توئى در عالم امکان ، چو روح غیب در انسان
توئى در عالم امکان ، چو روح غیب در انسان
توئى در عالم انسان ، مربّى همه خوبان
توئى در عالم خوبان ، ز تو است بر همه سامان
توئى در عالم سامان ، ز تو است برهمه پایان
به عشق روى زیباى تو اى گل
به عشق روى زیباى تو اى گل
همى نالم همى خوانم چو بلبل
نمانده بر دلم دیگر قرارى
شده روح از تنم دیگر فرارى
شود روى گُلت اى جان ببینم
شود روى گُلت اى جان ببینم
دو صد گل زآن گل رضوان بچینم
دم وصلت هزاران حیف کم شد
غم رویت از این رو دم بدم شد
از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم
از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم
تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم
گفتند غروب جمعه خواهى آمد
آن قدر نیامدى که ما پیر شدیم
اللّهمّ عجّل لولیک الفرج





