حديث دوم:
يا حذيفه قد ذهبت الدنيا او كانك بالدنيا لم تكن قلت فداك ابى و امى يا رسول الله فهل من علامة يستدل بها على ذلك قال نعم يا حذيفة احفظ بقلبك و انظر بعينك و اعقد بيدك اذا ضيعت امتى الصلواة و اتبعت الشهوات و كثر الخيانات و قلت الامانات و شربوا القهوات و اظلم الهوى و... نوائب الدهور، ص 291
اى حذيفه ! دنيا از بين رفته يا مثل اينكه تو در اين دنيا نبودى . عرض كردم پدر و مادرم به قربانت باد! آيا علائمى هست كه دال بر وقوع چنين وضعى در دنيا باشد؟ فرمودند: آرى - اى حذيفه ! - مطالبى كه مى گويم به قلبت بسپار و با چشمت ببين و با انگشتانت شماره كن :
_ وقتى كه امت من نماز را ضايع كنند.
حضرت امير المونين در عبارتي مشابه مي فرمايند:
مردم نماز را ترك مى كنند ونماز در ميان مردم مى ميرد (كنايه از اعراض مردم و بى تفاوت بودن در مقابل اين دستور حياتى است ).
_ از شهوات پيروى كنند.
_ خيانت در ميان مردم زياد شود.
_ امانت و امانتدارى كم شود.
_ به واسطه خشكسالى ، آب قناتها و چاهها كم مى شود ( كما اينكه الان شده است )
_ امنيت از راههاى زمينى و هوايى برداشته شود ( اشاره به بمب افكن هاي زميني و هوايي ).
البته در اين باب مي توان به اين حديث نبوي هم اشاره كرد كه آقاي عماد زاده در كتاب « زندگاني ولي عصر(ع)» از پيامبر آورده است كه حضرت فرمودند: در بيابان شما آتشي پيدا مي شود بي شعله و سرد ... اين آتش سرد، اموال و جان مردم را مي خورد و در تمام دنيا دور مي زند ... اين آتش درون چيزي است كه مانند مرغ پرواز مي كند. پرواز آن مانند گردش باد و ابر است ... اين بالاي سر مردم بين زمين و آسمان ... طيران خواهد كرد. غرش و ناله اين طياره مانند غرش و ناله رعد است. موعود امم ص115
_ و مردم همديگر را سب و لعن كنند.
_ خانواده ها در دامن فساد سقوط كنند (مانند بى حجابى ، رقاصى ، قمار و غيره ).
و اين موضوع تا آنجا پيش مي رود كه امام صادق (ع) مي فرمايند:
در آخر الزمان سازها در كوچه ها و معابر مسلمانان زده مي شود و كسي قدرت نهي آن راندارد. مهدي موعود ص986 به نقل از غيبت شيخ طوسي
_. مردم در زندگى گرفتار تجملات و مدپرستى شوند و سرانجام قناعت و ميانه روى متروك گردد( مي توانيد با يك نگاه به اطراف عين اين كلام را متوجه شويد)
_ افراد جامعه نسبت به يكديگر بدبين شوند و سوءظن و عدم اعتماد بر جامعه سايه افكند.
_ سالهاى دنيا پست و خوار شود.(يعني دنيا و زندگي در دنيا بي ارزش و خوار مي شود)
_ درختكارى زياد شود و محصولها اندك شود.
در اين باب حديثي هست از امام صادق(ع) كه مي فرمايند:
شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه فرمودند: پيش از قيام قائم مردم دست به گريبان يك امتحان بزرگ خواهند بود. عرض كردم آن امتحان چيست ؟ حضرت آيه بالا را تلاوت فرمودند: ((هر آئينه امتحان مى كنيم شما را به چيزى از ترس و گرسنگى و كم شدن مال و ثروت و از بين رفتن جانها و ميوه ها، و مژده بده به صبر كنندگان (به اينكه مهدى ما قيام مى كند) )). بقره آيه 155. به نقل از ارشاد مفيد، ص 353.
و اين ممكن است كه از خراب شدن درختان از شدت باران يا طوفان باشد چنانچه در حديثي است كه امام صادق(ع) فرمودند: پيش از ظهور قائم(ع) در آن سال باران فراواني ميبارد كه محصولات و خرماهاي مختلف نخلستانها از بين ميرود ولي شما از اين حادثه شكايت نكنيد. اعلام الوري، ص428؛ بشارةالاسلام، ص125؛ الارشاد، شيخ مفيد ج2، ص377.
_ . قيمتها بالا رود (نرخ اجناس مورد لزوم به طور سرسام آورى بالا برود تا جايى كه زندگى را تبديل به جهنم سوزان كند).
_ . پرده از روى باطن مردم برداشته شود (و جنايتكاران و دنياپرستان و جاه طلبان شناخته شوند، يا بدان آشكار شوند يا علائم ظاهر شوند).
_ . تجارت و كاسبى دچار سختى و تنگى شود و اشياء مورد درخواست كم شود.
_ تمام برنامه ها را با كمال گستاخى و خودسرى بر مبناى هواى نفس (دلم مى خواهد) پياده كنند.
در همين باب پيامبر(ص) مي فرمايند:
زمانى بر امت من بيايد كه مردم داراى آراء مختلف خواهند شد و از هواها و خواهشهاى نفسانى پيروى مى كنند. (و خواسته ي خود را اهم از خواسته ي دين مي دانند) نوائب الدهور، ص 170.
و يا به تعبير حديثي ديگر كه پيامبر(ص) مي فرمايند:
مردم در آن زمان از شهوات پيروى مى كنند و به سوى هواها و هوسها مي روند، دينشان را به دنيا مي فروشند، و در آن زمان است كه دل افراد با ايمان در ناراحتي است ، براى منكرات بسيارى كه مى بينند و نمى توانند آن را تغيير دهند، آب مى شوند آنچنانكه نمك در آب حل مى گردد.
_ ناسزا و فحش دادن به پدر و مادران را وسيله سرگرمى و مزاح قرار دهند.
پيامبر(ص) در عبارتي ديگر مي فرمايند:
زماني بر امت من فرا خواهد رسيد كه مردم عاق مادرانشان مي شوند( و از آن ابايي ندارند) و پدران را از خودشان دور كنند. كنز العمال ج6ص44
_. بى عصمتى و زنا در ميان مردم رواج پيدا كند (مراكز خودفروشى و زنا در دنيا با ابعاد گسترده اى كه دارد خود شاهد ماجراست).
_ خشنودى و راضى بودن از زندگى و برنامه آن بسيار كم شود
_ مردم خانه هاى خود را بيارايند و ديوارهاى آن را زينت دهند.
_ قصرها و خانه ها بلند ساخته شود (مانند ساختمانهاى چندين طبقه اى كه آسايش و امنيت را از همسايه ها سلب مى كند.)
_ باطل را به لباس حق جلوه دهند.
_ زشتى دروغ از بين برود بحدى كه لباس راستى بر آن بپوشانند.
و اين تا آنجا پيش مي رود كه حضرت امير المومنين در خطبه 107 نهج البلاغه مي فرمايند:
پس در آن هنگام، باطل بر جاي خود استوار شود، و جهل و ناداني بر مرکبها سوار، و طاغوت زمان عظمت يافته، و دعوت کنندگان به حق اندک و بيمشتري خواهند شد، روزگار چونان درنده خطرناکي حملهورشده، و باطل پس از مدتها سکوت، نعره ميکشد، مردم در شکستن قوانين خدا دست در دست هم ميگذارند، و در جدا شدن از دين متحد ميگردند، و در دروغپردازي با هم دوست و در راستگويي دشمن يکديگرند و چون چنين روزگاري ميرسد، فرزند با پدر دشمني ورزد، و باران خنک کننده، گرمي و سوزش آورد، پست فطرتان همه جا را پر ميکنند، نيکان و بزرگواران کمياب ميشوند، مردم آن روزگار چون گرگان، و پادشاهان چون درندگان، تهيدستان طعمه آنان، و مستمندان چونان مردگان خواهند بود، راستي از ميانشان رخت برميبندد، و دروغ فراوان ميشود، با زبان تظاهر به دوستي دارند اما در دل دشمن هستند، به گناه افتخار ميکنند، و از پاکدامني به شگفت ميآيند، و اسلام را چون پوستيني واژگونه ميپوشند
_ اگر كسى در كارش صحت عمل داشته باشد او را ضعيف بدانند.
_ پستى و لئامت و سرزنش يكديگر را به حساب عقل بگذارند (صاحبش را عاقل بدانند)
_ بيان را كورى بدانند (اگر به وسيله بيان ، حقايقى گفته شود كه به نظر آنها خوش نيايد بگويند اين شخص كور است و واقعيت دنيا را نمى بيند و يا به تعبيري « امل» مي نامند ). و خموشى را بى خردى بدانند.
_ دانشمند اگر بخواهد از علم خويش به نفع خود و جامعه حرف بزند او را جاهل و عملش را نادانى بدانند.
_ تحقيق نكرده سخنان دور از حقيقت بگويند (مردم را متهم كنند و بدون دليل آبروى بندگان خدا را بريزند).
_ آسياى مرگ بر سر جامعه بچرخد (جنگهاى خانمانسوز به راه بيندازند و افراد بيگناه را قتل عام كنند، مانند بمباران مناطق مسكونى و غير نظامى و..).
البته در اين باب روايت شده است از امام صادق(ع) كه فرمودند: پيش از آمدن قائم دو مرگ مشاهده خواهد شد، مرگ قرمز( مرگ به واسطه ي جنگ) و مرگ سفيد(در روايات مرگ به واسطه ي بيماري طاعون- احتمالا بيماري ناشي از جنگ-) به طوريكه از هر هفت نفر 5 نفر بميرند.» كمالالدين، ص655، بحارالانوار ج52، ص182.
_ مردم از نظر بينش و ديد قلبى كور شوند و حقايق را نبينند (مانند جناياتى كه از زمامداران خود مى بينند و در عين حال مى گويند خوب است ).
_ محبت نسبت به يكديگر وصله رحم از دلهاى مردم برداشته شود.
در اين باب باز از پيامبر روايت شده است كه فرمودند:
لذا قطعوا الارحام و منوا بالطعام و اذا ذهبت رحمه الاكابر و قل حياء الاصاغر. الزام الناصب ص 181
هنگامي كه پيوند خويشاوندي قطع شود و براي غذا دادن منت مي گذارند و رحمت از دلهاي بزرگان رخت بربندد وحياي كوچك ترها كم مي شود .
و در حديثي ديگر است كه امير المومنين مي فرمايند: (اگر آنها صله رحم انجام دهند) آن را با منت انجام مي دهند. بحار الانوارج52 ص265
_ تجارت و بازرگانى زياد شود و مردم كارهاى باطل و ناچيز را نيكو بدانند.
_ كارهاى بزرگ را آسان شمارند (نظير جنگ با دولتهاى بزرگ ).
_ از پوشيدن پوستهاى حيوانات حرام گوشت (يا ذبح شرعى نشده ) باكى نداشته باشند.
_ جامه هاى نرم و زيبا و نازك بپوشند (و بدن آنها از روى لباس پيدا باشد).
در اين موضوع حديثي است زيبا كه اصبغ بن نباته مي گويد:
شنيدم كه اميرالمؤمنينعليه السلام فرمودند: در آخر الزمان كه بدترين زمانهاست در موقعى كه روز قيامت نزديك شود زنانى ظاهر مىشوند بدون حجاب، در حالى كه زينتهاى آنها پيداست در انظار عمومى رفت و آمد مىكنند، آنها از دين خارج مىگردند (به احكام دينى پايبند نمىباشند) و به امور فتنهانگيز وارد مىشوند و به سوى شهوات و لذتجويىها روى مىآورند، حرامهاى خدا را حلال مىشمارند. اينگونه از زنان در جهنم خواهندماند.منتخبالاثرص426
_ رغبت به دنيا پيدا كنند و آن را بر آخرت مقدم بدارند (اعمال بد مردم گواه اين مطلب است ).
و اين امر تا آنجا پيش مي رود كه پيامبر مي فرمايند: زنان در آن زمان (به خاطر حرص و طمع به دنيا) با همسرانشان به تجارت مي پردازند. منتخب الاثرج3 ص30
_ رحم از دلهاى همه مردم برود (اعم از زمامدار، تاجر، كاسب ، زن ، شوهر و غير آنها).
و شدت اين امر تا به آنجا به پيش مي انجامد كه پيامبر(ص) مي فرمايند:
يكون هلاك الرجل علي يدي ابويه فان لم يكن له ابوان فعلي يدي زوجته و ولده فان لم يكن زوجه و ولد فعلي يدي قرابته و جيرانه منتخب الاثر ص 437 كشكول شيخ بهايي ص 508
روزي بر مردم مي آيد كه هلاكت مرد بدست پدرومادرش تحقق مي يابد اگر پدر ومادر نداشته باشد هلاكت او بدست همسر و فرزندانش مي باشد و اگر همسر و فرزند نداشته باشد هلاكت او بدست فاميل و همسايگانش مي باشد .
و يا يحسد الرجل افاه و يسب اباه و يتعامل الشركاء و بالخيانه بشاره الاسالم ص 32
مرد به برادرش حسادت مي ورزند و به پدرش دشنام و ناسزا مي گويد و با شريكان از راه خيانت وارد مي شود. _ فساد جنبه عمومى پيدا كند (خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو).
البته بايد عرض كنيم ظلم و فساد در آن زمان طبق حديث امير المونين(ع) نه تنها جنبه ي عمومي پيدا مي كند بلكه مايه ي فخر هم مي شود يعني انسان فاسد در ميان مردم عزيز است و اين فساد او مايه ي عزت اوست. بحار ج52 ص193
_ اموال بيت المال (وجوه شرعيه ) را مال شخصى خود بدانند يا حقوق شرعيه مال خود را ندهند و بگويند مال خودمان است .
_ مسكرات را با تغيير نام حلال بدانند.
_ در وقت دادن زكات مال خود خيانت كنند (كم بدهند يا جنس نامرغوب عرضه كنند).
در اين باب حضرت علي(ع) مي فرمايند: زكات را براي خود زيان و غرامت مي دانند و عبادت را بار سنگيني بر دوش خود مي دانند. بحار الانوار ج52 ص265
_ ربا را به نام خريد و فروش و اجاره دادن محلى از مقروض بگيرند.
و يا در عبارت ديگري است كه امير المومنين مي فرمايند: به نام هديه ، رشوه مي گيرند. مهجه البيضاءج 3ص343
و نيز پيامبر در حديثي ديگر در همين باب مي فرمايند:
لياتين علي الناس زمان لايبقي احد الا اكل الربا فان لم ياكله اصابه غباره نهج الفصاحه ج 2 ص 500
زماني ميآيد كه كسي يافت نمي شود جز اينكه ربا مي خورد اگر هم نخورد گرد و غبار ربا به او مي رسد .
استاد ما ايت الله مجتهدي درباره اين روايت مي فرمود : يعني اگر كسي ربا هم نخورد اگر با ربا خوران درارتباط باشد و غذاي آنها را بخورد اثر ربا بر او هم مي نشيند . يكي از دلائل عقلي حرام بودن ربا و رشوه آن است كه اوضاع اقتصادي جامعه را دگرگون ميسازد و اختلاف طبقاتي زياد مي شود و....
امام عسكري فرمودند : زماني مي آيد كه ...... اگر به مقام و منصبي برسند از رشوه اشباع و سير نمي شوند. مهجه البيضاء ج 3 ص 343
_ عمل شنيع لواط زياد مي شود
و نيز در اين باب باز پيامبر(ص) مي فرمايند:
اذا ركب الذكور الذكور و الاناث الاناث منتخب الاثر ص 435
هنگامي كه مردها با مردها ازدواج كنند و زنان با زنان ازدواج كنند.
آري در اين زمان در بعضي از كشورها مانند انگلستان و دانمارك مرد با مرد ازدواج مي كند و جالب اينكه سند ازدواج هم صادر مي شود .
_ در فسق و فجور مردها با مردها و زنها با زنها برابرى كنند.
_ به نافرمانى از خداوند (گناه كردن ) مباهات كنند.
و تا آنجا كه حضرت علي(ع) مي فرمايند: و يعير الرجل علي صون النساء الزام الناسب ص 183
يعني مرد را براي پوشيده نگه داشتن همسرش سرزنش مي كنند .
_ دلهاى مردم پر از تكبر و نخوت شود و ظلم و جور در پادشاهان و نادانى در مردم (زير بار ظلم رفتن ) ظاهر شود.
_ از اسلام باقى نماند جز اسمى و از قرآن باقى نماند جز رسمى (قرآن در دلها كهنه شود و فقط اسم و رسمى از آن باقى بماند).
_ قرآن بخوانند در حالى كه از گلوگاه و استخوان ترقوه و گردن نگذرد و از وعده هاى خداوندى و وعيدهاى آن عملا در ميان مردم خبرى نباشد و از خداوند نترسند و به ياد او نباشند و از ناسخ و منسوخ قرآن بى خبر باشند.
و در حديثي ديگر آمده مردم فقط به فكر زيبا خواندن آن ميروند نه به فكر عمل كردن به آن و اين زيبا خواندن تا آن حد است كه امير المومنين مي فرمايند: مردم آن زمان قرآن را با تغني( به غنا) مي خوانند.
_ در اين حالات مساجدشان آباد باشد اما دلهاشان از تقوا و ايمان تهى .
حضرت علي (ع) در اين باب مي فرمايند:
مردم آن زمان قرآنها را با چاپهاى زرين و جلدهاى زركوب در اختيار مردم قرار مى دهند (در صورتى كه از عمل كردن به احكام و قوانين قرآن در ميان آن مردم خبرى نيست.) و مساجد را از لحاظ ساختمان مزين مى سازند (در صورتى كه از محتواى آن يعنى تقوا خبرى نيست ) و مناره هاى مساجد را بسيار مرتفع مى سازند (كه از راه دور توجه بينندگان را جلب مى كند) اما از دورن - يعنى تقوا - خالى است . بحار الانوار ج52 ص193
و پيامبر هم در توصيف مردم آن زمان به سلمان فرمودند:
اى سلمان ! در اين موقع اغنياى امت من صرفا به منظور گردش و تفريح به حج مى روند و طبقه متوسط براى تجارت و فقرا به منظور خودنمايى و ريا حج مى روند، در اين هنگام است كه اقوامى قرآن را براى غير خدا مى آموزند و آن را نوعى مزمار و آلت موسيقى اتخاذ مى كنند، اقوامى ديگر به تعلم فقه اسلامى مى پردازند، اما براى غير خدا. در آن روزگار، زنازادگان ، زياد مى شوند، با قرآن آوازه خوانى مى كنند و بر سر دنيا، سر و دست مى شكنند. منتخب الاثر ج3ص30، تفسير قمي ج2ص307، تفسيرصافيج5ص24در ذيل تفسير سوره ي محمد آيه18.
_ مردم خيّر و نيكوكار و مراكز خير از بين برود اما اهل شر و فساد بمانند.
_ مردم به خداوند عالم در كارهايشان بى اعتنا باشند و اعمالشان از روى تحقيق نباشد.
_ تنها محبوب مردم دينار و درهم باشد (ثروت دنيا از هر راهى كه بيايد، حلال يا حرام ، مانعى نداشته باشد و هيچ چيز را مثل آن دوست ندارند).
و يا پيامبر(ص) در حديثي ديگر مي فرمايند:
ياتي علي الناس زمان همهم بطونهم و شرفهم متاعهم ... منتخب الاثر ص438
براي مردم روزگاري فرا مي رسد كه تنها هم و غمشان شكم آنها، شرف و عزت آنها تجملات زندگي شان ، قبله آنها همسران شان ، دين و آئين آنها پول و ثروت شان ميباشد آنها بدترين انسانها هستند و نزد خداوند ارج و مقامي ندارند .
_ هر قدر ثروتشان زياد شود باز بگويند فقيريم .
