سحر از دامن نرجس بر آمد نوگلی زیبا
سحر از دامن نرجس بر آمد نوگلی زیبا
گلی کز بوی دلجویش جهان پیر شد برنا
به صبح نیمه شعبان تجلی کرد خورشیدی
که از نور جبینش شد منور دیده زهرا
بیا که در فراق تو دل های ما ز هم بگسست
بیا که در فراق تو دل های ما ز هم بگسست
بدون تو تمامی ایام و سال ها نحس است
چه سیزدهم چه دگر روز در غیاب تو در شد
میان ما هنوز ز روز ظهور تو بحث است
آخرین جمعه سال است کجایی آقا
آخرین جمعه سال است کجایی آقا
آسمان غرق خیال است کجایی آقا
یک نفر عاشق اگر بود زمین میفهمید
عاشقی بی تو محال است کجایی آقا
از نو شکفت نرگس چشم انتظاریم
از نو شکفت نرگس چشم انتظاریم
گل کرد خار، خار شب بی قراریم
تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو
دیدم هزار چشم در آیینه کاریم





