در سال همت مضاعف و كار مضاعف





در اين دعائى كه در آغاز هر سال، در هنگام تحويل، همه مي‌خوانيم، اين فِقره جالب توجه است كه مي‌فرمايد: «حوّل حالنا الى احسن الحال». نمي‌فرمايد ما را به روز نيكى، حال نيكى برسان؛ به پروردگار عرض مي‌كند ما را به بهترين حال‌ها، به بهترين روزها، به بهترين وضعيت‌ها برسان. همت والاى انسان مسلمان همين است كه در همه‏ى عرصه‏ها به بهترين‌ها دست پيدا كند.


حضرت علی عليه السلام می فرماید :

«خیر الهمم اعلاها»[ ۱ ]

بهترین همت ها، بلندترین آن ها است .

نیز می فرماید :

«من رقی درجات الهمم عظّمته الامم»[ ۲ ]

هر که از نردبان همت بلند، بالا رود جهانیان او را به دیده تعظیم بنگرند .

همت عالی ز فلک بگذرد مرد به همت تواند ز ملک بگذرد

پیامبر اکرم صلي الله عليه و آله می فرماید :

«انّ الله یحبّ معالی الامور و یکره سفسافها»[ ۳ ]

خداوند متعال از کارهای بزرگ و امور عالی خوشنود می گردد و کارهای پست و بی ارزش را ناپسند می داند .

افراد با همت به مقاصد بالا نائل می شوند ولی افراد بی هدف و بی تلاش هرگز به جایی نمی رسند .

حضرت علی عليه السلام می فرماید :

«الکرم نتیجة علوّ الهمّة»[ ۴ ]

بزرگواری و آقایی نتیجه داشتن همت بلند است .

نیز می فرماید :

«الفعل الجمیل ینبی عن علوّ الهمّة»[ ۵ ]

نیز می فرماید :

«من بذل جهد طاقته بلغ کنه ارادته»[ ۶ ]

هر که توان خود را برای رسیدن به هدف خود به کار گیرد به تمام خواسته هایش خواهد رسید .

نیز می فرماید :

«قدر الرّجل علی قدر همّته»[ ۷ ]

امام حسین عليه السلام می فرماید :

بلغت العالمین الی المعالی بحسن خلیقة و علوّ همّة

من به وسیله اخلاق نیک و همت بلند به مقامات دو جهان راه یافتم .

حضرت علی عليه السلام می فرماید :

«من شرف الهمّة بذل الانسان»[ ۸ ]

بذل و بخشش آدمی نشانه بلند همتی اوست .

نیز می فرماید :

«شجاعة الرّجل علی قدر همّته»[ ۹ ]

شجاعت مرد به اندازه همت اوست .

و می فرماید: «من شرف الهمّة لزوم القناعة»[ ۱۰]

همت بلند، قناعت همیشگی همراه دارد .

و می فرماید: «الکرم نتیجة علوّ الهمّة»[ ۱۱ ]

بزرگی، نشانه بلند همتی است .

از سوی دیگر، کارهای پست نشانه بی همتی یا پستی همت است . همان طور که همت بلند به آدمی شخصیت می بخشد، او را رشد می دهد و به کمالات می رساند، همت کوتاه و بی تفاوتی، به سقوط انسان می انجامد و جز اتلاف وقت و هدر دادن فرصت ها واز دست رفتن امکانات و استعدادها چیز دیگری برایش نمی آورد .

حضرت علی عليه السلام می فرماید :

«ما رفع امرء کهمّته و لا وضعه کشهوته»[ ۱۲ ]

هیچ چیز مانند همت بلند انسان را بزرگ نکرد؛ چنان که چیزی مانند شهوت رانی او را به زمین نزد .

و نیز می فرماید :

«من صغرت همّته بطلت فضیلته»[ ۱۳ ]

کسی که همتش کوچک باشد فضائل او از دست می رود .

و نیز می فرماید: «من دنت همّته فلا تصحبه»[ ۱۴ ]

با آدم کوتاه همت هم صحبت مشو (که تو را نیز ساقط می کند) .

و نیز می فرماید: «من کانت همّته ما یدخل فی بطنه کانت قیمته ما یخرج من بطنه»[ ۱۵ ]

کسی که همتی جز پر کردن شکم ندارد قیمت او نیز همان است که از شکم او بیرون می آید .

و نیز می فرماید: «ما ابعد الخیر ممّن همّته بطنه و فرجه»[ ۱۶ ]

چه بی خیر است کسی که فکری جز شکم و شهوت ندارد .

و نیز می فرماید: «من کانت الدّنیا همّته اشتدّت حسرته عند فراقها»[ ۱۷ ]

کسی که همتی جز دنیا ندارد هنگام مردن غصه او بسیار خواهد بود .

و نیز می فرماید :

«اجعل همّک و جهدک لآخرتک»[ ۱۸ ]

همت و تلاش خود را صرف آخرتت کن .

همت اگر سلسله جنبان شود مور تواند که سلیمان شود


پي‌نوشت‌ها :

• غررالحکم، ص ۴۴۸

• همان .

• وسائل الشیعه، ج ۱۷ ، ص ۷۳

• غررالحکم .

• غررالحکم .

• غررالحکم ، ص ۴۴۴

• غررالحکم، ص ۳۵۹

به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني مركز تحقيقات و آموزش معاونت سيما



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در سه شنبه 31 فروردین 1389  ساعت 3:56 PM نظرات 0 | لینک مطلب


اشاره  

در ادامه سلسله بحث های اخلاقی حضرت استاد مصباح یزدی ، در این شماره نیز شرح بخش دیگری از وصایای امام جعفر صادق علیه السلام به عبدالله بن جندب را پی می گیریم :

«یاابن جندب ان احببت ان تجاور الجلیل فی داره و تسکن الفردوس فی جواره فلتهن علیک الدنیا واجعل الموت نصب عینک و لاتدخر شیئا لغد واعلم ان لک ما قدمت و علیک ما اخرت.» (1)

می دانیم که ایمان مراتبی دارد; معرفت افراد نسبت به حقایق دین متفاوت است، همت افراد نیز ذاتا با یکدیگر تفاوت دارد.ما برای نیل به هدف عالی و بلندی که به دنبال آن هستیم باید اولا، آن هدف را درست بشناسیم و به وجود آن ایمان داشته باشیم و ثانیا، همت و تلاش لازم برای رسیدن به آن هدف بلند را نیز داشته باشیم. افرادی که معرفت و ایمانشان ضعیف است، در صورت تقویت معرفت خود، این آمادگی و همت را پیدا خواهند کرد که با تلاش بیش تر به اهداف بلند خود نائل آیند.اما کسانی که همتشان ضعیف است و حتی در امور دنیایی هم همت بلندی ندارند - صرف نظر از این که امور دنیا نسبت به آخرت چه موقعیتی دارد - هر قدر هم که زمینه معرفت و ایمان برایشان فراهم باشد، هیچ گونه ترقی و پیشرفتی نخواهند داشت.به این افراد باید هشدار داد تا با تقویت همت خود، برای رسیدن به اهداف عالیه، راه صحیح را انتخاب کنند.البته، مؤمنان، هم از نظر مرتبه ایمان و هم از نظر همت ، با یکدیگر تفاوت هایی دارند .

در این بخش از روایت، امام صادق علیه السلام در مقام یک مربی می خواهند با ایجاد انگیزه در شیعیان، همت مؤمنان را تعالی بخشند; یعنی آن ها را متوجه این مساله نمایند که فقط به فکر رهایی از عذاب جهنم نباشند، بلکه همتشان بیش از این باشد.کسانی که به معاد ایمان دارند متوجه این نکته هستند که انجام بعضی از کارها موجب عذاب ابدی می گردد، لذا سعی می کنند آن گناهان را مرتکب نشوند تا ایمانشان محفوظ بماند.این افراد اگر عذاب هایی هم در عالم برزخ داشته باشند، نهایتا به واسطه شفاعت هم که شده نجات پیدا می کنند.این پایین ترین مرتبه ایمان است.ولی کسانی که از همت بالاتری برخوردارند سعی می کنند در این دنیا به گونه ای عمل نمایند که هم در موقع جان کندن، هم در شب اول قبر و هم در عالم برزخ مبتلا به عذاب نشوند.کسانی هم هستند که همتشان از این هم بالاتر است; ایشان تنها به رهایی از عذاب و نجات از جهنم اکتفا نمی کنند، بلکه دلشان می خواهد از مقامات عالی تر و درجات بلندتری در بهشت و نیز از نعمت های بیش تری در آخرت بهره مند شوند.درجات بهشت بسیار زیاد است به گونه ای که قابل شمارش نیست.دربرخی از روایات، تعداد درجات بهشت برابر با تعداد آیات قرآن ذکر شده است; یعنی بیش از شش هزار درجه، البته به این بستگی دارد که فاصله درجات را چقدر حساب کنیم.از این رو، مؤمنان بهشتی هم، از نظر مقام و مرتبه تفاوت زیادی با یکدیگر دارند .

دسته آخر کسانی هستند که نه تنها به دنیا، بلکه به لذایذ و نعمت های بهشت هم پشت پا می زنند.آن ها تنها دل به خدا می دهند و رضایت او را می طلبند; آن چنان محبت خدا در دلشان جای گرفته است که جزرضایت اوبه چیزی نمی اندیشند.البته هیچ کس از عذاب خوشش نمی آید، همه مردم نعمت های بهشت را دوست دارند، ولی آن ها آن قدر معرفتشان بلند است و لذت لقای الهی و رضوان الهی را می دانند که هیچ چیز دیگری برایشان ارزش ندارد. تمام هم آن ها این است که بیش تر به خدا نزدیک شوند.تعبیری هم که همسر فرعون در دعای خود به کار می برد و در قرآن نیز آمده است، اشاره به همین مطلب دارد.وقتی فرعون او را تهدید کرد که اگر دست از ایمان به حضرت موسی علیه السلام بر ندارد کشته خواهد شد، خطاب به خداوند عرض می کند: «رب ابن لی عندک بیتا فی الجنة » (تحریم: 11) ; پروردگارا برای من خانه ای در نزدیک خودت در بهشت قرار بده.او انواع شکنجه ها و سختی ها را به جان خرید برای این که ایمانش محفوظ بماند.او نجات از عذاب جهنم و یا بهره مندی از نعمت های بهشت را از خداوند درخواست نمی کند، بلکه به خدا می گوید می خواهم در جوار تو باشم; این همان مقام قرب است.البته خدا جسم نیست که - العیاذ بالله - یک خانه جسمانی داشته باشد، ولی رابطه معنوی بنده عاشق با خدا می تواند آن قدر زیاد باشد که مثل دو همسایه به یکدیگر نزدیک باشند .

همه انسان ها چنین همتی ندارند که از همه چیز چشم بپوشند و وقتی هم دعا می کنند بگویند خدایا من تنها قرب تو را می خواهم و دوست دارم در جوار تو باشم.البته در جوار خدا بودن یعنی داشتن همه چیز، ولی توجه بنده عاشق اصلا به آن ها نیست، بلکه فقط می خواهد فاصله ای با خدا نداشته باشد; مثل عاشقی که برای رسیدن به محبوبش همه مشکلات و سختی ها را تحمل می کند تا همیشه در کنار او باشد، او اصلا متوجه نیست که در آن جا چه به او می گذرد; زیرا همین که به محبوبش نزدیک باشد، همه چیز برایش فراهم است.البته برای رسیدن به این مقام، همتی بلند لازم است تا آدمی به جای این که تمام توجه اش معطوف به رهایی از عذاب الهی و آتش جهنم و رسیدن به نعمت های بهشتی از قبیل حورالعین و قصرهای مجلل و غذاهای لذیذ و مانند آن باشد، توجه اش به این باشد که آیا به خدا نزدیک است یا خیر .

راه رسیدن به مقام قرب خدا  

اگر در میان مؤمنان کسانی به این همت بلند دست یافتند که تنها توجهشان به قرب خدا باشد، باید آن چنان معرفت خدا و محبت او در دلشان ریشه بدواند که رضوان او را بر هر چیزی مقدم بدارند.لازمه رسیدن به چنین مقامی، فراهم نمودن مقدمات آن در همین دنیاست ; زیرا از این دنیا که رفتند دیگر نمی توانند کاری انجام دهند که به خدا نزدیک شوند.به دیگر سخن، همان گونه که باید برای نجات از عذاب جهنم و بهره مندی از نعمت های بهشتی، در همین دنیا تلاش کرد، کسی هم که جوار خدا را می خواهد باید مقدماتش را در همین دنیا فراهم کند.جاذبه های دنیا، هوا و هوس ها و غرایز انسانی ممکن است ما را از آن هدف اصلی دور سازد و موجب شود تا برای رسیدن به آن آرمان بلند کم تر تلاش کنیم.ما بسیاری از اوقات فراموش می کنیم که دنبال چه هستیم و می خواهیم به چه مقامی برسیم، اما کسانی که دارای همت بلندی هستند به وجود چنین مقامی آگاه اند و دلشان می خواهد به آن مقام برسند، اما نمی دانند در این راه چگونه باید با مشکلات مقابله کنند و موانع را از سر راه بردارند.آن ها نمی دانند که چه کارهایی باید انجام دهند تا بهتر و زودتر به این مقام دست یابند .

مخاطبان حضرت در این بخش از روایت، افرادی اند که همتشان ضعیف است و یا در صورت داشتن همت بلند، راه رسیدن به هدف را نمی دانند.حضرت به عبدالله بن جندب می فرمایند: اگر می خواهی با خدای صاحب جلالت مجاورت و همسایگی داشته باشی; یعنی آن قدر اوج بگیری که در میان مخلوقات، نسبتت به خدا از همه بیش تر باشد و از مراتب پست حیوانی و شیطانی دور شوی و در میان مؤمنان هم ترقی و تعالی پیدا کنی و در مقامی قرار بگیری که بعد از آن دیگر مقام مخلوقات نیست، بلکه مقام خداست، باید کاری کنی که دنیا در نظرت خوار باشد: «یا ابن جندب ان احببت ان تجاور الجلیل فی داره و تسکن الفردوس فی جواره فلتهن علیک الدنیا.» حضرت در این فراز از سخنان خود، با بیان یک توصیه کلی اخلاقی می فرمایند آنچه موجب می شود که نتوانی این راه را طی کنی این است که دنیا در نظرت بزرگ است، وقتی توجه ات به دنیا جلب می شود و دل به آن می سپاری، دیگر دلت سراغ خدا نمی رود و نمی توانی آن هدف را در دل خودت زنده نگه داری.هر چه زرق و برق دنیا بیش تر در چشم تو جلوه کند، از آن مقام دورتر می شوی; زیرا توجه ات معطوف به آن می شود.توجه انسان به هر چیزی که معطوف شد، برای همان کار می کند و به مسائل دیگر توجه نمی کند.جاذبه های دنیا مانع از تلاش ما برای رسیدن به مقامات عالی ایمان می شود; چون چشم و گوش ما را به دنبال خود می کشاند و وقتی دل به سراغ دنیا رفت، دیگر جایی برای محبت خدا در آن باقی نمی ماند .

یاد مرگ و ذخیره برای آخرت

شاید خطبه ای از نهج البلاغه را نتوان یافت که در آن اشاره ای به پستی دنیا نشده باشد، اما بعضی جاها تعبیرات بسیار کوبنده ای نسبت به دنیا دارد که برای شنوندگان و دوستان حضرت بسیار ارزنده است.امیرالمؤمنین علیه السلام در یکی از خطبه های خود، بی مقداری و زودگذری دنیا را به رطوبت باقی مانده از ظرف آبی تشبیه می کنند که آب آن را خالی کرده باشند; مگر در چنین ظرفی چقدر آب می ماند که انسان برای رفع تشنگی خود به آن توجه کند؟ در دنیا نیز همین اندازه چیز وجود دارد.حضرت در جایی دیگر، درباره پستی و بی ارزشی دنیا می فرمایند: دنیا در نظر من از آب بینی بز زکامی هم کم اهمیت تر است.از این تعبیر رساتر، کلامی است که در خطبه ای دیگر بیان فرمودند: دنیا مثل استخوان پوسیده خوک مرده است که در ست شخص مبتلا به مرض جذام باشد.اشخاصی که مبتلا به این مرض می گردند آن قدر زشت می شوند که کسی رغبت نمی کند به آن ها نگاه کند.حالا تصور کنید اگر در دست چنین فردی با آن قیافه وحشتناک - که انسان حتی رغبت نمی کند یک شاخه گل هم از او بگیرد - استخوان پوسیده خوک مرده ای - که زنده آن هم زشت و پلید است و گوشتش نیز حرام و نجس - باشد، آیا انسان رغبت می کند برای گرفتن آن به سراغ او برود؟ دنیا باید در نظر مؤمن این گونه باشد; یعنی باید آن قدر معرفت داشته باشد که بداند دلبستگی به دنیا او را از هدفش دور می کند.البته این سخن بدین معنا نیست که انسان از فعالیت ها و انجام وظایف فردی و اجتماعی که در دنیا دارد صرف نظر کند. انجام تکلیف یک بحث دیگری است، صحبت سر بینش و نگرش است.گاهی بر انسان واجب می شود که استخوان خوکی را هم بردارد، اما سخن در این است که انسان باید دنیا را در مقام مقایسه با آخرت، مقامات معنوی و قرب خدا چگونه ببیند.برای این که زیبایی های دنیا و به طور کلی غرایز ما موجب بی توجهی به آخرت و مقامات معنوی نگردد، همیشه باید یاد مرگ باشیم; یاد مرگ ارزش دنیا را در نظر انسان کم می کند و او را از فریب های شیطانی و زرق و برق های دنیا محفوظ نگه می دارد.حضرت می فرمایند: «واجعل الموت نصب عینک » ; همیشه به یاد مرگ باش، طوری که همیشه مرگ جلو چشمت باشد.بینش ما نسبت به دنیا باید به گونه ای باشد که توجه بیش تری به مرگ و عالم آخرت داشته باشیم.ما تنها در صورتی می توانیم خود را از چنگال دنیا نجات دهیم که آرزوهایمان را نسبت به آینده کم کنیم و به فکر لذت های دنیایی نباشیم; تنها به فکر رفع نیاز امروزمان آن هم از راه مشروع باشیم وبرای فردایمان که نمی دانیم زنده هستیم یا نه و نسبت به آن تکلیفی نداریم، بی جهت فکرخودرامشغول نکنیم; زیرا اگر تکلیفی نسبت به آینده داشته باشیم، مربوطبه آخرت است وآخرت خواهی مساله دیگری است.حرص به دنیا و ذخیره کردن برای آینده ای که معلوم نیست آن را درک کنیم، موجب می شود که ما بیش تر دنیا زده شویم. انسان باید با این گرایش مبارزه کند و سعی نماید چیزی را برای فردایش نگه ندارد، اگر هم چیزی از زندگی اش زیاد آمد آن را انفاق کند.البته کسانی هستند که از این مقام گذشته اند و امروز وفردای دنیابرایشان تفاوتی نمی کند.اما برای کسانی که در ابتدای راه هستند، مبارزه با دنیازدگی باید جزو برنامه های زندگی آن ها باشد ; مثلا ما باید تمرین کنیم که اگر پولی از زندگی مان زیاد آمد برای سال آینده و سال های بعد نگه نداریم، بلکه سعی کنیم آن را در همان سال مصرف کنیم و اگرنیازی نداریم، در راه خدا انفاق نماییم .

البته ممکن است برای کسانی که از مراتب ایمان و معرفت بالایی برخوردارند راحت تر باشد که مایحتاج سال خود را یک جا تهیه و ذخیره نمایند.حضرت سلمان رضی الله عنه جزو این دسته از افراد بود و امروز و فردای دنیا برایش تفاوتی نمی کرد.این غیر از حرص بر دنیاست; چون ایمانی که سلمان رضی الله عنه داشت با ایمان ما قابل مقایسه نیست و اصلا شاید انگیزه های الهی برتری از این کار داشته است.ولی ما که می خواهیم تمرین نماییم تا به دنیا دلبستگی پیدا نکنیم، بهتر است که به فکر ذخیره برای آینده نباشیم و این روحیه را از خود دور کنیم.به عکس، ما باید این روحیه را در خودمان تقویت کنیم که اگر چیزی از زندگی مان زیاد آمد، آن را در راه خدا مصرف نماییم.بر خلاف نظر بعضی ها که فکر می کنند بذل و بخشش و انفاق موجب از بین رفتن مال و سرمایه می شود و فقط آنچه ذخیره شود حفظ می گردد، حضرت می فرمایند: آنچه در دنیا بماند برای تو نفعی ندارد، بلکه مال تو چیزی است که برای آخرت خود ذخیره می کنی: «و لاتدخر شیئا لغد واعلم ان لک ما قدمت و علیک ما اخرت .» اموالی که انسان ذخیره می کند و آن را بعد از مرگش، در این جهان باقی می گذارد، نه تنها سودی برایش نخواهد داشت، بلکه اگر آن ها از حقوق مردم باشد، گناهش برای او باقی می ماند .

از خداوند عالم می خواهیم ایمان و معرفت ما را کامل و توفیق عمل به دستور اهل بیت علیهم السلام رابه همه ماعنایت فرماید .

پی نوشت :

• محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 87، باب 24، ص 281

منبع: فصلنامه معرفت ، شماره 38 ، علامه مصباح یزدی

به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني مركز تحقيقات و آموزش معاونت سيما



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در سه شنبه 31 فروردین 1389  ساعت 10:40 AM نظرات 0 | لینک مطلب


در اخبار و احاديثي كه از معصومين سلام‌ الله عليهم اجمعين رسيده ، از همت عالي مدح و ستايش زيادي شده و فرموده‌اند : همچنان كه مرغ با بال و پر خويش پرواز مي‌كند ، انسان هم با صفت حميده بلند همتي مي‌تواند به مقاصد عاليه خود دست يابد . در حديثي كه زينت بخش اين بحث شد، امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد :

ارزش هر كس به مقدار نظر بلند و علوّ همت اوست شخصي از حضرت پيغمبر اكرم(ص) سؤال كرد يا رسول الله دو كبوتري كه در هوا در حال پرواز هستند ، كداميك از آنها نزد شما محبوب تر است؟

فرمودند آنكه بالاتر رفته و خود را به اوج زيادتر رسانده است . در قرآن هم كه كلام خداست به اسبان تندرويي كه از كثرت سرعت از زير سم آنها موقعي كه به سنگ برخورد مي‌كنند برق جستن مي‌كند قسم ياد فرموده:

والعاديات ضجاً فالموريات قدحاً. يعني قسم به اسبان تندرويي كه در اثر سرعت و شتاب صداي نفس و شكم هاي آنها از دور شنيده مي‌شود، و هرگاه سم اسبان به سنگي برسد در اثر سرعت از زير سم آنها برق مي‌جهد، و در آيه ديگر مي‌فرمايد :

فالسابقات سبقاً يعني به آن اسباني كه در ميدان مسابقه جلو مي‌روند ، وقتي كه حيواني تندرو و چالاك اينقدر مورد علاقه حضرت احدييت است كه باو قسم مي‌خورد، پس مؤمن متقي كه گل سر سبد عالم وجود است هرگاه داراي جاني گرم و همتي عالي گرديد به چه سرحدي از سعادت قدم خواهد گذاشت و نيز علي عليه‌السلام مي‌فرمايد :

براي حيات شما قيمتي نمي‌شود فرض كرد، پس او را ارزان از دست ندهيد جز با قيمت بهشت .
ابوريجان بيروني در پي‌گيري علم شهرت خاصي دارد، مي‌گويند در لحظات آخر عمرش يكي از فقها به عيادتش آمد با اينكه رشته تخصصي او فلسفه و رياضيات و جامعه شناسي بوده و منجم خوبي هم بود، از فقيه مسئله‌اي در باره ارث پرسيد .

فقيه گفت الآن چه وقت اين مسئله است، گفت اين را هم بدانم و بميرم بهتر است؟

يا ندانم و بميرم ؟ 1

قال علي عليه‌السلام:

الفخر بالهمم العاليه لا بالرممم الباليه يعني سربلندي و افتخار به همت و فكر بلند است نه به استخوان پوسيده گذشتگان .

سعدالدين تفتازاني از علماء و پايه گذاران فن بلاغت است، از پسرش پرسيد ميل داري به چه مقامي برسي؟

گفت به مقام علمي شما، پدر گفت همتت كوتاه است، من تصميم گرفتم به مقام علمي امام صادق عليه السلام برسم ، با تلاش و كوشش به اينجا رسيده‌ام ، تو به كجا خواهي رسيد.2
باز هم خاطره‌اي از مؤلف:

موقعي كه وزارت فرهنگ و آموزش عالي مي‌رفتم با اينكه شغلم آموزش معارف اسلامي بود كه هر روز در يكي از ساختمانهاي آن وزارتخانه به پرسنل آموزش معارف اسلامي مي‌دادم، ولي همه روزه نماز را در ساختمان مركزي به جماعت مي‌خواندم طرز سلوك و رفتارم با اشخاص بقدري حسنه بود كه از شخص وزير گرفته تا طبقات پايين همه نسبت به من محبت داشتند، زيرا مردم دار بودم .

روزي اطلاع حاصل شد كه مادر يكي از كارمندان فوت كرده است به رفقا گفتم بيائيد دسته جمعي به منزلش برويم و اظهار همدردي نمائيم، اتوبوسي از پاركنيگ خواستم دسته جمعي به منزل او كه در جنوب شهر بود رفتيم، من كه در رديف جلو سوار شده بودم زودتر پياده شدم، ديدم اين بنده خدا در خانه محقر و كوچكي زندگي مي‌كند كه ظرفيت سرپا ايستادن ما را هم ندارد، به آن دوستمان گفتم اعلاميه مجلس ترحيم ‌تان را بدهيد ، تا روز معين در مجلس ختم‌تان شركت كنيم، اعلاميه را گرفتيم و برگشتيم و روز معين در مسجد و مجلس ختم شركت كرديم، و بعد از شب هفت چند نفر فرستاديم او را سركار آوردند .

ايشان به اطاق من آمد و گفت شما مرا در محل خيلي سرافراز كرديد، من در محل آدم گمنامي بودم، آمدن شما با آن تشريفات باعث سربلندي من شد، گفتم روز اول كه آمديم من در حقت دعا كردم، از خدا خواستم كه خانه بزرگتري به شما بدهد .

لبخندي زد و گفت آقا خودم مقصرم، چند سال پيش براي اولين بار مشهد رفتم، عرض كردم آقا امام رضا من از مستأجري در تهران خسته شده‌ام، از خدا بخواه به من خانه‌اي كرامت كند ولو اينكه جاي يكدست رختخواب داشته باشد، گفتم بنده خدا چرا همتت كوتاه بوده، حالا كه شخصيتي مانند حضرت امام رضا عليه‌السلام را در خانه خدا واسطه كرده‌اي چرا خانه بزرگتري نخواسته‌اي؟

من خودم هميشه نظر و همت بلندي داشته و دارم هميشه عرض كرده‌ام خدا، ميخواهم خوب بخورم، خوب بپوشم، ماشين خوب داشته باشم، خانه خوب داشته باشم، بچه خوب داشته باشم، همسر خوب داشته باشم، همينطور هم عطا فرموده، من خدا را بد عادت نكرده‌ام ، معتقدم هر طوري بخواهي همانطور مي‌دهد، خوب دقت كنيد، وقتي كه خدا را قادر مطلق مي‌دانم و خدا را بخيل و تنگ نظر نمي‌دانم، من چرا همتم كوتاه باشد؟

بعضي‌ها ميگويند خدا نان زير برفي بدهد، بهار كه شد دستم كار مي‌كند و دهانم مي‌خورد، همانطور هم به او مي‌دهد .

توصيه مي‌كنم كه هميشه همتي بلند داشته باشيد، خداوند هم بلندنظرها را دوست دارد .
بعضي‌ها مي‌گويند خدا آخرتمان را خوب كند، دنيا مي‌گذرد ، من اينطور نمي‌گويم، من مي‌گويم خدا هم اين دنيايم را خوب كن و هم آن دنيايم را، ربنا آتنا في‌الدنيا حسنه و في‌الآخره حسنه خدا كه صفت بد ندارد (بخيل و تنگ نظر نيست) بلكه كرمش حد و حصر ندارد و با ظرف بزرگ درخانه‌اش به گدائي مي‌روم .

همت بلند دار كه مردان روزگار از همت بلند به جايي رسيده‌اند
مردي بلند همت:

سپاهيان اسكندر ، شهري را فتح كردند و پرچم حكومت اسكندر را بر فراز خانه‌هاي آنها برافراشتند پس از مدتي اسكندر وارد آن شهر شد و پرسيد:

آيا از شاهزادگان قبلي كسي در اين شهر باقي مانده ؟

جواب دادند تنها يك مرد باقي مانده و او نيز همواره در قبرستان بسر مي‌برد، و كنار قبرها را محل سكونت خود قرار داده است .

اسكندر دستور احضارش را داد ، او را مخاطب قرار داد و گفت چرا كنار قبرها را محل سكونت خود قراردادي؟

شاهزاده گفت دوست داشتم بين استخوانهاي شاهان و نوكرانشان را در گورستان مشخص كنم و از همديگر متمايز سازم، ولي به اين كار موفق نشدم، زيرا ديدم استخوانهاي همه (شاه و گدا) يكسانند .

اسكندر گفت اگر از من متابعت و پيروي كني و همتي بلند داشته باشي ، تو را به پادشاهي همين جا منصوب مي‌كنم تا شكوه و عظمت گذشته تان را بازيابي ، شاهزاده گفت همت من بلندتر از اينها است كه گفتي ، من بدنبال زندگي‌اي هستم كه مرگ نداشته باشد، بدنبال جواني‌اي هستم كه پيري نداشته باشد، بدنبال ثروتي هستم كه فقر و نداري از پي او نباشد، من بدنبال شادماني‌اي هستم كه اندوه از پي‌آن نباشد.

اسكندر گفت چنين اموري كه همت تو خواهان آنست در نزد من پيدا نمي‌شود، شاهزاده گفت پس مرا به حال خود بگذار تا بروم سراغ كسي كه (خدائي) كه اين امور (زندگي جاويد) در نزد اوست .

پي‌نوشت:

1.صفحه 415 اسلام و مقتضيات زمان استاد مطهري .

2. صفحه 65 رمز پيروزي مردان بزرگ نوشته استاد جعفر سبحاني چاپ هشتم .

نوشته : حاج سيد غلامرضا موسوي بروجردي

به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني مركز تحقيقات و آموزش معاونت سيما



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در سه شنبه 31 فروردین 1389  ساعت 10:20 AM نظرات 0 | لینک مطلب


با توجه به نامگذاري سال 1389 از سوي مقام معظم رهبري با عنوان « همت مضاعف و كار مضاعف »، 40 حديث نوراني از ائمه معصومين عليهم السلام با محوريت كار، عمل و تلاش در پي مي‌آيد:

1 ـ رسول الله (ص) : الايمان في عَشرةٍ: المعرفة والطاعة واعلم والعمل والورع والاجتهاد والصّبر واليقين والرضا والتسليم، فايّها فقد صاحبه بطل نظامه.

(بحارالانوار ج 28، ص 175)

پيامبر اكرم (ص): ايمان در ده چيز اسـت: شناخت، فرمانبري از خدا، علم، عمل، پاكدامني، سخت‌كوشي، شكيبايي، يقين، خشنودي و تسليم در برابر خدا. هر يك از اين ده ركن كم شود، رشته ايمان از هم پاشيده مي‌شود.

2 ـ عنهم عليهم السلام: جدّوا واجتهدوا، وإن لم تعلموا فلا تعصوا، فإنّ من يبني ولا يهدم يرتفع بناؤه وإن كان يسيراً، وأنّ من يبني ويهدم يوشك أن لا يرتفع بناؤه.

(بحارالانوار ج 8، ص 286)

امامان معصوم (ع): تلاش و كوشش كنيد و اگر عمل نمي‌كنيد، گناه هم نكنيد؛ زيرا كسي كه بنايي مي‌سازد و ويرانش نمي‌كند، ساختمانش برافراشته مي‌شود، هر چند كوچك باشد. امّا كسي كه مي سازد و سپس ويران مي‌كند، بنايش برافراشته نمي‌شود.

3 ـ الإمام علي (ع):‌ العمل العمل، ثم النهاية النهاية، والاستقامة الاستقامة، ثم الصبر الصبر، والورع، إن لكم نهاية فانتهوا الي نهايتكم.

(نهج‌البلاغه: خطبه 176)

‌امام علي (ع): كار كنيد و آن را به پايانش رسانيد و در آن پايداري كنيد؛‌ آن گاه شكيبايي ورزيد و پارسا باشيد. همانا شما را پاياني است؛ پس، خود را به آن پايان (بهشت) رسانيد.

4 ـ الإمام علي (ع): مَن أبطا به عمله، لم يسرع به نسبه (حسبه).

(نهج‌البلاغه: حكمت 23)

امام علي (ع): هركس كارش او را كُند برد، نسبش (حسبش)‌ او را شتابان نبرد.

5 ـ الإمام علي (ع):‌ المداومة المداومة! فإن‌الله لم يجعل لعمل المومنين غاية الا الموت.

(مستدرك الوسائل: 177/130/1)

امام علي (ع): در كار پيگير باشيد، زيرا خداوند براي كار مؤمنان پاياني جز مرگ قرار نداده است.

6 ـ الإمام علي (ع): قليل تدوم عليه، أرجي من كثير مملولٍ منه.

(نهج‌البلاغه: حكمت 278)

امام علي (ع): كار (خير) اندك، كه بر آن مداومت ورزي، از كار بسيار كه از آن خسته شوي، اميدوار كننده‌تر است.

7 ـ الإمام الباقر (ع):‌ ما من شيء أحب إلي الله من عمل يداوم عليه، و إن قلّ.

(الكافي: 3/82/2)

امام باقر (ع): ‌هيچ چيز نزد خداوند، محبوب‌تر از كاري نيست كه بر آن مداومت شود، هر چند اندك باشد.

8 ـ الإمام الصادق (ع) في وصيّته لعمرو بن سعيد: اوصيك بتقوي الله والورع والاجتهاد واعلم أنّه لا ينفع اجتهاد لا ورع فيه.

(البحار: 1/296/70)

امام صادق (ع) خطاب به عمرو بن سعيد: تو را به تقواي الهي و پارسايي و كوشش سفارش مي‌كنم و بدان كه كوششي كه در آن پارسايي نباشد، سودي نمي‌دهد.

9 ـ الإمام الصادق (ع): من قَبل الله منه صلاةً واحدةً لم يعذّبه، ومن قبل منه حسنةً ... لم يعذّبه.

(كافي: 11/266/3)

امام صادق (ع):‌ خداوند از هر كس يك نماز بپذيرد، عذابش نكند و از هر كه، يك كار خوب بپذيرد... عذابش نكند.

10 ـ رسول الله (ص) يتبع الميّت ثلاثة: أهله وماله وعمله، فيرجع اثنان و يبقي واحد؛‌ يرجع أهله و ماله و يبقي عمله.

(كنز العمال: 42761)

پيامبر خدا (ص):‌ سه چيز، شخص مرده را همراهي مي‌كنند: خانواده‌اش، دارايي‌اش و عملش. دو تاي آنها بر مي‌گردند و يكي باقي مي‌ماند. خانواده و دارايي او برمي‌گردند و عملش با او مي‌ماند.

11 ـ الإمامُ علىٌّ (ع): عليكم بالجدّ والاجتهاد والتأهّب والاستعداد.

(نهج‌البلاغه: خطبه 130)

امام علي (ع): بر شما باد به تلاش و سخت‌كوشي و مهيا شدن و آماده گشتن.

12 ـ الإمامُ علىٌّ (ع): فعل الخير ذخيرة باقية وثمرة زاكية.

(غررالحكم: 6545)

امام علي (ع): «كار خوب» اندوخته‌اي ماندني و ميوه‌اي پاكيزه و خوشگوار است.

13 ـ الإمام الصادق (ع): ‌اعملوا قليلاً تنعّموا كثيراً.

(تنبيه الخواطر: 2-183)

امام صادق (ع): اندكي كار كنيد، تا بسيار متنعّم شويد.

14 ـ الإمامُ علىٌّ (ع): إذا هبت أمراً فقع فيه، فإنّ شدّة توقّيه أعظم ممّا تخاف منه.

(غررالحكم: 8955)

امام علي (ع): هرگاه از كاري ترسيدي، خود را بـه كام آن بينداز. زيرا ترس شديد از آن كار، دشوارتر و زيان‌بارتر از اقدام به آن كار است.

15 ـ الإمامُ الباقرُ: الإيمانُ إقرارٌ وعملٌ، والإسلامُ إقرارٌ بلا عملٍ.

(تحف العقول: 297)

امام باقر (ع): «ايمان» اقرار است و عمل، و اسلام آوردن، صرفاً اقراري است بدون عمل.

16 ـ الإمام صادق (ع): إذا كان الرجل علي عمل فليدم عليه سنة، ثم يتحول عنه إن شاء الي غيره؛ وذلك إن ليلة القدر يكون فيها في عامه ذلك ما شاء الله إن يكون.

(الكافي 1/82/2)

هرگاه شخصي كاري را آغاز كند، بايد تا يك سال آن را ادامه بدهد. سپس اگر خواست، به كار ديگري بپردازد؛ زيرا شب قدر ـ كه آنچه خداوند مي‌خواهد مقدّر مي‌كند ـ در آن يك سال وجود دارد.

17 ـ رسول الله (ص): وجدت الحسنة نوراً في القلب، وزينا في الوجه، وقوة في العمل، ووجدت الخطيئة سواداً في القلب، ووهناً في العمل، وشيناً في الوجه.

(كنز العمّال: 44084)

پيامبر خدا (ص): نيكي را نور دل و آرايه رخسار و نيروي كار يافتم و بدي و گناه را سياهي دل و سستي در كار و زشتي چهره.

18 ـ رسول الله (ص): أفضل الأعمال أحمزها.

(البحار: 191/70)

پيامبر خدا (ع): برترين كارها، دشوارترين آنهاست.

19 ـ رسول الله (ص): أفضل العمل أدومه و إن قل.

(تنبيه الخواطر: 63/1)

پيامبر خدا (ع): برترين كار، با دوام‌ترين آنهاست، هر چند اندك باشد.

20 ـ الإمامُ علىٌّ (ع): طاعة الله سبحانه لا يحوزها إلا من بذل الجدّ واستفرغ الجهد.

(غررالحكم: 6009)

امام علي (ع): به طاعت خداي سبحان دست نيابد مگر كسي كه تلاش كند و نهايت كوشش خود را به كار گيرد.

21 ـ الإمام علي (ع): أفضل الأعمال ما أكرهت عليه نفسك.

(البحار: 20/69/78)

امام علي (ع):‌ برترين كارها،‌ كاري است كه نفس خود را بر انجام آن مجبور گرداني.

22 ـ الإمام علي (ع): أفضل العمل ما أريد به وجه الله.

(غررالحكم: 2958)

امام علي (ع): برترين كار، كاري است كه براي خدا باشد.

23 ـ الإمام علي (ع): أفضل الأعمال لزوم الحق.

(غررالحكم: 3322)

امام علي (ع): ‌برترين كارها، پايبندي به حق است.

24 ـ الإمام الصادق (ع) ـ لمّا سئل عن أفضل الأعمال ـ: الصلاة لوفتها، وبرّ الوالدين ، والجهاد في سبيل الله.

(الكافي: 4/158/2)

امام صادق(ع) ـ در پاسخ به پرسش از بهترين كارها ـ فرمود: نماز به وقت، نيكي كردن به پدر و مادر و جهاد در راه خداوند.

25 ـ رسول الله (ص): ثلاث من لم يكنّ فيه لم يتمّ له عمل: ورع يحجزه عن معاصي الله، وخلق يداري به الناس، و حلم يردّ به جهل الجاهل.

(الكافي: 1/116/2)

پيامبر خدا (ص): سه چيز است كه در هر كس نباشد هيچ عملي از او كامل نگردد: پارسايي كه او را از نافرماني خدا باز دارد و خويي كه به وسيله آن با مردم مدارا كند و بردباري‌اي كه با آن رفتار جاهلانه نادان را دفع سازد.

26 ـ رسول الله (ص): ثلاثةٌ لا ينفع معهنّ عمل: الشرك بالله، وعقوق الوالدين، والفرار من الزّحف.

(كنز العمال: 43824)

پيامبر خدا (ص): سه چيز است كه با وجود آنها هيچ عملي سود نمي‌بخشد: شريك قرار دادن براي خدا، نافرماني و آزردن پدر و مادر و گريختن از جهاد.

27 ـ ابو عمرو الشيباني: رأيت أبا عبدالله وبيده مسحاة وعليه إزار غليظ يعمل في حائط له والعرق يتصابّ عن ظهره فقلت: جعلت فداك أعطني أكفك فقال لي: إنّي احبّ أن يتأذّي الرجل بحرّ الشمس في طلب المعيشة.

(الكافي: 13/76/5)

ابو عمرو شيباني: امام صادق (ع) را ديدم كه در دستش بيلي بود و ازاري ضخيم بر تن داشت و در بوستان خود كار مي كرد و عرق از پشت او سرازير بود. عرض كردم: فدايت شوم! اجازه بدهيد من به جاي شما كار كنم. فرمود: من دوست دارم كه مرد براي تأمين معيشت خود در گرماي آفتاب اذيّت شود.

28 ـ الإمام الباقر (ع): لا ينفع مع الشّك والجحود عملٌ.

(الكافي: 7/400/2)

امام باقر (ع): با وجود شك و انكار، هيچ عملي فايده ندارد.

29 ـ الإمام الصادق (ع):‌ لا يقبل الله من مؤمن عملاً وهو مضمر علي أخيه المؤمن سوءاً.

(الكافي: 7/361/8)

امام صادق (ع):‌ خداوند از مؤمني كه نسبت به برادر مؤمن خود نيت بد داشته باشد، هيچ عملي را نمي‌پذيرد.

30 ـ الإمام علي (ع):‌ إحذر كل عملٍ يرضاه صاحبه لنفسه، ويكرهه لعامّة المسلمين.

(شرح نهج‌البلاغه ابن‌أبي‌الحديد: 41/18)

امام علي (ع):‌ از هر كاري كه كننده‌اش آن را براي خود مي‌پسندد و بر مردم مسلمان نمي‌پسندد، دوري كن.

31 ـ الإمام علي (ع): ‌احذر كل عمل يعمل به في السّرّ، ويستحي منه في العلانية.

(نهج‌البلاغة: الكتاب 69)

امام علي (ع): از هر كاري كه در نهان انجام مي‌شود و در آشكار از انجام آن شرم مي‌شود،‌ دوري كن.

32 ـ الإمام علي (ع):‌ إياك وكل عمل إذا ذكر لصاحبه أنكره.

(البحار: 19/369/71)

امام علي (ع): ‌بپرهيز از هر كاري كه اگر براي كننده آن يادآوري شود، آن را زشت شمارد.

33 ـ رسول الله (ص): إن الله تعالي يحب إذا عمل إحدكم عملا إن يتقنه.

(كنز‌العمال: 9128)

پيامبر خدا (ع): خداوند تعالي دوست دارد كه هرگاه فردي از شما كاري كند آن را محكم ( و بي‌عيب) انجام دهد.

34 ـ الإمام الصادق (ع):‌ لمّا مات إبراهيم ابن رسوال الله رأي النبي في قبره خللاً فسوّاه بيده، ثم قال: إذا عمل أحدكم عملاً فليتقن.

(وسائل الشيعه: 1/883/2)

امام صادق (ع): چون ابراهيم، فرزند پيامبر خدا (ع) درگذشت، پيامبر درقبر او شكافي ديد و آن را با دست پر و هموار كرد. سپس فرمود: هرگاه كسي از شما كاري كرد، محكم كاري كند.

35 ـ رسول الله (ص):‌ إن أعمالكم تعرض علي كلّ يوم، فما كان من حسنٍ استزدت الله لكم، وما كان من قبيح استغفرت الله لكم.

(الفقيه: 582/191/1)

پيامبر خدا (ص): ‌كارهاي شما هر روز به من نشان داده مي‌شود. اگر خوب باشد، از خدا مي‌خواهم بر كارهاي شما بيفزايد و اگر زشت باشد، برايتان از خدا‌ آمرزش مي‌طلبم.

36 ـ الإمام الحسين (ع):‌ إن أعمال هذه الامة ما من صباح إلا وتعرض علي الله تعالي.

(عيون أخبار الرضا: 156/44/2)

امام حسين (ع): هر بامداد، اعمال اين امت بر خداوند متعال عرضه مي‌شود.

37 ـ الإمام الرضا (ع) ـ وقد قال عبدالله بن أبان له: إن قوماً من مواليك سألوني أن تدعوالله لهم-: والله إني لأعرض أعمالهم علي الله في كل يوم.

(وسائل الشيعه: 25/392/11)

عبدالله بن ابان به امام رضا (ع) عرض كرد: گروهي از دوستان شما از من خواسته‌اند از شما تقاضا كنم برايشان دعا كنيد. حضرت فرمود: به خدا قسم من خد هر روز اعمال آنها را بر خدا عرضه مي‌كنم.

38 ـ الإمامُ علىٌّ (ع): كُلُّ امرئٍ يَلْقي ما عَمِلَ ويُجْزي بِما صَنَعَ.

(غررالحكم: 6918)

هر انساني كرده خود را مي‌بيند و سزاي كردارش را مي‌گيرد.

39 ـ الإمامُ علىٌّ (ع): من قصّر في العمل، ابتلي بالهمّ.

(نهج البلاغه: حكمت 127)

امام علي (ع): هر كه در عمل كوتاهي كند، به اندوه گرفتار آيد.

40 ـ رسول الله (ص):‌ اعمل لدنياك كأنّك تعيش أبداً، واعمل لآخرتك كأنّك تموت غداً.

(تنبيه الخواطر: 234/2)

پيامبر خدا (ص): براي دنياي خود چنان كار كن كه گويي جاودانه زندگي مي‌كني و براي آخرتت چنان كار كن كه گويي فردا خواهي مرد.

منبع : www.lailatolgadr.ir



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 3:21 PM نظرات 0 | لینک مطلب


چندسالي است که به همت رهبر انقلاب سنت حسنه، نامگذاري سال در ابتداي هر سال شمسي رواج يافته است و رهبري با جايگاه تعيين راهبردهاي مهم کشور به اين مهم اقدام مي‌کند. امسال نيز با تحليلي که معظم له از مسائل کشور داشته اند؛ سال جاري را به نام « همت مضاعف و کار مضاعف » نام گذاري کردند. بنابراين راهبرد اصلي کشور کار، کار و کار مي‌باشد. اهميت راهبرد فوق زماني روشن مي‌شود که بدانيم معضل اصلي توسعه نايافتگي کشورها ، تنبلي ، کم کاري و اراده ضعيف است. مطالعه وضعيت کشورهاي توسعه يافته نشان مي‌دهد، نقطه عطف تحول و توسعه، در کار مضاعف و همت عالي نهفته است. اگر بنا باشد يک کشور نمونه براي الگوبرداري ذکر شود ژاپن مثال بارزي است در فاصله سال‌هاي 1850تا1880 ميلادي مردان بزرگي از خانواده‌هاي سامورايي در ژاپن پا به عرصه هستي نهادند و منشا تغييرات و تحولات مهمي در اين کشور شدند. آنها تصميم گرفتند حداکثر کوشش خود را براي صنعتي کردن ژاپن بکار گيرند.

روشنفکران اين کشور در بيداري و آگاهي مردم و رهبري تحولات اقتصادي و اجتماعي دوران ميجي، نقش درجه اول ايفا کردند. آنان دريافتند که با تکيه بر فرهنگ کهن خود مي‌توان جنبش کار راه انداخت.

تجربه کشور موفق ژاپن، نشان مي‌دهد که رشد توسعه اقتصادي آنها در درجه اول در تاثير بالا بودن فوق العاده مردم عملي شده است.

گزارش يک موسسه تحقيقاتي در آمريکا نشان مي‌دهد، نگراني کمپانيهاي آمريکايي فقدان مغزهاي متفکر نيست، بلکه کمبود مديراني است که بتواند اين قوه خلاق را به گونه‌اي موثر به کار گيرد.

در سنگاپور گزارش شده است که در فاصله سالهاي 1983 تا 1986 نيمي از افزايش توليد ناخالص ملي اين کشور به دليل بهره وري کار بوده است.

در کشور ما ايران هم حجم کار پايين است و هم مقدار سرانه کار مفيد بسيار پايين مي‌باشد و اکنون کشورها با شاخص کار مفيد سنجش مي‌شوند و بر اين اساس در مدل توسعه يافته و عقب مانده تعريف مي‌شوند.

ژاپني‌ها که اوايل دهه 1950 تصميم به رشد گرفتند، کار و تلاش روزانه خود را بيش از پيش افزايش دادند به طوري که ساعات کار در صنايع و شرکت‌هاي مختلف به طور متوسط در هفته حدود 50تا60 ساعت گزارش شده است اکنون بيشتر ژاپن شناسان بر اين باورند که معجزه اقتصادي اين کشور در طول دهه‌هاي 60و 1950 در درجه اول در سايه ساعات کار طولاني، صرفه جويي و کم مصرفي مردم آن حاصل شده است.

کره جنوبي و تايوان هم که حدود سي سال پيش از الگو قرار دادن ژاپن، تصميم به رشد اقتصادي خود گرفته و خواهان رقابت با توليدات ژاپن در بازارهاي بين المللي شدند؛ به خوبي واقف بودند که براي موفقيت خود لازم است بيش از ژاپنيها کارکنند و کمتر از آنها مصرف کنند.

کارگران کره‌اي که بزرگترين آرزوي شان رقابت با توليدات ژاپن بوده است در هفته 5تا 10 ساعت بيش از کارگران ژاپن کار مي‌کنند و دستمزدي معادل کمتر از نصف کارگران ژاپن دريافت مي‌دارند.

به همين جهت اکنون موفق شده اند در بسياري از بازارهاي صادراتي ژاپن نفوذ کنند و با آن کشور به رقابت بپردازند.

در سفري که چندي پيش به چين داشتيم وقتي از يک مسئول چيني در خصوص علت ساعات کار طولاني خانم‌ها در آن کشور پرسيديم با کمال تعجب گفتند که ما طبق برنامه مي‌بايست در پايان برنامه پنج ساله، مقام اول اقتصادي دنيا باشيم بر همين اساس هم آحاد مردم چين براي اين هدف عالي متحد مي‌باشند. درژاپن براي گزينش مديران سطح بالا اداري افزون بر ملاک‌هاي تحصيلات، ارشديت و تجربه طولاني نظر موافق و تائيد همکاران نيز از شروط اصلي براي تصدي مشاغل مهم محسوب مي‌شود و چون اين دسته از مديران اختيارات خود را ناشي از مردم مي‌دانند، ارتباطشان با ارباب رجوع برپايه اصل مسئوليت اداري، قرار دارد و خود را موظف و ملزم مي‌دانند که با تمام توان خويش در خدمت مراجعين باشند.

و اکنون ما با آن همه آموزه ديني در خصوص ارزش کار و اعراض از کار لغو و ترغيب به کار مفيد در جايگاه غير متناسب با شأن تاريخي، فرهنگي خود قرار داريم، اميد است که اين نامگذاري به تغيير نگرش منتهي شود و در حد چند همايش و بيل بُرد خلاصه نشود.

نويسنده : محمدعلي وكيلي

منبع : روزنامه ابتكار



 نگاشته شده توسط صدرالدين ميرحسيني در دوشنبه 30 فروردین 1389  ساعت 3:09 PM نظرات 0 | لینک مطلب

[تعداد کل صفحات:2 [ 1 ]  [ 2 ] 






POWERED BY RASEKHOON.NET