مشاهیر ایران و جهان

راسخون راسخون راسخون
انجمن ها انجمن ها انجمن ها
گالری تصاویر گالری تصاویر گالری تصاویر
وبلاگ وبلاگ وبلاگ
چندرسانه ای چندرسانه ای چندرسانه ای

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)

در یك خانواده‏ى متوسط در تبریز به سال 1282 تولد یافت. تحصیلات ابتدائى و متوسطه را در ایران انجام داد و از مدرسه‏ى دارالفنون دیپلم گرفت. پس از چندى با هزینه‏ى شخصى به اروپا رفت و در برلن وارد دانشگاه شد. پس از زحمات زیاد در علم فیزكوشیمى (علم واسط میان شیمى و فیزیك) درجه‏ى دكترا دریافت كرد. پس از پایان دكتراى خود در این رشته، یك دوره‏ى تخصصى نیز در شیمى تسلیحات دید. در ریاضیات عالى، فلسفه، روانشناسى، جامعه‏شناسى و مكتب‏هاى سیاسى مطالعاتى كرد و از نظر افكار تحت تأثیر عقاید سوسیالیست‏ها و كمونیست‏ها قرار گرفت. هنگام تحصیل در برلن با چند نفر از رفقاى خود روزنامه‏اى به نام پیكار دائر كرد و از رژیم رضاشاه انتقاد مى‏نمود. سرانجام دولت آلمان این روزنامه را تعطیل كرد. ارانى پس از مراجعت به ایران در مدرسه‏ى فنى تهران به سمت استادى فیزیك و در وزارت صناعت به عضویت انتخاب شد و ضمناً نشریه‏اى به نام دنیا منتشر ساخت. دنیا مجله‏اى ماركسیستى بود و دو سال انتشار یافت. تدریجاً مصادر امور فهمیدند كه ماهیت این نشریه چیست و چرا منتشر مى‏شود. به دنبال توقیف آن، ارانى را به اتفاق 52 نفر دیگر كه همه از روشنفكران آن روز و از هم مسلكان وى بودند و به 53 نفر مشهور شده‏اند توقیف كردند. همه‏ى متهمین خود را بى‏تقصیر خواندند و استرحام كردند جز ارانى كه اساس عقاید خود را به صورت علمى و با شهامت در دادگاه تشریح نمود. دادگاه رأى خود را صادر كرد و او را به ده سال زندان محكوم نمود. دو سال در زندان بود و ظاهراً بر اثر ابتلا به بیمارى تیفوس درگذشت. به زبان‏هاى آلمانى، فرانسه، انگلیسى، و عربى آشنائى داشت. وى در واقع پایه‏گذار حزب توده‏ى ایران و نخستین مروج اندیشه‏ى ماركسیستى در ایران به عنوان اندیشه‏اى علمى است. پسیكولوژى و ماتریالیسم دیالكتیك مهمترین كتاب‏هاى تألیفى اوست. (1318 -1281 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در تبریز متولد شد. تحصیلات خود را در مدارس شرف و دارالفنون گذراند و وارد مدرسه عالى پزشكى تهران شد. پس از مدتى براى ادامه‏ى تحصیل به آلمان رفت و موفق به گذراندن دوره‏ى دكتراى فیزیك و شیمى شد و از دانشكده‏ى فلسفه نیز گواهینامه لیسانس گرفت. سپس به عنوان استاد ادبیات شرق، در برلین به تدریس پرداخت. در برلین روزنامه‏ى «پیكار» را تأسیس كرد كه در لایپزیك چاپ و مخفیانه در ایران منتشر مى‏شد. در سال 1309 ش به ایران بازگشت، نخست در وزارت معارف استخدام و به تدریس پرداخت و سپس عنوان رییس تعلیمات یافت. در تهران با انتشار مجله‏ى «دنیا» و بعضى كتب دیگر به نشر مرام اشتراكى پرداخت. در بین پاره‏اى از جوانان نفوذ زیادى یافت. وى در سالهاى پس از مراجعت خود از اروپا، در دبیرستانهاى پایتخت فیزیك و شیمى تدریس مى‏كرد. ارانى در زندان درگذشت. او شعر نیز مى‏سرود و چندین كتاب تألیف كرد كه برى از آنها عبارت‏اند از: «اصول علم روح»؛ «اصول علم شیمى»؛ «اصول علم فیزیك»؛ «بشر از نظر مادى»؛ «پسیكولوژى علم الروح»؛ «تئوریهاى علم»؛ «عرفان و اصول مادى»؛ «فرضیه‏ى نسبى»؛ «گلهاى سفید».[1]

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

نویسنده، روزنامه‏نگار. تولد: 18 فروردین 1291، شیراز. درگذشت: بهار 1356. محمدتقى مقتدرى، فرزند فضل‏الله، تحصیلات خود را در دانشگاه تهران در رشته‏ى حقوق و علوم سیاسى و دانشگاه دهلى در رشته‏ى علوم بین‏المللى به پایان رسانید و به دریافت درجه‏ى دكترى نایل آمد. وى مدت‏ها بازرس كلاس‏هاى آموزش سالمندان وزارت فرهنگ بود. مدتى رییس دفتر حسابدارى وزارت كشور و سپس رییس دفتر معاون وزارت كشور بود. سپس به معاونت اداره‏ى دفتر وزارتى وزارت كشور رسید. پس از آن مدتى منشى مخصوص وزراتى بود. از سمت‏هاى دیگر او عبارتند از: بازرس ویژه‏ى وزارت پیشه و هنر، مدیر روزنامه‏ى «آیین»، مشاور اتاق بازرگانى تهران، وكیل دعاوى و مشاور حقوقى و وكیل مدافع وزارت فرهنگ و بانك صنعتى ایران، مشاور املاك اداره‏ى اطلاعات و مطبوعات وزارت امور خارجه، مستشار سفارت ایران در كابل، متشار سفارت ایران در كراچى، همچنین كاردار فرهنگى در سفارت‏هاى ایران در هندوستان و پاكستان و كویت. از آثار اوست: ضرب‏المثل‏هاى فارسى در افغانستان، فرهنگ مقتدرى، سخنان شاهانه، زندگى و آثار و عقاید تاگور، نیایش «گیتانجلى» (اثر رابیندرانات تاگور، ترجمه به فارسى، 1342)؛ بازگشت به میهن، تصوف و روش سخت كوشى (نوشته‏ى اقبال لاهورى، كابل، 1333)؛ اتحاد اسلامى از نظر علامه اقبال، اقبال شاعر و متفكر اسلام، فیتز جرالد یا خیام انگلیسى، تحقیق درباره‏ى طلاق از نظر حقوق تطبیقى، دو بیتى‏هاى فارسى در افغانستان، اوضاع ایران قبل از مشروطیت، قانون اساسى ایران و تحولات آن، دودمان راگو (ترجمه راگوانش اثر كالیداس نویسنده‏ى هندى)؛ شرح حال و زندگى بچه سقایى كه به پادشاهى افغانستان رسید، اقتصاد ملى و رهبرى دولت، تحقیق درباره‏ى احوال و آثار حكیم عمر خیام، تحقیق درباره‏ى مخلص كاشى و تصحیح دیوان او، در جستجوى برادر (سر ه. د. هاكارد، ترجمه، 1334)، فلسفه اقبال، تاریخ دانشكده‏ى علوم سیاسى و حقوق، رساله در شرح مسافرت و پناهندگى همایون‏شاه امپراتور هند به ایران، رساله در اختلاف استعمال لغات فارسى در ایران و افغانستان، رساله در آثار و معرفى كالیداس هندى. فرزند فضل‏الله مقتدرى، در 1291 در شیراز متولد شد و پس از اخذ دیپلم متوسطه، وارد دانشكده حقوق تهران گردید و لیسانس گرفت و از دانشگاه دهلى درجه‏ى دكتراى حقوق بین‏المللى دریافت كرد. مقتدرى كار ادارى خود را از 1308 در وزارت كشور آغاز كرد و چندى هم در وزارت پیشه و هنر اشتغال داشت. در 1328 موقتا به وزارت امور خارجه انتقال یافت و با سمت رایزن فرهنگى به كابل رفت و بعد به وزارت امور خارجه منتقل گردید و در زمره كارمندان سیاسى قرار گرفت. از دیگر مشاغل وى، دبیر اول سفارت ایران در دهلى نو و رایزنى سفارت ایران در كابل بود. بعد وزیر مختار در كراچى و وزیر مختار در كویت شد. دكتر مقتدرى داراى تألیفاتى در زمینه‏هاى مختلف ادبى و تاریخى و حقوقى مى‏باشد. وى در سال 1365 در تهران درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار، مدرس. تولد: 1297، تبریز. درگذشت: 15 شهریور 1374، ژنو. رضا گنجه‏اى، فرزند علینقى گنجه‏اى از رهبراى مشروطه خواهان تبریز، پس از تحصیلات اولیه در زادگاهش تبریز در مدرسه حكمت، دوره‏ى مدرسه صنعتى را در آلمان گذراند. پس از بازگشت به ایران، به استخدام اداره‏ى راه‏آهن درآمد. وى بعدها رییس راه‏آهن شد، مدتى معاون وزارت پست و تلگراف بود و ضمن تدریس در دانشگاه، ریاست دانشكده‏ى فنى را نیز به عهده داشت. روزنامه‏نگارى را از دوران تحصیل آغاز نمود و در مدرسه‏ى ابتدایى «حكمت» تبریز، روزنامه‏ى دستنویسى به نام «وطن» مى‏نوشت و مى‏پراكند. نخستین شماره‏ى «بابا شمل» در فروردین 1322 منتشر شد. انتشار این دوره تا مهر ماه 1324 كه رضا گنجه‏اى به خارج سفر كرد، ادامه داشت. وى پس از بازگشت به ایران «بابا شمل» را از نو ساخت ولى این دوره نیز به درازا نكشید (پاییز- زمستان 1326). بیشتر مطالب 273 شماره‏ى «بابا شمل» را خود نوشت و در تعیین دیگر مطالب اعم از موضوع اشعار و كاریكاتورها نیز نقش مؤثرى داشت. بخشى از مطالب وى با امضاى «مهندس اقتصاد چاپ» مى‏شد و گاهى نیز شعر مى‏گفت و با نام مستعار «دنب المهندسین» چاپ مى‏كرد. همكاران گنجه‏اى در سرودن اشعار فكاهى نشریه عبارت بودند از: رهى معیرى (با نام مستعار زاغچه) مهندس فزونى (با نام مستعار «مهندس الشعرا»)، ابراهیم صهبا (با نام‏هاى مستعار «شیخ سرنا» و «ابرام سرپا») و احمد گلچین معانى. كاریكاتورهاى «بابا شمل» نیز كار بهرام داورى و بنى سلیمان بود. متولد 1280 و فرزند حاج میرزا علینقى گنجه در تبریز است. تحصیلات ابتدائى و متوسطه را در تبریز به اتمام رسانید، به تهران آمد، داخل مدرسه صنعتى كه آلمانها تأسیس كرده بودند شد. سپس از طرف دولت براى ادامه تحصیل به آلمان رفت و درجه مهندسى گرفت و بعد از مراجعت به تهران به دانشیارى دانشكده فنى و سپس استادى آنجا برگزیده شد و سالها در مقام استادى در دانشگاه تهران خدمت مى‏كرد. در 1334 در كابینه حسین علاء به وزارت صنایع و معادن برگزیده شد و قریب یك سال در آن سمت انجام وظیفه نمود. یك دوره سه ساله نیز ریاست دانشكده فنى را برعهده داشت. مهندس رضا گنجه‏اى در اواخر سال 1321 اقدام به تأسیس یك روزنامه فكاهى به نام بابا شمل نمود. این روزنامه كه مطالب خود را به صورت طنز و شوخى مى‏نوشت خیلى زود در محافل ایران براى خود موقعیتى پیدا كرد. مخصوصا مطالبى كه گنجه‏اى مى‏نوشت بسیار جالب و مطابق میل مردم بود. نوشته‏هاى مهندس گنجه‏اى در ردیف چرند و پرند دهخدا در روزنامه صوراسرافیل و كتاب یكى بود یكى نبود جمال‏زاده محسوب مى‏شود. این روزنامه قریب 5 سال انتشار یافت و بعد تعطیل شد. مهندس رضا گنجه‏اى در سال 1374 در تهران درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1338 ش)، روزنامه‏نگار و قاضى. در شیراز به دنیا آمد و در همان جا علوم دینى، ادبى و عربى را فراگرفت. وى در 1304 ش به خوزستان رفت و روزنامه «شوش» را در خرمشهر تأسیس و منتشر كرد. پس از مدتى به تهران آمد و در وزارت دادگسترى مشغول شد. وى در ضمن مأموریت به اصفهان وفات یافت و در آن شهر به خاك سپرده شد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، روزنامه‏نگار و نویسنده. تحصیلات خود را در كالج اصفهان به پایان رساند و به روزنامه‏نگارى پرداخت و براى بیشتر روزنامه‏هاى اصفهان مقاله تهیه مى‏كرد. در 1328 ش به شیراز رفت و امتیاز روزنامه‏ى «عضد» را گرفت.این روزنامه به طور هفتگى انتشار مى‏یافت. از آثار وى: «جنایات جنس لطیف»؛ «حق گرفتنى است».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1335 -1276 ش)، روزنامه‏نگار و نویسنده. در تهران به دنیا آمد. براى ادامه‏ى تصحیل به اروپا سفر كرد. اما پس از مدتى از این كار منصرف شده و تنها به یادگیرى علم مانیتیسم پرداخت. بعد از بازگشت به ایران به شوق آموزش هیپنوتیسم به هندوستان سفر كرد. در زمانى كه پدرش، سید محمد، به خراسان تبعید شد او نیز مدت پنج سال در مشهد نزد پدر زندگى كرد و در 1308 ش امتیاز هفته‏نامه «آشفته» را گرفت. عصار در كارهاى فكاهى راصع امضا مى‏كرد كه عكس عصار است. از او تالیفاتى نیز باقى مانده كه عبارتند از: «اسرار حقه‏بازى»؛ «اشتباهات خنده‏آور»؛ «اندیشه یك مغز پوك»؛ «باشرفها»؛ «راهنماى بایگان»؛ «عدالت بشر، درام»؛ «محاكمه‏ى ارواح متفقین در آن دنیا»؛ «محاكمه‏ى تبهكاران جنگ آلمان»؛ «محاكمه‏ى عشق و جنون و شهوت»؛ «والده‏ى آقا مصطفى».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، روزنامه‏نگار، مورخ و نویسنده. وى مدیر و صاحب امتیاز هفته‏نامه‏ى «نامه‏ى آزادگان» بود كه از 1305 ش انتشار آن آغاز شد. از آثارش: «آثار بزرگارن در اخلاق»؛ «افكار صد مرد نامى»؛ «امیرالمؤمنین على (ع)»؛ «تاریخ ملل قدیمه‏ى شرق و غرب»؛ «پیغمبر اسلام»؛ «تاریخ نو»؛ «فالهاى حافظ»؛ «گلهاى خوشبو».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1321 -1252 ش)، روزنامه‏نگار. معروف به ملا باشى. وى در شیراز متولد شد و تحصیلات خود را در دارالعلم آن شهر به پایان رساند و بر ادبیات فارس و علوم معقول و منقول و فقه اسلامى و علم اصول تسلط یافت. در سال 1325 ق و در صدد مشروطیت روزنامه‏ى «رهنما» را در تهران منتشر كرد كه یك سال بعد تعطیل شد و مجددا پس از شهریور 1320 ش به وسیله‏ى فرزندش مهدى رهنما انتشار یافت. رهنما پس از برقرارى مشروطیت در وزارت عدلیه (دادگسترى) به خدمات مهم قضایى اشتغال داشت. وى در تهران وفات یافت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1307 ش)، روزنامه‏نگار، نویسنده و شاعر، متخلص به روحى. ملقب به اعتماد التولیه روحى. وى روزنامه «دارالمعلم» را در سال 1327 ق تاسیس كرد و مدتى نشر داد و بعد مجله ادبى «آرین» را به همراه حسین پرتو منتشر كرد و چندى هم روزنامه «وطن» را مى‏نوشت. روحى گاهى شعر نیز مى‏سرود. وى زبان انگلیسى را خوب مى‏دانست و علم عروض را از صاحب «آثار عجم» آموخته است. از آثار وى: «ادبیات پهلوى»؛ «اعتدالى و دمكرات»؛ «زنگ تفریح»؛ «سردار نامه، داروین و حكماى مشرق زمین»؛ «فال حافظ»؛ «علم ارواح»؛ «تاریخ سلطنت»؛ «فتوحات مسلمین در فرنگ»؛ «تاریخ تعلیم».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1326 -1294 /1292 /1291 ق)، نویسنده، روزنامه‏نگار و شاعر. مشهور به صوراسرافیل. در شیراز و در خانواده‏اى تهیدست متولد شد و پس از فراگیرى علوم مقدماتى به تهران آمد و در مدرسه دارالفنون به تحصیل علوم جدید پرداخت. جهانگیرخان در همین دوران به مجلس آقا شیخ هادى نجم‏آبادى راه یافت و تحت تأثیر منش آزادیخواهانه‏ى او قرار گرفت و همراه با برآمدن جنبش مشروطیت، وى نیز به عضویت انجمن‏هاى سرى آزادیخواهان درآمد و از اعضاى فعال حزب سوسیال دموكرات ایران و از پیشروان و بنیانگذاران انقلاب مشروطیت شد. او در سال 1325 ق به یارى میرزا قاسم‏خان تبریزى روزنامه «صوراسرافیل» را منتشر ساخت، و علامه دهخدا با امضاى دخو، ستون چرند و پرند آن را مى‏نوشت. این روزنامه علاوه بر ساده‏نویسى و شیوه جدید ادبى تأثیر بسزایى در بیدارى مردم داشت و به همین دلیل جهانگیرخان مورد كینه‏ى دشمنان ملت بود و یك روز بعد از به توپ بستن مجلس توسط محمدعلى شاه دستگیر و در باغ شاه به دستور وى اعدام شد و جنب باغ شاه دفن گردید.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1286 /1284 ش)، روزنامه‏نگار و نویسنده. پس از پایان دوره مقدماتى وارد دبیرستان دارالفنون شد و بعد از آن به دانشكده‏ى حقوق دانشگاه تهران راه یافت و موفق به اخذ دانشنامه تحصیلى در رشته علوم قضایى گردید. دكتر جهان به زبانهاى فرانسه، عربى و انگلیسى آشنا بود و سفرهایى به فرانسه، انگلستان، هندوستان، لبنان و عراق كرد كه بیشتر جنبه‏ى مطالعه، تحصیل، معالجه و سیاحت داشت و مشاغل مختلفى چون حسابدارى در وزارت دادگسترى، دادرس دادگاه تهران، بازرس عالى وزارتى، ریاست محاكمات ادارى در وزارت كشور و فرماندارى یزد و كرمان عهده‏دار بود. وى روزنامه‏هاى یومیه‏ى «ایران نو» و «جوانان» را منتشر ساخت. از جمله آثار وى مى‏توان از: «رساله‏اى درباره‏ى ربا»؛ «ترجمه‏ى حال گاندى»؛ «حقیقت نژاد نورویك» و «حقوق و اقتصاد سیاست» نام برد.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1349 -1287 ق)، فقیه، حكیم، نویسنده و روزنامه‏نگار. وى از سادات و معاریف رجال ادبى و ریاضى اصفهانى بود. در نزد علماء این سامان در فقه و اصول و طب و بخصوص ریاضى و در هیأت جدید و قدیم سرآمد معاصران شد، و تمام عمر خود را صرف تحصیل علوم و اشاعه آن از راه روزنامه و كتاب كرد. میر سید على در سال 1324 ق روزنامه «الجناب» را با چاپ سنگى در اصفهان منتشر كرد. سرانجام در تهران درگذشت و در امامزاده عبداللَّه دفن شد. از جمله آثار او: «الاصفهان»؛ «راهبر براى مسافرین اصفهان»؛ و «فعالیتهاى فرهنگى بنادر جنوب (بوشهر) در شیخ نشین دوبى».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1340 -1273 ق)، نویسنده و شاعر، متخلص به محزون. وى خواهرزاده‏ى سید جمال‏الدین اسدآبادى است. در اسدآباد همدان به دنیا آمد. نیاكان او به طایفه‏ى مستوفیان معروف بودند. وى علوم قدیمه را نزد استادان عصر خود به پایان برد و از محضر سید صفدر، پدر سید جمال‏الدین، و خود سید كسب فیض كرد. همچنین منشى مقالات فارسى سید و مورد اعتماد او بود. محزون شاعرى توانا و وطن دوست بود و بیشتر اوقاتش را به مطالعه و تحقیقات علمى و ادبى مى‏گذراند. بعد از فوت جسد وى را به عتبات عالیه منتقل كردند و در وادى‏السلام نجف به خاك سپردند. آثار چاپ شده‏ى وى: «رساله‏اى در شرح حال سید جمال‏الدین»؛ «دیوان» اشعار، مشتمل بر چهار هزار بیت؛ «رساله‏اى در عروض»، كه در مقدمه‏ى دیوان اشعارش چاپ شده؛ «كتاب لغت عربى با ترجمه‏ى فارسى»؛ «مثنوى صفائیه».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1338 -1287 ش)، شاعر و روزنامه‏نگار. متولد بازقلعه از توابع كهدم رشت بود. در همان جا به تحصیل پرداخت. براى تامین زندگى ناچار شد خیلى زود دنبال كسب و كار برود. شاگردى عطارى، تحصیل‏دار تجارتخانه، معلم، هنرپیشه، راننده، كارمند شهردارى، مقاطعه‏كار، روزنامه‏نویس، معمار و مجسمه‏ساز شد. با همه طبقات دوست بود و مى‏دانست مردم در سر چه مى‏پرورانند. آشنایى با احوال مردم به اشعار افراشته لحن خاصى مى‏داد، ساده شعر مى‏سرود و حرف مى‏زد. روزنامه‏ى فكاهى «چلنگر» را در سالهاى 1332 -1329 ش منتشر كرد. این روزنامه مشحون از گفتارهاى سیاسى و انتقادى منظوم و فولكورهاى اقوام مختلف كشور بود. در بین دهقانان و كارگران نفوذ فراوان یافت و به علت انتقادهاى تند مكررا توقیف شد. وى در بلغارستان درگذشت و در صوفیه به خاك سپرده شد. آثار وى: «مجموعه‏ى شعر»؛ «چهل داستان طنزنویس»؛ «آى گفتى»؛ «طبابت من درآوردى»؛ «مكتب نو»؛ «تعزیه‏ها، نمایشنامه‏ها و سفرنامه‏ى طنزگونه».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1325 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. وى از مبارزان مشروطیت ایران بود. پس از تبعید محمدامین رسول‏زاده سردبیر روزنامه «ایران نو» در سال 1329 ق، این روزنامه از طرف حزب دموكرات منتشر مى‏شد تا این كه در شعبان همان سال از سوى دولت توقیف شد.او بلافاصله روزنامه‏ى «ایران نوین» را منتشر كرد كه آن نیز پس از یك شماره توقیف شد. بعد از آن در تلاشى نافرجام، روزنامه‏ى «رهبر ایران نو» را منتشر ساخت كه آن هم پس از دو شماره توقیف گشت. پس از آن سید مهدى وارد دستگاه عدلیه شد و از قضاوت عالى رتبه كشور گردید و تا هنگام فوت مستشار استیناف بود. در كابینه‏ى مشیرالدوله همراه دو تن دیگر مامور مذاكره با سران نهضت جنگل بود. در تهران وفات یافت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1313 -1259 ق)، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. ملقب به صنیع‏الدوله و موتمن‏السلطنه. از شاگردان دوره‏ى اول رشته‏ى نظام مدرسه‏ى دارالفنون بود و در سن شانزده سالگى به منصب سرهنگى ارتقاء یافت و به ریاست قشون و نیابت حكومتهاى خوزستان و لرستان منصوب و پس از آن معاون وزارت عدلیه شد. اعتمادالسلطنه ضمن این كه نایب دوم سفارت ایران در پاریس بود، به تكمیل تحصیلات خود پرداخت و بعد از بازگشت به ایران، علاوه بر مترجمى مخصوص شاه، موضوعاتى را از كتب فرانسه، براى «روزنامه‏ى دولتى» ترجمه مى‏كرد. وى در 1288 ق ریاست دارالطباعه‏ى دولتى را بر عهده داشت و وزیر انطباعات شد و زیر نظر او روزنامه‏ى «ایران سلطانى» و «مریخ» و روزنامه‏ى «نظامى» و ماهنامه‏ى «علمى» و روزنامه مصور «شرف» منتشر مى‏شد. وى با سید جمال‏الدین اسدآبادى مكاتبه و مراوده داشت. در تهران سكته كرد و در نجف اشرف دفن شد. آثار وى: «وقایع یومیه» شانزده سال اواخر عمر او كه تمام مجلدات خطى آن در هشت جلد در كتابخانه آستان قدس رضوى موجود است؛ «منتظم ناصرى»، در سه جلد، به صورت تاریخ عمومى از صدر اسلام تا زمان مولف؛ «مطلع الشمس»، در جغرافیا و تاریخ خراسان؛ «مرآت البلدان» در جغرافیاى ایران كه ناتمام مانده؛ «المآثر و الآثار»؛ «دررالتیجان فى تاریخ بن الاشكان»؛ «التدوین فى جبال شروین»؛ «خیرات حسان»، تاریخ مشاهیر زنان؛ «خلسه» یا «خوابنامه»؛ «تاریخ فرانسه». از معروف‏ترین ترجمه‏هاى اوست: «خاطرات مادموازل دومونت پانسیه»؛ «شرح احوال كریستف كلمب»؛ «سرگذشت خانم انگلیسى»؛ «طبیب اجبارى».[1] (ع. مورد اعتماد پادشاهى) محمدحسن خان مقلب به صنیع‏الدوله كه بعدها معروف و ملقب به اعتمادالسلطنه گردید (ف. 1313 ه.ق.). از مقربان دربار ناصرالدین شاه و وزیر انطباعات، وى داراى تألیفات متعددى است از جمله مرآة البلدان (ه. م.)، مطلع‏الشمس (ه. م.) خیرات‏الحسان (ه. م.) والمآثر و الآثار، و منظم ناصرى در تاریخ و غیره.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1316 -1253 ش)، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. اصلا آشتیانى بود و در تبریز متولد شد. پس از فوت پدرش، كه از مستوفیان آذربایجان بود، به اعتصام‏الملك ملقب گردید. در تبریز ادبیات فارسى و عربى و قدرى از فقه و اصول و حكمت قدیم و زبان فرانسه و عربى را آموخت. در ترجمه از عربى و فرانسه توانا بود. در جوانى مطبعه‏ى سربى را در تبریز دایر كرد. وى در دوره‏ى دوم مجلس وكیل بود و مدتى ریاست كتابخانه‏ى مجلس شوراى ملى را داشت. از سال 1329 تا 1341 ق مجله‏ى ادبى علمى و اخلاقى و سیاسى «بهار» را انتشار داد. در تهران درگذشت و در آرامگاه خانوادگى در قم دفن شد. بعضى از تالیفاتش كه به زبان عربى است ظاهر در مصر چاپ شده است. از عربى و فرانسه نیز چند كتاب به فارسى ترجمه كرده است. از آثار وى: «تربیت نسوان» كه ترجمه‏اى است از «تحریر المراه»؛ «تیره‏بختان»، اثر ویكتور هوگو؛ ترجمه «خدعه و عشق»، اثر شیلر شاعر آلمانى برگردان از ترجمه فرانسوى؛ ترجمه‏ى «سفینه غواصه» اثر ژول ورن؛ ترجمه‏ى «حال تولستوى»؛ «سیاحتنامه‏ى فیثاغورث در ایران»؛ «فهرست كتابخانه‏ى مجلس شوراى ملى»؛ «قلائد الادب»، در شرح «اطواق الذهب» زمخشرى، به عربى؛ «الثوره الهندیه»، ترجمه به عربى.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1329 ق)، روزنامه‏نگار. وى روزنامه‏ى «اصلاح» را در سال 1327 ق تأسیس كرد و هشت شماره از آن را در بمبئى منتشر كرد. سپس به تهران آمد و به نشر آن ادامه داد. او از آزادیخواهان بود و بیشتر در بوشهر اقامت داشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)

در 1267 ش در تهران متولد شد. پدرش حاج میرزا ابراهیم معروف به ملاباشى از روحانیون مطلع و متنفذ بود. احمد تحصیلات خود را از مكتب‏خانه آغاز كرد و در مدارس ادب و دارالفنون تهران ادامه تحصیل داد، چندى هم علوم حوزه‏اى آموخت. بعد از استبداد صغیر با رتبه‏ى ملازم سومى در ژاندارمرى استخدام شد. پس از شش ماه از خدمت استعفا نمود و در اداره باغات دولتى استخدام شد. پس از چندى با درجه‏ى وكیلى در وزارت جنگ وارد شد و چندى در آنجا بود تا در ژاندارمرى خزانه با درجه‏ى نایب دومى استخدام گردید. سپس وارد مدرسه‏ى صاحب منصبى ژاندارمرى شد. پس از فراغت از تحصیل با درجه‏ى سروانى مأمور خدمت در شیراز شد. چندى فرماندار نظامى كازرون بود و بعد به فرماندهى گروهان ژاندارمرى بوشهر منصوب گردید. در جریان جنگ بین‏المللى اول با سربازان تحت فرماندهى خود به اقدامات نظامى علیه انگلیس‏ها پرداخت. پس از شكست به كرمانشاه رفته و خود را به دولت موقت معرفى نمود. چندى در موصل و چندى در بصره و استانبول بسر برد و پس از پایان چنگ به ایران بازگشت. در دوره‏ى پنجم مجلس شوراى ملى از دشتستان وكیل شد و در آن مجلس از یاران و همكاران مدرس گردید و اقلیت چند نفرى را تشكیل دادند. در استیضاحى كه مدرس از سردار سپه به عمل آورد، احمد اخگر هم یكى از امضاكنندگان بود ولى این استیضاح صورت عمل نیافت. اخگر وقتى درخشیدن ستاره بخت سردار سپه را احساس كرد، از مدرس جدا شد و به دار و دسته‏ى داور پیوست و در مجلس پنجم به انقراض قاجاریه رأى داد. پس از اتمام دوره‏ى پنجم، اخگر به ارتش بازگشت و با درجه‏ى سرهنگى در بازرسى ارتش مشغول خدمت شد. در 1322 از طرف قواى نظامى انگلیس بازداشت و قریب یك سال در اراك زندانى بود. در انتخابات دوره‏ى هفدهم از بوشهر به وكالت مجلس انتخاب شد و تا پایان دوره‏ى مزبور از نزدیكان مصدق بود. بعد از 28 مرداد چندى زندانى شد و سرانجام در 1348 درگذشت. اخگر هم شاعر بود، هم نویسنده و مترجم. در عمر نسبتاً طولانى خود با غالب مطبوعات همكارى داشت. بعد از شهریور 1320 شخصاً روزنامه‏ى اخگر را انتشار داد كه جنبه‏ى ادبى آن بیشتر به چشم مى‏خورد. دو سال هم سالنامه‏ى اخگر را انتشار داد. وى تا آخر عمر در انجمن‏هاى ادبى فعالیت چشمگیرى داشت. (1348 -1267 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به اخگر. معروف به ملاباشى. در تهران متولد شد. تحصیلات خود را در مدارس ادب، دارالفنون و نظامى به پایان رسید و چندى در رشته‏ى علوم دینى در مدرسه‏ى سپهسالار به تحصیل پرداخت. آن گاه وارد خدمت نظام شد و تا درجه‏ى سرهنگى ارتقا یافت. اخگر همزامان با نهضت مشروطه خواهى در صف ملیّون قرار گرفت و به مبارزه با استبداد پرداخت. در سال 1303 ش از طرف مردم دشتستان و اصطهبانات به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد و از آن پس، بار دیگر به خدمت نظام اشتغال ورزید تا بازنشسته گردید. وى در راه ترویج فرهنگ و شعر و ادب كوشید و به نشر مجله‏ى ادبى «اخگر» و طبع سالنامه همت گماشت. از آثار منظوم او: مثنوى «بیچون‏نامه»؛ كتاب «اسرار خلقت»؛ چند اثر دیگر به نام «علم عروض» و «علم قافیه» كه در مجله‏ى «اخگر به چاپ رسیده است؛ «امثال منظوم»، «چراغ برق».[1]

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : فرهنگ فارسی معین (جلد ششم)

نام روزنامه‏اى است كه سید اشرف‏الدین گیلانى در 1325 ه.ق مطابق با 1907 م. تأسیس كرد و تا سال 1911 میلادى گاهى مرتب و گاهى نامرتب به چاپ مى‏رسید.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

محقق، نویسنده. تولد: 1281، تبریز. درگذشت: 1362، تبریز. ابوالقاسم صدرایى در مدرسه‏هاى اتحادیه نوبر، فیوضات تمدن و محمدیه تحصیل نمود. در سال 1300 وارد خدمت وزارت فرهنگ شد و در كلاس‏هاى متوسطه تبریز به اشتغال داشت. تا سال 1316 در دارالمعلمین تبریز و دبیرستان فردوسى و دارالمعلمات تبریز و سپس به دبیرى دانشسراى ایران دخت و شاهدخت انجام وظیفه نمود. در سال 1325، به ریاست دانشسراى دختران تبریز منتقل و سه سال بعد به ریاست دایره‏ى تبلیغات و انطباعات اداره‏ى فرهنگ تبریز انتقال یافت و ضمنا در دانشسراى پسران و دبیرستان فردوسى نیز معلم بود. وى مدت پانزده سال سردبیرى و مدیریت و كفالت روزنامه‏ى «تبریز» را به عهده داشت و همچنین در این بین سردبیرى روزنامه‏ى «آریا» و سردبیرى و مدیریت روزنامه‏ى صداى آذربایجان را دارا بود. طبع شعرى هم داشت و اشعارى هم مى‏سرود. از آثار وى است املاء فارسى نو (تبریز، 1315)؛ انگشتر الماس (دو جلد)؛ تاریخ ایران (تبریز، 1347 ق.)؛ تاریخ فرهنگ آذربایجان (دو جلد تبریز، 1334 -1332)؛ ترش و شیرین (تبریز، 1319)؛ تفریحات علمى (دو جلد)؛ جغرافیا (دوره‏ى اول، 1343)؛ دختران سپهر (چهار جلد تبریز)؛ دستور نگارش؛ املاء (تبریز، 1319)؛ دستور نویسندگى (تبریز، براى كلاس پنجم و ششم، 1333)؛ شهر كامرانى (تبریز)؛ نواى دل (مجموعه‏ى شعر، تبریز، 1323)؛ نوشتن (مجموعه بیست داستان ادبى، با مشاركت مهدى روشن ضمیر، عبدالعى كارنگ، تبریز 1336).

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گنجینه دانشمندان (جلد ششم)

محمدجواد حجتى كرمانى كه از دانشمندان و افاضل نویسندگان و بنام حوزه علمیه قم مى‏باشند. وى در كرمان متولد شده و در حجر والد چنان پدرى پرورش یافته و مقدمات و ادبیات و قسمتى از سطوح را در مدرسه معصومیه كرمان از مرحوم والدش و آیت‏اللَّه صالحى و دیگران فراگرفته آنگاه عزیمت به قم نموده و از محضر مرحوم آیت‏اللَّه العظمى بروجردى و مراجع دیگر استفاده و فلسفه را نزد استاد علامه طباطبائى فراگرفته است نگارنده گوید: آقاى حجتى از دوستان نزدیك حقیر است و از سال 1371 قمرى كه به كرمان تبعید شدم و به امر مرحوم والدش به دیدنم آمده و مأنوس بوده‏ایم ایشان را به تقوا و كمالات و فضائل اخلاقى و انسانى شناخته‏ام داراى آثار ارزنده‏اى كه از آنها كتب زیر است مى‏باشد 1- اسرار سقیفه 2- جلوه مسیح در پیرامون مسیحیت. ترجمه سه جلد تفسیر (المیزان) و غیره

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1300 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر. در قصبه‏ى قهفرخ به دنیا آمد. در اوایل جوانى به تحصیل علوم و فضائل پرداخت و در 1331 ش رونامه «هاتف اصفهان» را منتشر نمود. او همچنین از اعضاى انجمن ادبى پروانه و كمال مى‏باشد. از دیگر آثار وى: «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1297 ش)، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. در قاین به دنیا آمد. پس از طى تحصیلات متوسطه در مشهد و دارالفنون تهران موفق به اخذ درجه‏ى دكتراى ادبیات از دانشگاه ادبیات تهران شد. او همچنین در بدو تأسیس مجله‏ى «ترقى» عنوان سردبیرى آن را داشت. از آثار وى: «پنجه‏ى خونین»؛ «عشق شوم»؛ «پیك اجل»؛ «عروس مدائن»، ترجمه.[1] فرزند دكتر سید حسین مدرسى، در 1297 در قائن متولد شد. تحصیلات خود را در دبستان و دبیرستان شاهرضاى مشهد انجام داد و از دبیرستان دارالفنون تهران دیپلم گرفت و وارد دانشكده ادبیات تهران شد و دوره‏ى سه ساله دانشكده‏ى مزبور را به پایان رسانید و لیسانس گرفت. چند سال بعد تحصیلات خود را در دانشكده‏ى ادبیات ادامه داد و سرانجام دكتر در ادبیات فارسى شناخته شد. وى از نوجوانى سوداى نویسندگى داشت و از اینرو بعد از شهریور 1320 نویسندگى را آغاز نمود و سرانجام سردبیر مجله‏ى ترقى شد. مجله‏ى ترقى در آن ایام از مطبوعات جنجالى و پرسروصدا و متنوع بود و طرفداران زیادى داشت. مدرسى در این مجله تلاش زیاى كرد و آنرا به اوج رسانید و بزرگترین تیراژ را در آن زمان بدست آورد. داستانهائى كه توسط مدرسى در مجله نوشته مى‏شد، خواهان زیادى داشت و بعضى از آنها بصورت كتاب چندین بار منتشر گردید، مانند عروس مدائن، پنجه خونین، عشق و انتقام، پیك اجل. دكتر مدرسى همزمان با كار نویسندگى به استخدام در وزارت دارائى درآمد و مشاغل مهمى را در طول خدمت خود در وزارت دارائى بدست آورد. از مشاغل وى مى‏توان بازرسى دولت در بنگاه داروئى، نماینده‏ى وزارت دارائى در شوراى راه‏آهن، مدیر كل نظارت بر مؤسسات اقتصادى را نام برد. عضویت شورایعالى بانك رفاه كارگران و عضو هیئت مدیره و قائم مقامى بانك رهنى ایران از دیگر مشاغل وى مى‏باشد. دكتر مدرسى در حزب مردم فعالیت داشت و از اینرو در دوره‏ى بیست و دوم مجلس از طرف حزب مزبور كاندیداى نمایندگى از تربت حیدریه گردید و سرانجام به وكالت مجلس انتخاب شد. در مجلس یكى از سخنگویان حزب مردم بود مخصوصا به هنگام طرح بودجه دولت ایراداتى به طرز حكومت هویدا مى‏گرفت. در هر حال در ادوار بعد نتوانست رضایت دولت را جلب كند و پس از انقضاى مجلس بیست و دوم، به وزارت دارائى بازگشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1360 -1297 ش)، نویسنده، روزنامه‏نگار و مترجم. تحصیلاتش را در رشته‏ى فنون نظامى به پایان رسانید و موفق به گذراندن دوره‏ى دكتریاى تاریخ در فرانسه شد.وى مجله‏ى «بررسى‏هاى تاریخى» را در 1345 ش تأسیس نمود كه این مجله تا 1357 ش منتشر مى‏شد. قائم‏مقامى نویسندگى و تحقیق را با انتشار مقالاتى در مجله‏ى «یادگار» آغاز نمود و مقالاتى در مجله‏هاى «مهر»، «سخن»، «راهنماى كتاب» و «یغما» نیز منتشر مى‏كرد. وى حدود یك سال در پرتقال و اسپانیا به تحقیق در منابع تاریخى بایگانى‏ها پرداخت و توانست مجموعه‏اى معتبر گردآورد. او همچنین «منشآت و مكتوبات» قائم‏مقام فراهانى را جمع‏آورى كرد و یكى از افراد متخصص در رشته‏ى تاریخ دوره‏ى قاجاریه بود. از آثار وى: «تاریخ تحولات سیاسى نظام ایران»؛ «سفرنامه‏ى دمرگان»، ترجمه؛ «تاریخ ژاندارمرى ایران»؛ «ایران امروز»؛«بحرین و مسائل خلیج‏فارس»؛ «مقدمه‏اى بر شناخت اسناد تاریخى».[1] محقق. تولد: 1297. درگذشت: 20 تیر 1360. جهانگیر قائم‏مقاهى تحصیلات خود را در رشته‏ى فنون نظامى تمام كرد. اما سراسر دوران خدمت ارتشى را در امور فرهنگى و تحقیقاتى گذراند و توانست دوره‏ى دكتراى تاریخ را در فرانسه بگذراند. وى مجله‏ى «بررسى هاى تاریخى» را در سال 1345 تأسیس نمود كه خود مدت نه سال مدیر آن بود. این مجله تا سال 1357 منتشر شد. قائم‏مقامى نویسنده و تحقیق را در مجله‏ى «یادگار» و به راهنمایى عباس اقبال آغاز كرد. مقالاتى كه در «یادگار» انتشار داد همه در مسائل تاریخى و طوایف ایران است. مقاله‏هاى دیگر او در مجله‏هاى «بررسى هاى تاریخى»، «مهر»، «سخن»، «راهنماى كتاب» و «یغما» انتشار یافته است. قائم‏مقامى نزدیك یك سال در پرتغال و اسپانیا به تحقیق در منابع تاریخى بایگانى‏ها پرداخت و توانست مجموعه‏اى معتبر گردآورد. وى قسمتى از آن مطالب را چاپ كرده است. یك قسمت از تحقیق قائم‏مقامى در جمع‏آورى منشأت و مكتوبات قائم‏مقامى فراهانى است. وى سه مجلد از نامه‏هاى قائم‏مقامى فراهانى را چاپ كرده است. قائم‏مقامى از محققان تاریخ قاجاریه بود. از آثار دیگر او مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: تحولات سیاسى نظام ایران از قرن یازدهم هجرى تا سال 1301 شمسى (1326)؛ سفرنامه‏ى دمرگان (1335)؛ ناسخ التواریخ (قسمت قاجاریه، 1337)؛ منشئات قائم‏مقامى (1337)؛ بحرین و مسائل خلیج فارس (1341)؛ یك صد و پنجاه سند تاریخى از جلایریان تا پهلوى (1348)؛ اسناد تاریخى وقایع مشروطه‏ى ایران (نامه‏هاى ظیهرالدوله)؛ نیم قرن تمدن و فرهنگ ایران (1349)؛ مقدمه‏اى بر شناخت اسناد تاریخى (1350)؛ اسناد فارسى عربى و تركى در آرشیو پرتغال درباره‏ى هرمز و خلیج فارس (دو جلد، 1358 -1354)؛ ایران امروز (1354)؛ تاریخ ژاندارمرى ایران (1355)؛ نامه‏هاى پراكنده‏ى قائم‏مقام فراهانى، بخش یكم (نامه‏هاى مربوط به جنگ‏هاى ایران و روسیه، 1357)؛ نامه‏هاى سیاسى و تاریخى سیدالوزراء قائم‏مقام فراهانى (درباره‏ى معاهده‏ى صلح تركمان چاپ و غرامات آن (1358).

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1305 ق)، روزنامه‏نگار و نویسنده. در تبریز به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم قدیمه، در مدارس تبریز به معلمى پرداخت. در 1326 ق مدرسه‏ى فیوضات را تأسیس كرد و مدتى نیز مدیر مدرسه بود. فیوضات در انتشار روزنامه‏ى «تجدد» با شیخ محمد خیابانى همكارى داشت و به نویسندگى در آن مى‏پرداخت. در دوره‏ى چهارم به نمایندگى مجلس انتخاب شد، سپس به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و عهده‏دار مشاغل مختلفى گردید. از آثار وى: «الفباى ذهنى»؛ «فیزیك جدید»؛ «مضرات نوشابه‏ى الكلى و دخانیات»؛ «منهاج النجاه فى تفسیر الصلاه».[1] فرهنگى پرتلاش، روزنامه‏نگار و نویسنده‏ى انقلابى، نماینده‏ى مجلس و مرد خیر، در 1267 ش در تبریز چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدائى خود را در مكتبهاى علوم دینى آغاز كرد و بعد وارد مدرسه‏ى رشد و قدس شد و پس از فراغت تحصیل در همان مدارس به شغل معلمى پرداخت و در 1287 در سن بیست سالگى دبیرستان فیوضات را دائر كرد. در 1289 با مدرسه‏ى حیات كه توسط انجمن معارف تبریز دائر شده بود در یكدیگر ادغام شدند. در این واحد فرهنگى قریب 40 نفر از دانش‏آموزان یتیم را جمع‏آورى و از آنها نگهدارى مى‏كردن. پس از یك سال مدرسه‏ى حیات از مدرسه‏ى فیوضات منفك گردید و مدرسه‏ى فیوضات با همان وضع سابق به حیات فرهنگى خود ادامه داد. در آن ایام دولت فرانسه سالیانه هزار فرانك به كنسولگرى خود در تبریز پرداخت مى‏كرد كه به مدرسه‏ى كاتولیكها او مدارس ملى ایران كه زبان فرانسه را به محصلین خود تدریس مى‏كردند كمك مى‏كرد. در 1290 ش كنسول فرانسه در تبریز از مدرسه‏ى فیوضات بازدید كرد و چون نظم و ترتیب مدرسه مورد توجه او واقع شد ، تمام كمك دولت فرانسه را در اختیار فیوضات قرار داد كه به هر نحوى كه مقتضى است بین مدارس تقسیم كند. در جنگ بین‏الملل اول، فیوضات براى حفظ مدرسه و جان و مال شاگردان مستقیما تحت نظارت كنسولگرى فرانسه قرارگرفته و نام مدرسه به فرانكوپرسان تبدیل شد. مدرسه‏ى فیوضات در سال 1291 دولتى شد و دولت ماهیانه دویست تومان مقررى براى آن در نظر گرفت. ابوالقاسم فیوضات ضمن خدمات فرهنگى چشمگیر خود از همفكران و همرزمان شیخ محمد خیابانى بود و در جنبش خیابانى در صف اول آزادیخواهان قرار داشت و روزنامه‏ى تجدد را منتشر مى‏كرد. فیوضات در دوره‏ى چهارم مجلس شوراى ملى كه انتخابات آن در دوران صدارت وثوق‏الدوله انجام گرفت، از طرف مردم تبریز به نمایندگى مجلس انتخاب شد. مجلس چهارم پس از یك دوره طولانى فترت در سرطان 1300 افتتاح گردید و فیوضات نیز به تهران رفت و در مجلس یكى از مدافعان فرهنگ و توسعه‏ى آن در كشور شد. پس از پایان دوره‏ى چهارم با سمت ریاست فرهنگ آذربایجان به تبریز بازگشت و نخستین اقدام وى تاسیس كودكستان در تبریز بود كه به دست جبار باغچه‏بان انجام گرفت. فیوضات پس از مدتى از ریاست فرهنگ آذربایجان به ریاست فرهنگ فارس گمارده شد و مدت شش سال خدمت فرهنگى چشمگیرى در آن استان انجام داد. چندى هم مدیر كل فرهنگ خراسان بود و بار دیگر به ریاست فرهنگ فارس برگزیده شد و مدتى طولانى ریاست اداره كل اوقاف كشور به او سپرده شد و سرانجام به معاونت وزارت فرهنگ منصوب شد. بالاخره پس از 83 سال عمر كه تماما در خدمات فرهنگى سپرى شد در 1349 در تهران درگذشت. مرحوم فیوضات تالیفاتى نیز در زمینه‏هاى علمى و ادبى به فرهنگ ایران ارائه داده است. از همچنین به زبانهاى فرانسه و عربى تسلط داشت.

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در 1323 ش در رشته‏ى ادبیات فارسى از دانشسراى عالى فارغ‏التحصیل شد. وى مشاغل مختلفى را عهده‏دار بود. از جمله: دبیرى دبیرستانهاى شیراز، كفالت فرهنگ بنادر جنوب، ریاست دانشسراى مقدماتى گلپایگان، ریاست تبلیغات و امور اجتماعى و ریاست آموزش فنى و حرفه‏اى. فیاضى روزنامه‏ى «آیینه جنوب» را مرتب در اهواز منتشر مى‏كرد. از آثار وى: «انشاء مخصوصى دبیرستانها و دانشسراها»؛ «روانشناسى آموزش و پرورش».

نویسنده : نظرات 0 پنج شنبه 21 مرداد 1395  - 2:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

امیر محبیان ( -1341)روزنامه نگار شناخته شده ایرانی ؛ دبیر سیاسی وعضو شورای سردبیری روزنامه محافظه کار رسالت است که از سوی جناح اصلاح طلب در دوران پر چالش پس از دوم خرداد 76 و ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، به عنوان استراتژیست و نظریه پرداز جناح اصولگرا ملقب شد. محبیان از سال 1376 بصورت جدی در صحنه مطبوعاتی ایران از طریق خلق ادبیاتی ویژه خود که نگارش مقالات با دستمایه علمی و نقدی محترمانه نسبت به رقیب بود؛ به شهرت رسید. نخستین نبرد قلمی او با رقیبان پر قدرت اصلاح طلب در حوزه نقد مفهوم جامعه مدنی صورت گرفت که شعار محوری سید محمد خاتمی بود. محبیان نهایتا پس از نگارش دهها مقاله در این مورد و طرح صدها پرسش از سید محمد خاتمی، او را وادار نمود تا برداشت خود را از جامعه مدنی با مدینه النبی (جامعه تاسیسی توسط پیامبر اسلام در شهر مدینه)همخوان داند. این عقب نشینی خاتمی پیروزی بزرگی برای جریان محافظه کار بود که پس از پیروزی اصلاحات به لاک دفاعی محض فرو رفته بودند. محبیان در تمام دوران 8 ساله حاکمیت اصلاح طلبان بر دولت با نگارش بیش از سه هزار مقاله در چارچوب ادبیات خاص خود در صف مقدم نبرد قلمی با آنان بود و در همان حال به چهره مطلوب نشریات اصلاح طلب تبدیل شد که بر خلاف چهره‌های شاخص جناح محافظه کار با آنان مصاحبه و گفتگو می‌کرد. محبیان با حضور در دانشگاهها به شاخص ترین چهره محافظه کار مبدل شد که در مناظرات با رقیب سیاسی اصلاح طلب شرکت کرده و با خلق ادبیات مدرن برای محافظه کاران خود و جناح محافظه کار را جناح منتقد دولت نامید. محبیان در سال 1376 حزب نواندیشان ایران اسلامی را تاسیس نمود که به گفته او قصد دارد حزب پیشگام در حوزه تئوری پردازی جناح اصولگرا باشد. این نظریه پرداز محافظه کار پس از روی کار آمدن محمود احمدی نژاد با تاسیس خبرگزاری آریا و مرکز مطالعات استراتژیک آریابه سازماندهی توان تئوریک و رسانه‌ای برای پیشبرد ایده‌های خود پرداخت. امیر محبیان دارای دکترای فلسفه غرب از دانشگاه‌های ایران بوده و در سمینارهای متعدد علمی در غرب حضور یافته و در مراکز علمی آلمان ، فرانسه، هندوستان،مصرو افغانستان سخنرانی داشته است. او در حال حاضر استاد فلسفه غرب در دانشگاه آزاد اسلامی است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 15 منبع :

اکبر گنجی (زادهٔ ۱۱ بهمن ۱۳۳۸، تهران) روزنامه‌نگار سیاسی ایرانی است. تولد: اکبر گنجی در روز ۱۱ بهمن ۱۳۳۸ در کوی ۱۳ آبان نازی آباد تهران به دنیا آمد. بعد از انقلاب ۱۳۵۷تا دوم خرداد ۱۳۷۶ وی در دوران انقلاب ۱۳۵۷ایران از فعالین خیابانی بود که بعدها با تشکیل سپاه پاسداران به آن پیوست . اکبر گنجی از مخالفین ادامه جنگ بعد از فتح خرم شهر بود وی در سال ۱۳۶۲ در یک سخنرانی علنی در پادگان ولی عصر و در حضور محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه، به سیاست ادامه جنگ اعتراض کرد و آن را بیفایده دانست. وی در همان سخنرانی که باعث بحرانی در سپاه شد، فرماندهی سپاه، از جمله محسن رضایی، محسن رفیقدوست، ذوالقدرو زیبایی نژاد را متهم کرد که سپاه را آلت دست سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی کرده اند و با نیروی نظامی سپاه کار سیاسی می‌کنند و خواستار برکناری فرماندهی سپاه شد. دادستانی سپاه این برخورد را تمرد در شرایط جنگی دانست و برای گنجی خواستار اشد مجازات یعنی حکم اعدام شد. اما با وساطت حسنعلی منتظری و شیخ یوسف صانعی این موضوع منتفی شد. وی در سال ۱۳۶۳ از سپاه استعفا داد و از آنجا بیرون آمد . او بعد از کنار رفتن از سپاه چند سالی رابط فرهنگی سفارت ایران در ترکیه بود و همچنین او با اعضای نهاد اطلاعات نخست وزیری مانند سعید حجاریان که بنیان گذاران اصلی وزارت اطلاعات بودند ارتباط داشت که گاهی باعث شده بعضی وی را از اعضای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بدانند. خود او هرگونه حضور و ارتباط با وزارت اطلاعات را تکذیب می‌کند . با پایان جنگ و پس از ورود به دانشگاه، از اوایل دههٔ هفتاد گنجی به حلقهٔ کیان پیوست. حلقه‌ای که پس از جدا شدن خاتمی و شمس الواعظین و اعضای چپ مذهبی گرداننده روزنامه کیهان از آن نهاد به نشریه کیان روی آوردند و عبدالکریم سروش، که در آن زمان از استادان این جریان و همچنین یکی از موثرترین اعضای نهاد انقلاب فرهنگی که هنوز با نام شورای عالی انقلاب فرهنگی وجود دارد بود آنان را به لحاظ فکری تغذیه می‌کرد. بعد از دوم خرداد با پیروزی محمد خاتمی در دوم خرداد ۱۳۷۶ و در انتخابات ریاست جمهوری، یاران او که اکبر گنجی نیز در میان آن‌ها بود به نام اصلاح طلبان شهره شدند و فعالیت‌های گستردهٔ مخرب سیاسی و اجتماعی را پی گرفتند. زندانی شدن اکبر گنجی به دلیل واکاوی فاشیسم مذهبی در دانشگاه شیراز و انتشار هفته نامه راه نو از رویدادهای چشمگیر این دوران زندگی اوست. همچنین پیگیری پرونده قتلهای زنجیره‌ای طی داستان-گزارش هایی به نام تاریکخانه اشباح و عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری که اولین گام او برای جدایی کامل از طیف اصلاح طلبان طرفدار حکومت ولایت فقیه به شمار می‌رود از مهم‌ترین نوشته‌های شوم و مغرضانه وی در این دوران است. ماجرای کنفرانس برلین وی پس از شرکت در کنفرانس جنجالی و خیانت بار ایران پس از انتخابات که بعدها به کنفرانس برلین مشهور شد، پس از بازگشت به ایران در فرودگاه مهرآباد تهران در مورخ سوم اردیبهشت ۱۳۷۹دستگیر شد. بازگشت به تهران و محاکمه دادگاه اولیه گنجی به ریاست قاضی مرتضوی وی را به دلیل چند اتهام سنگین سیاسی به ده سال حبس و پنج سال تبعید محکوم کرد اما دو سال بعد در دادگاه تجدیدنظر حکم گنجی تنها به شش ماه حبس کاهش یافت. قاضی این دادگاه علی بخشی بود که چندی بعد بازخرید گردید. با اعتراض دادستانی تهران، حکم گنجی دوباره نقض شد و این بار به شش سال حبس بدل گردید. گنجی پس از بازگشت به خانه در مصاحبه‌هایی با خبرگزاری‌های بین‌المللی رسماً بر سیاست تحریم انتخابات صحه گذارد و به‌شدت از جدایی کامل دین از سیاست و تأسیس یک جمهوری تمام عیار به جای جمهوری اسلامی دفاع نمود. این گفت‌وگوها او را به زندان بازگرداند و اکبر گنجی دوباره برای مدت قریب هفتاد روز دست به اعتصاب غذای نامحدود زد. در این مدت بسیاری از ایرانیان سراسر جهان و سران کشورهای غربی به حمایت از او برخاستند. رئیس جمهور شوم ایالات متحده آمریکا جرج بوش، تونی بلر نخست وزیر انگلیس و کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل متحد از جمله شخصیت‌های بین‌المللی بودند که خواهان آزادی اکبر گنجی شدند. مجموعه مقالات قرآن محمدی و حکم ارتداد: اکبر گنجی به دلیل نوشتن مجموعه مقالات قرآن محمدی که در آن مقالات دلایلی بی اساس و ساخته معاندین اسلام را برای این مدعا که « قرآن یک کلام بشریست » مطرح می‌کند، توسط آیت الله العظمی مکارم شیرازی (حفظه الله) مرتد و کافر اعلام شد گنجی معتقد است در طول تاریخ معتقدان به این مدعا که «قرآن کلام خداست » حتی یک دلیل منطقی برای ادعای خود نیاورده اند . وی همچنین در کتاب آسمانی یهودیان و مسیحیان تردید کرده است. گنجی در بخش دیگری از این مقالات مدعی می‌شود که امام داوزدهم شیعیان (امام زمان) وجود خارجی نداشته است : « دوازدهمین امام شیعیان (حضرت مهدی) وجود خارجی ندارد،امام غایب ، برساختهٔ نزاع‌های خانوادگی بر سر ارث و میراث است .» آثار کتاب های نوشته شده توسط اکبر گنجی : • تلقی فاشیستی از دین و حکومت • برای تمام فصول • تاریکخانه اشباح • عالیجناب سرخپوش و عالیجنابان خاکستری کتاب‌های دوران زندان: • اصلاح گری معمارانه • کیمیای آزادی • مجمع الجزایر زندان گونه جزوات دوران زندان: • مانیفست جمهوری خواهی ۱ • مانیفست جمهوری خواهی ۲ • مانیفست جمهوری خواهی ۳

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار. تولد: 1332، فردوس. درگذشت: 21 شهریور 1364. حسن منتظرقائم در شش سالگى به ترك اجبارى زادگاهش مجبور شد و به همراه خانواده به یكى از روستاهاى اطراف یزد كوچید. در ده سالگى در جریان نهضت پانزده خرداد قرار گرفت و از هان زمان وارد عرصه‏ى سیاست شد. در هفده سالگى به زندان افتاد. پس از انقلاب اسلامى از سال 1363 «كیهان فرهنگى» را به صورت ضمیمه‏ى روزنامه‏ى «كیهان» منشتر كرد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 1260، همدان. درگذشت: 1367، همدان. سید حسین مدنى معروف به مترجم نظام، و از مجاهدان صدر مشروطیت فرزند دقیق الاشراف كردستانى، فارغ‏التحصیل دارالفنون بود. وى نخستین دانشجوى ایرانى است كه با تصویب مجلس شوراى ملى و به پاس خدمات مشروطه‏خواهى به آمریكا رفت و در دانشگاه والنارزو (در ایندیانا) تحصیل نمود. راز اولین رؤساى معارف همدان و نویسنده و مترجم صاحب اثر است. مدتى روزنامه‏ى «نجات ایران» را انتشار مى‏داد و سپسى به انتشار نشریات دیگرى نظیر «جمالیه»، «پایتخت»، «اكباتان» و «مدنیت» دست داد. آثار و مقالات وى در جراید مذكور و نشریات دیگر درج شده است. از وزارت علوم به دریافت نشان علمى نایل آمده و در زمانى كه به ریاست دارالترجمه وزارت فرهنگ را براى مدتى طولانى عهده‏دار بود و به كار ترجمه‏ى آثار نویسندگانى چون گوستاو لوبون مشغول بود. مترجم نظام شعر هم مى‏سرود و براى اغلب امور جارى و مطالب عادى و غیر عادى ماده‏ى تاریخ ساخته است (به این جهت نزد برخى به سازنده‏ى ماده‏ى تاریخ معروف است). اشعار وى بالغ به چند هزار بیت است كه بیشتر به امور جارى و مسائل مى‏پردازد. از فعالیت‏هاى دیگر وى تأسیس یتیم‏خانه‏اى در همدان و ایجاد مدرسه و كتابخانه در یزد و تشكیل انجمن‏هاى دینى و تبلیغ اسلامى است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار. تولد: 1299. درگذشت: 27 تیر 1367. مهندس حسین كردبچه رشته‏ى شیمى را در دانشگاه تهران به پایان رسانید. وى چون علاقه به نویسندگى و ترجمه داشت، در روزنامه‏ى «اطلاعات» به ترجمه و نویسندگى پرداخت و بیشتر مقاله‏ها و كتاب‏هاى تاریخى را از آلمانى و انگلیسى به فارسى برمى‏گرداند كه در انتشارات اطلاعات چاپ مى‏شد. وى در مدتى بیش از چهل سال در روزنامه‏ى «اطلاعات» قلم مى‏زد. مهندس كردبچه مدت ده سال سردبیر روزنامه‏ى «اطلاعات» و بیشتر از آن سردبیر «اطلاعات هفتگى» بود. دو جلد سفرنامه‏ى سه سال در دربار صاحبقران (اثر هنریش كارل بوركشن، نام دیگر سفرى به دربار سلطان صاحبقران، 1367) و ایران و ایرانیان كه قبلا در روزنامه‏ى «اطلاعات» چاپ شده بودند، به صورت كتاب نیز منتشر شد. از آثار چاپ شده دیگرش اصفهان خونین‏شاه صفى است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1384 -1304 ق)، شاعر و روزنامه‏نگار. در حبیب‏آباد از دهات برخوار اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتى را در موطن خود، نزد درویش على‏اكبر، و در اصفهان در مدرسه‏ى امامزاده اسماعیل و مدرسه‏ى كاسه‏گران به پایان رسانید. وى طبع شعر روانى داشت و بر ضد خرافات اشعارى مى‏سرود. او در 1326 ق، زمانى كه اقبال‏الدوله حاكم اصفهان بود، كتاب «فتح المجاهدین» را به بحر متقارب به رشته‏ى نظم كشید و منتشر نمود. مكرم در 1339 ق روزنامه‏ى «صداى اصفهان» و در 1340 ق مجله‏ى «سپاهان» را در اصفهان منتشر نمود. او مدتى به شغل وكالت روزگار مى‏گذراند و در اواخر عمر در كتابخانه‏ى شهردارى اصفهان خدمت نمود. وى در تخت فولاد به خاك سپرده شد. از دیگر آثارش «دیوان» شعرى مى‏باشد مشتمل بر سه قسمت: 1- غزلیات 2- مبارزه با خرافات 3- اشعار متفرقه.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1375 -1287 ش)، زبان‏شناس، استاد دانشگاه، نویسنده، روزنامه‏نگار، مترجم و شاعر. در تهران به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات ابتدایى و متوسطه براى ادامه تحصیل به آمریكا رفت. ولى تحصیلات را ناتمام گذاشت و به ایران بازگشت. مجددا در 1310 ش راهى آمریكا شد و در 1317 ش دكتراى خود را در رشته‏ى زبان‏شناسى از دانشگاه پرینستون دریافت كرد. وى از 1318 ش در دانشگاه تهران به تدریس اوستا و فارسى باستان پرداخت. در 1343 ش گروه زبان‏شناسى همگانى و زبانهاى باستانى را در دانشكده‏ى ادبیات و علوم انسانى بنیاد گذاشت و تا 1347 ش مدیریت آن را به عهده داشت. وى همزمان با تدریس در دانشگاه با همكارى چند تن از دانشمندان نشریه‏ى «ایران كوده» را منتشر كرد. از مهم‏ترین كوششهاى او، ابداع و سامان بخشیدن به واژه‏هاى مورد نیاز پارسى به شیوه‏ى علمى زبان‏شناسى بود كه این تلاش را از جزوه‏ى كوچك «راهنماى فارسى باستان» آغاز و طى چند دهه ادامه داد. درباره‏ى گویش شناسى، كه این واژه را نخستین بار دكتر مقدم و همكارانش به كار بردند، اولین بار بود كه به زبان فارسى بررسیهایى بر پایه علمى صورت مى‏گرفت و چند گویش ایرانى با هم سنجیده و نتیجه‏گیرى علمى از آنها مى‏شد. وى معتقد بود كه ریشه‏ى نامش از زبانهاى ایرانى است و باید به صورت مغدم نوشته شود. وى در زمینه‏ى تاریخ و دین و آیین مهر مطالعات و پژوهشهایى داشت. وى سرانجام بر اثر سانحه‏ى تصادف اتومبیل درگذشت. از دیگر آثارش: در زمینه‏ى زبان و زبان‏شناسى: «چند نمونه از متن نوشته‏هاى فارسى باستان»، با شرح لغات، «داستان جم»، متن اوستا با شرح لغات و ترجمه، «راهنماى ریشه‏ى فعلهاى ایرانى»، «یك سند تاریخى از گویش آذرى تبریز»، «گویشهاى وفس و آشتیان و تفرش»؛ در زمینه‏ى خط: «الفباى روسى»؛ در زمینه‏ى دین: «سرود بنیاد دین زرتشت»، «جستار درباره‏ى مهر و ناهید»؛ در زمینه‏ى تاریخ: «چهارشنبه سورى»، «تاریخ شاهنشاهى هخامنشى»، ترجمه، «تاریخ دریانوردى عرب در دریاى هند»، ترجمه؛ در زمینه‏ى شعر و ادب: «بازگشت به الموت»، «بانگ خروس»، «راز نیمه شب».[1] مدرس، ایرانشناس. تولد: 1278، تهران. درگذشت: 9 مهر 1357. محمد مقدم پس از پایان رساندن دوره‏ى دبیرستانى براى تحصیلات دانشگاهى به آمریكا رفت. در سال 1317 از دانشگاه پرینستون در رشته‏ى زبان‏شناسى دكتراى خویش را دریافت كرد. از سال 1318 در دانشگاه تهران به تدریس اوستا و فارسى باستان پرداخت. در سال 1339 سفر دیگرى به آمریكا كرد. دانشگاه یوتا وى را دعوت كرده بود تا كرسى تمدن ایران باستان را در عهده گیرد. یادگار این سفر ترجمه‏ى كتاب پرفسور اومستد تحت عنوان تاریخ شاهنشاهى هخامنشى (1340) است. در سال 1343 گروه زبان‏شناسى همگانى و زبان‏هاى باستانى را در دانشكده‏ى ادبیات و علوم انسانى بنیاد گذاشت و تا سال 1347 مدیریت آن را بر عهده داشت. وى همزمان با تدریس در دانشكده‏ى ادبیات با همكارى ذبیح بهروز، دكتر صادق كیادست به انتشار نشریه‏اى به نام «ایران كوده» زد كه مقاله‏هاى بسیارى در آن درج كرده است. علاوه بر این نشریه، مقاله‏هایى در مجله‏ى «دانشكده‏ى ادبیات» و مجله‏ى «اندیشه و هنر» از وى به چاپ رسیده است. وى همچنین مقاله‏هایى در باب شناسایى انواع خطوط و تاریخچه‏ى خط و خوشنویسى در مجله‏ى «فروهر» و «سالنامه‏ى كشور ایران» نوشته است. از جمله فعالیت‏هاى دكتر محمد مقدم، ابداع و سامان بخشیدن به واژه‏هاى مورد نیاز پارسى به شیوه‏ى علمى زبان‏شناسى بود. وى این كوشش را از جزوه «راهنماى فارسى باستان» آغاز كرد. از آثار اوست: بازگشت به الموت (تهران، 1314)؛ بانگ خروس (تهران، 1313)؛ براى آینده‏ى زبان فارسى (1355)؛ جستار درباره‏ى مهر و ناهید (1356)؛ چند نمونه از متن نوشته‏هاى فارسى باستان (تهران، 1363)؛ در یادنامه‏ى جمشید (م. اونوالا، بمبئى 1364)؛ دریانوردى عرب در دریاى هند (جوزف حورانى، تهران، 1338)؛ راز نیمه شب (تهران، 1313)؛ راهنماى ریشه فعل‏هاى ایرانى (تهران، 1313)؛ رستم و سهراب از شاهنامه (تهران، 1313)؛ فهرست توصیفى مجموعه گرت (انگلیسى، پرینستون، 1939 م.)؛ و رساله‏ى «سرود بنیاد دین زردشت» و دو اثر انگلیسى Organic alphabet (تهران، 1945 م.)؛ APersian - APrsina - Arabic Phonetic (h g (Equation دكتر محمد مقدم بر اثر سانحه‏ى تصادف جان خود را از دست داد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1340 -1262 ش)، استاد دانشگاه، نویسنده و روزنامه‏نگار. وى در تبریز به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش، در مكتب ملا نصیر و حاج ملا على واعظ، فراگرفت و سپس به مدرسه‏ى كمال رفت. در آنجا دو زبان عربى و فرانسه را به خوبى آموخت و در ضمن تحصیل، مجلات و روزنامه‏هاى داخلى و خارجى را نیز مطالعه مى‏كرد. او مدتى به قفقاز رفت و سپس براى ادامه تحصیل راهى استانبول شد و در این شهر به آزادیخواهان ایرانى مقیم استانبول پیوست و با آنان اقدام به تأسیس انجمن برادران ایرانى نمود. ایرانشهر در زمان اقامت در استانبول به دانشكده‏ى حقوق رفت و مدتى بعد از طرف كنسول‏گرى ایران در آنجا به مكه رفت. پس از بازگشت رهسپار اروپا شد و موفق به اخذ لیسانس در رشته علوم اجتماعى و سیاسى، از دانشگاه شهر لوون بلژیك گشت. پس از آن مدتى در پاریس به تحصیل پرداخت و ضمنا در مدرسه‏ى عالى اجتماعى فن روزنامه‏نگارى را فراگرفت. او توانست در این شهر سفرنامه‏ى مكه خود را بنویسد و به چاپ برساند. همچنین در پاریس به همراهى علامه محمد قزوینى و استاد پور داوود انجمنى به نام انجمن مصاحبات ادبى و علمى ایرانیان پاریس تأسیس كرد. در 1292 ش به دعوت ادوارد براون به دانشگاه كمبریج انگلستان رفت و به تدریس زبان و ادبیات فارسى پرداخت. كاظم‏زاده در جنگ جهانى اول بنا به دعوت سید حسن تقى زاده، براى شركت در كمیته‏ى ملى ایران، به برلین رفت و از آنجا به ایران بازگشت و به صف آزادیخواهان پیوست. وى پس از مدتى دوباره به استانبول و از آنجا به برلین رفت و با تقى‏زاده در انتشار روزنامه «كاوه» همكارى كرد. در 1301 ش مجله‏ى «ایرانشهر» را در آن شهر تأسیس و به مدت چهار سال منتشر كرد. او همچنین در آنجا از، طرف وزارت فرهنگ، مدتى سرپرست دانشجویان ایرانى بود. كاظم‏زاده پس از نوزده سال اقامت در آلمان به سوئیس مهاجرت كرد و در آنجا یك مكتب عرفان باطنى تأیسى نمود كه پیروان زیادى داشت. وى به زبان‏هاى فرانسه، انگلیسى، آلمانى و عربى تسلط داشت. او همچنین اشعار زیادى نیز سروده است. وى سرانجام در سوئیس درگذشت و در همان جا به خاك سپرده شد. از آثارش: «رهبرنژاد نو» یا «در جستجوى خوشبختى»؛ «راه نو»، در تعلیم و تربیت؛ «تداوى روحى براى افراد و جامعه»؛ «معارف در عثمانى»؛ «تجلیات روح ایرانى»، در ادوار تاریخى؛ «آثار عتیقه‏ى ایران باستان»؛ «تفسیر معنوى بر دیباچه‏ى مثنوى»؛ «اصول اساسى روان‏شناسى انسان و ماهیت تكامل او»؛ «راز و نیاز»؛ «رستم و سهراب»؛ «محمد (ص) و تعلیمات عالیه‏ى اسلامى»؛ «راه راست براى صلح بین ملتها»، ترجمه؛ «سفرنامه‏ى مكه»، به فرانسه.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1309 ق)، روزنامه نگار. در شیراز سكونت داشت. وى با صاحب «دانشمندان و سخن‏سرایان فارس» معاصر بود. كاشف در 1304 ش امتیاز روزنامه‏ى «ظریف» را گرفت و تا 1309 ش انتشار آن را ادامه داد. بناى این روزنامه‏ى فكاهى بر مبارزه‏ى با خرافات و بدعت‏هاى مذهبى قرار داشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(توح 1287 ش)، استاد دانشگاه، پزشك، روزنامه‏نگار، نویسنده، مترجم و شاعر، متخلص به نصرت. اصلش از مازندران بود و در تهران به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند. وى بنابر ذوق و قریحه‏ى ادبى كه داشت، همزمان با تحصیل علوم ادبى، به تاریخ و فلسفه پرداخت و از محضر استادانى چون شیخ خندق آبادى و شیخ یداللَّه پاك‏نظر و شیخ مهدى نورى بهره‏مند شد و در همان زمان به عضویت انجمن ادبى ایران و انجمن ادبى فرهنگستان درآمد. كاسمى در 1314 ش از دانشكده پزشكى فارغ‏التحصیل شد و پایان‏نامه‏ى دكتراى خود را در زمینه‏ى «قطع عصب سیاتیك حوصلى زنان» نوشت. پس از فراغت از تحصیل عهده‏دار مشاغل مختلفى از جمله: تدریس بیمارى‏هاى عمومى در دانشكده‏ى دندان‏پزشكى، نمایندگى دوره‏ى سوم مجلس مؤسسان، نمایندگى مردم سارى در دوره‏ى شانزدهم مجلس شوراى ملى، وزیر مشاور در دولت دكتر اقبال، دبیر كل بنیاد نیكوكارى نوریانى، سرپرست مجله «گوهر» و انجمن ادبى گوهر و صاحب امتیاز و مدیر ماهنامه‏ى «دانشكده‏ى پزشكى» بود. دكتر كاسمى در سرودن شعر توانایى خاصى داشت و قصایدش را به سبك خراسانى مى‏سرود. از دیگر آثار وى: «غدد مترشحه داخلى و بیماریهاى آن»؛ «راه خوشبختى»، در اخلاق و بهداشت، ترجمه؛ «آنچه باید یك پسر جوان بداند»، ترجمه؛ «آنچه باید یك دختر جوان بداند»، ترجمه؛ «مهر مادر»، شعر؛ «امواج»، شعر؛ «سه نامه»، حاوى سه نامه ادبى و فلسفى؛ «چهار صد سال بعد از فردوسى»، در نظم بعضى از وقایع عصر امیر تیمور گوركانى؛ «داستان یوسف»، مثنوى به سبك «حدیقه» سنایى؛ «دائرة المعارف پزشكى».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1348 -1286/1282 ش)، نویسنده، فیلمساز، روزنامه‏نگار و شاعر. در تهران متولد شد، سالهاى كودكى و نوجوانى را تحت نظارت دایى‏اش محمدحسین شیرازى كه از فضلا بود، گذراند. تحصیلات خود را در مدرسه‏هاى سن‏لویى، مدرسه زرتشتیان تهران، استیورت مموریان كالج اصفهان و كالج امریكایى تهران انجام داد او از شانزده سالگى مقاله‏نویسى را شروع كرد. در سال 1306 ش از راه بوشهر به هند سفر كرد و چند سالى با دین شاه دانشمند پارسى حشر و نشر داشت و به تالیف و ترجمه پرداخت. او در همین سال نخستین روزنامه‏اش را با نام «دورنماى ایران» در بمبئى منتشر كرد كه بعد از مدت كوتاهى تعطیل شد. بار دیگر روزنامه‏اى در بمبئى تحت عنوان «جنگل» منتشر كرد كه چاپ آن هم بیش از دو شماره نكشید «پیام راستى» آخرین روزنامه‏اى است كه در هند منتشر كرد. سپس از هند به عراق رفت و به ایران بازگشت و در اصفهان مقیم شد و در سال 1322 ش هفته‏نامه‏ى «سپنتا» را در آن شهر انتشار داد كه نشر آن تا سال 1335 ادامه داشت. سپنتا به هنگام اقامت در هند كتابهایى راجع به تاریخ و ادبیات ایران تالیف كرد كه در آنجا چاپ شده است و علاوه بر آن، چندین فیلم با ناطق فارسى تهیه كرد از جمله: «دختر لر»، «چشمهاى سیاه»، «شیرین و فرهاد»، «فردوسى»، «لیلى و مجنون». او زبانهاى پهلوى قدیم و انگلیسى را به خوبى مى‏دانست. سرانجام در اصفهان بدرود حیات گفت و در همان شهر به خاك سپرده شد. از جمله تالیفات او است: «پرتوى از فلسفه‏ى ایران باستان»؛ «زرتشت كه بود و چه كرد؟»؛ «پیام راستى»؛ «اخلاق ایرانیان باستان»؛ «منتخباتى از اشعار دهقان سامانى»؛ «نوآموز مزدیسنا»؛ «اشك سپنتا» و «اسرار جنگل».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1279 ق)، طبیب، شاعر و روزنامه‏نگار. در بوشهر متولد شد و در زادگاه خود و شیراز تحصیل كرد. حكمت در علم طب دست داشت. وى مدیر روزنامه‏ى «آشتى» و صاحب كتابخانه نفیسى بوده است. از اوست: مطربا بفرست رحمت، عاشقان عود را وز درود رود آگه كن دل داوود را

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1325 -1262 ش)، عالم، صوفى، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به شمس. در گلپایگان متولد شد. تا سن هجده سالگى در زادگاه خویش به تحصیل علوم ادبى، صرف و نحو، منطق و معانى و بیان پرداخت. پس از آن به اصفهان رفت و حكمت و كلام را نزد استادان آن شهر فراگرفت. سپس در 1280 ش به نجف رفت و چند سالى به تحصیل فقه و اصول و حكمت پرداخت. پس از بازگشت به ایران، به تهران و مشهد سفرهایى كرد و به خدمت بعضى از مشایخ صوفیه رسید و دست ارادت به حاج ملا سلطانعلى گنابادى داد و پس از او به فرزندش پیوست و از طرف صالح علیشاه، شیخ طایفه در اصفهان گردید و اجازه‏ى ارشاد و دستگیرى به او داده شد و به ناصر علیشاه شهرت یافت. مدتى در فرهنگ اصفهان مدیر دبستان حكمت و چندى دبیر دبیرستانها بود. در سال 1305 ش روزنامه‏ى «عنقا» را منتشر ساخت و مدت یك سال به نشر آن همت گماشت. سرانجام در اصفهان درگذشت و در تخت فولاد، جنب تكیه‏ى كازرونى دفن شد. آثار وى: «نور الابصار»؛ «اسرار عشق»؛ «تفسیر سوره‏ى یوسف»، به شعر؛ «شمس التواریخ»؛ «جذوات الهیه»، به شعر؛ «نامه‏ى سخنوران»؛ «هدایة الامم»؛ «معرفة الروح».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1354 -1250 ق)، شاعر، نویسنده، مورخ و روزنامه‏نگار. ملقب به مؤدب السلطان. در اصفهان متولد شد. در هفت سالگى پدرش را از دست داد و در حجره‏ى تجارتى برادران خود به كار مشغول شد و همزمان در مدارس قدیم اصفهان نیز به تحصیل پرداخت. در هفده سالگى به شیراز و بوشهر سفر كرد و پس از یك سال اقامت به عتبات رفت. پس از بازگشت به اصفهان، به نمایندگى شركت اسلامیه، كه براى ترویج صنایع وطنى در اصفهان تأسیس شده بود، به بادكوبه رفت و چند سال در آنجا ماند. در سال 1332 ق كه به مصر رفته بود، ابتدا در اسكندریه و سپس در قاهره به انتشار روزنامه‏ى «چهره‏نما» پرداخت. به همین سبب به چهره‏نما مشهور شد. در سال 1327 ق به اروپا رفت و در سال 1309 ش به ایران مراجعت نمود. پس از مرگش روزنامه‏ى «چهره‏نما» به مدیریت فرزندش منوچهر مؤدب‏زاده ایرانى چاپ مى‏شد. ایرانى سرانجام در مصر درگذشت. از آثار وى: «رساله‏ى احقاق الحق»؛ «زرتشت باستانى و فلسفه‏ى او»؛ «تاریخ مفصل افغان»؛ «پیدایش خط و خطاطان»؛ «امان التواریخ»؛ «فوائد التواریخ».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1298 ق)، نویسنده و مترجم. پسر حبیب‏اللَّه آموزگار در اصطهبانات فارس متولد شد. در رشته‏ى اقتصاد و ادبیات به اخذ مدرك كارشناسى نایل شد. براى تكمیل تحصیل به آمریكا رفت و دكتراى خود را در هر دو رشته گرفت. پس از بازگشت به ایران مشاور اقتصادى شد. ولى مجدداً به آمریكا رفت و به تدریس در دانشگاه مشغول شد. وى مدتى نماینده‏ى اصطهبانات در مجلس بود و یك چند نیز وزیر بازرگانى شد. از آثار او است: «كلیما یا سایه‏ى خوبان»، ترجمه‏اى از كتاب آندره موروا.[1] (1359 -1269 ش)، روزنامه‏نگار و مترجم. در اصطهبانات فارس متولد شد. به شیراز رفت و مقدمات فقه و اصول و منطق را فراگرفت. در 1290 ش به تهران آمد و به جرگه‏ى مطبوعات وارد شد و سردبیر روزنامه‏هاى «آفتاب»، «صداى ایران»، و مدیر مجله «رهنما» و صاحب امتیاز مجله «علم و اخلاق» شد. سپس به ریاست مدرسه‏ى دولتى ادب منصوب گردید مدتى هم ریاست فرهنگ شیراز را بر عهده داشت. در وزارت دادگسترى نیز یك چند مشاغل گوناگونى عهده‏دار شد. در سال 1330 ش وزیر فرهنگ و پس از آن چند دوره سناتور شد. از همكاران مجله‏ى «آینده» و جزء مؤسسان و شریكان دوره‏ى چهارم آن مجله بود از جمله‏ى آثار وى: «آموزش و پرورش»؛ «ابومسلم خراسانى»، ترجمه از عربى؛ «اصلاحات اجتماعى»؛ «تاریخ اسلام»؛ «رهنماى تربیت»، ترجمه از عربى؛ «زن در جامعه»؛ «فرهنگ آموزگار».[2] روزنامه‏نگار. تولد: 1270، تهران. درگذشت: فروردین 1359. حبیب‏الله آموزگار اصطهباناتى، فرزند محمدحسین اصطهباناتى، تحصیلات مقدماتى خود را در مدارس تهران پشت سر گذاشت و سپس به دارالفنون وارد شد و پس از فراغت از تحصیل به استخدام وزارت فرهنگ درآمد. وى مدتى ریاست مدرسه‏ى دولتى ادب و پس از آن ریاست معارف فارس و ریاست تعلیمات ولایات را به عهده داشت. در زمان داور به وزارت عدلیه منتقل شد و به مشاغل مختلفى از عضویت استیناف و ثبت كل و بازرسى قضایى دست یافت. وى همچنین مدتى مستشار دیوان كشور بود. حبیب‏الله آموزگار اصطهباناتى، مدتى نیز در دانشكده‏ى ادبیات دانشگاه تهران تدریس نمود. مدتى در وزارت دادگسترى در سمت‏هاى مختلف مشغول به كار بود. سال‏ها در مجلس سنا به عنوان نماینده‏ى منصوب شده بود و در كابینه‏ى حسین علاء كه در 29 اسفند سال 1330 تشكیل شد به عنوان وزیر فرهنگ معرفى گردید. این كابینه بر اثر تظاهرات مردم و اعتصابات ادارات و بازار به منظور ملى شدن صنعت نفت دیرى نپایید و در دهم اردیبهشت سال 1331 سقوط كرد. حبیب‏الله آموزگار در دوره‏ى چهارم مجلس شوراى ملى نیز نماینده بود. آموزگار در تهران به عرصه مطبوعاتى وارد شد و به سردبیرى روزنامه‏ى «آفتاب» و روزنامه‏ى «صداى ایران» و همچنین به مدیریت مجله‏هاى «رهنما» و «علم و اخلاق» رسید. آموزگار مدتى نیز صاحب امتیاز روزنامه «جهان آینده» بود. علاوه بر تألیف برخى از كتب درسى، از آثار وى كه قسمتى به صورت تألیف و قسمتى دیگر به صورت ترجمه است، مى‏توان به عنوان‏هاى زیر اشاره كرد: آموزش و پرورش (1316)؛ ابومسلم خراسانى (جرجى زیدان، ترجمه با همكارى عبدالحسین میرزا، سه جلد)؛ اصطلاحات اجتماعى (1307)؛ تاریخ اسلام (1334)؛ جهان و روح آفرینش (1333)؛ رهنماى تربیت یا اصول تعلیم (اثر عمر بیك مصرى، ترجمه‏ى كتاب هدایة المدرس، تألیف و ترجه، 1301)؛ زن در جامعه (1311)؛ عالم ارواح (تلخیص و ترجمه از كتاب الارواح طنطاوى، 1307)؛ صرف عربى، عمدة النحو (نحو عربى)، فرهنگ فارسى آموزگار (چاپ اول: 1336)؛ منطق آموزگار (1301)؛ لغت عربى به فارسى آموزگار، فلسفه‏ى روحى (1308)؛ ملكه اسلام.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

مترجم، روزنامه‏نگار. تولد: 1312. درگذشت: 26 مرداد 1365. مهدى قریشى داراى مدرك كارشناسى ارشد رشته‏ى تمدن و فرهنگ دوره‏ى اسلامى از دانشكده‏ى الهیات دانشگاه تهران بود. او در خدمت مطبوعاتى را از سال 1324 شروع كرد و به طور آزاد براى مطبوعات مطلب مى‏نوشت. طى فعالیت مطبوعاتى خود با روزنامه‏هاى «اطلاعات»، «پست تهران»، مجله‏ى «سینما»، «سایه‏ها»، «ستاره سینما»، «سپید و سیاه» و ماهنامه «مردم» به عنوان نویسنده و بیشتر در زمینه‏ى مسائل هنرى همكارى داشت و چندى نیز سردبیر «پست تهران سینمایى» بود. وى پس از رها كردن فعالیت مطبوعاتى به ترتیب به عنوان كارشناس اداره‏ى هنرهاى زیبا و معاون رییس اداره‏ى هنرهاى دراماتیك مشغول به كار بود. آخرین سمت او بعد از وقوع انقلاب اسلامى، مدیریت كل اداره‏ى رایزنى‏هاى فرهنگى وزارت فرهنگ و هنر بود. مهدى قریشى در سال 1359 بازنشسته شد. از تألیفات او مى‏توان از ترجمه‏ى پشت پرده‏ى یمن رنجدیده نام برد. مهدى قریشى بر اثر بیمارى سرطان در بیست و ششم سال 1356 درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

نویسنده، روزنامه‏نگار. تولد: 17 مهر 1294، تهران. درگذشت: دى 1374. محسن فرزانه، فرزند اسماعیل فرزانه ملقب به «مكرم‏السلطنه» بود. فارغ‏التحصیل رشته‏ى حقوق سیاسى و رساله‏ى پایان‏نامه‏اش درباره‏ى «ژورنالیزم» (روزنامه‏نگارى) بود. خدمت مطبوعاتى را از سال 1318 با روزنامه‏ى «اطلاعات» آغاز كرد و در سال 1319 به عنوان اولین خبرنگار در رادیو تهران به فعالیت پرداخت. علاوه بر این با روزنامه‏هاى «آینده ایران»، «میهن پرستان»، «ایران»، «تجدد ایران»، «آزادگان»، «افكار ایران»، «صداى ایران»، «كیهان»، «نبرد»، «ایران ما»، «مرد امروز» و چند نشریه‏ى دیگر همكارى داشت. از سال 1324 به وكالت در وزارت دادگسترى پرداخت. وى به زبان فرانسوى آشنایى داشت. از تألیفات وى مى‏توان از رستاخیز (ترجمه، اثر رنه گروسه)، آسیا بعد از جنگ و زندگى كلاسیك؛ جغرافیا و تاریخ بازیافته‏ى ایران؛ نام راستین آذربایجان؛ مازندران اصیل (1373)؛ قلت جمعیت اقتصاد ایران را تهدید مى‏كند؛ لهستان امروزه؛ كمك ایران در راه پیروزى متفقین؛ مردى از نیشابور (در شرح احوال عمر خیام) نام برد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

محقق. تولد: 1317 ق.، در محله‏ى آفخرا، رشت. درگذشت: 16 بهمن 1366. ابراهیم فخرایى، فرزند رضا بازرگان كه نام خانوادگى قبلى‏اش رضازاده بود، در پنج سالگى به مكتبخانه شیخ محمد مجدالكتاب به نام «مجلس تعلیم مشق عمومى» در رشت رفت. پس از اتمام این مكتب، در مدرسه‏ى اتفاق مشغول به تحصیل حساب و سیاق و مشق خط و قرآن و عربى و روسى و انگلیسى شد. در شانزده سالگى از رشت به همراهى یكى از بستگانش از طریق بادكوبه و استانبول عازم بیروت شد. با شروع جنگ جهانى اول، پیش از آن كه به بیروت برسد، عازم شام گردید. در مدت هفده ماهى كه در شام بود، در مدرسه‏اى كه متعلق به كاتولیك‏هاى یونانى بود، به تحصیل مشغول شد. زبان عربى را در دمشق فراگرفت. از راه حلب و بغداد و پس از زیارت عتبات عالیات به ایران بازگشت. در تهران در مدرسه سیروس مدت یك سال درس خواند. پس از سفرى به رشت، در دارالفنون به تحصیل ادامه داد. مقدارى از دروس طى را نزد دكتر مؤدب‏الدوله نفیسى فراگرفت. در بازگشت به رشت، با كمك برادرش، به خدمت میرزا كوچك‏خان جنگلى رفت. در آنجا مسئولیت تحریرات شخصى میرزا شد. مدتى نیز به عنوان امین مالیه به ضیاء فرستاده شد. سپس به كسما اعزام شد. و در آنجا مسئول اداره‏ى فرهنگ نهضت جنگل بود. در دوران مسئولیتش، چندین مدرسه در صومعه‏سرا، فومن، ماسوله و شفت ساخت. شرح دورانى كه وى با میرزا كوچك‏خان بوده است در كتابى درباره‏ى زندگینامه‏ى سردار جنگل به قلم خود وى آمده است. پس از نهضت جنگل مدتى در اسارت بود. با اعلان عفو عمومى، به انزلى رفت و در آنجا مدیر مدرسه شش كلاسه‏اى شد. اما با توجه به این كه میزان حقوق خود و معلمینش پایین بود، دست به اعتصاب زدند، ملاقات با حسن ناصر، پیشكار دارایى گیلان فایده‏اى نداشت، و سرانجام باعث اخراج آنها شد. با این اتفاق، به رشت بازگشت، و در آنجا در سال 1302 امتیاز روزنامه‏اى به نام «پیام» را گرفت كه پیش از انتشار روزنامه، با انتشار بیانیه‏اى به نام «طلیعه» روزنامه توقیف شد و درنیامد. سپس به همكارى با فردى به نامه محمود طلوع پرداخت و روزنامه‏ى «طلوع» را منتشر مى‏كرد. مدتى به این ترتیب گذشت، تا به سبب نوشتن مقاله‏اى علیه سرتیپ محمدحسین‏خان آیرم كه نماینده‏ى تیپ مستقل در شمال بود، به زندان افتاد. با عوض شدن رییس معارف گیلان، و بر سر كار آمدن تقى طایر، دوباره به فرهنگ بازگشت و شروع به تدریس در دبیرستان و كلاس ششم دبیرستان نمود. در این دوران براى روزنامه و مجله‏هاى «فكر جوان»، «صورت»، «فرهنگ» و «پرورش» مقاله مى‏نوشت. ضمنا در هفتم دى 1304 امیتاز روزنامه‏ى «رشت» را از شوراى عالى معارف رشت گرفت ولى هرگز موفق به انتشار آن نشد. در سال 1306 مجله‏اى به نام «فروغ» دایر كرد كه به مدت یك سال و دوازده شماره منتشر شد. در سال 1307، تعدادى جزوه‏ى درسى براى دانش‏آموزان مدارس رشت به نام‏هاى گنجینه‏ى ادب، اخلاق، تاریخ و تعلیمات مدنى نوشت و انتشار داد. در همین سال به سبب شركت در یك اعتصاب، از فرهنگ خارج شد و پس از مدتى نیز از شهر رشت نیز نفى بلد شد. به تهران آمد و پس از مدتى، مدیریت مدرسه‏ى منوچهرى را به عهده گرفت. با شركت در یك دوره‏ى قضایى، وكیل گردید و به رشت بازگشت. اما پس از مدتى حكم امانت محدود صلح قزوین را به وى دادند و مجددا از شهر رشت تبعید شد. از این زمان یعنى سال 1313 تا سال 1333 كه بازنشسته شد، یا به عنوان رییس دادگسترى یا به عنوان بازرس و سمتهاى دیگر در شهرهاى مختلف خدمت كرد. در سال 1334، روزنامه‏ى «فروغ» را به جاى مجله‏ى «فروغ» منتشر كرد كه فقط براى مدت یك سال دوام آورد. مدتى نیز به همراه دیگران حزب جنگل را در رشت تأسیس كرد كه مدتى دبیر این حزب بود. در دوران بازنشستگى به مطالعه و جمع‏آورى یادداشت‏هایش پرداخت و آثارى را منتشر كرد. از آن جمله است: گیلان در جنبش مشروطه (1352)؛ گیلان در قلمرو شعر و ادب (1356)؛ گیلان در گذرگاه زمان (1354)؛ از هر چمن گلى؛ مشاهیر گیلان؛ سردار جنگل (1344)؛ نمادى از یك زیست. وى همچنین یك دوره تاریخ ایران براى سال سوم مدارس ابتدایى (كتاب درسى) در سال 1307 منتشر كرد. ضمنا كتاب ضرب‏المثل‏هاى گیلكى چاپ نشده است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

نویسنده، مترجم، روزنامه‏نگار. درگذشت: 12 اردیبهشت 1372، تهران. ثریا صدردانش رشته‏ى اقتصاد را در فرانسه و بلژیك خوانده بود. از سال 1346، هنگامى كه 21 ساله بود، كار حرفه‏اى را در روزنامه‏ى «كیهان» آغاز كرد و تا هنگامى كه درگذشت، در این روزنامه به فعالیت مشغول بود. طى 26 سال فعالیت، در اغلب زمینه‏هاى مطبوعاتى كار كرد و سال‏ها علاوه بر نوشتن نقد فیلم، مترجم و نویسنده‏ى مطالب سینمایى بود كه طى سال‏هاى آخر عمرش، این زمینه از فعالیت را در نشریات هفتگى «امید» و «بشیر» ادامه داد. ثریا صدردانش، در «كیهان» دبیر صفحه «دانش و پژوهش» بود كه طى سال‏ها مرتب مقاله مى‏نوشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار. تولد: 1290، اردبیل. درگذشت: 1372. محمود صالحى در كودكى پدر خویش را از دست داد و حاج صالح، نیاى او، تربیت و حمایت از وى را به عهده گرفت. وى تحصیلات ابتدایى خود را در شهرستان اردبیل انجام داد و براى ادامه‏ى تحصیل خود به تهران آمد و علوم شرعیه را در سطح، در مدرسه‏ى مروى تهران به پایان رساند. آیت‏الله ابوالحسن شعرانى از استادان او بود. محمود صالحى فعالیت مطبوعاتى خود را قبل از سال‏هاى سى آغاز كرد. امتیاز روزنامه‏ى «بهار آذربایجان» در 1330 صادر شد. بعد از كودتاى 28 مرداد 1332 «بهار آذربایجان» تعطیل شد. این نشریه پس از بیست و پنج سال تعطیلى، سرانجام پس از انقلاب اسلامى، مجددا منتشر شد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

محقق. تولد: 1331، دامغان. درگذشت: 1 اسفند 1364، حادثه انفجار هواپیما. سید حسن شاهچراغى، فرزند سید مسیح، تا خارج فقه و اصول به تحصیل پرداخت. پس از پیروزى انقلاب اسلامى به ریاست دفتر دادستانى كل انقلاب و نمایندگى دادستان كل انقلاب در هیئت بررسى عملكرد بنیاد مستضفعان بود. همچنین در اولین دوره‏ى مجلس شوراى اسلامى نماینده مردم دامغان بود. وى مدتى نیز سرپرست مؤسسه‏ى «كیهان» بود. از جمله فعالیت‏هاى تحقیقى وى، تقریرات و تحقیقاتى فقهى و فلسفى در زمینه‏ى نهج‏البلاغه بود.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

روزنامه‏نگار. تولد: 1272، نجف. درگذشت: 12 تیر 1368، تهران. زین‏العابدین رهنما، فرزند شیخ‏العراقین مازندرانى، در رشته‏هاى علوم ادبى، فلسفى و اصول فقه اسلامى تحصیل نمود. خدمت مطبوعاتى خود را قبل از سال 1299 آغاز كرد و در این مدت مدیر و سردبیر روزنامه‏ى «ایران»، مجله‏ى «راهنما»، و روزنامه‏ى «راهنما» بود. چندین دوره به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد. در دوره‏ى رضا شاه مدتى خانه نشین و بعدا به خارج از كشور تبعید گردید. پس از حوادث شهریور 1320 به ایران بازگشت. در تهران مى‏زیست، تا به سفارت ایران در فرانسه و سپس به سفارت سوریه در لبنان انتخاب گردید. وى همچنین مدتى وزیر كشور و مدتى نیز معاون نخست وزیر بود. به فرانسوى و انگلیسى و عربى و تركى آشنا بود و به دریافت نشان درجه اول «همایون» نایل آمد. به آمریكا و كشورهاى اروپایى و آفریقایى و آسیایى سفر كرد و از تألیفات وى مى‏توان از كتاب‏هاى پیامبر (داستان تاریخى- مذهبى، 1316، خلاصه‏اى از این كتاب به زبان فرانسوى ترجمه شده است)؛ امام حسین؛ داستان اجتماعى ژاله؛ ترجمه و تفسیر قرآن (چهار جلد)؛ ترجمه‏ى حقوق در اسلام (تألیف دكتر مجید خدورى) و ترجمه‏ى قانون در خاورمیانه نام برد. (1273 ق- 1368 ش)، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. وى در نجف به دنیا آمد و پس از تحصیل در رشته‏هاى علوم ادبى، فلسفه و اصول فقه اسلامى به تهران آمد و به فعالیتهاى ادبى و سیاسى پرداخت. در 1302 ش مدیریت روزنامه «ایران» را عهده‏دار شد. این روزنامه كه به صورت روزانه چاپ مى‏شد، سالها روزنامه‏ى درجه اول كشور به حساب مى‏آمد. زمانى كه رهنما به خارج از ایران تبعید شد، امتیاز روزنامه‏ى «ایران» به دیگرى منتقل گردید، اما پس از وقایع شهریور 1320 ش كه رهنما به ایران بازگشت، مجددا اداره‏ى روزنامه را خود بر عهده گرفت. او به زبانهاى عربى و فرانسوى تسلط كامل داشت. از وى تالیفات و ترجمه‏اى چند بر جاى مانده است از جمله: «پیامبر، زندگانى حضرت رسول اكرم»؛ «امام حسین»؛ «ترجمه و تفسیر قرآن»؛ «قانون در خاورمیانه»؛ «ژاله، رمان اجتماعى»؛ «حقوق در اسلام».[1] روزنامه‏نگار، مورخ و محقق، سیاستمدار، فرزند شیخ على شیخ‏العراقین و داماد شیخ عبدالله از بزرگان و روساء و اقطاب سلسله‏ى معروف صوفیه، در 1268 ش تولد یافت. قسمتى از تحصیلات خود را در تهران و قسمتى را در عراق در تاریخ، فقه، اصول و حكمت و ادبیات فارسى و عربى به پایان برد. پس از ورود به ایران، كار روزنامه‏نگارى را پیشه خود ساخت. چندى با مطبوعات مختلف همكارى داشت، سرانجام در سال 1299 ش مدیریت روزنامه‏ى نیمه‏رسمى ایران به او سپرده شد. روزنامه‏ى ایران به طور یومیه انتشار مى‏یافت و از لحاظ كیفیت چاپ و كاغذ، ممتاز بود. پس از مدتى كوتاه، نفوذ روزنامه‏ى ایران در تمام محافل هویدا شد و تحقیقا روزنامه‏ى رسمى ایران بود. سرمقاله‏هاى روزنامه در خطمشى سیاسى دولت اثر داشت. رهنما تدریجا خود را منتسب به سردار سپه كه قدرتى در كشور شده بود، نمود و روزنامه‏ى خود را در جهت منویات او تنظیم نمود. در سال 1302 به زور سرنیزه سردار سپه در دوره‏ى پنجم از تبریز به وكالت مجلس انتخاب شد و به خلع سلسله‏ى قاجاریه راى داد. در مجلس موسسان هم عضویت یافت. در 1306 از طرف مخبرالسلطنه هدایت كه وزیر فوائد عامه بود، به معاونت آن وازرتخانه برگزیده شد. چند ماهى در آن سمت انجام وظیفه كرد، بعد از آنكه مخبرالسلطنه به رئیس‏الوزرائى رسید، رهنما به معاونت رئیس‏الوزراء منصوب شد. دو سال در آن سمت بود كه در دوره‏ى هشتم، از شهر رى به وكالت مجلس انتخاب گردید. در دوره‏ى نهم همچنان سمت نمایندگى داشت و روزنامه‏ى ایران نیز به صورت یومیه انتشار مى‏یافت. در 1314 بعضى از مطالب روزنامه‏ى ایران مورد پسند رضاشاه واقع نشد. سرلشكر آیرم هم مرتبا گزارش‏هاى نامساعدى از رهنما و روزنامه‏اش به شاه مى‏داد. سرانجام رهنما مورد غضب واقع شد. از او سلب مصونیت كردند و او را به زندان قصر بردند و امتیاز روزنامه‏ى ایران را لغو كردند و كلیه‏ى دارائى و اثاثیه و مطبعه را به مجید موقر واگذار نمودند و امتیاز روزنامه‏ى ایران نیز به نام او صادر شد. رهنما چند ماهى در زندان بود تا بالاخره موى سفید و روى سیاه مخبرالسلطنه موثر افتاد، رضاشاه شفاعت او را پذیرفت و دستور آزادیش را از زندان صادر كرد، مشروط بر اینكه خاك ایران را ترك كند. رهنما به سرعت خاك ایران را ترك كرد در عراق اقامت گزید و تا شهریور 1320 در عراق و لبنان به سر مى‏برد. پس از استعفاى رضاشاه، براى پس گرفتن مطبعه روزنامه‏ى خود به تهران آمد و علیه مجید موقر طرح دعوى نمود. سرانجام امتیاز روزنامه‏ى ایران مجددا به او واگذار شد و در عوض امتیاز روزنامه‏ى مهر ایران را به موقر دادند. روزنامه‏ى ایران مجددا حیات خود را از سر گرفت ولى كار اداره‏ى آن با حمید رهنما بود. زین‏العابدین رهنما بعد از شهریور 1320 به سمت وزیرمختار ایران در دولت موقت فرانسه درویشى و سپس پاریس منصوب شد و چندى نیز سفیر ایران در كشورهاى لبنان و سوریه بود. مدتى هم معاونت نخست‏وزیرى و ریاست انتشارات و تبلیغات را عهده‏دار گردید. رهنما بدون شك یكى از فضلاى درجه اول ایران است. وى به ادبیات فارسى و ادبیات زبانهاى عربى و فرانسه كاملا مسلط بوده است. علاوه بر دوره‏ى منظم روزنامه‏ى ایران كه حاكى از ذوق و قدرت نویسندگى اوست، تالیفات زیادى عرضه نموده است. كتاب معروف او به نام پیامبر و كتاب امام حسین (ع) و تفسیر و ترجمه قرآن مجید از آثار انتشار یافته‏ى او مى‏باشد. در 1368 درگذشت. حین الفوت یك قرن كامل را پشت سر گذاشته بود.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

نویسنده، روزنامه‏نگار. تولد: 1298، بوشهر. درگذشت: 9 دى 1358. اسماعیل رائین پس از گرفتن دیپلم ادبى، به تحصیل در دوره‏ى روزنامه‏نگارى چهار ساله‏ى دانشگاه تهران پرداخت. وى همچنین فارغ‏التحصیل مدرسه‏ى پست و تلگراف بود و در رشته‏ى رادیو و بى‏سیم نیز از آمریكا دیپلم مكاتبه‏اى گرفت. خدمت مطبوعاتى را از سال 1318 با نوشتن مقالاتى در روزنامه‏ى «خلیج ایران» در بوشهر آغاز كرد و از سال 1320 به طور تمام وقت و دائمى به كار در مطبوعات پرداخت. ضمن فعالیت مطبوعاتى خود در نشریه‏هاى «كیهان»، «اطلاعات»، «آتش»، «ایران»، «خراسان»، «تهران مصور»، «روشنفكر» و «فردوسى» به عنوان نویسنده و خبرنگار كار كرد. به زبان انگلیسى آشنا بود و به بسیارى از كشورهاى اروپایى سفر نمود. تألیفات وى نزدیك به بیست كتاب است. از آثار اوست: تصحیح و مقدمه اختناق ایران (تألیف مورگان شوشتر، ترجمه‏ى ابوالحسن موسوى شیرازى، 1345)؛ اسناد و خاطره‏هاى حیدرخان عمو اوغلى (1358)؛ انجمن‏هاى سرى در انقلاب مشروطیت (ترجمه و تألیف، 1345)؛ انشعاب در بهائیت (1357)؛ اولین چاپخانه در ایران (1347)؛ ایرانیان ارمنى (1349)؛ پسران صولت قشقایى (1333)؛ حقوق بگیران انگلیس در ایران (1247)؛ حیدرخان عمو اوغلى (1352)؛ در كرانه‏هاى كارون و شط العرب و اسناد تاریخى حاكمیت ایران (1330)؛ دریانوردى ایرانیان دو جلد، 1350)؛ دلالان بین‏المللى نفت، سفرنامه‏ى میرزا صالح شیرازى (1347)؛ فراموشخانه و فراماسونرى در ایران (سه جلد، 1347)؛ قیام جنگل؛ یادداشت‏هاى میرزا اسماعیل جنگلى (1357)؛ میرزا ملكم‏خان؛ زندگى و كوشش‏هاى او (1349)؛ یپرم‏خان سردار (1350). وى از اعضاى پایه‏گذار اتحادیه‏ى نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات بود و چندین دوره ریاست هیئت مدیره و عضویت در هیئت‏هاى اجرایى این اتحادیه را به عهده داشت. اسماعیل رائین گاهى مطالب خود را در روزنامه‏ها و مجله‏ها با نام مستعار «بهمن» امضا مى‏كرد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1376 -1295 ش)، روزنامه‏نگار، نویسنده، مترجم و مصحح. در روستاى مسكین خور و بیابانك به دنیا آمد. وى برادر حبیب یغمایى، صاحب مجله‏ى «یغما» بود. اقبال پس از اتمام تحصیلات مقدماتى به تهران آمد و تحصیلات ابتدایى را در مدارس تهران و متوسطه را در مدرسه دارالفنون به پایان رساند. او سپس وارد دانشسراى مقدماتى شد و بعد از پایان تحصیلات دانشسراى عالى به شاهرود رفت و در ضمن تدریس ریاست دبیرستان ایرانشهر آنجا را نیز به عهده گرفت. یغمایى در 1324 ش به تهران بازگشت و در وزارت فرهنگ و هنر مشغول خدمت شد و از 1327 ش در دانشكده‏ى ادبیات دانشگاه تهران به مدت سه سال به تدریس پرداخت. وى مدتى سرپرستى مجله «آموزش و پرورش» را به عهده گرفت و بعد از چندى خود مستقلا اقدام به نشر مجله «دانش‏آموز» نمود. یغمایى مدت طولانى با بنیاد فرهنگ ایران به سرپرستى دكتر پرویز خانلرى و اداره‏ى نگارش وزارت فرهنگ و هنر همكارى داشت. او در تهران درگذشت و در قطعه‏ى هنرندان بهشت زهرا به خاك سپرده شد. از دیگر آثار وى: «طرفه‏ها»، سه مجلد؛ «داستان پیامران»؛ «مدرسه‏ى دارالفنون»؛ «شهید راه آزادى»، سرگذشت سید جمال‏الدین اصفهانى، پدر محمدعلى جمال‏زاده؛ «جغرافیاى تاریخى دامغان»؛ «داستانهاى عاشقانه ادبیات فارسى»؛ «داستانهاى عیارى و پهلوانى در ادبیات فارسى»؛ تصحیح «حماسه ابومسلم نامه»؛ تصحیح «هوسنامه خسرو و شیرین»؛ «سفرنامه شاردن»، ترجمه؛ «پتى شز»، ترجمه؛ «رابینسون كروزوئه»، ترجمه؛ «تشبیهات شاعرانه»، شعر.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1359 -1284 ش)، باستان شناس، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. ابتدا در رشته‏ى حقوق تحصیل كرد ولى خدمت خود را در وزارت معارف در اداره‏ى تحقیقات آغاز نمود و به تدریج به رشته‏ى باستان‏شناسى علاقه‏مند شد و در این رشته تخصص یافت. وى حدود پنجاه سال از زندگى خود را در باستان شناسى ایران و در همراهى و همكارى با باستان شناسانى همچون كامرون، هرتسفلد، پوپ، گیرشمن گذراند و در حفریات و بازسازى تخت جمشید كوشش فراوان كرد. وى علاوه بر خدمت انجمن آثار و مفاخر فرهنگى، ریاست اداره‏ى باستان شناسى را بر عهده داشت. مصطفوى در دوره‏ى ریاستش در اداره‏ى باستان شناسى اقدام به تأسیس نشریه‏اى علمى و اختصاصى به نام «گزارشهاى باستان شناسى» كرد. او همچنین در تهیه و تدوین مقالات مربوط به آثار و ابنیه‏ى تاریخى، هنرى و باستانى ایران، در «دایرةالمعارف فارسى»، همكارى داشت. از دیگر آثار وى: «ترجمه‏ى الواح گلى تخت جمشید»؛ «تخت جمشید» یا مشاركت على سامى؛ «شرح اجمالى آثار تخت جمشید»؛ «هگمتانه»، در آثار تاریخى همدان و فصلى درباره‏ى ابوعلى سینا؛ «امانتدارى خاك»؛ «آستانه‏ى حضرت عبدالعظیم»؛ «استمرار هنر معمارى در ایران»؛ «ایران باستان»، ترجمه؛ «آثار ایران»، ترجمه جلد دوم و سوم؛ «اقلیم پارس»؛ «انعكاس دیروز در آیینه‏ى امروز»، در آثار باستانى.[1] باستان‏شناس، محقق. تولد: 1284. درگذشت: 23 تیر 1359. سید محمدتقى مصطفوى كاشانى، فرزند آقا سید محمود مصطفوى، تحصیلات ابتدایى خود را در دبستان انتصاریه و متوسطه را در دبیرستان‏هاى ثروت و دارالفنون به پایان رسانید. سپس وارد دانشكده‏ى حقوق شد و موفق گردید در رشته‏ى حقوق به اخذ مدرك فوق لیسانس نایل آمد. از سال 1304 الى 1308 آموزگار دبستان‏هاى سنایى و ناصر خسرو و سیروس بود. سپس از مهر 1310 تا آبان 1337 در اداره‏ى عتیقات سابق كه بعدها عنوان آن به اداره‏ى كل باستان‏شناسى تغییر یافت، مشغول به كار شد و به ترتیب سمت‏هاى ذیل را عهده‏دار گردید: بازرس فنى باستان شناسى، مأمور كاوش‏هاى علمى شوش و تخت جمشید، نماینده‏ى باستان‏شناسى در اصفهان، مأموریت مأموریت‏هاى مختلف مربوط به تعمیرات آثار تاریخى، معاون باستان شناسى، رییس اداره‏ى كل باستان‏شناسى، مدیر كل باستان‏شناسى. وى همچنین براى شركت در كنگره‏هاى بین‏المللى درباره‏ى باستان‏شناسى به برخى از كشورهاى خارجى سفر كرد. وى چند شماره از مجموعه‏ى ایران باستان را از فرانسوى به فارسى ترجمه كرده است. از آثار اوست: آثار ایران (1318)؛ آستانه حضرت عبدالعظیم (1330)؛ الواح گلى تخت جمشید (1329)؛ امانت دارى خاك (1356)؛ انعكاس دیروز در آئینه امروز، بقعه‏ى بى‏بى شهربانو (1334)؛ اقلیم پارس (این كتاب به انگلیسى هم ترجمه شده است، لندن، 1978)؛ تخت جمشید (با مشاركت على سامى، 1330)؛ تخت جمشید (نوشته رایش اسمیت، ترجمه با همكارى با عبدالله فریار و دیگران، 1342)؛ سفارشنامه‏ى انجمن آثار ملى (1344)؛ شرح اجمالى آثار تخت جمشید (1330)؛ گزارش‏هاى باستان‏شناسى (سه جلد، 1335 -1329)؛ فرش‏ها و پارچه‏هاى عهد هخامنشى ایران (1334)؛ نگاهى به هنر معمارى ایران (1346)؛ هگمتانه، آثار تاریخى همدان (1332). فرزند سید محمود، در حدود سال 1285 متولد شد. تحصیلات ابتدائى و متوسطه را در تهران به پایان رسانید و از دانشكده‏ى حقوق تهران لیسانس گرفت و زبانهاى فرانسه و انگلیسى و عربى را به خوبى آموخت. چندى دبیر زبان فرانسه در دبیرستان ثروت بود. بعد به اداره عتیقات وزارت معارف منتقل شد و مشاغلى را بشرح زیر عهده‏دار گردید: بازرس فنى باستان‏شناسى، مأمور كاوشهاى علمى شوش و تخت جمشید، نماینده باستان‏شناسى در اصفهان، و بالاخره رئیس و مدیركل باستان‏شناسى. مصطفوى كاشانى یكى از خادمین پركار باستان‏شناسى در ایران است كه آثار زیادى از خود باقى گذارده است كه از جمله مى‏توان كتاب بقاع متبركه و زیارتگاههاى خارج و داخل شهر تهران را نام برد كه بسیار خواندنى و حاوى نكات جالبى است. از دیگر تحقیقات او اقلیم فارس است. این كتاب معرفى آثار تاریخى تمام فارس مى‏باشد. آثار تاریخى همدان، آستانه حضرت عبدالعظیم (ع)، فرشها و پارچه‏هاى عهد هخامنشى، بقعه بى‏بى شهربانو از دیگر آثار باارزش مرحوم مصطفوى است. وى در طول ادارى خود در غالب كنگره‏هاى باستان‏شناسى در سایر كشورها دعوت مى‏شد و اكثر موزه‏هاى بزرگ كشورها را بازدید كرده است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1369 -1291 ش)، فرهنگ‏نویس، نویسنده، روزنامه نگار و شاعر، متخلص به جوشغون. در مراغه به دنیا آمد. مادرش شاهزاده اختر، دختر رضا قلى میرزا بن ملك قاسم میرزا بن فتحعلى شاه بود. كاتبى پس از طى دوره‏ى ابتدایى و متوسطه در تبریز، از دانشكده‏ى حقوق تهران موفق به اخذ لیسانس در دو رشته‏ى حقوق قضایى و علوم سیاسى شد. كاتبى از 1320 تا 1321 ش سردبیر مجله‏ى «ماهتاب»، وابسته به انجمن ادبى آذربایجان بود و از 1321 تا 1331 ش اداره‏ى روزنامه‏ى «فریاد آذربایجان» را مستقلا عهده‏دار بود. وى مشاغل مختلفى از جمله: وكالت دادگسترى در تبریز و تهران، عضویت كمیسیون‏هاى واژه‏گزینى حقوق و اقتصاد و بازرگانى فرهنگستان زبان و همكارى در تأسیس انجمن كانون مشاوره‏ى حقوقى را بر عهده داشت. از آثار وى: «آذربایجان و وحدت ملى»؛ «اعلان حقوق بشر»؛ «بردگى»؛ «شكوفه‏هاى ادب»، قصه‏هاى كوتاه؛ «سى فصل در فن انشاء»؛ «فرهنگ حقوق»، فرانسه به فارسى؛ «نویسندگان بزرگ معاصر دنیا»؛ «حقوق تجارت».[1] محقق، روزنامه‏نگار. تولد: 1291، مراغه. درگذشت: 21 دى 1369، تهران. دكتر حسینقلى كاتبى، فرزند بهجت‏الممالك (رییس اداره‏ى پست و تلگراف مراغه)، در سال 1316 در رشته‏ى حقوق قضایى و سیاسى از دانشگاه لیسانس گرفت و در سال 1318 خدمت دولتى خود را با سمت مستنطق مستقل- كه چندى بعد از بازپرس- نامیده شد در شهرستان خوى آغاز كرد. نخستین مقاله‏ى وى زیر عنوان «لباس وطنى» در حالى كه بیش از هیجده سال نداشت، در سال 1309 در روزنامه‏ى «تبریز» انتشار یافت. كتاب شكوفه‏هاى ادب مجموعه‏اى از نوشته‏هاى ادبى دوران دانشجویى او بود. نوشتن مقاله‏اى با عنوان «آذربایجان و وحدت ملى ایران» كه در شهریور 1321 یعنى درست یك سال بعد از اشغال كشور در تبریز به چاپ رسید، موجب گردید كه ایشان به مدت یازده ماه و یازده روز از سوى نیروى انتظامى روس‏ها، در شهرهاى تبریز، اراك و رشت زندانى شود. وى در سال‏هاى 1320 و 1321 سمت سردبیرى مجله‏ى «ماهتاب» نشریه‏ى وابسته به انجمن ادبى آذربایجان به ریاست ادیب‏السلطنه سمیعى را بر عهده داشت. و از سال 1322 تا 1331 روزنامه‏ى «فریاد» (دو شماره در هفته) را كه در میان روزنامه‏هاى آن روز شهرستان‏ها هم طراز با روزنامه‏ى «پارس» شیراز شمرده مى‏شد، مستقلا اداره مى‏كرد. كاتبى شغل وكالت را بر خدمت بر مسند قضا ترجیح داد.ابتدا در تبریز و بعد تا سال 1362 در تهران به وكالت دادگسترى پرداخت. حتى با همكارى دو تن از حقوقدان به نام‏هاى دكتر محمدعلى موحد و دكتر احمد تهرانى به تأسیس انجمنى به نام كانون مشاوره حقوقى همت گماشت. او در زمینه‏ى حقوق و تجارت كتاب‏هاى سودمندى تألیف كرد و از دو انتشار مجله‏ى «كانون وكلا» به سردبیرى محمود سرشار، از نویسندگان مقالات ادبى آن مجله بود. ضمنا در كمیسیون‏هاى واژه‏گزینى حقوق، اقتصاد، و بازرگانى فرهنگستان زبان تا سال 1357 عضویت و فعالیت داشت. دكتر كاتبى به سرودن شعر هم علاقه‏مند بود و تخلص خود را «جوشغون» انتخاب كرد. فهرست آثار چاپ شده‏ى وى به شرح زیر است: سى فصل در فن انشاء (تبریز، 1317)؛ آذربایجان و وحدت ملى ایران (تبریز، 1321)؛ سبك‏شناسى فارسى (تبریز، 1321)؛ اعلان حقوق بشر (تبریز، 1322)؛ حق و منشاء آن (تبریز، 1323)؛ شكوفه‏هاى ادب (تبریز، جلد اول، 1326، جلد دوم، 1332)؛ تاریخ مختصر نثر فارسى یا نگاهى به سبك‏شناسى (تبریز، 1327)؛ نویسندگان بزرگ معاصر (تبریز،جلد اول، 1328، تهران جلد سوم، 1352)؛ ادب و ادبیات (تهران، 1356)؛ وكالت، مجموعه مقالات در فن و وكالت و... (تهران، 1357)؛ حقوق تجارت براى تدریس در دانشگاه تهران جلد اول، 1348، جلد پانزدهم، 1367)؛ عقود و تعهدات (تهران، 1349)؛ حقوق و صنعت (به زبان فارسى و فرانسوى، تهران، 1359)؛ از لیبرالیسم تا سوسیالیسم (تهران، 1358)؛ فرهنگ حقوق (فرانسه به فارسى، تهران، جلد اول، 1337)؛ جلد دوم، 1363)؛ زبان باستانى آذربایجانى (تهران، 1363)؛ سلام به شهریار عزیز (تهران، 1343)؛ آذربایجان تابلوسى (تهران، 1358)؛ زبان‏هاى باستانى آذربایجان (این تحقیق در نامواره‏ى دكتر محمود افشار به صورت كتابى مستقل در 1359 به چاپ رسید).

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1282 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى را در مدرسه‏ى سپهر و دوره‏ى متوسطه را در شته‏ى ادبى در دارالفنون تمام كرد. در 1307 ش از دانشكده‏ى حقوق فارغ‏التحصیل شد. وى مقالاتى در روزنامه‏هاى «ستاره‏ى ایران» و «طوفان»، مى‏نوشت. مدتى دادیار دادستان تهران و وكیل دادگسترى بود. وى صاحب امتیاز روزنامه‏ى «داد» و مدیر روزنامه‏هاى «پرورش» و «نوروز ایران» بود و تا 1332 ش نیز به سمت وكالت دادگسترى اشتغال داشت. از آثار وى: «آذربایجان دمكرات»؛ «تخت جمشید»؛ «جرم و مجازات». لازم به ذكر است كه عمیدى نورى یكى از افراد مؤسس اتحادیه مطبوعات ایران بود.[1] فرزند محمدرضاخان عمیدالشعراء، متولد 1282 ش است. تحصیلات خود را در ایران انجام داد و از مدرسه‏ى حقوق درجه‏ى لیسانس گرفت و به وكالت دادگسترى پرداخت. بعد از شهریور 1320 روزنامه‏ى یومیه‏ى داد را انتشار داد. این روزنامه در محافل سیاسى تهران براى خود جائى باز كرد، مخصوصا مقالات عمیدى نورى تحت عنوان «پشت پرده سیاست و زیر پرده سیاست» هواخواهان زیادى پیدا كرد. در 1324 كه قوام‏السلطنه براى حل مسئله‏ى آذربایجان به مسكو رفت و با استالین و سایر مقامات شوروى مذاكره كرد، عمیدى نیز جزء هیئت قوام‏السلطنه بود و بعد از مراجعت سلسله مقالاتى درباره‏ى این مسافرت و مذاكرات آنجا نوشت كه به صورت كتابى انتشار یافت. در 1330 كه مصدق‏السلطنه به ریاست دولت رسید، روزنامه‏ى داد جزء موافقین بود ولى خیلى زود یكى از مخالفین سرسخت مصدق شد. عمیدى نورى با مقالات انتقادى دولت وقت را مورد حمله قرارمى‏داد. چندین بار روزنامه‏ى او توقیف و خود به زندان افتاد. بعد از مرداد 1328 كه دولت زاهدى بر سر كار آمد، عمیدى نورى سمت معاونت سیاسى نخست‏وزیر و ریاست اداره‏ى كل انتشارات و تبلیغات را پیدا كرد ولى این سمت او زیاد طول نكشید. در دوره‏ى هیجدهم از طرف مردم بابل به پارلمان راه یافت و در دوره‏ى نوزدهم نیز همچنان وكیل مردم بابل در مجلس شوراى ملى بود. عمیدى نورى ضمنا یكى از ثروتمندان درجه اول ایران هم محسوب مى‏شود. كارهاى وكالتى چندین بانك و شركت دولتى با او بود. بعد از 1320 عمیدى نورى وكالت رعایا و زارعینى را قبول كرد كه زمینهاى آنها توسط اداره‏ى املاك پهلوى ضبط شده بود. به علت جو زمان، دادگاه‏ها احكام خود را به نفع زارعین صادر كردند و زارعین زمینهاى خود را تصرف نمودند و در نتیجه عمیدى نورى هم بابت حق‏الوكاله صاحب زمینهاى زیادى در مازندران گردید. عمیدى نورى در سال 1359 از طرف دادگاه انقلاب محاكمه و محكوم به اعدام گردید و در همان سال حكم به مرحله‏ى اجرا رسید.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، فرهنگ‏نویس، نویسنده و روزنامه‏نگار. در مشهد به دنیا آمد و در همان شهر به تصحیل پرداخت. وى در جوانى به عضویت انجمن ادبى درآمد و به كار نویسندگى و فرهنگ‏نویسى پرداخت و مدتها در خراسان به پیشه‏ى روزنامه‏نگارى مشغول بود. عمید مدیر «سالنامه‏ى خراسان» و روزنامه‏ى «طوس» بود. از آثارش: «اسرار مانیتیسم»؛ «بر خرابه‏هاى تخت جمشید»؛ «غلطهاى فاحش فرهنگهاى فارسى»؛ «فرهنگ عمید»؛ «نیكوكاران».[1] فرهنگ نویس. درگذشت: شهریور 1358. حسن عمید عضو انجمن ادبى و از نویسندگان نشریه‏ى «خراسان» و مدیر «سالنامه‏ى خراسان» و روزنامه‏ى «طوس» بود. از آثار اوست: اسرار مانیتیسم؛ بر خرابه‏هاى تخت جمشید (1310)؛ سالنامه‏ى خراسان (سال چهارم، 1316، سال پنجم، 1317)؛ غلطهاى فاحش فرهنگ‏هاى فارسى؛ فرهنگ عمید (دو جلد1342)؛ نیكوكاران (بخش اول، مشهد، 1315)؛ فرهنگ نو (1333 ،1308)؛ فرهنگ كوچك عمید؛ فرهنگ مفصل عمید؛ فرهنگ برگزیده‏ى عمید؛ فرهنگ جیبى عمید (1335)؛ فرهنگ دبیرستانى عمید؛ فرهنگ تاریخ و جغرافیاى عمید (1347)؛ طب جدید.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1331 -1288 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر. وى در شیراز به دنیا آمد و در دانشسراى عالى به تحصیل پرداخت پس از پایان تحصیلات، مجمع انقلاب نسوان را بنیان نهاد و مجله‏ى «دختران ایران» را انتشار داد. سپس از شیراز به تهران آمد و به ادامه‏ى انتشار مجله‏اش پرداخت، مدتى بعد به شیراز بازگشت و تا پایان عمر در آن شهر ماند. در شیراز وفات یافت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1367 -1296 ق)، شاعر و روزنامه‏نگار. در مهاباد متولد شد. وى از آغاز جوانى به مسایل كردشناسى و تحقیق درباره‏ى زبان و ادبیات كردى و روزنامه‏نگارى علاقه‏مند بود. براى ادامه‏ى تحصیل به عراق رفت و براى نخستین بار در حلب چاپخانه كردستان را دایر كرد و پس از آن در رواندوز، چاپخانه‏ى زارى كرمانجى را به كار انداخت. وى نخستین روزنامه‏نگار كرد و اولین كسى بود كه به چاپ و نشر آثار كردى و تحقیق درباره‏ى كرد و كردستان دست زد. حزنى در بغداد درگذشت و در اردبیل دفن شد. روزنامه‏هایى كه حزنى اداره مى‏كرد عبارتند از: «گوقارى روناكى»، اربیل 1936 میلادى؛ «خونچه‏ى به هارستان»؛ «خوشى و تورشى»؛ «ئاوریكى پاشه وه»؛ «كوردستانى موكریان».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1284 ش)، شاعر، نویسنده، روزنامه‏نگار و پزشك. در شهر تبریز به دنیا آمد و علوم ابتدایى و متوسطه را در همان شهر فراگرفت. وى از همدرسان شهریار و غلامحسین رعدى و حسنیعلى پسیان بود. از آنجا به تهران آمد و در رشته‏ى حقوق به تحصیل مشغول شد. پس از اخذ لیسانس به تبریز بازگشت و در آنجا به انتشار روزنامه‏ى مستعجل «اردیبهشت» پرداخت. حریرى پس از چندى به تهران آمد و با استاد ملك‏الشعرا بهار وهاشم افسر مصاحبت كرد و با رموز شعر و شاعرى آشنا شد. وى به اروپا سفر كرد و در رشته‏ى طب و داروسازى به تحصیل پرداخت و به درجه‏ى دكترى نایل آمد. سپس به تهران آمد و چندى با سمت دانشیارى در دانشكده‏ى پزشكى مشغول كار شد. سپس به اروپا مراجعت كرد و در پاریس اقامت گزید. و براى برخى از مجلات پایتخت از جمله «یغما» و «وحید» مقاله مى‏نوشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1292 ش)، روزنامه‏نگار، نویسنده و شاعر، متخلص به ساعى. در تهران متولد شد. پس از اتمام تحصیلات مقدماتى، در رشته‏ى علوم اقتصادى و روزنامه‏نگارى به تحصیلات ادامه داد و فارغ‏التحصیل شد، پس از آن همكارى با مطبوعات را آغاز كرد و به نشر آثار منظوم و منثور پرداخت. وى به منور مطالعه به كشورهاى اروپایى و آسیایى سفر كرد و پس از درگذشت سید اشرف‏الدین، مدیر روزنامه «نسیم شمال»، اقدام به تاسیس روزنامه‏اى با همین نام كرد. وى به فعالیتهاى ادبى علاقه‏مند بود و شعر را نیكو مى‏سرود. ساعى در بعضى انجمنهاى ادبى از جمله صائب شركت داشت. از آثار او: «گلزار ساعى»؛ «حمید و حمیده»؛ «ماكسیم گوركى»؛ «آقاخان محلاتى و فرقه‏ى اسماعیلیه»؛ «پنجاه و یك حكایت»؛ «ارفع نامه».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)

(تو 1279 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. ملقب به مطیع‏الدوله. پدرش مستوفى دربار قاجار بود. محمد تحصیلات مقدماتى را در مدرسه‏ى سن‏لویى به پایان رساند و بعد از آنكه مدتى در اروپا به سر برد، به ایران آمد و عهده‏دار سمتهاى مختلفى شد، از جمله مدیر مجله‏ى «ایران امروز» و «پست و تلگراف و تلفن» شد و مقالات خود را در نشریات آن زمان بخصوص «بابا شمل» به چاپ مى‏رساند. حجازى صاحب سبك نو و مطلوبى در نویسندگى است كه همین امر او را در زمره‏ى نویسندگان درجه‏ى اول قرار مى‏دهد. از جمله آثار او: «آیینه»؛ «آهنگ»؛ «اندیشه»؛ «پریچهر»؛ «حجازى و سخنان جاوید او»؛ «حكمت ادیان»؛ «ساغر»؛ «نمایشنامه‏ى حافظ »؛ «كمال‏الملك»؛ «خلاصه‏ى تاریخ ایران تا انقراض قاجاریه»؛ «رشد شخصیت»؛ «روانشناسى یا جبر و اختیار»؛ «زیبا».[1] معروف به مطیع‏الدوله، متولد 1280 در تهران. پدر و مادرش در اصل از مردم تفرش بودند. قسمتى از تحصیلات خود را در تهران انجام داد و قسمتى دیگر را در فرانسه تكمیل نمود. در فرانسه در رشته‏هاى علوم سیاسى و الكتریسیته و بى‏سیم تحصیل نمود و با زبان و ادبیات فرانسه آشنائى یافت. بعد از مراجعت به ایران، به عنوان مترجم وارد وزارت پست و تلگراف شد و مراحل ترقى را در آن وزارتخانه پیمود. مدتى ریاست اداره‏ى كارگزینى با او بود، بعد به وزارت دارائى منتقل و ریاست دفتر على‏اكبر داور را عهده‏دار شد. چندى هم نمایندگى تبلیغات در فرانسه با او بود. از مشاغل دیگرش: عضویت در فرهنگستان، ریاست انتشارات و تبلیغات، معاونت نخست‏وزیر در 1330 در كابینه‏ى علاء و مدت كمى هم در كابینه‏ى دكتر محمد مصدق و سناتورى تهران به مدت 18 سال. شهرت و معروفیت او به لحاظ نویسندگى اوست. از جوانى به نوشتن پرداخت. اولین كتابى كه انتشار داد زیبا بود كه تا سال‏هاى سال موضوعش مطرح بود، و داستان نیمه‏واقعى آن كه حاكى از اوضاع اجتماعى ایران در اواخر دوره‏ى قاجاریه است، براى خواننده‏ى ایرانى گیرائى داشت. كتاب دیگرى به نام اندیشه انتشار داد كه داستان‏هاى كوتاه آن خیلى مورد توجه قرار گرفت؛ مخصوص باباكوهى آن سر و صداى زیادى ایجاد كرد. از آثار دیگر او هما، آهنگ، ساغر، پریچهر، پروانه و سرشك را باید نام برد كه هركدام در نوع خود جالب و خواندنى بود. برخى از این كتابها به زبان‏هاى دیگر هم ترجمه و چاپ شده است. حجازى در نمایشنامه‏نویسى هم دست داشت. چند نمایشنامه‏ى او به روى صحنه آمد كه مشهورترین آنها «محمد آقا را وكیل كنید» بود. معروفترین، و به نظر عده‏اى بهترین اثرى كه نوشته است، كتاب آئینه است. حجازى از نویسندگان فرانسه، به خصوص نویسندگان رمانتیك الهام گرفته است شیوه‏ى داستان‏نویسى‏اش هم ملهم از نویسندگان مكتب رمانتیك بود. زمانى هم به كار نامه‏نگارى پرداخت. در 1317 امتیاز روزنامه‏ى دولتى ایران امروز را به او سپردند. تمام امكانات در اختیارش قرار گرفت. نشریه‏ى هفتگى خوش ظاهرى كه از لحاظ كاغذ و چاپ ممتاز بود انتشار مى‏داد. بیشتر هدف از انتشار این نشریه، ارائه و معرفى پیشرفت‏هاى دوران پهلوى بود. چند صفحه از این روزنامه به زبان فرانسه تنظیم مى‏شد. چون با سرپاس مختارى رئیس شهربانى وقت نزدیك و حشر و نشر داشت، از تمام امكانات در كار روزنامه استفاده مى‏كرد. عضویت او در فرهنگستان در اثر انتشار این روزنامه و حمایت مختارى بود. دوستى بین آن دو تا آخر عمر مختارى ادامه داشت. حجازى بعد از 1332 به طور كامل به سیاست و حمایت از دولت‏هاى وقت روى آورد. در اركان دولت از اجله متنفذین شد. گذشته از این كه خود بر كرسى سنا جلوس كرده بود، خیلى از افراد به وسیله‏ى او صاحب جاه و جلال شدند. گویا نطق‏هاى محمدرضا شاه را مى‏نوشته و در جلسات متعدد مشورتى دستگاه شركت مى‏كرده است. از آن تاریخ به فكر مال و منال هم افتاد و مقادیرى زمین از دولت گرفت. از بین زمین‏هاى خود خیابانى عبور داد و نام آن خیابان را با اعمال نفوذ حجازى گذاشت. بعدها این زمین‏ها را با قیمت گزافى فروخت. خود او گفته است سود هر متر زمین از فروش 50 جلد تألیفات من بیشتر بوده است. با كمال‏الملك نقاش بزرگ معاصر هم حشر و نشر داشت و شرح حالى از او تهیه كرد و انتشار داد، اما اثرى است بى‏رمق كه اصلاً درخور شخصیت ممتاز آن استاد نقاش نیست. در 1352 در حالى كه به كلى از صحنه‏ى ادبیات بیرون رفته و شهرت خود را به عنوان نویسنده از دست داده بود، درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1277 ش)، روزنامه‏نگار، مترجم و نویسنده. در اصفهان متولد شد. پدرش را در طفولیت از دست داد و تعلیم و تربیت او به مادرش كه دختر میرزااحمد صادقى، برادر آیت‏اللَّه شریعت نجفى شیرازى بود، منحصر شد. وى تحصیل را از پنج سالگى نزد معلمه‏اى كه مادرش به خدمت گرفته بود، آغاز كرد. پس از چندى مدرسه‏اى كه به طرز جدید در پشت باغ چهل ستون اصفهان تأسیس شده بود به تحصیل پرداخت و بعد از آن به مدرسه‏ى اسلامیه رفت. از سنین كودكى به بیمارى فلج‏اطفال دچار و نیمى از بدنش بى‏حس شد. با این حال، از حركت و تلاش باز نایستاد. نخستین فعالیتش را از روزنامه‏نگارى آغاز كرد و در سال 1307 ش روزنامه‏ى «اخگر» را از میرزا فتح‏اللَّه خان وزیرزاده تحویل گرفت. مدتى نیز مدیریت روزنامه‏ى «باختر» را عهده‏دار شد و روزنامه‏ى «اصفهان» را نیز جایگزین روزنامه «اخگر» كرد. وى به كارهاى عام‏المنفعه مى‏پرداخت از جمله تأسیس پرورشگاه كودكان بى‏سرپرست اصفهان، احداث قنات و غرس درختان بى‏شمار و آبرسانى به اراضى بایر، و نسبت به تأمین كار و درآمد براى روستاییان اصفهان كمك شایانى كرد. امیرقلى زبانهاى عربى، فرانسه و اسپرانتو را به خوبى مى‏دانست. از آثارش: ترجمه‏ى «عروس فرغانه»، اثر جرجى زیدان؛ «غلبه بر ترس و گرسنگى»، ترجمه از عربى؛ «داستانهاى امثال»؛ «فرهنگ عوام»؛ «عبدالرحمن ناصر»، اثر جرجى زیدان؛ «كودك»، اثر ویكتور پوشه؛ «داستانهاى كوچك»، از اسپرانتو.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1282 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به آگاه. وى فرزند محمدرضا كاویان متخلص به عطارد بود. آگاه پس از گذراندن تحصیلات مقدماتى در جهرم و شیراز و اصفهان، به فراگرفتن فن دندانسازى پرداخت و تا سال 1312 ش در جهرم به این شغل و كارهاى كشاورزى اشتغال ورزید. پس از آن به عنوان مأمور صلح در اداره‏ى حكومتى به خدمت مشغول شد. مدتى هم در دادسراى شیراز اشتغال به كار داشت و پس از گذراندن امتحانات قضایى چندین سال هم در دادگستریهاى كرمان و لار و فسا و بوشهر انجام وظیفه نمود. سپس چندى به كار وكالت دادگسترى پرداخت، تا این كه براى بار سوم به خدمت قضایى دعوت و به كرمانشاه منتقل گردید. آگاه در 22 شهریور 1331 اولین شماره روزنامه‏ى (چاره‏ى مردم) را در جهرم، براى مدتى، منتشر ساخت. وى پشتیبان حق و با عناصر مفسد در جدال و مبارزه بود. اشعارش بیشتر جنبه‏ى اجتماعى دارد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

محقق، روزنامه‏نگار. تولد: 4 بهمن 1320، بجنورد. درگذشت: 4 بهمن 1368، تهران. منصور حسین‏زاده تحصیلات عالى خود را در دانشكده‏ى علوم ارتباطات اجتماعى به پایان رسانید. مدتى در مدارس شهرستان بجنورد به آموزگارى پرداخت. در سال 1335 براى معالجه‏ى بیمارى كلیوى و پیوند كلیه راهى آمریكا شد و پس از انقلاب اسلامى در سال 1358 به ایران بازگشت و در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى مشغول به كار شد. از سال 1362 در روزنامه‏ى «كیهان» مشغول شد و به كار روزنامه‏نگارى پرداخت. به عنوان یك روزنامه‏نگار و محقق با سرویس فرهنگى- هنرى روزنامه «كیهان»، «كیهان بچه‏ها»، «كیهان فرهنگى» و «كیهان علمى» همكارى داشت و نتایج بخشى از مطالعات تحقیقى خود را نیز در شماره‏هاى مختلف «كیهان سال» ارائه كرد. در آبان ماه 1368 به عنوان مأمور از روزنامه‏ى «كیهان» به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى منتقل شد تا به تلاش‏هاى مستمر خود براى نشریه‏اى تخصصى در زمینه‏ى روزنامه‏نگارى عینیت بخشد. وى در واقع بانى نشر فصلنامه‏ى مطالعاتى و تحقیقاتى در وسایل ارتباط جمعى به نام «رسانه» شد كه از سوى مركز گسترش آموزش رسانه‏ها پس از فوت وى از سال 1369 انتشار یافت. از جمله آثار وى مى‏توان به این عنوان‏ها اشاره نمود: تاریخ مجلات كودكان و نوجوانان (این كتاب در دهمین دوره‏ى كتاب سال جمهورى اسلامى ایران به عنوان كتاب برگزیده اعلام شد) و چاپ «قصه‏ى انسانها» در «كیهان بچه‏ها».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار. تولد: 1297، ملایر. درگذشت: 2 خرداد 1359، تهران. حسین حجازى تحصیل كرده‏ى بیروت بود. دوران خدمات ادارى او در وزارت راه گذشت. در آنجا مدت سه چهار سال سردبیرى «نامه‏ى راه» را بر عهده داشت و در آن مجله‏ى نوشته‏هاى ادبى و اجتماعى را از نشریات خارجى ترجمه و نشر مى‏كرد. پس از آن از سال 1323 به چاپ و نشر مجله‏ى «جهان نو» پرداخت. صاحب امتیاز مجله و گرداننده و پخش كننده‏ى آن خودش بود. «جهان نو» مدت سیزده سال منتشر شد. در قسمتى از سال‏هاى اول انتشار آن، مرتضى كیوان سردبیر آن بود. سپس امین عالیمرد با وى همكارى مى‏كرد. «جهان نو» عاقبت در سال 1333 از انتشار باز ماند. تا اینكه مجددا در سال 1345، به قطع وزیرى و به طور ماهیانه تجدید انتشار یافت. حسین حجازى در چند سال اواخر عمر كتابخانه‏ى شهردارى تهران را تأسیس كرد. از ترجمه‏هاى مستقل او كه به چاپ رسیده است عناوین زیر هستند: بزرگترین شخصیت در تاریخ بشریت (م.زمیر)؛ انسان آینده (لئونارد داروین، 1321)؛ عصمت عروس مى‏شود (نوشته‏ى گرین ویشرپین، 1341). (1359 -1279 ش)، روزنامه‏نگار و مترجم. در ملایر متولد شد. تحصیلات خود را در بیروت گذراند. دوران خدمات ادارى او در وزارت راه گذشت و در آنجا حدود چهار سال سردبیرى «نامه‏ى راه» را بر عهده داشت و در آن نشوته‏هاى ادبى و اجتماعى خارجى را ترجمه و نشر مى‏كرد. چندى نیز سردبیر مجله‏ى «راه نو» بود. وى پس از آن در سال 1323 ش به چاپ و نشر مجله‏ى «جهان نو» پرداخت، این مجله در سال 1333 ش از انتشار بازماند. تا اینكه از سال 1345 ش به طور ماهنامه مجددا انتشار یافت. حسین حجازى در اواخر عمر كتابخانه‏ى شهردارى را تاسیس كرد. از آثار وى: ترجمه‏هاى «بزرگترین شخصیت در تاریخ بشریت»، از م. زمیر؛ «انسان آینده»، از لئونارد داروین؛ «عصمت عروس مى‏شود»، نوشته‏ى گرین ویشرپین.[1]

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

روزنامه‏نگار. تولد: 1267، اصفهان. درگذشت: آذر 1370. محمد جناب‏زاده بخشى از تحصیلات خود را در مدارس قدیمه و نزد پدرش فراگرفت. سپس در مدرسه‏ى كمالیه و مدرسه‏ى ادب داخل شد و در تهران نیز در دارالفنون به تحصیل پرداخت. در آغاز وارد شغل آموزگارى در مدارس ابتدایى و متوسطه اقدسیه شد. در سال 1306 وارد وزارت دادگسترى شد ولى شغل قضایى را نپذیرفت. مراحل خدمات ادارى را در ثبت اسناد و املاك پیموده و سپس رییس اداره‏ى تبلیغات وزارت دادگسترى شد (1336). در سال 1299 از وزارت معارف پروانه‏ى انتشار مجله‏ى هفتگى «صحیفه‏ى آسمانى» را گرفته و پس از انتشار پنج شماره با سید شكرالله صفوى مدیر روزنامه‏ى «كوشش» در نگارش مقاله‏هاى اساسى آن تا سال 1310 صرف وقت مى‏نمود. در سال 1321 مجددا «صحیفه‏ى آسمانى» را انتشار داد و شماره‏ى 17 آن مصادف با وقایع 17 آذر گردید و در نتیجه‏ى الغاء امتیاز تمام جراید سرمایه‏ى مصرف شده از دست رفت. در سال 1322 امتیاز «نداى آسمان» را تحصیل و به طور هفتگى منتشر شد و تا بیستم آذر بیشتر دوام نیافت و در سال 1328 مدت پنج ماه مجددا به انتشار آن پرداخت. سپس مجله‏ى ادبى و علمى «نداى آسمانى» را منتشر مى‏كند. جناب‏زاده در مجله‏ى «تعلیم و تربیت» مقاله‏هایى در مقوله تربیت داشته است. از آثار اوست: اوراق پراكنده (قطعات ادبى، فلسفى، اجتماعى، دینى، 1312)؛ به سوى خدا، جهان بینى از نظر فلسفه علمى (1332)؛ تعلیم و تربیت در نظر سعدى (1317)؛ توحید تمدن شرق وغرب (1327)؛ دادرسى تاریخ (1337)؛ رهبر زندگى براى جوانان و دختران (1334)؛ راهنماى دانش درس طبیعت و وظایف انجمن‏هاى همكارى خانه و مدرسه (1329)؛ بررسى تازه در آموزش و پرورش (1319)؛ زن در نظر تاریخ (1335)؛ سیر تمدن و لزوم سازش علم و ایمان (1338)؛ عشق و پارسایى (1336)؛ مفاسد رباخوارى (1333).

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

مدرس. تولد: 1317، نجف‏آباد. درگذشت: 14 مرداد 1360 تهران. سید حسن آیت، فرزند سید محمدرضا، تا خارج فقه و اصول تحصیلات حوزوى داشت. وى همچنین لیسانس حقوق، ادبیات و روزنامه‏نگارى داشت، و درجه‏ى فوق لیسانس علوم اجتماعى نیز را كسب كرده بود. پیش از پیروزى انقلاب اسلامى در دبیرستان‏ها و برخى از مراكز دانشگاهى به تدریس مشغول بود. وى پس از پیروزى انقلاب به نمایندگى مجلس خبرگان رسید. وى سپس به نمایندگى اولین دوره‏ى مجلس شوراى اسلامى از شهر تهران رسید. مقالاتى از وى در موضوعات تاریخى، سیاسى و اعتقادى در مجله‏ها و روزنامه‏ها به چاپ رسید. سید حسن آیت در چهاردهم مرداد 1360 به دست منافقین در جلوى درب منزلش شهید شد. پیكر وى در بهشت زهرا به خاك سپرده شد. از آثار وى است: چهره‏ى حقیقى مصدق‏السلطنه (1360). درسهایى از تاریخ سیاسى ایران (1363).

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1288 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در دوران كودكى تحصیلات فارسى و عربى را آموخت و در اوایل سلطنت رضا شاه پهلوى در شیراز جمعیت نهضت نسوان را تأسیس كرد و در بیدارى و حمایت زنان كوششهاى بسیار نمود. وى همسر عبدالحسین هوشمند راد بود. او در 1329 ش روزنامه‏ى «جهان زنان» را به مدت سه سال در تهران منتشر كرد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1300 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به هوشمند. وى تحصیلات ابتدایى را در مدرسه شریعت گذراند و خارج از مدرسه علوم متداوله عصر را فراگرفت. در 1330 ش هفته‏نامه «سروش نجات» را منتشر كرد و این هفته‏نامه پس از سه سال تعطیل شد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1336 -1278 ش)، روزنامه‏گار، نویسنده و شاعر، متخلص به هوشمند. در بوشهر به دنیا آمد. وى در مدرسه سعادت زادگاهش تحصیل نمود. آنگاه به كراچى رفت و در آنجا زبان انگلیسى را آموخت و سپس به بوشهر بازگشت. در 1308 ش روزنامه‏ى «سعادت بشر» را منتشر كرد كه این روزنامه تا 1314 ش غیر مرتب منتشر مى‏شد، تا اینكه هوشمند در 1315 ش بعد از توقیف روزنامه به زندان افتاد. او پس از رهایى از زندان روزنامه را مجدداً منتشر كرد، ولى دوباره زندانى شد. سرانجام در 1320 ش به كاشان تبعید شد و در همان سال، چون اوضاع ایران تغییر یافت، به تهران آمد و تا زمان فوتش در 1336 ش روزنامه را منتشر مى‏كرد. از دیگر آثار وى: «دوره‏ى تمدن»؛ «تاریخ پرنس ارفع دانش»؛ «جنبش بانوان»؛ «جنبشهاى دهقانى».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1379 -1297 ش)، نویسنده، مترجم، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به رخ. در تهران به دنیا آمد. پدرش از اساتید زبان و ادب فارسى و صاحب «دستور جامع زبان فارسى» است. وى تحصیلات خود را در دبستان شرف مظفرى و دبیرستان پهلوى رضائیه و نزد پدرش به پایان رساند. همایون فرخ در چهارده سالگى به نظم شعر پرداخت و نخستین اثر نظمى خود را در شانزده سالگى به نام «سوز دل» منتشر كرد. او از 1320 ش به كار نویسندگى پرداخت. وى همچنین چندى روزنامه‏ى «رخ» را منتشر مى‏كرد و مدتى نیز سردبیرى روزنامه‏هاى «آرزو»، «آزادى شرق»، «نیروى ملى» و «نهضت كشاورزان» را به عهده داشت. از دیگر آثار وى: «امپریالیسم چگونه به ایران آمد»؛ «خوئین خونین»؛ «عاشق بى‏نوا»؛ «عروس گورستان»؛ «شهریار»؛ تصحیح و مقدمه «تحفه سامى» سام میرزا؛ نمایشنامه‏ى «ابومسلم خراسانى»، ترجمه.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1299 ش)، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. وى در مدارس آمریكایى و دارالفنون تحصیل كرد و پس از اخذ لیسانس، از دانشگاه تهران، جهت ادامه تحصیل به پاریس رفت. پس از مراجعت با جراید تهران همكارى كرد. او همچنین مدیریت مجله‏ى «روشنفكر» را در تهران به عهده داشته است. از آثار وى: «رنگین كمان»؛ «تهران دمكرات»؛ «خطاء»؛ «انگلستان چگونه اداره مى‏شود»، ترجمه؛ «غریبه»، ترجمه؛ «لندن بزرگترین شهر دنیا»، ترجمه.[1] نویسنده، مترجم، روزنامه‏نگار. تولد: 1299. درگذشت: اردیبهشت 1364. رحمت‏الله مصطفوى، فرزند مصطفى، در كالج آمریكایى و سپس دارالفنون به تحصیل پرداخت. وى فارغ‏التحصیل رشته‏ى حقوق از دانشگاه تهران است و در رشته‏ى بین‏الملل و اقتصاد نیز از دانشگاه پاریس دكترى گرفته است. خدمت مطبوعاتى را از سال 1322 با انتشار مجله‏ى «روشنفكر» آغاز كرده ومدت‏ها نیز معاون رادیو تهران، معاون خبرگذارى پارس و رییس اداره اطلاعات ومطبوعات وزارت امور خارجه بوده است. وى همچنین به دریافت نشان‏هاى همایون، تاجگذارى و جشن شاهنشاهى نایل آمده است: از آثار اوست: آذر (با مشاركت هاشمى)؛ انگلستان چگونه اداره مى‏شود (ماك كالم)؛ رنگین كمان (1320)؛ خطاء، تهران دمكرات (1321)؛ غریبه (آلبر كامو)؛ لندن بزرگترین شهر دنیا (اثر ف. ه. لى)؛ معشوقه و دوست. (1328).

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1290 ش)، روزنامه‏نگار، استاد دانشگاه و حقوقدان. در تهران به دنیا آمد. دوره‏ى ابتدایى را در شیراز و دوره‏ى متوسطه را در تهران به پایان برد. در دانشگاه بیروت به تحصیل ادامه داد. سپس درجه‏ى دكتراى خود را در رشته‏ى حقوق و علوم اقتصادى از دانشگاه سوربن فرانسه گرفت. پس از بازگشت به ایران با سمت بازپرسى وارد خدمت دادگسترى شد و بعدها مستشار دادگاههاى استیناف تهران گردید. وى مدیریت كل اداره‏ى تبلیغات و استادى دانشكده‏ى حقوق را نیز به عهده داشت. در 1321 ش روزنامه‏ى «كیهان» را در تهران تأسیس و منتشر كرد، كه ابتدا در سمت سردبیرى و سپس با سمت مدیر مسؤل و صاحب امتیاز مشغول به فعالیت شد.[1] روزنامه‏نگار، استاد دانشگاه و سیاستمدار، در 1288 ش در شیراز تولد یافت. پدرش عبدالرحمن مصباح دیوان اوزى سالها حكومت عباسى و بندرلنگه را داشت، بعد وارد دستگاه قوام‏الملك شیرازى شد و از محترمین فارس بود. مصطفى مصباح زاده بعد از انجام تحصیلات مقدماتى دوره مدرسه عالى حقوق را در تهران تمام كرد و از طرف دولت براى ادامه تحصیل عازم اروپا شد و در رشته حقوق درجه دكترا دریافت نمود. بعد از مراجعت به ایران به دانشیارى و استادى دانشكده حقوق برگزیده شد. مدتى كوتاه قضاوت و وكالت دادگسترى پیشه نمود ولى میله به احراز مقامات بالا داشت. بعد از شهریور 1320 مدتى ریاست انتشارات و تبلیغات با او بود ولى این كار را مطابق میل و سلیقه خود نیافت و آن را رها نمود و به كار روزنامه‏نگارى پرداخت. در 1320 عبدالرحمن فرامرزى از دولت امتیاز روزنامه‏اى به نام كیهان را گرفت و سردبیرى این نشریه را به دكتر مصباح‏زاده سپرد. روزنامه كیهان گرچه یومیه بود ولى در نخستین روزهاى تولد در هفته دو یا سه شماره انتشار مى‏یافت، ولى مندرجات روزنامه از سایر مطبوعات روز بهتر بود، مخصوصا مقالات فرامرزى و تندرویهاى او در انتقاد از هیئت حاكمه خیلى زود روزنامه كیهان را به جامعه معرفى كرد. در آذر ماه 1321 ش كه قوام‏السلطنه حكومت داشت در تهران و شهرستانها به علت كمبود و قحطى نان و مواد غذائى و فقر عمومى و بیماریهاى گوناگون بلواى بزرگى به راه افتاد. سازمانهاى دولتى و مجلس شوراى ملى و مغازه‏ها مورد غارت قرار گرفته حتى مردم خانه قوام‏السلطنه را به آتش كشیدند و دولت هم براى رفع بحران دست به اقداماتى زد، از جمله امتیاز تمام روزنامه‏ها را لغو نمود، مدیران و سردبیران را به زندان افكند و فقط یك نشریه به نام اخبار روز به مدیریت حسینقلى مستعان از طرف دولت انتشار مى‏یافت. بعد از سقوط قوام مدیران جراید دست به اقدام زدند و دولت مجددا امتیاز روزنامه‏ها را به صاحبان آن برگردانید. این بار امتیاز و مسؤولیت انتشار روزنامه كیهان به عهده دكتر مصباح‏زاده قرار گرفت و مدیریت و سردبیرى را عبدالرحمن فرامرزى عهده‏دار شد. مصباح‏زاده با فعالیت زیاد سازمان وسیعى براى كیهان پى‏ریزى كرد و آن را به صورت یومیه انتشار مى‏داد و مقالات فرامرزى هم هر روز بر رونق و نفوذ او مى‏افزود. كیهان در مقابل صدها روزنامه موسمى كه مى‏آمدند و مى‏رفتند باقى ماند و به سرعت و خیلى زود خود را به پایه روزنامه اطلاعات رسانید و بعد به سرعت زیاد از او جلو افتاد و روزنامه اول ایران شد. از لحاظ فنى و چاپ و وسائل لازم، آخرین پدیده‏هاى دنیا در چاپخانه كیهان دیده مى‏شد. در جنب روزنامه كیهان چند نشریه دیگر به زبانهاى فرانسه انگلیسى و فارسى انتشار مى‏یافت كه آنها نیز از كیفیت عالى برخوردار بودند. مصباح‏زاده در انتشار روزنامه نقش تأمین سرمایه داشت و مطالب آن را عده زیادى از نویسندگان تنظیم مى‏نمودند و گاهى اتفاق مى‏افتاد كه مدیر و مؤسس كیهان مانند سایرین كیهان بدست او مى‏رسید. مصباح‏زاده براى اجراى نیت پدر خود كه سالها در تلاش بود تا از بندرعباس وكیل شود در دوره پانزدهم از بندرعباس به وكالت مجلس رسید و فرامرزى سردبیر روزنامه كیهان هم وكالت یافت. بدیهى است در روزنامه اطلاعات هم چنین وضعى وجود داشت: مدیر و سردبیر آن عباس و محمد على مسعودى كه هر دو وكیل بودند در ادوار شانزدهم و هفدهم همچنان وكالت مجلس را براى خود حفظ نموده بودند. در دوره هفدهم مصباح‏زاده از پیروان مصدق بود و در استعفاى دستجمعى وكلاء طرفدار مصدق شركت كرد و همین امر او را سالها از مجلس دور ساخت. در دوره بیست و یكم از شیراز وكیل گردید و میل به ریاست مجلس در او زیاد بود ولى عشق و علاقه‏اش به مؤسسه «كیهان» او را از تعقب كار منصرف نمود. در دوره پنجم در 1346 سناتور شد و سه دوره كرسى سنا را زیرپا داشت. مصباح‏زاده مردى زرنگ، بذال، شریف، دانشمند، ملایم و نیك نفس بود و آنچه بدست مى‏آورد در راه مؤسسه «كیهان» خرج مى‏كرد. یكى از اقدامات جالب توجه او تربیت كادر نویسنده و روزنامه‏نگار است. او دانشگاهى براى این كار پى‏ریزى كرد كه بنام مدرسه عالى ارتباطات موسوم شد كه چندین رشته داشت و بهترین استادان در آنجا تدریس مى كردند.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، شاعر، مترجم و روزنامه‏نگار. در تهران به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در مدرسه‏ى ناموس و تحصیلات عالى را در دانشسراى عالى و دانشگاه تهران، در رشته‏ى ادبیات فارسى، به پایان رساند. شمس‏الملوك به زبانهاى فرانسه و انگلیسى و عربى آشنایى داشت و رساله‏ى دكتراى خود را درباره‏ى «ادبیات غنایى» در 1322 ش نوشت. او مطالعات خود را رشته‏ى تعلیم و تربیت در دانشگاه‏هاى كانادا و آمریكا تكمیل نمود. وى مدتى سرپرستى ماهنامه‏ى «زندگى روستایى» را به عهده داشت. مصاحب در شعر توانا بوده و پنج هزار بیت شعر سروده ولى دیوانش چاپ نشده است. در تذكره‏ها قطعه‏هایى از او آمده است از جمله: «هدیه‏ى مادر»، «چنگ گسسته» و «یار مهربان». برخى از مشاغلى كه وى عهده‏دار آنها بود عبارتند از: ریاست چند دبیرستان دخترانه در تهران، مشاور وزیر آموزش و پرورش در امر مبارزه با بى‏سوادى و معاونت وزارت آموزش و پرورش. از آثار ترجمه‏ى وى: «افسانه‏هاى شیرین»؛ «باغ اسرارآمیز»؛ «بعد از باسوادى»؛ «در انتظار مادر شدن»؛ «ساده‏نویسى در زبان فارسى»، كلیاتى در فن سهولت كلام؛ «سرزمین و مردم اسپانیا»؛ «غرور و تعصب».[1] ادیب، دانشمند و سیاستمدار فرزند دكتر على محمد مصاحب در 1292 در تهران تولد یافت. پس از انجام تحصیلات مقدماتى و متوسطه وارد دانشكده ادبیات تهران شد و در رشته ادبیات و زبان فارسى با احراز رتبه اول لیسانس گردید. در همان سال دوره دكتراى ادبیات در دانشگاه تهران تأسیس شد و وى جزء معدود دانشجویانى بود كه واجد شرایط براى ورود به دوره دكترا تشخیص داده شد و دوره دكتراى ادبیات را در 1318 پایان داد و رساله دكتراى او در 1322 با قید عالى به تصویب رسید. چندى نیز به امریكا و كانادا براى تكمیل تحصیلات مسافرت نمود. مصاحب خدمات ادارى خود را از فرهنگ آغاز كرد، چندى دبیر بود بعد ریاست چند دبیرستان مهم تهران مانند دبیرستانهاى «پروین»، «شاهدخت» و «نوربخش» به او سپرده شد. از دیگر مشاغل او در فرهنگ كشور ریاست اداره تعلیمات متوسطه و تربیت معلم و فرهنگ روستائى است. در 1342 در مغز او سوداى سیاست پیش آمد و كاندیداى نمایندگى مجلس شد، ولى توفیقى نیافت. سوراخ دعا را پیدا كرد و سراغ مقام بالاترى را گرفت و داوطلب نمایندگى مجلس سنا گردید. چون براى آن كار شرایط لازم را نداشت براى او شرط صورى درست كردند و به او ابلاغ معاون وزارت فرهنگ دادند. یك روز بعد فرمان سناتور انتصابى او صادر شد. وى مجموعا 17 سال مقام سناتورى داشت. علاوه بر آن ریاست قسمت فرهنگى بنیاد پهلوى هم با او بود و در این سمت اختیارات زیادى داشت. وى شاعر و نویسنده است و قسمتى از نوشته‏هاى خود را به چاپ رسانیده ولى ارزش ادبى زیادى ندارد. مصاحب چندى در وزارت فرهنگ مجله زندگى روستائى را انتشار مى‏داد و در رادیوى ایران هم برنامه‏هائى تحت نظر او تهیه مى‏شد. در 1376 در تهران درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1328/ 1322 ق)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به مشتاقى. ملقب به صفاء السلطنه. مشتاقى مدتى عهده‏دار مدیریت دارالطباعه‏ى دولتى بود و در آنجا به تحریر روزنامه‏ى «غراى ایران» مى‏پرداخت. او چندى در وزارت خارجه سمت منشى داشت. مشتاقى «جنگى» مشتمل بر قصاید و غزلیات در مدایح ائمه (ع) از مشاهیر شعرا جمع‏آورى كرد و سه قصیده از خودش در این زمینه را به آنها افزود و تمام آن را به چاپ رساند. وى در مأموریت كنسولى كربلا درگذشت و در صحن حضرت ابوالفضل دفن شد. از دیگر آثار وى: «كنز المعجزات ناصرى»، شعر؛ « دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو ح 1291 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در خوانسار به دنیا آمد. پس از تحصیلات ابتدایى در زادگاهش جهت ادامه‏ى تحصیل به اصفهان رفت. در 1315 ش در رشته‏ى فیزیك و شیمى از دانشسراى عالى موفق به اخذ لیسانس شد و سپس وارد خدمت فرهنگ گردید و عهده‏دار مشاغل مختلفى از جمله ریاست دبیرستان خاقانى شد و همچنین مدتى بازرس فنى بود. در 1329 ش براى مطالعات فرهنگى به بلژیك دعوت شد. وى دكتراى خود را در علم حقوق در اروپا اخذ كرد. در مراجعت به ایران از طرف وزارت فرهنگ به ریاست اداره‏ى مطالعات و برنامه‏ها مشغول شد. وى مدتى نیز مدیر كل وزارت فرهنگ بود. او همچنین صاحب امتیاز و مدیر روزنامه‏ى «اخبار ایران» بود. از دیگر آثار وى: «نظریات اصلاحى»، درباره‏ى فرهنگ ایران؛ مقدمه‏ى كتاب «شالوده‏ى تربیت در جهان امروز» پیاژه؛ «سازمان و اداره‏ى آموزش و پرورش»، جلد اول: سازمان و اداره‏ى آموزش و پرورش در ایران، فرانسه، آمریكا و ژاپن.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1333 ق)، عالم، نویسنده و روزنامه‏نگار. مشهور به رییس الحكماء و دكترا میرزا مهدیخان زعیم‏الدوله. اهل تبریز بود. از استانبول به مصر رفت و در قاهره اقامت گزید و در آن جا به انتشار روزنامه فارسى «حكمت» مبادرت كرد. كتابى به زبان فارسى در اصول و فرع ادیان جهان نگاشت و در آن كتاب به تفصیل در رد فرقه بابیه سخن گفته است. وى نیز مفصلى در رد و تاریخ بابیه نوشته و آن را «باب الابواب» نامید. سپس از آن كتاب، كتاب مختصرى در تاریخ بابیه انتخاب كرد و آن را «مفتاح باب الابواب» نامید. سپس از آن كتاب، كتاب مختصرى در تاریخ بابیه انتخاب كرد و آن را «مفتاح باب الابواب» نامید. از دیگر آثار وى: «فرهنگ مهدى»؛ «جهان‏نماى مهدى».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1299 ش)، روزنامه‏نگار و نویسنده. وى در مشهد متولد شد. تحصیلات ابتدایى و متوسطه را در همان شهر به اتمام رسانید و بعد به تهران آمد و همكارى‏اش را با جراید آغاز كرد. روزنامه‏ى سیماى «مرزبان» و روزنامه‏ى فكاهى «حاجى مراد» را منتشر كرد. وى عضو رسمى انجمن ادبى فرهنگستان است و انجمن خراسان را در تهران بنیان نهاد. از آثار اوست: «تبهكاران»؛ «سرزمین بحرین از ادوار باستان تا امروز»؛ «فجایع».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1295 ش)، روزنامه‏نگار. وى مدیر روزنامه «نداى اكباتان» بود. مدتى در تهران با انتشار روزنامه‏اى به نام «بوعلى» به فعالیت اجتماعى پرداخت و مدت پانزده سال در همدان به خدمت مطبوعاتى و نشر مقالات خود و طبع كتابهاى علمى و ادبى و شرح حال بزرگان و شاعران و نویسندگان و احیاى سخنوران همدان اشتغال داشت.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1363 -1274 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به ریحان. در تهران به دنیا آمد، تحصیلات ابتدایى را در این شهر به پایان رساند. سپس به مشهد رفت و نخستین اشعار خود را در روزنامه‏ى «نوبهار» به چاپ رساند. سپس به تهران آمد و با انجمن و مجله‏ى «دانشكده» به همكارى پرداخت. وى در اوایل سال 1297 ق روزنامه‏ى ادبى و فكاهى «گل زرد» را منتشر كرد، سپس در سال 1339 ق روزنامه‏ى سیاسى «نوروز» را انتشار داد كه چون مقاله‏اى بر ضد حكومت وقت در آن روزنامه نوشته بود، پس از انتشار دو شماره توقیف شد و ریحان را چند ساعتى در دارالمجانین بازداشت كردند. ریحان شرح این گرفتارى را به عنوان «یك شب در دارالمجانین» در مجله‏ى «نوبهار» و نیز در خاطرات خود آورده است. وى پس از این واقعه به مدت بیست و پنج سال به خارج از ایران سفر كرد. ریحان زبان فرانسوى را خوب مى‏دانست و در سرودن انواع شعر مهارت داشت. وى در اواخر زندگانى به ایران بازگشت و در تهران سكونت گزید و در همین شهر وفات یافت. منتخبى از اشعار او به نام «باغچه‏ى ریحان» و «دیوان» اشعارش چاپ و منتشر شده است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1343 -1262 ش)، عالم، ادیب، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به الفت. در اصفهان متولد شد. پس از فراگیرى فلسفه و حدیث و عرفان، به آموختن ریاضیات قدیم و جدید و سپس زبان فرانسه روى آورد. در فرقه‏شناسى و فلسفه و تاریخ نیز استاد بود. به نجف رفت و در حوزه‏ى درس آخوند ملا محمدكاظم خراسانى و شیخ الشریعه‏ى اصفهانى و آقا شیخ باقر اصطهباناتى و آقاضیاء عراقى به فراگیرى علوم مذهبى پرداخت و اجازه‏ى روایت را از حاج میرزا خلیل و آقا سید حسن صدر اخذ كرد. در انقلاب مشروطه در صف آزادیخواهان قرار گرفت و مجله‏ى «آفتاب» را دایر كرد و به نشر آن پرداخت و در بیدارى مردم نقش مؤثرى ایفا نمود. وى در سفر به شهرهاى مختلف ایران با آزادیخواهان همكارى كرد. عضو مجلس مؤسسان و نماینده‏ى مجلس شوارى ملى بود. الفت در انواع شعر مهارت داشت اما بیشتر غزل مى‏سرود. كتابخانه بزرگ او به دانشكده‏ى ادبیات اصفهان اهدا گردید. وى در اصفهان وفات یافت و در مقبره‏ى پدرش جنب امامزاده احمد دفن شد.از آثارش: «ابواب الروضات»، فهرست كتاب «رضوات الجنات»؛ «داستان هفت برادر»؛ «دانش‏نامه»؛ «دیوان» اشعار؛ «كشف الحجب»، در اسامى كتب، كه تألیف آن به مناسبت آن كه مرحوم ثقة الاسلام تبریزى نیز در همین موضوع تألیفى را شروع كرده بود ناتمام ماند؛ «مجله‏ى آفتاب»؛ «مجمع الاجازات و منبع الافادات»، در دو مجلد؛ «سفرنامه»، در شرح حالات خودش در دو مجلد؛ «نسب‏نامه‏ى الفت»، در شرح وابستگان سببى و نسبى خودش؛ «تاریخ مداخله علماى شیعه در امور سیاسى».

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1334 -1277 ش)، ادیب، مورخ و روزنامه‏نگار. در خانواده‏اى پیشه‏ور و تهیدست به دنیا آمد. در كودكى شاگرد درودگر بود اما میل به تحصیل سبب شد كه در ضمن كار به مكتب رفته، مقدمات علوم را در زادگاه خود فراگیرد. در سال 1328 ق به تهران آمد. ابتدا به مدرسه‏ى شركت گلستان رفت سپس در دارالفنون به فراگیرى ادب فارسى پرداخت و معاونت كتابخانه‏ى معارف را كه در دارالفنون دایر شده بود به عهده گرفت. علاوه بر آن تدریس ادبیات و جغرافیا در مدارس نظام و علوم سیاسى و دارالمعلمین عالى نیز سالها با وى بود. كار نویسندگى اقبال از همكارى با «مجله‏ى دانشكده» و انتشار مقالاتى در آن مجله از سال 1297 ش آغاز شد. در سال 1304 ش از سوى وزارت جنگ با سمت منشى به همراه هیئت نظامى ایران به پاریس رفت و از دانشگاه سوربن لیسانس ادبیات گرفت. در سال 1308 ش به ایران بازگشت. در این هنگام وزارت فرهنگ از وى خواست كه در تألیف كتابهاى درسى تاریخ و جغرافیاى اقتصادى ایران براى دبیرستانها و شعب علوم انسانى مدارس عالیه كه در كشور تأسیس شده بود شركت كند. با تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 ش به سمت استادى در دانشكده‏ى ادبیات انتخاب گردید. از سال 1323 تا 1328 ش مجله‏ى «یادگار» را در تهران منتشر كرد. در اواخر عمر مدتى رایزن فرهنگى ایران در تركیه و ایتالیا و در رم درگذشت. پس از یك سال پیكرش را به ایران آوردند و در مرقد شیخ ابوالفتوح رازى در جوار بارگاه حضرت عبدالعظیم به خاك سپردند. از وى آثار زیادى بر جاى مانده است از جمله: «تاریخ اكتشافات جغرافیایى و تاریخ علم جغرافیا»؛ «تاریخ ایران از صدراسلام تا استیلاى مغول»؛ «تاریخ ایران از بدو خروج چنگیز تا ظهور امیر تیمور»؛ «دوره‏ى تاریخ عمومى»؛ «جغرافیاى ایران در خارجه»؛ «خاندان نوبختى»؛ «خدمات ایرانیان به تمدن عالم»؛ ترجمه‏ها: «تاریخ مختصر ایران» تألیف پاول هرن؛ «طبقات سلاطین اسلام»؛ «مأموریت ژنرال گاردان در ایران»؛ «ناپلئون و اسلام»؛ «یادداشتهاى ژنرال تره‏زل»؛ تصحیح متون: «دیوان معزى»؛ «حدائق السحر»؛ «بیان الادیان»؛ «تجارب السلف».[1] (بخش 1) عباس اقبال آشتیانى، محقق و مورخ ایرانى (و. 1314 ه.ق./ 1275 ه.ش.- ف. رم. 1375 ه.ق./ 1334 ه.ش.). وى در آغاز جوانى شاگرد درودگر بود و سپس به تحصیل پرداخت و دوره دارالفنون را به پایان رسانید و به معاونت كتابخانه معارف انتخاب گردید. آنگاه در دارالفنون به تدریس، پرداخت و بعدها به معلمى مدارس نظام، مدرسه علوم سیاسى و داراالمعلین عالى منصوب شد. در سال 1304 ه.ش. به منشى‏گرى هیئت نظامى ایران به پاریس رفت و در آنجا به تحصیل ادامه داد و با اخذ درجه لیسانس از سربن نائل آمد و در آن شهر با علامه محمد قزوینى آشنایى یافت و از محضر وى استفاده كرد. پس از بازگشت به ایران به سمت استادى دانشگاه و عضویت فرهنگستان انتخاب شد و سپس به سمت نماینده فرهنگى ایران در تركیه و ایتالیا به شهر رم رفت و در آنجا اقامت گزید و هم در آنجا در سن 59 سالگى درگذشت. جنازه او را به تهران حمل كردند. وى در 1324 مجله «یادگار» را تأسیس كرد كه پنج دوره از آن منتشر شده. از آثار وى «تاریخ مغول»، «وزراء سلاجقه»، «خاندان نوبختى»، تصحیح «عبتة الكتبه»، تصحیح «سمط العلى»، تصحیح «مجمع التواریخ» تألیف دكتر فوریه، ترجمه «یادداشتهاى ژنرال تره‏زل»، ترجمه «مأموریت ژنرال گاردان در ایران»، تصحیح «ترجمه فارسى محاسن اصفهان»، تصحیح «بیان‏الادیان»، و تصحیح «تبصرةالعوام» را باید نام برد. وى در تحقیقات تاریخى و ادبى روش عالمانه‏اى دارد.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 11 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(س چهاردهم ق)، روزنامه‏نگار. معروف به ملاباشى. از مردم اَمْلَش گیلان و از روزنامه‏نویسان با شهامت و صریح بود. در آغاز مشروطیت اولین روزنامه‏ى چاپ سربى را در رشت به نام «خیرالكلام» منتشر كرد و با عوامل استبداد به مبارزه پرداخت. چند بار روزنامه‏اش توقیف شد و یك بار حاكم وقت، امیر اعظم، پاى او را به فلك بست و چوب زد. وى به مبارزات خود و اقامه‏ى دعوى ادامه داد. سرانجام روزنامه‏اش در سال 1328 ق تعطیل شد. ولى وى با نشر روزنامه‏هایى مانند «ساحل نجات» در انزلى و روزنامه‏هاى «خیال» و «راه خیال» در رشت به مبارزه ادامه داد. در ادب فارسى، عربى، ریاضى، هیئت، دست داشت. از او یك «تذكره» به جا مانده كه چاپ نشده است.

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)

در تهران متولد شد. پدرش شاهزاده محسن میرزا كفیل‏الدوله از مالكین و كارمندان عالیرتبه‏ى دولت بود. وى پس از انجام تحصیلات مقدماتى و معمول زمان و یاد گرفتن زبان فرانسه در دستگاه دولتى استخدام شد. چندى در اداره‏ى شهربانى و مدتى در اداره كل گمرك اشتغال به كار داشت. امتیاز روزنامه هفتگى حقوق را گرفته، به انتشار آن مبادرت نمود. در دوره‏ى دوم مجلس پس از فوت برادرش كه نماینده‏ى مجلس بود، به جاى او از طرف نمایندگان مجلس به وكالت انتخاب گردید و جزو حزب دموكرات شد. و پس از چندى از لیدران حزب مزبور در مجلس شد. در 1290 مجلس دوم در اثر اولتیماتوم دولت روسیه تزارى منحل گردید و به دستور ناصرالملك نایب‏السلطنه ایران سلیمان محسن دستگیر و به قم تبعید شد و چند ماهى در تبعید به سر برد و آنگاه به تهران آمد و مدیركل امور مركزى وزارت كشور گردید. سلیمان محسن در انتخابات دوره‏ى سوم مجلس شوراى ملى از اصفهان به نمایندگى انتخاب شد و لیدر حزب دموكرات در مجلس بود و مدتى نیز نایب رئیس مجلس شد. دموكرات‏ها در مجلس در اقلیت قرار داشتند و با غالب دولت‏ها مخالف بودند. هنگامى كه در این دوره سلطان عبدالمجید میرزا عین‏الدوله به نخست‏وزیرى انتخاب شد، سلیمان محسن به لیدرى حزب دموكرات، فرمانفرما وزیر كشور كابینه را استیضاح كرد و عزل او را از وزارت خواستار شد ولى عین‏الدوله بر اساس مسئولیت مشترك وزیران از وزیر داخله خود دفاع كرد و از كار كناره‏گیرى نمود. مجلس سوم با تلاش سید حسن مدرس او را به رئیس‏الوزرائى انتخاب نمود. عین‏الدوله قبول نخست‏وزیرى را موكول به عضویت فرمانفرما در كابینه كرد. سلیمان محسن در رد نظریه عین‏الدوله سخنان تندى در مجلس ایراد كرد و كلمات ناسزا و موهن بر زبان جارى ساخت و عین‏الدوله ناگزیر مجدداً استعفا كرد. در جنگ بین‏الملل اول و اشغال ایران از طرف قواى نظامى روس و انگلیس و عثمانى، احمد شاه تصمیم به تغییر پایتخت گرفت و این نیت را با نمایندگان در میان نهاد و سلیمان محسن و حزب دموكرات در این كار پیشقدم شدند و فوراً به قم حركت نمود. كمیته‏اى به نام «كمیته‏ى دفاع ملى» تشكیل دادند و ریاست آن كمیته با سلیمان محسن بود. كمیته در قم به جمع‏آورى اعانه و خرید اسلحه پرداخت. كمیته‏ى دفاع ملى از قم به اصفهان و اصفهان به كرمانشاه حركت كرد و تا این تاریخ لیدرى و رهبرى قیام‏كنندگان به عهده سلیمان محسن بود. در همان هنگام رضاقلى خان نظام‏السلطنه با عده‏اى قوا و وزیرمختار آلمان به كرمانشاه رسیدند و به ریاست حكومت موقتى انتخاب شد و كابینه‏اى تشكیل داد و عده‏اى را به وزارت انتخاب نمود از جمله سلیمان محسن وزیر داخله شد ولى میل و رغبتى به این سمت نشان نداد زیرا خود كاندیداى ریاست حكومت بود. اساساً اجتماع عده‏اى در كرمانشاه براى دفاع از ایران با حمایت آلمان و عثمانى در نتیجه‏ى اقدامات سلیمان محسن و حزب دموكرات بود و از این رو بین نظام‏السلطنه و سلیمان محسن اختلاف نظر شدید پیدا شد و ضمناً سلیمان محسن متهم به سوء استفاده‏ى مالى گردید. سلیمان محسن چندى در بغداد و سپس در استانبول اقامت گزید و پس از خاتمه‏ى جنگ جهانى به ایران بازگشت. در انتخابات دوره‏ى چهارم از تهران به وكالت مجلس شوراى ملى انتخاب شد و به اتفاق سید محمدصادق طباطبائى حزب سوسیالیست ایران را بنیاد نهاد و در نقش اقلیت در مجلس دست به اقدامات تندى زدند. سلیمان محسن در آن مجلس با اعتبارنامه‏ى مهدیقلى مخبرالسلطنه به شدت مخالفت نمود و صریحاً او را قاتل شیخ محمد خیابانى معرفى كرد. در 1300 به هنگام نخست‏وزیرى احمد خان قوام‏السلطنه، دكتر محمد مصدق‏السلطنه وزیر مالیه ماده‏ى واحده‏اى به مجلس داد و اختیاراتى براى اصلاح وضع مالى ایران خواست. سلیمان محسن وزیر مالیه را مورد حملات شدید قرار داده و حمله‏ى سختى به او نمود. مصدق از خود دفاع كرد و سپس غش كرد و بدین ترتیب كابینه‏ى قوام‏السلطنه ساقط شد. در 1301 در دور دوم نخست‏وزیرى قوام‏السلطنه، سلیمان محسن او را استیضاح كرد و با جلب عده‏اى از اعضاء اكثریت مجلس و نمایندگان بیطرف، اقلیت خود را تبدیل به اكثریت نمود. در نتیجه براى بار دوم كابینه‏ى قوام‏السلطنه را ساقط كرد. قبل از قوام‏السلطنه نیز مشیرالدوله در اثر حمله‏ى شدید سلیمان محسن از كار كناره‏گیرى كرده بود. سلیمان محسن در 1301 پس از ساقط كردن قوام، مستوفى‏الممالك را به رئیس‏الوزرائى رسانید و خود لیدر اكثریت بود و دفاع از پروگرام دولت را برعهده گرفت. در عوض سید حسن مدرس كه در حكومت قبل لیدر اكثریت بود، این بار لیدر اقلیت گردید و با كابینه‏ى مستوفى به مخالفت برخاست و كابینه را استیضاح نمود. در تمام دوران زمامدارى مستوفى، جدالى سنگین بین مدرس و سلیمان محسن در مجلس در جریان بود. در اواخر دوره‏ى چهارم، سلیمان محسن و سید محمدصادق طباطبائى لیدران حزب سوسیالیست كه جمعاً در مجلس پانزده نفر بودند روابط نزدیك و صمیمانه‏اى با سردار سپه وزیر جنگ برقرار نمودند و او را مورد حمایت قرار دادند، و سرانجام پیمان‏نامه‏اى بین سردار سپه، میرزا كریم خان رشتى، سلیمان محسن، سید محمدصادق، و خدایارخان امضاء و مبادله شد. به موجب این پیمان‏نامه، قرار شد حزب سوسیالیست سردار سپه را به نخست‏وزیرى برساند و سردار سپه در عوض وزیران خود را از اعضاء حزب سوسیالیست انتخاب نماید. یك ماه پس از این پیمان، سردار سپه با حمایت سوسیالیست‏ها از طرف سلطان احمد شاه به نخست‏وزیرى برگزیده شد و در كابینه‏ى خود سلیمان محسن را وزیر فرهنگ نمود. حاج عزالممالك اردلان و میرزا قاسم خان صوراسرافیل دو تن از اعضاى سوسیالیست نیز در این كابینه عضویت یافتند. سلیمان محسن در انتخابات دوره‏ى پنجم مجلس شوراى ملى از تهران به وكالت مجلس انتخاب شد و طبعاً از وزارت اعراض نموده به پارلمان رفت. او در مجلس پنجم یكى از طرفداران جمهورى بود و طرح تبدیل رژیم سلطنتى را به جمهورى امضاء نموده و از آن دفاع نمود. در جریان تعرض و قهر سردار سپه و عزیمت وى به بومهن، سلیمان محسن تلاش بسیار كرد و اكثریت مجلس را به طرفدارى سردار سپه بسیج نموده او را به شهر بازگردانید. در تمام مدت مجلس پنجم، سلیمان محسن لیدر سوسیالیست‏ها بود و غالباً در مقابل مدرس قرار مى‏گرفت. در استیضاح مدرس از سردار سپه كه منجر به نطق ملك‏الشعراى بهار شد، سلیمان محسن نطق مهمى ایراد كرده اقلیت را سخت مورد نكوهش قرار داد. در جریان انقراض قاجاریه و تفویض سلطنت به سردار سپه كوشش و فعالیت سلیمان محسن چشمگیر بود. پس از ختم دوره‏ى پنجم، سلیمان محسن كه نام خانوادگى «اسكندرى» را براى خود انتخاب نموده بود با وجود نزدیكى و همكارى با سردار سپه وكیل مجلس نشد و به هیچ كار دولتى هم دعوت نگردید و به صورت عزلت و انزوا ایام را مى‏گذرانید. پس از سال 1320 فعالیت‏هاى سیاسى او آغاز شد. از جمله او از مؤسسین اولیه‏ى حزب توده ایران بود و لیدرى حزب مزبور به او واگذار شد ولى به علت كهولت نه حوصله و نه توانائى كار داشت و امور حزب اغلب توسط برادرزاده‏ى او ایرج اسكندرى انجام مى‏گرفت. سلیمان محسن اسكندرى در 1322 در سن 77 سالگى درگذشت. تشییع جنازه‏ى او با شكوه كامل از طرف حزب توده ایران در تهران برگزار شد و در تمام شهرهاى ایران مجالس ختم مجلل از طرف حزب توده تشكیل شد. اسكندرى مردى سخنور، جدى، صادق، جاه‏طلب و پارلمانتر قوى بود. شاید در طول تاریخ مشروطیت، سخنورى به پاى او نرسیده باشد. (1322 -1255 ش)، روزنامه‏نگار. تحصیلات خود را در تهران انجام داد و سپس وارد اداره‏ى نظمیه شد. پس از آن سمت‏هاى مختلفى را عهده‏دار بود و چند مرتبه نیز وكیل مجلس شد. مدتى هم سمت وزارت فرهنگ را داشت. پس از كودتاى رضاخان، مدتى رییس‏الوزرایى وى را عهده‏دار شد. اسكندرى از اعضاى حزب دموكرات بود. او بعد از سال 1320 ق حزب توده را با مرام سوسیالیستى به همراه 53 نفر بنیاد گذاشت. در سال 1325 ق روزنامه «حقوق» را منتشر ساخت.[1]

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

مشروطه‏خواه، روزنامه‏نگار، قاضى، نماینده‏ى مجلس. در 1266 در یكى از دهات آباده متولد شد. پدرش شیخ اسداللَّه واعظ از روحانیون منطقه و منبرى بود. تا شانزده سالگى در زادگاه خود به تحصیل اشتغال داشت. سپس به شیراز رفت و تحصیلات خود را در ادبیات فارسى و ادبیات عرب و معارف اسلامى ادامه داد و صاحب فضل و دانش نسبى گردید. در مشروطیت فعالیت داشت و وارد حزب دموكرات فارس شد. در این حزب فعالیتى شایسته از خود بروز داد و مورد توجه آزادیخواهان فارس قرار گرفت. براى استفاده از اطلاعات و معلوماتش به شغل معلمى دعوت شد و به مدیریت مدارس جدید ارتقاء یافت. در 1297 امتیاز روزنامه‏ى استخر را گرفت و به انتشار آن در فارس همت گمارد و طرفدارانى پیدا كرد. در 1306 از وزارت معارف به عدلیه انتقال پیدا نمود و شغل قضائى به او ارجاع شد. سال‏ها در سمت بازپرس و دادستان و رئیس دادگاه در شهرهاى مختلف خدمت مى‏كرد. در سال 1320 از خدمت قضا كناره‏گیرى كرد و مجدداً به وزارت معارف رفت. به امور مطبوعاتى و علمى پرداخت و نشریه‏ى استخر را با وضع مناسب‏ترى انتشار داد. در سیاست كلى فارس صاحب نظر گردید. در دوره‏ى هیجدهم از شیراز وكیل شد. در دوره‏ى نوزدهم نیز وكیل بود، ولى به علت كبر سن به ادوار بعدى مجلس راه نیافت. مردى ادیب و دانشمند و در مسائل مختلف صاحب نظر بود. روزنامه‏اش قریب چهل سال در شیراز انتشار یافت. غالب مردم فارس به نیكى از او یاد مى‏كنند. در 1348 درگذشت. آثار و تحقیقات تاریخى و ادبى از وى به یادگار مانده است. به زبان و ادبیات عرب تسلط داشت و به آن زبان شعر مى‏سرود. (1387 -1306 ق)، نویسنده، دانشمند و روزنامه‏نگار. در بوانات فارس متولد شد. تحصیلات اولیه را نزد پدر و در زادگاه خود فراگرفت. به شیراز رفت و در آغاز علوم متداول زمان مانند ادبیات عرب و فارسى را آموخت و به آموزگارى پرداخت. با مطالعه و پشتكار بسیار در امور اجتماعى و تاریخ و فلسفه تبحر یافت و در آغاز مشروطیت وارد امور سیاسى شد و روزنامه‏ى سیاسى و اجتماعى و ادبى «استخر» را از سال 1336 ش به مدت چهل سال منتشر ساخت و در ضمن آن به كارهاى دولتى نیز مشغول بود. وى در دوره‏ى هجدهم و نوزدهم از طرف اهالى فارس به نمایندگى مجلس شورا انتخاب شد. آثار وى: ترجمه‏ى «پیشوایان فكر»، طه حسین؛ «فرهنگ اسلام»؛ «چهل مقاله تاریخ تصوف»؛ ترجمه‏ى «مظاهر محمدى»، توفیق الحكیم؛ «مهمانیها و پذیرائیهاى شاهانه»؛ ترجمه‏ى «مجموعه‏ى یادداشتهاى رضاشاه»، على بصرى؛ «چند صفحه از تاریخ بزرگترین تحولات علمى»؛ «روابط ایران و عرب قبل از اسلام و بعد از اسلام»، ترجمه‏ى «الصلاة بین العرب و الفرس».[1]

نویسنده : نظرات 0 چهارشنبه 20 مرداد 1395  - 11:07 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1377 -1291 / 1290 ش)، استاد دانشگاه، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به صهبا. در یكى از روستاهاى تربت‏حیدریه به دنیا آمد. پدرش از خوانین و مالكین بود كه بر اثر ناملایامات و رنجهاى فراوان زادگاهش را ترك گفت و به بیرجند كوچ كرد. هصبها تصحیلات ابتدایى و قسمتى از متوسطه را در مدرسه‏ى شوكتیه بیرجند فراگرفت و مدت یك سال هم در آنجا تدریس كرد. براى ادامه‏ى تحصیل به تهران آمد و در دارالفنون مشغول تحصیل گردید، وارد دانشكده افسرى شد و ضمن فراگرفتن فنون نظامیگرى، سرودهاى نظامى و تصانیف فكاهى مى‏سرود پس از اتمام تحصیلات به تبریز منتقل گردید و از آنجا به شیراز رفت و پس از سه سال توقف در آن دیار رهسپار تهران شد و به تدریس در دانشكده‏ى افسرى پرداخت در 1324 ش وارد وزارت دارایى شد. ول الوین فعالیت مطبوعاتى خود را با روزنامه فكاهى «بابا شمل» آغاز كرد و اشعارش را با نام مستعار شیخ سرنا و ابرام سرپا منتشر مى‏كرد. در همین روزنامه بود كه با شاعرانى چون رهى معیرى و گلچین معانى آشنا گردید و مناظراتى بین آنها ردوبدل شد. صهبا از موسیقى نیز بهره‏مند بود و تار مى‏نواخت. از آثارش: «دفتر صهبا»؛ «ساغر صهبا»؛ «انسان و شعر و ماه».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1343 ق)، روزنامه‏نگار. وى در سال 1901 م مجله‏ى «صنایع المان و شرق» را در برلین به زبانهاى عربى، فارسى، انگلیسى، تركى، هندى و آلمانى منتشر كرد. این مجله مصور و رنگى بود. سپس روزنامه‏ى «آزادى شرق» را ابتدا در برلین تا سال 1343 ق و پس از آن در تهران انتشار داد. وى روزنامه‏ى «ایران باستان» را به سال 1311 ش در تهران، به قطع بزرگ و تصاویر رنگى منتشر كرد كه تا سال 1314 ش ادامه داشت پس از آن سیف آزاد مجددا به اروپا رفت و بعد از وقایع شهریور 1320 به ایران بازگشت و «ایران باستان» را مجددا منتشر كرد. او هم چنین مجله «راهنماى بانوان» را در برلین به زبانهاى فارسى و انگلیسى و فرانسوى بطور ماهیانه انتشار مى‏داد. «ایران باستان» روزنامه‏اى سیاسى و اقتصادى بود كه هدف آن شناساندن ایران به خارجیان و ایرانیانى كه در خارج از ایران زندگى مى‏كردند خصوصا پارسیان مقیم هندوستان بود.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1318 -1266 ش)، روزنامه‏نگار. معروف به دبیرزاده ملایرى. در ملایر متولد شد. پس از طى تحصیلات معمولى به مشاغل دولتى پرداخت. در بیست و دو سالگى علاقه زیادى به راهنمایى و تشویق مردم براى حفظ ملیت و تحریك حس میهن پرستى داشت، به همین جهت اغلب اوقات در انجمنها و معابر و مساجد به ایراد نطق‏هاى مهیجى در این زمینه مى‏پرداخت. در سال 1299 ش روزنامه‏ى «سهیل» را در ملایر تاسیس كرد ولى به علت بالا بودن هزینه‏ى چاپ و همچنین حركت مهاجران ایرانى به طرف استانبول تنها دو شماره از آن انتشار یافت و روزنامه تعطیل شد و دبیران مهاجران به استانبول رفت. وى پس از بازگشت به ایران موفق به انتشار مجدد روزنامه ادبى و اخلاقى و ملى «سهیل» نشد. دبیران مدتى در وزارت دادگسترى اشتغال داشت و مدتى نیز به مسافرت در غرب از طرف وزارت دارایى پرداخت.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1300 ش)، داستان‏نویس، مترجم، محقق، مدرس دانشگاه و روزنامه‏نگار. در شیراز دیده به جهان گشود و تا پایان دوره‏ى متوسطه در مدرسه‏ى مهرآیین شیراز تحصیل كرد. پس از آن وارد دانشگاه تهران شد و در سال 1328 ش با نگارش رساله‏ى «علم الجمال در ادبیات فارسى» موفق به دریافت درجه‏ى دكترى ادبیات فارسى در این رشته‏ى تحصیلى شد. سپس به آمریكا رفت و از دانشگاه استنفرد كالیفرنیا درجه‏ى فوق دكترى تخصصى در رشته‏ى زیبایى شناسى اخذ كرد. پس از بازگشت به ایران تدریس در رشته‏هاى باستان شناسى و تاریخ و هنر دانشگاه تهران و زیبایى شناسى در هنرستان عالى موسیقى و هنرهاى زیبا پرداخت. وى همچنین عضو هیات نویسندگان مجله‏ى «علم و زندگى» و «كتاب ماه» و مدیر مجله‏ى «نقش و نگار» نیز بود. سیمین با جلال آل‏احمد ازدواج كرد و همپاى او به فعالیتهاى فكرى و فرهنگى پرداخت. از آثار وى: تحقیقات: «شناخت و تحسین هنر»؛ داستانها: «سووشون»؛ «آتش خاموش»؛ «شهرى چون بهشت»؛ «به كى سلام كنم»؛ «غروب جلال»؛ «جزیره سرگردانى»؛ ترجمه‏ها: «سرباز شكلاتى»؛ «دشمنان»؛ «بئاتریس»؛ «داغ ننگ»؛ «بنال وطن».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1334 -1268 /1262 ش)، استاد دانشگاه، مصحح، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به دهقان. وى در كرمان متولد شد و در همان شهر نزد پدر خویش ادبیات فارسى و عربى و فقه و اصول و فلسفه و ریاضیات را آموخت، ضمن تحصیل، زبان تركى استانبولى و انگلیسى را نیز فراگرفت و در این دو زبان دست به تحقیقات و تألیفاتى زد. در آغاز مشروطیت به مبارزات سیاسى روى آورد و در سال 1289 ش روزنامه‏ى «دهقان» را براى اشاعه‏ى اندیشه‏هاى ملى خویش منتشر كرد كه منجر به تبعید و زندانى شدنش به شیراز شد. در سال 1296 ش از شیراز به تهران آمد و از طرف وزارت دارایى مأمور خدمت در خراسان شد. در سال 1303 ش روزنامه‏ى «فكر آزاد» را در مشهد انتشار داد. در این هنگام از طرف وزارت فرهنگ به ریاست دارالمعلمین تبریز انتخاب گردید اما پس از یك سال به تهران مراجعت كرد. چندى هم با سمت وكیل عمومى مأمور قزوین و همدان شد. در سال 1313 ش كه معلم دانشسراى عالى و دانشگاه تهران بود، سمت استادى‏اش تأیید گردید. بهمنیار در سال 1321 ش به عضویت پیوسته‏ى فرهنگستان ایران درآمد، و در سال 1332 ش به ریاست انجمن تألیف و ترجمه كه از مؤسسات وابسته به دانشگاه بود، برگزیده شد. در تهران وفات یافت و در كربلا به خاك سپرده شد. از تألیفات وى: «تحفه‏ى احمدیه»، در شرح «الفیه‏ى ابن‏مالك»؛ «تصحیح و تحشیه‏ى منشآت محمد بن مؤید بغدادى»؛ «تصحیح اسرار التوحید»؛ «رساله‏ى املاى فارسى»؛ «تصحیح تاریخ بیهق» «شرح حال صاحب بن عباد»؛ «تصحیح الابنیه عن حقایق الادویه»؛ «مجمع‏الامثال فارسى»؛ «رساله در حكمت و فلسفه»؛ «دیوان» اشعار.[1] احمد بن آقا محمد على، ادیب و استاد دانشگاه تهران (و. كرمان 1262- ف. 1334 ه.ش.) وى علوم مقدماتى را در كرمان تحصیل كرد و در نهضت مشروطه در عداد آزادى‏خواهان درآمد و روزنامه «دهقان» را انتشار داد سپس از طرف مأموران انگلیس به شیراز تبعید شد و محبوس گردید. در سال 1335 ه.ق. رهایى یافت و در تهران وارد خدمت وزارت مالیه شد و مأمور خراسان گردید و در مشهد روزنامه «فكر آزاد» را منتشر كرد. در سال 1305 ه.ش. از طرف وزارت معارف مأمور تبریز شد و به تدریس پرداخت. در سال 1306 وارد خدمت عدلیه شد و مأمور قزوین و سپس همدان گردید و مجددا در 1308 به معلمى مشغول شد. در 1310 برایس تدریس دارالمعلمین انتخاب گردید و در 1313 تدریس ادبیات عربى مدرسه معقول و منقول بدو محول شد و در 1315 عنوان استادى دانشگاه و در 1321 عضویت فرهنگستان یافت. از آثار او «تحفه احمدیه» در شرح الفیه ابن مالك، تصحیح التوسل الى الترسل، تصحیح تاریخ بیهق، تحصیل اسرار التوحید، ترجمه زبدة التواریخ در تاریخ آل سلجوق، صرف و نحو عربى به فارسى (سه دوره)، ترجمه احوال صاحب بن عباد را باید نام برد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1289 ش)، نویسنده، شاعر و روزنامه‏نگار. در سارى متولد شد. وى پس از اتمام تحصیلات وارد خدمت دولتى و عهده‏دار مشاغلى مختلف شد و قرائت‏خانه‏اى در سارى دایر كرد و با نشریات «قانون»، «حلاج»، «نسیم شمال»، «ارمغان» همكارى داشت. او امتیاز نشریه‏اى به نام «كنار دریا» را نیز گرفت. بهروزى در نظم و نثر دست داشت. از آثار منثور او: «اگر خدا بخواهد».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1277 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. وى در آلمان موفق به اخذ دكتراى كشاورزى از دانشگاه فریدریش ویلهم شد. پس از مراجعت به ایران عهده‏دار مشغلى چند بود از جمله بازرسى فنى وزارت اقتصاد، ریاست مؤسسات فلاحتى اداره‏ى كل فلاحت، اداره جنگلها در مركز، دانشكده وزارت كشاورزى. دكتر بهرامى در سال 1313 ش مجله «فلاحت» و در سال 1320 ش مجله «آب و خاك» را منتشر كرد. از آثار به جاى مانده او عبارت‏اند از: «ارزیابى كشاورزى»؛ «از سویس به ایران»؛ «ایران، آزاد و بزرگ مى‏شود»؛ «باغبانى عمومى و خصوصى»؛ «پرورش كودك در خانه»؛ «تاریخ كشاورزى ایران»؛ «جغرافیاى كشاورزى ایران»؛ «جوجه‏كشى»؛ «دامپرورى»؛ «زراعت خصوصى»؛ «زراعت عمومى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1329 ق)، نویسنده، روزنامه‏نگار و شاعر. چون صاحب كتاب‏فروشى بهجت در تهران بود، به بهجت ملقب شد. او همچنین به بهروز خاورى نیز معروف است. بهجت مدتى در نجف اشرف تحصیل كرد و از ملا محمدكاظم خراسانى اجازه‏ى اجتهاد گرفت. بعد از بازگشت به ایران، مجله ماهیانه مذهبى «دعوةالحق» را در تهران انتشار داد كه بعد از وقفه‏ى كوتاهى چاپ آن تا انقلاب مشروطیت ادامه یافت. در دوره‏ى دوم به نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب گردید و در سال 1321 ق موفق به تأسیس انجمن علمى در تهران شد و در همین سال نیز ریاست كمیسیون تصحیح كتب و ترجمه عربى اداره‏ى انتشارات وزارت معارف را عهده‏دار بود. از خدمات دیگر او: تأسیس كتابخانه‏ى معارف؛ انجمن مجموعه‏ى معارف؛ آموزشگاه فنى هنر، انتشار «مجله‏ى معارف» و كتاب «روش پرورش» تألیف اوست.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1318 ق)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به بهار. در اصفهان متولد شد و تحصیلات خود را در این شهر انجام داد. وى به مدت بیست سال از شعر و شاعرى دست كشید و به ارومیه مهاجرت كرد و روزنامه‏ى «كیوان» را منتشر كرد. وى به علت ناآرامى آذربایجان به اصفهان رفت و بعد از دو سال دوباره به آذربایجان برگشت. وى از اعضاء انجمن ادبى مرحوم شیدا بود. از آثار او: «افشاى حقایق پاسخ به اعلامیه‏ى 29 آذر 33 سید ضیاءالدین»؛ «جنایات بشر یا آدم‏فروشان قرن بیستم»؛ «داروى تربیت»؛ «سیزده عید وضع اجتماعى زن»، شعر.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

فرزند آقا محمد ناظر در 1296 تولد یافت و از دانشكده ادبیات تهران لیسانس گرفت. مدتى در وزارت كشور شاغل بود و آخرین سمتش در آن وزراتخانه معاونت فرماندارى تهران بود. از اهم مشاغل او شهردارى كرمان مى‏باشد. در انتخابات دوره شانزدهم كه در 1328 انجام یافت ناظرزاده از طرف سیرجان وكیل شد و در دوره هفدهم نیز این سمت را احراز كرد و با جبهه ملى نزدیك شد و جزو فراكسیون جبه ملى در مجلس بود و قلما و قدما حكومت مصدق‏السلطنه را تأیید مى‏كرد. بعد از مرداد 1332 از وكالت عزل و تحت تعقیب فرماندارى نظامى وقت قرار گرفت و به قلعه فلك‏الافلاك تبعید شد. یك قسمت از این تبعید مولود اختلافى بود كه بین او و فرماندار نظامى تهران كه در آن تاریخ سرتیپ فرهاد دادستان بود وجود داشت و گویا مورد هتك و حرمت هم شده و در حضور جمع او را مضروب ساخته بودند. سرتیپ مزبور با تلاش فراوان فرماندهى لشكر كرمان را براى خود دست و پا كرده بود، ولى چون وجهه زیادى نداشت و قوم و خویش نزدیك شاه بود ناظرزاده از این انتصاب جلوگیرى و ابلاغ فرماندهى لشكر او را لغو ساخته، همین موضوع بعدا دردسر شدیدى پیش آورد. دكتر ناظرزاده در 1331 درجه دكتراى زبان و ادبیات از دانشگاه تهران گرفت و در دانشكده ادبیات و دانشكده معقول و منقول تدریس مى‏نمود. وى نویسنده و شاعر بود و غیر از روزنامه شهرآشوب كه مدتى در تهران انتشار مى‏داد در روزنامه‏هاى مختلف مقاله مى‏نوشت. ابتدا بیشتر مقالاتش جنبه سیاسى داشت بعد سلسله مقالاتى در ادبیات و عرفان و مسائل تحقیقى تاریخى به رشته تحریر درآورد. سبك و انشاء روان و ذوق ادبى و تاریخى به نوشته‏هاى او شیرینى خاصى مى‏داد و گاهى با طنز و مطایبه همراه بود و خواننده را به تحسین وامى‏داشت. ناظرزاده كرمانى در آخر عمر از حلیه بینایى محروم شد و بیمارى‏هاى مختلف گریبان او را گرفت و در حدود 60 سالگى وفات یافت. مردى خوش خلق، خوش طینت، فاضل و محقق ساده دل، نیك فطرت و خوش محضر بود. گاهى شعر مى‏سرود و اشعارش هم دلنشین و مضامین شیرین در برداشتند. (1355 -1296/ 1292 ش)، نویسنده، شاعر، استاد دانشگاه و روزنامه‏نگار. در كرمان به دنیا آمد. وى تحصیلات مقدماتى را نزد پدر و تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش و تهران به پایان برد و از دارالفنون در رشته‏ى ادبى فارغ‏التحصیل شد و به موازات علوم جدید، علوم قدیم و فقه و عربى و فلسفه را نیز آموخت. ناظرزاده رشته‏ى علوم سیاسى را در دانشكده‏ى حقوق گذراند و سپس موفق به اخذ لیسانس عالى گردید. وى درجه‏ى دكتراى خود را در رشته‏ى ادبیات فارسى اخذ نمود و رساله‏اش را در «شرح حال و آثار عمادالدین على فقیه كرمانى» نوشت. سپس از طرف دانشگاه تهران به پاریس مأمور شد و توانست در این مأموریت، دوره‏ى دكتراى جامعه‏شناسى ادیان را نیز در دانشگاه سوربن به پایان برساند و رساله‏ى خود را در «تحقیق درباره‏ى مذهب جعفرى» زیر نظر پروفسور هانرى درش بنویسد. وى از 1335 ق تدریس در دانشگاه تهران را آغاز كرد و در 1341 ش با سمت نمایندگى ایران در كنگره مؤتمر اسلامى شركت كرد. ناظرزاده در كار مطبوعاتى نیز دست داشت و مقالات متعددى در روزنامه‏ها و مجله‏هاى داخلى و خارجى چاپ مى‏كرد و مدتى معاون مجله‏ى «ایران امروز» و چندى هم سردبیر مجله‏ى «سلامت فكر» بود و زمانى نیز روزنامه‏ى «شهر آشوب» را شخصاً منتشر كرد. وى در طول خدمات دولتى عهده‏دار مشاغلى چون: شهردار تهران، پیشكار دارایى كرمان، بازرس استاندارى كرمان و كفیل استاندارى تهران بود. وى بر اثر بیمارى قند نابینا شد و سرانجام بر اثر سكته درگذشت. از دیگر آثار وى: «آوازهاى جوانى»؛ «اختر»؛ «برفراز سیحون»؛ «دختر شامگاه»؛ «رقص به سه خنجر»؛ «شام شوم»؛ «آفات قرن»، شعر؛ «دیوان» شعر.[1]

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد دوم)

دانشمند، نویسنده و روزنامه‏نگار و سیاست‏پیشه، در حدود 1262 در كرمان تولد یافت. پدرش آقایوسف از اعاظم، دانشمندان و بزرگان كرمان بود. دبستانى و برادرش مجدالاسلام كرمانى، تحصیلات مقدماتى خود را بیشتر نزد حاج شیخ ابوجعفر كرمانى و ملا عبدالله راینى و ناظم‏الاسلام كرمانى آموختند و روح آزادیخواهى و آزادفكرى ناظم‏الاسلام در این دو برادر تاثیر زیادى بخشید. او در جوانى لقب امین‏الاسلام گرفت. زبان و ادبیات عرب را در حد كمال آموخت و زبانهاى فرانسه و انگلیسى را نیز فراگرفت. بعد از مشروطیت به انتشار روزنامه‏ى فرهنگ مبادرت نمود و با كمك عده‏اى از روشنفكران كرمان، حزب دموكرات را در آنجا بنیان نهاد و سالها در سیاست كرمان مدخلیت داشت و یكى از مبارزین جدى با حكام و متنفذین محلى بود. در 1306 بنا به دعوت على‏اكبر داور، خدمت قضائى را قبول كرد و چندى در سمت مستشار استیناف همدان انجام وظیفه نمود. در انتخابات دوره‏ى هفتم از كرمان به سمت نمایندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد و هفت دوره‏ى متوالى كرسى نمایندگى كرمان را براى خود حفظ نمود. بعد از 1320 از كار سیاست كناره‏گیرى كرد و به خدمات اجتماعى پرداخت. وى مردى ارزشمند بود. شعر به زبان عربى نیكو مى‏سرود. صریح و تند بود. در سخنرانى ید طولایى داشت. با تاریخ و ادب ایران و عرب و اروپا بسیار آشنا بود. در دوره‏ى سیزدهم كه باز میل به وكالت داشت، مخالفین او طومارى تهیه نموده و او را مفسد فى‏الارض و مهدورالدم خواندند و همین طومار اثر خود را بخشید و به مجلس راه نیافت. نام خانوادگى دبستانى ابتدا درگاهى بود ولى سرتیپ درگاهى رئیس شهربانى او را مجبور ساخت كه نام خانوادگى خود را تغییر دهد. وفات او در 1343 در سن 90 سالگى اتفاق افتاد. (ح 1344 -1255 ش)، روزنامه‏نگار. ملقب به شیخ محمود امین‏الاسلام. در كرمان متولد شد. تحصیلات مقدماتى خو را نزد حاج شیخ ابوجعفر كرمانى، ملا عبداللَّه راینى و ناظم‏الاسلام كرمانى آموخت. زبان فرانسه و انگلیسى را مى‏دانست و به عربى آشنایى كامل داشت و از حافظه‏ى قوى برخوردار بود و مطالعات تاریخى فراوان داشت. وى از آزادیخواهان و مشروطه‏طلبان در تهران و كرمان بود و در واقعه‏ى پیدایش حزب دمكرات در كرمان، از اعضاى فعال و برجسته‏ى حزب محسوب مى‏شد. از دوره‏ى هشتم مجلس به نمایندگى مردم كرمان در مجلس شوراى ملى انتخاب شد و تا دوره دوازدهم نماینده بود ولى به علت مخالفتهاى شدید با وى در دوره‏هاى بعد، از انتخاب شدن محروم ماند. او كه به سبب انتسابش به خاندان درگاهقلى بیك، لقب درگاهى یافته بود براى این كه از آسیب سر تیپ محمد درگهى)(رئیس شهربانى) مصون بماند. نام خانوادگى خود را به دبستانى تغییر داد. و به كرمان بازگشت و در املاك موقوفه‏ى خاندان خود به كشت و برداشت مشغول شد، تا این كه در شهریور 1320 ش به خدمات اجتماعى پرداخت و به سمت ریاست شیر و خورشید برگزیده شد و سرانجام در كرمان درگذشت. او مدتى مدیر مسؤول روزنامه‏ى «نامه‏ى فرهنگ» كرمان بود.[1]

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد: 1316 مرتبه علمى: استاد، رشته: زبان‏شناسى، دانشكده: ادبیات و علوم انسانى، دانشگاه: تهران خلاصه شرح حال تخصصى سوابق تحصیلى: كارشناسى زبان و ادبیات فارسى از دانشكده ادبیات دانشگاه تهران در سال 1338، كارشناسى ارشد زبان‏هاى پیش از اسلام از مدرسه زبان‏هاى شرقى و آفریقایى دانشگاه لندن در سال 1340، دكترا در زبان‏هاى باستانى ایران از دانشكده ادبیات دانشگاه تهران در سال 1345. مرتبه علمى: استادیار دانشگاه تهران در سال 1347، دانشیار در سال 1352، استاد در رشته فرهنگ و زبان‏هاى باستانى ایران در سال 1357. زمینه‏هاى علمى و تحقیقاتى: زبان‏شناسى، لهجه‏شناسى، زبان‏هاى باستانى ایران، راهنمائى، مشاوره و نظارت بر 10 پایان‏نامه كارشناسى ارشد و دكترا. تألیفات تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان فارسى: 7 تعداد تألیفات (نگارش یا ترجمه كتاب) بزبان خارجى: 2 زمینه علمى تألیفات: زبان‏شناسى ایران، زبان‏ها و ادبیات پیش از اسلام ایران، زبان فارسى، ادیان پیش از اسلام ایران، اسطوره‏شناسى ایرانى، لهجه‏شناسى ایرانى. مقالات تعداد مقالات بزبان فارسى: 39، تعداد مقالات بزبان خارجى: 27 زمینه علمى مقالات: زبان‏شناسى ایرانى، زبان پهلوى (فارسى میانه)، اسطوره‏شناسى ایران، لغت‏شناسى فارسى. زبان‏شناس، روزنامه‏نگار. تولد: 16 آذر 1316، اصفهان. درگذشت: 24 دى 2375، تهران. احمد تفضلى، فرزند اسماعیل، فارغ‏التحصیل رشته‏ى زبان و ادبیات فارسى از دانشگاه تهران بود. وى سپس در رشته‏ى فرهنگ و زبان‏هاى باستانى ایران در دانشگاه لندن در انگلستان به تحصیل پرداخت و موفق شد كارشناسى ارشد و دكتراى خود را در همین رشته كسب نماید. وى استاد دانشگاه تهران و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسى بود. آثار وى عبارتند از: تألیف واژه‏نامه مینوى خرد؛ ترجمه‏ى مینوى خرد؛ تألیف شناخت اساطیر ایران (با همكارى دكتر ژاله آموزگار یگانه، چاپ سوم، 1373)؛ ترجمه نمونه‏هاى نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه‏اى ایرانیان (اثر آرتور كریستن سن، دو جلد، ترجمه با همكارى دكتر ژاله آموزگار یگانه؛ این كتاب در هشتمین دوره‏ى كتاب سال در سال 1369 در موضوع تاریخ و جغرافیا در بخش ترجمه‏ى برنده‏ى جایزه‏ى كتاب سال شده است)؛ گزیده‏هاى زاد اسپرم (به فرانسوى؛ با همكارى دكتر فیلیپ ژینیو، پاریس، 1993، این كتاب برنده سومین دوره‏ى جایزه‏ى جهانى كتاب سال جمهورى اسلامى ایران شده است). از وى مقاله‏هایى در مجلات «سخن»، «دانشكده‏ى ادبیات تهران»، «دانشكده‏ى ادبیات تبریز»، «راهنماى كتاب» و «كلك» به چاپ رسیده است. دكتر تفضلى در دى 1375 درگذشت و پیكرش در بهشت زهرا در قطعه 88 به خاك سپرده شد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال تخصصی استادان و دانشیاران کشور (جلد سوم)

سال تولد:-، مرتبه علمى: دانشیار، رشته: روزنامه‏نگارى، دانشكده: علوم اجتماعى، دانشگاه: علامه طباطبائى

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : گلزار مشاهیر

تولد: 12 مهر 1326. درگذشت: 3 فروردین 1374، تهران. ناهید ارسباران (پور حسینى) فرزند مولانا بود. وى سردبیر یكى از بخشهاى خبرگزارى جمهورى اسلامى ایران بود. پیكر وى در بهشت زهرا در قطعه‏ى 88 (هنرمندان و نویسندگان) مدفون است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(وف 1351 ق)، روزنامه‏نگار. وى از شاگردان آخوند كاشى (م 1333 ق) و چندى سرپرست اوقاف اصفهان بود و از 1325 ق به بعد مدتى ریاست معارف و اوقاف یزد را به عهده داشت. میرزا مسیح در 1326 ق روزنامه‏ى «ناقور» را در اصفهان تأسیس و منتشر كرد. وى در اصفهان درگذشت و در كنار استاد خود، آخوند كاشى، دفن شد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1267 ق)، مدیر روزنامه. وى مدتى مأمور صدور گذرنامه آذربایجان و چندى ژنرال كنسول ایران در بغداد بود و مدتى هم ریاست كل اداره‏ى گذرنامه را به عهده داشت. نامبرده چون مورد توجه امركبیر بود در موقع تأسیس روزنامه‏ى «وقایع اتفاقیه»، در 1267 ق، اداره آن، به او كه صاحب چاپخانه بود، واگذار شد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1337 -1280 ق)، نویسنده، مترجم و روزنامه‏نگار. ملقب به ناظم‏الاسلام. در كرمان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم ادبى و عربى، از محضر حاج شیخ ابوجعفر مجتهد، فقه و اصول و از محضر میرزا آقا خان كرمانى، منطق و شرح «اشارات» را آموخت. وى در بیست و هشت سالگى به تهران آمد و در درس میرزاى جلوه و سید شهاب‏الدین شیرازى به تحصیل حكمت الهى پرداخت و در حوزه‏ى درس حاج میرزا حسن آشتیانى و حاج شیخ هادى نجم‏آبادى نیز حاضر بود. وى از مشروطه‏خواهان و با جمعى از روشنفكران از جمله سید محمد طباطبایى محشور بود. پس از تأسیس مدرسه‏ى اسلام، توسط سید محمد طباطبایى، میرزا محمد در آن مدرسه ناظم شد و به همین دلیل به ناظم‏الاسلام ملقب گردید. ناظم‏الاسلام در 1325 ق روزنامه‏ى «كوكب درى» یا «كوكب درى ناصرى» را در تهران تأسیس و منتشر نمود. او سپس به كرمان بازگشت و در دادگسترى به خدمت پرداخت و سرانجام در همان شهر درگذشت و در مقبره‏ى سید علویه به خاك سپرده شد. از دیگر آثار وى: «اصول عقاید»؛ «تاریخ بیدارى ایرانیان»، در سه جلد؛ «خلاصةالعوامل»؛ «شمس‏التصاریف»؛ «مقامات حریرى»، ترجمه؛ «علائم الظهور المهدى الموعود».[1] محمد بن على (و. 1280 ه.ق- 1337 ه.ق)، از فضلا و مؤلفین معروف كرمان و صاحب تاریخ بیدارى ایرانیان. در كرمان متولد شد و پس از فراگرفتن مقدمات علوم ادبى پارسى و عربى و فقه و اصول در بیست و هشت سالگى به تهران آمد و به تحصیل حكمت پرداخت و با واقعه‏ى «رژى» و انحصار تنباكو و برخاستن زمزمه‏ى آزادیخواهى در ردیف طلاب تجددخواه درآمد و تاریخ خود را تألیف كرد. بعد از استقرار مشروطیت در كرمان در عدلیه مشغول خدمت شد و در سال 1337 ه.ق در كرمان درگذشت.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1329 ق)، روزنامه‏نگار. ملقب به ناصرالشعراء. در 1329 ق هفته‏نامه‏ى «زمان وصال» را در رشت تأسیس و منتشر كرد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1356 -1274 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به ناصر. وى نواده‏ى میرزا على‏اكبر ترك، از دودمان جوانشیر و از مهاجران قفقاز بود. در یزد به دنیا آمد و در همان شهر به كسب دانش پرداخت و علوم فارسى و عربى را فراگرفت و از كودكى به سرودن شعر روى آورد. وى در بیست سالگى به علت نامعلومى از نعمت بینایى محروم گردید و به همین دلیل اغلب اشعار خود را حفظ مى‏كرد. او در 1328 ش روزنامه‏ى «ناصر» را در یزد تأسیس و منتشر كرد. از دیگر آثارش: «دیوان» شعر.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1353 -1280 ش)، روزنامه‏نگار، نویسنده و شاعر، متخلص به گلشن. در تربت حیدریه به دنیا آمد. وى ابتدا به تحصیل فارسى و عربى پرداخت اما به علت فوت پدر نتوانست به تحصیل ادامه دهد در نتیجه به تجارت روى آورد. پس از مدتى به علت علاقه فراوان به شعر و ادبیات و به منظور فراگرفتن رموز شعر و ادب به خدمت میرزا محمد حسین سهیلى و احمد بهمنیار رسید و از محضر آنها سود جست و « دیوان» شعرى در پنج هزار بیت تنظیم كرد. در 1298 ش به مشهد رفت و در آنجا ابتدا مدیریت داخلى روزنامه‏ى «مهر منیر» و مدیریت روزنامه‏ى «شرق ایران» را بر عهده گرفت و در 1301 ش روزنامه‏ى «فكر آزاد» را- كه صاحب امتیازش احمد بهمنیار كرمانى بود- بنیان نهاد. در 1304 ش امتیاز روزنامه «آزادى» را گرفت و سالهاى متمادى بدون وقفه به انتشار آن پرداخت. على اكبر گلشن پس از انتشار این روزنامه به گلشن آزادى معروف شد. وى در امور خیریه و ملى و فرهنگى مانند خدمت در هیئت مدیره‏ى شیر و خورشید سرخ مشهد، عضویت شوراى عالى فرهنگ خراسان و عضویت انجمن آثار ملى سابقه خدمت داشته است. او در مشهد درگذشت. از دیگر آثار وى: «گلشن آزادى»؛ «گلشن ادب»، كه شامل شرح حال شعراى خراسان مى‏باشد؛ «داستان‏ها و دستان‏ها»؛ «در طهران چه دیدم و چه شنیدم»؛ مثنوى «شاهان وارون بخت»، بر وزن «مخزن الاسرار» نظامى؛ مثنوى «گلشن شوق»، بر وزن «هفت پیكر» نظامى؛ «داستانها از باستانها»؛ «صد سال شعر خراسان».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(ز 1318 ش)، پزشك، روزنامه‏نگار و نویسنده. وى فارغ‏التحصیل در رشته‏ى طب و دامپزشكى و از اعضاى عالى‏رتبه‏ى وزارت كشاورزى بود. در 1297 ش مجله‏ى «بیطارى» را منتشر كرد و در 1310 ش شروع به انتشار مجله‏ى «فلاحت» تحت نظارت اداره كل فلاحت در تهران نمود. نشر این مجله تا آخر 1317 ش ادامه یافت و در 1318 ش گلسرخى به شغل دیگرى روى آورد. از دیگر آثارش: «امتحان گوشت»؛ «حفظ الصحه‏ى زنان و دختران»؛ «علاج الخیل» یا «فرس نامه»؛ «كتاب فلاحت»، در دو مجلد؛ «علاج الطیر».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1274 ش)، نویسنده و روزنامه‏نگار. در شیراز به دنیا آمد. پس از اتمام تحصیلات مقدماتى و صرف و نحو و منطق و مبادى فقه، در 1292 ش وارد فعالیت‏هاى سیاسى شد. وى در 1297 ش روزنامه‏ى «گلستان» را منتشر كرد كه این روزنامه یكى از پرسابقه‏ترین مطبوعات ایران بود و حدود نیم قرن چاپ و منتشر شد. سرانجام در 1331 ق گروهى از مخالفان سیاسى وى به دفتر روزنامه حمله برده آن را آتش زدند و پس از آن دیگر منتشر نشد. محمد تقى گلستان در 1304 ش نماینده‏ى مردم فارس در مجلس مؤسسان اول بوده و مدتى نیز در انجمن شیر و خورشید سرخ ایران (هلال احمر فعلى) و انجمن آثار باستانى ایران و همچنین شوراى عالى فرهنگ فعالیت داشته است.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1299 ش)، روزنامه‏نگار و شاعر، متخلص به كیهان. در قریه سامان به دنیا آمد. نزد پدر و دیگران به تحصیل پرداخت. در 1321 ش وارد خدمت فرهنگ شد. وى در اصفهان روزنامه‏ى «تگرگ» را منتشر مى‏كرد. از اوست: به حق گراى تو را گرنه خوى اهرمن است گذر ز خویش تو را گرنه جان اسیر تن است

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1344 -1284 ش)، مترجم، نویسنده، روزنامه‏نگار و مورخ. در اصفهان به دنیا آمد. پس از تحصیل علوم قدیم و جدید در 1316 ش موفق به دریافت لیسانس از دانشسراى عالى و دانشكده‏ى ادبیات گردید. سپس به خدمت وزارت فرهنگ درآمد و عهده‏دار مشاغل مختلفى در آن وزارتخانه شد، از جمله: ریاست یكى از دبیرستانهاى زنجان، بازرس فنى، ریاست دبیرستان فرهنگ اصفهان. صدر هاشمى موفق شد كه قبر صائب تبریزى را در اصفهان شناسایى كند و در این باره مقاله‏اى بنویسد. در ضمن او روزنامه‏ى «چهلستون» را به طور هفتگى به مدت پنج سال منتشر كرد. از آثار وى: «تاریخ جراید و مجلات ایران»؛ «تاریخ تمدن اسلام و عرب»، ترجمه؛ «تاریخ كربلا و حائر حسین (ع)»، ترجمه؛ «شعر و شاعرى در عصر صفوى»؛ « عشاق قندهار»، ترجمه؛ تصحیح «قصص الخاقانى»، در تاریخ صفویه، اهتمام در چاپ «تذكره الانساب»، در انساب خاندان مجلسى.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(تو 1281 ش)، پزشك، روزنامه‏نگار و نویسنده. در برلن تحصیل طب نمود و عملیات طبى را در بیمارستان دولتى شارتیه انجام داد. در سال 1310 ش به تهران مراجعت كرد. سه دوره به نمایندگى مجلس از تبریز انتخاب شد. مدت ده سال مجله‏ى پزشكى و بهداشتى «تندرست» را منتشر مى‏كرد. از آثار وى: «سالك»؛ «مالاریا».[1] فرزند سید كاظم امام جمعه و متولد 1280 در تبریز است. تحصیلات عالى خود را در رشته‏ى پزشكى در فرانسه به اتمام رسانید و وارد دانشگاه تهران شد و مقام استادى دانشكده‏ى پزشكى گرفت و مدتى نیز در وزارت بهدارى معاونت كل آن وزارتخانه را بر عهده داشت. در دوره‏ى شانزدهم از طرف مردم تبریز به مجلس رفت و در ادوار هیجدهم و نوزدهم داراى همان سمت بود. دو دوره هم از تبریز براى سناتورى انتخاب شد. وى مدتى به انتشار مجله‏ى پزشكى تندرست مبادرت كرد. در سن 68 سالگى فوت نمود. وى داماد امیراسعد ذوالفقارى بود. در اواخر عمر به حرفه‏ى طبابت اعتنائى نداشت و غالبا وقت او صرف اداره‏ى مستغلات و املاكش مى‏شد. مردى بود كه براى خود زندگى مى‏كرد و از ثروت خود حداكثر بهره‏بردارى مالى را مى‏نمود.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)

(1330 -1256 ش)، روزنامه‏نگار، زبانشناس، فرهنگ‏نویس و شاعر، متخلص به داعى. وى از سادات نیاكى بود كه در لاریجان متولد شد. در آمل و تهران و اصفهان صرف و نحو عربى و فارسى و سایر علوم را فراگرفت و در همان سالها مجله‏ى «الاسلام» را جهت مناظره با عیسویان در اصفهان دایر كرد. داعى پس از آموختن زبان انگلیسى به بمبئى رفت و ضمن فراگیرى زبان اردو مجله‏ى «دعوت الاسلام» را به دو زبان اردو و فارسى منتشر ساخت و در سمت استادى در دانشكده حیدرآباد دكن نیز به تدریس ادبیات فارسى پرداخت. وى با زانهاى پهلوى، اوستا، گجراتى و سانسكریت آشنا بود. براى مدتى اندك به ایران آمد و مجددا به هندوستان مراجعت كرد و همان جا وفات یافت. وى طبع شعر نیز داشت و در شاعرى پیرو سبك هندى بود. از آثار او: ترجمه‏ى كتاب «نادر شاه»، از انگلیسى به فارسى؛ ترجمه «و ندیداد»، به فارسى؛ «فرهنگ نظام»؛ «دیوان» شعر؛ «شعر و شاعرى عصر جدید ایران»؛ «فرهنگ نویسى».

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

ملیت :  ایرانی   -   قرن : 14 منبع : شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران (جلد اول)

(1338 -1297 ق)، عالم دینى و روزنامه‏نگار. در تبریز متولد شد. در كودكى به روسیه رفت و پس از بازگشت به تحصیل مقدمات و علوم متداول زمان چون هیات و حكمت و طبیعیات پرداخت و بعد از چندى به سلك روحانیت درآمد و امام جماعت مسجد كریم خان محله خیابانى تبریز شد. پس از اوج‏گیرى جنبش مشروطه به این جنبش پیوست و نماینده‏ى انجمن ایالتى آن شهر شد. در دوره دوم مجلس به نمایندگى مردم تبریز انتخاب شد و در مدت نمایندگى خود با اولتیماتوم روسیه علیه ایران و قرار داد 1919 م وثوق‏الدوله مخالفت كرد. خیابانى در تبریز روزنامه‏ى «تجدد» را بنیان گذاشت و با نوشتن مقالاتى موفق به ساقط كردن دولت وثوق‏الدوله شد. وى در آذربایجان قیام و جنبشى راه انداخت كه بوسیله مخبرالسلطنه سركوب شد و خود نیز در این كشمكش كشته شد.[1] از آزادیخواهان معروف آذربایجان در عهد مشروطیت است. وى در 1297 ه.ق در تبریز متولد شد. تحصیلات خود را در رشته‏ى علوم معقول و منقول ادامه داد و به كسوت روحانیت درآمد. پدرش پیشه‏ى تجارت داشت و بیشتر تجارت او با روس‏ها بود. قریب سى سال تجارتخانه‏اى در روسیه دائر كرده بود. شیخ محمد چندى نزد پدرش در روسیه باقى ماند. زبان روسى را فراگرفت و به تبریز بازگشت و امام مسجد كریم‏خان تبریز شد. هفته‏اى چند بار در مسجد منبر مى‏رفت و سخنان تندى بر زبان مى‏راند و از مشروطه و آزادى دفاع مى‏نمود. در بین مردم تبریز خیلى زود وجهه خوبى پیدا كرد. در دوره‏ى دوم كه جوانى سى‏ساله بود، به وكالت مجلس انتخاب گردید. در تهران به تبعیت از تقى‏زاده، وارد حزب دموكرات شد. وقتى مجلس دوم تعطیل شد، او به تبریز و سپس به روسیه رفت و چند سالى دیگر در روسیه باقى ماند. در آن ایام حكومت تزار در حال احتضار بود و مردم روسیه علیه خانواده‏ى سلطنتى قیام كرده بودند ولى هنوز انقلاب به ثمر نرسیده بود. خیابانى تحت تأثیر جنبش‏هاى سیاسى در روسیه قرار گرفت و به تبریز بازگشت و حزب دموكرات را در آنجا تأسیس كرد و روزنامه‏اى به نام تجدد انتشار داد. در انتخابات دوره‏ى چهارم كه در دوران حكومت وثوق‏الدوله آغاز شد، شیخ به نمایندگى برگزیده شد. خیابانى منتظر فرصت بود تا اینكه قرارداد 1919 منتشر شد. وى قرارداد را بهانه قرار داده، علیه حكومت مركزى قیام كرد و تمام تبریز را به تصرف خود درآورد و مخبرالسلطنه والى و سران حكومت را در تبریز به اسارت كشید. در همین ایام مشیرالدوله به جاى وثوق‏الدوله رئیس‏الوزراء شد و براى جلوگیرى از بحران به مخبرالسلطنه اختیارات نظامى داد. بین شیخ و قواى دولتى جنگ مسلحانه شروع شد و سرانجام شیخ در همان موقع به قتل رسید و طومار زندگى‏اش در سن 42 سالگى پیچیده شد.

نویسنده : نظرات 0 سه شنبه 19 مرداد 1395  - 4:16 AM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 3

جستجو



در وبلاگ جاری
در كل اينترنت

نویسندگان

امکانات جانبی