رهبر معظّم انقلاب اسلامي در پيام نوروزي خود، سال 1388 را سال حرکت به سمت اصلاح الگوي مصرف و دهۀ فرارو را، دهۀ پيش­رفت و آباداني کشور ناميد. اين پيام، متضمن بيم و اميد براي جامعه بود. اميد به پيش­رفت و آباداني کشور و بيم از موانعي که مي­تواند اين پيش­رفت را دچار اختلال نمايد.

بي­شک يکي از پايه­هاي مهم پيش­رفت؛ توليد، سازندگي، ابتکار، خلاقيت، نوآوري و جهش علمي است که سال 1387 به عنوان مقدمۀ پيش­رفت و تحقق اين هدف مهم، سال نوآوري و شکوفايي علمي ناميده شد. ليکن پايۀ مهم ديگر آن، اصلاح الگوي مصرف است که به منظور تعيين الگوي مناسب، با هدف­گذاري پيش­رفت و آباداني و تغيير الگوي نامطلوب در جامعه، با توجه به شرايط و نياز امروز کشور، ضروري است که مورد عنايت آحاد جامعه اعم از مديران دولتي، قانون­گذاران، برنامه­ريزان و تودۀ مردم قرار گيرد.

در کشورهايي که الگوي مصرف آن­ها بر اصول علمي و شاخص­هاي کارشناسي مبتني نيست و فرهنگ عمومي پذيراي کاهش مصارف نا به جا و غير ضرور نمي­باشد، ساليانه حجم انبوهي از سرمايه­هاي ملّي آ­ن­ها که مي­تواند پشتوانۀ پيش­رفت و سازندگي قرار گيرد، به سادگي نابود شده که خود در زنجيرۀ علل و عوامل عقب­ماندگي آن کشور تأثيرگذار خواهد بود. از اين­رو کشوري مانند ايران که برنامه­هاي بلندمدّت و ميان­مدّت و سند چشم­انداز توسعه را طرّاحي مي­کند و پيش­رفت و آباداني را سرلوحۀ اهداف خويش قرار داده، مي­بايست الگوي مناسبي را در بهره­گيري از منابع مختلف سرمايه­اي؛ انساني، اقتصادي، اجتماعي و غيره، طرّاحي نمايد تا بر پايۀ آن به نحو مطلوب بدون هدر دادن، نابود کردن، استفادۀ نابه­جا، اين سرمايه­ها را در راستاي اهداف پيش­رفت به کار بندد.

با طرح اصلاح الگوي مصرف به دو شيوه مي­توان برخورد کرد:

1ـ برخورد شتاب­زده، شعاري و سطحي­نگري در انجام برخي اقدامات حذفي و کاهشي به صورت بخش­نامه­اي و تصميم­گيري فردي مديريتي و يا برپايي برخي همايش­ها و جلسات هزينه­بر. اين­گونه واکنش­هاي شتاب­زده مورد نظر رهبري انقلاب نبوده است چرا که به مثله­کردن پيام منجر خواهد شد و به صراحت در پيام ايشان آمده که امسال، سال شروع حرکت به سمت اصلاح الگوي مصرف است و اين، نياز به تداوم و استمرار دارد.

2ـ برنامه­ريزي درازمدّت مبتني بر پژوهش گسترده و مطالعه­اي همه­جانبه با هدف فرهنگ­سازي و پذيرش عمومي الگوي مصرف در همۀ ابعاد جامعه، و اين مسيري است که از خانواده شروع مي­شود و در نهادهاي آموزشي تعليم داده مي­شود و در پيکرۀ جامعه نهادينه مي­شود.

مخاطب اين پيام چند دسته مي­تواند باشد:

1ـ صاحبان انديشه و قلم و نهادهاي آموزشي (مدارس و دانشگاه­ها، حوزه ها و...).

2ـ اصحاب رسانه­ها (ديداري، شنيداري و نوشتاري).

3ـ مديران سازمان­ها، نهادها و ادارات دولتي و خصوصي.

4ـ تودۀ مردم.

صاحبان انديشه و قلم در چند محور مي­توانند در اين باره به ايفاي نقش بپردازند:

1ـ تبيين اصل الگوي مصرف و ضرورت اصلاح آن.

2ـ آسيب­شناسي و بازنگري الگوي فعلي مصرف.

3ـ بررسي موانع (نظري، فرهنگي و اداري) اصلاح الگو.

4ـ راه­کارهاي عملي اصلاح الگوي مصرف.

نهادهاي آموزشي رسمي و مراکز غيررسمي مانند آموزش و پرورش، دانشگاه­ها، حوزه­هاي علميه، سازمان­­هاي تبليغي، فرهنگي، تريبون­هاي نماز جمعه و مراسم مذهبي و...، به منظور ترويج پايدار اصلاح الگوي مصرف در آموزش­ها و مباحث خود، بايد جايگاهي براي اين موضوع اختصاص دهند و به شيوۀ علمي و مستدل در تبيين آن بکوشند.

رسانه­هاي عمومي با اطلاع­رساني و آگاهي­بخشي به مردم و تهيۀ برنامه­هاي پُرمحتوا و پژوهشي، با هدف فرهنگ­سازي و آموزش مستمر جامعه، بايد وارد عمل شوند و الگوي مناسب مصرف را به يک فرهنگ عمومي تبديل کنند.

قانون­گذاران و سياست­گذاران جامعه مي­توانند با ارائۀ طرح­ها و لوايح مؤثر در جهت اصلاح الگوي مصرف، برنامه­هاي مدوّن و کارآمدي را در دسترس جامعه قرار دهند.

در محور تبيين، چند نکته لازم است مورد بحث قرار گيرد: تبيين ضرورت­هاي اصلاح الگوي مصرف، مباني و آموزه­هاي ديني آن (قرآن کريم و روايات)، مباني عقلي و ضرورت­هاي طرح آن در ارتباط با مقولۀ پيش­رفت و آباداني کشور، ضرورت­هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي آن.

در محور آسيب­شناسي ضروري است که الگوي فعلي مصرف در ابعاد مختلف بررسي و بازنگري شده و اشکالات و نقايص هر مورد دسته­بندي گردد، مواردي چون، منابع مالي و ماليات­ها، انرژي؛ نفت، گاز، بنزين، گازوئيل، برق، شبکۀ آب و وسايل مصرفي آن، جنگل­ها و مراتع و محيط زيست، نان مصرفي، خودرو و لوازم آن، محصولات دامي و زراعي، مسئلۀ ترافيک و آلودگي محيط زيست، شبکۀ توزيع کالا، نظام بانکي، ادارات دولتي، مصالح ساختماني، تزئينات و ساختمان­هاي نهادها و ادارات، تجملات زندگي و مصارف خانواده­ها، لوازم آرايشي، همايش­هاي پُر هزينه و غير ضرور، سفرهاي زيارتي و سفره­هاي نذورات و افطاري، مجالس عروسي و پذيرايي­ها، هزينه­هاي جشن­ها و اعياد و ديدارها و تبليغات انتخاباتي، کار و توليد و موارد ديگر.

در اين امور مي­بايست با بررسي علمي و کارشناسي و ارائۀ آمار و ارقام، وضع موجود بررسي شود تا آگاهي و اطلاعات لازم در اختيار مردم، مسئولان، برنامه­ريزان و طراحان اصلاح الگوي مصرف قرار داده شود و بر پايۀ اين آگاهي، طرح جامع، تدوين و از برنامه­هاي شتاب­زده و سطحي جلوگيري شود.

بي­شک در الگوي جديد، سياست­گذاري­ها بايد به گونه­اي باشد که در امور زير، نه تنها کاهش صورت نگيرد بلکه افزايش چشمگيري رخ دهد:

افزايش: کار مفيد کارکنان دولت، توليد و اشتغال، مشارکت جمعي، هم­بستگي و وفاق ملّي، سلامت و بهداشت فردي و اجتماعي، سطح دانش عمومي، قدرت خريد، سطح مطالعۀ عمومي، حجم توليد محصولات زراعي و دامي، پژوهش و اکتشافات و اختراع، سلامت شبکۀ توزيع، درآمد نا خالص ملّي، توليد علم، ذخيرۀ ارزي، ارزش پول ملّي، اعتبار جهاني و...

در اين موارد، صرفه­جويي، خسّت، کم­کاري و عدم سرمايه­گذاري نه تنها نفعي در پي ندارد که به زيان پيش­رفت و آباداني کشور مي­باشد. زيرا اصلاح الگوي مصرف، ناظر به دو جنبه است. يک­جنبه، صرفه­جويي و جلوگيري از اسراف منابع است، جنبۀ ديگر، افزايشي است يعني در الگوي مناسب بايد علاوه بر سطح خانواده­ها و نهادهاي دولتي، اين الگو به زيرساخت­هاي توليدي، توزيعي به منظور توليد ثروت، اشتغال و افزايش ميزان کار مفيد و مواردي که پيش­تر بر شمرده شد، بيانجامد.

براي حصول الگوي جامع و مناسب مصرف که هم به صرفه­جويي منجر شود و هم به افزايش سطح رفاه عمومي و رضايت­مندي مردم و در نتيجه به تحقّق سطح مطلوب توسعه و پيش­رفت بيانجامد، از برآيند دو نگاه؛ اسراف منابع براي پيش­رفت و يا امساک بيش از حد به قصد صرفه­جويي (افراط و تفريط) بايد الگوي حدّ وسط يا ميانه­روي را برگزيد. در آموزه­هاي ديني، بر نکوهش دو شيوۀ اسراف و امساک (خسّت) و ترغيب ميانه­روي و اعتدال، تأکيد فراوان شده است که در اين نوشته به چند مورد از آيات شريفه و روايات اشاره مي­شود:

1ـ امّت اسلام، امّت وسط و گواه معرفي شده است."وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ..." (و بدين­سان شما را امّتي ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد...)/ سورۀ مبارکۀ بقره؛ آيۀ شريفۀ 143.

2ـ راه راستي که بندگان مسلمان، هدايت به آن را از خداوند درخواست مي­کنند، راه ميانه انعام­شدگان است، نه راه غضب­شدگان و نه راه گمراهان."اِهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ * صِرَاطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَلا الضَّالِّينَ"/ سورۀ مبارکۀ حمد؛ آيات شريفۀ 7ـ6.

3ـ در برابر آن­ها که دنياگرايند و آخرت­گريز و آخرت­طلبان دنياگريز، رفتار آن­ها ستوده شده که گويند: «...پروردگارا! ما را [هم] در دنيا نيکي عطا کن و [هم] در آخرت و ما را از عذاب آتش [دوزخ] نگاه دار» "...رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ"/ سورۀ مبارکۀ بقره؛ آيۀ شريفۀ201.

4ـ در احسان و انفاق نيز سفارش به ميانه­روي و اعتدال شده است. «نه دستت را [به خسّت] به گردن خويش ببند و نه يکباره [به بخشش] بگشاي که ملامت­زده و حسرت­خورده بماني» "وَلا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلا تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَحْسُورًا"/ سورۀ مبارکۀ اسراء؛ آيۀ شريفۀ29 .

5ـ از آن­چه خداوند در اختيار انسان قرار داده، سفارش شده که هم در طلب ثواب و سعادت در آخرت بکوشد و هم بهرۀ خود را از دنيا فراموش نکند. "وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا..." (و در آن­چه خداوند به تو داده، سراي آخرت را بطلب و سهم خود را [نيز] از دنيا فراموش نکن...)/ (سورۀ مبارکۀ قصص؛ آيۀ شريف77.

6ـ در سخن گفتن و حتّي خدا را به دعا خواندن و در نماز و نيايش نيز سفارش به اعتدال شده، نه چنان با صداي بلند و نه بسيار آهسته. "...وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ..."/ سورۀ مبارکۀ لقمان؛ آيۀ شريفۀ19.

7ـ يکي از سفارش­هاي لقمان حکيم به فرزندش، اقتصاد و ميانه­روي در زندگي است. "وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ..."/ سورۀ مبارکۀ لقمان؛ آيۀ شريفۀ19.

8ـ بيم و اميد يا خوف و رجا، حالتي است که بندگان شايسته نسبت به ثواب و عتاب الهي دارند. نه مأيوس از رحمت خداوند و نه آن چنان در غرور و غفلت. " قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا..." (بگو: اي بندگان من که بر خويشتن زياده­روي روا داشته­ايد! از رحمت خدا مأيوس نشويد. همانا خداوند، همۀ گناهان را [به شرط توبه] مي­آمرزد...)/ سورۀ مبارکۀ زمر؛ آيۀ شريفۀ53.

"لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ..." (تا بر آن­چه از دست شما رفته است، اندوه نخوريد و به آن­چه به شما داده، سرمست نباشيد...)/ سورۀ مبارکۀ حديد؛ آيۀ شريفۀ 23.

امام صادق(ع) مي­فرمايند: «به خدا اميدوار باش اما نه اميدي که تو را در نافرماني و معصيت گستاخ کند و از خدا بترس نه ترسي که تو را از رحمت خدا نااميد کند». (مشکاةالانوار؛ ص303)

9ـ در ميان اهل کتاب، آن­ها که ميانه­رو و معتدل بوده، در برابر آنان که بدعمل و ستمکار بوده و با مسلمانان به جنگ و ستيز مي­پرداختند، ستايش شده­اند. "...مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ سَاءَ مَا يَعْمَلُونَ"/ سورۀ مبارکۀ مائده؛ آيۀ شريفۀ66 .

10ـ از امّت پيامبر هم گروهي به خويش ستم مي­کنند و گروهي راه عدل مي­پيمايند و برخي به هر عمل خير سبقت گيرند. "...فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ..." (...که از آن­ها برخي بر خود ستمکارند و برخي ميانه­رو، و گروهي به اذن خدا در نيکي­ها پيش­گامند...)/ سورۀ مبارکۀ فاطر؛ آيۀ شريفۀ 32.

11ـ در خوردن و آشاميدن (مصارف زندگي و حوائج روزانه) نيز ميانه­روي توصيه شده است. "...وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلا تُسْرِفُوا..." (...و بخوريد و بياشاميد و زياده­روي نکنيد...)/ سورۀ مبارکۀ اعراف؛ آيۀ شريفۀ 31.

ليکن در مقولۀ اسراف، با شدّت بيش­تري از آن پرهيز شده و دستور به نهي از آن شده است. "...إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ" (...که او [خدا] اسراف­کاران را دوست ندارد)/ سورۀ مبارکۀ اعراف؛ آيۀ شريفۀ 31.

"...كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ" (...[غفلت و غرور و کفران] اين­گونه براي اسرافکاران، اعمالي که انجام مي­دادند، زينت داده شده است)/ سورۀ مبارکۀ يونس؛ آيۀ شريفۀ 12.

"...إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِي الأرْضِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ" (...به راستي فرعون در آن سرزمين بسيار سرکشي داشت و او از مسرفين بود)/ سورۀ مبارکۀ يونس؛ آيۀ شريفۀ 83.

"...أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ" (...مسرفين اهل آتش دوزخند)/ سورۀ مبارکۀ غافر؛ آيۀ شريفۀ 43.

"...وَلا تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا *إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كَانُوا إِخْوَانَ الشَّيَاطِينِ..." (...ولخرجي و اسراف مکن * چرا که اسراف­کاران برادران شيطانند...)/ سورۀ مبارکۀ اسراء؛ آيات شريفۀ 27ـ26 .

در روايات نيز توصيه­ها و تأکيداتي بر ميانه­روي و پرهيز از اسراف شده است.

امام علي(ع) در سخنان شيوايي فرموده­اند: «...أليَمين والشِّمالُ مَضَلَّةٌ، و الطَّرِيقُ الوُسطي هِيَ الجادَّةُ...» (...چپ و راست گمراهي، و راه ميانه، جادۀ مستقيم الهي است که قرآن و آثار نبوت، آن را سفارش مي­کند...)/ نهج­البلاغه؛ خطبۀ16.

«نَحنُ النُّمرُقَةُ الوُسطَي بِها يَلحَقُ التَّالِي، وَ إلَيها يَرجِعُ الغالِي» (ما تکيه­گاه ميانه­ايم، عقب­ماندگان به ما مي­رسند، و پيش­تاختگان به ما باز مي­گردند)/ نهج­البلاغه؛ حکمت 109.

«ما عالَ مَنِ اقتَصَدَ» (آن که ميانه­روي کند، تهي­دست نخواهد شد)/ نهج­البلاغه؛ حکمت140.

«اندازه­گيري، نصف زندگي است»/ تحف العقول؛ ص113.

«کُن سَمَحاً وَلا تَکُن مُبَذَّراً، وَکُن مُقَدِّراً وَلا تَکُن مُقَتَّراً» (بخشنده باش، اما زياده روي نکن، در زندگي حساب­گر باش اما سخت­گير مباش)/ نهج­البلاغه؛ حکمت33.

«روش ما ميانه­روي و مسلک ما رشد و هدايت است»/ تحف العقول؛ ص120.

«بهترين روش­ها، روش راه ميانه است»/ غررالحکم؛ ص396.

«فرو کاستن صوت و فرو پوشيدن نگاه و اعتدال زندگي از دستورهاي ايمان و نيکي دين­داري است»/ غررالحکم؛ ص397.

«از بي­جا و بي­اندازه دادن و خرج کردن دوري گزينيد»/ غررالحکم؛ ص387 ـ و پرهيز از اسراف در نامه­هاي 3 ،21، و خطبۀ 126.

دکتر جهانبخش ثواقب



 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 6:46 PM نظرات 0 | لينک مطلب

حجت‌الاسلام بهشتی‌نژاد در جمع مدیران ادارات تبلیغات اسلامی شهرستان‌های استان اصفهان به پیام نوروزی مقام معظم رهبری (مدظله العالی) اشاره کرد و گفت: ایشان با اعلام سال 88 به نام سال اصلاحالگویمصرف توجهی ویژه را در مسئولین و مردم ایجاد کرده است که آیا منظور از اصلاحالگویمصرف چیست و این برکات و آثار آن در کوتاه مدت و بلند مدت چگونه خواهد بود؟ وی اظهار داشت: باید تعصبی در مسئولین و مردم باشد تا این شعار به مرور زمان کمرنگ نشود.

مدیر کل تبلیغات اسلامی استان اصفهان افزود: روحانیون باید در این زمینه توجه ویژه ای داشته باشند و باید از طریق منابر تلاش كنند و نقش فرهنگ سازی الگویمصرف را در دستور کار خود قرار دهند. وی همچنین خاطر نشان کرد: اصلاحالگویمصرف مسئولین، روحانیون و مردم را بر این داشته است که به دنبال روایاتی از اهل بیت (ع) در زمینه اقتصاد، مصرف و اسراف و مواردی این چنین باشند.

حجت‌الاسلام بهشتی نژاد در ادامه سخنان خود تشکیل ستاد اصلاحالگویمصرف را عنوان کرد و افزود: ادارات تبلیغات اسلامی با همکاری دفتر امام جمعه، فرماندار، روحانیون و... سعی در تشکیل این ستاد داشته باشند و با همکاری روحانیون که نقش بسیار تاثیر گذاری در فرهنگ سازی جامعه دارند ، در رابطه با اصلاح الگوهای مصرف فرهنگ سازی نمایند.

وی ادامه داد: کسانی که در تلاش تحقق اصلاحالگویمصرف هستند باید نظر خواهی از اقشار مختلف مردم را در اولویت قرار دهند. حجت‌الاسلام بهشتی نژاد در ادامه سخنان خود به اجرای مطلوب برنامه‌های فرهنگی در استان تاکید کرد و افزود: اساسنامه جدید سازمان تبلیغات اسلامی که به امضای مقام معظم رهبری (مدظله العالی) رسیده است یک آئینه شفاف برای انجام کارهاست و نباید برای اجرای برنامه ها فرصت را از دست داد.

مدیر کل تبلیغات اسلامی استان با بیان اینکه متولی برنامه‌های فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی است افزود: مدیران ادارات تبلیغات اسلامی در شهرستان‌ها می توانند برای فرمانداری‌ها، دفاتر امام جمعه و ... تامین محتوای فرهنگی کنند.

وی در پایان افزود: ارائه گزارشات نشان دهنده احساس مسئولیت مدیران و کیفیت و کمیت انجام فعالیت‌های فرهنگی در شهرستان‌هاست.



 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 6:39 PM نظرات 0 | لينک مطلب

پیام نوروزی سال 1388 آیت الله خامنه ای تا مدتها در اذهان طرفداران محیط زیست خواهد ماند

     تا آنجا که به یاد می‌آورم، تاکنون در نامگذاری سال‌ها که توسط رهبری جمهوری اسلامی ایران رخ می‌دهد، کمتر می‌شد قرابت مستقیمی بین عنوان سال انتخابی و ملاحظات اساسی محیط زیستی یافت. امّا امسال، آیت‌الله خامنه‌ای همه‌ی طرفداران محیط‌ز‌یست را غافلگیر کرد و دست بر روی موضوعی گذاشت که شاید بتوان آن را علت‌العلل تخریب شتابناک محیط زیست چه در ایران و چه در اغلب نقاط جهان نامید.
     کافی است بدانیم نوع بشر از ابتدای خلقت تا سال ۱۸۵۲ میلادی، همان قدر انرژی مصرف کرده (۱۲ هزار تریلیون کیلو وات ساعت) که در طول یکصد سال پس از آن به مصرف رسانده است! و نگران‌کننده‌تر این که پیشبینی میشود در فاصلهی یکصد سال بعدی – که اینک ۵۷ سال از آن طی شده، مصرف انرژی با یکهزار درصد رشد به ۱۲۰ هزار تریلیون کیلو وات ساعت برسد.

    و در ایران حتا وضع به مراتب بدتر از میانگین‌های جهانی است. به نحوی که آخرین برآوردهای رسمی نشان می‌دهد که مصرف انرژی در ایران برابر با مصرف انرژی در کشوری با جمعیت ۷۵۰ میلیون نفر است. یعنی هر ایرانی دست‌کم به اندازه‌ی ۱۰ نفر از ساکنان زمین مصرف کرده و زباله می‌سازد و بر زمین فشار می‌آورد. این یعنی چنانچه نتوانیم در مهار مصرف بی‌رویه‌ی انرژی به توفیق نایل شویم، آنگاه باید در پایان دوره سند ۲۰ ساله‌ی کشور، انتظار مصرف معادل نفت خام انرژی  در حد رقم غیرقابل تصور ۵/۲۳ میلیون بشکه در روز را بکشیم. در حالی که مطابق همان سند، قرار بر این بوده که هرسال معادل ۱/۴ میلیون بشکه نفت خام در مصرف انرژی کشور کاهش یابد و تا پایان سال ۱۴۰۳میزان مصرف انرژی کشور  به معادل ۶/۸ میلیون بشکه در روز برسد.
    غم‌انگیز‌تر آن که تقریباً بی‌انظباطی در مصرف و حیف و میل اندوخته‌های ملّی و طبیعی را می‌توان در تمامی زمینه‌ها مشاهده کرد. نرخ وحشتناک تولید سرانه زباله در ایران، که در برخی موارد از شهروندان پرمصرف‌ترین و ثروتمند‌ترین کشورهای شمال هم پیشی می‌گیرد؛ میزان چشم‌گیر ضایعات مواد غذایی و به ویژه نان که تا ۳۰ درصد گزارش شده است؛ آمار  وحشتناک رخداد تصادفات رانندگی و تلفات ناشی از آن؛ هدررفت آب کشاورزی که بین ۶۵ تا ۷۰ درصد است؛ هدررفت ۳۰ درصد از آب شرب در شبکه‌های لوله‌کشی شهری؛ مصرف بی رویه سموم و آفات و کودهای شیمیایی که برابر کشوری است که دو برابر اراضی کشاورزی کنونی را دارد! و بسیاری مؤلفه‌های دیگر نشان می‌دهد که به راستی و به درستی، مقام رهبری انگشت بر روی پاشنه‌ی آشیل جامعه‌ی امروز ایران نهاده است.

رویکرد به انرژی های پاک باید بیش از پیش در دستور کار قرار گیرد.

    فقط امیدوارم که این نامگذاری در حد شعار و جمله‌های زیبا باقی نماند و عملاً دولت‌سالاران نشان دهند که خطر نهفته در مصرف بی‌رویه را دریافته و خواهند کوشید تا با بازمهندسی روش‌های کنونی مصرف در بخش سوخت (به ویژه سوخت خودروها)، منابع آب، سلامت (به ویژه مصرف دارو)، ساخت و ساز مسکن، ظروف یکبار مصرف، راندمان کاری در واحدهای صنعتی و اداری، بخش کشاورزی و صنایع نظامی و … گامی عملی برای بهبود پایداری سرزمین مادری بردارند.

     کلام آخر آن که:
    هر چند وظیفه‌ی هر ایرانی است تا به سهم خویش در کاهش مصرف فردی و نهاد خانواده‌ای که در آن زیست می‌کند، بکوشد؛ اما نباید فراموش کنیم که بزرگترین و بی‌تناسب‌ترین مصارف همانا در بخش‌های دولتی است که رخ می‌دهد و نه در بخش خصوصی. بنابراین دولت نباید با فرافکنی موضوع، به شکلی وارد عمل شود که گویی این شهروندان عادی کشور هستند که سبب ساز چنین حیف و میلی در اندوخته‌ها و منابع ملی و طبیعی کشور شده‌اند.
    یادمان باشد: برخی آمارها نشان می‌دهند که ارزش تقریبی انرژی مصرفی در کشور از حدود ۴۷ میلیارد و ۵۰۰ میلیون دلار در سال ۱۳۸۵ به مرز یکصد میلیارد دلار در سال ۱۳۸۷ رسیده است. در بزرگی این رقم همان بس که بدانیم اگر فقط یک درصد این رقم را در بخش انرژی‌های نو سرمایه‌گذاری کنیم، نه‌تنها می‌توانیم برای همیشه کشور را از کابوس خاموشی و کمبود انرژِی برهانیم و نه فقط گامی استوار به سوی پدیدارشدن آسمانی آبی بر فراز ایران‌زمین برداریم که به نوبه‌ی خود سهم خویش را به عنوان شهروند مسئولیت‌پذیر جامعه‌ی جهانی هم ایفا کرده و گامی عملی در کاهش تولید گازهای گلخانه‌ای و مهار فرآیند ویرانگر جهان‌گرمایی برداریم و بدین‌ترتیب، چالش بوجود آمده را به فرصت بدل سازیم.
    چنین است که اعتقاد دارم، نامگذاری سال ۱۳۸۸ با عنوان: «سال اصلاح الگوی مصرف» می‌تواند سبزترین خبری باشد که هر طرفدار محیط زیستی را شادمان می‌سازد. و می‌تواند نوید بخش کشوری باشد که در آن ۱۵ میلیون انسان در زیر خط فقر زندگی نکنند؛ آن هم کشوری که با ۷۷۷ میلیارد دلار تولید ناخالص ملی در سال گذشته و به شهادت آمارهای ارایه شده توسط بانک جهانی در شمار ثروتمندترین کشورهای جهان از این منظر جای می‌گیرد.

    بیشتر بدانید:
   - ۳۰‬میلیارد بطری آب ، هر ساله کوهی از مشکلات زیست محیطی را به آمریکا تحمیل می کند!
دو میلیارد نفر از جمعیت جهان به خاطر نبود دسترسی به انرژی پاک و قرارگرفتن در معرض دود آتش در هوای آزاد، آسیب می‌بیند.
- سازمان بهداشت جهانی می گوید : “یک سوم بیماری ها در کودکان زیر پنج سال ناشی از آلودگی های محیط زیستی است.”
- ” آب ناسالم ” ، علت ۱۰% کل بیماری ها و ۶% کل مرگ و میرها در جهان است .



 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 3:48 PM نظرات 1 | لينک مطلب

درحالی مقام معظم رهبری سال 88 را سال اصلاح الگوی مصرف نام‌گذاری کردند كه گزارش‌ها از افزايش مرتب هزينه‌هاي بيمه‌گري در ايران حكايت دارد. به‌طوري كه به‌رغم ضريب نفوذ اندك بيمه به ميزان 3/1 درصد در كل كشور، اما به گفته دکترفرشباف ماهریان، رییس کل بیمه مرکزی ایران 92‌درصد منابع دريافتي شرکت‌هاي بيمه صرف پرداخت خسارت‌هايي كه عمدتا قابل پيشگيري است و هزينه‌هاي اداري و عمومي مي‌شود.

با نگاهی اجمالی به آمارهای قابل اتکا مي‌توان نتیجه گرفت كه الگوی مصرف از خدمات بیمه‌ای در دو گروه بیمه‌گذار و بیمه‌گر نیازمند اصلاحات اساسی است.
چراکه در سبد خرید خانواده‌هاي ایرانی بیمه جایی ندارد و سرمایه و دارایی‌هاي بیمه‌گران نیز بدون در نظر گرفتن اصول بیمه‌گری نزد خود آنان بیمه شده است که این مورد درصورت‌هاي مالی برخی از شرکت‌هاي بیمه به صورت یک بند حسابرسی عنوان شده است.
این درحالی است که آخرین آمارهای ارائه شده از سوی بیمه مرکزی نشان مي‌دهد كه درآمدهای بیمه ای در شرکت‌هاي بیمه برای سال مالی 86 از رشد 25‌درصدی و هزینه‌هاي بیمه ای از رشد 30‌درصدی برخوردار است و درآمد سرمایه‌گذاری‌ها در صنعت بیمه در مقابل رشد 16‌درصدی هزینه‌هاي اداری و عمومی تنها 10‌درصد رشد دارد.
ایران کشوری با جمعیت بیش از 70 میلیون نفر و ظرفیت‌هاي قابل توجه اقتصادی، دارای 6/3هزار میلیارد تومان حق بیمه است که در مقایسه با سرمایه‌هاي ملی رقم ناچیزی است. در عین حال در صنعت بيمه دنيا بار اصلى رشد توسعه اقتصادى را بيمه‌هاي عمر بر عهده دارند و عدد سال ۲۰۰۷ بر حسب ميليون دلار آمريكا در بيمه‌هاى عمر دوميليون و سيصد و نود و سه هزار دلار بوده در حالى كه بيمه‌هاى غيرعمر يك ميليون و ششصد و شصت و هفت هزار بوده است، در نتیجه ۶۰درصد بازارهاى دنيا را بيمه‌هاي عمر تشكیل داده اند.
درایران با وجود سابقه 75 ساله بیمه گری بیمه‌هاي اجباری کماکان سهم قابل توجه حق بیمه‌ها را به خود اختصاص داده‌اند و بیمه‌هاي اختیاری در جامعه جایگاهی ندارد.
رشد حق بیمه‌هاي آتش‌سوزی و باربری کاهش و ضریب خسارت این رشته‌ها سیر صعودی در پیش گرفت. بیمه‌هاي درمان تکمیلی و شخص ثالث نیز با داشتن بالاترین ضریب خسارت بیشترین حجم پرتفوی بیمه گران را در انحصار داشته و مهمترین کالای ویترین آنان محسوب مي‌شوند.
سیاست‌هاي کلی برنامه پنجم توسعه که پیش از این توسط مقام معظم رهبری ابلاغ شد نیز بر توسعه خدمات بیمه در کشور تاکید دارد و اصلاح الگوی مصرف سرفصلی دیگر برای توسعه این خدمت در کشور است و اطلاعات ساختار بازار، حذف تدريجى تعرفه و نظارت و كنترل بيمه مركزى از جمله ويژگى‌هاي اين دوران است.
 
 

اصلاح الگوی مصرف خدمات بیمه
 


 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 3:44 PM نظرات 1 | لينک مطلب
کلوا و اشربوا ولاتسرفوا ان الله لا یحب المسرفین
بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید همانا خدا اسرافکاران را دوست ندارد.1
اسراف در فرهنگ لغات به معنای افراط ، فراخ رفتاری ،تلف کردن مال و ول خرجی کردن و یا در مهر مورد زیاده روی کردن را آورده اند.2
و اما درحرمت اسراف و مذموم بودن آن هیچ بحث و حرفی نیست ولی کلام در اینست که چگونه تشخیص دهیم زیاده روی کرده و اسراف نمودیم ، یا قدم به میانه و اعتدال گذارده ایم . علی ـ علیه السلام ـ راه تشخیص و تمیز آن را به ما نشان داده وبرای شخص اسرافکار سه نشانه ذکر می فرمایند : « طعامی که در خور او نیست می خورد ، لباسی که در خور او نیست می پوشد و متاعی که در خور او نیست می خرد.»3 بنابراین مهمترین عامل شتافت مرز و حد بین اسرافکار و شخصی که مسرف نیست شأن و موقعیت اقتصادی شخص است یعنی چناننچه خوراک ،پوشاک و نوسایلی که فرد استفاده می کند فراخور حال وی باشد اسراف نبوده و در غیر این صورت اسم فاعل اسراف در مورد او تحقق می پذیرد . ( البته این قید شأن و موقعیت مربوط به اصل استفاده وسایل و متاع مورد نیاز است به این معنا که شخص متمول برای استفاده از وسایل گران قیمت و خوردنیهای رنگارنگ اسراف محسوب نمی شود تا زمانی که در حد نیاز و جزء وسایل زندگی او باشدو الا چنانچه همین فرد به مصرف گرایی بی رویه روی اورد مثل استفاده از چندین نوع غذا در یک نوبت و یا خرید وسایلی که هیچگاه به کار نمی آید یقینا عمل ااو اسراف است .)
اسراف یکی از گناهان کبیره است که چون سایر گناهان برای مبارزه با آن ابتدا باید عوامل پیدایش آن را شناخت و پس از آن با آثار و عوماقب سوء آن آشنا شد .
علل پیدایش اسراف دو عامل ذکر شده است : 1ـ عامل اخلاقی 2ـ عامل روانی

از جمله عوامل اخلاقی :

الف : ضعف ایمان است . مهمترین عاملی که انسان را درمقابل منکر مقاوم کرده و از افتادن در ورطه گناه باز می دارد ایمان است و شخصی که دچار اسراف شده بی تردید ایمان در قلب او آنگونه که باید قوت نگرفته است .
ب: پیروی از هوی نفس : « ان النفس لاماره بسوء الا ما رحم ربی »4
نفس انسان هماره انسان را به بدی می خواند مگر اینکه خدا رحم کند و شخص مسرف کسی است که مغلوب نفس اماره گشته است .
ج : کوته نظری : شخص مسرف گمان می کند هر چه پوشاک ، خوراک و وسایل زندگی اش در حد عالی باشد از ارزش و مقام بهتری در اجتماع و جلوی سایرین برخوردار است.
د: ریا : شخص مسرف برای نشان داددن خود یک سری خرجهای دهان پر کن ، بذل و بخششهای بی مورد که نه خود و نه دیگران نیازی به آن دارند انجام می دهد تا فقط به چشم بیاید .

و از جمله عوامل روانی :

الف : تجمل گرایی و تجمل پرستی
« حب الدنیا رأس کل خطیئه» فرد زیباییها را دوست دارد اما به حد افراط تا جایی که به مرحل پرستیدن و ستایش کردن می رسد . دوست دارد هر چیز زیبایی را که می بیند بخرد و آن را از آن خود می داند .
ب : الگوهای نادرست رفتاری و کرداری :
فرد به اسراف دچار می شود چون عملی مرسوم در خانواده است و یا تحت تأثیر اطرافیان چون دوستان و آَنایان و محیط پیرامون خود قرار گرفته و از آنان الگو برداری کرده است .
اسراف مذموم است و در دین اسلام هم نکوهش شده امام زمانی ترغیب به حذف این خصیصه در ما ایجاد خواهد شد که ضرورت آن بر ایمان ملموس و قطعی شود و آن میسر نخواهد بود تا زمانی که میزان قبح عمل و عواقب سوء آن برایمان روشن گردد . لذا برای ایجاد این حساسیت به ذکر چندین مورد از آثار سوء اجتماعی و آثار اخروی اسراف می پردازیم .

آثار سوء اجتماعی :

1ـ رفتن برکت از سفره بندگان و سلب نعمت ازایشان . پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ هر که در زندگی میانه روی کند خداوند او را نعمت دهد و هر که زیاده روی کند خدایش او را بی نصیب سازد.»5
2ـ سترش بی عدالتی و فقر : اسراف از خانواده به جامعه کشیده می شود که نتیجه آن فقر و بی عدالتی است . بازار یک جامعه تابع عرضه و تقاضا است . وقتی اسراف پیش آمد فرهنگ مصرف گرایی بالا می رود . در نتیجه تقاضا زیاد می شود درحال که ارز ثابت است . اینجاست که جامعه با مشکل اقتصادی روبرو خواهد شد . مسرفان یک جامعه کالا را می خرد به هر قیمتی که باشد . فروشنده هم از انی موضوع سوء استفاده کرده جنس و کالای خود را به بالاترین قیمت ممکن می فروشد پس گرانی و تورم پیش می آید در نتیجه اقشار کم درآمد جامعه قادر به بر آوردن مایحتاج زندگی خود نبوده و فقر دامنگیر آنان می گرددد . به دنبال فقر عدالت ازجامعه رخت بربسته ، فاصله طبقاتی و فساد اقتصادی که آثار مخرب آن بر همگان روشن است فراگیر می شود .

آثار سوء اخروی:

1ـ محروم شدن ازحب خداوند که در ابتدای بحث به آیه مورد نظر اشاره شد .
« خداوند اسرافکاران ار دوست ندارد .»
2ـ مستجاب نشدن دعا : پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ دعای چهار دسته از امت من مستجاب نمی شود که یکی از آنها مشخص مسرف است.6
3ـ محروم شدن از هدایت پروردگار : « پس خداوند عمل فرعون را جلوی او زیبا جلوه داد تا از هدایت خدا محروم گردد و از راه راست بازداشته است.»7
4ـ دور بودن از شفاعت ائمه : امام جواد ـ علیه السلام ـ به نقل از پدرانشان به نقل از امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ فرمودند : کیفر خدا را کوچک نشمارید زیرا شفاعت ما به برخی از اسرافکاران تنها پس از سیصد هزار سال می رسد.8
5ـ خوار شدن در قیامت : علی ـ علیه السلام ـ در نهج البلاغه می فرمایند : « آگاه باشید بخشیدن مال به آنها که استحقاق آن را ندارند ، زیاده روی و اسراف است و ممکن است در دنیا مقام بخشند . مال را بالا ببرد اما در آخرت او را پست خواهد کرد و درمیان مردم ممکن است گرامی باشد اما در پیشگاه خدا خوار و ذلیل است.9
 
   




 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 3:24 PM نظرات 0 | لينک مطلب

  سودا گر ، پنیر در شیشه می خورد .

قناعت هر که کرد، آخر غنی شد .

مرده از جوع، به که زنده به قرض .

نکاهد به پرهیز افزودنی .

نانت را با آب بخور ، منت آب دوغ مکش .

نسیه خور، بسیار خورد .

یکشاهی هم یکشاهی است .

اگر خواهی بی‌رنج توانگر باشی بسنده کار باش .

طوری بخور که همیشه بخوری .

 


 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 3:19 PM نظرات 1 | لينک مطلب
 
صرفه جويي به مفهوم مصرف چيزي به شكل درست و مناسب آن است. اين مساله براي ايجاد تعادل ميان درآمد و هزينه بسيار مهم و اساسي است و در حوزه اقتصاد خانواده نيز مي تواند تاثيرگذار و سرنوشت ساز باشد.
 با اين همه صرفه جويي علاوه بر اينكه در حوزه اقتصاد شخصي معنا و مفهوم مي يابد در حوزه اقتصاد عمومي نيز معنا دارد. امام خميني (ره) بر اين اساس است كه مصرف زياد و بيش از نياز در آب و برق را نه تنها نادرست و حرام مي داند بلكه آن را ضمان آور دانسته و شخص را نسبت به جامعه مديون مي شمارد.
قرآن نيز به اين مساله از ابعاد مختلف پرداخته است؛ زيرا قرآن كتاب هدايت و راهنمايي آدمي به سوي كمال است و به مساله اقتصادي كه ارتباط تنگاتنگي با مساله آسايش و آرامش دارد، توجه داشته و براي اين كه انسان در مسير كمالي حركت كند به مساله اقتصاد و روش هاي مناسب و درست كسب درآمد و هزينه هاي آن نيز پرداخته است. بازخواني نگرش و تحليل قرآن مي تواند در اين زمينه براي دست يابي به شيوه هاي درست كمك كند. نوشتار حاضر تلاشي است تا اين مساله را از ديدگاه قرآن واكاوي نمايد.

مفهوم صرفه جويي

واژه عربي صرف كه به معناي تغيير و تحويل آمده است در علوم مختلف معاني و مفاهيم گوناگوني را بيان مي كند. به عنوان نمونه در علم صرف و نحو به معناي ساختن صيغه هاي مختلف از يك اصل مي باشد كه در ادبيات عربي معروف و مشهور است.

در علوم قرآني صرفه به معناي بازداشتن شخص از آوردن آيه و يا سوره اي است كه در مقام تحدي انجام مي گيرد. در اين كه اين نظريه درست و يا نادرست است سخني نيست بلكه تنها بيان اين كه صرفه به معناي بازداشتن شخص به شكل تكويني از آوردن سوره و يا آيه نيز به كار رفته است.

در علم اقتصاد چون سخن از توليد و توزيع و مصرف است واژه صرفه جويي به معناي مصرف درست و مناسب چيزي است كه در اختيار شخص قرار دارد و در ازاي آن كار و يا هزينه اي پرداخت شده است. بنابراين صرفه جويي در ارتباط با مصرف چيزي است كه داراي ماليت مي باشد و انسان در قبال آن كار و يا هزينه اي پرداخته و يا مي پردازد.

صرفه جويي، كم مصرف كردن نيست

عده اي صرفه جويي را به معناي كم مصرف كردن معنا كرده اند ولي به نظر مي رسد اين معنا نمي تواند اقتصادي باشد؛ زيرا هدف از توليد يك شي اقتصادي، مصرف آن است و مصرف چيزي زماني به وقوع مي پيوندد كه آدمي به آن نياز داشته باشد و با مصرف آن چيز نيازي از نيازهاي وي برآورده مي شود. بنابراين شخص لازم است تا در حد نياز و برآورد آن، چيزي را مصرف نمايد و كم مصرف كردن نمي تواند نياز وي را برآورده سازد، مگر آن كه در مساله نياز به نيازهاي اساسي و نيازهاي غير اساسي و يا نيازهاي لازم و غير لازم توجه داده شود. در اين صورت مي توان گفت كه مصرف چيزي مي بايست در حد برآورد نيازهاي اساسي و لازم باشد.

ولي مشكلي كه در اين جا خود را نشان مي دهد آن است كه همان گونه كه نيازهاي آدمي به دو دسته نيازهاي اساسي و لازم و غير اساسي و غير لازم دسته بندي مي شود و به شكلي اولويت خود را تحميل مي كند، در حوزه چيزهايي كه به عنوان مواد مصرفي مورد توجه قرار مي گيرد نيز اولويت بندي صادق است. به اين معنا كه هرچه نياز شخص و يا جامعه به چيزي اساسي و ضروري و لازم باشد آن چيز به شكل امري با ماليت بيش تر و اساسي تر مطرح مي شود. از اين رو ارزش نيازي انسان به چيز اقتصادي، آن چيز را ارزشمندتر مي سازد چنان كه كم اهميتي آن نيز آن را در درجه دوم اهميت قرار مي دهد.

البته اين امر به چيزهايي برمي گردد كه ارزش مالي داشته و براي توليد و تهيه آن نيازمند كار و پرداخت هزينه هستيم. بنابراين با آن كه هوا و اكسيژن براي آدمي داراي ارزش و اهميت بسيار و حياتي است ولي از آن جايي كه درحال حاضر براي آن هزينه اي پرداخته نمي شود و نياز به توليد آن نداريم و كاري براي آن انجام نمي دهيم چيزي بي ارزش بوده و از ماليت خارج مي شود و سخن از صرفه جويي در آن معنا و مفهومي ندارد؛ ولي اگر فرض كنيم كه در آينده براي توليد اكسيژن مصرفي انسان نيازمند توليد و يا كار براي آن باشيم مي بايست براي آن ماليت قرار داده و درباره شيوه هاي مصرف و استفاده آن سخن بگوييم.

ديدگاه اقتصاددانان درباره صرفه جويي

به هرحال صرفه جويي ارتباط تنگاتنگي با مسأله ماليت و مقدار توليد و توزيع دارد. هر چيزي كه ازنظر مالي ارزشمند و از نياز بشر به آن بيش تر باشد درباره نحوه و چگونگي مصرف آن نيز مسايل و مطالب بيش تري مطرح مي شود.

اقتصاددانان درباره نحوه مصرف به اين نكته توجه مي دهند كه مراد از صرفه جويي، كم مصرف كردن نيست؛ زيرا مي بايست در هر چيزي كه بخشي از نياز آدمي را برطرف مي سازد به مقدار موردنياز از آن استفاده كرد. بنابراين شخص مي بايست در حد نياز طبيعي خود از هر چيز اقتصادي استفاده كند. تنها مسأله اي كه اقتصاددانان آن را مطرح مي سازند اين است كه در زمان بحران هاي اقتصادي و كاهش توزيع و يا توليد چيزي، مي بايست به حد اقل بسنده كرد و درحد رفع حاجت و نياز ضروري از آن استفاده نمود تا فرصت بيش تري به ديگران داده شود.

در حقيقت در زمان بحران سخن از مصرف درحد ضرورت و رفع نياز است ولي اين بدان معنا نيست كه شخص آن چيز را كم مصرف كند. صرفه جويي در اين زمان به شكل ضرورت خود را تحميل مي كند و اگر در زمان هاي ديگر صرفه جويي به معناي مصرف درست و متناسب از كالاي اقتصادي است در زمان بحران اين نكته از جهات ديگر مورد تأكيد قرار مي گيرد تا شخص به حد ضرورت بسنده كرده و به قول معروف به مستحبات نپردازد.

به سخن ديگر صرفه جويي در همه حال و هر زماني چه بحران و چه غيربحران به معناي مصرف درست كالاي اقتصادي همانند آب و برق است ولي در زمان بحران تنها برآورد نيازها درحد ضرورت به معناي صرفه جويي است كه نوعي محدوديت را نيز سبب مي شود كه تحميلي از سوي بحران است.

بنابراين صرفه جويي ازنظر اقتصاددانان به معناي استفاده درست و مناسب از كالاي اقتصادي و بهره وري و آگاهي نسبت به نيازهاي واقعي است.

در اين جاست كه مسئله آگاهي و شناخت، خود را بر اقتصاد مصرف تحميل مي كند. در حوزه اقتصاد توليد مسئله اين است كه چگونه و چه چيزي را در چه مقدار و حجم توليد كنيم اصلي است كه هر توليدكننده اقتصادي بدان توجه دارد. در اقتصاد مصرف نيز شخص مي بايست به اين نكته توجه كند كه چه چيزي نياز واقعي است و تا چه مقدار مي تواند نياز واقعي او را برآورده كند و افزون بر آن امري بيرون از نياز واقعي او مي باشد؟ به عنوان نمونه مصرف 7 تا 15 ليوان آب براي سلامت مفيد و سازنده است. بنابراين 7 ليوان آب نياز واقعي او را تشكيل مي دهد كه شخص مي بايست آن را مصرف كند و كم تر از آن مي تواند به او زيان برساند. بر اين اساس مي توان برنامه ريزي در اقتصاد مصرف را اين گونه داشت كه در زمان بحران شخص به جاي بيش از 7 ليوان مي بايست در همان اندازه مصرف كرده و صرفه جويي نمايد. در اين صورت نوعي كم مصرفي را مي توان در مفهوم صرفه جويي در زمان بحران استنباط كرد ولي اين كم مصرفي زيانبار نيست بلكه كم مصرفي در راستاي بهينه سازي مصرف در زمان بحران است.

از اين رو آگاهي بخشي نسبت به كالاهاي مصرفي در حوزه اقتصاد مصرف ضروري و مناسب است. درباره مصرف كالاهايي همچون برق و ايجاد محيط مناسب از نظر روشنايي و يا گرمايي و يا سرمايي مي بايست آگاهي درستي به افراد داده شود تا در حوزه اقتصاد مصرف نيز همانند اقتصاد توليد بهينه سازي و بهره وري در دستور كار قرار گيرد.

قرآن و صرفه جويي

اصولا نگاه قرآن به مسئله اقتصادي نگاهي در راستاي بهره وري مناسب و درست از امكانات و وسايلي است كه خداوند در اختيار بشر به طور مستقيم و يا با توليد و كار قرار داده است. از اين رو از مردم مي خواهد كه هر چيزي را درست و به شكل مناسب آن مورد استفاده قرار داده و از اتراف و تبذير و عدم بهره مندي از آن خودداري ورزند.

به سخن ديگر در اسلام همواره سخن از اقتصاد است. اقتصاد كه از واژه قصد گرفته شده به معناي ميانه روي و اعتدال است. (مفردات راغب اصفهاني ذيل واژه قصد) از اين رو بنياد امور در حوزه توليد و توزيع و مصرف كالا در بينش و نگرش قرآني ميانه روي است. هرگونه رفتارهاي بيرون از اين چارچوب از نظر قرآن نه تنها نادرست و نابهنجار بلكه گناه و گاه جرم قانوني تلقي مي شود. همان گونه كه زياده روي و اتراف و اسراف و تبذير امري مردود و نادرست و گناه شمرده شده است همينطور عدم استفاده از نعمت هاي حلال خداوند و عدم بهره مندي از آن در راستاي آسايش و آرامش و كمال، امري مذموم و ناپسند دانسته شده و شخص مورد نكوهش و توبيخ قرار گرفته است كه چرا حلال خدا را بر خود حرام مي سازد و از آن ها بهره مند نمي شود؟

خداوند در آياتي چون آيه 141 سوره انعام از مردم مي خواهد كه از اسراف و تبذير دوري ورزيده و هزينه هاي خويش را در چارچوب اعتدالي قرار دهند. در آيه 31 سوره اعراف از مردم مي خواهد كه از نعمت هاي خداوند استفاده كرده و از آن بخورند و بياشامند ولي اسراف نكنند؛ زيرا اسراف امري ناپسند در نزد خداوند است و اهل اسراف را خداوند دوست نمي دارد.

ضرورت اعتدال در مصرف

آيه 141 سوره انعام به مسئله اعتدال در مصرف اشاره دارد كه همان معناي صرفه جويي و بهينه سازي مصرف در اقتصاد امروز جهان است. خداوند در اين آيه اعتدال در مصرف و دوري از اسراف و تبذير را اصلي مهم در هزينه كرد اموال اقتصادي برشمرده و در آيه 31 سوره اعراف و نيز 26 سوره اسراء و همچنين 67 سوره فرقان برآن تأكيد مي ورزد.

درحقيقت ازنظر اسلام و قرآن، اعتدال در مصرف و ميانه روي و صرفه جويي به معناي مصرف درست و متناسب، اصلي اساسي و از اصول نخستين اقتصاد اسلامي مي باشد كه مؤمنان براي دست يابي به كمال شخصي و جمعي و امت اسلامي براي رسيدن به جامعه نمونه و برتر مي بايست آن را در نظام اقتصادي خويش درنظر گيرند.

از آن جايي كه قرآن كتاب هدايت آدمي و جامعه بشري به سوي تعالي و كمال است، برنامه ها و نظام اقتصادي آن نيز در همين چارچوب مي باشد. از اين رو خداوند بر لزوم وسيله قرار گرفتن ابزارهاي اقتصادي براي تحصيل امر معنوي واخروي تأكيد مي كند (قصص آيه 77) و مي كوشد تا با جمع ميان دنيا و آخرت در حوزه اقتصادي مردم را به سوي كمال سوق دهد (بقره آيه 201 و نساء آيه 134 و آيات ديگر)

اگر از نظر اسلام، سلامت اقتصادي و پرهيز از فسادانگيزي در حوزه اقتصادي (اعراف آيه 85 و هود آيه 84 تا 86) و تصحيح روابط اقتصادي جامعه، هم پاي مسايل اعتقادي و عبادي در صدر برنامه هاي پيامبران قرار دارد (اعراف آيه 85 و هود آيات 84 تا 87 و شعراء آيات 177 تا 183 و ده ها آيه ديگر) اين امر نمي تواند جز با صرفه جويي و بهينه سازي مصرف همراه باشد؛ زيرا اقتصاد در هرحال بستري براي تكامل بشري است و به عنوان هدف ابزاري و يا مياني مطرح مي باشد كه مي بايست آدمي با بهترين شيوه مصرف و استفاده درست و مناسب، خود را در جايي قرار دهد كه بتواند رشد و كمال خويش را ادامه دهد. از اين رو همان اندازه كه اسراف و اتراف و تبذير زشت و ناپسند است استفاده نكردن درست از نعمت هاي خداوندي نيز به معناي ناديده گرفتن ابزارهاي كمالي است.

ازنظر قرآن، اقتصاد و ثروت مايه قوام جامعه است (نساء آيه 5) و امور ا قتصادي و معيشتي مردم داراي جايگاهي مهم در حد مسايل اعتقادي و عبادي (بقره آيه 3و 31و 43و 83و 177و 277) دارد و براين اساس مي بايست همگان از شخص و جامعه و دولت در مسير اقتصاد سازنده و مثبت حركت كنند تا فرصت هاي برابر براي همگان جهت دست يابي به همه ابزارهاي رشد و تكامل فراهم آيد. بنابراين هركسي كه با مصرف زياد و اتراف و تبذير و اسراف بخشي از ابزارهاي رشدي و كمالي را از ميان ببرد مي بايست پاسخ گوي خدا و جامعه انساني باشد.

صرفه جويي در بحران

چنان كه گفته شد صرفه جويي در زمان بحران معنا و مفهوم تازه اي پيدا مي كند. اگر جامعه اي دچار بحران در يك يا چند كالاي اقتصادي شد مي بايست همگان چنان تلاش كنند تا از آن برهند. در اين زمان است كه صرفه جويي گاه به معناي كم مصرف در حد اعتدال و ميانه است كه تنها نيازهاي اساسي و اصلي شخص و يا جامعه پاسخ داده شود.

در آيه 47 سوره يوسف خداوند به ضرورت صرفه جويي در زمان بحران هاي اقتصادي اشاره مي كند و در آيات 47 و 48 بر لزوم برنامه ريزي ازسوي دولت مردان براي مقابله و يا حل بحران هاي اقتصادي تأكيد مي ورزد.

اين آيات ضمن اشاره به مسئوليت هاي دولت نشان مي دهد كه عوامل طبيعي بوجودآورنده بحران نمي تواند توجيه گر رفتارهاي دولت باشد و دولت ها موظف هستند كه حتي براي شرايط فوق العاده چون خشكسالي برنامه ريزي كنند.

بنابراين بهره مندي از ابزارهاي پيش بيني اوضاع و آمادگي دايمي براي حالت هاي فوق العاده، از ضروريات و مسئوليت هاي دولت است كه در آيه مورداشاره قرار گرفته است.

لزوم جيره بندي از ارزا ق و كالاهاي اقتصادي در وضعيت كمبود و تنگناهاي اقتصادي از مطالبي است كه در آيات 60 سوره بقره و نيز 160 سوره اعراف بدان توجه داده شده است.

لزوم نظارت حكومت و دولت بر امور اقتصادي از توليد گرفته تا توزيع و مصرف آن ازجمله وظايف و مسئوليت هاي دولت است كه در آيه 47 و 55 سوره يوسف آمده است. مديريت توزيع و اصلاح در توليد و توزيع و مصرف به عنوان وظايف پيامبران و دولت هاي اسلامي امري است كه در آيات مختلف به ويژه 84 تا 86 سوره هود و آيات ديگر بدان اشاره شده است.

از همه اين مطالب و بسياري مطالب و آيات ديگر كه در حوصله اين نوشتار نيست مي توان دريافت كه وظيفه همگاني ايجاب مي كند تا در مصرف درست و بهينه كالاهاي اقتصادي تلاش كنيم و هريك از ما موظف است تا براساس چارچوب هاي مورد پذيرش اقتصادي عمل كند و در مصرف كالاي اقتصادي زياده روي و اسراف نكند.



 نگاشته شده توسط مرجان ب در چهارشنبه 28 بهمن 1388  ساعت 3:03 PM نظرات 1 | لينک مطلب

مسئله اسراف و قناعات از مفاهیم و گزاره های مورد اهتمام دین مبین اسلام است که به بیان های مختلف در آیات قرآنی و روایات اهل بیت علیه السلام مورد بحث و تأکید گسترده ای قرار گرفته است.

معنی و مفهوم اسراف :

اسراف در لغت به معنی تجاوز و زیاده روی است، بنابر این در مورد اعتقادی و همچنین  در تمام افعال و اعمال انسانی متصوران  به
 گونه ای که تجاوز و زیاده روی و زیاده خواهی از هر چیز ی مصداق اسراف و عامل آن را اسراف می نامند به گونه ای که انسان درباره
خود یا دیگری چیزی را که دروغ و سزاوار نیست معتقد شود یا در جایگاهی قرار بگیرد که فاقد شایستگی های لازم در آن جایگاه  می
باشد .
یا حتی بیهوده تلف نمودن فرصت ها یا وقت گذرانی در امور غیر ضروری و نیز آنچه که سزاوار تصدیق و اعتقادات باور نداشتن مثل ضرورت اعتقاد به خدا، نبوت، امامت و معاد و ................ که از نظائر اسرافند.


قرآن کریم در اینگونه موارد ، نمونه هایی می فرماید :
الف) اعتقاد فرعون به ربوبیت خودش :
« یا ایها الملأ ما لکم ما علمتُ لکم من اله غیر » ( سوره قصص آیه 38 )
« که برای شما خدایی نمی شسناسم »

پاسخ خداوند به فرعون :
« و ان فرعون لعالٍ فی الارض و انه لمن المسرفین » ( سوره یونس آ یه 81 )
« و فرعون برتری طلبید در زمین و پروردگار عالم او را از مسرفین خواند»

ب) عدم ایمان به خدا ، نبوت ، امامت ، معاد و عدل :
و این چنین جزا می دهیم کسی را که از حد بگذراند (اسراف) به پروردگارش ایمان نیاورد و عذاب آخرت سخت است .

اسراف و تبذیر :
اسراف به معنای تجاوز از حد و زیاده روی کردن است ،که آن یا از جهت کمیت است ،که صرف کردن مال است در مورد ی که سزاوار نیست و یا از جهت کیفیت است و آن صرف کردن مال است در موردی که سزاوار است، لکن بیشتراز آنچه شایسته است و از همین جهت صرف مال را در موردی که سزاوار نیست ( تبذیر ) گفته اند. و صرف مال را در زیادتر از آنچه سزاوارمی باشد ( اسراف ) دانسته اند..

اسراف حتی در امور مباح هم جایز نیست :

موضوع صرفه جویی به قدری در اسلام اهمیت دارد که علمای اخلاق تأکید می کنند سزاوار است مؤ من در امور مباح سعی کند که اسراف نکند، مانند اسراف در خواب ، بیداری ، حرف زدن ، خوردن چنانکه در حدیث است. خدا      پر خور و پرخوابی را دشمن می دارد.

در نکوهش اسراف و تبذیر ، و ارزش و جایگاه میانه روی و بهره گیری صحیح از نعمت های الهی در آیات قرآنی و روایات اسلامی سخن فراوان به بیان آمده است. برخی از این آیات عبارتند از :

اسراف و تبذیر در نگاه قرآنی :
1- اسراف کاران از اصحاب آتش اند :
« و ان المسرفین هم اصحاب النّار »
« و همانا اسراف کاران همراهان آتش اند » ( غافر / 43)

2- خداوند گمراه کننده مسرفین است :
« کذالک یُضلّ الله من هو مسرفٌ مرتاب »
« و بدینسان گمراه کند خدا هر که را که فزونی خواه و شک آورنده است. » ( غافر / 43)

3- خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد :
« و لا تسرفو لا عیب المسرفین »
« اسراف نکنید چرا که خداوند اسراف کنندگان را دوست نمی دارد » ( انعام / 141)

4- درست و صحیح مصرف نکردن مبغوض خداوند است :
« کلوا والشربوا و لا تسرفوا انه لا عیبالمسرفین »
« بخورید و بیاشامید ولی هرگز اسراف نورزید همانا خداوند اسراف کاران را دوست ندارد» (             )

5- میانه روی در هرکاری حتی در انفاق پسندیده است :
« والذین اذا انفقوا لم یسرفو و لم یفتروا و کان بین ذالک قواماً »
« و آنانکه گاهی انفاق کنند نه فزون رفتند و نه سخت گیرند و با شد میان این اندازه ها» (          )

از تدبر در آیات قرآن کریم بخوبی درمی یابیم که مسئله اسراف در معنای بسیار وسیعی در قرآن بکار برده شده است.
همانگونه که در روایات نیز آمده است اسراف مراتب مختلفی دارد ! به گونه ای که گاهی مختص به خوردن و آشامیدن است و گاهی ضایع کردن نعمات معنوی ، مادی و حتی استفاده نادرست از امکانات معنوی در زمره ظلم و اسراف اختصاص یافته است.

نکته جالب توجه توصیه قرآن به بازگشت اسراف کنندگان از راهی که در پیش گرفته اند به راه نیکی و صرفه جویی است. از این رو تأکید می کند که مسرفین از رحمت و بخشش الهی مایوس نشوند . خدای متعال در آیه 27 سوره بنی اسرائیل نیز اینگونه تکلیف می کند که :
در فرهنگ اسلامی همانگونه که دیدیم، زیاده روی در مصرف و استفاده از نعمت های مادی را از پائین ترین مراتب اسراف می داند، گستردگی مقوله اسراف آنچنان است که حتی در بحث عقاید و اعمال فردی و اجتماعی راه پیدا نموده و به جرأت می توان گفت : در هیچ مذهبی به این اندازه برمیانه روی و اعتدال سفارش و تأکید نشده است.

جایگاه قناعت در روایات :

1- میانه روی لشگر عقل ؛
« امام کاظم (ع) : در وصیت نامه ای به هشام یکی از لشگریان عقل را میانه روی از لشگریان جهل زیاده روی است.»4

2- بخشش وترحم اسراف کار هم مذموم است :
« حضرت امیر (ع) : زیاده روی و اسراف مکن زیرا بخشش ( اسراف کار مورد ستایش نیست و تنگدستی او هم مورد ترحم واقع نمی شود»

3- میانه روی باعث پایداری نعمت می شود :
» امام موسی بن جعفر (ع) : به کسی که در زندگی میانه روی و قناعت کند نعمت او باقی می ماند و آنکه با تبذیر و اسراف زندگی کند ، نعمتش از بین می رود »6

4- زیاده از حد اسراف است :
« امیرالمؤ منین (ع) : هر چیزی بیشتر از اقتصاد ( میانه روی ) اسراف است »7

علاوه بر این در سخنان گوهر بار ائمه و ائلیاء الهی (ع) اسراف و زیاده روی به عنوان عوامل تباهی مال و ثروت و از بین رفتن برکت و مقدمه و زمینه فقر و تنگدستی یاد شده است.

قناعت فضیلت بزرگان :

در کنار بحث اسراف که همواره در اسلام مورد مذمت قرار گرفته مسئله قناعت از جمله ی خصلت ها و ویژگی های ارزشمند برای یک مسلمان بشمار می رود، و همواره مورد توجه اسلام و اولیاء دین قرار گرفته است. در فرهنگ اسلامی صفت قناعت از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه و از آن بعنوان وسیله ای که سعادت ابدی آدمی را به دنبال داشته است بی تردید جای گرفتن قناعت در فرهنگ اسلامی و ترویج آن توسط بزرگان اهل فن صرف نظر از جایگاه علمی و تأثیرات شگرفی که در زندگی آدم ها دارد موضوعی کاملاً تثبیت یافته ی تجربی است که آدمی همواره عدم رعایت آن را از دست دادن فرصت ها و داشته های خویش به تلخی تجربه نموده است.
این تجربه آن زمانی تلختر و کشنده است که آسیب زدگی اجتماع و زندگی مردمان بعلت قناعت ناپذیری و گرایش به اسراف و تبذیر باشد. 
امام باقر (ع) می فرماید :
« هر که قناعت کند به آنچه که خدا به او می دهد، غنی ترین مردم است ».

در بسیاری از کتب اخلاقی خو گیری نفس انسان با صفات برجسته اخلاقی نقطه آغاز حرکت انسانی به سمت کمال حقیقی آسمانی بشمار می آید.
از جمله این صفات برجسته، قناعت پذیری و قانع بودن به موهبت های خداوند ی است. در حقیقت علمای اخلاق در کنار بیان فضیلت های قناعت ، روش های تحصیل این صفت پسندیده مورد بحث و بررسی دقیق قرار داده اند و به صورت مفصل به این امر پرداخته اند.

بر این اساس در می یابیم که در آموزه های دینی ما علاوه بر اینکه مسئله قناعت و صرفه جویی یک مسئله تأثیر گذار در جامعه به حساب می آید به ابعاد اجتماعی  آن نیز پرداخته شده و بعنوان یک فضیلت همواره مورد تشویق قرار گرفته است.

به هم پیوستگی اجتماع و اثر پذیری تغیرات زندگی مردم بر یکدیگر و ضرورت ، گریز از آسیب های طبیعی و غیر طبیعی و نیز در نظر گرفتن نیاز های روز مره و آینده زندگی نیاز آدمی را به رعایت فرهنگ قناعت صد چندان می کند.
صرفه جویی و قناعت در ابیات و هنر ایرانی :

ادباء ، شعرا، هنرمندان ایرانی در طول تاریخ به لحاظ دغدغه های فراوان از پیامد های اسراف سخنان فراوانی را در این زمینه به یادگار گذاشته اند. سعدی شاعر شیرین سخن ایران در کتاب بوستان سعدی از بدی اسراف و تشویق به صرفه جویی چنین آورده است.
چو کم خوردن طبیعت       را .

راه های مبارزه با اسراف :
الف ) استفاده از ظرفیت های دینی عمومی :
مردم ایران بعلت پیوند با دین و مظاهر مقدس دینی که دارند بخوبی سنت های نهادینه شده را می پذیرند و بر آن       می گمارند.
بیان و آیات قرآن کریم و احادیث نورانی معصومین علیه السلام در مذهب اسراف و ترغیب به صرفه جویی بهترین راه کارعمومی سازی و نهادینه سازی فرهنگ صرفه جویی و پرهیز از اسراف است .

ب ) باز نگری وقایع تاریخی و رخدادهای طبیعی :
به تصویر کشیدن سرانجام اسراف کاران در همه طبقات اجتماعی و پیوند آنها با اتفاقات طبیعی از جمله عوامل باز دارنده اسراف گرایی و سوق دادن جامعه به سمت و سوی قناعت و صرفه جویست بی گمان در این قسمت بیشترین نقش را رسانه های جمعی بویژه رادیو و تلویزیون می تواند ایفا نماید.

ج ) ارتباط بخشی بلایای طبیعی به موضوع اسراف :
به نظر می رسد مسائلی نظیر کم آبی ، خشکسالی و ................ بهترین دلایل اثبات بدی اسراف و مفید بودن قناعت در زندگی روزمره است. برای مبارزه با اسراف و ترویج مصرف صحیح، به ریشه ها باید استناد      در این میان خود خشکسالی و کم آبی و .......................
دلیل بسیار خوبی برای وادار نمودن جامعه به اهتمام در قناعت و صرفه جویی است. البته غافل نمائیم ناهماهنگی عملکرد برخی دستگاه های فرهنگی خاصه صدا و سیما با گفتار ها و تذکرات دلسوزان خود عامل مهم در بی توجهی به مصرف درست و گرایش به اسراف و ریخت و پاش های غیر ضروری می باشد. به عنوان مثال با وجود این همه تبلیغ از مد گرایی و تجمل گرایی با صرفه جویی و نهادینه ساختن فرهنگ آن در جامعه بهیچ عنوان سازگاری ندارد و اسراف از پائین ترین مرتبه شروع      



 نگاشته شده توسط مرجان ب در یک شنبه 25 بهمن 1388  ساعت 11:37 PM نظرات 2 | لينک مطلب


  • تعداد صفحات :7
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
Powered By Rasekhoon.net