online stats ژرفای مصرف

جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 6:07 PM
 

اسراف یکی از نمونه های آشکار حرکتهای نابخردانه است. عقل و وحی بر کاربرد امکانات در زمینه های مورد نیاز تاکید دارد و دور ریختن، هدر دادن و از بین بردن موارد لازم قابل استفاده را محکوم و ناپسند می داند، وجدان انسان از اسراف نفرت دارد و این تنبلی ها و ناآگاهیها، غفلت ها و رفاه زدگیهاست که زمینه را برای اسراف هموار می سازد.

اسراف همیشه و همه جا بر پیکر اخلاق و اقتصاد و سلامتی فرد و جامعه ضربه وارد می کند، اما در شرایط کنونی جامعه اسلامی ما که فشار استکبار غرب برای تحمیل و تشدید فقر بر امت اسلام، هر چه بیشتر شده است، اسراف، گناهی کوچک نیست، اسراف در اموال شخصی گناه و در بیت المال مسلمین گناهی بزرگتر است. متاسفانه امروز اسراف و تبذیر در جامعه ما بقدری زیاد و گسترده شده که رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی سال 1376 خود از آن بشدت اظهار نگرانی کرده و از تمام لت خواستند تا از اسراف جلوگیری نمایند.

انتخاب چهل هشدار از گفتار پیشوایان اسلام در زمینه اسراف، بدین امید انجام گرفته است که امت اسلامی با کاهش و جلوگیری از ریخت و پاش ها بر عزت و قدرت خویش بیفزایند و در برابر خداوند متعال و جهان اسلام سرفراز باشند.

«انشاء الله »اسراف در قرآن و کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین.

اعراف/ 31

بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد.

1- اسراف چیست؟

قال الصادق علیه السلام:

انما الاسراف فیما اتلف المال و اضر بالبدن.

قیل: فما الاقتار؟ قال:

اکل الخبز و الملح و انت تقدر علی غیره.

امام صادق علیه السلام فرمود:

اسراف آنست که انسان مالش را از بین ببرد و به بدنش صدمه بزند «مثل سیگار کشیدن » عرض شد پس اقتار چیست؟

فرمود: اینست که غذایت نان و نمک باشد در صورتیکه قدرت داری غذای مناسبتری بخوری.

مجموعة الاخبار، باب 171، حدیث 1

2- زیادی آب خوردن را نباید دور ریخت

قال الصادق علیه السلام:

من شرب من ماء الفرات و القی بقیة الکوز خارج الماء فقد اسرف.

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که آبی را از نهر فرات «گوارا» برای خوردن بردارد و بعد از نوشیدن، زیادی آنرا بیرون بریزد اسراف کرده است.

مجموعة الاخبار، باب 171، حدیث 3

3- پائین ترین مرتبه اسراف

عن ابی عبدالله علیه السلام قال:

ادنی الاسراف هراقة فضل الاناء و ابتذال ثوب الصون و القاء النوی.

امام صادق علیه السلام فرمود:

پائین ترین مرتبه اسراف عبارتست از:

1- دور ریختن آبی که از آشامیدن اضافه آمده است.

2- اینکه لباس کار و لباس بیرونی، یکی باشد.

3- بدور انداختن هسته خرما پس از خوردن خرما «چون از هسته خرما ماده غذائی برای شتران تهیه می شد»وسائل الشیعه، ح 3، باب 28، ص 374.

4- میوه نیم خورده

روی انه نظر الصادق علیه السلام الی فاکهة قد رمیت من داره لم یستقص اکلها فغضب و قال:

ما هذا ان کنتم شبعتم فان کثیرا من الناس لم یشبعوا فاطعموه من یحتاج الیه.

نقل شده است که امام صادق علیه السلام مشاهده کرد میوه ای را نیم خورده از خانه بیرون انداخته اند، خشمگین شد و فرمود:

اگر شما سیر هستید خیلی از مردم گرسنه اند خوب بود آنرا به نیازمندیش می دادید.

مجموعة الاخبار، باب 171، حدیث 4

5- هر چه از سفره افتاد بردارید

عن ابی عبدالله علیه السلام قال:

انی اجد الشیئ الیسیر یقع من الخوان فاعیده فیضحک الخادم.

از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود:

من هر گاه چیز کمی هم از سفره می افتد آنرا برمی دارم و این کار باعث تعجب خادم می شود و خادم می خندد.

مجموعة الاخبار، باب 171، حدیث 7

6- سلامتی کجاست؟

قال امیرالمؤمنین علیه السلام:

کلوا ما سقط من الخوان فانه شفآء من کل داء باذن الله عز و جل لمن اراد ان یستشفی به.

امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:

آنچه را که از سفره افتاده بردارید و بخورید، زیرا آن دوای هر دردی است که خدا بخواهد آن را التیام بخشد برای کسی که به نیت شفاء بخورد.

مجموعة الاخبار، باب 171، حدیث 9، بنقل از نهج البلاغه

7- بی نیازی جاودانه

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

من تتبع ما یقع من مائدة فاکله ذهب عنه الفقر و عن ولده و ولد ولده الی السابع.

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

کسی که جستجو کند و آنچه از سفره افتاده بردارد و بخورد، فقر و تنگدستی از خودش و اولادش تا هفت پشت رخت بر می بندد.

مجموعة الاخبار، باب 171، حدیث 8.

8- نشانه های اسراف کننده

عن ابی عبدالله علیه السلام قال:

للمسرف ثلاث علامات یشتری ما لیس له و یلبس ما لیس له و یاکل ما لیس له.

امام صادق علیه السلام فرمود:

اسراف کننده را سه نشانه است:

چیزهائی را می خرد و می پوشد و می خورد که در شان او نیست.

تفسیر نور الثقلین، جلد 1، سوره انعام، ص 772

9- نشانه مؤمن

قال ابو عبدالله علیه السلام:

صفة المؤمن... لا یبذر و لا یسرف بل یقتصد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

انسان مؤمن اسراف و زیاده روی نمی کند بلکه میانه روی را پیشه خود می سازد.

مجموعة الاخبار، الباب 30، حدیث 1

10- روش پیامبر

روی انه کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یاکل الرطب و یطعم الشاة النوی.

روایت شده است پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم وقتی خرما می خوردند، هسته آنرا به گوسفند می دادند.

مجموعة الاخبار، باب 171، حدیث 5

11- اسلام و میانه روی

عن عامر بن جذاعة قال:

جاء رجل الی ابی عبدالله علیه السلام فقال له:

اتق الله و لا تسرف و لا تقتر و لکن بین ذلک قوام، ان التبذیر من الاسراف، قال الله عز و جل، و لا تبذر تبذیرا.

از عامر بن جذاعة نقل شده است که گفت: مردی آمد خدمت امام صادق علیه السلام حضرت باو فرمود:

تقوای الهی پیشه کن، اسراف نکن و بر خود هم سخت مگیر و میانه روی مایه استواری است، تبذیر همان اسراف است که خداوند درباره آن فرموده: تبذیر و زیاده روی نکن.

تفسیر نور الثقلین، ج 2، سوره اسراء، ص 56

12- کار شیطانی

عن کتاب ابی محمد العسکری علیه السلام الی محمد بن حمزة و بشارته بالغنی و قوله له: و علیک بالاقتصاد و ایاک و الاسراف فانه من فعل الشیطنة.

امام حسن عسگری علیه السلام به محمد بن حمزه نامه ای نوشته و او را به ثروت و بی نیازی مژده داده و به او فرمود:

بر تو باد میانه روی و پرهیز از اسراف زیرا اسراف از کارهای شیطانی است.

بحار الانوار، 50: ص 292 ح 66

13- عامل نیاز و بی نیازی

قال ابو عبدالله علیه السلام: یا عبید،ان السرف یورث الفقر و ان القصد یورث الغنی.

امام صادق علیه السلام به عبید فرمود:

اسراف و زیاده روی باعث فقر و تنگدستی می گردد و میانه روی موجب ثروت و بی نیازی می شود.

وسائل الشیعه، ج 15، ص 258

14- دور انداختن هسته خرماعن ابی عبدالله علیه السلام قال:

ان القصد امر یحبه الله عز و جل و ان السرف یبغضه حتی طرحک النواة فانها تصلح لشیئ و حتی صبک فضل شرابک.

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود:

میانه روی را خداوند متعال دوست دارد و اسراف و زیاده روی مورد خشم اوست حتی اگر اسراف در انداختن هسته خرمائی باشد که قابل مصرف است یا زیادی آبی که خورده شده، باشد.

تحف العقول، ص 301

15- میانه روی و بقاء نعمت

عن موسی بن جعفر علیه السلام:

و من اقتصد و قنع بقیت علیه النعمة و من بذر و اسرف زالت عنه النعمة.

امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند:

کسی که در زندگی میانه روی و قناعت ورزد، نعمت او باقی می ماند و آنکه با ریخت و پاش و اسراف زندگی کند نعمتش از بین می رود.

تحف العقول، ص 301

16- میانه روی حسنه و اسراف گناه است

قال ابو جعفر لابی عبد الله علیه السلام:

یا بنی! علیک بالحسنة بین السیئتین تمحوهما قال: کیف ذلک یا ابة؟

قال: مثل قوله،«و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا»

امام باقر علیه السلام به فرزندش امام صادق علیه السلام فرمود:

بر تو باد به انجام کار خیری که وسط دو کار بد قرار گرفته و آن دو را از بین می برد، امام صادق سؤال کرد، چگونه چنین چیزی ممکن است؟ امام فرمود:

همانطور که قرآن می گوید مؤمنین کسانی هستند که وقتی انفاق می کنند زیاده روی و سختگیری نمی کنند. (بنابراین اسراف و سختگیری هر دو گناه است و حد وسط آن یعنی میانه روی حسنه است بر تو باد به آن حسنه که بین آن دو گناه است).

تفسیر نور الثقلین، جلد 4، سوره فرقان، ص 27

17- بیمه میانه روعن

ابن میمون قال سمعت ابا عبد الله علیه السلام، یقول:

ضمنت لمن اقتصد ان لا یفتقر.

ابن میمون گفت شنیدم که امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کسی که در زندگی خود میانه رو باشد من ضمانت می کنم او را که هرگز تهی دست نشود.

خصال صدوق، باب الواحد، حدیث 32

18- عامل فراوانی و تباهی ثروت

قال امیرالمؤمنین علیه السلام:

القصد مثراة و السرف مثواة.

علی علیه السلام فرمود:

اعتدال در خرج کردن «میانه روی » موجب فراوانی مال و ثروت و اسراف باعث تباهی و نابودی آن است.

وسائل الشیعه، ج 15، ص 258

19- میانه روی عامل رستگاری

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

ثلاث منجیات، فذکر الثالث القصد فی الغنی و الفقر.

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

سه چیز باعث نجات و رستگاری است و در مورد سومی خاطر نشان ساخت، رعایت اعتدال در حال فقر و توانگریست.

وسائل الشیعه، ج 15، ص 258

20- عامل فراوانی رزق و محرومیت

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

من اقتصد فی معیشته رزقه الله و من بذر حرمه الله.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

کسی که در زندگی میانه روی را رعایت نماید خداوند او را روزی می دهد و کسی که اسراف و زیاده روی کند، او را محروم می سازد.

وسائل الشیعه، ج 15، ص 259

21- اسراف دشمن فراوانی است

قال علی علیه السلام:

الاسراف یفنی الجزیل.

امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:

اسراف و زیاده روی فراوانی را نابود می سازد.

میزان الحکمه، ج 4، باب اسراف، حدیث 8481

22- اسراف برکت را کم می کند

قال ابو عبد الله علیه السلام:

ان مع الاسراف قلة البرکة.

امام صادق علیه السلام فرمود:

همانا اسراف با کمی برکت همراه است.

وسائل الشیعه، ج 15، ص 261

23- پیامدهای اسراف

قال علی علیه السلام:

التبذیر عنوان الفاقة.

امام علی علیه السلام فرمود:

زیاده روی مقدمه فقر و تنگدستی است.

میزان الحکمة، ج 1، حدیث 1659

24- زیاده روی و تنگدستی

قال علی علیه السلام:

التبذیر قرین مفلس.

امام علی علیه السلام فرمود:

زیاده روی مقدمه فقر و تنگدستی است.

میزان الحکمة، ج 1، حدیث 1659

24- زیاده روی و تنگدستی

قال علی علیه السلام:

التبذیر قرین مفلس.

امام علی علیه السلام فرمود:

زیاده روی همراه با تنگدستی است.

میزان الحکمه، ج 1، حدیث 1660.

25- افتخار به زیاده روی

قال علی علیه السلام:

من افتخر بالتبذیر احتقر بالافلاس.

علی علیه السلام فرمود:

کسی که به زیاده روی افتخار کند، با تنگدستی خوار و زبون می گردد.

میزان الحکمه، ج 1، حدیث 1661

26- خشم خدا و تباه کردن ثروت

قال الکاظم علیه السلام:

ان الله عز و جل یبغض القیل و القال و اضاعة المال و کثرة السؤال.

امام کاظم علیه السلام فرمود:

خداوند، قیل و قال، ضایع کردن مال و زیاده روی در سئوال را دشمن می دارد.

قصار الجمل، ص 305

27- بخششهای بی مورد

قال علی علیه السلام:

الا و ان اعطاء المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یضعه فی الاخرة و یکرمه فی الناس و یهینه عند الله.

امام علی علیه السلام فرمود:

بخشش های بی جا مال و ثروت، اسراف و زیاده روی محسوب می شود و بخشنده آنرا در دنیا بالا می برد و در آخرت او را پائین می آورد، او را در بین مردم بزرگ جلوه می دهد، و نزد خدا خوار و سبک می کند.

نهج البلاغه، خطبه 126

28- عامل تنگدستی

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

السرف یورث الفقر.

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

اسراف فقر و تنگدستی می آورد.

مجموعة الاخبار، باب 171، حدیث 6

29- به اسراف کار رحم نمی شود

قال علی علیه السلام:

ذر السرف فان المسرف لا یحمد جوده و لا یرحم فقره.

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

زیاده روی و اسراف را ترک کن زیرا بخشش اسراف کار مورد ستایش نیست و تنگدستی او هم مورد ترحم واقع نمی شود.

غرر الحکم 4: ص 34 ح 5188

30- زیاده روی در کار خیر

عن علی علیه السلام:

الاسراف مذموم فی کل شیئ الا فی افعال الخیر.

از علی علیه السلام روایت شده است که فرمود:

زیاده روی در همه موارد بجز در کارهای نیک مورد نکوهش واقع شده است.

میزان الحکمة، ج 4، حدیث 8503

31- اسراف در صدقه

کان فی وصیة رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لعلی علیه السلام:

... و اما الصدقة فجهدک حتی تقول قد اسرفت و لم تسرف

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت علی علیه السلام وصیت فرمود:

... اما در دادن صدقه، کوشش کن تا جائیکه گمان بری اسراف کرده ای و حال آنکه اسراف نیست «یعنی در صدقه دادن اسراف معنا ندارد».

تنبیه الخواطر و نزهة النواظر «مجموعه ورام » جزء دوم، ص 91-92

32- اسراف هیچگاه پسندیده نیست

قال علی علیه السلام:

کن سمحا و لا تکن مبذرا و کن مقدرا و لا تکن مقترا.

امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمود:

سخاوتمند باش ولی هرگز اسراف و زیاده روی مکن و ثروت خود را بر اساس اندازه گیری صحیح خرج کن و هیچوقت سختگیر نباش.

نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 33

33- سخاوت و اسراف

عن ابی محمد العسکری علیه السلام:

ان للسخآء مقدارا فان زاد علیه فهو سرف.

امام حسن عسکری علیه السلام فرمود:

سخاوت اندازه ای دارد، چنانچه از حد بگذرد، اسراف محسوب می شود.

بحار الانوار، ج 78، ص 377

34- لشگر نادانی

وصیة الامام موسی بن جعفر علیه السلام لهشام:

یا هشام، جنود العقل و الجهل ... القصد و الاسراف.

امام کاظم علیه السلام در وصیت خود به هشام فرمودند:

یکی از لشگریان عقل میانه روی و یکی از لشگریان جهل زیاده روی است.

تحف العقول، ص 300

35- مرگ بر اسراف

قال علی علیه السلام:

ویح المسرف ما ابعده عن صلاح نفسه و استدراک امره.

امام علی علیه السلام فرمود:

وای بر اسراف کار که چه قدر از مصلحت خویش و رسیدگی به کار خود دور است.

میزان الحکمه ج 4، باب اسراف، حدیث 1

36- امام سجاد علیه السلام و اسراف

عن علی بن الحسین علیه السلام:

اللهم صلی علی محمد و آله و احجبنی عن السرف و الازدیاد.

از علی بن الحسین علیه السلام است که فرمود:

خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و مرا از اسراف و زیاده روی محافظت فرما.

صحیفه سجادیه، «دعاء 30»

37- کارهای بیهوده

عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم:

یا علی اربعة یذهبن ضیاعا،:

الاکل علی الشبع و السراج فی القمر و الزرع فی السبخة و الصنیعة عند غیر اهلها.

از پیامبر گرامی نقل شده که به علی علیه السلام فرمود:

چهار چیز هدر می رود:

1- خوردن بعد از سیری

2- روشن کردن چراغ در مهتاب «و جائی که روشن است »

3- زراعت در زمینی که شوره زار است.

4- نیکی کردن به کسی که لایق آن نیست.

من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 352 و 373 باب النوادر

38- بخشش در راه معصیت اسراف است

قال ابو عبدالله علیه السلام:

من انفق شیئا فی غیر طاعة الله فهو مبذر و من انفق فی سبیل الخیر فهو مقتصد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسی که مالی را در غیر طاعت پروردگار بذل و بخشش نماید، اسرافکار است و هر کسی که در راه خیر مصرف کند میانه روی کرده است.

بحار الانوار، ج 75، ص 302

39- بخشش ناروا

فی تفسیر علی بن ابراهیم القمی و فی روایة ابی الجارود عن ابی جعفر علیه السلام و قوله عز و جل:

«و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا» و الاسراف الانفاق فی المعصیة فی غیر حق.

در تفسیر علی بن ابراهیم قمی و در روایت ابی الجارود از امام باقر علیه السلام نقل شده که حضرت در مورد آیه «و الذین اذا انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا» فرمودند: بخشش در راه معصیت و بناحق، اسراف است.

تفسیر نور الثقلین، ج 4، سوره فرقان، ص 67.

40- اسراف کنندگان کیانند؟

عن الباقر علیه السلام:

المسرفون هم الذین یستحلون المحارم و یسفکون الدماء.

امام باقر علیه السلام فرمود:

اسراف کنندگان کسانی هستند که محرمات «گناهان » را جایز می شمارند و دست به خونریزی می زنند.

میزان الحکمة، ج 4، حدیث 8491.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 4:21 PM
 

نظارت بر مصرف در مسائل اقتصادی تنها موضوع تولید بیشتر مطرح نیست ، گاهی کنترل مصرف از آن هم مهمتر است ، و به همین دلیل یوسف علیه السلام در دوران حکومت خود ، سعی کرد ، در آن هفت سال وفور نعمت ، مصرف را به شدت کنترل کند تا بتواند قسمت مهمی از تولیدات کشاورزی را برای سالهای سختی که در پیش بود ، ذخیره نماید .
 
در حقیقت این دو از هم جدا نمی توانند باشند ، تولید بیشتر هنگامی مفید است که نسبت به مصرف کنترل صحیحتری شود ، و کنترل مصرف هنگامی مفیدتر خواهد بود که با تولید بیشتر همراه باشد .
 
سیاست اقتصادی یوسف (علیه السلام) در مصر نشان داد که یک اقتصاد اصیل و پویا نمی تواند همیشه ناظر به زمان حال باشد ، بلکه باید آینده و حتی نسلهای بعد را نیز در بر گیرد ، و این نهایت خودخواهی است که ما تنها به فکر منافع امروز خویش باشیم و مثلا همه منابع موجود زمین را غارت کنیم و به هیچوجه به فکر آیندگان نباشیم که آنها در چه شرائطی زندگی خواهند کرد ، مگر برادران ما تنها همینها هستند که امروز با ما زندگی می کنند و آنها که در آینده می آیند برادر ما نیستند .
 
جالب اینکه از بعضی از روایات چنین استفاده می شود که یوسف برای پایان دادن به استثمار طبقاتی و فاصله میان قشرهای مردم مصر ، از سالهای قحطی استفاده کرد ، به این ترتیب که در سالهای فراوانی نعمت مواد غذائی از مردم خرید و در انبارهای بزرگی که برای این کار تهیه کرده بود ذخیره کرد ، و هنگامی که این سالها پایان یافت و سالهای قحطی در پیش آمد ، در سال اول مواد غذائی را به درهم و دینار فروخت و از این طریق قسمت مهمی از پولها را جمع آوری کرد ، در سال دوم در برابر زینتها و جواهرات ( البته به استثنای آنها که توانائی نداشتند ) و در سال سوم در برابر چهارپایان ، و در سال چهارم در برابر غلامان و کنیزان ، و در سال پنجم در برابر خانه ها ، و در سال ششم در برابر مزارع ، و آبها ، و در سال هفتم در برابر خود مردم مصر ، سپس تمام آنها را ( به صورت عادلانه ای ) به آنها بازگرداند ، و گفت هدفم این بود که آنها را از بلا و نابسامانی رهائی بخشم .
[1]



[1] . تفسیر نمونه جلد دهم، مکارم شیرازی ، ناصر؛


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
جمعه 30 بهمن 1388  ساعت 4:11 PM
 
اک و منزه است خالق آسمان‌ها و زمین و هر آنچه در آنهاست.[1] خدایی که هر چیز را به قدر و اندازه‌ای معلوم آفرید.[2] آب‌ها را به قدر تشنگی موجودات نازل کرد. باران را از ‌آسمان فرو فرستاد، ولی در هر رودی به اندازه ظرفیتش جاری کرد.[3] خداوندا! هر آفریده‌ای را نزد تو ارزشی معیّن است.[4] تو قدرت بی‌منتهایی که روزی هر کس را به اندازه معلوم، بر او نازل می‌کنی که اگر بیشتر به او ببخشى، همانا طغیان می‌کند[5] و به راستی که تو به حال بندگانت آگاه و بینایى.
خداوندا! تنها تویی که قدر و ارزشت بی‌نهایت است و در حساب نمی‌گنجد. خدایا! تنها تویی که قَدْرت را هرگز نمی‌توان آن‌گونه که هست، دانست و شناخت.[6]
خداوندا!تو را به قدر و عظمت بی‌نهایتت سوگند می‌دهم، یاری‌ام کن که قدر نعمت‌های بی‌شمارت را بدانم و سپاس‌گزار تو باشم. یاری‌ام کن که درباره آنچه به من عطا کرده‌اى، هرگز اسراف نکنم و آفریده‌های ارزشمند تو را هدر ندهم. خدایا! پناه می‌برم به تو از اینکه ‌لحظه‌های زندگی‌ام را بیهوده تلف کنم. پناه می‌برم به تو از اینکه عمر گران‌بهایم را که والاترین نعمت توست، در راه خطا سپری کنم.
خدایا! مبادا از اسراف‌کنندگان در گناه باشم. مبادا از آن کسانی باشم که بر خویشتن زیاده‌روی روا داشته‌اند.[7] مبادا جوانی‌ام را، حیاتم را و تمام فکر و نیرویم را به جای آنکه در راه شناخت خود و خالق خویش به کار بندم، در راه هوای نفس و پیروی از ابلیس هدر دهم. خداوندا! شیطان، اعمال اسراف‌کنندگان را در نظرشان زیبا می‌نمایاند.[8] می‌دانم که تو اسراف‌کنندگان را دوست ندارى،[9] حتی آنان‌که در انفاق کردن اسراف می‌کنند.[10]
پروردگارا! پناهم بده. مبادا از آنان باشم که روز قیامت، بر سر می‌کوبند که چرا عمر خویش را در گناه و غفلت از یاد خدا هدر داده‌اند.[11] یاری‌ام کن که هرگز از اسراف‌کنندگان نباشم؛ چه آنان‌که نعمت‌های پروردگارشان را اسراف می‌کنند، چه آنان‌که به بندگان تو ستم می‌کنند و چه آنان‌که غرق در گناهند. همانا اسراف‌کاران، برادران شیطانند.[12] و من پناه می‌برم به خدای خویش از اینکه پیرو شیطان باشم.
سپاس‌ها و ستایش‌ها همه از آنِ خداوند است؛ خدایی که بندگان خویش را به میانه‌روی در کارها سفارش[13] و راه میانه‌روی را نیز بر آنان آشکار کرده است. [14] پاک و منزّه است خدایی که بندگانش را به امن و آسایش فرامی‌خواند،[15] سلام بر آنان‌که پیرو راه راست و هدایتند.[16]

پی‌نوشت‌ها:

 
 
 
 
[1] . نبا:‌.
[2] . قمر: 49.
[3] . رعد: 17.
[4] . حجر: 21.
[5] . شورا: 27.
[6] . انعام: 91.
[7] . زمر: 53.
[8] . یونس:12.
[9] . انعام: 14.
[10] . فرقان: 67.
[11] . زمر: 56.
[12] . اسرا: 27.
[13] . لقمان: 31.
[14] . نحل: 9.
[15] . یونس: 25.
[16] . طه: 47.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.
پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 2:38 PM
 

اسراف را کنار بگذار و میانه روی را پیشه کن!از امروز به فکر فردا باش و از اموال دنیا به مقدار ضرورت برای خویش نگاهدار و زیادی را برای روزنیازت از پیش بفرست(و برای قیامت ذخیره کن).

آیا امید داری خداوند ثواب متواضعان را به تو دهد در حالی که در پیشگاهش از متکبران باشی؟!و آیا طمع داری که ثواب انفاق کنندگان را به تو عنایت کنددر صورتیکه در زندگی پر نعمت و ناز قرار داری؟و مستمندان و بیوه زنان را ازآن منع میکنی؟

بدان انسان بآنچه از پیش فرستاده پاداش داده می شود،و به آنچه قبلا برای خود نزد خدا ذخیره کرده وارد می گردد.و السلام

توضیحها

[1]«بلاذری »در کتاب »انساب الاشراف »ص 169 چاپ اعلمی آن رانقل کرده است.

نویسنده «مصادر نهج البلاغه »اضافه می کند که:امام علیه السلام «سعد»غلام خود را بسوی «زیاد»فرستاد تا او را وادار کند که بیت المال «بصره »را بکوفه نزد امام(ع)بفرستد،ولی در اثر منازعه و اختلافی که بین سعد و زیادبود این مذاکره بجائی نرسید و«سعد»بعد از مراجعت، از زیاد نزد علی(ع)شکایت کرد امام نامه ای بزیاد نوشت که «سید رضی »جملاتی از آن را اقتباس کرده و در اینجا آورده است.

(مصادر جلد3 صفحه 244) ابن ابی الحدید،می نویسد:خدا روی زیاد را زشت گرداند، اوپاداشها و احسانهای امام را خوب تلافی کرد چه اعمال قبیحی که نسبت بمحبان و پیروان آن امام(ع)و الاتبار مرتکب نگردید!و اسراف در بدگوئی امام(ع)و نکوهش از رفتار و کردار او را از حد گذرانید او بقدری در این راه مبالغه ورزیدکه معاویه آن دشمن سرسخت هم،بکمتر از آن راضی و خشنود می شد و او این کارها را تنها برای رضایت «معاویه »انجام نمی داد بلکه از روی باطن زشت خود که سر چشمه این زشتیها و نامردیها بود منشا می گرفت،زیرا از کوزه همان برون تراود که در او است،فرزندش هم دنبال اعمال پدر را گرفت و جنایت رابمنتها درجه رسانید.


 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.