اگر به نارداران بروید به این شباهت اعتراف میکنید. در اینجا دین عامل حاکم میباشد. زنها را نمیتوان بیرون دید. اگر بیرون باشند هم کاملا محجبه هستند. محل حل اختلافها دادگاهها نیستند، بلکه در دادگاههای شرعی که دیندارها تشکیل داده اند، اختلافات حل میشوند. در مکانهای تجاری کالاهای حرام به فروش نمیرسد.
میتوان گفت که تمامی ساکنین دیندار هستند و فرائض دینی را به جا میآورند. در دیوار نویسیها و بیلیبوردهای تبلیغاتی موجود در خیابانها و میادین نه عکسی از علیافها دیده میشود و نه جملهای از گفتههای آنها و نه تبلیغی از کالایی را میتوان دید. تنها میتوان شعارهای اسلامی و کلام دینی و عکسهای شهدا را دید. ساکنین نارداران در صحبتهایشان بیشتر از جریانهای سیاسی اجتماعی موجود در آذربایجان به موضوع فلسطین میپردازند.
در نارداران دو نوع تجمع برگزار میشود. این تجمعها یا دینی و یا اعتراضی هستند.
تجمعات اعتراضی را هم میتوان به سه گروه تقسیم نمود.
1. تجمع اعتراضی در رابطه با مشکلات معیشتی
2. تجمع اعتراضی در صورت افزایش فشار در زمینه دینی و یا افزایش فشار بر قشر دینی
3. تجمع برای حمایت از فلسطین و اعتراض به اسراییل. اما میتوان گفت که در تمام تجمعات مرگ بر اسراییل، آمریکا و انگلستان میگویند.
یک تحقیق آماری انجام شود مشاهده خواهید کرد که برای اهالی نارداران، آزادی فلسطین و نابودی اسراییل موضوعی بسیار مهم میباشد. بیشک تدابیر و تجمعات این روستا، نگرش اهالی روستا هم از طرف روزنامه نگاران محلی و هم از طرف روزنامهنگاران خارجی مورد تحقیق قرار گرفته و در مطبوعات درج میشوند.
حاکمیت هم اینها را دیده و به فکر مشخصی میرسد. اما وضعیت نارداران چندان متفاوت از فلسطین نمیباشد. خطوط گاز و برق روستا در وضعیت خیلی بدی است. میتوان گفت حدود 10 سال است که به روستا گاز داده نمیشود و برق رفتگی 5 یا 6 روزه هم حالت عادی پیدا کرده است.
درصد بیکاران در روستا زیاد است . برای آموزش جوانان هیچ شرایطی مهیا نیست. در بهترین وضعیت ممکن بایستی از نارداران و ناردارانی بودن خداحافطی کنند تا به احتمال ضعیفی بتوانند در کشوری که رژیم علیاف بر آن حاکم است، کاری پیدا کنند. چون برای فردی از نارداران
برای آموزش جوانان هیچ شرایطی مهیا نیست. در بهترین وضعیت ممکن بایستی از نارداران و ناردارانی بودن خداحافطی کنند تا به احتمال ضعیفی بتوانند در کشوری که رژیم علیاف بر آن حاکم است، کاری پیدا کنند. چون برای فردی از نارداران که تحصیلات دانشگاهی دارد و در درجهی علمی کاستی ندارد، در هیچ ارگان دولتی و موسسهی معتبری کاری داده نمیشود. تنها به این خاطر که از اهالی نارداران میباشد.
در موسسات کوچک خصوصی شانس ضعیفی وجود دارد. آن هم در شرایطی که صاحب شرکت نداند که به خاطر به کارگیری نیروی کاری از نارداران احتمال اینکه شرکتش از حاکمیت ضرر ببیند، وجود دارد.
راستش منبع امرار و معاش اهالی این روستای ده هزار نفره برای من معمایی است. این را هم بگویم که میزان افراد مهاجرت کننده از روستا هم در حد صفر میباشد. یعنی اینکه اهالی و خصوصاَ جوانان به خاطر بیکاری و سختی زندگی روستا را ترک نمیکنند.
به عنوان مثال روستای شوولن باکو در مقایسه با نارداران یک شهر است. هم دو موسسه صنعتی – نیروگاه بخار کم ولتاژ و کارخانه آلومینیوم شوولن- دارد و هم دو هتل و چند اداره دارد. به غیر از این هم خود الهام علیاف و بیشتر مدیران عالی رتبه در قصرهای موجود در این روستا زندگی میکنند. با این همه جمعیت این روستا از ده هزار به 5 هزار نفر کاهش یافته است. یعنی جوانان روستا را ترک کردهاند.
تصورش را بکنید که شهرها و حتی روستاهایی که صدها کیلومتر از باکو فاصله دارند دارای گاز میباشند، اما گاز روستای نارداران را که تنها 25 کیلومتر از باکو فاصله دارد را قطع کردهاند. در کل اهالی روستا در شرایط محاصره شدهای زندگی میکنند.
با این همه اهالی نارداران با ایمان، مبارز، جسور، نترس و متحد برای اعادهی حقشان میباشند.
اما آراز آقالاراف از دار و دستهی الهام علیاف که خودش اصالتا از آنجا میباشد و ساکن روسیه است، هتل بزرگی را ساخته است. هنگام ساخت این هتل، اهالی نارداران امیدوار شدند و چنین فکر کردند که از این پس اهالی این روستا کمتر با معضل بیکاری دست و پنجه نرم خواهند کرد. در پایان هم این فرد که از دار و دسته نزدیک به حاکمیت میباشد، کارکنان هتل را از اروپا آورد و به تمام امیدهای اهالی روستا پایان داد.
اسلام تایمز آذری : ائلوین جواداف