مهدی جان

مهدی جان ، دردم از این نیست که نمی بینمت

دردم از این است که شاید ببینمت ولی نشناسمت


ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری

کی از مسير کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی

اي آنکه در حجابت دريای نور داری

من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟

برعکس چشمهايم چشمی صبور داری

از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما

کوک است ساز دلها، کی ميل شور داری؟

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت

کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟

برای ظهور زیباتین گل هستی دعــــــــــــــــــــــا کنید

اللهم عجل لولیک الفرج

برگرفته از وبلاگ:هوای جمکران





[ جمعه 1 اسفند 1393  ] [ 10:10 AM ] [ رسول یوسفیان ]
[ نظرات (0) ]