سلام و صلوات خداوند بر ارواح طیبه شهیدان
دِین خون شهدا همه بر گردن ماست...

وصیت‌نامه سردار شهید کاظم نجفی رستگار


دوست دارم با بدنی پارهپاره به دیدار سیدالشهدا(ع) بروم

بسم ‌الله ‌الرّحمن الرّحیم

انا لله و انا الیه راجعون


ستایش خدای عزوجل را که مرا از امت محمد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و شیعه علی ـ علیه السّلام ـ قرار داد و سپاس خدای را که با آوردن حق از ظلمت به روشنایی و از طاغوت نجاتم داد و مرا از کوچکترین خدمتگزاران به اسلام و انقلاب اسلامی قرار داد.

امیدوارم که خداوند متعال رحمت خود را نصیب بنده گناهکار خود بفرماید و مرا به آرزوی قلبی خود، یعنی شهادت فی سبیل‌الله برساند که تنها راه نجات خود میدانم و آرزوی دیگرم این است که اگر خداوند شهادت را نصیب بنده گناهکار خود کرد، دوست دارم با بدنی پاره پاره به دیدار الله و ائمه معصومین به‏خصوص سیدالشهدا ـ علیه السّلام ـ بروم.

من راهم را آگاهانه انتخاب کردم و اگر وقتم را شبانهروز در اختیار این انقلاب گذاشتم، چون خود را بدهکار انقلاب و اسلام می‌دانم و انقلاب اسلامی گردن بنده حق زیادی داشت که امیدوارم توانسته باشم جزء کوچکی از آن را انجام داده باشم و مورد رضایت خداوند بوده باشد.
پدر و مادر و همسر و برادران و خواهران و آشنایانم مرا ببخشند و حلالم کنند و اگر نتوانستم حقی که بر گردن من داشتند ادا کنم، عذر می‌خواهم برای پدر و مادر و خواهران و برادرانم از خداوند طلب صبر می‌نمایم و امیدوارم تقوا را پیشه خود قرار دهند.

از همسرم عذر می‌خواهم که نتوانستم حقش را ادا کنم و چه بسا او را اذیت فراوان کردم و از خداوند طلب اجر و رحمت برای او می‌کنم که در مدت زندگی صبر زیاد به خاطر خداوند انجام داد و رنج‌های فراوان کشید.

از تمام اقوام و آشنایان و دوستان طلب حلالیت و التماس دعا دارم؛ به علت وضعیت جنگ مدت سه سال که در جبهه بودم، نتوانستم امر واجب خدا یعنی روزه را انجام بدهم. همچنین در رابطه با خرید خانه به مبلغ 223 هزار تومان از علی تاجیک و 65 هزار تومان از حسین کاوکدو و 10 هزار تومان از حاج محمد علی دولابی قرض کردم و مبلغ 30 هزار تومان از همسرم که خانه برای همسرم است و موتورم را برای جبهه در نظر گرفتم
.


والسلام
کاظم نجفی رستگار
ساعت 9 شب مورخ 3 اسفند 1362
شرق بصره(جفیر)




[ پنج شنبه 25 اسفند 1390  ] [ 11:06 PM ] [ ] [ نظرات 0 ]

وصیت نامه اول


 
 بسم الله الرحمن الرحیم
همسرم ! راه خدا را انتخاب کن که جز این راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد
... ملیحه جان همانطوری که میدانی احترام مادر واجب است. اگر انسان کوچکترین ناراحتی داشته باشد اولین کسی که سخت ناراحت می شود مادراست که همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشه اش می باشد...
... ملیحه جان اگر مثلا نیم ساعتی فکر کردی راجع به موضوعی هرگز به تنهایی فکر نکن حتما از قرآن مجید و سخنان پیامبران - امامان استفاده کن و کمک بگیر.  نترس هر چه می خواهی بگو. البته درباره هر چیزی اول فکر کن. هر چه که بخواهی در قرآن مجید هست مبادا ناراحت باشی همه چیز درست می شه ولی من می خواهم که همیشه خوب فکر کنی. مثلا وقتی یک نفر به تو حرفی می زند زود ناراحت نشو درباره اش فکر کن ببین آیا واقعا این حرف درسته یا نه. البته بوسیله ایمانی که به خدا داری.
ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها فقط به نماز و روزه نیست البته انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد. اما برگردیم سرحرف اول اگر دوستت تو را ناراحت کرد بعد پشیمان شد و به تو سلام کرد و از تو کمک خواست حتما به او کمک کن. تا میتونی به دوستانت کمک کن و به هر کسی که می شناسی و یا نمی شناسی خوبی کن. نگذار کسی از تو ناراحت بشه و برنجه.
هر کسی که به تو بدی می کند حتما از او کناره بگیر و اگر روزی از کار خودش پشیمون شد از او ناراحت نشو. هرگز بخاطر مال دنیا از کسی ناراحت نشو.
ملیحه جون در این دنیا فقط پاکی، صداقت، ایمان، محبت به مردم، جان دادن در راه وطن، عبادت باقی می ماند. تا می تونی به مردم کمک کن. حجاب، حجاب را خیلی زیاد رعایت کن. اگه شده نان خشک بخور ولی دوستت، فامیلت را که چیزی نداره، کسی که بیچاره است او را از بدبختی نجات بده. تا میتونی خیلی خیلی عمیق درباره چیزی فکر کن. همیشه سنگین باش. زود از کسی ناراحت نشو از او بپرس که مثلا چرا اینکار را کردی و بعد درباره آن فکر کن و تصمیم بگیر...
... ملیحه به خدا قسم به فکر تو هستم ولی می گویم شاید من مردم باید ملیحه ام همیشه خوشبخت باشد. هرگز اشتباه فکر نکند. همیشه فقط راه خدا را انتخاب بکند. چون جز این راه راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد.
ملیحه باید مجددا قول بدهی که همیشه با حجاب باشی. همیشه با ایمان باشی. همیشه به مردم کمک کنی. به همه محبت کنی. در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است و راه خداست...
... اگه می خواهی عباس همیشه خوشحال باشد باید به حرفهایم گوش کنی. ملیحه هرچقدر میتونی درس بخون. درس بخون درس بخون. خوب فکر کن. به مردم کمک کن. کمک کن خوب قضاوت کن. همیشه از خدا کمک بخواه. حتما نماز بخون. راه خدا را هرگز فراموش نکن...
... همیشه بخاطرت این کلمات بسیار شیرین و پر ارزش را بسپار « کسی که به پدر و مادرش احترام بگذارد، یعنی طوری با آنها رفتار کند که رضایت آنها را جلب نماید، همیشه پیش خداوند عزیز بوده و در زندگی خوشبخت خواهد بود » ...
ملیحه مهربانم هروقت نماز میخونی برام دعا کن.

 

وصیت نامه دوم
 

بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
خدايا، خدايا، تو را به جان مهدي (عج) تا انقلاب مهدي (عج) خمينی را نگهدار. به خدا قسم من از شهدا و خانواده شهدا خجالت مي کشم وصيت نامه بنويسم. حال سخنانم را براي خدا در چند جمله انشاالله خلاصه مي کنم.
خدايا مرگ مرا و فرزندان و همسرم را شهادت قرار بده.
خدايا، همسر و فرزندانم را به تو مي سپارم.
خدايا، در اين دنيا چيزي ندارم، هرچه هست از آن توست.
پدر و مادر عزيزم، ما خيلي به اين انقلاب بدهکاريم.


عباس بابايي
  61/4/22
21 ماه مبارک رمضان




[ یک شنبه 14 اسفند 1390  ] [ 9:31 AM ] [ ] [ نظرات 0 ]

بسم الله الرحمن الرحیم

لا تحسین الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء و عند ربهم یرزقون
با درود به رهبرکبیر انقلاب وامت حزب الله
آری چه خوب وچه زیبا قرآن گفت: شهیدان شاهدان تاریخند شهیدانی که در تمام تاریخ و تا قیامت نامشان برزبانهاست.
آنان برای چه کسی شهید شدند؟ غیر از راه الله بود؟ غیر از برای پایدار بودن حق و عدالت اسلامی به روی زمین بود؟ شاید وصیتی که می کنم چنان گیرا نباشد ولی با این وجود مطالبی را که میدانم می نویسم. برادران و خواهران حزب الهی و مسلمان اگر من و یا ما به جبهه آمدیم امید به این داشتیم که کسانی هستند که بتوانند از شهر و خانواده ما مواظبت کنند اگر آمدیم می دانستیم این است این زاهدان شب و شیران روز خون ما را پایمال نمی کنند و راهمان که همان الله است ادامه می دهند، امت حزب الله نمازها را فراموش نکنید به خصوص نماز شب، نماز را به خاطر آن می گویم که گیرائی زیادی برای ما دارد. من خودم اولین نمازم را که خواندم احساس نزدیک شدن به معبودی را نمودم.

برادران و خواهران، امر به معروف و نهی از منکر اسلام را ترویج دهید، امام را تنها نگذارید مانند آن قسمت از امت صدر اسلام نباشید که امام حسین (ع) را در کوفه تنها گذاشتند قدر امام را بدانید، قدر محبت امام را بدانید، تمام ترس ابر قدرتها از ایران و تمام پیشرفت اسلام در ایران و بعضی از کشورها در این زمان بخاطر داشتن امامی به این عزیزی است پس قدرش را بدانید. ما وقتی قدر امام را متوجه شدیم فوری به جبهه آمدیم تا در راه خدا با دشمنان اسلام و خدا بجنگیم بالاخره هم پیروزی با ماست زیرا امام زمان را داریم در خاتمه به تمام خانواده عزیزم و تمام آشنایان سلام فراوان می رسانم و باز تأکید می کنم اگر بدون اجازه پدر و مادرم  به جبهه آمدم طلب بخشش می کنم، اگر برادر و یا کسی از من ناراحتی دیده است مرا نبخشند من در آن دنیا در عذاب فرو می روم، از مادر عزیز تقاضا دارم که چهارده الی هیجده روزه دارم و علت آن هم خودش می داند اگر توفیقش را دارم برایم بگیرد. از راه دور تمام شما را به خدا می سپارم و از خدا برای همه طلب آمرزش می کنم  و روی همهٌ برادرنم را می بوسم خواهش می کنم در مرگ من گریه و مراسم نگذارید خرج مراسم را به حساب  100 امام یا کمک به مستضفان بریزید، دوست دارم در میان شهدای اهواز در بهشت آباد خاکم کنند و بر بالین قبرم بنویسید شهید زنده نگه دار تاریخ است، تمامی شما را به خدای متعالی و یکتا می سپارم زیرا وقت به آن صورت ندارم.
والسلام


خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
نوحه« ای شهید کربلا» را خیلی دوست دارم اگر می شود بالای قبرم بخوانید


الحقیر غلامرضا بختیاری
61/8/28




[ یک شنبه 14 اسفند 1390  ] [ 9:29 AM ] [ ] [ نظرات 0 ]

بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب اسماعیل فرجوانى فرزند محمد جواد، اول با یاد خدا و سلام بر رسولانش بالاخص محمد بن عبدالله(ص) و سلام بر ائمه اطهار و حضرت فاطمه زهرا(س) و درود بر رهبر عظیم و عالیقدر مسلمین در زمان حال امام خمینى و دعاى خیر و رحمت براى كلیه شهداء و مفقودین و كسانیكه به حق در راه اسلام عزیز جان باخته‌اند و امید شفاء یافتن مجروحین و معلولین و آزادى اسراى انقلاب اسلامى در تمام گیتى.

اما بعد با سلام به همگى كسانى كه این متن را مى‌خوانند و به تمامى امت قهرمان و مقاوم و شهید پرور ایران امتى كه هیچ گاه امام خود را رها نكرده و در سخت‌ترین روزها و برهه‌ها با عزمى راسخ و ایمانى استوار با توكل به خدا و توسل بر ائمه اطهار(ع) اسلام عزیز را در این زمان سرافراز كردند. خواهران و برادران عزیز با شما هستم، با تمامى كسانى كه بر علیه ظلم شوریدند و اسلام را دوباره احیاء كردند. اخلاق اسلامى را در خود دوباره احیاء كنید و نگذارید كه این شرم و حیا از بین جوانان ما بیرون برود هوشیار باشید تا شیطان از راههاى مختلف در بین شما نفوذ نكند همان گونه كه در حساس‌ترین روزهاى انقلاب سال 57 راهنماى ما امام خمینى بود و به ایشان مطمئن بودیم و هر كارى مى‌گفتند انجام مى‌دادیم در این زمان نیز به او مطمئن باشید و به فرامینش گوش فرا دهید و با قلبى مالامال از عشق به خدا در مسیر حركت انقلاب اسلامى به راه افتید، از هیچ چیز واهمه نداشته باشید و از آینده نیز هراسى به دل راه مدهید كه وعده خدا حق است و پیروزى از آن اسلام عزیز است.

جنگ كماكان مسئله اصلى است به هر شكل كه مى‌توانید به اسلام از طریق جنگ خدمت كنید و اكنون كه مسئولیت خطیر نابودى دشمن و كافرین در تمام جهان به دوش ما افتاده با شركت در دفاع مقدس در برابر هجوم صدام كافر براى دفاع مقدس در برابر صهیونیسم بین الملل و آزادى قدس خود را آماده كنیم. هیچ عذرى قابل قبول نیست، درس دارم، متأهلم، كارخانه، اداره، مسئولیتم در شهر سنگین است و...اجازه نمى‌دهد و همه اینها بهانه‌اى بیش نیست و مطمئن هستم كه خواستن توانستن است.

به هـر حال اگـر كسى مرا مى‌شناسد، عاجزانه مى‌خواهم كه مرا ببخشد و حلال كند ان شاءالله كه خداوند خودش در دل مردم چنان عطوفتى قرار مى‌دهد كه مرا ببخشند، و نیز من مطمئن به فضل و رحمت خداوند تبارك و تعالى هستم. همه اقشار مردم بكوشند تا با فعالیت بیشتر عظمت و مجد صدر اسلام را تجدید كنند و اسلام و مسلمین را سر بلند. ضمناً تمامى كسانى كه به اسلام، رهبرى اسلام و انقلاب اسلامى معتقد نیستند حق شركت در تشییع جنازه‌ام را ندارند و خانواده‌ام و مردم این كار را انجام دهند. و نیز بنده 7ماه روزه قضا و 5 سال نماز قضا بدهكارم كه تمامى برادران گردان به عنوان نیرو و چه به عنوان كادر تقاضا دارم كه زحمت این را بكشند اگر كسانى هم توانایى این كار را دارند لطفاً انجام دهند. نماز شب اول قبر را برایم حتما بخوانید، و كفنم، احرام حجم باشد. همگى برادران و خواهران را به خدا مى‌سپارم.

 

والسلام - عبداله، ذبیح الله
    اسماعیل فرجوانی         

 




[ یک شنبه 14 اسفند 1390  ] [ 9:22 AM ] [ ] [ نظرات 0 ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 ... می گویند باید وصیت نامه بنویسید، چه می توان نوشت؟ چه می توان گفت؟ اگر حرفی هست، گفتنی نیست چه رسد به آنجا که حرفی برای گفتن نباشد! آنچه را که ما عمریست گفته و می گوییم دیگران عمل کرده و می کنند پس ما در این میانه جز شرمساری و خجلت و سرافکندگی نصیبی نداریم.

 تنها یزی که دلم می خواهد بگویم همانی است که دیگران نوشته اند و مانیز به اقتضای ایشان خواهیم نوشت. حال اینکه چرا هر رفته ای این حدیث را مکرر می کند، سئوالی است که همگان باید از خود بپرسند!

 باری آنچه می خواهم بگویم، سر سپردگی، اطاعت بلاقید و شرط و تبعیت بی چون و چرا از اماممان است. از پیرمان، مرادمان، واسطه فیضمان، سببنا المتصل بین الارض و السماء و ...

 یکبار دیگر می گویم همه باید از خود بپرسند چرا همه رفتگان این توصیه را می کردند؟ چرا؟ چرا؟ بگذاریم و بگذریم.

 مادر، مادر غم پرورم، تو آنقدر خوبی که مطمئنم حلالم خواهی کرد. گریه هایت آهسته و نهانی باشد. در برابر مردم همچون کوه باش. محکم و پابرجا، زینب(س) نیز چنین بوده است!

 از حضرت مستطاب والد نیز بسیار شرمنده ام و طلب حلالیت می نمایم و از همگان نیز. ما را از دعای خیر فراموش مفرمائید بخصوص در شبهای جمعه. 

 گرانباریم اما امیدوار، شرمنده و گناهکاریم و روسیاهیم اما مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را داریم و فاطمه سلام الله علیها را که جانم فدایش باد.

 والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین.

 چهارشنبه 65.10.3  - آبادان

سید مرتضی شفیعی

گردان جعفر طیار(ع)- گروهان اخلاص




[ یک شنبه 14 اسفند 1390  ] [ 9:19 AM ] [ ] [ نظرات 0 ]
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.
درباره وبلاگ

قال امام صادق علیه السلام: کسی که در راه خدا کشته می شود، هیچ یک از گناهانش به رخش کشیده نمی شود.
نویسنده وبلاگ
آمار سایت
كل بازديدها : 15429 نفر
كل مطالب : 19 عدد
تعداد کل نظرات: 0 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: یک شنبه 14 اسفند 1390 
آخرین بروز رسانی : شنبه 7 بهمن 1391 
امکانات وب