قالب پرشين بلاگdownload

اندر احوالات خودم، م.م
نويسندگان
م م

 

آهای آقایی که چن ساله داریم با هم نون و نمک میخوریم ورمیداری بهم میگی که: من تا حالا خیری ازت ندیدم

آهاااااااااااااای

آره تو و تو

شما دو تا که سیدید و این حرفو به من میزنین، باشه از من به شما خیری نرسیده، قبول

ولی اینو بدونید که

اگه یه هفته با دشمنتونم زندگی کنید، مطمئن باشید که بهتون خیر میرسونه

من که از دشمنتون پست تر نیستم، هستم؟

دلم خونه از این حرفتون، آهههههههههههههههه که چقد ناراحت شدم از این حرفتون.

تازه یکیتون ور میداره تو چشای من زل میزنید و میگید که بگو تا حالا چه خیری از تو به من رسیده؟

آدم اینقد بی انصاف؟ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ .

خدا رو شکر آدم حاضر جوابی نیستم که بزنم تو دهنتون، هر چند که جواب یکیتونم دادم، ولی با معصومیتی که فقط بغض توش بود، چه کنم که سید اولاد پیغمبرین، احترامتون رو بر خودم واجب کردم، وگرنه اگه کسی غیر از شما این حرفو بهم زده بود، میدونستم چه جوری دهنشو صاف کنم.

اینو دقیقا عین کفران نعمتی که خدا توی قرآن میگه، میبینم، نه اینکه خدای ناکرده بگم من فلان کارو کردم، بهمان کارو کردم، نه به خدا، نه، ولی بد قلبمو به درد آوردین، اینقد که هنوز که هنوزه یادم میاد، ناراحت میشم.

دو نفر ورداشتن بهم گفتن که تا حالا خیری از تو به ما نرسیده، منم خیلی بهم بر خورد.

یکیشونم با پرویی تمام ورداشت گفتش که: اگه خیری ازت بهم رسیده بگو.

 یه موردشو که گفتم، با پررویی و وقاحتی غیر قابل توصیف ور میداره میگه که: خب فقط این مورده، مورد دیگه ای نیست، اگه هست خب بگو دیگه.

منم فقط نیگاش میکنم.

میبینه که چیزی نمیگم، میگه که: خب نیست دیگه، نیست.

منم فقط نیگاش میکنم.




 
 
[ شنبه 21 بهمن 1391  ] [ 10:10 PM ] [ م م ]
نظرات 0

درباره وبلاگ

من م.م، اینجا از خودمو چیزایی که تو دلم میگذره مینویسم، همین.
آرشيو مطالب
موضوعات
آمار سايت
کل بازديد : 4404 نفر

كل مطالب : 16 عدد

كل نظرات : 13 عدد

تاريخ ايجاد وبلاگ :
جمعه 13 بهمن 1391 


آخرين بروز رساني : چهارشنبه 7 فروردین 1392