تغيير در الگوی مصرف و صرفهجويی در منابع کمیاب، به هر طریق که صورت گیرد، با سختیها و دشواريهايي همراه است.
جامعهای که طی چند سال گذشته، به برکت درآمدهای سرشار نفتی و نرخ ارزان و غیر واقعی ارز، از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را از چهار گوشه جهان و به قیمتهای نازل، در بازارهای خود ميدید، اکنون باید کمربندها را سفت کند و مصرف خود را با درآمدهای ارزی نصف شده و کسادی و بیکاری رشد یابنده، تطبیق دهد.در این شرایط دشوار، سختیهای ناگزیر ميبایست به گونه ای تقسیم شوند که نه زندگی اقشار فرودست را تحمل ناپذیرتر سازد و نه پایههای فعالیتهای مولد در اقتصاد کشور را لرزانتر و آسیب پذیرتر نماید. این امر نیازمند آن است که تصميمسازان اقتصاد کشور از اشتباهات گذشته پرهیز کنند، تدابیر عوام پسندانه و مصلحت جویانه را کنار گذارند و از اتخاذ سیاستهای کارساز، گرچه به لحاظ محاسبات سیاسی کوتاه مدت، دشوار و نامحبوب باشند، نهراسند.
بایدها و نبایدها در این رابطه کم و بیش روشن است. مطلوبترین گزینه، اتخاذ سیاستهايی است که از واردات بیرویه، به ویژه در کالاهای مصرفی، به شدت بکاهد، هزینههای دولت را کاهش دهد، یارانهها را تنزل دهد و هدفمند سازد و بر هزینه مصرف کالاها و خدمات تجملی و غیرضروري بیافزاید.
چالشهاي «اصلاح الگوي مصرف» در امور مذهبي بخش دوم
با قدرداني از تمام افرادي که مطالب بخش نخست از مقاله را تاييد نمودند يا بردسته ويا کليه موضوعات آن خرده گرفتند؛ لازم ديدم تا در اين بخش به تکميل، توضيح وافزودن نکات ديگري بپردازم.
1- موضوع اصلاح الگوي مصرف، دامنه گستردهاي دارد و بررسي عميق وکامل آن نيازمند تخصص وتجربه ميباشد. از ميان نمام زمينه وشاخههاي آن، به لحاظ برجستگي وفراگيري، اصلاح الگوي مصرف در حاملان انرژي، بيش از ديگر موارد خود نمايي ميکند ولي يافتن موارد پراهميت ديگر ودرهمان حال از ياد رفته، دور از دسترس نيست ورسالت اهل قلم وبه ويژه دانشگاهيان وحوزويان اين است که موارد فراموش شده را ازکنج تاريکي به صحنه روشنايي بياورند.
2- اصلاح الگوي مصرف درامورمذهبي، از موارد فراموش شده است وبه لحاظ درگير شدن با سنتها وباورهاي فرهنگي ومذهبي مردم، بسيار حساس ميباشد.از ياد نبريم که شکل کنوني دستهاي از اين باورها ورفتارها، مورد رضايت بلکه حمايت طيفي از افراد تاثير گذار جامعه است وآنان، طبيعي است که دربرابر هر اصلاحي که اعتباراجتماعي ايشان را تهديد کند؛ پايداري ازخود نشان دهند.
چالشهای «اصلاح الگوی مصرف» در امور مذهبی
در متون اسلامي به واژگاني مانند قناعت، اقتصاد، اسراف و تبذير برمي خوريم که مسلمانان را به مصرف اندک و بهره برداري بهينه از داشتهها فرا ميخواند و ريخت و پاش کنندگان منابع را «برادران شيطان» مينامد.
متاسفانه مساله مصرف به اندازه نياز و بهرهبرداري بجا از منابع، مانند ديگر آموزههاي گرانسنگ اسلامي، به سبب تنبلي فکري ما، مورد کنکاش و بازتوليد قرار نگرفته و جزييات آن همراه با دگرگونيهاي جامعه، روشن نگرديده است. ناگفته نماند که موضوع مصرف برابر با نياز و بهرهبرداري بجا از منابع (يا همان زهد)، امروزه با دستهاي از آداب وسنتهاي مذهبي، که در سراسر تاريخ، آرام آرام، به مسلمات ديني ما تبديل شده؛ در تقابل قرار گرفته است. چنان که اصلاح الگوي مصرف، خواهي نخواهي موجب ميشود تا بخشي از رفتار، سنت و آداب مذهبي را کنار بگذاريم و در دستهاي از کنشها به آنچه که تا کنون «غربي»اش ميخواندهايم؛ نزديک شويم.
|