جستجو
مطالب پيشين
آرشيو مطالب
لوگوي دوستان
کاربردي

”چهارمین

Online User

Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

اذان

 


کار بعضی از ما به جایی رسیده است که تا صدای اذان بلند می شود تلویزیون را خاموش می کنیم نعوذبالله گویی صدای اذان آزارمان می دهد.

 


وقتی صدای زنگ تلفن منزل یا تلفن همراهمان را می شنویم با شتاب و عجله هر چه تمامتر خودمان را به آن می رسانیم که مبادا قطع شود و کسی کار مهمی داشته باشد.

اگر اطرافیان صدایمان بزنند خیلی زود پاسخ می دهیم و حداقل واکنشی نشان می دهیم .

اگر در محیط کار باشد و کارفرمای ما به هر دلیلی ما را بخواهد سریعا خود را مرتب کرده شق و رق می ایستیم و در نهایت ادب و احترام سر خم کرده و گوش به فرمان می ایستیم.

اما در مقابل ندای بزرگترین و با نفوذترین و قدرتمندترین مقام عالم هستی بسیاری از ما بی خیال و بی تفاوت هستیم ، انگار نه انگار که منادی ندا می دهد که ای مردم وقت صحبت کردن با خداوند متعال است ، بشتابید به سوی نماز ، بشتابید به سوی بهترین عمل .

این دل مشغولی های دنیا را رها کنید وقت آن رسیده که کمی با خدای خود خلوت کنید ، ولی انگار نه انگار ، ما کارهای مهمی داریم و برای نماز هم وقت زیاد است ، تا قضا شدن نماز وقت بسیار است .

کار بعضی از ما به جایی رسیده است که تا صدای اذان بلند می شود تلویزیون را خاموش می کنیم نعوذبالله گویی صدای اذان آزارمان می دهد .

یکی از دستوراتی که در آموزه‌های دینی به آن سفارش شده، این است: کسی که صدای اذان را می‌شنود از کارهای دنیایی پرهیز نموده و آماده انجام نماز شود، بنابراین، ممکن است خواندن درس را نیز یکی از مصادیق پرداختن به دنیا دانست و بهتر است از آن اجتناب شود. البته، با جست‌وجویی که در منابع روایی انجام گرفت روایتی که صراحتاً دلالت بر این مطلب نماید که کسی که نزدیک اذان درس بخواند بهره‌ای از آن نخواهد برد را نیافتیم. اما اگر درس خواندن را نیز از امور دنیایی بدانیم شاید بتوان گستره روایات را بدان نیز سرایت داد.

معناى آن این است که خدا و ملائکه آگاه‌اند که من شما را از زمان انجام نماز آگاه کردم پس سرگرم امور دیگر نشوید که این برای شما بهتر است و زمانی که مۆذّن بگوید: «حَیَّ عَلَى الصَّلَاةِ» پس اذان چنین گوید: ای امت محمد! خدا دین خودش را برای شما نمایان ساخت پس آن‌را ضایع نسازید و لکن به آن پایبند باشید تا خدا شما را مورد آمرزش قرار دهد و به کارهای دیگر خود را مشغول نسازید، چرا که نماز ستون دین شما است

در روایتی امام علی(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) راجع به تفسیر اذان پرسید؟ پیامبر در پاسخ فرمود: ای على! اذان حجتى است بر امت من و تفسیر آن این است که مۆذّن هنگامی که بگوید: «اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ» معنایش این است که خدایا! تو گواهى بر آنچه من می‌گویم که اى امّت احمد به تحقیق که وقت نماز رسید، پس آماده باشید و کار دنیا را رها نمایید و چون گوید: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ» معناى آن این است که  خدا و فرشتگان خدا و آنچه در آسمان‌ها و زمین است، آگاه هستند که من وقت نمازهای پنج‌گانه را به اطلاع شما رساندم پس خود را برای نماز آماده نمایید و چون گوید: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ»، معناى آن این است که خدا و ملائکه آگاه‌اند که من شما را از زمان انجام نماز آگاه کردم پس سرگرم امور دیگر نشوید که این برای شما بهتر است و زمانی که مۆذّن بگوید: «حَیَّ عَلَى الصَّلَاةِ» پس اذان چنین گوید: ای امت محمد! خدا دین خودش را برای شما نمایان ساخت پس آن‌را ضایع نسازید و لکن به آن پایبند باشید تا خدا شما را مورد آمرزش قرار دهد و به کارهای دیگر خود را مشغول نسازید، چرا که نماز ستون دین شما است... .[شعیری، محمد بن محمد، جامع الأخبار، ص 67، مطبعة حیدریة، نجف، چاپ اول، بی‌تا.]


آیا کسی به خدا و حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) و معاد ایمان داشته باشد ولی نماز نخواند و یا نماز یومیه را کامل بجا نیاورد نیز مسلمان محسوب می‌گردد؟ چرا نماز را ستون دین گفته‌اند مگر نماز از اصول دین ستون‌تر است؟


نماز

مسلمانی نیز چه در بُعد نظری (اعتقادی) و چه در بُعد عملی، مانند هر کمال دیگری، شدت و ضعف مرتبه دارد، لذا در بُعد نظری (اعتقادی) همین که کسی قدم به داخل دایره‌ی توحیدی گذاشت، یعنی توحید و معاد را قبول کرد، موحد است و همین که کسی نبوت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله را پذیرفت، مسلمان است و همین که باور و تسلیم خدا بودن در قلبش نهادینه شد، مۆمن می‌شود. چنان چه یک دانش آموز کلاس اول یا یک طلبه سال اول محصل و طلبه است و یک استاد کامل نیز دانش آموز یا دانش پژوه می‌باشد و یا یک آیت الله یا مرجع تقلید نیز هم چنان یک طلبه می‌باشد؛ اما سطوح و رتبه‌ی آنها متفاوت است.

از این رو عده‌ای آمدند و به پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله عرض نمودند که ما مۆمن هستیم؛ آیه نازل شد که به آنها بگو نگویند، مۆمن هستیم، بلکه بگویند: مسلمان هستیم. هنوز تا ایمان راه بسیار است:

« قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُۆْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِكُمْ وَإِن تُطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَا یَلِتْكُم مِّنْ أَعْمَالِكُمْ شَیْئًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ » (الحجرات، 14)

ترجمه: [برخى از] بادیه‏نشینان گفتند ایمان آوردیم بگو ایمان نیاورده‏اید لیكن بگویید اسلام آوردیم و هنوز در دلهاى شما ایمان داخل نشده است و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید از [ارزش] كرده‏هایتان چیزى كم نمى‏كند خدا آمرزنده مهربان است.

سپس بلافاصله در آیه بعد، چند ویژگی از مۆمن را بیان می‌دارد:

« إِنَّمَا الْمُۆْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ » (همان، 15)

ترجمه: در حقیقت مۆمنان كسانى‏اند كه به خدا و پیامبر او گرویده و [دیگر] شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد كرده‏اند اینانند كه راست كردارند.

پس محال است که کسی به خدا، رسول (صلی الله علیه و آله) و قیامت «ایمان» داشته باشد، اما کاهل نماز باشد یا نماز یومیه را همیشه نخواند؛ اما مسلمان ممکن است که دچار این نقیصه و اهمال‌ها گردد، چرا که تسلیم شده است، اما هنوز ایمان به قلبش راه نیافته است.

از صفات مۆمن این است که از نماز خود محافظت می‌کند تا تخریب نگردد، چنان چه از دین (حدود الهی در هر امر نظری و عملی) نیز محافظت می‌کند تا خیمه دین خراب نشود. بدیهی است که شاقول و تراز خراب، نمی‌تواند میزان باشد و خیمه ویران یا سوخته نیز روی ستون بند نمی‌شود

 

الف – نماز ستون «دین» است، و «اصول اعتقادی یا اصول دین»، خود دین است. یعنی شناختن و قبول کردن و اطاعت از خدا و رسول صلوات الله علیه و آله در گام اول و سپس ایمان آوردن به آنها چنان چه هیچ‌گاه و هیچ مقدار تزلزل، تردید و بازگشتی در آن رخ ندهد (ثُمَّ لَمْ یَرْتَابُوا) در گام دوم و سپس تلاش با هدف گرفتن خدا « فِی سَبِیلِ اللَّهِ » که قاعدتاً با مال و جان صورت می‌گیرد و به همراه صداقت، در گام سوم، خودِ دین است، خیمه‌ی همان دین است، اما ستونی که این خیمه را سرپا نگه می‌دارد، نماز است.

ب – به قول آیت‌الله حائری شیرازی: «(مضمون) نماز مانند این تراز و شاقول بناهاست که با آن راستی دیوار را در طول و ارتفاع می‌سنجند، اما دین همان چگونه زندگی کردن شماست.»

در نماز ما مقابل خداوند متعال حاضر شده و تمامی اعتقادات و اهداف و بالتبع اوج خواسته‌های خود را بیان می‌داریم. از الله اکبر تکبیر گرفته که او را بزرگ‌تر از هر وصفی می‌دانیم، تا اعلام موضع و جناح فردی و اجتماعی خود که جزو موحدین هستیم «ایاک نعبد»، تا وسیله دانستن همه چیز و مۆثر بالذات ندانستن هیچ چیزی در وجود «ایاک نستعین» ... تا دعا برای قرار گرفتن در صراط مستقیم و هم چنین منزه (سبحان) دانستن خدا از کلیه صفات و حالات مخلوقات و نیز معظم و اعلی دانستن وی که در رکوع و سجود و اذکارش تجلی می‌یابد.

حال زندگی در تمامی شئونش، باید منطبق با این دیدگاه‌های نظری و اعتقاداتِ اظهار شده باشد. لذا نماز ستون دین است و اصول اعتقادی در حکمت نظری و حکمت عملی، که یعنی «ایمان و عمل صالح» در هر امری، خودِ ساختمان، خیمه و شاکله‌ی دین است.

ب/1 - بدیهی است که اسلام (تسلیم شدن به امر پروردگار که رسول صلوات الله علیه و آله آن را ابلاغ می‌کند) و نیز ایمان قلبی به مبدأ و معاد (انا لله و انا الیه راجعون)، در عمل تجلی می‌کند، لذا هر کاری که به امر او برای او باشد، عبادت است و همه عبادات نیز در نماز تجلی می‌کند و نماز نیز باید در تمامی شئون زندگی تجلی کند. آن وقت می‌شود نمازی که ستون دین است – نمازی که معراج مۆمن است – نمازی که انسان را فحشا و منکر باز می‌دارد.

محال است که کسی به خدا، رسول (صلی الله علیه و آله) و قیامت «ایمان» داشته باشد، اما کاهل نماز باشد یا نماز یومیه را همیشه نخواند؛ اما مسلمان ممکن است که دچار این نقیصه و اهمال‌ها گردد، چرا که تسلیم شده است، اما هنوز ایمان به قلبش راه نیافته است

 

ج – از این رو، رابطه نماز با دین، مثل یک خیمه با ستونش می‌شود. اگر خیمه‌ای در کار نباشد، ستون معنا و مفهوم و لزومی ندارد و اگر خیمه باشد، اما ستون نداشته باشد، فرو می‌ریزد. اگر خیمه باشد و ستون هم داشته باشد، خیمه برپاست، اما باید مراقبت کرد که به خیمه‌ی دین و ستون نماز آسیبی نرسد، چون در هر دو حالت خیمه دین فرو خواهد ریخت. لذا ضمن این که امر به نماز نمود، فرمود: از صفات مۆمن این است که از نماز خود محافظت می‌کند تا تخریب نگردد، چنان چه از دین (حدود الهی در هر امر نظری و عملی) نیز محافظت می‌کند تا خیمه دین خراب نشود. بدیهی است که شاقول و تراز خراب، نمی‌تواند میزان باشد و خیمه ویران یا سوخته نیز روی ستون بند نمی‌شود:

« وَالَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ » (المۆمنون، 9)

ترجمه: و كسانى كه بر نمازشان مواظبت دارند

« التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدونَ الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنكَرِ وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللّهِ وَبَشِّرِ الْمُۆْمِنِینَ » (التوبه، 112)

ترجمه: (این مۆمنان) همان توبه‏كنندگان، عبادت‏كنندگان، حمد و سپاس‏گویان، روزه‏داران، سفركنندگان (براى جهاد و تحصیل علم دین)، ركوع‏كنندگان، سجده كنندگان، فرمان‏دهندگان به معروف و بازدارندگان از منكر و نگهبانان مرزهاى (اصول و فروع دین) خدا هستند، و بشارت ده این مۆمنان را. 

 

عاقبت بی نمازی

دور ماندن از امان خدا و رسولش؛ رسول خدا (صلی الله علیه وآله): « من ترك الصلوة متعمدا من غیر علة فقد برء من ذمة الله و ذمة رسوله؛ كسی كه نماز را عمدا و بدون علت ترک كند از امان خداو رسولش دور خواهد بود.» ( عیون‏أخبارالرضا(علیه السلام) ج : 1 ص : 285)

- سبب تسلط شیطان؛ امام صادق (علیه السلام) از پدرش از پدرانش از امیر مۆمنان (علیه السلام) نقل كرده است كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: «شیطان همواره از پسر آدم وحشت دارد و فاصله می گیرد تا زمانی كه نمازهاى پنجگانه‏اش را در وقتش به جا می آورد. پس هرگاه آنها را ضایع كرد بر او جرات پیدا می كند و او را بر گناهان بزرگ وارد می سازد .»( ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ، ص 230)

- نابود شدن اعمال خوب؛ رسول خدا (صلی الله علیه وآله) :« مَنْ تَرَكَ صَلَاتَهُ حَتَّى تَفُوتَهُ مِنْ غَیْرِ عُذْرٍ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ ؛كسی كه نمازش را بدون عذر ترك كند (نخواند) تا وقت آن بگذرد، عمل او نابود شده است.» ( بحارالأنوار ج : 79 ص : 202)

- از بین رفتن فاصله كفر و ایمان؛ رسول خدا (صلی الله علیه وآله):« بَیْنَ الْعَبْدِ وَ بَیْنَ الْكُفْرِ تَرْكُ الصَّلَاةِ ؛ فاصله كفر و بندگی ترك نماز است .» ( بحارالأنوار ج : 79 ص : 202)

- مورد لعن تمامی كتب آسمانی و ملائكه و پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله )؛ رسول خدا (صلی الله علیه وآله):« تارك الصلاة ملعون فی التوراة ملعون فی الانجیل ملعون فی الزبور ملعون فی القران ملعون فی لسان جبرئیل ملعون فی لسان میكائیل ملعون فی لسان اسرافیل ملعون فی لسان محمد؛ ترك كننده نماز در تورات و انجیل و زبور و قرآن مورد لعنت قرار گرفته و به زبان جبرئیل و میكائیل و اسرافیل و محمد (صلی الله علیه و آله ) ملعون است .» ( الحكم الزاهرة با ترجمه انصارى، ص: 294)


چرا خداوند متعال نماز صبح را قرار داد؟ در حالی که برخی گمان می‌کنند کار سختی است و در اغلب اوقات قضا می‌شود؟ خواب دم صبح خیلی شیرین و سنگین است، چطور می‌توان از آن دل کند و مشغول نماز شد؟

 


سیزده روز در بندر مه آلود

عامل اصلی و زیربنایی سستی در نماز و خواب ماندن برای نماز صبح یا هر کوتاهی ای که در زمینه دین و عبودیت پیدا می‌شود در ضعف ایمان است. البته همه ما کم و بیش از این عارضه رنج می‌بریم و ایمان کامل برای انسان مۆمن یک ایده آل و آرزو است.

خواندن نماز صبح در اول وقت شاید از نمازهای دیگر مشکل تر باشد ؛ زیرا دل کندن از رختخواب گرم و لذت خواب در ابتدا سخت جلوه می‌کند نمازگزار می‌تواند با کمی تمرین از منافع سحر و صبح بهره مند گردد و از فیض نماز اول وقت ( بویژه نماز صبح ) بی نصیب نماند .

پیامبر خدا (صلی الله و علیه وآله) فرمودند: هیچ بنده ای نیست که به اوقات نماز و مواضع خورشید اهتمام ورزد مگر اینکه آسودگی در هنگام مردن و از بین رفتن غم و اندوه و نجات از آتش را برایش ضمانت کنم. (میزان الحکمه / ج 7 / ص 3129)

 

فرصت سحرخیزی را از دست ندهید

از دست دادن سحر خیزی معلول علتهای مختلفی است . مهمترین عامل این است که انسان به درستی نمی داند هدف زندگی چیست و دین و عبادت چه نقشی در رسیدن به این هدف دارد. کسانی که هدفمند زندگی می‌کنند و می‌دانند برای چه باید دیندار بود چه بسا انگیزه بسیار قوی ای در این زمینه دارند و این مشکل را ندارند.

انسان مظهر خداست و یک عمر فرصت دارد که این مظهریت خود را بالفعل کند و هر چه بیشتر صفات خدا را در خود جای دهد، خدایی می‌گردد، مانند آهنی که چون در کنار آتش قرار می‌گیرد به رنگ آتش در می‌آید و صفات آتش پیدا می‌کند از زیبایی و قدرت و حرارت و... .

در زندگی انسان نیز فرصتهای فراوانی مانند اوقات نماز و روزه و حج و خدمت به خلق خدا و مانند آن وجود دارد که همه، فرصتهای خدایی شدن انسان هستند. انسان خداجو تمام سعی اش این است که فرصتها را از دست ندهد و از آن به نحو احسن برای کمال و قرب خود به خدا استفاده نماید. در این میان نماز صبح و اول وقت بسیار اهمیت دارد.

مشکل این است که ما به قراری که با دوستمان داریم بیشتر معرفت داریم و بیشتر ایمان داریم و رابطه با دوستان را بیشتر دوست داریم تا نسبت به خداوند. مشکل در ضعف ایمان است

 

شیطان و نفس و دشمن هم فراوان داریم. چاره ای جز خودسازی نیست. خودسازی یعنی خود را از هر چه غیر خدایی است خالی کنی و پر از خدا شوی، مانند بطری ای که پر از هواست و وقتی شما آن را از آب پر می‌کنید هوای آن خالی و آب جای آن را می‌گیرد. باید اندیشه و اخلاق و علم و عمل‌مان توحیدی و پر از خدا شود تا راحت شویم تا انگیزه زندگی داشته باشیم تا با اشتیاق به سوی خدا برویم و با علاقه نماز بخوانیم.

 

درمان واقعی بیداری برای نماز صبح

لطفا دقت کنید! من از شما می‌پرسم آیا در مواقعی که قرار است صبح زود از خواب بلند شوید نیز نمی توانید از خواب بلند شوید؟ مانند مواقعی که برای رفتن به کوه و گردش با دوستان خود صبح زود برنامه ریزی نموده اید! یا مثلاً امتحان دارید! آیا تاکنون فکر کرده اید چرا وقتی با دوستتان قرار دارید بی‌درنگ بیدار می‌شوید و چه بسا بدون کوک کردن ساعت و از مدتها پیش از ساعت قرار خود به خود بیدار می‌شوید و هیچ چیزی مانع بیدار شدن شما نمی شود، اما هنگامی که می‌خواهید نماز بخوانید و با خدا صحبت کنید و قرار ملاقات با خدا دارید این طور نیست و هر کاری می‌کنید بیدار نمی شوید و اگر بیدار شدید دوباره می‌خوابید؟

می دانید مشکل ما چیست؟ مشکل این است که ما به قراری که با دوستمان داریم بیشتر معرفت داریم و بیشتر ایمان داریم و رابطه با دوستان را بیشتر دوست داریم تا نسبت به خداوند. مشکل در ضعف ایمان است.

از رابطه با دوست لذت می‌بریم، اما از رابطه باخدا لذت نمی بریم. وقتی یاد دوست را در ذهن خود کوک می‌کنیم بدون ساعت بیدار می‌شویم، ولی وقتی یاد خدا را در خود کوک می‌کنیم نمی توانیم بیدار شویم. این یک مشکل فنی ایمانی است. بسیاری از کسانی که صبح بیدار می‌شوند و کسانی که حتی قبل از صبح بیدار می‌شوند و نماز شب می‌خوانند اینها با ساعت بیدار نمی شوند. ساعت کمک می‌کند، ولی ساعت به انسان انگیزه نمی دهد. دستگاه انگیزشی انسان را فقط و فقط خدا تحریک می‌کند.

تا معرفت و محبت خدا در دل انسان کوک نشود انسان نمی تواند بیدار شود. شما اگر می‌خواهید صبح بیدار شوید اول باید عشق خدا را در خودتان کوک کنید و بعد البته رعایت موارد زیر هم می‌تواند کمک کار باشد.

 

موبایل و خواب

نکته‌هایی برای غلبه بر سنگین خوابی

رعایت نکاتی که ذکر می‌شود بعد از کوک کردن یاد و عشق خداوند در دل می‌تواند شما را در بیدار شدن به موقع برای نماز صبح یاری کند.

1. هر چه معده در هنگام خواب شب سبک باشد، هنگام صبح راحت تر می‌توانید از خواب برخیزید. از این رو فاصله 2 ساعت بین خوردن شام و خواب فاصله مناسبی است . البته بهتر است غذایی که میل می‌کنید، نیز غذایی سبک و کم حجم باشد.

امام صادق(علیه السلام) در مورد سخنانی که میان حضرت یحیی(علیه السلام) و ابلیس گذشت، فرمود : «یحیی به شیطان گفت: این آویزها چیست؟ شیطان گفت: اینها شهوات و امیالی است که فرزند آدم گرفتار آنها شده است. یحیی گفت: آیا چیزی از آنها برای من نیز هست؟ شیطان گفت: گاه سیر و پر می‌خوری و ما هم تو را از نماز و یاد خدا باز می‌داریم. یحیی گفت: با خدا عهد می‌بندم هرگز معده خود را از غذا پر نکنم و ابلیس گفت: من هم با خدا عهد می‌بندم از این پس هرگز مسلمانی را اندرز ندهم. آن گاه امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمود: با خدا عهد می‌بندم که جعفر و خاندان جعفر هرگز شکم های خود را از طعام انباشته نکنند.»

2. بدن انسان بخصوص در شب به خواب کافی نیاز دارد و اگر این نیاز برطرف نشود در کار روزانه و ... ایجاد خلل می‌کند. شب نشینی ها و خوابیدن دیر هنگام در بیدار نشدن برای نماز یا کسالت در آن بسیار مۆثر است. معمولا ً کسانی که تا دیر وقت بیدارند، نمی توانند نماز صبح را بجا آورند. اگر هم بیدار شوند طبیعی است که نمازی با کسالت و خواب آلودگی بخوانند .

3. رعایت آداب خواب از جمله : وضو گرفتن، خواندن سوره‌های توحید، ذکر صلوات، تسبیحات اربعه، تسبیح حضرت زهرا ( سلام الله علیها)، آیه الکرسی بخصوص خواندن آیه آخر سوره کهف و نیز توسل به امام زمان(عج) برای محروم نماندن از فیض نماز اول وقت و ... از جمله اموری است که خواب مۆمن را همراه با هدف و انگیزه می‌کند و این توجه و هدفمندی در بیداری صبح تأثیرگذار خواهد بود. البته اگر به جا آوردن همه آداب خواب برایتان سخت است، به هر میزان که مقدورتان می‌باشد انجام دهید .

4. در مواقعی که زنگ ساعت، شما را بیدار نمی کند، بهتر است به یکی از نزدیکان سفارش کنید شما را در ساعت مقرر بیدار کند. در ضمن برای ایجاد عادت می‌توانید مثلاً 20 دقیقه مانده به طلوع آفتاب بیدار شوید و نماز خود را بخوانید و هر روز نماز خود را سعی کنید به نماز اول وقت نزدیک تر کنید.

وضو گرفتن، خواندن سوره‌های توحید، ذکر صلوات، تسبیحات اربعه، تسبیح حضرت زهرا ( سلام الله علیها)، آیه الکرسی بخصوص خواندن آیه آخر سوره کهف و نیز توسل به امام زمان(عج) برای محروم نماندن از فیض نماز اول وقت و ... از جمله اموری است که خواب مۆمن را همراه با هدف و انگیزه می‌کند و این توجه و هدفمندی در بیداری صبح تأثیرگذار خواهد بود. البته اگر به جا آوردن همه آداب خواب برایتان سخت است، به هر میزان که مقدورتان می‌باشد انجام دهید

 

5. انجام هر کاری در ابتدا ممکن است کمی سخت باشد، ولی با تمرین، استقامت و پایداری آن عمل آسان خواهد شد. خیلی از جوانان تلاش کرده اند و به نتیجه نیز رسیده اند.

6. جهت پایبندی به تصمیم برای خود برنامه تنبیه بگذارید. به عنوان مثال با خود عهد ببندید هرگاه سر ساعت مورد نظر از خواب بلند نشدید، برنامه مورد علاقه تان را که هر روز دنبال می‌کردید، ترک نمایید.

7. یکی از کارهای شیطان قبل از انجام هرعبادتی این است که آن را برای ما سخت جلوه می‌دهد. مانند ذره بین که اجسام کوچک را بزرگ نشان می‌دهد و در این صورت است که با بزرگ نشان دادن چیزی فرد در خود احساس ناتوانی می‌کند.

8. نمازهای روزانه خود را سعی کنید در مساجد به جای آورید و از این طریق روحیه معنویتان را بالا ببرید. هر مقدار ایمانتان افرایش یابد، انجام اعمال عبادی برایتان آسانتر خواهد شد.

9.همان طور که انجام عبادت، ایمان را افزایش می‌دهد، گناه نیز ایمان فرد را سست کرده و توفیق عبادت را از فرد می‌گیرد. بر این اساس باید انسان از گناه خود توبه حقیقی نماید تا به انجام عبادت موفق شود. پیامبر خدا(صلی الله و علیه وآله) می‌فرماید: نیکی را نور دل و آرایه (زیبایی و روشنایی) رخسار و نیروی کار یافتم و بدی و گناه را سیاهی دل و سستی در کار و زشتی چهره.

10. در مورد آثار و پیامدهای نماز تأمل کنید، البته اگر قبل از نمازهای روزانه و شب به هنگام خواب باشد، مۆثرتر است. این مطلب را به عنوان اصل کلی در ذهن داشته باشید، از این رو به این مطالب دقت کنید. « و کسانی که بر نمازهایشان مواظبت می‌کنند، آنان همان وارثان (وارثان بهشت) هستند.»


نماز

ر روایتی آمده است‌: امام علی ‌به مردی كه سجده‌های نمازش را خیلی سریع به جا می‌آورد فرمود: چند وقت است كه این گونه نماز می‌خوانی‌؟ آن مرد عرض كرد: از فلان و بهمان مدت‌. حضرت فرمود: شخصی چون تو در نزد خداوند همانند كلاغ است كه نوك بر زمین می‌زند، اگر بمیری بر غیر آیین ابوالقاسم محمد صل یالله و علیه وآله مرده‌ای سپس فرمود: دزدترین مردم كسی است كه از نمازش بدزدد.(همان‌، حدیث شمارة 10716.) پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:كسى كه ركوع و سجودش را ناتمام و شتابزده به جا مى آورد، نمازش ‍ پذیرفته نیست.

 


راه پیشگیری از عجله در نماز

حضرت ثامن الائمه « علیه السلام » چنین فرموده اند: « چون خواستی به نماز بایستی با حال كسالت ، خواب آلودگی ، عجله و شتاب و لهو و بازی نایست؛ بلكه نماز را با آرامش و وقار به جای آور.»

این سبـك شمردن صورت های مختلف دارد یعنی: تاخیر از اول وقت، با عجله خواندن، آداب حضور را مراعات نكردن، درنماز ظاهراً و باطناً بازی نكردن، لباس و نظافت و اینها را مراعات نكردن خلاصه سبك شمردن.

حضرت زهرا سلام الله علیهــا سوال می كند كه كســی كه نمــازش را سبك بشمارد چه می شود؟

« قال رسول الله ( صل یالله و علیه وآله ) : یا فاطمه مَن تَهاون بصلاته من الرجال و النساء »، فرمود: یا فاطمه كسی كه نمازش را سبك بشمارد از مـردها و زنـها، « ابتلاه اللهُ بخمس عشرة خصلة »، خدا او را به 15 خصلت مبتلا می كند ( خیلی تهدید كننده است ) ، « ستٌ منها فی دار الدنیا و ثلاث عند موتها و ثلاث فی قبره و ثلاث فی القیامة اذا خرج من قبره »، شش تا در زندگـی دنیــــا و سه تا در وقت مرگ و سه تا در قبـر و بــرزخ و سه تای دیگر در قیــامت است وقتـــی از قبرش خارج می شود.

« فاما اللواتی تصیبه فی دار الدنیا »، اما شش خصلتی كه خدا پیش می آورد دردنیا برای كسانی كه نمــاز را كوچك می شمارند:

1-«فالاولی یرفع الله البركة من عمره»: اول این است كه خدا بركـــت را از عمــر او بــــرمـی دارد؛ این عمــر كه من و شما می كنیم، بركت از آن برداشته می شود كه انسـان نداند كه چه كرد، از كارهای خیــر، نه از شرّ؛ مثلا كسانی می بینید عمرشان با بركت است، خوب عبــادت می كنند، خدمات زیــاد می كنند .

2- « یرفع الله البركة من رزقه »: بركت را از روزیشــان هم بــر می دارد. بركت از روزی هم این نیست كه انســـان كم پول بدست مـی آورد یا زیاد؛ نه؛ بركت در زندگی و معیشت است كه آن را خــدا بر می دارد.

3- « و یَمحوا الله عزوجلّ سیماء الصالحین من وجهه »: سومین چیزی كه مبتلا می شود این است كه خدای متعال سیمــای صالحان را ازاو بر می گیرد؛ وقتی به صــورتش نگاه می كنید سیمای صالحــان در او نیست. این هم چیزی است؛ صــالحان یك سیمایی دارند البته اهـــــل ذوق می فهمند، این را با ذوق و دل می شود فهمید، نه زیبــایی ظاهری است، سیمای صالحان یك چیزی است كه اهل دل و اهل ذوق می فهمند.

خدای متعال قسم یاد می كند به آن عزّت و جلال خودش كه هر كسی را به جوار خود راه نمی دهد؛ كسانی كه بی شرایط وارد نماز می شوند، می فرماید: من حلاوت ذكرم را از او می گیرم، او را ردّ می كنم، راه نمی دهم؛ آن سوی قضیه بسیار خطرناك است

 

4- « و كل عمل یعمله لا یۆجر علیه »: هر عملـی كه انجام می دهد از اعمال خیـر و عبادات، اجــری به آن داده نمی شود.

5- « و لا یرفع دعاۆه الی السماء »: پنجمی اش این است كه دعــای او مستجاب نمی شود.

6- « والسادسة لیس له حظّ فی دعاء الصالحین »: از دعای صالحان هم بی بهره می شود، یعنی صالحان كه برای مومنیــن و مومنــات دعاهایی می كنند كه وظیفه اشان است، اینها از دعای صالحان حظّـــی برایشـان نیست.

این شش خصلتی كه در دنیا پیش می آید برای آنها كه نمازشــان را كوچك می شمارند.

« و اما اللواتی تصیبه عند موته »

و اما آن سه تا كه در وقت مرگش به او می رسد:

1-« فاولاهن انه یموت ذلیلا »، اولش این است كه مرگش به صورت خفت بــار می شود.

2- « والثانیة یموت جائعا »، گـرسنه می شود موقــع مرگ، این گرسنگی یك گرسنگی بسیــــار اسرار آمیز است كه غیــرظاهری و دنیوی است و انسانها از آن وقتی كه از اینجا به بــرزخ منتقل می شوند و از اول انتقــال به برزخ این گرسنگی و تشنگی شــروع می شود و بعدش هم در قیــامت مخصوصا هست، این یك چیزی غیــر از گرسنگی دنیاست.

3- « والثالثة یموت عطشانا »، سومی هم این است كه در حال تشنــگی است فلو سقی من انهار الدنیا لم یرو عطشه.

« و اما اللواتی تصیبه فی قبره »، اما سه تــای دیگر كه در قبر و بــرزخ به او می رسد این است كه:

1-« فاولاهن یوكل الله به مَلكا یزعجه فی قبره »، حالا ما فكر می كنیم این سستــی ها كه در استخفاف به نمــاز داشته ایم زیاد مهــم نبوده، آخرش این است كه خـدا مـی بخشد؛ زیاد مهـم نبوده؛ خیلی چیز مهمی بوده، حالا این قسمتی از بیانات است كه در اینجا وارد شده دقت كنید. اولش این است كه خــدا مَلَكی را موكل می كند كه در قبرش به او عذاب می كند در بـــرزخ.

2- « و الثانیة یضیق علیه قبره » ، و دومین چیز كه خدا برای او پیش می آورد این است كه عــالم قبرش برای او تنگ می شود؛ این را دیگر نمی فهمیم كه چگونه تنــگ می شود.

3- « الثالثة تكون الظلمة فی قبره »، و سومی اش این است كه عالــم قبرش برای او ظلمــانی می شود.

« و اما اللواتی تصیبه یوم القیامة »، اما آن سه تای دیگـــر كه در روز قیــامت برایش پیش می آید وقتی كه از قبرش خــارج می شود و به قیامت و محشــر قـدم می گذارد؛ « اذا خرج من قبره فاولاهن ان یُوكل الله به ملكا یَسحَبه علی وجهه و الخلائق ینظرون الیه »، اولش این است كه خدا ملكی را موكل می كند كه او را بـه رو می برند توجــه می كنید نماز خوان است مردم هم نگاه می كنند؛ غیـــر عـادی می برند.

« و الثانیة یُحاسب حسابا شدیدا »، دومی اش هم این است كه در مقـــــــام حساب، حساب شدیدی از او می كشند.

« و الثالثة لاینظرالله الیه و لا یُزكیه و له عذاب الیم »، و از همه اینها بــالاتر، خدا به او نظـر نمی كند و او را تزكیــه نمی كند و عذاب الیـم هم برایش هست. این ها برای كســی است كه تهاون بصلاته.

روایت 66 از محاسن البرقی نقل كرده با سند از امام صادق علیه السلام قال: قال اللهُ تباركَ و تَعالی انّما اَقبلُ الصّلوةَ لمَن تَواضَع لعَظمَتی، امام صادق علیه السلام می فرماید: خدا فرموده است كه من نماز را قبول می كنم از كسی كه در برابر عظمت من خاضع باشد.

 

نماز

درمانی برای با عجله خواندن نماز

شما وقتی به حال خودتان هستید بالطبع انجذاب و كِشش روح شما، انس روح شما با كیست؟ با چه آرام می شود؟ به سوی چه چیز میل دارد؟

خودمان را فریب ندهیم كه بگوییم ما مآنوس با خدا هستیم؛ اگر خواستید بدانید با چه چیزهایی انس دارید، نماز را میزان قرار دهید. گفته اند كه نماز میزان است فراموش نكنید، برای خیلی چیزها یا می شود گفت برای ارزیابی همه حقیقت ها، برای یك مومن و بنده خدا، میزان نماز است.

وقتی نتیجه گرفتید كه روح ما وقتی ما باشیم و روح ما كه تا بخودش واگذار بكنند به غیر خدا مآنوس است، بسوی غیر خدا آرام است، فكر می كنید با این بافت روحی اگر به آن سو برویم چه می شود؛ ما باید به زور بسوی خدا راه پیدا كنیم یا با اُنس و كِشش؛ به زور كه نمی شود، وقتی طبیعت روح ما این است كه از خدا فرار می كند، وقتی كه از بدن هم قطع علاقه می كند همین روح است، این روح بسوی خدا نمی رود، میل ندارد، فرار می كند؛ این مصیبت است .

اما در این وضع و حال می شود انسان توسل بكند به اولیاء از جمله حضرت زهرا سلام الله علیها كه نظری كند كه این مشكل حل بشود و اگر این مساله حل شود خیلی مشكل ها برای من و شما حل می شود و آنوقت دیگر وقتی به نماز می ایستیم، مآنوسیم، خوشحالیم، خسته نمی شویم، اینطور نماز نمی خوانیم كه زود تمام كنیم و برویم بنشینیم صحبت كنیم، این حالت فرار است، توسل کنید و قطعا نتیجه می گیرید.

نكته دیگر هم بگویم از نماز كه وقتی بلند می شوید برای نماز خیلی زود و سریع نماز را شروع نكنید، لحظاتی را بایستید؛ این را عمل كنید، این نكته برای عمل است، آن یكی كه مصیبت بود كه باید سعی كنید در آن مسیر...

من و شما سعی می كنیم نمازمان حالی داشته باشد و با این وضع روحی و سابقه روحی كه داریم و داشته ایم بالاخره موفق نمی شویم، ما را رد می كنند، فراموش نكنید وقتی به نماز می ایستید، حلاوت ذكر را ندارید، به ما نمی چشانند و اصلاً حال فرار داریم كه زود تمام بشود و هر چه سعی می كنیم متوجه باشیم باز دلمان به این سو و آن سو می رود، این تازه این سوی قضیه است كه من و شما وقتی تحلیل می كنیم، توضیح می دهیم این طور می شود، اما آن ســـوی قضیــه چیست؟

ما فكر می كنیم این سستــی ها كه در استخفاف به نمــاز داشته ایم زیاد مهــم نبوده، آخرش این است كه خـدا مـی بخشد؛ زیاد مهـم نبوده؛ خیلی چیز مهمی بوده، حالا این قسمتی از بیانات است كه در اینجا وارد شده دقت كنید. اولش این است كه خــدا مَلَكی را موكل می كند كه در قبرش به او عذاب می كند در بـــرزخ

 

ردّ خداست كه بسیار مصیبت بزرگی است و این از روایات استفاده می شود؛ كسانی كه شرایط نماز را نداشته باشند وقتی به نماز می ایستند، خدای متعال قسم یاد می كند به آن عزّت و جلال خودش كه هر كسی را به جوار خود راه نمی دهد؛ كسانی كه بی شرایط وارد نماز می شوند، می فرماید: من حلاوت ذكرم را از او می گیرم، او را ردّ می كنم، راه نمی دهم؛ آن سوی قضیه بسیار خطرناك است.

حلّ مشكل به صورت اساسی، تزكیه و سلوك و تطهیر باطن را در پیش گرفتن است، ولی به قول معروف چاره ی جزیی است كه وقتی به نماز می ایستید، فوری شروع به نماز نكنید، بین اقامه و نماز یا قبل از شروع اذان و اقامه، لحظاتی با دردمندی به خدا متوجه باشید كه در محضر او هستید، توجه یك كسی كه مُجرم است و شرمنده، كه خدایا مرا با گناهانم، با خطاهایم، با آن طغیانم، با فسادم، با عصیانم، با جرائمم مۆاخذه نكن، عفو بكن، مُجرم و شرمنده ام، مرا رد نكن، از محضر خودت بهره ای به من برسان، در نمازی كه می ایستم مرا طَرد نكن، آن وقت این دعا را تكمیل بكنید با قسم دادن خدا به محمّد و آل محمّد صلوات الله و سلامُه علیهم اجمعین، آن وقت شــــروع كنیـد.

آن وقت سعی كنید كه در حال حضور باشید، این ( مساله فوق ) بسیار مۆثر است، یعنی مُجرّب است، بالاخره انسان وقتی رو به خدا كرد، دست خالی برنمی گردد هر چه مجرم هم باشد؛ این از من و شما، با این وصف رو به خــدا آوردن، بـــی نتیجـه نخواهد بــود.

آناین كه گفتیم از بعضی از روایات استفاده می شود كه خدا می فرماید به عزت و جلالم قسم، حلاوت ذكرم را از تو می گیرم، روایتی است در مصباح الشریعه، در تكبیر هست آنجا كه كسی تكبیر را بدون واجد شرایط بودن، بگوید این خطاب از خدا می آید.


نماز عبادتی است که آثار و برکات فراوانی دارد و طبق فرموده امام صادق(علیه السلام) دو رکعت نماز مقبول مانع عذاب الهی است.


نماز

نمازِ صحیح، یک مرحله است و نماز مقبول، مرحله‏اى بالاتر مى‏باشد. شما ممكن است خوب درس بخوانید، ولى قبولى آخر سال، مهمّ است.

ممكن است انسان همیشه نماز و عبادت‏هاى خود را بجا آورد، ولى بخاطر نقص و ضعف‏هایى كه نماز او دارد، در پیشگاه خداوند، پذیرفته نشود.

ممكن است شاگردى نمره خوب هم بگیرد، ولى اخلاق و وضع او مورد رضایت خاطر آموزگار نباشد.

پس، ملاک در ارزش نماز، قبولى آن است. باید كوشید تا نمازى پسندیده به آستان خدا تحویل داد.

امام على علیه السلام مى‏فرماید:«كونوا على قبول العمل اشدّ عنایةّ منكم على العمل»(بحار الانوار، ج 71 ص 173.)

بیش از انجام عمل، به قبولى آن عنایت و توجّه داشته باشید.

نماز عبادتی است که نظیر آن وجود ندارد. آثار و برکاتی که برای نماز ذکر شده، برای هیچ عبادت دیگری وارد نشده است. نماز دو گونه است: واجب و مستحب. نماز های واجب نمازهایی است که به صورت روزانه و در وقت مشخص خوانده می شود و ترک آن عقاب و عذاب خداوند را در پی دارد. نماز مستحب، نمازی است که اقامه آن واجب نیست و به همین دلیل ارزش و ارج بسیاری دارد. نماز های مستحب یا نوافل (نفل به معنای زاید و افزون است) نیز دو دسته اند: نوافلی که برای آن ها دستور و روش داریم، مانند نافله های روزانه، نماز پدر و مادر، نماز حاجب، نماز استغاثه و ... . دسته دوم نیز نوافلی است که دستوری برای آن ها نداریم، مانند این که فرد دو رکعت نماز مستحب بخواند.

امام صادق (علیه السلام) در فضیلت و جایگاه نماز فرمود: من قَبِلَ الله منه صلاةً واحدةً لم یعذّبه؛ (1) اگر خداوند از کسی دو رکعت نمازش را قبول کند، او را عذاب نمی کند.

بر اساس آیات كتاب خدا و روایات و اخبار، نمازى كه مقرون به سه شرط است بدون شك مورد قبول خداست: 1 ـ ایمان. 2 ـ تقوا. 3 ـ جمع بودن شرایط ظاهرى و باطنى نماز در حد وسع مكلف، از قبیل طهارت صحیح، نیت خالص، وقت، مكان مباح، صحت قرائت، ترتیب، موالات، طمأنینه، قبله و سایر شرایط. نماز كسى كه اعتقاد صحیحى به حق و قیامت و نبوت و كتاب و ملائكه ندارد قابل قبول نیست

یعنی یک نماز مقبول، از عذاب اخروی که پایان ندارد، جلوگیری می کند.

درباره فضیلت نماز های مستحب و نوافل در حدیث آمده است که: نماز های نافله، به منزله هدیه است و در هر صورت پذیرفته می شود. (2)

البته با همه تأکید و تشویقی که درباره انجام نماز های مستحبی است، ادای آن ها باید از روی علاقه و عشق باشد و انسان، بر خودش آن ها را تحمیل نکند. سعی کند که ابتدا آمادگی روحی و علاقه و کشش قلبی بیابد، آنگاه به انجام آن ها بپردازد. در نماز های مستحب برخی ارفاق ها وجود دارد که در نماز های واجب نیست که برای جذب بیشتر افراد است، از جمله اینکه:

نماز مستحب را هم می توان ایستاده خواند، هم نشسته.

در نماز مستحب، می توان فقط سوره حمد را خواند و به رکوع رفت.

در نماز مستحب، شک میان رکعت اول و دوم، نماز را باطل نمی کند و نمازگزار می تواند تصمیم بر هر کدام بگذارد.

انجام کم و زیادهای اشتباهی در نماز مستحب، سجده سهو ندارد.

برای نماز های واجب، بهتر است انسان به مسجد برود ولی درباره نوافل چنین دستوری نیست.

با همه تأکید و تشویقی که درباره انجام نماز های مستحبی است، ادای آن ها باید از روی علاقه و عشق باشد و انسان، بر خودش آن ها را تحمیل نکند. سعی کند که ابتدا آمادگی روحی و علاقه و کشش قلبی بیابد، آنگاه به انجام آن ها بپردازد

 

این ساده گیری ها برای تشویق افراد به این عبادت های سازنده است. حتی اگر نماز مستحب را کسی در وقتش نتوانست بخواند، قضای آن را می تواند انجام دهد، که در این صورت، طبق حدیث، خداوند به فرشتگان مباهات کرده و می فرماید: به بنده ام بنگرید! چیزی را که بر او واجب نکرده ام، قضا می کند! (و در حدیث دیگری افزوده شده که: شما را شاهد می گیرم که او را آمرزیدم) (3) 

 

کدام نماز مقبول است؟

بر اساس آیات كتاب خدا و روایات و اخبار، نمازى كه مقرون به سه شرط است بدون شك مورد قبول خداست:

1 ـ ایمان.

2 ـ تقوا.

3 ـ جمع بودن شرایط ظاهرى و باطنى نماز در حد وسع مكلف، از قبیل طهارت صحیح، نیت خالص، وقت، مكان مباح، صحت قرائت، ترتیب، موالات، طمأنینه، قبله و سایر شرایط.

نماز كسى كه اعتقاد صحیحى به حق و قیامت و نبوت و كتاب و ملائكه ندارد قابل قبول نیست.

 

پی نوشت ها:

1. وسائل الشیعه، ج 3، ص 22

2. قصار الجمل، ج 2.

3. بحار الانوار، ج 84، ص 43 – وسائل الشیعه، ج 3، ص 56 .


نماز

 


مقصود از سبک شمردن نماز، اهمیت ندادن به آن است. یكى از مصادیق سبک شمردن نماز این است كه شخص گاهى نماز را ترک مى‏كند و یا با نداشتن عذر شرعى، نماز را از اول وقت به تأخیر مى‏اندازد ....


هم چنین با سرعت زیاد خواندن، ركوع و سجود را صحیح و درست انجام ندادن، قرائت و اذكار را بدون توجه و غلط خواندن، شرایط نماز (مثل طهارت، قبله شناختن، وقت و  ...) را رعایت نكردن، با بودن مسجد و جماعت نماز را فرادا خواندن و ... همه اینها از مصادیق سبک شمردن نماز است.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: اولین عملی كه از انسان محاسبه می شود نماز اوست و اگر درست بود، به مابقی اعمال او نظر می شود و اگر نه به مابقی اعمال او نگاه نمی شود. و امام باقر(علیه السلام) فرمود: اولین چیزی كه(در روز قیامت) محاسبه می شود نماز است اگر پذیرفته شد مابقی اعمال را می پذیرند.(و گرنه پذیرفته نمی شود). (منتخب المیزان، همان، ص298 روایت 3591-3604)

پس سبک شمردن نماز یکی از عوامل محرومیت از شفاعت است و ما خوب می دانیم  که اگر امید به شفاعت نداشته باشیم این اعمال خرده و ریز ما در مقابل سیل گناهان هیچ است.

عن الصادق(علیه السلام) قال قال رسول الله(صلی الله علیه و آله): «لیس منی من استخف بالصلوه لایرد علی الحوض لا والله ؛ امام صادق(علیه السلام) فرمود كه رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) فرموده است : به خدا قسم از من نیست كسی كه نماز را سبک بشمارد و در حوض كوثر بر من وارد نمی شود»(سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ماده صلاة).

- تأخیر انداختن نماز مصداق بارز سبک شمردن نماز است. عن النبی(صلی الله علیه و آله): «هیچ بنده ای نیست كه به وقت های نماز (اول وقت ) و حركت های خورشید برای نماز اهتمام ورزد مگر این كه من سه چیز را برایش ضمانت می كنم : 1- نشاطی آرامش بخش هنگام مردن2- جدایی از ناراحتی ها و اندوه ها 3- نجات از آتش.

پیامبراكرم صلى الله علیه و آله فرمود: نمازتان را تباه نكنید، زیرا كسى كه نمازش را تباه كند خدا او را با قارون و فرعون و هامان محشور كند

 

حضرت فاطمه(سلام الله علیها ) از پدر بزرگوارش پرسید: پدر جان، یا رسول الله! زنان و مردانى که نسبت به نماز بى‌‌اعتنا هستند و نماز را سبک مى‌‌شمارند، چه عواقبى را در پیش دارند؟

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: فاطمه جان! هر کسى از مردان و زنان نمازش را سبک بشمارد، خداوند او را به پانزده بلا مبتلا مى‌‌سازد:

شش مورد در دنیا، سه مورد در وقت مرگ، و سه مورد آنها در قبر و سه مورد در قیامت زمانى که از قبر خارج شود.

الف) اما آن شش بلایى که در دنیا دامنگیرش مى‌‌شود:

1- خداوند برکت را از عمرش مى‌‌برد.

2- خداوند برکت را از رزقش مى‌‌برد.

3- خداوند عزوجل سیماى صالحین را از چهره‌‌اش محو مى‌‌کند.

4- هر عملى که انجام مى‌‌دهد پاداش داده نمى‌‌شود.

5- دعایش به آسمان نمى‌‌رود.

6- بهره‌‌اى از صالحین براى او نیست.

ب) اما آن سه بلایى که هنگام مرگ گرفتارش خواهد شد:

1- ذلیل از دنیا مى‌‌رود.

2- هنگام مرگ در حال گرسنگى خواهد بود.

3- تشنه از دنیا خواهد رفت، اگر چه آب نهرهاى دنیا را به او بدهند.

ج) اما آن سه بلایى که در قبر دامنگیرش مى‌‌شود:

1- خداوند ملکى در قبر براى او مى‌‌گمارد تا او را زجر دهد.

2- قبرش براى او تنگ خواهد شد.

3- گرفتار ظلمت و تاریکى قبر خواهد شد.

د) اما آن سه بلایى که در روز قیامت گرفتارش خواهد شد:

1- خداوند ملکى را موکل مى‌‌سازد تا او را با صورت بر زمین بکشد، در حالى که خلایق تماشا مى‌‌کنند.

2- محاسبه اعمالش به سختى انجام مى‌‌شود.

3- خدا به نظر لطف به او نمى‌‌نگرد و براى اوست عذاب همیشگى.(فلاح السائل : 22)

هیچ بنده ای نیست كه به وقت های نماز (اول وقت ) و حركت های خورشید برای نماز اهتمام ورزد مگر این كه من سه چیز را برایش ضمانت می كنم : 1- نشاطی آرامش بخش هنگام مردن 2- جدایی از ناراحتی ها و اندوه ها3- نجات از آتش

 

قالَ النَّبِىُ صلی الله علیه و آله: لاتُضَیِّعُوا صَلاتَكُمْ فَاِنَّ مَنْ ضَیَّعَ صَلاتَهُ حَشَرَهُ اللّهُ مَعَ قارُونَ وَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ.

پیامبراكرم صلى الله علیه و آله فرمود: نمازتان را تباه نكنید، زیرا كسى كه نمازش را تباه كند خدا او را با قارون و فرعون و هامان محشور كند. (بحارالأنوار، ج 82، ص 224)

 

کدام نماز پذیرفته می شود؟

قالَ الصّادِقُ علیه السلام: «قالَ اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى: اِنَّما اَقْبَلُ الصَّلاةَ لِمَنْ تَواضَعَ لِعَظَمَتى، وَیَكُفُّ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهَواتِ مِنْ اَجْلى، وَیَقْطَعُ نَهارَهُ بِذِكْرى، وَلایَتَعاظَمُ عَلى خَلْقى، وَیُطْعِمُ الْجایِعَ وَیَكْسُو الْعارى، وَیَرْحَمُ الْمُصابَ، وَیُۆْوِى الْغَریبَ. (بحارالانوار، ج 84، ص 242.میزان الحكمه ، ج 5، ص 386)

امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند متعال فرمود: نماز كسى را مى پذیرم كه:

1 ـ در مقـابل عظمت من فروتنى كند.

2 ـ از خواسته هاى نفسانى بخـاطر من خود را دور كند.

3 ـ روزش را با یاد من بپایان برد.

4 ـ بر بندگانم بزرگى نفروشد.

5 ـ به گرسنه غذا دهد.

6 ـ برهنه را بپوشاند.

7 ـ به مصیبت دیده مهربانى كند.

8 ـ غریب را پناه دهد.


نماز اول وقتی که موجب اختلاف می شود!

نماز

مادر من حساسیت شدیدی روی نماز اول وقت دارد به گونه ای که همیشه حتی در زمانی که برای افطار در ماه رمضان مهمان هم داشته باشیم باید نمازش را اول وقت بخواند و این باعث شده همیشه با پدرم درگیر باشند.

پدرم می گوید اول پذیرایی کن بعد نماز بخوان . اما مادرم می گوید من همه چیز را حاضر می کنم و سرو می کنم تا مشکلی پیش نیاید، بعد نمازم را می خوانم البته من خودم به نماز اول وقت اعتقاد دارم ولی تو مواقع اضطراری سعی می کنم ناراحتی پیش نیاید بعد می روم نمازم را می خوانم.

حالا شما بگویید این نماز اول وقت که باعث اختلاف و ناراحتی پدرم و به طبع جو خانه هم با دعوا آلوده می شود، ایراد ندارد؟

آیا عیبی دارد که یک فردی برای احترام مهمان، آن هم فقط یک شب نمازش را اول وقت نخواند؟

 


برای روشن شدن پاسخ باید از چند زاویه به این سوال نگاه کرد:

بررسی رفتار مادر؟

بررسی رفتار پدر؟

در خصوص رفتار مادر

از سویی جایگاه ویژه ای که در دین مبین اسلام برای مهمان قرار داده شده، انسان را موظف به احترام مهمان می کند به طوری که اهانت به میهمان، حرام و اکرامش لازم دانسته شده است؛ تا آن جا كه در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام - صلى الله علیه و آله - مى‏ خوانیم: «الضَّیْفُ دَلِیْلُ الْجَنَّةِ»؛(علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 72، ص 460، حدیث 14، باب 93) «میهمان، راهنماى راه بهشت است.»

و از سوی دیگر روایات بسیاری در اقامه نماز اول وقت وارد شده است تا جایی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «هر شخصى به نماز اول وقت اهمیت بدهد، براى او شادمانى به هنگام مرگ و برطرف شدن هموم و غصه ها و نجات از آتش جهنم را ضامن مى شوم». (محمدی ری شهری ، میزان الحکمه، ج 2 ، ص 1642)

بنابر این بر اساس روایات بهتر است انسان سعی کند همواره نماز خود را اول وقت بخواند؛ اگر بتوانید در تمام موارد تقیدتان به نماز اول وقت حفظ کنید بسیار خوب است.

نماز اول وقت بر هر کاری مقدم و افضل است و موارد ذکر شده در نامه افراط نیست بلکه ممدوح است.

لکن التزام به اقامه نماز اول وقت منافاتی با اکرام مهمان ندارد به این گونه که اگر نماز اول وقت سبب ناراحتی او می گردد، به میهمان خود رسیدگی کرده و اکرامش نمایید و سپس نماز را بخوانید.

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند: اول وقت، خشنودی خداست و آخر آن، عفو خداست، و عفو نمی باشد مگر از جهت گناه." و در مقابل، تأخیر نماز موجب خشم خداست چرا كه پیامبر اكرم به حضرت علی(علیه السلام) فرمودند: "نماز را با وضوی كامل و شاداب در وقتش به جای آور كه تأخیر انداختن نماز بدون جهت، باعث غضب پروردگار است"

زیرا اهمیت و احترام میهمان، به اندازه‏اى است كه در اسلام به عنوان یك هدیه آسمانى تلقى شده است. رسول خدا - صلى الله علیه و آله - مى‏ فرماید: «اذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ خَیْراً أَهْدى‏ الَیْهِمْ هَدِیَّةً، قالُوا: وَ ما تِلْكَ الْهَدِیَّةُ؟ قالَ: الضَّیْفُ، یُنْزِلُ بِرِزْقِهِ، وَ یَرْتَحِلُ بِذُنُوبِ أَهْلِ الْبَیْتِ» (علامه مجلسی، بحار الانوار، ج 72، ص 460، حدیث 14، باب 93)

علاوه بر این که در مورد سوال، همراهی نکردن مادر در پذیرایی از مهمان، موجب ناراحتی و آزار شوهرش می شود و این امری حرام است و عقوبت الهی را در پی دارد، از این رو توصیه می شود این مادر گرامی با رسیدگی به مهمان خصوصاً مهمانی که روزه است و برای افطار دعوت شده است، از ثواب های اکرام مهمان که کمتر از ثواب نماز اول وقت نیست بهره مند شوند، به خصوص وقتی این عمل را به قصد تقرب به خداوند انجام دهد.

در این صورت هم رضایت همسر را جلب کرده و هم صفا و صمیمیت در منزل را خدشه دار نکرده اند.

علاوه بر آن که اگر خوب دقت کنید متوجه می شوید که این تزاحم (نماز اول وقت و مهمان) چند بار بیشتر در طول سال پیش نمی آید و اول وقت نخواندن نماز در این چند مرتبه به عادت ایشان به نماز اول وقت نیز آسیب نمی رساند.

 

در خصوص رفتار

رفتار پدر خانواده مذکور از جهت این که یک سویه نگاه می کنند و به التزام همسر خود برای اقامه نماز اول وقت بی توجهی می کنند، بی تردید درست نیست.

زیرا وظیفه رسیدگی به مهمان تنها به عهده مادر نیست بلکه پدر نیز باید در این خصوص کمک کار ایشان باشد و همسر خود را برای پذیرایی از مهمان به زحمت نیندازد که اگر چنین کند، مواخذه خواهد شد.

در مورد سوال، پدر خانواده برای این که هم همسر نمازش را اول وقت بخواند و هم پذیرایی از مهمان به بهترین شکل انجام شود، می تواند خود اقدام به این مهم نماید و تا زمان برگشت همسرش از نماز، خود اقدام به پذیرایی از مهمان ها نماید.

اهمیت و احترام میهمان، به اندازه‏اى است كه در اسلام به عنوان یك هدیه آسمانى تلقى شده است. رسول خدا - صلى الله علیه و آله - مى‏ فرماید: «اذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ خَیْراً أَهْدى‏ الَیْهِمْ هَدِیَّةً، قالُوا: وَ ما تِلْكَ الْهَدِیَّةُ؟ قالَ: الضَّیْفُ، یُنْزِلُ بِرِزْقِهِ، وَ یَرْتَحِلُ بِذُنُوبِ أَهْلِ الْبَیْتِ»

اثرات نماز اول وقت

خشنودی خداوند:

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: اول وقت، خشنودی خداست و آخر آن، عفو خداوند است، و عفو نمی باشد مگر از جهت گناه." (وسائل الشیعه، ج3، ص 90، ح16)

 و در مقابل، تأخیر نماز موجب خشم خداست چرا كه پیامبر اكرم به حضرت علی (علیه السلام) فرمودند: "نماز را با وضوی كامل و شاداب در وقتش به جای آور كه تأخیر انداختن نماز بدون جهت، باعث غضب پروردگار است." (سرمایه سخنوران، ص 306)

استجابت دعا و بالا رفتن اعمال:

در حدیث است كه به هنگام ظهر درهای آسمان گشوده می شود و درهای بهشت باز می گردد و دعا مستجاب می شود؛ پس خوشا به حال كسی كه در آن هنگام برای او عمل صالحی بالا رود. (سفینه البحار، ج2، ص 44)

در حدیثی دیگر از حضرت صادق (علیه السلام) آمده است كه فرمودند: "... بهترین ساعت های شب و روز، وقت های نماز است." سپس فرمودند: "چون ظهر می شود درهای آسمان گشوده شده و بادها می وزند و خداوند به خلق خود نگاه می كند.

هر آینه من بسیار دوست دارم كه در آن هنگام، عمل صالحی برای من بالا رود." آنگاه فرمودند: "بر شما باد به دعا كردن بعد از نمازها، چرا كه آن مستجاب می شود." (اصول وافی، ج2، ص87)

 

کلام آخر:

کلام را با سخنی از پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله به پایان می بریم آنجا که فرمودند:

"شیطان تا زمانی از مومن می ترسد كه به نمازهای پنج گانه توجه كند و در سر وقت نمازها را بجای آورد، اما هنگامی كه وقت نماز را ضایع كرد، بر او جرأت پیدا می كند و او را در گناهان بزرگ می اندازد. (وسائل الشیعه، ج 3، ص 18)


در مورد شخصیت عظیم پیامبر گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله و سلّم، بیانات متعددی در آموزه‌های دینی وارد شده است. اما یکی از کلماتی شیرینی‌که نشان دهنده اوج مقام حضرت می‌باشد، بیان حضرت ثامن الائمه علی بن موسی الرضا علیه السلام است.


صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله ) ذکر بسیار مبارک و با عظمتی است که بر زبان آوردن آن در همه احوال و زمان ها دارای ثواب است و در حال نماز از مستحبات موکد است، البته در تشهد واجب است . در قرآن خداوند خطاب به مومنین می فرماید: "خدا و ملائکه به پیامبر(صلی الله علیه و آله) صلوات می فرستند شما هم بر او صلوات بفرستید. از این رو فضیلت داشتن صلوات شامل صلوات در رکوع و سجده هم می شود. البته در لسان شریف روایت هم به این مطلب اشاره شده که امام باقر (علیه السلام) فرمودند: هر کس در رکوع و سجود و قیام نمازش صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله) و آل او بفرستد خداوند ثواب آن را مانند ثواب رکوع و سجود و قیام  (در نامه اعمال او) مى‏نویسد. لذا می توان گفت فضائلی که برای صلوات بیان شده چون اطلاق دارد همه آنها در صلوات در رکوع و سجده هم وجود دارد به علاوه روایاتی گویای این مطلب است که صلوات جزء نماز و باعث کمال نماز است.آن‌جا که به خداوند عرض می‌نماید: «الّلهم...صَلِّ عَلَى مَنْ شَرَّفْتَ‏ الصَّلَاةَ بِالصَّلَاةِ عَلَیْه‏»،[1]؛ «خدایا درود بفرست بر کسی‌ که نمازت را به واسطه درود بر او شریف قرار دادی»

نماز با همه عظمتی ‌که دارد تا جایی‌که ستون دین معرفی شده[2]، شرافت خود را از همان صلواتی دارد که در تشهد، بعد از نام حضرت ختمی مرتبت صلّی الله علیه و آله و سلّم ذکر می‌شود.

«شرف‏ از ذكر تو دارا است نماز شب و روز                            صلوات تو چه روحست و صلاتش بدن است‏»[3]

همان صلواتی که چه بر طبق مذهب تشیع[4] و چه بر طبق مذهب اهل تسنن[5]، ذکر آن در تشهد واجب است، و نگفتن آن به صورت عمدی، باعث بطلان نماز است.

جناب محمد ابن ادریس شافعی رئیس مذهب شافعی‌ها در این زمینه می‌فرماید:

«یا اهل بیت رسول الله حبکم

 فرض من الله فی القرآن انزله

کفاکم من عظیم القدر انکم

 من لم یصل علیکم لا صلاة له»[6]

«ای اهل بیت رسول الله! محبت شما، از سوی خداوند در قرآن واجب شده است

در عظمت مقام شما، همین بس که هر کس بر شما صلوات نفرستد، نماز ندارد (نمازش مقبول نیست)»

امام باقر (علیه السلام) در باره صلوات در رکوع و سجده فرمودند: " هر کس در رکوع و سجود و قیام نمازش صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله) و آل او بفرستد خداوند ثواب آن را مانند ثواب رکوع و سجود و قیام (در نامه اعمال او) مى‏نویسد.و هم چنین صلوات در نماز را باعث سنگینی اعمال حسنه شمرده اند

صلوات فرستادن بر حضرت ختمی مرتبت صلّی الله علیه و آله و سلّم در نماز، علاوه بر نقشی‌که در صحت نماز دارد، باعث کمال نماز نیز می‌گردد. چنان‌چه امام صادق علیه السلام در این زمینه می‌فرمایند:

«اِنَّ مِن تَمامِ الصَّومِ اِعطاءُ الزَّکاةِ یَعنى الفِطرَة کَما اَنَّ الصَّلوةَ عَلَى النَّبِى مِن تَمامِ الصَّلوةِ»،[7]؛ «تکمیل روزه به پرداخت زکاة یعنى فطره است، هم‌چنان‌که صلوات بر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم کمال نماز است»

امام باقر (علیه السلام) در باره صلوات در رکوع و سجده فرمودند: " هر کس در رکوع و سجود و قیام نمازش صلوات بر محمد (صلی الله علیه و آله) و آل او بفرستد خداوند ثواب آن را مانند ثواب رکوع و سجود و قیام (در نامه اعمال او) مى‏نویسد.و هم چنین صلوات در نماز را باعث سنگینی اعمال حسنه شمرده اند."[8] و در روایت دیگری امام صادق (علیه السلام) فرمودند: "اگر کسی در نمازش صلوات بر محمد آل او نفرستد این نماز او را به بهشت نمی برد.[9] "

البته منظور از صلوات، صلوات کامل است که کیفیت آن در روایات وارد شده که: "صلوات کامل آن صلواتی است که با آل همراه باشد." (اللهم صل علی محمد و آل محمد).[10]

فقهای شیعه هم درباره صلوات فرموده اند: "صلوات بر پیغمبر و آل او در تشهد اول و دوم نماز واجب است، و در غیر آن مستحبّ است."

از فقهاى اهل سنت" شافعى" آن را در تشهد دوم واجب مى‏داند، لذا در نماز مخصوصا در رکوع و سجده و در غیر نماز در سایر حالات از مستحبات موکد است.[11]

بنا براین آثار و برکات بیشمار صلوات، شامل صلوات در هنگام رکوع و سجده نیز می شود.  

 

پی‌نوشت ها:

[1].بحارالانوار،ج88،ص345

[2]. کافی،ج2،ص 19

[3].علامه حسن زاده آملی، صد کلمه در معرفت نفس،ص68

[4]. جواهر الکلام، ج10،ص267

[5]. الفقه علی المذاهب الاربعه، ج 1/ص 236 و 367 ، ر.ک: المغنی/ابن قدامه،ج1/ص579

[6]. دیوان الإمام الشافعی، ص115، دار الکتب العربی، بیروت، 1414 ق

[7]. تفسیر نور الثقلین،ج5،ص556

[8].اصول کافی، ج 2، ص 494، چاپ دار الکتب الاسلامیه، سال 1365، تهران، باب صلوات بر پیامبر (ص)

[9] اصول کافی، ج 2، ص 495. 

[10] وسائل الشیعه، ج 7 ، ص 203. 

[11] مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج 17، ص 421، ( رساله عملیه ایشان مساله 100 از بحث تعقیبات نماز)




تعداد صفحات :

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |