تکيه هميشگي بر اسلام ناب محمدي، جاذبه و دافعه در دايره مکتب اسلام، يقين به وعدههاي الهي، محاسبات معنوي و تقوا، نگاه جهاني به انقلاب اسلامي، تکيه بر مردم و توجه به حال فعلي افراد هنگام هرگونه قضاوت، از جمله شاخصهاي اصلي خط امام است که بايد به طور صحيح تبيين شود و مورد توجه مستمر قرار داشته باشد.
حفظ جهتگيريهاي اصلي در حرکتهاي اجتماعي به ويژه انقلابها، مانع انحراف و يا دگرگون شدن آنها است. افراد يا جريانهايي که معمولاً در پي تغيير هويت انقلابها هستند، با پرچم رسمي و تابلو مشخص جلو نميآيند، بلکه حرکت آنها پنهان و غير آشکار است. بنابراين وجود شاخص در انقلابها به منظور جلوگيري از هرگونه انحراف بسيار ضروري است. در انقلاب اسلامي ايران، مهمترين و اصليترين شاخص، امام و خط امام است که در رفتار، گفتار و وصيتنامه امام بزرگوار (ره) تجلي يافته است. تبيين بد ديدگاهها و نظريات امام (ره) و يا فراموشي آنها، همانند از کار افتادن قطب نمايي است که قرار بوده است جهت صحيح را نشان دهد.
مواضع و ديدگاههاي امام خميني (ره) بايد کاملا صريح و روشن تببين شود. شخصيت و هويت امام نيز به همين مواضع صريح و قاطعانه ايشان است که دنيا را به لرزه درآورد و ملتها را بيدار کرد. ما نميتوانيم و نبايد بخاطر خوشآمد برخي افراد يا جريانها، مواضع امام را پنهان و يا کمرنگ کنيم. امام منهاي خط امام، امام بيهويت است و سلب هويت از امام، خدمت به امام خميني (ره) نيست.
اسلام ناب در انديشه امام، اسلامِ ظلمستيز، عدالتخواه، طرفدار محرومان و حقوق پابرهنگان و مستضعفان است. در انديشه امام، اسلام امريکايي مقابل اسلام ناب محمدي قرار دارد. اسلام آمريکايي همان اسلام تشريفاتي، اسلام بيتفاوتي در برابر "ظلم و زياده خواهي" و اسلام همراهي و کمک به زورگويان است.
امام خميني (ره) تحقق اسلام ناب را فقط در پرتو حاکميت اسلام امکانپذير ميدانستند. امام بزرگوار(ره)، جمهوري اسلامي را مظهر و زمينه ساز حاکميت اسلام مي دانستند و به همين علت حفظ نظام اسلامي را واجب ترين واجبات اعلام کرده اند.
هدف اصلي امام، تحقق اسلام ناب دانستند و ايشان بر اساس اين هدف، تا آخرين لحظه و با قدرت تمام پاي حفظ جمهوري اسلامي ايستادند و يک مدل نو از نظام سياسي را که متکي بر رأي مردم و شريعت اسلامي بود، به دنيا عرضه کردند.
هرگونه تولي و تبري در عرصه سياست هم بايد تابع تفکر و مباني امام باشد. دشمني و قاطعيت امام فقط و فقط براي اسلام بود نه مسائل شخصي و به همين علت امام با همه اقوام و گروههاي ملت را با هر سليقه و ديدگاه همواره در آغوش مهربان خود جاي مي داد، اما قاطعانه کمونيستها، ليبرال ها و دلباختگان نظام هاي غربي را طرد مي کرد و بارها و بارها با تعابير سخت و تلخ، مرتجعان را نيز محکوم و طرد کرد. در پرتو اين شاخص مهم خط امام، انسان نمي تواند خود را رهرو امام بداند، اما با کساني که صريحا پرچم معارضه با امام را بلند مي کنند هم جهت و همراه شود. اگر آمريکا، اسرائيل، سلطنت طلبان، منافقان و ديگر مخالفان و معاندان امام حول محور يک فرد جمع شوند و از او تجليل و احترام کنند و او ادعا کند که من در خط امام هستم، اين ادعا پذيرفتني نيست و نمي تواند واقعيت داشته باشد، چرا که امام بصراحت تاکيد مي کرد که اگر دشمنان اسلام از ما تعريف کنند، بدانيم که خيانتکاريم.
اگر شخصي در قبال اين تحرکاتي که از اساس با مباني امام مخالف است اظهار همراهي يا حتي سکوت کند، ملت با درک حقايق ادعاي اين فرد را در دنباله روي از امام نمي پذيرد. امام خميني در تصميم گيري و تدابير خود، محاسبات معنوي را در درجه اول قرار مي داد و هدف اصلي او از انجام هر کاري فقط کسب رضاي الهي بود.
امام در تمام مسائل شخصي و اجتماعي و سياسي، حتي در قضاوت هاي خود درباره دشمنان و مخالفان از جادة تقوا، ذره اي منحرف نشد و اين درسي است براي همه خصوصا جوانان انقلابي و مومن و عاشق امام که حتي در باره مخالف و دشمن هم بايد کاملا منطبق بر حق و تقوا و عدالت رفتار کرد. امام در عرصه تکيه بر مردم در انتخابات و ديگر مسائل جامعه و کشور، واقعا کارهاي عظيمي انجام داده اند.
دفاع منطقي و جانانه امام از ملت فلسطين يک نمونه از نگاه جهاني امام به انقلاب اسلامي است و امام صريحا مي گفت اسرائيل غده اي سرطاني است و مشخص است که علاج غده سرطاني، قطع آن است. زورگويان جهاني با ظلم و کشتار و شکنجه و تبعيد يک ملت سعي کردند يک واحد جغرافيايي را حذف و در اقدامي صد در صد غير منطقي، يک کشور جعلي به نام اسرائيل را جايگزين آن کنند، اما در مقابل اين ستم آشکار تاريخي، امام در موضعي صد در صد منطقي تاکيد مي کردند بايد اين واحد جعلي جغرافيايي حذف شود و حيات کشور اصلي يعني فلسطين در تاريخ ادامه يابد.
موضع گيري امام در مقابل اسرائيل غاصب کاملا صريح بود، اما اکنون اگر کسي به اشاره هم در اين باره سخن مي گويد عده اي مدعي خط امام، به نوعي اعتراض مي کنند.
امام بارها مي گفت قضاوت در مورد اشخاص بايد با محوريت حال فعلي آنها صورت گيرد و اين مسئله، شاخص مهمي در درک و پيروي از خط امام است. تمسک به گذشته افراد، هنگامي قابل قبول است که حال فعلي آنان در مقابل گذشته ايشان قرار نداشته باشد، اما اگر چنين شد طبعا گذشته افراد ديگر نمي تواند معيار و ملاک باشد.
برخورد قاطع امير مومنان با طلحه و زبير، نمونه اي تاريخي از ضرورت توجه به حال کنوني افراد در هرگونه قضاوت و ارزيابي است. برخي حتي از دوران نجف با امام همراه بودند، اما امام در مقطعي، آنان را به علت موضع گيري هايشان طرد کرد.
حفظ جهتگيريهاي اصلي در حرکتهاي اجتماعي به ويژه انقلابها، مانع انحراف و يا دگرگون شدن آنها است. افراد يا جريانهايي که معمولاً در پي تغيير هويت انقلابها هستند، با پرچم رسمي و تابلو مشخص جلو نميآيند، بلکه حرکت آنها پنهان و غير آشکار است. بنابراين وجود شاخص در انقلابها به منظور جلوگيري از هرگونه انحراف بسيار ضروري است. در انقلاب اسلامي ايران، مهمترين و اصليترين شاخص، امام و خط امام است که در رفتار، گفتار و وصيتنامه امام بزرگوار (ره) تجلي يافته است. تبيين بد ديدگاهها و نظريات امام (ره) و يا فراموشي آنها، همانند از کار افتادن قطب نمايي است که قرار بوده است جهت صحيح را نشان دهد.
مواضع و ديدگاههاي امام خميني (ره) بايد کاملا صريح و روشن تببين شود. شخصيت و هويت امام نيز به همين مواضع صريح و قاطعانه ايشان است که دنيا را به لرزه درآورد و ملتها را بيدار کرد. ما نميتوانيم و نبايد بخاطر خوشآمد برخي افراد يا جريانها، مواضع امام را پنهان و يا کمرنگ کنيم. امام منهاي خط امام، امام بيهويت است و سلب هويت از امام، خدمت به امام خميني (ره) نيست.
اسلام ناب در انديشه امام، اسلامِ ظلمستيز، عدالتخواه، طرفدار محرومان و حقوق پابرهنگان و مستضعفان است. در انديشه امام، اسلام امريکايي مقابل اسلام ناب محمدي قرار دارد. اسلام آمريکايي همان اسلام تشريفاتي، اسلام بيتفاوتي در برابر "ظلم و زياده خواهي" و اسلام همراهي و کمک به زورگويان است.
امام خميني (ره) تحقق اسلام ناب را فقط در پرتو حاکميت اسلام امکانپذير ميدانستند. امام بزرگوار(ره)، جمهوري اسلامي را مظهر و زمينه ساز حاکميت اسلام مي دانستند و به همين علت حفظ نظام اسلامي را واجب ترين واجبات اعلام کرده اند.
هدف اصلي امام، تحقق اسلام ناب دانستند و ايشان بر اساس اين هدف، تا آخرين لحظه و با قدرت تمام پاي حفظ جمهوري اسلامي ايستادند و يک مدل نو از نظام سياسي را که متکي بر رأي مردم و شريعت اسلامي بود، به دنيا عرضه کردند.
هرگونه تولي و تبري در عرصه سياست هم بايد تابع تفکر و مباني امام باشد. دشمني و قاطعيت امام فقط و فقط براي اسلام بود نه مسائل شخصي و به همين علت امام با همه اقوام و گروههاي ملت را با هر سليقه و ديدگاه همواره در آغوش مهربان خود جاي مي داد، اما قاطعانه کمونيستها، ليبرال ها و دلباختگان نظام هاي غربي را طرد مي کرد و بارها و بارها با تعابير سخت و تلخ، مرتجعان را نيز محکوم و طرد کرد. در پرتو اين شاخص مهم خط امام، انسان نمي تواند خود را رهرو امام بداند، اما با کساني که صريحا پرچم معارضه با امام را بلند مي کنند هم جهت و همراه شود. اگر آمريکا، اسرائيل، سلطنت طلبان، منافقان و ديگر مخالفان و معاندان امام حول محور يک فرد جمع شوند و از او تجليل و احترام کنند و او ادعا کند که من در خط امام هستم، اين ادعا پذيرفتني نيست و نمي تواند واقعيت داشته باشد، چرا که امام بصراحت تاکيد مي کرد که اگر دشمنان اسلام از ما تعريف کنند، بدانيم که خيانتکاريم.
اگر شخصي در قبال اين تحرکاتي که از اساس با مباني امام مخالف است اظهار همراهي يا حتي سکوت کند، ملت با درک حقايق ادعاي اين فرد را در دنباله روي از امام نمي پذيرد. امام خميني در تصميم گيري و تدابير خود، محاسبات معنوي را در درجه اول قرار مي داد و هدف اصلي او از انجام هر کاري فقط کسب رضاي الهي بود.
امام در تمام مسائل شخصي و اجتماعي و سياسي، حتي در قضاوت هاي خود درباره دشمنان و مخالفان از جادة تقوا، ذره اي منحرف نشد و اين درسي است براي همه خصوصا جوانان انقلابي و مومن و عاشق امام که حتي در باره مخالف و دشمن هم بايد کاملا منطبق بر حق و تقوا و عدالت رفتار کرد. امام در عرصه تکيه بر مردم در انتخابات و ديگر مسائل جامعه و کشور، واقعا کارهاي عظيمي انجام داده اند.
دفاع منطقي و جانانه امام از ملت فلسطين يک نمونه از نگاه جهاني امام به انقلاب اسلامي است و امام صريحا مي گفت اسرائيل غده اي سرطاني است و مشخص است که علاج غده سرطاني، قطع آن است. زورگويان جهاني با ظلم و کشتار و شکنجه و تبعيد يک ملت سعي کردند يک واحد جغرافيايي را حذف و در اقدامي صد در صد غير منطقي، يک کشور جعلي به نام اسرائيل را جايگزين آن کنند، اما در مقابل اين ستم آشکار تاريخي، امام در موضعي صد در صد منطقي تاکيد مي کردند بايد اين واحد جعلي جغرافيايي حذف شود و حيات کشور اصلي يعني فلسطين در تاريخ ادامه يابد.
موضع گيري امام در مقابل اسرائيل غاصب کاملا صريح بود، اما اکنون اگر کسي به اشاره هم در اين باره سخن مي گويد عده اي مدعي خط امام، به نوعي اعتراض مي کنند.
امام بارها مي گفت قضاوت در مورد اشخاص بايد با محوريت حال فعلي آنها صورت گيرد و اين مسئله، شاخص مهمي در درک و پيروي از خط امام است. تمسک به گذشته افراد، هنگامي قابل قبول است که حال فعلي آنان در مقابل گذشته ايشان قرار نداشته باشد، اما اگر چنين شد طبعا گذشته افراد ديگر نمي تواند معيار و ملاک باشد.
برخورد قاطع امير مومنان با طلحه و زبير، نمونه اي تاريخي از ضرورت توجه به حال کنوني افراد در هرگونه قضاوت و ارزيابي است. برخي حتي از دوران نجف با امام همراه بودند، اما امام در مقطعي، آنان را به علت موضع گيري هايشان طرد کرد.
منبع: خبرگزاري موج






