حديث سوم:
و نيز حديث بسيار كامل و زيبايي كه حمران(يكي از اصحاب امام(ع)) از امام صادق(ع) در مورد آخر الزمان نقل كرده كه حضرت فرمودند:
فاذا راءيت الحق قد مات و ذهب اهله و راءيت الجور قد شمل البلاد و راءيت القرآن قد خلق و احدث فيه ما ليس فيه و وجه على الاهواء و راءيت الدين قد انكفاء كما ينكفى الاناء...بحار الانوار، ج 52، ص 254 - 260.
1-هرگاه ديدى : حق بميرد و طرفدارنش نابود شوند.
2- و ديدى كه : جهان پر از جور و ستم شد
3- و ديدى كه : چيزهايى كه در قرآن نيست به آن نسبت مى دهند و چيزهايى به نام قرآن بيان مى كنند كه در آن نيست و بر طبق هوى و هوس خود توجيه مى كنند
4- و ديدى كه : دين همچون ظرف تو خالى ، و بى محتوا شده است .
5- و ديدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
6- و ديدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
7- و ديدى كه : چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.
8-و ديدى كه : افراد با ايمان سكوت كرده و هيچ كس سخنشان را نمى پذيرند.
9- و ديدى كه : شخص بدكار، دروغ گويد، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.
10- و ديدى كه: بچه ها، بزرگان را تحقير كنند.
11-و ديدى كه : قطع پيوند (قطع رحم) خويشاوندى شود.
12- و ديدى كه : بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
13- و ديدى كه : نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند.
14- و ديدى كه : زنان با زنان ازدواج نمايند.
15- و ديدى كه : مداحى دروغين از اشخاص (تعريف بيجا) ، زياد شود.
16- و ديدى كه : انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.( مثل ربا)
17- و ديدى كه : افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤ منين ، به خدا پناه مى برند.
18- و ديدى كه : همسايه به همسايه خود اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود.
19- و ديدى كه : كافر به خاطر سختى مؤ من ، شاد است .
20- و ديدى كه : شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداوند متعال نمى ترسند.
21- و ديدى كه : كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذليل است .
22- و ديدى كه : آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است .
24- و ديدى كه : راه نيك بسته و راه بد باز است .
25- و ديدى كه : خانه كعبه تعطيل شده ، و به تعطيلى آن استوار داده مى شود.
26- و ديدى كه : انسان به زبان مى گويد ولى عمل نمى كند.
27- و ديدى كه : مردان از مردان و زنان از زنان لذت مى برند، (يا مردان خود را براى مردان ، و زنان خود را زنان فربه مى كنند).
28- و ديدى كه : زندگى مرد از راه لواط و زندگى زن از راه زنا تاءمين مى شود.
29- و ديدى كه : زنان همچون مردان براى خود مجالس (نامشروع ) تشكيل مى دهند.
30- و ديدى كه : در ميان فرزندان ((عباس ))، كارهاى زنانگى به وجود آيد.
31- و ديدى كه : زن براى زنا با مردان ، با شوهر خود همكارى كمك مى كنند.
32- و ديدى كه : بيشترين مردم و بهترين خانه ها كه زنان را بر بدكارى كمك مى كنند.
33- و ديدى كه : صاحب مال در ميان مردم از صاحب ايمان عزيزتر است و آشكارا رباخوارى مى شود و مؤ من ، خوار و ذليل شمرده شود.
34-و ديدى كه : بدعت و زنا آشكار شود.
35- و ديدى كه: مردم به وسيله شهادت ناحق به يكديگر تعدى مى كنند
36- و ديدى كه : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد.
37- و ديدى كه : دين براساس ميل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطيل گردد.
38- و ديدى كه : جرئت بر گناه آشكار شود، و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد.
39- و ديدى كه : مؤ من نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش .
40- و ديدى كه : ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد.
41- و ديدى كه : سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند. (مانند فرستادن هياءتهاى به اصطلاح حسن نيت ، بستن قراردادهاى مختلف ، ديدارهاى سياسى از كشورهاى غير مسلمان )
42- و ديدى كه : واليان در قضاوت رشوه بگيرند.
43- و ديدى كه : پستهاى مهم واليان براساس مزايده است (پول) نه براساس شايستگى .
44- و ديدي كه : با محارم خود نزديكي مى كنند و به آنها اكتفا مى كنند.
45- و ديدى كه : مجرد تهمت و سوءظن افراد را مى كشند (بدون تحقيق و بررسى ) و ناگهان هجوم مى آورند و مال و جان او را تصاحب مى كنند (ممكن است در راه طغيان شهوت باشد كه زنان هرجايى همه چيز مردها را مى برند يا به وسيله حكام جور اموال مردم مصادره مى شود و جانشان هم به مخاطره مى افتد)
46- و ديدى كه : مرد بخاطر همبسترى با زنان مورد سرزنش قرار گيرد.
47- و ديدى كه : مرد از بدكارگى همسرش نان مى خورد. و زن به شوهرش خرجى مى دهد.
48- و ديدى كه : زنان بر مردان غالب مى شوند و برخلاف رضاى شوهر عمل مى كنند و مردشان را از نظر زندگى اداره مى كنند
49- و ديدى كه : مرد همسر و كنيزش را كرايه مى دهد و به غذاى پست (كه از اين راه بدست مى آورد) خشنود است
50- و ديدى كه : ايمان به خداوند بزرگ (اظهار ايمان ) با زور و جبر انجام مى شود (يا از طرف اولياء يا زمامداران )
51- و ديدى كه : آشكارا قمار بازى مى شود.
52- و ديدى كه : مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش مى شود.
53- و ديدى كه : زنان مسلمان خودشان را در اختيار كفار قرار مى دهند
54- و ديدى كه : گناهان در اجتماع آشكار مى شود و مردم آنها را مى بينند و كسى هم منع نمى كند و جراءت بر منع آنها در مردم نيست
55- و ديدى كه : مردم محترم ، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.
56- و ديدى كه : نزديكترين مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت عليهم السلام ستايش شوند.
57- و ديدى كه : هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش را قبول نمى كنند.
58- و ديدى كه : در گفتن سخن باطل و دروغ ، با همديگر رقابت كنند.
59- و ديدى كه : شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است .
60- و ديدى كه : همسايه از ترس زبان بد همسايه ، او را احترام مى كند.
61- و ديدى كه : حدود الهى تعطيل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.
62- و ديدى كه : مسجدها طلاكارى (زينت داده ) شود.
63- و ديدى كه : راستگوترين مردم نزد آنها مفتريان دروغگو است .
64- و ديدى كه : بدكارى آشكار شده و براى سخن چينى كوشش مى شود.
65- و ديدى كه : ستم و تجاوز شايع شده .
66- و ديدى كه : غيبت كردن را سخنى خوشمزه و دلچسب مى دانند و يكديگر را به غيبت كردن بشارت مى دهند
67- و ديدى كه : حج و جهاد براى خدا نيست .
68- و ديدى كه : سلطان به خاطر كافر، شخص مؤ من را خوار كند.
69- و ديدى كه : خرابى بيشتر از آبادى است .
70- و ديدى كه : مردم روزى خود را با كم فروشى به دست مى آورند.
71- و ديدى كه : خونريزى آسان گردد.
72- و ديدى كه : مرد بخاطر دنيايش رياست مى كند.
73- و ديدى كه : نماز را سبك شمارند. (هر وقت كه شد يا آخر وقت مى خوانند)
74- و ديدى كه : انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است .
75- و ديدى كه : قبر مرده ها را بشكافند و كفن مردگان را مى فروشند
76- و ديدى كه : هرج و مرج بسيار است .
77- و ديدى كه : مرد روز خود را مستى به شب مى رساند و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميتى به برنامه مردم ندهد.
78- و ديدى كه : با حيوانات آميزش مى شود.
79- و ديدى كه : مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى برمى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديده اند).
80- و ديدى كه : حيوانات همديگر را بدرند.
81- و ديدى كه : دلهاى مردم ، سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است .
82- و ديدى كه : بر سر كسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند.
83- و ديدى كه : نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.
84- و ديدى كه : فقيه براى دين ، فقه نمى آموزد و طالب حرام ، ستايش و احترام مى گردد.
85- و ديدى كه : مردم در اطراف قدرتمندانند.
86- و ديدى كه : طالب حلال ، مذمت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد.
87- و ديدى كه : در مكه و مدينه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند، و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.
88- و ديدى كه : آلات موسيقى و لهو در مدينه و مكه آشكار گردد.
89- و ديدى كه : مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى ديگران او را از اين كار بر حذر مى دارند.
90- و ديدى كه : مردم به همديگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پيروى نمايند.
91- و ديدى كه : راه نيك خالى و راه رونده ندارد.
92- و ديدى كه : مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگين نشود.
93- و ديدى كه : سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود.
94- و ديدى كه : مردم و جمعيتها جز از سرمايه داران پيروى نكنند.
95- و ديدى كه : به فقير چيزى دهند كه برايش بخندند ولى در راه غير خدا ترحم كنند.
96- و ديدى كه : علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود.
97- و ديدى كه : مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند.
98- و ديدى كه : انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.
99- و ديدى كه : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.
100- و ديدى كه : زنها بر مسند حكومت بنشينند، و هيچ كارى جز خواسته آنها پيش نرود.
101- و ديدى كه : پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد.
102- و ديدى كه : اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى ، كم فروشى ، و زشتى انجام نداده ، ناراحت است .
103- و ديدى كه : قدرتمندان ، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند.
104- و ديدى كه : اموال حق خويشان پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم (خمس ) در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.
105- و ديدى كه : به وسيله شراب ، بيمار را مداوا كنند، و براى بهبودى بيمار آن را تجويز نمايند.
106 و ديدى كه : مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دين بى تفاوت و يكسانند.
107- و ديدى كه : سر و صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است .
108- و ديدى كه : براى اذن و نماز مزد مى گيرند.
109- و ديدى كه : مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند.
110- و ديدى كه : شرابخوار مست ، پيش نماز مردم شود.
111- و ديدى كه : خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند.
112-و ديدى كه : قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.
113- و ديدى كه : استانداران از روى طمع ، خائنان را امين خود قرار دهند.
114- و ديدى كه : فرمانروايان ، ميراث (مستضعفان ) را در اختيار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.
115- و ديدى كه : بر روى منبرها از پرهيزكارى سخن مى گويند ولى گويندگان آن پرهيزكار نيستند.
116- و ديدى كه : صدقه را با وساطت ديگران بدون رضاى خدا و بخاطر درخواست مردم بدهند.
117- و ديدى كه : وقت (اول ) نمازها را سبك بشمارند.
118- و ديدى كه : هم و هدف مردم ، شكم و شهوتشان است ( از هر راهي)
119- و ديدى كه : دنيا به آنها روى كرده .
120- و ديدى كه : نشانه هاى برجسته حق ، ويران شده است .
اى حمران !- پس بر حذر باش و از پيشگاه خداوند بزرگ تقاضاى رهايى كن و بدان كه مردم گرفتار خشم خداوند هستند و به آنها مهلت داده شده در مقابل اوامرى كه به آنها شده است . پس ، مواظب خويشتن باش و كوشش كن تا خداوند تو را برخلاف آنها ببيند و اگر در ميان آنها باشى و عذاب خداوند نازل شود همانا به سوى رحمت واسعه الهى شتافته اى و اگر از آنها جدا شدى آنها گرفتار هستند و تو از جراءت بر خداوند در امان مانده اى . و بدان كه خداوند پاداش نيكوكاران را مى دهد و همانا رحمت خداوند نزديك به نيكوكاران است .
