حکایتی از محمد بن مسلم از امام باقر (ع)

محمّد بن مسلم در ضمن حديثى حكايت كند:

روزى در مدينه بيمار بودم ، امام محمّد باقر عليه السلام توسّط غلامش ظرفى كه در آن شربتى مخصوص قرار داشت و در پارچه اى پيچيده بود، برايم فرستاد.
وقتى غلام آن شربت را به من داد، گفت : مولا و سرورم فرموده است : بايد براى درمان و علاج بيمارى خود، آن را بنوشى .

 



 نگاشته شده توسط مهدی محمدی در دوشنبه 1 اردیبهشت 1393  ساعت 4:39 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



آیا میدانید خواندنی در مورد امام زمان

http://radsms.com

آیا میدانید که : یکی از دلایل وجود امام ، قاعده ی لطف خداست

آیا میدانید که : امامت حضرت مهدی(علیه السلام )به دو راه نص و معجزه ثابت شده است،

آیا میدانید که : اقوام اروپای مرکزی در انتظار ظهور«بوخص» می باشند،

آیا میدانید که : داستان ولادت آن بزرگوار خود جلوه ای است از لطف و فضل بی کران الهی است . ،

آیا میدانید که : درکتاب نجم الثاقب ،182 اسم و لقب از حضرت ذکر شده است ،

آیا میدانید که : بر گونه ی راست حضرت مهدی (علیه السلام ) خالی جذاب وجود دارد ،

آیا میدانید که : ازجمله مواریث انبیاء(علیه السلام ) که حضرت می آورند، منبر حضرت سلیمان است

آیا میدانید که : امام زمان(علیه السلام ) فرمودند: سجده‏ى شکر از لازم‏ترین و واجب‏ترین سنّت‏هاى دینى است،

آیا میدانید که : قسمتی از کتاب «کمال الدین»در سال 1901م در هایدلبرگ آلمان توسط مولر منتشر شد

آیا میدانید که : مسأله غیبت امری نبودکه به تازگی مطرح شده باشد ،

آیا میدانید که : غیبت، دلائلی دارد که به امامان اجازه افشای آن داده نشده است ،

آیا میدانید که : منافع زمان غیبت آن حضرت، آن هم بر دو نوع است  ،

ادامه در لینک زیر

 

آیا میدانید که : در واقع غیبت صغری برای فراهم شدن شرایط لازم جهت درک دوران غیبت کبری امری ضروری بود ،

آیا میدانید که : عثمان بن سعید پیش از وفاتش مأمور شد تا پسرش محمد را به عنوان نائب امام به شیعیان معرفی کند ،

آیا میدانید که : نخستین کسی که در اسلام مهدی موعود نامیده شد « محمد حنفیّه» بود ،

آیا میدانید که : در روایات داریم که در عصر غیبت ” قم و مردم آن بر دیگر انسان ها حجت هستند

آیا میدانید که : درباره امکآن ارتباط و مشاهده حضرت دو دیدگاه وجود دارد ، آیا میدانید که : شرایط سخت دروان غیبت به چه گونه ای است  ،

آیا میدانید که : از ویژگی های منتظران، استقامت در دین، پارسایی و تخلّق به مکارم اخلاق است ،

آیا میدانید که : طبق برخی روایات در محرم آخرین سال غیبت اتفاقاتی رخ می دهد،

آیا میدانید که : کوفه مقرّحکومت حضرت مهدی(علیه السلام ) است ،

آیا میدانید که : در کتاب «ایقاظ من الحجة» از شیخ حّرعاملی بیش از600 حدیث و بیش از60 آیه در مورد رجعت آمده است.

آیا میدانید که :امام مهدی(عج) می فرمایند: من برای جهانیان ، امان (از عذاب الهی) هستم ، همانگونه که ستارگان برای ساکنان ‏آسمان، مایه امن و آسایش هستند . ‏

آیا میدانید که : یکی از تکالیف عصر غیبت تصدیق بعضى نشانه‏های ظهور است ،

آیا میدانید که : از جمله مخالفان حضرت مهدی(علیه السلام ) جمود اندیشان هستند ،

آیا میدانید که : محل سکونت امام زمان (عج) و خانواده‌اش شهر کوفه و «مسجد سهله» خواهد بود؟

آیا میدانید که :با تشکیل حکومت جهانی اسلام، از آسمان و زمین «برکات مادّی و معنوی» بارش و جوشش می‌کند؟

آیا میدانید که : دشمنان امام زمان (عج) عبارت‌اند از:  ابلیس، شیاطین، دجّال، سفیانی، صهیونیست‌ها، طاغوت‌ها، منافقان و ….؟!



 نگاشته شده توسط مهدی محمدی در چهارشنبه 11 دی 1392  ساعت 6:44 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



میپرسند:چرا امام زمان (ع) با کلمه قائم و مهدی خوانده میشود و چرا بعضی با شنیدن لقب قائم برمیخیزد و می ایستد؟ 

 

   پاسخ: 

 

در بسیاری از روایات آن حضرت با القاب قائم و مهدی یاد شده و در مورد قائمبسیار میشد که در زمان ائمه علیه السلام بر اثر ظلم و فساد حاکمان غاصب امامان به یاد امام زمان می افتادند و میفرمودند:قائم ما انتقام ما را خواهد گرفت. 

قائم یعنی قیام کننده نظر به این که قیام و نهضت حضرت مهدی جهانی است و در تمام تاریخ بشر چنین قیام و حکومتی نبوده است و آن حضرت با این عنوان خوانده میشود. 

اما اینکه پیروان آن حضرت با شنیدن این لفظ و با گفتن این کلمه برمیخیزند و می ایستند یک نوع عمل مستحبی و احترام و اظهار پیوند وانتظار به رآن حضرت است و ضمنا مردم را به یاد نهضت و قیام حضرت مهدی(عج) می اندازد و برای آنها این تلقین عملی میشود که باید برخواست نهضت کرد و امیدوار بود و به زمینه سازی برای ظهور و قیام جهانی رهبری معصوم و قاطع که امید پیامبران و امامان و همه مستضعفان جهان و قلب تپنده هستی است پرداخت. 

این کار حتی در زمان امام صادق در میان شیعیان معمول بوده و حتی نقل شده در خراسان در حضور حضرت امام رضا کلمه قائم ذکر شد امام رضا برخاست و دستش را بر سر نهاد و فرمود((اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه)).خداوندا بر فرجش شتاب کن و راه ظهور و نهضتش را آسان گردان



 نگاشته شده توسط مهدی محمدی در چهارشنبه 11 دی 1392  ساعت 6:43 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



ابـوحـمـزه گـویـد: حـضـرت صـادق (ع ) را دیـدم کـه هـنـگـامـى کـه مـى خـواسـت از منزل بیرون رود لبانش را مى جنبانید و بر در خانه ایستاده بود، عرض کردم : من شما را دیـدم کـه هـنگامى که از منزل بیرون آمدى لبانت را مى جنباندى آیا چیزى گفتى ؟ فرمود: آرى هـمـانـا انـسان چون از منزل بیرون رود هنگامى که خواهد بیرون رود سه بار بگوید: (((اللّه کـبـر))) و سـه بـار بـگـویـد: (((بـاللّه خـرج و بـاللّه دخل و على اللّه توکل ))) (سپس گوید:) (((اللهم افتح لى فى وجهى هذا بخیر و اختم لى بـخـیـر وقـنـى شـر کـل دابة انت آخذ بناصیتها ان ربى على صراط مستقیم ))) پیوسته در ضـمـانـت خداى عزوجل مى باشد تا خداوند او را بجائى که بوده است برگرداند
 

 



 نگاشته شده توسط مهدی محمدی در چهارشنبه 11 دی 1392  ساعت 6:40 PM
دلنوشته شما 0 | لینک مطلب



 

سلام مولای مهربان من ..

میدانستی تمام ثانیه های حضورم در هستی با حضورت در هستی

- گره - خورده .. آنچنان با منی که گاهی خودم را هم فراموش می کنم ..

 نمی دانم من تو را بی نهایت دوستدارم یا تو من را

 .. اما فکر کنم - تو - بیشتر من را دوستداری

چرا که اکثر اوقات فکرت را ، یادت را ، خیالت را ،

صدای قدم هایت را ،

شور جاریه حضورت را به سراغ دل من میفرستی

که بدانم چقدر به یاد من هستی و مرا دوست داری ..

جانم به قربان دل مهربانت مولای من ..

می دانم این هزار سال را هم بهانه ی دوست داشتنم

در پرده ماندی که انسان شوم و به نزدیکیه دروازه ی انتظارت برسم ..

 کاش من هم ترا همین اندازه دوست می داشتم

تا لااقل یک سال نه یک ماه نه یک هفته نه

یک روز نه یک ساعت را با یاد تو بگذرانم ..

 برایم دعا کن مولای من که تا آمدنت ،

 من ، هم به شکوه انسانیت برسم

 

آه می کشم تو را , با تمام انتظار
پر شکوفه کن مرا , ای کرامت بهار

در رهت به انتظار , صف به صف نشسته اند
کاروانی از شهید , کاروانی از بهار

ای بهار مهربان , در مسیر کاروان
گل بپاش و گل بپاش , گل بکار و گل بکار

بر سرم نمی کشی , دست مهر اگر , مکش
تشنه محبتند , لاله های داغ دار

دسته دسته گم شدند , مهره های بی نشان
تشنه تشنه سوختند , نخل های روزه دار

می رسد بهار و من , بی شکوفه ام هنوز
آفتاب من , بتاب ! مهربان من , ببار

 

آسمان را مي ستايم، كه ابرهايش را زير انداز گام هايت مي سازد.

درختان را دوست دارم؛ كه شاخه هاشان نسيم محبت را

به ياد تو معطر ومتبرك مي كنند.

آب را مي پسندم كه روان مي شود، تا غبار از قدوم پاك تو برگيرد.

باد را مي شنوم؛ كه ياد روح نواز كوي تو را، هديه مشامم مي سازد.

…وانتظار را مقدس مي شمرم؛ از آن كه هر آدينه ، منتظرت مي نشينم.

هر آدينه، چشم به راه و گام تو مي سپارم و هرآدينه،

دلم را سفره محبت هاي تو مي كنم.

نوازش نگاهت را از ما دريغ مدار، اي مولاي ما،

 يا صاحب الزمان (عج)

 

 



 نگاشته شده توسط مهدی محمدی در شنبه 26 مرداد 1392  ساعت 3:35 PM
نظرات 1 | لینک مطلب




سلام.

سلام ای غایب بی نشان !

ای بهانه ی تمام گریه هایم ! ای آقای ندیده ام!

امشب دلم دوباره بیقراری می کند,

ستاره می شمارد و سراغت را از ماه می گیرد,

 اما گل های باغچه که بیقراری دلم را می بینند

 به جای ماه جواب می دهند:

« ما عمریست هر بهار به امید آمدنش خود آرایی و

عطر افشانی می کنیم

ولی با آمدن پاییز عمر ما به سر می آید و او نمی آید.»


دوباره دلم ستاره می شمارد,

ماه را می نگرد, گلهای باغچه را می بوید و می پرسد:

« چرا دردهایم را درمانی, چشمهایم را بارانی و

 قلب شکسته ام را مهربانی نیست ؟

مگر نه این که آمدنت گلهای یاس و اطلسی را

برای ما به ارمغان می آورد؟

مگر نه این که نگاه نازنینت ناب ترین لحظه ها را

نصیب دل شکسته ی ما می کند؟

مگر نه این که دست شفابخشت تمام گریه ها را می خنداند؟

پس چرا نمی آیی؟

چرا عمریست ما را در حسرت یک لحظه دیدار

جمال دلربایت گذارده ای؟

اصلاً ای که خودت گفتی روزی خواهی آمد

 و آن روز تمام قناری ها آواز می خوانند،

 تمام غنچه ها می شکفند و تمام چشم ها

از شوق بارانی می شوند!

پس چرا نگفتی نخوانده طالبت می شوم،

ندیده عاشقت می شوم و نیامده دلتنگ نبودنت؟ »


ای آقای ندیده ام!

تو تمام اشتیاق کُمیل من،

تمام گریه های ندبه ی من و تمام دلتنگیه ای سَمات من هستی.

پس بیش از این ما را چشم انتظار و بی قرار مخواه

و با آمدنت نور صفا و صداقت و صمیمیت بر

دلهای تاریک عالمیان بتابان

 

اى محبوب دلها!

تمام هستي ‏ام را خاك قدمت مي ‏كنم

تا شايد نظرى به جاده دلم بيندازى ،

چرا كه تو آفتاب يقينى، كه اميد فرداها هستى،

 تو بهار رؤيايى كه مانند طراوت

گل ‏سرخ مي ‏مانى و نرم و سبز و لطيفى ،

 تو معنى كلمات آسمانى هستي كه

دستهايش براى آمدنت به زمين دعا مي ‏كند.

اى تجسّم مهربانى!

غيرت آفتاب و جلوه زيبايى ماه تو را توصيف مي ‏كنند

و نفس آب تو رامعنى مي ‏كند

و نبض خورشيد تو را وصف مي ‏كند.

خوب مي ‏دانم كه تو مي ‏آيى؛

آرى تو مي ‏آيى همانطور كه وعده كرده ‏اى و آنگاه است

كه كلمه انتظار را از لغتنامه ‏ها پاك خواهيم كرد.

پس اى تمام زيبايى!

بيا تا براى هميشه فريادرس عاشقان موعود باشى

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری

کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

 

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی

ای آنکه در حجابت دریای نور داری

 

من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟

برعکس چشمهایم چشمی صبور داری

 

از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما

کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟

 

در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت

کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟

 

 

 

 



 نگاشته شده توسط مهدی محمدی در شنبه 26 مرداد 1392  ساعت 3:32 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



دلیل جدایی ازتو(امام زمان)

 

فقط دلیل جدایی ز تو گناه من است
ثمر از این همه غفلت دل سیاه من است 
همیشه ذكر تو را من به روی لب دارم 
كه نام تو گل زهرا دلیل راه من است
ببین كه روز سپیدم ز هجر تو شام است 
بیا و نور فكن كه چهره تو ماه من است
جدایی از تو بلایی عظیم و جانكاه است
گواه قلب حزین سردی نگاه من است
بگو به آن دو ملك در سیاهی قبرم
كه این غلام قدیمی بارگاه من است
 
 

 



 نگاشته شده توسط مهدی محمدی در شنبه 26 مرداد 1392  ساعت 3:26 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 

آقا جون؛
شعبان گذشت...رمضان شد!
آقا انقدر حالم گرفته ست ازین فرصتهایی که از دست دادم که به مرز جنون رسیدم
آقا انقدر پروندمو سیاه کردم که از بردن اسمت خجالت میکشم
آقا...
کجایی؟
یه وقتایی مثل الان بدون بغض گریم میگیره...دلیل؟؟
از بدیهایی که در حق شما کردم
آقا شرمندم
آقا به هر دری زدی بیام سراغت...هرکاری کردی که از "صراط مستقیم" کج نشوم و جزء "انعمت علیهم" کنی منو ولی...
خودم هر چراغی از سمت شما دیدمو خاموش کردم و شدم"ضالـــــــــــین"
انقد سیاه شده نامه ی پروندم که میدونم وقتی تو هفته بدستتون میرسه اشک تو چشمای نازنینتون میندازم و باز با کمال وقاحت با تزویرو ریا جار میزنم که من"منتظر مهدیم"
آقا بدنامتون کردم؟
آقا آبروتونو بردم؟
آقا شیعه ی بدیم براتون نه؟
آقا جون ترو خدا میدونم بدم میدونم آبروتونو بردم ولی یه وقت دستامو ول نکنیدا!

 

 



 نگاشته شده توسط مهدی محمدی در جمعه 11 مرداد 1392  ساعت 12:41 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



سلام وعلي ال ياسين.....

 

 

 

 

كاش در اين رمضان لايق ديدار شوم


سحري با نظر لطف تو بيدار شوم


كاش منت بگذاري به سرم مهدي جان


تا كه همسفره تو لحظه افطار شوم...

 

 

مرا كه مى شناسى اى دل صبور حادثه،..!

 يك غريبه از ميان پابرهنگان سرزمين خسته خسته از جفايم، از آن كوير زخمى كه در عطش عدل تو مى سوزد،

 از هوايى كه در آن ديرى است باران نباريده است جز زلال اشك هاى كودكان، پشت يك وداع آتشين...

 مرا خوب مى شناسى، به دعوت دل تو عاشقت شدم، مگر بدون اجازه تو مى شود عاشق شد؟!

اگرچه زمين و آسمان آوره ام مى خوانند، به جز خدا و دل سبز تو و پاى آبله ام كسى چه مى داند مرا از كجا به كجا فراخوانده اى؟...

 از كدامين كرانه به جمكران انتظار و آرزو و دعوتم نموده اى؟...

 اگر زخم آواره بر تنم نشسته است بگذار باز بنشيند، وقتى در آوارگى، آواره چشمان مهدى ام، مرا چه باكى است از تمام زخم هاى روزگار و مرا چه مرهمى است جز مرهم ديدار تو...

 

 

 

التماس دعاي فــــــــــــــــــرج

 

 



 نگاشته شده توسط مهدی محمدی در پنج شنبه 10 مرداد 1392  ساعت 6:42 PM
نظرات 1 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :2
  •    
  • 1  
  • 2  

POWERED BY RASEKHOON.NET