمايز شود و از اين تمايز براي تثبيت وضعيت اجتماعي خود استفاده کند. از آن­جا که مصرف‌گرايي، برداشت بيش از اندازۀ هر فرد از منابع نادر و کم­ياب خانواده است، لاجرم اين موضوع باعث فشارهاي متعددي بر خانواده خواهد شد.

مصرف‌گرايي، سدّي در مقابل توسعه است، زيرا مانع از سرمايه‌گذاري جهت طرح و اجراي زير‌ساخت‌هاي توسعه مي‌شود. هر اندازه که در درون جامعه تبليغات ناسالم در سطح بالا و سطح فرهنگ عمومي در حدّ پايين باشد، به همان اندازه نيز امکان پذيرش روحيۀ راحت‌طلبي و تجمل­پرستي بيش­تر است. انسان‌هايي که کم­تر اعتماد به نفس داشته و کم­تر در مورد نقش‌شان در درون جامعه تفکر مي‌کنند، سهل‌تر پذيراي روحيۀ مصرف‌گرايي در جامعه هستند.

اگر بتوانيم آگاهي و سطح فرهنگ عام را افزايش دهيم، قادر خواهيم بود هم بهره‌وري توليد را افزايش داده و هم از مصرف‌گرايي جلوگيري کرده و لاجرم از اتلاف منابع، ممانعت به عمل آورده و همين امر، منابع را به حدّ وفور براي گسترش ظرفيت‌هاي توليدي در اختيار خواهد گذاشت. همان‌طور که بيان شد، مصرف‌گرايي سبب شکاف بين طبقات مختلف مردم است. اين شکاف طبقاتي که منجر به افزايش تمايز اجتماعي شده، افزايش نفوذ فرهنگ بيگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزيع ثروت و در‌آمد در درون جامعه نامتوازن باشد، روحيۀ مصرف‌گرايي، رواج و گسترش سريع‌تري در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع کسب در‌آمد، عامل اساسي براي روحيۀ مصرف‌گرايي خواهد بود. بدين صورت در‌آمدهاي کلان که از طريق کسب رانت‌هاي مختلف حاصل شده باشد، به خاطر اين که از طريق توليد حاصل نمي‌شود، روحيۀ مصرف­گرايي را نيز سريع‌تر رواج مي‌دهد. بنابراين هرگاه دگرگوني‌هاي اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، کم­تر باشد، امکان ايجاد اين رانت کم­تر بوده و در نتيجه کسب ثروت‌هاي بي‌حساب و با‌دآورده مشکل‌تر شده و لاجرم از تجملات و لوکس‌گرايي کاسته خواهد شد.

از طرفي تکنولوژي جديد، نيازهاي جديد خلق کرده است. نظام سرمايه‌داري بدون مصرف­گرايي قادر به ادامۀ حيات نخواهد بود، لذا جست­و­جوي بازارهاي مصرف در کشورهاي ديگر را در دستور کار قرار داده است. بخشي از وظائف حاکميت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف، آموزش اجتماعي‌ است و با اين وجود، هيچ تلاشي براي آموزش اين مسئله در کتب درسي يا فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني مشاهده نشده، به اين ترتيب ضعف آموزش، تشديد روحيۀ تجمل‌گرايي و مصرف‌گرايي توسط طبقۀ دلال و غيرمولّد جامعه را به وجود آورده است.

شکل گرفتن طبقات اجتماعي، در جوامع در حال توسعه و فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل­هاي زير نمايان مي‌شود:

1ـ الگوهاي مصرفي كشورهاي توسعه­يافته عيناً نعل به نعل به كشورهاي در حال توسعه منتقل مي­شوند.

2ـ وسايل ارتباط جمعي، مسافران و ديگر عوامل شديداً به اين انتقال كمك مي‌كنند.

3ـ افراد براي نشان دادن اينكه از وجهه بالايي برخوردارند، در مصرف‌گرايي، افراطي‌تر از خارجيان عمل مي‌كنند.

4ـ به تدريج مصرف­گرايي افراطي جزئي از فرهنگ جهان سومي مي­شود.

معمولاً در كشورهاي در حال توسعه، مصرف­گرايي با عدم امنيت اقتصادي توأم مي‌شود. در نتيجه، عدم امنيت اقتصادي، مصرف­گرايي را تشديد مي­كند. نگراني از كمبودها، باعث انبار كردن اجناس مي­گردد. انبار كردن اجناس به مصرف­گرايي بي­رويه تبديل مي­شود. نهايتاً همان رفع نيازهاي غيرواقعي بوجود آمده است. البته يك مسئله در اين كشورها به انبار كردن كالاها كمك مي­كند و آن، تبديل كالاهاي مصرفي به كالاهاي سرمايه‌اي است. همين امر باعث مي­گردد كه افراد با زمينه­هاي اجتماعي متفاوت، به پنهان كردن برخي از كالاها بپردازند تا اينكه در آينده از طريق افزايش قيمت، منفعتي داشته باشند. به عبارت ديگر، مصرف‌گرايي به نوعي فعاليت اقتصادي تبديل مي‌شود.

 

هدايت و كنترل مصرف

ـ آسيب‌شناسي الگوي مصرف

در مقولۀ مصرف بايد به سمت مديريت صحيح حركت كرد. در غير اين صورت نمي­توان بين توليد و مصرف، توازن برقرار نمود و به دليل مصرف بي­رويه و غيرضروري به اشكال مختلف، منابع و امكانات موجود در جامعه در سطوح مختلف سازماني، خانوادگي و فردي از دست خواهد رفت.

براي نهادينه شدن الگوي درست مصرف، نياز به كار فرهنگي است. در واقع زماني مردم بر اساس يك الگوي صحيح، مصرف خواهند كرد كه آن الگو در باورهاي فرهنگي مردم نهادينه شده باشد، به همين دليل است كه در بسياري از كشورها در مقاطع ابتدايي و راهنمايي، دانش­آموزان را با مؤلفه‌هاي مختلف الگوي مصرف آشنا مي­كنند.

يك مدرس دانشگاه كه سابقۀ تدريس در دانشگاه‌هاي خارج از كشور را نيز دارد، در اين باره مي‌گويد: «در كتاب‌هاي درسي بسياري از كشورها، موضوعي تحت عنوان پيمان با مملكت، جامعه، خانواده و خود افراد مطرح مي‌شود كه در اين پيمان، افراد متعهد مي‌شوند كه از منابع و امكانات كشور به درستي استفاده كنند».

در كشور هندوستان به دانش­آموزان ياد داده مي­شود كه درصد قابل توجهي از مردم آن كشور، زير خط فقر زندگي مي­كنند. و آنان بايد در مصرف مواد غذايي و انرژي، دقّت كافي داشته باشند. بنابراين دانش­آموزان در جريان تحصيل به اين باور مي­رسند كه بسياري از منابع انرژي غيرقابل برگشت است و در مصرف آن­ها بايد نهايت دقّت را داشته باشند.

حتّي آنان مي­آموزند كه چگونه در امر تفريح، صرفه­جويي كنند و به اين باور مي­رسند كه زمان هدررفته در تفريحات غيرقابل برگشت است و اين كه دانش­آموزان ياد بگيرند كه كار را عبادت بدانند. همۀ اين شواهد در دنيا نشان مي­دهد كه فرهنگ درست مصرف كردن بايد از همان ابتدا به دانش­آموزان آموخته شود تا سرمايه­هاي ملّي براي نسل­هاي آيندۀ يك جامعه، ذخيره شود. دانش­آموزان بايد از مقاطع ابتدايي و راهنمايي، با الگوي درست مصرف آشنا شوند تا از طريق فرآيند اجتماعي­شدن و فرهنگ­پذيري ياد بگيرند ميز، صندلي، كلاس و امكانات مدرسه، سرمايه­هاي ملّي يك كشور محسوب مي­شود و بايد از آن­ها به درستي محافظت كنند؛ چون بدون ترديد هر چه اين نوع آموزش­ها جدّي گرفته شوند، بهتر از ثروت­هاي ملّي صيانت خواهد شد. متأسفانه حساسيت نگهداري از منابع ملّي در برخي از افراد ضعيف است و هزينه­هاي بي­رويه در بعضي از سازمان­ها و مؤسسات نشان مي­دهد كه عده­اي نسبت به هدر رفتن منابع كشور، بي­تفاوت هستند. بنابراين بايد از همان مقاطع ابتدايي و راهنمايي، دانش­آموزان را با الگوهاي مصرف صحيح آشنا كرد تا از هدر رفتن ثروت­هاي ملّي جلوگيري كرد.

اگر بتوانيم آگاهي و سطح فرهنگ عام را افزايش دهيم، قادر خواهيم بود هم بهره‌وري توليد را افزايش داده و هم از مصرف‌گرايي جلوگيري کرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همين امر، منابع را به حدّ وفور براي گسترش ظرفيت‌هاي توليدي در اختيار خواهد گذاشت.

يکي از شيوه­هاي مهم آموزه­هاي ديني، براي مقابله با مفاسد اقتصادي و اخلاقي و تحکيم ارزش­هاي ديني، تقويت باور انسان­ها به مبدأ و معاد است. اين اعتقاد هم­چون ناظري دروني، اجراي صحيح دستورهاي الهي را تضمين مي­کند. آيه­هاي مربوط به اسراف، با نهي و نکوهش اسراف و تبذير، سقوط معنوي و عذاب اخروي اسراف­کاران را خاطر نشان مي­سازد. پيشوايان معصوم ـ عليهم السلام ـ نيز در روايت­هايي، با يادآوري پي­آمدهاي اخروي اسراف، همگان را از اين عمل ناشايست باز مي­دارند. امام علي ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «بدانيد که بخشيدن نابجاي مال، تبذير و اسراف است که قدر بخشنده را در دنيا بالا مي­برد و در آخرت پايين مي­آورد. او را در ديدۀ مردمان گرامي مي­کند و نزد خدا خوار».

تقويت ارزش­هايي چون زهد، قناعت، ميانه­روي و مانند آن، از يک­سو و ترغيب به مبارزۀ جدّي با هواپرستي، خودنمايي و فخرفروشي از سوي ديگر، شيوه­هاي درمان دروني اسراف و تبذير است. يکي ديگر از عوامل بروز اسراف و تبذير، جهل و ناآگاهي است. بنابراين، اطلاع­رساني و دادن آگاهي­هاي صحيح و کافي دربارۀ موضوع به مردم و نيز بازشناسي آثار و پي­آمدهاي اقتصادي، اجتماعي و معنوي آن، در کاهش روحيۀ اسراف­کاري بسيار مؤثر است. هم­چنين، نظارت همگاني بر رفتار و اعمال افراد که در آموزه­هاي ديني با تعبير امر به معروف و نهي از منکر از آن ياد مي­شود، از کارآمدترين شيوه­هاي تثبيت ارزش­ها و مقابله با مفاسد و انحراف­هاست. امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ نيز گاهي با نهي صريح و مستقيم و زماني با واکنش­هاي اخلاقي، بر اين مهم نظارت داشتند. افزون بر اين، خانواده تأثير بسيار مهمي بر پرورش شخصيت و عملکرد فردي و اجتماعي آدمي دارد. چنان­چه بزرگسالان اهل اسراف و تبذير باشند، خواه ناخواه اين روحيه به فرزندان منتقل مي­شود. ائمۀ معصوم ـ عليهم السلام ـ با ديدن اسراف و تبذير در خانواده­ها، واکنش مناسب و به موقع از خود نشان مي­دادند. در حديثي آمده است که امام صادق ـ عليه السلام ـ ميوه‌اي را ديد که ناخورده، بيرون خانه­اي انداخته شده است، ايشان با ناراحتي فرمودند: «اين چيست؟ اگر شما خود سير بوديد، قطعاً بسياري از مردم سير نيستند. آن را به کسي بخورانيد که نيازمند است».

نبود عدالت اقتصادي و جلوگيري نکردن از انباشته شدن ثروت در دست عده­اي خاص، از عوامل مهم بروز پديدۀ اسراف است. از اين­رو، اجراي عدالت و توزيع عادلانۀ ثروت، زمينۀ شيوع و گسترش آن را مي­کاهد و يا نابود مي­سازد. امير مؤمنان علي ـ عليه السلام ـ عامل اصلاح و ساماندهي امور جامعه را دادگستري مي‌داند و مي‌فرمايند: «توده‌هاي مردم را جز عدالت، اصلاح نکند».

ناگفته نماند که کنترل صحيح تبليغات بازرگاني و پيش­گيري از رشد روحيۀ مصرف­گرايي نيز تأثير بسزايي در جلوگيري از اسراف و تبذير دارد. بنابراين، توجه جدّي به اين مقوله نيز حائز اهميت است.

تحکيم باورهاي ديني، تقويت ارزش­ها، نظارت همگاني، امر به معروف و نهي از منکر، پيش­گيري از انباشت سرمايه در دست عده­اي خاص و توجه به عدالت­گستري و کنترل تبليغات بازرگاني، از راه­هاي کنترل اسراف و تبذير است.

ـ برنامه‌ريزي براي دروني‌كردن الگوي بهينۀ مصرف بايد در چند بُعد صورت گيرد:

1ـ مصرف­گرايي صحيح را بايد از طريق آموزش­هاي رسمي به كودكان، نوجوانان و جوانان آموزش داد. اين امر بايد از طريق مدارس صورت گيرد.

2ـ مصرف­گرايي غلط و صحيح را بايد به شيوههاي آموزش­هاي غيررسمي از طريق رسانه­هاي جمعي و بويژه راديو و تلويزيون به بزرگسالان نشان داد.

3ـ ‌توليد در سطح جامعه با يك كنترل و نظارت فرهنگي توأم شود. نبايد گذاشت هر كالايي در جامعه توليد گردد.

4ـ نظارت و كنترل فرهنگي به واردات عمده و خرد، اعمال شود.

5ـ عرضۀ كالا و خدمات در جامعه به گونه­­اي صورت گيرد كه اعضاي طبقات متفاوت، دسترسي نسبتاً مشابهي به آن‌ها داشته باشند.

6­ـ ­تبليغات بايد به گونه‌اي باشد كه مصرف‌گرايي افراطي را اشاعه ندهد، و صرفاً به معرفي كالاها و خدمات بپردازد.

7ـ مطالعات علمي ملّي و منطقه‌اي پيرامون مصرف‌گرايي در سطح مملكت صورت گيرد و از مردم نظرسنجي شود.

8­ـ فرهنگ مصرف جمعي در زمينه­هاي مختلف، به جاي فرهنگ مصرف­گرايي فردي اشاعه شود.

9ـ فرهنگ بازيافت در ميان مردم رواج داده شود. براي اين منظور، ابزار جمع­آوري مازاد مصرف در سراسر جامعه نصب و بكار گرفته شود.

10ـ بازيافت، به عنوان يك ارزش تلقّي گردد و از جوامع ديگر چگونگي عمل بازيافت به نمايش گذارده شود.

مصرف‌گرايي به عنوان يك فرآيند اجتماعي مهم در قرن بيستم، در غرب ظاهر شد. اعضاي طبقۀ بالاي جامعه آن را به عنوان يك الگوي براي نشان دادن هويت بالا بكار بردند. طبقۀ متوسط از ديگر سو براي نشان دادن وجهۀ بالاي خود از مصرف­گرايي استفاده كرده و طبقۀ پايين، بدون توجه به مسئلۀ نيازهاي واقعي و غيرواقعي، در دام مصرف‌گرايي كاذب افتاده و هر چه بيش­تر گذشت، بيش­تر در اين دام فرو رفته و مي­روند.

اگر دولت‌مردان با همكاري علماي اجتماعي، چاره­اي براي اين معضل اجتماعي ـ اقتصادي ـ فرهنگي نينديشند، جامعۀ ايران سريعاً اسير همان مسائل مصرف‌گرايي بي‌رويۀ غرب خواهد شد. كارهائي كه بايد صورت گيرد، نخست در زمينۀ فرهنگي است، آموزش­هاي جديد در اين زمينه مي­تواند كارساز باشد. دوم در زمينۀ كنترل­هاي اقتصادي است، به ويژه براي بخش توليدي كه بايد با كنترل‌هاي كارشناسي همراه گردد. سوم، استفاده از اهرم­هاي سياسي است كه در توزيع كالا و خدمات بايد به كار گرفته شود. در واقع برنامه­ريزي در‌ سه زاويۀ يك مثلث بايد صورت گيرد:

1ـ برنامه‌ريزي در نهادهاي آموزشي؛

2ـ برنامه‌ريزي در بخش توليد به صورت نظارت شديد؛

3ـ برنامه­ريزي در كنترل بازار و قيمت­ها.

بدون شك نفوذ از خارج؛ كار برنامه­ر‌يزي در اين زمينه را با مشكل روبه­رو مي­كند، اما جاذبه‌هاي آموزشي داخلي و كنترل­هاي منطقي توليدي و توزيعي مي­تواند افراد را به الگوهاي مصرفي بهينه هدايت كند.

مصرف­گرايي يکي از پديده‌هاي اقتصادي است که پس از انقلاب صنعتي رونق چشم‌گيري پيدا کرد. از جمله عوارض اين پديده مي‌توان به تهديد منابع، آلودگي‌هاي محيط زيست و فاصلۀ اجتماعي و تشديد رفتارهاي غلط فردي و اجتماعي چون «اسراف» اشاره کرد. سؤال اساسي اين است که چرا جامعۀ ما گرايش به مصرف‌گرايي دارد؟ چرا مصرف‌گرايي براي عده‌اي، نوعي افتخار محسوب مي‌شود؟ آيا ميان مصرف‌گرايي و توسعه­نيافتگي اقتصادي رابطه‌اي وجود دارد؟ چگونه مي‌توان گرايش به مصرف‌گرايي را در سطح جامعه کاهش داد؟ چگونه مي‌توان مردم را در مسير درست مصرف کردن هدايت کرد؟ چه موانعي معضل مصرف­گرايي را تشديد مي‌کند؟

در جوامع در حال توسعه فرهنگ مصرف‌گرايي به شكل­هاي زير نمايان مي‌شود:

به نظر مي‌رسد، هدايت و كنترل مصرف از راه‌هاي زير امكان‌پذير است:

1ـ ايجاد انگيزه‌هاي مثبت كه انسان را به سوي شيوه‌هاي صحيح آن هدايت كند.

2ـ ايجاد انگيزه‌هاي منفي و حذف بسياري از مصارف غيرضروري.

3ـ محدوديت قوانين مصرف و جلوگيري از مصرف‌هاي غيرضروري مانند؛ مصرف مواد مخدر و مشروبات الكلي.

 4ـ تدوين قوانين و الگوهاي صحيح مصرف مانند؛ استفاده از شبكۀ آب‌رساني بهداشتي همگاني يا بهره‌برداري درست از سرمايه‌هاي ملّي چون نفت و گاز.

 5ـ جلوگيري از توليد كالاهاي غيرضروري و تجمل‌گرايانه.

6 ـ هماهنگي سطح مصرف افراد جامعه با سرمايه‌هاي ملّي.

7ـ حاكميت نظام ارزشي مصرف بر اساس احكام ديني و دستورات اسلامي.

در ميان متغيرهاي گوناگون اقتصادي، شايد هيچ كدام به اندازۀ «مصرف» براي عموم مردم مهم نباشد، به گونه‌اي كه بسياري بر اين باورند كه هدف از فعاليت‌هاي اقتصادي ديگر مانند پس‌انداز، سرمايه‌گذاري، توليد و...، در نهايت مصرف است. متأسفانه دركشور ما ايران، الگوي مصرف به الگوي مصرفي غرب نزديك مي‌شود بدون اين كه بنيان‌هاي توليدي و اقتصادي تقويت شده باشد.

مصرف در اصطلاح اقتصادي؛ به معناي استفاده از كالا در هر دوره معيّن و يا مقدار بهره­برداري از خدمات يك كالا در هر دوره اطلاق مي‌شود. اين مفهوم در اسلام، با ساير مفاهيم رايج آن تفاوت دارد، زيرا نگاه اسلام به مصرف، نگاه ابزاري است و در نتيجه روش مصرف، محدوديت‌ها و چارچوب خاصّي را براي آن در نظر گرفته است. در نگرش اسلامي مي‌توان مصرف را استفاده از كالاها و خدمات براي برآوردن نيازهاي انساني ناميد كه او را در راستاي رشد و شكوفايي اخلاقي و رسيدن به قرب و كمال انساني و الهي مورد نظرش ياري مي‌كند.

پديدۀ تقليد از مصرف خارجي، نه تنها در بين مصرف­کنندگان خصوصي بلکه در بين سازمان­هاي دولتي هم به چشم مي­خورد زيرا با خريد کالاهاي خارجي، انگيزۀ مصرف نمايشي بالاتر مي­رود، در حالي که براي توليدات صنعت نساجي کشور تقاضاي کافي وجود ندارد، مصرف­کنندگان از انواع و اقسام پارچه و پوشاک خارجي در بازارهاي کشور استقبال مي‌کنند. مصرف نمايشي موجب مي‌شود، انسان در جامعه، هويتي مصنوعي بيابد و به نوعي، «بت‌پرست مُدرن» گردد. قشرهاي محروم براي سرپوش گذاشتن به درد ناکامي، به محض دريافت اندک درآمد به سمت تقليد مصرفي مي‌روند و درآمد خود را در راستاي تقويت سود توليدکنندگان تجملي، يا واردکنندگان آن به هدر مي‌دهند.

از ديگر آفات‌هاي الگوي مصرف، مصرف نمايشي و پرستيژي است و مصرف­زدگي در ايران نوعي تفکر جديد و تجدد به شمار مي­آيد. در جامعۀ امروز ما، بخشي از مصرف، نه به خاطر نياز به کالاهاي خريداري شده، بلکه به دليل کسب موقعيت و منزلت بالاتر صورت مي­پذيرد که در اصطلاح آن را «مصرف پرستيژي» مي‌گويند.

 

ـ عوامل مؤثر بر الگوي مصرف

ـ توزيع عادلانه درآمدها؛

ـ ترويج الگوي تغذيه؛

ـ استفاده از عوامل فرهنگي مثبت؛

ـ توسعه­يافتگي جامعه؛

ـ تبليغات مناسب؛

ـ نوع نگرش و جهان‌بيني‌، كسب منزلت اجتماعي و...

 

5) تبيين اهميت نقش مؤثر مبلّغين ديني در رعايت الگوي مصرف در جامعۀ اسلامي:

تبليغات در معناى وسيع آن، وسيله‌اى براى ورود به عرصۀ  افكار عمومى است و در تعريف آن گفته شده؛ تبليغات فعاليتى است براى دگرگون كردن عقايد عمومى از راه­هاى غيرمستقيم و گاه پنهانى با وسايلى چون زبان، خط، تصوير، نمايش و... امروزه تبليغات از جمله عوامل مؤثر بر شکل­گيري افکار عمومي است و نقش مهمي در زندگي روزمره پيدا کرده است. اين نقش تا جايي است که جنبه­هاي مختلف سياست، اقتصاد و فرهنگ و هنر و... را دربر مي­گيرد و از ابزار تبليغات براي پيش­برد امور در هر کدام از اين ارکان استفاده مي­شود و بيش­تر براي تحت تأثير قراردادن اذهان و افکار عمومي و به منظور برجسته جلوه­دادن نگرش­هاي خاص در هر حوزه، مورد بهره­برداري قرار مي­گيرد.

تبليغات با توجه به سابقۀ آن که قدمتي بسيار ديرينه دارد، همواره ابزار دست بشر براي ترويج و انتشار عقايد خود در حوزه­هاي مختلف بوده است. عموماً تبليغات تا جايي پسنديده است که مخلّ ارزش­هاي مورد پذيرش عموم در حوزه­هاي مختلف نباشد. اما در اين نوشته درصدد هستيم تنها به يک جنبه از تبليغات که به عنوان ابزار فرهنگي در حوزۀ اقتصادي عمل مي­نمايد و براي تبليغ محصولات و کالاهاي تجارتي بيش­تر مورد استفاده قرار مي­گيرد، نظر داشته باشيم. به عبارت ديگر، منظور، تبليغات بازرگاني ارائه­شده از صدا و سيماي جمهوري اسلامي است که يکي از منابع عمده درآمد در اين دستگاه فرهنگي به حساب مي­آيد.

يكي از وظايف مبلّغين در امر اصلاح الگوي مصرف واز بين بردن فاصله‌هاي طبقاتي، استفاده از انديشه‌هاي ناب اسلامي در تدوين برنامه‌هاي اقتصادي يا استناد به آيات و روايات، استنباط احكام فقهي در بُعد اقتصادي و تفسير صحيح آن با به كارگيري نيروهاي آگاه و انديش­مند، تحقق اصل عدالت اجتماعي، كنترل و هدايت شيوه‌هاي مصرف در جامعه، محدوديت در واردات كالاها و اشياء غيرضروري، اجراي اصول قانون اساسي در زمينۀ اقتصادي، توجه به كرامت انساني بر اساس اصل خليفۀ­الهي و محور آفرينش و امانت­­داري الهي و... است كه مي‌تواند راه­كارهايي در جهت پويايي و شكوفايي اقتصادي جامعۀ اسلامي باشد.

يك مبلّغ ديني براي ايجاد انگيزه‌هاي مثبت و زدودن انگيزه‌هاي منفي، اهرم‌هاي هدايت و ارشاد فراواني در اختيار دارد. با بيان قوانين جامع ديني و اجراي آن مي‌تواند از مواردي كه به صلاح جامعه نيست و مفاسد فراواني را به همراه دارد، جلوگيري نمايد.

الگوي مصرف اسلامي بر پايۀ اصول مشخص و روشني استوار است كه با حركت از آن‌ها به اصول خاص مي‌رسيم. اولين اصل اساسي و بديهي، اصل مسئوليت است. در اسلام، انسان در قبال آزادي‌اش مسئوليت دارد و نمي‌تواند خود را تافتۀ جدا بافته تلقّي كند. در چارچوب اسلامي، زندگي و عمل انسان بايد از هر نظر با مفهوم گستردۀ «عدل» مطابق باشد. ضرورت اعتدال در مصرف‌، از اين­رو بيش­تر روشن مي‌شود كه بدانيم، انسان موجودي است با تمايلات انحرافي و خيال‌هاي باطل و سركش كه اگر مهار نشود او را از مرز بشريت و مسئوليت‌پذيري خارج و به موجودي خطرناك تبديل خواهد كرد.

يك مبلّغ ديني مي‌تواند الگوهاي قابل قبول و مطابق امكانات و شئون اسلامي‌ در خصوص مصرف منابع به مخاطبان ارائه نمايد. بكارگيري آموزه‌هاي ديني مي‌تواند عامل مؤثر در تغيير الگوي مصرف زائد و منتقد تأثيرات مخرّب عدم رعايت الگوي بهينۀ مصرف باشد. عالمان دين مي‌توانند با تكيه بر آموزه‌هاي ديني و الگوهاي برانگيزاننده، مردم را به محدود كردن اميال و عدم خريد كالاهاي خارجي تشويق نموده و به خريد كالاهاي داخلي بر اساس رعايت الگوي مصرف، ترغيب كنند. به عبارت ديگر، جهت‌گيري ارزشي، شروع مفيدي براي نقد ديني، از مصرف‌گرايي است.

 

6) جمع‌بندي و نتيجه‌گيري:

از آن‌چه گذشت، دانستيم تمام تعاليم دين اسلام، مسلمين را به رعايت تعادل و انصاف در تمام شئون زندگي سفارش مي­كند و مهم­ترين دغدغۀ يك مسلمان را «بودن» مي­داند نه «داشتن». مسلمان واقعي با تفكر در خويشتن خويش، از تعلّق­هاي زائد دنيوي گسسته و به سوي باغ ملكوت پر مي­كشد چرا كه از آن­جاست و بدان­جا باز مي‌گردد. با اين همه، اسلام هيچ­گاه مسلمانان را در استفاده از مواهب دنيوي منع نكرده است و هميشه آن‌ها را  دعوت به فعاليت‌هاي اقتصادي صحيح و مثمر ثمر نموده است چرا كه اقتصاد صحيح و پويا، امكانات وسيعي براي رشد ساير استعدادهاي انساني فراهم مي‌سازد و نداشتن نظام اقتصادي درست و عدم كارآيي آن، باعث اختلال در امكانات رشد و شكوفايي ديگر بخش‌هاي زندگي انسان مي‌شود و آن‌طور كه شايسته و لازم است، به آرزو‌ها و آرمان‌هاي مطلوب نخواهيم رسيد.

شكل و سطح مصرف­كنندگان كالا و خدمات (افراد، خانوارها، بنگاه‌ها، دولت و...) تحت‌تأثير استاندارد مصرف، درآمد، موقعيت اجتماعي و از همه مهم‌تر، اعتقادات و مباني فكري فرد يا جامعه تغيير مي‌كند.

در جهان پيش­رفتۀ امروز، وجود قوانين و تصميم‌هاي صحيح اقتصادي، مي‌تواند سرنوشت و آيندۀ يك جامعه را تحت تأثير قرار دهد تا جايي كه گسترش تكامل معنوي يك جامعه و فراهم نمودن زمينه‌هاي انديشۀ توحيدي و دفاع از كيان جامعۀ اسلامي و مبارزه با مفاسد اخلاقي و تأمين بهداشت همگاني، منوط به اقتصاد سالم است.

اقتصاد جوامع انساني بر سه پايۀ؛ توليد و توزيع و مصرف استوار است. در دين مبين اسلام، داشتن برنامۀ صحيح اقتصادي در امور زندگي، از نشانه­هاي انسان­هاي پرهيزکار و با ايمان است. تدوين قوانين و مقررات جامع و تصميم‌گيري‌هاي درست اقتصادي، تضمين‌کنندۀ آيندۀ کشورهاي در حال توسعه و مستقل است.

هدايت و کنترل مصرف و شناخت انواع مصرف و الگو مي­تواند علاوه بر به کارگيري نيروهاي خلاق و هوش­مند، عاملي در خودکفايي ايران اسلامي باشد.

آسيب‌شناسي الگوي مصرف، شناخت رابطۀ آن با درآمد ملّي، دوري از مصرف‌گرايي غرب‌گونه و تجملاتي، شناخت قاچاق و زيان‌هاي آن بر جامعه، اثرات مصرف کالاهاي خارجي و عدم استفاده از اجناس و توليدات داخلي، بيان الگوهاي مصرف و رياضت اقتصادي، مبارزۀ دقيق و حساب­شده با قاچاق کالا و ارز، تدوين مقررات دقيق گمرکي و مالياتي و... رعايت اين نکات ما را در ساخت ايراني آباد و آزاد، يار و ياور خواهد بود.

مصرف‌کنندگان بر اساس اعتقادات و بينش، تا حدّ امکان بايد از کالاهاي خارجي به ويژه غربي کم­تر استفاده کنند و توليدکنندگان با رعايت نکات دقيق استاندارد در توليد، و رسانه­هاي گروهي در عدم تبليغ اجناس خارجي، و شهروندان در تحريم کالاهاي غيرضروري و لوکس و...، موجبات رشد و شکوفايي اقتصاد نوپاي اسلامي و داشتن آينده­اي درخشان در تمامي عرصه­ها را در سطح جهاني فراهم نمايند.

همان‌طور که بيان شد، مصرف‌گرايي سبب شکاف بين طبقات مختلف مردم است. اين شکاف طبقاتي که منجر به افزايش تمايز اجتماعي شده، افزايش نفوذ فرهنگ بيگانگان را به همراه خواهد داشت. هر اندازه توزيع ثروت و در‌آمد در درون جامعه نامتوازن باشد، روحيۀ مصرف‌گرايي رواج و گسترش سريع‌تري در درون جامعه خواهد داشت، به علاوه منبع کسب در‌آمد، عامل اساسي براي روحيۀ مصرف‌گرايي خواهد بود. بدين صورت در‌آمدهاي کلان که از طريق کسب رانت‌هاي مختلف حاصل شده باشد، به خاطر اين که از طريق توليد حاصل نمي‌شود، روحيۀ مصرف­گرايي را نيز سريع‌تر رواج مي‌دهد. بنابراين هرگاه دگرگوني‌هاي اقتصادي، حقوقي، اجتماعي، کم­تر باشد، امکان ايجاد اين رانت کم­تر بوده و در نتيجه کسب ثروت‌هاي بي‌حساب و با‌دآورده مشکل‌تر شده و لاجرم از تجملات و لوکس‌گرايي کاسته خواهد شد. از طرفي تکنولوژي جديد، نيازهاي جديد خلق کرده است. نظام سرمايه‌داري بدون مصرف­گرايي قادر به ادامۀ حيات نخواهد بود، لذا جست و جوي بازارهاي مصرف در کشورهاي ديگر را در دستور کار قرار داده است. بخشي از وظائف حاکميت، آموزش درست مصرف در سطوح مختلف آموزش اجتماعي ا‌ست و با اين وجود، هيچ تلاشي براي آموزش اين مسئله در کتب درسي يا فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني مشاهده نشده، به اين ترتيب ضعف آموزش، تشديد روحيۀ تجمل‌گرايي و مصرف‌گرايي توسط طبقۀ دلال و غيرمولّد جامعه را به وجود آورده است. حضور فعال بخش‌هاي دلال و واسطه­گر اقتصادي در جامعۀ ما، شرايطي به وجود آورده است که حتّي نظام اقتصادي را در مقابله با مفاسدي نظير سرمايه­گذاري‌هاي غير توليدي، با مشکل مواجه کرده است. در اين صورت اگر سيستم بتواند سمت و سوي توليد جامعه را تعيين کند و جامعه نيز از تحرک طبقاتي بازماند، قاعدتاً مي‌توان انتظار داشت که الگوي مصرف در جامعه تصحيح شود و با توليد بالقوه منطبق گردد.

يکي ديگر از راه‌هاي برون‌رفت از اسراف، دوري خواص و شخصيت‌هاي مهم جامعه از زندگي اشرافي و تجملي است؛ زيرا شيوۀ زندگي آنان بر ديگران تأثير مي‌گذارد. هنگامي که براي رسول خدا(ص) نوشيدني بسيار گوارايي آوردند، فرمودند: «آن را از من دور سازيد که اين نوشيدني مترفان است».

فهرست منابع

1. قرآن کريم.

2. صحيفۀ سجاديه امام سجاد(ع).

3. سيد رضي، نهج‌البلاغه؛ خطبۀ 160.

4. ابن کثير، قصص الأنبياء، جلد2.

5. عدوي محمد احمد، دعوۀ ‌الرسل الي‌الله.

6. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه.

7. مجلسي. محمدباقر، حيات القلوب، جلد1.

8. تاج ‌لنگرودي. محمدمهدي، اخلاق انبياء.

9. تفسير نمونه، جلد10.

10. قمي. شيخ‌عباس، سفينۀ البحار، جلد16.

11.   مجلسي. محمدباقر، بحارالأنوار، جلد16.

12.   کليني. محمديعقوب، اصول  کافي؛ کتاب الإيمان والکفر؛ باب تواضع.

13.   عاملي. شيخ‌حر، وسايل الشيعه، جلد5.

14.   کليني. محمديعقوب، اصول کافي؛ جلد اول.

15. سبط بن جوزي، تذکرۀ الخواص.

 

 


1. نهج‌البلاغه، صبحي ‌الصالح، خطبۀ 23.

  2. صحيفۀ نور، 21، 190.

  3. نهج‌البلاغه، فيض‌الاسلام، نامۀ 35.

 



 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 6:47 PM نظرات 0 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
Powered By Rasekhoon.net