عاقل نبود هر آن که مجنون تو نیست
عاقل نبود هر آن که مجنون تو نیست
مجنون نبود هر آن که مفتون تو نیست
مؤمن نبود کسی که نشناخت تو را
شاکر نبود کسی که ممنون تو نیست
خوشا چشمی که بیند روی ماهت
خوشا چشمی که بیند روی ماهت
خوشا جانی که گردد خاک راهت
روا باشد دهد جان عاشق تو
اگر افتد به روی او نگاهت
بیمار گشته است قلوب از عیوب ما
بیمار گشته است قلوب از عیوب ما
دانیم گشته سد دعاها ذنوب ما
یا غافرالذنوب گناهان ما ببخش
وانگه رسان ظهور طبیب قلوب ما
مُردم وآخر ندیدم روی نیکوی تو را
مُردم وآخر ندیدم روی نیکوی تو را
گوش من نشنید جانا صوت دلجوی تو را
سرمهای با دست خود بر هر دو چشمانم بکش
نور تا گیرد دو چشمم بنگرم روی تو را





