روزی ز سفر ستاره بر میگردد
روزی ز سفر ستاره بر میگردد
عشق من و تو دوباره بر میگردد
تردید مکن من مطمئنم فردا شب
آن دلبر ماه پاره بر میگرد
بازهم صحبت فرداست قرارِ ماها
بازهم صحبت فرداست قرارِ ماها
باز هم خیر ندیدیم از این فرداها
چقدر پای همین وعده تو پیر شدند
جگر مادرها موی سر باباها
می شود این رمضان موعد فردا باشد
می شود این رمضان موعد فردا باشد
آخرین ماه صیام غم مولا باشد
می شود در شب قدرش به جهان مژده دهند
که همین سال ظهور گل زهرا باشد
چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی
چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی
اشکم شبیه خون جگر شد نیامدی
گفتم که روز جمعه تو از راه میرسی
مویم سپید و عمرم هدر شد نیامدی





