جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوي دوستان
کاربردي

”چهارمین

Online User

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

 

بحرین

مَرَجَ الْبَحْرَینِ یلْتَقِیانِ(الرحمن/19)

 

دومینوی انقلاب‌های منطقه و موج بلندخیز بیداری اسلامی، کاخ‌های برافراشته از ستم را لرزان و مرزهای کین و نفاق را درنوردیده است.

زیر پای خیزش آزادمردان اسلام‌خواه، بیرق حقیر زورباوری لگد می‌خورد و بنای حکومت غدر و جور و دروغ و دغل، فرو‌‌می‌ریزد.

جهان اسلام آبستن تحولی سترگ است. در این میان اما، حکایت بحرین، قصه‌ی پرغصه‌ی دیگر است.

مرگ، بر فراز سرزمین اساطیری دیلمون، که روزی روزگاری "سرزمین زندگی" اش می‌خواندند، خیمه‌ای سهمگین گسترده است.

بحرین،‌ این درّ‌ِ بدخشان لب دریای خلیج فارس را می‌گویم.

کربلای عصر متمدن امروز، بحرین به خون‌پالاست. اگر دیروز، یزیدیان آل ابی سفیان، قرآن ناطق را به سر نیزه بردند، امروز اما حرامیان آل سعود و قداره بندان سیاه اندیش آل خلیفه، به آتش جهالت، رحل و قرآن و مسجد و محراب را یکجا به خاکستر می‌نشانند.

این درد را به کجا باید برد؟

دست تظلم به سوی که باید دراز کرد؟

جز درگاه فریادرس دادار، چه کسی مرهم گذار این زخم کهنه است.

فرمود: نماز، سیما و ستون دین شماست. بر مرکب نماز فرود آئید و  گره از کارها بگشائید.

بیایید مغتنم شماریم فرصت را، که گاه طلوع بانوی آفتاب از مشرق مدینه است. همه با هم، که یدالله مع الجماعة، دست توسل به دامن حضرتش زده، و نماز استغاثه به آستان بی‌نیاز بنده‌نواز، بگذاریم.

این نماز را در ایام ولادت بانو  اقامه کنیم، چنانکه صاحب "مفاتیح‌الجنان" آورده است:

" هر گاه حاجتی داری دو رکعت نماز به جای آور و پس از سلام سه مرتبه تکبیر بگو و پس از آن تسبیحات حضرت فاطمه علیهاالسلام را بگو، آنگاه به سجده برو و صد مرتبه بگو: «یا مَوْلاتی یا فاطِمَةُ اَغیثینی»، سپس جانب راست صورت را بر زمین بگذار و همان ذکر را صد مرتبه بگو، سپس جانب چپ صورت را بر زمین بگذار و صد مرتبه همان ذکر را بگو و حاجت خود را بخواه، به خواست خداوند حاجتت برآورده می‌شود."

گاه حاجت گرفتن از خدا در قنوت و سجده، هر چه گفتی، گفتی و هر چه خواستی، خواستی، اما بدان که چشمان خون‌رنگ کودکان بحرین، اینک ناظر به قنوت‌ سبز دستان شماست.

چیزی بر زبان جاری کن که فرجام خوش فتح و ظفر را برای ملت‌های در بند، خاصه شیعیان بحرین، به ارمغان آورد.

 

هر که دارد هوس کرب و بلا، بسم الله...


بعضی از نمازها نیمی از آن پذیرفته می‌شود، بعضی، یك سوم آن، برخی یك چهارم و بعضی یك پنجم تا آنجا كه برخی یك دهم آن قبول می‌شود. 


نماز

نقش و اهمیت نماز در دین نشان دهنده عظمت و استحکام این حبل متین و ریسمان استوار میان زمین و آسمان است. ریسمان دیگر اعمال ارزشی برای صعود انسان به افق بلند سعادت کافی نیست; ولی نردبان نماز، افزون بر آن که به تنهایی وسیله عروج است، می تواند ثقل و سنگینی بقیه اعمال را نیز متحمل گردد. این حقیقت به جوهره نماز باز می گردد و با عدالت خداوند هیچ گونه ناسازگاری ندارد .

 

ماجرای نمازی که بر صورت صاحبش زده می‌شود

در ادبیات عرفانی و عبادی بین دو مفهوم «مقبول» و «صحیح» تفاوت بسیاری وجود دارد و هر کدام از این مفاهیم دارای مراتبی است .

 

نماز مقبول

«نماز مقبول» آن است كه با خضوع و خشوع به‌جا آورده شود و آداب ظاهری و باطنی در آن مراعات شود. این نماز موجب تزكیة نفس و پاكی روح و روان می‌شود و تأثیر تربیتی و اخلاقی فراوانی دارد.

از این‌رو چنین نمازی را نماز اخلاقی نیز می‌گویند؛ نمازی كه فرشتگان آن را با درخشندگی خاصی به پیشگاه خداوند متعال می‌برند و پروردگار عالم این نماز را می‌پذیرد.

 

نماز صحیح

نماز صحیح، موجب رفع تكلیف می شود و به سبب آن انسان در جهان آخرت مورد بازخواست قرار نمی‌گیرد. چنین نمازی را نماز فقهی نیز می‌گویند. نمازی كه فرشتگان آن را در حالی كه نورانیت و درخششی ندارد، به محضر ربوبی می‌برند و مورد قبول خداوند قرار نمی‌گیرد. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«ان من الصلوه لما یقبل نصفها و ثلثها و ربعها و خمسها الی العشرون ان منها لما یلف كما یلف الثوب الخلق فیضرب لها وجه صاحبها و ان ما لك من صلوتك الا ما اقبلت علیهه بقلبك ؛ (سرّ الصلوة، ص50)

بعضی از نمازها نیمی از آن پذیرفته می‌شود، بعضی، یك سوم آن، برخی یك چهارم و بعضی یك پنجم تا آنجا كه برخی یك دهم آن قبول می‌شود و بعضی از نمازها همچون جامه كهنه پیچیده و بر صورت صاحبش زده می‌شود و نمازگزار بهره‌ای از نمازهایش نمی‌برد، مگر به اندازه‌ای كه در هنگام خواندن آنها به خداوند توجه داشته است.»

در میان تعقیبات نماز،‌تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها) خیلی فضیلت دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: تسبیح جده‌ام حضرت زهرا(سلام الله علیها)، بعد از نمازهای روزانه، نزد من از هزار ركعت نماز در هر روز برتر و محبوب‌تر است.

نمازی كه با حضور قلب خوانده شود، ارزشمند و بسیار با اهمیت است. ممكن است در بعضی از نمازها شخص نتواند خشوع در آن را مراعات كند.

در چنین مواقعی نمازگزار با رعایت خضوع ظاهری و به‌جا آوردن مستحبات، نظیر گفتن اذان و اقامه و خواندن ذكرهای اضافه بر ذكر اصلی در ركوع و سجده‌ها كه در رساله‌های عملیه و كتب ادعیه آمده است، می‌تواند قبولی نماز خود را فراهم آورد. نمازگزار می‌‌‌‌تواند بعد از نماز با ذكر صلوات بر پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله)و خواندن تعقیبات؛ یعنی دعاهایی كه بعد از نمازهای یومیه وارد شده است، بخشی از كاستیهای نماز خود را جبران كند. آن‌گاه آن نماز را به خداوند متعال عرضه نماید تا پروردگار با فضل و كرم خود آن را بپذیرد.

 

ذکری که از هزار رکعت نماز بالاتر است

در میان تعقیبات نماز، ‌تسبیح حضرت زهرا(سلام الله علیها) خیلی فضیلت دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: تسبیح جده‌ام حضرت زهرا(سلام الله علیها)، بعد از نمازهای روزانه، نزد من از هزار ركعت نماز در هر روز برتر و محبوب‌تر است.

در مورد تعقیبات نماز، از آیت‌الله حصه‌ای(ره) یكی از علمای اصفهان تشبیه زیبایی نقل شده است. ایشان نماز را به بادباك كاغذی تشبیه می‌كردند و می‌گفتند: وقتی بادبادك دنباله‌ نداشته باشد به آسمان نمی‌رود. نمازی هم‌ كه تعقیب نداشته باشد به عالم ملكوت نمی‌رود.

 

چگونه نمازی مورد قبول خداوند واقع می شود؟

به طور کلی قبولی عبادات به خصوص نماز مراحل بلکه شرایطی دارد. زیرا: گاهی عبادت صحیح است ولی رشدآور نیست مثل دارویی که شفابخش نیست.

نماز خواندن

در آیات و روایات شرایط و مراحل قبولی عبادات شش چیز ذکر شده که عبارتند از:

1- شرط اعتقادی؛ 2 -شرط ولائی؛ 3 - شرط اخلاقی؛ 4 – شرط اقتصادی؛ 5 - شرط اجتماعی؛ 6 - شرط بهداشتی.

شرط اعتقادی:

نمازگزار باید ایمان به خدا داشته باشد. قرآن در سوره نحل آیه 97 می‏فرماید: «عمل صالح از زن و مرد با ایمان است که موجب زندگی پاک می‏شود.» و در سوره مائده آیه 93می‏فرماید: «نداشتن ایمان مایه بی ثباتی اعمال است.»

شرط ولائی:

یعنی برخورداری از ولایت و رهبری صحیح و آسمانی همچون امام علی بن ابی طالب(علیه السلام) و فرزندان آن حضرت که همه بندگان خدا و بندگی‏ها، نماز، حج و جهاد را در مسیر الهی قرار می‏دهد و به آنها جهت شایسته می‏بخشد. در حدیث است که امام باقر(علیه السلام) فرمود: «کسی که به خدا ایمان دارد و عبادت‏های طاقت فرسا انجام می‏دهد ولی امام لایقی از طرف خدا ندارد ، تلاش بی‏فایده است.» (وسائل الشیعه ، ج 1، ص 90)

شرط اخلاقی(تقوا):

خدا تنها از اهل تقوا می‏پذیرد مثل داستان فرزندان حضرت آدم که هر دو قربانی کردند؛ ولی قربانی یکی پذیرفته شده و دیگری نه.

شرط اقتصادی: ادای حق مردم؛

ادای حقوق محرومان در درجه‏ای از اهمیت است که گاهی قبولی عبادت بستگی به آن دارد. پرداختن زکات با داشتن درآمد مشروع از این نمونه‏هاست. امام رضا(علیه السلام) فرمودند: «هر کسی نماز بخواند ولی زکات نپردازد نمازش قبول نمی‏شود.» (بحارالانوار ،ج 96 ،ص 12)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نماز فرزندانی که با خشم به پدر و مادر خود نگاه می‏کنند ،قبول نمی‏شود گرچه والدین، نسبت به آنان کوتاهی و ظلمی کرده باشند .»

شرط اجتماعی:

خیرخواهی نسبت به دیگران، حفظ پیوندهای اجتماعی و اخوت میان مسلمانان و روابط شایسته و نیکو میان پیروان اسلام حایزاهمیت است.

شرط خانوادگی:

خوشرفتاری در امور خانوادگی و رعایت حقوق متقابل زن و شوهر، فرزند و پدر و نیز همسایگان را چنان مهم دانسته که بی‏توجهی به آنها گاهی باعث بطلان عبادات می‏گردد.

در این زمینه امام صادق(علیه السلام) فرمود: «نماز فرزندانی که با خشم به پدر و مادر خود نگاه می‏کنند، قبول نمی‏شود گرچه والدین، نسبت به آنان کوتاهی و ظلمی کرده باشند.» (اصول کافی، ج 2ص 349)

همچنین پیامبر اسلام(ص) فرمود: «هر کس زن بد رفتار و اذیت کننده‏ای داشته باشد، خداوند نماز و کارهای نیک آن زن را نمی‏پذیرد، مرد نیز چنین است.»(وسائل الشیعه ، ج 14، ص 116)

آری وقتی ما از نردبان نماز به معراج می‏رویم که پایه‏های آن روی زمین محکم باشد؛ ولی اگر روی یخ لغزنده یا زمین سست قرار داده شود بالا رفتن را مشکل یا غیر ممکن می‏سازد. پس قبولی عبادات به خصوص نماز با شرایط و مراحل ذکر شده امکان‏پذیر است.

 

نشان قبولی

در حدیث است که امام صادق(علیه السلام) فرمود: « هر کس دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه ببیند که آیا نمازش او را از گناه و زشتی باز داشته یا نه، پس هر قدر که نمازش او را از گناه بازداشته به همان اندازه نمازش قبول شده

است.» (بحارالانوار ،ج 82، ص 198)


15عقوبت سبک شمردن نماز


نماز ستون خيمه دين است و امام صادق (ع) نماز را مرز ايمان و کفر دانسته است. بنابر اين، اگر کسي بخواهد خيمه ايي به نام دين را برپا کند، بايد همواره در انديشه تيرک اصلي و ستوني باشد که دين بدان استوار مي‌گردد. 


 

نماز صلوه اذان

استاد مطهري در کتاب" آزادي معنوي" مي‌نويسد

يکي از گناهان، استخفاف نماز يعني سبک شمردن نماز است. نماز نخواندن يک گناه بزرگ است، و نماز خواندن اما نماز را خفيف شمردن، استخفاف کردن، بي اهميت تلقي کردن گناه ديگري است. پس از وفات امام صادق عليه السلام ابوبصير آمد به امّ حميده تسليتي عرض کند. امّ حميده گريست. ابوبصير هم که کور بود گريست. بعد امّ حميده به ابوبصير گفت: ابوبصير! نبودي و لحظه ي آخر امام را نديدي؛ جريان عجيبي رخ داد. امام در يک حالي فرو رفت که تقريباً حال غشوه اي بود. بعد چشمهايش را باز کرد و فرمود: تمام خويشان نزديک مرا بگوييد بيايند بالاي سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت کرديم. وقتي همه جمع شدند، امام در همان حالات که لحظات آخر عمرش را طي مي‌کرد يکمرتبه چشمش را باز کرد، رو کرد به جمعيت و همين يک جمله را گفت:اِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستَخِفّاً بِالصَّلوةِ هرگز شفاعت ما به مردمي که نماز را سبک بشمارند نخواهد رسيد. اين را گفت و جان به جان آفرين تسليم کرد."

در باب آثار و عقوبات سبک شمردن نماز، روايتي از حضرت ختمي مرتبت به نقل از دختر مکرمه‌شان نقل شده است که بسيار تکان‌هنده است:

"حضرت زهرا سلام الله عليها از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلم، سوال کرد: « فقالت: يا ابتاه ما لمن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء ». از رسول اکرم صلي الله عليه و آله و سلـم پرسيدند: کسي که نمـازش را سبک مي شمارد چه زن باشد و چه مرد باشد، آنهايي که نمــازشان را سبک مي شمارند چه هست بر ايشـان.

اين سبـک شمردن صحبتهاي مختلف دارد يعني: يکي اين است که در اول وقت نماز نخواند، يکي اين است که در موقع  خـــواندن نمـاز زياد به آداب و حـدودش مقيـد نباشد، سعي نکند که آن شرايـط فضيلت را مراعات کند، بطور کلـي سبک بشمارد. يکي از صور سبک شمردن تاخير از اول وقـت است ولي ممکن است يکي در اول وقت هم بخواند ولي به شرايط آداب و حدودش چندان پا بنـد نشود، با عجله بخواند، حضـور نداشته باشد. البتــه بعدها در دنباله اين صحبت در ادب حضـوع و خشــوع، آداب را ذکـرمي کنيم. در اينجا حضرت زهرا سلام الله عليهــا سوال مي‌کند که کســي که نمــازش را سبک بشمارد چه مي‌شود؟

اول اين است که خدا برکـــت را از عمــر او بــــرمـي دارد؛ اين عمــر که من و شما مي‌کنيم، برکت از آن برداشته مي‌شود که انسـان نداند که چه کرد، از کارهاي خيــر، نه از شرّ؛ مثلا کساني مي‌بينيد عمرشان با برکت است، خوب عبــادت مي‌کنند، خدمات زيــاد مي‌کنند

« قال رسول الله ( ص ) : يا فاطمه مَن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء »، فرمود: يا فاطمه کسي که نمازش را سبک بشمارد از مـردها و زنـها، « ابتلاه اللهُ بخمس عشرة خصلة »، خدا او را به 15 خصلت مبتلا مي‌کند ( خيلي تهديد کننده است ) ، « ستٌ منها في دار الدنيا و ثلاث عند موتها و ثلاث في قبره و ثلاث في القيامة اذا خرج من قبره »، شش تا در زندگـي دنيــــا و سه تا در وقت مرگ و سه تا در قبـر و بــرزخ و سه تاي ديگر در قيــامت است وقتـــي از قبرش خارج مي‌شود.

« فاما اللواتي تصيبه في دار الدنيا »، اما شش خصلتي که خدا پيش مي‌آورد در دنيا براي کساني که نمــاز را کوچک مي شمارند:

1- « فالاولي يرفع الله البرکة من عمره »: اول اين است که خدا برکـــت را از عمــر او بــــرمـي دارد؛ اين عمــر که من و شما مي‌کنيم، برکت از آن برداشته مي‌شود که انسـان نداند که چه کرد، از کارهاي خيــر، نه از شرّ؛ مثلا کساني مي‌بينيد عمرشان با برکت است، خوب عبــادت مي‌کنند، خدمات زيــاد مي‌کنند مثلا فرض کنيد صاحب همين کتاب، مجلسـي، اهل تزکيه بوده، اهـل باطن بوده، فليسوف بوده، عارف بوده، خدمــاتي که کرده، مرجعيت که داشته، چقــدر کتاب نوشته، کتابهايش اگــر بنا باشد که به ما بدهند از روي آن بنويسيم تا آخر عمــر تمام نمي‌کنيم؛ عمر با بــرکت بوده؛ مقصود طولانــي بودن عمر نيست، برکت در عمر، اشتباه نکنيد.

کساني که در نمـاز سستي مي‌کنند از عمرشان برکت گــرفته مي‌شود؛ چيز عجيبي است بعدش هم روي اين مسـاله دقت کنيد اين عمـرها که مي‌گذرد، عمـر ماها  و عمر بعضي‌ها چگونه است در مقايســه با آنها از لحــاظ  برکت؛ يرفع الله البرکة في عمره.

نماز

2- « يرفع الله البرکة من رزقه »: برکت را از روزيشــان هم  بــر مي‌دارد.

برکت از روزي هم اين نيست که انســـان کم پول بدست مي‌آورد يا زياد؛ نه؛ برکت در زندگي و معيشت است که آن را خــدا بر مي‌دارد.

3- « و يَمحوا الله عزوجلّ سيماء الصالحين من وجهه »: سومين چيزي که مبتلا مي‌شود اين است که خداي متعال سيمــاي صالحان را ازاو بر مي‌گيرد؛ وقتي به صــورتش نگاه مي‌کنيد سيماي صالحــان در او نيست. اين هم چيزي است؛ صــالحان يک سيمايي دارند البته اهـــــل ذوق مي‌فهمند، اين را با ذوق و دل مي‌شود فهميد، نه زيبــايي ظاهري است، سيماي صالحان يک چيزي است که اهل دل و اهل ذوق مي‌فهمند.

4- « و کل عمل يعمله لا يؤجر عليه »: هر عملـي که انجام مي‌دهد از اعمال خيـر و عبادات، اجــري به آن داده نمي‌شود.

5- « و لا يرفع دعاؤه الي السماء »: پنجمي اش اين است که دعــاي او مستجاب نمي‌شود.

6- « والسادسة ليس له حظّ في دعاء الصالحين »: از دعاي صالحان هم بي بهره مي‌شود، يعني صالحان که براي مومنيــن و مومنــات دعاهايي مي‌کنند که وظيفه اشان است، اينها از دعاي صالحان حظّـــي برايشـان نيست.

اين شش خصلتي  که در دنيا پيش مي‌آيد براي آنها که نمازشــان را کوچک مي شمارند.

« و اما اللواتي تصيبه عند موته »

تکرار مي‌کنم کوچک شمردن نماز، تاخير از اول وقت، با عجله خواندن، آداب حضور را مراعات نکردن، درنماز ظاهرا و باطنا بازي نکردن، لباس و نظافت و اينها را مراعات نکردن خلاصه سبک شمردن.

 

و اما آن سه تا که در وقت مرگش به او مي‌رسد:

1-« فاولاهن انه يموت ذليلا »، اولش اين است که مرگش به صورت خفت‌بــار مي‌شود.

2- « والثانية يموت جائعا »، گـرسنه مي‌شود موقــع مرگ، اين گرسنگي يک گرسنگي بسيــــار اسرار آميز است که غيــرظاهري و دنيوي است و انسانها از آن وقتي که از اينجا به بــرزخ منتقل مي‌شوند و از اول انتقــال به برزخ اين گرسنگي و تشنگي شــروع مي‌شود و بعدش هم در قيــامت مخصوصا هست، اين يک چيزي غيــر از گرسنگي دنياست.

« و الثالثة لاينظرالله اليه و لا يُزکيه و له عذاب اليم »، و از همه اينها بــالاتر، خدا به او نظـر نمي‌کند و او را تزکيــه نمي‌کند و عذاب اليـم هم برايش هست. اين‌ها براي کســي است که تهاون بصلاته."

3- « والثالثة يموت عطشانا »، سومي هم اين است که در حال تشنــگي است فلو سقي من انهار الدنيا لم يرو عطشه.

« و اما اللواتي تصيبه في قبره »،

 

 

اما سه تــاي ديگر که در قبر و بــرزخ به او مي‌رسد اين است که:

1-« فاولاهن يوکل الله به مَلکا يزعجه في قبره »، حالا ما فکر مي‌کنيم اين سستي‌ها که در استخفاف به نمــاز داشته ايم زياد مهــم نبوده، آخرش اين است که خـدا مي‌بخشد؛ زياد مهـم نبوده؛ خيلي چيز مهمي بوده، حالا اين قسمتي از بيانات است که در اينجا وارد شده دقت کنيد. اولش اين است که خــدا مَلَکي را موکل مي‌کند که در قبرش به او عذاب مي‌کند در بـــرزخ.

2- « و الثانية يضيق عليه قبره » ، و دومين چيز که خدا براي او پيش مي‌آورد اين است که عــالم قبرش براي او تنگ مي‌شود؛ اين را ديگر نمي‌فهميم که چگونه تنــگ مي‌شود.

3- « الثالثة تکون الظلمة في قبره »، و سومي اش اين است که عالــم قبرش براي او ظلمــاني مي‌شود.

« و اما اللواتي  تصيبه يوم القيامة »، 

 

 

اما آن سه تاي ديگـــر که در روز قيــامت برايش پيش مي‌آيد

وقتي که از قبرش خــارج مي‌شود و به قيامت و محشــر قـدم مي‌گذارد؛ « اذا خرج من قبره فاولاهن ان يُوکل الله به ملکا يَسحَبه علي وجهه و الخلائق ينظرون اليه »، اولش اين است که خدا ملکي را موکل مي‌کند که او را بـه "رو مي‌برند" توجــه مي‌کنيد نماز خوان است مردم هم نگاه مي‌کنند؛ غيـــر عـادي مي‌برند.

« و الثانية يُحاسب حسابا شديدا »، دومي اش هم اين است که در مقـــــــام حساب، حساب شديدي از او مي‌کشند.

« و الثالثة لاينظرالله اليه و لا يُزکيه و له عذاب اليم »، و از همه اينها بــالاتر، خدا به او نظـر نمي‌کند و او را تزکيــه نمي‌کند و عذاب اليـم هم برايش هست. اين‌ها براي کســي است که تهاون بصلاته."


امام زمان سلام الله علیه فرمودند : سجده‌ی شکر، از لازم‌ترین و واجب‌ترین مستحبات الهی است ... همانا، فضیلت دعا و تسبیح پس از واجبات بر دعای بعد از نوافل، همانند فضیلت واجبات بر نوافل است. سجده، دعا و تسبیح است.

 


سجده

سپاس نعمت‌های حق‌تعالی، نشان معرفت و ادب و بندگی است. در آیات و روایات، به مسئله شکرگزاری از نعمت‌ها، بسیار سفارش شده و اینکه یاد نعمت‌ها، محبت انسان را به خدا زیاد می‌کند و نعمت‌های الهی را مستدام و افزون می‌گرداند.

 

گرچه شکر نعمت‌ها، از توان و طاقت‌بشر بیرون است، ولی انسان باید به هر قدر که می‌تواند، سپاسگزاری احسان و نعمت و نیکی پروردگار باشد. یکی از شکل‌های شکر، سجده بر خاک کردن و پیشانی بر خاک‌نهادن در برابر خداوند و شکر گفتن اوست.

و «سجده شکر» یکی از تعقیبات نماز به حساب آمده است.

(مرحوم علامه مجلسی، جلد 83 بحار الانوار).

سجده کمال انسان و نهایت خضوع در برابر خداوند متعال است، در این هنگام است که انسان خود را نمی‌بیند و تمام عظمت و بزرگی را از ن خداوند می‌داند؛ لذا این حالت، بهترین حالت برای بنده است، خصوصاً هنگامی که توأم با ذکر و شکرگزاری لفظی و قلبی باشد

 

قال مولانا الامام المهدی- عجل الله تعالی فرجه الشریف-  :

(سَجْدَهُ الشُّکْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَأَوْجَبِها ... فَإِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَالتَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَی الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ، کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَی النَّوافِلِ، وَالسَّجْدَهُ دُعاءٌ وَتَسْبیحٌ) [احتجاج، ج 2، ص 308 ; بحارالأنوار، ج 53، ص 161، ح 3 ; و وسائل الشیعه، ج 6، ص 490، ح8514] ؛  

سجده‌ی شکر، از لازم‌ترین و واجب‌ترین مستحبات الهی است ... همانا، فضیلت دعا و تسبیح پس از واجبات بر دعای بعد از نوافل، همانند فضیلت واجبات بر نوافل است. سجده، دعا و تسبیح است.

حدیث شریف، قسمتی از پاسخ امام مهدی (علیه السلام) به سؤال‌های محمّد بن عبداللّه حمیری است. حضرت، در این کلام، به اهمیّت یکی از مستحبات، یعنی سجده‌ی شکر اشاره می‌کند و بعد از آن به دعا و تسبیح بعد از فرایض پرداخته، فضیلت  آن را مانند فضیلت فریضه بر نوافل می‌داند و نیز اصل سجده و قرار دادن پیشانی بر خاک را در اجر و ثواب به منزله‌ی دعا و تسبیح می‌داند.

از بررسی آیات و احادیث به دست می‌آید که همه‌ی واجبات و یا همه‌ی مستحبات، در یک سطح و اندازه نیستند؛ مثلاً اهمیّت نماز، در میان واجبات، از همه بیش‌تر است؛ زیرا، قبولی اعمال، به قبول شدن نماز بستگی دارد. در میان مستحبات ـ برابر این حدیث ـ اهمیّت سجده‌ی شکر، از همه‌ی مستحبات بیش‌تر است. شاید علّت، این باشد که سجده‌ی شکر، کلید افزایش و تداوم نعمت است؛ یعنی هر گاه انسان با دیدن و یا رسیدن به نعمتی، شکر گزارد، آن نعمت تداوم می‌یابد و نعمت‌های دیگر نیز نازل می‌گردند. این نکته در قرآن به صراحت آمده است:

(لَئِنْ شَکَرْتُمْ لاََزیدَنَّکُمْ) [سوره‌ی ابراهیم، یه ی 7] ؛ اگر شکر نعمت به جای آورید، بر نعمت شما می‌افزایم.

حضرت (علیه السلام) در این حدیث به چند نکته اشاره می‌فرماید:

1. سجده‌ی شکر، زمان و مکان خاصّی ندارد، ولی با توجّه به این حدیث، بهترین زمان برای این کار بعد از نمازهای واجب و نوافل است.

2. سجده کمال انسان و نهایت خضوع در برابر خداوند متعال است، در این هنگام است که انسان خود را نمی‌بیند و تمام عظمت و بزرگی را از ن خداوند می‌داند؛ لذا این حالت، بهترین حالت برای بنده است، خصوصاً هنگامی که توأم با ذکر و شکرگزاری لفظی و قلبی باشد.

3. ثواب دعا و تسبیح بعد از نمازهای واجب، از ثواب دعا و تسبیح پس از نمازهای نافله خیلی بیش‌تر است، همان گونه که فضیلت فرایض از نوافل بیش‌تر است.

4. حضرت (علیه السلام) با بیان این که سجده، دعا و تسبیح است، می‌فهماند که خود سجده هم یک نوع تسبیح و دعاست و همان گونه که ذکرِ پس از نماز، مطلوب است، سجده کردن هم کاری مستحب است؛ زیرا غایت و هدف از دعا و تسبیح، خضوع و خشوع و تذلّل برای خداوند متعال است، و شکّی نیست که این غایت، در سجده، به نحو اتمّ و اکمل است.

امام صادق علیه السلام.

هر گاه بنده نماز بگزارد و سجده شکر کند، پروردگار حجاب میان او و فرشتگان را بر می‌دارد و می‌گوید: ای فرشتگان من! به بنده‌ام بنگرید که واجب مرا انجام داد و پیمانم را به پایان برد، ن گاه به خاطر نعمت‌هایی که به او ارزانی داشته‌ام برای من سجده شکر کرد

 

«سجدة الشکر واجبه علی کل مسلم نتم بها صلاتک و ترضی بها ربّک، و تعجب الملائکة منک و انّ العبد اذا صلّی ثمّ سجد سجدة الشکر فتح الربّ تبارک و تعالی الحجاب بین العبد و بین الملائکة، فیقول: یا ملائکتی! انظروا إلی عبدی ادّی فرضی و اتمّ عهدی ثمّ سجد لی شکراً علی ما انعمت به علیه، ملائکتی! مادا له عندی؟ قال: فتقول الملائکة: یا ربنا رحمتک، ثمّ یقول الرّب تبارک و تعالی: ثم ماذا له؟ فتقول الملائکة: یا ربنا جنتک، فیقول الرّب تبارک و تعالی: ثمّ ما ذا له؟ فتقول الملائکة: یا ربنا! جنتنک فیقول الرّب تبارک و تعالی: ثمّ ما ذا له؟ فتقول الملائکه : یا ربنا! کفایة مهمه، فیقول الله تبارک و تعالی: ثمّ ماذا له؟ فان: و لا یبقی شیء من الخیر الاّ قالته الملائکة، فیقول الله تعالی: یا ملائکتی! ثمّ ماذا؟ فتقول الملائکة: یا ربنا لا علم لنا، قال: فیقول الله تبارک و تعالی: اشکر له کما شکر لی و اقیل إلیه به فضلی و اریه وجهی» (المجبة البیضاء ج 1 ص348)؛ شجده شکر بر هر مسلمانی واجب است به وسیله سجده شکر است که نماز خود را کامل می‌کنی و پروردگارت را خشنود می‌سازی و فرشتگان از تو تعجب می‌کنند. هر گاه بنده نماز بگزارد و سجده شکر کند، پروردگار حجاب میان او و فرشتگان را بر می‌دارد و می‌گوید: ای فرشتگان من! به بنده‌ام بنگرید که واجب مرا انجام داد و پیمانم را به پایان برد، ن گاه به خاطر نعمت‌هایی که به او ارزانی داشته‌ام برای من سجده شکر کرد. ای فرشتگان من! یا او نزد من چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! رحمت تو پاداش اوست. ن گاه پروردگار می‌گوید: سپس چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! بهشت تو پاداش اوست. پس پروردگار می‌گوید: آن گاه چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! کفایت مهمّات او پاداش اوست. باز خداوند می‌گوید: بعد از این‌ها چه پاداشی خواهد داشت؟ امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ یک از خوبی‌ها باقی نمی‌ماند مگر این که فرشتگان آن را در پاسخ می‌گویند. پس خداوند می‌گوید: ای فرشتگان من! دیگر چه پاداشی خواهد داشت؟ فرشتگان می‌گویند: پروردگارا! ما نمی‌دانیم. امام علیه السلام فرمود: پس خداوند می‌گوید: همان گونه که او شکر مرا کرد من نیز از او تشکر می‌کنم و فضل و بخشش خود را به او متوجه می‌سازم و خشنودی خویش را به او نشان می‌دهم.

در انجام این سجده شرط خاصّى وجود ندارد و به هر صورت که آورده شود، صحیح است. ولى بهتر است مانند سجده نماز، بر هفت عضو سجده کند و پیشانى را بر چیزى گذارد که در نماز بر آن مى گذارد. و افضل آن است که بر خلاف سجده نماز، آرنج را نیز بر زمین بگذارد

 

«من سجد سجدة لبشکرنعمة و هو متوضی کتب الله له عشر حسنات، و محا عنه عشر خطیئات عظام» (مشکات الانوار ص 29) ؛ هر کس با حالت وضو برای شکر نعمتی سجده کند خداوند ده حسنه برای او می‌نویسد و ده گناه بزرگ از او می‌زداید.

 

امام کاظم علیه السلام

سجده

«کان ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام یسجد بعد ما یصلّی فلا یرفع راسه حتّی یتعالی النّهار » (روضة المتقین ج 2ص 38)؛ حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام پس از نماز خویش سر به سجده می‌گذاشت و سر بر نمی‌داشت تا آن که روز بالا می‌مد. 

 

کیفیت سجده شکر :

در انجام این سجده شرط خاصّى وجود ندارد و به هر صورت که آورده شود، صحیح است. ولى بهتر است مانند سجده نماز، بر هفت عضو سجده کند و پیشانى را بر چیزى گذارد که در نماز بر آن مى گذارد. و افضل آن است که بر خلاف سجده نماز، آرنج را نیز بر زمین بگذارد ،(کافى، جلد 3، صفحه 324، حدیث 14) و سنّت است که نخست پیشانى را بر زمین گذارد، سپس طرف راست صورت را و آنگاه طرف چپ صورت را و در نهایت نیز پیشانى را بر زمین بگذارد،(همان مدرک، صفحه 325، حدیث 17.) 

اذکار سجده شکر

مرحوم «شیخ طوسى» در «مصباح المتهجّد» در بخش سجده شکر فرموده است:

مستحب است در سجده براى برادران مؤمن خویش دعا کند و بگوید:

اَللّهُمَّ رَبَّ الْفَجْرِ وَاللَّیالِى الْعَشْرِ، وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ، وَاللَّیْلِ اِذا یَسْرِ، وَرَبَّ

خدایا اى پروردگار سپیده دم و شبهاى ده گانه و شفع و وتر (و پروردگار) شب هنگامى که بگذرد و پروردگار

کُلِّ شَىْء، وَاِلهَ کُلِّ شَىْء، وَ خالِقَ کُلِّ شَىْء، وَمَلیکَ کُلِّ شَىْء، صَلِّ

همه چیز معبود همه چیز و آفریننده همه چیز و مالک هر چیز درود فرست

عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، وَافْعَلْ بى وَبِفُلان وَفُلان ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَلا تَفْعَلْ بِنا ما

بر محمّد و آل او و انجام ده درباره من و فلانى و فلانى آنچه را تو شایسته آنى و انجام مده درباره ما آنچه

نَحْنُ اَهْلُهُ، فَاِنَّکَ اَهْلُ التَّقْوى وَ اَهْلُ الْمَغْفِرَةِ.(مصباح المتهجد، صفحه 241.)

را ما سزاوار آنیم زیرا که تو اهل تقوا و اهل آمرزشى.

به جاى «بِفُلان وَ فُلان» نام افراد مورد نظر را بگوید.

و چون سر از سجده برداشت دست خود را بر موضع سجود خود بکشد و آنگاه به طرف چپ صورت و سپس به پیشانى خویش بکشد و بعد از آن به جانب راست صورت خود دست بکشد و این کار را سه مرتبه انجام دهد، و در هر مرتبه بگوید:

اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، عالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ، اَلرَّحْمنُ الرَّحیمُ،

خدایا از آن توست ستایش معبودى نیست جز تو داناى غیب و شهود بخشاینده مهربان

اَللّهُمَّ اَذْهِبْ عَنِّى الْهَمَّ وَ الْغَمَّ وَالْحَزَنَ وَالْفِتَنَ، ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ.(همان مدرک، صفحه 243.)

خدایا دور کن از من اندوه و غم و دگرگونیها و آشوبها را آنچه آشکار است و آنچه پنهان.


یكی از تفكرات خطرناكی كه متاسفانه امروزه در بین مردم و مخصوصا نسل جوان رواج زیادی پیدا كرده است و برخی با تمسک به آن در صدد  شانه خالی كردن از مسئولیت های مادی و معنوی كه بر عهده دارند هستند این تفكر انحرافی است كه برای تقرب به خداوند تنها ایمان كافی است و نیازی به عمل نخواهد بود .

 


نماز

با جستجوی اجمالی در آیات و روایات اسلامی به این مطلب پی خواهیم برد كه برخی از عبادات و اعمال بر بعضی دیگر ترجیح داشته و برتر می باشند كه در این زمینه روایات متعددی بیان شده است و هر یک در صدد معرفی بهترین عبادات توصیه های طلایی را به مسلمانان بیان كرده اند اعمالی همچون تفكر كه در روایات ثواب آن برتر از هفتاد سال عبادات معرفی شده است.

و یا انتظار فرج كه در روایات بهترین اعمال امت در زمان غیبت امام معصوم بیان شده است .

اما آنچه در این میان از اهمیت خاصی برخوردار است و نه تنها به عنوان برترین اعمال بلكه به عنوان ستون و ركن دین معرفی شده است چیزی نیست مگر نماز كه با وجود آن خیمه اسلام بنا می شود و در صورت فقدان عبادات دیگر نیز نه تنها بهتر نبوده بلكه هیچ ارزشی نخواهند داشت، چنانچه امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

«در پاسخ به سوال برترین اعمال و محبوبترین آنها نزد خداوند: بعد از معرفت [خدا] چیزی برتر از این نماز نمی شناسم مگر نمی بینی كه بنده صالح عیسی بن مریم، گفت: مرا به نماز سفارش كرد.»[الكافی،ج3،ص264]

اما با این حال كم نیستند كسانی كه با  تمسک به دلائل مختلف از انجام این واجب الهی طفره می روند و به هر صورت در صدد هستند تا نقش نماز را در مسلمانی افراد كم نور جلوه دهند و مسائل و موضوعات دیگر را جایگزین آن كنند.

در این مقاله قصد داریم با مصاحبه ای مجازی با افرادی كه اهمیت زیادی برای نماز قائل نیستند به بررسی دلائل آنان برای ترک نماز بپردازیم تا با پاسخی كه از آیات و روایات به این افراد داده می شود به جایگاه ارزشمند نماز در دین اسلام اشاره كنیم .

 

من به این دلائل نماز نمی خوانم:

دلیل اول: تفكرات انحرافی در نسل جوان

یكی از تفكرات خطرناكی كه متأسفانه امروزه در بین مردم و مخصوصا نسل جوان رواج زیادی پیدا كرده است و برخی با تمسک به آن در صدد شانه خالی كردن از مسۆلیت های مادی و معنوی كه بر عهده دارند هستند این تفكر انحرافی است كه برای تقرب به خداوند تنها ایمان كافی است و نیازی به عمل نخواهد بود .

برخی از افراد با تكیه بر این دلیل كه ما در گناهان غرق شده ایم و نماز خواندن و نخواندن ما دیگر فائده ای ندارد، مناجات و گفتگو با خداوند متعال را به كلی از زندگی خود حذف می كنند و نا امید از رحمت و مغفرت خداوند متعال در لجن زار گناه و معصیت غوطه ور می مانند

 

تاریخ این تفكر انحرافی را می توان در فرقه «مرجئه» جستجو كرد كه از خطرناک ترین طوائف بر ضد امت اسلامی بودند و هدف آنها مباح نمودن تمام امور در اخلاق و عمل بود، چرا كه به اعتقاد آنها تنها ایمان و اعتقاد قلبی برای تقرب به خداوند كافی بوده و اعمال و عبادات از هیچ ارزشی برخوردار نیستند. و آنچه سبب نجات انسان می شود ایمان اوست نه اعمال و عبادات او .[اصول الحدیث و احكامه فی علم الدرایه،ص249]

این تفكر كه امروزه و در قرن حاضر تنها كلمات آن فرق كرده است، طرفدارانی را به خود اختصاص داده است و برخی از افراد با تمسک به این جمله كه برای تقرب به خداوند متعال و بنده خوب بودن تنها پاک بودن دل كافی است از انجام بسیاری از واجبات شانه خالی می كنند و با این حال خود را نیز بنده خداوند معرفی می كنند.

پاسخ: خداوند متعال با بیان آیات متعددی در قرآن مجید به مبارزه با این تفكر انحرافی پرداخته است و آنچه را سبب موفقیت و خوشبختی انسان در زندگی مادی و معنوی می شود را ایمان به همراه عمل صالح معرفی كرده است:

«إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون: كسانى كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده و نماز بر پا داشته و زكات داده‏اند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود؛ و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهگین مى‏شوند»[البقرة :  277]

علاوه بر آنكه هیچ گاه نا فرمانی خداوند متعال و ترک واجبات و انجام محرمات سبب پاكی دل نخواهد شد بلكه در مقابل سبب می شود كه قلب انسان روز به روز تاریک تر شود تا كار به جایی برسد كه این تاریكی و سیاهی دل سبب انكار خداوند متعال شود.چنانچه در روایات اسلامی پیرامون گناه ،تعابیر مختلفی در این زمینه وارد شده است.

 

جماعت

دلیل دوم: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو

این ضرب المثل از جمله خطرناک ترین ضرب المثل هایی است كه برخی از آن به شدت سوء استفاده كرده و انجام محرمات و ترک واجبات در دین را با این كلام كوتاه توجیه می كنند.كه در موضوع دلیل تراشی برای ترک نماز ، یكی از دلائل عمده افراد برای ترک این فریضه الهی این است كه افراد زیادی  در جامعه  نماز نمی خوانند و ما نیز می خواهیم همرنگ جماعت شویم.

پاسخ: خداوند متعال در آیات الهی یكی از اسرار خوشبختی و موفقیت افراد در زندگی فردی و اجتماعی را اجتناب از همرنگ شدن با جماعت فاسد بیان می كند، چرا كه با همرنگ شدن با آنها، سیلابی از فساد و تباهی در جامعه جریان پیدا خواهد كرد كه دیگر نمی توان مانع آن شد و مسلم است كه مسیر این سیلاب به جز دریای هلاكت و گمراهی نخواهد بود و به همین جهت خداوند متعال به پیامبر اكرم می فرماید:

«قُلْ لا یَسْتَوِی الْخَبیثُ وَ الطَّیِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبیثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون : بگو: «پلید و پاک یكسان نیستند، هر چند كثرت پلید[ها] تو را به شگفت آوَرَد. پس اى خردمندان، از خدا پروا كنید، باشد كه رستگار شوید.»[المائدة:  100]

 

دلیل سوم: من در اقیانوس گناه غرق شده ام

برخی از افراد با تكیه بر این دلیل كه ما در گناهان غرق شده ایم و نماز خواندن و نخواندن ما دیگر فائده ای ندارد، مناجات و گفتگو با خداوند متعال را به كلی از زندگی خود حذف می كنند و ناامید از رحمت و مغفرت خداوند متعال در لجن زار گناه و معصیت غوطه ور می مانند.

پاسخ: در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد فردی كه مرتكب كارهای زشت و ناپسند می شد و با این حال هرگز راضی به ترک كردن نماز نبود و در اهمیت نماز برای تربیت و اصلاح انسان و نقش آن در بازدارندگی از گناه می فرماید: «نمازش روزگاری او را از زشتكاری باز خواهد داشت و دیری نگذشت كه آن مرد توبه كرد.»[بحارالانوار،ج82،ص198]

هیچ گاه نا فرمانی خداوند متعال و ترك واجبات و انجام محرمات سبب پاكی دل نخواهد شد بلكه در مقابل سبب می شود كه قلب انسان روز به روز تاریك تر شود تا كار به جایی برسد كه این تاریكی و سیاهی دل سبب انكار خداوند متعال شود.چنانچه در روایات اسلامی پیرامون گناه ،تعابیر مختلفی در این زمینه وارد شده است

 

دلیل چهارم: برای حرف زدن با خداوند راه های زیادی وجود دارد.

این دلیل را نیز می توان از جمله مهمترین ادله برای ترک نماز محسوب كرد، چرا كه افرادی كه به این دلیل استناد می كنند اعتقاد دارند كه نماز تنهاترین راه مناجات با خداوند نیست و برای حرف زدن و مناجات با خداوند راه های متعددی وجود دارد.

پاسخ: آنچه از آیات و روایات اسلامی به دست می آید این است كه نماز تنها راه مناجات و گفتگو با خداوند است چرا كه در غیر این صورت باید راه های دیگری نیز در قرآن مجید و روایات برای ما معرفی می شد در حالی كه تنها از نماز برای یاد خداوند سخن گفته شده است چنانچه در قرآن مجید خداوند متعال صراحتا می فرماید:

«إِنَّنی‏ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنی‏ وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْری: منم، من، خدایى كه جز من خدایى نیست، پس مرا پرستش كن و به یاد من نماز برپا دار» [طه: 14]

همچنین در روایات اسلامی از نماز اینگونه تعبیر شده است:

امام باقر علیه السلام: «نماز ستون دین است، مثل آن مثل ستون خیمه است كه اگر ستون محكم باشد میخ ها و طنابها محكم می مانند و اگر ستون كج شود و بشكند نه میخی استوار می ماند و نه طنابی.»[المحاسن،ج1،ص116]

حال چگونه ممكن است عبادتی كه تعابیر متعددی در مورد آن در این زمینه به كار رفته است بتواند جایگزینی بهتر داشته باشد؟ آیا برای خیمه می توان جایگزینی بهتر از ستون و عمود یافت؟

آنچه اشاره شد تنها بخشی از مهمترین ادله برای ترک نماز بود كه در این مقاله سعی بر آن بود كه پاسخ هایی از آیات الهی در قرآن مجید و همچنین روایات امامان معصوم علیهم السلام بیان شود تا در نتیجه اهمیت این فریضه الهی روشن شود تا برخی از افراد  با استناد به دلائل نادرست از موفقیت هایی كه در سایه انجام این عبادت حاصل می شود خود را محروم نكنند.


وقت نماز بود، صدای اذان از پشت پنجره خانه، دل را نوازش می كرد، بچه ها داخل اتاق مشغول بازی بودند، مادر وضو گرفته بود، و پدر هم در حال وضو گرفتن بود، بچه‌ها همین طور كه بازی می‌كردند به اعمال و رفتار پدر و مادر توجه داشتند....


طرح جامع نماز در مدارس تصویب شد

مادر چادر زیبا و سفیدی كه به هنگام نماز به سرش می انداخت، را به سر انداخت،  چرا كه با آن چادر، حوریه‌ای زیبا و مهربان می‌شد كه تماشایش آرامش‌بخش بود، جانماز زیبایش را وسط اتاق پهن كرد، عطر مخصوص نماز كه وقتی در فضا می‌پیچید همه را مدهوش می‌كرد، باز در فضای خانه می‌چرخید، بچه‌ها این حالت مادر را خیلی دوست داشتند و البته پدر هم مشغول پوشیدن لباس‌های زیبایش و شانه كردن موهایش برای رفتن به مسجد بود.

مادر آرام آرام وارد نماز شد، به چه زیبا بود تماشا كردِن ملكوت مادر، بچه‌ها چقدر دوست داشتند كه در این ملكوت شریك باشند و لذا آن ها نیز به تقلید از مادرشان به معراج رفتند...

بله یكی از راه‌های تربیت فرزندان این است كه والدین به هنگام انجام عبادت و گفتگوی با خدا بهترین و زیباترین لباس‌هایشان را بپوشند و خودشان را خوشبو كنند، بچه‌ها از این اعمال می‌فهمند كه این عملی كه انجام می‌شود بسیار مهم است و لذا به آن علاقه‌مند می‌شوند و به مرور زمان اهمیت آن با گوشت و پوستشان آمیخته می‌شود.

خداوند مهربان نیز انسان‌ها را دعوت كرده است كه هنگام نماز لباس‌های زیبا و ...بپوشند و فرموده است:

«زینت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود بردارید». [1]

این جمله مى‏‌تواند هم اشاره به" زینت‌هاى جسمانى" باشد كه شامل پوشیدن لباس‌هاى مرتب و پاك و تمیز، و شانه زدن موها، و به كار بردن عطر و مانند آن مى‏‌شود، و هم شامل" زینت‌هاى معنوى"، یعنى صفات انسانى و ملكات اخلاقى و پاكى نیت و اخلاص باشد. [2]

یكی دیگر از عوامل تربیت فرزندان پر كردن اوقات فراغت است، اگر به بزهكاری و راه خلاف رفتن بسیاری از جوانان خوب زوم كنیم و زیر زره بین علت و معلول قرار دهیم می‌بینیم كه این شخص زمانی سراغ بزهكاری و خلاف رفته است كه اوقات فراغت داشته و از بیكاری و گذران عمر به این راه متوسل شده است، چرا كه اگر انسان خودش را مشغول كاری نكند هوای نفس و شیطان او را به طرف خود كشیده و به سوی خلاف می‌برد.

از راه های تربیت درست فرزندان، خوش اخلاقی با آن‌ها است، چرا كه اولین مرحله تربیت جذب كردن آن شخص به سوی خود است و برای این كه انسان بتواند كسی را به سوی خودش جذب كند باید با او از در مهربانی و خوش اخلاقی وارد شود، حتی رسول خدا هم كه پیامبر الهی است و برای تربیت عموم مردم مبعوث شده بود، به وسیله اخلاق خوشش بود كه مردم را به طرف خودش جذب نموده بود و خداوند از این مساله پرده برداشته

 

همان گونه كه امیر المومنین در این خصوص می فرماید:

«اگر تو خودت‌ را متوجه‌ كاری‌ نكنی‌، نفس‌ تورا مشغول‌ به‌ خودش‌ می‌كند.» [3]

بله اگر پدر و مادر كه دلسوزان اصلی فرزند هستند برای فرزندشان برنامه ریزی نداشته باشند و از طریق درست اوقات فراغتشان را پر نكند قطعا هوای نفس و شیطان برای او برنامه ریزی خواهند كرد و طبق میل خودشان او را تربیت خواهند كرد.

یكی دیگر از راه های تربیت درست فرزندان، خوش اخلاقی با آن‌ها است، چرا كه اولین مرحله تربیت جذب كردن آن شخص به سوی خود است و برای این كه انسان بتواند كسی را به سوی خودش جذب كند باید با او از در مهربانی و خوش اخلاقی وارد شود، حتی رسول خدا هم كه پیامبر الهی است و برای تربیت عموم مردم مبعوث شده بود، به وسیله اخلاق خوشش بود كه مردم را به طرف خودش جذب نموده بود و خداوند از این مساله پرده برداشته و می‌فرماید:

«به (بركت) رحمت الهى، در برابر آنان [مردم‏] نرم (و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده مى‏‌شدند.»... [4]

یكی دیگر از عوامل تربیت فرزندان پر كردن اوقات فراغت است، اگر به بزهكاری و راه خلاف رفتن بسیاری از جوانان خوب زوم كنیم و زیر زره بین علت و معلول قرار دهیم می‌بینیم كه این شخص زمانی سراغ بزهكاری و خلاف رفته است كه اوقات فراغت داشته و از بیكاری و گذران عمر به این راه متوسل شده است، چرا كه اگر انسان خودش را مشغول كاری نكند هوای نفس و شیطان او را به طرف خود كشیده و به سوی خلاف می‌برد

 

این آیه به خوبی نشان می‌دهد حتی پیامبر هم برای تربیت نیاز به اخلاق خوش و مهربانی دارد، چرا كه انسان طبیعتا دنبال كسی می‌رود كه به او مهر می‌ورزد و از خشونت و سنگدلی بیزار است، در كانون خانواده هم اگر مهر و محبت و خوش اخلاقی حاكم باشد قطعا بچه‌ها به محیط خانه علاقه‌مند خواهند شد و اگر سنگدلی و خشونت حاكم باشد بچه‌ها با كمتر محبتی كه از دیگران ببینند جذب آنها می‌شوند و چه بسا به دام افراد شیاد و خلاف‌كار بیفتند چرا كه آن‌ها در ابتدای امر برای جذب دیگران خود را شخصی دلسوز و مهربان معرفی می‌كنند و وقتی انحراف مورد نظرشان را اعمال كردند چهره واقعی خودشان را نشان می دهند...

ولی اگر این بچه در خانه ارضا می‌شد و مورد مهر و محبت قرار می‌گرفت سراغ این شیادان و فاسدان نمی‌رفت و در نتیجه به گناه و فساد آلوده نمی‌گشت.

 

پی نوشت ها:

[1]. یا بَنی‏ آدَمَ خُذُوا زینَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد...». [سوره اعراف آیه 31]

[2].تفسیر نمونه ذیل آیه فوق

[3]. النفس‌ ان‌ لم‌ تشغله‌ شغلك؛» . [ عزرالحكم /318]

[4]. فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلین». [آل عمران آیه 159]


نماز

ما «نماز» نمى‌خوانیم. آنچه ما به جا مى‌آوریم صورت ظاهرش شبیه نماز است و ما تنها اداى نماز را در مى‌آوریم! كسى كه وقتى «السلام علیكم و رحمة اللّه و بركاته» مى‌گوید تازه یادش مى‌آید كه نماز مى‌گزارده است، آیا به راستى «نماز» خوانده است؟!

 


مادر همه ارزش ها و كمالات انسانى «ایمان به خدا» است. در روایات ما آمده است كه: «اَلصَّلوةُ معراج المۆمن»؛(1) نماز معراج مۆمن است؛ پس چرا ما سال ها نماز مى‌خوانیم و حتى یك بار نیز احساس نمى‌كنیم به معراج رفته باشیم؟! قرآن مى‌فرماید: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ ...»(2) همانا نماز از كار زشت و ناپسند باز مى‌دارد؛ پس چرا ما عمرى است نماز مى‌خوانیم، ولى هنوز این همه مرتكب گناه و اعمال زشت مى‌شویم؟! و ده ها اثر دیگر كه در آیات و روایات ذكر شده، ولى ما آن را در خود نمى‌بینیم.

زیرا ما «نماز» نمى‌خوانیم. آنچه ما به جا مى‌آوریم صورت ظاهرش شبیه نماز است و ما تنها اداى نماز را در مى‌آوریم! كسى كه وقتى «السلام علیكم و رحمة اللّه و بركاته» مى‌گوید تازه یادش مى‌آید كه نماز مى‌گزارده است، آیا به راستى «نماز» خوانده است؟! بسیارى از ما مسایلى را كه در فرصت هاى دیگر نمى‌توانیم به آنها فكر كنیم به وقت نماز موكول مى‌كنیم تا در حین نماز به تحلیل و بررسى آنها بپردازیم! نمازهایى كه ما مى‌خوانیم نه تنها موجب تكامل ما نمى‌شود، كه ما باید از آنها توبه كنیم!

اگر كسى در حالى كه با شما سخن مى‌گوید، رویش را به سویى دیگر كرده و مرتب بالا و پایین و چپ و راست را نگاه كند، آیا آن را بزرگ ترین اهانت و بى احترامى به خود تلقى نمى‌كنید؟! به راستى عبادت ها و نمازهاى ما «اهانت» است یا «عبادت»؟! در روایتى از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است كه حضرت مى‌فرمایند: آیا كسى كه چنین نمازى مى‌خواند، نمى‌ترسد از این‌كه خداى متعال او را به صورت الاغى مسخ نماید؟!

هر جمله و ذكرى را كه مى‌گوییم به معنا و مفاد آن توجه داشته باشیم. این چیزى است كه حتماً باید بر آن اصرار بورزیم. اگر در یك نماز، موفق به این كار نشدیم، در نماز بعدى حتماً سعى كنیم كه این كار را انجام دهیم. اگر در نماز بعدى هم موفق نبودیم، در نماز پس از آن سعى كنیم، و خلاصه، این امرى است كه حتماً باید به آن دست پیدا كنیم

سه گام اساسی برای استفاده از روح و حقیقت نماز

نماز یعنى اینكه بنده در برابر خداوند بایستد و اظهار بندگى كند و دست نیاز به سوى او داشته باشد. كسى كه به نماز مى ایستد باید محضر خدا را درك كند و بداند در برابرچه مقامى ایستاده است ودر نتیجه، وظیفه بندگى را با نهایت خضوع و خشوع به جاى آورد. 

 

گام اول: توجه، به آنچه می کنیم

اولین گام براى نایل شدن به حقیقت و روح نماز این است كه توجه داشته باشیم كه چه مى‌كنیم . از همان ابتدا كه براى تكبیرة الاحرام مى‌ایستیم و قبل از آن ‌كه «اللّه اكبر» بگوییم، باید توجه كنیم كه براى چه این جا ایستاده‌ایم و مى‌خواهیم چه بكنیم. حتى جلوتر از آن، از همان اولین كلمه و جمله‌اى كه شروع به اذان و اقامه مى‌كنیم، توجه داشته باشیم كه این جملات براى چیست.

گام دوم: توجه به آنچه می گوییم

گام دوم براى خواندن نمازى كه بتوانیم از آن بهره ببریم، این است كه هر جمله و ذكرى را كه مى‌گوییم به معنا و مفاد آن توجه داشته باشیم. این چیزى است كه حتماً باید بر آن اصرار بورزیم. اگر در یك نماز، موفق به این كار نشدیم، در نماز بعدى حتماً سعى كنیم كه این كار را انجام دهیم. اگر در نماز بعدى هم موفق نبودیم، در نماز پس از آن سعى كنیم، و خلاصه، این امرى است كه حتماً باید به آن دست پیدا كنیم. براى این كار مى‌توانیم به این صورت عمل كنیم كه قبل از اداى هر جمله اى، ابتدا معناى آن را در ذهن حاضر كنیم و سپس آن جمله را ادا كنیم.

گاهى لطف و عنایت تا بدان حد است كه در هنگام سخن گفتن با او در حالى كه ما غافلیم و توجهمان به چیزهایى دیگر است، خداى متعال خود دست ما را مى‌گیرد و قلب ما را متوجه خود كرده و مى‌فرماید: «بنده من كجایى؟! من با تو و به یاد تو هستم، تو در كجا سیر مى‌كنى؟! بیا و روى دلت را به من بنما و با من نجوا كن!»

اگر كسى در حالى كه با شما سخن مى‌گوید، رویش را به سویى دیگر كرده و مرتب بالا و پایین و چپ و راست را نگاه كند، آیا آن را بزرگ ترین اهانت و بى احترامى به خود تلقى نمى‌كنید؟! به راستى عبادت ها و نمازهاى ما «اهانت» است یا «عبادت»؟! در روایتى از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) نقل شده است كه حضرت مى‌فرمایند: آیا كسى كه چنین نمازى مى‌خواند، نمى‌ترسد از این‌كه خداى متعال او را به صورت الاغى مسخ نماید؟!

 

گام سوم: تناسب باور قلبى مان با اذکار نماز

مرحله سوم در این مسیر آن است كه سعى كنیم حال و باور قلبى ما نیز متناسب با همان چیزى باشد كه به زبان مى‌آوریم. اگر در نماز مى‌گوییم: «إِیّاكَ نَعْبُدُ وَ إِیّاكَ نَسْتَعِینُ»، باید حالمان نیز به گونه‌اى باشد كه واقعاً جز خدا از هیچ كس دیگرى یارى نخواهیم و امید و اعتمادمان به كسى جز او نباشد. وقتى تكبیرة الاحرام و «اللّه اكبر» مى‌گوییم، باید باور قلبى مان نیز این باشد كه خدا را «بزرگ ترین» بدانیم.

در هر حال، راه هاى متعددى براى خروج از غفلت و توجه به خداى متعال وجود دارد. همه این راه ها متوقف بر نوعى معرفت و شناخت است. اگر بخواهیم در حال نماز خشوع داشته باشیم و متوجه ذات اقدس متعال گردیم، باید از پیش، این معرفت ها را كسب كنیم و آنها را پیوسته وجهه نظر خود قرار دهیم. به ویژه بایستى دقایقى قبل از نماز، به معارفى كه از پیش كسب كرده‌ایم. توجهى خاص بنماییم؛ این كار در ایجاد خشوع در حین نماز، بسیار مۆثر است.

بارالها ما را از خواب غفلت بیدار كرده، به سوى خود متوجه نما و قلب و دل ما را نسبت به خود خاشع گردان و نمازهاى ما را «نماز خاشعان» قرار ده؛ آمین. و آخر دعوانا أن الحمدللّه رب العالمین.

 

پی نوشت ها:

1. ارشاد القلوب، ج 2، ص 217.

2. سوره مبارکه عنكبوت، آیه 45.


نماز

من فارس زبانم چرا باید نماز را عربی بخوانم وقتی معنایش را نمی فهمم ؟ این نماز چه فایده ای دارد ؟ کجای قرآن آمده که باید نماز را عربی خواند و چگونه خواند؟

 

 


در زمان ما کمتر کسی است که با اینترنت و فضای مجازی آشنا نباشد، در اینرنت هم چون دنیای واقعی هم می توان به دنبال شناخت و معرفت بود و چشم دل را روشن کرد هم میتوان خدا را و خود را و همه ارزش ها و باورها را برای ابد گم کرد.

بسیاری از اعتقادات ما مسلمانان به شدت آماج تیرهای شبهات است که اگر به سپر علم آگاهی مجهز نباشیم دیر نباشد که همه باورمان را از دست بدهیم... یکی از مواردی که به شدت مورد هجمه قرار می گیرد "نماز خواندن" ما است، که به همه چیز آن اعم از فلسفه اش احکام و آدابش و... ایراد می گیرند.

برای نمونه سۆالاتی که برای کاربر محترم تبیان مطرح شده است را می آوریم که روزانه بارها و بارها در فضای مجازی این قبیل پرسش ها مطرح می شود و در حد خود می کوشیم که پاسخگو باشیم.

 

پرسش

بنده فارس زبانم که با ادبیات عرب آشنایی ندارم توانایی درک معانی اصلی یک کلمه برایم غیر ممکن است و در توان تمام مردم هم نیست که بخش زیادی از عمر خود را صرف یاد گیری زبان عربی در حد کمال کنند لذا از درک معانی آن عاجزند و عملا این نماز تاثیری در نحوه دیدگاهشان نسبت به خدا نخواهد داشت مگر نه اینست که نماز برای بیاد خدا بودن و خدا را ناظر بر احوال خویش دیدن است پس من فارس زبان چگونه کلماتی ادا کنم که عمق معنایش را ادا کنم که عمق معنایش را نمیفهمم و صرفا برایم تکراری شده.

دوم: خداوند خود گفته از چیزی که نسبت به آن علم نداری پیروی نکن در ضمن کجای قران گفته نماز را باید به عربی خواند؟

سوم: عامل وحدت بخش میان مسلمانان زبان انها نیست بلکه افکار انهاست، عقاید و نحوه تفکر انها درباره دین و دینداری و خداست، چگونه 200 نماینده از کشورهای مختلف در سازمان ملل گرد هم جمع میشوند و درباره عناوین مختلفی عناوین مختلفی به اشتراک میرسند و بیانیه صادر میکنند با انکه زبان همدیگر را نمیدانند.... چون تفکرشان به یک سمت است، چون اعتقاد دارند برای رسیدن به اسایش و صلح باید اهداف مشترک داشته باشند و اما کشورهای اسلامی چطورند ....؟؟؟؟

 

هر کسی به دنبال منافع خودش است... هر کسی دنبال یارگیری در عرصه سیاسی است.... چرا؟؟ 

کسی که مدعی است «اقامه‌ی نماز و قرائت آن به فارسی یا هر زبان دیگری جایز است!»، یا صاحب اجتهاد است که باید از قرآن، سنت، حدیث، عقل و ... دلیل بیاورد [نه این که دلیل برای ممنوعیت تغییر سنت مطالبه کند] که چنین دلیلی در دست نیست. و یا باید عمل به احتیاط نماید، یعنی طبق فتوای اغلب فقها و مراجع نماز بخواند که همگی (از شیعه و سنی) گفته‌اند: نماز باید به عربی صحیح خوانده شود

پاسخ:

کاربر محترم شما چند پرسش مطرح کرده اید به ترتیب پاسخ خواهیم گفت : اول اینکه نمی توانید عمرتان را صرف یادگیری زبان عربی کنید که در نهایت معنای کلمات نماز را بدانید، برای یاد گرفتن معنای نماز صرف عمر لازم نیست تنها چندبار معنای  آن را بخوانیم و دقت کنیم چون مرتبا نماز می خوانیم هرگز از ذهن ما پاک نخواهد شد.

صد البته که نباید از چیزی که علم نداریم پیروی کنیم بلکه باید دین را، احکامش را، و فلسفه اش را همه را یاد بگیریم تدبر و تعقل کنیم و بعد پیروی کنیم. 

 كسب دانش و مهارت‏ هاى فنى براى یک جوان ضرورى است، امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: «هیچ وقت دوست ندارم یكى از جوانان شما (شیعه) را ببینم مگر اینكه در یكى از دو حال، شب و روز خود را سپرى كند: یا دانا باشد یا یاد گیرنده. » (امالى طوسى، ص 303. )

 

و این سۆال تکراری که کجای قرآن گفته است نماز را باید عربی خواند؟

به هیچ وجه به دنبال آن نباشیم که همه چیز را آن طور که ما می‌خواهیم در قرآن کریم قید شده باشد. چرا که اولاً وحی کلام خداوند است و نه کلام ما، و ما نمی‌توانیم به خداوند دیکته کنیم که چه بگوید و چگونه نگوید! بلکه آن خالق حکیم که هادی مخلوقات است، خود احسن الکلام را برای هدایت به کار می‌برد و به همین دلیل قرآن کریم را به عربی فصیح نازل نمود و فرمود:

«وَ كَذلِكَ أَنْزَلْناهُ حُكْماً عَرَبِیًّا وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا واقٍ.» (الرعد – 37)؛

و بدین سان آن [قرآن‏] را فرمانى روشن نازل كردیم، و اگر پس از دانشى كه به تو رسیده [باز] از هوسهاى آنان پیروى كنى، در برابر خدا هیچ دوست و حمایتگرى نخواهى داشت.

اگر بسیاری از احکام با ذکر جزئیات در قرآن کریم ذکر نشده است، دلایل و حکمت‌های خود را دارد و خود دلیل محکمی برای لزوم پیروی و اطاعت از رسول (صلی الله علیه و آله) است که خداوند اطاعت او و هم چنین «اولی الامر» را در ردیف اطاعت خود قرار داده است.

نماز

«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَلَا تُبْطِلُوا أَعْمَالَکُم؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! خدا را اطاعت کنید و از رسول او فرمان برید و اعمالتان را تباه نسازید. (سوره محمد آیه 33)

نماز، قرائت قرآن کریم و کلام وحی است و کلام وحی قابل ترجمه‌ی دقیق یا حتی نزدیک به دقیق به هیچ زبانی نمی‌باشد. حال از یک سو تصریح می‌شود که این عمل ممکن نیست، از سوی دیگر می‌پرسند: چه سندی دال بر انجام ندادن وجود دارد؟! مثل این است که کسی بگوید: انسان قادر نیست ملائک را به قتل برساند. بعد دیگری بپرسد: چه آیه یا حدیثی دال ممنوعیت این قتل وجود دارد؟!

سخن از اقامه‌ی نماز است. آن کس که نماز را به ما امر فرمود، خداوند متعال است و آن کس که این امر را به ما ابلاغ نمود حضرت رسول اکرم‌‌ ‌(صلی االه علیه و آله) است. اگر نماز چارچوبی نداشت، پیامبر (صلی الله علیه و آله) در این امر مردم را ملزم به رعایت چارچوب‌ها با تأسی به سنّت خود نمی‌نمود و می‌فرمود: مردم هر وقت که حوصله کردید و به هر شکلی که دوست دارید و به هر زبانی که دلتان می‌خواهد، با پروردگار خود راز و نیاز کنید.

این نکته را هم فراموش نکنیم که منظور از تشریع تکالیف دینی تسلیم شدن و چشم گفتن در مقابل خداوند متعال است اگر قرار باشد ما کاری که دلمان می خواهد را بکنیم که دیگر نماز خواندن و نماز نخواندن ندارد، سر خویش گیریم و کار خویش کنیم و دنبال بهانه نباشیم.

توجه به این نکته بسیار ضروری است که مسلمان در اجرای احکام و حدود الهی، یا باید مجتهد باشد و یا باید عمل به احتیاط کند و یا باید از مجتهد جامع‌الشرایط تقلید نماید.

کسی که مدعی است «اقامه‌ی نماز و قرائت آن به فارسی یا هر زبان دیگری جایز است!»، یا صاحب اجتهاد است که باید از قرآن، سنت، حدیث، عقل و ... دلیل بیاورد [نه این که دلیل برای ممنوعیت تغییر سنت مطالبه کند] که چنین دلیلی در دست نیست. و یا باید عمل به احتیاط نماید، یعنی طبق فتوای اغلب فقها و مراجع نماز بخواند که همگی (از شیعه و سنی) گفته‌اند: نماز باید به عربی صحیح خوانده شود.

نماز، قرائت قرآن کریم و کلام وحی است و کلام وحی قابل ترجمه‌ی دقیق یا حتی نزدیک به دقیق به هیچ زبانی نمی‌باشد. حال از یک سو تصریح می‌شود که این عمل ممکن نیست، از سوی دیگر می‌پرسند: چه سندی دال بر انجام ندادن وجود دارد؟! مثل این است که کسی بگوید: انسان قادر نیست ملائک را به قتل برساند. بعد دیگری بپرسد: چه آیه یا حدیثی دال ممنوعیت این قتل وجود دارد؟!

 

و اما اینکه اعتراض دارید که زبان مشترک باعث اتحاد نیست، اسلام دین توحید است مسلمانان هم همه باید یک دل و یکرنگ باشند خداوند متعال ترتیبی می دهد که در یک زمان خاص در هر کجای این عالم ،‌هستند با یک زبان واحد صحبت کنند ، مثلا در ایام حج از سراسر عالم مسلمانان گرد هم می آیند و با یک زبان خداوند خود را می خوانند و این خود فایده تربیتی دارد که ما مسلمانان بیاموزیم اتحاد چقدر مهم است، هر چند زبان مشترک تنها عامل اتحاد نیست اما یک عامل برای هم اندیشی است حداقلش این است که حرف همدیگر را می فهمند تا بتوانند تبادل نظر کنند.

در سازمان ملل هم که 200 نماینده جمع می شوند و بیانیه صادر می کنند بالاخره یک زبان مشترک برای گفتگو انتخاب می کنند همه آنها عمرشان را نمی گذارند 200زبان مختلف یاد بگیرند تا بتوانند گفتگو کنند.

 

تفرقه بین مسلمانان و خودخواهی ها

شما بفرمایید کجای دین مبین اسلام این قبیل رفتارها آمده است؟ آیا اسلام دستور به خودخواهی می دهد؟ اسلام از ما تفرقه و جنگ طلبی خواسته است؟ مگر اسلام نیست که دستور به وحدت مسلمین می دهد، مگر قرآن نیست که مۆمنان را برادران یکدیگر می خواند، این همه سفارش به انفاق و ایثار و خدمت به خلق و ضعفاء چه می شود؟ این چه قضاوتی است که ما در مورد اسلامی می کنیم ؟

و در یک کلام

اسلام به ذات خود ندارد عیبی         هر عیب كه هست از مسلمانی ماست 


بعد از اتمام نمازهای واجب کدامیک در شرع مقدس سفارش شده؟ خواندن تعقیبات یا مصافحه با دیگران(دست دادن)؟

 


کلمه  “مصافحه”‌ در لغت به معنی دست دادن است.

کلمه  “تعقیب”‌ تعقیب در لغت به معنای دنبال کردن و به دنبال آوردن ِ بدون فاصله است و تعقیب نماز به معنای نشستن بعد از نماز جهت خواندن تسبیحات خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها، دعا، قرآن یا اذکار وارده است‌.

تعقیب نماز، از مستحباتی است که اسلام به آن تاکید کرده است‌. قرآن می‌فرماید: “فَإِذَا فَرَغْت‌َ فَانصَب‌ْ  وَ إِلَی‌َ رَبِّکَ فَارْغَب‌; (انشراح‌، 7 ـ 8) پس هنگامی که از کار مهمی فارغ شدی‌، به کار و طاعت دیگر بپرداز و به سوی پروردگارت با اشتیاق روی آور”‌. از حضرت باقرالعلوم علیه السلام  در تفسیر این آیه‌، چنین نقل شده است :  “هنگامی که از نماز، فراغت یافتی‌، در همان حال که نشسته‌ای‌، به دعا بپرداز و از خداوند هر چه از دنیا و آخرت می‌خواهی‌، تمنا کن و هنگامی که از دعا فارغ شدی‌، به سوی خداوند متعال توجه کن‌”‌.(البرهان‌، سید هاشم بحرانی‌، ج 5، ص 690)

وقتی که در آیات قرآن و احادیث جستجو میکنیم به این جمع بندی میرسیم که در خصوص دست دادن با مأمومین  بعد از نماز، دلیلى بر استحباب آن نداریم و اصلاً بر آن سفارشی نشده است .

البته به طور کلى مصافحه با برادران مۆمن، در هر زمان و مکان امرى مستحب است؛ و در روایات اسلامى، فصلى درباره مصافحه وجود دارد؛ از جمله: در یکى از این روایات آمده است: وقتى دو مۆمن با هم مصافحه مى کنند، هم چنان که در فصل خزان برگ از درختان مى ریزد، گناهان آنها مى ریزد .« بحارالانوار، ج 46، ص 302»

لکن با این همه روایات وارده نسبت به اهمیت خواندن تعقیبات بعد از نماز، به نظر می رسد اقدام به دست دادن یا گفتن تقبل الله و … بعد از نماز قبل از خواندن تعقیبات نماز، کاری عبث و چه بسا موجب تضییع تعقیبات و نقصان در نماز باشد، چرا که همانطور که مستحضرید علمای بزرگوار شیعه می فرمایند: تعقیباتی متمّم و مکمّل نماز هست و آن آثار بزرگ را دارد که فوراً بعد از سلام نماز، بدون روی برگرداندن از قبله و یا صحبت با دیگران گفته می شود .

امام رضا (علیه السلام) برایش نامه نوشتند و در آن فرمود: «در سجده شکر صد مرتبه «شکراً شکراً» یا «عفواً عفواً» بگو»

 

ضمناً خوب است بدانیم از جمله ایراداتی که اهل سنت از ما می گیرند همین مصافحه بعد از نماز است و به اشتباه ، تشیع را متهم به آوردن بدعت در دین می کنند.

 

و اما بهترین تعقیبات چیست؟

 محقق عالیقدر حضرت آیت الله فاطمی نیا می فرمایند: بعد از بررسی روایات متعدد ، به این جمع بندی رسیدم که بهترین تعقیبات، تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها است بدین گونه که بعد از اتمام نماز بلافاصله به ترتیب سه بار ”‌ الله اکبر ”‌ گفته شود، بعد آیه شریفه ”‌ ان الله و ملائکته یصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما “ و بعد سه بار گفته شود “ الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد و ذُرِیَّتِه”‌ و بعد تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها  بگوید که این بهترین و کاملترین نوع تعقیبات نماز محسوب می گردد .

 

سجده شکر بعد از نماز را فراموش نکنیم

یکی از سنت‌های تأکید شده؛ انجام سجده شکر بعد از نماز است. در ذیل به مواردی مرتبط با سجده شکر اشاره می‌کنیم:

الف. اهمیت سجده شکر: امام صادق(علیه السلام) در این‌باره به یکی از اصحاب خود می‌فرماید: «سجده شکر -بعد از هر نماز- بر ]تو و[ هر مسلمانى لازم است (تأکیدی برای استحباب سجده شکر) و به ‌وسیله آن، ارزش نمازت را بالا می‌برى و خداوند را از خودت راضى می‌کنى و ملائکه را متعجّب می‌سازى. وقتى که بنده نماز خواند؛ و سپس سجده شکر نمود، خداوند حجاب میان آن بنده و ملائکه را از میان برمی‌دارد و بعد هم می‌فرماید: اى ملائکه من! به این بنده‌ام نگاه کنید که واجب خود را ادا کرد و عهد خود را با من تمام نمود و بعد هم در مقابل آن نعمت‌هایى که به وى داده بودم برایم شکر نمود. پس پاداش او نزد من چیست؟ ملائکه می‌گویند: خدایا! پاداش او بهشت است. باز خداوند می‌فرماید: بعد از بهشت چیست؟ ملائکه می‌گویند: خدایا! کفایت کردن همه امور او. باز هم خداوند می‌فرماید: بعد از آن چیست؟ باز ملائکه خیرى را پیشنهاد می‌کنند و این عمل تکرار می‌شود تا همه چیزها را ملائکه می‌گویند. باز هم خداوند می‌فرماید: بعد از آنها چیست؟ ملائکه می‌گویند: خدایا! ما دیگر نمی‌دانیم. خداوند می‌فرماید: من از او تشکر می‌کنم همان طورى که او از من تشکر کرد. و با فضل خودم به وى رو می‌آورم و رحمتم را به وى نشان می‌دهم».[ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق و مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 1، ص 333، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق]

ب. علت و چرایی سجده شکر:

امام رضا(علیه السلام)، فرمود: «سجده بعد از نماز فریضه؛ به خاطر تشکّر نمودن بنده از خداوند متعال است، که او را بر انجام واجباتش موفّق ساخت و کمترین عبارتى که در آن می‌توان گفت؛ آن است که سه مرتبه بگوید: شُکْراً لِلَّهِ». از آن‌ حضرت پرسیده شد: معنای «شکراً لله» چیست؟ امام(علیه السلام) فرمود: «یعنی سجده من برای خداوند؛ بدین خاطر است که مرا موفق به انجام فرائض و واجباتش کرده. پس شکر، باعث ازدیاد می‌شود و اگر نقصی در نماز باشد؛ با این سجده جبران می‌شود».[ شیخ صدوق، علل الشرائع، ج 2 ، ص 360، کتاب فروشی داوری، قم، چاپ اول، 1385ش]

سجده

 

ج. اذکار سجده شکر: اذکار مختلفی برای سجده شکر در روایات نقل شده است، اگر چه اصل سجده شکر همان طور که گفته شد، گذاشتن پیشانی بر زمین، و به قصد شکر خداوند است.

1. سلیمان بن حفص مروزی نقل می‌کند که امام رضا(علیه السلام) برایش نامه نوشتند و در آن فرمود: «در سجده شکر صد مرتبه «شکراً شکراً» یا «عفواً عفواً» بگو».[ من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 332]

2. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «نمازگزار بعد از نمازهای واجب؛ به جهت شکر خداوند و سپاس‌گذاری از او برای توفیقی که در ادای واجباتش به او عنایت فرموده، سجده می‌کند و کمترین چیزی که می‌گوید؛ سه بار ذکر "شکراً لِلّه" است».[ همان، ص 333]

البته اذکار دیگری نیز بیان شده است که به جهت طولانی بودن آنها، می‌توان به کتاب‌های ادعیه مراجعه کرد.

د. کیفیت سجده شکر: یحیی بن عبد الرحمان بن خاقان می‌گوید: «امام هادی(علیه السلام) را دیدم که سجده شکر بجا آورد و ساعد خود را بر زمین گذاشته و سینه‌اش را بر خاک نهاد(نزدیک زمین کرد)».[ تهذیب الأحکام، ج ‌2، ص 85]

هـ. حکم سجده شکر: به خاطر وجود همین روایات است که در فقه شیعه، انجام سجده شکر مستحب است. شیخ طوسی(ره) در این‌باره می‌گوید: «استحباب سجده شکر، در چند جا است: اول آن‌که: هرگاه نعمتی به بنده برسد. دوم: هرگاه بلا و گرفتاری از شخص رفع شود. سوم: بعد از نماز».[ شیخ طوسی، محمد بن حسن، الخلاف، محقق و مصحح: خراسانی، علی، شهرستانی، سید جواد، طه نجف، مهدی، عراقی، مجتبی، ج 1، ص 434، ‌دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ اول، 1407ق.]

در فتاوای مراجع معظم تقلید نیز این‌گونه وارد شده است:

مستحب است بعد از نماز، سجده شکر نماید و همین قدر که پیشانى را به قصد شُکر، بر زمین بگذارد کافى است، ولى بهتر است صد مرتبه یا سه مرتبه یا یک مرتبه، «شُکْراً للّٰهِ» یا «شُکْراً شکراً» یا «عَفْواً» بگوید، و نیز مستحب است هر وقت نعمتى به انسان می‌رسد یا بلایى از او دور می‌شود سجده شکر بجا آورد.[ امام خمینی، توضیح المسائل (محشّی)، گردآورنده: بنی‌هاشمی خمینی، سید محمدحسین، ج ‌1، ص 607‌، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ هشتم، 1424ق.]

مصافحه با برادران مۆمن، در هر زمان ومکان امرى مستحب است؛ و در روایات اسلامى، فصلى درباره مصافحه وجود دارد؛ از جمله: در یکى از این روایات آمده است: وقتى دو مۆمن با هم مصافحه مى کنند، هم چنان که در فصل خزان برگ از درختان مى ریزد، گناهان آنها مى ریزد

 

در سجده شکر؛ احتیاط آن است که مواضع هفت‌گانه بر زمین قرار بگیرد، و پیشانى بر چیزى که سجده بر آن صحیح است، نهاده شود، و شرط سجده بر غیر پوشیدنى یا خوردنى؛ خالى از قوّت نیست؛ همان طورى که حکم در سجده واجب قرآن؛ همین است. در سجده شکر، مستحب است: بازوها را روى زمین پهن کند و قسمت بالاى سینه، و سینه و شکم  را به زمین چسباند.[ امام خمینی، سید روح اللّه، تحریر الوسیلة، مترجم: اسلامی، علی، ج 1، ص 323، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ بیست و یکم، 1425ق]

شایان ذکر است؛ در روایات و فتاوای مراجع عظام تقلید، آنچه بدان اشاره شده است، انجام سجده شکر بعد از نماز است؛ ولی فوریت آن اثبات نشده است. [مجلسی، محمد باقر، بیست و پنج رساله فارسی، محقق و مصحح: رجائی، سید مهدی، ص 270، ‌انتشارات کتابخانه آیة الله مرعشی نجفی، قم، چاپ اول، 1412ق.]

و. خصوصیت سجده شکر؛ بعد از برخی نمازهای واجب

اگر چه سجده بعد از نمازهای واجب در روایات آمده است، ولی انجام آن بعد از برخی نمازهای واجب؛ تأکید بیشتری شده است. یکی از اصحاب امام کاظم(علیه السلام) می‌گوید: دیدم؛ امام(علیه السلام) بعد از نماز سه رکعتی(نماز مغرب) خود؛ سجده کردند، به ایشان عرض کردم بعد از نماز مغرب سجده کردید؟ فرمود: «مرا این‌گونه دیدی؟» گفتم: بله. فرمود: «این سجده(بعد از نماز مغرب) را ترک نکن؛ زیرا دعا در آن مستجاب است».[ من لا یحضره الفقیه، ج‌1، ص331]


اذان

 


کار بعضی از ما به جایی رسیده است که تا صدای اذان بلند می شود تلویزیون را خاموش می کنیم نعوذبالله گویی صدای اذان آزارمان می دهد.

 


وقتی صدای زنگ تلفن منزل یا تلفن همراهمان را می شنویم با شتاب و عجله هر چه تمامتر خودمان را به آن می رسانیم که مبادا قطع شود و کسی کار مهمی داشته باشد.

اگر اطرافیان صدایمان بزنند خیلی زود پاسخ می دهیم و حداقل واکنشی نشان می دهیم .

اگر در محیط کار باشد و کارفرمای ما به هر دلیلی ما را بخواهد سریعا خود را مرتب کرده شق و رق می ایستیم و در نهایت ادب و احترام سر خم کرده و گوش به فرمان می ایستیم.

اما در مقابل ندای بزرگترین و با نفوذترین و قدرتمندترین مقام عالم هستی بسیاری از ما بی خیال و بی تفاوت هستیم ، انگار نه انگار که منادی ندا می دهد که ای مردم وقت صحبت کردن با خداوند متعال است ، بشتابید به سوی نماز ، بشتابید به سوی بهترین عمل .

این دل مشغولی های دنیا را رها کنید وقت آن رسیده که کمی با خدای خود خلوت کنید ، ولی انگار نه انگار ، ما کارهای مهمی داریم و برای نماز هم وقت زیاد است ، تا قضا شدن نماز وقت بسیار است .

کار بعضی از ما به جایی رسیده است که تا صدای اذان بلند می شود تلویزیون را خاموش می کنیم نعوذبالله گویی صدای اذان آزارمان می دهد .

یکی از دستوراتی که در آموزه‌های دینی به آن سفارش شده، این است: کسی که صدای اذان را می‌شنود از کارهای دنیایی پرهیز نموده و آماده انجام نماز شود، بنابراین، ممکن است خواندن درس را نیز یکی از مصادیق پرداختن به دنیا دانست و بهتر است از آن اجتناب شود. البته، با جست‌وجویی که در منابع روایی انجام گرفت روایتی که صراحتاً دلالت بر این مطلب نماید که کسی که نزدیک اذان درس بخواند بهره‌ای از آن نخواهد برد را نیافتیم. اما اگر درس خواندن را نیز از امور دنیایی بدانیم شاید بتوان گستره روایات را بدان نیز سرایت داد.

معناى آن این است که خدا و ملائکه آگاه‌اند که من شما را از زمان انجام نماز آگاه کردم پس سرگرم امور دیگر نشوید که این برای شما بهتر است و زمانی که مۆذّن بگوید: «حَیَّ عَلَى الصَّلَاةِ» پس اذان چنین گوید: ای امت محمد! خدا دین خودش را برای شما نمایان ساخت پس آن‌را ضایع نسازید و لکن به آن پایبند باشید تا خدا شما را مورد آمرزش قرار دهد و به کارهای دیگر خود را مشغول نسازید، چرا که نماز ستون دین شما است

در روایتی امام علی(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) راجع به تفسیر اذان پرسید؟ پیامبر در پاسخ فرمود: ای على! اذان حجتى است بر امت من و تفسیر آن این است که مۆذّن هنگامی که بگوید: «اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ» معنایش این است که خدایا! تو گواهى بر آنچه من می‌گویم که اى امّت احمد به تحقیق که وقت نماز رسید، پس آماده باشید و کار دنیا را رها نمایید و چون گوید: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» معناى آن این است که  خدا و فرشتگان خدا و آنچه در آسمان‌ها و زمین است، آگاه هستند که من وقت نمازهای پنج‌گانه را به اطلاع شما رساندم پس خود را برای نماز آماده نمایید و چون گوید: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ»، معناى آن این است که خدا و ملائکه آگاه‌اند که من شما را از زمان انجام نماز آگاه کردم پس سرگرم امور دیگر نشوید که این برای شما بهتر است و زمانی که مۆذّن بگوید: «حَیَّ عَلَى الصَّلَاةِ» پس اذان چنین گوید: ای امت محمد! خدا دین خودش را برای شما نمایان ساخت پس آن‌را ضایع نسازید و لکن به آن پایبند باشید تا خدا شما را مورد آمرزش قرار دهد و به کارهای دیگر خود را مشغول نسازید، چرا که نماز ستون دین شما است... .[شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص 67، مطبعة حیدریة، نجف، چاپ اول، بی‌تا.]




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |