سلام و صلوات خداوند بر ارواح طیبه شهیدان
دِین خون شهدا همه بر گردن ماست...

خوش خُلق بود و مهربان، صداقت در وجودش موج می زد. دستهایش به مهربانی باران بود. لبخندهای ملیح و مهربانش هیچ گاه قطع نمی شد. اگر لحظه ای او را می دیدی گویا سال ها او را می شناسی. با نگاه های نافذ و مهربانش قلب تو را تسخید می کرد.

در سال 1335 در شهر اهواز طلوع کرد. نامش را حمید گذاشتند تا پسندیده دو عالم گردد. دوران تحصیلات دبیرستان را در اهواز سپری نمود و موفق به اخذ دیپلم ادبی شد. سال 1354 به سربازی رفت و در آن سال های خفقان زده به توزیع پیام های امام خمینی(ره) و مطالعه ی کتب ممنوعه ی انقلابی اقدام نمود که بارها توسط حفاظت محل خدمتش مورد بازجویی قرار گرفت. بعد از اتمام خدمت به اتفاق سردار شهید محمدرضا پورکیان «تشکل سربازان گمنام» را در دانشگاه شهید چمران اهواز راه اندازی نمود و به فعالیت سیاسی پرداخت.

شهید حمید معینیان عاشق ولایت بود و سعادت دو دنیا را در توکل به خداوند متعال و اطاعت از دستورات ائمه ی اطهار می دانست. مجموعه ی سجایای اخلاقی و جاذبه ای قوی از او انسانی وارسته ساخته بود. وی حلال مشکلات دوستان و بستگان بود. او خدمت به مردم را سرلوحه ی کارهای خود قرار داده بود.

شهید حمید معینیان در گفته ها و رفتارها امام بسیار ریزبین بود و آنچه ولایت فقیه زمانش مطرح می کرد همان را موضع خود می ساخت. از تزویر، مکر و ریا و حیله گری به شدت بیزار بود.

با پیروزی انقلاب به سپاه پاسداران پیوست و تمام همت خود را جهت نیرو سازی بکار گرفت و با آغاز جنگ تحمیلی در مسئولیت های مختلف از جمله جانشین و سئول واحد اطلاعات جوب، مسئول واحد اطلاعات عملیات قرارگاه کربلا، مسئول طرح و عملیات سپاه هشتم قدس منطقه ی 8 ایفای نقش نمود و در ادامه ی خدمت به لحاظ ضرورت آموزش مجدداً به پادگان شهید حبیب اللهی مأمور و به عنوان جانشین معاونت آموزش مرکز آموزش پادگان شهید حبیب اللهی مشغول به خدمت گردید. ضمن اینکه در عملیات یاور فرماندهان قرارگاه کربلا بود و سرانجام آن جوان وارسته ی سپاه حضرت روح الله در ادامه ی عملیات کربلای 4 بر اثر بمباران خوشه ای هواپیماهای دشمن، خورشید وجودش غروب کرد و در آسمان شهیدان طلوع کرد.




[ دوشنبه 15 اسفند 1390  ] [ 7:40 AM ] [ ] [ نظرات 0 ]

خیبری بود و اهل نی، اهل سوز، حماسه ساز کم نظیری که وجب به وجب مرزهای جنوب شاهد خلق حماسه هایاوست. او عاشق خدمت در گمنامی بود. ترس در وجود او معنا نداشت و منبع مهم و مطمئنی برای یگان های رزم در بُعد شناسایی و اطلاعاتی بود.

نامش حمید و شهرتش رمضانی است. به سال 1341 در شهرستان اهواز در میان خانواده ای متدین و مذهبی و اهل فضل و کمال چشم به جهان گشود. در سنین ودکی در حوضچه ای به عمق 1/5 متر غرق شد که به صورت معجزه آسایی نجات یافت. پدرش کارگاه تراش کاری در شهر اهواز داشت و بدین طریق روزگار می گذراند. او هنگام حمله ی رضا خان برای کشف حجاب در حرم امام رضا(ع) شاهد اوج رذالت رژیم پهلوی بود.

حمید تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و متوسطه را در اهواز گذراند و موفق به اخذ دیپلم ریاضی گردید. او سرشار از شور و طراوت بود و از همان دوران نوجوانی در جبین خودش سعادت را می دید.

در بحبوحه ی فعالیت های سیاسی علیه رژیم پهلوی به مبارزات خود شکل تازه ای بخشید و در مسجد طالب زاده برای اقامه ینماز حضور پیدا می کرد و اندک زمانی بعد به جمع جوانان مسجد جزایری که فعال ترین گروه سیاسی شهر بودند پیوست.

حمید از استعداد تحصیلی بالایی برخوردار بود و چند بار در کنکور سراسری شرکت کرد و در رشته های مختلف از جمله الکترونیک قبول شد. وقتی خانواده پیشنهاد اعزام به خارج جهت تحصیل در کنار دو برادرش می دادند می گفت: «جبهه های جنگ خود دانشگاه بزرگی است» حمید جهاد را درسی از درس های بهشت می دانست و آن را بر همه چیز مقدم می دانست. با شروع جنگ تحمیلی همراه دیگر جوانان غیرتمند اهوازی به جبهه شتافت. ابتدا در کنار سردار شهید درافشان در گردان رزمی کربلای سوسنگرد، فارسیات، خرمشهر و بستان حماسه آفرید و اندکی بعد به لحاظ شایستگی و تبحر فوق العاده وی در شناسایی در مسئولیت های اطلاعاتی منصوب گردید و تا زمان شهادتش هیچ گاه جبهه را ترک نکرد و با تشکیل قرارگاه نصرت به فرماندهی گردان شناسایی 313 منصوب گردید.

حمید اعجوبه ی شناسایی بود. نفوذ حمید به قلب دشمن و شناسایی های مکرر وی چنان غیر قابل تصور بود که گاه موجب شگفتی می گردید. او روزهایی از قرارگاه ناپدید می گردید و بعد از مدتی با اطلاعات ذی قیمتی از دل سپاه دشمن برمی گشت.

حمید در شناخت منطقه ی هورالهویزه و عملیات خیبر نقش عمده و اساسی داشت. زمانی که منطقه صعب العبور و نیزار هور هیچگونه معبری جهت تردد نداشت او روزها و شبها به شناسایی می پرداخت تا از منطقه اطلاعات جامعی به دست آورد و بعدها  همین اطلاعات و ارائه آن به فرماندهی کل سپاه، شالوده عملیات خیبر گردید. او در جنگ تحمیلی و مأموریت های شناسایی به زیارت مولایش امام حسین(ع) و مرادش ابوالفضل العباس(ع) رفت.

رازداری حمید مثال زدنی است و تا زمان شهادتش حتی خانواده به موقعیت و مسئولیت هایش واقف نشدند. او به فراگیری فنون نظامی و تخصصی فوق العاده اهمیت می داد و سعی می کرد که تمام فنون نظامی را خود و نیروهای تحت امرش بیاموزند و در این راستا کلاس های مختلف از جمله غواصی، تاکتیک، شناسایی، شلیک با سلاح های سنگین را برپا می کرد و علاوه بر اعزام نیروهای زبده جهت شناسایی خود شخصاً به شناسایی می رفت و از مناطق مختلف عکس و اطلاعات تهیه می کرد  شناسایی های مهم و حساس را شخصاً انجام می داد.

معاون محور فارسیات و خرمشهر، مسئول محور اطلاعات شناسایی سوسنگرد و بستان، مسئول واحد اطلاعات، فرمانده گردان قرارگاه نصرت، مسئول واحد اطلاعات و عملیات سپاه ششم، مسئول معاونت اطلاعات سپاه ششم امام جعفرصادق(ع)، از جمله مسئولیت های آن قهرمان خستگی ناپذیر سال های دفاع مقدس است و نهایتاً آن گل گلزر باغ ولایت در روز چهارم خرداد ماه سال 1367 سرود شهادت خواند و با بهترین هدیه به پیشگاه معبودش خداوند متعال شتافت.




[ یک شنبه 14 اسفند 1390  ] [ 2:30 PM ] [ ] [ نظرات 0 ]

سال 1341 در شهرستان اهواز چراغ وجودش شعله ور شد. کودکی خنده رو و بشاش و دوست داشتنی که خانواده اسکندری را غرق در شادمانی کرد. دوران ابتدایی و راهنمایی خود را با موفقیت در شهرستان اهواز گذراند. علی رضا در نوجوانی دانش آموز ممتاز و کوشایی بود و ضمن تحصیل به خواندن کتب مذهبی روی آرد و از همان ابتدا با مسجد انس گرفت و در اکثر اوقات ملزومات شخصی خود را به منظور کمک به دوستانش اهداء می نمود.

همراه با موج توفنده امت اسلامی به دریای امواج پیوست. وی در این سال ها دوران تحصیلی دبیرستان خود را در دبیرستان شهید مصطفی خمینی می گذراند و فعالانه در راهپیمایی های مردمی شرکت ی جست و در منزل به ساختن کوکتل مولوتف جهت مبارزه با رژیم می پرداخت.

صبح آزادی فرا رسید و از فجر آفرینان شد. به دنبال پیروزی انقلاب به برقراری امنیت در شهر اهواز همت گماشت. در خرداد ماه سال 59 موفق به اخذ دیپلم گردید و با شروع جنگ تحمیلی به جبهه شتافت و تمام مدت عمر خود را تا پرواز به آسمان شهادت در میادین نبرد گذراند.

فرمانده دسته گردان بلالی، فرمانده گروهان، جانشین گردان صف، جانشین گردان قدس، فرمانده گردان قدس، جانشین گردان جعفر طیار لشکر 7 ولیعصر(عج)، از جمله مسئولیت های آن نخل استوار و جوان برومند اهوازی است. وی در سال 65 در کنکور سراسری شرکت و در رشته مهندسی دانشگاه زاهدان قبول شد ولی از آن جایی که جنگ را در رأس همه ی امور می دانست هیچ گاه جبهه را ترک نگفت و در عملیات های مختلف سپاه اسلام شرکت جست و یپسراسر جبهه های جنوب شاهد خلق حماسه های اوست.

او که تمام مدت عمرش را در خط مقدم و کمین جلو و خط اول می گذراند، در عملیات کربلای 4 سر نازنین و خدایی آن دلیر عرصه ی ایثار و شهامت مورد اصابت ترکش ارتش بعث عراق قرار گرفت و در عند ربهم مأوا گرفت.




[ یک شنبه 14 اسفند 1390  ] [ 2:27 PM ] [ ] [ نظرات 0 ]

در طلوع فجر ششم آبان ماه سال 1341 در خانواده ای مؤمن و متعهد طلوع کرد. کودکی را با تحصیل و انس با قرآن و جلسات مذهبی در کنار خانواده گذراند. وجود همسایگانی عالم و روحانی در پرورش روحی و معنوی اش تأثیر بسزایی داشت. در کنار تحصیل برای خود درآمدی از کار در کارگاه نجاری داشت که روح استقلال و اتکال به خداوند را در او پرورش می داد. سالهای تحصیلی متوسطه همراه با اوج گیری قیام اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) بود که او را به صحنه ی مبارزه کشاند و با پخش اعلامیه های امام (ره) و نوارهای مذهبی در خیل خروشان انقلاب اسلامی وارد گردید. هجوم ساواک و فرار او به همراه کتاب های مذهبی اولین درگیری مستقیم او بود. شهادت شهید صالح شوشتری، قبل از انقلاب بارقه ای فروزان از شجاعت و شهامت را در دلش زنده کرد. 

با پیروزی انقلاب به کردستان اعزام شد و دوشادوش دیگر پاسداران به مبارزه با اشرار و ضد انقلاب پرداخت. از اقدامات دیگر این شهید بزرگوار عبارت است از:

- با آغاز جنگ تحمیلی و حضور او و برادرش در جبهه ها و حضور مادر، پدر و خواهرش در پشت جبهه

- ازدواج در سال 1360 در روز ولادت امام حسین(ع) و روز پاسدار

- حضور در خرمشهر و دفاع مقدس از این شهر به همراه همرزمانش

- حضور در عملیات های گوناگون از شکست حصر آبادان گرفته تا کربلای 4 که حماسه های بی نظیری در گردان کربلا به فرماندهی حاج اسماعیل کسب کرد که خود سندی پر افتخار برای مردم خوزستان است.

- فرماندهی گردان کربلا و ابراز شهامت ها و شجاعت های بسیار در اکثر عملیات ها

- هشت مرتبه مجروحیت تا شهادت

- قطع دست راست در عملیات بدر

- غروب غمگین عملیات کربلای 4 در دی ماه سال 1365 و شهادت آن اسطوره ی قهرمان سپاه حضرت روح الله در حالی که آن عزیز با همه وجود سعی در جمع آوری نیروها و کاهش تلفات داشت، مورد اصابت تیر دشمن قرار رفت و پیکر مطهرش در آن سوی آب ها باقی ماند ولی نام و یادش همیشه سبز و جاوید است.




[ یک شنبه 14 اسفند 1390  ] [ 2:13 PM ] [ ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

قال امام صادق علیه السلام: کسی که در راه خدا کشته می شود، هیچ یک از گناهانش به رخش کشیده نمی شود.
نویسنده وبلاگ
آمار سایت
كل بازديدها : 15430 نفر
كل مطالب : 19 عدد
تعداد کل نظرات: 0 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: یک شنبه 14 اسفند 1390 
آخرین بروز رسانی : شنبه 7 بهمن 1391 
امکانات وب