online stats ژرفای مصرف - اقتصاد سالم

پنج شنبه 13 اسفند 1388  ساعت 8:22 PM

اقتصاد در بينش و نگرش اسلامي از جايگاه و اهميت ويژه اي برخوردار است. اين مطلب را بارها شنيده ايم که: کاد الفقر کفرا؛ نزديک است که فقر، آدمي را به کفر بکشاند؛ زيرا کمبود و يا کاهش امکانات به معناي عدم برخورداري شخص يا جامعه از نعمتي است که مي تواند آدمي يا جامعه را به سوي کمال سوق دهد. کفر به معناي پوشاندن و ناسپاسي، زماني رخ مي دهد که انسان نتواند به شناخت و باوري درست نسبت به چيزي يا کسي برسد. فقر و نداري، زمينه بسيار مناسبي را فراهم مي آورد تا آدمي به اين شناخت و باور نرسد و در مسير ضد کمالي گام بردارد؛ زيرا فقر و نداري بر وي فشار مضاعفي را وارد مي سازد که در نقص و کاستي بماند و کمالي را درک نکند.

از اين رو در تحليل قرآني، برخورداري انسان يا جامعه از نعمت هاي الهي و ثروت به معنا و مفهوم عنايت الهي نسبت به شخص يا جامعه است. (سبا آيه 15) زيرا راه تأمين سعادت و خوشبختي واقعي انسان در سايه توحيد و سلامت امور اقتصادي و دست يابي به نعمت و ثروت است. (اعراف آيه 85 و هود آيات 84 تا 86) از نظر اسلام و قرآن، اقتصاد و ثروت هر شخص و جامعه اي به معناي آن است که مايه قوام خود را يافته باشد. از اين رو خداوند در آيه 5 سوره نساء از واگذاري آن به دست نااهلان و سفيهاني که نمي دانند از ثروت خويش چگونه استفاده کنند برحذر مي دارد. 


پيامبران الهي همواره اين مأموريت را داشته اند که به معيشت مردم توجه کنند و حتي برخي از پيامبران چون حضرت شعيب(ع) و حضرت يوسف مأموريت داشتند تا به اصلاح روابط اقتصادي جامعه، هم پاي اصلاح اعتقادات مردم بپردازند و حتي براي هدايت و اصلاح الگوهاي اقتصادي خود زمام مديريت اقتصادي را در دست گيرند. (اعراف آيه 85 و شعراء آيات 177 تا 183 و نيز يوسف آيات 47 تا 55) از همان آيات نخست سوره بقره مي توان دريافت که مسئله اقتصادي در کنار مسائل اعتقادي از چنان اهميتي برخوردار است که ايمان منهاي اصلاح اين دو مسائله مهم، ايماني کامل و مايه رستگاري و فلاح انسان نخواهد بود. در حقيقت هرکسي يا هر جامعه اي اگر بخواهد به رستگاري و سعادت دست يابد مي بايست درکنار اصلاح اعتقادات، به اصلاح مسئله اقتصادي بپردازد.



 نگاشته شده توسط مهدی ذاکری نظرات 0 | لينک مطلب


.