روان شناسی


 
 
ارتباط زن وشوهر
الگوهاي معيني كه براي برقراري ارتباط با كودكان بكار ميرود تقريباً هميشه متناقض هستند، يعني بر عكس هدف و منظور ما نتيجه ميدهند، اين الگوها نه تنها ما را در دستيابي به اهداف دراز مدتمان ياري نميكنند بلكه غالباً خرابكاري هم در خانه بوجود ميآورند. الگوهاي متناقض در تربيت كودك شامل اين موارد ميشود:
تهديدها، رشوهها، وعدهها، سخنان نيش دار و طعنهآميز، موعظه وسخنراني درباره دروغگويي ودزدي و آموزش ادب با بيادبي و بياحترامي
تهديدها
وقتي كودكان را تهديد ميكنيم، در واقع آنان را دعوت ميكنيم كه عمل ممنوع شده را دوباره انجام دهند. «وقتي به كودك ميگوييم: اگر تو يكبار ديگر آن كار را انجام بدهي ...» او واژههاي اگر تو را نميشنود، او فقط اين قسمت از حرف ما را ميشنود كه «يكبار ديگر آن كار را انجام بده.» بعضي وقتها، كودك اين گفته را اين گونه تفسير ميكند: «مادر انتظار دارد كه من يكبار ديگر اين كار را انجام بدهم، وگرنه نااميد خواهد شد». اين قبيل هشدارها كه شايد از نظر بزرگسالها معقول باشند، نه تنها دردي را دوا نميكنند، بلكه كار را بدتر هم ميكنند. با اين قبيل هشدارها ميتوان اطمينان داشت كه آن عمل مخرب و نفرت انگيز دوباره انجام خواهد شد.
هشدار، خود مختاري كودك را به مبارزه دعوت ميكند، اگر كودك نسبت به خودش احترام قائل باشد، بايستي دوباره نافرماني كند تا بخودش وبه ديگران نشان دهد كه آدم بزدل و ترسويي نيست.
رشوه ها
نوعي از برخورد هم هست كه در آن، به طور آشكار به كودك گفته ميشود كه اگر كاري را انجام دهد يا ندهد، آن وقت به او پاداش خواهند داد. اين نوع برخورد نيز همچون برخورد قبلي متناقض است:
«اگر با برادر كوچكت خوب باشي، آن وقت تو را به سينما خواهم برد.»
اين طرز برخورد «اگر ـ آن وقت» ممكن است كودك را گاهي براي رسيدن به اهداف فوري وكوتاه مدت تحريك كند. اما بندرت اتفاق ميافتد كه اين نوع برخورد كودك را به سوي تلاشهاي پيگير و طولاني مدت سوق دهد. گفتار ما به او ميفهماند كه ما به توانايي او براي تغيير يافتن وبهتر شدن شك داريم. «اگر تو با برادر كوچكت خوب باشي» يعني اينكه «ما يقين نداريم كه تو بتواني با برادرت خوب باشي».
يادداشتهايي كه به عنوان رشوه به كودك داده ميشوند، از لحاظ اخلاقي ايراد دارند. اين نوع روش ممكن است به زودي به داد وستد و رشوهگيري منجر شود و از كودك يك معاملهگر بسازد، معاملهگري كه درقبال كارهاي «مثبت» و رفتارهاي «خوب» خود تقاضاي پاداش و اضافه حقوق دارد. برخي والدين در برابر كودكانشان چنان مقيد شدهاند كه جرات ندارند دست خالي به خانه بيايند، پاداشها آنگاه كه از قبل خبر داده نشوند وكودك را غافلگير كنند، و آنگاه كه نشانگر درك، شناخت و قدرداني والدين باشند، مفيدتر خواهند بود و لذت بيشتري خواهند داشت.
وعده ها
به كودكان بايد نه وعده داد و نه وعده از آنها گرفت. چرا وعده گرفتن و وعده دادن اين چنين منع ميشوند؟ به اين دليل كه روابط ما با فرزندانمان بايستي براساس اعتماد و اطمينان باشد. وقتي پدر و يا مادر براي تاييد گفته خود مجبور است وعده بدهد، يعني دارد اقرار ميكند كه گفته «وعده داده نشدهاش» اعتبار ندارد وقابل اعتماد نيست. وعده باعث ميشود كه توقعات غير واقعي در كودكان بوجود بيايد. وقتي به كودك وعده داده ميشود كه او را به گردش ببرند، او آن وعده را يك تعهد به حساب ميآورد و فكر ميكند براساس اين تعهد، در روز موعود نه باران خواهد باريد، نه اتومبيل ايراد پيدا خواهد كرد و ... و از آنجا كه زندگي سرشار از حوادث ناگوار و غيره منتظره است، كودكان احساس خواهند كرد كه به آنها خيانت شده و متقاعد خواهند شد كه به والدين نميتوان اعتماد كرد.
سخنان نيشدار و طعنهآميز
پدر و مادري كه در استفاده از سخنان نيشدار و طعنهآميز استعداد ذاتي دارد، خطر و تهديدي جدي براي سلامت رواني كودك به حساب ميآيد، و بيان اين واژهها مانعي در برابر ايجاد ارتباط موثر برقرار ميكند و مانع از پديد آمدن رابطهاي مثبت بين پدر و يا مادر با كودك ميشود. و اين پدر و مادر آگاه نيست كه با اين اظهار نظرهاي توهينآميز، كودك را تحريك كرده وذهن او را از نقشههاي خيالي انتقام پر ميسازد.
سياستي در مورد دروغگويي
وقتي كودكان دروغ مي گويند، والدين از خشم برافروخته ميشوند، بخصوص وقتي كه دروغ آشكار است و دروغگو بيتجربه، گاهي اوقات كودكان بدين خاطر دروغ ميگويند كه اجازه ندارند حقيقت را بر زبان بياورند. ما اگر ميخواهيم راستگويي و صداقت را به كودك ياد بدهيم، پس بايد براي گوش دادن به حقايق تلخ به همان اندازه حقايق دلپسند زمينه داشته باشيم. اگر قرار است كودك صادق و راستگو بار بيايد، پس نبايد او را تشويق و تحريك كرد كه درباره احساساتش دروغ بگويد، حال اين احساسات چه مثبت باشند، چه منفي و چه دمدمي مزاجي. كودك از واكنشهايي كه ما در برابر احساسات بيان شده او نشان ميدهيم، ياد ميگيرد كه آيا صداقت وراستگويي بهترين است يا نه.
دزدي
براي بچه هاي خردسال، به خانه آوردن چيزهايي كه مال خودشان نيست، امري عادي به حساب ميآيد. وقتي «دزدي»، كشف ميشود، اين نكته اهميت دارد كه از نصيحت كردن و نمايش اجرا كردن پرهيز كنيم. كودكي را كه دزدي كرده است ميتوان بدون اهانت به شخصيت او، به راه راست هدايت كرد، با لحني ملايم ومحكم به او بگوييم:
«اين عروسك مال يك نفر ديگر است، ببر و به خودش بده».
اين نكته مهم است كه از «دزد» و «دروغگو» ناميدن كودك پرهيز كنيم ويا براي او پيشگويي نكنيم كه آخر و عاقبت بدي در انتظارش هست.
آموزش ادب با بي ادبي يا مودبانه؟
ادب، هم يك صفت شخصيتي است و هم يك مهارت اجتماعي، ادب از اين طريق كسب ميشود كه كودكان با والدين خود همانندي كنند ونيز از راه تقليد از والدين بدست ميآيد. تحت تمام شرايط، ادب بايد مودبانه به كودك آموخته شود. با اين حال، والدين بارها و بارها ادب را با بيادبي و بياحترامي به كودك ياد ميدهند. وقتي كودك فراموش ميكند كه بگويد «متشكرم» والدين آن را در حضور ديگران به او گوشزد ميكنند، كه اين كار خودش بياحترامي است. اگر به كودك بگوييم كه بيادب است، هر مقصود خوبي هم كه داشته باشيم كاري از پيش نخواهيم برد، بر خلاف آنچه كه ما بدان اميد داريم، اين نوع برخورد، كودك را به سوي بيادب بودن سوق ميدهد، خطر اين است كه كودك ارزيابي ما را مبني بر بيادب بودنش خواهد پذيرفت و در ساختن تصويري از خود بخشي را به اين ارزيابي اختصاص خواهد داد. هر بار كه فكر كند پسر بيادبي است، از اين تصوير پيروي خواهد كرد. فقط براي پسر بچههاي بيادب طبيعي است كه بي ادبانه رفتار كنند.



نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:25 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت
براي آنكه زندگي زناشوئي از شادي ونشاط لازم برخوردار باشد، زن دربرابر شوهر بايد اصولي را رعايت كند.
توصيه
هاي زير طرف خطاب زن خانواده است:
1- دركليه موارد معيشت اعم از تملك ودرآمد وغيره ازكلمه ما استفاده نماييد نه من وتوپس از عقد، زندگي مشترك شروع شده ديگرمن وتومطرح نيست.
2- درمقابل شوهر خود هرچند حق باشما باشد، لجبازي واصرار نكنيد.
3- شوهر خود را بخصوص درمقابل بستگانش تحقير نكنيد. ازتعريف و تمجيد بستگان خود درمقابل آنان پرهيز نماييد.
4- از مخالفت ومشاجره با شوهر خود بپرهيزيد.
5- چنانچه كمك
هائي ازطرف بستگان شما به شوهرتان شده آنها را به رخ او نكشيد.
6- با دوستان وآشنايان شوهرتان درمعاشرت
ها بيش ازحد معمول گرم نگيريد.
7- شوهر خود را درمعاشرت با اقوامش محدود نكنيد.
8 - دررفت وآمد ومعاشرت با بستگان شوهر خود پيشقدم باشيد.
9- به بستگان نزديك شوهر خود (مادرشوهر، پدرشوهر، برادرشوهر، خواهرشوهرو…) بيش از خويشاوندان ديگر احترام بگذاريد.
10- زحماتي كه براي پذيرايي خويشاوندان شوهرخود متحمل مي شويد به رخ شوهر خود نكشيد.
11- چنانچه درآمدي داريد و براي زندگي هزينه مي
كنيد آن را بازگو نكنيد.
12- از مردان ديگر نزد شوهرتان تمجيد نكنيد. هيچ مردي را به رخ شوهرتان نكشيد و ترجيح ندهيد و در گفتار اين موضوع را رعايت كنيد.
13- براي انجام درخواستهاي خود با شوهرتان با خشونت و آمرانه برخورد ننماييد.
14- برای برآوردن نيازمنديهاي خود از نظر مادي و غير مادي امكانات شوهر خود را در نظر بگيريد و او را تحت فشار نگذاريد .
15- خود را براي شوهرتان بياراييد و بهترين و تميزترين لباس خود را در مقابل وي بپوشيد.
16- در مقابل شوهر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشويد .او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد وخندان استقبال كنيد.
17- پس از مراجعت شوهر خود به خانه كارهاي خود را حتي الامكان كنار بگذاريد ودر حضور او بنشينيد و با سخنان خوشايند و با گرمي با او خداحافظي كنيد.
همان طور كه زن در قبال شوهر وظايفي دارد. شوهر نيز در برابر زن بايد اصولي را رعايت كند تا زندگي مشترك آنان از نشاط و وقت خوش برخوردارباشد.
در اين قسمت طرف خطاب شوهر است و توصيه
هاي زير مواردي است كه بايد مورد توجه و عمل او قرار گيرد:
1- در مقابل همسر(زن) خود گرفتاريهاي روزانه و حوادث تلخ زندگي را با اخم و حالت عبوس مطرح نكنيد.
2- هديه، مهر و محبت را زياد مي
كند، به مناسبتهاي مختلف براي همسر خود هديه ولو كوچك خريداري و با حالت شاد و خندان به او تقديم كنيد.
3- چنانچه كم و كسري در خدمات خانه وجود دارد، با كمال محبت و خوشرويي تذكردهيد - اخم و خشونت زندگي زناشويي را به تبــاهي مي
كشاند.
4- در حضور همسر خود به هيچ وجه از زنان ديگر تمجيد نكنيد.
5- به بستگان همسر خود مانند پدر، مادر وساير اقوام وي احترام بگذاريد و براي دعوت آنان به خانه قبل از همسر خود اقدام كنيد.
6- هرگز از معاشرت همسر خود با بستگان و خويشاوندانش جلوگيري نكنيد، ودر معاشرت و ديد و بازديد با بستگانش پيشقدم باشيد.
7- با بستگان خود نزد همسر خود درگوشي و نجوا نكنيد.
8- همسر خود را هيچ گاه به خصوص نزد بستگانش سرزنش و تحقير نكنيد - توهين و بي احترامي به همسر، از صفا و صميميت در زندگي زناشويي مي
كاهد.
9- هيچ
گاه خود را برتر از همسر خود معرفي نكنيد - سعي كنيد من و تو در زندگي نباشد كلمه ما زندگي را گرم و لذتبخش ميكند.
10- وقتي همسر شما عصباني است، او را با مهر و محبت آرام كنيد.
11- با همسر خود هيچ گاه لجاجت و مشاجره نكنيد.
12- براي گردش و ميهماني رفتن سعي كنيد همرا ه زن و فرزندان وقت بگذاريد و پيشنهاد همسر خود را در اين مورد به علت كار و خستگي رد نكنيد.
13- امتيازات اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي فاميل خود را در صورتي كه با همسر شما فاصله دارد مطرح نكنيد.
14-كارهاي همسر خود را تحسين كنيد، تمجيد و ستايش زن كليد كاميابي در زندگي زناشويي است.
15- در قبال همسر خود در امور مختلف قدرت نمايي نكنيد.
16- زحمات و هزينه
هايي كه براي پذيرايي خويشاوندان همسر خود ميكنيد هيچ گاه بر زبان نياوريد و بر او منت نگذاريد.
17- همسر خود را در خانه محصور و محدود نكنيد.
18-در مقابل همسر خود شاد و خندان باشيد.
تكنيك هاي حل اختلاف
1- همسران مهربان با يكديگر صحبت مي
كنند.
2- سكوت بي موقع ميان همسران سنگي است كه شيشه زندگي را مي
شكند .البته در لحظات نخستين اعتراض و درگيري، سكوت بهتر است ولي پس از آن به توجيه نياز دارد.
پيامبر اكرم مي
فرمايد:
1- همسران بخشنده خطاي يكديگر را مي بخشند.
2- همسران خداشناس صبر و حوصله به خرج مي
دهند.
3- همسران هوشيار فراموشي را فراموش نمي
كنند.
4- هر كس بايد براي خود گورستاني براي دفن كردن اشتباهات دوستان داشته باشد.
5- همسران صلح جو فرد مورد اعتماد را واسطه قرار مي
دهد.
6- همسران متفكر و دانا به مشاور صالح و دانا مراجعه مي
كنند.
7- همسران خداشناس به بارگاه خداوندكريم پناه مي برند.
حقوق زن در اسلام
از نگاه اسلام مادران زنانند- زنان انسانند خدايا انسانها را از نعمت بهشت برين بي نصيب مگردان.
1- بزرگ مردان زنان را گرامي مي
دارند و فرومايگان آنها را خوار(حضرت محمد)
2- اي مردان زنان پيش شما امانتند كه خداوند آنها را به دست شما سپرده و به كلمات خدا (خطبه عقد) به همسري شما درآمده اند. شما بر آنها حقي است و آنها را بر شما حقي است.
3-كاري خارج از تناسب روحي و جسمي زن به عهده او مگذار تا طراوتش بيشتر و لطاوتش زيباتر و زيبايي وي پايدارتر باشد.(حضرت علي)
4- مردي كه همسرش را بيازارد نماز و هيچ كار خيري از او پذيرفته در درگاه پروردگار نيست.
5- زن در ميان هيچ قومي و هيچ قانوني به اندازه اسلام منزلتي كه شايسته او در جامعه است را نداشته و ندارد .
6- زن را با شاخه ريحان هم نبايد زد.( امام حسين )



نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:24 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت
ازدواج فاميلي نيلز به مشاوره ‍نتيك دارد
مروري بر تاريخ عقب ماندگي ذهني نشان مي دهد كه در هر دوره اي از تاريخ ، در هر فرهنگ و تمدني و در همه طبقات اجتماعي افرادي وجود داشته اند كه از نظر فعاليت اجتماعي پايين تر از حد طبيعي بوده اند و اين امر سازگاري آنها را با محيط زندگي شان مشكل ساخته است
مروري بر تاريخ عقب ماندگي ذهني نشان مي دهد كه در هر دوره اي از تاريخ ، در هر فرهنگ و تمدني و در همه طبقات اجتماعي افرادي وجود داشته اند كه از نظر فعاليت اجتماعي پايين تر از حد طبيعي بوده اند و اين امر سازگاري آنها را با محيط زندگي شان مشكل ساخته است . تولد كودك معلول و عقب مانده ذهني به مثابه زنگ خطري براي اجتماع است چرا كه اين افراد علاوه بر آن كه در پيشرفت جامعه زياد مؤثر نيستند ، به سبب نقص و معلوليتشان بار اقتصادي سنگيني را بر خانواده و جامعه تحميل مي كنند . يكي از عوامل پيدايش كودكان عقب مانده ذهني اختلالات و نارسايي هاي ژنتيكي است . از جمله عوامل متعددي كه در ايجاد معلوليت ذهني كودكان مورد نظر است ازدواج هاي فاميلي و پيوندهاي خويشاوندي (همخوني) است .
تحقيقات نشان مي دهد كه نسبت خويشاوندي والدين حتي اگر در سطح چندمين نسل هم باشد مي تواند سبب عقب ماندگي كودك شود . از اين تحقيقات چنين نتيجه گرفته شده است كه مرگ و مير فرزندان در غير خويشاوندان ، در حدود چهل در هزار و در ازدواج هاي بين پسر عمو و دختر عمو به شصت تا هشتاد در هزار افزايش مي يابد .
نتايج تحقيقات دانشمندان آمريكايي نشان مي دهد كه ازدواج بين اعضاي دور و نزديك خانواده ، باعث افزايش ميزان مرگ ومير نوزادان و رشد گسترده انواع بيماري هاي جسمي ( قبل و بعد از تولد) مي شود .
در كشور ما ، ازدواج هاي فاميلي ‌در روستاها و مناطق عشايري بيشتر از نقاط شهري است و اين به دليل بافت فرهنگي و روابط غني قومي حاكم بر اين مناطق است .
عشاير و روستانشينان ترجيح مي دهند كه با فردي از فاميل و نزديكان خويش ازدواج كنند . نگاهي به سوابق تاريخي ازدواج خويشاوندي در ايران حكايت از اين موضوع دارد كه ازدواج خويشاوند مقدس شمرده شده است . در امپراتوري ساساني ازدواج با خواهر و با زن پدر امري مقبول و متداول بود . ازدواج با خواهر به ويژه در حفظ پاكي خون و ميراث شاهانه به عنوان يك اصل به شمار مي رفت . نه تنها در بين آرياييان بلكه بين اقوامي سامي نيز ازدواج با محارم سابقه دارد و اين عمل ظاهراً در بين ملل شرق چندان قبيح نبود .
در بررسي سوابق تاريخي ازدواج هاي خويشاوندي در ساير كشورها چنين برداشت مي شود كه از ديد جهان غرب ازدواجهاي فاميلي غير قابل قبول است . در اكثر ايالات امريكا ، ازدواج با فاميل نزديك مثل پسر عمو و دختر عمو ، دختر عمه و پسر دايي و بالعكس ممنوع و غير قانوني است . اين قانون در اواخر قرن 19 ميلادي به ثبت رسيد .
در پژوهشي كه در سال 1376 تحت نظر اساتيد دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران در اين زمينه انجام گرفت ، 400 كودك به صورت نمونه و به طور تصادفي در استان لرستان انتخاب شدند كه 200 نفر از آنها كودك عقب مانده ذهني و 200 نفر آنها عادي بودند . در اين تحقيق همچنين به سن والدين در زمان بارداري و‌ ترتيب تولد ، تحصيلات والدين در زمان بارداري و تعداد فرزندان خانواده توجه شده بود .
نتايج نشان داد كه سن پدر در زمان بارداري مي تواند بر عقب ماندگي ذهني كودكان تأثير داشته باشد و زمان خواستاري بچه ها در مردان بايد قبل از سن 40 سالگي انجام پذيرد و بهترين سن براي بارداري مادران سالهاي 19 تا 34 سالگي است و مادراني كه قبل از 18 سالگي يا بعد از 35 سالگي باردار شوند امكان به وجود آوردن كودكان عقب مانده ذهني در آنها بيشتر است . در رابطه با ترتيب تولد ، اين موضوع با عقب ماندگي كودكان رابطه اي نداشت . همچنين تحقيقات نشان داد كه معمولاً والدين كودكان عقب مانده ذهني از لحاظ سطح سواد و تحصيلات از والدين كودكان عادي پايين تر بودند.
همچنين از لحاظ تعداد فرزندان ، نتايج نشان داد كه هر اندازه جمعيت خانواده بيشتر باشد و در خانواده افراد زيادي با هم زندگي كنند والدين نمي توانند به خوبي مايحتاج فرزندان را رفع كنند و اين باعث مي شود كه بهره هوشي كودكان در خانواده هاي پرجمعيت كمتر باشد . در پايان نتايج نشان داد كه تعدد پيوندهاي خويشاوندي در والدين عقب مانده ذهني نسبت به والدين كودكان عادي بيشتر است . به عبارت ديگر ازدواجهاي خويشاوندي مي تواند با عقب ماندگي ذهني كودكان رابطه داشته باشد . در پايان پژوهش ، پيشنهاداتي به قرار زير ارائه گرديد :
- ايجاد و گسترش مراكز مشاوره و كلينيك هاي مشاوره ژنتيكي در سطح كشور بخصوص در مناطق عقب افتاده عشايري؛
- تحقيقات گسترده بر روي نمونه هاي بزرگ در سراسر كشور در زمينه بررسي علل عقب ماندگي ذهني؛
- مراجعه خانواده ها به مراكز مشاوره ژنتيكي قبل از اقدام به ازدواج هاي خويشاوندي ؛
- آگاه كردن خانواده ها از خطرات ازدواج هاي خويشاوندي و منع اين گونه ازدواج ها؛
در پايان بايد گفت كه غالب ناهنجاري هاي ژنتيكي و بيماري هاي ارثي قابل پيش بيني بوده و با در نظر گرفتن قوانين وراثت و مشاوره هاي ژنتيكي و انجام آزمايش هاي مختلف قبل از ازدواج هاي فاميلي مي توان از تولد تعداد قابل ملاحظه اي از كودكان معلول و عقب مانده ذهني كه به علت اختلالات ژنتيكي متولد مي شوند جلوگيري كرد



نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:24 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت
خانواده موفق و خانواده ناموفق نقش خانواده در بهداشت رواني  -
ارتباط والدین با دانش آموز در منزل و اثر آن بر تمرکز وی
هر چه در محیط خانواده آرامش بیشتری وجود داشته باشد و رفتار والدین با دانش آموز آرام تر باشد میزان تمرکز و در نتیجه یادگیری او افزایش می یابد لذا حتی اگر وی مدت کوتاهی به مطالعه بپردازد به علت همین فراگیری بهتر راندمان بیشتری داشته و مطالب بصورت پایدارتری در ذهن او نقش می بندد.
بر این اساس افراد ذیل نباید به فرزندان خود درس بدهند:
1-پدر و مادرهای مضطرب و وسواسی، اضطراب خود را به دانش آموز منتقل کرده و همین اضطراب سبب وسواس فکری و کاهش تمرکز وی می شود.
2-والدین افسرده، انگیزه مطالعه و اعتماد به نفس دانش آموز را کاهش می دهند.
از طرفی باعث کاهش سطح توقع دانش آموز شده و بجای افزایش راندمان درسی سبب درجا زدن وی می شوند.
3-پدر و مادرهایی که از روش کنترل کردن دانش آموز استفاده می کنند. با این کار در وی ایجاد نگرانی کرده و همین نگرانی میزان تمرکز وی را کاهش می دهد.
تأثیر محل سکونت بر یادگیری دانش آموز
برای افزایش تمرکز و یادگیری دانش آموز بویژه در زمان امتحان باید در محیط منزل حداکثر آرامش را برقرار کرد، برای این منظور:
1.باید کلیه رفت و آمدها از مدتی قبل از شروع امتحانات کنترل شود تا از پراکندگی ذهن دانش آموز جلوگیری شود.
2.باید از هر گونه تغییر عمده مانند جابجایی منزل یاشهرستان محل سکونت حتی الامکان خودداری شود.
3.تغییرات دکوراسیون و رنگ آمیزی منزل به زمانی پس از امتحانات موکول شود.
4.نور اطاق مطالعه باید کافی باشد و ترجیحاً از بالای سر و سمت چپ دانش آموز تابیده شود.بهتر است ترکیبی از نور سفید و زرد استفاده شود.
تأ ثیر موسیقی بر تمرکز دانش آموز
گوش فرا دادن به آن دسته از آهنگ های کلاسیک که با گام، ریتم و سبک خاصی نوشته شده اند، تأثیر ظریف و مثبتی روی دستگاهها و اندام های بدن می گذارد.
برای اثر بخشی بهتر، موسیقی باید هم در حین مطالعه و هم در زمان فعالیت های روزانه دانش آموز پخش شود تا به از بین بردن اختلالات دستگاههای مختلف بدن او کمک نماید و او را برای تمرکز بهتر روی درس آماده نماید.
برای مثال، نی و سازهای بادی چوبی، فعالیت نیمکره چپ مغز و دستگاه گوارش را تنظیم می کند.چنگ به دستگاه گردش خون آرامش می دهد. در حالی که سه تار و ویولون باعث آرامش سیستم عصبی می شود.
جهت افزایش اثر بخشی موسیقی می توان از رنگ ها و بوهای خوش نیز استفاده کرد بعنوان مثال یک موسیقی که با نی یا فلوت نواخته می شود اگر با رنگ زرد و عطر نعناع همراه شود بهتر می تواند بر هضم غذا اثر کند. در حین مطالعه نباید موسیقی های تند مانند
Rock Music گوش داد زیرا باعث تشدید امواج مغزی، افزایش ضربان قلب، تند شدن تنفس و سطحی شدن آن می گردد، در نتیجه اکسیژن کافی به مغز نمی رسد و یادگیری دانش آموز را تحت الشعاع خود قرار می دهد.
اثر دستگاههای سمعی بصری مانند تلویزیون و کامپیوتر بر تمرکز دانش آموزان
A)در حین مطالعه دانش آموز حتی الامکان نباید به تماشای تلویزیون یا کار کردن با دستگاههای کامپیوتری بپردازد زیرا ایندو سبب کاهش توجه وی به مطالب درسی می شود نهایتاً با صرف انرژی زیاد وی را خسته کرده و بازده او را کاهش می دهند.
B)شبها قبل از خواب بویژه شب امتحان، دانش آموز نباید به تماشای تلویزیون بپردازد زیرا در این حالت در ضمن خواب، مغز او روی مضمون فیلم یا برنامه تلویزیونی متمرکز می شود.بجای اینکار می توان مطلبی را قبل از خواب مرور کرد که تا حدودی یادگیری آن برای دانش آموز مشکل است تا در حین خواب که بارها در ذهن او مرور می شود آموختن آن راحت تر شود.
C)دانش آموز نباید در زمان استراحت بین ساعات مطالعه و هنگام شب فیلم های ترسناک، غم انگیز و اضطراب آور تماشا کند برعکس می تواند در زمان استراحت از فیلم های کمدی خنده آور و آرام بخش استفاده نماید.
خواب و استراحت دانش آموز
1-حداقل 8 ساعت خواب کامل در شبانه روز لازم است که یکساعت از آن را می توان به خواب بعدازظهر اختصاص داد و مابقی را به خواب شب.
2-خواب بعدازظهر نباید بیش از یکساعت باشد همچنین نباید به عصر یا دم غروب موکول شود چون در این حالت با خواب شب تداخل پیدا میکند.
3-زمان شروع خواب شب بسیار مهم است. دانش آموز نباید تا دیروقت بیدار بماند حتی اگر ساعات آخر شب را صرف مطالعه نماید.
بهترین زمان را برای خواب شب ساعت 10-9 شب است، بعد از آن مغز را خسته کرده و از انرژی آن که باید در روز بعد صرف شود کاسته می شود.
4-قبل از خواب شب نباید دانش آموز را تنبیه یا نصیحت کرد، نباید مسئله ای باعث ناراحتی و گریه او شود. نباید بازی رقابتی انجام دهد چون همه اینها برخواب او اثر می گذارد.
5-قبل از خواب شب بهتر است از گفتن داستانهای غم انگیز،انتقامی،وحشت انگیز و اضطرابی برای دانش آموز خودداری کرده و ترجیحاً از داستانهایی با نتیجه مثبت استفاده شود.
6-قبل از خواب می توان از روشهایی برای آرام کردن دانش آموز استفاده شود از جمله موسیقی ملایم و تنفس عمیق
7-برای افزایش کارایی دانش آموز در صبح زود که از خواب بیدار می شود می توان از روشهایی ذیل استفاده کرد.
1-خوردن صبحانه
2-دوش گرفتن
3-ورزش حتی اگر کوتاه مدت باشد.
8-نباید دانش آموز صبح ها تا دیروقت بخوابد در این صورت قسمتی از ساعات مفید روز را که سرشار از اکسیژن و تمیزتر از باقی روز است و فرد کمتر به علت آلودگی هوا دچار کسالت می شود را از دست خواهد داد.
مدت و زمان مطالعه
بهترین زمان یادگیری، صبحها پس از خواب کامل شبانه است که مغز استراحت کاملی داشته و آماده دریافت اطلاعات است.
خواب کامل شبانه و یا خواب کوتاه بعد از ظهر می تواند باعث تمدد اعصاب و تجدید قوای مغز و تقویت حافظه شود.
در پایان شب که مغز خسته است نباید مطالب جدید مطالعه کرد زیرا علاوه بر اینکه یادگیری به تاخیر افتاده و اعتماد به نفس دانش آموز کاهش می یابد قوای او را تحلیل داده و بازده کاری او را در روز بعد کاهش می دهد.
برعکس در آخر شب می توان به مرور فرمولها، لغات سخت و مطالبی که قبلاً مطالعه شده ولی کاملاً یاد نگرفته یا به حافظه سپرده نشده پرداخت تا در ضمن خواب مرور شده و به خاطر سپردن آن آسانتر گردد.
دانش آموز پس از فعالیت سنگین ورزشی، بعد از غذا خوردن و بعد از کلاس درس باید استراحت کند و نباید بلافاصله به مطالعه بپردازد. چون تمام این فعالیت ها انرژی صرف کرده و از تمرکز دانش آموز می کاهند.
اثر تغذیه بر میزان تمرکز و حافظه دانش آموز
مرکز حافظه مثل سایر اعضاء بدن از سلولهای بسیار زیاد عصبی ساخته شده است که نیاز به اکسیژن، غذا،املاح، ویتامین ها و فلزات مختلف دارد. برای آنکه این سلولها بتوانند کارشان را به نحو احسن انجام دهند، لازم است تمام مواد مورد نیاز به مقدار کافی در دسترس آنها قرار گیرند.
بعنوان مثال مهمترین غذای مرکز حافظه قند(گلوکز) است. برخی افراد در بعضی ساعات روز به دلایلی دچار خستگی و بی قراری شده و نمی توانند خوب تمرکز پیدا کنند. در چنین مواقعی خوردن یک میوه شیرین یا یک غذای مختصر که دارای کمی قند باشد این مشکل را حل می کند.
سلولهای مغز به چربی نیز نیاز دارند.بهترین چربی ها برای بدن چربی ماهی است که از خود ماهی بنام
Fish Oil یا از کبد آن Code Liver Oil گرفته می شود و مقادیر زیادی امگا 3 دارد که برای مغز بسیار مفید است، این نوع چربی در بدن ماهی های چرب مثل ازون برون، آزاد،تون،ماکارل وجود دارد.مغز همچنین به پروتئین، ویتامین ها و املاح نیازمند است.
از عناصر فلزی مفید برای تقویت حافظه می توان به برم و روی اشاره کرد.
((برم)) در انواع آجیل، حبوبات، اسفناج،کلم بروکلی، بادام شیرین، بادام زمینی، انگور، هلو، گلابی و سیب به مقدار قابل ملاحظه ای وجود دارد.
خوردن یکی دو سیب در هر روز تقریباً این نیاز را برطرف می کند.
غذاهایی که حاوی((روی)) زیاد هستند عبارتند از: ماهی، میگو، حبوبات، غلات، نان سبوس دار
برای حفظ سلامتی و تقویت حافظه توصیه می شود که حداقل سه بار در هفته ماهی بخورید.
شیر مادر نیز باعث تقویت حافظه کودکان می شود. پنیر نیز به علت داشتن مقادیر کافی کلسیم و فسفر در تقویت حافظه اثر قابل توجهی دارد.
تأثیر داروها بر تمرکز دانش آموز:
1-برخی داروها باعث خواب آلودگی می شوند مانند اغلب داروهای اعصاب و روان و برخی از داروهای ضد سرماخوردگی و اکثر آنتی هیستامین ها، حتی الامکان این داروها را باید شب مصرف کرد، همچنین باید دارویی انتخاب شود که این عارضه را نداشته یا کمتر باعث خواب آلودگی شود در غیر اینصورت دانش آموز موقع مطالعه یا سر کلاس دچار خواب آلودگی شده و میزان یادگیری او کاهش می یابد یا اینکه ممکن است سر جلسه امتحان به خواب رفته و یا مطالب را به یاد نیاورد در چنین مواردی باید معلم را مطلع کرد.
2-برخی داروها باعث تهییج و تحریک فرد می شوند لذا باید در صورت امکان آخرین دوز قبل از ساعت 6 بعد از ظهر مصرف شود تا با خواب او تداخل نداشته باشد.
بعنوان مثال برخی داروها در کودکانی استفاده می شوند که مشکل تمرکز دارند. این داروها باعث تحریک سیستم عصبی می شوند لذا نباید قبل از خواب استفاده شوند.
3-گاهی فرد بعلت مصرف برخی داروها دچار سرگیجه می شود که می تواند تمرکز دانش آموز در کلاس درس یا جلسه امتحان را بهم زند.
4-گاهی مصرف داروها باعث اختلال گوارشی(تهوع، استفراغ، دل پیچه، اسهال) می شوند مانند برخی از آنتی بیوتیک ها، این داروها باید بعد از غذا و یا با آب زیاد مصرف شوند تا عوارض کمتری ایجاد کرده و بازده دانش آموز را کاهش ندهند.
5- برخی داروها مانند کورتونها ممکن است در برخی افراد ایجاد افسردگی یا سایر اختلالات روانی نمایند، اگر عارضه در حدی باشد که تمرکز فرد را بهم بزند باید در صورت امکان با نظر پزشک دارو قطع یا با داروی کم عارضه تری جایگزین شود.
6- برخی داروها بعلت داشتن عوارض آنتی کلی نرژیک سبب اختلال در حافظه، عدم تطابق در دید و احساس گرما می شوند لذا برای اینکه بازده مطالعاتی دانش آموز پائین نیاید و سلامت وی نیز به خطر نیافتد باید مایعات زیادی مصرف کرده و در ساعات گرم روز کمتر از منزل خارج شود.
7- برخی داروها ممکن است سبب اختلال بینائی یا شنوائی شوند که می تواند یادگیری دانش آموز را تحت الشعاع قرار داده و یا در آزمونهای درسی موفق نشود بعنوان مثال برخی داروهای ضد روماتیسم چنین عوارضی ایجاد می کنند که در این موارد توصیه می شود دانش آموز تحت معاینات منظم چشم و گوش قرار گیرد.
8-برخی داروها سبب بی قراری می شوند مانند تعدادی از داروهای اعصاب و روان برخی داروهای ضد سرماخوردگی.
9-در صورت مصرف انسولین، کودک ممکن است دچار افت قند خون شود لذا مصرف منظم دارو، وعده های غذایی و نیم چاشت ها ضروری است.
در صورت هر گونه فعالیت ورزشی، داشتن امتحان، مبتلا شدن به عفونت یا کاندید عمل جراحی شدن که همگی استرس به حساب می آیند ممکن است نیاز به انسولین تغییر کند لذا بایذ قبلاً از دکتر داروساز و پزشک خود اطلاعات کافی کسب نماید و مارت مصرف انسولین، تعدادی شیرینی یا نبات و یا بیسکوئیت شیرین همراه خود داشته باشد.



نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:22 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت
خانواده مهمترين نقش را در سعادت جامعه دارد و حصول به اين سعادت به دو عامل مشخص بستگي دارد:
1- آگاهي- توانايي و سلامت خانواده ها
2- آگاهي- توانايي و سلامت مديران ارشد اجتماعي
اگر اين دو وجود داشته باشد، جامعه به سعادت مي رسد، در غير اينصورت خير.
آموزش نردبان تكامل انساني است و اگر آموخته هاي فرد را از وي بگيرند، موجودي ناتوان، ذليل و مفلوك خواهد بود. در اين ميان آموزش ازدواج به افراد جامعه جهت شكل دادن خانواده اي سالم از اهميت بسزايي برخوردار است. براي آموختن رانندگي بايد 20-10 ساعت آموزش رانندگي ببينيد، يك كتاب آيين نامه را امتحان بدهيد، اين در شرايطي است كه سخت گيري ها را پشت سر بگذاريد و در مقابل آيا براي كاري كه ميليون ها ميليون برابر از رانندگي پيچيده تر، دشوارتر و حساس تر است، ما به اندازه رانندگي 20 ساعت كه هيچي، آيا 20 دقيقه يا 20 ثانيه آموزش ديده ايم؟
فقط به مردها گفته اند كه گربه را دم حجله بكشيد و به خانمها گفته اند كه به آقايان هرگز اعتماد نكنيد و نگذاريد پيراهنشان دو تا شود. اين تنها آموزشي است كه در سطح جامعه وجود دارد، آن وقت مي خواهيم اين دو نفر را با خوش بيني، با تعارف و با ايده آل نگري زير يك سقف بفرستيم، نتيجه اش اين مي شود كه بنا به گزارش هاي موجود از هر 110 هزار ازدواج،10 هزار تاي آن حتما طلاق است.
دشوار است كه بگوييم 90 هزار تاي آن هم طلاق رواني بين انسان ها حادث است، يعني اكثريت خانواده ها اداي خانواده را در مي آورند، چون براي زندگي مشترك آموزش نديده اند. يكي از بزرگترين مشكلات اجتماعي ما در حال حاضر، رشد وحشتناك جمعيت است، به طوري كه تا چند سال پيش آمارها گوياي اين بوده كه در ايران هر 29 سال، جمعيت 2 برابر شده است در حالي كه در اروپا هر 320 سال، جمعيت 2 برابر شده است!
حال فرض كنيم اگر ما به افراد بياموزيم يك ازدواج سنجيده انجام دهند، اصلاً بعضي از دلايل توليد بچه آنها كاهش مي يابد، چون گروهي از مردم كه ازدواج سنجيده ندارند، براي پر كردن خلاء هاي عاطفي،احساسي و ارتباطي خودشان ناچار توليد انساني مي كنند، توليد بي مسئوليت،ناآگاهانه، بدون پشتوانه، بي منطق و... نتيجه اش اين است كه كه ما مي بينيم پيوسته به دليل كثرت جمعيت، تحصيل، ازدواج، مسكن و درمان همه با مشكل مواجه مي شود كه از ازدواج هاي نسنجيده ناشي مي شود. از سوي ديگر آيا ما به عنوان گواه در پيرامون خود مشاهدات خوبي داشته ايم كه الگو قرار دهيم؟ آمار نشان ميدهد كه ما خانواده هاي خوشبخت زيادي نداريم، ازدواج هاي سنجيده در پيرامون ما كم بوده است كه لااقل ما با روش مشاهده اي آن را يادگيري نمائيم و از آن روش استفاده كنيم. نتيجه اش آن چيزي است كه ما مي بينيم و خيلي غم انگيز است.
همچنان كه گفتيم، اگر ازدواجي بر پايه منطق و سنجيدگي نباشد، اولين رخداد نامناسب آن نارضايتي زن و مرد است و هر گاه نارضايتي ارتباطي بين زن و مرد پيدا شد، آن موقع فضاي خانواده ناامن مي شود، فضاي خانواده همراه با اضطراب و موجب احساس بدبيني در فرزندان آنها مي شود.
هر كه در زندگي يك ليست از بردها و باخت هايش دارد، هر كسي را ديديم كه به ليست باخته هاي خود توجه مي كند، آدم منفي نگري است، اين گمان را مي بريم كه از يك فضاي غير مناسب و غير صميمي خانوادگي بيرون آمده است. پس موقعي كه زن و مرد احساس رضايتمندي نداشتند، فضا ناامن و اضطراب آفرين مي شود، بدبيني به وجود مي آيد كه خود اينها بسيار راحت فرد را به طرف اعتياد، خودكشي، بزهكاري و بيماري هاي رواني سوق مي دهد. پس علت طلاق نسل بعدي را به راحتي ميتوان در ازدواج نادرست نسل قبل آن جستجو كرد. اين دختر يا پسرها ميراث دار بدبيني زندگي خانوادگي خواهند بود و درست عمل نخواهند كرد. ازدواج درست آنگاه صورت مي گيرد كه مبتني بر اين مطلب باشد: انتخاب عاقلانه و زندگي عاشقانه .
متاسفانه ما كمتر شاهد اين هستيم كه انتخاب ها عاقلانه باشد و بيشتر انتخاب ها احساسي است. براي اينكه ما به يك ازدواج موفق دست پيدا كنيم، ابتدا بايد به يك سري پيش نيازها توجه كنيم: يكي از آنها رشد عاطفي فرد است، افراد بايد به يك استقلال عاطفي رسيده باشند تا بتوانند ازدواج كنند، به دليل اينكه خانواده هاي ما از اين مطلب بي خبرند، بچه ها را تربيت مسموم مي كنند.
خيلي مواقع مادري دخترش را بغل مي كند و مي گويد: زهرا جان اگر تو يك روزي از پيش من بروي، من مي ميريم ولي اين مادر مي داند به هر حال روزي زهرا خواهد رفت ولي با اين پيامي كه به دخترش داد، يك نرم افزار ذهني منفي براي او مي شود و روزي كه او ازدواج كرد و به شهر ديگري رفت، پيوسته اين اضطراب او را آزار خواهد داد، هر هفته مي خواهد به تهران بيايد و يا هر روز مي خواهد تلفن بزند، زندگي او به دليل نرم افزار نادرستي كه در اختيار او گذاشته شده است، به هم خواهد ريخت. در صورتي كه مادر ميتواند به بچه اش بگويد: وقتي تو رفتي، من از خبر خوشبختي و موفقيت و سودبخشي تو خوشحال خواهم شد، سعي كن خبرهاي خوب به من برساني. به هر حال هيچ دختر و پسري با خانواده خودش زندگي نخواهد كرد ولي مي بيند كه عكسش عمل مي شود كه نتيجه اين تربيت را من در برخوردهاي مشاوره اي مي بينم، مي پرسم كه چرا ازدواج نمي كني؟ گروهي از خانمها مي گويند: مرد مناسبي پيدا نمي كنم، مي گويم مرد مناسب تو كيست؟ مي گويد كسي باشد كه آدم بتواند به او تكيه كند. من خيلي حيرت مي كنم چون پي مي برم اين خانم به يك عصاي زير بغل احتياج دارد، چرا به او نياموخته اند مستقل باشد، مي گويم: خانم تنها كسي كه بايد به او تكيه كنيد خود شما هستيد، الف: به لحاظ فيزيكي،روي پاي خودت ب: به لحاظ رواني، روي شخصيت، توانايي ها،اعتماد به نفس و عزت نفس خودت. فقط روي اين دو مي تواني حساب كني.
احساس مسئوليت: كسي آنگاه بايد ازدواج كند كه واقعاً در خودش توانايي پذيرش مسئوليت ديگران را داشته باشد، بتواند خشم خود را كنترل كند،آدم وقت شناسي باشد، عنصر دگر خواهي در او وجود داشته باشد، بتواند به حقوق واقعي شريك زندگيش توجه بنمايد، كه همگي اينها نشانه هايي از رشد اجتماعي فرد است. در صورتي كه مي بينيم افراد در ازدواج پيوسته در راستاي هدف هاي شخصي خود گام بر مي دارند، اين موضوع به من اجازه مي دهد كه بگويم: خانواده خوشبخت آنگاه دست يافتني است كه مرد پيوسته به اين بينديشد كه چه كنم كه زنم خوشحال شود، در اين دو صورت هر كدام همديگر را خوشحال خواهند كرد، ولي در زندگي هاي كنوني ما مي بينيم كه هر كسي در فكر خوشحال كردن خودش است، در نتيجه به جاي اينكه به هم نزديك شوند، از هم دور مي شوند.
الگوهاي خوشبختي كه از دهان خيلي ها مي شنويم، غم انگيز است. مي بينيم كه مي گويند: فلان خانم زن خوشبختي است، زن موفقي است.چرا؟ چون شوهرش اجازه ندارد بدون اجازه او آب بخورد. اين خيلي غم انگيز است، اين چيزي است كه ما به آن مي گوييم ديكتاتوري، سالها ميليون ها نفر در دنيا جانشان را از دست دادند تا با چنين انديشه هايي مبارزه كنند ولي براي گروهي از خانم هاي ما اين يك الگوي زن موفق است. ما نمي شنويم بگويند فلان خانم زن خوشبختي است چون سالم ترين، زيباترين و منطقي ترين ارتباط را با شوهرش دارد، هرگز نمي شنويم كه فلان خانم، زن موفقي است زيرا، رقيب شوهرش نيست بلكه رفيق اوست. جلوي پاي شوهرش را نمي گيرد بلكه زير بغلش را مي گيرد و... مرد بايد به يك رشد شخصيتي مناسب رسيده باشد تا جايي كه بداند رفتارهاي بعدي او چه تاثيري در ديگران و جامعه خواهد داشت. خانواده ناخوشبخت محصولش، خفاش شب مي شود و ديگران آسيب بيشتري نسبت به خانواده خود او مي بينند، بنابراين بايستي پيشاپيش اين نكته را درك كند.
براي ازدواج، شخص بايد از يك تندرستي و سلامت رواني برخوردار باشد، آن گونه كه يك آدم عصبي، مشكل دار و روان پريش، هرگز و هرگز نمي تواند يك خانواده خوشبخت، يك پدر خوشبخت يا يك مادر خوشبخت را باعث شود. براي اينكار پيشنهاد من اين است كه افراد بايد يك دوره خودشناسي را ببينند، بويژه براي كساني كه رشته شان علوم انساني است، اين مسئوليت سنگين تر از كساني است كه فني- مهندسي يا كشاورزي و... است.در اين راستا نخست من بايد خودم براي خودم شناخته شوم. من چه كسي هستم؟ چه مشكلاتي دارم؟ چرا اين گونه آرزوها و يا خواست هايي دارم؟ به طور معمول، رهبري رفتار انسان به اين عوامل وابسته است:
حال اگر ميل نداريم كه به يك كلاس خودشناسي برويم، يا نزديك متخصص يا مشاور برويم، مي توانيم خودمان روحيه سنجي بكنيم. به اين صورت كه ببينيم اگر ما از فردي رنجيده شويم، دلخور شويم، مشكل پيدا كنيم، چكار بايد بكنيم؟ در پي تلافي و انتقام بر مي آييم؟ در پي پرونده سازي، توهين و اذيت بر مي آييم؟ از او قهر مي كنيم، دوري مي گزينيم يا اينكه به دنبال اين مي گرديم كه نقش خود را در اين اتفاق نامناسب بجوئيم؟ يا از چه راهها و مكانيزم هايي مي توانيم اين بحران را حل كنيم؟
اگر به اين نتيجه رسيده ايم كه در عفو قدرتي است كه در انتقام نيست، رهبري رفتار ما را عقل و منطق داشته است ولي اگر پي انتقام، پرونده سازي، جعل و زدن آسيب بوديم، رفتار ما را عقده ها و عنادهاي ما به عهده دارد كه نياز به درمان داريم.
بدون داشتن آگاهي از وضع خودمان، به عنوان خودشناسي، نه مي توانيم خود را خوشبخت كنيم و نه ديگران را بايد اين مساله را با خودمان روشن كنيم تا بتوانيم به زندگي بهتري برسيم. در يك ازدواج موفق كه انتخاب عاقلانه و زندگي عاشقانه است، نخستين زن و مرد بايد به هم يك كشش عاطفي داشته باشند، يعني پذيرش مقدماتي ،طرف ديگر قضيه كه بسيار بسيار با اهميت است، تناسب ها به گونه اي است كه ازدواجي موفق خواهد بود كه از سويي كشش هاي لازم بين مرد و زن وجود داشته باشد و از سوي ديگر تناسب ها برقرار خواهد شد.
1- در يك ازدواج موفق نخست زن و مرد بايستي از يك سلامت رواني نسبي برخوردار باشند كه در بسياري از موارد اين گونه نيست، كه در اين رابطه در شماره هاي بعدي بيشتر توضيح داده خواهد شد.
2- كشش لازم در اينجا گفتني است كه در سه زمينه اگر كشش و علاقه كافي وجود نداشته باشد، كار به جايي نخواهد رسيد: الف) تحصيل ب) ازدواج ج) اشتغال
افزون بر اينها به تعدادي همانندي يا تناسب نياز است:
1) همانندي در انديشه است كه نمود بيروني آن را مي توان در تعريف خوشبختي، زندگي خوب و ارتباط دلخواه و بيان مهمترين آرزوها( به عنوان هدف هاي زندگي) و معرفي نشانه هاي همسر دلخواه و در پايان تعريف بسيار اختصاص و ويژه فرد از تعريف زندگي
Life definition مشاهده نمود. اگر هر دو نفر بدون سانسور ترس و شرم و نگراني اين مطالب را بگويند و بنويسند و در كنار هم قرار دهند تا حدود زيادي همسويي در انديشه آنها روشن مي شود.
از ديگر هماننندي ها:
2) همانندي نسبي
3) همانندي هاي طبقاتي
4) همانندي ايدئولوژيك
5) همانندي ساختار خانوادگي
6) همانندي ظاهري
7) همانندي كاري(شغلي)
8) همانندي تحصيلي
9) همانندي شخصي
10) همانندي هيجاني
و در اين راستا مراجعه به مشاور و روانشناس و انجام مشاوره ازدواج بسيار بسيار ضروري و سودمند خواهد بود. گرفتاري بسيار بزرگ ما در اين است كه آخرين داوري خود را در نخستين نگاه انجام مي دهيم. يعني انتخاب مان در اينصورت عاقلانه نيست بلكه احساسي است زيرا اگر در نخستين نگاه فرد را به لحاظ احساسي پسنديديم، دو رويداد نادرست پديد مي آيد:
1- ايرادهاي او را ناديده مي گيريم
2- براي رسيدن به او خود را آنگونه در كوتاه مدت نشان مي دهيم كه واقعاً نيستيم تا موردپسند او قرار گيريم
بنابراين اگ رما از زندگي تعريف اصلاح شده اي داشته باشيم و با مشاورمان در زمينه طرح ذهني همسردلخواهمان به جمع بندي مناسبي رسيده باشيم، جذب كسي خواهيم شد كه متناسب باورها، ارزش ها، شخصيت و مجموعه توانايي ها مي باشد يعني مكملمان در آن صورت خواهد شد كه به زندگي خواهيم رسيد. يعني يار هم مي شويم، نه بار هم و نه تنها در كنار هم همينطور پيوسته از سوي نقطه بيگانگي به سوي نقطه يگانگي حركت مي كنيم شريك زندگي عشقي و جنسي هم مي شويم نه تنها زن و شوهر مي مانيم. روز به روز به هم نزديك مي شويم در صورتي كه در يك انتخاب نادرست اين پيامدها را مي توان انتظار داشت:
1) عادت 2) تحمل 3) بي تفاوتي 4) تنفر 5) انتقام
منبع:
 



نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:22 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت
مسئله پدري و عهده داري سرپرستي فرزندان، مسئوليتي خطير و موفقيت در آن مستلزم آگاهي، فداكاري و اخلاق و اعتقاد است. به فرموده پيامبر پدر مسئول است: والرجل راع علي اهل بيته و هو مسئول عنهم. او مسئول است اعتماد را در درون خانواده بياورد، مراقب فرزندان باشد و زمينه را براي استقلال و آزادي فراهم آورد و مخاطرات را از آنها دور سازد
مسئله پدري و عهده داري سرپرستي فرزندان، مسئوليتي خطير و موفقيت در آن مستلزم آگاهي، فداكاري و اخلاق و اعتقاد است. به فرموده پيامبر پدر مسئول است: والرجل راع علي اهل بيته و هو مسئول عنهم. او مسئول است اعتماد را در درون خانواده بياورد، مراقب فرزندان باشد و زمينه را براي استقلال و آزادي فراهم آورد و مخاطرات را از آنها دور سازد.
ازهمان دوران جنيني پدر بايد زمينه ساز تربيت فرزند باشد تا روزي كه او به دنيا آمد، دچار گرفتاري و سردرگمي نباشد.
وظيفه و نقش پدر
پدر مسئول دادن آگاهي هاي لازم و پرورش فرهنگي فرزندان است. از نظر كودك اوست كه همه چيز را مي داند، به همه
ي سؤالات پاسخ مي‎‎‎گويد از هر واقعهاي، در هرجا كه اتفاق افتد خبر دارد، آينده و گذشته را اوست كه بايد خبردهد، و بالاخره اوست كه دريچه اي از اطلاعات را به روي كودك ميگشايد.
شايد تصور كودك از پدر اغراق
آميز باشد ولي در كل اين نكته درست است كه افراد بزرگسال واجد اطلاعات و تجاربي هستند كه كودكان فاقد آنند و اگر آنها از كودك مضايقه نمايند از موقعيت شايسته و مناسبي محروم ميگردند. پدر در اين رابطه متعهد انجام نقشي است كه ديگران از آن عاجزند.
پدر از يك ديد، معلم خانواده، رهبر و قانون
دان است . از طريق پدر است كه كودك به گفته خواجه نصيرطوسي از تدبير و كمالات نفساني، چون آداب وفرهنگ، هنر وصناعات وعلوم و طريق زندگي كه اسباب بقاء و كمال نفس او هستند برخوردار مي شود.
اين خطاست كه تصور شود نقش فرهنگي فقط به عهده مدرسه است، زيرا پايه هاي صحيح علم و اطلاع را پدر درخانواده مي
گذارد و اوست كه فرزندان را در جهت توسعه و اطلاعات و رشد مهارت ها و معلومات و پرورش ذوق و سليقه و جهت دادن آنها ياري ميكند. پدر ممكن است بسياري از آنچه را كه خود ميداند به فرزند خويش منتقل نمايد و بسياري از مسائل مورد نياز و مشكلات و معماهاي او را حل كند و از اين ديد وضع راهنمايي را براي كودك ايفا كند و راهي براي زندگي او عرضه نمايد.
اهميت پدر در جنبه الگويي
كودك در مسير رشد از افراد بسياري اثر مي پذيرد و تحت تأثير ديده ها و شنيده
هاي بسياري است. همهي آنهايي كه اطراف او هستند و به نحوي در او اثر دارند مدل و الگوي كودكند. اما پدر از همهي آنها مهمتر و مؤثرتر است و اين اهميت و تأثير تا سنين نوجواني همچنان بر جاي خويش است.
رفتار پدر در سنين خردسالي فرزند براي او همه چيز است: درس، اخلاق، تربيت، سازندگي يا ويرانگري. طفل همه چيز را از او كسب مي كند: محبت، شفقت، وفاداري، خلوص و صفا، رشادت و شهامت، ادب و تواضع، عزت نفس، سجاياي اخلاقي، درستكاري، پشتكار، سربلندي، شرافت، صداقت و...
اين امر آن چنان از نظر روانشناسان تربيتي گسترش دارد كه برخي از آنها رفتار فرزندان را انعكاسي از رفتار پدران دانسته
اند و گفتهاند: تو اول كودك خود را به من بنماي تا بگويم تو كه هستي. نحوه استدلال پدر، به كارگيري وسايل و ابزار، كينهتوزي و خود خواهي او و... همه در كودك مؤثر است.
بر اين اساس پدران در برابر رفتار شخصي خود مسئولند. و با افكار و رفتارشان كودك را جهت مي دهند، و موجبات رشد و يا سقوط شخصيت فرزندان را فراهم مي آورند.
شرط اثر گذاري پدر
شرايط اثرگذاري پدر در كودك اين است كه پدر در خانه باشد و در حضور كودك باشد، همدم و همبازي او باشد، به او محبت كند، از نظر كودك عادل باشد، در برخوردها هيچگونه تبعيضي نداشته باشد تا به نظر كودك كسي آيد كه به رفع نيازهاي او اقدام مي كند و در كل، او پدر را دوست داشته باشد.
فرزند در چنين شرايطي است كه از پدر الگو مي
گيرد و ميكوشد كردار و رفتارش را با او موافق سازد. در غير اين صورت ممكن است طفل در اثر خشم و فشار پدر از او سرمشق بگيرد ولي چنين جنبه الگويي هرگز پايدار نيست. طفل جبراً راه و روش پدر را تكرار ميكند. ولي در دل هرگز عشقي نسبت به او احساس نخواهد كرد و هرگز نخواهد انديشيد كه چون او باشد و حركات و رفتارش را براساس خواسته او شكل بدهد. طبيعي است هرگونه تلاش و اقدامي كه دراين راه به عمل آيد بي ثمر خواهد بود.
تربيت از راه الگو
پدران اگر بخواهند فرزند خود را بپرورانند و او را به شيوه و روشي خاص جهت دهند بايد مدل و الگوي راه و روشي باشند كه براي فرزند خويش خواستارند. پدراني كه بين عمل وگفتارشان، تفاوت است و پدراني كه فرصتي كافي براي ارتباط با فرزندان خود ندارند هرگز الگوي خوبي براي فرزندان خود نخواهند بود.
يك روش تربيتي
پدر در طريق سازندگي كودك، آشنا كردن او به ضوابط و شرايط محيط و زماني هم براي دادن آموزشهاي لازم و كافي در يك امر نياز دارد فرزندان خود را به سفر ببرد. لذا از شما پدران مي
خواهيم برنامه سير و سفر و گشت و گذار خود را كلاس درس كنيد و خود معلم اين كلاس باشيد. حال كه بناست مثلاً پنج روزي درمسافرت باشيد از قبل براي آن برنامه ريزي كنيد. ببينيد در قطار و در كوپه خود چه چيزهايي را مي توانيد بگوييد، چه قصههاي قابل ذكري داريد كه در آن نكات آموزنده و سازنده اي باشد و چگونه مي توانيد بسياري از اهداف و مقاصد تربيتي را پياده كنيد.
هرچه كه در مسير با آن برخورد مي
كنيد به فرزندتان معرفي كنيد. از تاريخ آن بگوييد، در مورد فوايد و مضار آن بحث كنيد، از نكاتي كه مي تواند مايه عبرتآموزي باشد بحث به ميان آوريد چون اين فرصت ها كمتر پيش ميآيند و حتي گاهي ممكن است فرصت پديد آيد ولي ديگر دير شده باشد. مثل زماني كه فرزندان شما به سنين نوجواني، بلوغ و جواني رسيدهاند.
شما با گردش دادن فرزند و همراه كردن آنها با خود، مخصوصاً درهفت سال سوم زندگي او با نشان دادن مناظر آموزنده و سازنده مي
خواهيد كاري كنيد كه او اولاً غم و رنج خود را فراموش كند، ثانياً ساخته و پرداخته شود و ثالثاً رابطه مفيد و سازندهاي با شما برقرار کند.
براين اساس بايد مراقب باشيد و سعي كنيد روابط شما با او سالم و طبيعي و به دور از آشفتگي
ها باشد. در طول همراهي با او، سعي كنيد از او كمتر ايراد بگيريد، كمتر انتقاد كنيد و خاطر او را كمتر مشوش سازيد. تذكر اشتباهات او به صورت غير مستقيم، مشفقانه و حتي در خفا باشد.
صبر و تحمل شما درهمراهي فرزند بسياركارساز است. خوددار و مسلط باشيد. بكوشيد به گونه
اي برخورد كنيد كه دست شما از دست او خارج نشود. مخصوصاً در هفت سال سوم زندگي فرد، كه در آن صورت ترميم دل شكسته و تحت كنترل درآوردن او بسيار مشكل است. در اين صورت او حال غزالي را دارد كه اگر بگريزد به زحمت ممكن است با شما مأنوس گردد.
زيان جدايي ها
پدر بايد زمينه ساز انس و الفت از طريق ايجاد رابطه با فرزند باشد. اين رابطه از طرق مختلف در محيط خانه و زندگي فراهم مي شود. مثلاً از طريق تشكيل جلسات مشاوره خانوادگي و شركت دادن كودك در تصميم
گيري ها. وجود چنين نزديكيهايي سبب مي شوند كه طفل با پدر احساس صميمت و انس كرده و خود را نسبت به او نزديك بيابد.
عدم توجه وعدم همكاري و هم كلامي نسبت به فرزند سبب مي
شود كه كودكان به تدريج از پدر بگسلند و به دوستان و معاشران خود توجه كنند، با آنها راز دل بگويند و به تدريج دست خود را از دست پدر بيرون بكشند. گاهي چنين كودكاني به سوي معلمان و يا افرادي كه داراي مقامي برترند روي آورده و از پدر ميگريزند.
اين امر ممكن است از جهاتي و يا در مواردي به نفع كودك باشد ولي از خطرات وعوارض آن نبايد غافل شد.
وجود شكاف بين پدر و كودك ودرعوض انس با دوستان و معاشران و رابطه تنگانگ با آنان گاهي ممكن است به قيمت رسوايي و آلودگي فرزند تمام شود و دامنه آلودگي را به مرز خانواده بكشاند.
وقت گذاري پدر
فرزندان شما نياز به وقت گذاري شما دارند تا از وجود شما و از زمينه هاي انس و الفت شما بهره
اي گيرند. راه و روش زندگي را از شما فرا گرفته و طريق زندگي خود را هموار سازند. شما هرچند كه سرگرم و مشغول كار باشيد بازهم به صلاح و مصلحت شماست كه در شبانه روز لااقل نيم ساعت با فرزندتان همراه باشيد، با او حرف بزنيد، بگوييد و بخنديد، استراحت و تفريح كنيد.
در سايه اين وقت گذاري قادر خواهيد شد رفتار فرزندتان را دريابيد، از ريشه و منشاء آن باخبر شويد، اگر رفتاري ناپسند دارد از آن سر درآورده و راه رفع و اصلاح آن را پيدا كنيد. از تمايلات و خواسته هاي او آگاه شويد و در اين رابطه تصميم بگيريد.
كودك در آينده به آن كس دلبسته تر خواهد شد كه با او سابقه انس وارتباط بيشتري داشته باشد. و حرف و سخن آن كس را بيشتر پذيرا خواهد شد كه باب رفاقت وملاحظات با او گشاده باشد. و شما در سايه ي اين وقت گذاري موفق خواهيد شد رابطه
ي او را با خود، با اعضاي خانواده و از آن مهم تر با خدا محكم تر سازيد.
منبع:


مطالب مرتبط : www.farmhand.parsiblog.ir، 

نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:20 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت
در يك خانوادهي بالنده هر لحظه ميتوان نشاط و سرزندگي، اصالت و محبت و علاقه را احساس كرد. به نظر ميرسد كه در چنين خانوادهاي علاوه بر مغز، قلب و روح هم حضور دارند . افراد با تمام وجود به سخنان همديگر گوش فرا ميدهند و رعايت حال و خواسته يكديگر را ميكنند و براي هم ارزش قايلند و آشكارا محبت خود را ابراز نموده ، يا درصورت لزوم با يكديگر همدردي ميكنند. افراد چنين خانوادهاي از خطر كردن ، نميهراسند. زيرا هر فرد خانواده متوجه است كه با خطر كردن حتماً اشتباهاتي رخ خواهد داد و اشتباهات، خود نشانهاي از رشد كردن است، همهي افراد خانواده احساس ميكنند كه از حقوقي برخوردارند، ضمن اين كه كاملاً به يكديگرعلاقه مندند و برا ي همديگر ارزش قائلند.
هركس مي
تواند احساس سر زندگي را در چنين خانوادهاي ببيند. حركات بدنها و حالت چهرهها آرميده است. افراد با آهنگي پرمايه و روشن حرف ميزنند. در روابطشان باهم، هماهنگي وجود دارد. حتي وقتي خردسالند به نظر گشاده رو ومهربان ميآيند و بقيه افراد خانواده هم با آنها مثل آدمهاي بزرگ رفتار ميكنند.
خانواده
هاي مسئلهدار و آشفته در اثر ازدواجهاي مسئله دار به وجود ميآيند. در خانواده هاي آشفته ارزش خود، پايين؛ ارتباط، غيرمستقيم؛ قاعدهها خشك و بي روح و ناسازگار و يكنواخت است و پيوند با اجتماع براساس ترس و آرام كردن خشم و سرزنش است.
در خانواده
هاي آشفته و ناراحت، جو منفي را خيلي سريع و آسان ميتوان احساس كرد. هر وقت در چنين خانوادهاي باشيم به سرعت احسا س مي‎‎نيم كه ناراحتيم. گاهي محيط آن چنان سرد است كه گويي همه يخزدهاند، فضا فوق العاده مؤدبانه است و بي حوصلگي به وضوح روشن و مشهود است.
زماني ديگر احساس مي
كنيم كه همه چيز به طور مداوم به دور خود ميچرخد و سرگيجه ميگيريم ونميتوانيم تعادلمان را بازيابيم.گاهي امكان دارد كه نوعي حالت اعلام خطر احساس شود، مانند آرامش قبل از طوفان، وگاهي نيز هوا سرشار از رمز و راز است، مانند محيط ستادهاي جاسوسي.
واكنشهاي اساسي
بيشتر افراد خانواده
هاي پريشان دچار بيماري جسمي هستند. در واقع بدن آنان در برابر جوي غير انساني، واكنشي انساني نشان ميدهد و بيانكننده ي وضع ناخوشايند آنان است.
بدنها شق و سفت يا دولا و خميده است؛ چهره
ها عبوس و غمگين و مانند ماسك بي احساس به نظر ميرسد؛ چشمها فرو افتاده است و نگاه ها از مردم ميگريزد. بديهي است كه گوشها نميشنوند، صداها هم خشن و گوشخراش هستند.
نشانه دوستي در ميان افراد خانواده كم است و همبستگي خانوادگي نوعي وظيفه است و افراد صرفاً تلاش مي
كنند يكديگر را تحمل كنند. گهگاه افرادي در خانوادههاي پريشان مشاهده ميشوند كه سعي دارند با حرفهايشان جو موجود را سبك كنند ولي گفتههايشان به هدر مي رود. در چنين مواقعي اغلب شوخي ها هم گزنده و طعنهآميز و بي رحمانهاند. بزرگترها آنقدر سرگرم امر و نهي به فرزندان خود هستند كه هرگز نميفهمند اوكيست. در نتيجه فرزند هيچگاه از پدر و مادر به عنوان دو انسان بهره مند نميشود.
به طور كلي كودكان خانواده
هاي آشفته تربيتي مسموم دارند. تربيت مسموم خشونتي است كه به حقوق كودكان تجاوز ميكند، اين خشونت در كودك باقي مي ماند و در بزرگسالي او، به همين شكل به فرزندانش منتقل مي شود.
در تربيت مسموم، اطاعت والاترين ارزشهاست. در ادامه
ي اطاعت، نظم و تربيت، تميز بودن و كنترل احساسات و آرزوها قرار دارد. كودك زماني خوب است كه آن طور كه به او گفتهاند و آموختهاند رفتار كند. كودك خوب، سازگار و با ملاحظه وغير خودخواه است و هرچه كمتر حرف بزند ، بهتراست.
در تربيت مسموم :
1- بزرگترها ارباب كودك وابسته هستند.
2- بزرگترها خدا گونه درباره خوب و بد تصميم مي گيرند.
3-كودك مسئول خشم بزرگترهاست .
4- پدر و مادر هميشه بايد حمايت شوند.
5- حق حيات كودك تهديدي براي والدين مستبد است .
6- اراده كودك بايد در اسرع وقت سركوب شود.
نمونه هايي از اين باورها:
1- بچه هاچون بچه هستند، شايسته احترام نيستند.
2- اطاعت ، بچه ها را قوي مي
كند.
3- برآورده ساختن نيازهاي كودك اشتباه است.
4- جدي بودن با كودك و سرد برخورد كردن با او، او را براي زندگي آماده مي
كند.
5- تشكر ظاهري بهتر از ناسپاسي صادقانه است.
6- رفتار ظاهري مهمتر از خود واقعي است.
7- پدر و مادر موجوداتي بي گناه و عاري از وسوسه هستند.
8- هميشه حق با پدر ومادر است.
اغلب اين باورها در ناخودآگاه وجود دارند و در شرايط استرس و بحران فعال مي
شوند . با توجه به مداركي كه موجود است هيتلر در كودكي مورد سوءاستفاده و بد رفتاري جسمي و احساسي واقع شده بود . پدرش يك ديكتاتور به تمام معنا بود. گمان ميرود كه پدرش نيمه جهود و نامشروع بود و خشمش را روي فرزندانش پياده ميكرد. هيتلر دوران كودكي را برونريزي كرد و ميليونها كليمي بيگناه را قرباني نمود.
برون ريزي
اريك اريكسون معتقد است كه هيتلرخشم گسسته ميليونها نوجوان را برانگيخت. او در هيئت رهبر گروه
هاي جوان ظاهر شد تا خشم آنها را سازمان دهد. اين خشم واكنش ناخودآگاه آنها در برابر طرز پرورش خود بود كه در اسطورهي" نژاد برتر" متجلي شد. كليميهاي قرباني شده، قربانيان آلمانيهاي تحت ستم والدين پرخاشگر، مستبد و زورگو بودند. اين " برون ريزي ملي" نتيجه منطقي يك زندگي خانوادگي مستبدانه بود كه در آن يك يا دو نفر، با نام پدر و مادر، همه قدرتها را در اختيار دارند و ميتوانند با فرزندان خود هركاري كه ميخواهند بكنند. آنها را شلاق بزنند، توهين و مجازاتشان كنند، مورد تحقير قرار دهند، برآنها سلطه برانند، با آنها بدرفتاري و بي اعتنايي كنند. همه اينها در مفهوم تربيت مسموم انجام ميگيرند.
بايد توجه داشت كه نظم و ترتيب بدون خود انگيختگي به اسارت منتهي مي
شود؛ قانون و توجيه عقلي بدون عاطفه منجر به سردي مكانيكي ميشود. ملاحظهكاري و تواضع، بدون احساس آزادي و استقلال دروني، مولد انسانهاي خامي است كه به راحتي تحت قيموميت هر مقام و صاحب مقامي قرار ميگيرد.
اختلالات وسواس، كمال طلبي، احساس عميق حقارت، ناشايستگي يا ناكامي و اختلال خود شيفتگي هم ناشي از شرم و خجالت است.
شرمساري يك خود ناپذيري تمام عيار است. شرمساري، بيماري روح و تلخ ترين تجربه خود از خويشتن است، و مهم نيست كه با شكل تحقير يا ترسويي احساس شود يا به شكل ناكامي. شرمساري منبع اغلب روحيات مزاحم و ناخوشايندي است كه زندگي انسان را انكار مي
كند. شرمساري با احساس گناه تفاوت دارد. احساس گناه ميگويد: اشتباه كردم، اما شرمساري ميگويد: من خود اشتباه هستم . احساس گناه ميگويد: عمل خلافي از من سرزده، اما شرمساري ميگويد: من خلاف هستم. احساس گناه ميگويد: كارم درست نبوده، اما شرمساري ميگويد من نادرست هستم.
مقررات حاكم بر خانواده
هاي ما، با به حال خود واگذاشتن بچه ها، در آنها ايجاد شرمساري ميكند. به حال خود واگذار كردن فرزندان به اشكال زير بروز مي كند:
1- رها كردن واقعي آنها ( ترك كردن فيزيكي).
2- دريغ كردن احساسات خود از فرزندان.
3- بي توجهي به تأييد و تصديق احساسات فرزندان .
4- برآورده نساختن نيازهاي رشدكودكان.
5- سوء استفاده جسماني، جنسي، احساسي و روحي از فرزندان.
6- استفاده از بچه ها براي برآورده ساختن نيازهاي ارضاء نشده.
7- بچه را مسئول ازدواج خود معرفي كردن.
8- پنهان كردن و انكار اسرار شرم آور خود از ديگران تا بچه
ها مجبور شوند با حمايت از اين موضوعات پنهاني، تعادل و توازن خانواده را حفظ كنند.
9- صرف وقت نكردن با فرزندان و بي توجهي به آنها.
منبع:



نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:20 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت
اختلافات خانوادگی زن و شوهر
روان شناسان عقیده دارند که زندگی زناشوئی اصولاً یک نوع نزاع دوستانه است و اختلاف خلقت بین آن دو ایجاب می کند که با یکدیگر پرخاش و نزاع کنند. منتها خداوند حکیم طوری این دو جنس مخالف را با همدیگر جوش داده و بین آن ها الفت ایجاد کرده است که پرخاش ها و تندخوئی ها در برخی از اوقات ثمربخش واقع شده ، نظام خانواده و اجتماع از این راه برقرار می گردد
از این رو کمتر خانواده ای است که در طول زندگی زناشوئی خود دچار بحران ها زودگذر نشود. غالباً اختلافات جزئی و کلی در اکثر خانواده ها بین زن و شوهر امری است طبیعی که نه تنها به مراحل خطر و بحران شدید و جدائی نمی کشد بلکه دنبال آن یک نوع محبت و سازش پدید می آید و در حقیقت یکنواختی در زندگی را که عامل برخی از گرفتاری های خانوادگی است از بین می برد و از این جهت پیدایش تندخوئی های آرام و لطیف به هیچ وجه جای نگرانی نیست.
دکتر باخ روانشناس نامی آمریکایی می گوید : اگر پرخاش و نزاع اصلاً صورت نگیرد ناراحتی های دو طرفه انباشته و متراکم شده و یکباره بسان کوه آتشفشان منفجر می شود و البته دیگر در این موقع آشتی غیرممکن است یا بسیار بسیار دشوار.
یکی دیگر از کارشناسان امور خانواده می گوید : عدم موافقت ها همیشه جدایی پیش نمی آورد بلکه پیش از ناسازگاری عدم توانایی هریک از طرفین در غلبه بر مشکلات موجب جدایی می شود.
راه حل اختلافات خانوادگی زن و شوهر
1. آشنایی و عمل کردن به وظایف و حقوق یکدیگر .
2. وقتی را برای گفتگو و گوش دادن به صحبتها و احیاناً انتقادهای یکدیگر قرار دادن و هر یک از زن و شوهر بدانند که وقت انتقاد چه موقعی است.
در قانون اسلام آمده است که وقتی احساسات خصومت آمیز و عصبانیت زیاد بر وجودتان مستولی است و سخت عصبانی هستید اصولاً از تصمیم گرفتن و از هرگونه انتقاد بپرهیزید.
چنانکه روانشناسان می گویند : روابط زن و شوهر وقتی صمیمانه باشد انتقاد سازنده معجزه می کند . بهترین موقع انتقاد زن و شوهر از یکدیگر هنگامی است که استراحت لازم را کرده باشند ، و به اصطلاح سرحال باشند زن ها باید حتی الامکان سعی کنند انتقاد عملی و زبانی خود را از شوهرانشان در میان اعضاء خانواده بخصوص در حضور افراد فامیل و خویشان مطرح نسازند.
3. سازش باید دو طرفه باشد نه این که همیشه یکی از دو طرف کوتاه بیاید ، اگر چه سفارش شده است کوتاه آمدن از طرف زن به خاطر داشتن روحیه لطیف و محبت آمیز شروع شود. مرد هم نباید بخاطر داشتن روحیه خشن همیشه پیروز این اختلافات باشد.
4. اگر خدای ناکرده اختلافات عمیق میشود مطابق پیشنهاد کتاب انسان ساز الهی یعنی قرآن کریم و تأکید روایات ائمه (ع) نمایندگانی از دو طرف جمع شوند و به این مشکل خاتمه دهند.
5. از دخالت دادن و یا حتی مطلع کردن دیگران از این نزاع ها خودداری شود ف حتی فرزندانم هم نباید متوجه شوند که در روحیه لطیف آن ها مؤثر خواهد بود . ابتدا بچه ها را به منزل اقوام یا همسایه ببرند ، بعد با هم برای حل اختلاف گفتگو نمایند.
6. در گفتگو سعی شود اختلافات و صحبتهای قبل را به میان نکشند و همدیگر را به این خاطر ملامت نکنند که تو قبلاً چنین و چنان بودی و یا فامیل هایت هم همین طور لجباز بودند.
7. زن نقش مهمی در بوجود آمدن یا نیامدن این نوع اختلافات دارند خود را باید همیشه نزد همسر زیبا جلوه دهد و مطابق خواسته شوهر آرایش کند و او را از غریزه جنسی اشباع نماید.
8. این را هر دو به یاد داشته باشند که اولین راه حل آخرین راه حل نیست و از به زبان آوردن کلمه طلاق در خانه خودداری نمایند، وقتی کلمه طلاق به میان آمد بنیان خانواده بلرزه در می آید. همان طور که وقتی طلاق عملی شود عرش خدا به لرزه در می آید.
نکاتی در تحکیم روابط زن و شوهر
1. ارتباط کلامی صمیمانه : یکی از مواردی که در تحکیم روابط زن و شوهر بسیار مؤثر است ارتباط کلامی و نوع محبت و مبادله کلمات و حرفهایی است که در طول شبانه روز بین زن و شوهر مطرح می شود.
مصادیق ارتباط کلامی صمیمانه :
ü مزاح و شوخی
ü تمجید و تعریف از یکدیگر
ü با کلمات زیبا همدیگر را صدا کردن
2. زمانی را برای صحبت کردن برای همسر اختصاص دهید: همسران پرمشغله اصولاً از محبت کردن غافل می شوند. در نهایت از نظر احساس فاصله ای میان آنها ایجاد می شود و پر کردن این خلاء کاری دشوار است. بهترین راه حل برای جلوگیری از این فاصله ، اختصاص روزانه چند دقیقه برای صحبت کردن و زمانی بیشتر در طول هفته می باشد بویژه وقتی مرد وارد خانه می شود و اگر زن خانه دار باشد بسیار نیاز دارد که شوهرش به حرف های او گوش دهد و مرد هم باید با توجه به حرفهای همسرش گوش دهد نه در حل روزنامه خواندن ،مطالعه یا تماشای تلویزیون این نوعی بی توجهی و بی احترامی به همسر است و این مسئله بظاهر کوچک نقش مهمی در تحکیم روابط زن و شوهر است.
3. از کنجکاوی بیش از حد بپرهیزید: اگر احساس کنید که همسرتان رازی را از شما مخفی می کند ، به دنبال یافتن سرنخ به سراغ اوراق خصوصی او نروید . باز کردن نامه های طرف مقابل یا خواندن دفتر یادداشت وی و به سراغ کیف او رفتن نقص مالکیت و حدود او می باشد بگذارید تا او در زمانی که احساس می کند مناسب است حقیقت را به شما بگوید.
یک روانشناس می گوید :
اگر همسری پس از کشف رازی که شما مخفی کرده بودید عصبانی شود ، به این دلیل است که شما به او اطمینان نکرده اید.
4. از اعتماد همدیگر سوء استفاده نکنیم: اغلب همسران از اسرار به عنوان حربه ای علیه یکدیگر استفاده می کنند. یک وکیل به همسر خود گفته بود که با همکارانش مشکل دارد مدتی بعد که آن دو با یکدیگر بحث کردند ، همسرش به او گفت :« می بینی هیچ کس نمی تواند با تو کنار بیاید » این سوء استفاده از اسرار همسر ، اعتماد به همدیگر را کمتر می کند.
5. نسبت به هم صداقت داشته باشید: صداقت زیربنای زندگی است و همه صفات عالیه در آن نهفته است . صداقت نهایت شکوفایی عزت و پایه ای در زندگی یک زن و شوهر است. عدم صداقت و دو رویی ، نفاق ، آفت بزرگ خانواده است که زن و شوهر می توانند از روز اول با عهد و پیمان بر این که زیر بنای زندگی شان صداقت باشد ، این آفت را دور کنند.
6. آراستن خویش برای همسر: اسلام دین فطرت است و چنین دینی باید به احساسات و عواطف افراد جامعه توجه نماید. هر مرد و زنی در فطرت و سرشتشان زیباپسندی و آراسته گری نهفته است لذا در اسلام بر آراستن خویش و پوشیدن لباس زیبا و استعمال عطر و بوی خوش تأکید زیادی شده است؛ و سفارش شده که زن و شوهر خود را برای یکدیگر بیارایند و ظاهر خود را جذاب و دوست داشتنی نمایند . این عمل علاوه بر احترام به خواست و علاقه طرف دیگر است عفت و پاکدامنی را در جامعه تقویت می نماید.
7. گذشت در برابر لغزشها : برای افرادی که مدت ها با یکدیگر زندگی می کنند و در این امور زیادی منافع واحدی دارند سرزدن لغزش و اشتباه و خطا امری عادی و متعارف است. بنابراین لازم است با عفو و گذشت از خطاها و اشتباهات یکدیگر چشم پوشی نمایند و آن ها را به رخ طرف مقابل نکشند. زن و شوهر در برابر کلمات تند و خشنی که احیاناً به خاطر شرایط خاص که برای هر کدام ممکن است پیش آید از طرف مقابل می شنوند باید با متانت و سعه صدر با آن روبرو شوند.
منبع:


مطالب مرتبط : www.farmhand.parsiblog.ir، 

نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:18 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت
احترام به همسر:
به واقع احترام متقابل، اكسيري است كه زندگي خانوادگي را به كانون سعادت و كاميابي مبدل مي سازد.اگر ارتباط همسران و رفتار و گفتار آنان با احترام و تكريم باشد، بهترين آموزشگاه ادب در خانه، اين دنياي كوچك، ايجاد خواهد شد و در اين آموزشگاه، فرزندان و انسان
هاي فردا آموزش خواهند ديد. احترام امام به همسرشان چنان مشهود بود كه همه اهل خانه به گونهاي صحنههايي از آن را ترسيم كرده و در مورد رفتار كريمانه و احترامآميز امام بسيار سخن گفتهاند؛ از جمله دختر امام مي گويد:
احترام به همسر
همسر امام كه سال ها در سايه اين آفتاب جهاني مي زيسته و صندوقچه اي از خاطرات و حوادث تلخ و شيرين زندگي امام را در سينه دارد؛ درباره رفتار امام مي گويد:
"حضرت امام به من خيلي احترام مي
گذاشتند و خيلي اهميت ميدادند. هيچ حرف بد يا زشتي به من نمي زدند... امام حتي دراوج عصبانيت هزگز بي احترامي و اسائه ادب نميكردند. هميشه در اتاق جاي بهتر را به من تعارف مي كردند."
به واقع احترام متقابل، اكسيري است كه زندگي خانوادگي را به كانون سعادت و كاميابي مبدل مي سازد.اگر ارتباط همسران و رفتار و گفتار آنان با احترام و تكريم باشد، بهترين آموزشگاه ادب در خانه، اين دنياي كوچك، ايجاد خواهد شد و در اين آموزشگاه، فرزندان و انسان
هاي فردا آموزش خواهند ديد. احترام امام به همسرشان چنان مشهود بود كه همه اهل خانه به گونهاي صحنههايي از آن را ترسيم كرده و در مورد رفتار كريمانه و احترامآميز امام بسيار سخن گفتهاند؛ از جمله دختر امام مي گويد:
" برخورد حضرت امام با همسرشان در عين صميمت و محبت بسيار محترمانه بود. در تمام مسائل شخصي و خانوادگي نظر خانم محترم بود و ايشان هيچ گونه دخالتي در امور داخلي منزل نداشتند."
احترام به سليقه هاي يكديگر يكي از بهترين شيوه هاي ايجاد تفاهم در خانواده هاست. امام در زندگي خود از اين اخلاق نيكو بسيار استفاده مي كردند. در احاديث و روايات نوراني ائمه (ع) نيز بحث اكرام و احترام به همسر به عنوان يك اصل اساسي براي استحكام روابط خانوادگي مطرح شده است. امام صادق(ع) در اين زمينه مي فرمايد:
"مَن اَتَّخَذَ اِمرأة فـَليَكرمَها. هر كس زني بگيرد، بايد او را احترام كند.
و نيز پيامبر گرامي اسلامي مي فرمايد:
"... اخذتموهنّ علي امانات الله ...، شماها زنان را به عنوان امانات الهي گرفتيد."
پيامبر مي
فرمايد:" آن قدر جبرئيل سفارش زنان را نمود، تا آنجا كه گمان كردم براي شوهر جايز نيست به زنش اف بگويد".
احترام زن در اسلام به گونه
اي تأكيدي مطرح شده است.
" زن از نظر اسلام ميهمان محترمي است كه از جنبه احترام، ميهمان است و از جهت دخالت در امور زندگي، شريك صاحب خانه ( شوهر) و از نظر امور داخلي، مدير و سرپرست است."
در مورد مصاديق روايات ذكر شده با تأملي كوتاه در زندگاني امام مي بينيم چگونه اين احاديث شريف مورد توجه قرار گرفته و تطبيق با عترت، زندگي ايشان را نوراني كرده است. همسر امام آن گاه كه از احترام امام به خود سخن مي گويد، بيان مي كند:
" تا من نمي آمدم سرسفره، خوردن غذا را شروع نمي كردند. به بچه ها هم مي گفتند، صبر كنيد تا خانم بيايد."
در همين زمينه دختر بزرگ ايشان مي گويد:" اگر بگويم كه در طول شصت سال زندگي، زودتر از خانم دستشان توي سفره نرفت، دروغ نگفته ام. اگر بگويم كوچك ترين توقعي از ايشان نداشتند، دروغ نگفته ام. حتي مي توانم بگويم در طول شصت سال زندگي هيچ وقت يك ليوان آب هم از خانم نخواستند."
احترام فراواني كه امام براي همسر خويش قائل بودند، جزء روش و منش زندگي ايشان شده بود، به گونه اي كه حتي در تبعيد، آن جا كه همسرشان همراه ايشان نبود، همواره نسبت به وضع خانواده دغدغه خاطر داشتند. اين مطلب را از نامه هاي آن بزرگوار به فرزندانش مي توان دريافت. امام در نامه هايي به فرزند بزرگوارش، مصطفي، از تركيه (بورسا) چنين مي نويسد:
" لازم به تذكر نيست كه بايد با مادر و متعلقين با كمال مهرباني و عطوفت رفتار نماييد، مخصوصاً خدمت كنيد به مادر كه رضاي خداي تعالي در آن است."
ميزان علاقه امام به خانواده و به ويژه همسر بزرگوارشان، در نامه
ها و سخنان و پندهايي كه به فرزندان خويش داشتهاند، كاملاً مشخص و مشهود است.
علاقه امام به همسرشان تا آن جاست كه همسر ايشان مي گويد:
" احترام مرا نگه مي
داشتند و حتي حاضر نبودند كه من در خانه كار كنم. هميشه ميگفتند: جارو نكن. و اگرميخواستم لب حوض روسري بچه را بشويم، ميآمدند و ميگفتند: بلند شو، تو نبايد بشويي. من پشت سرايشان اتاق را جارو ميكردم... يك روز وقتي ناهار تمام شد من نشستم لب حوض تا ظرف ها را بشويم. ايشان همين كه ديدند من دارم ظرف ها را مي شويم، به فريده، يكي از دخترها كه در منزل ما بود، گفتند: فريده! بدو، خانم دارد ظرف مي شويد حتي وقتي وارد اتاق مي شدم، به من نميگفتند كه در را پشت سرم ببندم."
با توجه به تعاليم و دستورهاي دين مبين اسلام در روايات و آيات، انجام امور خانه و به عبارت ديگر خانه
داري، جزء وظايف واجب زن به شمار نميآيد؛ حتي شيردادن به فرزند نيز بر زنان واجب نيست. انجام كارهاي مربوط به خانه از سوي زن جنبه احسان و لطف دارد. اگر متون روايي را بررسي كنيم، مي بينيم خدمت زن در خانه مستحب است. چنان كه در"وسايل الشيعه" بابي به عنوان " باب استحباب خدمة المراة زوجها في البّيت" وجود دارد. در اين باب مي خوانيم:" زن صالحه از هزار مرد غير صالح بهتراست و هر زني به مدت هفت روز در خانه به همسرش خدمت كند، خدا هفت در از درهاي جهنم را بر او ببندد و هشت در از درهاي بهشت را بر او بگشايد و او از هر دري كه خواست، وارد شود"، پس گر چه امور خانه وظيفه زن نيست، ولي به قصد تقرب به خداوند متعال، وي در انجام آنها بايد كوشا بوده، با اخلاص، به امر خانه داري بپردازد.
در همين كتاب شريف آمده است:
" اگر بانويي با ظرف آبي همسرش را سيراب كند، به اندازه عبادت يك سال كه روزها روزه باشد و شب ها در حال عبادت، به او خير عطا مي شود."
اكنون كه دانستيم اسلام در مورد"زن" و وظايف او چه ديدگاهي دارد، به سيره عملي حضرت امام بر مي گرديم و مصداق بارز برخورد ديني و اسلامي را بررسي مي كنيم.
حضرت امام هرگز از همسر خويش توقعي نداشتند و انجام امور منزل را جزء وظايف ايشان نمي
دانستند و حتي از انجام برخي از امور خانه توسط همسر خود ممانعت كرده، به فرزندان خويش متذكر ميشدند، كارها را انجام دهند.
يكي از فرزندان امام مي گويد: " اگر روزي خانم غذا را تهيه مي
كردند، هر چقدر هم كه بد ميشد، كسي حق اعتراض نداشت و امام از آن غذا تعريف ميكردند. خانم اگر كاري در خانه انجام ميدادند، حتي اگر استكاني را جا به جا ميكردند و ما نشسته بوديم، امام با ناراحتي به ما ميگفتند: شما نشستهايد و خانم كار ميكنند!".
يكي از نتايج مهم و ارزشمند احترام به ديگران، آموزش و تعليم اخلاق نيكو به ديگران و به ويژه كودكان است. آن گاه كه مرد در خانه به عنوان همسري وظيفه شناس همواره همسر خود را مورد احترام قرار داده، در مقابل فرزندان از زحمات وي سپاسگزاري كند و نيز زن، مقام همسر را در نظر داشته، با او محترمانه و مهربانانه برخورد كند، فرزندان آن ها نيز، اين سجيه اخلاقي را در زندگي خويش خواهند داشت.
در سخنان فرزندان امام اثر شگرف احترام و تكريم بسيار واضح و بارز است. فرزند امام مي گويد:" اگر ما دو سه نفري با هم نزد امام مي رفتيم و صحبت مي كرديم امام مي
فرمودند:
چرا اين جا نشسته
ايد و مادرتان در آن حياط تنهاست؟ برويد پهلوي مادرتان صحبت كنيد".
ابراز علاقه و محبت به همسر كه نماد بارز آن در احترام به او ظهور مي
كند، فرزندان را نسبت به عظمت مادر آگاه كرده، آنان نيز برخوردي كريمانه و محترمانه خواهند داشت. فرزند امام در جاي ديگر ميگويد:" ( امام ) هميشه خيلي به خانم احترام مي گذاشتند و خيلي به ايشان اظهار محبت و علاقه ميكردند و مقيد بودند اين اظهار محبت و علاقه را جلوي ما فرزندان علني كنند."
يكي ديگر از فرزندان امام مي
گويد:
" يك روز من ايستاده بودم و دخترهايم نشسته بودند. ايشان ( امام) با ناراحتي گفتند:
بلند شويد، برويد، مادر شما جلوي شما ايستاده، چرا شما نشسته
ايد، بلند شويد از جايتان!"
احترام به مادر درمباني ديني ما بسيار مهم شمرده شده و بر آن تأكيد فراوان شده است؛ به همين دليل پيشوايان ديني و رهبران مذهبي ما اين نكات را در زندگي خود رعايت مي كردند. بر ماست كه به عنوان پيروان آنها دنباله روي شيوه و منش آنها باشيم و رفتار آنها را سرلوحه
ي زندگي خود قرار دهيم.
منبع:


مطالب مرتبط : www.farmhand.parsiblog.ir، 

نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:17 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت
روان شناسان عقیده دارند که زندگی زناشوئی اصولاً یک نوع نزاع دوستانه است و اختلاف خلقت بین آن دو ایجاب می کند که با یکدیگر پرخاش و نزاع کنند. منتها خداوند حکیم طوری این دو جنس مخالف را با همدیگر جوش داده و بین آن ها الفت ایجاد کرده است که پرخاش ها و تندخوئی ها در برخی از اوقات ثمربخش واقع شده ، نظام خانواده و اجتماع از این راه برقرار می گردد.
از این رو کمتر خانواده ای است که در طول زندگی زناشوئی خود دچار بحران ها زودگذر نشود. غالباً اختلافات جزئی و کلی در اکثر خانواده ها بین زن و شوهر امری است طبیعی که نه تنها به مراحل خطر و بحران شدید و جدائی نمی کشد بلکه دنبال آن یک نوع محبت و سازش پدید می آید و در حقیقت یکنواختی در زندگی را که عامل برخی از گرفتاری های خانوادگی است از بین می برد و از این جهت پیدایش تندخوئی های آرام و لطیف به هیچ وجه جای نگرانی نیست.
دکتر باخ روانشناس نامی آمریکایی می گوید : اگر پرخاش و نزاع اصلاً صورت نگیرد ناراحتی های دو طرفه انباشته و متراکم شده و یکباره بسان کوه آتشفشان منفجر می شود و البته دیگر در این موقع آشتی غیرممکن است یا بسیار بسیار دشوار.
یکی دیگر از کارشناسان امور خانواده می گوید : عدم موافقت ها همیشه جدایی پیش نمی آورد بلکه پیش از ناسازگاری عدم توانایی هریک از طرفین در غلبه بر مشکلات موجب جدایی می شود.
راه حل اختلافات خانوادگی زن و شوهر
1. آشنایی و عمل کردن به وظایف و حقوق یکدیگر .
2. وقتی را برای گفتگو و گوش دادن به صحبتها و احیاناً انتقادهای یکدیگر قرار دادن و هر یک از زن و شوهر بدانند که وقت انتقاد چه موقعی است.
در قانون اسلام آمده است که وقتی احساسات خصومت آمیز و عصبانیت زیاد بر وجودتان مستولی است و سخت عصبانی هستید اصولاً از تصمیم گرفتن و از هرگونه انتقاد بپرهیزید.
چنانکه روانشناسان می گویند : روابط زن و شوهر وقتی صمیمانه باشد انتقاد سازنده معجزه می کند . بهترین موقع انتقاد زن و شوهر از یکدیگر هنگامی است که استراحت لازم را کرده باشند ، و به اصطلاح سرحال باشند زن ها باید حتی الامکان سعی کنند انتقاد عملی و زبانی خود را از شوهرانشان در میان اعضاء خانواده بخصوص در حضور افراد فامیل و خویشان مطرح نسازند.
3. سازش باید دو طرفه باشد نه این که همیشه یکی از دو طرف کوتاه بیاید ، اگر چه سفارش شده است کوتاه آمدن از طرف زن به خاطر داشتن روحیه لطیف و محبت آمیز شروع شود. مرد هم نباید بخاطر داشتن روحیه خشن همیشه پیروز این اختلافات باشد.
4. اگر خدای ناکرده اختلافات عمیق میشود مطابق پیشنهاد کتاب انسان ساز الهی یعنی قرآن کریم و تأکید روایات ائمه (ع) نمایندگانی از دو طرف جمع شوند و به این مشکل خاتمه دهند.
5. از دخالت دادن و یا حتی مطلع کردن دیگران از این نزاع ها خودداری شود ف حتی فرزندانم هم نباید متوجه شوند که در روحیه لطیف آن ها مؤثر خواهد بود . ابتدا بچه ها را به منزل اقوام یا همسایه ببرند ، بعد با هم برای حل اختلاف گفتگو نمایند.
6. در گفتگو سعی شود اختلافات و صحبتهای قبل را به میان نکشند و همدیگر را به این خاطر ملامت نکنند که تو قبلاً چنین و چنان بودی و یا فامیل هایت هم همین طور لجباز بودند.
7. زن نقش مهمی در بوجود آمدن یا نیامدن این نوع اختلافات دارند خود را باید همیشه نزد همسر زیبا جلوه دهد و مطابق خواسته شوهر آرایش کند و او را از غریزه جنسی اشباع نماید.
8. این را هر دو به یاد داشته باشند که اولین راه حل آخرین راه حل نیست و از به زبان آوردن کلمه طلاق در خانه خودداری نمایند، وقتی کلمه طلاق به میان آمد بنیان خانواده بلرزه در می آید. همان طور که وقتی طلاق عملی شود عرش خدا به لرزه در می آید.
نکاتی در تحکیم روابط زن و شوهر
1. ارتباط کلامی صمیمانه : یکی از مواردی که در تحکیم روابط زن و شوهر بسیار مؤثر است ارتباط کلامی و نوع محبت و
مبادله کلمات و حرفهایی است که در طول شبانه روز بین زن و شوهر مطرح می شود.
مصادیق ارتباط کلامی صمیمانه :
ü مزاح و شوخی
ü تمجید و تعریف از یکدیگر
ü با کلمات زیبا همدیگر را صدا کردن
2. زمانی را برای صحبت کردن برای همسر اختصاص دهید: همسران پرمشغله اصولاً از محبت کردن غافل می شوند. در نهایت از نظر احساس فاصله ای میان آنها ایجاد می شود و پر کردن این خلاء کاری دشوار است. بهترین راه حل برای جلوگیری از این فاصله ، اختصاص روزانه چند دقیقه برای صحبت کردن و زمانی بیشتر در طول هفته می باشد بویژه وقتی مرد وارد خانه می شود و اگر زن خانه دار باشد بسیار نیاز دارد که شوهرش به حرف های او گوش دهد و مرد هم باید با توجه به حرفهای همسرش گوش دهد نه در حل روزنامه خواندن ،مطالعه یا تماشای تلویزیون این نوعی بی توجهی و بی احترامی به همسر است و این مسئله بظاهر کوچک نقش مهمی در تحکیم روابط زن و شوهر است.
3. از کنجکاوی بیش از حد بپرهیزید: اگر احساس کنید که همسرتان رازی را از شما مخفی می کند ، به دنبال یافتن سرنخ به سراغ اوراق خصوصی او نروید . باز کردن نامه های طرف مقابل یا خواندن دفتر یادداشت وی و به سراغ کیف او رفتن نقص مالکیت و حدود او می باشد بگذارید تا او در زمانی که احساس می کند مناسب است حقیقت را به شما بگوید.
یک روانشناس می گوید :
اگر همسری پس از کشف رازی که شما مخفی کرده بودید عصبانی شود ، به این دلیل است که شما به او اطمینان نکرده اید.
4. از اعتماد همدیگر سوء استفاده نکنیم: اغلب همسران از اسرار به عنوان حربه ای علیه یکدیگر استفاده می کنند. یک وکیل به همسر خود گفته بود که با همکارانش مشکل دارد مدتی بعد که آن دو با یکدیگر بحث کردند ، همسرش به او گفت :« می بینی هیچ کس نمی تواند با تو کنار بیاید » این سوء استفاده از اسرار همسر ، اعتماد به همدیگر را کمتر می کند.
5. نسبت به هم صداقت داشته باشید: صداقت زیربنای زندگی است و همه صفات عالیه در آن نهفته است . صداقت نهایت شکوفایی عزت و پایه ای در زندگی یک زن و شوهر است. عدم صداقت و دو رویی ، نفاق ، آفت بزرگ خانواده است که زن و شوهر می توانند از روز اول با عهد و پیمان بر این که زیر بنای زندگی شان صداقت باشد ، این آفت را دور کنند.
6. آراستن خویش برای همسر: اسلام دین فطرت است و چنین دینی باید به احساسات و عواطف افراد جامعه توجه نماید. هر مرد و زنی در فطرت و سرشتشان زیباپسندی و آراسته گری نهفته است لذا در اسلام بر آراستن خویش و پوشیدن لباس زیبا و استعمال عطر و بوی خوش تأکید زیادی شده است؛ و سفارش شده که زن و شوهر خود را برای یکدیگر بیارایند و ظاهر خود را جذاب و دوست داشتنی نمایند . این عمل علاوه بر احترام به خواست و علاقه طرف دیگر است عفت و پاکدامنی را در جامعه تقویت می نماید.
7. گذشت در برابر لغزشها : برای افرادی که مدت ها با یکدیگر زندگی می کنند و در این امور زیادی منافع واحدی دارند سرزدن لغزش و اشتباه و خطا امری عادی و متعارف است. بنابراین لازم است با عفو و گذشت از خطاها و اشتباهات یکدیگر چشم پوشی نمایند و آن ها را به رخ طرف مقابل نکشند. زن و شوهر در برابر کلمات تند و خشنی که احیاناً به خاطر شرایط خاص که برای هر کدام ممکن است پیش آید از طرف مقابل می شنوند باید با متانت و سعه صدر با آن روبرو شوند.
منبع:


مطالب مرتبط : www.farmhand.parsiblog.ir، 

نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:17 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت
ازدواج موفق، سرچشمه و اساس يك زندگي سالم فردي و اجتماعي است. چنانچه ازدواج با موفقيت همراه باشد نه فقط زوجين بلكه فرزندان خانواده نيز از سلامت رواني برخوردار ميگردند و حالاتي نظير احساس امنيت و آرامش، دوستي و صميميت متقابل، اميدواري به زندگي، و شعف در آنان به وجود ميآيد. رابطه زناشويي ميتواند دستمايه شادي، و در غير اين صورت منبع بزرگ رنج و تألم باشد. اما عوامل موفقيت و روابط صميمانه كدامند؟ بعضيها ميگويند موفقيت ازدواج بستگي به اين دارد كه تا چه اندازه به عشق متعهد باشيد. جمعي ديگر موفقيت روابط صميمانه را به بخت و اقبال نسبت ميدهند و اين كه بتوانيد شخص مناسب خود را پيدا كنيد، كسي كه با او همخواني داشته باشيد. جمعي ديگر هم به شور و اشتياق و به وجود علايق و يا ارزش هاي مشترك اشاره مي كنند.
بعد از بررسي صدها رابطه به اين نتيجه مي
رسيم، كساني در روابط صميمانه خود موفق ميشوند كه از مهارتهاي ويژهاي برخوردارند. اين بررسي نشان ميدهد كه روابط پايا و پُر دوام را زوجهايي تحقق ميبخشند كه با مهارتهاي ميان فردي آشنايي دارند: گوش دادن، ارتباط روشن، مذاكره، برخورد مؤثر با خشم و….
شما هم مي
توانيد با خواندن و تمرين كردن مهارتهاي جديد را بياموزيد. تغيير دادن بخت و اقبال يا احساس شور و اشتياق به اين سادگي ميسر نيست.
اين مقاله به شما كمك مي
كند تا به مهارتهاي لازم براي زنده نگاه داشتن عشق دست يابيد.
مهارت هاي ارتباط مؤثر
گوش دادن واقعي به همسر دشوار است ، اما خود را به نشنيدن زدن ، جواب از قبل حاضر و آماده داشتن ، به نشانه هاي خطر توجه كردن ، جمع آوري دليل و مدرك براي اثبات ادعاي خويش ، داوري كردن و نظاير آن كار به مراتب ساده تري است. ولي گوش دادن مهمترين مهارت ارتباطي است كه مي تواند صميميت را به وجود آورد و آن را حفظ نمايد. وقتي خوب گوش مي دهيد همسرتان را بهتر درك مي كنيد ، با او هماهنگ مي شويد ، از روابط خود بيشتر لذت مي بريد و بي آن كه مجبور به ذهن خواني باشيد مي فهميد كه همسرتان چرا چنين مي گويد و چنين مي كند. و با چشمان همسرتان به مسائل نگاه مي كنيد. در ضمن گوش دادن ، نشانگر مهر و محبت شما نسبت به همسرتان است.
گوش دادن مؤثر صرفاً به سكوت كردن و شنيدن حرف هاي همسر خلاصه نمي شود . گوش دادن واقعي به قصد و نيّت شما بستگي دارد. اگر نيت شما فهميدن، لذت بردن، آموختن و يا كمك كردن به همسرتان است ، در اين صورت به واقع گوش مي دهيد.
وقتي همسرتان موضوع مهمي را با شما در ميان مي گذارد بايد به زبان خود و به طور خلاصه ، درك و برداشت خود را از گفته هاي او بيان كنيد. اين مهم ترين بخش خوب گوش دادن است .
خلاصه كردن حرف هاي طرف صحبت به زبان خود معمولاً به شفاف شدن منظور گوينده و درك مطلب منتهي مي شود. بعد از خلاصه كردن مطلب و طرح سؤال به منظور روشن نمودن هر چه بيشتر موضوع ، نوبت به باز خورد مي رسد. به عبارت ديگر واكنش خودتان را نشان مي دهيد . در اين مرحله بايد بي آن كه داوري كنيد ، به آرامي افكار ، انديشه ، احساسات ، نقطه نظرها و خواسته هاي خود و موارد ديگر را مطرح سازيد . برداشت دروني خود را با همسرتان در ميان بگذاريد. بايد مراقب باشيد تا اسير موانع سر راه ارتباط مؤثر نشويد.
بازخورد سه عمل مهم انجام مي دهد . نخست وقتي برداشت خود را با همسرتان در ميان مي
گذاريد، درستي آن را محك ميزنيد. در اين زمان اگر برداشت شما از حرف او اشتباه باشد در مقام اصلاح حرف شما برميآيد. دوم، بازخورد به همسر شما كمك ميكند.
تا در زمينه درستي و تأثير ارتباط خود اطلاعاتي به دست آورد. سوم، همسرشما با برداشت
هاي جديد شما آشنا مي شود.
حالا جاي خود را با همسرتان تغيير دهيد. كسي كه تاكنون حرف مي زده، تبديل به شنونده مي
شود و شنونده قبلي حالا حرف ميزند. اين برنامه آن قدر ادامه پيدا ميكند تا مطلب به خوبي ايراد و درك شود.
همدلي به شما كمك مي
كند تا مواضع همسرتان را بهتر درك كنيد. براي رسيدن به همدلي بيشتر به اين نكته توجه بفرمائيد كه هر دوي شما ميخواهيد در زمينههاي فيزيكي و احساسي در شرايط بهتري قرار داشته باشيد.
ارتباط مؤثر از عزت نفس حمايت مي
كند و فضاي مناسبي براي حل و فصل مسائل به وجود ميآورد. در ارتباط مؤثر، طرفين درباره تأثير حرفشان قبول مسئوليت مي‎‎کنند. ارتباط مؤثر زماني برقرار ميشود كه صداقت حاكم باشد و طرفين از گفتن دروغ اجتناب كنند. ارتباط مؤثر زماني برقرار ميشود كه تمام مطلب را به شكلي كه وجود دارد بگوييد و از ذكر برخي از حقايق درباره مطلب خودداري نورزيد. از همه اينها مهم تر لازمه ايجاد ارتباط مؤثر رفتار حمايتگرانه است، بايد به جاي رفتار انفعالي و فاصله گرفتن، نزديك شدن و درك كردن را انتخاب كنيد.
ده توصيه براي رسيدن به ارتباط مؤثر
1- ازعبارات داوري كننده، انتقاد آميز و باردار اجتناب كنيد.
2- از برچسب زدن هاي تعميم
آميز اجتناب نماييد.
3- از مخابره پيام هاي با فاعل «تو» خودداري نماييد.
4- به سابقه و به گذشته
ها كاري نداشته باشيد.
5- مقايسه منفي نكنيد.
6- تهديد نكنيد.
7- احساسات خود را بيان كنيد.
8- از پيام
هاي كامل و جامع استفاده كنيد.
9- از پيام
هاي روشن استفاده كنيد.
10- خوب به صحبت هاگوش کنيد و بعد فکرکنيد و بعد جواب دهيد.
منبع:


مطالب مرتبط : www.farmhand.parsiblog.ir، 

نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:15 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت
ازدواج -سن مناسب معیار مناسب و انگيزه ازدواج در افراد مختلف ( مرجع کامل اطلاعات)
ازدواج تنها راه مشروع و سالم تشکیل خانواده است. همه مکاتب و ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده را توصیه نموده اند. ازدواج به زن و مرد آرامش می بخشد و آنان را از انحراف و رفتارهای جنسی پرخطر و غیر اخلاقی باز می دارد.
در چه سنی باید ازدواج کرد؟
برای ازدواج علاوه بر نیاز به رشد جسمی و جنسی ، رشد روانی و اجتماعی نیز مورد نیاز است. در اواخر دوره نوجوانی رشد جنسی تقریبا کامل می شود و فرد توانایی تولید مثل پیدا می کند. در اواخر سنین نوجوانی اغلب دختران به فکر ازدواج می افتند، در حالیکه پسران در این سنین خواهان ازدواج نیستند. گرچه ازدواج تنها راه مشروع و سالم تأمین نیازهای جسمی و روانی نوجوانان است، ولی برای یک ازدواج موفق، آمادگی زیستی، روانی، مادی و اجتماعی لازم است. به همین جهت، متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود.
در صورت داشتن ازدواج زودهنگام، بهتر است داشتن فرزند تا پس از ۲۰ سالگی به تعویق بیفتد. برای این منظور لازم است که زوجین با روش های صحیح تنظیم خانواده آشنا باشند.
معیارهای یک ازدواج موفق چیست ؟
انتخاب همسر از مهمترین تصمیمات فرد در زندگی است، زیرا می تواند آینده فرد را رقم بزند. تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند هر امر مهم دیگری به تفکر منطقی و تلاش و کوشش نیازمند است. جوان می بایستی بر اساس معیارهای اصولی، منطقی همسر آینده خود را شناسایی و انتخاب نماید و آنگاه به انجام پیوند زناشویی اقدام کند. بصورت کلی اصالت خانوادگی به عنوان اساسی ترین معیار انتخاب همسر شناخته می شود. ایمان، اخلاق نیکو و روان سالم، و تناسب زوجین در ویژگیهای ظاهری، سنی، تحصیلی، فرهنگی، تربیتی و اعتقادی از موارد اساسی در انتخاب همسر است
در زیر به چند عامل برای یک ازدواج موفق اشاره می شود:
سلامت جسمی و روانی
انسان سالم، خانواده سالم ایجاد می کند. برخی از بیماریها ممکن است تهدیدی جدی برای سلامت انسان و همسر آینده او باشد. در این زمینه مراجعه به مراکز درمانی برای تشخیص و درمان زودرس و مشاوره قبل از ازدواج در مراکز مشاوره وزارت بهداشت توصیه می گردد.
منبع درآمد و شغل مناسب
برای یک ازدواج موفق و زندگی سعادتمند، مسأله شغل می بایستی جدی گرفته شود. با داشتن کار و شغل، عشق و محبت زوجین در منزل رونق و تداوم می یابد.
با وجودیکه داشتن شغل و درآمد لازمه خوشبختی خانواده است، باید توجه داشت که امکانات مالی به تنهایی نمی تواند حل کننده همه مشکلات یک خانواده و متضمن خوشبختی باشد و اهمیت آن تنها بایستی در کنار سایر عوامل ارزیابی شود
داشتن نیت و اراده برای تشکیل خانواده
هر یک از زوجین باید با دید باز و با رضایت خود اقدام به تشکیل خانواده نمایند. ازدواج نباید به عنوان راه حلی برای دوری از مشکلات خانوادگی جوان در خانواده در نظر گرفته شود، بلکه ازدواج زمانی موفق خواهد بود که با هدف تشکیل خانواده و تعالی روحی زوجین درنظر گرفته شود. با وجودیکه والدین در راهنمایی جوانان در انتخاب همسر نقش تعیین کننده ای دارند، این نقش باید به صورت مشاوره ای باشد و نباید بصورت تحمیلی و سلب اختیار جوان در تعیین شریک زندگی آینده اش باشد
سن مناسب و اختلاف سنی مناسب برای ازدواج
همانگونه که گفته شد، برای موفقیت در ازدواج، رعایت سن مناسب ازدواج بسیار مهم است. متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود
مسئولیت پذیری و پاسخگویی به نیازهای جسمی روحی و عاطفی همسر
زوجین باید متوجه باشند که با تشکیل خانواده، نقشهای جدیدی برای آنان بوجود می آید که می بایستی در مقابل آن مسئولیت پذیر باشند. زن و مرد متأهل نسبت به یکدیگر متعهد هستند و می بایستی با تمام وجود سعی در ایفای وظایف نمایند. یکی از اساسی ترین پایه های موفقیت یک زندگی زناشویی، شناخت دقیق نیازهای جسمی ، روحی و عاطفی همسر و تلاش مستمر و دائم در پاسخ به این نیازهاست . زوجین می بایستی در این جهت به یکدیگر کمک رسانند و مشوق و همکار یکدیگر باشند. همچنین لازم است تا از توقعات خارج از توانایی همسر اجتناب گردد. به عبارت دیگر زوجین باید تلاش کنند تا در کنار یکدیگر باشند و نه در مقابل هم.
علاوه بر این، هر یک از زوجین می بایستی مسئولیت تنظیم خانواده را بپذیرند و تعداد فرزندان و فاصله مناسب تولد آنان را رعایت نمایند.
یک عشق یک همسر
این اصل متضمن دوام و خوشبختی یک خانواده است. وفاداری به همسر، وفاداری به عشق را به ارمغان می آورد
به همسر خود احترام بگذارید و گذشت داشته باشید
زوجین می بایستی در همه حال و در هر شرایطی به همسر خود احترام بگذارند. نزدیکی زوجین هیچگاه حق توهین و تحقیر یکدیگر را به آنان نمی دهد. با اولین توهین به همسر، اولین گام برای فروریختن بنای خانواده برداشته شده است و اصالت خانواده زیر سؤال می رود. هیچ خطایی از طرف همسر، شما را محق به توهین به او نمی کند. گذشت لازمه هر رابطه طولانی مدت است. انسان در طول زندگی مرتکب خطاهایی می گردد و گذشت و راهنمایی دوستانه همسر، زمینه پیشگیری از وقوع مجدد آن خطا را فراهم می کند، احساس صمیمیت را تقویت می کند و زندگی را به کام زوجین شیرین می سازد
معنویات
دین داری ، تقویت معنویات و توجه به دستورات مذهبی که به زیبایی در دین مبین اسلام و سایر ادیان الهی به آن پرداخته شده است، همچون چراغی روشن در راه تعالی بشریت است. زوجین باید به تقویت معنویات در یکدیگر یاری رسانند و در این صورت است که عطر و طراوت ایمان، فضای خانوادگیشان را صفا می بخشد
زمان مناسب بچه دار شدن
توجه داشته باشید که از نظر جسمانی، روانی، اجتماعی و اقتصادی صلاح نیست که یک زوج بلافاصله پس از ازدواج بچه دار شوند و حداقل در دو سال اول زندگی می بایستی از یک روش های پیشگیری از بارداری استفاده نمود. بهترین سن حاملگی برای زن بین ۲۰ تا ۳۰ سالگی است. حاملگی پیش یا پس از این سنین، احتمال خطرات برای سلامتی جنین و مادر را می افزاید. همچنین فاصله کمتر از ۳ سال بین دو زایمان برای مادر و کودک، هر دو، خطرناک است. امروزه به دلایل متعددی بیش از دو حاملگی توصیه نمی شود.
هدف اصلي ازدواج و تشکيل خانواده چیست ؟
متاسفانه %۸۰ ازدواجها از انگيزه هاي غلط و خود خواهانه نشات ميگيرند تعدادی از انگیزه های ازدواج به شرح زیر است :
۱- فشار اطرافيان:
تـاثيراتي است كه دوستان،خانواده، جـامـعـه و حتي عقايد شما بر شما تحـــميـــل مـي كنند. پيامي كه مضمون آن اينچنين است: ”تو بايد در يك رابـطه بـا جــنس مخــــالف خود باشي و يا حتما ازدواج كني، اگر رابــطه نداشته باشي و يا ازدواج نكرده باشي حتما عيبي در تـو وجــود دارد.” در جــامعه فـــشار زيادي به افراد مجرد تـحمـــيل ميگردد اما ديگر زمان آن فرا رسيده است كه آنها را بـه حـــــال خود رها كنيم و بياموزيم كه تجرد آنها را درك كــرده و ارج نـهـــيم. هر فردي مختار است مجرد بماند و يا ازدواج كند.
۲- رهايي از تنهايي و افسردگي:
بسياري از افراد تنها به اين خاطر كه تنها هستند( و يا از تنها ماندن هراس دارند) و يا مايوس ميباشند تن به ازدواج ميدهند. آنها تصور ميكنند كه ازدواج مشكل آنها را مرتفع ميكند. اما در اين شرايط معمولا فرد قادر به يك گزينش صحيح نميباشد و احتمال آنكه فرد با شخص نامناسبي ازدواج كند زياد است. يك انسان نااميد و تنها پس از ازدواج نيز تنها خواهد ماند. برخي افراد تا آن حد از لحاظ عاطفي تهي ميباشند كه اميدي به يك ازدواج موفق با هيچ فردي را احتمال نميدهند. در نهايت نيز اينگونه افراد گرفتار روابط محنت زا و غم انگيزي ميشوند.
۳- عطش جنسي:
برخي افراد آنقدر غرق در غرايض جنسي خود ميبانشد كه جز روابط جنسي به چيزي ديگري نمي انديشند. آنها رابطه جنسي را به يك رابطه صميمانه و دراز مدت ترجيح ميدهند. اين گونه افراد تنها بدنبال يك همخوابه ميباشند تا يك همسر خوب. اينگونه ازدواجها نيز پس از مدتي به سردي گراييده و از هم ميپاشد. اين انگيزه معمولا در مردان مشاهده ميشود و تعداد آنها هم كم نيست.
۴- گريختن از واقعيات زندگي خود:
بسياري از افراد ازدواج ميكنند نه به اين خاطر كه شخص مناسبي را براي ازدواج يافته اند، بلكه به جهت آنكه عذري براي دوري گزيدن از مشكلات و واقعيات زندگي خود تراشيده باشند. زندگي اينگونه افراد عاري از شور و اشتياق و هدف مشخص ميباشد. اما جاي آنكه راه حل را درون خودشان بيابند ازدواج كرده و تصور ميكنند با ورود فرد ديگري در زندگيشان، زندگي آنها نيز از سكون و كسالت آوري بيرون خواهد آمد.
۵- گريختن از رشد و بالندگي:
اينگونه افراد تنها به اين منظور ازدواج ميكنند كه فرد ديگري مسئوليت مراقبت از انها را به عهده گيرد. اينگونه افراد معمولا از لحاظ عاطفي به شريك خود وابسته ميشوند.
اينگوه ازدواجها در موارد زير نمود بيشتري دارند:
• ازدواجهايي كه اختلاف سني فاحشي ميان دو فرد وجود دارد.
• در ازدواجهايي كه اختلاف فاحشي در قدرت مالي و يا موفقيت شغلي دو فرد وجود دارد.
• ازدواجهايي كه مغايرت محسوسي در سبك زندگي دو فرد وجود دارد.
0-   احساس گناه:
برخي افراد كه پيش از ازدواج با فردي رابطه دراز مدت داشته اند تن به ازدواج با فرد ميدهند به اين خاطر كه از ترك كردن شريك خود هراس دارند كه پس از رفتن آنها چه بر سر شريكشان خواهد آمد. همچنين احساس گناه ميكنند زيرا كه تصور ميكنند آنطور كه بايد و شايد رفتار پسنديده اي نسبت به شريك خود نداشته اند و يا متقابلا لطفهايي كه شريكشان در حق آنها روا داشته را جبران نكرده اند. هنگامي كه فرد از روي احساس گناه و عذاب وجدان و نه از روي عشق واقعي تن به ازدواج با فردي ديگر ميدهد ثمري جز ناكامي و نابودي هر دو فرد در پي نخواهد داشت.
۷- پر كردن خلاء احساسي و معنوي:
اينگونه افراد داراي حس پوچي و بي ارزشي ميباشند و ميخواهند توسط فرد ديگري خلاء وجودي خود را به گونه اي پر كنند اما بايد آگاه باشند كه هر ميزان هم كه فرد مقابلشان آنها را دوشت داشته باشد قادر به پر كردن خلاء هاي زندگي آنها نميباشد.
۸- پذيرش اجتماعي:
جامعه به افراد مجرد به چشم يك انسان متهم مينگرد. اين جمله را در درب ورودي بسياري از رستورانها و يا مراكز ديگر زياد ديده ايد: ”ورود افراد مجرد ممنوع” و يا بسيار از موسسات و ادارات افراد مجرد را به استخدام خود در نمياورند. بنابراين ازدواج انگيزه اي ميگردد براي جوانان تا در جامعه مورد پذيرش قرار گيريند.
۹- تامين مخارج زندگي:
اينگونه ازدواجها در زنان بيشتر به چشم ميخورد كه به منظور تامين نيازهايشان با مرد ثروتمندي تن به ازدواج ميدهند.
۱۰- اعتماد بنفس پايين:
برخي افراد با نخستين فردي كه به آنان پيشنهاد ازدواج ميدهد ميپذيرند و ازدواج ميكنند. اينگونه افراد به لحاظ اعتماد بنفس پايينشان ميپندارند قابل دوست داشتن نبوده و يا ارزش، زيبايي، محاسن و هنر كافي در خود سراغ ندارند كه فردي شيفته آنان گردد. آنان از ترس آنكه نكند فرد ديگري آنان را نپسندد و شايد اين آخرين فرصتي باشد كه در زندگي برايشان ايجاد گشته، شتابزده تن به ازدواج ميدهند.(مانند دختراني كه خيلي زود ازدواج ميكنند)
۱۱- اخذ تابعيت كشور ديگر:
اينگونه افراد براي اخذ تابعيت كشور خاصي تن به ازدواج ميدهند كه يك ازدواج مصلحتي محسوب ميگردد.
۱۲- بي ارزش شمردن ارزش خود:
اينگونه طرز تفكر در زنان به چشم ميخورد. اينگونه زنان و يا دختران چنين ميپندارند كه وظيفه يك فرد تامين مخارج معيشتي و وظيفه يك زن تنها برآورده ساختن نيازهاي جنسي مرد ميباشد. آنها ارزش زن را در سطح يك همخوابه صرف ميدانند. يكي از عللي كه دختران جوان با مردان مسن ازدواج ميكنند همين مسئله ميباشد.
به خاطر داشته باشيد بسیاری از محققین سن مناسب ازدواج را برای دختران ۱۸ تا ۲۴ سال و برای پسران ۲۴ تا ۲۸ سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن ۲ تا ۶ سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود.
بنابراين عجله نكنيد و با ديد گشوده شريك زندگي خود را برگزينيد.
همچنين سعي كنيد پيش از بچه دار شدن حداقل ۲ سال از ازدواج شما گذشته باشد تا رابطه شما با فرد مقابل به ثبات مطمئني رسيده باشد.
هدف اصلي ازدواج و تشکيل خانواده، ارضاي غريزه جنسي و شهواني نيست، بلکه توليدمثل است.
بدون شک، خالق بزرگ هستي خواهان تداوم زندگي انسان روي کره خاکي است و تنها راه تداوم نسل بشر، آميزش جنسي است. خداوند کششي بين دو جنس مخالف (نر و ماده) برقرار ساخت، که اگر اين کشش ميان نر و ماده نبود، آميزشي ميان دو جنس مخالف صورت نمي گرفت، و اگر آميزش در کار نبود نسل بشر منقرض مي گشت.
قوي ترين نيرويي که زن و مرد را به يکديگر مي کشاند، غريزه جنسي است. در حقيقت، جاذبه جنسي بين زن و مرد علت محدثه خانواده و علت مبقيه آن است؛ ولي هدف اصلي ازدواج، ارضاي غريزه جنسي نيست، بلکه عاملي وراي اين عامل شهواني و تمتعات جنسي است که عبارت است از توليد نسل.
بهترين دليلي که مي توان بر اين مدعا که هدف اصلي از ازدواج صرف تلذذ و تمتع جنسي بردن نيست جدائي مردان از زنان نازا و زنان از مردان عقيم آن هم با وجود تلذذ جنسي در حد ارضاء و وجود اقتصاد سالم و وضع معيشتي مناسب در خانه است.
مولر لير، جامعه شناس جامعه شناس آلماني مي نويسد:
سه عامل مهم افراد را به طرف ازدواج و تشکيل خانواده سوق مي دهد: نياز اقتصادي، ميل به فرزند و عشق. ميل به فرزند که همان علاقمندي به بقاي نسل و حفظ نوع مي باشد، عشق يا لذت جنسي يا نيازهاي اقتصادي به عنوان مقدمات وصول به اين هدفند. بنابر نظريه کينک، جامعه شناس آمريکايي، از لحاظ جهان شناسي، وظيفه خانواده (زن و مرد) تنها امتداد نسل است و نيازهاي اقتصادي يا شهواني به عنوان مقدمه اي براي رسيدن به اين هدف بزرگند.
مزایای ازدواج سالم و موفق چیست ؟
موفقیت در ازدواج تنها در تامین مادیات خلاصه نمی شود . تحقیقات گویای این مطلب هستند که تمام افراد خانواده در یک زندگی مشترک سالم سعادتمند و کامل از مزایای آن بهره مند خواهند شد همه ما می دانیم که خداوند به مزایای زندگی مشترک آگاه است و به همین دلیل بوده که زن ها و مرد ها را تشویق به ازدواج کرده و نتیجه این تحقیقات چیزی جز سخنان خداوند نیست.
مزایای ازدواج موفق برای کودکان و نوجوانان آن خانواده :
تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که در آغوش گرم خانواده بزرگ می شوند برتری های بیشتر ی نسبت به سایرین دارند. از آن جمله می توان موارد زیر اشاره کرد.
- احتمال ورود آنها به مدارج بالاتر علمی بیشتر است.
- از نظر آکادمیک بچه های موفق تری هستند.
- از نظر جسمی سالم تر هستند.
- از نظر عاطفی سالم تر هستند
- احتمال خودکشی در آنها کمتر است
- ناآرامی های کمتری را در مدرسه از خود نشان می دهند.
- احتمال کمتری وجود دارد که قربانی سو استفاده جنسی شوند
- کمتر از الکل و مواد مخدر استفاده می کنند
- کمتر مرتکب جنایت می شوند
- ارتباط بهتری با پدر و مادر خود دارند
- وقتی ازدواج کردند. احتمال طلاق کمتر است
- در ففر بزرگ نمی شوند
مزایای ازدواج سالم برای خانم ها:
تحقیقات نشان می دهد که خانم هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هایی که از ازدواج نا موفق هستند نسبت به خانم هایی که در ازدواج ناموفق هستند مزایای بیشتری دارند از جمله:
- از ارتباط خود راضی هستند
- از نظر احساسی سالم تر هستند
- از نظر مالی غنی تر هستند
- کمتر قربانی خشونت سو استفاده های جنسی و یا سایر جرم ها می شوند
- تلاش کمتری برای خودکشی انجام می دهند.
- از الکل و مواد مخدر استفاده نمی کنند
- زیر خط فقر به سر نمی برند
- با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می کنند
- از نظر جسمانی سالم تر هستند
مزایای ازدواج سالم برای مردها:
تحقیقات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به سایر آقایان پیدا کرده است به نمونه زیر توجه کنید
- عمر طولانی سلامت جسمانی تامین مالی اشتغال بلند مدت
- دستمزد بالا ریسک کمتر در روی آوردن به مواد مخدر مشروبات الکلی داشتن ارتباط بهتر با فرزندان احتمال کمتر به ارتکاب به جرم و جنایت. احتمال کمتر در خودکشی
مزایای ازدواج سالام برای اجتماع:
زمانی که در جامعه درصد افرادی که در یک ازدواج سالم هستند بیشتر شود مزایای بی شماری به همراه آنها با اجتماع وارد می شود .
-داشتن شهروندان سالم از نظر فیزیکی
دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی
بالا رفتن درصد افراد تحصیلکرده
کاهش خشونت های خانوادگی
کاهش امار جرم و جنایت
کاهش میان ارتکاب به جرم در نوجوانان و حوانان
کاهش میزان مهاجرت
افزایش ارزش دارایی های افراد
کاهش نیاز به خدمت مشاوره خانوادگی
زمان مناسب برای پیشنهاد ازدواج دادن و پيشنهاد ازدواج را چگونه مطرح کنیم
پيشنهاد ازدواج دادن بي شك يكي از مهمترين و بزرگترين گامهايي ميباشد كه تا به حال برداشته ايد. شما خواهان آن هـستـيد كه در آن لحظه همه چيز عالي و بـه بـهتـريـن نحو پيش رود و از آن مهمتر كه ميخواهيد پاسخ وي مثبت بـاشـد! ايـن نكـات را هــنگام دادن پيشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهيد تا شانس موفقيت شما افزايش يابد:
۱- مطمئن گرديد كه فرد مناسبي را برگزيده ايد:
واضح است نه! امــا حـقـيقت امر آن است كه ازدواج چيزي نيست كه بخواهيد بـخاطـر انــگيــزه هــاي آنــي وارد آن گرديد. ممكن است شما ديوانه وار همديگر را دوست داشته باشيد اما اگر هــمسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه، ازدواج شما قطعا زياد دوام نخواهد آورد و يا آنكه ارزشهاي شما با ارزشهاي همسرتان متفاوت باشد. اگر در مورد فردي كه ميخواهيد با وي ازدواج كنيد ترديد داريد، بهتر است بيشتر درباره آن بيانديشيد.
۲- مطمئن شويد هر دوي شما آمادگي داريد:
پيـش از آنـكه پيـشنهاد ازدواج دهيد درباره آن كه در زندگي بدنبال چه اهدافي ميباشيد، حتــي اهداف ۵۰ سال آينده خود با يكديگر صحبت كنيد. هر چه بيشتر بــا يـكديگر در مــورد آن چـه بــراي شـما حائز اهميت ميباشد گفتگو كنيد بيشتر متوجه آن ميگرديد كه آيا با يكديگر تفاهم و سازگــاري داريـد يــا خير. همچنين بايد از لحاظ مالي آمادگي داشته باشيد. اگر شما قادر نيستــيـد كــه مخارج خود را تامين كنيد، بهتر است نامزدي خود را به تعويق بياندازيد.
۳- از پدر و مادر وي اجازه بگيريـد:
شـما ابـتـدا بايد بدانيد كه آيا اگر پـيش از ازدواج با پدر و مادر وي مشورت كرده و اجازه بخواهيد، آنها را خوشنود ميسازد يا خير. ايـن نـكته شـايـد عـجيـب بـــنظر آيد اما شما كه نمي خـواهيد پـدر زن و مادر همسر آيـنـده خود را برنجانيد؟ اين عمل براي آنكه دلشان را بدست بياوريد بسيار موثر خواهد بود.
۴- بطريقي پيشنهاد بدهيد كه خوشايند وي باشد:
به پيـشنهاد ازدواج هـمچون يك هديه به بانوي زندگي خود بنگريد. آن را بـطريقـي طـرح ريزي كنيد كه باب ميل و سليقه وي بوده و مطابق با شخصيتش باشد. آيا وي رومـانتـيـك اسـت و يـا اهـل تـفريح و شوخ طبعي؟ آيا ميل دارد بطور محرمانه از وي خواستـگـاري كنـيـد و يا روي ديــوار درخـواست خود را بنوسيد؟
۵- در باره هديه دادن به وي تصميم بگيريد:
بـراي دختـرهـا و زنـان هيچ چيز مبهوت كننده تر از يك هديه غير منتظره و غافلگير كننده حلقه برليان نمي بـاشد. امـا اگـر تـوان مالي شما اجازه اين كار را به شما نميدهد، براي يك حلقه مناسب بودجه شما كفايت ميكند. اما حتما پيش از آنكه حلقه را خريداري كنيد از نوع سليـقه وي اطلاع يابـيد. ايـن كار را ميتوانيد با سوال كردن از دوستان و يا خانواده وي و يـا مشـاهـده نوع جواهرآلاتي كه وي استفاده مي كند انجام دهيد. اما بسياري از دختران تـمايـل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند. بهرحال بايد به خواسته هاي وي احترام بگذاريد.
۶- مطمئن گرديد پاسخ وي مثبت ميباشد:
هنگاميكه پيشنهاد ازدواج ميدهيد، بـايد مطمئن باشيد كه پاسخ وي ”بله” خواهد بود. شما ميباست از قبـل در مــورد ازدواج بـه انــدازه كافي صحبت كرده و كــامـــلا از آن چه طرف مقابل از يك شريك زندگي بلند مدت انتظار دارد، آگاهي يافته باشيد. درست است كه ميخواهيد پيشنهاد ازدواج شــما براي او سورپريز باشد اما نبايد بي مقدمه دست به اين كار بزنيد.
۷- افراد زيادي را از قصد و تصميم خود آگاه نسازيد:
شـما مـمكن اسـت وسوسه شويد كه قصد خود را با دوستان و خانواده خود در ميان بگذاريد. امـا عـاقلانه تر آن است كه اين خبر را تنها با يكي دو تا ازدوستان و يا نزديكان صميـمــي خود در ميان گذاشته و به آنها اطمينان داشته باشيد كه رازدار و محرم اسرار شما ميباشند.
۸- پيشنهاد خود را از حفظ نكنيد:
صرفنـظر از آنـكه كـجـا و چــگـونــه پــيشنهاد ازدواج مي دهــيد، بايد آن با نهايت صداقت و ابراز عشق حقيقي شما نسبـت بـه وي هـمــراه باشد. از قبل در مورد حرفهايي كه ميخواهيد به او بـزنــيد يادداشت برداريد اما دقيقا آنها را از بر نكنيد. در آن لحظه به وي بگوييد كه چرا وي يـك فرد استـثـنايي بـوده و چـرا شما خواهان آن ميباشيد كه باقي عمر خود را با وي سپري كنيد. بـايـد جملات شما از دلتان برآيد او ميخواهد با يك مرد ازدواج كند و نه يك ربات!
۹- مكان و زمان مناسب را بيابيد:
مكاني كـه پيـشـنهاد ازدواج مـي دهـيد مي تواند: رسـتوران، پارك، سينما و يا لب دريا باشد.اما بهتر است مكاني انتخاب گردد كــه بــراي هر دوي شما خاطره انگيز بوده و شما را به ياد خاطرات گذشته بيندازد. فـاكتور زمان نيز بسيار مهم مي بـاشــد اگر وي شرايط سختي را سپري مي كند، اگر خسته و يا گرفتار دغدغه هاي شخصي و شغلي خود ميباشد و يا آنكه از دست كسي عصبـانـي اسـت، زمان مناسبي براي اين كار نميباشد.
۱۰- او را دستپاچه نكنيد:
شما ممكن است بخواهيـد پيـشنـهاد خود را براي جهانيان فرياد بزنيد و يا حداقل براي همسايگان مجاور خود! امـا مـراقب باشيـد اشـتـياق بـي حد شما كار دستتان ندهد. اگر وي شخص درونگرا بوده و از آن كه مـركز تـوجـه ديـگـران واقع گرديد بيزار ميباشد، بهتر است اين كار را بطور خصوصي با وي در ميان بگذاريد.
۱۱- انتظار همه نوع پيشامدي را داشته باشيد:
صـرفنـظر از هـمـه نقشه ها و طرح ريزي ها، امكان دارد امور دقيقا آن طوري كه شما و يا وي تصور ميكرديد پيـش نرود. خود را براي واكنشهاي احتمالي آماده كنيد.او مـمكن است دستپـاچـه شـده و يا هيجان زده گـردد و يـا آن كه كاملا آرام و بي تفاوت باقي بماند. وي ممكن است بگويد: ”بله-خيـر” و يــا ”شايد”. شمـا مـمكن است تصور كنيد وي را كاملا مي شناسيد امـا از پـيـش داوري و آنكه پاسخ وي چگونه خواهد بود پرهيز كنيد چون ممكن است مايوس گرديد.
۱۲- اگر پاسخ وي منفي بود مايوس نشويد:
هـمـواره احـتـمال آن كـه وي ”نه”بگويد وجود دارد. اما دلسرد نشويد با او صحبت كنيد و علت عــدم آمـادگـي وي را جـويا گرديد. وي ممكن است تـنـها بـه زمـان بـيشتـري نـيـاز داشتـه بـاشـد و يا آن كـه اصلا وي دختر مناسبي براي شما نباشد. اگر اين طور باشد بهتر است همين حالا پي بـه آن بـبـريد تا آنكه پس از ازدواج.
۱۳- خيلي زود و يا خيلي دير پيشنهاد ندهيد:
زمـان معـيـنـي براي پيشنـهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت ۲ هفته از آشنايي خـود بـا وي پـيشـنــهاد ازدواج ندهيد! زمان پيشنـهاد ازدواج هنـگامي اسـت كـه شـمـا بـــراي مــدتــي كافي به يكديگر متعهد شده باشيد. همچنين زياد وقت را تلف نكنيد شجاع باشيد و حـرف دلتان را بزنيد. اگر هم خيلي هم كمرو مي باشيد، مي تـوانـيد پيــشنهاد خود را در قالب نامه براي دختر مورد علاقه خود ارسال كنيد.
1- منبع:


مطالب مرتبط : www.farmhand.parsiblog.ir، 

نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:14 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت
اگرچه والدين امروزي از نظر تحصيلات و اطلاعات در مقايسه با گذشته نمونه اند ولي هنوز پرسش هاي زيادي وجود دارد.
وقتي بچه اي هميشه از سرويس مدرسه جامي ماند، يا هر چه دلش مي خواهد مي پوشد و گوشش به حرف كسي بدهكار نيست، شما به عنوان مادر يا پدر چه بايد بكنيد؟
راهكارهايي كه اينجا مطرح مي شود در مورد بعضي از بچه ها جواب مي دهد و در مورد بعضي ها هم نه.
بعد از مطالعه مطلب از ميان راهكارها يكي را انتخاب كنيد و به مرحله عمل برسانيد البته با صبر و حوصله، و انتظار نداشته باشيد خيلي زود جواب بگيريد چه بسا روشهايي هستند كه در برابر آنها ابتدا كودك حالت تدافعي به خود مي گيرد و بدتر مي شود اما به مرور زمان به حالت عادي برمي گردد.
مطمئن باشيد فقط فرزند شما مشكل ندارد بلكه همه بچه ها با والدين در روشهاي تربيتي مشكل دارند. با توجه به اينكه همه افراد يك جور نيستند و موقعيت ها نيز منحصر به فرد است پس براي حل مشكل يك راه حل قطعي و مستقل وجود نخواهد داشت.
گاهي شما به عنوان مادر يا پدر راه حلي بهتر از كارشناسان پيدا مي كنيد. جلوي كودكي كه در خيابان گريه مي كرد و مادرش دست او را مي كشيد و با خود مي برد ايستادم و گفتم: «ببخشيد، دخترتان چرا گريه مي كند؟
!»
«به خدا ديگر خسته شدم. هر چه را كه مي بيند مي گويد برايم بخر. من چطوري به او بفهمانم كه پول ندارم.» خانم ديگري كه خود را صبوري معرفي مي كرد گفت: «من سعي مي كنم با بچه هايم زياد حرف بزنم و آنها هم خوب حرفهاي مرا مي فهمند و مشكل زيادي ندارم. البته هيچ بچه اي نيست كه مشكل نداشته باشد.» يادتان باشد مشكلات يك شبه حل نمي شود.
اگر كودكي كاري را تا به حال انجام نمي داد اما حالا يك بار حتي از روي اكراه انجام مي دهد او را خيلي تشويق كنيد زيرا اين نشانه يك پيشرفت واقعي است. به جاي مأيوس شدن از دست نيافتن به انتظارات زياد خود، از پيشرفت هاي كوچك و تدريجي كودكتان خوشحال باشيد
.
شما و همسرتان بايد در مورد مشكلتان صحبت كنيد و هر دو تصميم به اصلاح اخلاق فرزندتان بگيريد. اگر حرفي مي زنيد هر دو با هم توافق داشته باشيد، طبق تجربه، والدين خيلي زود خسته مي شوند و بچه ها اين را مي دانند.
اگر والدين مقاوم نباشند بچه ها به خواسته هاي آنها احترام نمي گذارند و خود را موظف به انجام وظايف محوله نمي دانند
.
سعي كنيد رفتار عمومي فرزندتان را با ديد مثبت نگاه كنيد. برخي رفتارهاي او از ديد شما آزاردهنده است. پس از همه رفتارهاي او ناراضي نباشيد.
وقتي روي يك خصوصيت ناپسند او كار مي كنيد و در حال اصلاح آن هستيد به او اطمينان دهيد كه دوستش داريد. هرگز تحسين را در مورد كودكان، كم ارزش تلقي نكنيد. كودك در هر مرحله سني كه باشد تمايل شديدي دارد كه والدينش او را بپسندند
.
تربيت در نظر بعضي از والدين فقط تنبيه است ولي واژه تربيت درواقع به معناي تعليم و پرورش، شامل مجموعه اي از روشهاي مثبت و منفي است.
تربيت صحيح آن است كه وقتي فرزند شما نيم نگاهي به شما مي اندازد تا مطمئن شود عملي كه انجام داده درست است يا غلط، به او توجه كنيد يا وقتي در حال تلفن زدن كودكتان مي خواهد مكالمه شما را قطع كند و با شما صحبت كند.
تربيت صحيح آن است كه به او توجه نكنيد. اما اگر ديديد كه تصميم گرفت منتظر تمام شدن مكالمه شما شود، بهتر است به او توجه كنيد و نگاهي مهربان به او بيندازيد
.
وقتي كودكي روي موضوع خاصي پافشاري دارد به او بگوييد كه قصد لجبازي دارد و شما به آن اهميت نمي دهيد. از آن دسته والديني نباشيم كه وقتي از كودكمان عمل خوبي سر زد آن را به سادگي و بديهي تلقي كنيم و هيچ واكنشي نشان ندهيم ولي
برعكس هر وقت عمل بدي از او سر زد تمام اشتباهاتش را به رخ او بكشيم.
انتقاد همراه با تشويق نتايج بهتري به بار مي آورد. كودك مي خواهد كه شما به او توجه كنيد. اگر ديدگاه شما منفي باشد او از راه هاي منفي به هدفش مي رسد اما اگر شما روي نكات مثبت تمركز كنيد در مقابل، رفتارهاي خوب بيشتري دريافت خواهيد كرد زيرا در اين حالت كودك با رفتارهاي مثبت سعي در جلب توجه شما خواهد داشت
.
رفتار كودك را تحسين كنيد نه شخصيت او را. همچنان كه وقتي از او انتقاد مي كنيد شخصيت او را زير سؤال نبريد. به جاي اين كه به او بگوييم خيلي بچه بدي هستي مي توان گفت: «من از طرز حرف زدن تو خوشم نمي آيد.»
مؤثرترين راه براي آموزش رفتار خوب ، شكل دادن رفتار با تحسين است. اين روش تربيتي بايد به طور مداوم استفاده شود تا رضايت شما را از رفتارهاي جديد فرزندتان نشان دهد
.
خيلي خوب است يادداشتي از كارهاي روزانه كودك تهيه كنيد و در انتهاي روز اين يادداشت را به او نشان دهيد. اين كار روش خوبي براي صحبت كردن در مورد وقايع هر روز است و با اين كار هر دوي شما احساس خوبي خواهيد داشت.
هر چند وقت يك بار مخصوصاً در روزهايي كه يادداشت پر از كارهاي خوب مي شود او را تشويق كنيد يا هر چه كه دوست دارد برايش تهيه كنيد و عنوان كنيد كه اين جايزه كارهاي خوب است. اگر ديديد تعريف هاي شما را ناديده مي گيرد ولي بعداً در رفتار خود آن را تكرار مي كند دريابيد كه ستايش مؤثر بوده است
.
هميشه از يك شيوه براي انتقاد استفاده نكنيد مثلاً يك بار يادداشتي را در كيفش بگذاريد و از يك رفتار بدش شكايت كنيد
.
يكي ديگر از راه هاي مؤثر در برطرف كردن رفتارهاي آزاردهنده ناديده گرفتن آنهاست. در اين روش احساس مي كنيد كه درواقع كاري براي بهبود وضعيت انجام نمي دهيد اما بعداً درمي يابيد كه با ناديده گرفتن، رفتار ناشايست ترك مي شود.
برخي از والدين، اين روش را دوست دارند و مي توانند به طور مؤثري از آن استفاده كنند اما براي برخي به علت پايين بودن ظرفيتشان، اين روش فقط فشار رواني و تنش را زياد مي كند.
اگر شما هم چنين احساسي داشتيد از اين راه صرفنظر كنيد. اگر تصميم گرفتيد كه در مورد يك رفتار از روش ناديده گرفتن سنجيده استفاده كنيد به هيچ وجه به آن واكنش نشان ندهيد. چه زباني و چه غيرزباني.
وقتي كودك همان رفتار را انجام مي دهد با حركات صورت به او اشاره نكرده، حتي نگاهش نكنيد. وانمود كنيد كه متوجه او نيستيد. مي توانيد اتاق را ترك كنيد يا رويتان را به سمت ديگري برگردانيد تا وقتي كه او به عملش ادامه مي دهد شما نيز اين روش را ادامه دهيد
.
اين خود نوعي توجه است. به او لبخند نزنيد. زيرا اين عمل او را جسورتر مي كند . فقط آن قدر به كارتان مشغول شويد كه به نظر آيد به هيچ چيز در اطرافتان توجه نداريد
.
گاهي مي توانيد در حضور كودك ديگر، از رفتار مثبت آن كودك ستايش كنيد. اين كار ممكن است به تقليد كودك شما از كودك خوش اخلاق بينجامد. سعي كنيد عصباني نشويد! زيرا عصبانيت به احساس بدي مي انجامد
.
به علاوه هيچگاه تسليم نشويد. اگر قبل از ناهار گفتيد كه خوراكي نمي دهم بايد صبر كني موقع ناهار شود و اگر او گريه و زاري سرداد اصلاً به او اهميت ندهيد و محكم بگوييد قبل از غذا خوراكي نمي دهم. هر چند كه او سماجت كند.
اگر كوتاه بياييد كودك ياد مي گيرد كه با گريه حرفش را به كرسي بنشاند و ديگر براي حرفهاي شما اهميتي قائل نيست.
هميشه به قولتان عمل كنيد. يك كودك مخصوصاً اگر خيلي كوچك باشد به تكميل نشدن يا به تأخير افتادن پاداش وعده داده شده بسيار حساس است. كاري را كه از عهده انجامش برنمي آييد تعهد نكنيد. وقتي قول چيزي را داديد پاي آن بايستيد
.
سعي كنيد مشكلات فرزندتان را يكي يكي حل كنيد نه اينكه همه را يك جا از او بخواهيد. مثلاً اول مشكل مسواك زدن و بعد مشكل وقت خوابش را حل كنيد. كودك را به تنبيهي كه آن را انجام نمي دهيد تهديد نكنيد. تهديد هاي پوچ و ناپايدار به رفتارهاي نادرستي مي انجامد كه تثبيت شده و در برابر تغيير مقاوم تر مي شوند
.
يكي از مشكلات بزرگ مادران مسواك زدن بچه هاست. اگر شما به طور مرتب دندان هاي خود را مسواك بزنيد او نيز مشتاق خواهد شد تا چنين كند.
مدت ها قبل از اين كه كودك واقعاً بتواند دندانش را مسواك بزند، به او مسواك بدهيد. بگذاريد با مسواك و خميردندان و دندانهايش بازي كند.
اگر ديديد باز هم به طرف مسواك نمي رود با كلمات و جملات زيبا در موقع مسواك زدن اين كار را براي او لذت بخش كنيد. حتي مي توانيد با دندانپزشك براي انگيزه دادن به كودك مشاوره كنيد
.
هميشه به كودك بفهمانيد كه دقيقاً چه انتظاري از او داريد و به جاي اينكه شخصيتش را مورد انتقاد قرار دهيد اعمالش را مورد انتقاد قرار دهيد.
به او نگوييد «دست و پا جلفتي هستي» بگوييد: «وقتي كه شلوار و لباست را روي زمين مي بينم خيلي ناراحت مي شوم.» به او برچسب نزنيد. چون او زودباور مي كند كه واقعاً اين طور است.
معمولاً در نظر والدين كارهاي منزل كارهايي كوچك و تكراري هستند كه هميشه در خانه انجام مي گيرند ولي در نظر بچه ها اين كارها بسيار مشكل و ناخوشايندند.
صرفنظر از اين كه اين كارها چقدر بي اهميت اند، به ويژه در هنگامي كه انجام آنها مستلزم يادآوري هاي مكرر وبحث طولاني باشد مي تواند آرامش منزل را برهم بريزد
.
يكي از شكايات والدين، بي مسئوليت بودن كودكان است. كارهايي كه بردوش آنها گذاشته مي شود انجام نمي دهند حتي با چند بار تذكر هم تن به انجام آن نمي دهند.
خلاصه نافرمان و گستاخ مي شوند. سعي كنيد مسئوليت دادن را در كودكان زود شروع كنيد و با افزايش سن وظايف او را تغيير دهيد و وقتي از وظايفش سرباز زد از تدابير منفي استفاده كنيد.
مثلاً او را از اسباب بازي مورد علاقه اش محروم كنيد يا پول توجيبي اش را كم كنيد يا مثلاً وقتي لباسش را در سبد لباسهاي كثيف نمي گذارد لباسهايش را نشوييد و بگوييد: «چون لباسهايت در سبد نبود، من آنها را نديدم.»
ديگر از مشكلات مادران شب اداري كودكان است. اكثر كودكان در حدود ۲ تا ۳ سالگي رختخواب خود را خيس نمي كنند
.
قطع شب ادراري يك روند پيشرفت طبيعي است كه نشان دهنده تكامل مثانه كودك در نگه داشتن ادرار و ايجاد تحريكات ادراري است.
خيس كردن اتفاقي در كودكان بزرگتر انتظار مي رود و نبايد آن را جدي تلقي كرد. هرگز به علت شب ادراري كودك را مسخره و شرم زده نكنيد
.
اين كار نه تنها به او كمكي نمي كند به ايجاد مشكلات جدي احساسي و رواني مي انجامد. در حدود ۷۵ درصد از كودكان ۴ ساله و ۸۵ درصد از كوكان ۵ ساله رختخوابشان را خيس نمي كنند مگر گاه و بيگاه، ولي عده بسيار كمي تا زمان بلوغ يا حتي بزرگسالي هم شب ادراري دارند. اگرچه نبايد كودك را به خاطر شب ادراري مسخره كرد اما نبايد آن را ناديده گرفت
.
اگر پزشك دلايل عفونت ادراري و ... را رد كرد بهتر است قبل از اين كه به درمان هاي غيرپزشكي بپردازيم با يك متخصص مجاري ادراري مشورت كنيم.
اگر مشكل پزشكي باشد مطمئن باشيد كودك تحت نظر پزشك مشكلش حل مي شود اما اگر كودك پس از يك دوره چند هفته اي يا طولاني تر دوباره شروع به شب ادراري كرد شايد علت، هيجان و مشكلات عاطفي باشد
.
سعي كنيد تشنج را در خانه كم كنيد. جلوي كودك با همسرتان بگومگو نكنيد. در هنگام خواب موزيك آرام بگذاريد يا او را به طور ملايم ماساژ دهيد، قصه مورد علاقه اش را تعريف كنيد تا با آرامش بخوابد.
ساعت هاي پاياني روز به او آب ندهيد يا كمتر آب بدهيد. كودكي را كه پزشكان گفته اند مثانه كوچكي دارد تشويق كنيد مايعات زيادي در طول روز بنوشد تا حجم مثانه اش بزرگ شود. از مشكلات مهم ديگر بددهني و ناسزا گفتن كودكان است.
توجه بيش از حد به اين رفتارها باعث ترغيب كودك به اين اعمال زشت مي شود. در اين مورد، بيش از حد واكنش نشان ندهيد.
به كودكتان به طور جدي بگوييد كه اصلاً دوست نداريد او چنين كلماتي را كه مناسب شخصيت او نيست به كار ببرد. ولي اگر واكنش شديد نشان دهيد چه با ترساندن چه با خنديدن به اين حرف ها، ممكن است انگيزه او را براي دشنام دادن بيشتر كنيد
.
اين مطلب به ويژه در مورد بچه هاي كوچك تر كه به كار بردن بعضي كلمه ها را نوعي بازي مي دانند، صادق است. در حالي كه اصلاً معناي اين كلمات را نمي دانند. شما بايد به كلمه هاي بي ضرر بي اعتنايي كنيد.
بعضي كلمه ها فقط بي معني و احمقانه اند. بهترين برخورد ناديده گرفتن و توجه نكردن به آنهاست. البته به كار گرفتن كلمه هاي زشت و ناسزا نبايد ناديده گرفته شود چون به كاربردن آنها در بيرون منزل مي تواند دردسرساز باشد
.
وقتي كودك شما يك كلمه بد را به كار مي برد بي خود جيغ و داد نكنيد. اداي شوكه شدن را درنياوريد. بي ترديد شما قبلاً آن را شنيده ايد.
براي او توضيح دهيد كه وقتي كسي به او ناسزا مي گويد در واقع فقط يك حرف ناجور شنيده و حرف نمي تواند به انسان آسيبي برساند.
در مورد فحش با او صحبت كنيد. به او بگوييد فحش دقيقاً چه معنايي دارد و چرا نبايد از آن استفاده كند. روش هاي جايگزين را به او بياموزيد. براي او بگوييد به جاي فحش دادن مي تواند احساساتش را به مخاطبش بيان كند.
كودك را به استفاده از واژه هاي ديگر ترغيب كنيد. كودك شما به واژه هايي نياز دارد كه از آن طريق عصبانيت يا احساسات شديدش را بيرون بريزد. او را تشويق كنيد كه به جاي استفاده از كلمات ركيك از كلمات بي ضرر استفاده كند و درصورت درست صحبت كردن او را تشوق كنيد و نشان دهيد كه چقدر از او راضي هستيد و اگر باز هم به فحش دادن و ناسزاگفتن ادامه داد مي توانيد از روشهاي محروم كردن استفاده كنيد. يعني بعضي امتيازها را از او بگيريد. مثلاً هر وقت كه فحش مي دهد او را به مكاني بفرستيد كه دوست ندارد
.
يك موضوع مهم؛ اگر كودك بداند كه شما سرانجام پاسخ مثبت خواهيد داد ديگر مهم نيست كه ده بار هم «نه» گفته باشيد.
چنين كودكي به تجربه آموخته است بداخلاقي كند تا سرانجام تسليم شويد و او به هدفش برسد. تنها راه حل اين است كه كودك دريابد كه نظر شما تغيير نمي كند و با كسي شوخي نداريد.
اگر «نه» گفتن شما هميشه باعث دردسر مي شود و كودك عادت كرد در مقابل «نه» شما گريه كند تأكيد مي كنم به عقب برگرديد و اعمال خودتان را مرور كنيد و آنجا كه اشكالي يافتيد آن را اصلاح كنيد.
اين عادت در بزرگسالي مي تواند باعث ايجاد مشكلات جدي براي فرزند شما بشود. از همين رو كودكتان در هر سني كه هست از همين امروز به اصلاح رفتار او بپردازيد
.
منبع:


مطالب مرتبط : www.farmhand.parsiblog.com، 

نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:13 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت
اگرچه والدين امروزي از نظر تحصيلات و اطلاعات در مقايسه با گذشته نمونه اند ولي هنوز پرسش هاي زيادي وجود دارد.
وقتي بچه اي هميشه از سرويس مدرسه جامي ماند، يا هر چه دلش مي خواهد مي پوشد و گوشش به حرف كسي بدهكار نيست، شما به عنوان مادر يا پدر چه بايد بكنيد؟
راهكارهايي كه اينجا مطرح مي شود در مورد بعضي از بچه ها جواب مي دهد و در مورد بعضي ها هم نه.
بعد از مطالعه مطلب از ميان راهكارها يكي را انتخاب كنيد و به مرحله عمل برسانيد البته با صبر و حوصله، و انتظار نداشته باشيد خيلي زود جواب بگيريد چه بسا روشهايي هستند كه در برابر آنها ابتدا كودك حالت تدافعي به خود مي گيرد و بدتر مي شود اما به مرور زمان به حالت عادي برمي گردد.
مطمئن باشيد فقط فرزند شما مشكل ندارد بلكه همه بچه ها با والدين در روشهاي تربيتي مشكل دارند. با توجه به اينكه همه افراد يك جور نيستند و موقعيت ها نيز منحصر به فرد است پس براي حل مشكل يك راه حل قطعي و مستقل وجود نخواهد داشت.
گاهي شما به عنوان مادر يا پدر راه حلي بهتر از كارشناسان پيدا مي كنيد. جلوي كودكي كه در خيابان گريه مي كرد و مادرش دست او را مي كشيد و با خود مي برد ايستادم و گفتم: «ببخشيد، دخترتان چرا گريه مي كند؟
!»
«به خدا ديگر خسته شدم. هر چه را كه مي بيند مي گويد برايم بخر. من چطوري به او بفهمانم كه پول ندارم.» خانم ديگري كه خود را صبوري معرفي مي كرد گفت: «من سعي مي كنم با بچه هايم زياد حرف بزنم و آنها هم خوب حرفهاي مرا مي فهمند و مشكل زيادي ندارم. البته هيچ بچه اي نيست كه مشكل نداشته باشد.» يادتان باشد مشكلات يك شبه حل نمي شود.
اگر كودكي كاري را تا به حال انجام نمي داد اما حالا يك بار حتي از روي اكراه انجام مي دهد او را خيلي تشويق كنيد زيرا اين نشانه يك پيشرفت واقعي است. به جاي مأيوس شدن از دست نيافتن به انتظارات زياد خود، از پيشرفت هاي كوچك و تدريجي كودكتان خوشحال باشيد
.
شما و همسرتان بايد در مورد مشكلتان صحبت كنيد و هر دو تصميم به اصلاح اخلاق فرزندتان بگيريد. اگر حرفي مي زنيد هر دو با هم توافق داشته باشيد، طبق تجربه، والدين خيلي زود خسته مي شوند و بچه ها اين را مي دانند.
اگر والدين مقاوم نباشند بچه ها به خواسته هاي آنها احترام نمي گذارند و خود را موظف به انجام وظايف محوله نمي دانند
.
سعي كنيد رفتار عمومي فرزندتان را با ديد مثبت نگاه كنيد. برخي رفتارهاي او از ديد شما آزاردهنده است. پس از همه رفتارهاي او ناراضي نباشيد.
وقتي روي يك خصوصيت ناپسند او كار مي كنيد و در حال اصلاح آن هستيد به او اطمينان دهيد كه دوستش داريد. هرگز تحسين را در مورد كودكان، كم ارزش تلقي نكنيد. كودك در هر مرحله سني كه باشد تمايل شديدي دارد كه والدينش او را بپسندند
.
تربيت در نظر بعضي از والدين فقط تنبيه است ولي واژه تربيت درواقع به معناي تعليم و پرورش، شامل مجموعه اي از روشهاي مثبت و منفي است.
تربيت صحيح آن است كه وقتي فرزند شما نيم نگاهي به شما مي اندازد تا مطمئن شود عملي كه انجام داده درست است يا غلط، به او توجه كنيد يا وقتي در حال تلفن زدن كودكتان مي خواهد مكالمه شما را قطع كند و با شما صحبت كند.
تربيت صحيح آن است كه به او توجه نكنيد. اما اگر ديديد كه تصميم گرفت منتظر تمام شدن مكالمه شما شود، بهتر است به او توجه كنيد و نگاهي مهربان به او بيندازيد
.
وقتي كودكي روي موضوع خاصي پافشاري دارد به او بگوييد كه قصد لجبازي دارد و شما به آن اهميت نمي دهيد. از آن دسته والديني نباشيم كه وقتي از كودكمان عمل خوبي سر زد آن را به سادگي و بديهي تلقي كنيم و هيچ واكنشي نشان ندهيم ولي
برعكس هر وقت عمل بدي از او سر زد تمام اشتباهاتش را به رخ او بكشيم.
انتقاد همراه با تشويق نتايج بهتري به بار مي آورد. كودك مي خواهد كه شما به او توجه كنيد. اگر ديدگاه شما منفي باشد او از راه هاي منفي به هدفش مي رسد اما اگر شما روي نكات مثبت تمركز كنيد در مقابل، رفتارهاي خوب بيشتري دريافت خواهيد كرد زيرا در اين حالت كودك با رفتارهاي مثبت سعي در جلب توجه شما خواهد داشت
.
رفتار كودك را تحسين كنيد نه شخصيت او را. همچنان كه وقتي از او انتقاد مي كنيد شخصيت او را زير سؤال نبريد. به جاي اين كه به او بگوييم خيلي بچه بدي هستي مي توان گفت: «من از طرز حرف زدن تو خوشم نمي آيد.»
مؤثرترين راه براي آموزش رفتار خوب ، شكل دادن رفتار با تحسين است. اين روش تربيتي بايد به طور مداوم استفاده شود تا رضايت شما را از رفتارهاي جديد فرزندتان نشان دهد
.
خيلي خوب است يادداشتي از كارهاي روزانه كودك تهيه كنيد و در انتهاي روز اين يادداشت را به او نشان دهيد. اين كار روش خوبي براي صحبت كردن در مورد وقايع هر روز است و با اين كار هر دوي شما احساس خوبي خواهيد داشت.
هر چند وقت يك بار مخصوصاً در روزهايي كه يادداشت پر از كارهاي خوب مي شود او را تشويق كنيد يا هر چه كه دوست دارد برايش تهيه كنيد و عنوان كنيد كه اين جايزه كارهاي خوب است. اگر ديديد تعريف هاي شما را ناديده مي گيرد ولي بعداً در رفتار خود آن را تكرار مي كند دريابيد كه ستايش مؤثر بوده است
.
هميشه از يك شيوه براي انتقاد استفاده نكنيد مثلاً يك بار يادداشتي را در كيفش بگذاريد و از يك رفتار بدش شكايت كنيد
.
يكي ديگر از راه هاي مؤثر در برطرف كردن رفتارهاي آزاردهنده ناديده گرفتن آنهاست. در اين روش احساس مي كنيد كه درواقع كاري براي بهبود وضعيت انجام نمي دهيد اما بعداً درمي يابيد كه با ناديده گرفتن، رفتار ناشايست ترك مي شود.
برخي از والدين، اين روش را دوست دارند و مي توانند به طور مؤثري از آن استفاده كنند اما براي برخي به علت پايين بودن ظرفيتشان، اين روش فقط فشار رواني و تنش را زياد مي كند.
اگر شما هم چنين احساسي داشتيد از اين راه صرفنظر كنيد. اگر تصميم گرفتيد كه در مورد يك رفتار از روش ناديده گرفتن سنجيده استفاده كنيد به هيچ وجه به آن واكنش نشان ندهيد. چه زباني و چه غيرزباني.
وقتي كودك همان رفتار را انجام مي دهد با حركات صورت به او اشاره نكرده، حتي نگاهش نكنيد. وانمود كنيد كه متوجه او نيستيد. مي توانيد اتاق را ترك كنيد يا رويتان را به سمت ديگري برگردانيد تا وقتي كه او به عملش ادامه مي دهد شما نيز اين روش را ادامه دهيد
.
اين خود نوعي توجه است. به او لبخند نزنيد. زيرا اين عمل او را جسورتر مي كند . فقط آن قدر به كارتان مشغول شويد كه به نظر آيد به هيچ چيز در اطرافتان توجه نداريد
.
گاهي مي توانيد در حضور كودك ديگر، از رفتار مثبت آن كودك ستايش كنيد. اين كار ممكن است به تقليد كودك شما از كودك خوش اخلاق بينجامد. سعي كنيد عصباني نشويد! زيرا عصبانيت به احساس بدي مي انجامد
.
به علاوه هيچگاه تسليم نشويد. اگر قبل از ناهار گفتيد كه خوراكي نمي دهم بايد صبر كني موقع ناهار شود و اگر او گريه و زاري سرداد اصلاً به او اهميت ندهيد و محكم بگوييد قبل از غذا خوراكي نمي دهم. هر چند كه او سماجت كند.
اگر كوتاه بياييد كودك ياد مي گيرد كه با گريه حرفش را به كرسي بنشاند و ديگر براي حرفهاي شما اهميتي قائل نيست.
هميشه به قولتان عمل كنيد. يك كودك مخصوصاً اگر خيلي كوچك باشد به تكميل نشدن يا به تأخير افتادن پاداش وعده داده شده بسيار حساس است. كاري را كه از عهده انجامش برنمي آييد تعهد نكنيد. وقتي قول چيزي را داديد پاي آن بايستيد
.
سعي كنيد مشكلات فرزندتان را يكي يكي حل كنيد نه اينكه همه را يك جا از او بخواهيد. مثلاً اول مشكل مسواك زدن و بعد مشكل وقت خوابش را حل كنيد. كودك را به تنبيهي كه آن را انجام نمي دهيد تهديد نكنيد. تهديد هاي پوچ و ناپايدار به رفتارهاي نادرستي مي انجامد كه تثبيت شده و در برابر تغيير مقاوم تر مي شوند
.
يكي از مشكلات بزرگ مادران مسواك زدن بچه هاست. اگر شما به طور مرتب دندان هاي خود را مسواك بزنيد او نيز مشتاق خواهد شد تا چنين كند.
مدت ها قبل از اين كه كودك واقعاً بتواند دندانش را مسواك بزند، به او مسواك بدهيد. بگذاريد با مسواك و خميردندان و دندانهايش بازي كند.
اگر ديديد باز هم به طرف مسواك نمي رود با كلمات و جملات زيبا در موقع مسواك زدن اين كار را براي او لذت بخش كنيد. حتي مي توانيد با دندانپزشك براي انگيزه دادن به كودك مشاوره كنيد
.
هميشه به كودك بفهمانيد كه دقيقاً چه انتظاري از او داريد و به جاي اينكه شخصيتش را مورد انتقاد قرار دهيد اعمالش را مورد انتقاد قرار دهيد.
به او نگوييد «دست و پا جلفتي هستي» بگوييد: «وقتي كه شلوار و لباست را روي زمين مي بينم خيلي ناراحت مي شوم.» به او برچسب نزنيد. چون او زودباور مي كند كه واقعاً اين طور است.
معمولاً در نظر والدين كارهاي منزل كارهايي كوچك و تكراري هستند كه هميشه در خانه انجام مي گيرند ولي در نظر بچه ها اين كارها بسيار مشكل و ناخوشايندند.
صرفنظر از اين كه اين كارها چقدر بي اهميت اند، به ويژه در هنگامي كه انجام آنها مستلزم يادآوري هاي مكرر وبحث طولاني باشد مي تواند آرامش منزل را برهم بريزد
.
يكي از شكايات والدين، بي مسئوليت بودن كودكان است. كارهايي كه بردوش آنها گذاشته مي شود انجام نمي دهند حتي با چند بار تذكر هم تن به انجام آن نمي دهند.
خلاصه نافرمان و گستاخ مي شوند. سعي كنيد مسئوليت دادن را در كودكان زود شروع كنيد و با افزايش سن وظايف او را تغيير دهيد و وقتي از وظايفش سرباز زد از تدابير منفي استفاده كنيد.
مثلاً او را از اسباب بازي مورد علاقه اش محروم كنيد يا پول توجيبي اش را كم كنيد يا مثلاً وقتي لباسش را در سبد لباسهاي كثيف نمي گذارد لباسهايش را نشوييد و بگوييد: «چون لباسهايت در سبد نبود، من آنها را نديدم.»
ديگر از مشكلات مادران شب اداري كودكان است. اكثر كودكان در حدود ۲ تا ۳ سالگي رختخواب خود را خيس نمي كنند
.
قطع شب ادراري يك روند پيشرفت طبيعي است كه نشان دهنده تكامل مثانه كودك در نگه داشتن ادرار و ايجاد تحريكات ادراري است.
خيس كردن اتفاقي در كودكان بزرگتر انتظار مي رود و نبايد آن را جدي تلقي كرد. هرگز به علت شب ادراري كودك را مسخره و شرم زده نكنيد
.
اين كار نه تنها به او كمكي نمي كند به ايجاد مشكلات جدي احساسي و رواني مي انجامد. در حدود ۷۵ درصد از كودكان ۴ ساله و ۸۵ درصد از كوكان ۵ ساله رختخوابشان را خيس نمي كنند مگر گاه و بيگاه، ولي عده بسيار كمي تا زمان بلوغ يا حتي بزرگسالي هم شب ادراري دارند. اگرچه نبايد كودك را به خاطر شب ادراري مسخره كرد اما نبايد آن را ناديده گرفت
.
اگر پزشك دلايل عفونت ادراري و ... را رد كرد بهتر است قبل از اين كه به درمان هاي غيرپزشكي بپردازيم با يك متخصص مجاري ادراري مشورت كنيم.
اگر مشكل پزشكي باشد مطمئن باشيد كودك تحت نظر پزشك مشكلش حل مي شود اما اگر كودك پس از يك دوره چند هفته اي يا طولاني تر دوباره شروع به شب ادراري كرد شايد علت، هيجان و مشكلات عاطفي باشد
.
سعي كنيد تشنج را در خانه كم كنيد. جلوي كودك با همسرتان بگومگو نكنيد. در هنگام خواب موزيك آرام بگذاريد يا او را به طور ملايم ماساژ دهيد، قصه مورد علاقه اش را تعريف كنيد تا با آرامش بخوابد.
ساعت هاي پاياني روز به او آب ندهيد يا كمتر آب بدهيد. كودكي را كه پزشكان گفته اند مثانه كوچكي دارد تشويق كنيد مايعات زيادي در طول روز بنوشد تا حجم مثانه اش بزرگ شود. از مشكلات مهم ديگر بددهني و ناسزا گفتن كودكان است.
توجه بيش از حد به اين رفتارها باعث ترغيب كودك به اين اعمال زشت مي شود. در اين مورد، بيش از حد واكنش نشان ندهيد.
به كودكتان به طور جدي بگوييد كه اصلاً دوست نداريد او چنين كلماتي را كه مناسب شخصيت او نيست به كار ببرد. ولي اگر واكنش شديد نشان دهيد چه با ترساندن چه با خنديدن به اين حرف ها، ممكن است انگيزه او را براي دشنام دادن بيشتر كنيد
.
اين مطلب به ويژه در مورد بچه هاي كوچك تر كه به كار بردن بعضي كلمه ها را نوعي بازي مي دانند، صادق است. در حالي كه اصلاً معناي اين كلمات را نمي دانند. شما بايد به كلمه هاي بي ضرر بي اعتنايي كنيد.
بعضي كلمه ها فقط بي معني و احمقانه اند. بهترين برخورد ناديده گرفتن و توجه نكردن به آنهاست. البته به كار گرفتن كلمه هاي زشت و ناسزا نبايد ناديده گرفته شود چون به كاربردن آنها در بيرون منزل مي تواند دردسرساز باشد
.
وقتي كودك شما يك كلمه بد را به كار مي برد بي خود جيغ و داد نكنيد. اداي شوكه شدن را درنياوريد. بي ترديد شما قبلاً آن را شنيده ايد.
براي او توضيح دهيد كه وقتي كسي به او ناسزا مي گويد در واقع فقط يك حرف ناجور شنيده و حرف نمي تواند به انسان آسيبي برساند.
در مورد فحش با او صحبت كنيد. به او بگوييد فحش دقيقاً چه معنايي دارد و چرا نبايد از آن استفاده كند. روش هاي جايگزين را به او بياموزيد. براي او بگوييد به جاي فحش دادن مي تواند احساساتش را به مخاطبش بيان كند.
كودك را به استفاده از واژه هاي ديگر ترغيب كنيد. كودك شما به واژه هايي نياز دارد كه از آن طريق عصبانيت يا احساسات شديدش را بيرون بريزد. او را تشويق كنيد كه به جاي استفاده از كلمات ركيك از كلمات بي ضرر استفاده كند و درصورت درست صحبت كردن او را تشوق كنيد و نشان دهيد كه چقدر از او راضي هستيد و اگر باز هم به فحش دادن و ناسزاگفتن ادامه داد مي توانيد از روشهاي محروم كردن استفاده كنيد. يعني بعضي امتيازها را از او بگيريد. مثلاً هر وقت كه فحش مي دهد او را به مكاني بفرستيد كه دوست ندارد
.
يك موضوع مهم؛ اگر كودك بداند كه شما سرانجام پاسخ مثبت خواهيد داد ديگر مهم نيست كه ده بار هم «نه» گفته باشيد.
چنين كودكي به تجربه آموخته است بداخلاقي كند تا سرانجام تسليم شويد و او به هدفش برسد. تنها راه حل اين است كه كودك دريابد كه نظر شما تغيير نمي كند و با كسي شوخي نداريد.
اگر «نه» گفتن شما هميشه باعث دردسر مي شود و كودك عادت كرد در مقابل «نه» شما گريه كند تأكيد مي كنم به عقب برگرديد و اعمال خودتان را مرور كنيد و آنجا كه اشكالي يافتيد آن را اصلاح كنيد.
اين عادت در بزرگسالي مي تواند باعث ايجاد مشكلات جدي براي فرزند شما بشود. از همين رو كودكتان در هر سني كه هست از همين امروز به اصلاح رفتار او بپردازيد
.
منبع:


مطالب مرتبط : www.farmhand.parsiblog.ir، 

نظرات (0) نويسنده : حسن زارع - ساعت 4:12 PM - روز چهارشنبه 8 دی 1389    |   لينک ثابت