در منابع دینی این موضوع غالبا تحت عناوین اسراف و تبذیر مورد بحث قرار گرفته است که بایستی کاری اجتهادی و استنباطی در باره آن انجام شود؛ اما از آنجا که در مباحث فقهی در حد بایسته به این موضوع پرداخته نشده، لازم است هر مبلغ در حد توان وبا دقت لازم سعی کند به هر مقدار از مباحث آن دست یافت برای مردم بیان نماید.
قبل از ورود به بحث، توجه به نکتهای ضروری است وآن اینکه در منابع دینی معمول مباحث بسیاری از جمله بحث اسراف و تبذیر مطرح و رهنمودهایی به صورت کلی بیان و از ذکر مصادیق وارائه الگو غالبا خودداری گردیده است. این امر برای بعضی افراد ایجاد سؤال میکند که چرا این مطالب بهصورت واضح و با ذکر مصادیق و شاخصهای روشن مطرح نگشته است
چالشهای «اصلاح الگوی مصرف» در امور مذهبی
1- موضوع اصلاح الگوی مصرف، دامنه گستردهای دارد و بررسی عمیق وکامل آن نیازمند تخصص وتجربه میباشد. از میان نمام زمینه وشاخههای آن، به لحاظ برجستگی وفراگیری، اصلاح الگوی مصرف در حاملان انرژی، بیش از دیگر موارد خود نمایی میکند ولی یافتن موارد پراهمیت دیگر ودرهمان حال از یاد رفته، دور از دسترس نیست ورسالت اهل قلم وبه ویژه دانشگاهیان وحوزویان این است که موارد فراموش شده را ازکنج تاریکی به صحنه روشنایی بیاورند.
2- اصلاح الگوی مصرف درامورمذهبی، از موارد فراموش شده است وبه لحاظ درگیر شدن با سنتها وباورهای فرهنگی ومذهبی مردم، بسیار حساس میباشد.از یاد نبریم که شکل کنونی دستهای از این باورها ورفتارها، مورد رضایت بلکه حمایت طیفی از افراد تاثیر گذار جامعه است وآنان، طبیعی است که دربرابر هر اصلاحی که اعتباراجتماعی ایشان را تهدید کند؛ پایداری ازخود نشان دهند.
3- بیان لزوم اصلاح الگوی مصرف درامورمذهبی وطرح مساله ویادآوری برخی موارد آن، نیاز مند هیچ تخصص علمی نیست.افراد با تخصصهای گوناگون یا افراد بدون تخصص دانشگاهی نیز حق دارند ومی توانند به طرح موضوع وبیان اهمیت آن بپردازند. گرچه رسیدگی ویافتن راه حلها، نیازمند بررسی همه جانبه، شجاعت و دانش لازم است.
4-
عدالت مفهومی است که به عنوان بستر و خاستگاه بسیاری از ارزشها و مفاهیم دیگر زندگی فردی و اجتماعی شناخته شده است. با توجه به این اهمیت است که عدالت یکی از مهمترین اهداف انبیاء اهداف الهی و به عبارتی مهمترین هدف بعثت انبیاء اقامه قسط و عدل در جامعه بوده است. در واقع عدالت عرش برین همه ارزشها در آموزههای اسلامی تلقی میشود و به همین دلیل میتوان گفت که یکی از دلایل اصلی وقوع انقلاب اسلامی تحقق عدالت و رفع نابرابریها بود که این مهم در گفتمان امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری متجلی گشت. (چنانکه دهه چهارم انقلاب اسلامی از سوی مقام معظم رهبری، دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری شده است.) از سوی دیگر باید گفت که
میتوان دو گونه ارتباط بین عدالت و مصرف برقرار نمود؛ تعامل اول به ماهیت این دو مهم باز میگردد.
|