داستان رقیه سلام الله علیها در لابلای متون

حضرت رقیه

 

 


در طول تاریخ اسلام بحث های زیادی در رابطه با زندگانی کوتاه حضرت رقیه (سلام الله علیها) و حتی وجود و یا عدم وجود آن حضرت انجام شده و بزرگان زیادی کوشیده اند تا با استناد به مدارک تاریخی یا معجزات موجود به رد یا اثبات وجود  آن حضرت بپردازند.

 

ما در مجال کوتاه این مقاله تنها به نقل برخی شواهد بر وجود این دردانه امام حسین علیه السلام می پردازیم.


 

 

بررسی اجمالی برخی شواهد

 با اینكه در تواریخ رسمى قرون اوّلیه، سرگذشت رقیّه(سلام الله علیها)  نیامده است؛ ولى با این حال برخى روایات و منابع به اسم او اشاره كرده‏اند كه به نمونه‏هایى اشاره مى‏شود:

1ـ  محدّث و مورّخ جلیل القدر، مرحوم سید بن طاووس (متوفاى 664 ق) مى‏نویسد: «حضرت سید الشهداء، زمانى كه اشعار معروف «یا دَهْرُ اُفٍّ لَكَ مِنْ خَلِیلٍ...» را ایراد فرمود، زینب‏ (سلام الله علیها) و اهل حرم، فریاد به گریه بلند كردند.

حضرت آنان را امر به صبر كرد؛ آن‏گاه فرمود: خواهرم امّ كلثوم و تو اى زینب و تو اى رقیه و تو اى فاطمه و تو اى رباب دقّت كنید زمانى كه من به قتل رسیدم، [در مرگم] گریبان چاك نزنید و صورت نخراشید و كلامى ناروا بر زبان نرانید.(اللهوف، سید بن طاووس)

طبق این سخنان، نام رقیه به زبان امام حسین‏ (علیه السلام) جارى شده است. پس باید یكى از بستگان نزدیك حضرت باشد و از آنجا كه بین خواهران و یا همسران، شخصى با این نام نداشته‏ایم به احتمال، دختر حضرت، مقصود است.

2ـ  امام حسین ‏(علیه السلام) پس از شهادت على اصغر به ظاهر به عنوان خداحافظى به خیمه آمد؛ آن‏گاه فریاد برآورد: اى امّ كلثوم! اى سكینه! اى رقیه! اى عاتكه! اى زینب! اى اهل بیت من! خداحافظ!» (مقتل الحسین و مصرع اهل بیته وأصحابه فی كربلاء)

عصر عاشورا كه دشمنان براى غارت به خیمه‏ها ریختند، آنجا در مجموع 23 كودك از اهل بیت‏علیهم السلام را یافتند. به عمر سعد گزارش دادند كه این 23 كودك بر اثر شدّت تشنگى در خطر مرگ هستند. وى اجازه داد به آنها آب بدهند. وقتى نوبت به حضرت رقیّه‏(علیها السلام) رسید، آن حضرت، ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوى قتلگاه حركت كرد

اینجا هم از رقیّه در ردیف خواهران و دختران نام برده شده است.

3ـ  آورده‏اند كه امام حسین‏ (علیه السلام) در آخرین لحظات حیات خویش، هنگام مواجهه با شِمرْ چنین فرمود: اى زینب! اى سكینه! اى فرزندان من! چه كسى بعد از من براى شما [و سرپرست شما ]خواهد بود؟ اى رقیه! اى امّ كلثوم! شما امانت پروردگار من هستید. امروز وعده [شهادت‏] نزدیك است. (موسوعة كلمات الامام الحسین)

اینجا هم در ردیف خواهران و دختران اسم او وجود دارد؛.

4ـ در برخى روایات آمده است كه حضرت سكینه در روز عاشورا به خواهر سه ساله‏اش كه به احتمال قوى همان رقیّه باشد، گفت: «بیا دامن بابا را بگیریم و مانع رفتن و كشته شدنش شویم.»

5ـ هنگامى كه زینب(سلام الله علیها) در كوفه با سر بریده اباعبد اللّه ‏(علیه السلام) مواجه شد، اشعارى سرود كه در ضمن آن آمده است: اى برادرم! با فاطمه كوچك سخن بگو كه نزدیك است قلبش ذوب شود. (بحار الانوار، ج 45)

فاطمه صغیره در ذهن متأخران و متقدمان بر رقیّه اطلاق مى‏شده است. با توجه به اینكه فاطمه، دختر بزرگ امام حسین ‏(علیه السلام) بوده و به عقد حسن مثنى در آمده است، نمى‏تواند این فاطمه، همان فاطمه باشد. پس باید دختر دیگرى براى ابا عبد اللّه ‏(علیه السلام) باشد كه به سر بابا خیره خیره نگاه مى‏كرده است.

امام حسین

 

6ـ اشعار سیف بن عمیره نخعى كوفى كه در دوران امام صادق‏ (علیه السلام) مى‏زیسته است، در ضمن این قصیده آشكارا دوبار، نام رقیّه را آورده است. (سیف از اصحاب بزرگوار امام صادق‏(علیه السلام) و امام كاظم ‏(علیه السلام) و از راویان برجسته و مشهور شیعه بوده است كه رجال شناسان بزرگى چون شیخ طوسى در فهرست، نجاشى در رجال، علّامه حلّى در خلاصة الاقوال، ابن داوود در رجال و علّامه مجلسى در وجیزه به وثاقت وى تصریح كرده‏اند.)

7ـ هلال بن نافع مى‏گوید كه در میان دو صف لشكر (دشمن) ایستاده بودم. كودكى از حرم امام حسین‏ (علیه السلام) بیرون آمد. امام به سوى میدان مى‏آمد كه كودك با گام هاى لرزان، دوان دوان خود را به امام رسانید و دامن آن حضرت را گرفت و گفت: «یا اَبَة! اُنْظُرْ اِلَىَّ فَاِنِّى عَطْشانٌ؛اى پدر! به من بنگر و ببین من تشنه‏ام»

 این تقاضا آن‏چنان جانسوز بود كه اشك از دیدگان امام حسین‏ (علیه السلام) جارى ساخت و فرمود: «بُنَیَّةُ اَللَّهُ یُسْقِیكَ فَاِنَّهُ وَكِیلِى؛ دخترم [مى‏دانم تشنه‏اى]خداوند تو را سیراب كند كه او وكیل [و پناهگاه] من است.» هلال گفت: «پرسیدم این دختر چه كسى بود و با امام حسین ‏(علیه السلام) چه نسبتى داشت؟» گفتند: «او رقیّه دختر سه ساله امام حسین ‏(علیه السلام) بود.» (سوگنامه آل محمد(ص)، محمدى اشتهاردى)

8ـ عصر عاشورا كه دشمنان براى غارت به خیمه‏ها ریختند، آنجا در مجموع 23 كودك از اهل بیت‏علیهم السلام را یافتند. به عمر سعد گزارش دادند كه این 23 كودك بر اثر شدّت تشنگى در خطر مرگ هستند. وى اجازه داد به آنها آب بدهند. وقتى نوبت به حضرت رقیّه‏(علیها السلام)  رسید، آن حضرت، ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوى قتلگاه حركت كرد.

 یكى از سپاهیان دشمن پرسید: «كجا مى‏روى؟» حضرت رقیه‏(علیهاالسلام)  فرمود: «بابایم تشنه بود. مى‏خواهم او را پیدا كنم و برایش آب ببرم.» او گفت: «آب را خودت بنوش كه پدرت را با لب تشنه شهید كردند.» آن حضرت گریه‏كنان گفت: «پس من هم آب نمى‏آشامم.» (سرگذشت جانسوز رقیه، ص 29)

آورده‏اند كه امام حسین‏ (علیه السلام) در آخرین لحظات حیات خویش، هنگام مواجهه با شِمرْ چنین فرمود: اى زینب! اى سكینه! اى فرزندان من! چه كسى بعد از من براى شما [و سرپرست شما ]خواهد بود؟ اى رقیه! اى امّ كلثوم! شما امانت پروردگار من هستید. امروز وعده [شهادت‏] نزدیك است

 البته این نقل سازگارى ندارد با آنچه كه در رابطه با قصّه خرابه آمده است كه حضرت رقیّه‏(علیها السلام)، سراغ بابا را مى‏گرفت و گویا از شهادت او اطلاع نداشت؛ ولى به این مقدار مى‏تواند مۆیّد باشد كه دخترى به این نام، از دختران امام حسین ‏(علیه السلام) بوده است. همچنین نقل شده است كه رقیّه‏(علیها السلام) لحظه نماز ظهر، سجّاده بابا را پهن كرد و منتظر آمدن او بود كه نماز گزارد.(حضرت رقیّه، على فلسفى)

البته قدیمى‏ترین منبعى که در زمینه وجود مبارک حضرت رقیه در دست است، کتاب کامل بهایى اثر شیخ عمادالدین حسن بن على بن محمد بن على طبرى آملى است. او که از معاصران خواجه نصیر طوسى است، کتاب را به دستور وزیر بهاءالدّین محمد، فرزند وزیر شمس الدین جوینى صاحب دیوان و حاکم اصفهان در دولت هولاکوخان نگاشته است و از این رو، به کامل‏ بهایى شهرت یافته است. نام دیگر این کتاب کامل السّقیفه است. این کتاب در دو جلد و در مدت دوازده سال نگارش یافته و تاریخ پایان تألیف کتاب، سال 675 ق است. از مجموعه این آثار این مولف هم به خوبى مى‏توان فهمید که وى دانشمند شیعى و تاریخ نگارى متعهّد است.

لازم به ذکر است که دلایل بسیاری برای اثبات وجود مقدس و نازنین حضرت رقیه سلام الله علیها دختر امام حسین علیه السلام در کتاب ها و تحقیقات محققان ذکر شده است که ما در این نوشتار بخش بسیار کوچکی از آن را نقل کرده ایم و واضح است که علاقه مندان می توانند برای مطالعه بیشتر به این منابع مراجعه کنند.

                                                                 


ادامه مطلب
[ جمعه 23 آبان 1393  ] [ 12:46 AM ] [ سید رسول حسینی ]
[ نظرات0 ]

اعمال ماه محرم

 

 

چرا محرم؟!

پیش از اسلام عرب، جنگ در این ماه را حرام می‌دانست و ترك مخاصمه می‌كرد؛ لذا از آن زمان این ماه بدین اسم نامگذاری شد.(1) و روز اول محرم را اول سال قمری قرار دادند.(2) در توضیح این كه چرا ماه‌های دیگر كه جنگ در آنها حرام است، محرم نامیده نمی‌شود می‌توان گفت: چون ترك جنگ از این ماه شروع می‌شد به آن محرم گفتند.

این ماه در مكتب تشیع یادآور نهضت حضرت سیدالشهدا و حماسه‌ جاودان كربلاست.

این ماه، یادآور دلاورمردی‌های یاران با وفای اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، فداكاری‌های زینب كبری(سلام الله علیها)، حضرت سجاد(علیه السلام)، و همه‌ اسرای كاروان امام حسین(علیه السلام)، است. این ماه، یادآور خطبه‌ها و شعارهای آگاهی‌بخش سالار شهیدان، نطق آتشین حضرت زینب(سلام الله علیها) و خطابه‌ غرّای زین العابدین(علیه السلام)، است.

این ماه، یادآور استقامت حبیب بن مظاهر و شهادت عون و جعفر است.

آری این ماه، ماه پیروزی حق بر باطل است.

 

محرم

 

محرم از منظر ائمه(علیهم السلام)

شیعیان از امام رضا(علیه السلام)، چنین نقل شده است:

«وقتی محرم فرا می‌رسید، پدرم خندان دیده نمی‌شد، حزن و اندوه تا پایان دهه‌ اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصیبت و گریه ایشان بود.»(3)

همچنین حضرت امام رضا(علیه السلام) درباره‌ عاشورا می‌فرماید:

«كسی كه عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه‌اش باشد، خداوند قیامت را روز شادمانی و سرور او قرار خواهد داد.»(4)

 

اعمال شب اول ماه محرم

1ـ نماز: این شب چند نماز دارد كه یكی از آنها به شرح ذیل است:

دو ركعت، كه در هر ركعت بعد از حمد یازده مرتبه سوره‌ توحید خوانده شود.

در فضیلت این نماز چنین آمده است:

«خواندن این نماز و روزه داشتن روزش موجب امنیّت است و كسی كه این عمل را انجام دهد، گویا تمام سال بر كار نیك مداومت داشته است.»(5)

2ـ احیای این شب.(6)

3ـ نیایش و دعا.(7)

 

روز اول محرم

اول محرم هر سال اولین روز سال قمری است. از امام محمدباقر(علیه السلام) روایت شده است: «آن كس كه این روز را روزه بدارد، خداوند دعایش را اجابت می‌كند، همانگونه كه دعای زكریا(علیه السلام) را اجابت كرد.»(8)

دو ركعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار دعای زیر قرائت گردد:

«اللّهم انت الاله القدیم و هذه سنةٌ جدیدةٌ فاسئلك فیها العصمة من الشیطان و القوَّة علی هذه النّفس الامّارة بالسُّوء»(9)؛ بارالها! تو خدای قدیم و جاودانی و این سال، سال نو است، از تو می‌خواهم كه مرا در این سال از شیطان حفظ كنی و بر نفس اماره (راهنمایی كننده) به بدی پیروز سازی.

 

روز دوم محرم

در چنین روزی كاروان امام حسین(علیه السلام) در سال 61 ه‍ .ق وارد سرزمین كربلا شد و با ممانعت لشكر حرّ مجبور به توقّف در آنجا گردید.(10)

 

روز سوم محرم

از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است:

«هر كس در این روز روزه بگیرد، خداوند دعایش را اجابت كند.»(11)

در آن روز سپاه عمر بن سعد وارد كربلا شد.

 

روز چهارم محرم

بی‌نتیجه بودن مذاكره حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)، با عمر بن سعد برای وادار كردن لشكر وی به ترك جنگ و دعوت او و لشكرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.

 

روز هفتم محرم

روزه گرفتن مستحب است.

 

روز نهم محرم

تاسوعای حسینی، روز محاصره‌ امام حسین(علیه السلام) و اصحابش در سرزمین كربلا توسط سپاه شمر.(12)

 

اعمال شب عاشورا

1ـ چند نماز برای این شب در روایات آمده است كه یكی از آنها چنین است:

چهار ركعت نماز كه در هر ركعت بعد از سوره‌ حمد، 50 بار سوره‌ توحید خوانده می‌شود. پس از پایان نماز، 70 بار «سبحان الله والحمدالله و لا اله الاّ الله و الله اكبر ولا حول ولا قوة الاّ بالله العلیّ العظیم» خوانده شود.(13)

2ـ احیای این شب كنار قبر امام حسین(علیه السلام).(14)

3ـ دعا و نیایش. (15)

عاشورا

 

روز عاشورا

1ـ عزاداری بر امام حسین(علیه السلام) و شهدای كربلا، در این مورد از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است:

هر كس كار و كوشش را در این روز، رها كند، خداوند خواسته‌هایش را برآورد و هر كس این روز را با حزن و اندوه سپری كند، خداوند قیامت را روز خوشحالی او قرار دهد. (16)

2ـ زیارت امام حسین(علیه السلام).(17)

3ـ روزه گرفتن در این روز كراهت دارد؛ ولی بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشامیدن خودداری شود. (18)

4ـ آب دادن به زائران امام حسین(علیه السلام).(19)

5ـ خواندن سوره توحید هزار مرتبه.(20)

6ـ خواندن زیارت عاشورا. (21)

7ـ گفتن هزار بار ذكر «اللّهم العن قتلة الحسین(علیه السلام).»(22)

 

روز دوازدهم محرم

ورود كاروان اسیران كربلا به كوفه و شهادت حضرت سجاد(علیه السلام) در سال 94 ه‍ .ق.

 

روز بیست و یكم محرم

1ـ روزه‌ این روز مطلوب است. (23)

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 22 آبان 1393  ] [ 12:42 AM ] [ سید رسول حسینی ]
[ نظرات0 ]

ريشه عاشورا در سقيفه

عاشورا

بـسـيـارى از حـوادث، در ارزيـابـى بـنيادين به ريشه‌هاى كهن‌ترى منتهى مى‌شود كه گاهى فـاصـله زمـانـى بـسـيـارى مـيـان آن دو وجـود دارد، گـاهـى عـلل و اسـبـاب واسـطـه‌اى و مـيـانـى مـتـعـدّدى آن دو را بـه هـم مـتـصـّل مـى‌سازد. اگر شناخت عميق و جريان شناسانه از حوادث باشد، هم بصيرت انسان را در تـحـليـل وقـايـع مى‌افزايد، هم از تكرار برخى وقايع تلخ در دوران‌هاى بعدى جلوگيرى مى‌كند.

حـادثـه عـاشـورا يـكـى از ايـنگـونـه جـريـانـات اسـت كـه ريـشـه آن بـه پـنـجـاه سـال قـبـل و بـه مـاجـراى غـصـب خـلافـت از خـانـدان پيامبر و بازيگرى با حاكميّت دينى و خلافت اسلامى باز مى‌گردد. آن جريان انحرافى كه در مساله رهبرى و خلافت پيش آمد، به تدريج جامعه را از سـرچـشـمـه زلال مـكـتب دور ساخت، دشمنان ديرين اسلام و پيامبر، كم كم قدرت يافتند و با اسـتـيـلا بـر سـرنـوشـت مـسلمين و حكومت، اهداف و نيّات شوم خود را تحقّق بخشيدند. اگر آن ستم نـخـسـتـين نبود و گستاخى فاحش نسبت به پيامبر و خاندان گرامى او انجام نمى‌گرفت، كار امّت پـيـامـبـر بـه آنـجـا نـمـى‌رسيد كه عزيزترين چهره امّت اسلامى و يادگار معصوم پيامبر را در كربلا به شهادت برسانند و پس از آن قتل عام خونين، خاندان پيامبر را به اسارت ببرند.

لعـنـت‌هـايـى كـه در زيـارتـنـامـه‌هـا بـه (نـخـسـتـيـن ظـالم در حـق مـحـمـد و آل مـحـمـّد) ديـده مـى‌شـود، و لعـنـت بـر آنـان كـه پـايـه و اسـاس ظـلم بـر اهـل بـيـت را گـذاشـتـنـد (1) و آنـان كـه آن راه را ادامه دادند، همكارى كردند، سكوت كردند و ... همه اشاره به ريشه حادثه كربلا در سقيفه و جريانات صدر اسلام است .

عـاشـورا، در واقـع تـجـلّى نـهـايـت دشـمـنـى‌هـاى امـويـان بـا اهـل بـيـت عـصـمـت و طـهـارت بـود كـه بـا هـمـدسـتـى هـمـه عـوامـل پـيـدا و پـنـهـان شـكـل گـرفـت . اگـر وصـيـّت پـيـامـبـر دربـاره سـرنـوشـت مـسـلمـيـن پـس از خـودش عـمـل مـى‌شـد و (ولايـت) حـاكميّت مى‌يافت، آن بدعت‌ها، رجعت‌ها و شعله‌ور شدن آتش كينه و عداوت بـازمـانـدگـانِ احـزاب شـرك و ضـربـه خـوردگـان از تـيـغ اسـلام، مـجـال بـروز نمى‌يافت.

پس شهادت امام و يارانش در عاشورا، برگى ديگر از آن ستم نخستين بود. به تعبير عميق و زيباى مرحوم آية الله غروى اصفهانى: «... وقتى حرمله تير افكند، حرمله نـبـود كـه تـيـر انـداخت، بلكه تيرانداز واقعى كسى بود كه براى او زمينه‌سازى كرده بود. تـيـرى از جـانـب سـقيفـه آمد كه كمانِ آن در دست خليفه بود. آن تير، گلوى آن كودك را ندريد، بلكه بر جگر دين و قلب پيامبر فرو نشست.» (2)

تيرى هم كه روز عاشورا بر قلب حسين بن على (عليه السلام) نشست و خونِ (ثار الله) را بر زمين ريخت، در واقع در روز سقيفه رها شده بود و در عاشورا به هدف نشست!

اين كه يزيد، پس از كشتن امام حسين (عليه السلام) مغرورانه مى‌گفت كاش اجداد و نياكانم بودند و شاهد اين انـتـقـام‌گـيـرى بـودنـد، نشانه ديگرى است كه كينه او با امام، تداوم همان كينه‌هاى ابوسفيان و مشركان بنى اميّه با پيامبر و خاندان او و دين خدا بود و اين كه (ابن زياد) در كوفه به سر مبارك سيدالشهدا جسارت مى‌كرد و با چوبى كه در دست داشت بر لبهاى او مى‌زد و مى‌گفت: «يَومٌ بـِيـَومِ بَدرٍ)،(3) - اين روز در مقابل روز جنگ بدر - باز هم نشان دهنده ريشه داشتن كربلا در سقيفه است. جريان شناسى تاريخى، به حوادث، معناى ديگرى مى‌بخشد و بدون چنين شـنـاخـتـى، گـاهـى نمى‌توان از قـضـايـاى تـاريـخى تحليل درستى ارائه كرد.

کل يوم عاشورا

مرحوم نيّر تبريزى در پيوند اين دو حادثه با هم، گفته است:

كانكه طرح بيعتِ شورا فكند                              خود همانجا طرح عاشورا فكند

چرخ در يثرب رها كرد از كمان                             تير، كاندر نينوا شد بر نشان (4)

امـام حـسـين (عليه السلام) روز عاشورا در خطبه دوّمى كه با كوفيان سخن مى‌گفت، از آنان با اين القاب و اوصاف ياد فرمود:

«مرگ بر شما اى بردگان امّت، اى بازماندگان پراكنده احزاب، اى واگذارندگان كتاب خدا، اى تـحـريـفـگـرانِ دين، اى گروه تباهى و گناه، اى دميده شدگان شيطان، اى خاموش كنندگان سـنـّت‌هـا! آيـا از ديـن طـاغـوت‌هـا حـمايت كرده، ما را خوار مى‌سازيد؟ آرى به خدا سوگند! اين نـيـرنـگـى كـهـن در شـمـاسـت كه ريشه‌هايتان بر همين استوار شده و شاخ و برگ‌هايتان بر آن روييده است و شما پليدترين ميوه اين خارستانيد و لقمه غاصبان ... .» (5)

در ايـن بـيـان نـيـز، حـضـرت، آنـان را پـس مـانـده‌هـاى هـمـان قـبـايـل و احزاب جاهلى و معاند مى‌داند و ميوه تلخ درختِ دشمنى بنى اميّه با آيين خدا مى‌شمارد. اين نـيـز نـوعى نگرش جريان شناسانه به شركت كنندگان در فاجعه تلخ عاشوراست، از چشم امام حسين (عليه السلام).

شناخت ريشه‌هاى هر حادثه و زمينه‌هاى قبلى آن، از پيام‌هاى ديگر عاشوراست.

 


ادامه مطلب
[ پنج شنبه 22 آبان 1393  ] [ 12:31 AM ] [ سید رسول حسینی ]
[ نظرات0 ]

علت نامگذاری ماه محرم

 

محرم

تاسیس تاریخ برای مسلمانان در زمان خلافت خلیفه دوم مسلمین و با مشورت حضرت علی (علیه‌السلام) در سال شانزدهم هجری صورت گرفته است. مبدا تاریخ را هجرت پیامبر و ماه نخست آن را محرم، سالی كه هجرت روی داده بود گرفتند.(1) علت نامگذاری این ماه آن بود كه در ایام جاهلیت، جنگ در این ماه را حرام می‌دانستند.

ـ در دوم ماه محرم الحرام سال 61 هجری كاروان حضرت امام حسین (علیه السلام) وارد كربلا شد و سپاهیان دشمن كه هر روز بر تعدادشان افزوده می‌شد در روزهای تاسوعا و عاشورا كه روز نهم و دهم محرم می‌باشد او و یارانش را به شهادت رساندند.

امام هشتم شیعیان امام رضا(علیه السلام) در خصوص این ماه فرمود: در جاهلیت، حرمت این ماه نگاه داشته می‌شد و در آن نمی‌جنگیدند ولی در این ماه، خون‌های ما را ریختند و حرمت ما را شكستند و فرزندان و زنان ما را اسیر كردند و خیمه‌ها را آتش زدند و غارت كردند و حرمت پیامبر را دربارة ذریه‌اش رعایت نكردند.

آیت الله میرزا جواد ملكی تبریزی در «مراقبات» نوشته است: «كودكانم را می‌دیدم كه در دهه نخست ماه محرم غذا نمی‌خوردند و به نان خالی اكتفا می‌كردند كسی هم به آنان نگفته بود ماه محرم شروع شده است گمان می‌كنم عشقی درونی آنان را برمی‌انگیخت.» (2) به همین دلیل ماه محرم با حادثه عاشورا عجین شده است و فرا رسیدن آن دلها را پر از غم می‌سازد و پیروان و شیفتگان امام حسین (علیه السلام) از اول محرم، محافل و مجالسی را سیاهپوش كرده، به یاد آن امام شهید به عزاداری می‌پردازند.(3)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- تاریخ تحلیلی اسلام، دكتر سیدجعفر شهیدی، ص130.

2- پیام‌آور عاشورا، مهاجرانی، ص 11.

3- با اندكی دخل و تصرف، فرهنگ عاشورا جواد محدثی، ص 406 .


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 21 آبان 1393  ] [ 12:41 AM ] [ سید رسول حسینی ]
[ نظرات0 ]

گام‌ به‌ گام‌ با كاروان‌ كربلا

محرم

كاروان‌ كربلا پس‌ از وداع‌ با پيامبر اكرم و حضرت‌ زهرا و امام‌ مجتبي‌(عليهم السلام) شب‌ يكشنبه‌ بيست‌ و هشتم‌ رجب‌ سال‌ شصت‌ هجري‌ مدينه‌ را به‌ سوي‌ مكه‌ ترك‌ نمودند. امام‌ حسين‌(عليه‌السلام) از بيعت‌ با يزيد خودداري‌ كرده‌ و شبانه‌ همراه‌ خانواده‌ خويش‌ از مدينه‌ به ‌مكه‌ حركت‌ نمود. يك‌ جامعه‌ نمونه‌ در اين‌ كاروان‌ متجسم‌ بود. در دل‌ تاريكي‌ از كوره‌راه‌هاي‌ بيابان‌ها گذر كردند و منزل‌ به‌ منزل‌ راه‌ سپردند.

يك‌ ماه‌ و چند روز از بيابان‌ها و كوهستان‌ها گذشتند و در هر منزل‌ از خود، ردّي‌ از روشنايي‌ و كرامت‌ باقي‌ نهادند. روز سوم‌ شعبان‌ سال‌ شصت‌ هجري‌ درست‌ در روز ميلاد امام‌ حسين‌ (عليه السلام) كاروان‌ امام‌ به‌ مكه‌ رسيد و در محله شعب‌ علي‌ در خانه‌ عباس‌ بن‌ عبدالمطلب‌ اقامت‌ گزيد. مردم‌ مكه‌ به‌ استقبال‌ و ديدار خاندان‌ پيامبر(صلي الله عليه و آله) آمدند. در اين ‌ايام‌ كه‌ در آستانه‌ برگزاري‌ مراسم‌ حج‌ بود بسياري‌ از مسلمانان‌ از سراسر قلمرو اسلامي‌ به‌ مكه‌ مي‌آمدند و اين‌ فرصت‌ مناسبي‌ براي‌ امام‌ حسين(عليه‌السلام) و خاندان‌ پيامبر بود تا با مردم‌ صحبت‌ كنند و نسيم‌ آزادي‌ در مكه‌ وزيدن‌ گيرد.

از سوم‌ شعبان‌ تا هشتم‌ ذي‌ الحجه‌ كه‌ امام‌ حسين(عليه السلام) از مكه‌ به‌ قصد كوفه ‌عزيمت‌ نمود بيش‌ از چهار ماه‌ در مكه‌ اقامت‌ داشتند. در اين‌ مدت‌، مردم‌ گروه‌ گروه‌ با امام‌حسين‌(عليه السلام) تماس‌ مي‌گرفتند و ابراز وفاداري‌ و حمايت‌ مي‌كردند.

در دهم‌ رمضان‌ نامه‌اي‌ از سران‌ و اعيان‌ كوفه‌ به‌ امام‌ حسين‌ (عليه السلام) رسيد كه‌ در آن ‌نامه‌ از امام‌ دعوت‌ شده‌ بود به‌ كوفه‌ برود تا كوفيان‌ به‌ رهبري‌ امام‌ با يزيد بجنگند.

امام‌ در پاسخ‌ نامه‌هاي‌ مكرر سران‌ و مردم‌ كوفه‌، مسلم‌ بن‌ عقيل‌ (پسر عموي ‌خود) را به‌ كوفه‌ فرستاد تا ميزان‌ صحت‌ گفته‌ كوفيان‌ را به‌ اطلاع‌ امام‌ برساند.

با اعزام‌ مسلم‌ بن‌ عقيل‌ به‌ كوفه‌، هجده‌ هزار نفر از مردم‌ كوفه‌ با امام‌ بيعت‌ كردند و مسلم‌ خبر اين‌ بيعت‌ و وفاداري‌ را به‌ امام‌ ارسال‌ داشت‌. ليك‌ با تغيير يافتن‌ حاكم‌ كوفه ‌وضع‌ِ مردم‌ نيز تغيير يافت‌. ابن‌ زياد از طرف‌ يزيد بن‌ معاويه‌ به‌ عنوان‌ حاكم‌ كوفه‌ انتخاب ‌شد و با فريب‌ و توطئه‌ و قتل‌ و كشتار، مردم‌ِ كوفه‌ را از همراهي‌ با مسلم‌ باز داشت‌ تا جايي ‌كه‌ مسلم‌ در يك‌ جنگ‌ نابرابر به‌ تنهايي‌ با سربازان‌ ابن‌زياد جنگيد و سرانجام‌ دستگير و به‌ شهادت‌ رسيد.

همزمان‌ با اين‌ واقعه‌ و مطلع‌ شدن‌ يزيد از نهضت‌ امام‌ حسين‌ (عليه السلام) و فعاليت‌هاي ‌ايشان‌ سپاهي‌ را به‌ فرماندهي‌ عمر بن‌ سعد جهت‌ دستگيري‌ يا قتل‌ امام‌ حسين‌ (عليه السلام) به ‌مكه‌ اعزام‌ نمود و امام‌ وقتي‌ از ماجرا آگاه‌ شد ديگر نتوانست‌ منتظر رسيدن‌ نامه‌ مسلم‌ بن‌ عقيل‌ باشد و ناچاراً در هشتم‌ ذي‌ حجه‌ مكه‌ را به‌ قصد كوفه‌ ترك‌ نمود.

حركت‌ كاروان‌ امام‌ از هشتم‌ ذي‌ حجه‌ تا دوم‌ محرم‌ كه‌ به‌ كربلا رسيد، حركتي‌ بود براي‌ بيدار نمودن‌ انسان‌هاي‌ تمامي‌ تاريخ‌. اين‌ كاروان‌، منزل‌ به‌ منزل‌ راه‌ مي‌سپرد تا آميزه‌اي‌ از عظمت‌ و عزت‌ و مظلوميت‌ را بر صفحات‌ تاريخ‌ بنگارد و سرانجام‌ اين‌ كاروان ‌در دهم‌ محرم‌ 61 هجري‌ حماسه‌اي‌ را آفريد، حماسه‌ عشق‌، حماسه‌ هويت‌ انساني‌، حماسه‌ عاشورا.

روز شمار اين‌ حماسه‌، شمارش‌ لحظاتي‌ است‌ كه‌ انسان‌هايي‌ عاشق‌ از فراز اين ‌روزها به‌ معراج‌ رفتند و در هر منزلي‌ از خود خاطره‌اي‌ به‌ جاي‌ نهادند، خاطره‌اي‌ كه‌ هر قصه آن‌ درسي‌ از عزت‌ نفس‌ و كرامت‌ ذاتي‌ انسان‌ كامل‌ امام‌ حسين‌ (عليه السلام) مي‌باشد.

 

روزشمار فاجعه‌ كربلا

 

پانزدهم‌ رجب‌ 60 ه.ق‌:

- مرگ‌ معاويه‌ و شروع‌ خلافت‌ يزيد بن‌ معاويه‌

ـ نامه‌ يزيد به‌ والي‌ مدينه‌ جهت‌ اخذ بيعت‌ با امام‌ حسين‌ (عليه السلام).

 

اواخر رجب‌ 60 ه.ق‌:

- رسيدن‌ نامه‌ يزيد به‌ والي‌ مدينه‌ و عدم‌ بيعت‌ امام‌ حسين(عليه السلام) ‌با يزيد.

 

بيست‌ و هشت‌ رجب‌ 60 ه.ق‌:

حركت‌ امام‌ حسين‌ (عليه السلام) از مدينه‌ به‌ سوي‌ مكه‌ (روز يكشنبه‌)

محرم

 

سوم‌ شعبان‌ 60 ه.ق‌:

ورود امام‌ حسين‌ (عليه السلام) به‌ مكه‌ و سكونت‌ آن‌ حضرت‌ و خاندانش‌ در خانه‌ عباس‌ بن‌ عبدالمطلب‌. (حضور امام‌ در مكه‌ مدت‌ چهار ماه‌ و چند روز بوده‌ است‌).

 

دهم‌ رمضان‌ 60 ه.ق‌:

وصول‌ نامه‌ مردم‌ كوفه‌ به‌ امام‌ حسين(عليه السلام) توسط‌ عبدالله‌ بن ‌سبع‌ الهمداني‌ و عبدالله‌ بن‌ وال‌ تميمي‌.

 

دوازدهم‌ رمضان‌ 60 ه.ق‌:

وصول‌ يكصد و پنجاه‌ نامه‌ از كوفه‌ به‌ امام‌ حسين(عليه السلام) توسط‌ قيس‌ بن‌ مسهر و عبدالرحمن‌ بن‌ عبدالله‌ و عمارة بن‌ عبيد.

 

چهاردهم‌ رمضان‌ 60 ه.ق‌:

وصول‌ نامه‌ سران‌ و مردم‌ كوفه‌ به‌ امام‌ حسين(عليه السلام) توسط‌ هاني‌ بن‌ هاني‌ السبيعي‌ و سعيد بن‌ عبدالله‌ النخعي‌.

 

پانزدهم‌ رمضان‌ 60 ه.ق‌:

- حركت‌ جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقيل‌ به‌ سوي‌ كوفه‌.

ـ ارسال‌ نامه‌ توسط‌ امام‌ به‌ رؤساي‌ بصره‌.

 

پنجم‌ شوال‌ 60 ه.ق‌:

ورود جناب‌ مسلم‌ بن‌ عقيل‌ به‌ كوفه‌ و بيعت‌ هيجده‌ هزار از مردم‌ كوفه‌ با مسلم‌.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 21 آبان 1393  ] [ 12:30 AM ] [ سید رسول حسینی ]
[ نظرات0 ]