بصیرت

شب عاشورا بود و حسین، علی فرزند خود را بفرستاد، با سی سوار و بیست پیاده، تا آب آوردند...
حسین با اصحاب گفت" برخیزید و آب بنوشید_ که آخرین توشه ی شماست _ و وضو بسازید و غسل کنید و جامه های خود را بشویید، تا کفن شما باشد."
چه یارانی داشت حسین. چه شوری و چه ایمانی...
مرگ در برابرشان خجل بود و آسمان به ورودشان مشتاق...
سر تا سر ماجرای کربلا یک چیز موج میزد و آن، عشق بازی با خدا بود و اطاعت از مولا ....
اگر آتش باشد خلیل وار در آن روند...نه به امید وعده ی گلستان شدنش، که به امید پاره پاره شدن و قربانی شدن در راه دوست...
که گفته اند عشق را پایانی جز فنای در معشوق نیست و چه زیباست تقدیم جان با رقص خونین...
که عاشقان کشتگان معشوقند...
و کربلا اوج عشقبازیست.....
عبارت به عبارت یاران حسین درس است، تا بدانیم کسی که یک تنه در برابر بیست هزار حرامی و دشمن مسلح ایستاده و فقط از عشق به مولایش میگوید و از مال و جان و فرزند میگذرد، بیش از حد تصور ما بصیر است...
غروب تاسوعا، محمد ابن بشیر حضرمی را گفتند" پسرت در ثَغرِ ری اسیر شد"
گفت ثواب مصیبت او و خود را از خدای چشم دارم. دوست ندارم او اسیر شود و من زنده باشم.
حسین سخن او بشنید و گفت" رحمک الله، من بیعت از تو برداشتم. در رهایی پسر خویش بکوش"
گفت" درندگان زنده زنده مرا بخورند، اگر از تو جدا شوم.......
و از حسین جدا نشد ...
و مادر وهب ابن عبدالله کلبی گفت" ای پسرک من، برخیز و پسر دختر پیغمبرت را یاری کن"
وهب گفت" در این راه کوتاهی نکنم"
(و این وهب نصرانی بود و او و مادرش به دست حسین مسلمانی گرفته بودند و در پی او به کربلا آمدند)
وهب بیرون رفت و رجز میخواند و حمله کرد و بکوشید، تا چند تن بکشت و نزد مادرش و زنش آمد: بایستاد و گفت" ای مادر، آیا راضی شدی؟"
گفت " راضی نمیشوم، مگر این که پیش روی حسین کشته شوی"
زنش گفت" دل مرا ریش مکن به مرگ خود"
مادرش گفت" ای فرزند، قول او را مشنو و بازگرد نزد پسر دختر پیغمبر کارزار کن، که فردا شفیع تو باشد نزد خدای تعالی"
بازگشت و نوزده سوار و دوازده پیاده بکشت...
و دستهایش ببریدند و او را دستگیر کردند و نزد عمر بردند.
عمر گفت" چه سخت تازنده سواری"
و گفت تا گردنش بزدند و سر او را سوی سپاه حسین پرتاب کردند. مادرش آن را برداشت و ببوسید و باز سوی عسکر عمر بینداخت و به مردی رسید: او را بکشت. آن گاه با دیرک خیمه حمله کرد و دو مرد را بکشت.
حسین گفت" ای ام وهب بازگرد! تو و پسرت نزد رسول خدایید و جهاد از زنان برداشته شده است"
زن بازگشت....
زن وهب رفت و بالای سر وهب نشست: خاک و خون از روی او پاک میکرد و میگفت" بهشت بر تو گوارا"
شمر او را بدید و غلام خویش را گفت با عمودی بر سر زن کوفت و او را بکشت. و این اول زن بود که در لشکر حسین به قتل رسید.
و چه زیبا شهادتی و چه زیبا حماسه ای بود این ماجرای وهب و خانواده اش در برابر معشوق...
و اما ماجرای مسلم ابن عوسجه چیز دیگری بود و تنها وصیت او در لحظه ی شهادت را باید بر آسمان اندیشه نوشت تا قیام قیامت....
وقتی گرد و غبار فرو نشست، ناگهان مسلم را بر خاک افتاده دیدند. حسین سوی او آمد: هنوز رمقی داشت.
گفت" ای مسلم، خدای بر تو ببخشاید. فمنهم مَن قَضی نَحبَهُ وَ مِنهُم مَن یَنتَظِر و ما بَدَّلو تبدیلا....
بعضی از مومنان جان باختند بر سر عهدی که با خدا بسته بودند و بعضی چشم به راهِ آن جان باختناند و عهدشان بی هیچ تغییری همان است...."
حبیب ابن مظاهر نزدیک او شد و گفت" افتادن تو مرا سخت دشوار آید مسلم. دلت به بهشت خوش باد"
مسلم آهسته گفت" خدا دل تو را خوش کند به نیکی"
حبیب گفت" اگر نه آن بود که من در پی تو بودمی و پس از ساعتی به تو پیوستمی، دوست داشتم که مهمِّ خویش را با من گویی و وصیت کنی، تا به جای آرَم و پاسِ حرمتِ هم دینی و خویشی که _سزای توست_ نگاه دارم"
مسلم اشارت به حسین کرد و گفت" رحمک الله، تو را به این مرد وصیت میکنم. یاری وی کن تا پیش روی او کشته شوی"
گفت " به پروردگار کعبه، که چنین کنم"...
و چنین کرد...
کاش امروز هم بصیرت مان اینگونه بود و اگر اینگونه بود مولایمان در پرده ی غیبت نبود...
اگر از عشق مولا و ولیمان سینه هامان افروخته بود ، امروز دنیا در دیدگانمان خوار و خفیف بود و هیچ فتنه ای نمیتوانست ما را با گرد و غبار خویش ببرد...
کجایند بریر و حبیب و هانی و مسلم ها....
و کجایند وهب و حر و زهیر....
که هنوز پرچم حسین باقیست و کربلا برپاست....
که هنوز ندای هل من ناصر ینصرنی به گوش میرسد و آتش افروخته، ابراهیم طلب میکند....
خدایا...
ما را از کشتگان در راه مولایمان قرار ده و توفیق بصیرتمان ده که بدانیم وارث خون حسین و یارانش هستیم و نهضت ما حسینیست...
اللهم عجل لولیک الفرج
زیارت به نیابت از شما در کربلا
شیعیان کشمیر در تدارک ماه محرم/ تصاویر
پرچم حرم امام حسین (ع) بر فراز بارگاه حضرت معصومه(س)/ تصاویر
خنثی سازی ۳۵۰ بمب در مسیر بغداد-کربلا
استانبول صحنۀ عزاداری اهل تسنن برای اباعبدالله
دروازه کربلا پیش از دهم محرم از تروریستها پاکسازی میشود
طرح عراق برای تأمین امنیت عزاداران حسینی (ع)
نصب پرچم عزا بر گنبد حرم امام حسین علیهالسلام
نصب پرچم عزا بر گنبد حرم امام حسین علیهالسلام
آیین طشتگذاری اوغورآبادیهای مقیم تهران/ تصاویر 

