یادگار از تو همین سوخته جانی ست مرا
شعله از توست اگر گرم زبانی ست مرا
به تماشای تن سوخته ات آمده ام
مرگ من باد که این گونه توانی ست مرا
نه ز خون گریه ی آن زخم گریزی ست تو را
نه از این گریه ی یک ریز امانی ست مرا
عرق شرم بود که از چشمم ریخت!
ورنه بر کشته ی تو روا نیست مرا
..................................................
شهدا را یاد کنید باذکر صلوات
[ یک شنبه 23 مهر 1391 ] [ 10:16 PM ] [ رضا باقری نژاد ]
[ نظرات 1 ]