ملیت : ایرانی - قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
(1364 -1298 ش)، شاعر. در شیراز متولد شد و پس از تحصیلات مقدماتى و متوسطه، وارد دانشگاه تهران شد و در رشتهى باستانشناسى لیسانس گرفت و به سمت مدیر كل ادارهى باستانشناسى فارس منصوب شد. او مدتها با جراید و مجلات همكارى داشت. پس از آن به عنوان مشاور دانشگاه شیراز انتخاب شد. وى در شعر روش نیمایى داشت ولى به تدریج از آن دور شد. با این همه، مضامین اشعارش نو و شیوهاش دلپذیر است. تازگى در مضمونها و استعارهها و تشبیهها، عدم رعایت صنایع بدیعى، گزینش بهترین واژه، از نكاتى است كه توللى براى شعر نو مىپذیرد. او در شاعرى و نویسندگى داراى سبكى خاص است. برخى از آثارش در عداد بهترین اشعار معاصر ایران، به زبانهاى دیگر ترجمه شده است. وى در شیراز وفات یافت و در محوطهى آرامگاه حافظ در مقبرهى خانوادگى به خاك سپرده شد. از آثار او: «التفاصیل»، در لباس طنز، به شیوهى «گلستان»؛ مجموعههاى شعرى او: «رها»؛ «نافه»؛ «كاروان»؛ «شگرفت»؛ «پویه»؛ و «بازگشت».[1] فریدون توللى، فرزند جلال توللى به سال 1296 خورشیدى در شیراز، مهد شعر و شاعرى متولد شد، پس از طى تحصیلات ابتدایى و دبیرستانى به دانشگاه رفت و در رشته باستانشناسى موفق به اخذ لیسانس گردید. كتاب انتقادى «التاصیل» از وى بهجاى مانده كه از آثار خوب او مىباشد. فریدون توللى از شاعران نوپرداز و طراز اول بود و مجموعه شعر او به نام رها از وى منتشر گردیده است. «نغمه عشق» دل به یارى سپردم كز او دیده نتوان گرفتن دمى تازهرویى كه در باغ دل رسته چون شاخه مریمى آتشى كه زد بر جانم آن پرى خرمى بود و مستى بوسهاى كه بگرفتم از لعل او زندگى بود و هستى در نگاه چشم زیباى او در صداى گرم و گیراى او در سكوت مست و گویاى او خفته راز دلربایى و افسونگرى خندهاش ز دل مىبرد غم و مىسراید آتشین نغمه عشق و شادى مىدمد به تن جان تازه و میزداید زنگ ناكامى و نامرادى مىپرستم ز جانش كه جان مىكشد دامنم سوى او دل ز مهرش نگیرم كه دل آشنا گشته با خوى او چون كه باشد ز جام یارم بوستان و بهارم كى پسندد در آزارم تا بود غمگسارم جز بیادش نبندم امید ز آنكه پیوند جان است بىوجودش مرا زندگى اندوه جاودان است «كارون» بلم آرام چون قویى سبكبار بنرمى بر سر كارون همى رفت به نخلستان ساحل قرص خورشید ز دامان افق بیرون همى رفت شبق بازیكنان در جنبش آب شكوه دیگر و راز دگر داشت بدشتى پر شقایق باد سرمست تو پندارى كه پاورچین گذر داشت جوان پارو زنان بر سینهى موج بلم مىراند و جانش در بلم بود صدا سر داده و غمگین در ره باد گرفتار دل و بیمار غم بود دو زلفونت بود تار ربابم چه مىخواهى از این حال خرابم تو كه با ما سر یارى ندارى چرا هر نیمه شو آیى بخوابم درون قایق از باد شبانگاه دو زلفى نرم نازك تاب مىخورد زنى خم گشته از قایق بر امواج سر انگشتى بچین آب مىخورد صدا چون بوى گل در جنبش باد بآرامى بهر سو پخش مىگشت جوان مىخواند و سرشار از غمى گرم پى دستى نوازش پخش مىگشت تو كه نوشم نهاى نیشم چرایى نمك پاش دل ریشم چرایى خموشى بود و زن در پرتو شام رخى چون رنگ شب نیلوفرى داشت. ز آواز جوان دلشاد و خرسند سرى با او دلى با دیگرى داشت ز دیگر سوى كارون زورقى خرد سبك بر موج لغزان پیش مىراند چراغى كورسو مىزد به نیزار صدایى سوزناك از دور مىخواند نسیمى این پیام آورد و بگذشت چه خوش بىمهربانى هر دو سربى جوان نالید زیر لب بافسوس كه یكسر مهربونى دردسر بى شاعر، روزنامهنگار. تولد: 1298، شیراز. درگذشت: 9 خرداد 1364، شیراز. فریدون توللى، فرزند جلال، تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در شیراز به پایان رساند. سپس در تهران تحصیلات عالى خود در دانشكدهى ادبیات دانشگاه تهران در رشته باستانشناسى ادامه داد و موفق به اخذ لیسانس شد. پس از این كه مدتى در ادارهى ثبت اشتغال داشت به ادارهى باستانشناسى منتقل گردید و به سمت ریاست حفریات استان فارس منصوب گردید. پس از آن به عنوان مشاور دانشگاه شیراز برگزیده شد. توللى فعالیت ادبى خود را از سال 1320 شروع كرد. از آغاز جوانى اشعارى ساخته بود كه بعد از یافتن سبك ویژه و شیوه دلخواه خود، آنها را از میان برد و از سال 1321 بود كه خود را به عنوان شاعر شناساند. وى هم در سبك كهن و هم در شیوه نو شعر سروده است. عقاید و نظریههاى خود را نیز در در حكایتهایى به سبك مغلق نویسان زمانهاى قدیم به صورت مسجع و مقفى به نظم و نثر نگاشته است. توللى در باب شعر نو عقیده داشت كه شعر نو شعرى است كه درك نو داشته باشد اما بر اصول و قواعد مسلم شعر متكى باشد و جز در آنجا كه قالب شعر تحمل كشیدن درك نو را نداشته باشد شكستن قالبها و قواعد اصیل را جایز نمىشمارد. توللى از لحاظ روزنامهنگارى، نویسندهاى پر كار بود. مقالههاى او در روزنامههاى «فروردین»، «سروش»، «اقیانوس»، «دنا» و «بهار ایران» چاپ شیراز و «كهكشان» و «شرق میانه»، «ایران ما» چاپ تهران منتشر مىشد. تمام مقالهها و اشعار روزنامهى «صداى شیراز» از سال 1328 تا 28 مرداد 1332 به قلم اوست. اشعار و نوشتههاى او علاوه بر جراید یاد شده در مجلات «یغما»، «سخن»، «راهنماى كتاب»، «وحید»، «خاطرات وحید» و مجلات دیگر تهران درج شده است. فهرست آثار وى به شرح زیر است: رها (مجموعه شعر، نخستین مجموعه اشعار نو، با دیباچهاى در شناخت شعر نو، 1330)؛ التفاضیل (نظم و نثر، شامل قطعات طنزآمیز با شیوهى نثر كهن)؛ كاروان (در شیوهى كهن، مجموعهاى دیگر از قطعات طنزآمیز و انتقادات سیاسى و اجتماعى)؛ نافه (اشعارى در شیوهى شعر نو، 1341)؛ پویه (مجموعه شعر به غزل و قصیده، اندیشه نو در قالب كهن)؛ شگرف (مجموعهاى از غزلیات و قصاید، اندیشهى نو در قالب كهن)؛ بازگشت (مجموعهاى از غزلیات و قصاید)؛ رسالهى عنعنیه؛ رسالهى پژوهشى به نام «مینیاتور در ایران». برخى از آثار وى به زبانهاى دیگر ترجمه شده است. پیكر او در محوطهى آرامگاه حافظ در مقبرهى خانوادگىاش به خاك سپرده شد.