تهدید صریح اوباما به حمله اتمی علیه ایران خبر کوچکی
نیست! ولی جالب است که در ایران جز معدودی از مقامات رسمی که حسب
وظیفه دیپلماتیک موظف به پاسخگویی اند کسی عکس العمل خاصی نشان نداد!
معدود وبلاگ ها و سایت هایی هم که نشانی از تهدید اوباما در آن یافت می
شد، صرفا به تمسخر یا رجز خوانی برای آمریکا پرداخته بودند!
تهدید اتمی اوباما نشان از دو واقعیت می تواند داشته باشد:
۱. اوباما در تدبیر سیاست خارجی
کم بنیه است و ادعای جمهوری خواهان مبنی بر بی تجربگی و کم سوادی او در
سیاست خارجی غیر واقعی نبوده است. کسی که ظرف یک سال از پیام محبت آمیز و
ادعای مذاکره رو در رو به تهدید اتمی می رسد، خامی خود را نشان می دهد.
اوباما حتی در تحت فشار قرار دادن ایران هم نادانی و
بی تجربگی خود را نشان داد. تمسک به حربه تحریم و تهدید که پیشتر بارها
آزمایش شده بود و تنها اثرش افزایش اتحاد ملی ایرانیان و قدرتمندتر کردن
حکومت و حاکمیت جمهوری اسلامی است، چه مزیتی برای این تازه وارد دارد؟؟
او {خوشبختانه} حتی رندی دیگر هم پالگی هایش چون بیل کیلتون را هم ندارد
که با اظهارات نرم ایران را از درون به چالش گفتگو یا عدم گفتگو بکشاند!
۲. اوباما پی برده است که
استحکام جمهوری اسلامی و پیوند مردم و حکومت قابل خدشه نیست لذا با عنایت
به ناامید به بهره برداری از ضعف های داخلی ایران، صریحا از ابزار
تهدید استفاده می کند.
اوباما هر قدر هم که نادان و بی تجربه باشد، اینقدر می
داند که تحریم و تهدید گام آخر دیپلماسی است. او حتی به عنوان یک
سیاستمدار نابلد هم باید بداند که در سیاست خارجی صبر، فشار روانی
و برنامه ریزی متناسب با نقاط ضعف حریف عامل توفیق است و وقتی مکررا" گام
آخر را انتخاب می کند، نشان می دهد دریافته است نقاط ضعف ایران با صبر و
ایجاد فشار از درون به بحران مطلوب او ختم نمی شود.
چه اوباما فردی بی اطلاع از سیاست باشد، چه به قدرت و
استحکام ایران اسلامی پی برده باشد و چه هر دو! روند جدید سیاست اوباما در
قبال ایران جز خیر چیزی عایدمان نخواهد کرد. هم آمریکا را از موضع
دلسوزانه روباه صفتانه بیرون می آورد، هم عامل افزایش اتحاد و انسجام ملی
و دینی خواهد شد و هم زمینه الفت و نزدیکی با ملت ها به عنوان مخاطبین
انقلاب اسلامی را فراهم می کند.
در تحولات اخیر ایران و آمریکا دو شکر ویژه از خداوند متعال جا دارد:
اول؛ شکر خدا را بابت داشتن رهبری علیم، بصیر، آینده
نگر و سیاست دان که در اوج توهم تغییر مشی آمریکای اوباما، که عده ای را
با آرزوی مذاکره رو در رو با اوباما به وهم تابوشکنی انداخته بود، قاطعانه
آمریکا را همان گرگ مستکبر و دشمن بی رحم نظام اسلامی خواندند و عدم
مذاکره با نماد کفر را به صلاح نداستند! و چه زود ایرانیان نتیجه اعتماد
به رهبر باکفایت خود را دیدند.
دوم؛ شکر خدا را بابت هم نفسی با مردمی شجاع و فهیم که
نور ایمان و شور انقلابی چنان فضای عمومی شان را فرا گرفته که هیچ تهدید و
تحریمی تاثیری در خلق و اعتقادات شان نمی گذارد! اوباما هر روز سخن از
تحریمی جدید می کند، اثر اجتماعی ندارد. به سیم آخر می زند و تهدید اتمی
می کند، باز هم مردم او را به هیچ حساب نمی کنند!
به یاد لطیفه شهیری می افتم: "طرف چنان احساس پوچی و
بی خاصیتی می کرد که روانه دکتر شد. به دکتر گفت: دکتر جان نمی دانم چرا
هیچ کس منو به هیچ هم حساب نمی کند! اصلا انگار نیستم! دکتر زنگ منشی را
زد و گفت: خانم منشی! نفر بعد لطفا!