ما را چو مرغکان هوس آب و دانه نیست
ما را چو مرغکان هوس آب و دانه نیست
امّا ز حسرت لب و خال تو سوختیم
چندى به گفتگوى فراق تو، ساختیم
عمرى به آرزوى وصال تو، سوختیم
طواف روی مهت منتها دعای من است
طواف روی مهت منتها دعای من است
قرار کوی رهت شرح ادعای من است
نمیروم ز سر کوی بیکرانه تو
که این مسیر عبور تو دلربای من است
بیا و یک قدمی با دلم بشو همگام
بیا و یک قدمی با دلم بشو همگام
که با تو درد دلم بین نالههای من است
نه سعی مروه و سعی صفای می خواهم
تلاش در ره تو مروه و صفای من است
بیابیا که ز هجر تو سوختم به خدا
بیابیا که ز هجر تو سوختم به خدا
به مدّعای دلم شاهدم خدای من است
به عالمی نفروشم غلامی درِ تو
دوام خدمت تو بهترین جزای من است





