راه درمان فقر
امام براي درمان فقر راه هاي مختلفي را عنوان مي كند، راه هاي كه عمدتا منشا از درون آدمي دارد عدم وجود تقوا، ايمان، اخلاق و معنويت ،غرور، حسادت و مسايلي از اين دست را باعث بروز فقر مي داند و با برطرف شدن آنها ، فقر نيز درمان مي يابد.
الف: پناه بردن به قران
"... امروز با اين كه دنيا از نظر صنايع، فوق العاده پيشرفت كرده، ولى با اين حال انواع ظلمتها بر جامعه بشرى سايه شوم خود را گسترده است، جنگها و خونريزيها، ظلم و بىعدالتيها، فقر و بدبختى و از همه مهمتر ناآراميهاى درونى همه جا را فرا گرفته و تمام اينها نتيجه مستقيم ضعف ايمان و تقوا و فقر اخلاقى و معنوى است كه بهترين راه درمان آن پناه بردن به قرآن است... "
" ... هيچكس پس از داشتن قرآن فقر و بيچارگى ندارد، و هيچكس پيش از آن غنا و بىنيازى نخواهد داشت ... "
ب: توجه به خويشاوندان فقير
"... سزاوارترين افراد، كه هيچ كس از داشتن آنها و همراهىشان بىنياز نيست، فاميل و نزديكان انسانند، زيرا اقربا و خويشان به لحاظ عاطفى از همه مهربانترند، و بيش از هر كس مدافع و جانبدار شخص مىباشند. نزديكان، در پريشانى خاطر و پراكندگى احوال، او را مدد مىكنند و اگر گرفتارى همچون فقر و بىچيزى و مانند آن به انسان، روى آورد، مهربانى و كمك مىكنند. البتّه، قرابت و خويشاوندى، اين شفقت و مهربانى را ايجاب مىكند... "
انديشه كن از فقر و تنگدستي اي آنكه فقيريت در جواراست
ج: صدقه دادن
" ... صدقه دادن به فقير در حقيقت وامى است از طرف صدقه دهنده كه در حال بىنيازى مالى را مىدهد تا در روز فقر و تنگدستىاش به او باز پس دهد "
داووا الجور بالعدل و داووا الفقر بالصّدقة و البذل.
" مداوا كنيد جور و ستم را به عدالت، و مداوا كنيد فقر و ندارى را به صدقه و بخشش "
" چون گرفتار فقر شديد با صدقه دادن با خدا معامله كنيد "
د: صبر و تسليم در هنگام فقر
روح رضا و تسليم و صبردر برابر قسمت الهى، مخصوصا در زمينه منافع مادّى، به انسان آرامش مىبخشد و آدمى را از مسابقههاى حرص آلود مال و ثروت و آلوده شدن به انواع محرّمات، باز مىدارد و جلوى كينه توزى و حسد را مىگيرد.
هيچ ثروتى در پيشگيرى از فقر ، بهتر از تسليم و قناعت به روزى رسيده وجود ندارد، واگر هر كس بر آنچه به او روزى شده بسنده كند، به آسايش خواهد رسيد.
الصّبر جنّة الفاقة
صبر، سپر فقر و ندارى است. (كه او را از بسيارى از مهالك نجات بخشد)
صبر كن با فقر بگذار اين ملال زانك در فقرست عز ذوالجلال
الصّبر عدّة الفقر.
صبر، ساز و برگ فقر و ندارى است.( اندوختهاى است براى آن روز )
پ: قناعت
عليك بالقنوع فلا شيء ادفع للفاقة منه.
" بر تو باد به قناعت، كه چيزى براى برطرف كردن نياز و فقر از آن مؤثرتر نيست. "
قناعت كن اگر در آرزوي گنج قاروني گداي خويش باش ار طالب ملك سليماني
" ... هيچ ثروتى بهتر از راضى شدن به رزق خدا ريشهى فقر را نمىكند. كسى كه به آنچه براى او رسيده قناعت كند بر آسايش پيروز گرديده و به آسايشگاه سكونت گزيده است... "
" هيچ ثروتى براى پيشگيرى از فقر مؤثرتر از تن دادن به روزى نيست "
ما آبروي فقرو قناعت نمي بريم با پادشه بگوي كه روزي مقدر است
ت: زكات
"... علتى كه در وجوب زكات ذكر شده (اداره زندگانى فقرا و بينوايان، بلكه ريشه كن ساختن فقر از سطح اجتماع) تصريح مىكند كه زكات يك قانون صرفا آمرانه مولوى و آزمايش روانى خالص در مقابل دستور خداوندى نيست، بلكه تنظيم و تأمين امور معاش آن دسته از افراد جامعه است كه نمىتوانند كار كنند، يا كارشان براى اداره زندگيشان كافى نيست و همچنين ديگر مصارف اجتماعى از قبيل انتظامات و غيره بايد از اين ماليات تأمين گردد... "
"..از وجوب پرداخت زكات معلوم مىشود كه ريشه كن كردن فقر از جامعه واجب است... "
ث: حج
ممكن است تصوّر شود كه حج را با مسائل اقتصادى چه كار، ولى هنگامى كه به اين نكته دقّت كنيم كه خطرناكترين مشكل مسلمانان امروز وابستگى اقتصادى آنها به بيگانگان است چه مانعى دارد كه در كنار مراسم حج، كنگرهها و سمينارهاى بزرگى از اقتصاددانان جهان اسلام تشكيل شود و به عنوان يك عبادت الهى و نجات مسلمين از چنگال فقر و وابستگى به بيگانگان، در باره مشكلات اقتصادى جهان اسلام بينديشند و طرحهاى سازندهاى تهيّه كنند. مسأله، جنبه شخصى ندارد كه سر از دنياپرستى بيرون آورد، بلكه هدف تقويت كلّ جهان اسلام و نجات از فقر و خدمت به عظمت مسلمين است.
اينكه حج و عمره، فقر و تنگدستى را منتفى و گناه را مىشويد. مربوط به جنبه اجتماعى حج است كه مسلمانان در آن سرزمين مقدس از اوضاع و حالات همديگر مطلع مىگردند و با اطلاع از دردهاى اقتصادى و ناگواريهاى سياسى همديگر است كه موجب مىشود در صدد رفع آن دردها و ناگواريها و نابسامانىها برآيند.
"... اينكه حج و عمره، فقر و تنگدستى را منتفى و گناه را مىشويد، مربوط به جنبه اجتماعى حج است كه مسلمانان در آن سرزمين مقدس از اوضاع و حالات همديگر مطلع مىگردند و با اطلاع از دردهاى اقتصادى و ناگواريهاى سياسى همديگر است كه موجب مىشود در صدد رفع آن دردها و ناگواريها و نابسامانىها برآيند... "
چ: روزه
"...هشام بن الحكم از امام صادق عليه السلام در باره علت روزه پرسيد، آن حضرت در پاسخ فرمود: بدان جهت خداوند متعال روزه را واجب كرده است كه غنى و فقير در احساس تلخى با هم شريك باشند، زيرا غنى بطور طبيعى طعم گرسنگى را نمىچشد تا به فقير رحم نمايد، زيرا آدم غنى هر موقع چيزى را بخواهد، توانائى بدست آوردن آن را دارا است، لذا خداوند متعال با واجب نمودن روزه خواسته است كه در ميان مخلوقاتش تساوى برقرار نمايد و آدم غنى طعم گرسنگى و درد را بچشد، تا بر ناتوان رقت آورد و بر گرسنه رحم نمايد. "
ذ: حفظ اعتدال
" ... هيهات اگر پرهيزكارى نبود من زيركترين مردم عرب بودم در حال خشنودى و خشم، سخن حق بگوئيد و در حال بىنيازى و فقر اعتدال را از دست ندهيد و با دوست و دشمن دادگرى كنيد و در آسايش و سختى خشنود باشيد... "
امام براي درمان فقر راه هاي مختلفي را عنوان مي كند، راه هاي كه عمدتا منشا از درون آدمي دارد عدم وجود تقوا، ايمان، اخلاق و معنويت ،غرور، حسادت و مسايلي از اين دست را باعث بروز فقر مي داند و با برطرف شدن آنها ، فقر نيز درمان مي يابد.
الف: پناه بردن به قران
"... امروز با اين كه دنيا از نظر صنايع، فوق العاده پيشرفت كرده، ولى با اين حال انواع ظلمتها بر جامعه بشرى سايه شوم خود را گسترده است، جنگها و خونريزيها، ظلم و بىعدالتيها، فقر و بدبختى و از همه مهمتر ناآراميهاى درونى همه جا را فرا گرفته و تمام اينها نتيجه مستقيم ضعف ايمان و تقوا و فقر اخلاقى و معنوى است كه بهترين راه درمان آن پناه بردن به قرآن است... "
" ... هيچكس پس از داشتن قرآن فقر و بيچارگى ندارد، و هيچكس پيش از آن غنا و بىنيازى نخواهد داشت ... "
ب: توجه به خويشاوندان فقير
"... سزاوارترين افراد، كه هيچ كس از داشتن آنها و همراهىشان بىنياز نيست، فاميل و نزديكان انسانند، زيرا اقربا و خويشان به لحاظ عاطفى از همه مهربانترند، و بيش از هر كس مدافع و جانبدار شخص مىباشند. نزديكان، در پريشانى خاطر و پراكندگى احوال، او را مدد مىكنند و اگر گرفتارى همچون فقر و بىچيزى و مانند آن به انسان، روى آورد، مهربانى و كمك مىكنند. البتّه، قرابت و خويشاوندى، اين شفقت و مهربانى را ايجاب مىكند... "
انديشه كن از فقر و تنگدستي اي آنكه فقيريت در جواراست
ج: صدقه دادن
" ... صدقه دادن به فقير در حقيقت وامى است از طرف صدقه دهنده كه در حال بىنيازى مالى را مىدهد تا در روز فقر و تنگدستىاش به او باز پس دهد "
داووا الجور بالعدل و داووا الفقر بالصّدقة و البذل.
" مداوا كنيد جور و ستم را به عدالت، و مداوا كنيد فقر و ندارى را به صدقه و بخشش "
" چون گرفتار فقر شديد با صدقه دادن با خدا معامله كنيد "
د: صبر و تسليم در هنگام فقر
روح رضا و تسليم و صبردر برابر قسمت الهى، مخصوصا در زمينه منافع مادّى، به انسان آرامش مىبخشد و آدمى را از مسابقههاى حرص آلود مال و ثروت و آلوده شدن به انواع محرّمات، باز مىدارد و جلوى كينه توزى و حسد را مىگيرد.
هيچ ثروتى در پيشگيرى از فقر ، بهتر از تسليم و قناعت به روزى رسيده وجود ندارد، واگر هر كس بر آنچه به او روزى شده بسنده كند، به آسايش خواهد رسيد.
الصّبر جنّة الفاقة
صبر، سپر فقر و ندارى است. (كه او را از بسيارى از مهالك نجات بخشد)
صبر كن با فقر بگذار اين ملال زانك در فقرست عز ذوالجلال
الصّبر عدّة الفقر.
صبر، ساز و برگ فقر و ندارى است.( اندوختهاى است براى آن روز )
پ: قناعت
عليك بالقنوع فلا شيء ادفع للفاقة منه.
" بر تو باد به قناعت، كه چيزى براى برطرف كردن نياز و فقر از آن مؤثرتر نيست. "
قناعت كن اگر در آرزوي گنج قاروني گداي خويش باش ار طالب ملك سليماني
" ... هيچ ثروتى بهتر از راضى شدن به رزق خدا ريشهى فقر را نمىكند. كسى كه به آنچه براى او رسيده قناعت كند بر آسايش پيروز گرديده و به آسايشگاه سكونت گزيده است... "
" هيچ ثروتى براى پيشگيرى از فقر مؤثرتر از تن دادن به روزى نيست "
ما آبروي فقرو قناعت نمي بريم با پادشه بگوي كه روزي مقدر است
ت: زكات
"... علتى كه در وجوب زكات ذكر شده (اداره زندگانى فقرا و بينوايان، بلكه ريشه كن ساختن فقر از سطح اجتماع) تصريح مىكند كه زكات يك قانون صرفا آمرانه مولوى و آزمايش روانى خالص در مقابل دستور خداوندى نيست، بلكه تنظيم و تأمين امور معاش آن دسته از افراد جامعه است كه نمىتوانند كار كنند، يا كارشان براى اداره زندگيشان كافى نيست و همچنين ديگر مصارف اجتماعى از قبيل انتظامات و غيره بايد از اين ماليات تأمين گردد... "
"..از وجوب پرداخت زكات معلوم مىشود كه ريشه كن كردن فقر از جامعه واجب است... "
ث: حج
ممكن است تصوّر شود كه حج را با مسائل اقتصادى چه كار، ولى هنگامى كه به اين نكته دقّت كنيم كه خطرناكترين مشكل مسلمانان امروز وابستگى اقتصادى آنها به بيگانگان است چه مانعى دارد كه در كنار مراسم حج، كنگرهها و سمينارهاى بزرگى از اقتصاددانان جهان اسلام تشكيل شود و به عنوان يك عبادت الهى و نجات مسلمين از چنگال فقر و وابستگى به بيگانگان، در باره مشكلات اقتصادى جهان اسلام بينديشند و طرحهاى سازندهاى تهيّه كنند. مسأله، جنبه شخصى ندارد كه سر از دنياپرستى بيرون آورد، بلكه هدف تقويت كلّ جهان اسلام و نجات از فقر و خدمت به عظمت مسلمين است.
اينكه حج و عمره، فقر و تنگدستى را منتفى و گناه را مىشويد. مربوط به جنبه اجتماعى حج است كه مسلمانان در آن سرزمين مقدس از اوضاع و حالات همديگر مطلع مىگردند و با اطلاع از دردهاى اقتصادى و ناگواريهاى سياسى همديگر است كه موجب مىشود در صدد رفع آن دردها و ناگواريها و نابسامانىها برآيند.
"... اينكه حج و عمره، فقر و تنگدستى را منتفى و گناه را مىشويد، مربوط به جنبه اجتماعى حج است كه مسلمانان در آن سرزمين مقدس از اوضاع و حالات همديگر مطلع مىگردند و با اطلاع از دردهاى اقتصادى و ناگواريهاى سياسى همديگر است كه موجب مىشود در صدد رفع آن دردها و ناگواريها و نابسامانىها برآيند... "
چ: روزه
"...هشام بن الحكم از امام صادق عليه السلام در باره علت روزه پرسيد، آن حضرت در پاسخ فرمود: بدان جهت خداوند متعال روزه را واجب كرده است كه غنى و فقير در احساس تلخى با هم شريك باشند، زيرا غنى بطور طبيعى طعم گرسنگى را نمىچشد تا به فقير رحم نمايد، زيرا آدم غنى هر موقع چيزى را بخواهد، توانائى بدست آوردن آن را دارا است، لذا خداوند متعال با واجب نمودن روزه خواسته است كه در ميان مخلوقاتش تساوى برقرار نمايد و آدم غنى طعم گرسنگى و درد را بچشد، تا بر ناتوان رقت آورد و بر گرسنه رحم نمايد. "
ذ: حفظ اعتدال
" ... هيهات اگر پرهيزكارى نبود من زيركترين مردم عرب بودم در حال خشنودى و خشم، سخن حق بگوئيد و در حال بىنيازى و فقر اعتدال را از دست ندهيد و با دوست و دشمن دادگرى كنيد و در آسايش و سختى خشنود باشيد... "
نوشته شده در تاريخ جمعه 7 اسفند 1388 ساعت 8:57 AM | نظرات (0)
RSS