ممكن است بپرسيد: خداوند متكفّل روزي بندگان خويش است، كه در اين صورت اسراف و عدم
آن، چه تأثيري در گرسنگي و يا سيري انسانها خواهد داشت.
در پاسخ مي گوييم: خداوند عهده دار تأمين نيازمندي هاي موجودات روزي خوار خود، از
جمله انسان گرديده است، بدين سبب طبيعت و زمين را مخزن تأمين موادّ غذايي و امكانات
زندگي قرار داده و راه هاي استفاده و بهره وري از آن را به مخلوقات خويش آموخته، از
اين طريق هر موجودي را به سوي تأمين نيازمندي هاي خويش رهبري مي كند؛ امّا در خصوص
انسان اين تعهّد را در مجموعه نظام تكوين و تشريع به انجام مي رساند.
به عبارت ديگر، خداوند متعهد شده تا روزي رسان تمامي افراد بشر باشد و آن را
ازطريق سه اصل اساسي تضمين فرموده است:.
1. با به وديعت گذاردن منابع بي شمار مواد حياتي در دل طبيعت و قابليت بخشيدن
تسخير و بهره وري از آن.
2. دادن نيروي فكري و جسمي و قوّه اراده به انسان براي تسخير و استفاده از اين
منابع.
3. با ملزم نمودن او براي ايجاد جامعه اي سالم با روابط اجتماعى، اخلاقي و اقتصادي
عادلانه به گونه اي كه از ضايع شدن حق انساني به دست انساني ديگر جلوگيري به عمل
آيد تا نعمت هاي خدادادي به وسيله گروهي به زيان گروهي ديگر نابود نشود.
پس در حقيقت مالي كه به دست جامعه و يا انسان اسراف پيشه به نابودي كشيده مي شود،
حقّ انسان هاي گرسنه و درمانده اي است كه به گروهي ناپرهيزگار آن را پايمال مي
كنند.
ارتباط سه اصل.
نكته اي كه در اين مورد لازم به توضيح است، به هم پيوستگي و ارتباط موجود بين اين
سه اصل است؛ زيرا نبود هر يك از آنها كافي است، تا جريان روزي را دچار اختلال سازد؛
حتّي فساد هر كدام ممكن است در ديگري هم تأثير بگذارد و آن را نيز از اثر انداخته،
يا كم اثر نمايد؛ به عنوان مثال در جامعه اي كه تقوا و عدالت از آن رخت بر بندد، و
اسراف و حق كشي در آن رايج شود، طبيعت نيز از دادن امكانات كامل خويش به فرمان الهي
دريغ خواهد كرد.
بر طبق روايات رسيده از حضرات معصومين ه يكي از مهمترين عوامل كمبود بركات زمين،
نپرداختن حقّ زكات يعني در واقع همان روزي فقرا و تهيدستان است كه خداوند آن را در
اموال صاحبان ثروت قرار داده است.
در حديث معتبري حضرت امام باقر ژ فرمودند: در كتاب علي ژ يافتيم كه رسول اكرم ْ
فرموده است:.
هرگاه از دادن زكات خودداري شود، زمين نيز بركات خويش را دريغ مي نمايد.
به گفته سعدى:.
زكات مال به در كن كه فضله رزرا چو باغبان بزند بيشتر دهد
انگور.
البته جريان اين قانون درصورتي است كه احكام شرعي ابلاغ شده باشد و مانعي هم براي
انجام دادن آن، بر سر راه نباشد و جهاتي نيز از قبيل استدراج و تنعّم تدريجي سبب
هلاكت ناگهاني و دادن مهلت براي امتحان بيشتر در ميان نباشد.
از سوي ديگر، در جامعه اي كه در آن عدالت و تقوا و نظامي مبتني بر رعايت حقوق ضعفا
حاكم باشد، طبيعت نيز به فرمان خدا سفره نعمتش را مي گسترد و با آن جامعه، همسويي
خواهد كرد.در اين باره قرآن مجيد مي فرمايد:.
وَلَوْ أنَّ أهْلَ الْقُري امَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنِا عَلَيْهِمْ بَرَكِاتٍ
مِنَ السَّمِاءِ وَاهَرْضِ وَلِكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنِاهُمْ بِمِا كانُوا
يَكْسِبُونَ؛
اگر مردم آن قريه ها - كه به هلاكت ابدي دچار گرديدند - اهل ايمان و تقوا بودند،
بركات آسمان و زمين را بر آنان مي گشوديم؛ ولي آنها پيام رسولان را تكذيب نمودند و
ما نيز آنها را به دليل كردار زشتشان، گرفتار عذاب خويش ساختيم.
در اين خصوص، آيات ديگري هم وجود دارد كه در آنها تقوا و عمل به دستورهاي الهى،
وسيله فراگير شدن روزي و افزايش نعمت ها شمرده شده، كه در اين جا مجالي براي ذكر
آنها نيست.
بر اين اساس، اسراف از اين جهت كه عملي برخلاف تقوا و ناشي از ستم پيشگي انسان
است، گذشته از اين كه موجب نابودي امكانات زندگي و استمرار محروميت نيازمندان است،
زمينه غضب خداوند و نيز سلب نعمت از فرد و جامعه را فراهم مي نمايد. امام صادق ژ
فرمود:.
إنَّ مَعَ الإسْرافِ قِلَّةُ الْبَرَكَةِ؛
همانا اسراف همراه با كاهش و كمبود بركت - در نعمت هاي الهي - است.