إنَّ فاطِمةَ بَضعَةٌ مِنّي و هِىَ نورُ عَيني و ثَمَرَةُ فُؤادي ؛ يَسوؤُني ما ساءَها و يَسُرُّني ما سَرَّها و إنَّها أوَّلُ مَن يَلحَقُني مِن أهلِ بَيتي ؛
فاطمه پاره تن من و روشنى ديده و ميوه دل من است . آنچه او را ناراحت كند مرا ناراحت مى كند و آنچه شادش كند ، مرا شاد مى كند ؛ او نخستين كس از اهل بيت من است كه به من مى پيوندد .
إذا صَلَّتِ المَرأةُ خَمسَها و صامَت شَهرَها و أحصَنَت فَرجَها و أطاعَت بَعلَها فَلَتَدخُلُ الجَنَّةَ مِن أيِّ أبوابٍ شاءَت ؛
هرگاه زنى نمازهاى پنج گانه اش را به جاى آورد ، و ماه رمضان را روزه بگيرد، و دامنش را پاك نگه دارد ، و از شوهرش فرمان ببرد ، از هر درى كه بخواهد وارد بهشت مى شود .