دشمن بعثی بر خلاف معاهدههای حقوق بشر در طول جنگ تحمیلی بیش از 200 پست امدادی و 150 اورژانس را مورد اصابت خمپارههای خود قرار داد. آنها حتی به پنج بیمارستان ایران به طور مستقیم حمله کردند. به طور مثال در عملیات«والفجر8» بیمارستان «حضرت فاطمه (س)» را مورد حمله با بمبهای شیمیایی قرار دادند.
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 ] [ 10:17 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
سید علی اندرزگو چریک سرخی که هر سپیده را با وضو از اقیانوس عظیم قرآن و نهج البلاغه آغاز می کرد و سرود صبح گاهش زیارت عاشورا بود . زین رو مجاهدی شد که نامش لرزه بر اندام شغالان امنیتی طاغوت می انداخت و تمامی آن دستگاه جهنمی را هراسان و ترسان به دنبال خویش می کشانید .
[ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 ] [ 10:16 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
پیشنهاد دادند یک نفر برود تهران و نظر امام را بگیرد. دقیقاً به یاد دارم که در قرارگاه کربلا در نزدیکی دزفول بودیم. خلبانی از نیروی هوایی در جلسه بود، رو کرد به جمع و گفت: «هر کی بخواد، بیست دقیقهای با اف 5 میبرمش تهروون».
[ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 ] [ 10:15 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
«کتاب غلامعلی رجبی(جندقی» به عنوان یکی از آثار منتشر شده در مجموعه «یادگاران» است که در آن ۱۰۰ خاطره از این شهید درج شده است. یکی از خاطرات این کتاب به چگونگی سرودن شعر زیبای «قربون کبوترای حرمت» از سوی این شهید اختصاص دارد.
[ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 ] [ 10:15 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
شهید چمران در سالهای جنگ و تحریم با كمترین امكانات دستاوردهای بزرگی همچون طراحی و ساخت زیردریایی و… را به نام خود ثبت کرد.
[ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 ] [ 10:13 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
شب در میان نیزارها پنهان میشدم. همه بدنم داخل آب بود. تنها سرم بیرون بود و هیچ حرکتی نمیکردم.
[ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 ] [ 10:12 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
یک جوان افغانستانی به ایران میآید؛ در کورههای آجرپزی مشغول به کار میشود و وقتی میشنود که در مرزهای جنوبی و غربی ایران، لشکری قصد تهاجم پیدا کرده است عازم جبههها میشود.
[ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 ] [ 10:09 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
وصیتنامههایمان را قبل از عملیات والفجر هشت، با هم نوشتیم. بعد از شهادتش، وصیتنامهاش را به دستم دادند و گفتند خط آخر را بخوانم. نوشته بود: «زنجیرهایی را که خریدهام. به دست و پایم ببندید و در قبر قرار دهید.»
[ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 ] [ 10:08 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
هشت سال دفاع مقدس منظومهای بود از بروز اسطورهها و حماسههایی که هیچ کدام افسانه نبودند.
[ چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 ] [ 10:05 AM ] [ مهدی گلشنی ]
[ نظرات0 ]
دو بار توسط شیعیان عراق نجات یافتم، یک بار لحظاتی بعد از اسارت بود که میخواستند سرم را زیر تانک ببرند، یک بار هم در بیمارستان التموز.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب