وارد ماه محرم شدیم، عاشورا نزدیک است. درست است که اگر به وضعیت آذربایجان به خصوص وضعیت شهر باکو نگاه کنیم میبینیم که در این کشور تعزیه به صورت گسترده ، و خیابانی نیست .
گفت که تالارها ، مراسم عروسی ندارند.علامتی به غیر از این وجود ندارد.
تعطیلی مراسم عروسی هم صرفا به خاطر ماتم نیست، بلکه به خاطر این است که این ماتم بصورت عرف و عادت در آمده است.
اما در آذربایجان هم چیزی که خیلی زود از بین میرود، همین عرف و عادت میباشد. این را هم بایستی در نظر گرفت که برای از بین رفتن عرف و عادات دینی آموزههای سیاسی هم فعال هستند.
این را بگویم که علیاف رییس جمهور آذربایجان از نامیده شده آذربایجان به عنوان کشوری مسلمان ناراحت میباشد.
بهتر است این را نیز بگویم که معمولا الهام علیاف در روز عاشورا به یکی از کشورها مسافرت می کند. اگر این سفر رسمی هم نباشد، یک سفر غیر رسمی را در برنامهاش قرار میدهد. امسال هم یقینا به یکی از کشورها خواهد رفت.
اما تعزیه در همه جای باکو هم شبیه به هم نیست. به عنوان مثال اگر ادعا کنم که در روستایی به نام نارداران واقع در 25 کیلومتری باکو طرز حیات متفاوتی وجود دارد، اشتباه نکردهام.
در بین روزنامهنگاران افرادی هستند که به نارداران مینی ایران هم میگویند. حقیقت این است که این هم موضوعی تصادفی نیست.
نظرات (0) نويسنده : میر سعید فرج پور - ساعت 11:17 AM - روز دوشنبه 16 آذر 1394 |
در 28 کیلومتری شمال شرقی باکو روستایی به نام نارداران واقع شده است. ریشهی نام از کلمات نر-در-آن و انارد- اران مشتق شده است.نارداران يكي از كانون هاي مهم حركت اسلامي در قفقاز و جمهوری آذربایجان بوده و در تمام کشور آذربایجان از نظر پایبندی به اعتقادات دینی و رعایت آداب و رسوم سنتی از جاهای دیگر مشهور و ممتاز است.زنان و دختران نارداران با حجاب کامل در کوچه و خیابان تردد میکنند و اگر هم احتمالا بی حجابی در آن مشاهده شود مطمئناً از خود نارداران نبوده و دیگر مناطق میباشد. اکثراً دیده میشود که اشخاص بیحجاب هنگام ورود به نارداران روسری از کیف در آورده و سر می کنند.


نظرات (0) نويسنده : میر سعید فرج پور - ساعت 11:08 AM - روز دوشنبه 16 آذر 1394 |
«من سمع رجل ینادی منادی یا للمسلمین فلم یجب به فلیس بمسلم»
(هر کس که ندای مسلمانی را بشنود که «ای مسلمانان» سر داده است، و به فریاد او نرسد، مسلمان نیست.) «نبی اکرم ص.»
*****
فصل ۱: آذربایجان قفقاز نظام مبتنی بر سرویس اطلاعات
کلیه جمهوریهای بازمانده از ترکیب شوروی در هر چیزی ضعیف و پسمانده هم باشند، در چند حوزه اقتدار و تمرکز فوقالعادهای دارند که صیانت از غلبه قهاران سرویسهای اطلاعاتی عمدهترین آن موارد است. مروری بر سوابق سران همه این جمهوریها نشان میدهد که تک تک رهبران کشورها ـ از پوتین و نظربایف گرفته تا همین پدر و پسر ـ از افسران عالیرتبه ک.گ.ب بودهاند.
اساساً در شوروی و سیستمهای نظیر کسی بدون تأیید سرویس اطلاعاتی شانس راننده تاکسیشدن را هم نمییابد و بدون شغلی، حداقل درآمدی، زمینه ارائه استعداد و رشدی، خانهنشین و عاقبت تجرید و نابود میشود و نظربهاینکه هرکسی که به طبقه مشاهیر جامعه برآید، بلاشک از عوامل سرویس بوده است، مخالفان این رژیمها نیز عروسکهای تحت بازیگردانی همین خفیهها هستند؛ یعنی در اینگونه کشورها اپوزیسیون هم شوخی است. پس تنها کانون مخاطره غیرقابل خرید دینمداران شیعهاند که دلی در گرو هیچ قدرتی ندارند و با توجه به عدم تصدی هیچ منصبی، از عداد مردم عادی بهحساب میآیند.
الهام علیف اخیراً به تعویض وزیر، معاونین و مدیران کل کمیته امنیت ملی (MTN) پرداخت تا کلیه مفاسد جاری خود، خاندان همسر و شرکا پیرامونیاش را به عهده سران و افسران امنیتی فرا افکنَد. او رواج فساد مالی و اخاذی را دلیل اعمال این تغییرات اعلام کرد، درحالیکه فساد، خانمانبراندازی، پروندهسازی، شانتاژ و اخاذی، قتلهای مجهولالفاعل، تهدید و ارعاب، خانهنشین کردن متفکرین و قلمداران و ارعاب، همانا رسالت ذاتی و ایجاب هویتی اینگونه سرویسهای امنیتی است که در چنین رژیمها به همه ابزار قدرت تجهیز میشوند.
اساساً سرویسهای اطلاعاتی اینچنین ضمن داشتن جزئی برای مبارزه با جاسوسی، نفوذ حریف و رقابت با سرویسهای نظیر خارجی، بیشترین اجزاء اندام خود را به کانون گردآوری اطلاعات و احوال شخصیه شهروندان اختصاص میدهند. در بستر این روند، رسالت ماهوی یک تشکیلات امنیتی کاملاً گُم و دگردیسه میشود و بهجای معارضه با عناصر خارجی، اهالی کشور در سیبلهای سرویس قرار میگیرند. تو گو فقط یک مشت مأمور بیمار خفیه عقلاءالناس و دلسوزان هوشمند آب و خاکاند و باقی آحاد ملت دشمنان بالقوه و عناصر آماده برای تبدیل به جاسوسی هستند. بنابراین پروندههای گردآمده از شنودهای تلفنی، گزارشهای منابع خبری پراکنده و نظریههای کارشناسان عقدهای فاقد شعور و سواد در مورد شهروندان و خاصان جامعه کمکم به عنوان ابزار تهدید اشخاص برای اداره اراده آنها مورد سوء استفاده قرار میگیرد. آنها از رموز و دقائق انواع مفاسد و کثافات رنگارنگ مدیران رسمی آگاهی دارند، اما هیچ رفع و دفعی از آنها بر اساس این آگاهیها صورت نمیگیرد، چون با گوشزد گوشهای از همین اطلاعات آن مدیران به اطاعت و تبعیت مأموران خفیه در میآیند. آنها دیگر از بر میشوند که دوام و قوام آن تصدی و حتی ارتقاء با عنوان «حسن مدیریت» و مئالاً ادامه مفاسد و چپاول منوط به همدلی با خفیهگان است. حال معلوم میشود که تغییر مدیریت و نق و نال از فسق و فجور دستگاه اطلاعاتی چه مایه شوخی و عوامفریبی است.
*****
فصل ۲: ایران ستیزی بنیان استراتژی پادشاهی علیف
رئیس رژیم سلطنتی جمهوری موسوم به آذربایجان در تعقیب سیاق پدر امنیتی و اطلاعاتی خود، از سرآغاز تصدی ریاست جمهوری با خوشنشینی در آغوش صهیونیسم و سپس زفاف نوبتی در حجله دول غربی برادری و خدمتگزاری خود را ثابت کرده و برای تحکیم این پیوند مشئوم قلعوقمع شیعیان هویت خواه را سرلوحه رسالت خود قرار داد.
پیش از او از پشت لبهای متبسم حیدر علیف ـ ژنرال ک. گ. ب. و افسر به کمال رسیده متخصص حبسها پروندهسازیها و گسیل به اردوگاههای سیبری دوره شوروی، دندانهای درندهاش در مواقع جدی نمایان میشد. او به محض رسیدن به قیادت آذربایجان و پس از برچیدن جنبشهای تحت هدایت خود، نخستین ایلغار یغما را به اندام حزب اسلام زد و قیماق دینداران شیعه جامعه آذربایجان را سترد و به زندان ریخت.
ولیعهد آن ژنرال اطلاعاتی نیز بلافاصله بعد از تحویل تاج و تخت ارث پدری پاکترین افراد جامعه را تحت فرمان افسران و کارشناسان موساد و سیا گردآورده و زندانی کرد. او بهجای تمرکز افکار و برنامهها و اقتدار خود برای باز پس گرفتن سرزمینهای ازدسترفته و تحت اشغال به دست کشور ۳ میلیونی ارمنی، تمام همّ و غم خود را صرف ایرانزدائی و ایران ستیزی کرد. او دشمنی جز ایران را در تعریف استراتژی خود نداشت. کتابهای درسی سراسر مجاعیل این کشور در جهت تعقیب اهداف مجنونوار ربودن خاک از ایران تدوین شده و معارضه سیاسیاش عبارت از تراشیدن دشمن فرضی از میان مردم خود به عنوان عوامل ایران تکوین شده است.
در منظر این پدر و پسر دو تیره از مردم آذربایجان همواره دشمن فطری و ذاتی این و عوامل ایران بودهاند. یکی خلق طالش و دیگری متدینین جامعه. پدر که متدینین را قلعوقمع کرده و در زندانها به قتل رسانده بود، پسر نیز نخست به دستگیری روشنفکران آرام و بیدرد سر طالش اهتمام کرد. سردبیر نجیب و بهدور از سیاست روزنامه «طالشی صدا» مرحوم نوروزعلی محمدوف را که مرد معمّر و بیماری بود، با اتهام جاسوسی به ایران دستگیر کرد و در زندان با مرگ تدریجی کشت. اما چون دلش خنک نشده بود چهره بیخطر و ملایم دیگری از روشنفکران ادبی و غیرسیاسی طالش دکتر هلال محمدوف را به اتهامات متناقض حمل و فروش مواد مخدر و جاسوسی ایران توقیف و محکوم کرد. اینک پس از قلعوقمع طالش دیگر نوبت به سرکوب نسل نو دینداران رسیده بود. موج دستگیری دینداران به راه افتاد و در سال ۲۰۱۰ بهدنبال وحشت رژیم از نفوس حیرتآور دخترکان محجبه حاضر در مدارس موج ممنوعیت حجاب را به راه انداخت و راه رفته هشتادساله رژیم لائیک و ضدبشری ترکیه را که چندی است نادمانه از آن راه برگشته، بازپیمائی کرد. دیگر در دنیا کشوری نمانده است که با حجاب ستیزه کند، اما این رژیم ارتجاعی هنوز از حجاب و اخلاق به لرزه میافتد و در نقطه مقابل، ازدواج همجسگرایان را مجاز شمرده و همجنسگرائی را تبلیغ میکند و به تشویق مناسبات غیرقانونی و نامشروع جنسی میپردازد.
تعطیل مساجد شیعیان، تحویل مساجد به سلفیان، دستگیری و ایذاء طلاب تحصیلکرده در حوزههای علمیه ایران، ممنوعیت انتشار آثار اعتقادی شیعی از سلسله اقدامات جاری رژیم الهام علیف است که مراتب وحشت او از تحرکات اسلامی ـ شیعی را نشان میدهد.
نظارت نماینده صهیونیست یهودیان قوبا و رئیس انجمن دوستی اسرائیل و آذربایجان بر مقدرات کشور به عنوان نائبرئیس حزب حاکم و پیشگیری او از بروز کوچکترین نشانههای بهبود مناسبت با ایران و خردترین نکاتی که مئالا موجب خوشبینی به ایران شود، چشمگیرترین نماد اطاعت الهام علیف از اشارات صهیونیسم بینالمللی است. او به هر قیمتی که تمام شود حاضر به ناخشنودی اسرائیل نیست. لیبرمن وزیرخارجه رژیم صهیونیست در هر سفر خود به باکو نمرهای به الهام میدهد و هر بار که آذربایجان را کشور نمونه تولرانس دینی بخواند او از وجد به رقص میآید و هر باری که این عبارت را از او نشنود، چندی برای جلب رضایت او تلاش و مشق میکند.
تردیدی نیست قتال اخیر نارداران پیرو فرمان تلآویو در انتقام و اقدام تلافیجویانه سوزاندن پرچم باند تروریستی صهیونی در تظاهرات اواخر مردادماه قصبه نارداران که طی آن تظاهرکنندگان دامنه اعتراضات دائر بر مناسبات باکو با تل آویو را به مقابل سفارت اسرائیل در باکو نیز کشانیدند. آن تظاهرات موجبات خشم اربابان صهیونیست الهام علیف را فراهم آورده بود که ناظر و حاکم بر مقدرات باکو هستند.
از سوی دیگر راهپیمائی حماستگون اربعین با اشتراک روز افزون ۲۵ میلیونی که به مثابه عرضاندامی از سوی عالم تشیع به جهان رقیب ارزیابی میشود، رفته رفته همه دنیا را این نگرانتر و اندیشناکتر میکند. دنیا فعلاً بهصورت پنهان درباره مقابله با چنین نمایش قدرتی برنامههای مختلف را میآزماید. آخرین توانمندی آنها در اعمال فشار به دولت عراق دائر بر جلوگیری از سفر زائران بدون روادید تجلی یافت. امریکا به بهانه برگذاری کاراناوال نمایشی خود و متحدانش در مبارزه صوری با داعش به عراق اصرار میکرد که جهت محدود کردن رسوخ و ورود پنهان میلیتانهای داعش باید کنترل ویزای زائران اربعین تشدید یابد. درحالیکه آنها خود به خوبی از شکافهای نفوذ و کانونهای تجمع داعش اگاه هستند.
رژیم آذربایجان در اجرای منویات و بنرامههای صهیونیسم بینالمللی و همپیالههایش برای انحراف تمرکز جهانی به دمونستراسیون اربعین و تضعیف روحیه شیعیان در آستانه اربعین که موجب تزریق روحیه و غرور به شیعیان قفقاز میشود، بهطور وحشیانهای قصبه نارداران واقع در شبهجزیره آبشرون را مورد حمله ددمنشانهای قرار داد. او با اتکاء بر نرمش چند سالی ایران در مقابل همهگونه گستاخیهای این رژیم ناتوان و بیخاصیت ـ که ۲۵ سال است بر اشغال ۲۰% خاکش توسط یک کشور ۳ میلیونی ارمنستان چشمپوشی کرده و گاز و گازوئیل این کشور غاصب را هم تأمین میکند ـ با اتکاء به اربابان تروریست جهانیاش چنان دریدهگیها میکند که تحمل آنگونه رفتارها حتی از سوی ضعیفترین کشورها نیز غیرمنتظره است. این بار نیز الهام علیف صراحتاً با تلفظ نام ایران به دنبال کشف تانکها و جنگ افزارهای سنگین در خانههای مردم یک قصبه فقیر و محروم، با تسمیه آن روستا به عنوان «جزیره جنایات» قصبه مزبور را مورد هجمه وحشیانه قرار داد. نیروهای نظامی جمهوری موسوم به آذربایجان که برای استخلاص اراضی غصبشده خود جسارت مقابله با ضعیفترین کشور دنیا را ندارد، به جای قدرتنمائی در مقابل اشغالگران خاک کشور و نوامیس مردم، یک مشت مردم بیدفاع را مورد یورش و تیرباران قرار داد.
الهام بیشک اسلامهراسی مطرحشده در دنیا را برای ایذاء و آزار شیعیان موقع مناسبی شمرده که البته اساساً در شرائط غیر آن هم دنیا با شنیدن تشیع مغدورین آذربایجان هیچگونه اعتراضی از خود نشان نمیدادند. امروزه شیعهکشی در دنیا اعتراض کسی را نه از میان مسلمانان و نه غیرمسلمانان برنمیانگیزد.
الهام در چنین گستاخی لابد از انتخاب مجدد اخوانالمسلمینیها در ترکیه هم سود جست و نظر به مشاهده اقتدار ۴ ساله دیگر حزب عدالت و توسعه مراتب برادر کوچکی خود به ترکیه را نیز بدیننمط نشان داد. بیشک او در این رابطه مورد تشویق و حمایت هر دو جناح قدرت ترکیه (زمره پیروان فتحالله گولن و هیأت حاکمه) قرار گرفته است. لازم به یاداوریست که فتحالله گولن شیعهستیز افراطی کهنه و ضد ایرانی ذاتی بوده و گفته است اگر راه بهشت از ایران بگذرد من از رفتن به جنت استنکاف میکنم. او شیعیان را به عنوان «اولاد متعه» و «مسلمانان تقیهای» میخواند. تکلیف تفکر اردوغان نیز روشن است که برآمده از بستر فکری اخوانالمسلمین و آرزومند ایجاد هلال شیعی با حمایت امریکا، شیوخ منطقه و حتی اسرائیل است. بنابراین بعید نیست که الهام بعد از توافق و جلب رأی موافق ترکیه به چنین گستاخی مرتکب شده باشد.
*****
فصل ۳: انفعال دیرپای ایران در قبال فتنههای قفقازی
اما چرا در این میانه فاکتور ایران مورد ملاحظه واقع نیست؟ هرگونه احتمال و رأی همه کشورهای خرد و کلان و ضعیف و قوی دنیا در تنظیم معادلات مقدمات و فرجام کشتار نارداران بررسی میشود، اما آیا اینجا مهمترین فاکتور چرا فاقد اهمیت تلقی شده است؟
درحالیکه کشور قدرتمند ایران در تعامل با تمام قدرتهای جهانی در کمال آزادگی و استقلال رأی رفتار میکند و با قدرتهای طراز اول دنیا رودروست، چرا در مقابل ضعیفترین کشوری ـ که حتی توان صیانت از آب و خاک خود را ندارد ـ تا این حد سر مماشات دارد.
نقل و بازگوئی جسارتهای رسانههای باکو نسبت به مقدسات ما شرم آور است و ما از نقل و تکرار آن گستاخیها ناگزیر به استنکاف هستیم، اما فقط به اشارتی اکتفاء میکنیم که ما از رسم و نشر موهنترین شکل کاریکاتور مهمترین چهره ایرانی گرفته تا پخش برنامههای تلویزیونی حاوی انکار موجودیت تاریخی کشوری به نام ایران و موهوم شمردن نام ایران توسط رسانههای این کشور را شاهد بودهایم. ایران ستیزی در این کشور به حدی است که میتوان بدون احتیاج به اثبات، آن را اساسیترین محور استراتژی حیاتی و بقای این جمهوری دانست.
استقرار جریانات معارض تمامیت ارضی ایران در باکو (ضمن درک و تأکید بر بیتأثیری و ناکارمدی آن گروهکها) تحت حمایت رسمی دولت باکو و برگزاری کنگرههای سالانه تشکلهای تجزیهطلب تحت کنترل سازمانهای اطلاعاتی اسرائیل و امریکا و ترکیه با شرکت شخص رئیسجمهور از بارزترین اشکال تخاصمات یکجانبه رژیم منحط و تا دندان وابسته باکو بر علیه ایران ست.
اما علیرغم مرور خیل معارضات رنگارنگ این جمهوری درآمده و کندهشده از پیکره ایران، تقریباً میتوان گفت که هیچ واکنشی متقابل از سوی ایران مشهود نبوده است. این رژیم و رسانههای وابستهاش بیش از ۲۰ سال است که شب و روز یاوههائی مربوط به تسلیم قرهباغ به ارامنه توسط ایران و حمایت همهجانبه ایران از ارامنه افسانهپردازی و یاوهدرائی میکنند، در حالی که ایران تاکنون یکی از مستندات بیشمار خود دائر بر حمایتهای عملگرایانه همهجانبه از آذربایجان در مناقشه قرهباغ را رو نکرده است تا مردم آذربایجان قفقاز از تزویر و تلبیس این رژم و اذنابش آگاه شوند و بیشرمی و بچشم و روئی این رژیم و عواملش را بشناسند. با وجود اینکه فرمانده اسبق سپاه پاسداران و دبیر مجمع تشحیص مصلحت نظام از حمایت نظامی ایران در قرهباغ سخن گفته است، آیا دیگر محرمانهگی دیگری در این میان بازمانده است که جمهوری اسلامی ایران آنقدر مظلومانه بهگوشهای بنشیند و نامردیهای دشمنان را تحمل و تماشا کند؟ علیرغم خاطرات میدانی شخص اینجانب از حمایتهای ذویالجوانب ایران در مناقشه قرهباغ از آذربایجان، مستندات فراوانی از دهها ساعت فیلم ویدئوئی و صدها آلبوم عکس گرفته تا مستندات دیگر میتواند این پلشتان را در پیشگاه مردم خود رسواتر کند که بیستسال دروغزنیهایشان چهمایه بیپایه بوده است. اما دریغ که بیماران روحی متکی به اقتدار برخی نهادهای بیاطلاع از دقائق امور قفقازیه حتی از پخش یک برنامه تلویزیونی یکساعته (کمپاس) مقابلهکننده با تبلیغات مسموم و مشئوم این رژیم پلید و توطئهجو و دسیسهگر نیز جلوگیری و مجری و سازنده این برنامه (این نویسنده) را خاموش کردند.
اگر ما نسبت به حفظ حوزه نفوذ خود در میان اقشار و صنوف مردم قفقاز و نسبت به حمایت از دومین کانون تشیع دنیا علاقمندیم، باید با اقتدار از این مردم در برابر ستمهای جاری بر علیه مردم حمایت و دفاع کنیم و اگر همین مقدار را بنابه مصالح مجهول بر ناآشنایان همچو منی به دیپلماسی نمیکنیم، لااقل دفاع از کیان و حیثیت ایران که اهم وظائف هر ایرانی است. مگر طبق ترسیم مقام رهبری «عزت» یکی از ارکان ثلاثه دیپلماسی ما نیست؟
«استراتژیست» های خود علامهپندار برخی نهادهای نظام در امور قفقازیه باید این حداقل را بفهمند که رژیم باکو هر آنچه تاکنون میتوانسته در دشمن با ایران کرده است. آقایان مدعی به داشتن «اطلاعات» محرمانه باید از جمله معروف الهام علیف بهتر آگاهی داشته باشند که گفت: مناسبات آذربایجان و اسرائیل مانند کوه یخی است که نُه دهم آن زیر آب شناور است و مخفیست.
استفاده اسرائیل از خاک آذربایجان برای مقاصد شنود جاسوسی با تأسیس سایتهای مخابراتی در مدار مرزی، مشارکت در پروژه تسلیح آذربایجان بهبهانه برقراری امنیت خط لوله نفت باکو ـ تفلیس ـ جیهان و خط لوله گاز باکو ـ تفلیس ـ ارضروم ـ تقویت غیر متعارف بنیه نظامی آذربایجان یک از صد این مناسبات پنهان است.
آیا ابلهی هست که نفهمد فروش رادار گرین پاین با کاربرد کشف و شناسایی موشکهای بالستیک از فاصله ۵۰۰ کیلومتری از سوی اسرائیل به باکو جز مقابله با ایران هدفی دیگری نمیتواند داشته باشد؟
باکو مهمترین فروشنده نفت ارزان به جهود در بندر عسقلان (اشکلون) و اسرائیل دومین خریدار نفت باکوست که مابهازای نفت باکو را به انبار جنگافزارهای خود تبدیل میکند تا روزی در تقابل نظامی با ایران فقط به کار خود بیاید.
دیگر معاضدتهای اسرائیل به باکو مانند تجهیر مهندسی پزشکی باکو با تکنولوژی جدید ـ بازسازی صنایع و آموزش کادر فنی و دهها زمینه دیگر صرفاً با چشمداشت مبارزه دولت باکو با تشیع تحقق میپذیرد.
در باره احتیاط از تبدیل باکو به اسکله نظامی امریکا هم که موضوع با اینگونه مسامحات قابل حل نیست. اگر ایران ضعیف باشد ههیچ رفتار و اقدام دوستانهای باکو را نسبت به استنکاف از همکاری با ایران مأخوذ به حیا نمیکند و همچنین در صورت وقوع تقابل نظامی با امریکا باکو به دلیل خاطرات خوش خود با ایران از همکاری با اکریکا سر باز نخواهد زد. اگر ایران حوزه آماده و سرشتی نفوذ خود را در باکو روزبهروز تقویت کند و اعلان کند که این امامزاده متعلق به من و حیاط خلوت من است، در آن صورت باکو ساعت خود را با زمان ایران کوک و تنظیم خواهد کرد نه در اثر فالودههائی که روزی با هم خوردهایم. ایران هر روز که دل و دماغ و خاطر یک نفر از متعلقین طبیعی به حوزه نفوذ خود را از دست میدهد، همه دشمنان جهانی ایران به اندازه هزار نفر بر علیه ایران در قفقاز پیشتر میتازند.
در عین حال که میتوان فهمید که این فتنهای برای درگیر ساختن و راندن ایران به آغوش کانون بحرانی پرهزینه در جهت تبدیل آذربایجان به سوریه دیگر و کشیدن پای ایران به باتلاق آن است، اما نباید با همین ملاحظه و تمکین فرصت افزایش دامنه وقاحت آنها را نیز داد. ایران میتواند با درک و لحاظ وجود چنین توطئه ای، کرامت و عزت خود را هم صیانت کند و به این رژیم دستآموز گوشمالی لازم را بدهد.
همچنانکه همه راهها به اصطکاک داغ ختم نمیشود، همه دیپلماسی و اعراض آر درگیری با توطئه نیز سکوت و لاقیدی نمیباشد
رفتار ایران از موضوع بلند و بالا با باکو نباید موجب نگرانی از تبدیل باکو به دشمن و کشیدهشدنش به صفوف مخاصمان گردد، چون اساساً دوست پنداشتن الهام حماقتی بزرگ است. الهام اگر از ایران بیم داشته باشد از میزان انجذاب به غرب را در صورت اصطکاک با منافع ایران خواهد کاست، اما در غیر اینصورت الهام وقعی به ایران و منافع و حریمها و خطوط قرمز آن قائل نخواهد شد همچنان که نمیشود.
این قلم چندین سال است که بنابه ملاحظاتی در حوزه مسائل قفقاز از نوشتن مطلب و یا مصاحبه اعراض میکنم تا حریفان شاخه گلی بر سر ایران بزنند و ما تماشا کنیم، اما دیگر با این وضعیت امکان سکوت و خاموشی نیست.
مردم بیدفاع نارداران در مراجعات برادرانه، صبورانه و فهیمانه خود به این نویسنده در منتهای نرمش و تفاهم اظهار میکنند که: «دریغ ایران در چنین مواقع اضطرار نمیتواند از ما حمایت کند» البته باید دانست و فهمید که همه به این نرمی گله نمیکنند و این نرمش ویژه کسانی است که تقدسی به ایران قائلاند و به گمانشان تعرض به ایران حرمت شرعی و مسئولیت اخروی به نبال دارد، درحالیکه دیگر چشمدوختهگان به ایران عبارات عریانتری بهکار میبرند.
رژیم خوشنشسته بر آغوش اسرائیل در عرفه اربعین با راندن تجهیزات زرهی و گسیل یک گردان سرتاپا مسلح به یک روستای بیدفاع به بهانه کشف تانک و توپخانه و زرادخانه در خانههای اهالی نرداران کلیه مظاهر مقدس شیعی مانند علمهای عزاداری، اسماء مقدسه، شعارهای دینی، کلمات تهلیل و تکبیر آویخته به در و دیوار این قصبه و مساجدش را در منتهای بیحرمتی به زیر کشیده و در آتش افکنده و اعتراضات مردم غیور این روستا را با باران گلولههای جنگی و حتی آتش تیربارها به خون کشیده است.
آنها جنازه جوانها را به بهانه ابلهانه کالبد شکافی دریده و بر دست و بازویشان نقشهای شایسته به یال و بال زنان خود را جعلاً نقش کرده و از اجساد نقاشیشده و دریده شهدا عکسبرداری کرده و آن تصاویر را به سایتهائی که عکسهای عریان نوامیس خودشان را نمایش میکنند، سرویس و منتشر کردهاند. این زمره بیهیچ سجیه اخلاقی حتی موازین بشری حرمت به اجساد مردگان را نیز رعایت نکردهاند.
کلیه رسانههای باکو از دولتی و غیر از همان روز قتال، روزانه صدها بار نام ایران را به عنوان مداخلهگر تلفظ کرده و چند روزی است که فضای آذربایجان نسبت به ایران تحت سمپاشیست.
اما در منتهای تأثر و تأسف اخیراً ایران در کمال انفعال واکنش بسیار نابرابر و مسحقری نشان داده است. سفارت ج. آ. آ. در باکو با انتشار بیانیهای شرمآور بدون آنکه این شیعهکشی و ایرانزدائی را با جملهای محکوم کند، بهطور سربسته به کشتهشدگان! (نه شهید) طلب غفران کرده (که این طلب غفران به روح پلیس مقتول به دست مردم را نیز شامل شود) و مصراً به حسن همجواری، عدم مداخله به حریم کشور همسایه و اعراض ایران از ورود به چنین عرصاتی تأکید کرده است. (بیانیه سفارت ج.ا. ا. در باکو را میتوانید در رسانههای مجازی مطالعه کنید)
بدینوسیله در این مصیبت برای خانوادههای شهدای کشتار بیرحمانه رژیم وابسته باکو در آستانه اربعین صبر جمیل آرزو میکنیم و امیدواریم مردم غیور و متدین دیگر نقاط این کشور خون این شهداء را بر زمین نگذارند و انتقام این مظلومیت را از انتقامجویان صهیونیست کودککش بستانند. مردم آذربایجان باید با استفاده از تجارب برادران ایرانی خود بدانند که برگزاری اربعینهای شهدای انقلاب اسلامی ایران در سالهای ۵۶ و ۵۷ شمسی عاقبت به سقوط رژیم دستنشانده و غلبه مردم منجر شد. این کشتار و تجاوز به حریم مردم، مجالی عظیم و میدان آزمایشی فراخ برای مردم آذربایجان است که زباله وجود این دزدان و غارتگران قمارپیشه و بیریشه را از خاک پاک کشور بزدایند و به مزبله تاریخ درافکنند.
بدانید که همه ایران و همه نظام به سفارت و حتی دستگاه دیپلماسی ـ که رسالتش تحبیب و تألیف بینالدول است ـ محدود و منحصر نمیشود. ماهیت ذاتی همه نظام از صدر تا ذیل را جانبداری از مظلومان جهان بهویژه مسلمانان و خاصه خاصان اهلالبیت خودمان تشکیل میدهد. علاوه بر آن مردم ایران نیز ماتمزده و خشمگین در کنار شما بوده و خواهد بود.
والسلام. اربعین ۱۴۳۷ ـ طهران ـ اصغر فردی
نظرات (0) نويسنده : میر سعید فرج پور - ساعت 2:02 AM - روز یک شنبه 15 آذر 1394 |
ر دومین حمله خشونت بار و غافلگیرانه نیروهای ویژه وزارت کشور جمهوری آذربایجان (اداره مبارزه با جرایم سازمان یافته) به قصبه نارداران در روز پنجشنبه ۲۶ نوامبر ۲۰۱۵ میلادی ( ۱۴ صفر)، چهار تن از شیعیان در نماز جماعت مسجد نارداران به شهادت رسیدند و بیش از ده تن مجروح شدند. وزارت کشور جمهوری آذربایجان مدعی شده است که در جریان مقاومت اعضای سازمان «جنبش اتحاد مسلمانان» جمهوری آذربایجان در برابر نیروهای ویژه، دو نیروی پلیس نیز کشته شده اند. اما، منابع ناردارانی تاکید دارند که دو نیروی پلیس توسط نیروهای امنیتی کشته شده اند تا با کشته سازی و مظلوم نمایی، اوج وحشیگری و سرکوب علیه شیعیان مظلوم نارداران، تحت الشعاع قرار گیرد. دقیقاً در همین راستاست که در حالیکه وزارت کشور حاضر نیست فیلم تهیه شده از صحنه عملیات را منتشر کند ، تصاویر و مصاحبه های سایت های اینترنتی جمهوری آذربایجان از شاهدان عینی نیز نشان می دهد که نمازگزاران شرکت کننده در نمازجماعت به امام حجت الاسلام طالع باقرزاده، در مقابله با حمله نیروهای ویژه وزارت کشور هیچ گونه سلاحی در اختیار نداشته و تنها شعار های مذهبی سر دادند. با توجه به ابعاد بهره برداری جمهوری آذربایجان از این موضوع بنظر می رسد وزارت کشور جمهوری آذربایجان براساس طراحی قبلی، دو تن از نیروهای خود را نیز قربانی کرده است تا با ملتهب تر کردن فضا، امکان سرکوب شدیدتر و ایجاد رعب و وحشت در کل کشور را برای خود فراهم کند. بخصوص که همزمان با حمله به نارداران، در شهر گنجه نیز دو تن از فعالان جنبش اتحاد مسلمانان که به داشتن مواضع ضد صهیونیستی و ضد تکفیری اشتهار دارد، دستگیر شده و مطابق معمول که برای مردم جمهوری آذربایجان نیز عیان است ، وزارت کشور جمهوری آذربایجان آنها را نیز مضحکانه به در اختیار داشتن نارنجک و مواد مخدر متهم کرده است. همزمان با حمله نیروهای ویژه وزارت کشور جمهوری آذربایجان به نارداران، نیروهای ویژه پلیس لنکران نیز با محاصره مسجدی در این شهر ، عملیاتی را برای دستگیری حاج الهام آقایوف، یکی از روحانیون این شهر انجام دادند. همچنین حجت الاسلام میکاییل ذوالفقارزاده، یکی دیگر از منبری های مشهور جمهوری آذربایجان که اخیرا به شدت از تکفیریها و وهابی ها انتقاد کرده بود ، همزمان با حمله به نارداران، توسط نیروی پلیس باکو در بیله جری در حومه پایتخت جمهوری آذربایجان بازداشت شد.
تمامی این موارد به همراه محاصره نارداران و قطع آب، برق و گاز این منطقه توسط دولت باکو در آستانه اربعین حسینی ، نشان می دهد که طرحی گسترده و حساب شده علیه شیعیان مظلوم جمهوری آذربایجان به اجرا گذاشته شده است که موج دوم سرکوب فعالان شیعه در دوره ریاست جمهوری الهام علی اف به شمار می رود. موج اول سرکوب فعالان شیعه در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ میلادی در آستانه برگزاری مسابقه ابتذالی یوروویژن-۲۰۱۲ اجرا شده بود که طی آن، حاج محسن صمداف، رهبر حزب اسلام، حاج آبگل سلیمان اف، رهبر اتحادیه ارزشهای ملی-معنوی، حجت الاسلام رامیز عباس اف، روح الله آخوندزاده، رییس شعبه حزب اسلام در آستارا و دهها تن دیگر از فعالان و روحانیون جمهوری آذربایجان در شهرهای باکو و گنجه و لنکران و ماسالی و جلیل آباد و سایر مناطق دستگیر شد که تعدادی از آنها در زندان به شهادت رسیدند و تعداد دیگر همچنان در زندان هستند. در موج اول سرکوب شیعیان در جمهوری آذربایجان حاج طالع باقرزاده، رهبر جنبش اتحاد مسلمانان که هنوز در آن زمان این جنبش را تاسیس نکرده بود، نیز دستگیر و زندانی شده بود. حاج طالع باقرزاده پس از آزادی از زندان در سال ۲۰۱۵ میلادی، با مشارکت شماری از فعالان شیعی جمهوری آذربایجان ، جنبش اتحاد مسلمانان این کشور را پایه گذاری کرد که در مدت کوتاهی به یکی از فعال ترین و تاثیرگذارترین سازمانهای اجتماعی موجود در جمهوری آذربایجان تبدیل شد. فعالیت روشنگرانه این جنبش علیه ظلم وفساد و بخصوص مفاسد مالی و بی عدالتی در جمهوری آذربایجان، نه تنها عاملان داخلی ظلم و فساد در این کشور، بلکه حامیان خارجی صاحبان قدرت و ثروت در جمهوری آذربایجان را نیز به اندیشه واداشت. به گونه ای که همزمان با گسترش فعالیت های اتحاد مسلمانان جمهوری آذربایجان در روشنگری دینی و احیای هویت شیعی مردم این کشور طی یک سال گذشته و برگزاری کنفرانس های متعدد در زمینه های مختلف توسط این جنبش و انعکاس گسترده آنها در فضای مجازی، ارگان های لائیک تنظیم کننده سیاست های دولت جمهوری آذربایجان در حوزه دین را بسیار نگران ساخته بود، ارگانهای که در سالهای اخیر همکاری خود را با نهادهای صهیونیستی و غربی در پوشش به اصطلاح “مدل آذربایجانی تساهل و چندفرهنگی گرایی” افزایش داده اند.
واقعیت آن است که در سالهای اخیر برگزاری مراسم های دینی و احیای سبک زندگی شیعی در جمهوری آذربایجان، برگزاری مراسم عزاداری حسینی و مجالس خیرات و احسان در ماه های محرم و صفر، در مناطق مختلف جمهوری آذربایجان رونق گرفته است و سال به سال نیز بر تعداد این مجالس و احیای سنت عزاداری حسینی افزوده می شود. اما، دولتمردان باکو که طی سالهای گذشته دست فرقه های ضاله مذهبی ، بهایی ، وهابی و تکفیری را برای تبلیغ در این کشور باز گذاشته اند ، از تقویت تشیع در این کشور بسیار نگرانند ، بطوریکه در مقاله ای که روز ۲۸ نوامبر در روزنامه دولتی “آذربایجان” منتشر شد و خبرگزاری ترند و سایر منابع خبری و غیرخبری باکو نیز آن را بازنشر دادند، به صراحت به تشیع حمله کرده و گفته شده بود که اسلام دارای “ظاهرعربی” و “منشأ فارسی” برای جمهوری آذربایجان لازم نیست!! اما، با وجود تمامی تبلیغات و مساعی دولت باکو برای جلوگیری از احیای اسلام اصیل در این کشور، مردم سعی در احیای هویت شیعی خود دارند و در عین حال، حکومت برای تداوم سبک زندگی آتئیستی برجای مانده از زمان شوروی، به شدت تلاش می کند. این چالش و تقابل میان مردم و دولت جمهوری آذربایجان، موجب شده است که دولت باکو ظلم شدیدی را بر مردم و بخصوص شیعیان این کشور اعمال کند. ظلمی که در جمهوری آذربایجان بر شیعیان می شود، قابل قیاس با شرایطی است که شیعیان بحرین دارند. واقعه روز پنجشنبه ۱۴ صفر در نارداران واقعه دردناکی بود که مشابه حملات وهابی ها به مجالس عزاداری در عربستان سعودی می باشد. در حالیکه در جمهوری آذربایجان بر سیاست تساهل دینی و چندفرهنگی گرایی تاکید می شود، هیچ گونه تساهلی در خصوص احیای سبک زندگی شیعی توسط اکثریت مردم این کشور اعمال نمی شود ، اما بهایی ها و دیگر فرقه های ضاله به بهانه تساهل دینی ، در باکو و دیگر شهرها جولان می دهند و چنانچه مطبوعات باکو نیز پس از برکناری الدار محمود اف وزیر امنیت ملی جمهوری آذربایجان ، فاش ساختند توسعه فعالیت وهابی ها در این کشور با هماهنگی و مدیریت مستقیم وزارت امنیت ملی این کشور صورت می گیرد.
در حمله نظامی به مجلس عزای امام حسین (ع) در منزل ابوالفضل بنیادوف در نارداران، چهار نفر از عزاداران را در همان منزل به شهادت رساندند و این بیم وجود دارد که زخمی ها نیز به بهانه های مختلف توسط نیروهیا امنیتی به شهادت برسند. حاج طالع باقرزاده، روحانی سرشناسی که برای سخنرانی در این مجلس دعوت شده بود و ابوالفضل بنیادوف (صاحب خانه) و حاج ذوالفقار میکاییلزاده (که اساسا در این مجلس عزاداری حضور نداشت و در باکو دیگری دستگیر شد) و ۱۲ نفر بازداشتی دیگر در اداره مبارزه با جرایم سازمان یافته وزارت کشور جمهوری آذربایجان تحت وحشیانه ترین شکنجه ها قرار دارند. متاسفانه در ایران نیز در این زمینه بایکوت خبری حاکم است. حال آنکه، ظلمی که به شیعیان جمهوری آذربایجان می شود از جهاتی از ظلم به شیعیان بحرین شدیدتر است.
برگزاری عزاداری های محرم سال جاری در مناطق مختلف جمهوری آذربایجان که مراسم عاشورای نارداران عظمت خاصی داشت ، موجبات نگرانی شدید آتئیست های پس مانده از رژیم الحادی کمونیسم که هنوز در جمهوری آذربایجان صاحب قدرت هستند را فراهم کرده است. در ائتلاف با بقایای آتئیست ها باقی مانده از کمونیسم، جریان وهابیت، جریان نورچی ها و وابستگان صهیونیسم نیز به شدت از مراسم عزاداری شیعیان جمهوری آذربایجان در ایام محرم ناراضی و نگران بودند و طی هفته های اخیر، مطالبی که در شبکه های تلویزیونی و رسانه های مکتوب باکو علیه مراسم عزاداری منتشر می کردند، به وضوح گواه این نگرانی این نیروهای ضدشیعی بود. در این تبلیغات ضدشیعی، یکی از مهمترین حربه های ماشین تبلیغاتی باکو زیرسوال بردن عزاداری و سوگواری بود که افرادی معلوم الحال مثل فاضل غضنفراوغلو و الشاد میری، عاقل علی عسگر و سایرین که رسانه های باکو آنها را کارشناس دینی قلمداد می کنند، در این زمینه فعال بودند. یکی دیگر از بهانه ها و حربه های تبلیغاتی این شبکه رسانه ای علیه شیعیان جمهوری آذربایجان، اقدام نمادین و قابل تحسین شماری از روحانیون این کشور و بخصوص حجت الاسلام طالع باقرزاده در ابراز ارادت به مرجعیت شیعه و بوسه زدن بر دستان آیت الله نوری همدانی در در جریان سفر ایشان به جمهوری آذربایجان در تابستان گذشته بود که در پی آن رسانه های باکو با هدایت کمیته دولتی امور گروه های دینی، هجمه سنگینی را علیه حاج طالع باقرزاده و سایر روحانیون و فعالان شیعی آغاز کردند و آنها را عناصر وابسته به ایران و غیرملی معرفی کردند تا به تصور خود با تخریب وجهه فعالان شیعی، گرایش عمومی مردم جمهوری آذربایجان به احیای آیین های شیعی در کشورشان را سد کنند. اما، هیچ یک از این امواج تبلیغاتی کارآیی لازم را نداشت و آغاز مجالس سخنرانی و عزاداری های دهه های پایانی محرم و صفر در نقاط مختلف جمهوری آذربایجان نیز نشان می داد که تبلیغات ماشین رسانه ای باکو، کارآیی لازم را نداشته است. بطوریکه حاج طالع باقرزاده به منبرهای روشنگرانه خود در نارداران و مشتاقا و لنکران و گنجه ادامه داد و جلسات سخنرانی وی با حضور گسترده جوانان مشتاق تعالیم دینی برگزار می شد. طی همین مدت، در جبهه مقابل شیعیان جمهوری آذربایجان، جریان وهابی و صهیونیستی و نورچی ها بخاطر برخی تحولات که ازقضا، از اختیار حاکمیت باکو و نیز بیگانگان شیعه ستیز در جمهوری آذربایجان خارج بود، بیش از پیش افشاء شدند. برکناری الدار محمودوف، وزیر امنیت ملی جمهوری آذربایجان و برکناری و بازداشت دستکم ۲۰ مقام امنیتی عالیرتبه، به علت تدارک کودتا علیه الهام علی اف، رییس جمهوری آذربایجان (که بنوشته مطبوعات ولادیمیر پوتین ، رییس جمهوری روسیه اطلاعات آن را در اختیار علی اف گذاشت)، هم ضربه سهمگینی به ساختار وزارت امنیت ملی به عنوان مهمترین ارگان سرکوب فعالان شیعی وارد کرد و هم فضایی را ایجاد کرد که ارتباطات وزارت امنیت ملی با جریان وهابی و تکفیریها در این فضا افشاء بیش از پیش افشاء شد. در این فضاء هرگونه تقلایی از طرف جریان ضدشیعی وهابی بخصوص به علت جنایاتی که وهابی ها در سوریه مرتکب شده اند، نه تنها علیه تشیع کارگر نیفتاد، بلکه خواه ناخواه به زیان خود وهابی ها و حامیان امنیتی آنها تمام می شد. در کنار رسوایی های جریان وهابی – تکفیری ، جریان نورچی های هدایت شده از ترکیه نیز به علت بروز اختلافات داخلی در ترکیه، در جمهوری آذربایجان نیز به میزان زیادی افشاء شده بودند و تحرکات این جریان نیز علیه تشیع، ثمره زیادی برای خود این جریان و موءتلفان آتئیست و صهیونیستش نداشت.
در چنین فضایی و برای انحراف افکار عمومی ، حمله به مجالس عزاداری و کشتار شیعیان و کشته سازی از پلیس ، در دستور کار نیروهای ضدشیعی در جمهوری آذربایجان قرار گرفته است. اقدام وزارت کشور جمهوری آذربایجان در حمله به نارداران در آستانه اربعین حسینی، در واقع حرکتی محسوب می شود که مورد اتفاق تمامی جریان های ضدشیعی در این جمهوری اعم از آتئیستها، صهیونیستها، وهابی ها و نورچی ها می باشد. بویژه اینکه تحریم انتخابات پارلمانی اول نوامبر توسط تشکل های اسلامی همسو با سایر تشکل های مخالف ، ضربه جدی بر مشروعیت این انتخابات زد و حتی نهادهای اروپایی به انتقاد از انتخابات پرداخته و موجب شدند که تایید این انتخابات توسط هیات اعزامی از طرف رژیم صهیونیستی برای نظارت بر این انتخابات به ریاست آویگدور لیبرمن، به عاملی جهت مضحکه رسانه ای تبدل شود.
به نظر می رسد صهیونیست ها با آگاهی از کاهش مشروعیت دولت پس از انتخابات پارلمانی، خواسته های جدیدی از باکو با محوریت تشدید سرکوب شیعیان مطرح کرده اند، از این رو، حمله به ناداران و آغاز موج جدید سرکوب شیعیان در جمهوری آذربایجان مطالبه ای صهیونیستی – وهابی است که مشخصا از اسراییل و عربستان سعودی هدایت می شود و صاحبان قدرت در جمهوری آذربایجان نیز با استفاده از فرصت برگزاری اجلاس آیسسکو ( سازمان علمی-فرهنگی – آموزشی سازمان همکاری های اسلامی) در باکو و با این تصور که جهان اسلام با مشکلات بزرگی در سوریه و عراق و یمن مواجه است و فرصت اندیشیدن به مشکلات شیعیان جمهوری آذربایجان را نخواهد داشت، این حمله را تدارک دید. در موارد مشابه گذشته، باکو پس از موضع گیری و اعلام حمایت مراجع عالیقدر شیعه از حقوق شیعیان جمهوری آذربایجان و از جمله حق حجاب ، علیه مراجع تبلیغات منفی به راه می انداخت، این بار ، قبل از اینکه ندای تظلم شیعیان جمهوری آذربایجان به خارج از این کشور برسد و قبل از اینکه مراجع و علما به اعلام حمایت از حقوق شیعیان جمهوری آذربایجان بپردازند، باکو پیشدستی کرده و در خلال تبلیغات و سیاه نمایی علیه نارداران و فعالان شیعی جمهوری آذربایجان، حوزه علمیه قم را نیز هدف بهتان گویی های خود قرار داده است. این نشان می دهد که باکو تا چه میزان از حمایت های معنوی ایران اسلامی از شیعیان و مسلمان جهان از جمله جمهوری آذربایجان آسیب پذیر است و دقیقا به همین دلیل نیز در سالهای اخیر باکو با استفاده از خوش باوری برخی از محافل سیاسی ناآگاه به منطقه ، تلاش گسترده ای برای منفعل کردن دیپلماسی رسانه ای کشورمان در قبال تحولات جمهوری آذربایجان و ایجاد نوعی حاشیه امن برای پیگیری شدیدتر سیاسهای ضد شیعی انجام داده است، بنظر می رسد باکو قبل از شروع جنایت اخیر نیز ، روی این پروژه انفعال، حساب ویژه ای باز کرده است. اما شکی نیست که خون شهدای نارداران موجب تقویت بیداری هرچه بیشتر مردم مسلمان این کشور خواهد شد.
منبع اصلی:rasthaber.com
نظرات (0) نويسنده : میر سعید فرج پور - ساعت 1:59 AM - روز یک شنبه 15 آذر 1394 |
این اخبار مربوط به سال 2006 میلادی می باشند.
مدتی است فعالیت دستهایی مرموز برای ترویج گسترده مواد مخدر در میان نوجوانان و جوانان ناردارانی به مهمترین دل نگرانی اهالی دیندار نارداران تبدیل شده است.
ناردارانیها می گویند جوانان و نوجوانان ناردارانی تقریبا از هر گونه وسیله سرگرمی و آموزشی بی بهره اند / اما مواد مخدر به قیمت خیلی ارزان و تقریبا بطور رایگان در اختیار نوجوانان در این روستا قرار داده می شود.
حدود شش ماه پیش در اواخر ماه ژانویه سال 2006 درگیری گروهی از جوانان ناردارانی به رهبری "رامیز" با چند نیروی پلیس جمهوری آذربایجان به سرکردگی "روشن" بخاطر هدایت توزیع مواد مخدر در نارداران توسط برخی افراد پلیس / توجه رسانه ها و افکار عمومی را به سوی نارداران جلب کرد.
ناردارانیها می گویند در پی کشته شدن دو نیروی پلیس در این منطقه / ظاهرا پلیس جمهوری آذربایجان نارداران را تحریم کرده است و هیچ جایگزینی برای پلیس مقتول مسئول امور انتظامی نارداران تعیین نشده است/ اما عرضه ارزان مواد مخدر به نارداران ادامه دارد که نشاندهنده وجود سیاستی کثیف پشت پرده این جنایت است.
به گفته اهالی نارداران/ دولت جمهوری آذربایجان همچنین چند روز پس از واقعه درگیری چند جوان ناردارانی با نیروهای پلیس در ماه ژانویه گذشته جریان گاز به این روستا را قطع کرد که به از بین رفتن بخش مهمی از محصولات زراعی ناردارانیها منجر شد و تاکنون نیز برغم گذشت پنج ماه جریان گاز نارداران وصل نشده است.
ناردارانیها می گویند دولت جمهوری آذربایجان ظاهرا سیاست بی اعتنایی به نارداران را در پیش گرفته است/ اما تلاش برای نفاق افکنی در میان مردم نارداران از دیگر حرکتهایی است که برای فروپاشاندن مقاومت و ایمان مردمان این روستا جریان دارد.
در تبلیغات شبکه های تلویزیونی جمهوری آذربایجان و اکثر مطبوعات باکو نیز تلاش می شود چهره ای منفی از نارداران به نمایش گذاشته شود.
در همین حال / زمینهای ساحلی اطراف بافت قدیمی روستای نارداران توسط متمولین و صاحبان ثروت و قدرت در جمهوری آذربایجان خریداری و ویلاسازی می شود.
به گفته ناردارانیها / در منطقه ساحلی نارداران ویلایی برای لیلا علی اوا دختر تازه عروس الهام علی اف و امیل آقالاروف همسر لیلا خریداری شده است که صاحبان این ویلا تلاش دارند گستره آن را بزرگتر و زمینهای اطراف را به آن ملحق کنند/ اما با مقاومت یک پیرزن ناردارانی همسایه این ویلا مواجهند.
گرچه ناردارانیهای اصیل همچنان با گسترش حیطه ویلاهای ثروتمندان غربگرا به نزدیکی روستای خود مخالفت و در حد توان خود مقاومت می کنند/ اما پیش روی ویلانشینان غریبه با فرهنگ اسلامی نارداران به سوی این روستا روزبروز سریع تر می شود و پابه پای حضور این ویلانشینان ، بر تعداد مراکز خوشگذرانی و فسق وفجور نیز در این سواحل افزوده می شود.
اخیرا ناردارانیهای مومن سنگ بنای مسجد حضرت فاطمه زهرا ( س) را در منطقه ساحلی نارداران در نزدیکی ویلاهای متمولین غریبه گذاشتند تا شاید با احداث این مسجد سدی در مقابل هجوم ویلانشینان به نارداران ایجاد کنند.
ناردارانیها وجود حرم بی.بی. رحیمه از خواهران گرانقدر امام رضا(ع) در این قصبه را از مواهب خداوند به ناردارانیها و از موانع مهم در مقابل تهاجم فسق و فجور به این منطقه می دانند. حضور مردم مسلمان در حرم بی بی. رحیمه در سالهای اخیر به موازات گسترش گرایش به اسلام در جمهوری آذربایجان به سرعت در حال افزایش بوده است که این نیز به نوبه خود تبعات مختلفی را درپی داشته است و به تدریج نارداران را از یک منطقه تحت کنترل کامل دینداران خارج می کند.
نظرات (0) نويسنده : میر سعید فرج پور - ساعت 1:47 AM - روز یک شنبه 15 آذر 1394 |
استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع مجاز است.






