قالب پرشين بلاگdownload

اندر احوالات خودم، م.م
نويسندگان
م م

 

-         آقا برو دیگه

اینو یکی از مسافرا میگه. راننده عمدا پشت چراغ سبز لفت میده تا قرمز شه.

پشت چراغ قرمز دوم(چهارراه نیایش):

-         آقا برو وای نستا

این بار یکی دیگه از مسافرا گفت. مثل اینکه دوست قبلیست، چون روبروی هم نشستن و دارن با هم حرف میزنن. منم میبینم که نع، نمیشه. فایده نداره. پا میشم میرم کنار دست راننده وای میستم. به ونک که میرسیم، دور میدون نیگه میداره، میگم لابد اینجا ایستگاه دیگه. یه 40  30 متر که میره جلو، این بار توی ایستگاه نیگه میداره.

-         آقا مگه اونجا که نیگه داشتین، اینجا دیگه نباید نیگه دارین.

راننده هم با حالتی کاملا خونسرد میگه:

-         تونستی جلوی راننده ها رو بگیر.

منم با خودم میگه، به به، چقدم پررو شدن. انتقادات و پیشنهادات 1888ه دیگه؟

اونم مشغول انجام کارای خودش میشه و جواب منو نمیده. منم همونجا کنار صندلی راننده وای میستم و با 1888 تماس میگیرم. فک کنم یه چهار دقیقه ای انتظار کشیدم تا با اپراتور حرف بزنم.

-         سلام، خسته نباشید.

+    سلام خیلی ممنون

-         ببخشید من از یک راننده اتوبوس شکایت داشتم.

+    شکایتتون چیه؟

-         پشت چراغ الکی لفتش میده تا چراغ قرمز شه، و غیر ایستگاهم نیگه میداره.

راننده هم ورمیداره به من میگه من پشت چراغ واستادم؟

منم انگار نه انگار، مکالممو ادامه میدم، و بعدش از روی کاغذی که جلوی رانندس، شماره پلاکو به اپراتور میدم.

راننده هم ساکت شده بود، فک کنم تا کسی مثل من به تورش نخورده بود که روبروش ازش شکایت کنه و شماره ماشینش رو بده.

آی دلم خنک شد، آی دلم خنک شد که نگو.




 
 
[ دوشنبه 23 بهمن 1391  ] [ 8:50 PM ] [ م م ]
نظرات 1

درباره وبلاگ

من م.م، اینجا از خودمو چیزایی که تو دلم میگذره مینویسم، همین.
آرشيو مطالب
موضوعات
آمار سايت
کل بازديد : 4402 نفر

كل مطالب : 16 عدد

كل نظرات : 13 عدد

تاريخ ايجاد وبلاگ :
جمعه 13 بهمن 1391 


آخرين بروز رساني : چهارشنبه 7 فروردین 1392