|
از سرما مثل بيد داشت ميلرزيد. شده بود موش آب كشيده. داشتيم ميپرسيديم كه: «خوب، حالا كجا رفتي، چه كسي را ديدي؟» و او تندتند ميگفت: يك گربه ديدم. يك گربه. و بچهها با تعجب: «گربه؟ خوب كه چي؟» |
|
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (شوخي طبعي ها) - صفحه: 226 |