اَنَس بن حَرثِ کاهِلِی اَسَدی

«انس» فرزند «حارث (حرث) بن نَبِیه» است. پدر اَنس منسوب به «کاهل» از تیره و شاخه قبیله «بنی اسد» بوده است. «انس» خود پیرمردی بزرگ از صحابه نبی مکرم اسلام بود. او از پیامبر نقل حدیث میکرد و افتخار شرکت در غزوه بدر و حنین در رکاب پیامبر را داشته است. پدرش - حرث - نیز از صحابه پیامبر بوده است.(1)
انس در خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
انس از صحابه پیامبر اکرم بوده است، او از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایات فراوان نقل کرده که شیعه و سنی آن را گزارش کردهاند.(2) از جمله آنها این روایت است: این پسرم حسین در محلی به نام کربلا شهید خواهد شد، آگاه باشید هر که معاصر او بود، باید او را یاری کند.(3) به همین سبب، هنگامی که انس بن حرث امام را به سوی عراق رهسپار دید، به خدمت آن حضرت شرفیاب شد و ایشان را یاری کرد و همراه ایشان به شهادت رسید.(4) او از صالحان و رزم آورانی است که در یاری امام بسیار تلاش و کوشش کرد. «جزری» انس را از اهالی کوفه به شمار آورده است. (5)
انس در کربلا
وقتی امام حسین علیه السلام به کربلا فرود آمد، انس شبانه به امام و یارانش ملحق شد.(6) او از جانب امام در کربلا ماموریت یافت که به لشکر عمر بن سعد وارد شود و جویا شود که این سپاه با این عظمت را برای چه به کربلا آورده است. گویند هنگام ورود، بر عمر بن سعد سلام نکرد. عمر بن سعد پرسید: مگر تو ما را مسلمان نمیدانی که سلام نکردی؟ پاسخ داد: مگر به کسی که در برابر فرزند رسول خدا قرار گرفته باید سلام کنم؟
شهادت انس
عصر روز عاشورا «انس بن کاهل» به خدمت امام حسین علیه السلام شرفیاب شد و اجازه رزم خواست. او کمر خود را با عمامهای محکم پیچیده بود و ابروان بلندش را با دستمالی بر پیشانی بسته بود، تا در حال رزم و جهاد جلوی چشمانش را نگیرد. چون نگاه امام حسین به چهره او افتاد، گریان شد و فرمود: ای پیرمرد! خداوند سپاسگزار تو باشد.
شعار حماسی انس
رجز شجاعانه، این مرد بزرگ در برابر دشمن این بود:
قد علمت کاهلها ودودان و الخندفیون، قیس عیلان
بان قومی انه الاقران لدی الوغا و سادة الفرسان
مباشر الموت بطعن آن لسنا نری العجز عن الطعان
آل علی شیعة الرحمن و آل زیاد شیعة الشیطان
(قبائل) کاهل و دودان و خندف و بنوقیس خوب میدانند، که قوم من در وقت جنگ و رودررویی نزدیکترین افراد به حریفان و سران جنگ هستند،
با ضربهای کاری دشمن را از پای میاندازیم و از هیچ ضربتی اظهار عجز و حقارت نمیکنیم،
خاندان علی، پیروان دین خداوند بخشندهاند، و خاندان زیاد پیروان شیطاناند.
انس با آن که پیر بود، هجده نفر از لشکر ابن زیاد را از پای در آورد و خود به آسمان شهادت پر گشود. (7)
او در زیارت ناحیه مقدسه مورد سلام امام واقع شده است: السلام علی انس بن الکاهل الاسدی و قاتل او «یقتط بن ناشر الجهنی» مورد لعنت قرار گرفته است. (8)
درسی که میتوان گرفت: در اصل حمایت فرزند رسول خدا و امام زمان، سالخورده، جوان، نوجوان و خردسال برابرند. وجود اشخاص پیر، در سپاه امام حسین علیه السلام، غزوات دوران پیامبر را تداعی میکند. هرگز از سالخوردگان توقع جهاد نیست؛ ولی دل بیدار آنها مانع از سکوت آنها میشد. امام چون رسول «مصعب بن عمیر» را در غزوه احد دید، به ناگاه گریان شد. اما آیا وجود این پیرمردان، بر نامردان سپاه ابن سعد، عبرتی روشن نبود؟
پینوشتها:
1. اقبال الاعمال، ج3، ص 78/ بحارالانوار، ج45، ص71.
2. ابصارالعین، ص99.
3. همان.
4. الاصابة فی تمییز الصحابه، ج1، ص270/ اسدالغابة، ج1، ص123/ ذخائر العقبی، ص146.
5. اسدالغابة، ج1، ص146.
6. همان .
7. ذخیرة الدارین، ص375.
8. اقبال الاعمال، ج3، ص 346 و 78.
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
حَجّاج بن مَسرُوق، جُعفِی مُذحَجی

حجاج بن مسروق(1) جعفی مذحجی
«حجاج» پسر «مسروق جعفی» از قبیله «مذحج» از شیعیان مشهور امیرمومنان علیه السلام است. او از صحابه حضرت علی علیه السلام بود که در کوفه زندگی میکرد. چون از حرکت امام حسین علیهالسلام به سوی کربلا با خبر شد، خود به استقبال امام از کوفه خارج شد و رو به جانب مکه، حرکت کرد و در بین راه به امام ملحق شد.(2) وقتی امام حسین علیه السلام با لشکر حُر برخورد نمودند و وقت نماز ظهر شد، امام به وی امر نمودند تا اذان بگوید(3) و تا کربلا لحظهای از امام جدا نشد تا این که روز عاشورا، به شهادت نائل آمد.
نمایندگی از طرف امام
در «قصر بنی مقاتل» که بیستمین منزل در راه کربلاست، امام، خیمهای برافراشته دید. فرمودند: این از آن کیست؟ پاسخ داده شد که آن برای «عبیدالله بن حر جعفی» است. امام به «حجاج بن مسروق» امر فرمود که عبیدالله بن حر جعفی را دعوت کند تا با او و یارانش همراه شود. حجاج وارد خیمه ابن حر شد، پس از تعارفات معمولی، ابن حر پرسید: چه خبر؟ حجاج پاسخ گفت: برای تو یک هدیه و گرامیداشتی دارم، اگر پذیرای آن باشی! این حسین است که تو را برای یاری فراخوانده، اگر (دشمنانش) را بکشی، اجر و پاداش نصیب تو میشود و اگر خود کشته شوی به مقام شهادت نائل آمدهای. ابن حر گفت: به خدا قسم از کوفه خارج نشدهام مگر بدین سبب که فراوان دیدم افرادی را که برای جنگ با او خارج شدهاند و شیعیان او به ذلت کشیده شدهاند، پس از آن دانستم که او کشته خواهد شد و من قادر به یاری او نخواهم بود و البته مایل نیستم که او مرا ببیند و من او را ببینم. (4)
درسی که میتوان گرفت: این نکته اهمیت بسیار دارد که واژه شهادت نزد حجاج بن مسروق عبارتی شناخته شده است. او کشته شدن در رکاب امام را شهادت میداند. از اشعار حماسی او پیداست که او با شهادت آشنا است.
دیگر این که یاران امام خود را «بین احدی الحسنیین» میدیدند، یعنی بر این باور بودند که اگر کشته شوند در هر حال به مقامی رفیع دست یافتهاند، و اگر بکشند و پیروز شوند باز هم اجر و ثواب احیای دین را کسب خواهند کرد. پس هرگز احساس ضرر و خسارتی نداشتند تا عقب نشینی کنند. در حالی که طرف مقابل نه به خیر دنیا دست یافت و نه به رضای الهی.

شهادت حجاج
ابن شهر آشوب و دیگران گفتهاند: وقتی که روز دهم محرم شد و جنگ آغاز شد، حجاج بن مسروق جعفی به نزد امام حسین علیه السلام آمد و برای ورود به میدان اجازه خواست. امام به او اجازه داد.(5) پس از شهادت انس، حجاج وارد میدان جهاد شد، و پس از نبردی خونین در حالی که محاسن شریفش به خون چهرهاش رنگین شده بود، به نزد امام بازگشت و گفت:
اقدم حسینا هادیا مهدیا الیوم تلقی جدک النبیا
ثم اباک ذالندی علیا ذاک الذی نعرفه و صیا
ای حسین! ای امامی که هم هدایت یافتهای و هم دیگران را هدایت میکنی و امروز جدت پیامبر را ملاقات خواهی کرد،
سپس پدرت علی را که صاحب فضل و جود و احسان است، آن عزیزی که ما او را وصی رسول و جانشین بر حق او میدانیم.(6)
سپس امام به او فرمودند: آری، من هم آن دو (بزرگوار) را پس از شما ملاقات خواهم کرد. او بار دگر رهسپار میدان رزم شد و پس از نبردی افتخار آفرین به شهادت رسید.(7) در زیارت ناحیه مقدسه چنین آمده: السلام علی الحجاج بن مسروق الجعفی.(8)
درسی که میتوان گرفت: در این که برخی از یاران قدری میجنگیده اند و سپس باز به سوی امام باز میگشتهاند، سری نهفته است؛ از جمله:
1. علاقه وافر نسبت به امام، آنها را به مرکز و قطب عشق فرا میخواند؛
2. این بازگشت را برای تجدید عهد و میثاق انجام میدادند؛
3. و خود تجدید قوا با رویت امام را آرزو میکردند که برآورده میشد؛
4. غرض برخی چون عابس این بود که امام او را به شمار آورد، و جهاد و شهادت او را بپذیرد.
پینوشتها:
1. شیخ مفید به جای مسروق، مسرور ضبط کرده است. (الارشاد، ج 2، ص78)
2. ابصار العین، ص151.
3. الارشاد، ج2، ص78/ تاریخ الامم و الملوک، ج5، ص401.
4. مقتل الحسین مقرم، ص 224.
5. ابصارالعین، ص152.
6. مناقب آل ابی طالب، ج4، ص103.
7. مقتل الحسین مقرم، ص224.
8. اقبال الاعمال، ج3، ص345.
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
ضَرغامَة بن مالک تَغلِبی

ضرغامة بن مالک تغلبی (1)
جناب «ضرغامة» فرزند «مالک» است. او به واقع - چون اسم خویش- شیری در میدان نبرد بود. شیعهای شناخته شده و از بزرگانی بود که با مسلم بن عقیل علیه السلام در کوفه بیعت کرد. هنگامی که مسلم را مردم کوفه تنها گذاشتند و عهد شکستند، به همراه سپاه ابن سعد از کوفه خارج شد و به حضرت اباعبدالله علیه السلام در کربلا پیوست.(2)
شهادت ضرغامه
بعد از نماز ظهر بود که ضرغامه از امام اجازه رزم خواست و در نبردی خونین در برابر امام شربت شهادت نوشید. (3)
پینوشتها:
1. تسمیه من قتل مع الحسین(ع)، ش40.
2. ابصارالعین، ص199، مقصد 14.
3. همان .
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
عمربن عبدالله الجندعی

ابن شهر آشوب بر این باور است که «عمرو» فرزند «عبدالله جندعی» در حمله نخستین شهید شده است.(1) ولی فضیل بن زبیر گزارش نموده است که عمر در روز عاشورا زخمی گردیدند و بعد از یک سال به شهادت رسیدند. (2)
در زیارت ناحیه مقدسه نیز این داستان تایید شده است: سلام بر زخمی همراه سوار، عمر بن عبدالله الجندعی. (3)
پینوشتها:
1. مناقب آل ابی طالب، ج4، ص113.
2. تسمیه من قتل مع الحسین(ع)، ش104.
3. اقبال الاعمال، ج3، ص 80.
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
ابوعمرو نهشلی

مهران که از غلامان بنیکاهل است گفته: من در کربلا در کنار امام حسین علیه السلام خود شاهد بودم که مردی وارد میدان شد و درگیری بسیار سختی داشت. او چون صاعقهای شرربار به هر طرف میتاخت، به گونهای که هیچ کس را تاب برابری با او نبود؛ چرا که او به هر گروه که حملهور میشد، آن بخش از سپاه را پاره میکرد. سپس به خدمت امام بازگشت و عرض کرد:
تو را بشارت، ای پسر احمد که به هدایت رشد یافتهای، به باغ فردوس پر میکشی و در آن بالا میروی.(1)
پس از آن پرسیدم: این کیست؟ گفتند: ابوعمره نهشلی است. پس «عامر بن نهشل» با او درگیر شد و او را کشت و سرش را از بدن جدا ساخت.(2)
پینوشتها:
1. مثیرالاحزان، ص57.
2. همان .
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
سُوَید بن عمرو

آخرین یاور امام حسین علیه السلام «سُوید بن عمرو بن ابی مطاع» بود. او به میدان آمد و به مبارزه پرداخت؛ اما در حین کارزار با صورت به زمین خورد و همگان پنداشتند او کشته شده، در حالی که زنده ولی بیهوش روی زمین افتاده بود.(75) ایشان از شهدای پس از امام به حساب میآید.
پینوشتها:
1. تاریخ الامم و الملوک، ج5، ص453/ انساب الاشراف، ج3، ص204.
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
سالم بن عمرو

«سالم» غلام «بنی مدینه» بود که آنها تیره ای از «کلب» بودند. او از شیعیان کوفه بود. در ایامی که هنوز جنگ آغاز نشده بود به امام و یارانش ملحق شد. (1)
شهادت سالم
در کتاب حدائق آمده است که سالم پیوسته در خدمت بود تا این که در کربلا به شهادت رسید.(2) ابن شهرآشوب هنگام شهادت سالم را در حمله نخستین پیش از ظهر عاشورا دانسته است. (3) در زیارت ناحیه مقدسه نام او آمده و مورد سلام واقع شده است.(4)
پینوشتها:
1- ابصارالعین، ص183- 182.
2- ابصارالعین، ص183.
3- همان .
4- بحارالانوار، ج45، ص 72.
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی
حارثُ بن نَبهان

«حارث» پسر «نبهان» بود. «نبهان» خود غلام «حمزه سیدالشهداء» عموی پیامبر اسلام(1) و سواری شجاع بود. «حرث» پسر نبهان به حضرت علی علیه السلام پیوسته بود. سپس امام مجتبی را همراهی کرده و نیز با امام حسین علیه السلام به کربلا آمده بود.(2) در حمله نخستین در راه امام حسین علیه السلام و اهداف او به فوز شهادت نائل آمد.(3)
پینوشتها:
1- تسمیة من قتل مع الحسین علیه السلام، ش 24/ الحدائق الوردیه، ج1، ص121.
2- منتهی الآمال، ج1، ص654/ الحدائق الوردیه، ج1، ص121.
3- ابصارالعین، ص 98.
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
حَبَشی بن قَیس نَهمی

«حبشی» فرزند «قیس بن سلمه» فرزند «طریف» پسر «ابان بن سلمه» از «آل همدان» بوده است.(1) حبشی از کسانی است که در ایامی که هنوز درگیری پیش نیامده بود، به امام حسین علیه السلام ملحق شد.(2)
شهادت حبشی
به نقل از سماوی، «ابن حجر عسقلانی» او را از شهیدان همراه اباعبدالله الحسین علیه السلام دانسته است. (3)
پینوشتها:
1- ابصارالعین، ص134.
2- همان.
3- همان .
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
نَصر بن اَبی نِیزَر حَبَشیِّ مَدَنی

«نصر» فرزند «ابی نیزر» و غلام امام علی علیه السلام است. برخی از مورخان «ابی نیزر» را از نوادگان پادشاهان عجم دانستهاند که به رسول خدا صلی الله علیه و آله هدیه داده شده و پس از آن، به امیرالمومنین رسیده است. (1)
پدر نصر (ابی نیزر)
پدر نصر، «ابی نیزر» بوده است. او در نخلستان امام علی علیه السلام و در خدمت او کشاورزی میکرده است.(2) گویند «ابی نیزر» مردی بلند قد و خوش سیما بود و رنگ او چون اهل حبشه نبود. اگر او را میدیدی میپنداشتی که او مردی عرب است. (3)
گویند ابی نیزر از فرزندان نجاشی، پادشاه حبشه بوده است.(4) او را در اوان کودکی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آوردند. او به اسلام رغبت نشان داد و مسلمان شد. پس از آن تحت تربیت و توجه پیامبر اسلام قرار گرفت.(5) ابی نیزر پس از مسلمان شدن، برای دیدار رسول گرامی اسلام از حبشه به مدینه آمد و در آنجا برای همیشه اقامت گزید. پس از مرگ نجاشی، مردم حبشه به مدینه آمدند تا تنها بازمانده او - ابی نیزر - را برای نصب پادشاهی به حبشه ببرند، ولی او گفت: یک ساعت در خدمت رسول الله بودن برایم از یک عمر پادشاهی شما و حبشه برتر است.(6) ابی نیزر در ماجرای حفر چاه و قناتی که به نام او اختصاص یافت، یعنی «عین ابی نیزر» و «بُغَیبِغَه»، در خدمت علی علیه السلام بوده است. امام در متن آن وقفنامه از او نام بردهاند. متن اولین قناتی که برای آن وقفنامه نوشته شد، چنین است:
«به نام خداوند بخشنده مهربان. این، صدقه بنده خدا، علی امیرمومنان است. او دو چشمه «ابی نیزر» و «بغیبغه» را به فقیران ساکن مدینه و بین راه ماندگان صدقه داده است تا خدا به واسطه وقف این دو چشمه (و قنات) چهرهاش را از گرمای آتش روز قیامت حفظ کند. این دو چشمه فروخته نشود و بخشیده هم نگردد تا خداوند آن را به ارث برد، او بهترین ارث برندگان است. مگر این که حسن و حسین محتاج آن دو سرچشمه شوند، در این صورت آن دو مالک بی قید و شرط آن دو نهر خواهند بود، و کسی جز آن دو نفر بر آن مالکیتی نخواهد داشت. (7)
بیدار فکری نصر
«نصر» نیز چون پدرش از یاران امام علی علیه السلام و پس از آن حضرت از علاقمندان اباعبدالله الحسین علیهالسلام بود. او از مدینة النبی امام را تا کربلا همراهی کرده است. این فرزند خلف «ابی نیزر» همان روحیه پدر را داشت و در پاسخ امام حسین علیه السلام - هنگامی که او را اجازه بازگشت دادند و بیعت را چون بقیه یاران از او برداشتند - این گونه بیان کرد:«نه، به خدا، هرگز و هرگز ... اگر رفتنی بودیم به اینجا نمیآمدیم.» شاید منظورش این بود که اگر عافیت طلب بودم آن زمان که پدرم را برای پادشاهی خواندند به حبشه بازگشته بودم.
شهادت نصر بن ابی نیزر
«نصر» مردی شجاع بود که پس از نبرد و کشتن جمعی از دشمنان ولی خدا، خود در كربلا شربت شهادت نوشید. آن عزیز از سواره نظام بود که اسب او پی شد و سپس خود در حمله نخستین به شهادت رسید.(8)
پینوشتها:
1- ابصارالعین، ص97 .
2- منتهی الآمال، ج1، ص657.
3- ذخیرة الدارین، ص457.
4- الکامل فی اللغة و الادب، ج3، ص207.
5- الکامل فی اللغة و الادب، ج3، ص 207/ ابصار العین، ص 97.
6- الحسینی الشیرازی، ذخیرة الدارین، ص 112.
7- الكامل فی اللغة و الادب، ج 3، صص 208 -207 .
8- ابصار العین، ص 98 .
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
سَعد بن حَرث (حارث) مَولی علی بن ابی طالب

«سعد» فرزند «حرث» (حارث) بوده است. عدهای از مورخان او را از صحابه رسول الله صلی الله علیه و آله دانستهاند.(1) در حالی که او از جمله غلامان آزاد شده امام علی علیه السلام نیز بوده است.(2) او را از شرطة الخمیس (همراهان امام علی علیه السلام) دانستهاند. او در زمان حکومت حضرت علی علیه السلام از طرف آن حضرت به عنوان والی و استاندار آذربایجان منصوب شده است.(3) پس از شهادت حضرت علی علیه السلام او از ملازمان امام مجتبی علیه السلام بوده و سپس امام حسین علیه السلام را تا کربلا همراهی کرده است. (4)
شهادت سعد بن حرث
سعد از زمره کسانی است که به فیض شهادت رسیده است. ابن شهر آشوب ادعا کرده که او در حمله نخستین به شهادت رسیده است ولی دیگر مورخان نامی از او نبردهاند. (5)
پینوشتها:
1- الاصابة فی تمییز الصحابه، ج3، ص 42.
2- منتهی الآمال، ج 1، ص 654.
3- مستدرکات علم رجال الحدیث، ج 4، ص27.
4- ابصار العین، ص96.
5- همان .
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
مُنجِح بن سَهم

«مُنجح» فرزند «سهم» است، او غلام امام حسین علیه السلام بود(1) و با فرزندان آن امام به کربلا آمد.(2)
شهادت منحج
در کتب تاریخ درباره هنگام شهادت مُنحج سخنی به میان نیامده است؛ اما ابن شهر آشوب او را در زمره شهدای حمله نخستین دانسته است: «و عشرة من موالی الحسین و مولیان من موالی امیرالمومنین علیهالسلام(3) ده نفر از غلامان حسین علیه السلام و دو نفر از غلامان حضرت امیرالمومنین علیه السلام در کربلا (به شهادت رسیدهاند). ناگفته نماند که سماوی شهادت ایشان را به نقل از صاحب حدائق در اوایل درگیری دانسته است.(4) در زیارت ناحیه مقدسه آمده: «السلام علی مُنحج؛ درود بر منحج.» (5)
پینوشتها:
1- تسمیة من قتل مع الحسین علیه السلام، ش 22/ ترجمة الحسین و مقتله، ص 176/ تاریخ الامم و الملوک، ج 5، ص 69.
2- منتهی الآمال، ج1، ص 654.
3- مناقب آل ابی طالب، ج 4، ص113.
4- ابصار العین، ص 96.
5- اقبال الاعمال، ج 3، ص 73و 346.
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
قارِب بن عبدُالله دُئَلی

«قارب» فرزند «عبدالله دئلی» است. عبدالله کسی است که به هنگام هجرت از مدینه و خروج رسول الله صلی الله علیه و آله از غار «ثور» به سوی مدینه منوره، در نزد او به اسلام تشرف یافته و با آن حضرت از بیراهه به مدینه همراه شده است. گفته شده که مادر «قارب» افتخار خدمت در محضر امام حسین علیه السلام را داشته است.(1) او از مدینه تا مکه و از مکه تا کربلا امام را همراهی کرده است.(2)
شهادت قارب
قارب در حمله نخستین، ساعتی قبل از ظهر به فوز شهادت نائل شد.(3) در زیارت ناحیه مقدسه آمده است: «السلام علی قارب مولی الحسین بن علی؛ درود بر قارب غلام حسین به علی علیهماالسلام.» (4)
پینوشتها:
1- ابصار العین، ص 96/ منتهی الآمال، ج1، ص 654.
2- ابصار العین، ص 96.
3- همان .
4- اقبال الاعمال، ج3، ص 76.
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
عائذ بن مجمع بن عبدالله عائذی (مُذحَجی)

«عائذ» پسر «مجمع بن عبدالله عائذی» است. او همراه پدرش «مجمع» با جمعی از دوستداران، پس از شهادت «قیس بن مسهّر» به دست ابن زیاد، از کوفه به کربلا هجرت کردند و در «عذیب الهجانات» به امام ملحق شدند. تاریخ نگاران تنها از چهار همسفر نام بردهاند که آنها عبارتاند از: «عمرو بن خالد، جنادة، مجمع و پسرش عائذ» اما از «واضح» علام «حرث»، «سعد» غلام «عمرو بن خالد» یاد نکرده اند، چنان که از «طرماح» راهنمای آنها یاد نکرده اند.(1)
شهادت عائذ
عائذ بن مجمع پس از پیوستن به جمع یاران حسین علیه السلام در خدمت امام بود تا این که در روز عاشورا به مقام شهادت نائل آمد.(2)
پینوشتها:
1- ابصارالعین، ص 147- 146.
2- تسمیة من قتل مع الحسین علیه السلام، ش 64.
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .
حَجّاج بن (زید) بَدر سعدی تَمیمیّ بَصری

«حجاج» پسر «بدر» و اهل «بصره» و از «بین سعد» است. سید داوودی نقل کرده است: امام حسین علیهالسلام به منذر بن جارود عبدی، یزید بن مسعود نهشلی، احنف بن قیس و دیگران از روسای پنجگانه و اشراف نامه نوشتند، که هر کدام به گونهای با آن برخورد کردند. احنف امام را به صبر دعوت و امیدوار کرد، اما پیامآور امام را به ابن زیاد تحویل داد که او را کشتند. اما مسعود قوم خود، بنی تمیم، بنی حنظله، بنی سعد و بنی عامر را جمع کرد و خطبهای بر آنها خواند. سپس نامهای به امام حسین علیه السلام نوشته و توسط حجاج بن بدر سعدی آن را به سوی امام ارسال داشت.(1) او نامه «مسعود بن عمرو» را از بصره به خدمت امام آورد و تا آخر راه همراه امام باقی ماند.(2) وقتی حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام نامه را دریافت کردند؛ پس از مطالعه فرمود: تو را چه میشود! خداوند تو را از ترس ایمن دارد و عزتت عنایت کند و روز تشنگی بزرگ سیرابت کند.(3)
شهادت حجاج بن بدر
تاریخ نگاران گفته اند، حجاج در حمله نخستین پیش از ظهر به شهادت رسیده است.(4) در زیارت «ناحیه مقدسه» مورد سلام و درود امام علیه السلام قرار گرفته است: «السلامُ عَلی حَجّاج بن بَدر السَّعدی؛ سلام بر حجاج پسر بدر سعدی.(5)
پینوشتها:
1- تفصیل خطبه مسعود(ابن مسعود) تهشلی و سخنان جدی او و نامه سراسر ولائیاش ر. ک: سماوی، ابصارالعین، صص 212 تا 214 آمده است.
2- ابصار العین، ص 212/ منتهی الآمال، ج 1، ص 656.
3- ابصار العین، ص 213و 214 .
4- ابصار العین، ص 214/ منتهی الآمال، ج 1، ص 654.
5- اقبال الاعمال، ج3، ص 78.
منبع:
یاران شیدای حسین بن علی علیهماالسلام، استاد مرتضی آقا تهرانی .

