|
ماجرای کاشتن آرم جمهوری اسلامی ایران در باغچه اسارتگاه عراقیها
|

ادامه مطلب
[ جمعه 12 تیر 1394 ] [ 8:02 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
برای پیاده شدن در خاک وطن، لحظهشماری میکردیم. از اتوبوس پیاده شدیم، ولی همه مات و مبهوت ماندیم؛ خدایا! اینجا کجاست؟! چهقدر شبیه اردوگاه است. پس محل تبادل اسرا کجاست؟
[ جمعه 12 تیر 1394 ] [ 8:02 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
هلیکوپتر شیرودی رسید بالای سرمان. دوری زد و چراغش را روشن کرد. تشکر کردم، با تکان دادن دست و ایستادم به تماشایش. او هم دست برام تکان داد، چراغشرا روشن و خاموش کرد، و رفت.
[ جمعه 12 تیر 1394 ] [ 8:02 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
[ جمعه 12 تیر 1394 ] [ 8:02 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
با رفتن پرستارها، دکتر به سربازان عراقی دستور داد تا دستهای آن برادر مجروح را بگیرند. بعد با خونسردی کامل، آمپول هوا را در رگ آن برادر تزریق کرد. یک دقیقه بعد، بدن برادر مجروح به شدت به لرزه در آمد.
[ جمعه 12 تیر 1394 ] [ 8:01 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
اگرچه معمار زمان خشت روي خشت سن و سالش گذاشته، اما هم چنان چابک و پردغدغه، کار مي کند و مي آموزد و مي آموزاند. فاطمه ناهيدي نخستين بانوي آزاده ايراني است که با مدرک مامايي به خط مقدم جبهه رفت و در مهر ماه ۵۹ اسير شد.
[ جمعه 12 تیر 1394 ] [ 8:01 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
[ جمعه 12 تیر 1394 ] [ 8:00 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
روزی یکی از اقوام رو به شهید ذوالفقار كرد و سؤال كرد، علت شما برای رفتن به جبهه و جنگ چیست؟ چرا شما وارد این جنگ شدید؟
[ جمعه 12 تیر 1394 ] [ 8:00 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
[ جمعه 12 تیر 1394 ] [ 8:00 PM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
همسر شهید «محمدرضا ملکی» میگوید: مرسوم بود که زوجهای انقلابی در دوران نامزدی و عقد، بیشتر به اماکن مذهبی، نماز جمعه و مراسم دعا میرفتند، ما هم اولین جایی که باهم رفتیم نماز جمعه بود.
ادامه مطلب
ادامه مطلب

ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب

ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب