|
دشمن عقبهي جبههي مهران را زده بود، سينهكش ارتفاعات را بمباران كرده بود، از هر طرف صداي آه و نالهي بچهها به گوش ميرسيد، دشت پر از شهيد و مجروح و مصدوم بود، بيچاره امدادگران نميدانستند به حرف چه كسي گوش كنند و سراغ كدام يكي بروند، چون همه ظاهراً يك وضعيت داشتند. تا معاينه نميشدند و از نزديك به سراغشان نميرفتي، نميتوانستي يك نفر را بر ديگري ترجيح بدهي. |
|
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 143 |